WEBVTT

00:00.190 --> 00:08.190
<b>«ارائه‌ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus

01:50.968 --> 01:57.968
‫تـرجـمـه و تـنـظـیـم : حـسـیـن اسـمـاعـیـلـی

01:58.993 --> 02:00.662
‫زنیکه‌ی دزد

02:00.662 --> 02:03.123
‫خانم استور دوک باکینگهامم رو دزدیده

02:03.123 --> 02:04.207
‫بعضیا ممکنه بگن

02:04.207 --> 02:05.417
‫تو اونو از خانم وینترتون دزدیدی

02:05.417 --> 02:08.211
‫خانم وینترتون نشسته داره
‫پول قدیمی شوهرشو ریخت‌و‌پاش می‌کنه

02:08.211 --> 02:10.130
‫اونم وقتی پارسال داشت
‫لباس زیر منو اتو می‌کرد

02:10.130 --> 02:11.589
‫نیازی به دوک‌ها نداره

02:11.589 --> 02:13.925
‫درهرحال مثل کفش دست دوم
‫بین همه دست‌به‌دست شده

02:13.925 --> 02:15.635
‫جدی میگم، جورج

02:15.635 --> 02:16.594
‫میگه متاسفانه

02:16.594 --> 02:18.388
‫برنامه‌هاش برای شب
‫افتتاحیه تغییر کرده

02:18.388 --> 02:21.016
‫می‌دونستیم اینطوری میشه

02:21.016 --> 02:22.267
‫امروز هیئتت جلسه نداره؟

02:22.267 --> 02:23.435
‫بهشون میگی؟

02:23.435 --> 02:26.271
‫نه، و توام نمیگی

02:26.271 --> 02:28.481
‫مگه خانم استور اینو
‫توی بوق و کرنا نمی‌کنه؟

02:28.481 --> 02:30.817
‫پس ما باید بیشتر سروصدا کنیم

02:30.817 --> 02:34.821
‫وقتی اینطوری حرف می‌زنی
‫خیلی مضطربم می‌کنی

02:34.821 --> 02:37.021
‫خوبه

02:39.826 --> 02:43.079
‫پس فقط میشه گفت هیچی برام نمونده

02:43.079 --> 02:44.789
‫خب، یکم باقی مونده

02:44.789 --> 02:47.959
‫و اگر اینجا رو بفروشی
‫و خونه‌ی ارزان‌تری پیدا کنی

02:47.959 --> 02:50.378
‫شاید یخورده به سمت پایین‌شهر...

02:50.378 --> 02:52.255
‫توی محله‌ی یهودی‌ها

02:52.255 --> 02:54.257
‫اگنس، این مزخرفاتت رو شروع نکن

02:54.257 --> 02:55.633
‫با سرمایه‌گذاری‌های عاقلانه

02:55.633 --> 02:57.761
‫درآمدی پیدا می‌کنی
‫که باهاش زندگی کنی

02:57.761 --> 03:01.473
‫زندگی مجللی نمیشه
‫ولی بی‌پول هم نمی‌مونی

03:01.473 --> 03:04.309
‫باید چند تا لباس عربی گشاد پیدا کنم

03:04.309 --> 03:06.509
‫به‌نظرم اونا رو میشه بدون خدمتکار پوشید

03:07.645 --> 03:10.565
‫در این مورد با هرکسی
‫که مسئول امور مالیت هست صحبت می‌کنم

03:10.565 --> 03:13.318
‫پسرم تا الان مسئول امور مالیم بوده

03:13.318 --> 03:14.986
‫قرار نیست از این به بعد مسئول باشه

03:14.986 --> 03:16.863
‫مامان، نمی‌دونم چند بار

03:16.863 --> 03:17.697
‫می‌تونم بگم متاسفم

03:17.697 --> 03:19.866
‫به جهنم که متاسفی

03:19.866 --> 03:23.161
‫زندگی مادرتو نابود کردی
‫و خانواده‌تو به خاک سیاه نشوندی!

03:23.161 --> 03:25.747
‫زحمات چندین قرن رو به باد دادی!

03:32.170 --> 03:33.546
‫ممنونم، آقای هارکورت

03:33.546 --> 03:35.590
‫میشه بعد از اینکه تمام پیامدها رو

03:35.590 --> 03:37.926
‫درنظر گرفتیم، بازم همدیگه رو ببینیم؟

03:37.926 --> 03:39.052
‫بله حتماً

03:39.052 --> 03:41.252
‫در خدمتم

03:43.014 --> 03:45.684
‫آقای هارکورت تشریف می‌برن

03:45.684 --> 03:48.269
‫مطمئن نیستم گفتن این حرف
‫چندان حرفه‌ای باشه

03:48.269 --> 03:50.814
‫ولی همچین چیزی حقتون نبود

03:50.814 --> 03:53.014
‫ممنونم

03:57.529 --> 04:00.031
‫پس قراره داستانم
‫اینطوری به پایان برسه

04:00.031 --> 04:02.325
‫از دست برادر بی‌خاصیتم
‫جون سالم به‌در بردم

04:02.325 --> 04:04.994
‫و با مردی ازدواج کردم
‫که کنار اومدن باهاش راحت نبود

04:04.994 --> 04:08.832
‫تا بتونم یک زندگی باوقار و امن داشته باشم

04:08.832 --> 04:11.626
‫ولی به‌جاش، قراره
‫از خونه‌م بیفتم بیرون

04:11.626 --> 04:14.045
‫و کنار خیابون برای یک لقمه نون گدایی کنم

04:14.045 --> 04:15.463
‫عمه اگنس، اسکار نرفت...

04:15.463 --> 04:17.589
‫اسکاش نرفت چی؟
‫نرفت پرس‌و‌جو کنه؟

04:17.589 --> 04:19.718
‫سابقه‌ی خانم بیتون رو بررسی کنه؟

04:19.718 --> 04:23.680
‫جوانب احتیاطی رو رعایت کنه
‫که هر زن خانه‌دار عاقلی برای

04:23.680 --> 04:25.390
‫سفارش یک لقمه نون انجام میده؟

04:25.390 --> 04:28.560
‫نه، حق با توئه
‫این‌کارها رو نکرده

04:28.560 --> 04:31.938
‫ای‌کاش زودتر بهم می‌گفتی

04:31.938 --> 04:34.983
‫تازه همون شبی اینو
‫از اسکار شنیدم که...

04:34.983 --> 04:36.818
‫که لوک از پیشمون رفت

04:36.818 --> 04:39.529
‫همین‌جوریشم، احساس گناه می‌کنم
‫که ازت خواستم بیای

04:39.529 --> 04:41.573
‫و حرف‌های آقای هارکورت رو بشنوی

04:41.573 --> 04:43.575
‫خوشحالم اینجا بودم

04:43.575 --> 04:45.409
‫این ضرر مربوط به همه‌مونه

04:45.409 --> 04:47.662
‫آره واقعاً

04:47.662 --> 04:50.331
‫شاید اوضاع بهتر از چیزی باشه که میگی

04:50.331 --> 04:52.542
‫حتماً این خونه ارزش زیادی داره

04:52.542 --> 04:53.501
‫آره

04:53.501 --> 04:56.755
‫تعجب می‌کنم اسکار اینم نداد بره

04:56.755 --> 05:00.550
‫فقط باید این حقیقتو قبول کنم
‫که خوشبختیم به پایان رسیده

05:00.550 --> 05:03.386
‫خیلیای دیگه مجبور شدن
‫همین‌کارو بکنن

05:03.386 --> 05:05.430
‫فقط خداروشکر می‌کنم
‫که یک تاریخ رو

05:05.430 --> 05:06.848
‫برای عروسی ماریان مشخص کردیم

05:06.848 --> 05:10.101
‫ولی اینکه قراره چطوری
‫پولشو بدیم، نمی‌دونم

05:10.101 --> 05:12.145
‫البته، ممکنه دشل پا پس بکشه

05:12.145 --> 05:16.941
‫و دلش نخواد با این خاندان نگون‌بخت وصلت کنه

05:16.941 --> 05:19.141
‫میرم طبقه‌ی بالا

05:25.408 --> 05:27.410
‫مادرت اینم به سلامت
‫پشت سر می‌ذاره

05:27.410 --> 05:29.412
‫حتی اگر خودش اینو ندونه

05:29.412 --> 05:34.292
‫شاید پشت سر بذاره
‫ولی مطمئن نیستم من بتونم

05:34.292 --> 05:36.628
‫تا شب افتتاحیه همدیگه رو نمی‌بینیم

05:36.628 --> 05:38.722
‫و بدون شک از الان تا اون‌موقع

05:38.722 --> 05:40.423
‫باید دردسرهایی رو حل‌و‌فصل کنیم

05:40.423 --> 05:43.093
‫ولی لازم می‌دونم
‫که از همه‌تون بابت

05:43.093 --> 05:44.844
‫تلاش‌هاتون تشکر کنم

05:44.844 --> 05:48.306
‫و میزبان‌مون، خانم جورج راسل رو

05:48.306 --> 05:51.726
‫بابت تلاش پیروزمندانه‌ش
‫برای پر کردن جایگاه‌هامون تحسین کنم

05:51.726 --> 05:54.187
‫چیزی که قراره نتیجه‌ش نمایش خیره‌کننده‌ی

05:54.187 --> 05:56.387
‫شکوه نیویورکی باشه

06:02.487 --> 06:04.614
‫خیلی رضایت‌بخش بود

06:04.614 --> 06:06.282
‫همیشه از مادرت می‌ترسم

06:06.282 --> 06:07.534
‫ولی کارش خیلی خوب بوده

06:07.534 --> 06:09.786
‫آره گمونم، ولی اینکه
‫ چرا باید از اون تشکر کرد

06:09.786 --> 06:11.413
‫اونم وقتی مطمئنم
‫همه‌شون همونقدر

06:11.413 --> 06:12.997
‫ تلاش کردن رو نمی‌دونم

06:12.997 --> 06:14.833
‫باید به‌هم معرفی‌تون کنم
‫ایشون "بیلی کارلتون"ـه

06:14.833 --> 06:17.502
‫خانم چارلز فین

06:17.502 --> 06:19.421
‫شما یکی از خواستگارهای
‫خانم راسل هستی؟

06:19.421 --> 06:21.172
‫دلم می‌خواد باشم

06:21.172 --> 06:22.590
‫مسخره‌بازی درنیار

06:22.590 --> 06:24.509
‫من و آقای کارلتون
‫در مراسم‌های رقص آشنا شدیم

06:24.509 --> 06:25.593
‫همین

06:25.593 --> 06:28.972
‫که اینطور
‫پس بخشی از تعاملات روزمره‌ست

06:33.268 --> 06:35.103
‫توی نیوپورت هم دیدمت

06:35.103 --> 06:36.354
‫اونجا خونه داریم

06:36.354 --> 06:39.524
‫توی مهمونی آقای مک‌آلیستر بودی

06:39.524 --> 06:41.276
‫می‌خواستم ازت بخوام
‫باهام برقصی

06:41.276 --> 06:42.527
‫چرا نخواستی؟

06:42.527 --> 06:43.778
‫بله

06:43.778 --> 06:46.489
‫خب، گمونم خطری تهدیدمون نمی‌کنه

06:46.489 --> 06:49.159
‫و خانم استور مجبوره
‫شکستش رو بپذیره

06:49.159 --> 06:50.452
‫زود قضاوت نکن

06:50.452 --> 06:53.038
‫باید اینو بهت بگم
‫که اسم مهمان افتخاریت رو

06:53.038 --> 06:53.913
‫لو دادم

06:53.913 --> 06:56.374
‫- چرا این‌کارو کردی؟
‫- چرا که نه؟

06:56.374 --> 06:58.376
‫این خبر نور علی نور شده

06:58.376 --> 07:00.170
‫آخرین بلیط‌ ها
‫در یک چشم ‌بهم زدن فروش رفتن

07:00.170 --> 07:03.256
‫تمامی جایگاه‌ها قراره
‫به لطف تو پر بشن

07:03.256 --> 07:04.716
‫ولی فرض بر اینکه دوک نیاد

07:04.716 --> 07:05.633
‫خب، این حرفو نزن

07:05.633 --> 07:07.552
‫خیلی از کسایی که
‫جایگاه‌هامون رو گرفتن

07:07.552 --> 07:08.970
‫توی آکادمی هم جایگاه دارن

07:08.970 --> 07:11.139
‫هرجا فکر کنن دوک هست میرن

07:11.139 --> 07:13.475
‫حتماً می‌دونی که خانم استور
‫داره سعی می‌کنه دوک رو بقاپه

07:13.475 --> 07:15.101
‫پس باید راضیشون کنی

07:15.101 --> 07:16.478
‫که شانس اینکه تو دوک رو بیاری بیشتره

07:16.478 --> 07:17.937
‫جدی میگم، خانم راسل

07:17.937 --> 07:20.565
‫باید حرف تو رو باور کنن، نه حرف اونو

07:20.565 --> 07:22.817
‫ببخشید

07:27.697 --> 07:29.657
‫ممنون که تشریف آوردی

07:29.657 --> 07:31.284
‫خیلی ممنون که بهم کمک کردی

07:31.284 --> 07:32.619
‫خوشحال شدم

07:32.619 --> 07:34.579
‫این یعنی می‌تونیم
‫شب افتتاحیه منتظر دیدنت

07:34.579 --> 07:35.580
‫توی "مت" باشیم؟

07:35.580 --> 07:36.748
‫مطمئن نیستم

07:36.748 --> 07:39.250
‫چارلز دلش می‌خواد بیایم مت

07:39.250 --> 07:40.752
‫و تو چی می‌خوای؟

07:40.752 --> 07:43.004
‫فقط می‌خوام اینقدر
‫از خانم استور وحشت‌زده نباشم

07:43.004 --> 07:45.757
‫آدم شجاعی نیستم

07:47.384 --> 07:49.803
‫متاسفانه فریب خوردم

07:49.803 --> 07:52.263
‫تمام سرمایه‌گذاری‌ها
‫تاحدودی خطرناک هستن

07:52.263 --> 07:53.807
‫و آقای اسکار بدشانسی آورد

07:53.807 --> 07:56.226
‫اونی که بدشانسی آورده منم

07:56.226 --> 07:57.936
‫چه فاجعه‌ای

07:57.936 --> 08:00.021
‫چقدر برای آماده شدن وقت داریم؟

08:00.021 --> 08:02.691
‫می‌تونین تا فروخته شدن خونه بمونین

08:02.691 --> 08:04.317
‫- کی قراره فروش بره؟
‫- بریجت

08:04.317 --> 08:05.402
‫مطمئن نیستیم

08:05.402 --> 08:07.696
‫پس اگر زودتر شغلی گیر آوردین
‫حتماً قبولش کنین

08:07.696 --> 08:09.447
‫یک لحظه وایسا ببینم

08:09.447 --> 08:11.616
‫پس به کارمون ادامه میدیم

08:11.616 --> 08:13.702
‫تا اوضاع مشخص‌تر بشه

08:13.702 --> 08:15.902
‫ممنونم، بنیستر

08:17.539 --> 08:19.739
‫برگردین سرکار دوستان

08:20.207 --> 08:22.293
‫باید منتظر بمونیم و ببینیم چی میشه

08:22.293 --> 08:24.921
‫اوه، چقدر نازه

08:24.921 --> 08:28.925
‫- عین فرشته می‌مونه
‫- ممنون

08:28.925 --> 08:32.095
‫اوه، از دیدنتون خوشحالم

08:32.095 --> 08:34.597
‫اوه، با خانم فورچن
‫ که داشت می‌رفت سلام کردین؟

08:34.597 --> 08:36.765
‫- اونی که بچه دستش بود؟
‫- آره

08:36.765 --> 08:38.601
‫ازم می‌خواد لباس‌هایی که

08:38.601 --> 08:40.687
‫دوره‌ی حاملگی می‌پوشیده رو کوچیک کنم

08:40.687 --> 08:43.815
‫فکر می‌کردم بشناسیش
‫چون برای روزنامه‌ی شوهرش کار می‌کنی

08:43.815 --> 08:45.900
‫نه. نه، تابه‌حال همدیگه رو ندیدیم

08:45.900 --> 08:48.695
‫تو و آقای فورچن با مقاله‌تون
‫در مورد هیئت آموزش و پرورش

08:48.695 --> 08:50.488
‫خیلی بهمون کمک کردین

08:50.488 --> 08:52.907
‫حالا اونقدر دانش‌آموز اومدن ثبت‌نام کنن

08:52.907 --> 08:55.493
‫که امکان نداره بتونن درهامون رو تخته کنن

08:55.493 --> 08:57.912
‫حالا، فقط کافیه هیئت رو راضی کنیم

08:57.912 --> 08:59.664
‫یکی بهت بدهکارم، خانم اسکات

08:59.664 --> 09:01.583
‫من فقط در مورد توافقی

09:01.583 --> 09:03.126
‫که با ایرلندی‌ها کردین نوشتم

09:03.126 --> 09:05.628
‫اگر مدرسه باز موند
‫به لطف خودتونه

09:05.628 --> 09:07.839
‫می‌بینم که فروتنی توی خانواده‌تون ارثیه

09:07.839 --> 09:09.507
‫حرف‌هات دقیقاً عین مامانته

09:09.507 --> 09:11.634
‫بیاین بریم پشت

09:11.634 --> 09:13.219
‫هنوزم باید استدلال‌هایی که قراره

09:13.219 --> 09:14.804
‫برای هیئت بیاریم رو مشخص کنیم

09:14.804 --> 09:16.097
‫بیشتر چیزهایی که نیازه رو داریم

09:16.097 --> 09:17.640
‫ولی باید جمع‌آوری و منظم بشه

09:17.640 --> 09:19.840
‫اوه، توی این مورد
‫می‌تونم کمکت کنم

09:20.685 --> 09:22.062
‫یکی پیدا کردم

09:22.062 --> 09:25.857
‫"آگهی استخدام... یک خدمتکار سن‌بالا"

09:25.857 --> 09:28.610
‫"که دنبال ترفیع به مقام خانه‌داره"

09:28.610 --> 09:30.153
‫این یعنی دنبال خانه‌دار هستن

09:30.153 --> 09:32.614
‫ولی نمی‌خوان پولشو بدن

09:32.614 --> 09:34.199
‫درهرحال سنت زیادی پایینه

09:34.199 --> 09:35.784
‫اوه، این چطوره؟

09:35.784 --> 09:38.453
‫"سرخدمتکار باتجربه، ترجیحاً انگلیسی"

09:38.453 --> 09:41.498
‫اوه، توی شیکاگوئه

09:41.498 --> 09:43.458
‫شیکاگو که مشکلی نداره

09:43.458 --> 09:45.210
‫ولی نیویورک نیست

09:45.210 --> 09:48.171
‫آقای بنیستر، مطمئناً
‫یکی از دوستان خانم ون‌راین...

09:48.171 --> 09:49.381
‫خیلی ساکتی

09:49.381 --> 09:51.716
‫کل روز همینطور بودی

09:51.716 --> 09:53.968
‫- نمی‌خواستم مزاحمت بشم
‫- بابت چی مزاحمم بشی؟

09:55.428 --> 09:58.390
‫یک نامه از دفتر ثبت اختراع دریافت کردم

09:58.390 --> 09:59.724
‫درخواستم رو قبول کردن

09:59.724 --> 10:02.394
‫اوه، اینکه خیلی عالیه

10:02.394 --> 10:04.771
‫اوه، خیلی برات خوشحالم، جک

10:04.771 --> 10:07.065
‫- حالا می‌بینی
‫- روز تو چطور بود، خانم اسکات؟

10:07.065 --> 10:09.150
‫به مادرت گفتی اینجا چه اتفاقی افتاده؟

10:09.150 --> 10:10.985
‫نه، نمی‌خوام تا نفهمیدم قراره چیکار کنم

10:10.985 --> 10:12.404
‫حرفی بزنم

10:12.404 --> 10:14.114
‫خانم اسکات گلیمشو از آب می‌کشه بیرون

10:14.114 --> 10:15.990
‫هنوزم توی "گلوب" شغل خودشو داره

10:15.990 --> 10:18.159
‫و توام چیزیت نمیشه، خانم باور

10:18.159 --> 10:20.912
‫به‌نظرم از تو و بریجت می‌خوان بمونین

10:20.912 --> 10:22.956
‫اگر نمی‌خوان از گرسنگی بمیرن

10:22.956 --> 10:24.666
‫تو خبری نداری، خانم آرمسترانگ؟

10:24.666 --> 10:28.044
‫متاسفانه من زیادی پیرم

10:28.044 --> 10:30.672
‫گفتنش سخته
‫ولی حقیقت تلخ همینه

10:30.672 --> 10:32.872
‫اونی که از گرسنگی می‌میره منم

10:34.884 --> 10:37.595
‫تو چی، جان؟
‫به‌جایی رسیدی؟

10:37.595 --> 10:40.348
‫نه از اون نظر

10:40.348 --> 10:42.559
‫منظورت چیه؟

10:42.559 --> 10:43.768
‫حق ثبت اختراعش رو بهش دادن

10:43.768 --> 10:46.396
‫اوه! اوه چه خوب

10:46.396 --> 10:47.313
‫جک

10:47.313 --> 10:49.691
‫دنیا عقلشو کاملاً از دست داده

10:49.691 --> 10:52.902
‫اوه، به حرفاش گوش نکن
‫خبر خیلی خوبیه

10:52.902 --> 10:55.155
‫- حالا می‌خوای چیکار کنی؟
‫- مطمئن نیستم

10:55.155 --> 10:57.449
‫باید 20 دلار دیگه پیدا کنی

10:57.449 --> 10:59.409
‫اوه، نگران اون نباش

10:59.409 --> 11:01.609
‫کمکت می‌کنیم جورش کنی

11:10.628 --> 11:12.005
‫نخوری زمین

11:12.005 --> 11:14.205
‫اوه

11:15.216 --> 11:17.677
‫اوه، آقای بوردن
‫کتت خیس آب شده

11:19.012 --> 11:20.889
‫به این زودی برگشتین؟

11:20.889 --> 11:22.974
‫گمونم زیر بارون گیر کردین

11:22.974 --> 11:24.976
‫چجورم گیر کردیم، خانم آندره

11:24.976 --> 11:27.312
‫یکی از پیش‌نواهای مندلسون رو اجرا کردن

11:27.312 --> 11:30.231
‫ولی آخرش بیخیال شدن
‫و پیاده برگشتیم خونه

11:30.231 --> 11:32.650
‫خب، خیلی خوشحالم
‫اگر مندلسون بازم داره مد میشه

11:32.650 --> 11:34.110
‫مطمئن نیستم بشه اینطور گفت

11:34.110 --> 11:36.321
‫ولی حداقل دارن دوباره آهنگ‌هاشو می‌زنن

11:36.321 --> 11:37.989
‫چه مأیوس‌کننده

11:37.989 --> 11:41.451
‫دفعه‌ی بعد، باید یک سالن
‫کنسرت درست‌و‌حسابی پیدا کنین

11:41.451 --> 11:43.651
‫بهتره برم به کارام برسم

11:47.999 --> 11:50.293
‫یعنی خانم اسکات گفت
‫باید با من مشورت کنین؟

11:50.293 --> 11:52.796
‫حرفشو پیش کشید، آره
‫و به‌نظر فکر خوبی میومد

11:52.796 --> 11:55.924
‫لطف داره، البته اگر می‌تونستم بفهمم

11:55.924 --> 11:58.009
‫ساعتت چه فرقی با بقیه‌شون می‌کنه

11:58.009 --> 12:01.471
‫چرخ‌دنگ جدیدم باعث میشه
‫چرخ‌دنده‌هاش به‌هم نچسبن

12:01.471 --> 12:03.390
‫برای همین ساعت دقیق باقی می‌مونه

12:03.390 --> 12:04.724
‫چون نیازی به روغن نداره؟

12:04.724 --> 12:06.851
‫آره همینطوره، قربان

12:06.851 --> 12:09.020
‫تظاهر نمی‌کنم روش کارشو بلدم

12:09.020 --> 12:10.897
‫ولی از اعتماد به‌نفست خوشم میاد

12:10.897 --> 12:13.858
‫ممنون، قربان

12:13.858 --> 12:17.904
‫البته، یک ساعت شماطه‌دار چیز ساده‌ایه

12:17.904 --> 12:19.781
‫ولی چیز ساده‌ایه
‫که می‌تونه در تمام

12:19.781 --> 12:21.741
‫اتاق‌خواب‌های دنیا جا باز کنه

12:21.741 --> 12:23.326
‫خب حالا باید چیکار کنه؟

12:23.326 --> 12:25.412
‫بابت همین به توصیه‌تون نیاز دارم، قربان

12:25.412 --> 12:28.039
‫اختراعم رو ثبت کردم
‫و دیگه از اختراعم محافظت میشه

12:28.039 --> 12:30.583
‫ولی نمی‌دونم بعد از این چیکار کنم

12:30.583 --> 12:31.960
‫شما می‌دونی؟

12:31.960 --> 12:35.755
‫هنوز نه، ولی کسایی رو می‌شناسم
‫که می‌تونم ازشون بپرسم

12:35.755 --> 12:37.799
‫ممنونم، قربان

12:37.799 --> 12:39.634
‫همین که می‌خواین سعی کنین لطف بزرگیه

12:39.634 --> 12:41.803
‫دیگه باید برم

12:41.803 --> 12:44.055
‫باید برای چیدن میز شام آماده بشم

12:47.308 --> 12:50.812
‫خب، وقتی راهی پیدا کردم خبرت می‌کنم

12:58.528 --> 13:00.572
‫بهتره منم برم

13:00.572 --> 13:02.866
‫ممنون که با جان ملاقات کردی

13:02.866 --> 13:04.617
‫و لطفاً سلاممو به مادرت برسون

13:04.617 --> 13:05.744
‫حتماً

13:05.744 --> 13:07.954
‫شنیدم دوکش از دستش رفته

13:07.954 --> 13:10.081
‫از نظر عمه اگنس
‫دوک خیلی سست عنصره

13:10.081 --> 13:11.750
‫چون خانم استور نظرشو عوض کرد؟

13:11.750 --> 13:13.918
‫شنیدم آقای مک‌آلیستر بوده

13:13.918 --> 13:15.754
‫که تونسته نظرشو عوض کنه

13:15.754 --> 13:17.297
‫اون قانعش کرده

13:17.297 --> 13:20.633
‫آقای مک‌آلیستر، دوست مادرم؟

13:20.633 --> 13:22.833
‫خب، مادرم حتی به فکرشم نرسیده

13:24.012 --> 13:26.014
‫امیدوارم توی شب افتتاحیه ببینیمت

13:26.014 --> 13:28.266
‫دلم می‌خواد، ولی متاسفانه نمیشه

13:28.266 --> 13:29.893
‫همونطور که می‌دونی
‫عمه اگنس کاملاً

13:29.893 --> 13:31.436
‫توی جبهه‌ی مخالفه

13:31.436 --> 13:34.439
‫منظورت این بود
‫که تو بهمون ملحق بشی

13:34.439 --> 13:36.358
‫اوه

13:36.358 --> 13:37.734
‫فکر نکنم جرات این‌کارو داشته باشم

13:37.734 --> 13:40.070
‫خودتو دست کم می‌گیری، خانم بروک

13:45.950 --> 13:48.870
‫جناب راسل جوان خیلی لطف می‌کنه
‫که می‌خواد کمک کنه

13:48.870 --> 13:50.789
‫فقط داره خودنمایی می‌کنه

13:50.789 --> 13:53.375
‫- باهات مخالفم
‫- معلومه که هستی

13:53.375 --> 13:55.335
‫راستی، از دشل خواستم
‫پنجشنبه برای شام بیاد

13:55.335 --> 13:57.253
‫این اواخر خیلی کم دیدیمش

13:57.253 --> 13:58.963
‫خب، فقط به‌خطر شوهرعمه لوک بوده

13:58.963 --> 14:01.800
‫و البته بعدشم به‌خاطر
‫اتفاق ناگواری که برای اسکار...

14:01.800 --> 14:04.177
‫آره، به‌قدر کافی در موردش صحبت کردیم

14:04.177 --> 14:05.178
‫مامان...

14:05.178 --> 14:07.514
‫لطفاً نگو متاسفی

14:07.514 --> 14:10.308
‫نه، خواستم بهت بگم
‫برای شام افتتاحیه‌ی آکادمی

14:10.308 --> 14:11.810
‫برای شام دعوت شدم

14:11.810 --> 14:13.478
‫پس بگو نمیای. سرت شلوغه

14:13.478 --> 14:15.438
‫چه فرقی می‌کنه باشم یا نباشم؟

14:15.438 --> 14:16.439
‫اسکار، قراره توی

14:16.439 --> 14:18.358
‫مراسم افتتاحیه‌ی آکادمی حضور داشته باشی

14:18.358 --> 14:20.985
‫و اگر حس می‌کنی
‫این حرفم دستوره، بدون که هست

14:22.362 --> 14:24.489
‫عمه اگنس، منم دعوت شدم

14:24.489 --> 14:26.324
‫و متاسفانه قراره اعصابتو بهم بریزه

14:26.324 --> 14:28.326
‫چرا باید انتظار دیگه‌ای داشته باشم؟

14:28.326 --> 14:29.244
‫اگنس

14:29.244 --> 14:30.995
‫راسل‌ها ازم خواستن برای شام افتتاحیه

14:30.995 --> 14:32.706
‫برم به جایگاهشون در "مت"

14:32.706 --> 14:33.748
‫مت؟

14:33.748 --> 14:35.875
‫قراره از این به بعد
‫متروپولیتن رو اینطوری صدا کنیم؟

14:35.875 --> 14:37.377
‫دلم می‌خواد برم

14:37.377 --> 14:39.796
‫کدوم راسل دعوتت کرده؟

14:39.796 --> 14:41.881
‫امیدوارم پسرش نبوده باشه

14:41.881 --> 14:43.508
‫خانم راسل ازم خواسته

14:43.508 --> 14:46.177
‫ازش بعید نبود، اونم فقط از لج من

14:47.345 --> 14:49.681
‫پس برادرزاده‌م قراره با دشمن همراه بشه

14:49.681 --> 14:52.600
‫هیچوقت نگفته بودی
‫ماریان مجبوره شب افتتاحیه

14:52.600 --> 14:54.352
‫بیاد آکادمی

14:54.352 --> 14:56.271
‫می‌خوام سالن اپرای جدید رو ببینم

14:56.271 --> 14:58.690
‫پس حاضری بدون لحظه‌ای درنگ

14:58.690 --> 15:00.025
‫یک دوست قدیم رو بندازی کنار

15:00.025 --> 15:02.152
‫آکادمی "دوست قدیمی" من نیست

15:02.152 --> 15:04.320
‫قبل از اینکه بیام نیویورک
‫یک‌بارم اسمشو نشنیده بودم

15:04.320 --> 15:08.450
‫توی دنیای ما
‫دوستی‌های قدیمی ارثی هستن

15:13.872 --> 15:16.332
‫خانم بروس، لطفاً به چورچ بگو

15:16.332 --> 15:18.752
‫اینو تا قبل از پایان امروز
‫به آقای مک‌آلیستر تحویل بده

15:18.752 --> 15:19.961
‫چشم، خانم

15:19.961 --> 15:22.630
‫برای شام بعد از اپرا کاملاً آماده‌این؟

15:22.630 --> 15:24.466
‫بله آماده‌ایم، خانم

15:24.466 --> 15:27.635
‫میشه بپرسم قراره
‫کدوم اپرا رو بشنوین؟

15:27.635 --> 15:29.054
‫فاوست

15:29.054 --> 15:30.764
‫یادته وقتی خانم نیلسون
‫"آهنگ جواهر" رو

15:30.764 --> 15:31.931
‫ اینجا اجرا کرد؟

15:31.931 --> 15:33.683
‫چطور می‌تونم فراموش کنم؟

15:33.683 --> 15:35.310
‫پس از موسیقی لذت می‌بری؟

15:35.310 --> 15:37.562
‫یاد گرفتم ازش لذت ببرم، آره

15:37.562 --> 15:39.564
‫از قضا خیلیم زیاد لذت می‌برم

15:39.564 --> 15:42.192
‫ولی قبل از اینکه خانم آندره بیاد
‫باید تصمیم بگیریم

15:42.192 --> 15:44.277
‫قراره بمونه یا بره

15:44.277 --> 15:46.071
‫از همه‌نظر توی کارش مهارت داره

15:46.071 --> 15:48.782
‫پس اگر دردسرساز نیست
‫می‌تونه بمونه

15:48.782 --> 15:51.201
‫خوشحالم این موضوع هم حل شد، خانم

15:54.287 --> 15:56.247
‫بابت امروز کافیه

15:56.247 --> 15:57.790
‫باید برسی بروکلین

15:57.790 --> 15:58.917
‫و دلت نمی‌خواد دیر کنی

15:58.917 --> 16:01.086
‫حتی با وجود پل بروکلین

16:01.086 --> 16:03.171
‫میشه به آرمسترانگ بگی
‫برای امروز بعدازظهر

16:03.171 --> 16:04.964
‫به کمکش احتیاج دارم؟

16:04.964 --> 16:07.133
‫باید مشخص کنم
‫برای زندگی جدیدم

16:07.133 --> 16:10.345
‫که اصلاً مشتاقش نیستم
‫به چه لباس‌هایی احتیاج دارم

16:10.345 --> 16:12.847
‫فکر نکنم اونم چندان مشتاق

16:12.847 --> 16:15.016
‫زندگی جدیدش باشه

16:15.016 --> 16:17.769
‫منظورت چیه، خانم اسکات؟

16:17.769 --> 16:20.522
‫هیچی فقط از فکر تغییر اوضاع وحشت‌زده شده

16:20.522 --> 16:23.024
‫ولی خب بقیه‌ هم می‌ترسن

16:23.024 --> 16:25.985
‫خانم فورته، خانم

16:27.320 --> 16:29.197
‫هر اتفاقیم برای آرمسترانگ بیفته

16:29.197 --> 16:31.366
‫لیاقت دلسوزی خانم اسکات رو نداره

16:31.366 --> 16:34.285
‫بعد از تمام اون حرف‌هایی که زده

16:34.285 --> 16:36.329
‫آدم رقت‌انگیزیه که از تعصب‌هاش

16:36.329 --> 16:39.040
‫مثل عصا استفاده می‌کنه

16:39.040 --> 16:41.418
‫همه‌مون باید بابت این
‫براش دلسوزی کنیم

16:44.921 --> 16:46.172
‫اومدی

16:46.172 --> 16:48.174
‫نامه‌ی احضارت به دستم رسید

16:48.174 --> 16:50.135
‫معلومه که اومدم

16:50.135 --> 16:52.095
‫می‌خواستم توضیحاتت رو بشنوم

16:52.095 --> 16:54.806
‫چون دوک جبهه‌ش رو عوض کرده؟

16:54.806 --> 16:58.101
‫فکر می‌کردم تویی
‫که جبهه‌ت رو عوض کردی

16:58.101 --> 17:00.895
‫لری بهم گفت تو نظرشو عوض کردی

17:00.895 --> 17:02.814
‫باهاش صحبت کردم، آره

17:02.814 --> 17:04.648
‫چه غم‌انگیز

17:04.648 --> 17:07.068
‫فکر می‌کردم دوستمی
‫که شاید کار احمقانه‌ای بوده

17:07.068 --> 17:09.279
‫من دوستتم

17:09.279 --> 17:12.323
‫ولی دوست خانم استور هم هستم

17:12.323 --> 17:14.867
‫و همه منو به همین عنوان می‌شناسن

17:14.867 --> 17:16.661
‫همم

17:16.661 --> 17:18.079
‫راحت راضی شد؟

17:18.079 --> 17:20.123
‫دوک توی موقعیت سختی قرار گرفته

17:20.123 --> 17:22.584
‫شاید زندگیش سخت باشه
‫ولی درکش سخت نیست

17:22.584 --> 17:25.462
‫جایگاه بلندبالا
‫املاک بزرگ، مقام‌های عالی‌رتبه

17:25.462 --> 17:27.547
‫یک قلعه توی دوون
‫و یک قصر توی لندن داره

17:27.547 --> 17:29.758
‫ولی به‌قدر کافی پول نداره
‫که همه‌شو سرپا نگه داره

17:29.758 --> 17:32.093
‫ارزیابی دقیقیه

17:32.093 --> 17:34.929
‫خب قیمتش چقدر بود؟

17:34.929 --> 17:36.806
‫این حرفا فایده‌ای نداره

17:36.806 --> 17:38.016
‫چرا؟

17:38.016 --> 17:40.477
‫داره چیزی بیشتر از پول بهش میده

17:40.477 --> 17:42.937
‫عرصه‌ی نیویورک رو براش باز می‌کنه

17:42.937 --> 17:45.482
‫داره عرصه‌ی آمریکا رو براش باز می‌کنه

17:45.482 --> 17:47.692
‫می‌خواد این مردم رو بشناسه

17:47.692 --> 17:52.781
‫و اون می‌تونه بیشتر از تو
‫این مردم رو باهاش آشنا کنه

17:52.781 --> 17:54.449
‫پس دوک به چیزی که می‌خواد می‌رسه

17:54.449 --> 17:57.202
‫افتتاحیه‌ی خانم استور موفقیت‌آمیز میشه

17:57.202 --> 18:02.207
‫و توام یک جایگاه توی آکادمی قبول می‌کنی

18:02.207 --> 18:03.875
‫خیلی از خودت مطمئنی

18:03.875 --> 18:07.837
‫با کمال احترام، خانم راسل
‫من خیلی بیشتر از تو

18:07.837 --> 18:10.382
‫توی این بازی بودم

18:10.382 --> 18:12.217
‫ولی مک‌آلیستر توضیح داد که چرا

18:12.217 --> 18:13.718
‫پیشنهاد پول بیشتر جواب نمیده

18:13.718 --> 18:14.886
‫ارزش امتحان کردن رو داره

18:14.886 --> 18:16.388
‫برتا، ما پول زیادی رو

18:16.388 --> 18:18.223
‫خرج متروپولیتن کردیم

18:18.223 --> 18:19.265
‫به‌نظر من به‌قدر کافی خرج کردیم

18:19.265 --> 18:20.558
‫- ولی آخه...
‫- نه

18:20.558 --> 18:23.228
‫این جوونک طمع‌کار
‫می‌تونه بره رد کارش

18:23.228 --> 18:25.730
‫یک سالن اپرای جدید داری
‫با هنرمندهای فوق العاده

18:25.730 --> 18:27.774
‫و هرچیزی که مردم می‌تونن بخوان

18:27.774 --> 18:30.860
‫حضور داشتن یا نداشتن یک دوک اهمیتی نداره

18:30.860 --> 18:32.070
‫بیشتر باور داشته باش

18:32.070 --> 18:33.697
‫پس نمی‌تونم پول بیشتری پیشنهاد بدم؟

18:33.697 --> 18:37.659
‫نمی‌تونی چیز بیشتری پیشنهاد بدی
‫همونطور که مک‌آلیستر گفت

18:39.327 --> 18:43.998
‫قول میدم بدون اون هم
‫خیلی موفقیت‌آمیز میشه

18:43.998 --> 18:45.458
‫شاید

18:45.458 --> 18:48.128
‫خواهیم دید

18:48.128 --> 18:50.630
‫چیزهای ساده‌ای رو
‫برای بعدازظهر نگه می‌دارم

18:50.630 --> 18:55.427
‫ولی خیلی چیزها اینجا هست
‫که دیگه هرگز نمی‌پوشم

18:55.427 --> 18:57.429
‫نمی‌تونم بذارمشون توی جعبه‌ی اهدایی‌ها

18:57.429 --> 19:01.599
‫و بهتر از اونی هستن
‫که بشه انداخت دور

19:01.599 --> 19:05.353
‫می‌تونم با دقت با نفتالین
‫و پارچه بسته‌بندیشون کنم

19:05.353 --> 19:08.273
‫و بذارمشون توی زیرشیروونی
‫محض احتیاط

19:08.273 --> 19:10.108
‫ولی گیریم زیرشیروونی نداشته باشیم

19:10.108 --> 19:12.068
‫دیگه قراره زندگی‌مون

19:12.068 --> 19:13.653
‫خیلی متفاوت باشه

19:13.653 --> 19:15.780
‫هنوزم دوستانت رو داری

19:15.780 --> 19:18.116
‫آره، و اوایل کار
‫سعی می‌کنن تظاهر کنن

19:18.116 --> 19:20.368
‫که از دست رفتن ثروتمون تفاوتی ایجاد نمی‌کنه

19:20.368 --> 19:25.123
‫ولی کم‌کم خودشونو ازمون کنار می‌کشن

19:25.123 --> 19:26.541
‫تو چطور، آرمسترانگ؟

19:26.541 --> 19:29.419
‫هنوز جای جدیدی پیدا نکردی؟

19:29.419 --> 19:31.921
‫نمی‌دونم قراره چیکار کنم

19:31.921 --> 19:34.966
‫خب، کدوممون می‌دونیم؟

19:34.966 --> 19:39.512
‫ولی من و تو قبل از این هم
‫تجربه‌ی شرایط دشوار رو داشتیم

19:39.512 --> 19:43.933
‫و ازشون گذشتیم

19:43.933 --> 19:46.519
‫می‌خوای باهامون بیای؟

19:46.519 --> 19:47.520
‫چی؟

19:47.520 --> 19:49.689
‫خب، اگر بیای برای آدم‌های
‫ بی‌نام و نشون کار می‌کنی

19:49.689 --> 19:54.152
‫و نمی‌تونم پول زیادی بدم
‫یا قول بدم که قراره

19:54.152 --> 19:55.779
‫شرایط زندگیمون چطوری باشه

19:55.779 --> 19:59.240
‫ولی اگر خواستی امتحانش کنی
‫قدمت روی چشمه

19:59.240 --> 20:03.203
‫بله خانم، می‌خوام

20:03.203 --> 20:05.288
‫ممنون

20:05.288 --> 20:08.041
‫ولی چرا نظرت عوض شده؟

20:08.041 --> 20:09.626
‫عوض شده؟

20:09.626 --> 20:10.627
‫آره شاید شده

20:10.627 --> 20:14.172
‫به‌خاطر حرف خانم اسکات بود

20:14.172 --> 20:17.008
‫خانم اسکات؟

20:17.008 --> 20:20.178
‫در مورد من چی گفته؟

20:20.178 --> 20:22.430
‫چرا؟ دلت نمی‌خواد فکر کنی

20:22.430 --> 20:24.630
‫که باهات احساس همدردی کرده باشه؟

20:28.853 --> 20:30.897
‫این خیلی به کارم اومده

20:30.897 --> 20:32.273
‫ اسید سالیسیلیکه

20:32.273 --> 20:34.192
‫ولی از شر تلخیش خلاص شدن

20:34.192 --> 20:36.152
‫- خیلی خوبه
‫- و خودت تولیدش می‌کنی؟

20:36.152 --> 20:38.780
‫امتحانش کن
‫این یکی مجانی واسه خودت

20:38.780 --> 20:40.532
‫و حالا دیگه باید برم

20:40.532 --> 20:42.659
‫- جلسه‌ی هیئت مدارس داریم
‫- کدوم هیئت مدارس؟

20:42.659 --> 20:45.036
‫هیئت آموزش و پرورش که نیست
‫اون تاریخش فرداست

20:45.036 --> 20:46.538
‫صبر کن ببینم، نامه‌ش به دستت نرسیده؟

20:46.538 --> 20:47.706
‫نه، تغییرش دادن

20:47.706 --> 20:50.417
‫امروزه... ساعت 7، همون جای قبلی

20:50.417 --> 20:52.627
‫خب، گمونم حالا فهمیدیم
‫چرا من خبردار نشدم

20:52.627 --> 20:54.879
‫و شرط می‌بندم بقیه‌ی
‫ والدین رنگین‌پوست هم خبردار نشدن

20:54.879 --> 20:56.631
‫متاسفانه تقصیر مقاله‌ی دخترت

20:56.631 --> 20:58.008
‫در مورد همکاری ایرلندی‌ها

20:58.008 --> 20:59.300
‫و رنگین‌پوست‌هاست

20:59.300 --> 21:01.219
‫ظاهراً یه‌عده رو عصبانی کرده

21:01.219 --> 21:04.180
‫آره، و اطلاعاتی که بهم دادی هم
‫منو عصبانی کرده

21:07.517 --> 21:09.728
‫جیمز، خودت مغازه رو تعطیل کن

21:09.728 --> 21:11.928
‫چشم قربان

21:14.274 --> 21:16.067
‫باید تمام استدلال‌ها رو بنویسیم

21:16.067 --> 21:17.402
‫اگر پشت حرف‌هامون استدلالی نباشه

21:17.402 --> 21:19.237
‫بهشون گوش نمی‌کنن

21:19.237 --> 21:20.739
‫اینم لیست یک سری دانش‌آموز دیگه‌ست

21:20.739 --> 21:22.741
‫که آماده‌ن برای ترم بعد
‫نام‌نویسی کنن

21:22.741 --> 21:24.617
‫مهم‌ترین استدلال همینه

21:24.617 --> 21:27.037
‫چطور می‌تونن اینو زیر سوال ببرن؟

21:27.037 --> 21:29.748
‫ببخشید

21:33.043 --> 21:34.294
‫بهمون حقه زدن

21:34.294 --> 21:35.754
‫زمان جلسه رو گذاشتن امروز بعدازظهر

21:35.754 --> 21:38.256
‫که هیچکدوممون نیایم

21:38.256 --> 21:40.633
‫پس باید بریم. باید همین الان بریم

21:40.633 --> 21:42.594
‫خب، مطمئن نیستم آماده باشیم

21:42.594 --> 21:43.511
‫همه‌چیز رو بیارین

21:43.511 --> 21:45.013
‫هرکی خودش برسه اونجا

21:45.013 --> 21:47.213
‫ولی باید همین الان بریم

21:50.769 --> 21:52.312
‫زود بیاین. زود باشین

21:52.312 --> 21:54.512
‫زود باشین. همین الانشم دیر کردیم

21:55.899 --> 21:57.525
‫ببخشید

21:57.525 --> 21:58.985
‫این جلسه خصوصیه

21:58.985 --> 22:00.987
‫این جلسه در مورد بستن

22:00.987 --> 22:03.573
‫مدارس عمومی رنگین ‌پوست‌هاست؟

22:03.573 --> 22:05.241
‫این افراد امروز جمع شدن که...

22:05.241 --> 22:06.451
‫دارین در مورد بستن

22:06.451 --> 22:08.745
‫سه مدرسه‌ی رنگین پوست‌ها صحبت می‌کنین؟

22:08.745 --> 22:10.622
‫خب، موضوعات زیاد دیگه‌ای هم
‫توی دستورجلسه هست

22:10.622 --> 22:12.207
‫چرا زمان جلسه رو از فردا

22:12.207 --> 22:13.500
‫انداختین امروز؟

22:13.500 --> 22:15.669
‫امروز برامون راحت‌تر بود

22:15.669 --> 22:18.004
‫ولی چرا به ما خبر ندادین؟

22:18.004 --> 22:20.340
‫خیلی‌هامون والدین بچه‌های اون مدارس هستیم

22:20.340 --> 22:22.133
‫ولی بهمون خبر نداده بودین

22:22.133 --> 22:23.176
‫دلیلش چیه؟

22:23.176 --> 22:25.512
‫حتماً از دستمون دررفته

22:25.512 --> 22:27.347
‫پس به دلایلمون گوش می‌کنین؟

22:27.347 --> 22:30.266
‫لیستی از دانش‌آموزها داریم
‫که مشتاقن ثبت‌نام کنن...

22:30.266 --> 22:32.185
‫اونقدر هستن که فراتر از ظرفیت مدارسه

22:32.185 --> 22:34.646
‫و درخواست استخدام از معلم‌هایی داریم

22:34.646 --> 22:37.148
‫که همگی مشتاقن باهامون همکاری کنن

22:37.148 --> 22:38.858
‫این کارهاتون خارج از عرفه

22:38.858 --> 22:41.653
‫اگر بچه‌هامون از ظرفیت مدارس بیشتره

22:41.653 --> 22:44.614
‫و معلم‌هامون از میزان نیاز بیشتره

22:44.614 --> 22:48.243
‫چرا دارین تعطیلشون می‌کنین؟

22:54.749 --> 22:56.949
‫باید مدارک رو بررسی کنیم

23:09.014 --> 23:11.891
‫آقای مونتگومری

23:11.891 --> 23:13.768
‫خاله اگنس و خاله ایدا
‫هنوز دارن آماده میشن

23:13.768 --> 23:16.187
‫اوه. خوشحالم که می‌تونم
‫تنها باهات صحبت کنم

23:16.187 --> 23:18.523
‫می‌دونم، این اواخر زیاد همدیگه رو ندیدیم

23:18.523 --> 23:19.566
‫درک می‌کنم

23:19.566 --> 23:22.360
‫همگی چه ضربه‌ی سختی خوردیم

23:22.360 --> 23:24.487
‫می‌خوای به تدریس ادامه بدی؟

23:24.487 --> 23:25.905
‫قراره به درآمدش وابسته باشم

23:25.905 --> 23:28.158
‫عمه اگنس دیگه نمی‌تونه بهم پول بده

23:28.158 --> 23:29.743
‫خب، قرار نیست این وضع
‫چندان ادامه پیدا کنه

23:29.743 --> 23:31.911
‫وقتی ازدواج کردیم می‌ذاریش کنار

23:31.911 --> 23:32.912
‫خب، فکر کردم...

23:32.912 --> 23:35.373
‫می‌خوام یک زندگی دلپذیر

23:35.373 --> 23:37.751
‫پر از سرگرمی و لباس

23:37.751 --> 23:41.379
‫و در نهایت، بچه‌ داشته باشی

23:41.379 --> 23:44.507
‫بدون هیچ کاری

23:44.507 --> 23:47.052
‫این عمه اگنس رو خوشحال می‌کنه

23:47.052 --> 23:48.636
‫و همچنین تو، امیدوارم

23:48.636 --> 23:51.181
‫اسم منو آوردی؟

23:51.181 --> 23:52.891
‫خیلی خوشحالم می‌بینمت

23:52.891 --> 23:54.059
‫زن‌عمو اگنس

23:54.059 --> 23:55.643
‫ و زن‌عمو ایدا

23:55.643 --> 23:57.145
‫حالت چطوره؟

23:57.145 --> 23:59.064
‫دارم تحمل می‌کنم

23:59.064 --> 24:01.900
‫چیزی که درک نمی‌کنم
‫این همه کاغذبازی‌هاست

24:01.900 --> 24:04.652
‫اینو از زمان فوت هریت یادمه

24:04.652 --> 24:06.613
‫لوک مرد ساده‌ای بود

24:06.613 --> 24:08.907
‫که زندگی ساده‌ای داشت

24:08.907 --> 24:11.368
‫ولی یک‌ عالمه فرم برای امضا کردن

24:11.368 --> 24:12.786
‫و مدارک برای خوندن هست

24:12.786 --> 24:15.580
‫روی میزم تلنبار شدن و منتظرم هستن

24:15.580 --> 24:18.917
‫باهات احساس همدردی می‌کنم
‫ولی سعی کن نذاری زیاد بمونن

24:18.917 --> 24:20.043
‫باشه

24:20.043 --> 24:21.252
‫فرانسس چطوره؟

24:21.252 --> 24:22.587
‫خیلی خوبه

24:22.587 --> 24:25.006
‫کاملاً توی نیویورک جا خوش کرده

24:25.006 --> 24:28.760
‫و واقعاً فکر می‌کنم
‫داره کم‌کم پیشرفت می‌کنه

24:28.760 --> 24:31.304
‫خیلی اوقات فکر می‌کنم
‫اگر هریت بود چه فکری درموردش می‌کرد

24:31.304 --> 24:35.684
‫در مورد این دخترخانم بزرگی
‫که جای بچه‌ش رو گرفته

24:37.644 --> 24:40.313
‫همونطور که می‌دونی
‫اوضاع ما خیلی ناجوره

24:40.313 --> 24:41.981
‫آرورا بهم گفت

24:41.981 --> 24:45.527
‫منطقی نیست من پول عروسی رو بدم؟

24:46.653 --> 24:49.406
‫می‌دونم رسم نیست

24:49.406 --> 24:51.157
‫خوشحالم که تصمیمت

24:51.157 --> 24:53.702
‫بابت فاجعه‌ی ما متزلزل نشده

24:53.702 --> 24:55.495
‫این پیشنهاد نظر لطفته

24:55.495 --> 24:57.789
‫خب، خوب نیست که بدون نگرانی

24:57.789 --> 25:00.291
‫از عروسی هریت لذت ببرین؟

25:02.335 --> 25:03.294
‫بله واقعاً

25:03.294 --> 25:08.425
‫مهم‌ترین آرزوم اینه که
‫خوشبختی "ماریان" رو ببینم

25:09.592 --> 25:11.792
‫اوه، وقت شامه

25:14.806 --> 25:17.183
‫خوشحالم می‌شنوم
‫حال فرانسس اینقدر خوبه

25:17.183 --> 25:19.383
‫حالش حرف نداره

25:21.271 --> 25:23.273
‫سارا، خبر خوبی آوردی؟

25:23.273 --> 25:24.649
‫- بهمون بگو
‫- چی گفتن؟

25:24.649 --> 25:27.027
‫تصمیم گرفتن دو تا از مدارس رو باز نگه دارن

25:27.027 --> 25:29.779
‫متاسفانه اصرار دارن
‫یکیشون تعطیل بشه

25:29.779 --> 25:32.532
‫که یک‌وقت ضایع نشن

25:32.532 --> 25:34.284
‫ولی این هنوزم یک پیروزیه

25:34.284 --> 25:35.452
‫- آره. آره
‫- اوهوم

25:35.452 --> 25:37.620
‫احسنت

25:37.620 --> 25:38.872
‫پس با اینکه هرکاری گفتن کردیم

25:38.872 --> 25:40.498
‫حاضر نیستن سه‌تاشو باز نگه دارن؟

25:40.498 --> 25:42.083
‫دو تاشون باز می‌مونن

25:42.083 --> 25:44.419
‫و حالا که بیشتر حواسمون
‫ به خطرات احتمالی هست

25:44.419 --> 25:45.587
‫مطمئنم بسیار موفق میشن

25:45.587 --> 25:46.921
‫آره، احسنت

25:46.921 --> 25:48.423
‫باید خوشحال باشی

25:48.423 --> 25:50.508
‫همه‌مون باید خوشحال باشیم

25:50.508 --> 25:51.634
‫آره. آره واقعاً

25:51.634 --> 25:52.886
‫احسنت

25:52.886 --> 25:54.095
‫تبریک میگم، آقای براون

25:54.095 --> 25:55.638
‫باید از تو تشکر کنیم، آرتور
‫که خبری دادی

25:55.638 --> 25:56.973
‫قصد دارن ما رو دور بزنن

25:56.973 --> 25:58.767
‫درست میگه، پدر

25:58.767 --> 26:01.061
‫بابت تعریفتون ممنونم

26:01.061 --> 26:03.772
‫این اواخر چندان کسی
‫ ازم تعریف و تمجید نکرده

26:03.772 --> 26:05.523
‫حرفش از ته دلشه

26:05.523 --> 26:07.025
‫امروز کارت خوب بود

26:07.025 --> 26:08.568
‫تبریک میگم، خانم گارنت

26:08.568 --> 26:10.768
‫همچنین، خانم اسکات

26:13.865 --> 26:15.450
‫تبریک میگم، خانم اسکات

26:15.450 --> 26:17.494
‫تبریک به جفتمون

26:17.494 --> 26:20.872
‫شاید نتایج بی‌نقص نبودن
‫ولی خوبن

26:20.872 --> 26:23.458
‫و بهمون نشون میدن وقتی تلاش می‌کنیم
‫می‌تونیم به چه چیزهایی دست پیدا کنیم

26:23.458 --> 26:25.919
‫ولی باید به مبارزه ادامه بدیم

26:25.919 --> 26:27.879
‫و این بهمون یادآوری می‌کنه

26:27.879 --> 26:29.714
‫که چقدر کار مونده انجام بدیم

26:29.714 --> 26:31.216
‫حق با توئه

26:31.216 --> 26:33.718
‫و هیچی نباید مانع این کار بشه

26:33.718 --> 26:36.388
‫آقای فورچن، آقای ساندرز رو دیدین؟

26:36.388 --> 26:37.555
‫هنوز نه

26:37.555 --> 26:38.682
‫می‌خوام به هم معرفیتون کنم

26:38.682 --> 26:41.059
‫ممنون میشم. ببخشید

26:41.059 --> 26:43.186
‫آقای ساندرز، ایشون آقای فورچنه

26:43.186 --> 26:44.270
‫آقای ساندرز

26:44.270 --> 26:45.522
‫و ایشون هم خانم ساندرزه

26:45.522 --> 26:47.732
‫از دیدن جفتتون خوشبختم

26:47.732 --> 26:49.943
‫به‌نظر خیلی پکر میای

26:50.985 --> 26:53.488
‫شاید چون تصمیمی گرفتم

26:53.488 --> 26:55.782
‫که خوشحالت می‌کنه

26:55.782 --> 26:57.951
‫امیدوارم باعث خوشحالی توام بشه

26:57.951 --> 27:01.079
‫نمیشه، ولی می‌دونم باید چیکار کنم

27:01.079 --> 27:02.747
‫باهامون میای خونه؟

27:02.747 --> 27:06.126
‫نه، باید برگردم
‫ولی به‌زودی می‌بینمتون

27:12.007 --> 27:14.207
‫شب به‌خیر

27:17.095 --> 27:19.848
‫خب، چی میل داری؟

27:19.848 --> 27:22.851
‫فکر کنم وقتشه برم
‫و بذارم راحت باشین

27:22.851 --> 27:24.310
‫شب دلنشینی بود

27:24.310 --> 27:26.896
‫شب‌های بسیاری در انتظارمونه

27:26.896 --> 27:28.565
‫و یادت نره قراره فردا صبح

27:28.565 --> 27:29.774
‫ماریان رو ببری مدرسه

27:29.774 --> 27:31.818
‫- نیازی نیست
‫- اوه، خیلیم نیازه

27:31.818 --> 27:34.018
‫درواقع، باید هر روز این‌کارو بکنم

27:34.946 --> 27:37.615
‫- شب به‌خیر
‫- شب به‌خیر، دشل

27:37.615 --> 27:40.869
‫و ممنون... خودت دلیلشو می‌دونی

27:43.705 --> 27:45.957
‫چقدر مهربونه

27:45.957 --> 27:49.085
‫و چقدر خیالم راحت شد
‫که پول عروسی جور شده

27:51.338 --> 27:53.298
‫فکر کنم دیگه برم بالا

27:53.298 --> 27:54.299
‫حالت خوب نیست؟

27:54.299 --> 27:57.427
‫نه، نه
‫فقط باید یکم فکر کنم

27:57.427 --> 27:59.721
‫البته که باید فکر کنی

27:59.721 --> 28:01.973
‫به اگنس میگم شب‌ به‌خیر گفتی

28:15.403 --> 28:17.489
‫چه منظره‌ی زیبایی

28:17.489 --> 28:20.700
‫خیلی وقته لبخندت رو ندیده بودم

28:20.700 --> 28:23.411
‫آرتور

28:23.411 --> 28:25.611
‫جدی میگم

28:28.541 --> 28:33.797
‫فکر نمی‌کردم دیگه بتونم
‫اینطوری لبخند زدنت رو ببینم

28:33.797 --> 28:35.997
‫حداقل نه وقتی من حضور دارم

28:37.842 --> 28:41.096
‫این مدت خیلی بهمون سخت گذشته

28:43.598 --> 28:45.858
‫ولی دلم می‌خواد اوضاع بهتر بشه

28:45.858 --> 28:49.204
‫بین من و تو

28:49.604 --> 28:51.804
‫منم فقط همینو می‌خوام

29:07.872 --> 29:09.332
‫دیگه خیلی دیروقته

29:09.332 --> 29:11.167
‫- بهتره بریم شام بخوریم
‫- آره

29:11.167 --> 29:14.829
‫شاید بتونم به "الن" بگم
‫یک دسر به افتخار این مناسبت برامون درست کنه

29:15.880 --> 29:18.174
‫باید جشن بگیریم

29:40.780 --> 29:42.991
‫نباید زیاد طول بکشه

29:48.538 --> 29:49.748
‫آماده‌ای؟

29:49.748 --> 29:52.083
‫فرانسس توی کالسکه‌ست

29:52.083 --> 29:53.251
‫می‌دونی چیه، دشل

29:53.251 --> 29:56.755
‫تمام شب داشتم فکر می‌کردم

29:56.755 --> 29:59.716
‫خب، امیدوارم عاقبتش برام خوب باشه

29:59.716 --> 30:03.178
‫متاسفانه از نظرت چندان خوب نیست

30:03.178 --> 30:07.515
‫چون...

30:07.515 --> 30:09.100
‫نمی‌تونم باهات ازدواج کنم

30:09.100 --> 30:10.101
‫چی؟

30:10.101 --> 30:11.811
‫نمی‌تونم زنت باشم

30:11.811 --> 30:13.146
‫کار درستی نیست

30:13.146 --> 30:14.105
‫معذرت می‌خوام

30:14.105 --> 30:16.107
‫ولی فکر می‌کردم دوستم داری

30:16.107 --> 30:19.027
‫فکر می‌کردم فرانسس رو دوست داری

30:19.027 --> 30:21.488
‫فرانسس رو دوست دارم

30:21.488 --> 30:25.033
‫و خیلی ناراحتم که این تصمیمم
‫ممکنه غمگینش کنه

30:25.033 --> 30:26.618
‫پس چرا داری این تصمیم رو می‌گیری؟

30:26.618 --> 30:30.455
‫چون فکر نکنم خواسته‌هامون یکی باشه

30:30.455 --> 30:32.791
‫یا حتی زندگی که دنبالشیم

30:32.791 --> 30:35.585
‫منم مثل بقیه یک زندگی عادی می‌خوام

30:35.585 --> 30:37.629
‫ولی من نمی‌خوام

30:37.629 --> 30:39.089
‫یا حداقل فعلاً نمی‌خوام

30:39.089 --> 30:40.715
‫می‌خوام قبل از سروسامون گرفتن

30:40.715 --> 30:43.927
‫یکم توی دنیا تاثیر مثبت بذارم

30:43.927 --> 30:46.596
‫متوجه نمیشم

30:52.977 --> 30:55.980
‫همونقدری که عاشق هریت بودی
‫عاشق من هستی؟

30:55.980 --> 30:57.607
‫لطفاً صادقانه بگو

30:57.607 --> 30:58.900
‫هریت مرده

30:58.900 --> 31:00.985
‫البته

31:00.985 --> 31:03.113
‫می‌دونم تنهایی

31:03.113 --> 31:06.533
‫می‌دونم یک مادر برای فرانسس می‌خوای

31:06.533 --> 31:10.328
‫ولی توی دلت
‫هنوزم هریت زنته

31:10.328 --> 31:14.499
‫خب، آدم نمی‌تونه هرموقع دلش خواست
‫دیگه عاشق کسی نباشه

31:14.499 --> 31:15.959
‫نبایدم بتونی

31:15.959 --> 31:17.711
‫ولی یک‌روز، با زنی آشنا میشی

31:17.711 --> 31:20.296
‫که فقط یک راه‌حل موقتی نیست

31:20.296 --> 31:22.496
‫و واقعاً آرزوهاش با تو یکیه

31:24.926 --> 31:28.138
‫همچین چیزی رو برات می‌خوام
‫ولی من همچین کسی نیستم

31:30.682 --> 31:31.933
‫خودت می‌دونی درست میگم

31:31.933 --> 31:34.133
‫چرا اینو دیشب نگفتی؟

31:36.646 --> 31:39.691
‫دشل، حالت خوبه

31:39.691 --> 31:42.402
‫صبحونه خوردی؟
‫قهوه برات بیارم؟

31:42.402 --> 31:43.862
‫نه، باید...

31:43.862 --> 31:45.488
‫متاسفانه باید برم، زن‌عمو ایدا

31:45.488 --> 31:47.073
‫باید...

31:47.073 --> 31:50.702
‫فرانسس منتظرمه

31:50.702 --> 31:53.538
‫اگنس ناراحت میشه که ندیدتت

32:07.344 --> 32:09.220
‫قرار نیست ببرتت مدرسه؟

32:09.220 --> 32:11.420
‫نه

32:14.225 --> 32:16.425
‫گمونم این یعنی بهش گفتی

32:18.521 --> 32:21.566
‫چی بهش گفتم؟

32:21.566 --> 32:23.766
‫که نمی‌تونی باهاش ازدواج کنی

32:26.738 --> 32:29.282
‫تو از... از کجا فهمیدی؟

32:29.282 --> 32:31.868
‫چندان مناسب تو نیست

32:31.868 --> 32:33.453
‫هم خودت اینو می‌دونستی هم من

32:33.453 --> 32:35.789
‫به‌علاوه، هنوزم عاشق زنشه

32:35.789 --> 32:37.957
‫دیشب دیدمش

32:37.957 --> 32:39.626
‫عمه اگنس خیلی عصبانی میشه

32:39.626 --> 32:44.923
‫اگنس فعلاً دلایل زیادی
‫ برای عصبانی شدن داره

32:44.923 --> 32:48.176
‫نباید نگران این باشی

32:48.176 --> 32:51.763
‫به‌قدر کافی دوستش نداشتم

32:51.763 --> 32:55.058
‫نه اونجور که تو عاشق شوهرعمه لوک بودی

32:55.058 --> 32:57.268
‫این باعث میشه
‫حس غرور بهم دست بده...

32:57.268 --> 33:01.731
‫که معیار سنجش این چیزها هستم

33:01.731 --> 33:05.276
‫- عمه ایدای عزیزم
‫- اوه

33:06.277 --> 33:08.655
‫خب قراره کدوم باشه؟

33:08.655 --> 33:10.115
‫خانم فیش

33:10.115 --> 33:11.616
‫چی قراره کدوم باشه؟

33:11.616 --> 33:13.868
‫روزنامه‌ی "تریبیون" میگه
‫دوک قراره بره مت

33:13.868 --> 33:16.162
‫"تایمز" میگه قراره بیاد آکادمی

33:16.162 --> 33:18.081
‫"هرالد" میگه آکادمی

33:18.081 --> 33:20.291
‫ولی "سان" میگه مت

33:20.291 --> 33:21.668
‫تعجبی هم نداره
‫روزنامه‌ی "سان" می‌خونی

33:21.668 --> 33:23.868
‫غیر از "سان" کجا می‌تونم
‫خبر تمام طلاق‌ها رو بخونم؟

33:25.046 --> 33:27.215
‫قراره بیاد آکادمی

33:27.215 --> 33:29.551
‫و ازش خواستیم خودش تشریف بیاره

33:29.551 --> 33:32.971
‫فکر می‌کنه اگر همراه ما بیاد
‫شأن و مقامش میاد پایین

33:32.971 --> 33:34.753
‫مگه شأن‌ش همین الانشم

33:34.777 --> 33:36.558
‫قربانی این توافق نشده؟

33:39.060 --> 33:40.437
‫مطمئنی میاد؟

33:40.437 --> 33:42.522
‫چون اگر خواستم می‌تونم برم مت

33:42.522 --> 33:44.899
‫که گمونم اونجا هم جایگاه داری

33:44.899 --> 33:48.403
‫میاد. نمی‌تونه که نیاد

33:48.403 --> 33:51.066
‫خانم فیش، بهت اطمینان میدم

33:51.090 --> 33:53.033
‫که قضیه تمام شده‌ست

33:53.033 --> 33:54.642
‫قراره دوک رو توی

33:54.666 --> 33:56.578
‫آکادمی موسیقی ببینی

34:16.389 --> 34:18.516
‫ممنون که اجازه دادی بیام بالا

34:18.516 --> 34:20.851
‫ولی مطمئن نیستم
‫چه تاثیری روی آبروم می‌ذاره

34:20.851 --> 34:22.395
‫لطف داری

34:22.395 --> 34:24.438
‫از کجا می‌دونستی
‫توی "یونیون" اقامت دارم؟

34:24.438 --> 34:26.638
‫همیشه حواسم هست
‫این چیزها رو بدونم

34:29.694 --> 34:31.321
‫خانم راسل، لازم نبود این همه راه

34:31.321 --> 34:32.822
‫تا خیابون 39م بیای تا بهم بگی

34:32.822 --> 34:34.324
‫رفتارم بد بوده

34:34.324 --> 34:37.534
‫می‌دونم رفتارم بد بوده
‫و معذرت می‌خوام، ولی...

34:37.534 --> 34:39.286
‫مجبوری درخواستش رو قبول کنی

34:39.286 --> 34:40.496
‫باید درک کنی

34:40.496 --> 34:42.206
‫که افراد خیلی زیادی
‫به من وابسته هستن

34:42.206 --> 34:44.042
‫مطمئنم همینطوره

34:44.042 --> 34:47.253
‫و تا سال‌ها هم وابسته خواهند بود

34:47.253 --> 34:48.755
‫امیدوارم اینطور باشه

34:48.755 --> 34:50.955
‫بریم بشینیم؟

35:05.605 --> 35:09.317
‫چرا نمی‌خوای با پدرم ازدواج کنی؟

35:09.317 --> 35:11.569
‫چرا نظرت عوض شد؟

35:16.074 --> 35:18.243
‫گاهی اوقات، آدم اون اوایل

35:18.243 --> 35:21.246
‫شرایط رو درک نمی‌کنه

35:21.246 --> 35:22.997
‫ولی وقتی درست‌و‌حسابی
‫در موردش فکر می‌کنی

35:22.997 --> 35:27.961
‫متوجه میشی که کار درستی نیست...

35:27.961 --> 35:30.213
‫نه برای اون، نه برای من

35:33.258 --> 35:35.677
‫پس دیگه قرار نیست همدیگه رو ببینیم؟

35:35.677 --> 35:36.720
‫منظورم بیرون از مدرسه‌ست؟

35:36.720 --> 35:38.680
‫معلومه که همدیگه رو می‌بینیم

35:38.680 --> 35:42.100
‫تک‌تک مراحل زندگیت رو دنبال می‌کنم

35:42.100 --> 35:47.063
‫و با شادی توی عروسیت می‌رقصم

35:47.063 --> 35:48.440
‫پس اینطور نیست
‫که دوستمون نداری، مگه نه؟

35:48.440 --> 35:50.859
‫اوه، خیلیم دوستت دارم

35:52.444 --> 35:55.739
‫پدرتم دوست دارم
‫ولی نه اندازه‌ای که یک همسر

35:55.739 --> 35:57.657
‫باید شوهرشو دوست داشته باشه

35:57.657 --> 36:01.786
‫ولی دعا می‌کنم که یک‌روز
‫هر سه‌تامون تا جای ممکن خوشبخت باشیم

36:03.329 --> 36:05.832
‫خب دیگه، بهتره بری
‫وگرنه برای ریاضی دیرت میشه

36:14.382 --> 36:16.134
‫چیز دیگه‌ای لازم نداری؟

36:16.134 --> 36:17.761
‫نه هیچی، خانم
‫همه‌چیز آماده‌ست

36:17.761 --> 36:19.179
‫ممنون، ادلهاید

36:19.179 --> 36:21.264
‫راستی، بیلی پرسید
‫توی پرده‌ی سوم یا چهارم

36:21.264 --> 36:22.640
‫می‌تونه یک‌سر بیاد جایگاهمون یا نه

36:22.640 --> 36:23.850
‫نه

36:23.850 --> 36:25.226
‫تو که از کارلتون‌ها خوشت میاد

36:25.226 --> 36:26.561
‫از مادرش خوشت میاد
‫خودت گفتی

36:26.561 --> 36:28.138
‫به‌زحمت می‌شناسمشون
‫و بین پرده‌ها

36:28.138 --> 36:29.356
‫مهمان‌های خودمونو داریم

36:29.356 --> 36:30.940
‫می‌خوام اونجا باشی

36:30.940 --> 36:32.734
‫بیلی کارلتون پسر خوبیه

36:32.734 --> 36:34.402
‫بهتر از دوکت

36:34.402 --> 36:36.404
‫نیازی به گستاخی نیست

36:36.404 --> 36:37.947
‫خانم راسل، ببخشید

36:37.947 --> 36:39.657
‫اینم لیست غذایی که سفارش دادین

36:39.657 --> 36:41.451
‫آقای بوردن پرسید
‫چیز دیگه‌ای هست

36:41.451 --> 36:42.702
‫که بخواین اضاف کنین؟

36:42.702 --> 36:44.079
‫نه، به همین راضیم

36:44.079 --> 36:45.372
‫ممنون

36:45.372 --> 36:46.915
‫راستی، آقای گیلبرت یک پیام فرستاد

36:46.915 --> 36:49.000
‫که دو بلیط برای امشب پس فرستاده شدن

36:49.000 --> 36:50.251
‫گفتم شاید بخوای بیای

36:50.251 --> 36:53.171
‫بلیط برای امشب؟
‫برای شب افتتاحیه‌ی فاوست؟

36:53.171 --> 36:55.256
‫آره، البته صندلی‌های وسط سالن

36:55.256 --> 36:56.424
‫ولی به‌خوبی به صحنه دید داری

36:56.424 --> 36:58.426
‫می‌تونی یک دوست رو با خودت بیاری

36:58.426 --> 37:00.804
‫میشه از آقای بوردن بخوام بیاد؟

37:00.804 --> 37:02.681
‫بوردن؟ اوه

37:02.681 --> 37:04.349
‫خب، باید از چورچ اجازه بگیری

37:04.349 --> 37:06.184
‫ولی شام سرده، پس گمونم

37:06.184 --> 37:07.686
‫خودش و خدمتکارهای آشپزخونه
‫از پسش بربیان

37:07.686 --> 37:10.188
‫می‌تونی به محض اینکه برگشتین کمک کنین

37:10.188 --> 37:12.065
‫خیلی لطف کردین، خانم

37:12.065 --> 37:14.359
‫بیا پذیرایی تا بلیط ها رو بهت بدم

37:14.359 --> 37:16.194
‫نمی‌دونم دیگه چی بگم
‫جز اینکه

37:16.194 --> 37:18.363
‫خیلی ممنونم

37:18.363 --> 37:21.032
‫همون "ممنون" کافیه

37:24.411 --> 37:26.413
‫خب، نامه‌ت به دستم رسید

37:26.413 --> 37:28.164
‫ولی خیلی رمزآلود بود

37:28.164 --> 37:30.375
‫بابتش معذرت می‌خوام

37:30.375 --> 37:32.836
‫نمی‌خواستم توی "گلوب"
‫در مورد این قضیه صحبت کنم

37:32.836 --> 37:34.212
‫اونم جلوی همه

37:34.212 --> 37:36.548
‫اینجا هم چندان تنها نیستیم

37:40.051 --> 37:42.251
‫چی شده؟

37:45.265 --> 37:47.267
‫قرار نیست برگردم روزنامه

37:47.267 --> 37:49.060
‫چرا... چرا برنمی‌گردی؟

37:49.060 --> 37:51.271
‫روزنامه‌ی دیگه‌ای بهت پیشنهاد داده؟

37:51.271 --> 37:53.231
‫پیشنهاد دیگه‌ای نیست

37:53.231 --> 37:55.442
‫پس چرا داری میری؟

37:55.442 --> 37:57.610
‫آقای فورچن
‫همیشه بابت تمام کارهایی

37:57.610 --> 38:00.947
‫که با هم انجام دادیم قدردانم
‫بابت خبرهایی که پوشش دادیم

38:00.947 --> 38:02.574
‫بابت فرصت‌هایی که بهم دادی

38:02.574 --> 38:04.492
‫حالا دیگه حرفم برو داره

38:04.492 --> 38:06.536
‫حرف‌هایی که خواننده‌هامون
‫بی‌صبرانه منتظرن بخونن

38:06.536 --> 38:08.163
‫حالا که تازه داری
‫اسمی در می‌کنی

38:08.163 --> 38:09.330
‫ولشون نکن

38:09.330 --> 38:10.457
‫با عقل جور درنمیاد

38:10.457 --> 38:12.334
‫متاسفانه باید این‌کارو بکنم

38:12.334 --> 38:14.534
‫- ولی آخه...
‫- نمی‌تونیم اینطوری ادامه بدیم

38:16.838 --> 38:19.038
‫حداقل می‌دونم که خودم نمی‌‌تونم

38:24.596 --> 38:28.475
‫خب برنامه‌ت چیه؟

38:28.475 --> 38:30.518
‫مطمئن نیستم

38:30.518 --> 38:33.605
‫رمانی دارم که خیلی وقته
‫نوشتنش رو عقب انداختم

38:33.605 --> 38:34.898
‫خوبه

38:34.898 --> 38:38.234
‫چون حرف‌هایی برای گفتن داری
‫و راه گفتنشون رو هم بلدی

38:38.234 --> 38:40.528
‫امیدوارم

38:40.528 --> 38:42.530
‫و جفتمون کار داریم

38:42.530 --> 38:45.158
‫و نباید چیزی حواسمون رو پرت کنه

38:45.158 --> 38:46.618
‫خب، درست میگی

38:46.618 --> 38:50.288
‫لیاقت اینو داری
‫که مرکز دنیای خودت باشی

38:50.288 --> 38:52.457
‫ممنون

38:52.457 --> 38:54.459
‫بقیه از رفتنت خیلی ناراحت میشن

38:54.459 --> 38:55.877
‫دلشون برات تنگ میشه

38:55.877 --> 38:59.923
‫لطفاً وقتی بهشون گفتی
‫سلاممو بهشون برسون

38:59.923 --> 39:02.717
‫و منم دلم برات تنگ میشه

39:02.717 --> 39:05.887
‫چیزی نمی‌تونم بگم
‫که نظرتو عوض کنه؟

39:05.887 --> 39:08.682
‫نه

39:08.682 --> 39:12.227
‫فقط میگم ای‌کاش
‫اوضاع می‌تونست متفاوت باشه

39:12.227 --> 39:15.271
‫منم همینطور

39:15.271 --> 39:18.149
‫ولی اتفاقات بدموقع
‫به زندگی‌هامون شکل میدن

39:36.668 --> 39:38.336
‫بگم بنیستر بیاد

39:38.336 --> 39:40.171
‫تا اون سمت خیابون ببرتت؟

39:40.171 --> 39:43.341
‫نه، همین‌جا میان دنبالم

39:43.341 --> 39:46.219
‫برای همدیگه آرزوی موفقیت کنیم؟

39:49.347 --> 39:51.599
‫برات آرزوی موفقیت می‌کنم، عمه اگنس

39:55.729 --> 39:59.691
‫و می‌دونم مایه‌ی سرافکندگیت هستم

39:59.691 --> 40:04.487
‫حتی منم انتظار ندارم
‫برای دلخوشی من ازدواج کنی

40:04.487 --> 40:06.823
‫ممنون

40:06.823 --> 40:09.743
‫ولی حالا دو بار اشتباه کردی، ماریان...

40:09.743 --> 40:12.162
‫دومی از اولی علنی‌تر بوده

40:12.162 --> 40:14.164
‫نمی‌تونی برای بار سوم اشتباه کنی

40:14.164 --> 40:17.167
‫نه

40:17.167 --> 40:19.294
‫به‌قدر کافی صحبت کردم

40:19.294 --> 40:20.670
‫از امشب لذت ببر

40:20.670 --> 40:24.591
‫ولی یادت باشه
‫زمان به‌سرعت می‌گذره

40:24.591 --> 40:26.791
‫زندگیت رو دور نریز

40:33.058 --> 40:34.434
‫دارین میرین؟

40:34.434 --> 40:37.520
‫حقیقتاً جفتتون به‌نظر خیلی باهوش میاین

40:37.520 --> 40:38.813
‫ممنون

40:38.813 --> 40:40.523
‫مطمئنی می‌تونین
‫از پس شام بربیاین؟

40:40.523 --> 40:42.442
‫- ما به‌محض اینکه...
‫- همه‌چیز تحت کنترله

40:42.442 --> 40:44.277
‫امیدوارم از اپرا لذت ببرین

40:44.277 --> 40:46.071
‫اوه، نگران اینش نباش

40:46.071 --> 40:48.365
‫- لذت می‌بریم
‫- خوشحالم

40:48.365 --> 40:49.616
‫و منم خوشحالم که قراره

40:49.616 --> 40:51.409
‫پیش ما بمونی، خانم آندره

40:51.409 --> 40:52.827
‫تو قراره بمونی
‫و من قراره برم

40:52.827 --> 40:55.538
‫دلمون برات تنگ میشه، آقای واتسون

40:55.538 --> 40:58.583
‫و منم دلم برای شما تنگ میشه
‫برای همه‌تون

41:00.251 --> 41:02.545
‫اینجا خیلی خوشحال بودم

41:02.545 --> 41:04.673
‫شاید برگردی بهمون سر بزنی

41:04.673 --> 41:07.092
‫نه، برنمی‌گرده

41:07.092 --> 41:10.470
‫ولی می‌خوام توی زندگی جدیدت
‫برات آرزوی موفقیت کنم، آقای واتسون

41:10.470 --> 41:12.305
‫جدی میگم. واقعاً

41:12.305 --> 41:14.641
‫همه‌مون آرزو می‌کنیم

41:16.601 --> 41:18.801
‫برید دیگه. دیرتون میشه

41:24.693 --> 41:26.611
‫برو خانم بروک رو بیار

41:26.611 --> 41:28.811
‫داریم میریم؟

41:31.950 --> 41:34.452
‫عزیزم، با این لباس سنگ‌تموم گذاشتی

41:34.452 --> 41:35.829
‫من پیش‌درآمد امشبم

41:35.829 --> 41:39.124
‫این جاذبه‌ی اصلی امشبه، گلادیس

41:39.124 --> 41:40.625
‫مادرت درست میگه

41:40.625 --> 41:43.461
‫امشب تو گل سرسبدی، عزیزم

41:43.461 --> 41:46.631
‫خواهر کوچولوی ژولیده‌م کجاست؟

41:46.631 --> 41:49.426
‫غیبش زده

41:49.426 --> 41:51.386
‫چرا همه‌تون باهام مهربون شدین؟

41:51.386 --> 41:53.138
‫دارم حاصل تلاش خودمو تحسین می‌کنم

41:53.138 --> 41:54.723
‫منم همینطور

41:54.723 --> 41:56.516
‫به جفتتون تبریک میگم

41:56.516 --> 41:58.716
‫دیگه بهتره بریم

42:00.729 --> 42:02.313
‫برای چالش آماده‌ای؟

42:02.313 --> 42:04.691
‫اوه. مگه شک داری؟

42:04.691 --> 42:07.110
‫وقتشه تیر خلاص رو بزنیم

42:11.448 --> 42:13.491
‫خوش اومدین، خانم راسل

42:13.491 --> 42:15.660
‫روز موعود بالاخره از راه رسید

42:15.660 --> 42:17.860
‫بله واقعاً

42:32.177 --> 42:34.179
‫واقعاً اومدیم اینجا؟

42:34.179 --> 42:36.848
‫مگه ممکنه؟

42:36.848 --> 42:39.351
‫شجاعت به‌خرج بده و باور کن

42:41.936 --> 42:45.106
‫می‌بینم که همه‌ی پیرپاتال‌ها
‫و مومیایی‌ها جمع‌شون جمعه

42:45.106 --> 42:48.526
‫شاید پیر باشن، ولی ستون‌های اصلی جامعه‌ن

42:48.526 --> 42:50.153
‫به‌نظر من که یک مشت ستون شکسته‌ن

42:50.153 --> 42:53.406
‫نظرتو نپرسیدم و قصد هم ندارم بپرسم

42:53.406 --> 42:54.741
‫حالت خوبه؟

42:54.741 --> 42:56.326
‫وقتی امشب تمام شد ازم بپرس

42:56.326 --> 42:57.786
‫خانم راسل

42:57.786 --> 42:59.496
‫امیدوارم بعد از امشب
‫مادر آروم بگیره

42:59.496 --> 43:01.414
‫اگر باخت چی؟

43:01.414 --> 43:02.749
‫چه ببره چه ببازه، باید عصبانیتش

43:02.749 --> 43:04.084
‫از این اواخر کمتر بشه

43:04.084 --> 43:05.835
‫مادرتون می‌دونه چی می‌خواد

43:05.835 --> 43:07.879
‫و شاید روش به‌دست آوردنش همین باشه

43:07.879 --> 43:10.256
‫امشب خیلی حرف‌های عمیق می‌زنی

43:10.256 --> 43:14.678
‫یاد چیزی که عمه اگنس
‫بهم گفته بود افتادم

43:14.678 --> 43:16.721
‫یک‌سری مهمان دیگه
‫قراره از راه برسن

43:16.721 --> 43:18.556
‫می‌فرستیمشون جایگاه شما

43:18.556 --> 43:20.392
‫صبر کن ببینم
‫زیادی جلو نرفتیم؟

43:20.392 --> 43:22.592
‫نه، همین‌جاست

43:28.274 --> 43:30.110
‫بهم حقه زدی

43:30.110 --> 43:33.238
‫خانم وینترتون، جایگاهی توی ردیف اوله

43:33.238 --> 43:34.656
‫همونطور که می‌خواستین

43:34.656 --> 43:35.907
‫حالا با اجازه‌تون رفع زحمت کنم

43:35.907 --> 43:39.411
‫لطفاً از شبتون لذت ببرین

43:39.411 --> 43:41.830
‫قرار بود جایگاه مرکزی رو بهمون بدن

43:41.830 --> 43:43.665
‫قرار بود جایگاه خانم راسل رو بهمون بدن

43:43.665 --> 43:45.083
‫بازم منو تحقیر کرد

43:45.083 --> 43:46.459
‫اگر این‌کارو کرده، بدترش نکن

43:46.459 --> 43:47.627
‫من میرم

43:47.627 --> 43:50.338
‫نه، باید توی این مراسم
حضور داشته باشی

43:50.338 --> 43:52.590
‫و نباید نشون بدی
‫خانم راسل شکستت داده

43:52.590 --> 43:54.384
‫پس بگیر بشین

43:54.384 --> 43:59.097
‫و جوری رفتار کن
‫که انگار همه‌چیز طبق نقشه پیش رفته

43:59.097 --> 44:02.892
‫خیلی‌خب، ولی فراموشش نمی‌کنم

44:04.352 --> 44:05.437
‫دهنتو ببند

44:05.437 --> 44:06.980
‫نمی‌خوای که بقیه فکر کنن

44:06.980 --> 44:09.774
‫ تابه‌حال نیومدی سالن اپرا

44:09.774 --> 44:11.974
‫اینقدر واضحه؟

44:13.403 --> 44:15.071
‫خانم راسل

44:15.071 --> 44:17.449
‫- قرار نیست بیاد
‫- بهت اطمینان میدم که میاد

44:17.449 --> 44:19.576
‫همه‌ی کالسکه‌ها خالی شدن

44:19.576 --> 44:21.776
‫نیومده

44:23.413 --> 44:25.248
‫نمی‌تونن بیشتر از این منتظر بمونن

44:25.248 --> 44:27.500
‫دوک میاد

44:27.500 --> 44:29.700
‫به‌زودی میاد

44:35.091 --> 44:36.801
‫نمیشه یکم بیشتر منتظر بمونیم؟

44:36.801 --> 44:38.720
‫بیشتر به خودت ایمان داشته باش، عزیزم

44:38.720 --> 44:40.388
‫- من که قطعاً دارم
‫- صبر کن ببینم

44:40.388 --> 44:41.723
‫اشتباه شده

44:41.723 --> 44:44.017
‫من جایگاه مرکزی رو دادم رفت

44:44.017 --> 44:46.019
‫دیگه فکرشم نکن

44:46.019 --> 44:50.231
‫فقط برو و پیروزیت رو جشن بگیر

45:34.651 --> 45:36.277
‫متوجه نمیشم

45:36.277 --> 45:40.615
‫ظاهراً جای ما
‫حرف خانم راسل رو باور کردن

45:40.615 --> 45:42.575
‫ولی دوک میاد

45:42.575 --> 45:44.775
‫مطمئنم

45:47.747 --> 45:50.959
‫پس واقعاً شجاعت به‌خرج دادی

45:50.959 --> 45:52.919
‫شجاع‌تر از چیزی که فکر می‌کردم باشم

45:52.919 --> 45:56.381
‫ولی خانم استور که نمی‌تونه
‫به هرچی می‌خواد برسه، مگه نه؟

45:56.381 --> 45:57.966
‫عجله کن، عزیزم

45:57.966 --> 45:59.926
‫اوه، خانم فیش اومد

45:59.926 --> 46:03.388
‫- اوه؟
‫- میمی، اومدی

46:03.388 --> 46:05.390
‫همین؟ واقعاً؟

46:05.390 --> 46:07.142
‫فقط همین تعداد اومدن؟

46:07.142 --> 46:08.977
‫ببین، چندتاشون دارن میرن

46:08.977 --> 46:12.022
‫باعث میشه وفاداری تو
‫برامون باارزش‌تر باشه

46:12.022 --> 46:15.066
‫یا باعث میشه مسخره‌تر باشه؟

46:15.066 --> 46:17.277
‫خداحافظ خانم‌ها
‫آقای مک‌آلیستر

46:17.277 --> 46:20.030
‫- کجا داری میری؟
‫- خودت چی فکر می‌کنی؟

46:20.030 --> 46:21.973
‫ولی اگر قرار باشه
‫چیز زیادی رو از دست ندم

46:21.973 --> 46:22.991
‫باید زودتر برم

46:22.991 --> 46:24.743
‫بهش کمک کنم کالسکه‌ش رو پیدا کنه؟

46:24.743 --> 46:27.996
‫بگیر بشین. قرار نیست جایی بری

46:30.457 --> 46:33.418
‫باور نمی‌کنم برنده شده

46:33.418 --> 46:35.618
‫نمی‌تونم باور کنم

47:17.379 --> 47:21.633
‫می‌خوام تک‌تک جزئیات
‫و تک‌تک لحظات رو به‌خاطر بسپرم

47:21.633 --> 47:23.833
‫پس اینو به‌خاطر بسپر

47:26.554 --> 47:28.932
‫آقای بوردن

47:28.932 --> 47:30.934
‫امیدوارم دیر نکرده باشم

47:30.934 --> 47:33.186
‫چه دیر چه زود
‫قدمتون روی چشمه، جناب دوک

47:33.186 --> 47:34.688
‫امیدوارم "هکتور" صدام کنین

47:34.688 --> 47:36.898
‫فکر نکنم خانم راسل
‫از همچین کاری خوشش بیاد

47:36.898 --> 47:38.441
‫چرا که نه؟ معلومه که خوشم میاد

47:38.441 --> 47:40.151
‫و توام باید ما رو جورج و برتا

47:40.151 --> 47:42.487
‫و لری و گلادیس صدا کنی

47:42.487 --> 47:43.822
‫اجازه هست؟

47:43.822 --> 47:45.031
‫فکر نکنم دست من باشه

47:45.031 --> 47:46.658
‫وقتی بحث اطاعت از دستوراته

47:46.658 --> 47:47.992
‫پس خوشحالم

47:47.992 --> 47:50.192
‫که بایدم همینطور باشه

47:50.620 --> 47:51.830
‫عجله کن

47:51.830 --> 47:53.832
‫ممنون

47:53.832 --> 47:56.292
‫- اوه، الیزابت
‫- خانم فیش

47:56.292 --> 47:58.169
‫فکر نمی‌کردم بیای

47:58.169 --> 48:01.631
‫قرار نبود بیام
‫ولی توی آکادمی پرنده پر نمی‌زنه

48:01.631 --> 48:03.174
‫حقیقتاً برنده شدی

48:03.174 --> 48:05.301
‫به‌ این زودی جشن پیروزی گرفتن
‫ممکنه کار اشتباهی باشه

48:05.301 --> 48:09.681
‫اوه، عزیزم. امشب جامعه‌ی آمریکا متحول شده

48:09.681 --> 48:12.017
‫و تو در قلب این تحولی

48:25.196 --> 48:27.365
‫خانم‌ها و آقایون

48:27.365 --> 48:30.702
‫امشب شبی تاریخی برای نیویورکه

48:30.702 --> 48:33.705
‫البته، کار و تلاش زیادی

48:33.705 --> 48:35.457
‫برای این‌کار صرف شده

48:35.457 --> 48:37.751
‫و می‌تونم تا صبح
‫از حامی‌هامون نام ببرم

48:37.751 --> 48:41.546
‫و تمام نشن، ولی این‌کارو نمی‌کنم

48:43.256 --> 48:46.926
‫فقط باید از خانم جورج راسل تشکر کنم

48:46.926 --> 48:50.180
‫که الهام‌بخش و سرمشق ما بوده

49:01.358 --> 49:03.526
‫امشب، مهمان افتخاری ایشون

49:03.526 --> 49:05.695
‫عالیجناب، دوک باکینگهامه

49:05.695 --> 49:07.238
‫ببین چطور اخم‌های "تورنر" رفته توی هم

49:07.238 --> 49:09.438
‫چقدر بابتش کیف می‌کنم

49:10.575 --> 49:12.827
‫چرا از آکادمی انداختنش بیرون؟

49:12.827 --> 49:14.162
‫هیچوقت نفهمیدی؟

49:14.162 --> 49:16.289
‫معلومه، من برای خانم استور نامه نوشتم

49:16.289 --> 49:18.416
‫می‌دونست از طرف توئه؟

49:18.416 --> 49:19.709
‫معلومه که نه

49:19.709 --> 49:21.909
‫...و این هم جناب آقای "ویانسی"

49:25.423 --> 49:30.303
‫پس... شکست همچین حسی داره

49:30.303 --> 49:33.098
‫لینا، این حرف رو نزن

49:33.098 --> 49:34.974
‫متروپولیتن یک جاذبه‌ی موقتیه

49:34.974 --> 49:36.893
‫مردم فقط کنجکاون

49:36.893 --> 49:38.895
‫خانم‌ها، می‌دونم سخته

49:38.895 --> 49:41.898
‫ولی وقتشه با حقیقت روبرو بشیم

49:41.898 --> 49:43.942
‫به قول "کتاب جامعه"

49:43.942 --> 49:48.113
‫هر چیز در زندگی، دوران خودشو داره

49:48.113 --> 49:51.074
‫و ظاهراً دوران آکادمی موسیقی

49:51.074 --> 49:53.274
‫داره به آخر می‌رسه

50:04.337 --> 50:06.715
‫هنوزم داری به چیزهای عمیق فکر می‌کنی؟

50:08.299 --> 50:12.137
‫نه چندان، ولی عمه اگنس درست میگه

50:12.137 --> 50:15.473
‫ وقتشه کنترل زندگیم رو به دست بگیرم

50:17.434 --> 50:20.395
‫می‌دونستی آدم شگفت‌انگیزی هستی؟

50:20.395 --> 50:22.647
‫می‌دونم لطف داری که این حرفو می‌زنی

50:22.647 --> 50:24.847
‫جدی میگم

50:34.075 --> 50:36.327
‫گلادیس، داری برای کی
‫دست تکون میدی؟

50:36.327 --> 50:38.663
‫بیلی کارلتون توی جایگاه مادرش

50:38.663 --> 50:41.374
‫میشه ازش بخوام
‫برای شام همراهمون بیاد؟

50:41.374 --> 50:42.709
‫نه

50:42.709 --> 50:46.338
‫حالا، برنامه‌ت رو به دوک...
‫به هکتور نشون بده

50:48.465 --> 50:51.509
‫بیا، البته فکر کنم
‫داستان فاوست رو می‌دونی

50:51.509 --> 50:52.594
‫معلومه

50:52.594 --> 50:55.722
‫یک نفر روحش رو می‌فروشه
‫که در این دنیا به ثروت برسه

50:55.722 --> 50:57.922
‫و در آخر پشیمون میشه

51:00.435 --> 51:03.355
‫امیدوارم بدجوری از خودش خجالت بکشه

51:03.355 --> 51:07.067
‫امکان نداره فقط پول بیشتری
‫بهش پیشنهاد داده باشه

51:07.067 --> 51:08.234
‫قسم خورد میاد

51:08.234 --> 51:10.434
‫و بعد قسمش رو شکست

51:13.531 --> 51:16.409
‫شاید چیز بیشتری بهش پیشنهاد داده

51:22.207 --> 51:24.292
‫چطور تونستی نظر دوک رو عوض کنی؟

51:24.292 --> 51:27.045
‫کاری کردم هکتور ببینه
‫اینطوری به‌نفعشه

51:27.045 --> 51:29.297
‫- ولی چطوری؟
‫- جورج، تو پول درمیاری

51:29.297 --> 51:30.715
‫و من بابتش خیلی قدردانم

51:30.715 --> 51:32.717
‫ولی من بهت نمیگم
‫توی پیتسبرگ چیکار کنی

51:32.717 --> 51:35.637
‫و باید بقیه‌ی مسائل رو بذاری به‌ عهده‌ی من

52:01.162 --> 52:02.539
‫مجبور نیستی تا اون سمت خیابون بیای

52:02.539 --> 52:03.873
‫می‌تونی از همین‌جا نگاه کنی

52:03.873 --> 52:06.073
‫لوس نشو

52:08.086 --> 52:09.921
‫شام خوشمزه‌ای بود...

52:09.921 --> 52:11.172
‫یا بهتره بگم صبحونه

52:11.172 --> 52:12.340
‫مادرم بلده

52:12.340 --> 52:14.175
‫چطوری این مسائل رو مدیریت کنه

52:14.175 --> 52:17.470
‫استعدادش توی مدیریته

52:17.470 --> 52:20.348
‫پس قرار نیست ازدواج کنی

52:20.348 --> 52:22.058
‫و الان قراره از خیابون شصت و یکم بری

52:22.058 --> 52:23.935
‫قراره کجا بری؟

52:23.935 --> 52:25.395
‫مطمئن نیستم، ولی نگران نباش

52:25.395 --> 52:28.356
‫شغلی که ازش لذت می‌برم
‫و یک عالمه کارهای دیگه دارم

52:28.356 --> 52:30.400
‫قراره توی نیویورک بمونی؟

52:30.400 --> 52:32.777
‫امیدوارم

52:32.777 --> 52:36.281
‫عاشق نیویورک و همه‌چیزشم

52:36.281 --> 52:37.824
‫خوبه

52:37.824 --> 52:40.326
‫دلم نمی‌خواد خداحافظی کنیم

52:40.326 --> 52:43.413
‫هرگز خداحافظی نمی‌کنیم

52:43.413 --> 52:45.457
‫اونقدر در مورد زندگی هم می‌دونیم

52:45.457 --> 52:47.657
‫که نمی‌تونیم تا ابد دوست نمونیم

53:08.021 --> 53:10.221
‫اوه

53:14.027 --> 53:15.737
‫ماریان خانم

53:15.737 --> 53:17.739
‫خانم ون‌راین و خانم فورته
‫توی پذیرایی

53:17.739 --> 53:18.782
‫منتظرت هستن

53:18.782 --> 53:19.783
‫چی؟

53:19.783 --> 53:21.618
‫چرا؟

53:21.618 --> 53:23.203
‫عجیبه

53:23.203 --> 53:25.622
‫بهتره برم داخل

53:27.415 --> 53:29.209
‫شب به‌خیر، آقای راسل

53:29.209 --> 53:31.409
‫خانم بروک

53:34.964 --> 53:37.384
‫اوه، آقای تورنر

53:37.384 --> 53:39.219
‫خوشبختانه افراد زیادی به ساعتت

53:39.219 --> 53:40.512
‫علاقه نشون دادن

53:40.512 --> 53:41.930
‫خب، خوشحالم اینو می‌شنوم

53:41.930 --> 53:43.348
‫ممنون

53:43.348 --> 53:45.392
‫به‌نظرم بهتره با همدیگه شریک بشیم

53:45.392 --> 53:47.018
‫حالا جواب نده

53:47.018 --> 53:50.188
‫با جزئیات بیشتر برمی‌گردم

53:50.188 --> 53:52.388
‫روز خوش

53:58.029 --> 53:59.322
‫متوجه نمیشم

53:59.322 --> 54:00.699
‫چرا ساعت‌ها پیش نخوابیدین؟

54:00.699 --> 54:02.826
‫می‌خواد یک چیزی بهمون بگه

54:02.826 --> 54:05.495
‫و اصرار داشت منتظر تو بمونیم

54:05.495 --> 54:07.205
‫آخه چرا؟ چی شده؟

54:07.205 --> 54:11.167
‫آره، لطفاً پرده از این معما بردار

54:11.167 --> 54:13.128
‫خیلی‌خب

54:13.128 --> 54:16.631
‫همونطور که می‌دونین
‫شب مشغول خوندن تمام مدارکی بودم

54:16.631 --> 54:18.008
‫که وکلا برام فرستادن

54:18.008 --> 54:19.592
‫حتماً کار سختی بوده

54:19.592 --> 54:21.386
‫خب مدارک چی بودن؟

54:21.386 --> 54:24.889
‫مهم‌تر از همه
‫نسخه‌ای از وصیت‌نامه‌ی لوک بود

54:24.889 --> 54:28.351
‫و یک نامه از لوک خطاب به من توش بود

54:28.351 --> 54:30.020
‫نامه‌ای از اون دنیا؟

54:30.020 --> 54:31.604
‫- دقیقاً
‫- عجب

54:31.604 --> 54:34.232
‫ظاهراً، ازشون خواسته فقط بعد از مرگش

54:34.232 --> 54:36.067
‫اینو بهم بدن

54:36.067 --> 54:37.861
‫چرا؟

54:37.861 --> 54:41.406
‫که برام توضیح بده به عنوان تنها وارثش
‫ باید چه چیزهایی رو مدیریت کنم

54:41.406 --> 54:43.158
‫مگه چیزی برای مدیریت هست؟

54:43.158 --> 54:45.118
‫آره ظاهراً

54:45.118 --> 54:49.164
‫پدربزرگش توی بوستون
‫با نساجی ثروت بزرگی به‌هم زده

54:49.164 --> 54:50.415
‫چی؟

54:50.415 --> 54:51.833
‫و تو اصلاً ازش باخبر نبودی؟

54:51.833 --> 54:55.670
‫- نکنه خبردار بودی؟
‫- نه، ولی برام توضیح داده

54:55.670 --> 54:57.922
‫وقتی زندگیش رو وقف خدا کرد

54:57.922 --> 55:00.425
‫تصمیم گرفت بدون مزیت داشتن پول زندگی کنه

55:00.425 --> 55:02.761
‫و هیچی از این پول خرج نکرد

55:02.761 --> 55:05.764
‫ولی افراد زیادی به این شرکت وابسته‌ن

55:05.764 --> 55:09.976
‫برای همین اجازه داد
‫به کارش ادامه بده و رشد کنه

55:09.976 --> 55:13.104
‫و حالا به شما رسیده؟

55:13.104 --> 55:15.315
‫منظورت چیه؟

55:15.315 --> 55:17.108
‫که بهت ثروت ارث رسیده؟

55:17.108 --> 55:21.029
‫آره، اونم ثروت بسیار زیاد

55:22.197 --> 55:25.116
‫راستش زیاد از حده

55:25.116 --> 55:26.284
‫ولی معنیش این نیست

55:26.284 --> 55:27.702
‫که مجبور نیستیم این خونه رو بفروشیم

55:27.702 --> 55:29.496
‫و خدمتکارها شغل‌هاشون رو از دست نمیدن

55:29.496 --> 55:31.122
‫و نیازی نیست چیزی عوض بشه؟

55:31.122 --> 55:32.290
‫دقیقاً

55:32.290 --> 55:34.000
‫نیازی نیست چیزی تغییر کنه

55:34.000 --> 55:35.794
‫بنیستر، هنوزم بیداری؟

55:35.794 --> 55:38.588
‫همه‌مون هنوزم بیداریم، خانم
‫منتظر دستوراتتون هستیم

55:38.588 --> 55:41.466
‫اوه، خوبه
‫چون خبرهایی براتون دارم

55:41.466 --> 55:45.470
‫خانم فورته پولی رو
‫از شوهر مرحومش به ارث برده

55:45.470 --> 55:48.556
‫پس قرار نیست از اینجا بریم
‫و تمام شغل‌هاتون سرجاشه

55:48.556 --> 55:50.756
‫اوه، خدا رو شکر

55:51.685 --> 55:54.229
‫و حقیقتشو بخواین
‫خیلی خیالم راحت شد

55:55.605 --> 55:57.805
‫لطفاً به بقیه‌ی افراد طبقه‌ی پایین هم بگو

56:01.986 --> 56:03.071
‫ایدا خانم

56:03.071 --> 56:04.239
‫بله؟

56:04.239 --> 56:06.533
‫شما می‌خواین بهشون بگم؟

56:11.204 --> 56:13.331
‫خب، آره

56:13.331 --> 56:16.626
‫لطفاً طبقه‌ی پایین به همه بگو

56:16.626 --> 56:17.836
‫ممنون، بنیستر

56:17.836 --> 56:19.379
‫بله خانم

56:19.379 --> 56:21.579
‫ممنونم، خانم

56:25.969 --> 56:28.013
‫این دیگه چه کاری بود؟

56:28.013 --> 56:31.057
‫گمونم می‌دونه از الان
‫داره برای عمه ایدا کار می‌کنه

56:33.226 --> 56:35.395
‫گمونم این یعنی
‫همه‌شون دارن برای عمه کار می‌کنن

56:35.395 --> 56:37.689
‫خب، هنوزم من صاحب این خونه‌م، مگه نه؟

56:37.689 --> 56:40.191
‫ولی عمه ایدا حقوقشون رو میده

56:44.779 --> 56:46.448
‫ممکنه اوضاع در آینده

56:46.448 --> 56:48.867
‫یخورده تغییر کنه، اگنس

56:48.867 --> 56:51.067
‫ولی مطمئنم حل‌و‌فصلش می‌کنیم

56:54.164 --> 56:57.042
‫مطمئنی؟

56:57.042 --> 56:59.242
‫واقعاً؟

57:09.066 --> 57:14.066
‫تـرجـمـه و تـنـظـیـم : حـسـیـن اسـمـاعـیـلـی

57:14.090 --> 57:19.090
<b>«ارائه‌ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus
