WEBVTT

00:01.356 --> 00:08.620
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

00:10.198 --> 00:15.665
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

00:18.414 --> 00:25.418
‫تــرجـمه از «آیـــدا»
‫::. Ayda.NDR .::

00:26.505 --> 00:29.258
‫خیلی‌خب، چون شما عزیزان کُلی
‫اتاق از ما گرفتید،

00:29.341 --> 00:32.970
‫مایلیم که تخفیف ویژه رزرو گروهی
‫رو براتون اعمال کنیم.

00:33.554 --> 00:36.182
‫و این‌که، خیلی دوست دارم
‫بدونم کیـا می‌خوان ازدواج کنن؟

00:36.265 --> 00:38.017
‫اخه منم همین هفته پیش نامزد کردم.

00:38.100 --> 00:40.770
‫نه؛ عروسی نداریم
‫یه رویداد خاصه...

00:40.853 --> 00:41.896
‫تولد؟

00:41.979 --> 00:43.898
‫نه؛ یه رویداد خانوادگیـه.

00:43.981 --> 00:44.982
‫دورهمی خانوادگی!

00:45.066 --> 00:46.108
‫خدایا....

00:46.192 --> 00:47.943
‫ببخشید. من خیلی کنجکاوم.

00:48.027 --> 00:50.071
‫همکـارم بغل اسم‌تون نوشته «مراسـم»

00:50.154 --> 00:51.989
‫منظورش مراسم خاک‌سپاری بوده میکیلا.

00:52.656 --> 00:53.491
‫خدای من...

00:54.909 --> 00:55.951
‫خیلی ببخشید.

00:56.035 --> 00:57.828
‫نه. نمی‌دونستی که.
‫فدای سرت.

00:58.412 --> 01:03.417
‫عمیق‌ترین مراتب تسلیت من را به
‫مناسبت فقدان عزیزتان پذیرا باشید.

01:03.501 --> 01:06.170
‫نه؛ همسر سابق‌ام بود.

01:06.253 --> 01:07.254
‫ازش متنفر بودم.

01:07.338 --> 01:08.297
‫نه متنفر نبودم.

01:08.881 --> 01:13.177
‫اما قبل از این‌که این جریانات پیش بیاد
‫داشتم ازش طلاق می‌گرفتم.

01:14.428 --> 01:16.472
‫الانم باید واسه مردی مراسم بگیـرم که

01:16.555 --> 01:18.474
‫به هیچ عنوان دلش نمی‌خواست با من زندگی کنه.

01:18.557 --> 01:21.143
‫آنی، عزیزدلم، میکیلا نیاز داره
‫روی کارش تمرکز کنه....

01:21.227 --> 01:22.228
‫تازه نکته‌ی جالبش این‌جاست

01:22.311 --> 01:25.189
‫اون زنی که باهاش بهم خیانت کرد امروز داره میـاد

01:25.272 --> 01:27.983
‫تا توی کارهای مراسـمش به‌م کمک کنه.

01:28.484 --> 01:29.318
‫پس...

01:30.486 --> 01:32.530
‫اونقدرها هم فکر می‌کنی به‌مون خوش نمی‌گذره.

01:34.406 --> 01:38.202
‫باشه پس؛ 12 تا اتاق
‫توی هیچ کدوم‌شون نمی‌شه سیگار کشید.

01:38.285 --> 01:40.412
‫البته شما اگه نیاز داشتیـد بکشید.

01:42.248 --> 01:43.749
‫- ممنونم.
‫- ممنون عزیزدلم.

01:45.543 --> 01:51.576
‫« قسمت هشتم »
‫« زمستان »

01:53.300 --> 01:55.970
‫وای! این رو یادت میاد؟

01:57.471 --> 01:59.473
‫آقای شکلاتی‌ای که توی هرشی پارک دیدیم.

01:59.557 --> 02:00.808
‫واقعی بود؟

02:00.891 --> 02:02.726
‫همیشه فکر می‌کردم توی کابوس‌هام دیدمش.

02:02.810 --> 02:06.147
‫وای. سفر خیلی خوبی بود.
‫یادت نمیاد؟

02:06.230 --> 02:07.731
‫نه واقعاً. ببخشید.

02:07.815 --> 02:08.983
‫حتماً خیلی کوچیک بودم.

02:09.066 --> 02:10.401
‫جینی اومد.

02:11.902 --> 02:12.778
‫سلام.

02:14.530 --> 02:15.447
‫قربونت بشم...

02:18.242 --> 02:19.535
‫سلام آن.

02:20.161 --> 02:22.246
‫مرسی که دعوت‌م کردی.

02:22.329 --> 02:23.330
‫خواهش می‌کنم.

02:23.914 --> 02:28.919
‫خب، داشتم درمورد مراسمِ فردا فکر می‌کردم.

02:29.753 --> 02:30.713
‫و چندتا ایده دارم.

02:30.796 --> 02:34.300
‫راستش رو بخواین، این اولین بـاره که توی
‫یه مراسم خاک‌سپاری شرکت می‌کنم

02:34.383 --> 02:36.969
‫چون ننه‌بزرگ بابا‌بزرگم‌هـام همه زنده‌ـن.

02:37.052 --> 02:37.928
‫می‌دونی چیـه جینی؟

02:38.012 --> 02:41.140
‫ما ترتیب همه‌چی رو دادیم،
‫تو نمی‌خواد خودت رو اذیت کنی.

02:43.309 --> 02:44.143
‫اوه...

02:44.935 --> 02:45.769
‫باشه!

02:46.270 --> 02:48.189
‫خب، من چندتا از وسایلِ مورد علاقه‌ی نیک رو آوردم.

02:48.272 --> 02:49.899
‫گفتـم شاید بخواین باهاش خاکشون کنید.

02:49.982 --> 02:55.196
‫این عینکِ محافظ چشمـشه که توی
‫جشنواره «برنینگ من» بهش داده بودن.

02:55.279 --> 02:56.405
‫و...

02:56.488 --> 02:59.700
‫اینـم یکی از آلبوم‌های موردعلاقه‌ی نیکـه.

02:59.783 --> 03:02.286
‫از یه گروهی به اسم «مانکن پوسی»

03:02.369 --> 03:03.996
‫- توی فکرم بود...
‫- می‌دونی چیـه جینی؟

03:04.079 --> 03:06.290
‫نظرت چیـه بیای توی ساخت «اسلاید شو»
‫بهم کمک کنی؟

03:06.373 --> 03:07.249
‫اوه، حتماً.

03:11.837 --> 03:12.671
‫سلام.

03:14.548 --> 03:15.466
‫کجا می‌ری؟

03:15.549 --> 03:17.968
‫باید برم ایستگاه قطار دنبال چندتا از فامیل‌هامون

03:18.052 --> 03:20.804
‫و بعدشـم یه‌سر می‌رم سالن ترحیم...

03:20.888 --> 03:23.224
‫چرا؟ مگه همه‌ کارها رو انجام ندادیم؟

03:23.307 --> 03:28.187
‫خب؛ دارن سرمـون کلاه می‌ذارن. می‌خوان آن رو
‫تیغ بزنن و واسه یه کوزه 2500 دلار ازش بگیرن.

03:28.270 --> 03:30.898
‫چی؟ من با 2500 دلار کل دندون‌هام رو درست کردم.

03:30.981 --> 03:34.568
‫آره، تازه یه‌عالمـه چرت و پرت اضافی هم
‫نوشتن توی صورت‌حساب.

03:34.652 --> 03:36.153
‫- عجب داستانی!
‫- هی...

03:37.571 --> 03:40.324
‫می‌خوای من به‌جات برم؟
‫می‌تونم باهاشون صحبت کنم‌ ارزون‌تر حساب کنن.

03:42.451 --> 03:43.285
‫چی؟

03:43.869 --> 03:46.622
‫والا تو همیشه یه‌کاری می‌کنی گرون‌تر حساب کنن!

03:46.705 --> 03:49.333
‫یادت نمیـاد سر اون قضیه
‫بیمه «گیک اسکواد» اون سیم برق

03:49.416 --> 03:50.626
‫12 دلاری رو کردن توی پاچه‌ت؟

03:50.709 --> 03:53.420
‫آره اما اگه یادت باشه وقتی که خراب شد

03:53.504 --> 03:55.047
‫کاملاً رایگان یدونه دیگه برامـون فرستادن.

03:55.130 --> 03:58.133
‫البتـه منـهای هزینه پسـت دوباره و مرجوع کردنش.

03:58.842 --> 04:01.095
‫می‌دونم که از نظـرت اونقدرها آدم به‌درد به‌بخوری نیستم

04:01.178 --> 04:03.555
‫اما گاهی اوقات باید بهم اعتماد کنی
‫تا کمکت کنم.

04:04.056 --> 04:07.434
‫خیلی‌خب؛ ممنونم.
‫پس تو برو سالن ترحیم.

04:12.690 --> 04:15.734
‫ببین؛ می‌دونم اخیراً خیلی تحت فشار بودیم

04:15.818 --> 04:18.028
‫و هیچ کدوم‌مون نمی‌دونیم چطوری
‫باید خودمون رو نجات بدیم

04:18.112 --> 04:20.906
‫اما این اولین بارمـون نیست که
‫با همچین سختی‌هایی روبه‌رو می‌شیم

04:21.532 --> 04:25.119
‫مثلاً، یادتـه وقتی خونه‌مون رو خریدیم،
‫یه‌روز بعدش من کـارم رو از دست دادم؟

04:25.202 --> 04:26.036
‫واقعاً به‌گایی بود.

04:26.120 --> 04:27.871
‫آره، یا وقتی که نـه ماهه باردار بودی

04:27.955 --> 04:30.249
‫و گفتی نمی‌تونی بچه رو به‌دنیا
‫بیاری و می‌ترسی

04:30.332 --> 04:33.210
‫شلوارم رو در نمی‌آوردم و اثر بی‌حسی زاییدن پریـد

04:33.294 --> 04:34.253
‫آره.

04:35.170 --> 04:36.463
‫ولی خب ما می‌دونیم باید چیکار کنیم.

04:36.547 --> 04:39.800
‫فقط کافیـه تمام تلاش‌مون رو بکنیم
‫و دندون روی جیگر بذاریم

04:39.883 --> 04:41.427
‫تمرکز کنیم

04:41.510 --> 04:44.471
‫و تا وقتی همه‌چی درست نشده
‫بی‌خیال نشیم.

04:46.223 --> 04:47.975
‫ازدواج همینه دیگه!

04:48.559 --> 04:49.393
‫آره...

04:56.984 --> 04:57.901
‫واقعاً سخته...

05:00.446 --> 05:01.572
‫اشکال نداره.

05:01.655 --> 05:02.948
‫همه‌چی درست می‌شه.

05:03.032 --> 05:03.866
‫چطوری آخه؟

05:03.949 --> 05:05.909
‫نیک مُرده. اوضاع واقعاً داغونه.

05:06.410 --> 05:07.244
‫می‌دونم.

05:07.786 --> 05:11.457
‫اما نیک دیگه الان یه پروانه‌ست
‫و این خیلی قشنگـه.

05:12.499 --> 05:13.334
‫چی؟

05:14.084 --> 05:16.670
‫دیشبِ خواب نیک رو دیدم.

05:16.754 --> 05:19.715
‫کُلی پروانه دورش جمع شده بودن،

05:19.798 --> 05:20.841
‫و خیلی خوشحال بود.

05:20.924 --> 05:24.178
‫و امروز صبح، اَن یه مـاگ داد دستـم که
‫روش...

05:25.012 --> 05:26.138
‫عکس پروانه بود!

05:26.221 --> 05:27.097
‫آره.

05:27.639 --> 05:31.727
‫فکرکنم این یه نشونه‌ست تا بدونیـم
‫اون همیشه پیشِ ماست.

05:32.811 --> 05:35.105
‫خب، من زیاد به این جورچیزها باور ندارم.

05:35.189 --> 05:37.024
‫اما من داشتم فکر می‌کردم که...

05:37.900 --> 05:40.819
‫پیش نیومده بود بهت بگه از پروانه‌‌ها خوشش میـاد؟

05:40.903 --> 05:43.030
‫یا نمی‌دونم، بگه یه ارتباط خاصی باهاشون داره؟

05:43.113 --> 05:43.989
‫معلـومه که نه.

05:44.073 --> 05:46.158
‫یه دختر بچه 9 سالـه یا ماریـا کری که نبود.

05:46.241 --> 05:47.826
‫پروانه‌ها به تخمـش هم نبودن.

05:49.328 --> 05:51.538
‫پس خیلی عجیبه که خودش الان یکی از اونا شده.

05:53.957 --> 05:57.127
‫خیلی‌خب، همگی تمام عکس‌هاشون رو فرستادن؟

05:57.211 --> 06:00.881
‫من سه تا فرستادم. والا با شماها سالی یه‌بـارم عکس
‫نمی‌گیریم.

06:00.964 --> 06:04.218
‫خیلی‌خب، ممنون که یادآوری کردی با دوست‌های
‫گی‌ت بیشتر عکس می‌گیرین!

06:04.301 --> 06:07.137
‫- آره خب.
‫- خب همین الان داشتم با مارتی صحبت می‌کردم.

06:07.221 --> 06:09.765
‫- مارتی کیـه؟
‫- مارتی گولاسـکا؛ سالن ترحیم گولاسکـا.

06:09.848 --> 06:10.682
‫پسر باحالیه

06:10.766 --> 06:12.601
‫عالیه. خرج و مخارج اضافی رو حذف کرد؟

06:12.684 --> 06:14.061
‫خب، با توجه به حرف‌های مارتی،

06:14.144 --> 06:17.272
‫تمام اون چیزهایی که فکر می‌کردی اضافی‌ان،
‫در واقع خیلی‌ هم مهـم

06:17.356 --> 06:18.732
‫و ضروری‌ان.

06:18.816 --> 06:21.193
‫پس محض احتیاط، چیزی رو حذف نکردیم.

06:21.944 --> 06:24.863
‫خب از چهره‌ت می‌تونم حدس بزنم
‫فکر می‌کنی دوباره سرم رو کلاه گذاشتن

06:24.947 --> 06:26.490
‫اما بهت قول می‌دم اینطور نیست.

06:26.573 --> 06:29.535
‫نه. اشکالی نداره.
‫بعداً ردیف‌ش می‌کنم.

06:29.618 --> 06:32.204
‫بریم سراغِ اسلایـد شو.

06:32.287 --> 06:33.122
‫به‌به.

06:33.205 --> 06:36.792
‫منم عکس‌هـام رو برات ایردراپ کردم.
‫چندتا از خوب‌هاش رو فرستادم.

06:37.418 --> 06:39.294
‫- اوه.
‫- به‌به.

06:39.378 --> 06:40.546
‫هـوم...

06:40.629 --> 06:42.005
‫ماشالله زبون...

06:42.756 --> 06:44.383
‫لُخته این‌جا؟

06:44.466 --> 06:45.426
‫آره، اما نمی‌شه...

06:45.509 --> 06:47.302
‫وای جینی. نمی‌دونم.

06:47.928 --> 06:49.221
‫چیـه؟ چی شده؟

06:49.304 --> 06:51.432
‫یه‌کوچولو خارج از عرف‌ـن...

06:51.515 --> 06:52.891
‫از نظر من‌که خیلی عاشقانه‌ان.

06:52.975 --> 06:55.811
‫نیـک عاشق این عکسش با بندبازهـا بود.

06:55.894 --> 06:58.063
‫نه؛ می‌دونم که خوشش می‌اومده
‫و این عکس‌ها رو دوست داشته

06:58.147 --> 07:00.649
‫فقط فکر نکنم دلش بخواد مردم با عکس‌هایی
‫که توش شبیـه

07:00.732 --> 07:02.901
‫دلقک‌های سکس فرانسوی افتاده ازش یاد کنن.

07:02.985 --> 07:06.447
‫خب، آره. فکر نکـنم حتی خودِ جینی
‫هم راضی باشه، مگه نه؟

07:07.156 --> 07:10.826
‫منظورم اینه که، می‌تونی یه‌جور دیگـه
‫توی مراسـم مشارکت کنی

07:10.909 --> 07:12.786
‫نمی‌دونم، درمورد نیک سخنرانی کنی...

07:12.870 --> 07:14.663
‫آره، اینطوری عالی می‌شه!

07:14.746 --> 07:16.039
‫حالا من عکس‌ها رو یه‌کاریـش می‌کنم.

07:16.123 --> 07:18.917
‫نه؛ جدی می‌گم. اینطوری احساس خیلی
‫بهتری پیدا می‌کنم.

07:19.001 --> 07:21.587
‫آره. ممنونم.

07:21.670 --> 07:23.130
‫فردا می‌بینمتون دیگه، باشه؟

07:23.213 --> 07:25.132
‫به‌نظرتون چقدر باشه؟
‫سه تا پنج دقیقه اوکیه؟

07:26.383 --> 07:27.384
‫حالا باهات هماهنگ می‌شم.

07:27.468 --> 07:29.720
‫- باشه.
‫- خیلی‌خب، خداحافظ.

07:29.803 --> 07:30.721
‫- خداحافظ.
‫- خداحافظ.

07:33.098 --> 07:34.057
‫چرا؟

07:34.141 --> 07:37.102
‫آخه خب شما از کجا می‌دونین؟ شاید اَن هم بخواد
‫جینی سخنرانی...

07:37.186 --> 07:38.479
‫- نه.
‫- نه.

07:44.234 --> 07:47.529
‫اَن، پِد تای خونگـی و ادایی بی‌مـزه میل داری؟

07:49.114 --> 07:50.282
‫به‌نظر عالی میاد.

07:57.080 --> 07:58.290
‫آره. می‌دونم.

07:59.374 --> 08:00.584
‫باورم نمی‌شه مُرده...

08:01.627 --> 08:04.922
‫نمی‌دونم حالـت رو بهتر می‌کنه یا نه اَن،
‫اما باید بگم اون همیشه پیشِ ماست.

08:05.005 --> 08:05.839
‫آره.

08:06.340 --> 08:07.299
‫از هردوتون ممنونم.

08:07.382 --> 08:09.176
‫راستش رو بخوای، دیشب یه خوابی دیدم

08:09.259 --> 08:11.011
‫- کلاود، کلاود...
‫- درموردِ نیک

08:11.094 --> 08:13.096
‫اون ماگـی که امروز صبح بهم دادی رو یادتـه؟

08:13.931 --> 08:15.390
‫همونی که روش عکس سنجاقـک داشت؟

08:20.562 --> 08:21.772
‫جینی کجاست؟

08:21.855 --> 08:23.649
‫برگشت هتل.

08:31.448 --> 08:35.327
‫داشتم درموردِ مراسم فکر می‌کردم
‫و یه ایده‌ای به سرم زد.

08:35.410 --> 08:40.791
‫به‌نظرتون به جینی اجازه بدم یه سخنرانی کوچیک داشته باشه؟

08:40.874 --> 08:42.167
‫نه؛ عمراً بذارم فردا صحبت کنـه

08:43.001 --> 08:44.545
‫آره. حدس می‌زدیم.
‫آره.

08:45.295 --> 08:50.509
‫و خبر بعدی این‌که، اسلاید شـو خیلی خوب شده!

08:50.592 --> 08:51.468
‫عالیه.

08:53.971 --> 08:56.431
‫خب، با رفقیـت مارتی صحبت می‌کردم.

08:57.224 --> 09:02.271
‫و بلاخره یه کوزه‌ی
‫مقرون‌به‌صرفـه و خوشگل پیدا کردیم.

09:02.354 --> 09:06.942
‫حالا نمی‌دونم بدون اون پایه تاج گل
‫پلاتینی سیصد دلاری می‌خوایم چیکار کنیم،

09:07.025 --> 09:08.819
‫اما یه‌راهی براش پیدا می‌کنیم.

09:08.902 --> 09:10.696
‫می‌دونی، اصلاً نیازی به این‌کار نبود.

09:10.779 --> 09:13.657
‫یعنی، فقط چون کاری که میخواستی
‫رو انجام ندادم، نیازی نبود زنگ بزنی.

09:13.740 --> 09:17.160
‫مسئلـه این نیست جک.
‫کاری که گفته بودم رو انجام ندادی.

09:17.244 --> 09:19.454
‫الان چرا داری می‌پری بـهم؟

09:19.538 --> 09:22.499
‫هـا؟ پس اون حرف‌های «ازدواج همینه دیگه»
‫و این‌ها چی شد؟

09:22.583 --> 09:24.585
‫«با هم تمام سختی‌ها رو پشت سر می‌ذاریم»؟

09:24.668 --> 09:29.256
‫آخه جک؛ وقتی که خودش دائـم مسبب سختی‌
‫و بدبختی‌هاست...

09:29.339 --> 09:31.925
‫واسه چی برگشتی به جینی گفتی سخنرانی کنـه؟

09:32.009 --> 09:34.928
‫سلام؛ ببخشید که مزاحم شدم.

09:35.012 --> 09:37.097
‫- سلام عزیزم.
‫- اتاق خودتـه بابا.

09:37.180 --> 09:38.890
‫فقط اومدم مسواک‌ام رو بردارم.

09:38.974 --> 09:41.852
‫- باشه، برو برش دار
‫ - دندون‌هات رو حسابی تمیز کن.

09:42.436 --> 09:44.730
‫- مطمئنی اشکال نداره ما توی اتاقت بخوابیم لایلا؟
‫- آره بابا.

09:44.813 --> 09:47.482
‫آره؛ آره. من پیش مامان راحتـم.
‫شب خوش.

09:48.567 --> 09:49.401
‫شب خوش.

09:50.652 --> 09:53.488
‫می‌دونی، اتفاقاً خوب شد که بهش گفتم
‫سخنرانی کنه.

09:53.572 --> 09:57.200
‫آره. دلـم براش سوخت.
‫از عکس‌هاش که نمی‌تونستی استفاده کنی!

09:57.284 --> 09:59.661
‫واقعاً فکر کردی عکس‌های نیـک توی سیرک آفتاب

09:59.745 --> 10:03.624
‫اونم با اون وضع، واسه اسلاید شویی که بچه‌هاش
‫هم قراره ببینن مناسبـه؟

10:03.707 --> 10:05.292
‫- نه.
‫- نه.

10:05.375 --> 10:08.545
‫پس کاش به‌‌جاش به جینی می‌گفتی که
‫عکس‌هاش خیلی تخمیـه!

10:08.629 --> 10:10.464
‫اصلاً می‌تونستی خودت با اَن صحبت کنی!

10:10.547 --> 10:13.759
‫اما نکردی؛ چون باید همیشه
‫نقشِ آدم خوبه رو بازی کنی.

10:13.842 --> 10:15.677
‫و می‌دونی دیگه، منم می‌شم آدم بده.

10:16.720 --> 10:18.513
‫ببخشید؛ یادم رفت کتاب‌ام رو بردارم.

10:19.014 --> 10:20.515
‫مطمئنی نمی‌خوای این‌جا بخوابی؟

10:20.599 --> 10:23.977
‫- ما می‌تونیم بریم یه‌جای دیگه. حتی روی سقف
‫- آره. هرجا باشه اوکیـه.

10:27.230 --> 10:30.776
‫کاش فقط یه‌بار به من اعتماد می‌کردی!

10:30.859 --> 10:33.320
‫- خب؟ هیچوقت به من اعتماد نمی‌کنی.
‫- آره، می‌دونی چرا؟

10:33.403 --> 10:35.656
‫چون هرموقع روت حساب می‌کنم گند می‌زنی!

10:35.739 --> 10:38.200
‫و دردسرهاش می‌مونه واسه من؛
‫برای همین دیگه خسته‌ام.

10:38.283 --> 10:42.162
‫دیگه به‌گایی هات رو جمع نمی‌کنم؛
‫فردا صبح هم خودت برو با جینی صحبت کن.

10:44.706 --> 10:46.625
‫خدایا، بعضی وقت‌ها واقعاً بداخلاق می‌شی!

10:46.708 --> 10:50.087
‫خب، اگه اینقدر آدم داغونی‌ام،
‫چرا به دوستات توی «وکیل من» زنگ نمی‌زنی؟
‫(یک برنامه برای مشاوره حقوقی)

11:03.809 --> 11:06.353
‫این هفته خیلی زحمت کشیدی.
‫اَن یه دنیا ازت ممنونه.

11:06.436 --> 11:08.772
‫خب، حقـه نیکـه که یه خداحافظی آبرومندانه داشته باشه.

11:13.860 --> 11:15.237
‫یکی اومده.

11:15.987 --> 11:17.656
‫سلام. برای مراسم اومدیم.

11:17.739 --> 11:19.157
‫اوه، بله خانم.

11:19.241 --> 11:21.284
‫ما قراره توی اداره‌ی این رویداد غم‌انگیز بهتون کمک کنیم.

11:21.368 --> 11:24.454
‫- تسلیت می‌گم.
‫- تسلیت می‌گم.

11:25.664 --> 11:27.499
‫می‌تونم بدونم در چرا قفلـه؟

11:27.582 --> 11:30.085
‫بله، به پدرم گفته بودید...

11:30.168 --> 11:33.380
‫ساعتِ ملاقات خصوصی خانوادگی رو نمی‌خواین...

11:33.964 --> 11:35.132
‫یه لحظه صبر کنید

11:36.675 --> 11:39.428
‫می‌خواین داخل منتظر بمونیـد؟

11:40.887 --> 11:42.639
‫بله می‌خوایم

11:48.228 --> 11:49.438
‫چرا هیچی آماده نیست؟

11:49.521 --> 11:52.482
‫اوه، این‌جا که کلیسای اصلیـه

11:52.566 --> 11:55.986
‫همونطور که درخواست کرده بودید،مراسم‌تون
‫توی اتاق سوگواری برگزار می‌شه.

11:59.698 --> 12:00.782
‫اوه...

12:02.701 --> 12:05.495
‫فکر کنم مارتی منظورش همین‌ها بود.

12:12.252 --> 12:13.211
‫- سلام.
‫- سلام.

12:15.922 --> 12:16.798
‫اوه.

12:21.094 --> 12:22.596
‫- سلام.
‫- سلام.

12:23.680 --> 12:25.015
‫حالت چطوره؟

12:25.974 --> 12:26.933
‫خوبم.

12:27.017 --> 12:27.851
‫اوهوم...

12:27.934 --> 12:29.144
‫ممنون که پرسیدی.

12:29.686 --> 12:30.520
‫بله.

12:33.815 --> 12:35.066
‫خب، گوش کن.

12:35.942 --> 12:37.402
‫- من و کیت داشتیم صحبت می‌کردیم...
‫- خب؟

12:37.486 --> 12:41.072
‫و می‌دونم که زیاد دوست نداری جینی
‫سخنرانی کنه...

12:41.156 --> 12:42.616
‫چرا باز داریم درمورد این موضوع حرف می‌زنیم؟

12:43.658 --> 12:44.993
‫خب، باشه.

12:45.702 --> 12:48.205
‫ببین، راستش رو بخوام، من یه گندی زدم.

12:48.288 --> 12:50.415
‫به جینی گفتم که می‌تونه سخنرانی کنه.

12:50.499 --> 12:51.333
‫نه!

12:51.416 --> 12:53.752
‫- اگه امکانش هست که یه‌جوری...
‫- نه!

12:53.835 --> 12:58.131
‫دیگه از این بازی خسته شدم.
‫یه‌بارم که شده بذارید خط قرمـزم رو حفظ کنم.

12:58.215 --> 12:59.090
‫ببین، آخه...

12:59.174 --> 13:03.929
‫این مراسم برای خانواده‌ی واقعیـشه؛
‫نه دختری که باهاش توی رابطه بوده.

13:04.012 --> 13:07.098
‫خب، از نظر من نیـک خیلی بیشتر
‫از این حرف‌ها دوستش داشته...

13:07.182 --> 13:09.100
‫تقریباً کل سال گذشته رو با هم گذروندن.

13:09.184 --> 13:11.228
‫خب، یـه سـالم زده بود توی فاز «جودو».

13:11.311 --> 13:13.146
‫باید به استاد استیـو بگیم بیاد سخنرانی کنه؟

13:14.606 --> 13:15.649
‫فکر نکنم.

13:15.732 --> 13:17.067
‫ما زن و شوهر بودیم.

13:17.150 --> 13:19.444
‫بچه داشتیم.
‫یه عمر با هم بودیم.

13:19.528 --> 13:22.280
‫واقعاً فرق می‌کنه.
‫فرق می‌کنه...

13:23.281 --> 13:25.450
‫لیاقتِ این رو نداره بره اون بالا
‫و مثل من سخنرانی کنه

13:26.785 --> 13:29.454
‫آره. آره. فقط خواستم برای چهارمیـن
‫بار بپرسم تا مطمئن بشم.

13:29.538 --> 13:31.540
‫چون خودمم باهات موافقم. آره.

13:39.756 --> 13:40.882
‫سلام کیت...

13:41.883 --> 13:42.759
‫سلام.

13:42.843 --> 13:43.760
‫سلام.

13:44.344 --> 13:47.347
‫می‌خواستم بدونم کِی باید برم سخنرانی کنم؟

13:47.430 --> 13:48.890
‫جک بهت نگفت؟

13:51.184 --> 13:52.686
‫درسته، خب...

13:54.145 --> 13:57.732
‫خب، اَن گفت خیلی بهتر می‌شه اگه
‫مراسم رو جمع‌وجور تر برگزار کنیم.

13:58.525 --> 14:00.068
‫می‌دونی دیگه، یه‌چیز خانوادگیه...

14:01.152 --> 14:04.865
‫برای همین فقط اَن قراره سخنرانی کنه.

14:06.741 --> 14:10.704
‫ولی اَن حتی درست حسابی نیک رو نمی‌شناخت.

14:10.787 --> 14:13.915
‫جینی، اَن و نیک 25 سال با هم زندگی کردن.

14:13.999 --> 14:15.292
‫خب، اهمیتی نداره

14:15.375 --> 14:17.168
‫کل عمرتو با آدم اشتباهی بگذرونی،

14:17.252 --> 14:19.588
‫ اندازه‌ی یه لحظه کنار عشق واقعی‌ت نمی‌ارزه.

14:20.171 --> 14:21.339
‫عشق واقعی؛ بله.

14:23.967 --> 14:26.928
‫می‌دونم که احساس می‌کنی اون 8
‫مـاهی که با نیـک بودی

14:27.012 --> 14:30.098
‫مهم‌ترین و بهترین اتفاقه زندگیـته.

14:30.181 --> 14:32.058
‫اما یک روز، امیدوارم،

14:32.559 --> 14:34.978
‫با یکی ازدواج کنی و 25 سال با هم زندگی کنید

14:35.061 --> 14:38.523
‫اون‌وقت می‌فهمی تمام این ماجراها
‫گذرا و بی اهمیت بودن.

14:39.566 --> 14:40.483
‫گذرا؟

14:40.567 --> 14:42.819
‫یه اتفاق گذرای قشنگ.

14:42.903 --> 14:46.323
‫منظورم من اینه که یه زندگی خیلی قشنگ در انتظارتـه.

14:53.038 --> 14:54.873
‫- ممنونم.
‫- ببخشید.

14:57.167 --> 15:00.670
‫خب ما آماده‌ایم.
‫خودم بذارمـش...

15:00.754 --> 15:01.922
‫یا خودتون زحمت می‌کشید؟

15:02.672 --> 15:03.506
‫این چیـه؟

15:04.341 --> 15:05.842
‫خاکستر خدابیامرزـه.

15:08.553 --> 15:10.805
‫- چرا شکلِ کفشـه؟
‫- خودتون این مدل رو سفارش دادید.

15:11.389 --> 15:12.933
‫شمار 619، اوجِ زیبایی.

15:13.016 --> 15:14.851
‫نه؛ آخه این‌که شکلِ کوزه نیست!

15:14.935 --> 15:17.395
‫یعنی خب، اگه مدلی که مشتری انتخاب
‫می‌کنه کوزه نیست باید بهشون بگین!

15:17.479 --> 15:19.439
‫این دیگه چه کوفتیه؟

15:19.522 --> 15:21.024
‫این...این نیکـه؟

15:21.107 --> 15:23.860
‫نه. قراره عوضش کنیم. عوضش می‌کنیم.
‫می‌شه عوضش کرد دیگه؟

15:23.944 --> 15:25.737
‫خب راستش پدرم باید در این‌باره تصمیم بگیره.

15:25.820 --> 15:28.490
‫بهش گفته بودید که مراسم قراره ساده و جمع‌وجور باشه

15:28.573 --> 15:30.575
‫الانـم رفته سمتِ شمال
‫توی کلبه‌ ماهی‌گیری‌ش

15:30.659 --> 15:33.453
‫خوش به حال مارتی.
‫عکس اونجارو بهم نشون داده بود.

15:34.329 --> 15:35.288
‫خیلی خب کایلر.

15:35.372 --> 15:37.457
‫- خیلی‌خب بیا بریم بذاریمش سرجاش
‫- واقعاً؟

15:39.542 --> 15:42.379
‫یکم با جینی صحبت کردم
‫و همه‌چی اوکی شد. خیلی زحمت کشیدی.

15:42.462 --> 15:45.340
‫جینی؟ من فکر کردم گفتی برو با اَن صحبت کن!

15:46.967 --> 15:49.135
‫خدایا خفه‌م کن.

15:49.219 --> 15:50.387
‫خب...

15:55.558 --> 15:57.560
‫خیلی‌خب، هرموقع آماده بودی شروع کن.

15:57.644 --> 15:59.187
‫و آهان...یه‌چیزی.

15:59.270 --> 16:01.272
‫کوزه‌مـون موقـتی این شکلیه.

16:02.232 --> 16:03.733
‫اون کفشِ پاشه‌بلنده رقاصه‌هاست؟

16:03.817 --> 16:07.696
‫آره؛ اما دوباره می‌گم، موقتیـه
‫فردا درست‌ش می‌کنیم

16:07.779 --> 16:09.489
‫باشه؟ پس...

16:10.573 --> 16:12.158
‫شروع کن اَن.

16:25.005 --> 16:26.131
‫سلام.

16:28.383 --> 16:32.137
‫امروز دور هم جمع شدیم تا یاد و خاطره کسی
‫که برای همه‌مون عزیز بود رو زنده نگه داریم.

16:32.220 --> 16:34.055
‫نیکولاس پگانو.

16:34.139 --> 16:35.098
‫نیک عزیزمون.

16:36.599 --> 16:41.896
‫وقتی که من و نیک تازه با هم آشنا شده بودیم،
‫ازم خواست کمکش کنم چند تابلوی هنری بخره.

16:42.439 --> 16:46.401
‫وقتی ازش پرسیدم چه سبکی رو دوست داره،
‫گفت: «هر چی که باکلاس‌تره.»

16:47.569 --> 16:50.947
‫بهش گفتم هنر باید احساس خلق
‫کنه و دل آدم رو به لرزه در بیاره.

16:51.781 --> 16:56.578
‫به ده تا گالری مختلف سر زدیم؛
‫اما هیچی چشم‌مون رو نگرفت.

16:57.662 --> 16:59.998
‫تا اینکه یه هنرمند خیابونی رو دیدیم،

17:00.081 --> 17:03.376
‫و نیک پا فشاری کرد که کاریکاتورمون رو بکشه.

17:04.502 --> 17:09.716
‫آخرش وقتی تابلـو تموم شد؛ بهش نگاه کرد خودش
‫رو موتور نشسته بود و من توی صندلی کناری‌ش

17:10.258 --> 17:13.678
‫و گفت:
‫«این چیزیـه که دل من رو به لرزه درمیاره»

17:14.971 --> 17:17.974
‫و بیست سالِ تموم،

17:18.058 --> 17:21.728
‫اون تابلو‌ی زیـبا روی دیوار خونه‌مون آویزون بود

17:21.811 --> 17:24.647
‫یعنی خب منظورم خونه‌ی خودش بود.

17:27.358 --> 17:28.985
‫احتمال زیاد بعداً برش داشته.

17:34.282 --> 17:39.913
‫ببخشید. ببخشید.
‫حرف زدن راجع بهـش خیلی سخته.

17:41.081 --> 17:43.291
‫از یه طرف، کلی خاطره‌ی...

17:43.374 --> 17:46.127
‫قشنگ با هم داریم و از یه طرف دیگه،
‫بهم گفت می‌خواد ترکم کنه...

17:46.211 --> 17:48.755
‫همون موقع که منتظر کارشناس بیمه بودیم
‫تا انبار منفجرشده‌مونو بررسی کنه.

17:50.673 --> 17:53.259
‫فکر می‌کردم می‌شناسمش،
‫اما در واقع اصلاً نمی‌شناختمش.

17:54.469 --> 17:56.679
‫مثلاً من اصلاً نمی‌دونستم عاشقِ
‫گروه «مانکی پوسی»ـه

17:56.763 --> 17:57.764
‫«مانکن»...

17:58.348 --> 17:59.557
‫آهان بله. خیلی هم عالی.

18:01.601 --> 18:04.312
‫ظاهراً خانم مطلقـه لقمه‌ی بزرگ‌تر از دهنش برداشته.

18:06.481 --> 18:09.818
‫بهتره یکی دیگه سخنرانی رو ادامه بده.

18:13.738 --> 18:18.618
‫کلاود، گفتی می‌خوای درمورد اون
‫ماگ و این چیزها یه‌حرفایی بزنی...

18:18.701 --> 18:19.536
‫اوه.

18:22.872 --> 18:23.790
‫آره.

18:29.129 --> 18:29.963
‫ممنونم اَن

18:33.049 --> 18:37.011
‫دوست عزیزمون نیک الان دیگه یه پروانه‌ست...

18:48.690 --> 18:51.025
‫خیلی‌خب؛ لایلا و بـث به قطارشون رسیدن.

18:51.109 --> 18:52.152
‫خوبه.

18:55.738 --> 18:56.865
‫این رو کجا بذارم؟

19:03.371 --> 19:06.040
‫هر مراسم خاک‌سپاری‌ای سوتی‌های خودش رو داره.

19:06.124 --> 19:09.085
‫درکل، فکرکنم رفیق‌مون رو خوب بدرقـه کردیم.

19:09.586 --> 19:12.088
‫- امیدوارم.
‫- آره؛ گمون کنم حق با توئـه.

19:12.172 --> 19:14.841
‫خدای من؛ زده به سرتـون؟

19:14.924 --> 19:16.134
‫ببخشید؟

19:16.217 --> 19:19.429
‫جدی‌ام؛ چطور روتون می‌شه بگیـن
‫خاک‌سپاری خوب بود؟

19:19.512 --> 19:22.599
‫یعنی فکر کردید سخنرانی
‫چندثانیه‌ای مـن قراره

19:22.682 --> 19:25.435
‫از این کیری که معلوم نیست
‫چه کوفتی بود بیشتر آبروتون رو ببره؟

19:25.518 --> 19:26.352
‫- وای...
‫- جینی!

19:26.436 --> 19:28.188
‫نه؛ دیگه به اینجام رسیده.
‫خب؟

19:28.271 --> 19:30.690
‫عکس‌های من رو پاک کنید،

19:30.773 --> 19:33.234
‫عینک محافظ چشم جشنوره «برنینگ
‫من» رو توی خونه جا بذارید،

19:33.318 --> 19:37.155
‫با من مثل بچه‌ها رفتار کنید،
‫اما رابطه من و نیک گذرا نبود!

19:38.948 --> 19:41.993
‫من و نیک داشتیم یه زندگی
‫واقعی با هم می‌ساختیم.

19:45.955 --> 19:47.373
‫می‌رم یکم هوا بخورم

19:47.999 --> 19:48.833
‫جینی، صبرکن.

19:48.917 --> 19:51.836
‫گفتم می‌خوام برم یکم هوا بخورم.
‫اشکالی نداره یا اینـم باید با کیت هماهنگ کنی؟

19:54.756 --> 19:57.175
‫حرف دردناک اما حَقـی بود.

20:01.846 --> 20:03.181
‫جینی هنوز جواب نمی‌ده.

20:03.264 --> 20:04.766
‫هوا داره تاریک می‌شه...

20:04.849 --> 20:08.269
‫کسی نیست زنگ بزنیم بره پیداش کنـه؟
‫مثلاً نگهبان دریاچه‌ای کسی...

20:08.353 --> 20:10.730
‫- نه. خودمون می‌ریم دنبالش می‌گردیم.
‫- باشه.

20:10.813 --> 20:13.983
‫نه اَن، تو نه.
‫امروز به اندازه کافی اذیت شدی.

20:14.067 --> 20:15.318
‫- حالت خوبه؟
‫- آره

20:20.490 --> 20:21.908
‫ازم عصبانی نباش.

20:21.991 --> 20:24.202
‫اَن ازم خواست سخنرانی کنم...

20:24.285 --> 20:26.788
‫صرفاً چون باور نداری نیک الان یه پروانه‌ست
‫دلیل نمی‌شه...

20:26.871 --> 20:27.956
‫نه، باور ندارم.

20:28.039 --> 20:30.541
‫هزاربار هم بهت گفتم؛
‫اما هی تکرار می‌کنی.

20:30.625 --> 20:32.919
‫کلاود، تو هیچوقت حتی اجازه نمی‌دی
‫احساسات خودم رو تجربه کنم.

20:33.002 --> 20:35.463
‫اصلاً اینطوری نیست.
‫همیشه این اجازه رو بهت دادم.

20:35.546 --> 20:37.840
‫نه. نه. نه.
‫تو همیشه می‌خوای من حالم خوب باشه. خوشحال باشم

20:37.924 --> 20:41.010
‫و وقتی که اینطوری نیست، یه مشت چرت و
‫پرت سرهم می‌کنی و می‌گی دوستم حشره‌ست!

20:41.094 --> 20:43.846
‫- چرت و پرت نیست. خیلی قشنگه!
‫- اگه من مُرده بودم چی؟

20:44.681 --> 20:46.766
‫می‌رفتی می‌گشتی و به همه می‌گفتی
‫من یه پرنده‌ام؟

20:47.809 --> 20:49.894
‫انگار کلاً تو یه عالم دیگه‌ای،

20:50.395 --> 20:52.814
‫و من دارم تمام این روزهای سخت
‫رو تنهایی می‌گذرونم.

20:54.315 --> 20:58.236
‫بدترین بلای ممکن سر دوستمون اومده،
‫خیلی یهویی و کاملاً پوچ...

20:58.319 --> 20:59.946
‫خواهشاً اینقدر سعی نکن توجیه‌ش کنی!

21:02.156 --> 21:06.369
‫اینقدر نـگو «اشکالی نداره؛
‫اون‌که واقعاً نمرده» چون اون مُرده!

21:06.452 --> 21:08.162
‫اون یه پروانه‌ی کوفتی نیست. مُرده!

21:08.663 --> 21:11.082
‫اصلاً هم قشنگ نیست و
‫از عالم غیب دستور نیومده.

21:12.000 --> 21:13.293
‫واقعاً ناراحت‌کننده‌ست.

21:16.546 --> 21:18.214
‫پس خواهشاً بذار ناراحت باشم.

21:25.179 --> 21:26.848
‫شاید واقعاً پروانه نیست...

21:30.143 --> 21:31.019
‫نه.

21:32.687 --> 21:33.855
‫شایدم هست...

21:37.817 --> 21:38.818
‫بیا راه بریم.

21:44.115 --> 21:45.158
‫جینی!

21:50.079 --> 21:50.955
‫جینی!

21:55.251 --> 21:56.919
‫صبرکن. اون سمت.

22:00.506 --> 22:01.424
‫آهای جینی!

22:02.091 --> 22:04.010
‫بابت اتفاقاتی که افتاد واقعاً متاسفیم.

22:04.093 --> 22:04.927
‫جینی؟

22:07.597 --> 22:09.265
‫اه. وایسا. گوزن بود که!

22:13.269 --> 22:14.103
‫جینی!

22:14.937 --> 22:18.399
‫وایسا ببینم، این یکی از اون چترهای
‫تزئینی‌ـه که اُن...

22:18.483 --> 22:20.276
‫وایسا. وایسا.
‫ما الان روی دریاچه‌ایـم؟

22:20.360 --> 22:21.736
‫این یخـه؟ ما روی یـخ وایستادیم؟

22:22.987 --> 22:24.197
‫یا خدا؛ صدای ترک خوردن یخ میاد!

22:24.280 --> 22:27.158
‫- داره می‌شکنه!
‫- آروم باش بابا، یه اینچ بیشتر عمقـش...

23:24.715 --> 23:25.591
‫ممنونم.

23:41.566 --> 23:42.650
‫ببخشید جینی.

23:43.484 --> 23:45.111
‫باید می‌ذاشتم سخنرانی کنی.

23:47.029 --> 23:48.030
‫چرا نذاشتی؟

23:49.740 --> 23:51.159
‫فکر کنم...

23:52.535 --> 23:53.369
‫می‌ترسیدم.

23:54.412 --> 23:56.038
‫که اگه حرف‌های قشنگ بزنی،

23:56.122 --> 23:58.833
‫25 سال زندگی ما رو بی‌اهمیت و بی‌معنی جلوه می‌ده.

24:04.422 --> 24:06.382
‫و...می‌خواستم برای آخرین بار مجازات‌ش کنم.

24:07.717 --> 24:08.551
‫لعنت بهش.

24:09.677 --> 24:12.180
‫می‌دونستم که خودش هم دوست داشت
‫تو سخنرانی کنی و اجازه ندادم.

24:12.889 --> 24:15.850
‫اَن، من فقط دلم می‌خواست چندتا حرف قشنگ بزنم

24:19.896 --> 24:21.522
‫چون قبل از مرگـش با هم دعوا کرده بودیم.

24:25.818 --> 24:26.986
‫فدای سرت.

24:30.198 --> 24:31.491
‫سعی کن گریه نکنی.

24:34.619 --> 24:37.288
‫من ازش عصبانی بودم و به‌خاطر همین

24:37.371 --> 24:38.956
‫رفت توی اون مغازه.

24:42.001 --> 24:44.378
‫شاید ما اونقدرها هم که فکر می‌کردم
‫خوشخبت نبودیم.

24:49.509 --> 24:51.052
‫شاید یه رابطه گذرا بوده.

24:51.135 --> 24:51.969
‫

24:54.305 --> 24:55.181
‫نه...

24:57.308 --> 24:58.684
‫عکس‌هاتون رو دیدم.

25:00.269 --> 25:03.105
‫توی همه‌ی عکس‌ها تقریباً لخت بودید

25:03.189 --> 25:06.359
‫و توی یکی‌شون سر شومبول‌ـش افتاده بود توی کادر.

25:06.442 --> 25:07.527
‫یا خدا!

25:08.110 --> 25:09.320
‫مطمئن بالش خوشحال بوده جینی.

25:11.155 --> 25:12.865
‫تا حالا هیچوقت اینقدر خوشحال ندیده بودمش.

25:14.242 --> 25:15.117
‫عوضی.

25:15.785 --> 25:16.953
‫واقعاً؟

25:20.289 --> 25:23.459
‫خیلی‌خب. بیا بریم داخل.
‫خیلی سرده.

25:23.543 --> 25:24.710
‫آره.

25:31.175 --> 25:34.804
‫راستش، حالا که این‌جایی...

25:39.058 --> 25:40.977
‫جـک! کمک!

25:41.060 --> 25:42.979
‫چی شده؟ صدای کیته؟

25:43.062 --> 25:44.313
‫زیر پـام رو حس نمی‌کنم!

25:45.856 --> 25:48.568
‫- چه غلطی می‌کنین؟
‫- دنی کمک!

25:49.318 --> 25:51.737
‫نه! نیاید. داره می‌شکنه!

25:51.821 --> 25:52.822
‫- خواهش می‌کنم.
‫- باشه.

25:52.905 --> 25:55.616
‫خیلی‌خب. ببین.
‫تمام حواست به من باشه.

25:55.700 --> 25:56.659
‫- باشه.
‫- خیلی‌خب.

25:56.742 --> 26:00.413
‫تا سه می‌شمارم و می‌کشونمت بیرون.
‫یک، دو، سه.

26:09.338 --> 26:10.798
‫گندش بزنن. چه خاکی تو سرمون کنیم؟

26:10.881 --> 26:11.757
‫صبرکن. صبرکن. صبرکن.

26:11.841 --> 26:13.551
‫خب، تو جنگ آسترلیتز،

26:13.634 --> 26:16.262
‫ناپلئون روس‌ها رو کشوند رو یه دریاچه یخ‌زده.

26:16.345 --> 26:18.514
‫خواهش می‌کنم از بالای منبر بیا پایین و بگو
‫چه غلطی کنیم.

26:18.598 --> 26:21.892
‫باید تا جایی که می‌تونیم روی یخ‌ها غلط بزنیم

26:21.976 --> 26:23.227
‫نه؛ اصلاً با عقل جور در نمیاد.

26:23.311 --> 26:26.063
‫باید تند تند بدوویم و بریم؛
‫مثل راه رفتن مارمولک روی آب.

26:26.147 --> 26:27.940
‫نه؛ بهم اعتماد کن

26:30.484 --> 26:32.278
‫- باشه.
‫- باشه.

26:32.361 --> 26:35.740
‫کامل دراز بکش و خودت رو غلت بده.

26:35.823 --> 26:37.325
‫دارن چیکار می‌کنن؟

26:38.576 --> 26:41.621
‫ماجرایِ ناپلئون! تازه کتاب‌ش رو تموم کردم.

26:41.704 --> 26:42.830
‫غلت بخور.

26:42.913 --> 26:44.248
‫- غلت بخور.
‫- غلت. غلت.

26:44.332 --> 26:46.751
‫دارم غلت می‌خورم. خدای من.

26:49.545 --> 26:50.921
‫خدای من.

26:51.005 --> 26:52.715
‫تو جون‌مون رو نجات دادی!

26:53.299 --> 26:54.383
‫ممکن بود بمیریم.

27:06.270 --> 27:07.229
‫نیک مُرده...

27:09.440 --> 27:11.651
‫عزیزم؛ آره...

27:13.277 --> 27:15.029
‫- نیک مُرده. آره.
‫- کیت؟

27:15.112 --> 27:16.864
‫- اشکال نداره.
‫- کیت. خدای من.

27:17.573 --> 27:18.407
‫اوه!

27:19.241 --> 27:20.159
‫به‌خاطر نیکـه...

27:23.120 --> 27:23.954
‫باشه.

27:27.041 --> 27:27.875
‫چیزی نیست.

27:29.669 --> 27:31.003
‫همه‌چی درست می‌شه.

27:33.089 --> 27:35.508
‫نه. نمی‌شه.
‫اوضاع خیلی داغونه!

27:37.259 --> 27:38.344
‫خیلی داغونه!

27:45.351 --> 27:46.769
‫هنوز که سردتـه!

27:46.852 --> 27:48.020
‫خیلی سرده!

27:48.104 --> 27:49.146
‫بیا. زودباش.

27:49.230 --> 27:50.898
‫دوش فایده‌ای نداشت.

27:51.524 --> 27:53.984
‫- الان لقمه‌پیچـت می‌کنم گرم می‌شی.
‫- باشه.

27:54.068 --> 27:56.070
‫آره. باشه.
‫خواهش می‌کنم لقمه‌پیچ‌ام کن.

27:56.153 --> 27:58.239
‫بزن بریم.

27:58.322 --> 28:00.658
‫بریم. اونطوری نگه‌ش دار.

28:00.741 --> 28:02.284
‫گندش بزنن؛ خدایا...

28:02.368 --> 28:04.120
‫- بیا؛ دراز بکش.
‫- بذارم اون‌جا.

28:04.870 --> 28:06.080
‫باشه. بریم اون‌جا.

28:07.581 --> 28:09.834
‫بفرما. بذار اینم بکشم روت

28:09.917 --> 28:11.919
‫چطوره؟

28:14.505 --> 28:18.843
‫اصلاً دوست ندارم این حرف رو بزنم؛
‫اما می‌شه بیای روم دراز بکشی؟

28:18.926 --> 28:19.844
‫آره. آره.

28:22.304 --> 28:23.180
‫خوبه؟

28:26.600 --> 28:27.977
‫من واقعاً متاسفم.

28:28.644 --> 28:31.439
‫باید به حرفت گوش می‌کردم.
‫به حرف تو و مارتی.

28:31.522 --> 28:33.816
‫نه؛ ببین. دیروز حق با تو بود.

28:34.316 --> 28:35.985
‫باید دندون روی جیگر بذاریم.

28:36.736 --> 28:40.823
‫چون ازدواج همیـنه دیگه.
‫جون کندن و تعهد قلبی می‌خواد.

28:40.906 --> 28:44.034
‫یه تصمیمیه که باید هر روز از ته دل تکرارش کنی.

28:44.118 --> 28:45.494
‫نه؛ همه اینا چرت و پرته.

28:45.578 --> 28:48.539
‫تنها چیزی که می‌دونم اینه که
‫تو نیمه گمشده منی.

29:04.638 --> 29:07.641
‫خب، کی موافقـه ازدواج‌مون ادامه پیدا کنه؟

29:11.437 --> 29:15.065
‫اوه؛ ظاهراً باید دوباره بـرم سراغِ «وکیل من»

29:15.149 --> 29:17.318
‫- نه.
‫- چی؟ به چه جراتی؟

29:17.401 --> 29:21.071
‫ببخشید؛ اما برای اعلام رضایت برای
‫ادامه این رابطه باید دست‌تون رو ببرید بالا!

29:21.155 --> 29:23.073
‫- بابا یه لحظه صبرکن.
‫- نـه!

29:26.952 --> 29:28.662
‫حالا شد.

29:28.746 --> 29:30.581
‫- قبوله دیگه.
‫- قبوله.

29:44.261 --> 29:45.137
‫چیـه؟

29:46.388 --> 29:48.432
‫می‌دونم بعضی وقت‌ها زیاده‌روی می‌کنم.

29:49.350 --> 29:50.226
‫اوه...

29:51.352 --> 29:52.812
‫نه، اینطور نیست.

29:52.895 --> 29:53.979
‫نـه؟

29:54.063 --> 29:56.106
‫اتفاقاً همیشه به‌اندازه و به‌جا رفتار می‌کنی.

30:00.402 --> 30:01.695
‫باشه.

30:01.779 --> 30:04.365
‫- چیـه؟
‫- بی‌زحمت این رو برام هم بزن.

30:04.448 --> 30:05.407
‫چشم.

30:05.491 --> 30:07.785
‫به‌نظرت زیره‌هاش کجاست؟

30:10.454 --> 30:13.457
‫هـوم، بغل این بطری آب یه مشت ادویه داره.

30:13.541 --> 30:14.500
‫هـوم...

30:15.000 --> 30:16.293
‫و...

30:16.919 --> 30:19.755
‫بغل این چراغ‌قهوه هم چندتایی هست.

30:21.007 --> 30:22.007
‫«بابایی»

30:32.601 --> 30:34.979
‫- دستور پخت مامان‌بزرگمـه.
‫- خیلی خوبه!

30:36.188 --> 30:37.523
‫عالی شده.

30:37.606 --> 30:39.692
‫- ترکوندیم.
‫- ترکوندید.

30:39.775 --> 30:41.151
‫خیلی هم سریع آماده شد.

30:41.235 --> 30:42.444
‫واقعاً ممنون.

30:42.528 --> 30:43.821
‫

30:44.572 --> 30:45.781
‫جینی؟

30:46.782 --> 30:49.577
‫اگه دلت خواست، می‌تونی متنی
‫که نوشتی رو بخونی.

30:50.953 --> 30:52.037
‫اگه دوست داری‌ها.

30:55.916 --> 30:56.750
‫حتماً.

30:57.793 --> 30:58.752
‫چشم. ممنون.

30:59.837 --> 31:01.213
‫آم...

31:02.089 --> 31:04.925
‫«نیک یه‌بار گفت شخصیت من مثل نون تُست کره‌ایه»

31:05.009 --> 31:09.221
‫«اگه من تُست کره‌ای‌ام، نیک هم یه املت یونانیـه.»

31:09.305 --> 31:12.224
‫«مقوی و سیرکننده...و همیشه پر از غافلگیری»

31:12.308 --> 31:14.518
‫وای، اگه می‌خوندمـش باز هم آبرومون می‌رفت. نـه؟

31:14.602 --> 31:16.228
‫نـه!

31:16.312 --> 31:19.565
‫فدای سرت. مگه فقط یه‌نفر باید سخنرانی کنـه
‫و از خاطرات‌ش بگه...

31:19.648 --> 31:21.859
‫برای مراسم من همه‌تون باید سخنرانی کنید!

31:21.942 --> 31:23.027
‫همه‌تون، به‌علاوه...

31:23.110 --> 31:25.487
‫خواهشاً درموردِ اون اکیپ دوستات
‫که خیلی از ما خفن‌ترن حرف نزن.

31:25.571 --> 31:28.073
‫- واقعاً ناراحت می‌شم.
‫- می‌دونم؛ ولی خیلی خفن‌ان!

31:28.157 --> 31:32.161
‫می‌دونین به‌نظرم چیکار کنیم؟
‫به افتخار نیک همگی بریم سفر.

31:32.244 --> 31:33.245
‫- آره.
‫- ایول.

31:33.329 --> 31:36.665
‫همیشه دلش می‌خواست بره مونتانا و ماهی‌گیری کنه.

31:36.749 --> 31:38.542
‫- کیر توی موناتا!
‫- هـی!

31:38.626 --> 31:40.419
‫نه، آخه خیلی دوست داشت...

31:40.502 --> 31:42.546
‫من می‌گم بریم ایسلند و شفق‌های قطبی رو ببینیم

31:42.630 --> 31:44.131
‫چون همیشه مخالفِ سفر به اونجا بود.

31:44.214 --> 31:48.677
‫همیشه می‌گفت: «مگـه خـرم واسه دیدن محافظِ صفحه
‫خدا برم اون‌جا تا ماتحتـم یخ بزنه؟»

31:48.761 --> 31:51.472
‫- ازمون عصبانی می‌شه.
‫- یه به‌سلامتی‌تون نشـه؟

31:51.555 --> 31:54.725
‫- باشه. با ایـن؟
‫- پیک‌ها رو بده به بچه‌ها لطفاً.

31:54.808 --> 31:55.684
‫عزیزدلم.

31:55.768 --> 31:57.561
‫- بفرما.
‫- عشقم.

31:57.645 --> 31:58.520
‫ممنون.

32:00.314 --> 32:04.902
‫نیک عاشق دوستـاش، خانواده‌ش و اسکـاچ بود.

32:04.985 --> 32:07.571
‫حال‌به‌هم‌زن ترین نوشیدنی دنیا.

32:08.864 --> 32:10.699
‫- به ‌افتخار نیک.
‫- به افتخار نیک.

32:12.618 --> 32:14.370
‫- به‌سلامتی.
‫- به‌سلامتی.

32:16.038 --> 32:17.706
‫- به ‌افتخار نیک.
‫- به افتخار نیک.

32:17.790 --> 32:18.916
‫هـوم...

32:19.292 --> 32:26.259
‫تــرجـمه از «آیـــدا»
‫::. Ayda.NDR .::

32:29.677 --> 32:30.511
‫بله...

32:32.096 --> 32:33.305
‫خانم خانم‌ها حامله‌ست!

32:33.806 --> 32:40.070
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus
