WEBVTT

00:00.100 --> 00:08.100
<b>«ارائه‌ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus

01:40.504 --> 01:46.504
‫تـرجـمـه و تـنـظـیـم : حـسـیـن اسـمـاعـیـلـی

01:51.528 --> 01:53.906
‫آقای راسل منتظرمه

01:53.906 --> 01:55.865
‫از این طرف تشریف بیارید، جناب

01:55.889 --> 01:57.576
‫آقای راسل توی کتابخونه‌ست

02:00.705 --> 02:02.905
‫آقای تیت

02:05.460 --> 02:08.129
‫فکر می‌کردم قراره پدرتون رو ببینم

02:08.129 --> 02:10.381
‫امیدوارم ناامیدتون نکرده باشم

02:12.967 --> 02:15.470
‫ولی قراره در خونه‌شون
‫یک مهمانی برگزار بشه

02:15.470 --> 02:17.346
‫و جناب رئیس‌جمهور هم حضور داره

02:17.346 --> 02:19.140
‫و خانم روبلینگ قراره میزبان باشه

02:19.140 --> 02:22.143
‫- همین کافی نیست؟
‫- نه، نیست

02:22.143 --> 02:24.312
‫خانم روبلینگ مدیریت ساخت

02:24.312 --> 02:25.938
‫هشتمین عجایب دنیا رو به‌عهده داشته

02:25.938 --> 02:27.523
‫دستورات شوهرش رو دنبال می‌کرده

02:27.523 --> 02:29.650
‫و قراره در مراسم افتتاحیه
‫از طرف شهردار ازش تقدیر بشه

02:29.650 --> 02:31.652
‫آقای روبلینگ سال‌هاست که مریض بوده

02:31.652 --> 02:33.821
‫نمی‌تونسته هر روز
‫دستورالعمل بفرسته

02:33.821 --> 02:35.364
‫حتی اگرم می‌خواسته

02:35.364 --> 02:38.242
‫اگر الان افشا کنیم که پل بروکلین

02:38.242 --> 02:39.994
‫عمدتاً ساخت دست یک زنه

02:39.994 --> 02:42.371
‫باعث میشه مردها
‫ برای رد شدن ازش وحشت پیدا کنن

02:42.371 --> 02:44.665
‫گفته بود همچین حرفی می‌زنی

02:44.665 --> 02:46.626
‫نمی‌تونم کل مراسم رو

02:46.626 --> 02:48.836
‫به‌خاطر دلسوزی
‫برای خانم روبلینگ به‌خطر بندازم

02:51.339 --> 02:53.091
‫شنیدن این حرف تاسف‌برانگیزه

03:04.185 --> 03:05.728
‫خب؟

03:05.728 --> 03:07.188
‫افراد برگشتن سر کار و کارخونه‌ها

03:07.188 --> 03:08.856
‫دارن با تمام ظرفیت فعالیت می‌کنن

03:08.856 --> 03:10.400
‫انگار تعجب کردی

03:10.400 --> 03:12.360
‫اصلاً هم تعجب نکردم
‫با توجه به پیشنهادی که دادی

03:12.360 --> 03:15.321
‫تدابیر ایمنی بیشتر، بیمه‌ی پزشکی
‫پارک کودکان

03:15.321 --> 03:17.073
‫انگار لیستش از قصه‌های پریان دراومده

03:17.073 --> 03:18.533
‫افزایش حقوق هم یادت نره

03:18.533 --> 03:20.701
‫شوخی می‌کنی، ولی قولت به دیگران رو شکستی

03:20.701 --> 03:23.204
‫من کاری کردم که همه‌شون
‫دیر یا زود انجام میدن

03:23.204 --> 03:25.415
‫- منظورت تسلیم شدنه؟
‫- نه کاملاً

03:25.415 --> 03:28.584
‫من یک افزایش حقوق اندک
‫با قرارداد 6 ماهه پیشنهاد دادم

03:28.584 --> 03:30.712
‫ولی فقط و فقط به صنعتگرها

03:30.712 --> 03:32.130
‫دقیقاً

03:32.130 --> 03:33.756
‫باعث میشه اتحادیه دوپاره بشه

03:33.756 --> 03:37.051
‫و وقتی شد، دوباره کنترلمون رو پس می‌گیریم

03:37.051 --> 03:40.596
‫- یعنی گولشون زدی؟
‫- ترجیح میدم بگم ترفند به‌کار بردم

03:40.596 --> 03:42.640
‫تا وقتی قراردادها تمام بشن

03:42.640 --> 03:45.268
‫صنعتگرها و کارگرها
‫از همدیگه متنفر میشن

03:45.268 --> 03:47.311
‫و همه از مهاجرهای کاتولیک و و یهودی‌ها

03:47.311 --> 03:48.396
‫ متنفر میشن

03:48.396 --> 03:50.440
‫در این حین

03:50.440 --> 03:51.983
‫هندرسون رو برگردون نیویورک

03:51.983 --> 03:54.569
‫درحالی که دارم باهاش دست میدم
‫یک عکس می‌گیریم

03:54.569 --> 03:57.113
‫- که پیروزیت رو جشن بگیری
‫- به هیچ عنوان

03:57.113 --> 04:00.283
‫فعلاً، اون باید پیروز به‌نظر بیاد

04:03.077 --> 04:05.705
‫یکی دیگه هم می‌خورم، لطفاً
‫خیلی خوشمزه‌ن

04:05.705 --> 04:07.123
‫حالت خوبه خانم آرمسترانگ؟

04:07.123 --> 04:08.332
‫آره، چطور مگه؟

04:08.332 --> 04:09.751
‫خب، آخه یک حرف محبت‌آمیز زدی

04:09.751 --> 04:11.502
‫نمی‌تونم از دستپخت خانم باور تعریف کنم؟

04:11.502 --> 04:13.880
‫اوه، می‌تونی
‫ولی اصلاً بهت نمیاد

04:13.880 --> 04:15.882
‫هرچیزی لایق تعریف باشه
‫ازش تعریف می‌کنم

04:15.882 --> 04:17.800
‫- اوه، جان
‫- بله آقای بنیستر؟

04:17.800 --> 04:19.802
‫یک دوستم قراره امروز بعدازظهر بیاد

04:19.802 --> 04:20.762
‫آقای شوبرت

04:20.762 --> 04:22.472
‫در نامه‌م مشکلت رو براش نوشتم

04:22.472 --> 04:24.724
‫و قبول کرده باهات ملاقات کنه
‫و ببینه میشه

04:24.724 --> 04:26.434
‫کاری برای حق ثبتت کرد یا نه

04:26.434 --> 04:28.519
‫ولی درخواستم رو رد کردن
‫مگه همین آخر خط نیست؟

04:28.519 --> 04:30.229
‫خب، اگر باشه آقای شوبرت می‌دونه

04:30.229 --> 04:31.439
‫ایشون دبیر

04:31.439 --> 04:33.858
‫"اوماخا وراین د اشتات" نیویورکه

04:33.858 --> 04:36.611
‫- حالا آلمانی هم صحبت می‌کنی؟
‫- معنی چی هست؟

04:36.611 --> 04:39.447
‫کانون ساعت‌سازان شهر نیویورک

04:39.447 --> 04:41.616
‫در پایان جنگ توسط عده‌ای از

04:41.616 --> 04:42.992
‫ساعت‌سازان آلمانی تاسیس شد

04:42.992 --> 04:45.411
‫و حالا نفوذ قابل‌توجهی داره

04:45.411 --> 04:47.205
‫چرا باید بابت من
‫به خودش زحمت بده؟

04:47.205 --> 04:49.791
‫- داره به من لطف می‌کنه
‫- چه هیجان انگیز

04:49.791 --> 04:52.293
‫نباید ظروف نقره رو ببری بالا؟

04:52.293 --> 04:54.493
‫چشم الان می‌برم

04:57.507 --> 05:00.301
‫مطمئنی حس رفتن رو داری؟

05:00.301 --> 05:03.012
‫آره. جشن نامزدی "ماریان"ـه

05:03.012 --> 05:07.016
‫اگر نیای درک می‌کنه
‫من به نمایندگی از جفتمون میرم

05:07.016 --> 05:09.811
‫نیازی نیست خودتو اذیت کنی

05:09.811 --> 05:13.564
‫قصد دارم تا وقتی می‌تونم
‫زندگیمو بکنم

05:13.564 --> 05:16.651
‫فقط نگرانم که اگر بری اونجا

05:16.651 --> 05:20.321
‫اگنس دوباره سعی کنه راضیمون کنه
‫بریم پیش اون زندگی کنیم

05:20.321 --> 05:22.573
‫من ترجیح میدم اینجا بمونیم

05:22.573 --> 05:24.784
‫من از کنارت جم نمی‌خورم

05:24.784 --> 05:27.008
‫شاید از دستم خسته بشی

05:27.032 --> 05:28.830
‫ولی من جایی نمیرم

05:28.830 --> 05:32.708
‫من هرگز از دستت خسته نمیشم، خانم فورته

05:37.422 --> 05:38.715
‫نظرت در مورد این یکی چیه؟

05:38.715 --> 05:39.591
‫خوشگله

05:39.615 --> 05:41.676
‫همه‌شون خوشگلن

05:44.137 --> 05:48.391
‫آخه حس خوبی نداره
‫وقتی شوهرعمه لوک اینقدر مریضه

05:48.391 --> 05:50.393
‫خانم فورته که ناراحت نمیشه

05:50.393 --> 05:51.936
‫خوشحاله که نامزد کردی

05:51.936 --> 05:55.273
‫اگر نبود برای ناهار نمیومدن

05:55.273 --> 05:58.234
‫تصمیمم درست بود
‫که خواستگاریش رو قبول کردم؟

05:58.234 --> 06:00.778
‫خب، فقط تو می‌تونی
‫جواب این سوال رو بدی

06:00.778 --> 06:04.532
‫- ولی به‌نظر مرد خوبی میاد
‫- آره خوبه

06:04.532 --> 06:08.703
‫و مهربون، و یک پدر خوب
‫و تمام این‌ها

06:08.703 --> 06:11.164
‫داری سعی می‌کنی
‫خودتو قانع کنی؟

06:13.875 --> 06:15.585
‫نه اصلاً

06:15.585 --> 06:16.961
‫من راضیم

06:16.961 --> 06:19.213
‫پس با آرامش از ناهارت لذت ببر

06:19.213 --> 06:22.633
‫باشه، می‌برم

06:22.633 --> 06:26.095
‫فکر می‌کردم حسابی خوشحال باشی

06:26.095 --> 06:27.722
‫حقیقتش شوکه شدم

06:27.722 --> 06:30.391
‫خب، حسابی اعمال نفوذ کردم

06:30.391 --> 06:32.560
‫و متاسفانه دیگران رو کنار زدم

06:32.560 --> 06:34.479
‫که تو رو بذارم اول لیست

06:34.479 --> 06:36.105
‫که قطعاً بابتش ممنونم

06:36.105 --> 06:40.068
‫مگه جایگاهی در آکادمی
‫چیزی نبود که همیشه می‌خواستی؟

06:40.068 --> 06:41.277
‫آره بود

06:41.277 --> 06:42.862
‫و حالا به‌دستش آوردی

06:42.862 --> 06:47.325
‫پس میشه این قضیه‌ی متروپولیتن رو بذاریم کنار؟

06:47.325 --> 06:49.786
‫باید با آقای راسل صحبت کنم

06:49.786 --> 06:52.580
‫به‌نظرم خیلی برات خوشحال بشه

06:56.667 --> 06:58.753
‫دیگه بهتره برم

06:58.753 --> 07:00.505
‫خیلی کارها برای افتتاحیه‌ی

07:00.505 --> 07:01.672
‫پل بروکلین مونده

07:01.672 --> 07:03.925
‫آقای راسل یکی از متولی‌هاست

07:03.925 --> 07:05.760
‫قراره در خود افتتاحیه حضور داشته باشیم

07:05.760 --> 07:07.136
‫و بعد میریم به یک مهمانی

07:07.136 --> 07:08.346
‫که خانم روبلینگ برگزار می‌کنه

07:08.346 --> 07:10.640
‫آره، می‌دونم
‫دارم توی تدارکاتش بهش کمک می‌کنم

07:10.640 --> 07:13.726
‫تابه‌حال میزبان یک رئیس‌جمهور نبوده

07:13.726 --> 07:16.312
‫- مسئولیت بزرگیه
‫- آره گمونم

07:16.312 --> 07:18.689
‫رئیس‌جمهور آرتور مرد خوبیه

07:18.689 --> 07:21.401
‫و به‌نظرم در زمان وکالتش موفق بوده

07:21.401 --> 07:25.029
‫ولی رگ و ریشه‌ش چندان امیدبخش نیست

07:25.029 --> 07:26.364
‫یعنی می‌شناسیش؟

07:26.364 --> 07:28.491
‫بابت برخی مسائل همدیگه رو می‌بینیم

07:28.491 --> 07:30.284
‫اگر خواستی بهش معرفیت می‌کنم

07:30.284 --> 07:32.787
‫- باعث افتخارمه
‫- خب پس قطعی شد

07:35.665 --> 07:37.125
‫این هفته‌ توی

07:37.125 --> 07:39.252
‫  هیئت خیریه‌ی خانم فین می‌بینمت؟

07:39.252 --> 07:40.628
‫بله می‌بینی

07:40.628 --> 07:41.963
‫تا اون زمان با آقای راسل

07:41.963 --> 07:43.923
‫در مورد جایگاه صحبت می‌کنی؟

07:43.923 --> 07:46.634
‫- بله فکر کنم
‫- خوبه

07:46.634 --> 07:49.178
‫مطمئنم خوشحال میشه، عزیزدلم

07:53.015 --> 07:55.309
‫کالسکه‌تون آماده‌ست، خانم

08:00.189 --> 08:01.607
‫ببخشید، دوستان

08:01.607 --> 08:04.068
‫می‌خوام از همه‌تون تشکر کنم
‫که تشریف آوردین

08:04.068 --> 08:08.531
‫و از دخترم و سردبیرش آقای فورچن تقدیر کنم

08:08.531 --> 08:10.241
‫که قبول کردن
‫در این راه به ما کمک کنن

08:10.241 --> 08:11.993
‫- آقای فورچن
‫- بله

08:11.993 --> 08:14.495
‫خب، علیه این تلاش‌ها
‫برای بدنام‌ کردن معلم‌هامون

08:14.495 --> 08:16.330
‫و بستن مدارسمون مقاومت خواهیم کرد

08:16.330 --> 08:18.291
‫گلوب مقاله‌هایی چاپ می‌کنه

08:18.291 --> 08:20.043
‫و نقاط قوت معلم‌هامون رو بیان می‌کنه

08:20.043 --> 08:22.295
‫این‌کار برای باز نگه داشتن مدارسمون کافیه؟

08:22.295 --> 08:23.921
‫خودش به تنهایی نه

08:23.921 --> 08:25.965
‫با برخی از معلم‌های دیگه صحبت کردم

08:25.965 --> 08:28.676
‫معلم‌های سفیدپوست
‫و حقیقت اینه که

08:28.676 --> 08:30.970
‫باید تعداد دانش آموزها رو بیشتر کنیم

08:30.970 --> 08:34.097
‫به‌خصوص، باید دانش‌آموزهای سفیدپوست

08:34.097 --> 08:36.517
‫در مدارسمون بپذیریم
‫تا هیئت اصلاً اهمیت بده

08:36.517 --> 08:38.226
‫ما مدارس مختلط نمی‌خوایم

08:38.226 --> 08:40.354
‫ولی اگر تنها راه
‫برای باز نگه داشتنشون این باشه

08:40.354 --> 08:41.688
‫چاره‌ای هم داریم؟

08:41.688 --> 08:44.734
‫نه. حق با خانم گارنته

08:44.734 --> 08:47.820
‫در داروخونه‌هام هر روز
‫با این افراد کار می‌کنم

08:47.820 --> 08:50.573
‫تنها دلیلی که باعث شده
‫بهم اعتماد کنن

08:50.573 --> 08:52.825
‫اینه که یک داروساز سفیدپوست
‫بهشون گفته اعتماد کنن

08:52.825 --> 08:54.660
‫خب، این چه ارتباطی
‫به مدارس داره؟

08:54.660 --> 08:57.163
‫خب، گلوب می‌تونه تا دلش می‌خواد
‫از معلم‌های رنگین‌پوستمون

08:57.163 --> 08:59.415
‫ تعریف کنه
‫ولی هیچکدوم از اون والدین سفیدپوست

08:59.415 --> 09:01.250
‫بچه‌هاشون رو به مدارس ما نمی‌فرستن

09:01.250 --> 09:04.629
‫مگر اینکه یک آدم سفیدپوست ترغیب‌شون کنه

09:04.629 --> 09:06.756
‫و شاید مجبور بشیم یک‌سری
‫معلم‌های سفیدپوست هم استخدام کنیم

09:06.756 --> 09:08.257
‫- اوه
‫- از همچین کاری خوشم نمیاد

09:08.257 --> 09:10.760
‫نمی‌دونم چطور می‌تونیم انجامش بدیم

09:10.760 --> 09:13.221
‫شاید یک فکری داشته باشم

09:14.847 --> 09:20.436
‫خب، ماریان و دشل
‫فقط می‌تونم همون شادی رو براتون آرزو کنم

09:20.436 --> 09:22.730
‫که عمه ایداتون به زندگی من داد

09:22.730 --> 09:24.930
‫- به سلامتی
‫- به سلامتی

09:26.442 --> 09:29.487
‫اسکار، تا یادم نرفته
‫خانم استور برای

09:29.487 --> 09:31.572
‫شب افتتاحیه‌ی آکادمی دعوتت کرده

09:31.572 --> 09:33.366
‫فکر نکنم وقتم آزاد باشه

09:33.366 --> 09:35.034
‫وقتت آزاده، و میای

09:35.034 --> 09:38.287
‫و حالا برنامه‌ریزی عروسی رو شروع می‌کنیم

09:38.287 --> 09:39.747
‫تازه نامزد کردیم

09:39.747 --> 09:41.290
‫و دلم می‌خواد به محض اینکه تونستیم

09:41.290 --> 09:42.708
‫مراسم عروسیتون رو ببینم

09:42.708 --> 09:44.085
‫باید کارهای لباس رو شروع کنیم

09:44.085 --> 09:45.420
‫- آماده کردنش زمان می‌بره
‫- اوه، آره

09:45.420 --> 09:47.088
‫- ولی آخه من...
‫- باهاش بحث نکن

09:47.088 --> 09:49.590
‫باید بهتون بگم
‫که فرانسس مصممه

09:49.590 --> 09:51.134
‫که در آماده‌سازی مراسم
‫نقش داشته باشه

09:51.134 --> 09:53.386
‫قراره به یک دختر 14 ساله اجازه بدم

09:53.386 --> 09:54.637
‫برنامه‌ی عروسی ماریان رو بریزه؟

09:54.637 --> 09:56.931
‫به‌نظرم فرانسس حسابی اصرار کنه

09:58.599 --> 10:00.017
‫آقای مونتگومری...

10:00.017 --> 10:01.644
‫هنوزم با خانم بیتون خوش‌رفتاری می‌کنی؟

10:01.644 --> 10:03.020
‫لطفاً بگو آره

10:03.020 --> 10:05.022
‫غمگینم که اینقدر نسبت بهم بدبینی

10:05.022 --> 10:06.774
‫گفتم شاید همراهت بیاد اینجا

10:06.774 --> 10:08.151
‫چند روزی رفته نیوپورت

10:08.151 --> 10:10.111
‫خاله‌ای اونجا داره که مریضه

10:10.111 --> 10:11.904
‫ولی نیازی نیست نگران چیزی باشی

10:11.904 --> 10:13.948
‫قراره با هم بریم مراسم پل بروکلین

10:13.948 --> 10:16.033
‫و می‌خوام ازش خواستگاری کنم

10:16.033 --> 10:18.661
‫اگر این خیالت رو راحت می‌کنه

10:18.661 --> 10:20.371
‫خب، اگر اینطوره
‫خیالم راحت شد

10:20.371 --> 10:22.571
‫و خیلی خوشحالم

10:24.292 --> 10:28.504
‫اسکار، باید عروس رو
‫تا محراب ببری

10:28.504 --> 10:30.006
‫خوشحال میشم

10:30.006 --> 10:31.507
‫آرورا و من امیدوار بودیم
‫اجازه بدین

10:31.507 --> 10:32.633
‫ما جشن بعد از عروسی رو برگزار کنیم

10:32.633 --> 10:34.635
‫- اوه!
‫- خوشحال میشیم

10:34.635 --> 10:37.013
‫اوه، خیلی لطف دارین
‫ممنونم

10:37.013 --> 10:40.683
‫و البته، مراسم عروسی
‫در کلیسای سنت تامس برگزار میشه

10:40.683 --> 10:43.561
‫باعث افتخارمه که خطبه‌تون رو بخونم

10:48.608 --> 10:50.860
‫- اوه، آقای فورچن
‫- اوه، سلام

10:50.860 --> 10:54.530
‫خیلی خوشحالیم که تونستیم
‫بالاخره رودررو شما رو ببینیم

10:54.530 --> 10:56.365
‫و بابت فرصتی که به پگی دادین

10:56.365 --> 10:57.533
‫ازتون تشکر کنیم

10:57.533 --> 10:58.826
‫البته، باید حسابی

10:58.826 --> 11:00.369
‫به دستاوردهای در گلوب افتخار کنین

11:00.369 --> 11:01.704
‫بله افتخار می‌کنیم

11:01.704 --> 11:02.997
‫توی تاسکیگی به‌شدت بهم کمک کرد

11:02.997 --> 11:04.832
‫اوه، مقاله رو خوندم

11:04.832 --> 11:08.669
‫متوجه شدم که فقط
‫اسم شما دو نفر زیرش نوشته شده

11:08.669 --> 11:10.838
‫چند نفر دیگه همراهتون اومدن؟

11:10.838 --> 11:12.924
‫مادر، نباید بیشتر از این وقت

11:12.924 --> 11:14.634
‫آقای فورچن رو بگیریم

11:14.634 --> 11:16.219
‫ممنون که تشریف آوردی

11:16.219 --> 11:19.389
‫- فردا همه‌تون رو می‌بینم؟
‫- اوه، حتماً

11:21.099 --> 11:24.143
‫امروز خیلی پرشور بودی
‫قضیه چی بود؟

11:24.143 --> 11:27.021
‫خب، هدف خوبیه
‫هدف نیکوکارانه‌ایه

11:27.021 --> 11:28.856
‫و من دارم از زنم حمایت می‌کنم

11:28.856 --> 11:32.193
‫اوه، خدایا. گوش‌هام درست کار می‌کنه؟

11:32.193 --> 11:34.570
‫پگی، می‌تونیم راضیت کنیم
‫باهامون برگردی

11:34.570 --> 11:36.197
‫یا مجبوری با کشتی برگردی؟

11:36.197 --> 11:37.824
‫می‌تونم بمونم

11:37.824 --> 11:40.034
‫تا هفته‌ی دیگه همین موقع‌ها
‫پگی می‌تونه

11:40.034 --> 11:43.162
‫خیلی سریع با استفاده از
‫ پل بروکلین بیاد دیدنمون

11:43.162 --> 11:45.581
‫باید برای افتتاحیه برگردی

11:45.581 --> 11:48.501
‫قراره خانواده‌ی "وایات" روی سقفشون
‫یک مهمونی برای تماشاش برگزار کنن

11:48.501 --> 11:51.504
‫- تا ببینم چی میشه، مادر
‫- نه، نه، نه، باید بیای

11:53.047 --> 11:55.383
‫پس از روی نیاز اختراعش کردی؟

11:55.383 --> 11:57.009
‫- بله
‫- همم

11:57.009 --> 11:59.595
‫فهمیدم مشکل از چرخونه‌ی ثانیه‌شماره

11:59.595 --> 12:01.472
‫چرخ‌دنگ

12:01.472 --> 12:03.015
‫آره همون

12:03.015 --> 12:04.976
‫ظاهراً روغن کهنه ماسیده بود

12:04.976 --> 12:06.310
‫و سرعتش رو کم می‌کرد

12:06.310 --> 12:08.312
‫آره، قبلاً همچین حدسی زده بودم

12:08.312 --> 12:11.023
‫برای همین چرخ جدیدی اختراع کردم

12:11.023 --> 12:13.693
‫که بدون روغن کار می‌کنه

12:13.693 --> 12:15.653
‫چه فکر بکری

12:15.653 --> 12:18.741
‫- و کار می‌کنه؟
‫- همیشه

12:19.741 --> 12:22.952
‫خب، آقای تراتر
‫ببینم برای عضویتت

12:22.952 --> 12:24.787
‫ چه کاری ازم برمیاد

12:24.787 --> 12:26.456
‫عضویتم، قربان؟

12:26.456 --> 12:29.083
‫در کانون ساعت‌سازان نیویورک

12:29.083 --> 12:30.960
‫مشخصه که دانشت در مورد ساعت‌ها

12:30.960 --> 12:33.171
‫از بسیاری از اعضامون بیشتره

12:38.509 --> 12:40.709
‫اوه!

12:41.804 --> 12:43.598
‫- بنیستر
‫- بله، خانم؟

12:43.598 --> 12:45.641
‫آقا و خانم فورته دارن میرن

12:45.641 --> 12:47.518
‫منم باید برم

12:47.518 --> 12:52.106
‫متوجه نبودم ساعت چنده
‫و فرانسس منتظرمه

12:52.106 --> 12:53.816
‫خب، لطفاً به... اوه!

12:53.816 --> 12:55.485
‫اوه، لوک!

12:55.485 --> 12:56.861
‫عزیزم، حالت خوبه؟

12:56.861 --> 12:58.696
‫دیگه قطعی شد
‫باید همین‌جا بمونین

12:58.696 --> 13:00.239
‫بنیستر، میشه بری جان رو بیاری؟

13:00.239 --> 13:02.992
‫باید آقای فورته رو ببریم توی تخت
‫و بفرست دنبال دکتر لوئیس

13:02.992 --> 13:05.078
‫چشم

13:05.078 --> 13:07.278
‫به جان میگم بره دنبال دکتر

13:26.557 --> 13:28.810
‫چرا همچین کردی؟

13:28.810 --> 13:30.436
‫نمی‌تونم در مورد پیتسبرگ

13:30.436 --> 13:33.189
‫و اینکه اگر شلیک می‌کردن چی می‌شد فکر نکنم

13:34.440 --> 13:37.568
‫خب، شلیک نکردن

13:37.568 --> 13:39.612
‫اوضاع الان تحت کنترله؟

13:39.612 --> 13:42.156
‫فکر کنم به‌زودی بشن

13:43.199 --> 13:45.868
‫منم فکر می‌کردم
‫جنگ اپرا تحت کنترله

13:45.868 --> 13:47.662
‫ولی خانم استور بهم یک پیشنهاد داده

13:47.662 --> 13:49.038
‫و نمی‌دونم چیکار کنم

13:49.038 --> 13:50.790
‫چجور پیشنهادی؟

13:50.790 --> 13:54.168
‫یک جایگاه در آکادمی موسیقی

13:54.168 --> 13:56.337
‫- خب؟
‫- باید بهش فکر کنم، جرج

13:56.337 --> 13:58.047
‫مشخصه که خیلی زحمت کشیده

13:58.047 --> 13:59.257
‫تا برامون جورش کنه

13:59.257 --> 14:02.385
‫مشخصه که زحمت کشیده
‫که بتونه بخرتت

14:02.385 --> 14:04.178
‫یعنی فکر می‌کنی باید ردش کنم؟

14:04.178 --> 14:07.390
‫دلیلت برای ساخت
‫ یک سالن اپرای جدید هنوزم موجهه

14:07.390 --> 14:09.475
‫آکادمی زیادی کوچیک
‫و زیادی کوته‌نظره

14:09.475 --> 14:13.396
‫و جلوی عضویت افرادی که
‫باعث شکوه این شهر میشن رو می‌گیره

14:13.396 --> 14:15.815
‫چرا باید الان از هدفت دست بکشی؟

14:15.815 --> 14:19.902
‫هدفم همیشه یک جایگاه توی آکادمی بود

14:19.902 --> 14:23.656
‫توی "مت"، یکی از اعضای بنیان‌گذارش هستی

14:23.656 --> 14:25.908
‫و می‌تونی حرف آخرو بزنی

14:25.908 --> 14:28.703
‫نیازی نیست زیر سایه‌ی
‫خانم استور باشی

14:28.703 --> 14:30.872
‫دلایل خوبی داری

14:30.872 --> 14:33.833
‫دلایل تو هستن
‫من فقط دارم بازگو می‌کنم

14:37.712 --> 14:39.964
‫امروز حالم یکم بهتره

14:39.964 --> 14:41.591
‫خوبه، مگه نه؟

14:41.591 --> 14:44.886
‫- و یخورده صبحانه خوردم
‫- خوبه

14:44.886 --> 14:47.722
‫- اگر اوضاع عوض شد خبرم کنین
‫- همم

14:55.063 --> 14:58.149
‫دکتر لوئیس، میشه ببرمش خونه؟

14:58.149 --> 15:00.610
‫به‌نظر حالش بهتره
‫و اشتهاش برگشته

15:00.610 --> 15:03.071
‫- همچین کاری رو توصیه نمی‌کنم
‫- منظورت چیه؟

15:03.071 --> 15:05.406
‫متاسفانه در این وضعیت
‫دیگه از دستان من خارجه

15:05.406 --> 15:08.201
‫فقط می‌تونیم دعا کنیم

15:08.201 --> 15:11.996
‫روش هوشمندانه‌ای
‫برای شونه خالی کردن از وظیفته

15:13.623 --> 15:15.958
‫بازم بهش سر می‌زنم

15:15.958 --> 15:18.336
‫ممنونم، دکتر لوئیس

15:20.588 --> 15:23.758
‫ایدا، به‌نظر داغون میای

15:23.758 --> 15:25.927
‫- برام مهم نیست
‫- برو دراز بکش

15:25.927 --> 15:28.179
‫- من حواسم بهش هست
‫- نه

15:28.179 --> 15:31.557
‫- جام همین‌جاست
‫- ایدا، برو دراز بکش

15:31.557 --> 15:33.935
‫من می‌تونم کنار لوک بمونم

15:33.935 --> 15:36.135
‫برو

15:40.233 --> 15:43.319
‫خانم گارنت برنامه‌ی درسی فوق العاده‌

15:43.319 --> 15:45.446
‫و معلم‌های متعهدی داره

15:45.446 --> 15:47.990
‫هرکس بتونه در یکی از این مدارس

15:47.990 --> 15:51.035
‫تدریس یا تحصیل کنه، بسیار خوش‌شانسه

15:51.035 --> 15:53.871
‫با کمک شما
‫می‌تونیم کاری کنیم هیئت متوجه بشه

15:53.871 --> 15:56.416
‫که باید این مدارس رو باز نگه دارن

15:56.416 --> 15:58.333
‫ممنونم خانم بروک
‫که امروز تشریف آوردی

15:58.333 --> 16:00.461
‫و از هدف ما حمایت کردی

16:00.461 --> 16:03.548
‫اگر معلم‌هایی هستن که هنوز
‫علاقه‌شون برای تدریس رو ثبت نکردن

16:03.548 --> 16:06.551
‫لطفاً برید به انتهای اتاق
‫و این‌کارو انجام بدین

16:09.929 --> 16:11.305
‫کارت خوب بود

16:11.305 --> 16:13.433
‫- واقعاً اینطور فکر می‌کنی؟
‫- اوهوم

16:13.433 --> 16:15.727
‫فقط امیدوارم افراد کافی ثبت‌نام کنن

16:15.727 --> 16:16.978
‫ببخشید، خانم‌ها

16:16.978 --> 16:18.813
‫آقای هیستینگز
‫یک داروساز دیگه‌ست

16:18.813 --> 16:20.648
‫و یکی از اعضای هیئت مدیره‌ی مدرسه

16:20.648 --> 16:23.317
‫می‌خواستم با یکی از دوستانم آشنا بشید
‫آقای پاتریک رایان

16:23.317 --> 16:25.778
‫- ایشون معلمه
‫- کجا تدریس می‌کنی؟

16:25.778 --> 16:27.488
‫فعلاً هیچ‌جا

16:27.488 --> 16:29.365
‫ما معلم‌ها و دانش‌آموزهای ایرلندی هم

16:29.365 --> 16:31.159
‫با تبعیض‌های خاص خودمون
‫دست‌و‌پنجه نرم می‌کنیم

16:31.159 --> 16:33.578
‫حاضری بیای برای من کار کنی؟

16:33.578 --> 16:36.247
‫این بعدازظهر تحت‌تاثیر
‫حرف‌های خانم بروک قرار گرفتم

16:36.247 --> 16:37.957
‫مدتی هست دنبال کار می‌گردم

16:37.957 --> 16:39.208
‫و می‌خوام بهتون ملحق بشم

16:39.208 --> 16:41.502
‫به‌علاوه، افراد زیاد دیگه‌ای هم هستن

16:41.502 --> 16:44.297
‫و فکر کنم بتونم
‫عده‌ایشون رو راضی کنم همراهم بیان

16:44.297 --> 16:47.300
‫امیدوارم، چون یک معلم سفیدپوست کافی نیست

16:47.300 --> 16:49.510
‫حداقل یکی بیشتر از دیروزه

16:49.510 --> 16:51.387
‫وقتی معلم‌های سفیدپوست دیگه رو بیارم

16:51.387 --> 16:53.306
‫دانش‌آموزهای سفیدپوست هم میان

16:53.306 --> 16:56.059
‫متوجه نیستین؟
‫ممکنه راه رسیدن به هدفمون همین باشه

16:56.059 --> 16:58.519
‫اون تعداد دانش‌آموزهای مختلطی
‫که نیاز داریم رو به‌دست میاریم

16:58.519 --> 17:01.355
‫کم‌کم دارم فکر می‌کنم
‫شاید بتونیم موفق بشیم

17:01.355 --> 17:03.399
‫خدا خیرت بده، آقای رایان

17:08.905 --> 17:10.323
‫همین باید کافی باشه

17:10.323 --> 17:12.283
‫ممنونم، آقایون
‫از این طرف تشریف بیارید

17:12.283 --> 17:15.495
‫رسانه‌ها دارن میگن
‫این یک پیروزی برای کارگرهاست

17:15.495 --> 17:18.247
‫سازش معتدل‌تون رو تحسین می‌کنن

17:18.247 --> 17:20.041
‫- واقعاً؟
‫- اوهوم

17:20.041 --> 17:21.167
‫بفرما

17:21.167 --> 17:24.253
‫ولی جفتمون می‌دونیم اینطور نیست، آقای راسل

17:24.253 --> 17:27.256
‫صنعتگرها برای 6 ماه
‫از 10 درصد افزایش حقوق لذت می‌برن

17:27.256 --> 17:28.716
‫چه ایرادی داره؟

17:28.716 --> 17:30.968
‫می‌دونی که کارگرها باهاشون دشمن میشن

17:30.968 --> 17:32.887
‫و تقریباً تمام صنعتگرهای ماهرمون

17:32.887 --> 17:34.472
‫آمریکایی اصیل هستن

17:34.472 --> 17:36.599
‫شروطتون شامل مهاجرها نمیشه

17:36.599 --> 17:39.352
‫اونا هم سود می‌برن
‫محل کار امن‌تر میشه

17:39.352 --> 17:40.895
‫سلامتشون دست افراد متخصصه

17:40.895 --> 17:43.106
‫حتی یک پارک گیرشون میاد
‫که بچه‌هاشون بتونن توش بازی کنن

17:43.106 --> 17:45.900
‫ولی قصد نداری
‫اتحادیه‌ رو به رسمیت بشناسی

17:45.900 --> 17:47.485
‫هنوز نه

17:47.485 --> 17:50.238
‫کالسکه رسید، آقای هندرسون

17:50.238 --> 17:53.491
‫می‌خوای بگم چرا شروط رو قبول کردم؟

17:53.491 --> 17:55.618
‫چون وقتی می‌تونستی
‫بهشون اجازه ندادی

17:55.618 --> 17:57.818
‫به مردم شلیک کنن

17:58.413 --> 18:00.790
‫تصمیم درستی گرفتی، آقای هندرسون

18:00.790 --> 18:04.043
‫من فقط می‌خوام کارگرها
‫زندگی مناسبی داشته باشن

18:04.043 --> 18:06.337
‫و تونستی این‌کارو بکنی

18:13.094 --> 18:14.846
‫می‌دونه نقشه‌ت اینه که
‫بینشون تفرقه بندازی

18:14.846 --> 18:16.097
‫معلومه که می‌دونه

18:16.097 --> 18:17.807
‫ولی تا شش ماه دیگه فرقی نمی‌کنه

18:17.807 --> 18:20.601
‫و اون زمان حقوق‌ها رو کاهش میدی

18:20.601 --> 18:22.103
‫بله

18:22.103 --> 18:23.604
‫و امیدوارم متوجه نکته‌ای شده باشی

18:23.604 --> 18:25.106
‫وقتی به سربازها دستور دادم شلیک نکنن

18:25.106 --> 18:26.441
‫فکر کردی باختیم

18:26.441 --> 18:28.443
‫اعتراف می‌کنم که فکر می‌کردم از روی ضعفه

18:28.443 --> 18:31.320
‫در اعتصاب راه‌آهن سال 77 شلیک کردن

18:31.320 --> 18:34.407
‫و فقط باعث ایجاد همدردی
‫برای اعتصاب کننده‌ها شد

18:34.407 --> 18:36.659
‫بگذریم، شنیدی که چی گفت

18:36.659 --> 18:38.327
‫ظاهراً لحظه‌ی رحم کردنم

18:38.327 --> 18:39.954
‫برگ برنده‌م بوده

18:43.916 --> 18:45.460
‫برو!

18:45.460 --> 18:47.660
‫برو!

18:53.885 --> 18:55.970
‫کمکی ازم برمیاد، خانم؟

18:55.970 --> 19:00.475
‫آقای واتسون اینجاست؟

19:03.311 --> 19:05.063
‫- بله
‫- چشم حتماً

19:05.063 --> 19:07.190
‫وایسا!

19:13.154 --> 19:15.448
‫آقای واتسون؟

19:17.200 --> 19:20.078
‫فلورا. اینجا چیکار می‌کنی؟

19:20.078 --> 19:22.278
‫من...

19:24.707 --> 19:26.907
‫از این طرف بیا

19:33.091 --> 19:34.926
‫چرا اومدی اینجا؟

19:34.926 --> 19:37.512
‫اومدی بهم دستور بدی
‫از کالیفرنیا برم؟

19:37.512 --> 19:39.555
‫نه

19:39.555 --> 19:41.808
‫دیگه نمی‌خوای برم؟

19:41.808 --> 19:43.518
‫هرگز نمی‌خواستم

19:43.518 --> 19:45.144
‫قرار بود قبل از اینکه

19:45.144 --> 19:48.189
‫خبردار بشم رفته باشی

19:48.189 --> 19:51.067
‫شوهرم فکر کرد
‫داره ازم محافظت می‌کنه

19:51.067 --> 19:52.610
‫ولی اشتباه می‌کرد

19:52.610 --> 19:56.114
‫و بعد نامه‌هایی که
‫براش فرستاده بودی رو پیدا کردم

19:56.114 --> 19:58.199
‫هیس

19:58.199 --> 20:00.399
‫نه

20:02.036 --> 20:04.539
‫همه‌چیز درست میشه

20:09.210 --> 20:12.004
‫فقط بهم بگو
‫ازم می‌خوای چیکار کنم؟

20:12.004 --> 20:14.882
‫هرکاری باشه، انجام میدم

20:14.882 --> 20:16.884
‫می‌خوام بمونی

20:16.884 --> 20:18.386
‫همین‌جا توی نیویورک

20:18.386 --> 20:21.556
‫یک آپارتمان و هرچی
‫ لازم داشته باشی بهت میدیم

20:21.556 --> 20:25.893
‫و میشی یک بانکدار بازنشسته به اسم کالیر

20:25.893 --> 20:30.022
‫که دقیقاً همچین کسی هستی
‫ذره‌ای دروغ توش نیست

20:32.150 --> 20:36.404
‫گمونم باید از کارم استعفا بدم

20:37.780 --> 20:41.617
‫امیدوارم بتونم گاهی اوقات
‫ تو و بچه‌هات رو ببینم

20:41.617 --> 20:43.536
‫آره

20:43.536 --> 20:46.456
‫و دوستامون رو می‌بینی
‫ و بخشی از دنیامون میشی

20:46.456 --> 20:48.374
‫به عنوان پدرم

20:52.754 --> 20:56.966
‫فردا با یک نامه
‫برنامه‌مون رو برات میگم

21:00.344 --> 21:04.015
‫همه‌چیز درست میشه
‫برای من و تو

21:24.494 --> 21:25.912
‫باید چه برداشتی بکنیم؟

21:25.912 --> 21:29.457
‫خانم مک‌نیل خبرهای خوبی آورد یا بد؟

21:29.457 --> 21:31.657
‫بهترین خبر

21:32.752 --> 21:34.754
‫بهترین خبر ممکن

21:34.754 --> 21:37.215
‫خوشحالم

21:37.215 --> 21:40.301
‫ظاهراً قراره
‫یک زندگی واقعی داشته باشم

21:53.022 --> 21:55.400
‫ایدا کجاست؟

21:55.400 --> 21:58.236
‫امیدوارم خواب باشه

22:00.279 --> 22:04.325
‫حق با توئه
‫منم امیدوارم خواب باشه

22:04.325 --> 22:07.078
‫خوشحالم که تونستم
‫کمی باهات تنها باشم

22:07.078 --> 22:11.290
‫بهم فرصت میده بابت خویشتن‌داریت
‫ ازت تشکر کنم

22:11.290 --> 22:12.834
‫می‌دونم هرگز با ازدواجمون راضی نبودی

22:12.834 --> 22:15.962
‫و حالا ثابت شد درست می‌گفتی

22:15.962 --> 22:18.381
‫خودخواه بودم که در این سنم
‫باهاش ازدواج کردم

22:18.381 --> 22:19.841
‫نه

22:19.841 --> 22:21.592
‫کاری کردی خواهرم

22:21.592 --> 22:24.595
‫طعم شادی‌ای رو بچشه
‫که هرگز تجربه‌ش نکرده بود

22:24.595 --> 22:26.472
‫الان به وضوح می‌بینمش

22:26.472 --> 22:28.641
‫و حالا قراره تنهاش بذارم

22:28.641 --> 22:31.477
‫وقتی هنوز به این حس عادت هم نکرده

22:31.477 --> 22:33.813
‫آره، قطعاً دوره‌ی کوتاهی بود

22:33.813 --> 22:36.315
‫ولی تا آخر عمرش در این دنیا

22:36.315 --> 22:40.611
‫فقط کافیه به تو فکر کنه
‫تا وجودش سرشار از محبت

22:40.611 --> 22:44.699
‫و حس محبوب و معشوق بودن بشه

22:44.699 --> 22:47.118
‫زندگیش رو عوض کردی

22:48.578 --> 22:54.208
‫خیلی لطف داری، اگنس

22:54.208 --> 22:56.919
‫می‌دونم چقدر داری بهم لطف می‌کنی

22:56.919 --> 22:59.119
‫حقیقته

23:00.548 --> 23:04.552
‫میشه ازت بخوام وقتی مردم
‫به ایدا کمک کنی؟

23:04.552 --> 23:06.596
‫خب، معلومه که کمکش می‌کنم

23:06.596 --> 23:08.890
‫خواهر کوچولوی خودمه

23:11.142 --> 23:15.229
‫حالا بخواب

23:15.229 --> 23:17.429
‫وگرنه منو توی دردسر میندازی

23:29.744 --> 23:31.829
‫- آقای راسل!
‫- روزنامه!

23:31.829 --> 23:35.041
‫- جناب، روزنامه می‌خوای؟
‫- جانم؟

23:35.041 --> 23:37.377
‫می‌خواستم سلام کنم

23:37.377 --> 23:40.004
‫علیک سلام، آقای ون‌راین

23:42.590 --> 23:44.759
‫نمی‌خوام اوضاع بینمون ناخوشایند باشه

23:44.759 --> 23:46.803
‫گمونم منظورت به‌خاطر گلادیسه

23:46.803 --> 23:51.182
‫آره، و به‌خاطر قضیه‌ی راه‌آهن

23:51.182 --> 23:52.683
‫متوجه نمیشم

23:52.683 --> 23:54.977
‫از قضا، من الان از سهامداران عمده‌

23:54.977 --> 23:57.188
‫در شرکت "کستربریج پسیفیک" هستم

23:57.188 --> 23:58.773
‫کی؟

23:58.773 --> 24:00.525
‫کسی که در خطوط راه‌آهن شیکاگو

24:00.525 --> 24:02.110
‫و آتلانتیک با شما رقابت کرد

24:02.110 --> 24:05.279
‫خب، حق با توئه
‫که ما راه‌آهن رو خریدیم

24:05.279 --> 24:07.657
‫ولی هنوز اعلام نشده

24:07.657 --> 24:10.701
‫ولی تابه‌حال اسم شرکت
‫کستربریج پسیفیک به گوشم نخورده

24:10.701 --> 24:14.288
‫ متوجه نمیشم
‫ممکنه اشتباه کرده باشین؟

24:14.288 --> 24:16.958
‫من با کمال دقت سعی می‌کنم
‫تمام مهره‌های بزرگ

24:16.958 --> 24:18.584
‫صنعت خودم رو بشناسم

24:18.584 --> 24:20.336
‫اگر من اسمشون رو نشنیدم

24:20.336 --> 24:22.547
‫پس نباید چندان مهم باشن

24:22.547 --> 24:25.133
‫روزت خوش، آقای ون‌راین

24:27.969 --> 24:29.971
‫تبریک میگم، خانم اسکات

24:29.971 --> 24:32.223
‫یادت باشه، تازه قدم اوله

24:32.223 --> 24:33.808
‫آره درسته

24:33.808 --> 24:36.853
‫حیف که اکثر دانش‌آموزهای جدید
‫ایرلندی هستن

24:36.853 --> 24:38.604
‫همچین حرفی از تو بعیده

24:38.604 --> 24:40.690
‫آخه فکر نکنم نظر هیئت
‫ در مورد ایرلندی‌ها

24:40.690 --> 24:42.984
‫از نظرشون در مورد
‫بچه‌های رنگین‌پوست بهتر باشه

24:42.984 --> 24:46.654
‫در این دموکراسی جدید و درخشان آمریکا

24:48.573 --> 24:50.450
‫بذار یک مقاله در موردش بنویسم

24:50.450 --> 24:53.619
‫بذار با خجالت‌زده کردن هیئت
‫مجبورشون کنم تصمیم درست رو بگیرن

24:53.619 --> 24:56.622
‫از حرف‌هات بوی جنگ میاد
‫حالا شد یه چیزی

24:56.622 --> 25:00.168
‫بیا تصمیمت رو
‫با یک لیوان مشروب جشن بگیریم

25:01.711 --> 25:03.921
‫خیلی‌خب

25:06.049 --> 25:08.342
‫به امید بقای مدارس

25:08.342 --> 25:09.761
‫کافیه

25:09.761 --> 25:12.930
‫و به افتخار دانش‌آموزهای مختلط جدید

25:12.930 --> 25:15.850
‫و مرگ بر هیئت آموزش و پرورش

25:15.850 --> 25:18.269
‫- همم
‫- ریچارد، من دیگه میرم

25:18.269 --> 25:20.730
‫بعداً می‌بینمت

25:20.730 --> 25:23.316
‫آخیش

25:28.738 --> 25:30.406
‫دیگه بهتره برم

25:30.406 --> 25:31.699
‫کجا؟

25:31.699 --> 25:33.367
‫قراره شب توی بروکلین بمونم

25:33.367 --> 25:35.703
‫یک مهمانی روی سقف
‫برای تماشای آتش‌بازی پل راه انداختن

25:35.703 --> 25:38.164
‫لحظه‌ی بزرگی برای شهر ماست

25:38.164 --> 25:40.541
‫حتی پدرم ویترین مغازه‌ش رو تزئین کرده

25:40.541 --> 25:42.168
‫کاری که هیچوقت نمی‌کنه

25:42.168 --> 25:45.838
‫داستان پل رو دادم به استیون

25:45.838 --> 25:47.423
‫بذار همراهت بیام
‫و یک کالسکه برات بگیرم

25:47.423 --> 25:49.217
‫اوه، نیازی نیست

25:49.217 --> 25:50.385
‫اوه

25:50.385 --> 25:52.470
‫ببخشید

26:00.645 --> 26:02.845
‫شب به‌خیر، آقای فورچن

26:20.415 --> 26:23.751
‫اینجا چیکار می‌کنی؟
‫ساختمون امروز تعطیله

26:27.588 --> 26:29.549
‫ کستربریج پسیفیک کجا رفته؟

26:29.549 --> 26:31.676
‫نمی‌دونم منظورت چیه

26:31.676 --> 26:33.928
‫این دفترشونه

26:33.928 --> 26:36.931
‫آقای کراودر...
‫همین‌جا با آقای کراودر ملاقات کردم

26:37.890 --> 26:39.767
‫کی اینجا رو اجاره کرده؟

26:39.767 --> 26:42.645
‫نمی‌دونم کی کجا رو اجاره می‌کنه
‫ولی این دفتر خالیه

26:42.645 --> 26:45.064
‫نه، نه، هفته‌ی قبل اینجا بودم

26:45.064 --> 26:47.608
‫و با یک نفر به اسم کراودر ملاقات کردم

26:49.777 --> 26:51.612
‫روی لوح دیوار نوشته بود
‫کستربریج پسیفیک

26:51.612 --> 26:55.575
‫ببخشید، جناب
‫ولی ظاهراً اشتباه گرفتین

26:55.575 --> 26:57.744
‫دیگه مجبورم ازتون بخوام برید

27:09.130 --> 27:10.548
‫کجاست؟

27:10.548 --> 27:11.924
‫- کی؟
‫- خانم بیتون

27:11.924 --> 27:14.093
‫ماد بیتون! باید همین الان ببینمش

27:14.093 --> 27:16.345
‫کسی به این اسم
‫اینجا زندگی نمی‌کنه

27:16.345 --> 27:18.097
‫ولی اون که اینجا زندگی می‌کنه

27:18.097 --> 27:22.393
‫اینجا خونه‌ی آقا و خانم ویتموره

27:22.393 --> 27:23.895
‫اصلاً با عقل جور درنمیاد

27:23.895 --> 27:25.646
‫چیزی شده، بون؟

27:25.646 --> 27:27.565
‫باید خانم بیتون رو ببینم

27:27.565 --> 27:31.194
‫- کی؟
‫- ماد بیتون!

27:31.194 --> 27:33.613
‫اومدم اینجا دنبالش و برش گردوندم خونه

27:33.613 --> 27:35.907
‫فقط من و زنم اینجا زندگی می‌کنیم

27:37.450 --> 27:38.868
‫نه، امکان نداره

27:38.868 --> 27:40.745
‫الان پلیس خبر می‌کنم

27:40.745 --> 27:42.413
‫نیازی نیست کسی رو خبر کنین

27:42.413 --> 27:44.373
‫خودم میرم

27:49.837 --> 27:52.423
‫همه‌مون حضور داریم؟

27:52.423 --> 27:54.092
‫شروع کنیم؟

27:54.092 --> 27:56.844
‫ماد بیتون رو دعوت کردم
‫ولی جوابی ازش دریافت نکردم

27:56.844 --> 27:59.430
‫گمونم هنوزم توی نیوپورته

27:59.430 --> 28:03.226
‫خب، متاسفانه این اواخر
‫چندان کمکی نکردم

28:03.226 --> 28:05.103
‫بابت کمک به خانم روبلینگ

28:05.103 --> 28:08.356
‫برای مهمانیش برای افتتاحیه‌ی پل بروکلین
‫ سرم حسابی شلوغ بوده

28:08.356 --> 28:12.026
‫همه‌جای شهر به‌زیبایی تزئین شده

28:12.026 --> 28:14.487
‫- گمونم توام قراره بری، برتا؟
‫- آره میریم

28:14.487 --> 28:16.197
‫بایدم با خانواده‌ی روبلینگ جشن بگیریم

28:16.197 --> 28:17.907
‫هرچی نباشه، خودش پل رو ساخته

28:17.907 --> 28:20.701
‫مشتاقانه منتظرم اونجا ببینمت، خانم راسل

28:20.701 --> 28:22.745
‫و باید ترتیبی بدیم که بیای

28:22.745 --> 28:26.666
‫و جایگاهت در آکادمی رو بررسی کنی

28:26.666 --> 28:28.668
‫جایگاهی توی آکادمی گرفتی؟

28:28.668 --> 28:30.128
‫چطور ممکنه؟

28:30.128 --> 28:32.004
‫فکر می‌کردم مسئول متروپولیتن هستی

28:32.004 --> 28:34.924
‫خوشبختانه، تونستم یک جایگاه
‫برای خانم راسل جور کنم

28:34.924 --> 28:37.051
‫به‌قدر کافی منتظر مونده

28:37.051 --> 28:39.846
‫و "کری" از دیدنت در اونجا
‫خیلی خوشحال میشه، عزیزم

28:39.846 --> 28:41.889
‫باورم نمیشه

28:41.889 --> 28:44.350
‫در جنگ اپرات پرچم سفید رو بالا بردی؟

28:44.350 --> 28:45.601
‫نه

28:45.601 --> 28:48.896
‫البته از خانم استور
‫بابت مهربانیش ممنونم

28:48.896 --> 28:51.065
‫ولی نمی‌تونم الان جبهه‌م رو عوض کنم

28:51.065 --> 28:53.776
‫جای من توی متروپولیتنه

28:55.570 --> 28:57.947
‫متوجه نمیشم

28:57.947 --> 29:01.075
‫مگه همیشه دنبال
‫جایگاهی در آکادمی نبودی؟

29:01.075 --> 29:02.910
‫متاسفم، ولی در موردش فکر کردم

29:02.910 --> 29:04.954
‫و می‌خوام به "مت" وفادار بمونم

29:04.954 --> 29:06.831
‫ازش پشیمون میشی

29:06.831 --> 29:09.459
‫درواقع، برات تاسف می‌خورم

29:09.459 --> 29:12.253
‫که اینطوری جلوی همه
‫خودت رو ضایع می‌کنی

29:12.253 --> 29:14.922
‫خودت خواستی جلوی همه
‫در موردش صحبت کنیم

29:14.922 --> 29:16.632
‫چون نمی‌تونستم تصور کنم

29:16.632 --> 29:20.887
‫اینقدر متوهم باشی
‫که پیشنهادم رو رد کنی

29:20.887 --> 29:22.847
‫روز خوش، خانم فین

29:22.847 --> 29:24.432
‫ما که هنوز جلسه رو شروع نکردیم

29:24.432 --> 29:26.059
‫خب، نمی‌تونم بمونم

29:26.059 --> 29:29.270
‫- میشه یک نفر کالسکه‌م خبر کنه؟
‫- بله حتماً

29:29.270 --> 29:32.148
‫خانم استور، نمی‌خواستم خجالت‌زده‌ت کنم

29:32.148 --> 29:35.151
‫اصلاً دلم همچین چیزی رو نمی‌خواد

29:35.151 --> 29:37.528
‫خب، راه جالبی برای نشون دادنش داری

29:46.370 --> 29:48.956
‫اسکار

29:48.956 --> 29:51.292
‫اینجاست؟ ماد بیتون

29:51.292 --> 29:53.127
‫دعوتش کردم، ولی نیومد

29:53.127 --> 29:56.589
‫- چرا؟
‫- این دختر کیه؟

29:56.589 --> 29:58.174
‫چطوری باهاش آشنا شدی؟

29:58.174 --> 30:00.009
‫دقیقاً یادم نمیاد

30:00.009 --> 30:02.845
فقط ‫بخشی از گروه‌مون بود

30:02.845 --> 30:05.098
‫همه‌مون رو گول زد

30:05.098 --> 30:07.642
‫منو گول زد

30:07.642 --> 30:09.143
‫حتماً اشتباهی شده

30:09.143 --> 30:11.687
‫آره، من اشتباه کردم

30:18.403 --> 30:22.156
‫واقعاً هیجان انگیزه

30:27.161 --> 30:29.455
‫اوه، ماریان. کجا بودی؟

30:29.455 --> 30:30.623
‫پامکین رو برده بودم بیرون

30:30.623 --> 30:32.708
‫باید به خدمتکارها بگی این‌کارو بکنن

30:32.708 --> 30:35.211
‫- قبل‌تر کجا بودی؟
‫- رفته بودم به خانم اسکات کمک کنم

30:35.211 --> 30:37.130
‫خبری از اسکار نشنیدی؟

30:37.130 --> 30:39.549
‫- نه
‫- چرا نیومده؟

30:39.549 --> 30:41.426
‫خب، کالسکه گرفتن عملاً غیرممکنه

30:41.426 --> 30:43.845
‫- خیابون‌ها خیلی شلوغن
‫- این که نشد بهونه

30:43.845 --> 30:45.513
‫باید الان پیش خانواده‌ش باشه

30:45.513 --> 30:47.140
‫هیچکدومتون رو درک نمی‌کنم

30:47.140 --> 30:48.850
‫خب، الان که اومدم، عمه اگنس

30:48.850 --> 30:50.893
‫این پایین چه خبره؟

30:50.893 --> 30:52.353
‫صداتون داره همه‌جا می‌پیچه

30:52.353 --> 30:54.605
‫داشتم ماریان رو
‫به‌خاطر بیرون رفتن دعوا می‌کردم

30:54.605 --> 30:56.858
‫خودمم می‌خواستم بره

30:56.858 --> 30:59.277
‫اینجا نمی‌تونه کاری انجام بده

30:59.277 --> 31:02.280
‫هیچکدوممون نمی‌تونیم
‫کاری انجام بدیم

31:02.280 --> 31:05.283
‫حالش چطوره؟

31:05.283 --> 31:08.453
‫دکتر لوئیس بهم گفت
‫یک کشیش پیدا کنم

31:09.412 --> 31:12.039
‫باید "تیم" رو خبر کنیم، دستیار لوک

31:14.417 --> 31:16.617
‫جان رو می‌فرستم

31:24.761 --> 31:26.012
‫گولد، خواهش می‌کنم

31:26.012 --> 31:27.638
‫یا دروغگویی، یا احمق

31:27.638 --> 31:29.557
‫گولد، خواهش می‌کنم

31:29.557 --> 31:30.692
‫آقایون

31:30.716 --> 31:31.851
‫آقایون!

31:31.851 --> 31:33.895
‫من در برابر خواسته‌های کارگرها تسلیم نشدم

31:33.895 --> 31:35.063
‫بهشون افزایش حقوق دادی!

31:35.063 --> 31:36.397
‫یک افزایش حقوق اندک به صنعتگرها

31:36.397 --> 31:38.149
‫برای یک دوره‌ی کوتاه، همین

31:38.149 --> 31:39.942
‫و اتحادیه رو به رسمیت نشناختم

31:39.942 --> 31:41.444
‫ولی مجبورمون کردی
‫ازت پیروی کنیم

31:41.444 --> 31:43.404
‫در عرض 6 ماه، صنعتگرها

31:43.404 --> 31:45.573
‫و کارگرهای عادی به جون همدیگه میفتن

31:45.573 --> 31:47.241
‫و ما دوباره دست بالا رو پیدا می‌کنیم

31:47.241 --> 31:49.202
‫ولی در این مدت
‫برای انجام خواسته‌هاشون

31:49.202 --> 31:53.081
‫مجبوریم تدابیر ایمنی
‫مسخره و گرون‌قیمتی رو اعمال کنیم

31:53.081 --> 31:55.249
‫آوازه‌ی ایمن بودن
‫برای کسب‌و‌کار خوبه

31:55.249 --> 31:56.959
‫تا این حد رو بهشون بدهکاریم

31:56.959 --> 31:59.045
‫ولی بخشی از سود رو بهشون نمیدیم

31:59.045 --> 32:01.089
‫- سر این توافق کردیم
‫- هرچی می‌خواین بگین

32:01.089 --> 32:02.840
‫ما رو سرافکنده کردی، راسل

32:02.840 --> 32:04.926
‫قرار بود بر علیه اتحادیه متحد باشیم

32:04.926 --> 32:06.302
‫ولی رفتی سرخود تصمیم گرفتی

32:06.302 --> 32:08.388
‫من کاری رو کردم
‫که برای کسب‌و‌کار خودم منطقی بود

32:08.388 --> 32:09.931
‫ولی من شروط خودم رو پیاده کردم

32:09.931 --> 32:11.766
‫و توصیه می‌کنم
‫شما هم همین‌کارو بکنین

32:11.766 --> 32:13.768
‫قبل از اینکه کارگرهاتون
‫شروط خودشون رو پیاده کنن

32:13.768 --> 32:16.104
‫خب، حالا دیگه خودتی و خودت

32:16.104 --> 32:18.481
‫ما رو با خودت دشمن کردی

32:24.612 --> 32:26.114
‫باید یک نقشه بریزیم

32:26.114 --> 32:29.200
‫نه. اول، صبر می‌کنیم
‫تا ببینیم چی میشه

32:29.200 --> 32:30.993
‫چرا دارین این همه غذا می‌پزین؟

32:30.993 --> 32:32.662
‫کسی اشتها نداره

32:32.662 --> 32:37.250
‫ممکنه مردم بیان اینجا وقتی...

32:37.250 --> 32:39.293
‫به‌نظر من که حیف میشه

32:39.293 --> 32:41.838
‫کسی ازت نپرسید، خانم آرمسترانگ

32:41.838 --> 32:44.590
‫من نمی‌تونم به کشیش یا خانم ایدا کمک کنم

32:44.590 --> 32:46.259
‫ولی می‌تونم آشپزی کنم

32:46.259 --> 32:48.886
‫اینا رو بده من

32:48.886 --> 32:51.013
‫جک، چایی رو ببر بالا

32:51.013 --> 32:53.213
‫چشم، خانم باور

32:57.478 --> 32:59.772
‫اسکار؟

32:59.772 --> 33:02.066
‫خانم، آقای مونتگومری اومدن

33:02.066 --> 33:04.444
‫شرمنده، عمه اگنس. خودم تنهام

33:04.444 --> 33:05.445
‫اوه، دشل

33:05.445 --> 33:08.489
‫حداقل یک مرد در این خانواده
‫وقتی خبرش می‌کنم میاد

33:08.489 --> 33:11.117
‫اسکار کجاست؟ خبری ازش نشنیدین؟

33:11.117 --> 33:12.660
‫جایی گرفتاره

33:12.660 --> 33:14.871
‫مطمئنم به محض اینکه تونست میاد

33:14.871 --> 33:17.331
‫جان، یادداشت رو تحویل دادی؟

33:17.331 --> 33:20.209
‫دادم به خدمتکارش
‫ولی آقای اسکار خونه نبود، خانم

33:20.209 --> 33:22.336
‫شاید برای رفت و آمد توی شهر
‫به مشکل برخورده

33:22.336 --> 33:24.505
‫به‌خاطر پل همه‌ی مردم ریختن توی خیابون

33:24.505 --> 33:27.508
‫حقیقت اینه که، پسرم
‫توی همچین شرایطی به هیچ دردی نمی‌خوره

33:27.508 --> 33:29.927
‫شاید برای همینه که نیومده

33:29.927 --> 33:31.345
‫دشل، لطفاً بفرما بشین

33:31.345 --> 33:33.556
‫ماریان، براش چایی بریز

33:41.189 --> 33:43.858
‫فوق العاده‌ست، مگه نه؟

33:50.907 --> 33:52.992
‫حساب خالی شده

33:52.992 --> 33:54.702
‫حتماً به محض اینکه از ساختمون دراومدم

33:54.702 --> 33:57.205
‫چک رو نقد کردن

33:57.205 --> 33:59.957
‫و هیچکس شک نکرد؟

33:59.957 --> 34:01.667
‫با مدیر شعبه صحبت کردن

34:01.667 --> 34:05.338
‫ولی از اونجایی که دست‌خطم رو می‌شناخت
‫و من شکایتی نکرده بودم

34:05.338 --> 34:07.538
‫پاسش کرد

34:08.965 --> 34:10.510
‫پلیس چی؟

34:10.510 --> 34:12.553
‫گزارشش می‌کنم
‫ولی سال‌ها زمان می‌بره

34:12.553 --> 34:15.890
‫و بعیده که بتونم اثبات کنم
‫جرمی صورت گرفته

34:15.890 --> 34:17.432
‫میگن تمام تلاششون رو کردن

34:17.432 --> 34:19.632
‫ولی شرکت ورشکست کرده

34:22.105 --> 34:24.690
‫واقعاً متاسفم

34:26.776 --> 34:29.528
‫نکته‌ی غم‌انگیزش اینجاست که
‫واقعاً ازش خوشم میومد

34:31.114 --> 34:32.865
‫تظاهر نمی‌کنم عاشقی چیزی شده بودم

34:32.865 --> 34:35.159
‫ولی هم‌صحبت خوبی بود

34:35.159 --> 34:38.079
‫منو می‌خندوند

34:38.079 --> 34:41.082
‫واقعاً فکر می‌کردم
‫می‌تونیم خوشبخت بشیم

34:41.082 --> 34:43.282
‫منظورت به‌قدر کافی خوشبخته؟

34:46.503 --> 34:49.757
‫چرا نرفتی بیرون
‫با بقیه‌ی مردم شهر جشن بگیری؟

34:49.757 --> 34:51.843
‫فکر نمی‌کردم وقتی اومدم اینجا باشی

34:51.843 --> 34:53.845
‫نمی‌خواستم برای گرفتن کالسکه

34:53.845 --> 34:55.930
‫با تمام منهتن دست به یقه بشم

34:55.930 --> 34:58.266
‫و حالا خوشحالم که خونه موندم

35:01.728 --> 35:03.104
‫تو تنها کسی بودی

35:03.104 --> 35:05.982
‫که به ذهنم رسید
‫ممکنه طرف منو بگیره

35:05.982 --> 35:08.276
‫من همیشه طرف تو رو می‌‌گیرم، اسکار

35:08.276 --> 35:09.902
‫باید تا الان اینو فهمیده باشی

35:09.902 --> 35:12.488
‫اوه، خدا، جان

35:12.488 --> 35:15.199
‫همه‌چیز رو نابود کردم

35:27.795 --> 35:30.840
‫"در منزل پدرم، عمارت‌های بسیاری هست"

35:30.840 --> 35:34.594
‫"اگر اینطور نبود، به شما می‌گفتم"

35:34.594 --> 35:38.473
‫"می‌روم تا مکانی برای شما مهیا کنم"

35:38.473 --> 35:43.144
‫"و اگر رفتم و مکانی برای شما..."

35:43.144 --> 35:45.480
‫معذرت می‌خوام

35:48.524 --> 35:52.653
‫"و اگر رفتم و مکانی برای شما مهیا کردم"

35:52.653 --> 35:57.492
‫"بازمی‌گردم و شما را با خود می‌برم"

35:57.492 --> 36:00.328
‫"چرا که هرجا هستم"

36:00.328 --> 36:02.997
‫"شما هم خواهید بود"

36:02.997 --> 36:06.751
‫اخماتو باز کن، تیم

36:06.751 --> 36:12.006
‫بین این همه آدم ماها می‌تونیم مطمئن باشیم
‫که قراره برم بهشت

36:12.006 --> 36:14.884
‫و واقعاً هم قراره بری

36:14.884 --> 36:17.929
‫همم

36:28.189 --> 36:31.025
‫ببخشید. رئیس‌جمهور داره می‌رسه

36:31.025 --> 36:33.319
‫اول از همه من صحبت می‌کنم
‫بعد نوبت شماست، آقای راسل

36:33.319 --> 36:35.519
‫ممنونم

36:37.323 --> 36:39.826
‫مشتاقانه منتظرم ببینمش

36:44.122 --> 36:45.706
‫- جناب رئیس‌جمهور
‫- ممنونم

36:45.706 --> 36:48.418
‫- جناب رئیس‌جمهور
‫- خوشحالم که اینجام

36:48.418 --> 36:50.378
‫خوشحالیم تشریف آوردین، قربان

36:50.378 --> 36:53.089
‫جناب رئیس‌جمهور
‫خوش آمدید، قربان، از این طرف

36:53.089 --> 36:54.382
‫به نیویورک خوش اومدین
‫ جناب رئیس‌جمهور

36:54.382 --> 36:58.094
‫- بتسی، میبل!
‫- خیلی خوشحالم اومدی

36:58.094 --> 37:00.513
‫خیلی دلمون برات تنگ شده بود
‫ببین چه خوشگل شدی

37:02.557 --> 37:05.935
‫وقتی نگاه کردم و دیدم پگی اسکات اینجاست

37:05.935 --> 37:07.854
‫خب، فوتم می‌کردی می‌خوردم زمین

37:07.854 --> 37:10.022
‫خیلی وقته ندیدمت

37:10.022 --> 37:12.984
‫مقاله‌هات توی روزنامه رو دنبال می‌کردیم

37:12.984 --> 37:15.236
‫ممنونم. حال شماها چطوره؟

37:15.236 --> 37:16.904
‫میبل، تو و دنیل هنوزم با همدیگه‌این؟

37:16.904 --> 37:19.240
‫به‌نظر من که آره
‫چون الان دو تا بچه‌ی دوقلو دارن

37:19.240 --> 37:22.243
‫تبریک میگم
‫به جفتتون تبریک میگم

37:22.243 --> 37:24.245
‫اوه، قراره ماه آینده
‫یک مهمونی برگزار کنیم

37:24.245 --> 37:26.038
‫- امیدوارم بتونی بیای
‫- اوه، باید بیای

37:26.038 --> 37:27.457
‫میام

37:27.457 --> 37:29.083
‫و حالا می‌تونم از طریق پل بروکلین بیام

37:29.083 --> 37:31.377
‫پگی

37:31.377 --> 37:33.588
‫ببخشید، مادرم صدام می‌کنه

37:38.259 --> 37:40.928
‫ممنونم که تشریف آوردین

37:40.928 --> 37:42.305
‫ممنونم

37:42.305 --> 37:45.892
‫جناب رئیس‌جمهور
‫آقای روبلینگ، خانم روبلینگ

37:45.892 --> 37:49.562
‫می‌خوام عالیجناب
دوک باکینگهام رو بهتون معرفی کنم

37:49.562 --> 37:50.813
‫از دیدنتون خوشبختم، جناب رئیس‌جمهور

37:50.813 --> 37:52.231
‫می‌دونستی اومده نیویورک؟

37:52.231 --> 37:53.274
‫معلومه که نه

37:53.274 --> 37:55.109
‫گفته بود روز افتتاحیه می‌رسه

37:55.109 --> 37:56.527
‫بله، خوشحالم که اینجام

37:56.527 --> 37:58.196
‫به‌نظرت قصد داره
‫اونو ازت بدزده؟

37:58.196 --> 38:00.114
‫خانم استور اونو نمی‌دزده

38:00.114 --> 38:03.493
‫اگر اونو بخواد
‫ منصفانه و عادلانه می‌خرتش

38:04.577 --> 38:07.121
‫آقای مارتین هم
‫توی موسسه درس خونده

38:07.121 --> 38:08.664
‫توی این مورد وجه اشتراک دارین

38:08.664 --> 38:10.249
‫دوران تحصیلتون در اونجا چطور بود؟

38:10.249 --> 38:11.584
‫اوه، عاشقش بودم

38:11.584 --> 38:13.211
‫موسسه الهام‌بخشم شد
‫که برم و معلم بشم

38:13.211 --> 38:16.339
‫فقط امیدوارم بتونیم مدارس رو
‫ باز نگه داریم تا بتونم کار کنم

38:16.339 --> 38:18.132
‫خب، توی گلوب به افشای کاری

38:18.132 --> 38:19.926
‫که هیئت سعی داره بکنه ادامه میدیم

38:19.926 --> 38:21.844
‫مقاله‌م در موردش
‫هفته‌ی بعد چاپ میشه

38:21.844 --> 38:23.679
‫اوه. مشتاقانه منتظرم بخونمش

38:23.679 --> 38:24.806
‫آیزایا!

38:24.806 --> 38:26.474
‫اوه، عذر می‌خوام

38:26.474 --> 38:28.851
‫پسرعموم رو دیدم

38:32.146 --> 38:34.346
‫خوش قیافه‌ست

38:36.901 --> 38:38.152
‫چی شده، مادر؟

38:38.152 --> 38:39.529
‫فقط یک‌بار اینو میگم

38:39.529 --> 38:41.489
‫تمام وقتت رو صرف نوشتن

38:41.489 --> 38:43.658
‫در مورد زندگی بقیه نکن
‫که یادت بره خودت زندگی کنی

38:43.658 --> 38:46.160
‫همچین کاری نمی‌کنم

38:46.160 --> 38:48.204
‫میشه فقط آتش‌بازی رو نگاه کنیم؟

38:48.204 --> 38:49.664
‫برای همین اومدیم اینجا

38:49.664 --> 38:50.832
‫خب، نگو که قراره

38:50.832 --> 38:52.500
‫خبر اینو هم
تو برای گلوب بنویسی؟

38:52.500 --> 38:55.795
‫نه، آقای فورچن
‫اینو داده به یک خبرنگار دیگه

38:57.004 --> 39:00.507
‫همونطور که یک خبرنگار دیگه رو هم
‫ با خودش برده بود تاسکیگی؟

39:01.843 --> 39:04.762
‫تو همچین چیزی بهم گفتی، مگه نه؟

39:06.180 --> 39:09.100
‫حقیقت نداشت، مگه نه؟

39:09.100 --> 39:11.300
‫نه

39:13.020 --> 39:16.983
‫مشخصه که آقای فورچن
‫حسابی ازت خوشش اومده

39:16.983 --> 39:18.359
‫برای کارهام احترام قائله

39:18.359 --> 39:20.528
‫که دعا می‌کنم
‫فقط در همین حد باشه

39:20.528 --> 39:22.488
‫چون بهتر از این‌ها تربیتت کردم

39:22.488 --> 39:24.240
‫آها، اینجان

39:24.240 --> 39:26.701
‫به‌نظر خیلی جدی میاین

39:26.701 --> 39:28.244
‫دارین در مورد چی حرف می‌زنین؟

39:28.244 --> 39:30.204
‫کار "پگی" توی گلوب

39:30.204 --> 39:32.206
‫کار خیلی مهمیه، شکی توش نیست

39:32.206 --> 39:36.044
‫ولی به‌نظرم امشب
‫فقط باید پل رو تحسین کنیم

39:36.044 --> 39:40.256
‫و بابت دستاوردهای بشر
‫در طول عمرمون شکر کنیم

39:40.256 --> 39:42.050
‫بله درسته

39:42.050 --> 39:44.250
‫به‌نظر منم همینطوره

40:07.158 --> 40:09.744
‫چیزی دیگه‌ای برات بیارم؟

40:12.080 --> 40:14.280
‫ساعت چنده؟

40:15.166 --> 40:17.502
‫نمی‌دونم. چطور مگه؟

40:17.502 --> 40:19.702
‫قراری داری؟

40:24.258 --> 40:26.344
‫چه خوبه

40:26.344 --> 40:28.137
‫چی؟

40:28.137 --> 40:30.556
‫دیدن لبخندت

40:33.601 --> 40:36.771
‫عزیزدلم

40:36.771 --> 40:40.900
‫اشکالی نداره اگر...

40:40.900 --> 40:43.100
‫الان دیگه بری

40:44.237 --> 40:46.989
‫من چیزیم نمیشه

40:46.989 --> 40:50.993
‫معشوق تو بودن منو قوی کرده

40:50.993 --> 40:54.080
‫ممنون

40:54.080 --> 40:57.583
‫بابت چی؟

40:57.583 --> 41:01.129
‫که توام عاشقم بودی

41:01.129 --> 41:03.756
‫چطور می‌تونم نباشم؟

41:10.054 --> 41:12.890
‫و حالا که مهمانان محترممون

41:12.890 --> 41:16.144
‫پل نیویورک و بروکلین رو افتتاح کردن

41:16.144 --> 41:18.020
‫می‌تونیم از این فرصت استفاده کنیم

41:18.020 --> 41:20.523
‫و از تعدادی از نیویورکی‌های بزرگ
‫که در پشت صحنه تلاش کردن

41:20.523 --> 41:22.817
‫تا جدیدترین معجزه‌ی نیویورک رو
‫خلق کنن تقدیر کنیم

41:22.817 --> 41:25.111
‫از جمله متولی‌هامون
‫که اکثرشون امشب حضور دارن

41:25.111 --> 41:29.323
‫آقای راسل
‫تشریف میارید صحبت کنید؟

41:29.323 --> 41:34.036
‫خوشحالم که اینجام
‫و به همه‌تون سلام می‌کنم

41:34.036 --> 41:37.248
‫ولی پسرم، لری
‫به‌جای من صحبت می‌کنه

41:43.629 --> 41:47.633
‫آقای رئیس‌جمهور
‫آقایون، خانم‌ها

41:47.633 --> 41:49.802
‫پدرم ازم خواست بر منافع‌مون

41:49.802 --> 41:53.347
‫در پروژه‌ی پل بروکلین نظارت کنم
‫که با کمال میل انجام دادم

41:53.347 --> 41:55.683
‫مثل اکثر شما، بابت عظمتی
‫که زمانی یک رویا بیش نبود

41:55.683 --> 41:57.518
‫و حالا تبدیل به واقعیت شده

41:57.518 --> 41:59.520
‫انگشت به دهان مونده بودم

41:59.520 --> 42:03.357
‫می‌دونم که دارم از طرف همه
‫ازتون تشکر می‌کنم، آقای روبلینگ

42:03.357 --> 42:05.557
‫بابت ایده‌هاتون

42:07.361 --> 42:10.239
‫ولی چیزی که اکثرتون
‫ازش خبر ندارید

42:10.239 --> 42:12.408
‫اینه که بعد از یک جراحت در اوایل پروژه

42:12.408 --> 42:14.285
‫در دوره‌ای که آقای روبلینگ توان کار نداشت

42:14.285 --> 42:17.538
‫همسرش، خانم روبلینگ

42:17.538 --> 42:19.999
‫که خود به شخصه
‫مهندس نخبه‌ایه

42:19.999 --> 42:22.543
‫کسیه که ادامه‌ی ساخت پل

42:22.543 --> 42:24.743
‫در نبود شوهرش رو امکان‌پذیر کرد

42:27.757 --> 42:30.009
‫بله، درسته

42:30.009 --> 42:34.105
‫خانم روبلینگ ساخت پل رو به دست گرفت
‫ و اونو به اتمام رسوند

42:35.306 --> 42:38.518
‫از همه می‌خوام به افتخار امیلی روبلینگ
‫لیوان‌‌هامون رو بالا ببریم

42:38.518 --> 42:40.728
‫که بابت سهم بزرگش

42:40.728 --> 42:43.689
‫در ساخت پل بروکلین
‫یکی از عجایب جدید دنیا

42:43.689 --> 42:45.733
‫ازش تشکر کنیم

42:45.733 --> 42:48.236
‫- به افتخارش
‫- به افتخارش

42:48.236 --> 42:50.436
‫ممنونم

42:57.954 --> 43:00.915
‫امشب برنامه‌ی خاصی داری، خانم بروس؟

43:00.915 --> 43:03.209
‫برنامه؟ برای چه‌ کاری؟

43:03.209 --> 43:05.253
‫تماشای آتش‌بازی

43:05.253 --> 43:06.587
‫توی روزنامه نوشته بود

43:06.587 --> 43:08.756
‫قراره بزرگ‌ترین آتش‌بازی دنیا باشه

43:08.756 --> 43:10.633
‫تابه‌حال فقط یک‌بار آتش‌بازی دیدم

43:10.633 --> 43:13.344
‫و اونم مال خیلی وقت پیشه

43:13.344 --> 43:17.390
‫می‌خوای آتش‌بازی پل بروکلین رو ببینی؟

43:17.390 --> 43:18.599
‫چطوری؟

43:18.599 --> 43:21.394
‫من برنامه‌ای دارم، اگر همراهم بیای

43:41.998 --> 43:44.792
‫امیدوارم ناراحت نشده باشی
‫که موضوع سخنرانیم بودی

43:44.792 --> 43:46.627
‫نه اصلاً

43:46.627 --> 43:48.921
‫باید ازت تشکر کنم

43:48.921 --> 43:50.715
‫خب، حداقل الان

43:50.715 --> 43:52.675
‫اونجور که لایقشی می‌شناسنت

43:52.675 --> 43:53.885
‫متاسفانه این چیزها

43:53.885 --> 43:56.095
‫کمی پیچیده‌تر از این حرفا هستن

43:56.095 --> 43:58.848
‫توی روزنامه می‌نویسن
‫که من همسر فوق العاده‌ای بودم

43:58.848 --> 44:02.477
‫که با تمام توانش
‫به شوهرش خدمت کرده

44:02.477 --> 44:05.980
‫میزان مشارکت واقعیم رو نادیده می‌گیرن

44:07.273 --> 44:09.473
‫این بین خودمون می‌مونه

44:34.884 --> 44:36.761
‫نظرت چیه، خانم بروس؟

44:36.761 --> 44:38.679
‫راضی هستی یا مایوس شدی؟

44:38.679 --> 44:41.557
‫اوه! قطعاً راضیم

44:41.557 --> 44:46.062
‫این خیره ‌کننده‌ترین آتش‌بازی‌ایه
‫که تابه‌حال دیدم

44:46.062 --> 44:48.648
‫فکر کردم قبل از این
‫فقط یک‌بار آتش‌بازی دیدی

44:51.067 --> 44:53.569
‫خب، گمونم درست میگی

44:53.569 --> 44:58.366
‫ولی بعید می‌دونم از این بهتر بشن

44:58.366 --> 44:59.534
‫اوه!

45:19.429 --> 45:22.306
‫فوق العاده‌ست

45:30.148 --> 45:32.348
‫اوه، واو

46:08.519 --> 46:11.522
‫اوه

46:11.522 --> 46:13.733
‫لوک

46:15.818 --> 46:18.279
‫نه

46:18.279 --> 46:19.614
‫لوک

46:19.614 --> 46:21.532
‫نه

46:21.532 --> 46:23.534
‫لوک

46:23.534 --> 46:25.870
‫اوه!

46:28.664 --> 46:30.864
‫اوه، عزیزدلم

46:57.318 --> 47:00.029
‫چیزی نیست

47:18.089 --> 47:20.967
‫مطمئنی نمی‌تونم بمونم؟

47:20.967 --> 47:22.510
‫لطف کردی که پیشم موندی

47:22.510 --> 47:24.178
‫ولی باید برگردی پیش فرانسس

47:24.178 --> 47:26.305
‫که وقتی بیدار شد اونجا باشی

47:26.305 --> 47:28.349
‫- تو حالت خوب میشه؟
‫- اوه، نگران من نباش

47:28.349 --> 47:30.935
‫باید حواسمون به عمه ایدا باشه

47:30.935 --> 47:33.020
‫فردا بهت زنگ می‌زنم

47:33.020 --> 47:35.273
‫همین الانشم فردا شده

47:35.273 --> 47:38.151
‫پس اواخر امروز می‌بینمت

47:43.823 --> 47:46.075
‫خانم بروک

47:47.243 --> 47:48.786
‫بعدازظهرت چطور بود؟

47:48.786 --> 47:50.455
‫خب، آتش‌بازی محشر بود

47:50.455 --> 47:51.748
‫عه؟

47:51.748 --> 47:53.948
‫حتماً از اینجا هم دیدینش

47:54.208 --> 47:56.878
‫گریه کردی؟

47:56.878 --> 47:58.880
‫شوهرعمه‌م دیشب مرد

47:58.880 --> 48:00.548
‫اوه

48:00.548 --> 48:02.759
‫واقعاً متاسفم

48:02.759 --> 48:04.969
‫ممنونم

48:08.765 --> 48:10.600
‫به‌نظر عادلانه نمیاد

48:10.600 --> 48:13.728
‫وقتی عمه ایدا
‫اینقدر آدم نازنین و مهربونیه

48:13.728 --> 48:16.064
‫اگر به‌خاطر اون نبود
‫من الان اینجا نبودم

48:16.064 --> 48:18.900
‫اون بهم گفت از پنسیلوانیا بیام اینجا

48:18.900 --> 48:21.194
‫باید ازش تشکر کنم

48:21.194 --> 48:22.737
‫خدا می‌دونه که اگر نبود

48:22.737 --> 48:25.406
‫عمراً نمی‌تونستم عمه اگنس رو تحمل کنم

48:25.406 --> 48:28.034
‫شاید بهتر باشه ببرمت داخل

48:28.034 --> 48:30.036
‫اوه، نه
‫نمی‌تونم برگردم داخل

48:30.036 --> 48:32.246
فعلاً نه

48:34.415 --> 48:36.876
‫یکم قدم بزنیم بهت کمک می‌کنه؟

48:36.876 --> 48:39.087
‫یکم هوا بخوری؟

48:41.714 --> 48:45.426
‫ممنونم، آقای راسل
‫دوست خوبی هستی

48:51.307 --> 48:53.601
‫میشه در مورد پل بهم بگی؟

48:53.601 --> 48:55.144
‫باشکوهه

48:55.144 --> 48:58.773
‫- صبح به‌خیر، آقای گریفین
‫- سلام، جک

48:58.773 --> 49:00.973
‫یک نامه برات اومده

49:16.707 --> 49:20.086
‫بریجت یک سینی غذا براش برده
‫ولی بعید می‌دونم بهش دست زده باشه

49:20.086 --> 49:22.839
‫گذاشتمش روی میز
‫نمی‌دونستم دیگه چیکار کنم

49:22.839 --> 49:25.842
‫ایدا خانم بیچاره
‫چقدر سخته که بیدار بشی و ببینی بیوه‌ای

49:25.842 --> 49:27.468
‫فقط امیدوارم تونسته باشه بخوابه

49:27.468 --> 49:29.512
‫خانم ون‌راین اصلاً نرفت بخوابه

49:29.512 --> 49:31.055
‫چیکار می‌تونیم بکنیم؟

49:31.055 --> 49:33.307
‫وظایف‌مون رو انجام بدیم

49:34.726 --> 49:36.602
‫جک؟

49:36.602 --> 49:38.396
‫- چی شده؟
‫- هیچی

49:38.396 --> 49:41.566
‫- بعداً بهتون میگم
‫- الان بگو

49:41.566 --> 49:43.151
‫یک نامه از دوست
‫ آقای بنیستر به دستم رسید

49:43.151 --> 49:44.318
‫آقای شوبرت

49:44.318 --> 49:45.570
‫خب؟

49:45.570 --> 49:47.864
‫من رو عضو کانون ساعت‌سازانشون کرده

49:47.864 --> 49:51.242
‫پس حالا اداره‌ی ثبت اختراع
‫درخواست من رو بررسی می‌کنه

49:51.242 --> 49:53.286
‫اوه، فوق العاده‌ست!

49:53.286 --> 49:54.912
‫معنیش این نیست که قراره قبولش کنن

49:54.912 --> 49:56.622
‫درهرحال خبر خوبیه

49:56.622 --> 49:58.875
‫آفرین، جک

50:08.342 --> 50:10.011
‫اسکار

50:10.011 --> 50:11.679
‫چند وقته اینجا نشستی؟

50:11.679 --> 50:13.097
‫تازه رسیدم

50:13.097 --> 50:15.808
‫دیروز خبرت کردم بیای
‫و نیاز داشتیم اینجا باشی

50:15.808 --> 50:17.477
‫چی می‌تونم بگم؟

50:17.477 --> 50:20.104
‫معذرت می‌خوام

50:20.104 --> 50:22.231
‫ظاهرت افتضاحه

50:22.231 --> 50:24.025
‫جان آدامز هم همینو گفت

50:24.025 --> 50:27.361
‫و بوی ویسکی دیروز رو میدی

50:28.905 --> 50:31.105
‫چی شده؟

50:32.116 --> 50:34.202
‫اتفاق وحشتناکی افتاده

50:34.202 --> 50:35.995
‫آره، شوهرخاله لوکت مرده

50:35.995 --> 50:37.371
‫همین اتفاق برای یک روز کافیه

50:37.371 --> 50:39.499
‫نه، متاسفانه این یکی گندکاری خودمه

50:39.499 --> 50:41.699
‫من...

50:43.711 --> 50:45.213
‫من اشتباهی ناجوری کردم

50:45.213 --> 50:48.049
‫خب، حالا که اومدی
‫گرچه دیگه برای کمک کردن دیره

50:48.049 --> 50:50.343
‫اشتباهم شامل توام میشه، مادر

50:50.343 --> 50:51.344
‫من؟

50:51.344 --> 50:53.054
‫جایی سرمایه‌گذاری کردم

50:53.054 --> 50:55.556
‫و در کوتاه مدت
‫سود زیادی داشت

50:55.556 --> 50:59.727
‫برای همین وقتی فرصت پیش اومد
‫که بیشتر سرمایه‌گذاری کنم، کردم

50:59.727 --> 51:01.396
‫میزان خیلی بیشتری

51:01.396 --> 51:04.649
‫یعنی پول ون‌راین رو سرمایه‌گذاری کردی؟

51:05.858 --> 51:08.058
‫خب، چقدرش؟

51:08.736 --> 51:12.615
‫چقدر از پولم رو سرمایه‌گذاری کردی، اسکار؟

51:12.615 --> 51:15.576
‫تازه فهمیدم که شرکت وجود خارجی نداره

51:17.078 --> 51:18.454
‫هیچیش وجود خارجی نداره

51:18.454 --> 51:20.039
‫کستربریج پسیفیک، ماد بیتون

51:20.039 --> 51:21.416
‫زنی که منو به اونجا کشوند...

51:21.416 --> 51:23.835
‫متوجه نمیشم
‫اون دوست آرورا هم هست

51:23.835 --> 51:27.296
‫اون دوست همه بود
‫ولی هیچکس واقعاً نمی‌شناختش

51:27.296 --> 51:30.466
‫به همه‌مون دروغ گفت

51:30.466 --> 51:33.261
‫و حالا پولمون رو برده

51:33.261 --> 51:35.763
‫خب، باید پسش بگیری

51:35.763 --> 51:37.098
‫برو پولمون رو پس بگیر!

51:37.098 --> 51:38.891
‫نمی‌تونم!

51:38.891 --> 51:40.184
‫کاریش نمیشه کرد

51:40.184 --> 51:43.771
‫پولمون رفته
‫و ماد هم رفته

51:43.771 --> 51:47.442
‫چقدر پول از دست دادی؟

51:47.442 --> 51:50.570
‫تقریباً همه‌شو

51:58.594 --> 52:03.594
‫تـرجـمـه و تـنـظـیـم : حـسـیـن اسـمـاعـیـلـی

52:03.618 --> 52:08.618
<b>«ارائه‌ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus
