WEBVTT

00:00.160 --> 00:08.160
<b>«ارائه‌ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus

01:34.365 --> 01:40.390
‫تـرجـمـه و تـنـظـیـم : حـسـیـن اسـمـاعـیـلـی

01:40.390 --> 01:43.720
‫همونطور که می‌بینید
‫داریم وارد مرحله‌ی آخر

01:43.720 --> 01:45.220
‫از ساخت سالن باشکوه‌مون میشیم

01:45.220 --> 01:46.560
‫و مشتاقیم که همه‌تون

01:46.560 --> 01:48.350
‫سرمایه‌گذارهای اصلی و پشتیبان‌های مالی‌مون

01:48.350 --> 01:49.730
‫اولین کسانی باشین که می‌بینن

01:49.730 --> 01:52.070
‫اپرای متروپولیتن جدید قراره چه چیزی رو

01:52.070 --> 01:53.650
‫برای شهر بزرگ نیویورک به ارمغان بیاره

01:53.650 --> 01:56.240
‫و حالا، شما رو به دستان
‫آقای گیلبرت می‌سپارم

01:56.240 --> 01:58.240
‫تا بتونه هر سوالی که دارین رو پاسخ بده

01:58.240 --> 02:00.820
‫خانم‌ها و آقایون
‫اگر میشه تشریف بیارید با همدیگه

02:00.820 --> 02:03.020
‫بریم به سالن نمایش

02:12.130 --> 02:14.590
‫از این طرف

02:14.590 --> 02:19.380
‫شاید ساختش به پایان نرسیده باشه
‫ولی به‌زودی تمام میشه

02:19.380 --> 02:23.220
‫و ساخت ردیف اول
‫ که اکثرتون اونجا جایگاه گرفتید

02:23.220 --> 02:26.220
‫در مراحل آخره

02:28.560 --> 02:31.650
‫و حالا، این شما و این هم
‫باشکوه‌ترین سالن اپرای دنیا

02:31.650 --> 02:33.850
‫متروپولیتن جدید!

02:37.780 --> 02:39.980
‫خدای من

02:45.120 --> 02:48.250
‫همونطور که می‌بینید
‫صحنه‌ی نمایش بسیار عظیمه

02:48.250 --> 02:50.460
‫خانم وینترتون، تشریف آوردی

02:50.460 --> 02:52.380
‫نامه‌ت کنجکاوم کرد

02:52.380 --> 02:54.960
‫و حق با توئه
‫خیلی باشکوهه

02:54.960 --> 02:57.300
‫به فکر افتادی
‫که بیای سمت ما؟

02:57.300 --> 02:58.970
‫نه، متاسفانه نه

02:58.970 --> 03:01.800
‫آقای وینترتون به جایگاهش
‫توی آکادمی خیلی اهمیت میده

03:01.800 --> 03:03.930
‫مطمئنم خودت بیشتر از همه درک می‌کنی

03:03.930 --> 03:05.640
‫خانم راسل، خانم وینترتون
‫میشه لطفاً

03:05.640 --> 03:07.350
‫یک ثانیه در همین حالت بمونید

03:07.350 --> 03:10.020
‫تا هنرمندمون یک طراحی
‫برای "دیلی گرافیک" بکشه؟

03:10.020 --> 03:12.560
‫نمی‌تونم. من از آکادمی حمایت می‌کنم

03:12.560 --> 03:16.190
‫- پس فقط شما، خانم راسل
‫- البته

03:16.190 --> 03:17.530
‫کدوم جایگاه مال توئه؟

03:17.530 --> 03:19.780
‫اوه، هنوز چیزی نهایی نشده

03:19.780 --> 03:22.320
‫و باید همچین چیزی رو باور کنم؟

03:24.660 --> 03:26.370
‫لطف کردی که اجازه دادی امروز بیام

03:26.370 --> 03:28.290
‫اونم وقتی می‌دونستی
‫که پیشنهادت رو قبول نمی‌کنم

03:28.290 --> 03:30.710
‫ولی دلیل نمیشه
‫که نخوام وسوسه‌ت کنم

03:30.710 --> 03:32.290
‫همه‌چیز داره بی‌دردسر پیش میره؟

03:32.290 --> 03:33.670
‫هیچ کارگری نمی‌بینم

03:33.670 --> 03:34.800
‫اوه، حتماً به‌خاطر

03:34.800 --> 03:36.170
‫بازدید سرمایه‌گذارها اینجا رو خالی کردن

03:36.170 --> 03:38.000
‫خانم راسل، مقاله‌ای که به تازگی

03:38.000 --> 03:39.710
‫توی روزنامه‌ی نیوپورت چاپ شد رو دیدین؟

03:39.710 --> 03:41.550
‫اسمی نیاورده بود، ولی مردم میگن

03:41.550 --> 03:44.550
‫در مورد پسر شما و خانم بلین بوده

03:44.550 --> 03:46.300
‫به‌نظر میاد خیلی از خانم بلین خوشش میاد

03:46.300 --> 03:48.010
‫همه‌مون از خانم بلین خوشمون میاد

03:48.010 --> 03:49.680
‫داره حرفه‌ی معماریش رو شروع می‌کنه

03:49.680 --> 03:52.060
‫و خانم بلین استخدامش کرده
‫تا خونه‌ش رو اونجا براش نوسازی کنه

03:52.060 --> 03:54.690
‫پس گمونم تونستن همدیگه رو حسابی بشناسن

03:54.690 --> 03:57.400
‫بله، همه‌مون خانم بلین رو می‌شناسیم
‫و ازش خوشمون میاد

03:57.400 --> 04:00.690
‫و دیگه باید برم

04:00.690 --> 04:01.570
‫اوه

04:01.570 --> 04:03.450
‫این آدما عجب رویی دارن

04:03.450 --> 04:05.660
‫نمی‌دونم این مزخرفات رو از کجا میارن

04:05.660 --> 04:07.700
‫مطمئنم بی‌پایه و اساسه، ولی...

04:07.700 --> 04:09.370
‫ولی چی؟

04:09.370 --> 04:11.500
‫هیچی. جدی میگم
‫نمی‌خواستم بهت بگم

04:11.500 --> 04:13.420
‫ولی وقتی همه‌مون رفتیم دیدن تئاتر

04:13.420 --> 04:14.870
‫ماد بیتون یه چیزی گفت

04:14.870 --> 04:17.290
‫ظاهراً فکر می‌کرد
‫بینشون یه خبرایی هست

04:17.290 --> 04:18.380
‫ولی شوخی بود

04:18.380 --> 04:19.500
‫معلومه که شوخی بوده

04:19.500 --> 04:22.260
‫میشه باهاتون صحبت کنم، خانم راسل؟

04:25.050 --> 04:26.930
‫متاسفانه خبرهای بدی دارم

04:26.930 --> 04:27.760
‫ارتباطی با

04:27.760 --> 04:29.060
‫نبود کارگرها داره؟

04:29.060 --> 04:30.100
‫دقیقاً

04:30.100 --> 04:31.890
‫پول تمام شده

04:31.890 --> 04:34.020
‫توی برنامه‌مون برای فروش جایگاه‌ها

04:34.020 --> 04:35.560
‫بدجوری عقب افتادیم

04:35.560 --> 04:36.730
‫توی این مورد کمک می‌کنم

04:36.730 --> 04:39.150
‫اگر می‌تونی کمک کنی، خانم راسل
‫لطفاً کمک کن

04:39.150 --> 04:41.350
‫و هرچه سریع‌تر این‌کارو بکن

04:46.070 --> 04:47.450
‫امیدوارم خانم ایدا متوجه باشه

04:47.450 --> 04:49.120
‫که مهمونی گرفتن خیلی زحمت داره

04:49.120 --> 04:51.120
‫برای هدف خوبیه

04:51.120 --> 04:52.500
‫فکر کنم از کشیش خوشش میاد

04:52.500 --> 04:54.250
‫اوه، حسابی ازش خوشش میاد

04:54.250 --> 04:56.460
‫و لیاقت داره شاد باشه

04:56.460 --> 04:57.750
‫تعمیر ساعت به کجا رسیده؟

04:57.750 --> 04:59.250
‫به جاهای خوبی رسیده، فکر کنم

04:59.250 --> 05:01.130
‫می‌خوام همین هفته امتحانش کنم

05:01.130 --> 05:03.550
‫لازمه همه‌مون کلاه ایمنی بپوشیم؟

05:05.760 --> 05:07.090
‫اوه

05:07.090 --> 05:09.100
‫جناب اسقف "رایلی" سال‌هاست

05:09.100 --> 05:10.930
‫که در مکزیکوسیتی مبلغ مذهبی بوده

05:10.930 --> 05:13.930
‫و مشغول نجات جون آدما
‫و تبلیغ کلام خدا بوده

05:13.930 --> 05:16.400
‫پس امیدوارم قانع‌تون کرده باشم

05:16.400 --> 05:18.990
‫که در این راه شرافتمندانه ازش حمایت کنید

05:21.900 --> 05:22.820
‫آروم باش

05:22.820 --> 05:24.690
‫نطق گتیسبورگ که نبود
‫(از مشهورترین سخنرانی‌های آبراهام لینکلن)

05:24.690 --> 05:26.890
‫حرف‌هاش خیلی تاثیرگذار بود

05:29.320 --> 05:31.990
‫کتابچه‌های روش کمک به این کار خیر

05:31.990 --> 05:35.040
‫وقتی دارین به سمت اتاق غذاخوری میرین
‫روی میز هستن

05:35.040 --> 05:37.710
‫جایی که دعوتتون می‌کنیم
‫برای صرف چایی به ما ملحق بشید

05:37.710 --> 05:39.910
‫ممنونم

05:44.010 --> 05:45.550
‫فکر نمی‌کردم علاقه‌ی چندانی

05:45.550 --> 05:47.130
‫به این قضایا داشته باشی

05:47.130 --> 05:49.010
‫اومدم از خواهر زن‌عمو ایدا حمایت کنم

05:49.010 --> 05:50.850
‫به‌علاوه، خانم بیتن می‌خواد

05:50.850 --> 05:52.600
‫به گسترش مسیحیت کمک کنه

05:52.600 --> 05:54.640
‫و نظر تو در این مورد چیه؟

05:54.640 --> 05:56.480
‫از خونه‌م در خیابان پنجم
‫در کمال آسودگی

05:56.480 --> 05:58.600
‫ خوشحال میشم
‫از کارهای خیر حمایت می‌کنم

05:58.600 --> 06:01.270
‫اون اسقف به‌نظر خیلی شجاع میاد

06:01.270 --> 06:02.520
‫ای‌کاش منم اونقدر شجاع بودم

06:02.520 --> 06:04.780
‫که بتونم یک کاری
‫برای کمک انجام بدم

06:04.780 --> 06:07.780
‫نظرت چیه از طرف تو
‫مبلغی رو اهدا کنم؟

06:07.780 --> 06:08.860
‫واقعاً؟

06:08.860 --> 06:11.120
‫مدام من رو غافلگیر می‌کنی، آقای ون‌راین

06:11.120 --> 06:14.120
‫و توام همیشه الهام‌بخش منی، خانم بیتون

06:17.790 --> 06:20.750
‫ای‌کاش می‌دونستم
‫چه قضاوتی در مورد پسرعمه‌ت بکنم

06:20.750 --> 06:23.550
‫خب، تابه‌حال ندیدم با کسی
‫اینطوری رفتار کنه

06:23.550 --> 06:25.420
‫باعث میشی بهترین شخصیت رو پیدا کنه

06:25.420 --> 06:28.340
‫و خوشحالم

06:28.340 --> 06:29.380
‫باید بریم

06:29.380 --> 06:30.720
‫به‌ این زودی میرین؟

06:30.720 --> 06:32.600
‫متاسفانه قراره خانم بروک بره

06:32.600 --> 06:34.180
‫به مراسم چای‌خوری مدرسه‌ی دخترم

06:34.180 --> 06:35.270
‫اوه

06:35.270 --> 06:36.470
‫از طرفم از اسکار خداحافظی کن

06:36.470 --> 06:38.020
‫حتماً

06:38.020 --> 06:39.020
‫بریم؟

06:39.020 --> 06:40.480
‫خب، نیازی نیست همراهم بیای

06:40.480 --> 06:41.690
‫راه مدرسه رو بلدم

06:41.690 --> 06:44.190
‫کمترین کاریه که ازم برمیاد

06:44.190 --> 06:47.400
‫اوه، توی سفرهام به عنوان مبلغ
‫یونان رو بیشتر از همه دوست داشتم

06:47.400 --> 06:50.240
‫ولی اون مال خیلی وقت پیشه

06:50.240 --> 06:52.030
‫همم

06:52.030 --> 06:54.030
‫چرا ادامه ندادی؟

06:54.030 --> 06:57.200
‫وقتی پدرم مرد، مادرم تنها بود

06:57.200 --> 06:59.710
‫تا زمان مرگش ازش مراقبت می‌کردم

06:59.710 --> 07:02.500
‫ولی حتماً دلت برای مبلغ بودن تنگ شده

07:02.500 --> 07:05.050
‫اگر من می‌خواستم
‫پشیمانی‌هام رو نام ببرم

07:05.050 --> 07:07.710
‫سفر نکردن رو می‌ذاشتم شماره‌ی یک

07:07.710 --> 07:10.240
‫برای سفر کردنت
‫هنوز خیلی دیر نشده

07:10.550 --> 07:12.113
‫مخالفت نمی‌کنم

07:12.113 --> 07:14.850
‫چون امیدوارم اینطور باشه

07:14.850 --> 07:20.060
‫خانم بروک، هنوز خیلی کارها مونده
‫که می‌تونی انجام بدی

07:30.650 --> 07:34.240
‫اوه، اینجایین

07:34.240 --> 07:35.700
‫می‌خوام از جفتتون تشکر کنم

07:35.700 --> 07:37.870
‫که این دورهمی رو برام ترتیب دادین

07:37.870 --> 07:40.210
‫- با کمال میل انجامش دادیم
‫- خب، ایدا رو که می‌شناسی

07:40.210 --> 07:44.750
‫وقتی کارهای خیر می‌کنه
‫از همیشه شادتره

07:44.750 --> 07:47.210
‫مطمئنی چیز دیگه‌ای برای خوردن نمی‌خوای؟

07:47.210 --> 07:49.710
‫چای بیشتر می‌خوای؟

07:49.710 --> 07:51.420
‫باشه، یک فنجون چایی دیگه می‌خورم

07:51.420 --> 07:53.340
‫خانم مونتگومری رو دیدم. ببخشید

07:53.340 --> 07:55.050
‫- ممنون
‫- خواهش می‌کنم

07:55.050 --> 07:57.930
‫دخترتون خیلی نازنینه
‫و نسبت به سنش خیلی عاقله

07:57.930 --> 07:58.810
‫نه دخترم...

07:58.810 --> 08:00.140
‫و درست مثل پدرشه

08:00.140 --> 08:02.100
‫وقتی میاد دنبالش دیدمش

08:02.100 --> 08:04.730
‫باید بگم، آداب رو خیلی خوب یادش دادی

08:04.730 --> 08:06.110
‫مثل پدرشه، درسته

08:06.110 --> 08:07.860
‫فکر نکنم تابه‌حال همدیگه رو
‫دیده باشیم، خانم مونتگوری

08:07.860 --> 08:10.570
‫- من خانم "گلنی" هستم
‫- من خانم مونتگومری نیستم

08:10.570 --> 08:15.370
‫من خانم "بروک"ـم
‫و از اقوام فرانسس هستم

08:15.370 --> 08:16.620
‫- من اینجا درس میدم
‫- صحیح

08:16.620 --> 08:18.410
‫عذر می‌خوام

08:18.410 --> 08:20.500
‫اوه، پس دخترم رو می‌شناسی
‫سارا گلنی

08:20.500 --> 08:21.620
‫البته

08:21.620 --> 08:23.250
‫- مایه‌ی سرافرازیتونه
‫- بله

08:23.250 --> 08:25.580
‫خب... خوبه

08:25.580 --> 08:27.780
‫بهتره برم ببینم
‫حالش خوبه یا نه

08:30.010 --> 08:30.920
‫اوناهاش

08:30.920 --> 08:32.470
‫داشتی به خانم گلنی چی می‌گفتی؟

08:32.470 --> 08:33.630
‫چیز خاصی نمی‌گفتم

08:33.630 --> 08:35.430
‫خانم بروک
‫خیلی خوشحالیم می‌بینیمتون

08:35.430 --> 08:36.800
‫شما معلم مورد علاقه‌ی مایی

08:36.800 --> 08:39.260
‫ممنون، ولی این بین خودمون بمونه

08:42.270 --> 08:43.640
‫پدرت اومد

08:43.640 --> 08:45.480
‫خیلی زود اومدم؟

08:45.480 --> 08:48.310
‫نه، فکر کنم دیگه داره تمام میشه

08:48.310 --> 08:51.530
‫خیلی لطف کردی
‫که بعدازظهرت رو وقف فرانسس کردی

08:51.530 --> 08:52.940
‫اوه، ازش لذت بردم

08:52.940 --> 08:54.990
‫از دیدن دخترها و خانواده‌هاشون خوشحال شدم

08:54.990 --> 08:58.780
‫و حالا، اینجا ایستادیم
‫هر سه تاییمون

08:58.780 --> 09:01.330
‫چون ما هم الان
‫یه خانواده‌ی درست و حسابی هستیم

09:01.330 --> 09:02.450
‫مگه نه؟

09:02.450 --> 09:03.790
‫اوه

09:03.790 --> 09:06.000
‫نباید خانم بروک رو بترسونی

09:06.000 --> 09:08.130
‫شما که نترسیدی، مگه نه؟

09:08.130 --> 09:09.250
‫دارم میام!

09:09.250 --> 09:10.920
‫معلومه که نه

09:10.920 --> 09:13.760
‫خیلی بهم خوش گذشت
‫ولی دیگه بهتره برگردم

09:13.760 --> 09:15.430
‫- کالسکه بیرونه
‫- نه، پیاده میرم

09:15.430 --> 09:17.340
‫- معمولاً پیاده میرم
‫- این چه حرفیه

09:17.340 --> 09:18.850
‫هیچکس از اعضای خانواده‌مون راه نمیره

09:18.850 --> 09:20.930
‫نه وقتی یک کالسکه‌ی خوب بیرون منتظره

09:20.930 --> 09:23.791
‫خیلی ازتون قدردانه

09:23.791 --> 09:25.991
‫منم همینطور

09:30.360 --> 09:33.070
‫نگو که هنوزم نگران اون مقاله‌ی مسخره‌ای

09:33.070 --> 09:36.490
‫مسخره باشه یا نباشه
‫باید مراقب باشیم

09:36.490 --> 09:39.410
‫یه سری مزخرفات
‫برای ستون شایعات بیشتر نبود

09:39.410 --> 09:41.120
‫چه اهمیتی داره؟ نادیده‌ش بگیر

09:41.120 --> 09:43.870
‫تو یه جوان مجردی
‫که در اوج عیش و عشرته

09:43.870 --> 09:46.120
‫چیزی برای از دست دادن نداری

09:46.120 --> 09:50.170
‫زیادی نگرانی می‌کنی

09:50.170 --> 09:53.210
‫هیچکس اهمیتی نمیده

09:53.210 --> 09:55.410
‫مردم اهمیت میدن

09:58.220 --> 10:00.760
‫چی شده؟

10:00.760 --> 10:03.560
‫مادرت برام نامه نوشته

10:03.560 --> 10:08.480
‫ازم خواسته دفعه‌ی بعد
‫که رفتم نیویورک برم پیشش

10:08.480 --> 10:09.730
‫و گفته چرا؟

10:09.730 --> 10:11.270
‫خب، به‌نظر میاد
‫در مورد راضی کردنم

10:11.270 --> 10:13.230
‫برای گرفتن یک جایگاه توی متروپولیتنه

10:13.230 --> 10:15.360
‫اوه، که اینطور

10:15.360 --> 10:16.530
‫آره، باید همین باشه

10:16.530 --> 10:19.280
‫ولی چرا نتونسته تا دفعه‌ی بعد
‫که میاد نیوپورت صبر کنه؟

10:19.280 --> 10:21.240
‫نمی‌خواد صبر کنه

10:21.240 --> 10:25.000
‫فعلاً هیچ‌چیز دیگه‌ای توی ذهنش نیست

10:25.000 --> 10:28.250
‫وقتی اونجایی میری دیدنش؟

10:28.250 --> 10:31.790
‫چه دلیلی دارم که دعوتش رو رد کنم؟

10:31.790 --> 10:34.420
‫فقط اجازه نده نگرانت کنه

10:36.420 --> 10:38.760
‫کی برمی‌گردی نیوپورت؟

10:38.760 --> 10:43.390
‫پنج‌شنبه، به‌موقع
برای مهمانی شام خانم فیش برمی‌گردم

10:43.390 --> 10:45.600
‫ساعت 8 میام دنبالت

10:45.600 --> 10:48.020
‫با همدیگه برسیم اونجا؟

10:48.020 --> 10:50.440
‫دم در پیاده‌ت می‌کنم
‫یه دور می‌زنم

10:50.440 --> 10:52.640
‫و یکم بعدتر برمی‌گردم

10:55.360 --> 10:58.900
‫و محض اطلاعت
‫من در حال عیش و عشرت نیستم

11:01.320 --> 11:03.520
‫چون عاشقتم

11:05.450 --> 11:09.910
‫و منم حس می‌کنم عاشقت شدم، آقای راسل

11:09.910 --> 11:14.630
‫که بخشی از برنامه‌ی اصلیم نبود

11:27.930 --> 11:29.480
‫امشب با هم غذا می‌خوریم؟

11:29.480 --> 11:31.310
‫فکر نکنم

11:31.310 --> 11:34.610
‫حیف شد
‫چون خبرهای خوبی دارم

11:34.610 --> 11:37.400
‫در مورد دوک باکینگهامه

11:37.400 --> 11:40.820
‫برای جان بورنز نامه نوشتم
‫رئیس انگلیسی کونارد

11:40.820 --> 11:42.990
‫ظاهراً دوک رو خیلی خوب می‌شناسه

11:42.990 --> 11:44.820
‫به یک مهمانی دعوت شدیم

11:44.820 --> 11:46.450
‫همراه دوک؟

11:46.450 --> 11:48.910
‫معلومه که همراه دوک

11:48.910 --> 11:51.160
‫گفته بودم اگر روش تمرکز کنی
‫می‌تونی اوضاع رو درست کنی

11:51.160 --> 11:54.170
‫گردش سرمایه‌گذارهای سالن اپرا چطور بود؟

11:54.170 --> 11:55.540
‫خوب پیش رفت؟

11:55.540 --> 11:56.710
‫نه چندان

11:56.710 --> 11:58.340
‫یه مشکل داریم

11:58.340 --> 11:59.630
‫کار متوقف شده

11:59.630 --> 12:01.090
‫- حلش نمی‌کنن؟
‫- شاید

12:01.090 --> 12:02.470
‫ولی ممکنه تا بخواد درست بشه

12:02.470 --> 12:03.760
‫ افتتاحیه عقب بیفته

12:03.760 --> 12:05.510
‫حتی ممکنه خواننده‌هامون رو از دست بدیم

12:05.510 --> 12:07.680
‫می‌خوای یه نگاهی به اوضاع بندازم؟

12:07.680 --> 12:09.850
‫اگر بکنی که ممنونت میشم

12:09.850 --> 12:12.310
‫به‌جز این، حس کردی خوب پیش رفت؟

12:12.310 --> 12:13.400
‫فکر کنم

12:13.400 --> 12:15.270
‫گرچه خانم وینترتون از فرصت استفاده کرد

12:15.270 --> 12:17.150
‫تا عضویتش توی آکادمی رو به رخم بکشه

12:17.150 --> 12:20.030
‫و یه خبرنگار در مورد
‫شایعات روزنامه‌ی نیوپورت ازم پرسید

12:20.030 --> 12:21.950
‫که ظاهراً بعضی‌ها فکر می‌کنن

12:21.950 --> 12:23.990
‫در مورد لری و خانم "بلین"ـه

12:23.990 --> 12:25.870
‫- تو چی گفتی؟
‫- چی می‌تونستم بگم؟

12:25.870 --> 12:27.870
‫که داره به عنوان معمارش براش کار می‌کنه؟

12:27.870 --> 12:29.830
‫- خب، این که حقیقت داره
‫- خبرش داره پخش میشه، جورج

12:29.830 --> 12:31.540
‫به‌زودی توی تمام نیویورک پخش میشه

12:31.540 --> 12:34.170
‫- کنترلش می‌کنی
‫- فقط به درد همین کار می‌خورم؟

12:34.170 --> 12:36.790
‫که با یه پتو بدوم اینور اونور
‫ آتیش‌ها رو خاموش کنم؟

12:36.790 --> 12:38.880
‫که حواسم باشه لری توی دردسر نیفته

12:38.880 --> 12:40.550
‫که مطمئن بشم گلادیس
‫با آدم‌های درستی آشنا میشه

12:40.550 --> 12:43.220
‫من هوای همه‌تون رو دارم
‫ولی کی هوای منو داره؟

12:43.220 --> 12:44.970
‫امیدوارم من داشته باشم

12:44.970 --> 12:47.550
‫قصدم همینه

12:47.550 --> 12:51.220
‫برای من، هیچ آدم زنده‌ای
‫مهم‌تر از تو نیست

12:51.220 --> 12:53.420
‫می‌دونم

12:55.230 --> 12:57.150
‫پیشنهاد میدی در مورد لری چیکار کنیم؟

12:57.150 --> 12:59.400
‫می‌خوام با خانم بلین صحبت کنم

12:59.400 --> 13:00.730
‫می‌خوای چی بگی؟

13:00.730 --> 13:02.690
‫حقیقت رو میگم

13:02.690 --> 13:04.890
‫معمولاً بهترین کاره

13:09.410 --> 13:11.830
‫هنوز نامه‌ی خانم مک‌نیل رو پاسخ ندادی؟

13:11.830 --> 13:14.580
‫نه... و قبل از اینکه بپرسی

13:14.580 --> 13:18.040
‫به‌خاطر اینه که نمی‌دونم
‫قراره چه جوابی بدم

13:18.040 --> 13:20.090
‫حتماً خیلی برات سخته

13:20.090 --> 13:23.420
‫چون باید مطمئن بشم
‫که تصمیمم به نفع دخترمه

13:23.420 --> 13:25.930
‫فکر می‌کنی شوهرش
‫ زیر قول و قرارش می‌زنه؟

13:25.930 --> 13:28.010
‫نه، میگه زندگی راحتی برام می‌سازه

13:28.010 --> 13:29.300
‫مطمئنم همین‌کارو می‌کنه

13:29.300 --> 13:32.390
‫ولی باید مطمئن بشم
‫که اونم همینو می‌خواد

13:32.390 --> 13:33.930
‫پس به شوهرش بگو

13:33.930 --> 13:35.890
‫به شوهرش نامه بنویس و توضیح بده

13:35.890 --> 13:38.520
‫که باید از دهن خودش بشنوی

13:38.520 --> 13:40.860
‫حق با توئه

13:40.860 --> 13:43.060
‫همین‌کارو می‌کنم

13:44.610 --> 13:46.740
‫دیدنتون باعث افتخارمه، آقای واشینگتون

13:46.740 --> 13:47.950
‫افتخارش مال منه

13:47.950 --> 13:49.740
‫از نیویورک تا اینجا سفری طولانی داشتین

13:49.740 --> 13:51.280
‫سفری مهم

13:51.280 --> 13:52.910
‫خانمم خوشحال میشه
‫که یک خانم دیگه

13:52.910 --> 13:54.120
‫ توی خونه کنارش باشه

13:54.120 --> 13:55.620
‫مشتاقانه منتظرم ملاقاتشون کنم

13:55.620 --> 13:57.750
‫و بی‌صبرانه منتظرم
‫که محل خوابگاه رو ببینم

13:57.750 --> 13:58.960
‫- بله
‫- خب، ازتون ممنونم

13:58.960 --> 14:00.630
‫که برای پوشش این خبر تا اینجا اومدین

14:00.630 --> 14:02.170
‫تا خبرمون رو به گوش مردم برسونید

14:02.170 --> 14:03.670
‫لیاقت یک مقاله‌ی خوب رو دارین

14:03.670 --> 14:05.220
‫اوه، وقتی داری مقاله رو می‌نویسی

14:05.220 --> 14:07.300
‫اینو بهت یادآوری می‌کنم

14:07.300 --> 14:08.930
‫چطوری آقای پورتر رو راضی کردین

14:08.930 --> 14:11.970
‫که کمک مالی به این بزرگی بکنه؟

14:11.970 --> 14:14.140
‫تازه از قطار پیاده شدی
‫و همین الانشم کارتو شروع کردی

14:14.140 --> 14:17.690
‫خیلی خوبه

14:17.690 --> 14:19.060
‫آقای تامسون

14:19.060 --> 14:21.610
‫آقای واشینگتون، خبرهای فوق العاده‌ای

14:21.610 --> 14:23.070
‫در مورد خوابگاه جدیدتون شنیدم

14:23.070 --> 14:25.320
بهتون تبریک میگم

14:25.320 --> 14:27.520
‫خیلی لطف دارین. ممنون

14:30.120 --> 14:31.910
‫اوضاع توی جنوب اینقدر عوض شده

14:31.910 --> 14:33.490
‫یا فقط با شما اینطورن؟

14:33.490 --> 14:36.000
‫داریم قدم به قدم
‫رابطه‌مون رو با سفیدپوست‌ها تغییر میدیم

14:36.000 --> 14:38.330
‫ولی تغییر شرایط خودمون از اون هم فراتره

14:38.330 --> 14:41.040
‫وقتی به دانشگاه رسیدیم خودتون می‌بینید

14:43.040 --> 14:45.340
‫می‌خواید باهام بیاید بیرون
‫و پدرم رو ببینید؟

14:45.340 --> 14:46.420
‫نمی‌تونم

14:46.420 --> 14:48.090
‫قراره بعد از مدرسه
‫برم پارک دیدن عمه‌م

14:48.090 --> 14:51.930
‫قراره تا خونه پیاده بریم

14:51.930 --> 14:53.510
‫خانم بروک

14:53.510 --> 14:54.680
‫سلام، خانم بارنز

14:54.680 --> 14:56.680
‫میشه باهاتون صحبت کنم؟

14:56.680 --> 14:58.140
‫البته

14:58.140 --> 15:00.230
‫جین آدامز رو می‌شناسین؟

15:00.230 --> 15:02.480
‫زندگیش رو وقف اصلاحات اجتماعی کرده

15:02.480 --> 15:05.230
‫قراره باهاش همراه بشیم
‫و یک سری کلاس‌های خیریه تشکیل بدیم

15:05.230 --> 15:07.360
‫که براشون نیاز به معلم داریم

15:07.360 --> 15:09.570
‫می‌خوام در این راه کمک کنی

15:09.570 --> 15:12.030
‫قراره توی کلاس‌های خانم آدامز
‫نقاشی درس بدم؟

15:12.030 --> 15:15.160
‫نه، به توانایی‌هایی نیاز دارن
‫که توی زندگیشون فرصت‌ساز باشه

15:15.160 --> 15:17.290
‫خوندن، نوشتن
‫حساب و کتاب ساده

15:17.290 --> 15:20.040
‫- از اینجور چیزها
‫- صحیح

15:20.040 --> 15:21.540
‫ممنون که به فکر من افتادین

15:21.540 --> 15:23.740
‫معلومه

15:31.630 --> 15:34.140
‫از گل صدتومانی متنفری

15:34.140 --> 15:36.680
‫نه. چرا باید همچین حرفی بزنی؟

15:37.970 --> 15:40.520
‫به زن‌های زیادی گل ندادم

15:40.520 --> 15:44.940
‫ولی فکر نکنم
‫نگرانی موقع گل گرفتن عادی باشه

15:44.940 --> 15:46.820
‫خیلی خوشگلن

15:46.820 --> 15:50.200
‫ولی اعتراف می‌کنم، برام سواله

15:50.200 --> 15:52.490
‫که اگر اگنس بفهمه چه فکری می‌کنه

15:52.490 --> 15:56.370
‫این گل‌ها برای توئه، ایدا بروک

15:56.370 --> 15:58.080
‫نه هیچکس دیگه‌ای

15:58.080 --> 16:00.580
‫خیلی زیبان

16:00.580 --> 16:03.630
‫ممنونم

16:06.000 --> 16:08.250
‫اوه

16:08.250 --> 16:10.450
‫آره

16:13.180 --> 16:14.680
‫از این طرف، جناب
‫از این طرف

16:14.680 --> 16:16.880
‫اوه، ممنونم

16:18.520 --> 16:20.720
‫اوه خدای من

16:21.940 --> 16:23.270
‫ماریان چی؟

16:23.270 --> 16:25.110
‫نمی‌تونیم بدون اون بریم

16:25.110 --> 16:27.940
‫خب، توی این بارون نمیاد اینجا

16:27.940 --> 16:30.650
‫نظرت چیه بریم دم مدرسه
‫و ببینیم اونجاست یا نه؟

16:30.650 --> 16:33.150
‫اوه، آره
‫بیا همین‌کارو بکنیم

16:38.200 --> 16:39.490
‫شایعاتی به گوشم رسیده

16:39.490 --> 16:41.870
‫که حقیقتاً برام نگران کننده‌ست

16:41.870 --> 16:44.830
‫فکر می‌کردم برای صحبت
‫در مورد سالن اپرای جدید دعوتم کردی

16:44.830 --> 16:46.250
‫اون قضیه بمونه برای بعد

16:46.250 --> 16:48.840
‫مقاله رو دیدی؟

16:48.840 --> 16:51.630
‫در مورد تو و لری؟

16:51.630 --> 16:54.090
‫از کجا اینقدر مطمئنی؟
‫توش اسمی نبرده بودن

16:54.090 --> 16:56.260
‫فکر نکن برام مهمه
‫که در مورد تو چی می‌نویسن

16:56.260 --> 16:58.810
‫ولی نمی‌خوام فکر کنن
‫بین تو و پسرم خبریه

16:58.810 --> 17:00.640
‫لری داره برام کار می‌کنه

17:00.640 --> 17:02.810
‫کیف و حالت رو کردی
‫وقتش نیست تمومش کنی؟

17:02.810 --> 17:04.190
‫منظورت چیه؟

17:04.190 --> 17:06.900
‫چی از جونش می‌خوای؟

17:06.900 --> 17:09.360
‫نمی‌تونی براش پسری بیاری

17:09.360 --> 17:11.480
‫تا 20 سال دیگه
‫وقتی به دوران اوج زندگیش رسید

17:11.480 --> 17:13.490
‫تو با عصا راه میری

17:13.490 --> 17:15.280
‫حتی اگر از عذاب وجدان نتونه ولت کنه

17:15.280 --> 17:17.160
‫بخشی از وجودش منتظر مرگت می‌مونه

17:17.160 --> 17:18.530
‫حتماً از دوران زندگی با شوهرت

17:18.530 --> 17:19.950
‫یادته که این چه حسی داشت

17:19.950 --> 17:21.910
‫چطور جرات می‌کنی
‫همچین چیزهایی رو بگی؟

17:21.910 --> 17:23.040
‫جرات می‌کنم چون حقیقت دارن

17:23.040 --> 17:24.330
‫- دیگه اینجا نمی‌مونم
‫- خیلی‌خب

17:24.330 --> 17:26.120
‫- و در مورد سالن اپرا...
‫- اپرا برام مهم نیست

17:26.120 --> 17:27.790
‫خب، خوبه
‫چون از زمانی که نامه نوشتم

17:27.790 --> 17:30.090
‫جایگاه‌ها همه پر شدن

17:30.090 --> 17:31.340
‫پس بی‌دلیل به‌ اینجا اومدم

17:31.340 --> 17:33.540
‫متاسفانه اینطور به‌نظر میاد

17:45.190 --> 17:46.310
‫ممنونم

17:46.310 --> 17:50.020
‫با وجود بارون، واقعاً لذت بردم

17:50.020 --> 17:52.030
‫بی‌صبرانه منتظر ملاقات بعدیمون هستم

17:52.030 --> 17:54.280
‫گمونم یکشنبه همو ببینیم

17:54.280 --> 17:56.490
‫میشه زودتر ببینمت؟

17:56.490 --> 17:58.910
‫چطوری؟

17:58.910 --> 18:00.410
‫می‌تونی بیای کلیسا

18:00.410 --> 18:03.580
‫تا در مورد خیریه‌های مبلغان صحبت کنی

18:03.580 --> 18:07.000
‫یا برای تمرین گروه سرود کنارم باشی

18:07.000 --> 18:10.000
‫می‌تونی فردا بعدازظهر از خونه بیای بیرون؟

18:10.000 --> 18:11.960
‫زندانی اگنس که نیستم

18:11.960 --> 18:13.050
‫خوبه

18:13.050 --> 18:14.210
‫فکر نکنم تحمل داشته باشم

18:14.210 --> 18:17.130
‫که تا یکشنبه صبر کنم

18:17.130 --> 18:19.330
‫تا اون‌موقع خداحافظ

18:31.820 --> 18:34.230
‫اوه

18:34.230 --> 18:36.070
‫چی شد؟

18:36.070 --> 18:37.530
‫نیومدی پارک

18:37.530 --> 18:39.450
‫مدیر مدرسه ازم خواست
‫که بعد از کلاس‌ها باهام صحبت کنه

18:39.450 --> 18:41.450
‫و تا اون‌موقع بارون شروع شده بود
‫برای همین کالسکه گرفتم

18:41.450 --> 18:43.790
‫- اوه
‫- کشیش تا اینجا رسوندت؟

18:43.790 --> 18:45.250
‫آره

18:45.250 --> 18:46.790
‫اون اینا رو بهت داد؟

18:46.790 --> 18:49.670
‫آره

18:49.670 --> 18:52.170
‫میشه دست تو باشن؟

18:52.170 --> 18:54.880
‫قدرت اینو ندارم
‫که برای اگنس توضیح بدم از کجا اومدن

18:57.170 --> 18:59.370
‫بهتره لباسمو عوض کنم

19:03.510 --> 19:05.710
‫به‌نظرم ارزشش رو داره

19:06.600 --> 19:08.350
‫حتماً خیلی افتخار می‌کنی

19:08.350 --> 19:11.440
‫این یعنی مدیر مدرسه
‫ارزش زیادی برات قائله

19:11.440 --> 19:14.360
‫کی شروع میشه؟
‫کلاس‌هات برای این گداها؟

19:14.360 --> 19:16.940
‫لطفاً بهشون نگو گدا

19:16.940 --> 19:19.950
‫تو فکر بودم که فردا شب
‫اون روش پخت بره رو امتحان کنیم

19:19.950 --> 19:21.280
‫که توی "مجله‌ی خانگی زنان" نوشته بود

19:21.280 --> 19:22.740
‫دادمش به خانم باور

19:22.740 --> 19:25.080
‫اوه، خانم ویلسون
‫برای شام دعوتم کرده

19:25.080 --> 19:26.490
‫و فین‌ها هم قراره برن

19:26.490 --> 19:28.460
‫قبول کردم چون فکر می‌کردم بیرون باشین

19:28.460 --> 19:29.710
‫قرار شامم لغو شد

19:29.710 --> 19:31.080
‫خانم تمپل مریض شده

19:31.080 --> 19:33.670
‫به خانم باور میگم
‫قراره خودمون دو تا باشیم

19:35.920 --> 19:41.010
‫راستش، برای فردا شب برنامه دارم

19:41.010 --> 19:42.680
‫برنامه داری؟

19:42.680 --> 19:43.550
‫منظورت چیه؟

19:43.550 --> 19:44.850
‫چجور برنامه‌ای؟

19:44.850 --> 19:48.480
‫توی کلیسا کار دارم

19:48.480 --> 19:51.390
‫حدس می‌زنم بازم مربوط به
‫کشیش‌مون آقای "فورته" باشه؟

19:51.390 --> 19:54.480
‫می‌خواد در مورد
‫خیریه‌های مبلغان باهام صحبت کنه

19:54.480 --> 19:56.230
‫تمام روز مشغول کاره

19:56.230 --> 19:58.070
‫برای همین ازم خواسته بعدازظهر برم

19:58.070 --> 19:59.650
‫قراره تمرین گروه سرود بکنن

19:59.650 --> 20:01.570
‫شام رو چیکار می‌‌کنی؟

20:01.570 --> 20:03.910
‫مطمئنم حواسش هست که گرسنه نمونم

20:04.990 --> 20:06.332
‫اوه!

20:06.332 --> 20:08.500
‫اوه

20:08.500 --> 20:12.080
‫از نظر ماریان که
‫مشغول یه معاشقه‌ی تمام و کمالی

20:12.080 --> 20:13.210
‫چی؟

20:13.210 --> 20:14.830
‫منظورت با کشیش آقای فورته‌ست؟

20:14.830 --> 20:17.000
‫- مگه کس دیگه‌ای هم هست؟
‫- معلومه که نه

20:17.000 --> 20:18.800
‫من هرگز همچین حرفی نزدم، عمه اگنس

20:18.800 --> 20:20.050
‫فکر کنم گفتی

20:20.050 --> 20:21.970
‫ماریان عادت داره غلو کنه

20:21.970 --> 20:24.010
‫که سربه‌سر من بذاره
‫که سربه‌سر جفتمون بذاره

20:24.010 --> 20:26.680
‫چون بعد از این همه سال
‫واقعاً ناشکریه

20:26.680 --> 20:28.310
‫اگر قرار باشه الان ولم کنی بری

20:28.310 --> 20:31.180
‫اگنس، چت شده؟

20:31.180 --> 20:35.150
‫پس، بین تو و آقای فورته خبری نیست؟

20:35.150 --> 20:39.820
‫مرد به‌شدت نازنینیه
‫و خیلی ازش خوشم میاد

20:39.820 --> 20:42.400
‫احساسم بهش در همین حده
‫و کاملاً مطمئنم

20:42.400 --> 20:43.820
‫که احساس اونم نسبت به من همینه

20:43.820 --> 20:45.700
‫ولی اگر بیشتر بود چی؟

20:45.700 --> 20:47.410
‫اگر اما و اگر ظرف و ظروف بود

20:47.410 --> 20:48.700
‫دیگه نیازی به بندزن نبود

20:48.700 --> 20:49.660
‫جدی میگم

20:49.660 --> 20:51.870
‫حاضر نیستم در مورد این موضوع
‫جدی صحبت کنم

20:51.870 --> 20:53.250
‫اوه!

20:53.250 --> 20:55.040
‫بنیستر، گل‌ها

20:55.040 --> 20:57.880
‫و زنبوری که توشه رو ببر

20:57.880 --> 21:00.080
‫گل‌ها از کجا اومدن؟

21:04.300 --> 21:06.930
‫مال من هستن

21:06.930 --> 21:08.050
‫هدیه بودن

21:08.050 --> 21:11.020
‫از طرف دشل؟

21:11.020 --> 21:14.480
‫از طرف والدین یکی از شاگردهام

21:14.480 --> 21:17.310
‫بنیستر، غذامون تمام شده

21:21.070 --> 21:24.360
‫این دیگه چه صداییه؟

21:24.360 --> 21:28.070
‫فکر کنم شاید ساعت من باشه

21:28.070 --> 21:29.200
‫داره چی میگه؟

21:29.200 --> 21:30.370
‫که وقتشه بشقاب‌ها رو ببری آشپزخونه؟

21:30.370 --> 21:33.960
‫زود باش برو قطعش کن

21:33.960 --> 21:35.290
‫میرم دسر رو بیارم

21:35.290 --> 21:36.460
‫بهتره نیاری

21:36.460 --> 21:38.660
‫ممکنه زنبورهای بیشتری بیان

21:41.590 --> 21:43.420
‫معذرت می‌خوام که گفتم بیای اینجا

21:43.420 --> 21:44.550
‫دارم لذت می‌برم

21:44.550 --> 21:46.970
‫از آخرین باری که
‫توی دفتر بانک‌دارها بودم مدت‌‌ها گذشته

21:46.970 --> 21:48.970
‫ولی منم زمانی دفتر خودمو داشتم

21:48.970 --> 21:50.680
‫بفرما

21:50.680 --> 21:52.600
‫چند نفر از همکاران خدمتکارت خبر دارن

21:52.600 --> 21:55.270
‫که چرا اومدی اینجا؟

21:55.270 --> 21:56.770
‫فقط تعدادی از خدمتکارهای ارشد

21:56.770 --> 21:59.110
‫سرخدمتکار، سرآشپز
‫و خانم خانه‌دار

21:59.110 --> 22:00.480
‫همین

22:00.480 --> 22:02.110
‫می‌خواستم دقیقاً همین اتفاق نیفته

22:02.110 --> 22:03.690
‫که خبر ملازم بودن پدرزنت

22:03.690 --> 22:05.700
‫توی نیویورک بپیچه؟

22:05.700 --> 22:08.030
‫انتظار ندارم درک کنی

22:08.030 --> 22:10.620
‫ولی کاملاً درک می‌کنم

22:10.620 --> 22:12.290
‫متاسفانه امکان نداره

22:12.290 --> 22:14.040
‫که با خانم مک‌نیل ملاقات کنی

22:14.040 --> 22:16.920
‫ازم خواسته از طرفش صحبت کنم
‫و ازت تشکر کنم

22:16.920 --> 22:18.380
‫اگر تصمیم بگیری پیشنهادمون رو قبول کنی

22:18.380 --> 22:20.340
‫و به سواحل غربی نقل‌مکان کنی

22:20.340 --> 22:23.300
‫امیدوارم همین کافی باشه

22:23.300 --> 22:25.010
‫نه، نیست

22:25.010 --> 22:26.130
‫چرا نیست؟

22:26.130 --> 22:28.300
‫چون باید از دهن خودش بشنوم

22:28.300 --> 22:29.430
‫متاسفم

22:29.430 --> 22:31.300
‫منظورت اینه که دارم دروغ میگم؟

22:31.300 --> 22:33.140
‫نه

22:33.140 --> 22:34.600
‫پس دلیلش چی می‌تونه باشه؟

22:34.600 --> 22:36.890
‫خواسته‌ش رو بهت گفتم
‫تصمیمش رو به اطلاعت رسوندم

22:36.890 --> 22:39.190
‫چه دلیل دیگه‌ای
‫ ممکنه وجود داشته باشه که باور نکنی؟

22:39.190 --> 22:40.560
‫هیچ منظوری ندارم

22:40.560 --> 22:41.980
‫قضیه این نیست که باور نمی‌کنم

22:41.980 --> 22:44.030
‫دارم تا جای ممکن
‫باادبانه و مستقیم بهت میگم

22:44.030 --> 22:46.440
‫که تا با دخترم صحبت نکردم

22:46.440 --> 22:48.280
‫از شغلم دست نمی‌کشم

22:48.280 --> 22:51.070
‫و از این شهر نمیرم

22:51.070 --> 22:52.660
‫مرد خیلی کله‌شقی هستی

22:52.660 --> 22:54.830
‫توام همینطور

22:54.830 --> 22:56.540
‫خیلی‌خب

22:56.540 --> 22:59.000
‫فلورا خیلی مایوس میشه که شادیش

22:59.000 --> 23:01.200
‫هیچ اهمیتی برات نداره

23:03.500 --> 23:05.340
‫جواب این حرفت رو نمیدم

23:05.340 --> 23:07.510
‫چون خودت می‌دونی که دقیقاً برعکسه

23:07.510 --> 23:10.510
‫پس نه تنها کله‌شقی، گستاخ هم هستی

23:10.510 --> 23:12.260
‫با اجازه‌ت، آقای مک‌نیل

23:12.260 --> 23:15.520
‫دیگه باید برگردم

23:50.220 --> 23:52.890
‫خانم بروس؟

23:52.890 --> 23:55.100
‫اینجا چیکار می‌کنی؟

23:55.100 --> 23:57.060
‫اوه، اومدم منوهای غذا رو بذارم

23:57.060 --> 24:00.310
‫چه دلیل دیگه‌ای...

24:00.310 --> 24:04.360
‫کمی قبل‌تر که بیرون بودم، پوستری رو دیدم

24:04.360 --> 24:07.110
‫که در مورد کنسرتی در سنترال پارک بود

24:07.110 --> 24:08.280
‫اوه

24:08.280 --> 24:09.740
‫چجور کنسرتی؟

24:09.740 --> 24:11.320
‫ترکیبی از چند آهنگ بود

24:11.320 --> 24:13.280
‫یه سری اپرا... "وردی"، "برامس"

24:13.280 --> 24:15.740
‫مقدمه‌ی مندلسون
‫بر نمایشنامه‌ی "رویای شب نیمه تابستان"

24:15.740 --> 24:17.940
‫از اینجور چیزها

24:20.080 --> 24:22.210
‫دوست دارید بریم؟

24:22.210 --> 24:23.460
‫چی؟

24:23.460 --> 24:24.920
‫باهمدیگه؟

24:24.920 --> 24:29.340
‫منظورم... خب، منظورم همین بود

24:29.340 --> 24:31.550
‫آره، خوشحال میشم

24:34.720 --> 24:36.920
‫خوشحالم کردین

24:45.770 --> 24:48.020
‫آقای جاشوآ وینترتون؟

24:51.070 --> 24:52.900
‫لطف کردی اومدی

24:52.900 --> 24:56.530
‫وقتی خانم استور منو فرا می‌خونه
‫می‌دونم باید چیکار کنم

24:57.120 --> 24:59.740
‫ولی چرا نباید به خانم وینترتون می‌گفتم؟

24:59.740 --> 25:01.500
‫چون می‌خواستم وقتی فهمیدی قضیه چیه

25:01.500 --> 25:02.830
‫خودت بهش بگی

25:02.830 --> 25:05.920
‫بفرما

25:09.460 --> 25:12.720
‫گفتنش خیلی سخته

25:12.720 --> 25:16.590
‫وقتی این اواخر چیزهای بیشتری
‫در مورد زندگی خانم وینترتون فهمیدم

25:16.590 --> 25:18.890
‫که باعث شده فکر کنم
‫که شاید کاملاً

25:18.890 --> 25:20.930
‫از حضورش در آکادمی راضی نباشه

25:20.930 --> 25:22.980
‫اوه، کاملاً از حضورش در آکادمی لذت می‌بره

25:22.980 --> 25:25.810
‫اوه، مطمئنم اینطور فکر می‌کنه

25:25.810 --> 25:27.690
‫ولی فکر نکنم وقتی

25:27.690 --> 25:29.900
‫بقیه‌ی اعضا رو بهتر شناخت

25:29.900 --> 25:32.280
‫باهاشون احساس سازگاری کنه

25:32.280 --> 25:34.070
‫چرا؟

25:34.070 --> 25:38.450
‫زندگیش فراز و نشیب‌های خیلی زیادی داشته

25:38.450 --> 25:40.330
‫منظورت چیه؟

25:40.330 --> 25:44.160
‫که خانم وینترتون به دلایلی
‫لیاقت عضویت رو نداره؟

25:44.160 --> 25:46.580
‫یعنی میگی در گذشته‌ی همسرم

25:46.580 --> 25:47.830
‫دلیلی برای رسوایی وجود داره؟

25:47.830 --> 25:49.090
‫چون اگر اینطوره...

25:49.090 --> 25:51.960
‫اصلاً همچین منظوری ندارم

25:51.960 --> 25:55.260
‫ولی گذشته‌ش با بقیه‌ی خانم‌هایی
‫که اونجا ملاقات می‌کنه

25:55.260 --> 25:57.180
‫بسیار فرق می‌کنه

25:57.180 --> 25:59.720
‫نمی‌دونم منظورت چیه

25:59.720 --> 26:01.680
‫میشه واضح‌تر بگی؟

26:01.680 --> 26:04.140
‫این رو باید خود خانم وینترتون بهتون بگه

26:04.140 --> 26:07.810
‫ولی درهرحال، باید جایگاهمون رو تحویل بدیم

26:07.810 --> 26:09.020
‫اگر ایرادی نداره

26:09.020 --> 26:12.030
‫چرا ایراد داره
‫خیلیم ایراد داره

26:12.030 --> 26:14.490
‫می‌دونی، اگر بریم
‫مجبور میشیم

26:14.490 --> 26:15.990
‫بریم به متروپولیتن جدید

26:15.990 --> 26:20.370
‫و هرچند تا از دوستان قدیمی‌مون رو
‫ که می‌تونیم با خودمون می‌بریم

26:20.370 --> 26:24.700
‫با این‌حال، شاید اینطوری بهتر باشه

26:24.700 --> 26:27.370
‫و این تصمیم همه‌ست؟

26:27.370 --> 26:30.880
‫هیئت مدیره در موردش تصمیم گرفته، بله

26:32.630 --> 26:35.170
‫خیلی‌خب

26:35.170 --> 26:38.930
‫وقتی تصمیم‌تون رو گرفتین
‫نمی‌تونم مخالفتی کنم

26:38.930 --> 26:41.220
‫ولی بذار یه هشداری بهت بدم

26:41.220 --> 26:44.720
‫این قضیه رو فراموش نمی‌کنم

26:44.720 --> 26:46.920
‫شما هم نمی‌کنین

26:59.660 --> 27:00.950
‫هنوز نرسیده

27:00.950 --> 27:03.120
‫- از کجا اینقدر مطمئنی؟
‫- اگر بیاد متوجه میشیم

27:03.120 --> 27:05.120
‫وقتی دیدیمش چی صداش کنیم؟

27:05.120 --> 27:07.540
‫عالیجناب؟ قربان؟

27:07.540 --> 27:09.620
‫عنوان اصلیش اعلی حضرته

27:09.620 --> 27:11.420
‫و باید بهش بگیم اعلی حضرت؟

27:11.420 --> 27:12.540
‫حتماً شوخیت گرفته

27:12.540 --> 27:14.750
‫آقای مک‌آلیستر میگه
‫وقتی شخصاً باهاش ملاقات می‌کنیم

27:14.750 --> 27:17.170
‫دوک صداش کنیم کافیه

27:17.170 --> 27:18.910
‫اگر تنها فایده‌ی جنگ استقلال‌مون

27:18.910 --> 27:21.010
‫خلاص شدن از شر القاب انگلیسی بوده باشه

27:21.010 --> 27:22.760
‫مطمئناً ارزشش رو داشته

27:22.760 --> 27:25.560
‫خانم راسل، اینجا چیکار می‌کنی؟

27:25.560 --> 27:27.770
‫اوه، نیاز بود از شما اجازه بگیریم؟

27:27.770 --> 27:30.810
‫منظورم این بود که اطلاع نداشتم
‫دوک رو می‌شناسین

27:30.810 --> 27:32.650
‫شنیدم روند ساخت متروپولیتن

27:32.650 --> 27:34.770
‫مدتی متوقف شده؟

27:34.770 --> 27:36.110
‫خب، حلش کردیم

27:36.110 --> 27:38.320
‫یک مشکل جزئی بود، همین

27:38.320 --> 27:39.580
‫پس توی برنامه‌تون برای

27:39.580 --> 27:41.610
‫افتتاح همزمان با آکادمی
‫مشکلی ایجاد نمی‌کنه؟

27:41.610 --> 27:43.780
‫خوبه. مشتاقانه منتظرشم

27:43.780 --> 27:46.120
‫همچنین. از رقابت لذت می‌برم

27:50.500 --> 27:52.170
‫حقیقت داره؟

27:52.170 --> 27:54.540
‫که ساخت‌وساز متروپولیتن دوباره راه افتاده؟

27:54.540 --> 27:55.840
‫مشکل حل شد

27:55.840 --> 27:57.460
‫فردا صبح ساخت‌و‌ساز دوباره شروع میشه

27:57.460 --> 27:59.220
‫چی؟ چطوری؟

27:59.220 --> 28:01.010
‫امیدوارم از پول خودت استفاده نکرده باشی

28:01.010 --> 28:02.470
‫چون قول داده بودم
‫مجبور نشی همچین کاری بکنی

28:02.470 --> 28:04.350
‫نه، مشکل از حساب‌داری اشتباه بود

28:04.350 --> 28:06.810
‫به "کلی" گفتم یه نگاهی بهش بندازه
‫و مشکل حل شد

28:06.810 --> 28:08.600
‫فوق العاده‌ست

28:08.600 --> 28:10.800
‫ممنونم

28:12.810 --> 28:15.320
‫همین‌جا بمون

28:36.460 --> 28:38.590
‫کمکی از دستم برمیاد، خانم؟

28:38.590 --> 28:42.510
‫نه، ممنون

28:42.510 --> 28:43.930
‫بعداً می‌بینمت

28:43.930 --> 28:45.180
‫خانم‌ها و آقایون

28:45.180 --> 28:47.390
‫اعلی حضرت، دوک باکینگهام

28:59.860 --> 29:01.490
‫اعلی حضرت

29:01.490 --> 29:03.910
‫اوه، خیلی جوون‌تر از چیزیه که فکر می‌کردم

29:03.910 --> 29:05.240
‫انتظار داشتی چند سالش باشه؟

29:05.240 --> 29:07.990
‫خب، مگه اکثر دوک‌ها
‫در اواخر میان‌سالی این لقب رو به ارث نمی‌برن؟

29:07.990 --> 29:09.240
‫دوک‌های زیادی رو نمی‌شناسم

29:09.240 --> 29:10.660
‫که بخوام مقایسه‌ی درستی بکنم

29:10.660 --> 29:12.120
‫بله حتماً

29:12.120 --> 29:15.250
‫می‌دونستین...

29:21.510 --> 29:22.630
‫سر میز می‌بینمت

29:22.630 --> 29:24.830
‫بیا بریم

29:29.350 --> 29:31.550
‫آخه...

29:42.150 --> 29:44.490
‫ببخشید، جناب
‫فکر کنم همسرتون

29:44.490 --> 29:46.700
‫صندلیش رو اشتباه گرفته

29:46.700 --> 29:48.120
‫اشتباه می‌کنی

29:48.120 --> 29:51.950
‫خانم راسل دقیقاً همون‌جاییه که باید باشه

29:54.790 --> 29:56.620
‫خانم راسل

29:56.620 --> 29:58.000
‫خوشحالم می‌بینمتون

29:58.000 --> 30:00.390
‫آقای بورنز چیزهای زیادی
‫در موردتون بهم گفته

30:04.420 --> 30:06.630
‫امکان نداره اینجا بشینم

30:06.630 --> 30:08.970
‫ظاهراً جاتون همین‌جاست، خانم وینترتون

30:08.970 --> 30:12.430
‫نشستن اینجا اینقدر وحشتناکه؟

30:12.430 --> 30:14.270
‫خدای من، تویی

30:14.270 --> 30:16.810
‫شبتون به‌خیر، آقای ون‌راین

30:16.810 --> 30:17.940
‫امیدوار بودم بازم همدیگه رو ببینیم

30:17.940 --> 30:20.150
‫ولی هیچوقت فکر نمی‌کردم
‫در همچین حالتی باشه

30:20.150 --> 30:22.150
‫زندگی پر از غافلگیریه

30:22.150 --> 30:23.610
‫اگر مایوس شدی

30:23.610 --> 30:25.240
‫که قراره کنار من بشینی متاسفم

30:25.240 --> 30:28.240
‫موضوع این نیست
‫آخه بهم گفته بودن قراره...

30:31.330 --> 30:33.410
‫اوه، فراموشش کن
‫کاریه که شده

30:33.410 --> 30:34.660
‫آره

30:34.660 --> 30:36.040
‫و تا آوردن غذای بعدی فرصت داری

30:36.040 --> 30:38.420
‫که توصیف کنی چطور به اینجا رسیدی

30:38.420 --> 30:42.300
‫چطور این‌کارو کردی؟ مشتاقم بشنوم

30:42.300 --> 30:44.130
‫یجورایی، باعث آسایش خاطرمه
‫که کنار کسی نشستم

30:44.130 --> 30:45.880
‫که تمام داستانم رو می‌دونه

30:45.880 --> 30:47.800
‫ولی قبلش، بذار ببینم شوهرم حالش خوبه؟

30:47.800 --> 30:49.140
‫دنبال کی می‌گردی؟

30:49.140 --> 30:50.890
‫شوهرم، آقای وینترتون

30:50.890 --> 30:53.260
‫ایشون خانم "ماد بیتون"ـه

30:53.260 --> 30:57.850
‫خانم وینترتون، آقای وینترتون اونجا نشسته

30:57.850 --> 30:59.980
‫کنار "لیلی لنگتری" که بازیگره

30:59.980 --> 31:01.610
‫وقتی توی لندن بودم دیدمش

31:01.610 --> 31:03.480
‫حتماً دوک رو می‌شناسه

31:03.480 --> 31:06.530
‫یک رابطه‌ی عاشقانه‌ی طولانی
‫با شاهزاده‌ی "ولز" داشته
‫(عنوانی که به شاه آینده‌ی بریتانیا میدن)

31:06.530 --> 31:08.360
‫وقتی توی قلعه‌ی سیدموث مهمان دوک بودیم

31:08.360 --> 31:10.070
‫این خانم رو دیدم

31:10.070 --> 31:12.330
‫شما دو تا همدیگه رو از کجا می‌شناسین؟

31:12.330 --> 31:15.160
‫قدیما یجورایی همسایه بودیم

31:18.710 --> 31:21.670
‫اوهوم...

31:21.670 --> 31:23.870
‫چیزی شده؟

31:24.500 --> 31:26.170
‫جوری که آمریکایی‌ها میز رو می‌چینن

31:26.170 --> 31:28.090
‫نمی‌تونم بهش عادت کنم

31:28.090 --> 31:30.620
‫این باعث میشه کوته‌فکر به‌نظر بیام؟

31:30.840 --> 31:32.550
‫متاسفم که درست نچیدن

31:32.550 --> 31:35.140
‫اگر من میزبان شام بودم
‫قول میدم دقت می‌کردم

31:35.140 --> 31:37.140
‫دارین دعوتم می‌کنی، خانم راسل؟

31:37.140 --> 31:39.340
‫اوه، ببینیم امشب چطور پیش میره

31:40.810 --> 31:43.110
‫توی نیوپورت خونه داری، درسته؟

31:43.110 --> 31:44.610
‫قراره بیام اونجا...

31:44.610 --> 31:48.240
‫ و خونه‌ی... وینترتون‌ها بمونم

31:48.240 --> 31:49.570
‫چندان مشتاق به‌نظر نمیای

31:49.570 --> 31:52.200
‫حقیقتشو بخوای
‫نمی‌دونم چطوری توی این مخمصه افتادم

31:52.200 --> 31:53.660
‫ولی دلم می‌خواد شهر رو ببینم

31:53.660 --> 31:55.910
‫چیزهای زیادی در مورد اونجا شنیدم

31:55.910 --> 31:59.040
‫پس چرا به‌جاش نمیای پیش ما بمونی؟

31:59.040 --> 32:01.080
‫دو تا بچه داریم
‫که فقط کمی از شما جوون‌ترن

32:01.080 --> 32:02.500
‫ای‌کاش می‌تونستم

32:02.500 --> 32:03.840
‫معلومه که می‌تونی

32:03.840 --> 32:05.840
‫وینترتون‌ها ناراحت نمیشن

32:05.840 --> 32:07.590
‫مهمانی شامی ترتیب میدم و ازشون می‌پرسم

32:07.590 --> 32:08.720
‫مطمئنم بهشون برنمی‌خوره

32:08.720 --> 32:10.380
‫احتمالاً باری از روی دوششون برداشته میشه

32:10.380 --> 32:13.180
‫- واقعاً اینطور فکر می‌کنی؟
‫- کاملاً

32:13.180 --> 32:15.380
‫همم

32:22.440 --> 32:24.650
‫محوطه‌ی دانشگاه خیلی انرژی‌بخش بود

32:24.650 --> 32:27.860
‫من رو یاد دوران تحصیلم
‫توی موسسه‌ی فیلادلفیا می‌اندازه

32:27.860 --> 32:29.610
‫تمام این دانشجوهای رنگین‌پوست جوون

32:29.610 --> 32:32.410
‫که دارن برای رسیدن به اهدافشون
‫تلاش می‌کنن، چه بهش برسن چه نرسن

32:32.410 --> 32:34.740
‫درهرحال خیلی امیدبخشه

32:34.740 --> 32:37.290
‫باید توی روزنامه‌تون
‫ دقیقاً همینطوری توصیفش کنین

32:38.040 --> 32:41.000
‫تحسین برانگیزه، قبول دارم
‫ولی باید بی‌طرف باقی بمونیم

32:41.000 --> 32:43.250
‫و بی‌جهت توسط شما یا این شام خوشمزه

32:43.250 --> 32:44.920
‫تحت تاثیر قرار نگیریم

32:44.920 --> 32:45.960
‫ممنون

32:45.960 --> 32:48.090
‫می‌خوام "فنی" رو راضی کنم
‫که یک کلاس آشپزی

32:48.090 --> 32:49.130
‫به درس‌هامون اضافه کنه

32:49.130 --> 32:51.090
‫به‌قدر کافی کلاس‌های مفید درس میدم

32:51.090 --> 32:52.430
‫مثلاً چی؟

32:52.430 --> 32:54.180
‫الان یک بخش خیاطی داریم

32:54.180 --> 32:55.930
‫دانشجوهای دختر لباس‌ فرم‌هایی می‌دوزن

32:55.930 --> 32:57.350
‫که ما می‌فروشیم

32:57.350 --> 32:59.520
‫راه درآمدی برای دانشگاه شده

32:59.520 --> 33:02.020
‫و دانشجوها رو برای کارهای خونگی
‫ با درآمد بالاتر آموزش میده

33:02.020 --> 33:04.270
‫اگر نتونن یک شغل معلمی پیدا کنن

33:04.270 --> 33:05.810
‫وقتی اینجایی بهت نشون میدم

33:05.810 --> 33:09.110
‫البته دخترها با دیدن شغل تو
‫انگشت به دهن می‌مونن

33:09.110 --> 33:10.530
‫چرا انگشت به دهن می‌مونن؟

33:10.530 --> 33:12.650
‫چیزیه که هرگز نمی‌تونن
‫برای خودشون تصور کنن

33:12.650 --> 33:14.280
‫خب، از تصور اینکه

33:14.280 --> 33:16.650
‫کسی بخواد جای من باشه شرمنده میشم

33:18.080 --> 33:20.290
‫زمانی در مراسم شام رسمی
‫بیگ مصر شرکت داشتم

33:20.290 --> 33:22.210
‫و درست بعد از خوردن پودینگ
‫کودتای مسلحانه شد

33:22.210 --> 33:23.710
‫جدی نمیگی

33:23.710 --> 33:25.000
‫البته که جدی میگم

33:25.000 --> 33:26.540
‫تمام خدمتکارها ناپدید شدن، و در آخر

33:26.540 --> 33:28.090
‫با همسر سفیر مصر

33:28.090 --> 33:29.960
‫رفتم دنبال پنیر بگردم

33:29.960 --> 33:31.970
‫و به‌جاش، با سرنیزه روبرو شدیم

33:31.970 --> 33:33.050
‫اوه، خدای من

33:33.050 --> 33:34.220
‫خب، به‌نظرم میشه با قطعیت گفت

33:34.220 --> 33:35.550
‫که از شام امشب زنده درمیای

33:35.550 --> 33:37.470
‫حاضری قول بدی؟

33:37.470 --> 33:39.140
‫قول میدم حداقل تا بعد از پنیر دووم میاریم

33:39.140 --> 33:40.640
‫بله قطعاً همینطوره

33:40.640 --> 33:43.980
‫پس میشه با اطمینان ‌خاطر پودینگ خورد؟

33:43.980 --> 33:46.150
‫خب آرورا در مورد من چی بهت گفته؟

33:46.150 --> 33:48.440
‫فقط گفت وضعیت خانواده‌ت پیچیده‌ست

33:48.440 --> 33:51.320
‫مثل تمام خانواده‌هایی که می‌شناسم

33:51.320 --> 33:53.360
‫داره از من برای کسب‌و‌کار

33:53.360 --> 33:55.280
‫بدون استفاده از اسم خودش استفاده می‌کنه

33:55.280 --> 33:57.200
‫نمی‌تونی بهش بگی نه؟

33:57.200 --> 34:00.790
‫تو وقتی پدرت زنده بود
‫می‌تونستی بهش نه بگی؟

34:00.790 --> 34:02.990
‫ای‌کاش می‌تونستم کمکت کنم

34:06.830 --> 34:08.510
‫کاری که دارین می‌کنین رو تحسین می‌کنم

34:08.510 --> 34:10.670
‫ولی نمی‌تونین بهشون جنگیدن یاد بدین؟

34:10.670 --> 34:13.170
‫شاید اینجا مدرکی کسب کنن
‫ولی توی دنیای سفیدپوست‌ها

34:13.170 --> 34:15.840
‫این دانشجوهای پرغرور
‫باید یاد بگیرن که سینه‌خیز جلو برن

34:15.840 --> 34:17.180
‫قبل از اینکه حق زندگی کردن رو پیدا کنن

34:17.180 --> 34:19.260
‫زندگی ما هم چندان فرقی با اونا نداره

34:19.260 --> 34:20.850
‫شاید توی جنوب اوضاع بدتر باشه

34:20.850 --> 34:23.270
‫ولی حتی توی نیویورک هم
‫از در پشتی وارد میشیم

34:23.270 --> 34:24.980
‫حق نداریم وارد مغازه‌ها یا رستوران‌ها

34:24.980 --> 34:26.390
‫یا هرجای دیگه‌ی سفیدپوست‌ها بشیم

34:26.390 --> 34:28.190
‫از من خواستن
‫شخصیت‌های داستان‌هام رو

34:28.190 --> 34:30.360
‫سفیدپوست کنم تا بتونم چاپشون کنم

34:30.360 --> 34:33.190
‫شاید، ولی درهرحال می‌تونی
‫از نویسندگی درآمد کسب کنی

34:33.190 --> 34:35.170
‫یک دام‌دار رنگین‌پوست
‫که توی تاسکیگی تعلیم دیده

34:35.170 --> 34:37.400
‫وقتی سفیدپوست‌ها
‫بهش حقوق عادلانه نمیدن چیکار می‌کنه؟

34:37.400 --> 34:39.370
‫چرا به یک رنگین‌پوست دیگه نفروشه؟

34:39.370 --> 34:41.160
‫چون اون نفر احتمالاً
‫کشاورز زمین دیگرانه

34:41.160 --> 34:42.080
‫و پولی نداره

34:42.080 --> 34:44.620
‫تا وقتی نخوایم حق و حقوق‌مون
‫به عنوان یک شهروند کامل رو بگیریم

34:44.620 --> 34:45.710
‫به هیچ‌جایی نمی‌رسیم

34:45.710 --> 34:49.040
‫کاملاً عصبانیتتون رو درک می‌کنم، آقای فورچن

34:49.040 --> 34:52.050
‫فکر می‌کنی خودم خشمگین نیستم؟

34:52.050 --> 34:54.460
‫ولی توی جنوب فایده‌ای نداره

34:54.460 --> 34:56.720
‫برای رسوندن تاسکیگی
‫به اینجایی که هست

34:56.720 --> 34:59.390
‫مجبور شدم با سفیدپوست‌ها کنار بیام

34:59.390 --> 35:01.760
‫سفیدپوست‌ها توی این مناطق
‫رنگین‌پوست‌ها رو عذاب میدن

35:01.760 --> 35:02.890
‫و هیچکس کاری نمی‌کنه

35:02.890 --> 35:04.310
‫من با سفیدپوست‌هایی

35:04.310 --> 35:06.390
‫که ما رو عذاب میدن کار نمی‌کنم

35:06.390 --> 35:08.590
‫چطوری تفاوتشون رو تشخیص میدی؟

35:11.560 --> 35:14.650
‫تو هم مثل من برده بودی

35:14.650 --> 35:17.780
‫چطوری با کسایی که ما رو
‫خرید و فروش می‌کردن کنار میای؟

35:17.780 --> 35:20.570
‫کسایی که مثل دام روی بدنمون داغ می‌ذاشتن
‫شنبه‌ها ما رو شلاق می‌زدن

35:20.570 --> 35:23.450
‫و یکشنبه بدون ذره‌ای شرمساری
‫می‌رفتن توی کلیسا می‌نشستن؟

35:23.450 --> 35:25.330
‫شاید بعضی‌ها سکوت اختیار کنن، آقای فورچن

35:25.330 --> 35:26.710
‫چون روش شما رو امتحان کردن

35:26.710 --> 35:29.250
‫و به‌خاطرش کشته شدن

35:30.750 --> 35:32.210
‫نمی‌خوام بترسونمت، خانم اسکات

35:32.210 --> 35:33.590
‫فقط داری حقیقت رو میگی

35:33.590 --> 35:35.880
‫ولی اگر زمانی دیگه باهاشون راه نیای چی؟

35:35.880 --> 35:39.380
‫اگر دیگه آروم نبودی
‫و آرامش اوضاع رو حفظ نکردی؟

35:39.380 --> 35:42.600
‫داریم بزرگ‌ترین
‫ساختمون تاسکیگی رو افتتاح می‌کنیم

35:42.600 --> 35:45.430
‫قراره توش چندین دفتر، یک آشپزخونه

35:45.430 --> 35:48.520
‫و خوابگاه برای دانشجوها و کارکنان باشه

35:48.520 --> 35:50.270
‫آدم با سرشاخ شدن با دیگران
‫به همچین چیزی نمی‌رسه

35:50.270 --> 35:52.310
‫خب، به‌نظر من که دانشگاه تاسکیگی

35:52.310 --> 35:54.440
‫به ‌نوبه‌ی خودش یک‌جور پیام سیاسیه

35:54.440 --> 35:57.070
‫نمی‌بینین که خواسته‌ی جفتتون یکیه؟

35:57.070 --> 35:59.780
‫فقط روش‌هاتون فرق می‌کنه

35:59.780 --> 36:02.320
‫فقط می‌دونم که حاضر نیستم
‫با کسایی کنار بیام

36:02.320 --> 36:05.540
‫که هرموقع خواستن آدم رو لینچ می‌کنن
‫(ضرب‌وشتم و اعدام غیرقانونی در ملأ عام)

36:06.330 --> 36:08.040
‫خانم واشینگتن، غذاتون واقعاً خوشمزه‌ست

36:08.040 --> 36:09.210
‫واقعاً سنگ‌تمام گذاشتین

36:09.210 --> 36:11.410
‫ممنونم

36:33.770 --> 36:35.650
‫اوه

36:35.650 --> 36:37.280
‫ببخشید که اینقدر زود بیدارت کردم

36:37.280 --> 36:38.280
‫چیزی شده؟

36:38.280 --> 36:39.570
‫نه، نه

36:39.570 --> 36:41.200
‫فقط دیشب یه فکری به ذهنم رسید

36:41.200 --> 36:43.450
‫می‌خوام از دیدگاه دیگه‌ای
‫مقاله‌مون رو بنویسیم

36:43.450 --> 36:44.410
‫خب، چه دیدگاهی؟

36:44.410 --> 36:46.580
‫می‌دونی، با هرکس تابه‌حال صحبت کردیم

36:46.580 --> 36:49.000
‫مجبور بوده جلوی آقای واشینگتن صحبت کنه

36:49.000 --> 36:49.870
‫- اوهوم
‫- نظرت چیه بریم

36:49.870 --> 36:51.330
‫بدون حضورش
‫با بعضی از دانشجوها صحبت کنیم

36:51.330 --> 36:52.710
‫تا بتونن حرف دلشون رو بزنن

36:52.710 --> 36:54.790
‫که حضور در تاسکیگی
‫چه ارزشی براشون داره

36:54.790 --> 36:57.460
‫و اینکه تحصیلشون
‫چه تاثیری روی آینده‌شون داره

36:57.460 --> 36:59.510
‫می‌بینی، خانم اسکات
‫می‌دونستم یه دلیلی هست

36:59.510 --> 37:02.550
‫که با خودم آوردمت اینجا

37:02.550 --> 37:05.320
‫خب، روز یک دانشجو توی تاسکیگی
‫از همین ساعت شروع میشه

37:17.820 --> 37:19.980
‫یعنی هر روز صبح این‌کارها رو انجام میدین؟

37:19.980 --> 37:22.460
‫فقط صبح‌هایی که می‌خوایم غذا بخوریم، قربان

37:23.110 --> 37:25.370
‫دام‌داری رشته‌ی اصلیته؟

37:25.370 --> 37:27.370
‫می‌تونم همه‌جور کاری رو انجام بدیم

37:27.370 --> 37:29.660
‫تازه برگشتم سراغ دام‌داری

37:29.660 --> 37:32.120
‫قبلش داشتم خوابگاهی
‫که برای دیدنش اومدین رو می‌ساختم

37:32.120 --> 37:33.460
‫خودتون ساختینش؟

37:33.460 --> 37:35.130
‫من و بقیه‌ی دانشجوها

37:35.130 --> 37:36.710
‫بخشی از کلاس بنایی‌مونه

37:36.710 --> 37:38.670
‫پس یک تکلیف واقعی بوده

37:38.670 --> 37:40.880
‫آره، توی این دانشگاه
‫روش کار همینطوریه

37:40.880 --> 37:42.920
‫مثلاً، صبح‌ها غلات رو می‌کاریم

37:42.920 --> 37:45.180
‫و بعدازظهر خاک رو بررسی می‌کنیم

37:45.180 --> 37:46.640
‫اوه!

37:46.640 --> 37:48.640
‫تابه‌حال گاو ندیدی؟

37:48.640 --> 37:50.600
‫نه از این نزدیکی

37:50.600 --> 37:52.230
‫نیویورکی‌ها دوست دارن حیوانات رو ببینن

37:52.230 --> 37:53.810
‫ولی چندان بهشون دست نمی‌زنن

37:53.810 --> 37:55.440
‫می‌خوای دوشیدنش رو بهت یاد بدم؟

37:55.440 --> 37:57.110
‫اوه، فکر نکنم

37:57.110 --> 37:58.820
‫فقط برای نوشتن مقاله اومدیم

37:58.820 --> 38:00.400
‫یه امتحانی بکن، خانم اسکات

38:00.400 --> 38:01.990
‫کی فرصت دیگه‌ای نصیبت میشه؟

38:01.990 --> 38:04.550
‫توی خیابون شصت و یکم
‫که قطعاً فرصتش پیش نمیاد

38:08.280 --> 38:11.490
‫باشه

38:11.490 --> 38:13.750
‫باید خیلی محکم بکشی

38:13.750 --> 38:16.040
‫نگران نباش، دردش نمی‌گیره

38:19.920 --> 38:21.420
‫تونستم!

38:21.420 --> 38:23.010
‫آره تونستی

38:23.010 --> 38:24.970
‫ممنون! اسمت چیه؟

38:24.970 --> 38:26.630
‫دیوید استورت، خانم

38:26.630 --> 38:28.830
‫خب، ممنونم دیوید

38:37.020 --> 38:39.270
‫آدم اصلاً فکرشو نمی‌کنه
‫ساعت این همه قطعات داشته باشه

38:39.270 --> 38:40.570
‫من که می‌دونستم

38:40.570 --> 38:42.480
‫بهتر نیست بیخیالش بشی
‫و یدونه نو بخری؟

38:42.480 --> 38:44.150
‫اوه، وایسا و تماشا کن

38:44.150 --> 38:46.320
‫شاید موقع شام زنگ زده باشه

38:46.320 --> 38:49.160
‫ولی حالا دلیلشو می‌دونه
‫مگه نه، جک؟

38:49.160 --> 38:50.660
‫راست میگه، جان؟

38:50.660 --> 38:52.790
‫داری دلیلش رو پیدا می‌کنی؟

38:52.790 --> 38:54.620
‫فکر کنم

38:54.620 --> 38:57.460
‫فکر کنم مشکل از چرخونه‌ی ثانیه‌شماره

38:57.460 --> 38:59.130
‫که بهش میگن چرخ‌دنگ

38:59.130 --> 39:00.340
‫اگر روغن زیادی روشه

39:00.340 --> 39:01.800
‫شاید داره سرعتش رو کند می‌کنه

39:01.800 --> 39:03.300
‫مثل دانشمندها حرف می‌زنی

39:03.300 --> 39:05.300
‫داره مثل ساعت‌سازها حرف می‌زنه

39:05.300 --> 39:06.800
‫که مهم‌تره

39:06.800 --> 39:08.130
‫ولی چه کاری ازت برمیاد؟

39:08.130 --> 39:09.640
‫دارم سعی می‌کنم
‫چرخ‌دنگ رو اصلاح کنم

39:09.640 --> 39:11.640
‫تا بتونه بدون روغن حرکت کنه

39:11.640 --> 39:14.060
‫موفق باشی، من که فکر نمی‌کنم بتونی

39:14.060 --> 39:15.810
‫اینقدر تند نرو

39:15.810 --> 39:18.730
‫بیاین صبور باشیم
‫و ببینیم به کجا می‌رسه

39:20.310 --> 39:22.510
‫دارم میرم، عزیزم

39:25.360 --> 39:27.070
‫کجا داری میری؟

39:27.070 --> 39:30.320
‫قراره ساعت 11 لباسی رو پرو کنم
‫پس موقع ناهار می‌بینمت

39:30.320 --> 39:31.700
‫قبل از اینکه بری، موضوعی هست

39:31.700 --> 39:33.790
‫که می‌خواستم بهت بگم

39:33.790 --> 39:37.000
‫می‌خواستم زودتر بگم
‫ولی نمی‌خواستم شام دوک رو

39:37.000 --> 39:38.830
‫توی دهنت زهر کنه

39:38.830 --> 39:39.670
‫سراپا گوشم

39:39.670 --> 39:41.330
‫خانم استور ازمون خواسته

39:41.330 --> 39:44.000
‫که جایگاه‌مون توی آکادمی رو تحویل بدیم

39:44.000 --> 39:45.670
‫چی؟ چرا؟

39:45.670 --> 39:47.760
‫گفت مربوط به تفاوت زیاد گذشته‌ت

39:47.760 --> 39:49.380
‫با زن‌های بقیه‌ی

39:49.380 --> 39:51.180
‫صاحبان جایگاه‌هاست

39:51.180 --> 39:52.680
‫ولی از کجا می‌دونست که...؟

39:52.680 --> 39:54.880
‫از کجا چیو می‌دونست؟

39:56.180 --> 40:00.350
‫که زمانی به عنوان نوعی هم‌نشین
‫برای خانم راسل

40:00.350 --> 40:02.360
‫کار می‌کردم

40:02.360 --> 40:04.400
‫خانم جورج راسل؟

40:04.400 --> 40:06.030
‫پولی نداشتم

40:06.030 --> 40:08.320
‫باید یه‌جوری زندگی می‌کردم

40:08.320 --> 40:10.030
‫فکر می‌کردم بهت گفتم

40:10.030 --> 40:11.740
‫شاید گفتی

40:11.740 --> 40:14.870
‫ولی مگه هم‌نشین بودن
‫چه ایرادی داره؟

40:14.870 --> 40:18.000
‫خیلی از زن‌هایی که راه دیگه‌ای ندارن
‫دقیقاً همین‌کارو می‌کنن

40:18.000 --> 40:20.540
‫دقیقاً

40:20.540 --> 40:22.830
‫ولی خانم راسل چه نیازی به هم‌نشین داشته

40:22.830 --> 40:26.840
‫وقتی شوهرش کنارش بوده؟

40:26.840 --> 40:30.550
‫خب، برای همین رفتم

40:30.550 --> 40:34.220
‫گمونم خودش این مسئله رو بازگو کرده

40:34.220 --> 40:35.390
‫ولی امکان نداشته بدونه

40:35.390 --> 40:37.640
‫که خانم استور
‫به این بدی واکنش نشون میده

40:37.640 --> 40:42.310
‫نه، نمی‌تونسته انتظار
‫همچین چیزیو داشته باشه

40:44.650 --> 40:46.480
‫رویای بچگیم بود

40:46.480 --> 40:47.690
‫که دوک باشی؟

40:47.690 --> 40:49.530
‫ترجیح می‌دادم دوک باشم تا پادشاه

40:49.530 --> 40:51.570
‫توی کشور خاصی؟

40:51.570 --> 40:54.070
‫به جزئیاتش فکر نکرده بودم

40:54.070 --> 40:56.270
‫هشت سالم بود

40:56.660 --> 40:59.120
‫بلدی منو بخندونی، آقای ون‌راین

40:59.120 --> 41:01.370
‫بعد از یک روز
‫سروکله زدن با قراردادها

41:01.370 --> 41:03.210
‫و گواهی‌های سهام
‫خیلی نیاز دارم بخندم

41:03.210 --> 41:05.540
‫سرم داره گیج میره

41:05.540 --> 41:07.960
‫خیلی بدم میاد
‫که درگیر این مسائلم

41:07.960 --> 41:10.630
‫حتی به انجام کاری که گفتی هم فکر کردم

41:10.630 --> 41:13.510
‫یادم بنداز توصیه‌ی خردمندانه‌م چی بوده

41:13.510 --> 41:15.930
‫که بهش بگم نه

41:15.930 --> 41:19.560
‫فقط باید جراتشو پیدا کنم

41:24.560 --> 41:27.360
‫اگر کمکی از من بربیاد چی؟

41:27.360 --> 41:28.400
‫چطوری؟

41:28.400 --> 41:29.650
‫من یه بانک‌دارم

41:29.650 --> 41:31.860
‫شاید کاری از دستم بربیاد

41:35.950 --> 41:38.150
‫قاتل!

41:42.870 --> 41:46.920
‫توی پیتسبرگ درگیر اعتصابی، آقای راسل؟

41:46.920 --> 41:49.300
‫می‌خوای همینطوری
‫ خواسته‌های کارگرانت رو نادیده بگیری؟

41:49.300 --> 41:50.880
‫قاتل!

41:50.880 --> 41:53.170
‫دستات به خون آلوده‌ست، آقای راسل!

41:59.010 --> 42:01.810
‫چرا باید توی هر داستان
‫من آدم بده باشم؟

42:01.810 --> 42:03.850
‫هزاران نفر زیر دستم کار می‌کنن

42:03.850 --> 42:06.650
‫باعث شدم چندین و چند شهر
‫از فقر و فلاکت بیرون بیان

42:06.650 --> 42:07.980
‫بعد میگن من ظالمی هستم

42:07.980 --> 42:10.190
‫که پا روی صورت فقرا می‌ذاره

42:12.900 --> 42:15.320
‫شنیدم تاریخی رو برای اعتصاب انتخاب کردن

42:15.320 --> 42:17.320
‫مردان "پینکرتون" هم همینو میگن
‫(آژانس کارآگاهی مشهور)

42:17.320 --> 42:18.490
‫و تاریخش به‌زودی می‌رسه

42:18.490 --> 42:19.780
‫هرموقع شروع شد براش آماده‌ایم

42:19.780 --> 42:22.200
‫اون سمت رودخونه
‫و اطراف کارگاه‌ها خطوط دفاعی تشکیل دادیم

42:22.200 --> 42:24.330
‫و اونقدر کارگر برامون مونده
‫که تولید رو ادامه بدیم

42:24.330 --> 42:25.790
‫بذار واضح بگم، آقای راسل

42:25.790 --> 42:27.500
‫اعتصاب کننده‌ها هرکاری لازم باشه انجام میدن

42:27.500 --> 42:28.920
‫که اجازه ندن بقیه‌ی کارگرها وارد بشن

42:28.920 --> 42:31.250
‫فرماندار بهم قول داده

42:31.250 --> 42:33.970
‫مردان مسلحش کارگران رو وارد کارگاه‌ها می‌کنن

42:33.970 --> 42:35.010
‫امیدواریم

42:35.010 --> 42:38.010
‫جلوی مردان مسلح مقاومت نمی‌کنن

42:38.010 --> 42:40.260
‫اگر خودشون هم مسلح باشن می‌کنن

42:46.140 --> 42:48.190
‫سلام. خانم بلین منتظرمه

42:48.190 --> 42:50.520
‫ممنون. خودم با آقای راسل صحبت می‌کنم

42:50.520 --> 42:52.690
‫ببخشید دیر کردم
‫ولی کالسکه آماده‌ست

42:52.690 --> 42:55.740
‫و خانم "فیش" هم ناراحت نمیشه

42:55.740 --> 42:56.860
‫لباستو عوض نکردی

42:56.860 --> 42:59.410
‫برای شام نمیام

42:59.410 --> 43:01.160
‫چی شده؟

43:01.160 --> 43:02.910
‫مریض شدی؟

43:02.910 --> 43:04.620
‫و چرا دم در وایسادیم؟

43:04.620 --> 43:07.540
‫- میشه بیام داخل؟
‫- ترجیح میدم نیای

43:09.830 --> 43:12.050
‫پس میشه دلیلشو بهم بگی؟

43:12.050 --> 43:14.880
‫فکر کنم بهتره رابطه‌مون رو متوقف کنیم

43:14.880 --> 43:16.050
‫متوجه نمیشم

43:16.050 --> 43:18.430
‫بهتره دیگه همدیگه رو نبینیم

43:18.430 --> 43:20.140
‫هیچ آسیبی پیش نیومده

43:20.140 --> 43:22.260
‫چیزی نیست که بعد از یک هفته فراموش نشه

43:22.260 --> 43:25.890
‫ولی اگر همینطور ادامه بدیم
‫ممکنه اوضاع پیچیده بشه

43:25.890 --> 43:27.520
‫آره

43:27.520 --> 43:28.810
‫اوضاع پیچیده میشه

43:28.810 --> 43:30.770
‫چون قراره ازدواج کنیم

43:30.770 --> 43:31.980
‫و تا زمان مرگ با هم زندگی کنیم

43:31.980 --> 43:33.530
‫خواهش می‌کنم، لری، داری اوضاع رو

43:33.530 --> 43:34.980
‫خیلی از اونی که باید سخت‌تر می‌کنی

43:34.980 --> 43:37.490
‫به‌نظر من که باید حسابی سخت باشه

43:37.490 --> 43:38.910
‫چی باعث شد همچین تصمیمی بگیری؟

43:38.910 --> 43:41.110
‫بگو!

43:42.490 --> 43:44.830
‫به‌خاطر مادرم بود؟

43:44.830 --> 43:46.620
‫می‌خوای جلوش دربیام؟ چون حاضرم دربیام!

43:46.620 --> 43:48.540
‫این‌کارو نکن

43:48.540 --> 43:50.460
‫فایده‌ای نداره

43:50.460 --> 43:53.380
‫- پس چیکار می‌تونم بکنم؟
‫- هیچ‌کار

43:53.380 --> 43:55.510
‫کاری نمیشه کرد

43:55.510 --> 43:58.470
‫یه رابطه‌ی موقت داشتیم

43:58.470 --> 44:00.970
‫و ازش لذت بردیم
‫حداقل من که لذت بردم

44:00.970 --> 44:04.390
‫حالا وقتشه بریم سراغ زندگیمون

44:04.390 --> 44:07.770
‫منو باش فکر می‌کردم
‫با همدیگه آینده‌ای داریم، ولی نه

44:07.770 --> 44:09.940
‫خداحافظ، لری

44:09.940 --> 44:13.440
‫مراقب خودت باش
‫و لطفاً سعی کن وقتی بهم فکر می‌کنی

44:13.440 --> 44:16.280
‫در موردم قضاوت بد نکنی

44:16.280 --> 44:18.480
‫صبر کن!

44:35.800 --> 44:41.130
‫♪ به‌خاطر زیبایی زمین ♪

44:41.130 --> 44:46.720
‫♪ به‌خاطر شکوه آسمان‌ها ♪

44:46.720 --> 44:48.930
‫ببخشید

44:48.930 --> 44:51.940
‫- بابت چی؟
‫- بابت خندیدن توی کلیسا

44:51.940 --> 44:54.270
‫خدا دوست داره خنده‌ت رو ببینه

44:54.270 --> 44:55.480
‫من که می‌خوام

44:55.480 --> 44:58.570
‫به‌نظر توهین‌آمیز میاد

44:58.570 --> 45:02.320
‫بهت قول میدم، خدا ناراحت نمیشه

45:02.320 --> 45:05.870
‫آقا و خانم دانکن رو می‌شناسی؟

45:05.870 --> 45:10.410
‫حدوداً سه نیمکت
‫پشت تو و خواهرت می‌شینن

45:10.410 --> 45:14.460
‫جای نشستن تمام اعضای کلیسات رو می‌دونی؟

45:14.460 --> 45:16.170
‫اکثراً

45:16.170 --> 45:18.880
‫آره

45:18.880 --> 45:20.920
‫داشتی در مورد دانکن‌ها چی می‌گفتی؟

45:20.920 --> 45:24.050
‫اوه، برای سه‌شنبه‌ی آینده

45:24.050 --> 45:26.300
‫جایگاه‌شون توی آکادمی موسیقی رو
‫ بهم پیشنهاد دادن

45:26.300 --> 45:28.310
‫چه پیشنهاد سخاوتمدانه‌ای!

45:28.310 --> 45:30.270
‫آره سخاوتمندانه‌ست

45:30.270 --> 45:32.350
‫و باعث میشه حس کنم
‫یه نیویورکی واقعیم

45:32.350 --> 45:35.860
‫همم

45:35.860 --> 45:40.780
‫می‌خواستم ببینم می‌خوای
‫همراهم بیای یا نه

45:42.200 --> 45:45.700
‫خدای من

45:45.700 --> 45:48.030
‫خیلی لطف داری

45:48.030 --> 45:49.540
‫قراره اپرای "آیدا" باشه

45:49.540 --> 45:51.040
‫شنیدیش؟

45:51.040 --> 45:54.370
‫می‌دونم خیلی تاثیرگذاره

45:54.370 --> 45:56.840
‫یک داستان عاشقانه‌ست

45:56.840 --> 46:00.710
‫خب، البته یک داستان عاشقانه‌ی غم‌انگیزه

46:00.710 --> 46:02.910
‫اوهوم

46:04.880 --> 46:06.260
‫نظرت چیه؟

46:06.260 --> 46:11.520
‫خب، قبلش باید از اگنس بپرسم

46:11.520 --> 46:13.720
‫ولی...

46:17.690 --> 46:21.740
‫خوشحال میشم بیام

46:21.740 --> 46:23.990
‫خیلی ممنون

46:26.570 --> 46:27.660
‫خوبه

46:27.660 --> 46:30.620
‫پس ساعت 6 میام دنبالت

46:30.620 --> 46:32.820
‫اوهوم

46:35.750 --> 46:38.130
‫عذر می‌خوام

46:38.130 --> 46:41.880
‫یک سوال دیگه هم دارم

46:41.880 --> 46:44.340
‫چیه؟

46:44.340 --> 46:47.430
‫می‌خواستم قبل از اپرا ازت بپرسم

46:47.430 --> 46:50.970
‫ولی نمی‌تونم صبر کنم

46:53.390 --> 46:55.810
‫چیکار داری...؟

46:55.810 --> 46:59.360
‫با من ازدواج می‌کنی، خانم ایدا بروک؟

47:04.440 --> 47:07.360
‫آره

47:07.360 --> 47:11.580
‫آره، آقای لوک فورته

47:11.580 --> 47:13.780
‫آره، ازدواج می‌کنم

47:46.490 --> 47:49.990
‫لطفاً از طرف من
‫از خانم باور تشکر کن

47:49.990 --> 47:52.950
‫چشم، خانم

47:52.950 --> 47:55.460
‫ممنونم، بنیستر

48:12.010 --> 48:13.560
‫خبری از دوک به دستم رسیده

48:13.560 --> 48:16.180
‫میگه وقتی اومد نیوپورت میاد خونه‌ی ما

48:16.180 --> 48:17.680
‫- واقعاً؟
‫- واقعاً

48:17.680 --> 48:19.440
‫و می‌دونی این یعنی چی؟

48:19.440 --> 48:21.810
‫اولین مهمانیم در اونجا
‫نقل تمام محافل شهر میشه

48:21.810 --> 48:23.230
‫حتی یک نفر هم نیست که نیاد

48:23.230 --> 48:25.320
‫مگر اینکه در بستر مرگ باشه

48:25.320 --> 48:27.780
‫و حتی اون‌موقع هم
‫ شاید همراه تخت‌هاشون بیان

48:27.780 --> 48:29.610
‫هیچوقت نگفتی ازش خوشت میاد یا نه

48:29.610 --> 48:33.070
‫حقیقتش، برای دلنشین بودن یک دوک
‫ چیز چندانی لازم نیست

48:33.070 --> 48:34.700
‫ولی آره، ازش خوشم میاد

48:34.700 --> 48:36.080
‫جوونه، صمیمیه

48:36.080 --> 48:38.080
‫و باادب‌تر از چیزیه که انتظار داشتم

48:38.080 --> 48:41.750
‫و خانم وینترتون چه برداشتی
‫ از این قضیه پیدا می‌کنه؟

48:41.750 --> 48:43.130
‫یا برات مهم نیست؟

48:43.130 --> 48:44.500
‫باید احساسات خدمتکار سابقم

48:44.500 --> 48:45.920
‫که سعی کرد

48:45.920 --> 48:49.630
‫شوهرم رو اغوا کنه برام مهم باشه؟

48:49.630 --> 48:52.390
‫میشه به اینکه گفتی "سعی کرد" امیدوار بشم؟

48:52.390 --> 48:54.720
‫چیزی که قلبم رو شکست ادعای اون نبود

48:54.720 --> 48:57.020
‫سکوت تو بود

48:57.020 --> 48:58.890
‫حالا منو می‌بخشی؟

48:58.890 --> 49:02.190
‫اگر بخشیدم، ازش لذت ببر

49:02.190 --> 49:03.900
‫اگر بازم همچین چیزهایی رو

49:03.900 --> 49:06.700
‫ازم مخفی کنی
‫دیگه خبری از بخشش نیست

49:18.700 --> 49:21.750
‫دلم برات تنگ شده بود، عزیزدلم

49:21.750 --> 49:24.580
‫نمی‌دونی چقدر

49:24.580 --> 49:26.780
‫جایی نرفته بودم

49:30.010 --> 49:32.210
‫چرا رفته بودی

50:00.790 --> 50:04.750
‫آرورا، عزیزم. اینو ببین

50:06.630 --> 50:09.050
‫بهتره خودمون رو آماده کنیم، آقای بوردن

50:09.050 --> 50:12.630
‫اگر قراره میزبان دوک باکینگهام باشیم

50:12.630 --> 50:14.970
‫اوه، خدای من

50:14.970 --> 50:16.260
‫چی شده؟

50:16.260 --> 50:18.640
‫ظاهراً، قراره خانم راسل

50:18.640 --> 50:21.470
‫توی خونه‌ش در نیوپورت
‫میزبان یک دوک انگلیسی باشه

50:21.470 --> 50:22.730
‫امکان نداره

50:22.730 --> 50:26.520
‫قراره مهمان آقا و خانم جورج راسل

50:26.520 --> 50:28.060
‫در نیوپورت باشه

50:28.060 --> 50:30.900
‫قراره به افتخارش
‫مهمانی شامی ترتیب بده

50:30.900 --> 50:33.150
‫شاید ما رو هم دعوت کنن

50:33.150 --> 50:36.490
‫اول من رو از آکادمی می‌اندازه بیرون

50:36.490 --> 50:37.660
‫و حالا هم این؟

50:37.660 --> 50:39.700
‫عزیزم، خواهش می‌کنم
‫خودتو ناراحت نکن

50:39.700 --> 50:41.160
‫خودمو ناراحت می‌کنم

50:41.160 --> 50:43.200
‫و بعد هم خانم جورج راسل رو ناراحت می‌کنم

50:43.200 --> 50:45.120
‫حتی اگر آخرین کار عمرم باشه

50:45.120 --> 50:48.130
‫"ایند"، بعداً دوک‌های دیگه‌ای هم میان

50:48.130 --> 50:50.710
‫دوک‌های دیگه رو‌ نمی‌خوام!
‫همین دوک رو می‌خوام!

50:50.710 --> 50:53.630
‫ما پیداش کردیم، و مال خودمه!

50:53.630 --> 50:57.510
‫ولی اون ساحره اونو ازم دزدید!

50:59.050 --> 51:04.114
‫تـرجـمـه و تـنـظـیـم : حـسـیـن اسـمـاعـیـلـی

51:04.114 --> 51:09.138
<b>«ارائه‌ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus
