WEBVTT

00:00.180 --> 00:08.180
<b>«ارائه‌ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus

01:34.408 --> 01:40.433
‫تـرجـمـه و تـنـظـیـم : حـسـیـن اسـمـاعـیـلـی

01:40.433 --> 01:41.843
‫هشت، هشت، هشت

01:41.843 --> 01:43.311
‫هشت، هشت، هشت

01:43.311 --> 01:44.657
‫هشت، هشت، هشت

01:44.657 --> 01:46.064
‫هشت، هشت، هشت

01:46.064 --> 01:47.607
‫تمام شب وقتتون رو نمی‌گیرم!

01:47.607 --> 01:50.193
‫همینجوریشم وقت خالی چندانی ندارین!

01:50.193 --> 01:52.529
‫دقیقاً. هشت، هشت، هشت!

01:52.529 --> 01:55.615
‫هشت ساعت کار
‫هشت ساعت استراحت

01:55.615 --> 01:56.741
‫و هشت ساعت...

01:56.741 --> 01:58.702
‫برای هرکاری دلت می‌خواد!

01:58.702 --> 02:02.455
‫اونا قطعاً آماده‌ن
‫با گشتی‌ها و اسلحه‌هاشون

02:02.455 --> 02:04.374
‫ما هم با خودمون سلاح می‌بریم!

02:04.374 --> 02:08.086
‫- آره!
‫- هیچ کارگر خائنی کارمون رو نمی‌گیره!

02:08.086 --> 02:10.088
‫اعتصاب، اعتصاب، اعتصاب

02:10.088 --> 02:12.332
‫اعتصاب، اعتصاب، اعتصاب، اعتصاب

02:12.332 --> 02:14.592
‫اعتصاب، اعتصاب، اعتصاب، اعتصاب

02:14.592 --> 02:16.219
‫اعتصاب، اعتصاب...

02:16.219 --> 02:17.595
‫حالا که وینترتون‌ها بهمون ملحق میشن...

02:17.595 --> 02:19.389
‫و تعداد زیادی از دوستان‌شون رو میارن

02:19.389 --> 02:21.307
‫از همیشه مطمئن‌ترم

02:21.307 --> 02:24.185
‫که اپرای متروپولیتن جدیدمون
‫بسیار موفق میشه

02:24.185 --> 02:25.770
‫واقعاً خبر خوبیه

02:25.770 --> 02:27.439
‫میشه بپرسم
‫قصد دارین کدوم دوستان‌تون رو

02:27.439 --> 02:28.773
‫بیارید سمت ما؟

02:28.773 --> 02:30.567
‫کسایی که می‌خواین
‫ولی نمی‌تونستین راضی کنین

02:30.567 --> 02:33.903
‫ویلسون‌ها، مارشال‌ها
‫وب‌ها، و بسیاری دیگه

02:33.903 --> 02:35.113
‫خدای من

02:35.113 --> 02:37.115
‫آقای وینترتون می‌تونه
‫خیلی متقاعد کننده باشه

02:37.115 --> 02:40.076
‫ولی یک مشکل جزئی وجود داره

02:40.076 --> 02:42.120
‫انتظارشو داشتم

02:42.120 --> 02:44.914
‫وینترتون‌ها با این‌کار
‫ لطف خیلی بزرگی بهمون کردن

02:44.914 --> 02:45.957
‫بله

02:45.957 --> 02:49.753
‫و جایگاه مرکزی در ردیف اول رو می‌خوان

02:52.047 --> 02:53.298
‫منظورت جایگاه منه؟

02:53.298 --> 02:55.383
‫پس قراره کجا بشینیم
‫وقتی دوستان‌مون رو راضی کردیم

02:55.383 --> 02:57.260
‫از آکادمی خارج بشن؟

02:57.260 --> 03:00.472
‫انتظار دارن توی جایگاه مرکزی باشیم

03:00.472 --> 03:03.391
‫ما همه‌مون می‌خوایم
‫متروپولیتن موفق بشه

03:03.391 --> 03:04.768
‫مطمئناً در این مورد با هم موافقیم

03:04.768 --> 03:07.187
‫و حالا هم موفق میشه
‫به لطف ما

03:11.816 --> 03:14.819
‫این باید برای یک هفته کافی باشه

03:18.823 --> 03:21.023
‫اینجا رو امضا کنین

03:35.840 --> 03:38.343
‫جناب؟

03:38.343 --> 03:40.428
‫آقای چورچ. مست بوده؟

03:40.428 --> 03:43.348
‫نمی‌دونم آقای راسل خبر داره که سرخدمتکارش

03:43.348 --> 03:45.350
‫میره بیرون و مست می‌کنه یا نه

03:45.350 --> 03:47.102
‫به ما ارتباطی نداره

03:47.102 --> 03:48.603
‫مخالفم

03:48.603 --> 03:51.731
‫و فکر نکنم بتونم بیخیالش بشم

03:51.731 --> 03:53.858
‫بازم به‌خاطر اون نامه‌ی مسخره‌ست؟

03:53.858 --> 03:56.695
‫- بهت که گفت متاسفه
‫- می‌تونه هرچی می‌خواد بگه

03:56.695 --> 03:57.737
‫ولی درهرحال نامه رو نوشت

03:57.737 --> 04:01.366
‫پس، فرصت گیرت اومده انتقام بگیری؟

04:01.366 --> 04:03.868
‫مگه دنبال انتقامم؟

04:03.868 --> 04:06.287
‫یا دنبال عدالت؟

04:06.287 --> 04:08.487
‫مسئله این است

04:17.757 --> 04:20.218
‫جناب ون‌راین، ممنون که تشریف آوردی

04:20.218 --> 04:22.429
‫چک‌تون اینجا همراهمه

04:22.429 --> 04:24.889
‫نوشته‌ت غافلگیرم کرد

04:24.889 --> 04:27.684
‫مطمئن نیستم متوجه منظورت شده باشم

04:27.684 --> 04:30.228
‫همونطور که گفتم
‫سرمایه‌گذاران اصلی می‌خوان

04:30.228 --> 04:32.097
‫تعداد سرمایه‌گذارها در این شراکت

04:32.097 --> 04:33.440
‫ تا جای ممکن کم باشه

04:33.440 --> 04:36.526
‫تونستم شما رو شریک کنم
‫ولی حالا اصرار دارن

04:36.526 --> 04:39.070
‫که تعدادمون رو کاهش بدیم
‫برای همین می‌خوان با قیمت عالی

04:39.070 --> 04:42.198
‫سهام سهام‌داران خُرد رو بخرن

04:42.198 --> 04:43.807
‫به‌نظرم وقتی ببینیش متوجه میشی

04:43.831 --> 04:45.702
‫که در زمان کوتاه سود خوبی نصیبت شده

04:52.375 --> 04:54.210
‫چه سود خارق العاده‌ای

04:54.210 --> 04:56.588
‫اگر شما راضی هستی منم راضیم

04:58.381 --> 05:00.675
‫ولی گیریم که نخوام
‫این چک رو قبول کنم

05:00.675 --> 05:03.035
‫چقدر سرمایه باید بذارم وسط
‫که جای سهام‌دار خُرد

05:03.035 --> 05:04.596
‫یکی از سهام‌داران عمده بشم؟

05:04.596 --> 05:07.515
‫نمی‌دونم، آقای ون‌راین
‫پول خیلی زیادیه

05:07.515 --> 05:09.601
‫توصیه‌م اینه که
‫این چک رو نقد کنین

05:09.601 --> 05:11.561
‫و از سودی که به‌دست آوردین لذت ببرین

05:11.561 --> 05:14.064
‫ولی اگر نقدش نکنم و 2 روز دیگه

05:14.064 --> 05:16.983
‫با یه عالمه پول برگردم چی؟

05:16.983 --> 05:20.445
‫آقای ون‌راین، میشه بپرسم

05:20.445 --> 05:23.531
‫خانم بیتون از این قضایا باخبره؟

05:23.531 --> 05:25.867
‫نه، اگر بفهمه فقط سعی می‌کنه منصرفم کنه

05:25.867 --> 05:28.203
‫ولی لطفاً، نگران اینش نباش

05:28.203 --> 05:32.090
‫به‌وقتش بهش میگم
‫تا با همدیگه جشن بگیریم

05:39.964 --> 05:42.592
‫- وقت شامه؟
‫- هنوز خیر، خانم

05:42.592 --> 05:44.969
‫باید این‌ها رو زودتر میاوردم خدمتتون
‫ولی فراموش کردم

05:44.969 --> 05:47.430
‫نامه‌ی بعدازظهره
‫وقتی بیرون بودین رسیدن

05:47.430 --> 05:50.433
‫- معذرت می‌خوام
‫- مشکلی نیست

05:52.143 --> 05:54.187
‫از طرف کی بود؟

05:54.187 --> 05:55.814
‫عمه ایدات

05:55.814 --> 05:59.109
‫قطعاً می‌خواد در مورد
‫شادی غیرقابل وصفش وراجی کنه

05:59.109 --> 06:01.361
‫ولی ای‌کاش براش غیرقابل وصف بود

06:01.361 --> 06:04.155
‫به‌نظرم واقعاً شاده

06:04.155 --> 06:05.907
‫اوه، این از طرف "دشل"ـه

06:05.907 --> 06:08.660
‫قراره یک مهمونی
‫برای حمایت از باغ گیاه‌شناسی بگیره

06:08.660 --> 06:09.994
‫چه کار خوبی

06:09.994 --> 06:11.955
‫خانواده‌ش سال‌هاست
‫که از حامیان باغ بودن

06:11.955 --> 06:14.582
‫ولی مهم‌تر از همه
‫می‌خواد تو یکی از مهمان‌ها باشی

06:14.582 --> 06:16.251
‫پس چرا برای خودم ننوشت؟

06:16.251 --> 06:18.336
‫خب، منم دعوتم

06:18.336 --> 06:21.006
‫ولی مشخصه که خیلی به دلش نشستی

06:21.006 --> 06:24.259
‫می‌دونم که از نظرت
‫دشل خیلی مناسب منه

06:24.259 --> 06:26.636
‫اونقدرهام در موردم بد قضاوت نکن، ماریان

06:26.636 --> 06:28.471
‫به‌خاطر اصیل‌زاده بودن

06:28.471 --> 06:30.890
‫و پول‌دار بودنش فکر نمی‌کنم مناسب توئه

06:30.890 --> 06:33.935
‫بلکه علاوه بر اون خصوصیات باارزش

06:33.935 --> 06:38.106
‫باهوش و خیلی مهربون هم هست

06:38.106 --> 06:39.733
‫حتی خوشتیپ هم هست

06:39.733 --> 06:41.651
‫یه دختر بیشتر از این چی می‌خواد؟

06:41.651 --> 06:43.695
‫منظورم اینه که
‫باید بهش فکر کنی

06:43.695 --> 06:45.697
‫عمه ایدا هم
‫ یک همچین چیزی بهم گفت

06:45.697 --> 06:46.906
‫واقعاً؟

06:46.906 --> 06:50.201
‫معمولاً چندان اهل واقع‌بینی نیست

06:50.201 --> 06:51.619
‫مهمونی دشل چه روزیه؟

06:51.619 --> 06:55.540
‫بعدازظهر بیست و یکم

06:55.540 --> 06:57.000
‫چی شده؟

06:57.000 --> 06:59.044
‫همون بعدازظهریه که گفتم

06:59.044 --> 07:00.378
‫قراره توی کلاس جین آدامز درس بدم

07:00.378 --> 07:02.922
‫اوه، جدی که نمیگی

07:02.922 --> 07:05.508
‫حاضری مهمونی رو از دست بدی
‫تا بری به یک مشت مستمند درس بدی؟

07:05.508 --> 07:07.594
‫اصلاً نقاشی چه کمکی بهشون می‌کنه؟

07:07.594 --> 07:09.846
‫قراره بعدش چی یاد بگیرن؟ مطلاکاری؟

07:09.846 --> 07:12.724
‫توری سازی؟
‫روش غواصی برای پیدا کردن مروارید؟

07:12.724 --> 07:14.559
‫قراره خوندن و نوشتن بهشون یاد بدم

07:14.559 --> 07:16.102
‫خب چرا روز بعدش بهشون درس نمیدی؟

07:16.102 --> 07:19.230
‫تضمین می‌کنم توی بیست و دوم هم
‫همونقدر فقیر و مستمند هستن

07:19.230 --> 07:21.649
‫عمه ایدا چی میگه؟

07:21.649 --> 07:23.234
‫مگه همیشه چی میگه؟

07:23.234 --> 07:25.487
‫حالش معرکه‌ست، شوهرش معرکه‌ست

07:25.487 --> 07:28.239
‫حتی آبشار نیاگارا هم معرکه‌ست

07:28.239 --> 07:31.117
‫ظاهراً چندان صفات دیگه‌ای بلد نیست

07:31.117 --> 07:32.577
‫بذار خوش بگذرونه

07:32.577 --> 07:33.953
‫و وقتی برگشتن نیویورک

07:33.953 --> 07:37.957
‫لطفاً باهاشون مهربون باش
‫به‌خاطر همه‌مون

07:37.957 --> 07:39.876
‫وقتی از معصومیتش سوءاستفاده کرده

07:39.876 --> 07:41.670
‫مهربون بودن سخته

07:41.670 --> 07:44.756
‫به‌نظرم در آخر نتیجه‌ی خوبی داشته باشه

07:44.756 --> 07:47.258
‫انقلاب آمریکا هم نتیجه‌ی خوبی داشت

07:47.258 --> 07:50.136
‫ولی درهرحال تحمل کردنش سخت بود

07:52.681 --> 07:54.641
‫حتی نمی‌تونم تصور کنم
‫چه خطری تهدیدت می‌کرده

07:54.641 --> 07:55.933
‫ممکن بود بکشنت

07:55.933 --> 07:58.853
‫به‌نظرم هدفشون همین بود

07:58.853 --> 08:01.189
‫واکنش آقای فورچن چی بود؟

08:01.189 --> 08:02.816
‫شجاعانه بود

08:02.816 --> 08:06.069
‫از من که شجاع‌تر بود
‫جلوشون دراومد

08:06.069 --> 08:08.279
‫به‌خاطر همونم توی دردسر افتادیم

08:08.279 --> 08:11.116
‫عجب اوضاعی بوده
‫تمام شب توی اصطبل از ترس می‌لرزیدین

08:11.116 --> 08:14.953
‫و به صدای رفت و آمد
‫کسایی که دنبالتون می‌گشتن گوش می‌کردین

08:14.953 --> 08:17.288
‫گمونم باعث شد
‫به هم نزدیک‌تر بشین

08:19.290 --> 08:21.126
‫- منو بوسید
‫- چی؟

08:21.126 --> 08:24.796
‫- کی؟
‫- توی اصطبل

08:24.796 --> 08:26.798
‫نگران از دست دادن جونمون بودیم

08:26.798 --> 08:28.842
‫مخفی شده بودیم، به هم چسبیده بودیم

08:28.842 --> 08:30.802
‫- اون که متاهله
‫- می‌دونم!

08:30.802 --> 08:33.179
‫معلومه که می‌دونی. معذرت می‌خوام

08:33.179 --> 08:36.558
‫اشتباه و احمقانه بود

08:37.558 --> 08:41.354
‫ولی حقیقت اینه که
‫حالا یکی از دوستامه

08:41.354 --> 08:43.982
‫می‌تونم در مورد هرچیزی
‫باهاش صحبت کنم

08:43.982 --> 08:45.692
‫حتی در مورد پسرم

08:45.692 --> 08:49.487
‫من رو درک می‌کنه
‫و به چالش می‌کشه

08:49.487 --> 08:51.990
‫توی کارم ازم حمایت می‌کنه

08:53.324 --> 08:55.160
‫یعنی میگی عاشقشی؟

08:55.160 --> 08:57.495
‫- جانم؟
‫- به‌نظر که اینطور میاد

08:57.495 --> 09:00.206
‫و نمی‌خواد دلت بشکنه

09:00.206 --> 09:02.584
‫برای این حرفا خیلی دیره

09:02.584 --> 09:04.753
‫تنها چیزی که جفتمون ازش مطمئنیم

09:04.753 --> 09:07.505
‫اینه که قراره دلم بشکنه

09:35.200 --> 09:37.327
‫سر ساعت 6

09:37.327 --> 09:38.787
‫واقعاً فکر می‌کنم درستش کردم

09:38.787 --> 09:40.663
‫می‌دونستم اگر تسلیم نشی می‌تونی

09:40.663 --> 09:42.874
‫آره، آفرین جک

09:42.874 --> 09:46.252
‫- دستاورد خیلی مهمیه
‫- خیلی برات خوشحالم

09:46.252 --> 09:48.630
‫میشه لطفاً پله‌ها رو تمیز

09:48.630 --> 09:49.881
‫و فرش رو صاف و صوف کنید؟

09:49.881 --> 09:51.383
‫نزدیک بود موقع پایین اومدن بیفتم

09:51.383 --> 09:52.884
‫فعلاً بیخیال این حرفا

09:52.884 --> 09:54.928
‫می‌خوای بعدش چیکار کنی، جک؟

09:54.928 --> 09:56.888
‫از نظر شما باید چیکار کنه، آقای بنیستر؟

09:56.888 --> 09:59.599
‫خب، اگر جدی هستی
‫و ساعت واقعاً کار می‌کنه...

09:59.599 --> 10:01.393
‫کار می‌‌کنه، آقای بنیستر

10:01.393 --> 10:04.521
‫و چیز جدیدی اختراع کردی
‫که باعث میشه کار کنه

10:04.521 --> 10:06.064
‫اکثر وقتم صرف تعمیر کردنش شد

10:06.064 --> 10:08.608
‫ولی چرخ‌دنگ جدیدی اختراع کردم

10:08.608 --> 10:09.984
‫نمیشه چیزی مثلش رو خرید

10:09.984 --> 10:12.070
‫خب، نمی‌فهمم این که میگی یعنی چی

10:12.070 --> 10:13.738
‫ولی به‌نظرم باید
‫ درخواست ثبت اختراع بدی

10:13.738 --> 10:15.365
‫تا از اختراعت محافظت کنی

10:15.365 --> 10:16.658
‫می‌تونم همچین کاری بکنم؟

10:16.658 --> 10:17.909
‫باید بری واشینگتن

10:17.909 --> 10:19.661
‫یا همین‌جا به یکی از دفاتر دولتی نیویورک

10:19.661 --> 10:21.287
‫باید بررسی کنن
‫و ببینن کس دیگه‌ای

10:21.287 --> 10:22.497
‫مثلش رو اختراع نکرده باشه

10:22.497 --> 10:23.748
‫آره

10:23.748 --> 10:26.793
‫بعد بهت میگن
‫درخواستت قبول شده یا نه

10:26.793 --> 10:28.211
‫ولی هزینه‌ش چقدر میشه؟

10:28.211 --> 10:31.715
‫اوه، اینو می‌دونم
‫چون یک دوستی داشتم

10:31.715 --> 10:33.842
‫که درخواست ثبت اختراع داد و بهش ندادن

10:33.842 --> 10:36.219
‫وقتی درخواست میدی
‫هزینه‌ش 15 دلاره...

10:37.095 --> 10:40.515
‫و اگر قبول کردن
‫بیست دلار دیگه می‌گیرن

10:40.515 --> 10:42.100
‫مجبورم صبر کنم و پول جمع کنم

10:42.100 --> 10:43.476
‫نمی‌تونی صبر کنی

10:43.476 --> 10:45.145
‫ممکنه کس دیگه‌ای
‫زودتر از تو ثبتش کنه

10:45.145 --> 10:47.480
‫من 2 دلار دارم. بهت میدم

10:47.480 --> 10:49.607
‫اوه، نه، نمی‌تونم قبول کنم

10:49.607 --> 10:51.109
‫منم 4 دلار بهت میدم

10:51.109 --> 10:53.653
‫- و منم 4 دلار دارم
‫- منم می‌تونم 1 دلار بهت بدم

10:53.653 --> 10:55.030
‫خانم ماریان هم یکم پول میده

10:55.030 --> 10:56.823
‫- آره
‫- می‌تونی پولی که نیاز داری رو جمع کنی

10:56.823 --> 10:58.616
‫من که چیزی بهت نمیدم

10:58.616 --> 11:01.703
‫بیشتر از اون تلاش می‌کنم
‫که سر این چرندیات حرومش کنم

11:01.703 --> 11:05.540
‫می‌تونی پنج‌شنبه بری
‫به خانم ون‌راین میگم

11:05.540 --> 11:08.960
‫اگر پول رو بدی
‫و درخواست رو رد کردن چی؟

11:08.960 --> 11:11.254
‫پول رو پس می‌گیری؟

11:11.254 --> 11:12.422
‫نمی‌دونم

11:12.422 --> 11:15.383
‫بذار خودمون نگران این چیزا باشیم

11:15.383 --> 11:17.177
‫ممنونم

11:17.177 --> 11:20.847
‫از همه‌تون ممنونم
‫هرگز فراموشش نمی‌کنم، هرگز

11:20.847 --> 11:23.641
‫برو و سربلندمون کن

11:26.603 --> 11:28.146
‫کسی روت دست بلند کرد؟

11:28.146 --> 11:30.190
‫نه، چون پیدامون نکردن

11:30.190 --> 11:32.150
‫ای‌کاش قبل از رفتن
‫با من در مورد جنوب

11:32.150 --> 11:32.984
‫حرف می‌زدی

11:32.984 --> 11:34.611
‫مادر سعی کرد بهم هشدار بده

11:34.611 --> 11:37.697
‫مطمئن نیستم اون‌موقع حرفشو کاملاً
‫باور کرده باشم، ولی الان باور می‌کنم

11:37.697 --> 11:40.033
‫فقط خوشحالم که خدا ازت محافظت کرد

11:40.033 --> 11:41.618
‫می‌خواستم از خودم بشنوین

11:41.618 --> 11:43.078
‫چون مقاله‌ی سفر ما

11:43.078 --> 11:44.287
‫قراره توی "گلوب" چاپ بشه

11:44.287 --> 11:47.040
‫فکر کردم رفته بودی
‫که در مورد دانشگاه بنویسی؟

11:47.040 --> 11:49.584
‫اینو نوشتیم، ولی مجبور بودیم

11:49.584 --> 11:50.835
‫چیزهایی که دیدیم رو هم بنویسیم

11:50.835 --> 11:52.796
‫نمی‌خوام هیچ داستان دیگه‌ای بنویسی

11:52.796 --> 11:54.255
‫که جونت رو به خطر بندازه

11:54.255 --> 11:55.715
‫از کجا می‌دونستم
‫چه اتفاقی ممکنه بیفته؟

11:55.715 --> 11:56.800
‫من می‌دونستم

11:56.800 --> 11:59.177
‫آلاباما همیشه همینطوره

11:59.177 --> 12:01.388
‫یک زن نباید شغلی داشته باشه
‫که ممکنه به کشتنش بده

12:01.388 --> 12:03.890
‫یعنی ترجیح میدی
‫توی داروخانه‌ت بشینم

12:03.890 --> 12:05.892
‫و از قابلیت‌هام برای بهتر کردن دنیا

12:05.892 --> 12:07.394
‫هیچ استفاده‌ای نکنم؟

12:07.394 --> 12:10.271
‫- منظورم این نیست
‫- فقط می‌خوایم در امان باشی

12:10.271 --> 12:12.565
‫خب، نمی‌تونین همیشه
‫از بچه‌هاتون محافظت کنین

12:12.565 --> 12:14.765
‫خودت اینو خوب می‌دونی

12:17.112 --> 12:19.698
‫فقط می‌خواستم در مورد مقاله
‫بهتون هشدار بدم

12:19.698 --> 12:21.825
‫نه اینکه دعوا راه بندازم

12:21.825 --> 12:25.328
‫خوشحالم که داری
‫داستان‌شون رو بازگو می‌کنی

12:25.328 --> 12:28.790
‫آموزش و تعلیم
‫راه پیشرفت مردم ماست

12:28.790 --> 12:31.543
‫و دارن هرکاری می‌تونن می‌کنن
‫که جلومون رو بگیرن

12:31.543 --> 12:33.044
‫حتی اینجا توی نیویورک

12:33.044 --> 12:35.296
‫- باید در مورد این بنویسی
‫- در مورد چی؟

12:35.296 --> 12:37.465
‫هیئت آموزش و پرورش داره سعی می‌کنه
‫مدارس رنگین‌پوست‌ها رو

12:37.465 --> 12:40.218
‫ تعطیل کنه، از جمله مدرسه‌ی خانم سارا گارنت

12:40.218 --> 12:41.970
‫- همون جایی که پیانو می‌زنی؟
‫- آره

12:41.970 --> 12:44.305
‫و مهم‌تر از همه، جایی که سارا مدیره

12:44.305 --> 12:47.892
‫اگر موفق بشن
‫دانش آموزها نمی‌تونن برن مدرسه

12:47.892 --> 12:50.729
‫و سارا و بقیه‌ی معلم‌ها هم
‫از کار بیکار میشن

12:50.729 --> 12:51.980
‫خب، اینکه شرم‌آوره

12:51.980 --> 12:53.565
‫چه دلیلی برای تعطیلی مدارس آوردن؟

12:53.565 --> 12:55.233
‫جوری میگی انگار دلیل لازم دارن

12:55.233 --> 12:57.861
‫ولی میگن
‫معلم‌های رنگین‌پوست به‌درد نمی‌خورن

12:57.861 --> 13:00.071
‫چه دروغ‌هایی که به خودشون نمیگن

13:00.071 --> 13:01.573
‫باید جلوشون گرفته بشه

13:01.573 --> 13:03.491
‫خب، اگر می‌خوای کمک کنی

13:03.491 --> 13:06.411
‫داشتم برای یک جلسه
‫می‌رفتم مغازه‌ی سارا

13:06.411 --> 13:07.746
‫منم همراهت میام

13:07.746 --> 13:09.946
‫خیلی‌خب
‫میرم وسایلم رو بردارم

13:11.666 --> 13:13.543
‫کی برمی‌گردی خونه؟

13:13.543 --> 13:15.743
‫نمی‌دونم

13:20.550 --> 13:22.750
‫عزیزم

13:26.890 --> 13:31.436
‫می‌دونم مسخره‌ست
‫ولی خیلی اضطراب دارم

13:31.436 --> 13:33.063
‫نیازی نیست داشته باشی

13:33.063 --> 13:34.856
‫تو یک زن متاهل مستقل هستی

13:34.856 --> 13:38.193
‫که کاملاً هم‌رده‌ی خانم "ون‌راین"ـه

13:38.193 --> 13:40.153
‫البته

13:40.153 --> 13:43.406
‫ولی مطمئن نیستم اگنس
‫همچین نظری داشته باشه

13:49.788 --> 13:52.624
‫آبشار نیاگارا واقعاً معرکه‌ بود

13:52.624 --> 13:54.793
‫خیلی از عکس‌هاش تحسین ‌برانگیزتر بود

13:54.793 --> 13:57.879
‫آره، توی نامه‌هات گفته بودی

13:57.879 --> 14:00.090
‫توی خانه‌ی کشیش ساکن شدیم

14:00.090 --> 14:03.176
‫و به‌نظر میاد پامکین از اونجا راضیه

14:03.176 --> 14:05.679
‫ساکن شدین؟

14:05.679 --> 14:08.431
‫کی رسیدی خونه؟

14:08.431 --> 14:10.100
‫دوشنبه صبح

14:10.100 --> 14:12.852
‫ولی می‌خواستم قبل از اینکه بیایم دیدنت
‫چمدون‌هام رو باز کنم

14:12.852 --> 14:14.437
‫و اوضاع رو به حالت عادی برگردونم

14:14.437 --> 14:16.637
‫که اینطور

14:18.233 --> 14:19.943
‫بازم برات قهوه بیارم؟

14:19.943 --> 14:20.985
‫اوه، بله، ممنون...

14:20.985 --> 14:22.946
‫چیزی شده؟

14:22.946 --> 14:25.240
‫متاسفانه کمرم درد می‌کنه

14:25.240 --> 14:26.991
‫مثل خیلی از اعضای کلیسام

14:26.991 --> 14:28.952
‫متاسفانه به‌خاطر من بدتر شد

14:28.952 --> 14:31.496
‫برای رد شدن از در
‫لوک بغلم کرده بود

14:31.496 --> 14:33.123
‫امیدوارم شب بوده باشه

14:33.123 --> 14:36.793
‫حالتی نیست
‫که مناسب دید مردم باشه

14:36.793 --> 14:39.129
‫ازت می‌خوام بری دکتر

14:39.129 --> 14:40.880
‫ولی کاریش نمیشه کرد

14:40.880 --> 14:43.133
‫اوه، حتماً یک کاری میشه کرد
‫بشین

14:43.133 --> 14:45.176
‫جان رو خبر می‌کنم

14:45.176 --> 14:48.064
‫و ازش می‌خوام دکتر لوئیس رو خبر کنه

14:48.088 --> 14:49.848
‫که بیاد معاینه‌ت کنه

14:49.848 --> 14:53.226
‫گمونم ماریان سر کلاسه
‫وگرنه الان کنارمون بود

14:53.226 --> 14:55.687
‫این تدریس مزخرف شده تمام زندگیش

14:55.687 --> 14:57.355
‫مزخرف نیست، اگنس

14:57.355 --> 14:59.566
‫به یک نیکوکار قول داده

14:59.566 --> 15:03.111
‫که به یک مشت گدا
‫خوندن و نوشتن یاد میده

15:03.111 --> 15:04.863
‫اونم توی شب مهمونی دشل

15:04.863 --> 15:06.489
‫که باید بابتش تحسینش کنیم

15:06.489 --> 15:08.783
‫اوه، نباید به‌خاطر اونا
‫مهمونی دشل رو از دست بده

15:08.783 --> 15:10.035
‫چه فکری با خودش می‌کنه؟

15:10.035 --> 15:12.245
‫که به‌خاطر مشغله‌هاشون نمی‌تونن

15:12.245 --> 15:13.538
‫تاریخ کلاس رو عوض کنن؟

15:13.538 --> 15:16.082
‫تعهدش به کمک به فقرا رو جدی می‌گیره

15:16.082 --> 15:17.459
‫عیسی مسیح به...

15:17.459 --> 15:19.711
‫حتی عیسی مسیح هم درک می‌کنه

15:19.711 --> 15:21.588
‫که نمی‌تونه به‌خاطر یک مشت ولگرد

15:21.588 --> 15:23.757
‫دعوت یک خواستگار احتمالی رو رد کنه

15:23.757 --> 15:25.957
‫بعید می‌دونم درک کنه

15:27.844 --> 15:30.347
‫لطف کردی آوردیش خونه

15:30.347 --> 15:32.682
‫می‌خواستم فقط سوار کالسکه‌ش کنی و بفرستیش

15:32.682 --> 15:34.726
‫از قدم زدن خوشم میاد

15:34.726 --> 15:36.227
‫کالسکه هنوز تعمیر نشده؟

15:36.227 --> 15:38.730
‫تا فردا تعمیر میشه

15:41.066 --> 15:42.776
‫این همسرتونه؟

15:42.776 --> 15:46.279
‫آره، این "هریت"ـه

15:46.279 --> 15:50.241
‫خیلی خوبه که عکسشو گذاشتین اینجا
‫که همیشه یادش بیفتین

15:50.241 --> 15:53.953
‫خب، من نیازی به یادآوری ندارم

15:53.953 --> 15:56.998
‫نقاشی‌های ما رو هم
‫توی باغ گیاه‌شناسی می‌ذارن؟

15:56.998 --> 16:00.710
‫نه، فقط یک لوح می‌ذارن
‫که اسممون روشه

16:00.710 --> 16:02.337
‫و همچنین اسم والدینم

16:02.337 --> 16:03.546
‫چه خوب

16:03.546 --> 16:06.216
‫خانواده‌م از ساخت سولاریوم جدید
‫حمایت مالی کردن

16:06.216 --> 16:07.842
‫شرمنده که نمی‌تونم بیام

16:07.842 --> 16:09.552
‫چی؟

16:09.552 --> 16:12.222
‫این حرفو نزن. چرا؟

16:12.222 --> 16:15.225
‫قراره یک کلاس بعدازظهر بگیرم
‫تا مهارت‌های پایه‌ای

16:15.225 --> 16:17.268
‫برای کار پیدا کردن رو آموزش بدم

16:17.268 --> 16:19.729
‫خوندن، نوشتن، می‌دونی
‫از این چیزها

16:19.729 --> 16:21.272
‫برای افراد فقیره؟

16:21.272 --> 16:23.066
‫آره، و همون تاریخه

16:23.066 --> 16:24.943
‫نمی‌تونی عوضش کنی؟

16:24.943 --> 16:27.112
‫لطفاً

16:27.112 --> 16:29.280
بدون تو اونجوری که می‌خوام نمیشه

16:29.280 --> 16:31.366
‫متاسفانه نمیشه

16:31.366 --> 16:34.202
‫مدرسه ازم خواست
‫کلاس رو تدریس کنم، منم قبول کردم

16:34.202 --> 16:36.079
‫ولی مجبور نیستی
‫هرکاری بهت میگن بکنی

16:36.079 --> 16:38.707
‫معلم واقعی که نیستی

16:40.165 --> 16:42.210
‫ای‌کاش تجدیدنظر می‌کردی

16:42.210 --> 16:45.338
‫فکر نکنم فقرا ناراحت بشن

16:55.640 --> 16:59.019
‫خلاصه، باید با همدیگه همکاری کنیم

16:59.019 --> 17:00.520
‫لطفاً با امضا کردن طومار

17:00.520 --> 17:01.872
‫برای متوقف کردن هیئت

17:01.896 --> 17:04.482
‫حمایتتون رو نشون داده و به ما ملحق بشید

17:04.482 --> 17:06.682
‫ممنونم

17:13.157 --> 17:15.160
‫ببین کیو آوردم

17:15.160 --> 17:17.369
‫خوشحالم چشمم دوباره به جمالت روشن شد

17:17.369 --> 17:19.289
‫خیلی خوشحالم دوباره می‌بینمت

17:19.289 --> 17:21.665
‫ولی متاسفم که تحت این شرایطه

17:21.665 --> 17:23.126
‫منم همینطور

17:23.126 --> 17:25.670
‫اگر سفت و سخت بمونیم
‫نمی‌تونن پیروز بشن

17:25.670 --> 17:27.172
‫مسیر دشواری در پیش داریم

17:27.172 --> 17:29.674
‫بعضی از معلم‌ها همین الانشم
‫دارن دنبال کار جدید می‌گردن

17:29.674 --> 17:31.869
‫مغازه‌ی خیاطی رو دارم
‫ولی درآمدش اونقدر نیست

17:31.869 --> 17:34.054
‫که در صورت تعطیلی مدرسه
‫بتونم خرجمو دربیارم

17:34.054 --> 17:36.306
‫گذاشتن این جلسه
‫قدم اول خوبیه

17:36.306 --> 17:37.766
‫ولی کافی نیست

17:37.766 --> 17:39.527
‫می‌دونی، پگی یک مقاله‌ی خیلی مهم

17:39.551 --> 17:41.311
‫در مورد مدرسه‌ی بوکر تی. واشینگتن

17:41.311 --> 17:43.271
‫ توی تاسکیگی نوشته

17:43.271 --> 17:44.814
‫که قراره توی گلوب چاپ بشه

17:44.814 --> 17:46.066
‫مادر

17:46.066 --> 17:47.817
‫داشتم فکر می‌کردم

17:47.817 --> 17:50.695
‫که این می‌تونه
‫موضوع مقاله‌ی بعدیت باشه

17:50.695 --> 17:53.531
‫اول از همه، در مورد تحصیلات در جنوب نوشته

17:53.531 --> 17:56.493
‫ولی ما هم اینجا در شمال
‫با چالش‌های خودمون روبه‌رو هستیم

17:56.493 --> 17:59.067
‫این دقیقاً همون چیزیه که نیاز داریم

17:59.091 --> 18:00.372
‫اطلاع دادن به مردم

18:00.372 --> 18:02.957
‫بعضی‌ها حتی نمی‌دونن
‫این اتفاق داره میفته

18:02.957 --> 18:05.210
‫نیاز داریم والدین
‫و کسب‌و‌کارهای رنگین‌پوست

18:05.210 --> 18:08.213
‫و رسانه، بصورت متحد
‫با این قضیه مقابله کنن

18:08.213 --> 18:09.714
‫نظرت چیه؟

18:09.714 --> 18:11.716
‫به‌نظر از اون مسائلی میاد که سردبیرم

18:11.716 --> 18:13.385
‫بهش علاقه‌منده

18:13.385 --> 18:16.721
‫ولی اول باید با خودش صحبت کنم

18:16.721 --> 18:19.808
‫هرکاری از دستت بربیاد، پگی
‫خیلی ازت ممنون میشیم

18:19.808 --> 18:22.102
‫خب، به‌نظر من که سردبیرت
‫به چاپ همچین خبری علاقه‌منده

18:22.102 --> 18:23.478
‫منم همینطور فکر می‌کنم

18:23.478 --> 18:25.188
‫خب میشه لطفاً منزفیلدها رو

18:25.188 --> 18:26.606
‫بذاری دهم؟

18:26.606 --> 18:28.733
‫و یک نامه‌ی تشکر برای فرماندار بفرست

18:28.733 --> 18:29.818
‫چشم

18:29.818 --> 18:31.945
‫باورت نمیشه چقدر خوشحالم که برگشتی

18:31.945 --> 18:33.738
‫خانم اسکات

18:33.738 --> 18:37.409
‫جان، قضیه‌ی این جریان ساعت

18:37.409 --> 18:40.578
‫که بنیستر بهم گفته چیه؟

18:40.578 --> 18:42.747
‫جان یک نوع ساعت شماطه‌دار جدید اختراع کرده

18:42.747 --> 18:46.459
‫- قراره درخواست ثبت اختراع بده
‫- چه هیجان انگیز

18:46.459 --> 18:50.255
‫همه‌مون به ساعت‌های شماطه‌دار
‫ اتکا می‌کنیم، و بیشترشون کار نمی‌کنن

18:50.255 --> 18:52.757
‫- من که به آرمسترانگ اتکا می‌کنم
‫- که همیشه ساعت می‌ذاره

18:52.757 --> 18:55.051
‫همه‌ی بچه‌های طبقه‌ی پایین
‫پول‌هامون رو برای جان روی هم گذاشتیم

18:55.051 --> 18:56.094
‫که بتونه هزینه‌ی درخواست رو بده

18:56.094 --> 18:59.139
‫خب، پس ما هم باید کمک کنیم

18:59.139 --> 19:00.932
‫فکر کنم به‌قدر کافی پول دارم

19:00.932 --> 19:03.184
‫هیچکس به‌قدر کافی پول نداره

19:03.184 --> 19:05.061
‫بیا 5 دلار

19:05.061 --> 19:07.272
‫منم 3 دلار بهت میدم

19:07.272 --> 19:09.149
‫ولی خانم آرمسترانگ ازم پرسید که اگر

19:09.149 --> 19:10.942
‫حق ثبت اختراع رو بهم ندادن
‫ پول رو پس میدم یا نه

19:10.942 --> 19:12.235
‫و فکر نکنم بتونم

19:12.235 --> 19:14.112
‫بیخیال آرمسترانگ

19:14.112 --> 19:17.282
‫من از ایده‌ی حمایت از یک مخترع خوشم میاد

19:17.282 --> 19:19.868
‫و حالا باید بریم بالا
‫و لباس‌مون رو عوض کنیم

19:23.705 --> 19:25.749
‫بعضیا گاهی اوقات
‫واقعاً آدم رو غافلگیر می‌کنن، مگه نه؟

19:25.749 --> 19:27.625
‫بهت باور دارن

19:27.625 --> 19:29.825
‫منم همینطور

19:36.301 --> 19:38.136
‫چرا اومدی نیویورک؟

19:38.136 --> 19:40.472
‫اینجا فرصت‌های بیشتری داشتم

19:40.472 --> 19:42.265
‫آیا در آرایش مو مهارت داری؟

19:42.265 --> 19:43.808
‫امروز موی خودمو درست کردم

19:43.808 --> 19:46.186
‫زن‌ها موهاشون رو برای آقایون آرایش می‌کنن

19:46.186 --> 19:48.772
‫قبول نداری، آقای چورچ؟

19:48.772 --> 19:51.900
‫و خانم "وگنر" حاضره
‫برات توصیه‌نامه بنویسه؟

19:51.900 --> 19:53.318
‫نه، خانم وگنر که نه

19:53.318 --> 19:54.736
‫ایشون مرده

19:54.736 --> 19:57.947
‫آدم اگر فقط کار کنه
‫خسته‌کننده میشه

19:57.947 --> 20:00.325
‫و دیگه حالم از لندن بهم می‌خورد

20:00.325 --> 20:02.327
‫قبول نداری، آقای چورچ؟

20:02.327 --> 20:04.829
‫به‌نظرم به‌قدر کافی شنیدیم

20:04.829 --> 20:08.416
‫- بهتون خبر میدیم
‫- آدرسم رو دارین

20:08.416 --> 20:10.335
‫امیدوارم شما برام نامه بنویسی

20:10.335 --> 20:13.295
‫خودتون می‌تونید تنهایی تشریف ببرید بیرون؟

20:13.295 --> 20:15.548
‫اگر مجبور باشم

20:19.678 --> 20:21.878
‫- نه
‫- نه

20:22.389 --> 20:23.723
‫میشه یک توصیه‌ای بکنم؟

20:23.723 --> 20:26.478
‫می‌تونم یک مدت آزمایشی بیام

20:26.502 --> 20:28.269
‫یک هفته یا یک ماه

20:28.269 --> 20:30.730
‫بدون هیچ تعهدی
‫برای هیچکدوم از طرفین

20:30.730 --> 20:34.859
‫اینجوری خانم راسل وقت داره
‫که تصمیمش رو بگیره

20:34.859 --> 20:36.611
‫کاملاً معقوله

20:36.611 --> 20:39.114
‫به‌نظرم همه‌چیز رو گفتم

20:40.365 --> 20:42.575
‫روز خوبی داشته باشید

20:45.495 --> 20:47.997
‫به‌نظرم جستجومون تمام شد

20:47.997 --> 20:50.197
‫قطعاً همینطوره

20:51.459 --> 20:53.586
‫مردان پینکرتون میگن
‫اراده‌ی کارگرها

20:53.586 --> 20:55.046
‫از همیشه قوی‌تره و اگر لازم باشه

20:55.046 --> 20:56.297
‫حاضرن بجنگن

20:56.297 --> 20:58.383
‫- آقای راسل
‫- الان میام خدمتتون

20:58.383 --> 21:00.260
‫میشه یک فنجون قهوه
‫برای آقای گیلبرت بیاری؟

21:00.260 --> 21:01.553
‫ادامه بده

21:01.553 --> 21:02.929
‫جلوی کارخونه‌ها و رودخونه
‫سنگربندی کردیم

21:02.929 --> 21:04.889
‫فرماندار گارد ملی رو می‌فرسته

21:04.889 --> 21:07.517
‫و کارگران غیراتحادیه‌ای
‫آماده‌ن کار رو دست بگیرن

21:07.517 --> 21:09.644
‫برای ورود کارگرها
‫به مشکل برمی‌خوریم؟

21:09.644 --> 21:12.397
‫اینجا و اینجا نیرو می‌ذاریم

21:12.397 --> 21:13.982
‫که موقع عبور از دروازه‌ها
‫ازشون محافظت کنن

21:13.982 --> 21:16.234
‫یعنی فکر می‌کنی می‌تونی
‫ کارگرهای غیراتحادیه‌ای رو وارد کارخونه‌ها کنی؟

21:16.234 --> 21:17.485
‫تضمین می‌کنم

21:17.485 --> 21:19.237
‫در جنگ خبری از تضمین نیست

21:19.237 --> 21:21.197
‫و این هم جنگه

21:21.197 --> 21:22.907
‫همونطور که خودت گفتی

21:22.907 --> 21:24.743
‫خب، آقای گیلبرت
‫خیلی صبوری کردی

21:24.743 --> 21:26.161
‫این چه حرفیه، جناب

21:26.161 --> 21:27.537
‫از آخرین باری که توی همچین

21:27.537 --> 21:28.747
‫ واگن زیبایی بودم مدت‌ها گذشته

21:28.747 --> 21:30.623
‫می‌بینی که سرم شلوغه

21:30.623 --> 21:32.284
‫و دارم میرم پیتسبرگ، پس شاید

21:32.284 --> 21:34.586
‫بهتر باشه مستقیم برم
‫سراغ دلایلی که گفتم تشریف بیاری

21:34.586 --> 21:35.420
‫خوبه

21:35.420 --> 21:36.463
‫خانم راسل بهم گفته

21:36.463 --> 21:37.756
‫که آقا و خانم جاشوا وینترتون

21:37.756 --> 21:39.341
‫آکادمی رو رها کردن
‫و اومدن سمت شما

21:39.341 --> 21:40.425
‫بله

21:40.425 --> 21:41.891
‫دلیلشو دقیق نمی‌دونم

21:41.915 --> 21:43.803
‫ولی موفقیت بزرگی برای ماست

21:43.803 --> 21:44.929
‫بله قطعاً

21:44.929 --> 21:47.223
‫و شنیدم خانم وینترتون
‫همون جایگاهی رو خواسته

21:47.223 --> 21:48.475
‫که برای همسرم تعیین شده بوده

21:48.475 --> 21:49.768
‫خانم راسل

21:49.768 --> 21:51.644
‫بزرگی کرده و قبول کرده کنار بره

21:51.644 --> 21:54.272
‫خب، همچین اتفاقی امکان‌پذیر نیست

21:54.272 --> 21:55.774
‫ببخشید. قطار داره حرکت می‌کنه؟

21:55.774 --> 21:57.776
‫در شب افتتاحیه، خانم راسل

21:57.776 --> 21:59.444
‫در جایگاه مرکزی ردیف اول می‌شینه

21:59.444 --> 22:01.821
‫- ولی من به خانم...
‫- بذار برات یادآوری کنم

22:01.821 --> 22:04.532
‫کمی پیش، ساخت سالن اپرا متوقف شده بود

22:04.532 --> 22:06.117
‫چون پولتون تمام شد

22:06.117 --> 22:08.244
‫چرا و چطوری
‫ساختش دوباره شروع شد؟

22:08.244 --> 22:09.662
‫چون شما یک چک کشیدین

22:09.662 --> 22:11.915
‫ولی قرار بود به خانم راسل چیزی نگیم

22:11.915 --> 22:13.667
‫و حالا دوباره به همچین معضل برخوردین

22:13.667 --> 22:15.502
‫جایگاه خانم راسل رو بهش پس میدین

22:15.502 --> 22:17.128
‫ولی نیازی نیست ایشون
‫و خانم وینترتون

22:17.128 --> 22:19.839
‫قبل از شب افتتاحیه باخبر بشن

22:19.839 --> 22:21.341
‫ولی وینترتون‌ها خیلی یک‌دنده هستن

22:21.341 --> 22:22.926
‫اگر نتونم ترتیبش رو بدم چی؟

22:22.926 --> 22:26.179
‫اونوقت می‌خوام بدهیتون رو
‫سریعاً و به‌طور کامل پرداخت کنین

22:26.179 --> 22:27.722
‫تمام بدهی؟

22:27.722 --> 22:30.725
‫که خودت پاش امضا زدی

22:30.725 --> 22:33.978
‫خب، متاسفانه باید برگردم سراغ کارهام

22:33.978 --> 22:35.563
‫روزت خوش، آقای گیلبرت

22:35.563 --> 22:36.981
‫ولی قطار از ایستگاه خارج شده

22:36.981 --> 22:39.734
‫می‌تونی همراهمون تا میدلتون بیای
‫و اونجا پیاده بشی

22:39.734 --> 22:41.934
‫بفرما بشین

22:55.000 --> 22:57.460
‫راستی، بابت درد کمرم دکتر رو دیدم

22:57.460 --> 22:59.587
‫- بهم کمی ضماد داد
‫- خوبه

22:59.587 --> 23:01.047
‫داره یکی دو مورد رو بررسی می‌کنه

23:01.047 --> 23:03.591
‫ولی ظاهراً از نظرش
‫سالم و سلامت هستم

23:03.591 --> 23:05.677
‫چیز دیگه‌ای میل دارین؟

23:05.677 --> 23:07.721
‫فکر نکنم، نه

23:07.721 --> 23:09.556
‫مگر اینکه کمی پنیر بخوای؟

23:09.556 --> 23:11.756
‫نه، ممنون

23:12.892 --> 23:16.479
‫منظورت چیه
‫داره یکی دو مورد رو بررسی می‌کنه؟

23:16.479 --> 23:18.679
‫چیزی نیست که بخوای نگرانش باشی

23:21.526 --> 23:23.319
‫این صدای چیه؟

23:23.319 --> 23:25.947
‫صدای جعبه‌ی موسیقی خودمونه

23:25.947 --> 23:27.532
‫چی؟

23:27.532 --> 23:29.200
‫خیلی بلنده

23:29.200 --> 23:31.578
‫حتماً خیلی بزرگه

23:31.578 --> 23:33.496
‫یکی از اعضای کلیسا
‫به عنوان هدیه‌ی عروسی بهمون داد

23:33.496 --> 23:36.374
‫از سالی خواستم روشنش کنه

23:36.374 --> 23:38.376
‫داره "دانوب آبی" رو می‌زنه

23:38.376 --> 23:40.576
‫اوهوم

23:46.217 --> 23:48.417
‫بیا باهام برقص

23:56.895 --> 24:00.273
‫باعث میشی حس کنم
‫بازم 16 سالمه

24:00.273 --> 24:02.609
‫این چیز خوبیه؟

24:02.609 --> 24:04.809
‫به‌نظر من که خوبه

24:30.095 --> 24:32.138
‫سلام

24:32.138 --> 24:33.723
‫کجا بودی؟

24:33.723 --> 24:36.518
‫تمام بعدازظهر توی دفتر دولتی توی صف بودم

24:36.518 --> 24:38.687
‫تا سعی کنم اختراعم رو ثبت کنم

24:38.687 --> 24:40.647
‫شرمنده که این اواخر چندان ندیدمت

24:40.647 --> 24:42.107
‫فکر کردم ولم کردی رفتی

24:42.107 --> 24:44.859
‫تمام وقت آزادم
‫روی ساعتم کار می‌کردم

24:44.859 --> 24:46.444
‫تونستی اختراعت رو ثبت کنی؟

24:46.444 --> 24:48.488
‫هنوز نمی‌دونم

24:48.488 --> 24:50.907
‫چند روز پیش اینجا
‫یک قضیه‌ای پیش اومده بود

24:50.907 --> 24:53.785
‫آقای چورچ رفت بیرون
‫و مست برگشت

24:53.785 --> 24:55.620
‫ظاهراً، سی‌امین سالگرد

24:55.620 --> 24:57.122
‫فوت همسرش بوده

24:57.122 --> 25:00.458
‫در روز تولد 24 سالگیش
‫به‌خاطر آبله فوت کرده بوده

25:00.458 --> 25:02.961
‫- چه غم‌انگیز
‫- آره

25:02.961 --> 25:05.505
‫- شاید به‌زودی از اینجا برم
‫- چرا؟

25:05.505 --> 25:07.340
‫دارن دنبال یک خدمتکار خصوصی
برای بانو می‌گردن

25:07.340 --> 25:08.633
‫بهت گفتن قراره اخراج بشی؟

25:08.633 --> 25:09.884
‫هنوز نه

25:09.884 --> 25:11.970
‫قراره دوباره برم مراقب خانم گلادیس باشم

25:11.970 --> 25:14.014
‫ولی مگه همیشه
‫خدمتکار شخصی اونم نبودی؟

25:14.014 --> 25:17.392
‫هرجوری بگی درهرحال تنزل مقامه

25:17.392 --> 25:19.769
‫خیلی‌خب، دیگه بهتره برم

25:19.769 --> 25:23.606
‫اگر خواستی بری، بهم میگی؟

25:23.606 --> 25:25.806
‫توی ثبت اختراعت موفق باشی

25:30.196 --> 25:31.948
‫برگشتی، خوبه

25:31.948 --> 25:34.200
‫فکر کردم مجبورم خودم تنهایی
میز شام رو بچینم

25:34.200 --> 25:35.660
‫بگو ببینیم چی شد

25:35.660 --> 25:37.328
‫چیزی نیست که بخوام بگم

25:37.328 --> 25:40.790
‫توی صف موندم، مدارک رو پر کردم
‫و هزینه‌ش رو دادم

25:40.790 --> 25:42.667
‫حالا فقط باید صبر کنم

25:42.667 --> 25:44.127
‫خانم "وبر" رو توی خیابون دیدم

25:44.127 --> 25:47.172
‫بهم گفت چند روز پیش
‫آقای چورچ رفته بیرون

25:47.172 --> 25:48.548
‫و مست برگشته

25:48.548 --> 25:50.717
‫آقای چورچ، سرخدمتکار؟

25:50.717 --> 25:52.385
‫باورش برام سخته

25:52.385 --> 25:55.221
‫سی‌امین سالگرد مرگ همسرش بوده

25:55.221 --> 25:56.681
‫اوه، چه وحشتناک

25:56.681 --> 26:00.185
‫حتماً به‌خاطر شیوع آبله‌ی سال 53 بوده

26:00.185 --> 26:02.771
‫آره. 24 سالش بوده

26:02.771 --> 26:05.523
‫آقای بنیستر، میشه باهات صحبت کنم؟

26:10.737 --> 26:12.906
‫امیدوارم حالا بیخیال بشی

26:12.906 --> 26:15.075
‫آقای چورچ به‌قدر کافی زجر کشیده

26:15.075 --> 26:17.869
‫می‌خوام بیخیال بشم
‫ولی نامه رو نوشتم رفت

26:17.869 --> 26:19.537
‫دیشب تحویلش دادم

26:19.537 --> 26:22.916
‫خب، باید یک‌کاری بکنی

26:26.086 --> 26:28.505
‫- پیامم به دستت رسید؟
‫- آره

26:28.505 --> 26:32.008
‫خیلی مصر هستی، آقای ون‌راین

26:34.636 --> 26:36.388
‫پول رو جور کردم

26:36.388 --> 26:37.806
‫بهتره بهت بگم

26:37.806 --> 26:41.393
‫که با این‌کار راحت نیستم

26:41.393 --> 26:44.062
‫اصلاً راحت نیستم

26:44.062 --> 26:45.730
‫چرا؟

26:45.730 --> 26:48.983
‫شاید به‌نظر بیاد
‫خانم بیتون زیرک و باهوشه

26:48.983 --> 26:51.569
‫ولی حقیقت اینه که، دختر ساده‌ایه

26:51.569 --> 26:53.321
‫همیشه ازش حفاظت می‌شده...

26:53.321 --> 26:56.741
‫- توسط پدرش، آقای گولد؟
‫- اینش مهم نیست

26:56.741 --> 27:00.578
‫در این حد بگم
‫حقش نیست که ازش سوءاستفاده بشه

27:00.578 --> 27:02.664
‫ولی من ازش سوءاستفاده نمی‌کنم

27:02.664 --> 27:04.249
‫بهت قول میدم که اون هم به‌اندازه‌ی من

27:04.249 --> 27:06.001
‫از مزایای این معامله لذت می‌بره

27:06.001 --> 27:09.671
‫می‌خوام خوشبختش کنم، آقای کراودر

27:09.671 --> 27:12.090
‫واقعاً همینو می‌خوام

27:16.761 --> 27:18.961
‫خیلی‌خب

27:29.190 --> 27:31.109
‫لازم نبود توی خیابون منتظر بمونی

27:31.109 --> 27:33.945
‫می‌خواستم کمی هوا بخورم
‫و بعدازظهر لذت‌بخشیه

27:33.945 --> 27:36.448
‫آره، دشل خیلی خوش‌شانس بوده

27:36.448 --> 27:39.284
‫من که مشتاقانه منتظرشم

27:39.284 --> 27:41.484
‫خانم بیتون

27:45.623 --> 27:48.209
‫قراره بریم مهمونی آقای مونتگومری

27:49.544 --> 27:52.672
‫مادر، گوش میدی چی میگم؟

27:52.672 --> 27:54.632
‫از طرف پدره؟ به کجا رسیده؟

27:54.632 --> 27:56.801
‫از طرف دوک باکینگهامه

27:56.801 --> 27:58.136
‫چی می‌خوای؟

27:58.136 --> 27:59.905
‫تایید کرده که قراره

27:59.905 --> 28:02.474
‫برای شب افتتاحیه‌ی اپرا بیاد نیویورک

28:02.474 --> 28:04.309
‫و این چیز خوبیه، مگه نه؟

28:04.309 --> 28:05.643
‫اینقدر بچه نباش

28:05.643 --> 28:07.145
‫معلومه که خوبه

28:07.145 --> 28:08.813
‫فوق العاده‌ست

28:08.813 --> 28:10.815
‫قراره یک دوک انگلیسی
‫به عنوان مهمان افتخاری

28:10.815 --> 28:12.984
‫در شب افتتاحیه توی جایگاه من باشه
‫و واقعاً بعید می‌دونم

28:12.984 --> 28:16.029
‫خانم استور هم بتونه
‫همچین چیزی بگه

28:16.029 --> 28:18.323
‫می‌دونین چیه، یک یادداشت
‫برای آقای مک‌آلیستر می‌فرستم

28:18.323 --> 28:21.493
‫که وسوسه‌ش کنم به جمع ما ملحق بشه
‫و خانم استور رو رها کنه

28:21.493 --> 28:23.036
‫متوجه نمیشم

28:23.036 --> 28:25.372
‫تو و خانم استور
‫دوست هستین یا رقیب؟

28:25.372 --> 28:27.572
‫می‌تونم هردوتاش باشیم

28:36.091 --> 28:38.343
‫واقعاً متوجه نمیشم
‫چرا خواستین منو ببینین

28:38.343 --> 28:39.969
‫دکتر سندرز

28:39.969 --> 28:43.932
‫دکتر مورفی مرهمی بهم داده
‫که ظاهراً داره جواب میده

28:43.932 --> 28:47.102
‫متاسفانه بررسی دکتر مورفی

28:47.102 --> 28:51.022
‫بیانگر احتمالات دیگه‌ای هم بوده

28:51.022 --> 28:55.610
‫از من نظر خواسته
‫چون من در این بیماری

28:55.610 --> 28:58.571
‫تجربه‌ی بیشتری دارم

28:58.571 --> 29:01.491
‫کدوم بیماری؟ کمردرد؟

29:06.329 --> 29:10.250
‫یادتون باشه
‫که خوندن مثل یک کلیده

29:10.250 --> 29:14.254
‫و اگر اجازه بدین
‫می‌تونه قفل‌های زندگیتون رو باز کنه

29:16.089 --> 29:18.383
‫اوه، خانم فراست، کمکی ازم برمیاد؟

29:18.383 --> 29:20.051
‫مگه قرار نیست بری مهمونی‌ای

29:20.051 --> 29:21.761
‫که پدر فرانسس مونتگومری ترتیب داده؟

29:21.761 --> 29:23.888
‫مطمئنم گفته بود توام دعوتی

29:23.888 --> 29:26.349
‫- مهم نیست
‫- این چه حرفیه

29:26.349 --> 29:27.726
‫نمی‌تونی نری

29:27.726 --> 29:29.561
‫شنیدم قراره فوق العاده باشه

29:29.561 --> 29:31.563
‫من کلاس رو ادامه میدم

29:31.563 --> 29:33.565
‫- مطمئن نیستم
‫- برو

29:33.565 --> 29:35.942
‫هفته‌ی بعد می‌بینیمت

29:40.530 --> 29:43.158
‫خیلی‌خب، نفر بعدی کیه؟

29:55.795 --> 29:58.298
‫چه فوق العاده‌‌ست

29:58.298 --> 30:00.759
‫ماریان وقتی بشنوه چی رو از دست داده

30:00.759 --> 30:02.886
‫حسابی از دست خودش کفری میشه

30:02.886 --> 30:05.513
‫لطف دارین

30:05.513 --> 30:07.766
‫اوه، نه

30:07.766 --> 30:09.267
‫لری!

30:09.267 --> 30:11.436
‫- سلام، آقای راسل
‫- سلام

30:11.436 --> 30:13.104
‫خانم راسل

30:13.104 --> 30:15.273
‫به‌نظر میاد خاطرخواهته. کیه؟

30:15.273 --> 30:16.524
‫آنتونی گریس

30:16.524 --> 30:18.318
‫- یکی دیگه از خواستگارهاته؟
‫- شوخی می‌کنی؟

30:18.318 --> 30:20.403
‫هر مهمونی‌ای میرم
‫دست از سرم برنمی‌داره

30:20.403 --> 30:23.323
‫خب، دختر دم‌بختی
‫و ارثیه‌ی بزرگی داری

30:23.323 --> 30:24.657
‫چه انتظار دیگه‌ای داری؟

30:24.657 --> 30:27.243
‫متوجه نبودم قراره همه بریزن سرم

30:27.243 --> 30:28.453
‫این چه حرفیه

30:28.453 --> 30:30.955
‫اونا شکارچی هستن و تو شکار

30:30.955 --> 30:33.333
‫اونقدر جلوشون مقاومت کن
‫تا فرد مناسب رو پیدا کنی

30:33.333 --> 30:35.669
‫خیلی طاقت‌فرساست

30:35.669 --> 30:36.920
‫حداقل دیگه لازم نیست

30:36.920 --> 30:39.255
‫نگران اسکار ون‌راین باشی

30:39.255 --> 30:41.716
‫برای آقای ون‌راین
‫و خانم بیتون خوشحالم

30:41.716 --> 30:44.219
‫دیدمش. دختر نازنینیه

30:46.096 --> 30:48.598
‫خیلی سرزنده‌ای

30:48.598 --> 30:51.142
‫احساس سرزندگی می‌کنم

30:51.142 --> 30:54.270
‫اوضاع داره خوب پیش میره

30:54.270 --> 30:56.481
‫یا گفتن همچین چیزی خطرناکه؟

30:56.481 --> 30:59.192
‫حتی اگرم باشه
‫تو که از خطر کردن نمی‌ترسی

30:59.192 --> 31:00.360
‫مگه نه؟

31:00.360 --> 31:02.904
‫به هیچ عنوان

31:15.959 --> 31:18.503
‫آقای ون‌راین، اصولاً الان نباید

31:18.503 --> 31:21.006
‫بزنم توی گوشت
‫و با عصبانیت برم؟

31:21.006 --> 31:23.967
‫توی داستان ما که نه

31:23.967 --> 31:26.344
‫اوه، اینجایی

31:28.513 --> 31:30.181
‫پیدام کردی

31:30.181 --> 31:32.017
‫دشل مهمونی فوق العاده‌ای نگرفته؟

31:32.017 --> 31:34.217
‫حرف نداره

31:36.813 --> 31:38.523
‫از گل خوشت میاد، زن‌عمو اگنس؟

31:38.523 --> 31:40.025
‫خیلی خوشم میاد

31:40.025 --> 31:42.360
‫به شرط اینکه
‫یکی دیگه اونا رو پرورش داده باشه

31:43.611 --> 31:46.031
‫اوه، ببین!

31:46.031 --> 31:48.033
‫امیدوارم اشکالی نداشته باشه که اومدم

31:48.033 --> 31:49.451
‫هیچ اشکالی نداره

31:49.451 --> 31:51.995
‫خیلی خوشحالیم می‌بینیمت، عزیزم

31:51.995 --> 31:53.663
‫مگه نه، دشل؟

31:53.663 --> 31:55.863
‫من که قطعاً خوشحالم

32:01.880 --> 32:04.174
‫آقای بنیستر

32:04.174 --> 32:05.967
‫چه کمکی ازم برمیاد؟

32:05.967 --> 32:08.595
‫امیدوارم ببخشید که مزاحم شدم

32:08.595 --> 32:13.099
‫ولی می‌خواستم بدونم، آقای راسل
‫نامه‌های امروزش رو خونده؟

32:13.099 --> 32:15.060
‫آقای راسل توی پیتسبرگه

32:15.060 --> 32:16.394
‫چرا می‌پرسی؟

32:16.394 --> 32:18.813
‫دیشب یک نامه شخصاً تحویل داده شده

32:18.813 --> 32:22.859
‫و شدیداً دلم می‌خواد پسش بگیرم

32:22.859 --> 32:25.070
‫فکر نکنم بتونم همچین اجازه‌ای بدم

32:25.070 --> 32:28.948
‫گمونم مجبورم ازت بخوام
‫ این لطف رو در حقم بکنی

32:28.948 --> 32:33.620
‫ولی قبلش، میشه توضیح بدم؟

32:33.620 --> 32:35.820
‫خیلی‌خب

32:41.586 --> 32:44.673
‫همونطور که شاید حدس زده باشی
‫اون نامه رو خودم نوشتم

32:44.673 --> 32:46.591
‫حالا بابتش پشیمانم

32:46.591 --> 32:48.301
چرا نوشتیش؟

32:48.301 --> 32:51.304
‫که از رفتار خانم راسل

32:51.304 --> 32:53.348
در جنگ اپرا گله کنم

32:53.348 --> 32:55.433
‫داره خانم ون‌راین رو ناراحت می‌کنه

32:55.433 --> 32:57.936
‫و از آقای راسل خواستم

32:57.936 --> 32:59.729
‫زنش رو کنترل کنه

32:59.729 --> 33:02.273
‫آخه چطور فکر کردی می‌تونی همچین نامه‌ای

33:02.273 --> 33:03.817
‫برای آقای راسل بنویسی؟

33:03.817 --> 33:05.944
‫اگر ببینتش، شغلت رو از دست میدی

33:05.944 --> 33:09.197
‫و این‌دفعه، تقصیر من نیست

33:09.197 --> 33:12.534
‫توضیحی براش ندارم

33:12.534 --> 33:15.787
‫حتماً دیوانه شده بودم

33:15.787 --> 33:18.623
‫البته، فکر می‌کنی
‫هر اتفاقی بیفته حقمه

33:18.623 --> 33:20.823
‫و سرزنشت نمی‌کنم

33:29.259 --> 33:30.635
‫این‌ها نامه‌های اربابه

33:30.635 --> 33:32.387
‫معمولاً، صبح تحویل داده میشن

33:32.387 --> 33:36.057
‫ولی دستیارش، آقای کلی هم
‫همراهش رفته پیتسبرگ

33:36.057 --> 33:38.143
‫همینه. ممنون

33:38.143 --> 33:41.104
‫حقیقتش، خیالم خیلی راحت شد

33:41.104 --> 33:42.981
‫با توجه به چیزهایی که گفتی
‫وسوسه شدم ازت بخوام

33:42.981 --> 33:44.482
‫اجازه بدی بخونمش

33:44.482 --> 33:48.570
‫اگر اجازه بدی
‫ترجیح میدم خودمو خجالت‌زده نکنم

33:51.573 --> 33:53.992
‫روز خوش، آقای چورچ

33:57.328 --> 33:59.831
‫به‌نظرم اسکار همه‌مون رو غافلگیر کنه

33:59.831 --> 34:02.125
‫و خیلی بابتش خوشحالم

34:02.125 --> 34:03.710
‫منظورت همون چیزیه که فکر می‌کنم؟

34:03.710 --> 34:06.338
‫دهنم قرصه. باید خودش بگه

34:06.338 --> 34:09.049
‫اوه، اینجایی
‫بابام منو فرستاد پیدات کنم

34:09.049 --> 34:11.249
‫الان شروع میشه

34:13.887 --> 34:16.514
‫- می‌تونی بلند بشی؟
‫- بله، بله

34:16.514 --> 34:19.351
‫برای پرده‌برداری از یک لوح
‫چقدر تشریفات راه انداختن

34:19.351 --> 34:22.812
‫عه، خانم بروک اینجاست

34:22.812 --> 34:25.648
‫اوه، قضیه چیه؟

34:32.572 --> 34:36.034
‫من برگشتم نیویورک
‫تا فرانسس بتونه

34:36.034 --> 34:38.396
‫در شهر زادگاهم ساکن بشه

34:38.396 --> 34:40.121
‫ولی در کمال تعجبم

34:40.121 --> 34:43.750
‫تقدیر برای من هم نقشه‌هایی داشت

34:43.750 --> 34:45.398
‫هرگز فکر نمی‌کردم

34:45.398 --> 34:48.755
‫کس دیگه‌ای رو پیدا کنم که عاشقش بشم

34:48.755 --> 34:51.182
‫کسی که کنارم بایسته

34:51.182 --> 34:53.967
‫که از دخترم مراقبت کنه

34:53.967 --> 34:56.721
‫جوری که انگار دختر خودشه

34:56.721 --> 34:59.724
‫اینجا جمع شدیم
‫که از زحمات خانواده‌م

34:59.724 --> 35:01.059
‫برای باغ گیاه‌شناسی تقدیر کنیم

35:01.059 --> 35:04.354
‫ولی خانواده‌م هنوز کامل نیست

35:04.354 --> 35:06.715
‫کمی بعد از آشنایی با خانم بروک

35:06.715 --> 35:08.191
‫متوجه این موضوع شدم

35:08.191 --> 35:10.402
‫خیلی از شماها
‫از دوستان خانم بروک هستین

35:10.402 --> 35:13.405
‫و احتمالاً تعجب کردین
‫که چرا دعوتتون کردم

35:13.405 --> 35:17.283
‫حقیقتش، دعوتتون کردم
‫که شاهد این لحظه باشین

35:24.624 --> 35:30.130
‫ماریان بروک
‫با من ازدواج می‌کنی؟

35:30.130 --> 35:32.330
‫احسنت

35:33.508 --> 35:35.552
‫هنوز قبول نکرده

35:35.552 --> 35:37.752
‫قبول می‌کنه

35:39.014 --> 35:40.932
‫زن‌عمو اگنس درست میگه؟

35:40.932 --> 35:43.132
‫قبول می‌کنی؟

35:55.030 --> 35:57.230
‫اگر واقعاً می‌خوای قبول کنم آره

36:05.874 --> 36:08.074
‫واو

36:10.295 --> 36:14.007
‫دشل، آفرین، آفرین

36:14.007 --> 36:16.968
‫باید برم. باید وسایلم رو جمع کنم

36:16.968 --> 36:18.845
‫وقتی برگشتی می‌بینمت

36:18.845 --> 36:21.045
‫امیدوارم

36:27.645 --> 36:29.845
‫تبریک میگم

36:32.400 --> 36:34.944
‫فکر کردن درباره‌ش سخته

36:37.155 --> 36:39.657
‫یک داستان جدید پیدا کردم

36:39.657 --> 36:42.327
‫مادرم از دوستان "سارا گارنت"ـه

36:42.327 --> 36:44.287
‫مدیر یکی از مدارس رنگین‌پوست‌ها

36:44.287 --> 36:46.206
‫آره، می‌دونم کیه

36:46.206 --> 36:47.665
‫خب، میگه هیئت آموزش و پرورش
‫داره سعی می‌کنه

36:47.665 --> 36:50.251
‫تمام مدارس رنگین‌پوست‌ها
‫از جمله مدرسه‌ی اون رو تعطیل کنه

36:50.251 --> 36:51.703
‫شنیده بودم نقشه‌شون اینه

36:51.703 --> 36:53.338
‫ولی هرگز فکر نمی‌کردم انجامش بدن

36:53.338 --> 36:55.173
‫دارن پشت معلم‌های رنگین‌پوست بد میگن

36:55.173 --> 36:57.967
‫و میگن مدارس به‌خوبی اداره نمیشه

36:57.967 --> 36:59.219
‫نمی‌تونیم رسواشون کنیم؟

36:59.219 --> 37:01.304
‫می‌تونیم، و می‌کنیم

37:01.304 --> 37:03.682
‫ولی قبل از اون
‫باید مردممون رو متحد کنیم

37:03.682 --> 37:06.351
‫خانم گارنت گفت
‫توی این نبرد به شما نیاز داریم

37:06.351 --> 37:07.519
‫حق داشت

37:07.519 --> 37:09.719
‫می‌تونیم با هم از فردا شروع کنیم

37:11.398 --> 37:13.525
‫همچین کاری عاقلانه‌ست؟

37:13.525 --> 37:14.567
‫منظورت چیه؟

37:14.567 --> 37:17.529
‫آخه با همدیگه مقاله‌ی تاسکیگی رو نوشتیم

37:17.529 --> 37:20.073
‫شاید بهتر باشه
‫یک خبرنگار دیگه این رو بنویسه

37:20.073 --> 37:22.701
‫تو ایده‌ش رو برام آوردی
‫نمی‌خوای خودت بنویسیش؟

37:22.701 --> 37:24.452
‫آخه برام سواله اگر همه‌چیز رو

37:24.452 --> 37:26.663
‫با همدیگه بنویسیم
‫ممکنه چطور به‌نظر بیاد

37:26.663 --> 37:29.582
‫به‌نظر میاد داریم مقاله‌های خوبی می‌نویسیم

37:29.582 --> 37:31.793
‫اول، باید با معلم‌ها حرف بزنیم

37:31.793 --> 37:33.294
‫من می‌تونم این‌کارو شروع کنم

37:33.294 --> 37:34.713
‫ولی دیگه دیروقته

37:34.713 --> 37:36.715
‫حتماً خانواده‌ت منتظرتن

37:36.715 --> 37:38.383
‫دلم نمی‌خواد تنهات بذارم

37:38.383 --> 37:40.719
‫چرا؟ می‌تونم کارها رو تموم
‫ و در رو قفل کنم

37:43.138 --> 37:45.056
‫- وایسا!
‫- پیاده نشو

37:45.056 --> 37:46.641
‫می‌تونی همین‌جا منتظرم بمونی

37:46.641 --> 37:50.020
‫اگر اصرار داری این‌کارو بکنی
‫منم باهات میام

37:50.020 --> 37:52.731
‫نه، تنهایی میرم

37:52.731 --> 37:56.317
‫اگر قدرت دست من بود، می‌گفتم حق نداری بری

37:56.317 --> 37:58.517
‫ولی تو همچین قدرتی نداری

38:19.341 --> 38:21.885
‫لطفاً، بفرما بشین

38:21.885 --> 38:23.345
‫ممنون

38:23.345 --> 38:25.597
‫تعجب کردم اومدی اینجا

38:25.597 --> 38:29.059
‫چرا نیام؟ تو اومدی خونه‌ی من

38:29.059 --> 38:33.855
‫و حالا، امیدوارم بتونیم راهی
‫برای خروج از این اوضاع پیدا کنیم

38:33.855 --> 38:36.232
‫نمی‌تونیم اونطور که از شوهرم پذیرایی کردین

38:36.232 --> 38:38.276
‫ازتون پذیرایی کنیم، آقای راسل
‫ولی شاید

38:38.276 --> 38:39.611
‫کمی قهوه میل داشته باشین

38:39.611 --> 38:41.821
‫ممنونم. خیلی لطف دارین

38:44.115 --> 38:46.409
‫می‌دونم مرد مفتخری هستی

38:46.409 --> 38:48.328
‫و بابتش سرزنشت نمی‌کنم

38:48.328 --> 38:50.413
‫منم مسیر زیادی رو طی کردم

38:50.413 --> 38:52.665
‫و به شرکتی که ساختم افتخار می‌کنم

38:52.665 --> 38:54.959
‫مثل تو، حاضرم بابتش بجنگم

38:54.959 --> 38:56.419
‫آره افتخار می‌کنم

38:56.419 --> 38:58.296
‫به کارم و خانواده‌م افتخار می‌کنم

38:58.296 --> 39:00.590
‫و کار من محافظت از اوناست

39:00.590 --> 39:03.259
‫برای گرفتن حق خانواده‌مون
‫به اتحادیه نیاز داریم

39:03.259 --> 39:05.303
‫ولی اگر به خشونت کشیده بشه

39:05.303 --> 39:07.764
‫هیچکس پیروز نمیشه
‫و همه زجر می‌کشن

39:07.764 --> 39:09.349
‫کارگرهات همین الانشم
‫دارن زجر می‌کشن

39:09.349 --> 39:10.850
‫هیچ زندگی‌ای ندارن

39:10.850 --> 39:14.145
‫روزی 10-12-14 ساعت
‫و شش روز در هفته کار می‌کنن

39:14.145 --> 39:15.355
‫و بابتش پولی می‌گیرن

39:15.355 --> 39:16.773
‫که به‌زحمت می‌تونن
‫غذا بذارن سر سفره‌شون

39:16.773 --> 39:18.983
‫اسب‌هات زندگی خیلی بهتری دارن

39:18.983 --> 39:20.777
‫به همکارهات پیشنهاد افزایش حقوق دادیم

39:20.777 --> 39:23.655
‫و قبول نکردن چون همونطور که می‌دونی
نمی‌ذاریم بینمون تفرقه بیفته

39:23.655 --> 39:25.990
‫نمی‌تونم بابت کارگر ساده
‫حقوق متفاوتی بدم

39:25.990 --> 39:28.076
‫بدون اینکه تولید فولاد
‫در سراسر ایالت مختل بشه

39:28.076 --> 39:29.244
‫یا در سراسر کل آمریکا

39:29.244 --> 39:30.495
‫و این حرف آخرته؟

39:30.495 --> 39:31.871
‫حرف آخرم در مورد حقوق

39:31.871 --> 39:34.457
‫در مورد ایمنی، حتی رفاه
‫شاید بشه بیشتر صحبت کرد

39:34.457 --> 39:35.750
‫
‫ولی در مورد حقوق نه

39:35.750 --> 39:37.419
‫پس حرف دیگه‌ای
‫برای گفتن نمی‌مونه

39:37.419 --> 39:40.213
‫این کارها بی‌فایده‌ست

39:40.213 --> 39:42.173
‫سرمایه‌ی اتحادیه‌ به‌زودی تمام میشه

39:42.173 --> 39:44.373
‫و می‌تونم اونقدر منتظر بمونم
‫که از گرسنگی بمیرین

39:45.593 --> 39:47.178
‫افراد هرکاری بتونن می‌کنن
‫تا اجازه ندن

39:47.178 --> 39:49.639
‫کارگرهای غیراتحادیه‌ای
‫کارهامون رو تصاحب کنن

39:49.639 --> 39:51.516
‫بعضی‌هاشون صدمه می‌بینن
‫بعضی‌هاشون ممکنه بمیرن

39:51.516 --> 39:53.716
‫این نگرانت نمی‌کنه؟

39:55.687 --> 39:57.887
‫خطر این جریان برای همه‌مون بالاست

40:01.735 --> 40:03.862
‫امیدوارم کار به خشونت نکشه

40:03.862 --> 40:06.114
‫ولی اگر کشید آماده‌ایم

40:08.450 --> 40:09.784
‫خوبه

40:09.784 --> 40:11.369
‫دیگه دارم میرم، خانم هندرسون

40:11.369 --> 40:13.496
‫ولی می‌خواستم بابت قهوه‌م
‫ازتون تشکر کنم

40:13.496 --> 40:15.915
‫ابشون آقای راسله
‫صاحب کارخونه‌هاست

40:15.915 --> 40:18.209
‫منم خودم در کارخونه
‫شروع به کار کردم، قربان

40:18.209 --> 40:20.409
‫شیفتم یک ساعت دیگه شروع میشه

40:21.379 --> 40:23.590
‫مطمئنم از داشتنت خوشحالیم

40:23.590 --> 40:26.009
‫امیدوارم راهی برای
‫حل و فصل اوضاع پیدا کنین، جناب

40:26.009 --> 40:28.011
‫به‌خاطر همه‌مون

40:28.011 --> 40:31.723
‫متاسفانه نتونستم شوهرتون رو قانع کنم

40:31.723 --> 40:34.434
‫اون فقط سعی می‌کنه
‫تمام تلاشش رو بکنه

40:34.434 --> 40:36.519
‫منم همینطور

40:36.519 --> 40:37.979
‫ولی به‌قدر کافی

40:37.979 --> 40:39.564
‫مزاحم ناهار بچه‌هاتون شدم

40:39.564 --> 40:41.764
‫روزتون خوش

40:53.286 --> 40:56.498
‫اعتصاب روی تمام شهر تاثیر می‌ذاره

40:56.498 --> 40:58.917
‫تمام شهر توی کارخونه‌های من کار می‌کنن

40:58.917 --> 41:00.627
‫دقیقاً

41:00.627 --> 41:03.755
‫ما چاره‌ای نداریم
‫برای زنده موندن مجبوریم کار کنیم

41:03.755 --> 41:06.091
‫برای همین پسرت رو مجبور کردی جایی کار کنه

41:06.091 --> 41:07.926
‫که بدتر از یک اسب باهاش رفتار میشه

41:07.926 --> 41:09.803
‫این نبرد برای تمام پسرهامونه

41:09.803 --> 41:13.181
‫که زندگی بهتری داشته باشن

41:13.181 --> 41:15.381
‫صحیح

41:16.476 --> 41:19.437
‫- بابت مهمان‌نوازیتون ممنونم
‫- خواهش می‌کنم

41:35.704 --> 41:38.415
‫حالا می‌خوای چیکار کنی؟

41:38.415 --> 41:41.251
‫چیکار می‌تونم بکنم؟
‫همه رو برای اعتصاب می‌کشم بیرون

41:42.627 --> 41:44.827
‫خدا بهمون کمک کنه

41:48.633 --> 41:52.595
‫امروز اعتصاب می‌کنن، یه به‌زودی

41:52.595 --> 41:54.639
‫اگر وقت بیشتری برای آماده شدن بهمون بده

41:54.639 --> 41:55.640
‫هیچی نصیبش نمیشه

41:55.640 --> 41:57.517
‫به فرماندار تلگراف می‌زنم

41:57.517 --> 41:59.978
‫تا مطمئن بشم کارگرهای جدیدمون میان

41:59.978 --> 42:03.648
‫زنش اونجا بود، و بچه‌هاش

42:03.648 --> 42:06.192
‫تعجب می‌کنم که مدرسه نبودن

42:08.403 --> 42:10.321
‫مدرسه‌ای دارن؟

42:10.321 --> 42:12.615
‫نه می‌دونم نه برام مهمه

42:28.131 --> 42:30.331
‫امروز یک نامه داری

42:33.887 --> 42:36.348
‫نمی‌خوای بازش کنی؟

42:36.348 --> 42:38.558
‫وقتی آماده بودم بازش می‌کنم

42:45.815 --> 42:47.901
‫این غافلگیری دلنشین رو مدیون چی هستم؟

42:47.901 --> 42:49.694
‫ای‌کاش واقعاً دلنشین بود

42:49.694 --> 42:53.490
‫متاسفانه به یک مشکل جدی برخوردیم
‫خانم ون‌راین

42:53.490 --> 42:55.950
‫لطفاً، بفرمایید بشینید

43:01.748 --> 43:03.708
‫موضوع چیه که اینقدر فوریه؟

43:03.708 --> 43:05.752
‫ظاهراً، چند تا از اعضای قدیمی

43:05.752 --> 43:07.962
‫مجاب شدن از آکادمی خارج بشن

43:07.962 --> 43:11.049
‫تا همراه وینترتون‌ها به متروپولیتن برن

43:11.049 --> 43:14.302
‫نگرانم که نکنه بقیه‌ هم به‌زودی برن

43:14.302 --> 43:15.887
‫مشکل فقط همین نیست

43:15.887 --> 43:18.807
‫دوک باکینگهام قبول کرده
‫توی مراسم افتتاحیه

43:18.807 --> 43:21.726
‫مهمان خانم راسل باشه

43:21.726 --> 43:25.563
‫قراره از جایگاه خانم راسل
‫اپرا رو تماشا کنه

43:25.563 --> 43:27.482
‫و کل دنیا هم باخبر میشه

43:27.482 --> 43:29.192
‫خب چیکار می‌تونیم بکنیم؟

43:29.192 --> 43:30.902
‫چیکار می‌تونیم بکنیم؟

43:30.902 --> 43:33.988
‫نمی‌دونم، لینا
‫ولی بهتره یه فکری براش بکنی

43:36.574 --> 43:38.326
‫تو

43:38.326 --> 43:39.536
‫تو می‌شناسیش

43:39.536 --> 43:41.204
‫باهاش شام خوردی

43:41.204 --> 43:44.374
‫راضیش کن راسل رو رها کنه
‫و به‌جاش بیاد به آکادمی

43:44.374 --> 43:46.376
‫چی؟ چطوری؟

43:46.376 --> 43:48.586
‫ببین چه پیشنهادی داده
‫و دو برابرشو پیشنهاد بده

43:48.586 --> 43:51.464
‫حتی اگر لازم بود سه برابر
‫ولی راضیش کن

43:51.464 --> 43:54.592
‫لینا، یک دوک رو که نمی‌تونی بخری

43:54.592 --> 43:56.678
‫بشین و تماشا کن

43:56.678 --> 43:59.597
‫تمام تلاشمو می‌کنم، ولی اگر نتونم...

43:59.597 --> 44:01.099
‫می‌تونی

44:01.099 --> 44:02.600
‫باید بتونی

44:02.600 --> 44:05.603
‫حتی اگر موفق بشم
‫شاید کافی نباشه

44:05.603 --> 44:07.522
‫فکر نکنم بخوام این صحبت‌ها رو بشنوم

44:07.522 --> 44:11.359
‫اگنس، دیگه چیکار میشه کرد؟

44:12.777 --> 44:15.822
‫به یک حمله‌ی دوجانبه نیاز داریم

44:15.822 --> 44:18.158
‫من سعی می‌کنم
‫دوک رو راضی کنم

44:18.158 --> 44:20.577
‫ولی توام سعی کن
‫یک روش دیگه پیدا کنی

44:20.577 --> 44:22.871
‫که بتونی از پس خانم راسل بربیای

44:22.871 --> 44:26.708
‫البته، اگر دلت می‌خواد برنده بشی

44:28.126 --> 44:30.712
‫خوشحالم پسش گرفتی
‫ولی لطفاً

44:30.712 --> 44:32.464
‫هیچوقت نامه‌ی دیگه‌ای ننویس

44:32.464 --> 44:35.300
‫می‌دونم. نامه‌ی دیگه‌ای نمی‌نویسم

44:35.300 --> 44:37.802
‫دیگه تمام شد رفت

44:37.802 --> 44:41.681
‫اوه، میز ناهار رو آماده کردی؟

44:44.559 --> 44:46.227
‫حالت خوبه؟

44:46.227 --> 44:49.147
‫تمام صبح رفتارت عجیب بوده

44:49.147 --> 44:52.025
‫نامه‌ی دفتر ثبت اختراع به دستم رسید

44:56.154 --> 44:57.947
‫گفتن نمی‌تونن اختراعم رو ثبت کنن

44:57.947 --> 45:00.450
‫چون عضو هیچ سازمان یا گروه

45:00.450 --> 45:03.244
‫ساعت‌شناسی نیستم

45:03.244 --> 45:05.038
‫خب، خوشحالم یک آدم عاقل

45:05.038 --> 45:07.248
‫بالاخره اومد وسط

45:07.248 --> 45:09.459
‫ساعت‌شناسی یعنی چی؟

45:09.459 --> 45:11.503
‫ساعت‌سازها

45:11.503 --> 45:13.338
‫خب تمام شد رفت

45:13.338 --> 45:15.313
‫اینقدر عجله نکن، پسرجون

45:15.313 --> 45:17.008
‫اینقدر زود تسلیم نشو

45:17.008 --> 45:19.010
‫می‌دونستم بهتر از اونیه
‫که به حقیقت بپیونده

45:19.010 --> 45:22.222
‫عقلانیت به خیابان شصت و یکم برگشت

45:29.270 --> 45:31.773
‫نمی‌تونه به یکی از اون
‫"ساعت‌ نمی‌دونم چی‌چیا"

45:31.773 --> 45:33.900
‫ملحق بشه؟

45:33.900 --> 45:36.111
‫متاسفانه برای این‌کار

45:36.111 --> 45:38.822
‫مدارک و صلاحیت‌هایی لازمه که نداره

45:38.822 --> 45:41.491
‫راهی برای دور زدنش نیست؟

45:50.583 --> 45:53.378
‫- ماریان
‫- انتظار داشتم دعوتم کنی

45:53.378 --> 45:56.214
‫امیدوارم از نظرت
‫کار درست رو انجام داده باشم

45:56.214 --> 45:58.216
‫منظورت دشله؟

45:58.216 --> 46:00.760
‫خودت گفتی تمام خصوصیت‌هایی رو داره

46:00.760 --> 46:02.095
‫که یک زن عاقل می‌تونه بخواد

46:02.095 --> 46:05.974
‫آره، ولی من دعوتت نکردم

46:05.974 --> 46:07.267
‫ولی شوهرعمه لوک نامه نوشت...

46:07.267 --> 46:11.062
‫نامه نوشتم که نیاز داریم بیای
‫و نیاز هم داریم

46:13.064 --> 46:15.233
‫ یک دکتر دیگه رو دیدم

46:15.233 --> 46:17.068
‫خودش اومد اینجا

46:17.068 --> 46:19.195
‫مشکلم چیزی فراتر از کمردرده

46:19.195 --> 46:22.907
‫و می‌خواستم وقتی بهت میگم
‫ماریان اینجا همراهمون باشه

46:22.907 --> 46:25.107
‫چی بهم بگی؟

46:26.036 --> 46:28.580
‫اول، فکر کنم بهتره همه‌مون بشینیم

46:31.082 --> 46:34.085
‫بیا، ایدا، کنارم بشین

46:40.175 --> 46:42.802
‫لطفاً به حرف‌های خانم آرمسترانگ توجه نکن

46:42.802 --> 46:44.471
‫مگه چی حالیشه؟

46:44.471 --> 46:47.974
‫داری کاری رو انجام میدی
‫که هیچکدوممون حتی نمی‌تونیم تصور کنیم

46:47.974 --> 46:50.602
‫پس ادامه بده

46:50.602 --> 46:53.438
‫- قول بده
‫- قول میدم

46:54.689 --> 46:56.889
‫گمون کنم

47:06.034 --> 47:08.453
‫مطمئنی؟

47:08.453 --> 47:11.664
‫متاسفانه آره

47:11.664 --> 47:13.458
‫سرطان داره

47:13.458 --> 47:15.210
‫- اوه
‫- اوه

47:15.210 --> 47:17.962
‫ولی چطور ممکنه؟
‫چند روز پیش اینجا بود

47:17.962 --> 47:20.298
‫تنها مشکلی که داشت کمردرد بود

47:20.298 --> 47:22.634
‫این یکی با کمردرد شروع میشه

47:22.634 --> 47:25.679
‫و بعد پخش میشه

47:25.679 --> 47:27.889
‫رفته دیدن دو تا دکتر

47:27.889 --> 47:30.141
‫باید مراقب ایدا باشم

47:30.141 --> 47:32.977
‫ماریان، لطفاً، به بنیستر بگو
‫یک کالسکه برام خبر کنه

47:32.977 --> 47:37.357
‫و به آرمسترانگ بگو بیاد
‫برای بیرون رفتن آماده‌م کنه

47:37.357 --> 47:40.777
‫بیچاره خاله ایدا. اصلاً شانس نداره

47:53.957 --> 47:56.251
‫بیا کنارم دراز بکش

48:08.179 --> 48:10.557
‫این قضیه رو پشت سر می‌ذاریم

48:12.058 --> 48:14.227
‫خدا رو چه دیدی، شاید یک‌ روز

48:14.227 --> 48:16.855
‫از روی منبر
‫در مورد معجزه‌ت حرف زدی

48:46.259 --> 48:48.553
‫اوه

48:55.393 --> 48:57.729
‫من اینجام

48:57.729 --> 48:59.939
‫من اینجام و نیازی نیست نگران باشی

49:10.408 --> 49:13.995
‫آقای بنیستر، همه‌چیز مرتبه؟

49:13.995 --> 49:16.289
‫قراره خانم ون‌راین هر لحظه از راه برسه

49:16.289 --> 49:18.249
‫قراره میزبان یک بیمار باشیم

49:18.249 --> 49:20.210
‫و داره همراه خانم ون‌راین میاد

49:20.210 --> 49:22.410
‫متاسفم که اینو می‌شنوم

49:23.880 --> 49:25.965
‫آقای چورچ، کمی پیش

49:25.965 --> 49:28.259
‫ازم خواستی
‫اون‌دفعه‌ای که باعث شدی

49:28.259 --> 49:31.096
‫پیش خانم ون‌راین
‫توی دردسر بیفتم رو فراموش کنم

49:31.096 --> 49:32.263
‫یادمه

49:32.263 --> 49:35.016
‫فکر نمی‌کردی بتونی منو ببخشی

49:35.016 --> 49:36.601
‫اشتباه می‌کردم

49:36.601 --> 49:41.564
‫حداقل، برای من، قضیه کاملاً تمام شده رفته

49:58.289 --> 50:01.251
‫- شوهرعمه لوک کجاست؟
‫- نیومدن

50:01.251 --> 50:03.837
‫هرچی گفتم راضی نشدن

50:03.837 --> 50:06.172
‫و حالا میرم بالا. خیلی خسته‌م

50:06.172 --> 50:07.841
‫بنیستر، میشه به آرمسترانگ بگی؟

50:07.841 --> 50:10.176
‫چشم خانم

50:10.176 --> 50:13.763
‫جان، به خانم باور بگو
‫توی اتاقم غذا می‌خورم

50:13.763 --> 50:15.963
‫چی شده؟

50:17.267 --> 50:20.311
‫شوهرعمه‌م مریض شده

50:20.311 --> 50:23.481
‫و امیدوار بودیم بتونیم اینجا
‫ازش مراقبت کنیم، ولی ظاهراً نمیشه

50:23.481 --> 50:25.108
‫متاسفم

50:25.108 --> 50:27.485
‫به‌خصوص الان که باید خوشحال باشی

50:27.485 --> 50:29.029
‫چرا؟

50:29.029 --> 50:31.489
‫چون نامزد کردی

50:31.489 --> 50:34.367
‫اوه

50:35.493 --> 50:36.745
‫اوه، آره

50:36.745 --> 50:40.331
‫این خبر باعث شد
‫اون قضیه کاملاً از ذهنم بره

50:40.331 --> 50:42.876
‫لطفاً اگر کمکی ازم برمیومد بگو

50:42.876 --> 50:45.420
‫ممنون، یادم می‌مونه

50:58.600 --> 51:00.268
‫چی میگه؟

51:00.268 --> 51:01.686
‫اعتصاب کننده‌ها هنوزم

51:01.686 --> 51:03.229
‫اجازه نمیدن کارگرها وارد بشن

51:03.229 --> 51:04.522
‫اجازه نمیده وارد کارخونه‌ها بشن

51:04.522 --> 51:06.399
‫ولی مطمئنه گارد می‌تونه
‫ به‌زودی ببرتشون داخل

51:06.399 --> 51:07.525
‫تا مشغول بشن

51:07.525 --> 51:09.694
‫- تا چقدر دیگه؟
‫- یک ساعت آینده

51:09.694 --> 51:12.739
‫اونوقت اعتصاب کننده‌ها می‌تونن
‫ مثل لشکر شکست‌خورده برگردن خونه

51:15.617 --> 51:16.910
‫باید برم اون پایین

51:16.910 --> 51:18.453
‫این دقیقاً همون کاریه که نباید بکنی

51:18.453 --> 51:20.455
‫اگر دارن از اسلحه استفاده می‌کنن
‫نمی‌تونم اینجا بمونم

51:20.455 --> 51:22.207
‫منو ببر پیش فرمانده‌شون

51:22.207 --> 51:23.500
‫قربان، امن نیست

51:23.500 --> 51:25.085
‫فکر کردی حاضرم توی یک دفتر بشینم

51:25.085 --> 51:27.045
‫و ببینم کارخونه‌هام به آتیش کشیده میشن؟

51:27.045 --> 51:29.464
‫- زود باش منو ببر اونجا
‫- چشم قربان

51:31.049 --> 51:32.563
‫هشت، هشت، هشت

51:32.563 --> 51:34.052
‫هشت، هشت، هشت

51:34.052 --> 51:35.315
‫هشت، هشت، هشت

51:35.315 --> 51:36.554
‫هشت، هشت، هشت

51:36.554 --> 51:37.964
‫هشت، هشت، هشت

51:37.964 --> 51:39.349
‫هشت، هشت، هشت

51:39.349 --> 51:40.842
‫هشت، هشت، هشت

51:40.842 --> 51:42.310
‫هشت، هشت، هشت

51:42.310 --> 51:43.699
‫هشت، هشت، هشت

51:43.699 --> 51:45.063
‫هشت، هشت، هشت

51:45.063 --> 51:46.243
‫هشت، هشت، هشت

51:46.243 --> 51:47.399
‫هشت، هشت، هشت

51:47.399 --> 51:50.235
‫هشت، هشت، هشت...

51:50.235 --> 51:53.905
‫از طرف این مردم، ازتون می‌خوام برید

51:53.905 --> 51:56.950
‫اگر بمونید، خون‌ها ریخته میشه

51:56.950 --> 51:59.119
‫التماستون می‌کنم، برید

51:59.119 --> 52:00.745
‫هشت، هشت، هشت!

52:00.745 --> 52:02.301
‫هشت، هشت، هشت

52:02.301 --> 52:03.832
‫هشت، هشت، هشت

52:03.832 --> 52:05.000
‫هشت، هشت، هشت...

52:05.000 --> 52:06.209
‫کی شلیک کرد؟

52:06.209 --> 52:07.752
‫لطفاً برگردین توی ساختمون، قربان

52:07.752 --> 52:08.962
‫همه‌تون برگردین داخل

52:08.962 --> 52:10.088
‫اینجا امن نیست

52:10.088 --> 52:12.340
‫من جورج راسل هستم
‫این‌ها کارخونه‌های منه

52:12.340 --> 52:13.675
‫و می‌خوام بدونم
‫چه اتفاقی داره میفته

52:13.675 --> 52:16.594
‫شلیک‌های هشدار بودن
‫هیچکس صدمه ندید

52:16.594 --> 52:18.096
‫یک لحظه، قربان

52:18.096 --> 52:19.094
‫هشت، هشت، هشت

52:19.094 --> 52:21.294
‫هشت، هشت، هشت...

52:21.766 --> 52:24.728
‫اومدیم راه رو برای کارگرهای جدید باز کنیم

52:24.728 --> 52:27.564
‫تا تولید کارخونه‌ از سر گرفته بشه

52:27.564 --> 52:30.357
‫دلمون نمی‌خواد خونی بریزیم

52:30.357 --> 52:32.485
‫ولی این‌کارو می‌کنیم

52:32.485 --> 52:33.827
‫اگر لازم باشه

52:33.827 --> 52:36.781
‫تک‌تکتون رو به رگبار می‌بندیم

52:39.242 --> 52:41.661
‫یک دقیقه وقت دارید راه رو باز کنید

52:46.166 --> 52:47.792
‫هشت، هشت، هشت!

52:47.792 --> 52:49.210
‫هشت، هشت، هشت...

52:49.210 --> 52:51.254
‫سروان، نیروها رو آماده‌ی شلیک کن

52:51.254 --> 52:52.756
‫هشت، هشت، هشت...

52:52.756 --> 52:54.632
‫افراد، اسلحه‌ها رو پر کنید!

52:54.632 --> 52:55.958
‫هشت، هشت، هشت

52:55.958 --> 52:57.260
‫هشت، هشت، هشت

52:57.260 --> 52:58.511
‫هشت، هشت، هشت...

52:58.511 --> 53:00.638
‫پسرم، بیا اینجا، بیا اینجا

53:00.638 --> 53:02.838
‫کارگرها!

53:03.808 --> 53:06.008
‫موضع‌تون رو حفظ کنید!

53:07.479 --> 53:09.679
‫ردیف اول، زانو بزنید!

53:12.609 --> 53:14.194
‫آماده!

53:14.194 --> 53:16.529
‫هدف بگیرید!

53:23.161 --> 53:28.416
‫هندرسون، افرادت رو ببر عقب
‫و پسرتو با خودت ببر!

53:28.416 --> 53:30.043
‫چرا صبر کنیم؟
‫بهشون هشدار دادیم

53:30.043 --> 53:32.243
‫دستور شلیک رو بده

53:43.598 --> 53:45.392
‫- بگو سلاح‌هاشون رو بیارن پایین
‫- چی؟

53:45.392 --> 53:47.018
‫- بهشون بگو
‫- الان وقت وا دادن نیست!

53:47.018 --> 53:48.269
‫بهشون بگو!

53:48.269 --> 53:50.271
‫سروان، بگو سربازها
‫اسلحه‌هاشون رو بیارن پایین

53:50.271 --> 53:53.149
‫گروهان، به‌جای خود!

53:53.149 --> 53:55.349
‫ردیف اول، بایستید!

54:04.786 --> 54:07.038
‫چیکار کردی؟

54:07.038 --> 54:08.957
‫چطور می‌تونستم؟

54:08.957 --> 54:11.157
‫این افراد خانواده دارن

54:16.047 --> 54:18.049
‫- کارگرها!
‫- متحد بشید!

54:18.049 --> 54:19.592
‫- کارگرها!
‫- متحد بشید!

54:19.592 --> 54:21.219
‫- کارگرها!
‫- متحد بشید!

54:21.219 --> 54:22.595
‫- کارگرها!
‫- متحد بشید!

54:22.595 --> 54:24.222
‫- کارگرها!
‫- متحد بشید!

54:24.222 --> 54:25.473
‫- کارگرها!
‫- متحد بشید!

54:25.473 --> 54:28.834
‫- کارگرها!
‫- متحد بشید!

54:28.834 --> 54:33.858
‫تـرجـمـه و تـنـظـیـم : حـسـیـن اسـمـاعـیـلـی

54:33.858 --> 54:38.882
<b>«ارائه‌ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus
