WEBVTT

00:19.543 --> 00:24.543
<b>«ارائــه‌ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.Top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus

00:24.544 --> 00:27.514
‫مترجم: Highbury

00:27.541 --> 00:29.750
‫داری جای اشتباهی رو
‫نگاه می‌کنی، گتسبی

00:29.833 --> 00:32.041
‫دیزی از وقت گذرونی
‫با آدم‌های عادی خسته شده

00:32.625 --> 00:33.875
‫بایدم بشه

00:33.958 --> 00:37.583
‫بچه که بودم، مامانم بهم می‌گفت که
‫زاغ‌ها نوچه‌های شیطان هستن...

00:37.666 --> 00:38.875
‫چون نوح اونا رو...

00:38.958 --> 00:41.666
‫اونا از کشتی انداخت بیرون و
‫بازم از سیل جون سالم به در بردن

00:41.750 --> 00:43.250
‫آره. قبلا اینو شنیدم

00:43.333 --> 00:46.166
‫ولی در هر فرهنگی نشونه
‫بدی درنظر گرفته نمیشن

00:46.250 --> 00:49.666
‫خیلی از مردم باور دارن که
‫زاغ‌ها خوش‌شانسی میارن

00:50.500 --> 00:52.250
‫مطمئن نیستم بخوام بختم رو بدونم

00:53.041 --> 00:54.041
‫آخه چرا؟

00:56.291 --> 00:57.791
‫می‌بینی خطوط چطوری
‫اینجا از هم جدا میشن؟

00:58.750 --> 01:01.833
‫زندگیت دچار یه تغییر
‫مسیر درست و حسابی میشه

01:02.958 --> 01:03.958
‫امشب

01:07.625 --> 01:11.375
‫♪ به موسیقی گوش کن ♪

01:12.083 --> 01:15.875
‫♪ به موسیقی گوش کن ♪

01:16.625 --> 01:20.166
‫♪ به موسیقی گوش کن ♪

01:21.125 --> 01:25.916
‫♪ همیشه ♪

01:37.541 --> 01:39.625
‫♪ پس می‌دونم اونجا نیستی ♪

01:39.708 --> 01:41.041
‫نوبت توئه

01:41.125 --> 01:43.125
‫حس و حال رقصیدن رو ندارم

01:43.208 --> 01:45.291
‫مسئله رقصیدن نیست، دیده شدنه

01:45.916 --> 01:47.250
‫دوست پیدا کن

01:47.333 --> 01:50.000
‫موقع تموم شدن رقص ببوسش
‫و مطمئن شو یادش بمونه

01:56.208 --> 01:58.416
‫با کارگردانی آقای الکس پارکر...

01:58.500 --> 02:01.416
‫که صاحب این ساختمون معرکه‌س،
‫مالک سابق برج تایمز...

02:01.500 --> 02:06.583
‫و یه سنت نیویورکی در ۷۵ سال
‫گذشته شده...

02:08.875 --> 02:12.583
‫خدا رو شکر که تو رو داره
‫تا تصمیم بگیری

02:12.666 --> 02:13.833
‫منظورت از این حرف چیه؟

02:14.666 --> 02:15.916
‫چیزی به جز یه تعریف نیست

02:16.625 --> 02:20.500
‫اگه تولدمون باشه اگه من گاز اول
‫رو نزنم یادش میره کیک بخوره

02:20.583 --> 02:23.083
‫زن‌ها رهبران طبیعی گونه انسان هستن

02:23.166 --> 02:24.625
‫مصر باستان درست فهمیده بود

02:26.500 --> 02:29.541
‫الان رقص تموم میشه.
‫در مورد تصمیمت مطمئنی؟

02:30.833 --> 02:32.333
‫اینو که ازمون پرسیدی

02:33.041 --> 02:34.041
‫دنیا رو عوض کن

02:34.541 --> 02:35.416
‫یادته؟

02:35.500 --> 02:37.000
‫برادرت به جای تو جواب داد

02:37.708 --> 02:39.708
‫- می‌خوام بدونم تو چی می‌خوای؟
‫- همینو می‌خوام

02:39.791 --> 02:41.625
‫به نظرت آدمی میام که نمی‌تونه
‫نظر خودشو بگه؟

02:41.708 --> 02:44.458
‫به نظرم ملکه‌ای هستی بدون تاج

02:46.375 --> 02:47.375
‫این چطوره؟

02:48.041 --> 02:50.000
‫اگه می‌تونستی پولدار یا مشهور باشی، کدوم...

02:50.083 --> 02:51.208
‫پولدار

02:52.708 --> 02:54.416
‫باشه. پولداری

02:54.500 --> 02:56.125
‫دیگه لازم نیست کار کنی

02:56.208 --> 02:57.333
‫حالا چی؟

02:57.416 --> 02:58.958
‫می‌خوای با زندگیت چی کار کنی؟

02:59.041 --> 03:00.375
‫نزدیکتر میشه

03:01.041 --> 03:02.625
‫کمتر از ۲۰ ثانیه مونده

03:06.416 --> 03:08.875
‫هرگز نمیذاشتم یه مرد بهم زور بگه...

03:08.958 --> 03:13.041
‫- و یه طوری می‌فهمیدم چطور تا ابد زنده بمونم
‫- ده، نه، هشت، هفت...

03:13.125 --> 03:18.208
‫شش، پنج، چهار، سه، دو، یک!

03:18.291 --> 03:21.500
‫سال نو مبارک!

03:44.916 --> 03:47.958
‫به سلامتی تو، کلئوپاترا

03:55.166 --> 03:57.666
‫همیشه خوب بلد بودی
‫دل خانم‌ها رو بدست بیاری

03:57.750 --> 03:58.916
‫منظورم در طول تمام این سالهاست

04:00.458 --> 04:02.791
‫ولی وقتی باهات آشنا شدم
‫به نظرم از ازدواجت راضی بودی

04:03.916 --> 04:04.791
‫بودم

04:04.875 --> 04:05.958
‫چه مشکلی پیش اومد؟

04:06.625 --> 04:08.083
‫الان مهم نیست

04:08.166 --> 04:09.375
‫همون موقع شروع شد؟

04:10.041 --> 04:12.666
‫سال نوی ۱۹۸۰؟
‫با آنابل لی توی خونه نبودی...

04:12.750 --> 04:15.916
‫توی میخونه با یه زن
‫دیگه لب تو لب شده بودی

04:16.000 --> 04:17.125
‫- مجبور بودم
‫- چرا؟

04:19.000 --> 04:20.000
‫بهش می‌رسم

04:22.125 --> 04:24.625
‫چی کار کردی، رادریک؟

04:25.583 --> 04:26.583
‫تو و مدلین

04:28.666 --> 04:30.333
‫گفتی این اعتراف توئه

04:31.666 --> 04:32.666
‫اعتراف کن

04:37.416 --> 04:39.500
‫در مرگ نزدیک تو...

04:41.000 --> 04:46.000
‫و سایه او بر شما خواهد افتاد...

04:48.250 --> 04:50.750
‫شب با اینکه صاف است، اخم خواهد کرد...

04:51.708 --> 04:57.916
‫و ستارگان از تخت والای خود در
‫آسمان پایین را نظاره نخواهند کرد...

04:58.000 --> 05:01.333
‫با نوری مانند امید که
‫به موجودات فانی داده شده...

05:04.083 --> 05:07.208
‫ولی گوی‌های قرمز آنها، بدون پرتو...

05:08.208 --> 05:10.458
‫- به نظر می‌آید که...
‫- اونا کین؟

05:10.541 --> 05:12.666
‫- به مانند تبی سوزان...
‫- مادرها

05:12.750 --> 05:15.750
‫پری، لیو، کامیل

05:15.833 --> 05:17.958
‫که تا ابد به تو خواهد چسبید

05:19.333 --> 05:22.958
‫حالا افکار تو نباید طرد شوند

05:23.791 --> 05:27.375
‫حالا الهامات هرگز ناپدید نخواهند شد

05:29.291 --> 05:31.583
‫از روح تو آنها دیگر...

05:32.291 --> 05:38.250
‫نخواهند گذشت، مثل شبنم‌‌های
‫روی علف

05:56.916 --> 05:59.916
‫فقط بگو، این لحظه برای من خیلی سخته...

06:00.000 --> 06:02.541
‫لطفا در این مدت به حریم
‫خصوصی من احترام بذارین

06:03.083 --> 06:07.000
‫برای من لحظه خیلی سختیه و در این مدت
‫به حریم خصوصی من احترام بذارین

06:07.083 --> 06:08.083
‫درست گفتی

06:22.458 --> 06:23.458
‫جونو

06:47.875 --> 06:48.916
‫- خوبی؟
‫- آره

06:49.000 --> 06:49.875
‫بازوی منو بگیر

06:49.958 --> 06:52.041
‫- جونو، اونطرفش رو بگیر؟ باشه
‫- خوبم

06:52.125 --> 06:56.250
‫سرتو بنداز پایین، فقط سر تکون بده،
‫با ناراحتی لبخند بزن، با کسی حرف نمی‌زنیم

07:02.875 --> 07:03.875
‫خب، موفق شدی

07:05.000 --> 07:06.625
‫تمام اینجا رو خریدی

07:06.708 --> 07:07.708
‫مشروب می‌خوای؟

07:08.791 --> 07:10.000
‫می‌فروش نیست؟

07:10.083 --> 07:12.916
‫لعنتی، معلومه نیست،
‫گفتگوی خصوصی داریم

07:13.583 --> 07:14.958
‫دوستت می‌تونه کنار دوست ما بشینه

07:15.041 --> 07:16.416
‫برای اونا چیزی نداریم، سر کارن

07:16.500 --> 07:17.625
‫آه

07:17.708 --> 07:18.708
‫ایشون تونی ـه

07:19.416 --> 07:20.833
‫تونی، اینم کسی که مونده

07:21.875 --> 07:25.291
‫از تونی خواستم اگه مجبوره همه
‫جا دنبال ما بیاد، حتی دستشویی

07:25.375 --> 07:26.833
‫چندان دم دست نیست

07:26.916 --> 07:27.916
‫مال من بود

07:28.458 --> 07:29.625
‫حداقل تا دم در

07:29.708 --> 07:32.541
‫مطمئن نیستم قرار بوده اینطور باشه
‫یا نه، ولی اومدش، پسر کثیف!

07:33.083 --> 07:34.333
‫آدم رو روانی می‌کنه

07:34.416 --> 07:36.750
‫و از ما دقیقا در برابر
‫چی محافظت می‌کنه؟

07:36.833 --> 07:39.458
‫لیو پرید. جولیوس همه
‫چیزو دید

07:40.500 --> 07:43.500
‫مثل چی نئشه بود، با
‫یه آدمکش سازمانی که نمی‌جنگید

07:43.583 --> 07:45.083
‫پس بابا زیادی واکنش نشون داده؟

07:45.166 --> 07:46.458
‫کار بابا نیست

07:46.541 --> 07:47.791
‫کار عمه مد ـه

07:47.875 --> 07:50.208
‫- چی، جدی؟
‫- آره، جدی

07:50.291 --> 07:52.750
‫قراردادهای عدم افشا بهتره چفت
‫و بستش از آلکاتراز هم بیشتر باشه...

07:52.833 --> 07:54.875
‫اگه اون یارو فکر می‌کنه
‫باید بیرون خونه‌ی من بمونه

07:54.958 --> 07:56.166
‫درسته

07:56.250 --> 07:57.250
‫درسته، فاحشه‌ها

07:57.333 --> 08:00.666
‫تنها افرادی که دنبال خون آشر هستن
‫خود آشرهان

08:02.208 --> 08:06.958
‫یه جورایی برای همین می‌خواستم این
‫کار رو بکنم. آخه، سه نفر از ما مونده

08:07.041 --> 08:08.041
‫نیمی از ما

08:08.083 --> 08:11.083
‫و ببین، می‌دونم همیشه
‫با هم چشم تو چشم نشدیم...

08:11.166 --> 08:13.291
‫ولی حالا مجبوریم دور هم
‫جمع بشیم، مگه نه؟

08:14.500 --> 08:15.500
‫شاید درست بگه

08:16.791 --> 08:18.958
‫یادته وقتی پیداشون شد؟

08:19.041 --> 08:20.041
‫منظورم کوچولوهاست

08:21.250 --> 08:22.458
‫وقتی تو پیدات شد رو یادمه

08:22.541 --> 08:25.291
‫خدایا، چقدر اذیت شدیم

08:25.375 --> 08:28.750
‫و اونا رو تماشا کردیم که
‫سعی داشتن اون حفره رو پُر کنن

08:28.833 --> 08:31.958
‫مواد مخدر، شهرت، ولخرجی

08:32.041 --> 08:35.583
‫همه‌ش، خیلی آدم رو
‫ناراحت می‌کنه، پسر

08:35.666 --> 08:37.500
‫تو هم همین حفره رو داری، ویک

08:37.583 --> 08:40.083
‫نمی‌دونم می‌بینیش یا نه،
‫ولی تو هم داریش

08:40.166 --> 08:42.083
‫کامیل سعی کرد حفره‌شو
‫با اطلاعات پر کنه...

08:42.166 --> 08:45.083
‫پری سعی کرد واقعا با
‫هر چیزی پرش کنه...

08:45.166 --> 08:48.166
‫و لیو سعی کرد حفره باباشو
‫با عشق طرفدارهای باباش پر کنه

08:48.250 --> 08:49.125
‫حفره بابا

08:49.208 --> 08:50.750
‫رفت بیرون صندوق پستی کوفتی رو بگرده...

08:50.833 --> 08:52.708
‫تا خرخره توی طرفدارهای
‫اینستا گیر افتاد

08:52.791 --> 08:53.791
‫حفره بابا

08:53.833 --> 08:55.833
‫شما دو تا اصلا لازم نبوده نگرانش باشین

08:55.916 --> 08:59.625
‫بچه‌های خلافکار اصلی در
‫یه خونه با بابا بزرگ شدن

08:59.708 --> 09:00.958
‫- حقیقت نداره
‫- اینطور نیست، ویک

09:01.041 --> 09:02.625
‫- حقیقت نداره
‫- خفه شین دیگه

09:03.291 --> 09:05.166
‫مادرم یه پرستار بوده

09:05.250 --> 09:06.166
‫یه پرستار مجرد

09:06.250 --> 09:09.333
‫نمی‌خوام بشنوم چقدر
‫سخت بوده توی یه خونه...

09:09.416 --> 09:11.208
‫با آنابل لی اسطوره‌ای گیر افتاده باشی

09:11.291 --> 09:13.208
‫تنها کسی که بابا به فکر
‫ازدواج باهاش افتاد

09:13.291 --> 09:15.583
‫خب، درسته تا وقتی جونو اومد

09:16.125 --> 09:20.041
‫نوچ. نه. نه در مورد این
‫مفنگی با من حرف نزن

09:20.125 --> 09:22.250
‫ببین، متاسفیم که بابا اینطوریه

09:22.333 --> 09:25.333
‫و مادرمون رو بین
‫دریایی از زن‌های عجیب ول کرد...

09:25.416 --> 09:27.750
‫و از اون موقع به بعد داریم
‫ثمراتش رو می‌بینیم

09:27.833 --> 09:29.750
‫و غم‌انگیزه، ولی فقط می‌دونیم...

09:29.833 --> 09:32.125
‫سه تای دیگه دارن میان
‫تا جایگاه‌شونو بگیرن

09:32.708 --> 09:34.208
‫بفرما، حرفمو زدم

09:34.291 --> 09:36.916
‫تمام قصد بابا اینه که
‫در رو برای...

09:37.000 --> 09:39.500
‫هر حرومزاده‌ای که در دنیای
‫آزاد داره باز نگه داره

09:39.583 --> 09:41.583
‫باشه، فقط چون در بازه...

09:41.666 --> 09:44.375
‫حتما باعث نمیشه یه
‫جایگاه سر میز بهت بدن

09:45.333 --> 09:48.458
‫بیخیال، برامون غذا می‌ندازه و
‫جنگیدن ما سرش رو تماشا می‌کنه

09:48.541 --> 09:50.750
‫اینو که می‌دونین. به خصوص برای ما

09:50.833 --> 09:52.750
‫تو که به نظر خیلی خوب و سرحال میای

09:52.833 --> 09:55.125
‫آره، بابا واقعا کسی
‫که قلبش رو به درد میاره دوست داره

09:55.208 --> 09:56.791
‫یه دلیلی داره

09:56.875 --> 09:58.000
‫واقع، تمرلین؟

09:58.833 --> 10:02.125
‫وسایل شبه هیپی که هر
‫ماه میاد در خونه‌ت چطوره؟

10:02.750 --> 10:06.208
‫وقتی گوینت تو رو خم کرد و با تیم
‫حقوقیش اومد حسابتو برسه بهم خبر بده

10:06.291 --> 10:08.750
‫خب، من یکی که
‫خیلی دوست دارم بشنوم...

10:08.833 --> 10:10.958
‫چه حسی در مورد بدل مشابه اصلش داره

10:11.041 --> 10:14.750
‫مگه یکی از میمون‌های پرنده تو
‫صورت کامیل رو پاره نکرده بود؟

10:14.833 --> 10:17.916
‫شامپانزه. ببخشید، مگه شما درس
‫علوم دوم دبیرستان رو قبول نشدین؟

10:18.000 --> 10:19.416
‫آخه مگه ممکنه چقدر سخت باشه؟

10:19.500 --> 10:20.916
‫خب، خیلی جالب بود

10:21.541 --> 10:24.166
‫می‌خوام بدونم کامیل قبل از اینکه بمیره...

10:24.250 --> 10:26.958
‫چه لاشه آفتاب سوخته و
‫پوسیده‌ای رو برای تو از زیر خاک بیرون کشیده

10:27.041 --> 10:28.166
‫آره، مچمو گرفتی

10:28.875 --> 10:31.000
‫دارم آشرها رو یکی به یکی می‌کشم

10:31.541 --> 10:32.750
‫حدس بزن نفر بعدی کیه؟

10:32.833 --> 10:34.000
‫باشه دیگه

10:34.083 --> 10:37.666
‫فکر کردم قراره به یاد خواهر
‫و برادرهای مرده‌مون بنوشیم یا همچین چیزی

10:37.750 --> 10:39.208
‫برو گورتو گم کن، فرادریک

10:39.291 --> 10:41.500
‫فرادریک و مدرلین

10:41.583 --> 10:44.041
‫شما دو تا درست مثل بابا و مدز هستین

10:44.125 --> 10:46.791
‫دست به دست هم، دوشادوش،
‫همدست هم شدین...

10:46.875 --> 10:49.000
‫سعی دارین منو به موفقیت برسونین
‫که چی بشه؟

10:49.083 --> 10:50.208
‫بتونین منو از بین ببرین؟

10:50.291 --> 10:51.583
‫خب، حدس بزنین چی شده؟

10:51.666 --> 10:53.750
‫نیازی به موفق شدن ندارم

10:54.291 --> 10:55.875
‫چون می‌خوام از همه جلو بزنم

10:58.166 --> 10:59.750
‫برو گم شو، عینک ری‌بنی!

11:01.500 --> 11:05.208
‫برام مهم نیست پیم چی میگه،
‫کار خودش بوده، اون خبرچینه

11:05.291 --> 11:07.625
‫فکر می‌کنی هنوزم ۵۰ میلیون روی میز هست؟

11:08.458 --> 11:10.000
‫احتمالا نه

11:10.083 --> 11:12.041
‫نه با این همه آدمی که مردن

11:17.250 --> 11:18.333
‫دخترتم؟

11:22.416 --> 11:24.125
‫دو تا پلک زد. گفت بله

11:24.208 --> 11:25.416
‫خیلی عالیه، پاستیل من

11:25.500 --> 11:27.708
‫ببخشید. میشه دوباره بگی؟

11:27.791 --> 11:30.208
‫سطح اکسیژن خونش
‫خیلی بهتر شده...

11:30.291 --> 11:31.208
‫اسم من لنور ـه؟

11:31.291 --> 11:34.500
‫با توجه به آسیبی که به ریه‌ش
‫وارد شده، باید به کپسول اکسیژن وصل باشه

11:34.583 --> 11:35.583
‫دلت برام تنگ شده؟

11:35.625 --> 11:37.083
‫تمام اینا خبر خوبیه

11:37.166 --> 11:39.875
‫با توجه به سوختگی درجه
‫سه در تمام بدن...

11:39.958 --> 11:41.250
‫من بولینگم بهتره یا بابا؟

11:41.333 --> 11:44.250
‫اندامش خیلی بهتر از
‫حد انتظار دارن کار می‌کنن

11:44.333 --> 11:45.833
‫فکر می‌کنی من روث بیدر گینزبرگ بعدی بشم؟

11:45.916 --> 11:49.041
‫اونکه توپ جادویی نیست، عزیزم.
‫باید ببرمش خونه

11:49.125 --> 11:52.791
‫فکر نکنم اذیتش کنه.
‫به نظرم موری از حرف زدن باهاش هیجانزده شده

11:52.875 --> 11:54.083
‫نه، منظورم موری ـه

11:54.625 --> 11:56.500
‫فکر کنم وقتشه ببرمش خونه

11:56.583 --> 11:59.333
‫هنوز راه درازی رو در پیش داریم

11:59.416 --> 12:02.916
‫حتی چندین هفته با احتمال
‫پیوند پوست فاصله داریم

12:03.000 --> 12:05.041
‫هر چی لازمه رو در خونه داریم

12:05.125 --> 12:07.000
‫مدتی میشه که دارم
‫روی این موضوع کار می‌کنم...

12:07.083 --> 12:09.583
‫و تقریبا آماده شدم تا
‫اونو برگردونم

12:09.666 --> 12:11.583
‫بیشتر بیماران در شرایط اون...

12:11.666 --> 12:15.125
‫تا ۴۰ تا ۸۰ روز زیر مراقبت ویژه می‌مونن

12:15.208 --> 12:18.541
‫بیشتر بیماران در وضعیت اون
‫جز اشراف به حساب نمیان

12:18.625 --> 12:19.916
‫می‌تونم بهترین سوییت رو
‫در یه روز بسازم...

12:20.000 --> 12:22.000
‫- که بهترین تخت بیمارستانت پیشش هیچ باشه
‫- بابا

12:22.083 --> 12:22.916
‫حقیقت داره

12:23.000 --> 12:25.458
‫به شدت شکننده‌س

12:26.541 --> 12:30.416
‫هیچ دفاع فیزیکی نداره، هیچ محافظی...

12:30.500 --> 12:34.458
‫تمام زرادخونه‌ی خونواده آشر رو داره

12:34.541 --> 12:37.125
‫به نسبت هر بیماری که داشتین
‫محافظت بهتری داره

12:37.208 --> 12:40.083
‫منو با یه شهروند عادی اشتباه گرفتی؟
‫یه شهروند کوفتی و عادی نیستم

12:40.166 --> 12:42.416
‫فکر می‌کنی نمی‌دونم
‫چی دارم میگم؟

12:43.583 --> 12:45.333
‫نه، البته که نه

12:45.416 --> 12:47.416
‫کارتو درست انجام میدی و
‫منو عصبانی نکن...

12:47.500 --> 12:48.875
‫شاید بعدا استخدامت کنم

12:49.625 --> 12:51.291
‫موری، عزیزم

12:52.125 --> 12:54.958
‫عزیزم، می‌تونیم از پسش بربیایم،
‫درستش می‌کنیم

12:56.750 --> 12:58.166
‫نمی‌خوای بیای خونه؟

13:01.041 --> 13:03.000
‫با من شوخی می‌کنی، وامونده؟

13:03.083 --> 13:06.416
‫پس، الان می‌خوای بازی دربیاری؟
‫در روزی که سه تا از...

13:06.500 --> 13:10.000
‫خب، شرمنده که تا امشب از
‫جراحی کوفتی خبر نداشتم!

13:10.083 --> 13:13.083
‫از خود دفتر فهمیدم که منو برای...

13:13.166 --> 13:16.916
‫- جراحی هفته آینده ثبت‌نام کردی، ویکتورین
‫- خب، لعنت به من، فکر می‌کردم خوشحال میشی

13:17.000 --> 13:18.041
‫داوطلب کیه؟

13:18.125 --> 13:21.541
‫قراره در این مورد شریک باشیم
‫و حتی داوطلب رو ارزیابی نکردم

13:21.625 --> 13:23.875
‫ببین، یکی از افراد توست.
‫پرونده‌شو میارم

13:23.958 --> 13:26.583
‫مهم نیست چون آماده نیستیم، ویکتورین!

13:30.083 --> 13:31.166
‫اینو یادته؟

13:34.458 --> 13:35.583
‫آره

13:35.666 --> 13:36.666
‫چیه؟

13:37.166 --> 13:38.166
‫بگو

13:39.291 --> 13:40.750
‫نمونه اولیه‌مونه

13:40.833 --> 13:43.125
‫نه، عزیزم، شروع ماست

13:43.958 --> 13:47.041
‫اولین نشونه از اینکه جواب میده، ال

13:47.125 --> 13:49.208
‫می‌دونم جواب میده. مسئله این نیست

13:49.291 --> 13:50.541
‫می‌دونی دیگه چی جواب میده؟

13:51.625 --> 13:53.875
‫۲۰۰ میلیون دلار از پول رادریک آشر...

13:53.958 --> 13:57.166
‫و به یه دلیلی، درسته
‫به هر دلیلی که هست...

13:58.458 --> 14:00.166
‫الان می‌خوادش

14:01.166 --> 14:02.541
‫پس اگه اون آزمایش روی
‫انسان رو می‌خواد...

14:02.625 --> 14:05.166
‫بهتره باور کنی، عزیزم که
‫باید روی انسان‌ها آزمایش کنیم

14:05.833 --> 14:08.791
‫امکان نداره تونسته باشی
‫اجازه استفاده از اینو بگیری

14:16.875 --> 14:17.875
‫وای نه

14:19.291 --> 14:20.833
‫- نه، نه، نه
‫- باشه، ال

14:20.916 --> 14:23.166
‫نه، ویک. نه، نکردی. چی کار کردی؟

14:23.250 --> 14:25.333
‫- عزیزم، اینطوریا نیست
‫- بگو که نکردی

14:25.416 --> 14:28.083
‫نه، بهم بگو که امضای من
‫روی اطلاعات جعلی نیست

14:28.166 --> 14:29.708
‫گوش کن، گزارش‌های مشکلی ندارن

14:29.791 --> 14:31.184
‫- همین الان بهم بگو...
‫- درسته...

14:31.208 --> 14:35.083
‫که امضای پای گزارش‌های
‫جعلی نیست، ویکتورین!

14:35.166 --> 14:37.083
‫اینقدر بچه نشو!

14:38.416 --> 14:40.291
‫لعنتی، فکر می‌کنی این کسب
‫و کار چطوری پیش میره؟

14:42.041 --> 14:45.708
‫پر شده...

14:46.583 --> 14:49.875
‫همین الانشم سخته، و به عنوان یه زن...

14:50.500 --> 14:53.541
‫به عنوان یه زن باید بدونی
‫که بی‌نهایت سخت‌تر میشه

14:53.625 --> 14:54.916
‫فکرشم نکن

14:55.000 --> 14:58.208
‫حرفت فرق داشت وقتی اون پول...

14:58.291 --> 14:59.875
‫پول من...

15:00.583 --> 15:04.750
‫پول آشر، پول فورچناتو
‫یه راست می‌اومد به کلینیک تو

15:05.375 --> 15:06.750
‫و به حساب بانکی تو سرازیر می‌شد

15:08.750 --> 15:09.958
‫آره، فکر کنم بکشم کنار

15:10.791 --> 15:12.166
‫منظورت چیه بکشی کنار؟

15:13.000 --> 15:14.833
‫راست میگی. گذاشتم زیادی پیش بره

15:14.916 --> 15:18.250
‫صبر کن، از رابطه‌مون می‌کشی بیرون؟

15:19.166 --> 15:20.166
‫عجب

15:20.916 --> 15:23.333
‫نمی‌خوای هیچی در مورد قرارداد
‫عدم افشا بگی، ال؟

15:23.416 --> 15:24.416
‫وای

15:25.041 --> 15:28.166
‫خب، شامل فعالیت‌های
‫غیرقانونی نمیشه، پس...

15:28.250 --> 15:30.708
‫بله، به طور قطع شامل اونا میشه

15:30.791 --> 15:33.791
‫آره، کار ویژه پیم همینه

15:35.208 --> 15:36.958
‫و تو امضاش کردی. و میگم...

15:41.375 --> 15:42.416
‫ازت می‌خوام...

15:43.708 --> 15:45.541
‫باشه، عزیزم، بهت التماس می‌کنم، لطفا

15:47.375 --> 15:48.375
‫این کار رو نکن

15:49.125 --> 15:50.125
‫چون اونا...

15:51.083 --> 15:54.250
‫تو رو تیکه تیکه می‌کنن...

15:54.333 --> 15:57.791
‫و حتی بعد از اینکه بردن و برنده میشن...

15:57.875 --> 16:00.541
‫ال، برنده میشن، باشه؟ لطفا

16:01.833 --> 16:03.750
‫عزیزم، لطفا این کار رو نکن

16:07.333 --> 16:09.041
‫اونی که فکر می‌کردم نیستی

16:14.000 --> 16:15.833
‫می‌خوای چی کار کنی، ال؟

16:16.708 --> 16:17.708
‫خدانگهدار، ویک

16:18.208 --> 16:19.208
‫صبر کن

16:20.416 --> 16:22.083
‫نباید به کسی بگی!

16:22.166 --> 16:23.750
‫البته که میرم میگم

16:24.416 --> 16:28.125
‫و اصلا برام مهم نیست اگه
‫ازم شکایت کنی یا تیکه پاره‌م!

16:28.958 --> 16:30.500
‫شما آشرها...

16:31.875 --> 16:33.791
‫واقعا نمی‌خواستم بهش فکر کنم، ولی...

16:35.166 --> 16:37.083
‫همه‌تون یه مشت هیولایین

16:45.875 --> 16:47.791
‫سلام، دوباره منم

16:47.875 --> 16:49.208
‫گوش کن، خب...

16:51.666 --> 16:53.208
‫ببین، متاسفم

16:53.791 --> 16:55.666
‫باشه، لطفا، بهم زنگ بزن

16:57.625 --> 16:59.083
‫می‌تونیم حلش کنیم

17:00.375 --> 17:03.666
‫این سومین پیام منه...

17:05.250 --> 17:07.583
‫این کار رو باهام نکن، خواهش می‌کنم

17:56.541 --> 17:57.541
‫اوه

18:09.583 --> 18:13.000
‫خدای من. شروع که نکردی به سیگار کشیدن، نه؟

18:13.083 --> 18:15.041
‫وای نه

18:15.125 --> 18:17.375
‫شروع کرده به جیر جیر کردن. عجیبه. ببخشید

18:17.458 --> 18:19.791
‫چطوری از کنار کوین کاستنر
‫توی راهرو رد شدی؟

18:19.875 --> 18:23.000
‫برای محافظت خود و شماست،
‫تا در امان بمونین

18:23.083 --> 18:24.791
‫و صبح بخیر، حالت چطوره؟

18:25.875 --> 18:26.875
‫چی می‌خوای؟

18:27.625 --> 18:30.750
‫دارم دور می‌زنم. به
‫جوجه‌هام سر می‌زنم

18:30.833 --> 18:33.375
‫ببینم چیز غیرعادی در جریان هست یا نه

18:34.958 --> 18:36.625
‫ببخشید. صدا رو می‌شنوی؟

18:37.458 --> 18:38.458
‫گوش کن

18:39.041 --> 18:40.416
‫یه شایعه شادی‌بخش شنیدم...

18:40.500 --> 18:43.083
‫که داری به آزمایش روی انسان می‌رسی

18:43.166 --> 18:45.916
‫- داریم روش کار می‌کنیم
‫- کِی؟

18:47.333 --> 18:50.333
‫میشه بپرسم چرا یهو
‫به هیروستا علاقه‌مند شدی؟

18:50.416 --> 18:52.000
‫الان نظرم جلب شده

18:52.083 --> 18:53.500
‫تو و بابا

18:54.375 --> 18:55.583
‫خوش به حالم شده

18:55.666 --> 18:56.875
‫مهمه

18:56.958 --> 18:59.750
‫شاید الان مهمترین چیز باشه

19:00.541 --> 19:03.208
‫باید سریعتر به راه‌ش بندازیم

19:03.291 --> 19:08.000
‫تا بتونیم یه مطالعه
‫انسانی بسیار ویژه رو پیاده کنیم...

19:08.791 --> 19:10.791
‫روی داوطلبی که غافلگیرت می‌کنه

19:11.916 --> 19:14.833
‫داوطلبی که نمی‌تونیم جونش
‫رو به خطر بندازیم. متوجه هستی؟

19:16.125 --> 19:17.708
‫دارم حوصله‌تو سر می‌برم؟

19:17.791 --> 19:20.000
‫نه. نه، حتما

19:20.791 --> 19:25.041
‫ببین، با اینکه از علاقه ناگهانی و
‫به هیچ وجه نگران‌کننده تو...

19:25.125 --> 19:27.250
‫به هیروستا خوشحالم، مگه
‫دنبال یه هدف بزرگتر نیستی؟

19:27.333 --> 19:28.166
‫مثل چی؟

19:28.250 --> 19:31.208
‫نه اینکه بخوام زیادی روش تاکید کنم،
‫ولی مگه هنوز در دور آزمایشی نیستی؟

19:33.083 --> 19:34.541
‫دیگه زیاد طول نمی‌کشه...

19:35.458 --> 19:36.458
‫تصورم اینه

19:45.333 --> 19:47.458
‫می‌دونی، فکر کنم بدونم از کجا گیرش میارن

19:47.541 --> 19:48.541
‫پیم ریپر

19:49.625 --> 19:51.958
‫ای کاش یه صفحه شطرنج و یه ساحل داشتیم

19:52.041 --> 19:53.250
‫اوهوم

19:53.333 --> 19:54.708
‫عاشق برگمن هستم

19:56.541 --> 19:58.708
‫میشه مرد مردونه یه چیزی ازت بپرسم، آرتور؟

20:01.500 --> 20:03.083
‫بله، آگوست

20:03.166 --> 20:04.375
‫مرد باهوشی هستی

20:04.458 --> 20:06.916
‫می‌تونی هر جایی باشی و
‫هر کاری بکنی

20:07.833 --> 20:10.000
‫می‌دونی اونا چی هستن
‫و چرا این کار رو می‌کنی؟

20:10.625 --> 20:14.125
‫بدون رادریک آشر جایی
‫که امروز هستم نمی‌بودم

20:16.041 --> 20:17.541
‫به هر حال تو هم نمی‌بودی

20:19.333 --> 20:21.041
‫عذر می‌خوام منتظر موندین، آقایون

20:22.208 --> 20:26.166
‫موقع وقت ناهارم اینجاییم
‫تا در مورد اتفاقات ناگوار اخیر...

20:26.250 --> 20:28.666
‫که تیم دفاعیه دچار شدن حرف بزنیم...

20:29.625 --> 20:34.291
‫و دادخواست آقای پیم برای
‫عقب انداختن دادگاه

20:34.375 --> 20:35.208
‫چرا؟

20:35.291 --> 20:37.833
‫هیچکدوم از فوت شده‌ها در این
‫دادگاه متهم نبودن

20:37.916 --> 20:40.208
‫آقای دوپین از همون اول اشاره کردن...

20:40.291 --> 20:42.666
‫که یه خبرچین نزدیک به خونواده وجود داشته...

20:42.750 --> 20:46.708
‫و از اون موقع به باور ما
‫خونواده زیر حمله قرار گرفته

20:46.791 --> 20:49.500
‫بهم گفته شد که این مرگ‌ها
‫تصادفی بودن

20:49.583 --> 20:51.625
‫هنوز داریم تحقیق می‌کنیم، عالیجناب...

20:51.708 --> 20:55.208
‫ولی در این پرونده به عقب انداختن
‫روند دادرسی الزامی و اجباریه

20:55.291 --> 20:57.916
‫فکر نمی‌کردم وکیل مدافع تا
‫این حد فرصت‌طلب باشه...

20:58.000 --> 20:59.875
‫ولی گمونم غافلگیر نشدم

20:59.958 --> 21:03.291
‫- ایشون منظورشون چیه؟
‫- سه جسد در یه هفته، آقای دوپین

21:03.375 --> 21:05.333
‫و تا وقتی بفهمیم چرا این اتفاق افتاده...

21:05.416 --> 21:08.250
‫و چه ربطی به خبرچین آقای دوپین داره...

21:08.333 --> 21:09.666
‫ببخشید، کی گفته ربط داره؟

21:09.750 --> 21:11.958
‫از کجا بدونیم ربط نداره؟ فاش نمی‌کنین

21:12.041 --> 21:13.291
‫برای امنیت خودشونه

21:13.375 --> 21:16.666
‫تعویق دادگاه که پایان دنیا نیست، آقای دوپین

21:16.750 --> 21:19.041
‫ولی عالیجناب، مزخرف تمامه!

21:19.666 --> 21:25.166
‫این خونواده مرتب تونسته از
‫تعقیب قضایی فرار کنه...

21:25.250 --> 21:27.375
‫مهم نیست چقدر مدرک
‫علیه اونا تلنبار شده...

21:27.458 --> 21:28.750
‫مهم نیست چقدر شهادت دادن...

21:28.833 --> 21:33.083
‫مهم نیست چند تا جسد روی هم انباشتن،
‫همیشه تونستن از کوچکترین شکافها در برن

21:33.166 --> 21:35.083
‫تقریبا فراطبیعی شده، عالیجناب

21:35.583 --> 21:37.666
‫و می‌خواین بذارین دوباره این کار رو بکنن

21:37.750 --> 21:38.916
‫الان می‌خوام فرض کنم...

21:39.000 --> 21:41.083
‫چیزی که فکر می‌کنم رو نمی‌خوای بگی

21:41.166 --> 21:44.916
‫- منظور خاصی ندارم، عالیجناب
‫- عالیجناب، اگه اجازه بدین؟

21:45.000 --> 21:47.958
‫شاید بتونیم در نهایت از
‫تعویق دادگاه جلوگیری کنیم

21:48.958 --> 21:52.708
‫آقای دوپین می‌تونه کمک‌مون
‫کنه این آشوب رو دور بزنیم...

21:52.791 --> 21:55.541
‫اگه خیلی راحت خبرچینش رو مشخص کنه...

21:55.625 --> 21:58.791
‫و اجازه بده تحقیقات مسیر
‫خودش رو بره

22:00.791 --> 22:02.583
‫به هر حال کی بوده؟

22:03.958 --> 22:05.666
‫خب، همه چیز... خب...

22:06.750 --> 22:07.916
‫می‌دونی چطوری شد

22:08.000 --> 22:09.916
‫گمونم همه چی پیچیده شد...

22:10.000 --> 22:12.541
‫ولی الان اصلا اهمیتی نداره، آگی

22:15.708 --> 22:19.125
‫فقط از روی کنجکاوی

22:20.500 --> 22:21.500
‫کی بود؟

22:22.916 --> 22:24.083
‫خبرچینت کی بود؟

22:26.083 --> 22:29.541
‫بیخیال. درک می‌کنم چرا
‫اون روز جواب ندادی...

22:29.625 --> 22:32.208
‫ولی حالا، آگی، تموم شده،
‫همه چی تمومه

22:40.833 --> 22:42.291
‫هرگز خبرچینی در کار نبود

22:45.125 --> 22:47.125
‫خیلی خوشم اومد، آگی

22:47.208 --> 22:49.916
‫- فکر نمی‌کردم عرضه‌شو داشته باشی
‫- بیخیال

22:50.000 --> 22:51.916
‫در دفاعیه تو هیچ
‫اصول اخلاقی وجود نداره...

22:52.000 --> 22:53.750
‫و من باید پرونده‌مو
‫طبق قانون جلو ببرم

22:53.833 --> 22:55.541
‫حتی بازرسی روی من دقیق‌تر میشه...

22:55.625 --> 22:57.625
‫چون تو بدجور بی‌پروایی، آره...

22:57.708 --> 23:00.291
‫یک بار، فقط یک بار به
‫روش تو بازی کردم

23:00.375 --> 23:01.958
‫آروم باش، آگی. جدی میگم

23:02.041 --> 23:04.208
‫خوب بود. خیلی هم باحال می‌شد

23:05.125 --> 23:07.166
‫به اندازه تو متاسفم که
‫نتونستیم تا آخر بازی کنیم

23:07.250 --> 23:10.833
‫تماشای تو که اصول خودتو به گند می‌کشی
‫ارزش هر دلاری که خرج می‌شد رو داشت

23:10.916 --> 23:13.166
‫- خفه شو کثافت
‫- دهن منو باز نکن، راسوی حقه‌باز کثافت

23:13.250 --> 23:15.541
‫از اسب سفیدت پیاده شدیم
‫و الان وسط گل و لاییم

23:15.625 --> 23:18.208
‫نباید به بچه‌ها اشاره می‌کردم

23:18.291 --> 23:21.375
‫ولی رادریک، اگه برای یه لحظه
‫فکر می‌کردم که دارن می‌میرن...

23:21.458 --> 23:22.291
‫آروم برو

23:22.375 --> 23:24.375
‫نه. بیا توی گل بازی کنیم. راست میگی

23:24.458 --> 23:27.250
‫به بچه‌ها اشاره کردم و
‫فکر می‌کردم شما رو بهم می‌ریزه

23:27.916 --> 23:31.375
‫روی خطوط حساس فشار بیارم. شاید حتی
‫شما رو به جون هم بندازم

23:31.458 --> 23:33.291
‫لعنتی شاید زنده زنده
‫همدیگه رو بخورین...

23:33.375 --> 23:35.625
‫ولی، هی، بالاخره این
‫قلعه ترک برمی‌داره

23:35.708 --> 23:37.625
‫بذارم از داخل خودتونو نابود کنین

23:37.708 --> 23:40.708
‫ولی، رادریک، برای یه لحظه
‫هم تصور نمی‌کردم...

23:40.791 --> 23:42.166
‫بچه‌ها بیافتن و بمیرن

23:42.250 --> 23:44.291
‫فکر می‌کردم شاید یه کوچولو شکنجه‌شون کنی

23:46.000 --> 23:50.625
‫ولی هرگز صد سال آزگار هم فکرشو نمی‌کردم
‫آخر سر بمیرن

23:50.708 --> 23:52.500
‫این بار واقعا پاتو از گلیمت درازتر کردی

23:52.583 --> 23:56.666
‫چون اگه تو نبودی، امروز
‫همه‌شون هنوز زنده بودن

24:37.000 --> 24:39.125
‫آگی، بذار این بار رو
‫از روی شونه‌ت بردارم

24:42.875 --> 24:44.708
‫هیچکس به خاطر دروغ تو نمرد

24:48.708 --> 24:50.000
‫پس این بار رو به دوش نکش

24:55.166 --> 24:57.416
‫ببین، این دو تا هیچ
‫ربطی بهم نداشتن

24:58.250 --> 24:59.583
‫پس، خب...

25:01.333 --> 25:02.625
‫می‌تونی بیخیالش بشی

25:06.666 --> 25:08.125
‫ذهن گناهکار...

25:12.250 --> 25:13.541
‫پر از عقرب میشه

25:15.708 --> 25:17.833
‫و دوست ندارم این عقرب‌ها
‫کسی رو نیش بزنن

25:21.291 --> 25:23.291
‫هرگز وقتت رو روی
‫گناه یا شرم هدر نده

25:24.125 --> 25:27.958
‫آیا ترکیب اونا روی هم صلیبی
‫سنگینی نیست که نشه حملش کرد؟

25:28.833 --> 25:30.500
‫و همه چیزو عوض می‌کنه

25:30.583 --> 25:33.916
‫می‌تونی رد اینو بگیری که
‫چند تا نسخه برای داروی شما نوشته شده

25:34.000 --> 25:35.958
‫بدونی کدوم داروها تاثیر لازم
‫رو ندارن و کجان

25:36.041 --> 25:40.166
‫نیروی فروشت رو بهینه کنی
‫و رقابت رو حذف

25:40.250 --> 25:42.666
‫آره، ولی زیاد از کامپیوترها خوشم نمیاد

25:42.791 --> 25:45.750
‫- و نصف ساختمون رو می‌گیرن و...
‫- دارن کوچکتر میشن

25:45.833 --> 25:47.625
‫خیلی کوچکتر و سریع میشن...

25:47.708 --> 25:50.041
‫و به هر حال که داری
‫شرکت رو بزرگتر می‌کنی، نه؟

25:50.125 --> 25:53.416
‫- رادی میگه داری یه کارخونه جدید می‌سازی؟
‫- آره، داریم می‌سازیم

25:55.625 --> 25:56.875
‫خب، من، می‌دونی...

25:58.291 --> 25:59.291
‫علاقه دارم

26:00.333 --> 26:02.291
‫خب، داری آینده‌نگری می‌کنی

26:02.375 --> 26:06.083
‫خیلی‌ها بهم گوش نمیدن که
‫نیم ساعت در مورد فناوری حرف بزنم

26:06.166 --> 26:07.375
‫شک دارم

26:08.333 --> 26:10.458
‫خب، شاید به هر حال شامل
‫نسخه‌ی رادیویی نشه

26:11.958 --> 26:14.875
‫خوشحال میشم هر سوالی که
‫برات پیش اومده رو جواب بدم

26:14.958 --> 26:16.375
‫قهوه‌تو چطوری می‌خوری؟

26:17.458 --> 26:19.291
‫قهوه صبحت رو چطوری می‌خوری؟

26:19.375 --> 26:21.333
‫الان به تنها چیزی که
‫فکر می‌کنم همینه

26:23.208 --> 26:24.250
‫در تنهایی

26:25.250 --> 26:26.250
‫آها

26:29.416 --> 26:31.791
‫خب، این کامپیوتر...

26:32.541 --> 26:34.000
‫شرکتی که طرفداریش رو می‌کنی...

26:34.083 --> 26:35.500
‫- شرکت خودته؟
‫- بله

26:35.583 --> 26:37.708
‫و چرا یه زن باید بخواد
‫شرکت خودشو اداره کنه؟

26:39.291 --> 26:40.583
‫به همون دلیلی که یه مرد
‫این کار رو می‌کنه

26:40.666 --> 26:42.916
‫آره، درک می‌کنم، ولی چرا
‫تنهایی این کار رو بکنی؟

26:43.583 --> 26:46.708
‫می‌تونی در یه روز
‫پشت میز بیرون اتاقم بشینی...

26:46.791 --> 26:48.708
‫و کار بیشتری انجام بدی
‫تا اینکه خودت تنها باشی

26:48.791 --> 26:51.666
‫یه منشی نمی‌تونه برات الگوریتمی
‫بسازه که فروشت رو سه برابر کنه...

26:51.750 --> 26:55.333
‫فکر می‌کنی اولین نفری هستی که با
‫یه زیرساخت کامپیوتری اومده اینجا؟

26:55.416 --> 26:59.041
‫درست میگی، داریم گسترش میدیم،
‫و داریم تمام اون وسایل رو هم می‌خریم

26:59.125 --> 27:01.083
‫مطمئن نیستم چرا اینطوری
‫داری باهام حرف می‌زنی

27:01.166 --> 27:03.791
‫حدس بزن، عزیز دلم،
‫دختر خیلی باهوشی هستی

27:07.583 --> 27:08.583
‫اوهوم

27:10.041 --> 27:12.541
‫دخترهای باهوش فقط تا وقتی
‫سکسی هستن که نخوان باهات بخوابن...

27:12.625 --> 27:14.916
‫و بعدش وارد رقابت میشن
‫و بعد چی کار می‌کنی؟

27:15.000 --> 27:16.125
‫اونا رو تحقیر می‌کنی

27:17.916 --> 27:22.125
‫خب، خواهر رادریک آشر

27:23.333 --> 27:25.625
‫جالبه که یه گفتگوی بسیار جالب...

27:25.708 --> 27:29.458
‫با رادریک آشر چند روز پیش داشتم،
‫و حالا یهو خواهرش میاد توی دفترم...

27:29.541 --> 27:33.833
‫تا یه جور کامپیوتر بهم بندازه
‫که منو ملزم به چی می‌کنه؟

27:34.958 --> 27:36.708
‫تمام سوابق‌مونو کامپیوتری کنیم، درسته؟

27:37.708 --> 27:40.500
‫چرا نمیذاری تمام اون
‫اسناد کاغذی و حساس شرکت رو...

27:40.583 --> 27:42.500
‫که برادرم داشت ازشون حرف می‌زد...

27:42.583 --> 27:46.125
‫از زیرزمین بیارم بیرون و
‫براتون کامپیوتریش کنم

27:47.083 --> 27:52.250
‫و حتی اگه این پیشنهاد معصومانه باشه،
‫خب، واقعا نمی‌دونم چی کار کنم

27:54.333 --> 27:57.250
‫پس گفتی منو تحقیر کنی؟

27:57.333 --> 27:59.958
‫نه، نه، نه، نه.
‫نمی‌خوام تحقیرت کنم

28:01.166 --> 28:02.166
‫نیازی ندارم

28:03.833 --> 28:07.166
‫متوجه هستی که تمام شرکت در
‫مورد تو خبر داره، درسته؟

28:08.125 --> 28:11.875
‫آره، ده‌ها ساله که این
‫اطراف مایه شایعه و غیبت هستین

28:12.541 --> 28:14.250
‫شما دو تا یه داستان اداری خیالی هستین

28:15.250 --> 28:20.250
‫لانگ‌فلو منشی‌شو حامله می‌کنه.
‫وای، عجب رسوایی

28:21.916 --> 28:23.000
‫اینجا بودم، می‌دونی؟

28:23.875 --> 28:25.166
‫برای پدرت کار می‌کردم

28:26.583 --> 28:27.875
‫مادرتو می‌شناختم

28:27.958 --> 28:32.000
‫و یه منشی معرکه بود.
‫یه منشی با خدمات کامل بود

28:34.666 --> 28:35.916
‫تا اینکه مغزش پوسید

28:37.625 --> 28:39.208
‫تا اینکه یه غول رو کشت

28:39.291 --> 28:42.250
‫تا اینکه یه مرد بزرگ رو کشت

28:44.875 --> 28:47.250
‫و حتما بچگی خیلی بهت سخت گذشته

28:48.416 --> 28:50.916
‫نمی‌دونم چرا تو رو
‫وارث خودش اعلام نکرد

28:51.000 --> 28:52.750
‫خیلی همه چیز فرق می‌کرد

28:53.250 --> 28:54.958
‫همه که ازت خبر داشتن...

28:55.041 --> 28:58.125
‫ولی شما دو تا در پستخونه
‫کار می‌کردین

28:59.125 --> 29:01.541
‫از حاشیه‌ کار خودتونو می‌کردین

29:01.625 --> 29:05.750
‫نه نیازی دارم به تحقیر کردن تو
‫و نه می‌خوام، خودت داری خوب پیش میری

29:05.833 --> 29:07.416
‫و می‌دونم تقصیر تو نیست

29:08.416 --> 29:12.166
‫ولی هی، برای من که خیلی خوب شد،
‫با بلایی که سر پیرمرد اومد

29:12.250 --> 29:14.416
‫این کسب و کار اینطوریه

29:14.500 --> 29:18.125
‫صندلی‌ها خالی میشن، متاسفانه،
‫ولی مدت زیادی خالی نمی‌مونن

29:18.208 --> 29:20.041
‫پس برای این بخشش ممنونم

29:20.750 --> 29:24.166
‫در موردم بد برداشت نکن، مدلین،
‫واقعا طرف توام

29:24.708 --> 29:25.708
‫تو و رادریک

29:26.583 --> 29:27.666
‫کمکش می‌کنم. ازش بپرس

29:28.375 --> 29:29.625
‫می‌خوام دستشو بگیرم

29:30.625 --> 29:32.208
‫و همین کار رو برای تو می‌کنم

29:33.500 --> 29:35.083
‫باید منطقی باشه

29:36.500 --> 29:39.625
‫پس نکن... و این خیلی مهمه...

29:41.416 --> 29:43.083
‫با من درنیافت، مدلین

29:43.166 --> 29:45.875
‫هیچکدومتون. با من درنیافتین

29:51.708 --> 29:56.375
‫با من بخواب، اشکالی نداره.
‫حتی سریع از نردبون میری بالا

29:56.458 --> 29:58.791
‫مردها مجبورن توی کثافت
‫سینه‌خیز از نردبون برن بالا...

29:58.875 --> 30:01.041
‫ولی زن‌ها می‌تونن با پشت‌شون
‫از نردبون بالا برن

30:01.666 --> 30:03.083
‫با زانوهاشون

30:03.166 --> 30:08.666
‫دنیا اینطوری غیرمنصفانه‌س، ولی جواب میده،
‫پس هر وقت خواستی بیا با من بخواب

30:12.333 --> 30:17.708
‫ولی هیچوقت با من
‫درنیافت، مدلین آشر. متوجه میشی؟

30:19.916 --> 30:20.916
‫متوجه میشم

30:21.916 --> 30:23.041
‫خیلی تهوع‌آوره

30:23.916 --> 30:24.916
‫از دست اون مردها

30:25.500 --> 30:28.458
‫متوجه نمیشم اصلا چرا
‫رفته بودی اونجا

30:28.958 --> 30:30.375
‫به چشم‌هاش نگاه کنم

30:30.458 --> 30:32.666
‫حالا می‌دونم با چی طرفیم و زیاد نیست

30:32.750 --> 30:35.333
‫تستسترون، غرور، افترشیو

30:36.541 --> 30:37.708
‫خیالم راحت شد

30:37.791 --> 30:39.875
‫یعنی، لعنتی. اگه باهوش بود چی؟

30:39.958 --> 30:41.916
‫لازم نیست باهوش باشی تا
‫خطرناک بشی

30:42.000 --> 30:44.375
‫از مار زنگی چون خیلی
‫باهوشه نمی‌ترسم

30:44.458 --> 30:46.083
‫باهوش که هست

30:46.583 --> 30:48.625
‫در موردش بد قضاوت نکن،
‫در مورد تو بد قضاوت کرده

30:48.708 --> 30:52.166
‫تو این اشتباه رو نکن.
‫مردم همیشه در موردم بد قضاوت می‌کنن

30:52.708 --> 30:53.708
‫هر جا که میرم

30:54.916 --> 30:56.291
‫قبلا خونم رو به جوش می‌اورد

30:57.375 --> 30:58.375
‫ولی الان درک می‌کنم

30:59.166 --> 31:00.250
‫یه فرصته

31:01.875 --> 31:04.458
‫تو رو دست کم گرفته. یه موهبته

31:04.541 --> 31:06.541
‫شکست قوه تخیله

31:07.458 --> 31:09.708
‫تو رو یه حریف حسابی ببینه،
‫زندانی‌ت می‌کنه...

31:09.791 --> 31:12.708
‫همه چیزو تعطیل می‌کنه، درها رو
‫می‌بنده و دریچه‌ها رو میخ پرچ می‌کنه

31:12.791 --> 31:16.250
‫ولی به تو، به هر دو تاتون زیاد فکر نمی‌کنه

31:17.333 --> 31:19.000
‫و همین برای مال عالیه

31:19.083 --> 31:20.208
‫موافقم

31:21.333 --> 31:22.833
‫این یکی خوب حالیش میشه، رادی

31:22.916 --> 31:24.333
‫پس دو چیز رو فهمیدیم

31:24.416 --> 31:26.958
‫اول، نگران تو نیست که عالیه

31:27.041 --> 31:30.625
‫و دوم، اون سوابق هنوز وجود دارن

31:31.458 --> 31:32.541
‫روی کاغذن

31:33.166 --> 31:34.166
‫توی زیرزمین

31:34.708 --> 31:37.375
‫بهترین زمان برای نابودی‌شون
‫زمان ساخت و سازه

31:37.458 --> 31:39.833
‫ممکنه در جابه‌جایی به
‫یه ساختمون جدید گم بشن...

31:39.916 --> 31:43.041
‫قبل از اینکه همه چیز کامپیوتری بشه
‫در سکوت ناپدید بشن

31:43.125 --> 31:45.708
‫پس، این به ما زمان هم میده

31:45.791 --> 31:49.083
‫خوشم نمیاد. متاسفم، اصلا

31:49.166 --> 31:50.541
‫و راست میگی

31:50.625 --> 31:51.958
‫خطرناکه

31:53.666 --> 31:58.500
‫و به محض اینکه قسمت بعدی
‫رو انجام بدیم، دیگه برگشتی در کار نیست

32:03.583 --> 32:04.666
‫خب، انجامش میدیم

32:12.375 --> 32:13.875
‫خب با چی طرفیم؟

32:19.666 --> 32:20.916
‫و این

32:22.125 --> 32:23.625
‫این از گوشی لیو به دست اومده

32:29.916 --> 32:31.708
‫مامورهای امنیتی رو دو برابر کن

32:31.791 --> 32:35.666
‫مسخره‌س. لیو از روی یه بالکن پرید پایین،
‫جولیوس دیدتش

32:35.750 --> 32:37.291
‫هیچکس با کمی توی اتاق نبوده...

32:37.375 --> 32:39.333
‫و هیچکس نمی‌تونسته این
‫کارها رو انجام بده

32:39.416 --> 32:40.875
‫اون قیافه رو می‌شناسم

32:40.958 --> 32:44.083
‫مجبور شدم به عقب برگردم
‫و فکر می‌کردم دیوونه شدم...

32:44.166 --> 32:47.416
‫ولی بارها و بارها بهش فکر کردم
‫و نمی‌تونم انکارش کنم

32:47.500 --> 32:50.250
‫اون قیافه رو می‌شناسم.
‫تو هم می‌شناسیش

32:51.250 --> 32:53.375
‫شب سال نوی ۱۹۸۰

32:53.458 --> 32:55.291
‫همون سال نو

32:55.791 --> 32:58.500
‫بهم نگو یادت نمیاد

32:58.583 --> 33:00.875
‫- آرتور، لطفا تنهامون بذار
‫- نه، می‌مونه

33:01.500 --> 33:04.833
‫متاسفم، همین الان جلوی یه نفر
‫دیگه از سال نو حرف زدی

33:04.916 --> 33:06.958
‫قوانین زیادی نداریم،
‫ولی این یکی از قوانین توست

33:07.041 --> 33:08.083
‫پس یادته؟

33:09.083 --> 33:11.250
‫- البته که یادمه
‫- اون میخونه رو یادته؟

33:11.333 --> 33:12.416
‫یه میخونه رو یادمه

33:12.500 --> 33:14.875
‫ای مرد لجوج و کله‌شق

33:14.958 --> 33:20.083
‫یادمه اونشب مست بودیم و
‫شاید یکم نئشه...

33:20.166 --> 33:22.541
‫و قطعا کمی سردرگم

33:22.625 --> 33:25.291
‫و چون هر دو قسم خورده بودیم دیگه
‫از اون شب حرفی نزنیم...

33:25.375 --> 33:27.208
‫نمی‌دونم چی داری میگی

33:27.291 --> 33:29.583
‫ولی بذار باهات به گذشته بیام، مدز

33:30.916 --> 33:32.833
‫داری میگی یه می‌فروش خیالی...

33:32.916 --> 33:35.541
‫که ۴۰ سال پیش تصورش رو کردی برگشته...

33:35.625 --> 33:37.333
‫و حتی یه روزم پیر نشده و...

33:37.416 --> 33:40.458
‫شاید دارم میگم، خدایا،
‫رادریک، یه موقع اتفاقی...

33:40.541 --> 33:44.458
‫اون می‌فروش خوشگل اون همه سال
‫پیش رو نکردی؟

33:44.541 --> 33:46.708
‫حالا یه وارث دیگه هم داری...

33:46.791 --> 33:48.541
‫و شاید این یکی روان‌پریش باشه

33:49.666 --> 33:51.083
‫همه چیزو بهم بگو

33:51.166 --> 33:55.291
‫این زن به شدت شبیه یه می‌فروش
‫خاصه که سال ۱۹۸۰ باهاش آشنا شدیم...

33:55.375 --> 33:57.291
‫راستش چند قدم بالاتر توی
‫همین خیابون بود

33:57.375 --> 33:58.583
‫میخونه مدتهاست که بسته شده

33:58.666 --> 34:01.458
‫از قبل بررسی کردم، ولی می‌دونم حق با منه

34:01.541 --> 34:05.250
‫و چون برادرم دوست داره آلتش رو
‫توی هر چیزی که حرکت می‌کنه بکنه...

34:05.333 --> 34:08.791
‫حرومزاده‌های جدیدی داری که مثل گوشی‌های
‫هوشمند جدید دونه به دونه پیداشون میشه...

34:08.875 --> 34:13.083
‫و شاید این یکی دیوونه باشه
‫و بخواد نفر اول صف باشه

34:14.166 --> 34:18.125
‫امنیت رو بیشتر کن و بذار
‫پیم کاری که باید رو بکنه

34:18.208 --> 34:19.208
‫دست به کار میشم

34:19.291 --> 34:23.708
‫فرض می‌کنم اجازه دارم از طرف شما
‫با این شخص مذاکره کنم؟

34:23.791 --> 34:27.500
‫مگه اینکه الان مخالفت کنین،
‫گمونم اجازه دارم...

34:27.583 --> 34:32.458
‫از در خصومت وارد این مذاکرات بشم

34:34.375 --> 34:37.583
‫آدرس میخونه یا جایی که
‫قبلا بوده رو برام پیامک کن

34:38.625 --> 34:39.625
‫از اونجا به بعدش با من

34:40.250 --> 34:43.958
‫با رسید برمی‌گردم.
‫وقتی تراکنش کامل بشه

34:44.041 --> 34:45.666
‫چشم‌هاش، آرتور

34:47.375 --> 34:48.375
‫رسید

34:49.416 --> 34:51.291
‫دوست دارم چشم‌هاش همون رسید باشه

34:51.375 --> 34:52.541
‫هر دو شون

34:52.625 --> 34:53.625
‫درشون بیار

34:54.458 --> 34:55.458
‫با صبر و حوصله

34:59.291 --> 35:01.583
‫می‌دونم که داری تجدید نظر می‌کنی...

35:01.666 --> 35:03.083
‫و خیلی هم طبیعی ـه

35:03.833 --> 35:09.916
‫ولی این شاید مهمترین کاری باشه
‫که تا حالا انجام دادی

35:12.166 --> 35:14.166
‫شاید مهمترین چیزی باشه که
‫در عمرت انجام میدی...

35:14.250 --> 35:17.875
‫و خب، می‌دونی چیه، راستشو بخوای
‫خیلی بهت حسودیم میشه

35:17.958 --> 35:20.166
‫نه اینکه نخوام آدم مهمی باشم

35:20.250 --> 35:22.375
‫خب، کی نمی‌خواد؟

35:22.458 --> 35:23.458
‫فقط...

35:24.541 --> 35:26.583
‫مهم اول بودنه

35:27.833 --> 35:29.166
‫همینجاست که منو می‌ترسونه

35:29.708 --> 35:32.416
‫فقط چون همه چیز خیلی سریع داره پیش میره

35:32.500 --> 35:34.958
‫گمونم حس بهتری می‌داشتم...

35:35.041 --> 35:37.166
‫اگه می‌تونستم با دکتر روئیز حرف بزنم

35:37.250 --> 35:38.250
‫ببخشید؟

35:39.666 --> 35:41.125
‫چی برای شما مهمتره...

35:42.041 --> 35:45.916
‫مشهور شدن یا نجات جون آدم‌ها؟

35:47.125 --> 35:49.333
‫همیشه در مورد یکی از اونا رویا دیدی

35:50.000 --> 35:51.208
‫در مورد اون یکی دیگه نه چندان

35:52.708 --> 35:55.166
‫تا حالا فکر کردی که در اون معادله
‫توازن بهم خورده؟

35:55.750 --> 35:57.125
‫منظورم به عنوان یه دانشمنده

35:57.208 --> 35:58.500
‫ببخشید؟

35:58.583 --> 36:01.708
‫دکتر روئیز، قرار بود جراحی منو انجام بده...

36:01.791 --> 36:03.500
‫و هنوز نتونستم باهاش حرف بزنم

36:03.583 --> 36:06.541
‫دوست دارم بشنوم نظر اون در این مورد چیه

36:06.625 --> 36:08.500
‫ببخشید، یه لحظه...

36:10.333 --> 36:11.333
‫شما...

36:12.416 --> 36:14.125
‫این صدا رو می‌شنوی؟

36:14.666 --> 36:15.666
‫چی رو؟

36:17.750 --> 36:21.541
‫دکتر روئیز، بله، البته که
‫اون جراحی رو انجام میده

36:22.208 --> 36:23.083
‫واقعا؟

36:23.166 --> 36:24.166
‫بله

36:27.041 --> 36:29.708
‫با عبارت شرطی شدن موثر آشنایی داری؟

36:30.333 --> 36:33.666
‫چیزی که یه اسب داره
‫که بهشون خبر میده...

36:34.250 --> 36:37.791
‫یه سوارکار ممکنه نگران یا مردد باشه

36:38.291 --> 36:40.458
‫متوجه رفتار پر از خطا میشن

36:41.833 --> 36:43.625
‫دقیق نخوایم بگیم ترس نیست

36:44.250 --> 36:47.666
‫ولی حیوانات خیلی سریع یاد می‌گیرن
‫از اون آدم دوری کنن

36:49.208 --> 36:51.166
‫به طور خلاصه در تو هم هست

36:52.375 --> 36:54.916
‫اینقدر از جنبه انسانی
‫خودت دور افتادی...

36:56.083 --> 36:59.875
‫که حتی نمی‌تونی به صدایی بیرون
‫از سر خودت گوش کنی

36:59.958 --> 37:01.458
‫واقعا این صدا رو نمی‌شنوی؟

37:03.458 --> 37:05.958
‫به دکتر روئیز بگو با من
‫یه تماس بگیره

37:06.708 --> 37:09.916
‫و اگه اون بگه باید این کار رو بکنم،
‫این کار رو می‌کنم

37:10.958 --> 37:12.416
‫بدون هیچ سوالی

37:28.541 --> 37:29.916
‫لعنتی

37:30.000 --> 37:31.666
‫لعنتی

37:33.250 --> 37:34.958
‫ای لعنتی

37:37.500 --> 37:40.166
‫با آلساندرا روئیز تماس گرفتین.
‫پیام بذارید

37:42.208 --> 37:43.208
‫دوباره منم

37:43.708 --> 37:46.125
‫گوش کن، باید بهم زنگ بزنی...

37:46.208 --> 37:47.541
‫دارم عقلمو از دست میدم

37:47.625 --> 37:49.833
‫هر بار که تلفن زنگ می‌خوره،
‫فکر می‌کنم تویی...

37:49.916 --> 37:51.236
‫و هر بار که نیستی، من...

37:53.208 --> 37:54.416
‫خواهش می‌کنم، آلی

37:55.250 --> 37:56.250
‫لطفا

37:56.750 --> 37:58.916
‫ببین، اگه تو بخوای آزمایش
‫رو انجام میده

37:59.500 --> 38:01.375
‫همه چی به تو برمی‌گرده

38:03.333 --> 38:04.333
‫من...

38:09.166 --> 38:11.875
‫حاضرم هر چی می‌خوای بهت بدم

38:12.708 --> 38:13.833
‫فقط قیمتت رو بگو

38:34.583 --> 38:37.291
‫می‌تونستی یکم جا نگه داری
‫و یه دسته گل دیگه بیاری

38:37.750 --> 38:38.791
‫می‌دونم، می‌دونم

38:39.750 --> 38:41.416
‫می‌دونم، برای محیط بهتره

38:42.166 --> 38:45.541
‫تماشای رشد یه گیاه اگه
‫داخل یه دسته گل باشه برای آرامش روان بهتره

38:45.625 --> 38:48.708
‫کی می‌خواد تماشا کنه گل عزیزش
‫به آرومی توی یه گلدون می‌میره؟

38:50.708 --> 38:53.083
‫تا حالا که خیلی خوب به نظر میاد.
‫خیلی سریع ساختیش

38:53.166 --> 38:54.166
‫اهوم

38:54.208 --> 38:55.875
‫بهتره ظاهر خوبی داشته باشه.
‫خیلی هزینه برد

38:58.416 --> 38:59.958
‫خبرنگارها هم میان؟

39:00.041 --> 39:01.041
‫وقتی بیاد خونه؟

39:02.416 --> 39:03.666
‫احتمالا

39:03.750 --> 39:04.750
‫ازشون متنفرم

39:05.166 --> 39:06.333
‫خب، با پیم حرف بزن

39:07.208 --> 39:09.500
‫بهت میگه چی بگی یا چی نگی

39:10.458 --> 39:11.625
‫حس می‌کنم چندشه

39:16.125 --> 39:17.125
‫بیا اینجا

39:23.291 --> 39:25.750
‫متوجه هستی در دنیا کی هستیم، نه؟

39:26.875 --> 39:29.041
‫بخشی از یه پادشاهی هستیم.
‫شبیه افراد سلطنتی

39:29.833 --> 39:31.541
‫مردم از این می‌ترسن.
‫بهش غبطه می‌خورن

39:32.458 --> 39:35.083
‫می‌خوان نابودش کنن.
‫می‌خوان ما رو نابود کنن

39:36.416 --> 39:38.208
‫حالا، می‌دونی که من...

39:38.916 --> 39:43.625
‫از وقتی ۳۰ سالم شد یازده
‫تهدید به مرگ شخصی داشتم؟ نه فورچوناتا، من

39:44.291 --> 39:48.541
‫یکی یه گلوله برام فرستاد که
‫اسمم روی بدنه‌ش حک شده بود

39:49.333 --> 39:51.791
‫ولی الان لازم نیست نگران این چیزها باشی

39:51.875 --> 39:52.875
‫ولی میشی

39:54.000 --> 39:55.000
‫یه روزی به زودی

39:57.333 --> 40:00.250
‫خب، می‌تونستی
‫رد کاغذی گندی رو ببینه...

40:00.333 --> 40:03.666
‫که پیم در طول سالها از
‫این خونواده محافظت کرده...

40:03.750 --> 40:06.041
‫از یه دفترچه تلفن هم ضخیم‌تره

40:06.125 --> 40:08.041
‫اون مرد چنین کاری برامون می‌کنه

40:08.125 --> 40:10.916
‫پس اگه بهت بگه چیزی رو بگی، باید بگی

40:11.666 --> 40:15.666
‫اگه بگه در مورد چیزی حرف نزنی،
‫باید سکوت کنی

40:15.750 --> 40:17.541
‫چون از تو هم محافظت می‌کنه

40:20.166 --> 40:21.166
‫باشه

40:21.708 --> 40:22.708
‫متاسفم

40:23.625 --> 40:24.625
‫چه دختری

40:25.875 --> 40:27.041
‫باید باهوش باشی

40:28.083 --> 40:31.291
‫باید درک کنی، نباید به مردم اعتماد کنی

40:32.000 --> 40:33.500
‫نه تو. نه هیچکس

40:35.208 --> 40:38.166
‫حتی مادر خودتو ببین

40:39.750 --> 40:42.625
‫مادرت که توی چشم‌های
‫ما نگاه کرد...

40:43.750 --> 40:47.625
‫و گفت اون شب با دوستهای
‫دخترش میره بیرون و دروغ گفت

40:48.458 --> 40:49.708
‫مادر خودت هم دروغ گفته

40:53.875 --> 40:55.458
‫خیلی خوشحالم که مامان داره میاد خونه

40:56.208 --> 40:57.208
‫تا بتونه خوب بشه

40:58.708 --> 41:00.125
‫تا همگی بتونیم خوب بشیم

41:01.041 --> 41:02.583
‫بله

41:09.791 --> 41:10.916
‫نزدیک بود بگیریمش

41:35.750 --> 41:37.083
‫خدایا

41:37.166 --> 41:39.458
‫حتما شوخیت گرفته

41:41.625 --> 41:42.625
‫خانم؟

41:43.625 --> 41:44.750
‫با کی حرف می‌زنی؟

41:46.333 --> 41:47.333
‫ببخشید؟

41:47.750 --> 41:50.875
‫با کسی اینجا قرار گذاشتی؟
‫صداتو بیار پایین، دارم کار می‌کنم

41:50.958 --> 41:52.875
‫خانم، با هیچکس حرف نمی‌زدم

41:53.375 --> 41:57.166
‫خدایا، تم یهو وسط
‫جمله خوابت برد؟

41:58.041 --> 41:59.041
‫نه!

42:00.500 --> 42:03.125
‫ولی دوباره بگو

42:03.208 --> 42:05.500
‫داشتم می‌گفتم فقط چند هفته‌س

42:05.583 --> 42:07.208
‫یکم عقب افتاده

42:07.291 --> 42:09.833
‫برای آخرین بار میگم معرفی
‫محصول رو عقب نمی‌ندازیم

42:09.916 --> 42:11.958
‫با تمام اتفاقاتی که افتاده
‫به یه فرصت نیاز داریم

42:12.708 --> 42:16.250
‫بهم گوش کن، بیل، چون واقعا
‫نمی‌خوام دوباره حرفشو بزنم

42:16.333 --> 42:18.375
‫نظر مردم مثبته

42:18.458 --> 42:21.291
‫با زدن چند تا توییت قلبم به یاد شماست
‫همه چیزو درست می‌کنیم

42:21.375 --> 42:23.625
‫نمی‌تونی چون خیلی خسته‌ای
‫صاف بشینی

42:23.708 --> 42:25.375
‫اصلا ندیدم بخوابی...

42:26.208 --> 42:29.666
‫خیلی وقت شده، لعنتی، تمی.
‫شبیه یه فیلم وحشتناک طولانی شده

42:29.750 --> 42:30.958
‫خب، بیلی بوی...

42:31.041 --> 42:33.958
‫گمونم برای همین تو جلوی
‫دوربینی نه من، درسته؟

42:34.041 --> 42:36.625
‫داری چیزهایی رو تایید می‌کنی
‫که حتی یادت نمیاد تایید کردی

42:36.708 --> 42:39.333
‫- هر مدیر اجرایی این کار رو می‌کنه.
‫- دادگاه تعلیق شده، تم

42:39.416 --> 42:41.708
‫دادگاه! اگه اتفاقی که الان بیافته...

42:41.791 --> 42:45.041
‫برای دولت ایالات متحده
‫زیادی بزرگ به نظر بیاد...

42:45.125 --> 42:47.000
‫شاید این احتمال رو به کلی حذف کنن!

42:47.083 --> 42:50.125
‫به هیچ وجه. دوست دارم موفق بشم

42:50.208 --> 42:53.708
‫باشه، پس، لطفا برای من
‫این کار رو بکن. بهم لطف کن

42:53.791 --> 42:56.000
‫الان گفتی برای تو انجامش بدم؟

42:57.166 --> 42:58.166
‫برای تو؟

42:59.583 --> 43:03.333
‫متاسفم، بیل، فکر می‌کنی
‫در این جریان کی هستی؟

43:04.250 --> 43:07.625
‫یه کار داری، می‌خندی، شاد میشی...

43:07.708 --> 43:10.333
‫و ارتشی از عوضی‌های
‫خوش هیکل رو با خودت میاری

43:10.416 --> 43:15.416
‫تو چهره‌ای، تو سخنگو نیستی،
‫پس لبخند بزن و خفه خون بگیر

43:17.875 --> 43:18.875
‫باشه، پس

43:19.666 --> 43:22.291
‫فقط بخوایم از نقطه نظر تجاری
‫بهش نگاه کنیم...

43:22.375 --> 43:25.375
‫نمی‌تونی سلامتی رو بفروشی
‫مگه اینکه سالم به نظر بیای

43:25.458 --> 43:28.500
‫اگه یه بار دیگه سعی کنی بهم بگی
‫چطوری تجارتم رو بچرخونم...

43:28.583 --> 43:30.833
‫- تجارت ما، مال ماست
‫- بامزه‌ای

43:30.916 --> 43:36.208
‫خودم هر جنبه از این شرکت
‫رو خودم دست چین کردم

43:36.291 --> 43:39.875
‫هر جنبه‌شو، از جمله تو

43:39.958 --> 43:41.000
‫- بیل
‫- بس کن

43:41.083 --> 43:43.083
‫بیا در نهایت بگیمش

43:43.166 --> 43:47.333
‫انتخاب شدی. برگزیده شدی.
‫تو شکار شدی

43:47.416 --> 43:49.500
‫عزیزم، در ویدکان با هم آشنا شدیم

43:49.583 --> 43:53.125
‫فکر کردی یه تصادف بوده؟
‫یه لیست داشتم

43:53.208 --> 43:55.375
‫فکر کنم هنوزم شبکه‌ای
‫که درست کردم رو دارم

43:55.458 --> 43:57.625
‫بین تو و یوگی یوهان بود

43:57.708 --> 43:59.416
‫فقط سعی داری اذیتم کنی

43:59.500 --> 44:00.708
‫نه، عزیزم، حقیقت داره

44:00.791 --> 44:04.583
‫تو بهتر از یوگی به ما می‌خوردی.
‫و خیلی هم مشتاق بودی

44:04.666 --> 44:07.708
‫و خیلی خوب هم جواب داد
‫تا قبل از اینکه حوصله‌سر بر بشه...

44:07.791 --> 44:10.958
‫ولی هرگز فراموش نکن، خیلی
‫راحت می‌تونم جایگزینت کنم

44:11.041 --> 44:15.083
‫می‌تونم یه استاد بدنسازی دیگه با
‫کون خوشگل و شعار خیلی دلچسب پیدا کنم

44:16.083 --> 44:17.083
‫عجب

44:18.333 --> 44:21.666
‫بدون من از گولدباگ خبری نیست، تمی

44:21.750 --> 44:24.250
‫بدون من یه برند برای سبک زندگی نیست

44:24.333 --> 44:25.416
‫چیزی که من میارم همینه

44:25.500 --> 44:30.458
‫بدون من، میشه یه جعبه
‫لوازم آرایشی آشغال و بیخود

44:30.541 --> 44:32.916
‫- بس کن لعنتی! بس کن!
‫- چیه...

44:34.083 --> 44:37.083
‫همونجا واینستا و قیافه مظلوم
‫به خودت نگیر، عوضی

44:37.166 --> 44:38.625
‫فکر می‌کنی نمی‌دونم

44:38.708 --> 44:40.875
‫پشت سر من با اون فاحشه رابطه داری

44:40.958 --> 44:43.666
‫- چه زری داری می‌زنی؟
‫- فکر می‌کنی احمقم؟

44:43.750 --> 44:46.291
‫چهار بار توی پخش‌های
‫زنده تو دیدمش، بیل

44:46.375 --> 44:50.000
‫محافظی که بیرونه شما دو تا رو دیده که
‫امروز بعد از ظهر رفتین توی پارک قدم زدین!

44:50.083 --> 44:53.291
‫تو بودی، روانی!
‫با تو قدم می‌زدم!

44:53.375 --> 44:54.708
‫با یه فاحشه رابطه داری!

44:54.791 --> 44:57.958
‫یه آشغال کثافت که از من نون می‌خوره!

44:58.041 --> 45:02.041
‫رقت‌انگیزه، پس آره، منو ببخش
‫که بالاخره صادقانه دارم بهت میگم...

45:02.125 --> 45:03.875
‫ولی تو یه محصولی!

45:03.958 --> 45:07.125
‫تو یه عروسک نمادین کوفتی هستی...

45:07.208 --> 45:10.083
‫و یادت نره، من صاحب اسم بیلت هستم...

45:10.166 --> 45:11.541
‫پس تو یه مهره هستی

45:11.625 --> 45:14.708
‫و برام مهم نیست با کی می‌خوابی،
‫شاید خیلی احمقانه به نظر میاد...

45:14.791 --> 45:19.208
‫ولی اگه سر معرفی این محصول اذیتم کنی،
‫دمار از روزگارت درمیارم

45:19.291 --> 45:21.458
‫داری عقلتو از دست میدی، عزیزم

45:21.541 --> 45:27.250
‫و اون دخترها، فاحشه‌های
‫لعنتی، همیشه خود تو بودی!

45:27.333 --> 45:30.500
‫و همیشه ازش متنفر بودم! متنفر بودم!

45:31.416 --> 45:33.291
‫از هر دقیقه‌ش!

45:33.375 --> 45:34.375
‫تموم شد؟

45:36.958 --> 45:39.166
‫از اون در میرم بیرون و دیگه برنمی‌گردم

45:39.750 --> 45:40.916
‫خیلی عالی میشه

45:52.875 --> 45:54.750
‫حتما داری از این لذت می‌بری

45:57.500 --> 46:00.041
‫این غیرممکن، مزخرف

46:02.583 --> 46:03.583
‫اصلا بهش دست نزدم

46:04.166 --> 46:06.166
‫خب، بیشتر از مدز دست نزدم. به هر حال...

46:07.833 --> 46:08.833
‫حقیقت همینه

46:10.000 --> 46:12.083
‫به هر حال غیرممکنه. مگه نه؟

46:12.166 --> 46:14.208
‫تو هم برو به جهنم

46:16.791 --> 46:20.250
‫شاید همونطور که گفت یه حرومزاده
‫روانی باشه. شاید چیزی نیست

46:22.583 --> 46:23.833
‫شاید دارم عقلمو از دست میدم

46:25.875 --> 46:27.541
‫دکتر میگه بهش اعتماد نکنم

46:31.708 --> 46:33.625
‫و زوال عقل بد چیزیه

46:35.833 --> 46:38.166
‫یا شاید می‌دونم واقعا
‫چه اتفاقی داره می‌افته

46:41.041 --> 46:42.333
‫با اینکه خیلی عجیب به نظر میاد

46:44.041 --> 46:48.750
‫اگه تمام این مزخرفات احمقانه درست باشه،
‫پس شاید بدونم چطوری جلوشو بگیرم

46:49.875 --> 46:50.875
‫منو به چالش می‌کشی؟

46:54.583 --> 46:55.583
‫اوهوم

46:58.166 --> 46:59.833
‫هر بار پنج بار ازشون بخور

47:01.000 --> 47:02.625
‫روی صندلی خوابت می‌بره

47:06.708 --> 47:08.125
‫هیچی رو حس نمی‌کنی

47:12.500 --> 47:13.625
‫فقط به خواب...

47:17.833 --> 47:18.833
‫برو

47:26.041 --> 47:28.750
‫البته، بهترین محصول تو نیست

47:33.250 --> 47:36.458
‫این خنجر در دو هزار سال قبل
‫از میلاد توی شکم یکی بوده

47:41.333 --> 47:44.375
‫مثل یه جنگجو در مصر باستان از دنیا برو

47:51.666 --> 47:55.083
‫ده ثانیه طول می‌کشه از
‫۷۰ طبقه بیافتی پایین. اصلا وقت نیست

47:56.041 --> 47:59.625
‫و حتی حسش نمی‌کنی.
‫از پس ده ثانیه برمیای

48:01.291 --> 48:02.916
‫یکم باد لای موهات می‌پیچه

48:04.000 --> 48:05.416
‫عجب منظره‌ای میشه

48:26.250 --> 48:27.333
‫زیاد سخت نبود

48:29.875 --> 48:31.125
‫ای بزدل کثافت

48:34.041 --> 48:35.375
‫ای بزدل کثافت

48:38.458 --> 48:40.625
‫در ده ثانیه، همه‌شونو نجات میدی

48:51.958 --> 48:52.958
‫اوه

48:53.500 --> 48:54.500
‫بابا

49:02.416 --> 49:03.541
‫میشه صداشو کم کنی؟

49:12.375 --> 49:13.375
‫ام...

49:14.291 --> 49:15.708
‫اینجا چی کار می‌کنی؟

49:15.791 --> 49:17.791
‫خب، من داشتم، خب....

49:17.875 --> 49:19.958
‫اگه اشکالی نداره فکر کنم باید حرف بزنیم

49:21.333 --> 49:22.333
‫آره، باشه

49:26.333 --> 49:28.291
‫امیدوارم مزاحم نشده باشم

49:28.833 --> 49:32.791
‫نه. نه، به فکر پروژه هستم

49:32.875 --> 49:35.083
‫می‌دونم، هیجان دارم

49:36.166 --> 49:37.375
‫اه...

49:38.125 --> 49:40.541
‫ببین، در باز کردن سر صحبت افتضاحم

49:40.625 --> 49:42.791
‫با رفتن سر اصل مطلب زندگی
‫برای خودم دست و پا کردم، پس...

49:43.916 --> 49:45.041
‫میرم سر اصل مطلب

49:47.375 --> 49:48.416
‫متاسفم

49:50.041 --> 49:52.250
‫تو و برادرها و خواهرهات...

49:52.333 --> 49:56.333
‫همیشه فکر می‌کردم شما
‫یه گله شیر هستین

49:57.166 --> 50:00.458
‫و یه ماده شیر جوان باید
‫کلنجار بره...

50:01.083 --> 50:04.750
‫باید با خواهر و برادرهاش بجنگه
‫قبل از اینکه بتونه بره شکار، درسته؟

50:04.833 --> 50:07.208
‫یاد بگیره چطور از
‫پنجه‌هاش استفاده کنه و...

50:08.166 --> 50:11.000
‫از دندون‌هاش وقدرتش...

50:11.083 --> 50:13.750
‫قبل از اینکه بتونه بره بیرون و
‫بوفالو رو سلاخی کنه

50:16.083 --> 50:17.083
‫من...

50:18.375 --> 50:19.416
‫می‌خوام عذرخواهی کنم

50:20.958 --> 50:23.041
‫برای اینکه شما بچه‌ها رو
‫به جون هم انداختم

50:24.625 --> 50:27.833
‫می‌خواستم شما رو قوی‌تر کنم

50:29.250 --> 50:30.916
‫و من...

50:33.083 --> 50:34.083
‫اشتباه کردم

50:36.333 --> 50:37.333
‫و...

50:40.541 --> 50:41.541
‫کار تو...

50:43.750 --> 50:46.333
‫خب، شاید بیشتر از اونی
‫که بدونی به کارت نیاز داشته باشم

50:49.416 --> 50:50.625
‫قوی نیستم

50:52.041 --> 50:53.041
‫من...

50:55.916 --> 50:57.250
‫شجاع نیستم

50:59.083 --> 51:00.166
‫و کار تو...

51:01.333 --> 51:05.250
‫خب، ممکنه تفاوت بزرگی
‫برای من ایجاد کنه...

51:05.333 --> 51:10.125
‫پس اومدم اینجا با هر چیزی
‫که دارم ازت حمایت کنم

51:11.375 --> 51:12.666
‫شاید حتی مسئله...

51:12.750 --> 51:14.916
‫ببخشید، میشه آهنگ رو قطع کنی؟

51:15.000 --> 51:17.500
‫سعی دارم باهات حرف بزنم

51:18.166 --> 51:20.083
‫خب، نه، ترجیح میدم این کار رو نکنم

51:21.166 --> 51:22.583
‫چون، ببین...

51:23.291 --> 51:24.291
‫یه مشکلی هست

51:24.875 --> 51:26.833
‫چون اگه خاموشش کنم...

51:26.916 --> 51:30.375
‫ببین، بهت نشون میدم، شاید بتونی
‫کمکم کنی درستش کنم

51:34.500 --> 51:35.500
‫می‌بینی؟

51:38.041 --> 51:39.041
‫آخه...

51:40.333 --> 51:42.208
‫آخه خیلی بلنده

51:42.291 --> 51:44.166
‫صدا رو می‌شنوی؟

51:44.791 --> 51:47.375
‫مردم مدام میان و بهم
‫میگن که صدا رو نمی‌شنون

51:49.125 --> 51:50.291
‫آره، دارم می‌شنوم

51:50.375 --> 51:51.375
‫درسته؟

51:53.583 --> 51:57.500
‫و داشتی میگی؟ در مورد کارم؟

51:59.375 --> 52:00.750
‫صدای چیه؟

52:02.333 --> 52:04.791
‫حمایتت برام خیلی ارزش داره

52:05.583 --> 52:06.583
‫و فکر کنم...

52:08.000 --> 52:09.083
‫فکر کنم جواب میده

52:10.500 --> 52:11.791
‫خب، میده

52:13.750 --> 52:14.750
‫جواب میده

52:27.750 --> 52:30.875
‫- تو که نمی‌خوای به کسی بگی!
‫- البته که میرم میگم

52:30.958 --> 52:35.125
‫و برام مهم نیست اگه ازم شکایت کنی
‫یا منو تیکه پاره!

52:35.791 --> 52:36.958
‫شما آشرها...

52:38.250 --> 52:39.250
‫لعنتی

52:40.083 --> 52:41.916
‫واقعا نمی‌خواستی بهش فکر کنی، ولی...

52:43.458 --> 52:45.375
‫همه‌تون یه مشت هیولایین

52:54.208 --> 52:55.375
‫خدایا

52:55.458 --> 52:56.291
‫خدایا

52:56.375 --> 52:57.375
‫خدایا!

52:57.416 --> 52:59.166
‫متاسفم، متاسف، من....

52:59.250 --> 53:01.500
‫می‌خواستم به در بزنم

53:01.583 --> 53:03.958
‫می‌خواستم جلوتو بگیرم

53:04.041 --> 53:08.333
‫ببین، عزیزم، باشه، صبر کن، وایستا.
‫باشه. یکم طاقت بیار

53:12.500 --> 53:13.583
‫باشه

53:35.541 --> 53:37.125
‫اونجا اوضاع مرتبه، خانم آشر؟

53:39.500 --> 53:40.833
‫- برو گم شو!
‫- خوبی؟

53:41.541 --> 53:42.541
‫صداهایی شنیدم

53:43.166 --> 53:44.625
‫فقط خواستم ببینم همه چیز مرتبه یا نه...

53:46.375 --> 53:49.416
‫تا حالا نشنیدی آلت یه زن رو بخورن؟

53:49.500 --> 53:52.375
‫برو گم شو منحرف، وگرنه میگم
‫تو رو با یه آدم سالم دیگه عوض کنن

53:56.708 --> 53:58.250
‫تصادف بود

54:00.833 --> 54:03.708
‫تصادف بود، شنیدی؟

54:04.208 --> 54:06.958
‫گفتی می‌خوای بری به همه بگی، ال

54:09.791 --> 54:11.291
‫منظوری نداشتی، نه؟

54:12.041 --> 54:17.125
‫حرفمو باور داری، باشه؟
‫آره. آره. حرفمو باور داری

54:19.791 --> 54:20.791
‫نه

54:21.333 --> 54:24.458
‫نه، نه، نه. آلی

54:24.541 --> 54:26.958
‫باشه. پسش می‌گیرم. پسش می‌گیرم

54:34.208 --> 54:35.208
‫یادم رفت

54:43.875 --> 54:45.625
‫صدای چه کوفتیه؟

54:47.000 --> 54:48.208
‫و بو رو؟

55:01.916 --> 55:02.916
‫بابا!

55:04.375 --> 55:05.375
‫آره

55:06.666 --> 55:07.666
‫الان یادم اومد

55:21.625 --> 55:22.625
‫تو اینجایی!

55:23.166 --> 55:25.625
‫خب، بارها و بارها بهت زنگ بزدم...

55:26.958 --> 55:28.416
‫با این لحن با من حرف نزن

55:30.208 --> 55:31.458
‫متاسفم، بابا، اون...

55:32.291 --> 55:35.500
‫نمی‌خواد همکاری کنه،
‫ولی می‌بینی که جواب میده

55:39.333 --> 55:40.333
‫تو...

55:42.250 --> 55:43.333
‫تمام بودجه رو می‌گیری

55:44.583 --> 55:47.458
‫بیا از اینجا بریم بیرون
‫و کارهای اداری‌شو شروع کنیم

55:47.541 --> 55:48.541
‫نه

55:49.041 --> 55:51.083
‫نه، نه تا وقتی که عذرخواهی کنه

55:51.166 --> 55:53.875
‫نه تا وقتی که قول بده همکاری کنه

55:53.958 --> 55:55.458
‫خب، خیلی وقته مُرده

55:56.750 --> 55:57.750
‫مگه نه؟

55:59.625 --> 56:01.666
‫بله، همین توضیحش میده، مگه نه؟

56:02.500 --> 56:05.708
‫خب، چرا این صدا رو در میاره

56:06.708 --> 56:07.791
‫داره پمپ می‌کنه...

56:11.875 --> 56:14.000
‫قلب مرده بی‌مصرف

56:17.958 --> 56:21.166
‫بابا، خیلی متاسفم. من...

56:24.208 --> 56:25.958
‫- می‌تونم درستش کنم
‫- نه، نه

56:26.041 --> 56:27.125
‫آره، می‌تونم درستش کنم

56:27.208 --> 56:29.250
‫نه، نه، نه...

56:30.333 --> 56:32.416
‫می‌دونی، ای کاش پریده بودی

56:32.500 --> 56:36.291
‫شاید اون موقع مجبور نبودم
‫این کار رو بکنم

56:38.583 --> 56:39.583
‫با کی شوخی می‌کنم؟

56:40.500 --> 56:41.500
‫البته که می‌کردم

56:42.375 --> 56:43.958
‫چون کار همه چیز منه

56:45.375 --> 56:48.541
‫موفقیت، موفقیت همه چیزه

56:48.625 --> 56:51.875
‫- نه
‫- و اگه بخوایم موفق بشیم...

56:53.250 --> 56:55.708
‫به یه قلب بهتر نیاز داریم

57:02.291 --> 57:03.791
‫نه!

57:08.416 --> 57:10.083
‫اوه

57:11.291 --> 57:12.291
‫بابا؟

57:23.292 --> 57:28.292
<b>«ارائــه‌ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.Top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus

57:28.293 --> 57:33.293
‫« مترجم: Highbury »
