WEBVTT

00:05.360 --> 00:45.960
✦ چایی دم کن که ما سریال رو دم کردیم ✦
➹ baromoviz :دانلود مستقیم فیلم و سریال از بارومـــــــووی ➹
✧ ترجمه: SEVDA ✧ mahur ✧ naz ✧

01:30.350 --> 01:34.990
♛ وارث ♛

01:35.450 --> 01:37.930
قسمت بیستم

01:38.150 --> 01:39.000
جن نیانگ؟

01:40.640 --> 01:41.509
جنگ شن؟

01:42.680 --> 01:44.280
توی سو جو چیکار می‌کنین؟

01:44.400 --> 01:45.560
اگه نمیومدیم سو جو

01:45.560 --> 01:48.490
از کجا می‌فهمیدیم خانواده‌ی لی یه "ارباب وانگ" داره؟

01:49.400 --> 01:50.479
ببرینش

01:50.950 --> 01:52.479
ارباب، چه خبره؟

01:53.000 --> 01:54.039
!چطور جرات می‌کنی

01:54.710 --> 01:56.840
احترام بزرگترت رو نگه نمی‌داری؟

01:56.840 --> 01:58.350
من شوهر عمه‌اتم

01:58.870 --> 02:01.280
اگه عمه چون ‌هوات بفهمه

02:01.400 --> 02:02.710
!حسابتون رو می‌رسه

02:02.710 --> 02:03.360
!تف

02:04.200 --> 02:05.950
چطور جرات می‌کنی اسم عمه چون ‌هوا رو بیاری؟

02:05.950 --> 02:06.840
لی ده سای

02:07.000 --> 02:09.120
داری نون خانواده‌ی لی رو می‌خوری

02:09.120 --> 02:11.800
بعد انقدر نمک‌نشناسی که یواشکی لاک خام می‌فروشی

02:11.800 --> 02:13.750
عمه چون ‌هوا برای اینکه گندکاریت رو بپوشونه

02:14.000 --> 02:15.770
پشت سر خانواده‌ی لی توی حساب‌ها دست برد

02:15.770 --> 02:16.829
اونوقت تو چیکار کردی؟

02:17.190 --> 02:19.800
با اون پول معشوقه گرفتی؟

02:20.310 --> 02:22.770
عذاب وجدان نداری که به عمه چون هوا خیانت کردی؟

02:23.470 --> 02:25.930
لاک خام مال شاخه‌ی ششم ماست

02:26.079 --> 02:27.470
منم جزو شاخه‌ی ششمم

02:27.470 --> 02:28.560
چرا نمی‌تونم بفروشمش؟

02:28.710 --> 02:29.680
در ضمن

02:29.680 --> 02:33.280
!طبیعیه که مردها چند تا زن و صیغه داشته باشن

02:46.000 --> 02:46.840
!سرت رو بگیر بالا

02:47.680 --> 02:48.710
لی ده سای

02:49.000 --> 02:50.750
فکر کردی عمه چون ‌هوا

02:51.030 --> 02:53.360
به خاطر برادر رون تا ابد باهات می‌سازه؟

02:53.840 --> 02:55.190
یا فکر کردی

02:55.280 --> 02:58.079
مدرکی از معامله‌های غیرقانونیت توی لاک خام ندارم؟

02:58.079 --> 02:58.910
گوش کن

02:59.030 --> 03:00.120
آدمی مثل تو

03:00.150 --> 03:01.810
باید دست‌هاش شکسته بشه

03:02.030 --> 03:03.470
از خانواده‌ی لی پرت بشه بیرون

03:03.470 --> 03:05.590
!و تحویل دفتر حکومتی داده بشه تا به حسابش برسن

03:05.590 --> 03:06.650
اون موقع که اینطوری بشه

03:06.920 --> 03:08.510
اگه عمه چون ‌هوا ترکت کنه

03:08.750 --> 03:10.910
انجمن ادبی جرم‌هات رو علنی می‌کنه

03:10.910 --> 03:13.310
توی صنعت جوهر سو جو و هوی جو کی جرات می‌کنه استخدامت کنه؟

03:13.310 --> 03:14.360
می‌خوام ببینم

03:14.360 --> 03:16.520
!اونوقت چطوری می‌خوای زنده بمونی

03:17.520 --> 03:19.560
...جن نیانگ، جن نیانگ

03:19.750 --> 03:21.240
اشتباه کردم

03:22.310 --> 03:25.190
به خاطر عمه چون ‌هوات

03:25.630 --> 03:27.230
لطفا این دفعه رو ببخشم

03:27.400 --> 03:29.710
...بهم یه فرصت بده تا آدم بشم

03:31.710 --> 03:32.750
!ببرینش

03:32.750 --> 03:33.470
!چشم

03:33.470 --> 03:35.400
مستقیم برگردونینش هوی جو

03:36.030 --> 03:37.960
!جن نیانگ... جن نیانگ

03:38.820 --> 03:41.550
!واقعا مایه‌ی ننگ شاخه‌ی ششمی

03:43.910 --> 03:45.560
جن نیانگ، آروم باش

03:46.000 --> 03:48.100
بعد از این کتک باید درس عبرت گرفته باشه

03:48.100 --> 03:50.100
!جنگ‌ شن، این خونه رو نگاه کن

03:51.590 --> 03:53.280
!حقشه

03:54.910 --> 03:55.470
نه

03:55.910 --> 03:56.800
جنگ‌ شن

03:57.520 --> 03:58.920
باید این خونه رو بفروشی

03:59.680 --> 04:01.870
اولا برای اینکه ضرر لاک خام جبران بشه

04:01.870 --> 04:02.680
دوما

04:03.000 --> 04:05.530
برای اینکه راه برگشتی توی سو جو نداشته باشه

04:06.590 --> 04:08.120
واقعا حواست به همه چی هست

04:08.680 --> 04:11.520
در ضمن، موقع انجام این کار حواست باشه

04:11.870 --> 04:13.930
هر چی باشه پای عمه چون ‌هوا وسطه

04:13.960 --> 04:16.120
نذار کسی توی خانواده‌ی اصلی چیزی بفهمه

04:16.120 --> 04:17.510
فهمیدم، نگران نباش

04:21.920 --> 04:23.040
!چون ‌هوا

04:24.600 --> 04:26.000
غلط کردم

04:26.390 --> 04:27.800
!واقعا فهمیدم اشتباه کردم

04:27.800 --> 04:28.750
!غلط کردم

04:47.200 --> 04:47.930
ده‌ سای

04:54.430 --> 04:56.700
گذشته‌ها گذشته

04:57.950 --> 05:00.270
همین که از این به بعد

05:00.830 --> 05:02.310
با رون خوب رفتار کنی برام کافیه

05:07.800 --> 05:09.600
با داشتن همچین زنی

05:10.580 --> 05:12.440
یه شوهر دیگه چی می‌خواد؟
*شلغم پرو مکس*

05:13.560 --> 05:14.240
چون ‌هوا

05:15.830 --> 05:16.510
امروز بعد از ظهر

05:17.070 --> 05:17.870
برمی‌گردم

05:18.950 --> 05:20.600
به اقامتگاه لی

05:20.600 --> 05:21.950
به زن‌عمو رو جون می‌گم

05:22.430 --> 05:25.690
که می‌خوام از همه‌ی وظایفم
توی کارگاه جوهر استعفا بدم

05:26.390 --> 05:27.720
برمی‌گردم و تمام تمرکزم رو

05:29.000 --> 05:30.750
می‌ذارم روی وقت گذروندن با تو و رون

05:30.750 --> 05:31.750
خوبه؟

05:37.310 --> 05:38.710
این رفت و آمدها

05:38.750 --> 05:40.070
واقعا خسته‌کننده‌ست

05:40.630 --> 05:42.310
ول کردن کارت توی کارگاه جوهر

05:42.310 --> 05:44.190
شاید چیز بدی نباشه

05:46.120 --> 05:48.870
اما، حالا که منبع لاک خام قطع شده

05:48.870 --> 05:51.150
اون تاجرهایی که ازت لاک خام خریدن

05:51.150 --> 05:53.680
احتمالا بیان سراغت تا پولشون رو پس بگیرن

05:56.870 --> 05:57.600
چون ‌هوا

05:58.390 --> 05:59.190
نگران نباش

05:59.800 --> 06:00.950
قبلا

06:01.950 --> 06:03.210
این قضیه رو حل کردم

06:04.600 --> 06:06.330
این همه پول از کجا آوردی؟

06:07.720 --> 06:09.680
...چون ‌هوا، من

06:10.680 --> 06:14.430
قبلا یه خونه‌ی بزرگ توی سو جو خریده بودم

06:15.280 --> 06:17.640
می‌خواستم غافلگیرت کنم

06:18.070 --> 06:20.270
...ولی کی فکرش رو می‌کرد اینطوری بشه

06:21.160 --> 06:22.240
حالا

06:22.630 --> 06:23.870
بهتره بفروشمش

06:24.390 --> 06:26.270
تا فقط این کسری رو جبران کنم

06:29.190 --> 06:30.510
پس خوبه

06:34.480 --> 06:35.070
پدر

06:35.430 --> 06:36.630
کجا می‌ری؟

06:36.870 --> 06:37.750
برم سراغ لی جن

06:37.830 --> 06:38.630
!و باهاش تسویه حساب کنم

06:38.630 --> 06:41.750
نه صبر کن
می‌خوای بری پیش جن نیانگ که چی بشه؟

06:42.070 --> 06:43.159
مگه نمی‌دونی؟

06:43.400 --> 06:45.310
شوهر عمه‌ات رو اخراج کرده

06:45.340 --> 06:47.950
این کارش مثل سیلی زدن
توی صورت شاخه‌ی ششم ما نیست؟

06:47.950 --> 06:48.190
نه

06:48.190 --> 06:48.990
!صبر کن، پدر

06:49.159 --> 06:51.620
شاید سوتفاهمی پیش اومده باشه

06:51.630 --> 06:52.680
چه سوتفاهمی؟

06:52.680 --> 06:54.920
مگه چه سوتفاهمی ممکنه پیش بیاد؟ بهم بگو

06:54.920 --> 06:55.560
برو کنار

06:55.560 --> 06:56.820
اگه بخوای ازش طرفداری کنی

06:56.830 --> 06:58.270
!با عصام پاهات رو قلم می‌کنم

06:58.270 --> 06:58.800
نه

06:59.120 --> 07:01.480
!معلومه که شوهر عمه‌ام به عمه خیانت کرده

07:01.480 --> 07:03.240
لی ده سای یواشکی لاک خام کارگاه رو فروخته

07:03.240 --> 07:04.870
توی سو جو هم یه زن صیغه‌ای داره

07:04.870 --> 07:06.130
!حتی یه بچه هم دارن

07:06.390 --> 07:07.120
!غیرممکنه

07:07.360 --> 07:08.310
!اصلا امکان نداره

07:08.310 --> 07:09.510
حرف مفت نزن

07:09.680 --> 07:10.630
چطور ممکنه نباشه؟

07:10.630 --> 07:12.830
خودم رفتم سو جو و ته و توی قضیه رو درآوردم

07:13.240 --> 07:13.950
واقعا؟

07:14.620 --> 07:16.120
!واقعا! مگه بهت دروغ می‌گم؟

07:16.120 --> 07:17.750
بشین تا سیر تا پیازش رو برات بگم

07:17.750 --> 07:18.360
بشین

07:20.160 --> 07:22.750
اون لی ده سای نمک‌نشناس

07:23.380 --> 07:25.300
!با همین عصا پاش رو قلم می‌کنم

07:25.390 --> 07:26.650
اول بشینین

07:33.390 --> 07:34.680
!بگو ببینم چی شده

07:35.280 --> 07:38.580
عمه خیلی وقته که از زن صیغه‌ای لی ده سای خبر داره

07:39.390 --> 07:40.870
فقط به خاطر برادر رون بوده

07:40.950 --> 07:43.000
که به هیچکس چیزی نمی‌گفته

07:43.040 --> 07:46.000
اگه بری بیرون و این رو جار بزنی

07:46.159 --> 07:47.820
عمه چطوری می‌تونه این خفت رو تحمل کنه؟

07:51.720 --> 07:53.360
پدر، نگران نباش

07:53.800 --> 07:55.909
جن نیانگ این موضوع رو عالی جمع و جورش کرد

07:56.270 --> 07:57.800
حتی راه فرار لی ده سای رو هم بست

07:57.800 --> 07:58.830
توی سو جو

07:59.870 --> 08:01.390
پس چرا اون دختره، لی جن

08:01.390 --> 08:03.920
حقیقت رو بهم نگفت؟

08:05.040 --> 08:06.600
جن نیانگ تازه کارگاه جوهر رو تحویل گرفته

08:06.600 --> 08:08.230
و خیلی‌ها با این قضیه مشکل دارن

08:08.230 --> 08:09.680
اگه بی‌گدار به آب می‌زد و بهت می‌گفت

08:10.030 --> 08:11.270
که شوهر عمه لاک خام رو فروخته

08:11.270 --> 08:12.630
و عمه هم براش براش ثبت کرده

08:12.630 --> 08:13.890
حرفش رو باور می‌کردی؟

08:14.190 --> 08:15.640
نه تنها حرفش رو باور نمی‌کردی

08:15.640 --> 08:16.720
بلکه فکر می‌کردی

08:16.720 --> 08:18.670
داره توی شاخه‌ی ششم ما تفرقه‌اندازی می‌کنه

08:18.670 --> 08:20.480
خب... مدرک محکمی وجود داره

08:20.480 --> 08:21.870
چرا نباید باور می‌کردم؟

08:21.870 --> 08:23.430
حتی اگه باورش می‌کردی

08:23.630 --> 08:24.800
با اون اخلاقی که داری

08:24.800 --> 08:26.600
حتما لی ده سای رو می‌کشوندی دادگاه

08:26.600 --> 08:28.120
اگه سر و صدا راه میفتاد

08:28.480 --> 08:30.190
فقط باعث تحقیر عمه می‌شد

08:30.360 --> 08:31.620
برادر رون رو بی‌پدر می‌کرد

08:31.920 --> 08:33.840
و شاخه‌ی ششم ما رو مضحکه‌ی عام و خاص می‌کرد

08:33.840 --> 08:35.030
اونوقت شاخه‌ی ششم‌ ما

08:35.030 --> 08:37.030
ناچارا از جن نیانگ کینه به دل می‌گرفت

08:37.120 --> 08:39.250
و اختلاف بینمون بیشتر می‌شد

08:39.340 --> 08:41.140
این برای جوهر لی هم بد می‌شد

08:43.840 --> 08:44.480
پدر

08:45.390 --> 08:46.600
از هر لحاظ که فکر کنی

08:46.750 --> 08:49.360
جن نیانگ هر کاری کرد برای خانواده‌ی لی بود

08:52.320 --> 08:54.480
باشه... فهمیدم

08:55.480 --> 08:56.940
برو به کارت برس

08:57.080 --> 08:58.600
نمی‌ری؟

08:59.040 --> 09:00.000
برای چی برم؟

09:00.000 --> 09:00.910
یه کم همینجا می‌مونم تا آروم شم

09:00.910 --> 09:02.910
برو... برو به کارت برس

09:03.000 --> 09:03.550
باشه

09:06.620 --> 09:07.950
برات چای می‌ریزم

09:09.910 --> 09:11.600
اون عوضی

09:12.600 --> 09:14.030
لی ده سای

09:17.630 --> 09:18.240
خوب نگهش دار

09:18.240 --> 09:19.120
بذارش بیرون

09:18.450 --> 09:27.730
(جوهر لی)

09:22.250 --> 09:23.270
بانوی جوان لی جن

09:24.600 --> 09:26.320
بیشتر سفارش‌های جوهر دوده‌ی لاکی کارگاه

09:26.320 --> 09:27.780
دیگه تحویل داده شدن

09:28.270 --> 09:31.330
و با اون لاک خامی که از سو جو رسیده

09:31.440 --> 09:35.040
برای کارگاه‌امون کافیه تا بقیه‌ی سفارش‌ها رو تموم کنه

09:35.080 --> 09:38.080
واقعا از قبلی‌ها هم سرتری

09:38.440 --> 09:39.840
نظر لطفتونه مدیر شائو

09:39.840 --> 09:41.440
بالاخره از پسش براومدم

09:41.440 --> 09:43.440
امانت پدربزرگ ششم رو به سرانجام رسوندم

09:44.200 --> 09:45.660
پس دیگه برمی‌گردم سر کارم

09:47.550 --> 09:48.240
آروم برو

09:48.240 --> 09:48.960
مراقب باشین

10:19.790 --> 10:22.650
شاخه‌ی ششم بهت مدیونه، جبرانش می‌کنم

10:48.080 --> 10:48.960
پدربزرگ

10:49.720 --> 10:51.050
دیگه نصفه‌شبه

10:51.240 --> 10:52.480
چرا هنوز بیدارین؟

10:54.320 --> 10:55.450
خوابم نمی‌بره

10:56.550 --> 10:57.480
واسه همین گفتم

10:57.960 --> 10:59.160
یه کم فتیله بپیچم

11:05.790 --> 11:08.910
چه خوب، خیلی وقته این کار رو نکردم

11:09.320 --> 11:11.520
بذارین منم باهاتون بپیچم، پدربزرگ

11:18.080 --> 11:19.140
تو برو بخواب

11:19.550 --> 11:20.360
طوری نیست

11:21.550 --> 11:23.670
پدربزرگ، این وقت شب خوابتون نمی‌بره

11:23.670 --> 11:28.000
چون نگران سلامتی پدربزرگ ششم توی کوهستانین، نه؟

11:30.510 --> 11:32.150
عمه چون ‌هوا بهم گفت

11:32.480 --> 11:33.870
که وقتی پدربزرگ ششم جوون بود

11:33.870 --> 11:36.000
مسئول چوب کاج برای جوهر لی بود

11:36.000 --> 11:38.600
به سختی‌های توی کوهستان عادت داره

11:38.600 --> 11:40.400
لازم نیست زیاد نگران باشین

11:41.360 --> 11:43.360
اون مال ده‌ها سال پیشه

11:44.600 --> 11:45.600
اون موقع‌ها

11:46.030 --> 11:46.910
جوون بود

11:47.150 --> 11:48.150
قبراق بود

11:49.030 --> 11:50.760
و از هیچ سختی‌ای نمی‌ترسید

11:51.390 --> 11:52.360
یادمه

11:54.360 --> 11:56.150
وقتی همسن تو بودم

11:59.820 --> 12:03.240
خانواده‌ی لی خیلی وقت بود حق پیشکشی جوهر رو از دست داده بود

12:03.240 --> 12:04.700
خاندانمون داشت رو به زوال می‌رفت

12:05.440 --> 12:08.480
حتی حیاط کاج خودمون رو هم فروختیم

12:09.030 --> 12:11.430
و نمی‌تونستیم از بقیه کاج خوب بخریم

12:12.510 --> 12:13.840
پدربزرگ ششمت

12:14.600 --> 12:15.750
چند نفر رو برداشت

12:17.000 --> 12:18.240
رفت توی دل کوهستان

12:19.080 --> 12:20.080
تا چوب کاج پیدا کنه

12:25.750 --> 12:26.870
در نتیجه

12:28.080 --> 12:30.280
به محض اینکه رفتن توی کوهستان

12:30.870 --> 12:33.120
یه ببر درنده جلوشون رو گرفته

12:35.120 --> 12:36.720
با این ببره

12:37.320 --> 12:39.000
چندین دور جنگیدن

12:41.390 --> 12:42.670
و ببره رو کشوندن

12:43.550 --> 12:45.390
توی یه گودال

12:46.840 --> 12:49.150
بعدش با یه تیر خلاصش کردن

12:50.000 --> 12:51.400
کیسه صفرای ببره رو

12:52.240 --> 12:55.600
واسه درست کردن شراب دارویی
پدربزرگ پدرت استفاده کردن

12:55.600 --> 12:56.910
پوست ببره رو هم فروختن

12:57.860 --> 12:59.390
تا کارگاه جوهر رو بزرگتر کنن

13:01.630 --> 13:03.360
یه پنجه‌ی ببر پیدا کردم

13:04.670 --> 13:06.200
باهاش مثل یه گنج رفتار کردم

13:07.630 --> 13:08.910
و توی اتاقم نگهش داشتم

13:12.670 --> 13:14.600
بعد از ازدواجم بود

13:15.390 --> 13:16.520
که انداختمش دور

13:19.150 --> 13:22.350
پدربزرگ ششم یه دندون ببر برای خودش نگه می‌داشته، درسته؟

13:24.150 --> 13:25.360
می‌دونستم

13:25.510 --> 13:26.510
یادمه وقتی بچه بودم

13:26.510 --> 13:28.120
من و عمه چون هوا یه بار

13:28.270 --> 13:30.530
یواشکی رفتیم توی اتاق مطالعه‌ی پدربزرگ ششم

13:30.840 --> 13:34.030
و یه دندون بزرگ دیدیم که به دیوار آویزون بود

13:34.030 --> 13:35.670
اون موقع خیلی ترسوندمون

13:36.670 --> 13:39.360
وقتی پدربزرگ ششمت جوون بود، با

13:39.360 --> 13:40.870
اون دندون ببر

13:41.720 --> 13:43.200
که زیر بالش بود می‌خوابید

13:43.390 --> 13:44.360
تا احساس آرامش کنه

13:46.790 --> 13:47.960
تعجبی نداره

13:48.080 --> 13:50.870
اون موقع‌ها ماه‌ها به پدربزرگ ششم التماس کردم

13:51.000 --> 13:53.660
ولی نذاشت حتی یه روز هم که شده باهاش بازی کنم

13:54.200 --> 13:57.080
پدربزرگ ششمت می‌گفت اون دندون ببر

13:57.630 --> 13:58.960
شاهد اون زمانی بود

14:00.080 --> 14:02.960
که مثل یه قهرمان جوهر لی رو نجات داد

14:04.480 --> 14:06.030
با تکیه روی اون پوست ببر

14:06.550 --> 14:10.080
تونست جوهر لی رو قدم به قدم از مرز فروپاشی نجات بده

14:10.600 --> 14:12.080
پدربزرگ ششمت

14:13.390 --> 14:16.520
پدربزرگ هفتمت که هیچوقت ندیدیش و من

14:17.000 --> 14:18.080
سه‌تامون

14:19.150 --> 14:21.030
با هم سخت کار کردیم

14:23.720 --> 14:25.120
من ساخت جوهر رو مدیریت می‌کردم

14:26.720 --> 14:29.320
پدربزرگ ششمت حیاط کاج رو مدیریت می‌کرد

14:29.630 --> 14:33.090
پدربزرگ هفتمت هم سرپرست کل کارگاه جوهر بود

14:33.120 --> 14:35.050
بعد از چند سال از این مبارزه

14:36.000 --> 14:38.800
بالاخره تونستیم حق تولید جوهر پیشکشی رو پس بگیریم

14:47.670 --> 14:48.750
وقتی پیر می‌شی

14:50.320 --> 14:51.850
فقط دوست داری خاطرات رو مرور کنی

14:52.630 --> 14:53.960
خجالت‌آوره

14:59.390 --> 15:00.670
سو شی نوشته

15:01.240 --> 15:03.630
"جوان شده، شور و شوق آتشینم رو نشان می‌دم

15:04.200 --> 15:07.390
در دست چپ افساری، سگ تازی زردی؛ در مچ راست، شاهینی خاکستری

15:07.390 --> 15:11.200
هزار سوار با کلاه‌های ابریشمی، و کت‌های سمور می‌تازن"

15:12.000 --> 15:13.240
پدربزرگ ششمم

15:13.240 --> 15:16.040
با همین عزم به کوهستان رفت، درسته؟

15:16.960 --> 15:18.030
من تصمیمم رو گرفتم

15:18.030 --> 15:19.480
وقتی پدربزرگ ششم برگرده

15:19.480 --> 15:21.910
یه مهر جوهری که خودم ساختم رو بهش می‌دم

15:22.080 --> 15:23.200
اسمش رو می‌ذارم

15:23.510 --> 15:25.390
"شور و شوق آتشین"

15:33.530 --> 15:34.840
!بچه‌ها، ادامه بدین

15:34.870 --> 15:36.270
!باشه -
!باشه -

15:51.720 --> 15:55.000
ارباب ششم، آب‌وهوای کوهستان غیرقابل پیش‌بینیه

15:55.000 --> 15:55.720
ببینین

15:58.200 --> 16:00.630
پولک‌های این میوه‌ی کاج بسته شده

16:01.080 --> 16:02.840
می‌ترسم به زودی بارون بیاد

16:02.840 --> 16:04.000
وقتی بارون بیاد

16:04.030 --> 16:05.790
کل دره زیر آب می‌ره

16:07.890 --> 16:10.480
چطوره مسیرمون رو عوض کنیم و برگردیم؟

16:13.120 --> 16:13.840
به هیچ وجه

16:14.440 --> 16:16.770
تغییر مسیر باعث می‌شه زمان بیشتری رو هدر بدیم

16:17.580 --> 16:18.840
تاریخ جوهر پیشکشی نزدیکه

16:18.840 --> 16:21.570
باید عجله کنیم و چوب کاج رو به عقب منتقل کنیم

16:22.000 --> 16:23.270
ولی این خیلی خطرناکه

16:23.270 --> 16:23.750
نه

16:24.080 --> 16:25.360
!عجله کنین !سریع‌تر

16:26.510 --> 16:27.600
!محکم بچسبین

16:45.690 --> 16:46.490
مادر

16:47.030 --> 16:48.480
خیلی وقته اینجا وایسادین

16:48.480 --> 16:50.870
چطوره در حال منتظر بودن برین اونجا بشینین و یه کم استراحت کنین؟

16:50.870 --> 16:51.630
منتظر می‌مونم

16:51.630 --> 16:52.840
مادر، به من گوش کن

16:53.200 --> 16:54.720
نمی‌شه همینطور وایسین

16:55.670 --> 16:56.270
بیا دیگه

16:56.630 --> 16:58.030
چرا جن نیانگ نیومد؟

16:58.360 --> 17:01.910
اون و ارباب چی رفتن تا با تاجر‌های جوهر معامله کنن

17:01.910 --> 17:03.840
یه کم دیرتر برمی‌گردن

17:21.000 --> 17:22.260
مادر، اونا برگشتن

17:22.609 --> 17:23.410
بلند شو

17:24.920 --> 17:25.849
اوناهاشن

17:46.400 --> 17:47.400
ارباب هشتم لی

17:47.440 --> 17:48.830
یه اتفاق بدی افتاده

17:48.830 --> 17:49.690
جین هه کجاست؟

19:01.750 --> 19:03.070
دقیقا چه اتفاقی افتاده؟

19:03.070 --> 19:05.030
مگه توی نامه‌ی اون روز نگفتی که کاج رو پیدا کردی

19:05.030 --> 19:06.110
و شروع به قطع کردنش کردی؟

19:06.110 --> 19:06.750
...ولی ارباب ششم لی

19:06.750 --> 19:08.210
آب بارون بالا اومد

19:09.510 --> 19:11.640
ارباب ششم حاضر نشد تغییر مسیر بده

19:11.640 --> 19:14.750
موقع انتقال چوب کاج تصادفی افتاد توی رودخونه

19:14.750 --> 19:16.310
نصف روز وقت گذاشتیم

19:16.310 --> 19:18.310
تا اینکه جسدش رو پایین رودخونه پیدا کردیم

19:19.920 --> 19:20.720
پدربزرگ

19:22.220 --> 19:23.540
چه خبر بود؟

19:24.270 --> 19:26.200
چطوری همچین اتفاق ناگهانی‌ای افتاد؟

19:54.240 --> 19:55.440
پدربزرگ ششم

19:58.310 --> 19:59.510
پدربزرگ ششم

20:00.350 --> 20:02.240
جن نیانگ

20:03.750 --> 20:04.680
...پدربزرگ

20:05.550 --> 20:08.720
...پدربزرگ ششمت

20:23.350 --> 20:24.770
!توی تابوت بذارینش

20:55.440 --> 20:56.030
پدر

20:57.270 --> 20:59.330
این مهر جوهری تولد مادره

21:00.750 --> 21:04.310
وقتی رفتی اونجا، بیشتر باهاش صحبت کن

21:04.750 --> 21:06.410
همه چیز رو توی خودت نریز

21:09.330 --> 21:11.760
(بیست و هشتم آوریل، هشتمین سال سلطنت هونگ جی، ساخته شده توسط جو لان)

21:18.760 --> 21:20.700
(جوهر خلوص)

21:21.110 --> 21:23.070
برادر ششم

21:24.310 --> 21:25.830
...چرا تو

21:39.110 --> 21:39.960
پدربزرگ

22:13.400 --> 22:14.530
پدربزرگ ششم

22:16.510 --> 22:17.920
در آرامش بخواب

22:36.680 --> 22:38.590
!تابوت رو مهر و موم کنین

22:38.800 --> 22:41.150
!پدر

22:41.480 --> 22:42.590
!زانو بزنین

22:42.610 --> 22:44.930
!پدر

22:49.510 --> 22:51.880
...پدر -
...پدر -

22:52.110 --> 22:52.800
!مادر

22:52.830 --> 22:53.880
!مادر !مادر

22:53.880 --> 22:55.400
مادربزرگ هفتم -
رو جون -

22:55.400 --> 22:56.200
مادر، چی شده؟

22:56.200 --> 22:57.590
!مادربزرگ هفتم -
!مادربزرگ هفتم -

22:57.590 --> 22:59.030
!مادربزرگ هفتم -
!مادربزرگ هفتم -

22:59.030 --> 23:00.230
!بانوی بزرگ -
!مادر -

23:00.330 --> 23:02.570
!برین یه طبیب بیارین !همین الان

23:03.870 --> 23:05.730
مادربزرگ هفتم -
مادر -

23:12.510 --> 23:13.400
طبیب گو

23:14.160 --> 23:16.220
حال مادربزرگ هفتمم چطوره؟

23:19.240 --> 23:21.790
بانوی بزرگ هفتم، سن بالایی دارن

23:23.110 --> 23:25.040
و همچنین بیماری مزمن هم دارن

23:25.500 --> 23:28.550
حادثه‌ی ارباب ششم لی خیلی ناگهانی اتفاق افتاد

23:28.550 --> 23:30.720
اینکه بانوی بزرگ تا الان

23:31.030 --> 23:32.200
دووم آوردن

23:32.350 --> 23:33.880
خودش یه معجزه‌ست

23:37.000 --> 23:39.920
طبیب گو، لطفا سریع برای مادرم دارو تجویز کنین

23:39.920 --> 23:42.200
باشه، الان یه نسخه می‌نویسم

23:42.200 --> 23:44.730
فورا دمش کنین و 3 وعده پشت سر هم بهش بدین

23:44.730 --> 23:46.720
شاید هنوز امیدی به بیدار شدنش باشه

23:46.720 --> 23:47.790
امید؟

23:48.400 --> 23:49.680
چقدر مطمئنین؟

23:50.830 --> 23:52.440
اگه مادرم بیدار نشه

23:52.550 --> 23:53.550
چی می‌شه؟

23:53.590 --> 23:54.270
جنگ شن

23:54.270 --> 23:55.400
برو دارو رو بگیر

23:55.850 --> 23:57.130
هیچ وقتی رو تلف نکن

23:57.160 --> 23:57.660
چشم

24:05.000 --> 24:05.790
مادر

24:06.640 --> 24:08.160
باید زودتر خوب بشین

24:23.790 --> 24:24.590
جن نیانگ

24:25.750 --> 24:28.200
به همه بگو بیان تالار اصلی

24:29.340 --> 24:31.340
مادر برای همه پیغامی گذاشته

24:33.720 --> 24:34.450
متوجه شدم

24:35.140 --> 24:37.310
چند روز پیش، وقتی جن نیانگ به کارگاه جوهر اومد

24:37.310 --> 24:39.000
مادر این نامه رو به جا گذاشت

24:39.170 --> 24:41.590
محض اطمینان

24:41.590 --> 24:42.920
از انجمن ادبی هم دعوت کرد تا شخصا شاهد باشن

24:46.000 --> 24:46.960
روی نامه

24:48.000 --> 24:50.260
مهر انجمن ادبی خورده

24:50.350 --> 24:51.440
لطفا یه نگاهی بندازین

24:57.720 --> 24:58.510
از نظر منطقی

24:59.030 --> 25:01.690
جین دونگ باید کسی باشه که این نامه رو می‌خونه

25:02.070 --> 25:05.160
امروز، بذارین هوانگ یینگ به جای جینگ دونگ بخونتش

25:10.070 --> 25:11.000
زن برادر

25:41.440 --> 25:44.000
وصی، وانگ رو جون از خانواده‌ی لی

25:44.880 --> 25:47.960
من همسر لی جین تای‌ام

25:48.480 --> 25:51.130
اخیرا، احساس می‌کنم که زمانم رو به پایانه

25:51.130 --> 25:53.020
تا زمانی که هنوز هوشیارم

25:53.160 --> 25:56.560
می‌خوام این وصیت‌نامه رو برای راهنمایی نوادگانم به جا بذارم

25:56.790 --> 25:58.830
با دعای خیر اجدادمون

25:58.880 --> 26:01.890
خوشبختانه چندین سال کل خاندان رو مدیریت کردم

26:01.890 --> 26:04.480
به هر حال، جبران افول جوهر لی سخته

26:04.480 --> 26:05.880
رونق خانواده

26:06.270 --> 26:09.000
و شکوه اجداد هنوز احیا نشده

26:09.680 --> 26:11.960
عمیقا احساس تاسف می‌کنم

26:12.200 --> 26:15.270
و در دنیای پس از مرگ آرامش نخواهم داشت

26:15.550 --> 26:17.510
پس، این دستورالعمل‌ها رو به جا می‌ذارم

26:17.510 --> 26:21.000
امیدوارم که بدون هیچ تخلفی

26:21.070 --> 26:22.640
از اونا پیروی کنین

26:22.750 --> 26:26.960
شاخه‌ی هفتم خانواده‌ی لی وارث‌های کمی داره و رنج زیادی کشیده

26:26.960 --> 26:28.880
فقط با داشتن یه بچه‌ی کوچیک

26:28.880 --> 26:30.680
نمی‌تونن این مسئولیت بزرگ رو به دوش بکشن

26:30.680 --> 26:33.460
ضمن اینکه، برادرم از شاخه‌ی ششم پا به سن گذاشته

26:33.460 --> 26:35.670
برادرزاده‌ی ارشدم، جینگ دونگ، بیماره

26:35.860 --> 26:39.200
نوه‌ی ارشدم، جنگ شن، اطلاعات زیادی درباره‌ی ساخت جوهر نداره

26:39.200 --> 26:41.550
خوشبختانه، لی جن، نوه‌‌ی من از شاخه‌ی هشتم

26:41.550 --> 26:44.350
استعداد فوق‌العاده‌ای توی ساخت جوهر داره

26:44.440 --> 26:47.510
به علاوه، اون وفادار، مهربون، و سختکوشه

26:48.040 --> 26:49.770
بعد از بررسی دقیق

26:50.440 --> 26:52.030
اگه اتفاقی برای من بیفته

26:52.350 --> 26:54.070
اموال خانواده‌ی لی

26:54.160 --> 26:55.790
از جمله کارگاه جوهر

26:56.000 --> 26:57.330
...به طور موقت

26:59.750 --> 27:02.160
به طور موقت توسط لی جن از شاخه‌ی هشتم مدیریت می‌شه

27:02.160 --> 27:04.020
تا کارگاه ساخت جوهر رو رونق بده

27:04.510 --> 27:06.440
و شکوه اجدادمون رو احیا کنه

27:07.110 --> 27:08.370
من تصمیمم رو گرفتم

27:08.750 --> 27:09.720
هیچکس توی خاندان

27:10.270 --> 27:11.480
حق اعتراض نداره

27:13.110 --> 27:14.750
چطور ممکنه؟

27:30.000 --> 27:33.590
واگذاری اموال خانوادگی به این دختر از شاخه‌ی هشتم

27:33.590 --> 27:35.270
نکنه مادر حواس‌پرتی گرفته؟

27:38.880 --> 27:41.010
مادر نامه رو جلوی روی خودم نوشت

27:41.030 --> 27:42.630
چطور ممکنه اشتباهی پیش اومده باشه؟

27:43.720 --> 27:45.790
بانوی جوان ارشد، منظورتون اینه

27:45.970 --> 27:47.490
که از حالا به بعد، بانو لی جن می‌تونه رسما

27:47.490 --> 27:48.790
مسئولیت کارگاه ساخت جوهر رو به دست بگیره؟

27:48.790 --> 27:49.640
بله

27:50.400 --> 27:53.160
بذاریم اون مسئولیت جوهر لی رو به عهده بگیره؟
بر چه اساسی؟

27:53.310 --> 27:56.480
حالا اینکه شاخه‌ی هشتم مدت‌هاست از خاندان اخراج شده بماند

27:56.480 --> 27:58.400
حتی اگه هنوز هم توی خاندان بودن

27:58.400 --> 28:01.480
باز هم یو آر وارث خونی و از نوادگان مستقیم خانواده‌ی لی به حساب میومد

28:01.480 --> 28:02.590
در هر صورت

28:02.750 --> 28:04.240
برادر سوم باید مدیر موقت کارگاه ساخت جوهر باشه

28:04.240 --> 28:06.500
و یو آر رو تا زمان رسیدن به سن قانونی بزرگ کنه

28:06.880 --> 28:08.750
چطور ممکنه نوبت اون باشه؟

28:12.030 --> 28:13.000
عمه‌ی ارشد

28:14.400 --> 28:15.530
من عمیقا از اینکه

28:15.920 --> 28:17.920
مادربزرگ هفتم تا این حد به من لطف دارن

28:18.480 --> 28:19.830
ممنونم

28:21.030 --> 28:22.920
ولی با وجود عمو جینگ دونگ، عمه‌ی ارشد

28:22.920 --> 28:24.650
و عمه‌ی سوم توی خانواده‌ی لی

28:24.960 --> 28:27.750
من می‌تونم چند روزی توی کارگاه ساخت جوهر کمک کنم

28:28.240 --> 28:31.160
ولی صلاحیت مدیر بودن رو ندارم

28:31.680 --> 28:32.640
عمه‌ی ارشد

28:34.070 --> 28:36.200
من نمی‌تونم بار مسئولیت

28:37.350 --> 28:39.210
اداره‌ی خانواده‌ی لی رو به دوش بکشم

28:45.160 --> 28:46.160
...برادر سوم

28:47.240 --> 28:49.310
برادر سوم، یه چیزی بگو

28:49.950 --> 28:51.300
مادر می‌خواد خانواده‌ی لی رو

28:51.300 --> 28:52.680
به دست اون دختر از شاخه‌ی هشتم بسپاره

28:52.680 --> 28:54.880
برادر سوم، لطفا یه چیزی بگو

28:55.880 --> 28:56.680
جن نیانگ

28:57.440 --> 28:58.720
شاید ناگهانی به نظر برسه

29:00.000 --> 29:01.590
ولی این خواسته‌ی مادرمه

29:05.830 --> 29:07.760
مجبور نیستی همین الان موافقت کنی

29:08.030 --> 29:10.480
می‌تونی برگردی و سر فرصت بهش فکر کنی

29:10.480 --> 29:13.480
ولی امیدوارم تا زمانی که داری بهش فکر می‌کنی

29:14.510 --> 29:16.200
مراقب کارگاه باشی

29:17.720 --> 29:19.070
می‌تونی این رو به من قول بدی؟

29:21.200 --> 29:22.400
بله، بانو لی جن

29:22.550 --> 29:24.120
خانواده‌ی لی دچار همچین فاجعه‌ای شده

29:24.120 --> 29:25.720
کارگاه ساخت جوهر نباید به حال خودش رها بشه

29:25.720 --> 29:27.580
بانو لی جن، لطفا بیشتر درباره‌اش فکر کنین

29:33.070 --> 29:33.830
بگیرش

29:38.000 --> 29:39.790
برادر سوم، انصاف داشته باش

29:39.790 --> 29:41.680
!برادر سوم، تو باید از شاخه‌ی هفتم حمایت کنی

29:41.680 --> 29:43.750
جینگ یوئه، شلوغش نکن

29:44.270 --> 29:46.550
جینگ دونگ دیگه تحمل اضطراب رو نداره

29:47.400 --> 29:48.510
من دارم شلوغش می‌کنم؟

29:51.240 --> 29:52.590
همه‌اتون یادتون رفته؟

29:53.880 --> 29:57.000
که کی خانواده‌ی لی رو به همچین وضعیت ناامیدکننده‌ای کشونده؟

29:57.880 --> 30:01.140
اونا گناه‌های بزرگی مرتکب شدن، اون چطور می‌تونه مدیر بشه؟

30:03.030 --> 30:04.550
حتی اگه شماها به عنوان

30:05.440 --> 30:07.830
!مدیر قبولش کنین، من هرگز قبول نمی‌کنم

30:54.240 --> 30:55.500
مادربزرگ هفتم

30:56.830 --> 30:57.750
می‌دونم

30:59.630 --> 31:01.160
فقط خوابتون برده

31:01.590 --> 31:04.270
مطمئنم صدای من رو می‌شنوین، درسته؟

31:04.920 --> 31:06.070
نترسین

31:07.300 --> 31:09.100
من همینجا پیشتون می‌مونم

31:10.750 --> 31:12.480
حتما بیدار می‌شین

31:15.550 --> 31:17.590
چطوره براتون یه آهنگ بخونم؟

31:20.470 --> 31:23.780
♪یه پامون کنار آتیشه♪

31:22.270 --> 31:30.870
ملودی برگرفته از آهنگ محلی)
(هوی‌ جو، آسیاب کردن برنج و گندم

31:24.000 --> 31:27.480
♪نون ذرت رو توی دستمون می‌گیریم♪

31:27.790 --> 31:31.310
♪گوشت خوک توی کاسه رو می‌خوریم♪

31:31.560 --> 31:39.920
♪زندگی شادی داریم، مثل خدایان♪

31:44.620 --> 31:46.100
مادربزرگ هفتم

31:48.510 --> 31:50.400
لطفا بیدار شین

31:53.200 --> 31:56.200
مگه قبلا بهم قول نداده بودین؟

31:57.400 --> 31:58.240
گفتین

31:58.720 --> 32:01.510
که فقط کافیه کارگاه جوهر لی جدید رو خوب مدیریت کنم

32:01.510 --> 32:03.360
اما زیر قولتون زدین

32:05.160 --> 32:06.830
حالا این همه گرفتاری رو

32:06.830 --> 32:08.550
انداختین گردن من

32:10.000 --> 32:11.960
من چی کار باید بکنم؟

32:16.230 --> 32:17.490
مادربزرگ هفتم

32:24.640 --> 32:27.440
لطفا بیدار شین، مادربزرگ هفتم

32:32.030 --> 32:33.030
بیا

32:33.640 --> 32:36.110
امروز همه‌ی کارگاه‌ها رو بازرسی کنیم

32:38.400 --> 32:39.460
این بو چیه؟

33:04.480 --> 33:06.070
بانوی جوان جن، بانوی جوان جن

33:06.190 --> 33:07.620
اتفاق بدی افتاده

33:07.640 --> 33:09.920
مدیر شائو، نگران نباشین، آروم صحبت کنین

33:09.920 --> 33:13.480
مواد دارویی که برای ساخت جوهر دوده‌ی کاج آماده کرده بودیم، همه خراب شدن

33:13.480 --> 33:14.480
چطور ممکنه؟

33:14.480 --> 33:16.350
این مواد دارویی خیلی ارزشمندن

33:16.350 --> 33:18.510
ارباب کلی زحمت کشیدن تا اونا رو

33:18.550 --> 33:20.200
برای انتخاب جوهر پیشکشی به دست بیارن

33:20.200 --> 33:22.030
همیشه ارباب شخصا ازشون نگهداری می‌کردن

33:22.030 --> 33:24.240
هر چند روز یه بار باید هوا می‌خوردن

33:24.240 --> 33:26.880
احتمالا به خاطر اتفاقاتی که اخیرا برای ارباب ششم افتاده

33:26.880 --> 33:28.400
ارباب نتونستن درست ازشون نگهداری کنن

33:28.400 --> 33:29.720
و خراب شدن

33:31.070 --> 33:33.130
عمو جینگ دونگ از این موضوع خبر داره؟

33:33.960 --> 33:35.760
احتمالا هنوز خبر نداره

33:36.550 --> 33:40.030
باشه، فورا یه نفر رو بفرست تا مواد دارویی رو دوباره بخره

33:40.030 --> 33:41.400
مسابقه‌ی جوهر پیشکشی نزدیکه

33:41.400 --> 33:43.400
و این مواد دارویی هم خیلی کمیابن

33:43.400 --> 33:45.960
می‌ترسم به این زودی‌ها نتونیم آماده‌‌ا‌شون کنیم

33:45.960 --> 33:47.240
هر چقدر هم که سخت باشه، باید بخرینشون

33:47.240 --> 33:49.350
اگه لازم شد، پول بیشتری خرج کنین

33:49.590 --> 33:50.440
من مطمئنم

33:50.510 --> 33:52.970
اگه پاداش خوبی بدیم، حتما می‌تونیم پیداشون کنیم

33:53.000 --> 33:55.480
باشه، فورا به یکی می‌گم ترتیبش رو بده

33:55.480 --> 33:56.350
مدیر شائو

33:56.920 --> 34:00.070
یادتون باشه، این موضوع رو از همه مخفی نگه دارین

34:00.160 --> 34:01.480
مخصوصا عمو جینگ دونگ

34:01.480 --> 34:02.210
چشم

34:44.480 --> 34:45.510
جینگ دونگ.

34:46.190 --> 34:47.280
دیگه روش کار نکن

34:48.920 --> 34:51.630
جن نیانگ موفق شده دوباره

34:52.000 --> 34:53.710
دوده‌ی درجه یک

34:54.659 --> 34:56.520
جوهر دوده‌ی لاکی باستانی رو بسازه

35:02.030 --> 35:03.490
تو چی، جینگ دونگ؟

35:03.550 --> 35:06.360
هر روز غر می‌زنی و با همه دشمنی می‌کنی

35:06.360 --> 35:07.890
تو خیلی وقت پیش عوض شدی

35:08.970 --> 35:10.300
داری از من انتقاد می‌کنی؟

35:10.360 --> 35:11.320
خودت چی؟

35:12.440 --> 35:14.840
غیر از نظارت روی تولید تو کارگاه جوهر

35:14.840 --> 35:16.840
حتی یه دونه مهر جوهری جدید هم ساختی؟

35:16.880 --> 35:20.140
اگه بچه درست تربیت نشده باشه
!تقصیر پدره

35:23.000 --> 35:24.060
ما از مسابقه‌ی

35:24.240 --> 35:25.900
جوهر پیشکشی انصراف می‌دیم

35:27.800 --> 35:30.460
بیماری پژمردگی کاج توی باغ کاج شیوع پیدا کرده

35:31.230 --> 35:31.880
پدر

35:33.400 --> 35:35.060
حتی با وجود شیوع بیماری پژمردگی کاج توی باغ کاج

35:35.060 --> 35:37.030
می‌تونیم بریم بیرون و کاج پیدا کنیم

35:37.920 --> 35:39.590
چرا نباید شرکت کنیم؟

35:41.550 --> 35:44.880
پدر، می‌دونی چقدر زحمت

35:45.480 --> 35:47.630
برای این مسابقه کشیدم؟

35:48.150 --> 35:49.400
برام مهم نیست

35:50.030 --> 35:51.280
به هر حال، من

35:52.320 --> 35:54.280
!قطعا کنار نمی‌کشم

36:02.760 --> 36:05.320
من، لی جینگ دونگ کسب‌وکار خودم رو راه میندازم

36:05.320 --> 36:06.670
بیا راهمون رو از هم جدا کنیم

36:06.670 --> 36:08.960
!تا دیگه مزاحمت نشم

36:30.590 --> 36:31.800
!آتیش

36:32.360 --> 36:33.480
!بانوی جوان جن

36:33.630 --> 36:35.890
!بانوی جوان جن ! کارگاه جوهر آتیش گرفته

36:35.960 --> 36:37.420
دقیقا کجا آتیش گرفته؟

36:37.630 --> 36:39.890
!اتاق جوهرسازی... اتاق جوهرسازی ارباب

36:40.190 --> 36:40.720
بیا بریم

36:46.670 --> 36:47.590
!ارباب

36:49.150 --> 36:50.230
!ارباب

36:50.440 --> 36:51.110
!گو آر

36:51.110 --> 36:51.670
!زود باش

36:51.710 --> 36:52.190
!عجله کن

36:52.230 --> 36:52.840
!آب بیار

36:53.770 --> 36:54.860
!عمو جینگ دونگ

36:55.000 --> 36:55.960
!عمو جینگ دونگ

36:55.960 --> 36:56.510
...عمو جینگ

36:57.630 --> 36:58.630
!ارباب

36:58.920 --> 36:59.960
!عجله کن

37:00.070 --> 37:02.440
عمو جینگ دونگ، چرا این کار رو می‌کنین؟

37:02.550 --> 37:04.150
اگه بلایی سرتون بیاد

37:04.150 --> 37:05.230
بقیه چی کار کنن؟

37:05.230 --> 37:07.160
!زود بیاین بیرون، عمو جینگ دونگ

37:08.400 --> 37:09.670
!زود باش! آب بیار

37:10.110 --> 37:11.230
!عمو جینگ دونگ

37:11.250 --> 37:12.040
!ارباب

37:12.360 --> 37:13.550
!نباید همچین کاری بکنین

37:13.550 --> 37:14.550
!لزومی نداره اینجوری بشه

37:14.550 --> 37:15.030
!زود باش

37:15.880 --> 37:17.880
!من لیاقتش رو ندارم

37:18.360 --> 37:22.590
لیاقت این رو ندارم که از نوادگان خانواده‌ی لی باشم

37:22.610 --> 37:25.570
!من باعث سرافکندگی خانواده‌ی لی شدم

37:26.110 --> 37:28.760
من درست مثل این مواد دارویی‌ام

37:29.150 --> 37:30.800
کپک‌زده

37:31.480 --> 37:33.320
!و بی‌فایده

37:33.880 --> 37:34.880
!عمو جینگ دونگ

37:35.070 --> 37:36.230
!عمو جینگ دونگ

37:36.660 --> 37:37.260
!جن نیانگ

37:37.280 --> 37:39.110
خواهش می‌کنم! بیاین بیرون، باشه؟

37:39.110 --> 37:40.110
!پدر -
!زود بیاین بیرون -

37:40.110 --> 37:41.190
!عمو جینگ دونگ

37:41.840 --> 37:42.840
!خواهش می‌کنم

37:42.840 --> 37:43.280
!جینگ دونگ

37:43.280 --> 37:44.550
لطفا بیاین بیرون، باشه؟

37:44.880 --> 37:46.030
جینگ دونگ! جن نیانگ

37:46.030 --> 37:47.110
!نزدیک‌تر نیاین

37:47.110 --> 37:47.880
می‌خوای بمیری؟

37:47.880 --> 37:48.480
!پدر

37:48.510 --> 37:50.510
!همه عقب وایسین

37:50.710 --> 37:51.400
!زن‌عموی سوم

37:51.400 --> 37:52.000
!خطرناکه، هوانگ یینگ

37:52.000 --> 37:53.510
پدر، داری چیکار می‌کنی؟

37:53.510 --> 37:54.840
!نزدیک‌تر نیاین

37:55.030 --> 37:57.920
اگه بیاین، همین الان زندگی
!خودم رو تموم می‌کنم

37:58.070 --> 37:59.000
عمو جینگ دونگ

37:59.190 --> 38:01.150
با اینکه چوب کاج از بین رفته، هنوز می‌تونیم از روغن تانگ استفاده کنیم

38:01.150 --> 38:03.150
مواد دارویی هم که خراب شدن رو، می‌تونیم جدید بخریم

38:03.150 --> 38:04.320
!زود بیا بیرون

38:04.360 --> 38:06.800
می‌تونیم مواد دارویی جدید بخریم

38:08.070 --> 38:11.030
اما من کاملا دل‌مرده شدم

38:12.000 --> 38:14.190
دیگه هیچ امیدی ندارم

38:14.670 --> 38:16.280
این همه سال

38:16.510 --> 38:19.070
از مغزم کار کشیدم

38:19.550 --> 38:22.150
!و حتی یه روز هم کم‌کاری نکردم

38:23.030 --> 38:27.000
!اما آخرش، هیچ دستاوردی نداشتم

38:27.800 --> 38:30.200
من به هیچ وجه به اندازه‌ی پدرت

38:31.110 --> 38:33.400
!یا عموی هشتم خوب نیستم

38:34.190 --> 38:38.400
حتی به خوبی یه دختر کوچولو
!مثل تو هم نیستم

38:39.440 --> 38:42.190
!من جوهر لی رو سرافکنده کردم

38:42.720 --> 38:44.330
برو کنار

38:44.360 --> 38:45.070
!زود بیا بیرون

38:45.070 --> 38:47.230
!جینگ دونگ، بیا بیرون! جینگ دونگ

38:51.590 --> 38:55.150
اگه من نبودم، پدرم نمی‌مرد

38:55.510 --> 38:56.760
!عمو جینگ دونگ

38:57.670 --> 38:59.630
!خواهش می‌کنم! لطفا بیاین بیرون

39:04.700 --> 39:05.550
باید چیکار کنیم؟

39:05.550 --> 39:07.670
لطفا بیا بیرون

39:08.150 --> 39:09.210
!برین کنار

39:09.360 --> 39:10.070
!بلند شین

39:11.680 --> 39:13.140
!جنگ شن -
!جنگ شن -

39:13.510 --> 39:15.710
!جنگ شن -
!ارباب جوان جنگ شن -

39:15.920 --> 39:17.320
!ارباب جوان جنگ شن

39:24.550 --> 39:25.710
!جنگ شن

39:26.360 --> 39:27.510
!جنگ شن

39:30.000 --> 39:32.000
!اون آتیش گرفته! اون آتیش گرفته

39:32.360 --> 39:33.360
!اون آتیش گرفته

39:34.280 --> 39:34.920
!آتیش رو خاموش کنین

39:34.920 --> 39:35.840
!زود خاموشش کنین -
!عجله کنین -

39:35.840 --> 39:37.970
!زود باشین! یه پزشک بیارین نجاتشون بده

39:39.510 --> 39:40.440
!جنگ شن

39:40.960 --> 39:41.630
زن‌عمو

39:41.920 --> 39:42.710
!زن‌عموی سوم

39:45.760 --> 39:46.480
جنگ شن

39:46.620 --> 39:47.870
!جنگ شن

39:49.110 --> 39:50.230
!جنگ شن

40:07.590 --> 40:08.320
جنگ شن

40:08.400 --> 40:09.400
!کمک، یکی کمک کنه

40:09.960 --> 40:10.360
بیا

40:10.360 --> 40:11.690
!مواظب باش -
!مواظب باش -

40:11.960 --> 40:12.630
!عجله کنین

40:13.030 --> 40:13.800
!کمکشون کنین

40:14.800 --> 40:15.550
بیاین کمک

40:16.770 --> 40:18.210
آروم، آروم

40:18.550 --> 40:19.030
ارباب

40:25.610 --> 40:26.880
زود باشین، آتیش رو خاموش کنین

40:26.880 --> 40:27.920
پدر، پدر

40:30.320 --> 40:31.320
هنوز نفس می‌کشه

40:31.320 --> 40:33.050
مادر، هنوز نفس می‌کشه

40:37.630 --> 40:39.760
چرا این کار رو کردی؟

40:52.710 --> 40:54.240
لی جینگ دونگ، دیوونه شدی؟

40:54.840 --> 40:56.960
!اگه می‌خوای بمیری، تنها بمیر

40:57.190 --> 40:59.050
کارگاه جوهر رو آتیش زدی

40:59.150 --> 41:02.110
بقیه‌ی افراد خانواده‌ی لی از کجا باید خرج زندگیشون رو دربیارن؟

41:02.110 --> 41:02.920
جیانگ یوئه

41:03.150 --> 41:04.150
دیگه نقش بازی نکن

41:04.360 --> 41:05.400
پاشو

41:06.000 --> 41:07.440
اگه بمیری

41:07.880 --> 41:09.000
خانواده‌ی لی کاملا

41:09.000 --> 41:10.920
!میفته دست لی جن

41:17.230 --> 41:18.590
چه جوری جرات کردی منو بزنی؟

41:18.790 --> 41:20.140
فکر کردی کی هستی؟

41:20.840 --> 41:21.920
!به خودت بیا

41:21.920 --> 41:23.720
!جیانگ یوئه، دیگه شلوغش نکن

41:24.190 --> 41:26.550
زن برادر! من بزرگ‌ترشم

41:26.550 --> 41:27.880
چه جوری جرات کرد منو بزنه؟

41:27.880 --> 41:29.590
!من مدیر منصوب شده‌ی مادربزرگ هفتمم

41:29.590 --> 41:30.890
چرا جرات نداشته باشم بزنمت؟

41:30.890 --> 41:32.150
عمو جینگ دونگ هنوز بیهوشه

41:32.150 --> 41:34.480
اما تو داری اینجا غوغا می‌کنی، بدون این که حالش برات مهم باشه

41:34.480 --> 41:35.710
حقت نیست کتک بخوری؟

41:35.710 --> 41:37.360
مگه تو اصلا عضو خانواده‌‌ی لی هستی؟

41:37.360 --> 41:38.280
!مدیر شائو

41:39.070 --> 41:40.630
کمکم کن جیانگ یوئه رو بفرستیم خونه

41:41.360 --> 41:42.110
بسه، جیانگ یوئه

41:42.110 --> 41:43.030
بانوی جوان، بانوی جوان

41:43.030 --> 41:43.760
!ولم کن

41:43.760 --> 41:44.760
بیاین بریم

41:45.360 --> 41:46.760
بیاین بریم، بیاین بریم

41:47.120 --> 41:48.330
برادر جنگ شن، زود باش

41:48.360 --> 41:49.490
پدرت رو ببر خونه

41:49.510 --> 41:51.040
نباید درمانش رو عقب بندازیم

41:51.190 --> 41:52.590
زن‌عموی سوم، شما اول برین خونه

41:52.590 --> 41:53.230
زود باشین

41:55.920 --> 41:56.650
یواش

42:01.000 --> 42:02.320
خانواده‌ی لی ما

42:02.920 --> 42:04.480
چه مرگش شده؟

42:06.630 --> 42:07.480
زن‌عموی بزرگ

42:08.110 --> 42:09.760
من هنوز کنار خانواده‌‌ی لی‌ام

42:09.760 --> 42:12.490
نگران نباشین، بیکار نمی‌شینم

42:12.880 --> 42:13.740
من مسئولیت

42:14.400 --> 42:15.360
خانواده‌ی لی رو به عهده می‌گیرم

42:19.150 --> 42:20.030
جن نیانگ

42:30.230 --> 42:31.960
بفرمایین بشینین، زن‌عموی بزرگ

42:32.880 --> 42:34.960
جن نیانگ ، تو هم باید یه کم استراحت کنی

42:35.590 --> 42:38.920
باید برم کارگاه جوهر تا دوباره وضعیت رو بررسی کنم

42:40.070 --> 42:41.000
!مدیر شائو

42:41.440 --> 42:41.960
چه خبره؟

42:41.960 --> 42:43.820
بانوی بزرگ، مدیر جن

42:44.480 --> 42:45.800
اوضاع خیلی بدتر شده

42:45.800 --> 42:47.470
آتیش به سوله‌ی دوده‌گیری رسیده

42:47.470 --> 42:48.840
و انبار هم آسیب دیده

42:48.840 --> 42:50.150
آتیش رو خاموش کردیم

42:50.150 --> 42:52.230
اما کالاهایی که قرار بود تحویل بدیم

42:52.230 --> 42:53.560
بیشترشون از بین رفتن

42:55.360 --> 42:56.230
مدیر شائو

42:56.610 --> 42:58.210
موعد تحویل‌ها کیه؟

42:58.230 --> 42:59.400
وقت داریم دوباره بسازیمشون؟

42:59.400 --> 43:00.840
بیشترشون موعدشون نزدیکه

43:00.920 --> 43:02.920
نزدیک‌ترین سفارش فردا باید تحویل داده بشه

43:02.920 --> 43:03.670
فردا؟
