WEBVTT

00:00.110 --> 00:08.110
<b>«ارائه‌ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus

01:34.350 --> 01:40.375
‫تـرجـمـه و تـنـظـیـم : حـسـیـن اسـمـاعـیـلـی

01:40.375 --> 01:42.703
‫چطور جرات می‌کنه قبول نکنه؟
‫گستاخانه‌ست!

01:42.703 --> 01:44.176
‫حتی از اتاقش هم بیرون نمیاد

01:44.176 --> 01:46.212
‫من مادرشم
‫و تصمیمش با منه!

01:46.212 --> 01:48.181
‫میری سر عقلش بیاری؟

01:48.181 --> 01:50.381
‫میرم سعیمو بکنم

02:22.281 --> 02:25.885
‫مادرت میگه نمی‌خوای بری نیوپورت

02:25.885 --> 02:27.286
‫نه

02:27.286 --> 02:29.255
‫قبل از اینکه از نیویورک برم

02:29.255 --> 02:31.290
‫باید یه موضوعی رو حل و فصل کنم

02:31.290 --> 02:33.259
‫به‌نظر میاد دارم زیادی شلوغش می‌کنم

02:33.259 --> 02:35.294
‫ولی چیزیه که نمیشه تا آخر تابستون صبر کرد

02:35.294 --> 02:37.062
‫این قضیه بقیه‌ی عمرم رو تحت تاثیر قرار میده

02:37.062 --> 02:39.331
‫اینجور که میگی
‫به‌نظر خیلی جدی میاد

02:39.331 --> 02:42.268
‫طبیعتاً تو به شوخی می‌گیریش
‫ولی من نمی‌تونم

02:42.268 --> 02:44.636
‫راستشو بخوای

02:44.636 --> 02:46.839
‫فکر می‌کردم تا الان
‫قضیه تمام شده باشه

02:46.839 --> 02:48.241
‫ولی روز به روز می‌گذره و...

02:48.241 --> 02:50.309
‫قضیه ارتباطی با "اسکار ون راین" داره؟

02:50.309 --> 02:51.777
‫چرا همچین حرفی می‌زنی؟

02:51.777 --> 02:53.913
‫یه نامه برام نوشته
‫ازم درخواست ملاقات کرده

02:53.913 --> 02:55.682
‫بهش گفتم همین‌کارو بکنه

02:55.682 --> 02:57.783
‫ولی وقتی حرفی ازش نزدی...

02:57.783 --> 02:59.785
‫چیزی نگفتم چون می‌دونستم
‫دلیل ملاقاتش چیه...

02:59.785 --> 03:02.588
‫و می‌خواستم مطمئن بشم
‫قراره جوابم چی باشه

03:02.588 --> 03:04.724
‫- جوابی براش فرستادی؟
‫- نه

03:04.724 --> 03:05.957
‫اوه

03:05.957 --> 03:08.527
‫ولی امروز براش می‌نویسم
‫و ازش می‌خوام بیاد دفترم

03:08.527 --> 03:10.695
‫- به مادر گفتی؟
‫- هنوز نه، ولی میگم

03:10.695 --> 03:13.332
‫البته، حرفی که به مادرت
‫یا اسکار می‌زنم

03:13.332 --> 03:15.834
‫به این بستگی داره
‫که تو ازم می‌خوای چی بگم

03:15.834 --> 03:18.270
‫دلایلی بهم گفت
‫که چرا باید پیشنهادش رو قبول کنم

03:18.270 --> 03:19.538
‫کار هوشمندانه‌ای بوده

03:19.538 --> 03:21.573
‫ازم پرسید می‌خوام از مادر دور بشم

03:21.573 --> 03:23.977
‫- و البته که می‌خوام
‫- اوه، عزیزم

03:23.977 --> 03:25.511
‫نمی‌خوام از تو دور بشم

03:25.511 --> 03:27.146
‫ولی باید این آزادی رو داشته باشم

03:27.146 --> 03:28.514
‫که خودم برای خودم تصمیم بگیرم

03:28.514 --> 03:32.085
‫ازدواج برای گشتن دنبال آزادی نیست

03:32.085 --> 03:34.719
‫- میشه بپرسم دوستش داری یا نه؟
‫- اینم هست

03:34.719 --> 03:36.989
‫ولی این روزا خیلیا بدون عشق ازدواج می‌کنن

03:36.989 --> 03:38.824
‫که فرض می‌کنم این یعنی نداری

03:38.824 --> 03:40.960
‫از خانواده‌ی خوبیه
‫و کمی پول دارن

03:40.960 --> 03:43.462
‫و اینطوری بخشی از طبقه‌ی اعیانم
‫که مادر هم همینو می‌خواد

03:43.462 --> 03:45.398
‫گاهی خیلی شوخ‌طبعه
‫بلده منو بخندونه

03:45.398 --> 03:47.399
‫قبول دارم که این خصلت خوبیه

03:47.399 --> 03:51.136
‫ولی دلیل کافی برای ازدواج نیست

03:55.872 --> 03:57.676
‫میشه یه پیشنهاد بهت بدم؟

03:57.676 --> 04:00.274
‫نظرت چیه بهت قول بدم
‫که از تصمیمت حمایت می‌کنم

04:00.274 --> 04:03.143
‫اگر زمانی اومدی و بهم گفتی که عاشق شدی؟

04:03.143 --> 04:06.019
‫- حتی اگر مادر باهاش مخالف باشه؟
‫- حتی اون‌موقع

04:06.019 --> 04:08.220
‫بهت قول میدم

04:08.220 --> 04:11.123
‫با آقای ون راین چیکار می‌کنی؟

04:11.123 --> 04:13.326
‫به آرومی ردش می‌کنم بره

04:13.326 --> 04:17.497
‫پس توصیه می‌کنم این قضیه رو فراموش کنیم

04:17.497 --> 04:19.132
‫خب...

04:19.132 --> 04:22.001
‫با مادرت میری نیوپورت؟

04:22.001 --> 04:23.602
‫باشه

04:23.602 --> 04:26.338
‫اگر واقعاً فکر می‌کنی این‌کار اشتباه نیست

04:26.338 --> 04:28.808
‫از یک چیز مطمئنم

04:28.808 --> 04:32.381
‫لیاقت کسی بهتر از
‫آقای ون راین رو داری

04:34.082 --> 04:36.282
‫اوه

04:42.321 --> 04:43.789
‫- ساعت چنده؟
‫- نه و نیم

04:43.789 --> 04:45.191
‫چی؟

04:45.191 --> 04:47.159
‫از آقای بنیستر خواستم
‫اجازه بده بیشتر بخوابی

04:47.159 --> 04:49.428
‫نگران نباش
‫خودش ترتیب کارها رو داد

04:49.428 --> 04:51.630
‫درهرحال برای صبحانه
‫کار چندانی برای انجام دادن نیست

04:51.630 --> 04:54.533
‫عه، اومدی، جان
‫چی شد؟

04:54.533 --> 04:56.602
‫ساعتم زنگ نخورد، دوباره

04:56.602 --> 04:59.072
‫من همیشه قبل از زنگ خوردن ساعتم بیدار میشم

04:59.072 --> 05:01.507
‫همه‌مون به اندازه‌ی تو
‫فوق العاده نیستیم، خانم آرمسترانگ

05:01.507 --> 05:03.409
‫چرا ساعت‌های شماطه‌دار
‫اینقدر غیرقابل اطمینان هستن؟

05:03.409 --> 05:05.477
‫راست میگی
‫هیچوقت کار نمی‌کنن

05:05.477 --> 05:08.047
‫شانس آوردم خوابم سبکه

05:08.047 --> 05:09.615
‫نمی‌دونم چرا کار نمی‌کنن

05:09.615 --> 05:11.484
‫خب، بالاخره یه‌نفر دلیلشو پیدا می‌کنه

05:11.484 --> 05:12.919
‫آماده‌ای شروع کنیم، جان؟

05:12.919 --> 05:15.154
‫نباید قبلش یکم صبحونه بخوره؟

05:15.154 --> 05:17.223
‫نه، آماده‌م آقای بنیستر

05:17.223 --> 05:20.492
‫میشه اینو ببری برای خانم ماریان؟

05:20.492 --> 05:22.594
‫خانم اسکات جواب نامه رو داده

05:22.594 --> 05:24.463
‫می‌تونه فردا بیاد دیدنت

05:24.463 --> 05:26.433
‫اوه، خوبه
‫مشتاقانه منتظرشم

05:26.433 --> 05:28.334
‫حالش چطوره؟

05:28.334 --> 05:29.836
‫فردا می‌فهمیم

05:29.836 --> 05:31.771
‫حتماً هنوزم خیلی دل‌شکسته‌ست

05:31.771 --> 05:34.106
‫درسته، ولی زمان همه‌چیز رو التیام میده

05:34.106 --> 05:36.376
‫حداقل امیدوارم

05:36.376 --> 05:38.244
‫این چیه؟

05:38.244 --> 05:40.313
‫خانم باور ناهار درست کرده

05:40.313 --> 05:43.115
‫که خانم ماریان با خودش ببره مدرسه

05:43.115 --> 05:45.315
‫بذارش اونجا

05:48.855 --> 05:50.523
‫برات ناهار بسته‌بندی کرده؟

05:50.523 --> 05:52.625
‫واقعاً با خودت ناهار می‌بری؟

05:52.625 --> 05:54.327
‫اگر ببرم برام راحت‌تره

05:54.327 --> 05:55.795
‫چرا خانم باور هیچوقت بهم نگفته بود؟

05:55.795 --> 05:58.865
‫همه توی این پنهان‌کاری دست دارن؟

05:58.865 --> 06:00.800
‫شغلم کاملاً آبرومندانه‌ست

06:00.800 --> 06:02.568
‫نیازی نیست به‌خاطرم خجالت بکشی

06:02.568 --> 06:04.836
‫حالا به‌خاطرت خجالت می‌کشم

06:06.471 --> 06:08.574
‫خب، دیگه باید راه بیفتم

06:08.574 --> 06:12.610
‫تا دیر کردن هم
‫به خبط و خطاهای دیگه‌م اضافه نشه

06:16.984 --> 06:19.619
‫خوبه. حالا به این دقت کنین
‫که نور دقیقاً کجا

06:19.619 --> 06:21.487
‫به اون لیمو می‌تابه

06:21.487 --> 06:24.460
‫- اوه، نه
‫- چی شده، فرانسس؟

06:26.127 --> 06:28.294
‫خرابش کردم

06:28.294 --> 06:30.494
‫- تسلیمم
‫- نه

06:31.932 --> 06:34.174
‫نباید از شکست خوردن بترسی

06:34.174 --> 06:36.035
‫وگرنه هرگز موفق نمیشی

06:36.035 --> 06:38.171
‫پس باید یک‌بار دیگه تلاش کنم؟

06:38.171 --> 06:40.173
‫قطعاً

06:40.173 --> 06:42.373
‫هفته‌ی دیگه بازم تلاش کن

06:46.214 --> 06:47.579
‫خب، بهتون یادآوری می‌کنم

06:47.579 --> 06:50.349
‫که گرچه کشیدن دقیق ظرف میوه مهمه

06:50.349 --> 06:53.186
‫چیزی که مشتاقم ببینم دیدگاه خودتون

06:53.186 --> 06:54.854
‫از میوه‌ست

06:54.854 --> 06:57.054
‫احساسات خودتون

06:58.123 --> 07:00.025
‫یادتون نره قبل از رفتن

07:00.025 --> 07:02.261
‫اسمتون رو روی نقاشی‌ها بکشین
‫و بذارین خشک بشن

07:02.261 --> 07:04.461
‫- خودم جمع‌شون می‌کنم
‫- چشم، خانم

07:09.736 --> 07:11.538
‫می‌خواستم بهت بگم...

07:11.538 --> 07:14.007
‫کارت خیلی خوب بود

07:14.007 --> 07:16.207
‫خانم بروک

07:17.445 --> 07:19.411
‫میشه برسونیم‌تون؟

07:19.411 --> 07:21.647
‫اوه، این‌طوری راهتون خیلی دور میشه

07:21.647 --> 07:24.117
‫این چه حرفیه. خوشحال میشیم برسونیم‌تون خونه

07:24.117 --> 07:27.253
‫به‌علاوه، باید یه سری هم
‫به زن‌عمو اگنس بزنیم

07:27.253 --> 07:28.888
‫اوه، خوشحال میشه ببینتتون

07:28.888 --> 07:30.690
‫ازمون محافظت می‌کنی؟

07:30.690 --> 07:32.524
‫نیازی به این‌کار نیست

07:32.524 --> 07:35.794
‫عمه اگنس از من دلخوره، ولی از شما نه

07:35.794 --> 07:37.630
‫با این‌حال، تو تنها کسی در نیویورکی

07:37.630 --> 07:39.464
‫که جلوش درمیاد

07:39.464 --> 07:42.705
‫حتماً براش حس ناآشناییه

08:05.493 --> 08:07.093
‫ممنونم که حاضر شدین منو ببینید

08:07.093 --> 08:08.460
‫مضطرب شده بودم

08:08.460 --> 08:11.034
‫چون خیلی طول کشید
‫تا جواب بدین

08:12.367 --> 08:14.499
‫حق داشتی مضطرب بشی

08:14.499 --> 08:16.468
‫به فکرت نرسیده بود
‫قبل از صحبت با دخترم

08:16.468 --> 08:19.505
‫با من صحبت کنی؟

08:19.505 --> 08:22.107
‫گمونم از خود بی‌خود شده بودم

08:22.107 --> 08:24.310
‫خب، جواب منفیه

08:24.310 --> 08:28.047
‫گلادیس قبول نمی‌کنه که زنت بشه

08:31.251 --> 08:32.752
‫همین؟

08:32.752 --> 08:35.621
‫فرصتی پیدا نمی‌کنم
‫که نکات مثبتم رو بگم؟

08:35.621 --> 08:38.723
‫مدارکی... آوردم که شرایط مالیم رو نشون میده

08:38.723 --> 08:41.460
‫و خونه‌ی مادرم
‫توی خیابون شصت و یکم بهم می‌رسه

08:41.460 --> 08:43.695
‫پس خونه‌ی گلادیس
‫دقیقاً روبه‌روی خونه‌ی شماست

08:43.695 --> 08:45.730
‫می‌تونی هرچی دلت می‌خواد
‫بهم نشون بدی

08:45.730 --> 08:47.800
‫عجله‌ای ندارم
‫ولی چیزی نظرم رو تغییر نمیده

08:47.800 --> 08:49.836
‫می‌دونین که خیلی عاشقشم؟

08:49.836 --> 08:52.038
‫خب، این چیزیه که ازش مطمئن نیستم

08:52.038 --> 08:53.973
‫ولی می‌تونی همچین ادعایی کنی
‫از اونجایی که

08:53.973 --> 08:55.775
‫مصمم هستم
‫ از روی عشق ازدواج کنه

08:55.775 --> 08:57.509
‫پس می‌تونم بهتون اطمینان بدم که واقعاً...

08:57.509 --> 08:58.811
‫کافیه، دخترم رو قانع نکردی

08:58.811 --> 08:59.946
‫و من رو هم نمی‌تونی قانع کنی

08:59.946 --> 09:01.947
‫به‌نظرم شاید واقعاً ازش خوشت بیاد

09:01.947 --> 09:03.816
‫و اینکه قصد داشتی
‫در زندگی با تو خوشبخت بشه

09:03.816 --> 09:06.118
‫- بیشتر از...
‫- بذار حرفم تمام بشه!

09:06.118 --> 09:08.754
‫می‌دونم که این ازدواج‌های مصلحتی

09:08.754 --> 09:11.090
‫توی تمام کلیساهای طبقه‌ی اعیان
‫این شهر ترتیب داده میشه

09:11.090 --> 09:13.660
‫ولی من چیزی فراتر از این
‫برای بچه‌م می‌خوام

09:13.660 --> 09:14.894
‫معلومه که می‌خواین، و بهتون...

09:14.894 --> 09:18.667
‫دیگه نیازی به ادامه دادن نیست
‫آقای ون راین

09:20.234 --> 09:22.566
‫وقتشه تشریف ببرید

09:33.607 --> 09:38.184
‫وقتی ماریان خبرت رو بهمون گفت
‫خیلی غمگین شدیم

09:38.184 --> 09:40.887
‫- ممنونم
‫- برات دعا می‌کنیم

09:40.887 --> 09:44.357
‫ولی اگر کار دیگه‌ای از دستمون برمیاد...

09:44.357 --> 09:46.726
‫اگر واقعاً میگین

09:46.726 --> 09:49.795
‫واقعاً دلم می‌خواد
‫دوباره مشغول بشم

09:49.795 --> 09:52.666
‫خب، بسیار خوشحال میشم
‫دوباره برگردی اینجا

09:52.666 --> 09:54.233
‫اگر این بهت کمکی می‌کنه

09:54.233 --> 09:56.570
‫هورا!

09:56.570 --> 09:57.770
‫چند نفر دیگه رو امتحان کردم

09:57.770 --> 09:59.873
‫ولی هیچکس به پای تو نرسید، خانم اسکات

09:59.873 --> 10:02.674
‫- دیدی بهت گفتم
‫- خب، خوشحال میشم برگردم

10:02.674 --> 10:05.545
‫ولی موضوع خانم آرمسترانگ هم هست

10:05.545 --> 10:07.113
‫آرمسترانگ رو بسپار به خودم

10:07.113 --> 10:10.749
‫براش توضیح میدم
‫اوضاع از این به بعد قراره چطور باشه

10:10.749 --> 10:13.452
‫- خب از کی می‌تونی شروع کنی؟
‫- فکر کنم از همین الان

10:13.452 --> 10:15.355
‫ولی باید با والدینم صحبت کنم

10:15.355 --> 10:17.555
‫البته

10:31.772 --> 10:33.873
‫خیلی لطف کردین
‫که برام وقت گذاشتین

10:33.873 --> 10:35.609
‫اوه، نه، خانم بلین

10:35.609 --> 10:36.943
‫لطف شماست

10:36.943 --> 10:39.545
‫که فرصتی به جناب آقای راسل میدین

10:39.545 --> 10:42.782
‫بذارین ایشون و مادرش
‫خانم جورج راسل رو

10:42.782 --> 10:44.350
‫بهتون معرفی کنم

10:44.350 --> 10:46.553
‫آقای مک‌آلیستر درست میگه
‫خیلی لطف کردین

10:46.553 --> 10:48.354
‫خواهش می‌کنم این چه حرفیه

10:48.354 --> 10:50.784
‫بیاین بریم داخل

10:50.784 --> 10:53.455
‫به‌نظرم باید از اینجا شروع کنیم

10:53.455 --> 10:55.655
‫از اتاق صبحگاهی

11:00.067 --> 11:02.469
‫این اتاق‌های کوچیک
‫فقط اندازه‌ی 4 نفر جا دارن...

11:02.469 --> 11:03.670
‫هدف از ساختنشون چی بوده؟

11:03.670 --> 11:05.472
‫شوهرم از اتاق‌های کوچیک خوشش میومد

11:05.472 --> 11:06.638
‫می‌گفت تنها راهیه که میشه

11:06.638 --> 11:08.674
‫بدون خرج زیادی
‫گرم نگهشون داشت

11:08.674 --> 11:10.577
‫آدم ازشون حس مهمان‌نوازی نمی‌گیره

11:10.577 --> 11:13.145
‫شوهرمم همینطور بود

11:13.145 --> 11:16.583
‫عه، یه قفس خرگوش دیگه

11:16.583 --> 11:18.117
‫داره خانم رو می‌خندونه

11:18.117 --> 11:20.654
‫که همیشه شروع امیدوار کننده‌ایه

11:20.654 --> 11:22.655
‫لطف کردی ترتیب این قضیه رو دادی

11:22.655 --> 11:23.989
‫پس دوست‌ها به چه دردی می‌خورن؟

11:23.989 --> 11:25.958
‫بیاین اتاق پذیرایی رو نشونتون بدم

11:25.958 --> 11:29.094
‫یخورده فضاش بازتره
‫که گمونم از هیچی بهتره

11:34.367 --> 11:35.569
‫اوه

11:35.569 --> 11:37.604
‫- چندان بدک نیست
‫- همم

11:37.604 --> 11:39.806
‫ولی خیلی...

11:39.806 --> 11:41.674
‫دنبال چه کلمه‌ای می‌گردم؟

11:41.674 --> 11:44.976
‫خفه‌ست؟ دلگیره؟

11:44.976 --> 11:47.647
‫شومینه جوریه که انگار
‫انتخاب مادربزرگش بوده

11:47.647 --> 11:49.516
‫آره، تقریباً انتخاب اون بوده

11:49.516 --> 11:50.883
‫مال خاله‌ش بوده

11:50.883 --> 11:53.018
‫خاله‌ش از تزئینات خوشش میومده
‫و شوهرمم عاشق صرفه‌جویی توی پول بود

11:53.018 --> 11:55.154
‫برای همین وقتی مرد
‫آوردش اینجا

11:55.154 --> 11:57.456
‫چه غم‌انگیز

11:57.456 --> 11:59.658
‫توصیه‌ی شما چیه؟

11:59.658 --> 12:03.563
‫خب، چیزی که این اتاق‌ها نیاز دارن نوره...

12:03.563 --> 12:05.699
‫نور بیشتر و فضای بیشتر

12:05.699 --> 12:07.932
‫باید به فکر این چیزا باشیم

12:07.932 --> 12:11.704
‫ولی وقتی کارمون تمام شد
‫جای فوق العاده‌ای برای مهمونی میشه

12:11.704 --> 12:13.739
‫خب پس، قبوله

12:13.739 --> 12:15.775
‫لری... میشه لری صدات کنم؟

12:15.775 --> 12:19.279
‫کار نوسازی رو به دست می‌گیره

12:19.279 --> 12:20.679
‫چی؟

12:20.679 --> 12:22.581
‫مطمئناً زمان بیشتری
‫برای تصمیم گرفتن لازم دارین

12:22.581 --> 12:24.049
‫نمی‌خواین بیاین خونه‌ی ما

12:24.049 --> 12:25.050
‫و ببینین اونجا چیکار کرده؟

12:25.050 --> 12:26.653
‫منصرفش نکن، مادر

12:26.653 --> 12:27.620
‫اوه، نمی‌کنه

12:27.620 --> 12:29.889
‫من همیشه با غریزه‌م تصمیم می‌گیرم
‫خانم راسل

12:29.889 --> 12:32.024
‫و غریزه‌م بهم میگه
‫لری رو استخدام کنم

12:32.024 --> 12:33.826
‫- کی می‌تونی شروع کنی؟
‫- فوراً

12:33.826 --> 12:34.794
‫اوه، فقط یک نکته...

12:34.794 --> 12:36.796
‫قراره دوازدهم برم نیوپورت برای

12:36.796 --> 12:37.897
‫مسابقات تنیس روی چمن

12:37.897 --> 12:39.626
‫مجبورم اون روز رو مرخصی بگیرم

12:39.626 --> 12:41.367
‫یکی از دوستانم از هاروارد
‫ قراره شرکت کنه

12:41.367 --> 12:42.902
‫و قول دادم برم دیدنش

12:42.902 --> 12:44.771
‫آخرین باری که رفتم کازینو رو یادم نمیاد

12:44.771 --> 12:46.739
‫شوهرم از هیچ ورزشی خوشش نمیومد

12:46.739 --> 12:48.607
‫و گمونم عادتش از سر منم افتاد

12:48.607 --> 12:50.710
‫خب، می‌تونین همراه من بیاین

12:50.710 --> 12:51.977
‫واقعاً؟

12:51.977 --> 12:54.177
‫قرار نیست با دوستان جوونت بری؟

12:54.647 --> 12:58.985
‫خب، پس از دیدن خانم بلین خوشحال میشن

12:58.985 --> 13:00.486
‫ساعت 2 میام دنبالتون

13:00.486 --> 13:03.055
‫ساعت 12 بیا
‫و قبلش بهت کمی ناهار میدم

13:03.055 --> 13:04.958
‫ولی قبل از اون هم می‌بینمت

13:04.958 --> 13:08.462
‫حالا، بریم اتاق‌های
‫طبقه‌ی بالا رو نشونتون بدم

13:08.462 --> 13:10.530
‫از این طرف

13:10.530 --> 13:12.298
‫همچنین می‌تونیم...

13:12.298 --> 13:15.401
‫فکر نکنم گفتن اینکه
‫خانم بلین برای دیدن تنیس

13:15.401 --> 13:19.038
‫زیادی پیره، کمک چندانی بهمون بکنه

13:19.038 --> 13:21.040
‫فقط نمی‌خواستم توی جمع مردان جوان هارواردی

13:21.040 --> 13:22.808
‫که داد و فریاد می‌کنن گیر بیفته

13:22.808 --> 13:24.510
‫اوه، فکر کنم ازش لذت ببره

13:24.510 --> 13:28.881
‫درضمن، ایده‌ای به ذهنم رسیده
‫که می‌تونه توی جنگ اپرا

13:28.881 --> 13:30.249
‫بهت کمک کنه

13:30.249 --> 13:32.118
‫بهتره به خانم استور نگی

13:32.118 --> 13:35.321
‫خانم‌جان، فقط دارم
‫اطلاعاتی رو باهات درمیون می‌ذارم

13:35.321 --> 13:38.424
‫و بهتره در موردش
‫ به خانم استور چیزی نگی

13:39.292 --> 13:41.728
‫خب، تابه‌حال اسم جاشوا وینترتون رو شنیدی؟

13:41.728 --> 13:43.829
‫نسل اندر نسل پولدار بودن

13:43.829 --> 13:46.298
‫و صاحب یکی از اولین عمارت‌هایی هستن
‫که اینجا ساخته شده

13:46.298 --> 13:48.333
‫بگذریم، سال‌هاست که همسرش مرده

13:48.333 --> 13:52.137
‫و حالا شهر رو انگشت به‌دهن گذاشته...

13:52.137 --> 13:54.173
‫- و بعد از نامزدی کوتاهی ازدواج کرده
‫- عه؟

13:54.173 --> 13:56.875
‫درواقع نامزدیش اونقدر کوتاه بوده
‫که تابه‌حال کسی خانمش رو ندیده

13:56.875 --> 13:59.078
‫توی آکادمی جایگاه نداره؟

13:59.078 --> 14:01.280
‫چرا باید بخواد درگیر جنگ اپرا بشه؟

14:01.280 --> 14:03.249
‫جایگاه داره، آره

14:03.249 --> 14:06.285
‫ولی شنیدم زنش جوون و سرزنده‌ست

14:06.285 --> 14:09.822
‫پس شاید اعضای آکادمی
‫به‌نظرش کمی کسل‌کننده بیان

14:09.822 --> 14:11.256
‫- همم
‫- و دلیلی نداره

14:11.256 --> 14:14.126
‫که نتونن یه جایگاه هم
‫توی متروپولیتن بگیرن

14:14.126 --> 14:16.028
‫همم، و گفتی پولداره؟

14:16.028 --> 14:18.931
‫اوه، تا دلت بخواد پول داره

14:18.931 --> 14:22.135
‫وقتی رفتم کازینو
‫شما رو به هم معرفی می‌کنم

14:22.135 --> 14:25.571
‫درضمن، نیم‌تاج هم نذار

14:25.571 --> 14:28.207
‫وقتی کنار دریام
‫گل و پر رو ترجیح میدم

14:28.207 --> 14:31.614
‫اوه، هرچی امر بفرمایید

14:34.282 --> 14:37.050
‫- این چیه، جان؟
‫- ساعت شماطه‌دار خرابم

14:37.050 --> 14:38.918
‫داری سعی می‌کنی تعمیرش کنی؟

14:38.918 --> 14:40.647
‫نه دقیقاً

14:40.647 --> 14:43.022
‫می‌خوام بفهمم روش کارش چطوره

14:43.022 --> 14:45.224
‫و... و اینکه چرا کار نکرده

14:45.224 --> 14:47.493
‫برای چای خیلی زحمت کشیدی

14:47.493 --> 14:49.061
‫خانم بروک ازم خواسته

14:49.061 --> 14:51.130
‫کشیش جدید کلیسای
‫سنت تامس رو دعوت کرده

14:51.130 --> 14:53.032
‫- که اونم بیاد
‫- پس برای همینه

14:53.032 --> 14:55.234
‫می‌خوام همه‌چیز بی‌نقص باشه

14:55.234 --> 14:57.370
‫به‌نظرت اگر بی‌نقص باشه
‫خانم ون راین می‌بخشتت

14:57.370 --> 14:59.204
‫که شغل خانم ماریان رو مخفی کردی؟

14:59.204 --> 15:01.073
‫من در جایگاهی نبودم
‫که بخوام بهش بگم

15:01.073 --> 15:03.476
‫و فقط برای خانم ماریان ناهار آماده کردم

15:03.476 --> 15:04.678
‫باید غذا بخوره

15:04.678 --> 15:07.246
‫به‌علاوه، تو و جک هم ازش باخبر بودین

15:07.246 --> 15:10.449
‫پس بیاین امیدوار باشیم
‫که کیک‌هات اشتباه همه‌مون رو جبران کنه

15:13.648 --> 15:16.388
‫خب، خانواده‌تون کی اومدن آمریکا؟

15:16.388 --> 15:19.792
‫پدربزرگم سال 1794 اومد بوستون

15:19.792 --> 15:21.560
‫دید بعد از انقلاب فرانسه

15:21.560 --> 15:25.230
‫اروپا داره ویران میشه
‫و می‌خواست از خون و خونریزی‌ها فرار کنه

15:25.230 --> 15:27.900
‫نمی‌تونیم بابتش سرزنشش کنیم

15:27.900 --> 15:30.403
‫- چرا بوستون؟
‫- حق با شماست

15:30.403 --> 15:34.034
‫انتخاب معمولی نبود
‫ما ایتالیایی بودیم، نه ایرلندی

15:34.034 --> 15:37.676
‫ولی پدرم کاتولیک بود
‫پس یکم منطق پشتش هست

15:37.676 --> 15:41.447
‫و کی تونستن از چنگال
‫اسقف رم خلاص بشن؟

15:41.447 --> 15:44.083
‫پدرم با یک پروتستان ازدواج کرد

15:44.083 --> 15:46.385
‫و حقیقتش رو بخواین، مادرم...

15:46.385 --> 15:48.954
‫شخصیتش از پدرم قوی‌تر بود

15:48.954 --> 15:50.923
‫پدرم وقتی خیلی کوچیک بودم مرد

15:50.923 --> 15:52.491
‫برای همین دین مادرم موندگار شد

15:52.491 --> 15:55.395
‫زن شما چی؟
‫ایشونم امروز تشریف میاره؟

15:55.395 --> 15:56.929
‫متاهل نیستم

15:56.929 --> 15:58.397
‫همیشه فکر می‌کردم یه موهبته

15:58.397 --> 16:00.032
‫که برعکس کاتولیک‌ها، کشیش‌های ما

16:00.032 --> 16:01.801
‫می‌تونن ازدواج کنن

16:01.801 --> 16:03.903
‫و فشار کارشون رو
‫با یکی دیگه شریک بشن

16:03.903 --> 16:05.404
‫موافقم

16:05.404 --> 16:08.840
‫گمونم هنوز شانس نیاوردم

16:10.576 --> 16:14.546
‫ مادرتون هنوز زنده‌ست؟
‫- نه، چند سال پیش فوت کرد

16:14.546 --> 16:17.983
‫فکر نمی‌کنم اگر زنده بود
‫می‌تونستم بوستون رو ترک کنم

16:17.983 --> 16:20.553
‫چه مرد وظیفه‌شناس و خوبی هستین

16:20.553 --> 16:21.654
‫خدا خیرتون بده

16:21.654 --> 16:24.523
‫ایدا، تو عضو کلیسایی
‫نه کشیش کلیسا

16:24.523 --> 16:27.159
‫دعای خیر کردن
‫وظیفه‌ی تو نیست

16:27.159 --> 16:30.530
‫- ولی با کمال میل قبولش می‌کنم
‫- ممنونم

16:30.530 --> 16:32.232
‫آقای اسکار ون راین

16:32.232 --> 16:33.800
‫اسکار

16:33.800 --> 16:36.101
‫جناب کشیش آقای فورتی رو یادته؟

16:36.101 --> 16:38.437
‫- از کلیسای سنت تامس؟
‫- معلومه

16:38.437 --> 16:41.040
‫دیگه بهتره برم
‫ساعت 6 مراسم شامگاهی دارم

16:41.040 --> 16:43.442
‫اوه، باید ما هم یه روزی بیایم

16:43.442 --> 16:46.044
‫- امیدوارم تشریف بیارین
‫- تا دم در همراهتون میایم

16:47.112 --> 16:50.149
‫ممنون که وقت گذاشتین و تشریف آوردین

16:50.149 --> 16:52.118
‫بله. خیلی ممنون

16:52.118 --> 16:54.153
‫حالت خوبه؟

16:54.153 --> 16:56.889
‫خواستگاریم از گلادیس راسل شکست خورد

16:56.889 --> 16:59.224
‫که اینطور

16:59.224 --> 17:00.927
‫پس دیگه تمام شد؟

17:00.927 --> 17:02.161
‫تمام و کمال

17:02.161 --> 17:04.330
‫پدرش دیروز که منو به دفترش فرا خوند

17:04.330 --> 17:06.766
‫به وضوح اینو به اطلاعم رسوند

17:06.766 --> 17:08.067
‫متاسفم

17:08.067 --> 17:10.502
‫چه نازنین بود

17:10.502 --> 17:13.601
‫خوشحالم تونستیم دوباره
‫آقای فورتی رو ببینیم

17:13.601 --> 17:15.675
‫باید بیشتر دعوتش کنیم

17:15.675 --> 17:17.309
‫خیلی خوش می‌گذره

17:17.309 --> 17:19.678
‫موافقم
‫و از کشیشت خوشم اومد

17:19.678 --> 17:23.348
‫اوه، کشیش من نیست
‫ولی خوشحالم ازش خوشت میاد

17:23.348 --> 17:24.984
‫منم اگر می‌تونستم اون وسط

17:24.984 --> 17:27.053
‫یک کلام حرف بزنم
‫بیشتر ازش لذت می‌بردم

17:27.053 --> 17:28.720
‫- اوه، عمه اگنس!
‫- جدی میگم

17:28.720 --> 17:32.056
‫چت شده بود؟
‫قرص بلبل‌زبونی خورده بودی؟

17:33.159 --> 17:34.661
‫خیلی دوست‌داشتنی و جالب بود

17:34.661 --> 17:35.628
‫خلافکارهای حرفه‌ای

17:35.628 --> 17:37.796
‫توی اتاق بازجویی
‫کمتر سوال‌پیچ میشن

17:37.796 --> 17:41.267
‫تعجب می‌کنم ازش نخواستی
‫گواهی فوت مادرشو نشونت بده

17:41.267 --> 17:43.002
‫خب، به‌نظر من که
‫از صحبت با جفتتون

17:43.002 --> 17:44.436
‫حسابی بهش خوش گذشت

17:44.436 --> 17:46.005
‫و امیدوارم بتونیم بیشتر ببینیمش

17:46.005 --> 17:48.174
‫- همم
‫- بعید می‌دونم

17:48.174 --> 17:50.842
‫به‌نظرم اگر بازم ازش بخوایم
‫میگه سرش حسابی شلوغه

17:55.416 --> 17:57.617
‫دو هزار کارگر اعتصاب کردن؟

17:57.617 --> 17:59.318
‫آره

17:59.318 --> 18:01.921
‫البته، توی شیکاگو بوده
‫ولی خبرش می‌پیچه

18:01.921 --> 18:04.023
‫و این‌کارشون
‫به بقیه جرات میده

18:04.023 --> 18:06.359
‫از جمله کارگران خودت

18:06.359 --> 18:08.628
‫چطوری این اتحادیه‌ها رو
‫سر جاشون بشونیم؟

18:08.628 --> 18:09.996
‫مطمئن نیستم

18:09.996 --> 18:11.730
‫درخواست‌هاشون تمامی نداره

18:11.730 --> 18:13.965
‫و رهبرانشون دارن
‫ده‌تا ده‌تا عضو جدید می‌گیرن

18:13.965 --> 18:16.870
‫- هندرسون هم همینطوره؟
‫- بیل هندرسون، آره

18:16.870 --> 18:18.304
‫اون نماینده‌ی

18:18.304 --> 18:20.874
‫اتحادیه‌ی کارگری کارگران صنعت آهن و فولاد

18:20.874 --> 18:21.875
‫توی "پیتسبرگ"ـه

18:21.875 --> 18:24.276
‫درحال حاضر
‫قدرت یا افراد کافی برای انجام کاری

18:24.276 --> 18:26.845
‫- که توی شیکاگو کردن رو ندارن
‫- فعلاً ندارن

18:26.845 --> 18:30.282
‫ولی حق با توئه
‫این می‌تونه بیانگر اتفاقات آینده باشه

18:30.282 --> 18:32.084
‫همونطور که به بقیه گفتی

18:32.084 --> 18:34.053
‫هرگز نباید در مقابل تهدیدات تسلیم بشیم

18:34.053 --> 18:35.889
‫تسلیم شدن یعنی باختن

18:35.889 --> 18:37.690
‫قصد تسلیم شدن ندارم

18:37.690 --> 18:40.259
‫ولی هیچکاری نکردن دیگه امکان‌پذیر نیست

18:40.259 --> 18:43.062
‫چه پیشنهادی داری؟

18:43.062 --> 18:45.298
‫باید بری پیتسبرگ

18:45.298 --> 18:48.201
‫هندرسون رو ملاقات کن
‫و ببین واقعاً چی می‌خواد

18:48.201 --> 18:50.136
‫ببین می‌تونیم بخریمش یا نه

18:50.136 --> 18:51.938
‫یعنی باید بهش پیشنهاد پول بدم؟

18:51.938 --> 18:53.105
‫پول یا کمی قدرت

18:53.105 --> 18:55.441
‫شنیدم قدرت می‌تونه خیلی وسوسه‌انگیز باشه

18:55.441 --> 18:58.210
‫اگر آدم درست‌کاری باشه چی؟

18:58.210 --> 19:01.245
‫اینطوری فقط قیمتش
‫کمی بالاتر میره

19:06.586 --> 19:08.786
‫آقای مک‌نیل؟

19:10.724 --> 19:12.125
‫می‌تونم کمکتون کنم، جناب؟

19:12.125 --> 19:13.960
‫متاسفانه آقای راسل تشریف ندارن

19:13.960 --> 19:15.594
‫و خانم راسل در نیوپورت هستن

19:15.594 --> 19:17.663
‫حقیقش، داشتم دنبال ورودی خدمتکارها می‌گشتم

19:17.663 --> 19:20.599
‫- ورودی خدمتکارها، جناب؟
‫- آره

19:20.599 --> 19:22.335
‫اگر از کنار ساختمون برید

19:22.335 --> 19:23.736
‫سمت چپتون می‌بینینش

19:23.736 --> 19:25.504
‫ولی کمکی از دست من برمیاد؟

19:25.504 --> 19:28.540
‫یه پیام برای یکی از خدمتکارها دارم، کالیر

19:28.540 --> 19:30.343
‫هیچکس به اسم کالیر اینجا نداریم

19:30.343 --> 19:32.644
‫توی مراسم شامی
‫که خانم راسل برای خونه‌ی اپرای جدید

19:32.644 --> 19:34.913
‫برپا کرده بود حضور داشت...
‫یک مرد مسن، کچل

19:34.913 --> 19:39.218
‫به‌نظرم منظورتون آقای "واتسون"ـه
‫ملازم ارباب

19:39.218 --> 19:41.821
‫اون شب توی اتاق غذاخوری بود؟

19:41.821 --> 19:43.856
‫به‌نظرم بود، جناب، بله

19:43.856 --> 19:47.259
‫مک‌نیل، خودتی؟

19:47.259 --> 19:49.657
‫- آقای راسل
‫- بفرما داخل

19:49.657 --> 19:50.964
‫نمی‌خوام مزاحتون بشم

19:50.964 --> 19:52.631
‫می‌خواستم یه پیام بذارم

19:52.631 --> 19:55.101
‫آقای مک‌نیل سراغ
‫آقای واتسون رو می‌گرفت

19:55.101 --> 19:56.869
‫عه؟

19:56.869 --> 19:59.608
‫خب، بفرما بریم توی کتابخونه

20:03.144 --> 20:06.011
‫احتمال داره هدفش
‫دزدیدن آقای واتسون باشه، قربان

20:08.280 --> 20:10.516
‫آقای واتسون نیستن، قربان

20:10.516 --> 20:12.184
‫گمونم فکر می‌کرد قبل از امروز بعدازظهر

20:12.184 --> 20:13.518
‫و تعویض لباس‌تون
‫نیازی بهش ندارین

20:13.518 --> 20:16.622
‫نیازی هم ندارم
‫ممنونم، چورچ

20:19.324 --> 20:21.560
‫خب، خیلی کنجکاوم بدونم

20:21.560 --> 20:23.795
‫چرا می‌خواستی یک پیام
‫برای ملازم من بذاری

20:23.795 --> 20:27.000
‫چورچ شک کرده
‫که نکنه می‌خوای اونو ازم بدزدی

20:27.000 --> 20:28.067
‫نگران نباش

20:28.067 --> 20:30.535
‫خودم ملازمی دارم
‫که کاملاً ازش راضیم

20:30.535 --> 20:32.805
‫پس توضیح نمیدی قضیه چیه؟

20:32.805 --> 20:35.508
‫نمی‌تونم
‫چون راز من نیست

20:35.508 --> 20:39.945
‫ولی بهت اطمینان میدم
‫واتسون هیچ اشتباهی نکرده

20:39.945 --> 20:42.414
‫دیگه بهتره برم

20:42.414 --> 20:44.750
‫پیامش رو بهم نمیدی؟

20:44.750 --> 20:47.253
‫نه، بعداً دوباره نامه می‌نویسم
‫حالا فهمیدم اوضاع از چه قراره

20:47.253 --> 20:49.788
‫معذرت می‌خوام
‫که اینقدر وقتت رو گرفتم

20:58.466 --> 21:00.300
‫امر دیگه‌ای ندارین، خانم؟

21:00.300 --> 21:02.367
‫ممنون

21:02.367 --> 21:04.670
‫ولی قبل از اینکه بری
‫یه خبرهایی برات دارم

21:04.670 --> 21:07.774
‫- اوه، بله خانم؟
‫- قراره خانم اسکات برگرده

21:07.774 --> 21:09.175
‫برگرده اینجا؟

21:09.175 --> 21:12.006
‫نه، برگرده تیمبوکتو
‫معلومه که قراره برگرده اینجا

21:12.006 --> 21:14.079
‫قراره دوباره توی اتاق سابقش ساکن بشه

21:14.079 --> 21:15.915
‫و برای من کار کنه

21:15.915 --> 21:17.083
‫که اینطور

21:17.083 --> 21:18.851
‫نمی‌خوام دردسری درست بشه

21:18.851 --> 21:20.419
‫مطمئنم همینطوره

21:20.419 --> 21:22.354
‫ولی خانم اسکات
‫دست از نوشتن برنمی‌داره

21:22.354 --> 21:25.391
‫حالا هرچقدر هم تظاهر کنه

21:25.391 --> 21:28.060
‫حاضرم سر خانم اسکات خطر کنم

21:28.060 --> 21:30.196
‫ولی سر تو نه

21:30.196 --> 21:32.465
‫من هیچوقت مشکلی راه ننداختم، خانم

21:32.465 --> 21:35.495
‫درواقع، تا خانم اسکات نیومده بود
‫هیچ مشکلی نداشتیم

21:35.495 --> 21:38.570
‫چون به محض اینکه اومد
‫براش مشکل تراشیدی

21:38.570 --> 21:40.573
‫می‌خواستم خوش‌نامی‌تون رو حفظ کنم

21:40.573 --> 21:42.040
‫همم

21:42.040 --> 21:45.845
‫از آخرین باری که خوش‌نامیم
‫به خطر افتاده سال‌ها گذشته

21:45.845 --> 21:47.979
‫ازت می‌خوام بهم قول بدی

21:47.979 --> 21:51.150
‫فقط با احترام و ادب
‫با خانم اسکات رفتار می‌کنی

21:51.150 --> 21:52.918
‫ولی اگر با من تندی کرد چی؟

21:52.918 --> 21:55.724
‫با شناختی که از خانم اسکات دارم
‫به‌نظرم حقته

21:58.493 --> 22:00.626
‫و اگر این خواسته‌ی زیادیه

22:00.626 --> 22:03.528
‫بریجت به کارهای
‫خانم ایدا و خانم ماریان رسیدگی می‌کنه

22:03.528 --> 22:06.866
‫می‌تونه به کارهای من هم رسیدگی کنه
‫تا جایگزینی پیدا کنم

22:06.866 --> 22:08.500
‫من رو جایگزین می‌کنین؟

22:08.500 --> 22:10.970
‫خب، اگر نمی‌تونی درست رفتار کنی
‫چاره‌ی دیگه‌ای برام نمی‌ذاری

22:10.970 --> 22:13.505
‫ولی اینطوری چیکار کنم؟

22:13.505 --> 22:15.474
‫- چطور می‌تونم زندگی کنم؟
‫- نیازی به این حرفا نیست

22:15.474 --> 22:16.876
‫می‌تونی یه شغل دیگه پیدا کنی

22:16.876 --> 22:18.811
‫نه، مردم ترجیح میدن خدمتکاری رو تعلیم بدن

22:18.811 --> 22:20.546
‫که سال‌ها از زندگیش مونده باشه

22:20.546 --> 22:23.295
‫هیچکس زحمت تعلیم دادن من رو به خودش نمیده

22:23.295 --> 22:24.551
‫نه توی این سن و سال

22:24.551 --> 22:27.452
‫بیا

22:27.452 --> 22:29.455
‫تقدیرت در دستان خودته

22:29.455 --> 22:31.323
‫اگر با خانم اسکات مهربون باشی

22:31.323 --> 22:32.926
‫می‌تونی جایگاهت رو حفظ کنی

22:32.926 --> 22:34.360
‫ولی آخه، خانم...

22:34.360 --> 22:36.362
‫ظاهراً اشتباهی فکر کردی
‫داریم مذاکره می‌کنیم

22:36.362 --> 22:38.562
‫درحالی‌که دارم بهت دستور میدم

22:41.967 --> 22:45.137
‫برو مطمئن شو لباس آبی چین‌دارم

22:45.137 --> 22:47.807
‫برای فردا آماده‌ست

22:47.807 --> 22:50.007
‫چشم، خانم

23:09.764 --> 23:12.331
‫- سلام، خانم پگی
‫- سلام، جیمز

23:12.331 --> 23:13.532
‫به‌زحمت می‌تونیم ببینیمت

23:13.532 --> 23:15.234
‫حالا که رفتی "گلوب"

23:15.234 --> 23:17.103
‫- دنبال پدرت می‌گردی؟
‫- آره

23:17.103 --> 23:19.303
‫اون پشته

23:20.372 --> 23:22.674
‫پگی، انتظار نداشتم ببینمت

23:22.674 --> 23:26.045
‫خبرهایی دارم که می‌خواستم
‫شخصاً بهت بگم

23:26.045 --> 23:29.815
‫کار سابقم توی خیابون شصت و یکم رو
‫بهم پیشنهاد دادن

23:29.815 --> 23:33.553
‫و گمونم می‌خوای قبولش کنی

23:33.553 --> 23:35.321
‫نیاز به یک شروع تازه دارم

23:35.321 --> 23:38.858
‫اگر نیاز به یک شروع تازه داری
‫چرا داری برمی‌گردی اونجا؟

23:38.858 --> 23:40.927
‫چون نمی‌تونیم اینطوری ادامه بدیم

23:40.927 --> 23:44.063
‫باید از همدیگه دور بشیم

23:44.063 --> 23:46.432
‫اعضای خانواده همچین کاری نمی‌کنن

23:46.432 --> 23:49.268
‫خانواده‌ی ما کارهای زیادی انجام داده

23:49.268 --> 23:52.506
‫که با کارهای یه خانواده‌ی واقعی جور درنمیاد

23:52.506 --> 23:53.873
‫همه‌ش تقصیر منه

23:53.873 --> 23:56.543
‫قبلاً این صحبت‌ها رو کردیم، پدر

23:56.543 --> 23:57.910
‫می‌دونم متاسفی

23:57.910 --> 24:01.581
‫نیازی نیست مدام تکرارش کنی

24:01.581 --> 24:03.515
‫ای‌کاش مادرت هم می‌دونست

24:03.515 --> 24:07.519
‫می‌دونه
‫فقط نیاز به زمان بیشتری داره

24:07.519 --> 24:10.357
‫- خبرت رو به اونم گفتی؟
‫- آره

24:10.357 --> 24:12.858
‫درک می‌کنه

24:12.858 --> 24:14.360
‫آقای اسکات

24:14.360 --> 24:15.527
‫همم؟

24:15.527 --> 24:17.530
‫- بهتره برگردی سر کار
‫- اوه، باشه

24:17.530 --> 24:19.998
‫چیزی لازم داری؟

24:21.534 --> 24:22.930
‫اینو بگیر

24:22.930 --> 24:25.138
‫- پدر
‫- بگیرش

24:28.807 --> 24:33.146
‫و ما بروکلینی‌ها رو فراموش نکن

24:33.146 --> 24:35.346
‫یادت باشه چقدر...

24:38.084 --> 24:40.887
‫مادرت دوستت داره

24:40.887 --> 24:42.454
‫می‌دونم

24:42.454 --> 24:44.591
‫آخر دنیا که نیست

24:44.591 --> 24:46.959
‫فقط دارم میرم منهتن

24:46.959 --> 24:49.240
‫برمی‌گردم دیدنتون

24:49.240 --> 24:51.497
‫حواسم هست سر حرفت بمونی

25:03.106 --> 25:04.844
‫ممنونم، بنیستر

25:04.844 --> 25:07.379
‫در مورد خونه‌ت توی نیوپورت
‫بیشتر برامون بگو

25:07.379 --> 25:09.215
‫فقط برای این فصل گرفتیمش

25:09.215 --> 25:12.151
‫تا چارلز مطمئن نشه که ازش خوشمون میاد
‫خونه رو نمی‌خره

25:12.151 --> 25:13.620
‫خیلی عاقلانه‌ست

25:13.620 --> 25:16.055
‫این از طرف "لینا استور"ـه

25:16.055 --> 25:18.825
‫لینا می‌خواد بیاد اینجا

25:18.825 --> 25:21.528
‫و در مورد برنامه‌هاش
‫برای نجات آکادمی صحبت کنه

25:21.528 --> 25:23.329
‫- واقعاً؟
‫- آره، هفته‌ی آینده

25:23.329 --> 25:24.964
‫"آقای مک‌آلیستر هم بهمون ملحق میشه"

25:24.964 --> 25:28.568
‫"تا یک نقشه برای مقابله با متروپولیتن بریزیم"

25:28.568 --> 25:30.235
‫آقای مک‌آلیستر؟

25:30.235 --> 25:31.871
‫- قضیه جدیه
‫- همم

25:31.871 --> 25:33.505
‫شام اپرای خانم راسل

25:33.505 --> 25:35.642
‫خیلی دردسر درست کرده

25:35.642 --> 25:37.709
‫خب، آکادمی می‌تونه
‫روی ما حساب کنه

25:37.709 --> 25:40.612
‫ماریان، میشه جمعه بیای نیوپورت پیش ما؟

25:40.612 --> 25:42.547
‫قراره یه مسابقه‌ی تنیس
‫ توی کازینو برگزار بشه

25:42.547 --> 25:45.117
‫و می‌خوام با یکی آشنا بشی

25:45.117 --> 25:46.653
‫می‌تونی برای مهمونی
‫آقای مک‌آلیستر هم بمونی

25:46.653 --> 25:48.287
‫- اوه
‫- چه ایده‌ی فوق العاده‌ای

25:48.287 --> 25:49.621
‫البته. خوشحال میشه

25:49.621 --> 25:51.523
‫کلاس‌هات توی مدرسه چی؟

25:51.523 --> 25:53.592
‫بایدم به فکر همچین چیزی میفتادی

25:53.592 --> 25:55.662
‫از این جمعه تا دوشنبه
‫یه تعطیلات میان‌ترم داریم

25:55.662 --> 25:57.862
‫- پس چیزی رو از دست نمیدم
‫- اوه

25:57.862 --> 26:00.766
‫در مورد این فرد اسرارآمیز
‫که قراره ملاقات کنه برامون بگو

26:00.766 --> 26:03.603
‫ادوارد مورگان
‫توی بانک چارلز کار می‌کنه

26:03.603 --> 26:05.605
‫البته جوون‌تره

26:05.605 --> 26:07.372
‫والدینش توی نیوپورت خونه دارن

26:07.372 --> 26:08.808
‫و یه خونه‌ی توی خیابون 56 شرقی

26:08.808 --> 26:10.310
‫مادرش آرابلا مورگانه؟

26:10.310 --> 26:11.443
‫آره

26:11.443 --> 26:13.145
‫پس دقیقاً می‌دونم کیه

26:13.145 --> 26:14.914
‫مادرش متولد "وینتروپ"ـه

26:14.914 --> 26:17.582
‫و ماریان قطعاً از ملاقاتش خوشحال میشه

26:17.582 --> 26:20.086
‫درهرحال دوست دارم نیوپورت رو ببینم

26:20.086 --> 26:21.454
‫پس قطعی شد

26:21.454 --> 26:23.356
‫دیگه باید برم
‫برای پروی لباس دیرم شده

26:23.356 --> 26:26.125
‫ممنون که اومدی، آرورا

26:26.125 --> 26:27.993
‫ممنونم

26:27.993 --> 26:29.962
‫قراره افراد زیادی همراهم بیان؟

26:29.962 --> 26:31.197
‫نه، چطور مگه؟

26:31.197 --> 26:32.965
‫می‌خواستم ببینم
‫میشه اسکار هم بیاد یا نه

26:32.965 --> 26:34.600
‫این اواخر خیلی گرفته‌ست

26:34.600 --> 26:36.369
‫به‌خاطر اون قضیه‌ی ناخوشایند

26:36.369 --> 26:38.103
‫الان خیلی بهتر شده

26:38.103 --> 26:41.340
‫ولی چند روز توی نیوپورت
‫خیلی بهش کمک می‌کنه

26:41.340 --> 26:42.642
‫دلیلی نمی‌بینم که چرا نشه

26:42.642 --> 26:44.847
‫وقتی رسیدم خونه
‫یه یادداشت براش میفرستم

26:49.682 --> 26:52.152
‫میرم طبقه‌ی بالا
‫یه سری نقاشی دارم که باید اصلاح کنم

26:54.120 --> 26:58.124
‫خوشحالم
‫آقای مورگان به‌نظر عالی میاد

26:58.124 --> 26:59.525
‫واقعاً، اگنس

26:59.525 --> 27:01.793
‫چرا بدو نمیری خیابون پنجم

27:01.793 --> 27:03.830
‫و جلوی هر کالسکه‌ای
‫که یه مرد توشه رو نمی‌گیری؟

27:03.830 --> 27:07.200
‫اگر این‌کارو می‌کردم
‫بعید می‌دونم مادرشو بشناسم

27:07.200 --> 27:11.371
‫و یک‌دست کردن نمای خارجی
‫ظاهرش رو بهتر می‌کنه

27:11.371 --> 27:13.272
‫اوه، آره

27:13.272 --> 27:16.675
‫حالا می‌بینم منظورت چیه

27:16.675 --> 27:19.879
‫در زمان بازسازی قراره کجا بری؟

27:19.879 --> 27:22.214
‫- نیویورک؟
‫- به هیچ عنوان

27:22.214 --> 27:24.183
‫تا جایی که می‌تونم همین‌جا می‌مونم

27:24.183 --> 27:26.853
‫و وقتی که رفتم
‫هر روز برمی‌گردم

27:26.853 --> 27:28.515
‫مشکلی با بهم ریختگی نداری

27:28.515 --> 27:30.822
‫بیست سال با مردی بودم
‫که حتی تحمل نداشت

27:30.822 --> 27:33.459
‫که صبح‌ها تخم‌مرغش رو
‫با قاشق متفاوتی بخوره

27:33.459 --> 27:35.527
‫از خدامه یکم بهم ریختگی ببینم

27:35.527 --> 27:39.399
‫بعدازظهرهایی که همراهش
‫توی این اتاق سپری کردم

27:39.399 --> 27:42.101
‫که در سکوت می‌نشستیم

27:42.101 --> 27:43.669
‫چرا در سکوت؟

27:43.669 --> 27:46.272
‫خب، اواخر عمرش کر شده بود

27:46.272 --> 27:49.207
‫که حقیقتشو بخوای
‫تحملش رو کمی آسون‌تر می‌کرد

27:50.109 --> 27:52.478
‫تا اون زمان، دیگه حتی
‫سعی نمی‌کردم صحبت کنیم

27:54.647 --> 27:56.616
‫متاسفم. نباید بخندم

27:56.616 --> 27:59.685
‫اوه، بخند. بخند

27:59.685 --> 28:02.091
‫جای خنده توی این خونه خیلی خالی بوده

28:04.326 --> 28:06.526
‫اوه. ممنون

28:08.324 --> 28:10.096
‫امیدوارم شامپاین دوست داشته باشی

28:10.096 --> 28:11.230
‫آره دارم

28:11.230 --> 28:13.600
‫ولی نباید تا تمام شدن کار صبر کنیم

28:13.600 --> 28:14.766
‫و بعد جشن بگیریم؟

28:14.766 --> 28:17.937
‫می‌خوام یک شروع جدید رو جشن بگیرم

28:17.937 --> 28:20.840
‫و الانم دارم همین‌کارو می‌کنم

28:20.840 --> 28:23.810
‫شروع یک زندگی جدید توی این خونه...

28:23.810 --> 28:27.246
‫یک زندگی جدید با آدمای جدید

28:27.246 --> 28:30.650
‫- امیدوارم بتونم یکی از اون افراد باشم
‫- اوه، البته

28:30.650 --> 28:33.056
‫همین الانشم هستی

28:38.892 --> 28:42.762
‫اوه، خوشحالیم برگشتی، خانم اسکات

28:42.762 --> 28:46.160
‫منم خوشحالم برگشتم. ممنون

28:46.160 --> 28:47.934
‫برای شام نبودی

28:47.934 --> 28:50.403
‫- چیزی برات آماده کنم؟
‫- وقت ندارم

28:50.403 --> 28:52.104
‫دوخت و دوزهام مونده

28:52.104 --> 28:54.673
‫خانم ایدا چند تا چیز دیگه
‫به حجم کارهام اضافه کرد

28:54.673 --> 28:56.909
‫می‌خواد وصله بخورن
‫تا اهدا کنه به کلیسا

28:56.909 --> 28:59.945
‫نمی‌دونم چطور می‌تونم
‫همه‌شون رو تمام کنم

28:59.945 --> 29:03.516
‫دلم می‌خواد بهت کمک کنم
‫ولی چندان با سوزن مهارت ندارم

29:03.516 --> 29:05.184
‫من دوخت و دوز بلدم

29:05.184 --> 29:07.920
‫تو دستیار شخصی بانویی
‫چرا باید به خودت زحمت بدی؟

29:07.920 --> 29:09.922
‫جان، تمام کارها محترم هستن

29:09.922 --> 29:12.158
‫خوشحال میشم کمک کنم
‫باعث میشه حواسم از مشکلاتم پرت بشه

29:12.158 --> 29:14.360
‫پس کار من
‫یه حواس‌پرتی ساده بیشتر نیست؟

29:14.360 --> 29:16.329
‫میشه بپرسم از چه مشکلی؟

29:16.329 --> 29:17.624
‫هیچی

29:17.624 --> 29:19.799
‫داره پیشنهاد میده بهت کمک کنه، خانم آرمسترانگ

29:19.799 --> 29:20.900
‫خودم از پسش برمیام

29:20.900 --> 29:22.835
‫یعنی به کمک من هم احتیاجی نداری؟

29:22.835 --> 29:25.508
‫- منم دوخت و دوز بلدم
‫- باشه

29:33.242 --> 29:35.547
‫امتیاز 40-15، به نفع سیرز

29:43.456 --> 29:45.656
‫سیرز این دست رو برنده میشه

29:49.262 --> 29:50.629
‫فوق العاده بود

29:50.629 --> 29:52.298
‫توام تنیس بازی می‌کنی، آقای مورگان؟

29:52.298 --> 29:55.435
‫قبلاً بازی می‌کردم
‫ولی این روزها مشغله‌های

29:55.435 --> 29:57.635
‫مهم‌تری دارم

29:59.272 --> 30:02.108
‫وقت زیادی رو توی نیوپورت سپری می‌کنی؟

30:02.108 --> 30:04.143
‫والدینم یه خونه توی شهر دارن

30:04.143 --> 30:07.414
‫و من معمولاً سعی می‌کنم
‫برای مهمونی کازینوی مک‌آلیستر بیام

30:07.414 --> 30:10.550
‫اوه، ببین... آقای راسله

30:10.550 --> 30:12.452
‫عه، آره

30:12.452 --> 30:14.753
‫ببخشید

30:22.161 --> 30:24.163
‫این دوستیه که اومدیم بازیش رو ببینیم؟

30:24.163 --> 30:27.433
‫آره، دیک سیرز
‫و الان داره برنده میشه

30:30.603 --> 30:32.872
‫روز خوش، آقای راسل

30:32.872 --> 30:35.942
‫می‌تونم اسکار ون راین رو بهتون معرفی کنم؟

30:35.942 --> 30:37.309
‫ایشون خانم "بلین"ـه

30:37.309 --> 30:39.612
‫- به‌خوبی با نیوپورت آشنا هستین؟
‫- همینجا زندگی می‌کنم

30:39.612 --> 30:42.248
‫چه نامتعارف

30:42.248 --> 30:43.683
‫لری

30:43.683 --> 30:45.084
‫توی نیوپورت چیکار می‌کنی؟

30:45.084 --> 30:46.819
‫اومدم پیش فامیلم، خانم فین

30:46.819 --> 30:48.888
‫- تو چی؟
‫- اینجا کار می‌کنم

30:48.888 --> 30:50.556
‫برام سوال شده بود
‫چرا خبری ازت نیست

30:50.556 --> 30:52.719
‫ولی خوشحالم که حرفه‌ت
‫داره واقعاً راه میفته

30:52.719 --> 30:54.994
‫آره، یه شروع کاملاً جدیده

30:54.994 --> 30:57.062
‫دارم یکی از
‫عمارت‌های مشهور رو نوسازی می‌کنم

30:57.062 --> 30:58.998
‫- برام آرزوی موفقیت کن
‫- حتماً

30:58.998 --> 31:00.933
‫می‌کنم، ولی مطمئنم بهش نیازی نداری

31:00.933 --> 31:03.136
‫اوه، این کیه؟

31:03.136 --> 31:05.238
‫خانم بلین، کارفرمای حال حاضرم

31:05.238 --> 31:07.941
‫ایشون همسایه‌مون توی نیویورک
‫خانم ماریان بروکه

31:07.941 --> 31:09.208
‫حالتون چطوره؟

31:09.208 --> 31:11.744
‫لری داره قوانین بازی رو بهم یاد میده

31:11.744 --> 31:13.647
‫استادی بهتر از این پیدا نمی‌کنین

31:13.647 --> 31:15.715
‫خانم بروک

31:15.715 --> 31:17.915
‫خانم بروک!

31:19.020 --> 31:21.053
‫اوه، خدایا

31:21.053 --> 31:23.956
‫چرا نمیری یه سلامتی به گلادیس راسل بکنی؟

31:23.956 --> 31:26.156
‫اونجاست

31:27.896 --> 31:30.096
‫ببخشید

31:32.364 --> 31:35.234
‫خانم راسل، با مادرت اومدی؟

31:35.234 --> 31:37.303
‫نه، یه سری نامه داشت
‫که باید می‌نوشت

31:37.303 --> 31:39.771
‫- با خانواده‌ی "وتمور" اومدم
‫- خوشحالم می‌بینمت

31:39.771 --> 31:42.670
‫از خدامه از چشمان
‫همیشه مراقب مادرم دور باشم

31:42.670 --> 31:45.078
‫چطوری به این راحتی
‫از پس عمه‌ت برمیای؟

31:45.078 --> 31:46.880
‫عمه اگنس فقط به‌خاطر اینکه آرورا می‌خواد

31:46.880 --> 31:48.548
‫منو با یک مرد جور کنه
‫این سفر رو قبول کرده

31:48.548 --> 31:50.383
‫چجور آدمیه؟

31:50.383 --> 31:54.053
‫متاسفانه وحشتناکه

31:54.053 --> 31:55.921
‫شاید بهتر باشه از اون سمت فرار کنیم

31:55.921 --> 31:58.524
‫ممنون

31:58.524 --> 32:00.926
‫40-15

32:04.330 --> 32:06.732
‫امیدوارم بتونین بازم با هم دوست باشین

32:06.732 --> 32:08.234
‫- بهت گفته؟
‫- آره

32:08.234 --> 32:11.303
‫و قبل از اینکه بپرسی، حالش خوب میشه

32:11.303 --> 32:13.906
‫پدرم می‌خواد تا عاشق شدنم صبر کنم

32:13.906 --> 32:15.407
‫چه دلگرم‌کننده

32:15.407 --> 32:17.643
‫هیچوقت فکر نمی‌کردم
‫آقای راسل آدم رمانتیکی باشه

32:17.643 --> 32:19.078
‫می‌خوام بهش تکیه کنم که بهم کمک کنه

32:19.078 --> 32:20.913
‫قصد و نیت خواستگارهام رو تشخیص بدم

32:20.913 --> 32:23.015
‫حتی اگر من گول بخورم، پدرم گول نمی‌خوره

32:23.015 --> 32:24.583
‫دستورات من ساده‌ست

32:24.583 --> 32:27.020
‫قراره مردی با خانواده‌
‫جایگاه و پول خوب پیدا کنم

32:27.020 --> 32:28.788
‫ظاهر چی؟

32:28.788 --> 32:30.923
‫به‌نظرم اینش به خودم بستگی داره

32:30.923 --> 32:33.259
‫ولی توی اولویت نیست

32:33.259 --> 32:35.629
‫داری ازم قایم میشی، خانم بروک؟

32:35.629 --> 32:38.197
‫خب...

32:38.197 --> 32:40.432
‫چرا باید همچین سوالی بکنی؟

32:40.432 --> 32:43.202
‫خب، اگر اینطور نیست
‫بیا الان با هم برگردیم

32:43.202 --> 32:45.402
‫بریم پیش خانم فین

32:49.409 --> 32:52.878
‫15-0

33:00.887 --> 33:02.087
‫این دیگه کیه؟

33:02.087 --> 33:03.155
‫خانم بروک بیچاره

33:03.155 --> 33:05.457
‫ای‌کاش دوستانت اینقدر سعی نمی‌کردن
‫یکی رو براش پیدا کنن

33:05.457 --> 33:08.595
‫بدون کمک اونا هم
‫به‌قدر کافی خواستگار داره

33:08.595 --> 33:10.764
‫سرویس دوم

33:10.764 --> 33:14.100
‫وتمورها می‌تونن ببرنت خونه؟

33:14.100 --> 33:16.302
‫مطمئنم می‌تونن. ولی چرا؟

33:16.302 --> 33:19.072
‫اگر دیک سیرز برنده بشه، جشن می‌گیریم

33:19.072 --> 33:20.840
‫نمیشه منم بهتون ملحق بشم؟

33:20.840 --> 33:22.776
‫مطمئن نیستم مادر راضی به این‌کار باشه

33:22.776 --> 33:24.976
‫مادر اینجا نیست

33:26.611 --> 33:28.848
‫قبل از اینکه آقای مورگان
‫با نوشیدنیش برگرده

33:28.848 --> 33:30.650
‫به‌نظرم باید از ماریان عذرخواهی کنیم

33:30.650 --> 33:31.684
‫اوه!

33:31.684 --> 33:33.052
‫ببخشید

33:33.052 --> 33:34.654
‫چارلز توی بانک خیلی ازش خوشش میومد

33:34.654 --> 33:35.621
‫این بهونه‌ی منه

33:35.621 --> 33:37.457
‫الان زمین تا آسمون فرق کرده

33:37.457 --> 33:38.557
‫یا اینطور به‌نظر میاد

33:38.557 --> 33:40.526
‫معمولاً به‌سختی میشه
‫ذات واقعی آدما رو تشخیص داد

33:40.526 --> 33:43.428
‫همیشه بهم هشدار می‌دادن
‫که هیچوقت خواستگاری یک سرباز رو قبول نکنم

33:43.428 --> 33:45.564
‫تا اینکه وقتی لباس فرم تنش نبود دیدمش

33:45.564 --> 33:47.634
‫به‌نظرم آقای مورگان خیلی خوشحال میشه

33:47.634 --> 33:48.835
‫که لباس فرمش رو دربیاره

33:48.835 --> 33:50.670
‫- اسکار
‫- از این حرف‌های بی‌ادبی نزن

33:50.670 --> 33:52.671
‫از پسش برمیام

33:52.671 --> 33:56.212
‫اولین مردی نیست که می‌بینم
‫زیادش مشروب می‌خوره

33:58.212 --> 33:59.778
‫این مال کیه؟

33:59.778 --> 34:03.382
‫شامپاین‌هاشون داشت تمام می‌شد
‫برای همین دو لیوان گرفتم

34:03.382 --> 34:05.218
‫وقتی رسیدم داشتین در مورد چی صحبت می‌کردین؟

34:05.218 --> 34:07.754
‫موزه‌ی جدید توی خیابون پنجم

34:07.754 --> 34:09.588
‫تابه‌حال رفتی؟

34:09.588 --> 34:11.957
‫وقتمو با موزه‌ها تلف نمی‌کنم

34:14.827 --> 34:16.596
‫اوه، آقای دشل

34:16.596 --> 34:17.863
‫خیلی خوشحالم می‌بینمت

34:17.863 --> 34:20.828
‫آقای مونتگومری، آقای مورگان

34:20.828 --> 34:23.035
‫با نیوپورت آشنا هستین؟

34:23.035 --> 34:24.503
‫قبلاً بودم

34:24.503 --> 34:26.706
‫هریت و من هر تابستون
‫یه خونه اینجا می‌گرفتیم

34:26.706 --> 34:28.307
‫اسکار

34:28.307 --> 34:31.644
‫الان داشتم می‌گفتم
‫ نمی‌تونم وقتمو با موزه‌ها تلف کنم

34:31.644 --> 34:32.879
‫بیکار که نیستم

34:32.879 --> 34:34.446
‫قبول نداری؟

34:34.446 --> 34:37.317
‫دشل، نظرت چیه بقیه‌ی کازینو رو
‫به ماریان نشون بدی؟

34:37.317 --> 34:38.251
‫آره

34:38.251 --> 34:40.451
‫با شهر آشنا نیست
‫و مطمئنم خوشحال میشه

34:42.090 --> 34:43.656
‫چی؟

34:43.656 --> 34:47.192
‫فکر می‌کردم قراره من و خانم بروک
‫همدیگه رو بهتر بشناسیم

34:47.192 --> 34:49.392
‫یکم دیگه برش می‌گردونم

34:53.032 --> 34:54.233
‫امیدوارم برنگردونی

34:54.233 --> 34:56.302
‫یه عالمه جا برای مخفی شدن بلدم

34:56.302 --> 34:59.271
‫دشل، هنوزم داریم
‫روی برنده شرط می‌بندیم

34:59.271 --> 35:04.043
‫- نظرت چیه؟
‫- خیلی‌خب، پنجاه دلار روی...

35:04.043 --> 35:06.278
‫باید روی کی شرط ببندم؟

35:06.278 --> 35:09.515
‫فقط اسم یکیشون رو بلدم...
‫دیک سیرز

35:09.515 --> 35:13.487
‫دوست لری راسله
‫ولی آخه 50 دلار؟

35:13.487 --> 35:15.822
‫دیک سیرز

35:15.822 --> 35:18.022
‫بریم اونجا قایم بشیم

35:20.993 --> 35:23.763
‫روز خوش، آقای چورچ

35:23.763 --> 35:25.831
‫آقای بنیستر

35:25.831 --> 35:28.100
‫- روز پرمشغله‌ای داشتین؟
‫- چند تا کار داشتم

35:28.100 --> 35:29.601
‫شما چطور؟

35:29.601 --> 35:31.437
‫به خودم قول دادم
‫صبح به کاغذبازی‌هام برسم

35:31.437 --> 35:33.672
‫ولی مسائل مختلفی پیش میاد

35:33.672 --> 35:37.446
‫البته. تا جایی که یادم میاد
‫نامه‌نویس ماهری هستین

35:39.147 --> 35:41.913
‫- می‌خواستم ببینم اگر میشه...
‫- اگر میشه چی؟

35:41.913 --> 35:45.084
‫امیدوارم بتونم اون اتفاق رو فراموش کنیم

35:45.084 --> 35:48.821
‫خیلی عصبانی بودم
‫و رفتارم احمقانه بود

35:48.821 --> 35:51.424
‫نزدیک بود به بهای شغلم تمام بشه

35:51.424 --> 35:53.959
‫همونطور که گفتم، احمقانه بود

35:53.959 --> 35:57.429
‫و بی قید و شرط معذرت می‌خوام

35:57.429 --> 35:59.398
‫ولی میشه فراموشش کنیم؟

35:59.398 --> 36:01.633
‫یعنی ببخشیم و فراموش کنیم؟

36:01.633 --> 36:04.769
‫آره، همیشه این اصطلاح برام عجیب بود

36:04.769 --> 36:08.636
‫موافقم که گاهی اوقات میشه بخشید

36:08.636 --> 36:11.377
‫ولی آدم نمی‌تونه فراموش کنه

36:11.377 --> 36:13.479
‫خب، امیدوارم بتونیم دوستانه زندگی کنیم

36:13.479 --> 36:16.048
‫این خاطرم می‌مونه، آقای چورچ

36:16.048 --> 36:17.751
‫و حالا...

36:17.751 --> 36:19.951
‫روز خوبی داشته باشی

36:28.360 --> 36:30.729
‫سرویس نهایی برای سیرز

36:39.340 --> 36:42.374
‫بازی به نفع سیرز تمام شد

36:42.374 --> 36:45.011
‫اوه، دیک سیرز برنده شد!
‫خداروشکر

36:45.011 --> 36:46.841
‫چرا خداروشکر؟

36:46.841 --> 36:48.447
‫ماریان بهم گفت
‫روش شرط ببندم

36:48.447 --> 36:50.382
‫اگر می‌باخت خیلی احساس بدی پیدا می‌کردم

36:50.382 --> 36:52.819
‫خب، حالا با پولی که برنده شدم

36:52.819 --> 36:54.420
‫می‌برمت یه غذای درست‌وحسابی با هم بخوریم

36:54.420 --> 36:57.590
‫- اوه، نیازی نیست
‫- به من که توصیه‌ای نکردی

36:57.590 --> 37:00.025
‫بذار بهت یه توصیه بکنم، آقای مورگان

37:00.025 --> 37:02.225
‫برو خونه و بخواب تا مستی از سرت بیفته

37:05.698 --> 37:07.667
‫فکر نمی‌کردم به این زودی برگردی

37:07.667 --> 37:09.802
‫- قرار هم نبود برگردم
‫- چرا؟

37:09.802 --> 37:11.070
‫روزی که راه افتادیم

37:11.070 --> 37:13.005
‫یه بحثی با خانم گلادیس درگرفت

37:13.005 --> 37:15.374
‫و یادم رفت لباسی که خانم راسل می‌خواد

37:15.374 --> 37:18.077
‫توی مهمانی آقای مک‌آلیستر بپوشه رو بردارم

37:18.077 --> 37:19.212
‫تقصیر منه

37:19.212 --> 37:20.980
‫همه اشتباه می‌کنن

37:20.980 --> 37:22.581
‫نه وقتی می‌خوای اثبات کنی

37:22.581 --> 37:24.784
‫باید به عنوان
‫مستخدم شخصی دائمیش انتخابت کنه

37:24.784 --> 37:27.152
‫همه‌چی درست میشه

37:27.152 --> 37:28.487
‫امیدوارم

37:28.487 --> 37:31.490
‫و امیدوارم به سلامت برگردی نیوپورت

37:31.490 --> 37:34.828
‫وقتی برگشتم خونه
‫شاید بتونیم دوباره با هم قهوه بخوریم؟

37:34.828 --> 37:37.029
‫خوشحال میشم

37:57.352 --> 37:59.151
‫بعدازظهر دلنشینی بود

37:59.151 --> 38:00.687
‫ممنونم

38:00.687 --> 38:02.917
‫گمونم بهتره دیگه برم

38:02.917 --> 38:05.357
‫اگر می‌خوای

38:05.357 --> 38:07.359
‫اوه، ممنونم ترنت

38:07.359 --> 38:09.695
‫خودم می‌تونم بیام داخل

38:18.802 --> 38:21.908
‫ترجیح میدم بمونم

38:21.908 --> 38:24.108
‫خوشحالم اینو می‌شنوم

38:49.170 --> 38:50.469
‫داره میاد نیوپورت

38:50.469 --> 38:52.672
‫بدون اینکه به بانو خبر بده؟

38:52.672 --> 38:54.406
‫می‌خواد غافلگیرش کنه

38:54.406 --> 38:56.236
‫با قطار شما سفر می‌کنیم

38:56.236 --> 38:58.244
‫و بعد سوار هر وسیله‌ای که

38:58.244 --> 38:59.979
‫برای تو و ادلهاید می‌فرستن می‌شیم

38:59.979 --> 39:02.214
‫باید وسایل رو جمع کنم

39:02.214 --> 39:04.683
‫قبل از اینکه بری...

39:04.683 --> 39:07.186
‫باید بهت بگم
‫که یکی از دوستان راسل

39:07.186 --> 39:10.423
‫اومده بود سراغ تو رو می‌گرفت

39:10.423 --> 39:13.092
‫- جانم؟
‫- آقای مک‌نیل

39:13.092 --> 39:15.962
‫می‌گفت یه پیغام برات داره
‫ولی نمی‌گفت قضیه چیه

39:15.962 --> 39:18.831
‫- پیغامش چی بود؟
‫- پیغامی نذاشت

39:18.831 --> 39:21.667
‫- اسمت رو اشتباه گرفته بود
‫- چطور مگه؟

39:21.667 --> 39:24.703
‫خب، گفت دنبال آقای کالیر می‌گرده

39:24.703 --> 39:27.672
‫بعد انگار فهمید
‫داره دنبال تو می‌گرده

39:27.672 --> 39:31.978
‫به‌نظرم به‌زودی خبری ازش بشنوی

39:31.978 --> 39:34.178
‫به‌نظر منم همینطوره

39:59.741 --> 40:01.540
‫خیلی زود بلند شدی

40:01.540 --> 40:03.309
‫خیلی دیر برگشتی خونه

40:03.309 --> 40:05.211
‫منتظرم بودی؟

40:05.211 --> 40:06.711
‫نگران بودم

40:06.711 --> 40:09.081
‫وقتی پسرم تمام شب بیرونه
‫نمی‌تونم نگران بشم؟

40:09.081 --> 40:10.549
‫بذار برم

40:10.549 --> 40:13.156
‫فقط اومدم حمام کنم و لباسام رو عوض کنم

40:15.023 --> 40:18.257
‫- چیه؟
‫- یه بویی میدی، که احتمالاً فرانسویه

40:18.257 --> 40:19.525
‫تعجبی نداره که باید حموم کنی

40:19.525 --> 40:21.260
‫انتظار داری چی بگم؟

40:21.260 --> 40:23.460
‫بیا توی پذیرایی

40:27.030 --> 40:28.468
‫تمام شب کجا بودی؟

40:28.468 --> 40:30.302
‫خونه‌ی خانم بلین

40:30.302 --> 40:32.304
‫مهمونی بود یا فقط شما دو تا بودین؟

40:32.304 --> 40:34.874
‫واقعاً می‌خوای جزئیاتش رو بهت بگم؟

40:34.874 --> 40:36.543
‫می‌خوام بدونم
‫فکر کردی داری چیکار می‌کنی

40:36.543 --> 40:37.944
‫اونم با زنی که دو برابر تو سن داره

40:37.944 --> 40:39.612
‫و اونقدر از خیلی جهات دیگه‌ای
‫ به دردت نمی‌خوره

40:39.612 --> 40:41.348
‫که وقت ندارم همه‌شون رو نام ببرم

40:41.348 --> 40:42.882
‫از خانم بلین خوشم میاد

40:42.882 --> 40:44.616
‫اونم وقتی خانم‌های جوان

40:44.616 --> 40:46.619
‫دلنشین و مناسب بی‌شمار دیگه‌ای برات هست؟

40:46.619 --> 40:48.515
‫جذابیت سوزان بلین
‫ بیشتر به‌خاطر اینه که

40:48.515 --> 40:50.756
‫با همون خانم‌های جوان مناسب فرق می‌کنه

40:50.756 --> 40:52.358
‫و کاملاً مطمئنم که دلت نمی‌خواد

40:52.358 --> 40:53.226
‫دلیلشو برات بگم

40:53.226 --> 40:54.961
‫مردان جوون دیگه هم
‫ با این چیزها کنار میان

40:54.961 --> 40:57.296
‫- بدون اینکه آبروریزی کنن
‫- آره، میرن سراغ فاحشه‌ها

40:57.296 --> 40:58.898
‫ترجیح میدی منم همین‌کارو بکنم؟

40:58.898 --> 41:00.799
‫ترجیح میدم رسوایی به بار نیاد

41:00.799 --> 41:03.903
‫باورم نمیشه
‫سوزان بلین زن نجیبیه

41:03.903 --> 41:06.039
‫زن‌های نجیب با مردهایی نمی‌خوابن
‫ که به اندازه‌ی پسرشون

41:06.039 --> 41:06.940
‫سن دارن

41:06.940 --> 41:09.576
‫- این یکی می‌خوابه!
‫- صداتو بیار پایین!

41:09.576 --> 41:11.877
‫ببین، من شادم

41:11.877 --> 41:14.947
‫مگه همیشه نمی‌گفتی
‫که فقط شادی منو می‌خوای؟

41:14.947 --> 41:17.553
‫نه اگر به قیمت خوش‌نامیت تمام بشه

41:19.721 --> 41:21.921
‫قراره امشب همراهش بیای مهمونی؟

41:21.921 --> 41:24.690
‫کاملاً حاضرم تو و گلادیس رو ببرم

41:24.690 --> 41:28.194
‫به شرط اینکه انتظار نداشته باشین
‫همراهتون برگردم خونه

41:28.194 --> 41:30.394
‫حالا، باید برم لباسمو عوض کنم

41:33.065 --> 41:34.934
‫پیتسبرگ چطور بود؟

41:34.934 --> 41:38.707
‫حقیقتش رو بخوای
‫اوضاع بدتر از چیزیه که فکر می‌کردم

41:40.136 --> 41:42.141
‫هندرسون چطور آدمی بود؟

41:42.141 --> 41:45.477
‫باهوشه، شکی در این نیست
‫و کاملاً یک‌دنده

41:45.477 --> 41:47.947
‫یعنی نمیشه خریدش

41:47.947 --> 41:49.849
‫بهش پیشنهاد ترفیع و پول دادم

41:49.849 --> 41:51.518
‫نزدیک بود بهش پیشنهاد
‫شراب، زن و رقص هم بدم

41:51.518 --> 41:53.152
‫ولی راه نمیاد

41:53.152 --> 41:54.854
‫ازش بخواه بیاد نیویورک

41:54.854 --> 41:56.121
‫چی؟

41:56.121 --> 41:58.858
‫یکی از اتاق‌های هتل برانزویک
‫توی خیابون پنجم رو براش بگیر

41:58.858 --> 42:00.593
‫برانزویک؟ برای هندرسون؟

42:00.593 --> 42:01.928
‫یه سوییت براش بگیر

42:01.928 --> 42:04.731
‫و یه قراری بذار که برای ناهار بیاد خونه‌م

42:04.731 --> 42:06.931
‫حالا دیگه باید برم

42:20.883 --> 42:22.914
‫خوبه

42:22.914 --> 42:25.050
‫یه سری ایراداتش رو می‌گیرم
‫پس چند روز دیگه برگرد

42:25.050 --> 42:26.118
‫چشم

42:26.118 --> 42:28.988
‫تا اون زمان
‫می‌تونم یه مقاله‌ی دیگه هم بنویسم

42:28.988 --> 42:31.523
‫یه سرنخ در مورد داستانی دارم
‫که ممکنه به یه جایی برسه

42:31.523 --> 42:32.958
‫البته تا فردا نمی‌تونم مطمئن بشم

42:32.958 --> 42:34.926
‫نمی‌خوام بیخود و بی‌جهت

42:34.926 --> 42:37.429
‫- این همه راه با کشتی بیای اینجا
‫- هیچ اشکالی نداره

42:37.429 --> 42:39.499
‫دوباره دارم توی خیابون
‫شصت و یکم زندگی می‌کنم

42:39.499 --> 42:40.834
‫چرا؟

42:40.834 --> 42:43.535
‫باید از بروکلین میومدم بیرون

42:43.535 --> 42:46.172
‫و کارم خیلی بهم کمک می‌کنه

42:46.172 --> 42:49.375
‫پس از خانم ون راین و شما ممنونم

42:49.375 --> 42:51.643
‫آره

42:51.643 --> 42:54.250
‫کار تنها چیزیه
‫که درد رو تسکین میده

42:57.580 --> 43:01.321
‫من و همسرم چند سال پیش
‫پسربچه‌مون رو از دست دادیم

43:01.321 --> 43:02.989
‫اوه

43:02.989 --> 43:05.925
‫واقعاً متاسفم

43:05.925 --> 43:08.461
‫پس گمونم شما هم تجربه‌ش رو دارین

43:08.461 --> 43:09.696
‫آره

43:09.696 --> 43:11.531
‫آره، خوشحال بودم که می‌تونم بیام اینجا

43:11.531 --> 43:12.964
‫و مشغول یه کاری بشم

43:12.964 --> 43:16.102
‫یه دلیلی بهم می‌داد
‫که هر روز از رختخواب دربیام

43:16.102 --> 43:17.564
‫اصلاً خبر نداشتم

43:17.564 --> 43:20.407
‫خب، مردم زیاد در مورد این چیزا صحبت نمی‌کنن

43:20.407 --> 43:22.608
‫دلیلشو درک می‌کنم

43:22.608 --> 43:24.210
‫حتی تحت این شرایط

43:24.210 --> 43:26.973
‫خوشحالم برگشتی پیشمون، خانم اسکات

43:42.929 --> 43:44.897
‫چورچ، رسیدی. خوبه

43:44.897 --> 43:46.533
‫ادلهاید لباس رو آورد؟

43:46.533 --> 43:47.633
‫ بله، خانم

43:47.633 --> 43:49.401
‫رفته طبقه‌ی بالا از چمدون درش بیاره

43:49.401 --> 43:52.071
‫- و یک مورد دیگه هم هست
‫- سورپرایز

43:52.071 --> 43:55.008
‫فکر می‌کردم سرت شلوغه

43:55.008 --> 43:56.275
‫شلوغ بود

43:56.275 --> 43:59.144
‫ولی فکر اینکه
‫ توی مهمونی مک‌آلیستر تک و تنها باشی...

43:59.144 --> 44:01.850
‫و حالا یه لباسی هم دارم بپوشم

44:03.752 --> 44:05.451
‫امیدوارم از دیدنم خوشحال شده باشی

44:05.451 --> 44:07.820
‫خیلی، به دلایل متعدد

44:07.820 --> 44:09.255
‫به‌نظر نگران کننده میاد

44:09.255 --> 44:11.324
‫لری با خانمی که داره براش کار می‌کنه

44:11.324 --> 44:13.359
‫- لقمه‌ی بزرگ‌تر از دهنش برداشته
‫- خانم بلین؟

44:13.359 --> 44:15.394
‫باعث تعجبه

44:15.394 --> 44:17.863
‫ولی خب، پسرن دیگه
‫چه میشه کرد

44:17.863 --> 44:19.466
‫خودش حل و فصل نمیشه؟

44:19.466 --> 44:22.034
‫همم، شاید

44:22.034 --> 44:23.563
‫که اینطور

44:23.563 --> 44:26.005
‫قراره شوهرم تا کی اینجا پیشم باشه؟

44:26.005 --> 44:27.940
‫متاسفانه قراره کوتاه باشه

44:27.940 --> 44:29.776
‫اوضاع توی پیسبرگ داره بدتر میشه

44:29.776 --> 44:31.110
‫و می‌خوای چیکار کنی؟

44:31.110 --> 44:32.745
‫کلی رفته دیدن رئیس اتحادیه

44:32.745 --> 44:33.913
‫مردی به اسم هندرسون

44:33.913 --> 44:35.915
‫می‌خوام باهاش ملاقات کنم

44:35.915 --> 44:37.717
‫به صرف ناهار توی خونه‌مون

44:37.717 --> 44:39.917
‫و به کمکت احتیاج دارم

44:41.890 --> 44:43.690
‫این‌کارو برام می‌کنی؟

44:43.690 --> 44:46.425
‫حاضرم هرکاری برات بکنم

44:46.425 --> 44:48.922
‫مطمئناً تا الان خودت اینو می‌دونی

44:58.073 --> 45:00.305
‫دیروز دیدم داری با خانم وبر صحبت می‌کنی

45:00.305 --> 45:01.641
‫و چرا نباید صحبت کنه؟

45:01.641 --> 45:03.575
‫ازش خوشم میاد

45:03.575 --> 45:05.979
‫با ساعتت به جایی رسیدی؟

45:05.979 --> 45:07.747
‫یه لیست از ابزاری
‫که لازم دارم تهیه کردم

45:07.747 --> 45:09.314
‫و گیرشون میارم

45:09.314 --> 45:10.984
‫امیدوارم خراب بوده باشه

45:10.984 --> 45:12.518
‫خراب بود

45:12.518 --> 45:14.754
‫چون وقتی شروع کنی
‫ به ور رفتن باهاش، دیگه کار نمی‌کنه

45:14.754 --> 45:17.656
‫از کجا معلوم

45:17.656 --> 45:20.626
‫یه فکرهایی دارم
‫یه چیزایی در موردش می‌دونم

45:20.626 --> 45:24.233
‫بریجت، فردا صبح اول وقت
‫لباس‌های وصله‌ خورده رو لازم دارم

45:26.302 --> 45:27.733
‫این چیه؟

45:27.733 --> 45:30.536
‫توی دوخت و دوز به بریجت کمک کردم

45:30.536 --> 45:31.904
‫نمی‌تونستم خودم تنها همه‌شو انجام بدم

45:31.904 --> 45:34.907
‫دارین شوخی‌ای چیزی می‌کنین؟

45:34.907 --> 45:37.644
‫به‌نظر میاد خانم اسکات
‫در حقت لطف کرده

45:37.644 --> 45:38.778
‫خانم آرمسترانگ

45:38.778 --> 45:41.848
‫نمی‌خوای تشکر کنی؟

45:41.848 --> 45:44.751
‫- ممنون
‫- خواهش می‌کنم

45:44.751 --> 45:47.490
‫بریجت، بیا بهم کمک کن

45:52.627 --> 45:55.622
‫اعتراف می‌کنم، غافلگیر شدم

45:55.622 --> 45:59.498
‫- که بهت لطف کردم؟
‫- نه، نه دقیقاً

45:59.498 --> 46:03.205
‫غافلگیر شدم که اجازه دادن
‫دوباره برگردی به این خونه

46:05.240 --> 46:08.575
‫من مشکلی باهات ندارم
‫خانم آرمسترانگ

46:08.575 --> 46:11.343
‫جدی میگم

46:11.343 --> 46:15.413
‫ولی بهت قول میدم
‫دلت نمی‌خواد باهام سرشاخ بشی

46:23.890 --> 46:26.626
‫در مورد آقای مک‌نیل درست می‌گفتی

46:26.626 --> 46:29.896
‫نامه نوشته و می‌خواد باهام ملاقات کنه

46:29.896 --> 46:32.096
‫قضیه چیه؟

46:34.202 --> 46:37.537
‫ آقای مک‌نیل دامادمه
‫زنش دخترمه

46:37.537 --> 46:39.105
‫چی؟

46:39.105 --> 46:41.975
‫یعنی سر شام
‫پیشخدمتی دختر خودتو کردی؟

46:41.975 --> 46:44.577
‫معذرت می‌خوام
‫که همچین درخواستی ازت کردم

46:44.577 --> 46:46.245
‫تو که خبر نداشتی

46:46.245 --> 46:50.683
‫زندگیم زمانی خیلی متفاوت بود

46:50.683 --> 46:52.084
‫معلومه

46:52.084 --> 46:54.253
‫خب چطوری می‌خوای حلش کنی؟

46:54.253 --> 46:57.289
‫به هیچ عنوان تحمل ندارن همه‌جا بپیچه

46:57.289 --> 46:59.558
‫که پدر خانم خونه‌شون
‫لباس آقای راسل رو عوض می‌کنه

46:59.558 --> 47:03.866
‫به‌نظرم آقای مک‌نیل
‫برای همین می‌خواد باهام ملاقات کنه

47:05.967 --> 47:09.072
‫پس توصیه می‌کنم به ملاقاتش بری

47:25.279 --> 47:26.819
‫فوق العاده‌ست

47:26.819 --> 47:28.715
‫خوشحالم تونستی بیای

47:28.715 --> 47:30.456
‫از خدام بود از نیویورک دور بشم

47:30.456 --> 47:34.093
‫هنوزم دارن در مورد
‫مهمونی اپرات صحبت می‌کنن

47:34.093 --> 47:35.995
‫ازم دعوت شد

47:35.995 --> 47:39.799
‫که رئیس انجمن جذب سرمایه‌شون باشم

47:39.799 --> 47:41.134
‫واقعاً؟

47:41.134 --> 47:44.070
‫قراره برای جایگاه‌ها دنبال خریدار بگردم

47:44.070 --> 47:47.607
‫پس جنگ داره بالا می‌گیره

47:47.607 --> 47:49.743
‫- باید بیشتر بهش فکر کنم
‫- چرا؟

47:49.743 --> 47:51.077
‫می‌ترسی کنار رهبر

47:51.077 --> 47:53.378
‫- جبهه‌ی برنده دیده بشی؟
‫- اینقدر مطمئن نباش

47:53.378 --> 47:56.548
‫هنوز خیلی مونده تا خانم استور تسلیم بشه

47:56.548 --> 47:59.919
‫پس زور هیچکدوممون به اون یکی نمی‌چربه
‫باید یک طرف رو انتخاب کنی

47:59.919 --> 48:01.488
‫نیازی نیست

48:01.488 --> 48:04.023
‫اگر خانم استور برنده شد

48:04.023 --> 48:06.426
‫همیشه بهش وفادار بودم

48:06.426 --> 48:07.659
‫اگر من برنده شدم چی؟

48:07.659 --> 48:09.105
‫پس اون دوستی خواهم بود

48:09.105 --> 48:11.831
‫که به خانم استور کمک می‌کنه شکست رو بپذیره

48:11.831 --> 48:13.032
‫هوشمندانه‌ست

48:13.032 --> 48:16.202
‫- ولی بهم کمک می‌کنی؟
‫- به روش خودم

48:16.202 --> 48:19.071
‫اول از همه، امشب با
‫خانم و آقای وینترتون دیدار می‌کنی

48:19.071 --> 48:21.340
‫خوبه. با نقشه‌ت وسوسه‌ش می‌کنم

48:21.340 --> 48:23.538
‫و راضیش می‌کنم توی هر دو تالار
‫یک جایگاه بگیره

48:23.538 --> 48:25.678
‫خانم استور چه نظری در این مورد داره؟

48:25.678 --> 48:28.648
‫خب، بدون شک بعداً متوجه میشیم

48:28.648 --> 48:31.320
‫- آقایون
‫- آقای مک‌آلیستر

48:32.849 --> 48:35.922
‫این هم خانم فین و خانم بروک

48:35.922 --> 48:38.624
‫از شبتون لذت ببرین

48:38.624 --> 48:42.061
‫اینم پسرعموی دیگه‌م... آقای اسکار ون راین

48:42.061 --> 48:45.499
‫میشه به خانم "ماد بیتون" معرفیت کنم؟

48:45.499 --> 48:47.200
‫حالتون چطوره؟

48:47.200 --> 48:49.669
‫اسمتون آشناست
‫مادرم رو می‌شناسین؟

48:49.669 --> 48:51.070
‫اسم مادرتون رو شنیدم

48:51.070 --> 48:53.239
‫خانم درکسل چند روز پیش
‫در موردشون صحبت می‌کرد

48:53.239 --> 48:56.442
‫- چیزی جز خوبی در موردشون نگفتن
‫- عاشق آقا و خانم درکسلم

48:56.442 --> 48:58.978
‫این مدت که در نیوپورت هستین
‫پیش اونا ساکنید؟

48:58.978 --> 49:01.647
‫نه، پیش عده‌ای از دوستانم هستم
‫که نزدیک خانم فیش زندگی می‌کنن

49:01.647 --> 49:05.550
‫- دیشب توی مهمونیش بودم
‫- متاسفم که نتونستم بیام

49:05.550 --> 49:08.387
‫ولی برام عجیبه که چرا تا الان
‫به همدیگه برنخوردیم

49:08.387 --> 49:10.757
‫احتمالاً چون توی اروپا زندگی می‌کردم

49:10.757 --> 49:12.025
‫بیشتر توی پاریس

49:12.025 --> 49:14.260
‫آها. چطور بود؟

49:14.260 --> 49:17.096
‫خب، پاریس معرکه‌ست
‫البته جدا از پاریسی‌ها

49:17.096 --> 49:20.499
‫حداقل توی این مورد هم‌نظریم

49:30.905 --> 49:33.579
‫خانم بروک، سلامی دوباره

49:33.579 --> 49:35.247
‫سلام

49:35.247 --> 49:38.851
‫از شر خواستگار نچسبت
‫که توی مسابقه‌ی تنیس بود خلاص شدی؟

49:38.851 --> 49:40.485
‫یادم ننداز

49:40.485 --> 49:42.889
‫از این به بعد اجازه میدن
‫خودت انتخاب کنی؟

49:42.889 --> 49:44.457
‫بعید می‌دونم

49:44.457 --> 49:47.059
‫توی این مورد باهات هم‌دردم

49:47.059 --> 49:50.462
‫- لری
‫- سلام

49:50.462 --> 49:53.700
‫- اوه، بازم تویی
‫- خوشحالم می‌بینمتون

49:53.700 --> 49:55.367
‫خانم بروک رو یادته

49:55.367 --> 49:57.202
‫معلومه، دختر همسایه

49:57.202 --> 49:59.238
‫می‌خواستی چی بگی؟

49:59.238 --> 50:01.407
‫فقط اینکه خانم و آقای "کاون" اومدن

50:01.407 --> 50:03.877
‫و به‌نظرم ممکنه کاری برات داشته باشن

50:03.877 --> 50:06.077
‫پس بهتره بری

50:07.148 --> 50:08.715
‫اوه، خانم کالینز...

50:08.715 --> 50:10.650
‫در مورد خانم بیتون بهم بگو

50:10.650 --> 50:12.451
‫پیچیده‌ست

50:12.451 --> 50:15.321
‫رسماً، پدرس جان بیتون مرحوم بوده

50:15.321 --> 50:19.720
‫ولی شنیدم میگن
‫پدر واقعیش "جی گولد"ـه

50:19.720 --> 50:22.128
‫و زندگیش رو از نزدیک دنبال می‌کنه

50:22.128 --> 50:24.230
‫البته نمی‌دونم حقیقت داره یا نه

50:24.230 --> 50:26.666
‫ولی به‌نظر میاد پول خیلی زیادی

50:26.666 --> 50:29.134
‫توی دست و بالش داره

50:29.134 --> 50:31.303
‫برای همین ما رو به هم معرفی کردی

50:31.303 --> 50:33.372
‫لطفاً کاری نکن پشیمون بشم

50:33.372 --> 50:36.109
‫حقیقت هرچی هم که باشه
‫زن خوبیه

50:36.109 --> 50:38.044
‫همه‌جا میره

50:38.044 --> 50:39.211
‫مادرش چی؟

50:39.211 --> 50:41.080
‫شنیدم از خاندان "استایفه‌سانت" بوده

50:41.080 --> 50:42.448
‫ولی فوت کرده

50:42.448 --> 50:44.783
‫برای همین "ماد" رفت فرانسه
‫تا با غمش کنار بیاد

50:44.783 --> 50:47.887
‫فکر کنم یه‌جور همدم پولی توی نیویورک داره

50:47.887 --> 50:49.788
‫به‌نظر جذاب و مناسب من میاد

50:49.788 --> 50:52.892
‫فقط اگر واقعاً به دلت نشسته برو دنبالش

50:52.892 --> 50:54.126
‫منو که می‌شناسی

50:54.126 --> 50:56.630
‫من سرتاپا دلم

50:56.630 --> 50:58.231
‫آقای مونتگومری

50:58.231 --> 51:00.033
‫فکر می‌کردم اینجا پیدات کنم

51:00.033 --> 51:01.733
‫اگر برنگشته بودی به نیویورک

51:01.733 --> 51:05.104
‫قراره فردا برگردم خونه
‫مدرسه از دوشنبه شروع میشه

51:05.104 --> 51:07.641
‫پس می‌خوام بهت یادآوری کنم
‫که یک غذای درست‌وحسابی بهت بدهکارم

51:07.641 --> 51:09.842
‫وقتی برگشتیم

51:09.842 --> 51:12.342
‫بهتون که گفتم، نیازی نیست

51:15.481 --> 51:19.384
‫اوه، رقصیدنشون چقدر زیباست

51:19.384 --> 51:21.955
‫میشه ازت بخوام باهام برقصی؟

51:21.955 --> 51:23.289
‫خب...

51:23.289 --> 51:26.025
‫میشه این رقص رو با من باشین، خانم بروک؟

51:26.025 --> 51:28.961
‫هنوزم توی نیوپورت هستین، آقای مورگان

51:28.961 --> 51:31.163
‫و می‌خوام باهاتون برقصم

51:31.163 --> 51:33.565
‫خیلی لطف دارین

51:33.565 --> 51:37.601
‫ولی قبل از شما
‫پیشنهاد آقای مونتگومری رو قبول کردم

51:52.954 --> 51:54.720
‫پیداتون کردم

51:54.720 --> 51:57.089
‫خانم و آقای راسل...

51:57.089 --> 52:00.696
‫این شما و این هم
‫خانم و آقای وینترتون

52:12.338 --> 52:15.241
‫باید با همدیگه آشنا بشین
‫نقاط مشترک زیادی دارین

52:15.241 --> 52:17.109
‫اره، ولی فعلاً

52:17.109 --> 52:19.678
‫قراره آقای مک‌آلیستر
‫ما رو با بقیه آشنا کنه

52:23.316 --> 52:26.386
‫مستخدم شخصی سابقت
‫حالا توی نیوپورت همسایته؟

52:26.386 --> 52:28.653
‫به آمریکا خوش اومدین

52:28.653 --> 52:32.324
‫- پدر، خیلی ساکتی
‫- چی میشه گفت؟

52:32.324 --> 52:35.795
‫هیچی، تا وقتی که برگردیم خونه و تنها باشیم

52:35.795 --> 52:38.998
‫و من تصمیم می‌گیرم چی بگیم...

52:38.998 --> 52:41.905
‫اگر قرار باشه چیزی بگیم

52:42.429 --> 52:47.453
‫تـرجـمـه و تـنـظـیـم : حـسـیـن اسـمـاعـیـلـی

52:47.453 --> 52:52.477
<b>«ارائه‌ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus
