WEBVTT

00:20.620 --> 00:22.330
‫هنوز بررسی نکردیم.

00:22.330 --> 00:24.540
.بچه‌ها دارن تو کوچه بالا میارن

00:24.540 --> 00:27.980
‫بازرسین صحنۀ جرم دارن حاضر میشن،
‫روبروم هم این یارو وایساده...

00:28.410 --> 00:29.410
‫بله قربان.

00:29.830 --> 00:30.830
‫بله قربان.

00:32.370 --> 00:33.370
‫بله قربان.

00:34.370 --> 00:35.370
‫متوجهم.

00:41.870 --> 00:43.660
‫نمی‌دونم آشنای چه خری هستی...

00:44.660 --> 00:46.910
‫هی!
‫برام مهم نیست چه کله‌گنده‌هایی رو می‌شناسی،

00:47.000 --> 00:49.160
‫نمی‌تونی هیچی رو از صحنه جرم برداری.

00:50.750 --> 00:53.660
‫رئیس میگه ۱۰ دقیقه وقت داری
‫و بعدش میایم تو.

00:53.750 --> 00:54.750
‫فقط همین‌قدر.

00:55.870 --> 00:57.580
‫می‌فهمی؟
‫صدام رو می‌شنوی؟

00:58.120 --> 01:00.500
‫- به هیچی هم نباید دست بزنی.
‫- ممنون گروهبان.

01:01.200 --> 01:02.370
‫هی.

01:02.450 --> 01:03.450
‫گروهبان.

01:04.040 --> 01:06.410
‫نمی‌دونم چطوری،
‫اما ظاهراً اجازه ورود داره.

01:08.500 --> 01:09.830
‫به هیچی دست نمی‌زنی!

01:14.960 --> 01:21.960
<b>«ارائــه‌ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.Top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus

01:28.960 --> 01:35.960
‫مترجم: «محمدعلی sm»

03:24.160 --> 03:25.910
‫یکی زنده مونده!

03:27.790 --> 03:29.370
<i>‫به‌‌خاطر آب‌پاش‌ها بود.</i>

03:30.910 --> 03:33.160
‫ببین،
‫مخزن‌های رو پشت‌بوم رو به هم وصل می‌کرده،

03:34.290 --> 03:36.080
.اما توشون آب تازه نگهداری نمی‌شده

03:36.160 --> 03:38.790
‫وقتی آزمایشگاه رو بستیم،
‫یه جور دیگه ازشون استفاده کردیم،

03:38.870 --> 03:43.040
‫مواد مضر رو هم جاساز کردیم
‫تا آژانس حفاظت محیط زیست جریمه‌مون نکنه.

03:43.040 --> 03:46.250
‫می‌خواستیم هروقت برگشتیم
‫و آب‌ها از آسیاب افتاده بود، منهدم‌شون کنیم.

03:46.250 --> 03:47.250
‫اون...

03:47.790 --> 03:50.000
‫یه فراوردۀ جانبی با اسید بالا بود...

03:51.080 --> 03:52.910
‫که فرایند ساختش خیلی قانونی نبود

03:53.000 --> 03:56.250
‫و قطعاً خیلی از مقررات زیست‌محیطی رو
‫ زیر پا می‌ذاشت،

03:56.330 --> 03:58.250
‫اما نمی‌تونستیم...
‫باید نگهش می‌داشتیم.

03:58.330 --> 04:00.830
‫نمی‌تونستیم از شرش خلاص شیم
‫چون اینقدر خورنده بود

04:00.910 --> 04:02.750
‫و نمیشد همش رو نگه داریم.

04:02.830 --> 04:06.120
‫جریمه‌ها و اتهامات هم
...از راه می‌رسیدن و

04:07.080 --> 04:08.080
‫خیلی بد بود...

04:08.750 --> 04:11.370
‫مخزن‌ها هم کم کم داشتن به دردنخور می‌شدن.

04:11.450 --> 04:14.790
‫چون داشت مخزن‌ها
‫و لوله‌ها رو می‌خورد.

04:14.870 --> 04:16.080
‫فقط چندهفته وقت داشتیم

04:16.080 --> 04:18.160
‫و بعدش واقعاً تو دردسر می‌افتادیم.

04:18.250 --> 04:21.120
‫قرار شد وقتی ساختمون داره تخریب میشه
‫دفع‌شون کنیم و...

04:21.200 --> 04:23.330
‫و فراورده‌ها رو موقع تخریب پنهان کنیم.

04:23.330 --> 04:25.870
‫خیلی از موادها
‫ موقع تخریب شده جابجا می‌شدن،

04:25.870 --> 04:27.120
‫و هیچکس نمی‌فهمید.

04:27.660 --> 04:28.540
‫وای رادریک.

04:28.540 --> 04:30.410
‫پسرم این رو می‌فهمید

04:30.500 --> 04:34.980
‫البته اگه یه دقیقه به تجارت خونوادگی توجه می‌کرد،
‫اما نه...

04:36.410 --> 04:41.870
‫رفت و دوستِ دوستِ پسر عموی دوستش رو استخدام کرد

04:41.870 --> 04:43.980
‫تا مخزن‌ها رو به خط اصلی وصل کنه.

04:44.160 --> 04:45.980
‫تستش هم نکردن.

04:47.160 --> 04:48.700
‫حادثۀ وحشتناکی بود.

04:48.700 --> 04:50.370
.البته یه موضوعی هست

04:50.370 --> 04:53.760
‫یه چیزی تو این داستان
‫«حادثۀ وحشتناک و غم‌انگیز» هست

04:53.760 --> 04:55.980
‫که با عقل جور در نمیاد.

04:57.760 --> 04:59.980
‫پس فهمیدی.

05:01.040 --> 05:02.790
‫شروع کن.

05:02.790 --> 05:03.790
‫بگو.

05:04.410 --> 05:05.750
‫خدمه.

05:06.360 --> 05:09.080
‫گفتی خدمه‌ از ساختمون رفتن بیرون.
‫همه‌شون رفتن؟

05:09.080 --> 05:11.770
‫شاید رفتن یه سیگاری بکشن
‫اما سوال اصلی اینجاس.

05:11.790 --> 05:15.160
‫چرا همه‌شون همزمان
‫و درست قبل از حادثه رفتن؟

05:15.160 --> 05:17.500
‫می‌دونستن.
‫خبر داشتن.

05:17.500 --> 05:19.980
‫پس نقشۀ یکی بوده.

05:20.290 --> 05:21.410
‫چندنفر مردن؟

05:21.410 --> 05:23.370
‫۷۸ نفر.
‫فعلاً.

05:23.370 --> 05:27.290
‫ای خدا،
‫قیمت سهام چطوری از این اتهام قسر در رفته.

05:27.290 --> 05:29.870
‫آرتور،
‫قضیه رو با چندتا خبرنگار آشنا در میون بذار.

05:29.870 --> 05:33.660
‫میگیم یه پارتی مخفی
.با میزبانی یه نفر دیگه بوده

05:33.660 --> 05:36.040
‫تو لیست مهمون‌ها چندتا مجرم هست.

05:36.040 --> 05:38.620
‫می‌ندازیم گردن یکی‌شون
‫و نمی‌ذاریم پای پری بیاد وسط.

05:38.620 --> 05:41.700
‫اگه اول کامیل رو در جریان نذاری
‫کفری میشه.

05:41.790 --> 05:43.120
‫نمیشه در جریانش گذاشت.

05:43.200 --> 05:46.580
‫نباید قضیه رو به خانواده ربط بدین.
‫نباید کامیل رو واردش کنیم.

05:48.080 --> 05:49.580
‫پارتی مال یکی دیگه بوده.

05:51.790 --> 05:54.290
‫پری هم تو زمان اشتباه
‫تو مکان اشتباهی بوده.

05:55.200 --> 05:57.580
‫فیلم دوربین‌ها رو داریم.

05:57.660 --> 06:00.660
‫دوربین‌ها کار خودش بوده.
‫افرادم دارن شواهد رو پاک می‌کنن.

06:01.250 --> 06:04.250
‫اگه کسی باشه که یه کلکی تو کارش باشه،
‫می‌فهمم.

06:04.330 --> 06:05.980
‫همه رو بررسی می‌کنم.

06:11.250 --> 06:13.540
‫قربان، قربان،
‫نمیشه که همینطوری برین اونجا!

06:14.250 --> 06:16.290
‫کدوم گوری بودی؟

06:16.370 --> 06:18.410
‫- وای، چیشده؟
‫- یه حادثه اتفاق افتاده.

06:18.500 --> 06:19.830
‫یه حادثۀ وحشتناک.

06:23.410 --> 06:25.250
‫برادرت مُرده.

06:26.000 --> 06:27.910
‫شنیدی چی گفتم؟
‫برادرت مُرده.

06:28.000 --> 06:29.750
‫آره، پری مُرده.
‫فهمیدم.

06:29.830 --> 06:32.790
‫باید به بقیۀ بچه‌ها هم زنگ بزنیم.
‫یکم دیگه خورشید طلوع می‌کنه.

06:32.870 --> 06:36.450
‫یعنی برنامۀ‌های صبگاهی کوفتی شروع میشن.
‫هرلحظه ممکنه خبرش پخش شه.

06:36.540 --> 06:39.080
‫راست میگی،
‫باید همه با هم باشیم.

06:39.160 --> 06:40.160
‫بیارشون.

06:40.950 --> 06:42.660
‫باید حرف بزنیم فردی.

06:43.160 --> 06:47.660
‫چیشده؟ کجا بوده؟
‫چه اتفاقی... داره می‌افته؟

06:47.750 --> 06:50.540
‫باید حرف بزنیم
‫چون وقتی مردم سوال کنن،

06:50.620 --> 06:53.660
‫یه چیزهایی هست
‫که اصلاً نباید بگی.

06:53.750 --> 06:55.080
<i>‫لعنتی،
‫چه فاجعه‌ای.</i>

06:55.870 --> 06:56.870
‫آره.

06:56.950 --> 06:58.660
‫همه‌چی رو بدتر می‌کنه.

06:58.750 --> 07:03.290
‫تحقیقات، پروندۀ‌های قضایی،
‫محاکمۀ‌های کوفتی، اوضاع درهم برهم شده.

07:03.370 --> 07:05.870
‫تو رو خدا کامیل.
‫برادرمون تازه مُرده.

07:05.950 --> 07:07.000
‫برادر ناتنی.

07:07.080 --> 07:08.410
‫آشغال عوضی.

07:08.500 --> 07:10.700
‫هرچی دلت می‌خواد بگو،
‫اما اون یکی از خودمون بود.

07:10.790 --> 07:12.580
‫حقش نبود اینطوری بمیره.

07:13.750 --> 07:15.500
‫گه توش.
‫حق هیشکی نیست.

07:16.750 --> 07:20.000
‫- چطوریه که تو درمورد پارتی خبر نداشتی؟
‫- چی؟

07:20.080 --> 07:22.580
‫خودت رو نزن به اون راه.
‫دونستن یه همچین چیزایی خوراکته،

07:22.660 --> 07:26.160
‫پری یه پارتی مخفی توی
‫ یه ساختمون فورچوناتو برگزار کرده

07:26.250 --> 07:27.700
‫و تو هیچی ازش نمی‌دونی؟

07:27.790 --> 07:29.750
‫نه،
‫خواهرش رو به این سکس‌پارتی‌ها دعوت نمی‌کنه.

07:29.750 --> 07:30.700
‫فقط زن برادرش رو دعوت کرده؟

07:30.750 --> 07:32.660
‫نمی‌دونم چطوری جلوی پخش شدنش رو بگیرم.

07:32.660 --> 07:35.700
‫اگه بیمارستان لو نده
که قطعاً میده،

07:35.790 --> 07:38.790
‫یکی می‌فهمه که
‫مورلا آشر پوستش کنده شده.

07:38.870 --> 07:40.040
‫خب دیگه،
‫بسه.

07:40.120 --> 07:42.910
‫باید با هم باشیم،
‫متحدین واقعی.

07:43.000 --> 07:47.120
‫باید به پیم بگی سرش تو کار خودش باشه
‫و روابط عمومی رو بسپاره به من.

07:47.120 --> 07:51.000
‫پدرت احساس می‌کنه
‫که قضیه رو باید به خارج خونواده ربط بدیم.

07:51.000 --> 07:53.580
‫برعکس.
‫کاملاً برعکس.

07:53.660 --> 07:57.200
‫اشتباه می‌کنه
‫چون پری آشر دیشب به طرز وحشتناکی

07:57.290 --> 07:59.370
‫تو حادثه‌ای که
‫میشد جلوش رو گرفت، مُرده.

07:59.450 --> 08:00.950
‫اینطوری دل بقیه برامون می‌سوزه.

08:00.950 --> 08:03.540
‫به چیزی می‌رسیم
‫که سه ساله نداشتیم.

08:03.620 --> 08:05.580
‫- دلسوزی مردم.
‫- خیلی‌خب.

08:06.830 --> 08:07.750
‫چی تو فکرته؟

08:07.830 --> 08:12.950
‫من...
‫برای شروع میشه ده‌ها مقاله نوشت...

08:13.040 --> 08:16.910
‫«پری آشر، فرزند آمریکا،
‫شاهزادۀ مُردۀ آمریکا.»

08:17.750 --> 08:19.410
‫یه جان اف. کندی جونیور ازش می‌سازیم.

08:19.410 --> 08:22.500
‫می‌تونیم با مجلات جی‌کیو،
‫یواس ویکلی، یواس‌ای تودی تماس بگیریم.

08:22.500 --> 08:25.410
‫عکس‌هاش رو تو راهروهای فروشگاه‌ها بذاریم،

08:25.410 --> 08:28.120
‫بریم سراغ دوستای قدیمیش
‫که کلی خاطرۀ خوب ازش تعریف کنن،

08:28.120 --> 08:32.750
‫مثلا،‌ «یادته اون روز پری
‫دوست دانشگاهش رو برد مرکز بازپروی؟»

08:32.750 --> 08:37.980
‫یا مثلاً‌ «یادته به مدرسۀ‌های روستایی
‫توی هند و آفریقا کمک مالی کرد؟»

08:37.980 --> 08:38.520
‫نه.

08:38.520 --> 08:41.580
‫برای همینه که خیریه داریم،
‫تا بتونیم به هرکی که دل‌مون می‌خواد بچسبونیمش.

08:41.580 --> 08:44.580
به یاد میاریم که همچین کاری کرده،
‫پس کرده.

08:44.580 --> 08:48.200
‫وقتی زنده بود،
.کمک‌هاش به خیریۀ‌ها خیلی شبیه پل نیومن مخفی بود

08:48.200 --> 08:51.980
‫اما حالا که مُرده،
‫می‌تونیم کارهاش رو جار بزنیم.

08:53.000 --> 08:57.790
‫اینطوری وقتی بهمون حمله بشه،
‫چون عزاداریم، انگار به اون حمله شده.

08:57.790 --> 08:58.620
‫دیگه چی؟

08:58.700 --> 09:01.440
‫اینطوری وجهۀ خوبی هم
‫ برای تو و بابا و بچه‌ها داره

09:01.440 --> 09:03.500
‫چون کار خیرشون رو با اسم اون ادامه میدن.

09:03.500 --> 09:04.660
‫راهش رو ادامه میدیم.

09:04.660 --> 09:05.830
‫تو مراسم ازمون عکس می‌گیرن،

09:05.830 --> 09:09.120
‫تا جایی که میگیم،
‫«هی، عکس نگیرین لطفاً.»

09:09.120 --> 09:12.290
‫خانواده آشر هم مثل بقیۀ آدم‌ها
‫ می‌تونن داغ‌دار باشن.

09:12.290 --> 09:14.410
‫عزیزانِ مردم به‌خاطر مصرف مواد می‌میرن،

09:14.410 --> 09:16.620
‫ما هم غم از دست دادن رو می‌فهمیم.

09:16.620 --> 09:21.870
‫باهاتون عزاداری می‌‌کنیم.
‫شما هم باهامون عزاداری می‌‌کنین.

09:21.950 --> 09:25.330
‫اما دلسوزی مردم یه منبع محدوده

09:25.330 --> 09:27.250
‫و نباید بذاریم مردی مثل آرتور پیم

09:27.330 --> 09:29.660
‫یه همچین منبع محدود با ارزشی رو هدر بده.

09:29.660 --> 09:31.770
‫یه هفته وقت داریم،
‫هر ثانیه مهمه.

09:31.790 --> 09:34.830
‫وقتم داره تموم میشه،
‫همین الانش هم خیلی هدر دادم.

09:35.870 --> 09:37.750
‫خیلی‌خب.
‫هرچی تو بگی.

09:37.750 --> 09:40.200
‫شاید بگی چرا مردم از ما بدشون میاد.
‫دلیلش همینه.

09:40.290 --> 09:42.750
‫نه راستش،
‫اگه برات سواله که این خانواده

09:42.830 --> 09:45.370
‫چطور امپراتوری مولتی‌میلیارد دلاریش رو ساخته،
‫دلیلش همینه.

09:45.370 --> 09:48.290
‫چون فرصت‌ها دلشون به حال تو نمی‌سوزه.

09:48.370 --> 09:49.620
‫برای همین ازمون متنفرن.

09:49.700 --> 09:53.980
‫نه به‌خاطر این که ما از فرصت استفاده کردیم،
‫به‌خاطر این که خودشون نکردن.

09:56.450 --> 09:58.080
‫هشت ماه آزگار.

09:58.160 --> 09:59.950
‫همیشه سعی کردم قانونی پیش برم.

10:00.040 --> 10:03.980
‫همیشه می‌گفتی نذارم تو کارمون فضولی کنن...
‫اما آژانس زیر نظرمون داشت.

10:03.980 --> 10:06.700
‫گور بابای آژانس.
‫تخریب یه ساختمون ۸ ماه طول نمی‌کشه،

10:06.790 --> 10:09.290
‫فقط یه چندهزار دلار پول
‫و یه نفر واسه انجام دادن کار لازم داشتی.

10:09.370 --> 10:11.250
‫قرار بود اونجا رو تخریب کنی.

10:11.330 --> 10:12.450
‫اما مجوزها...

10:12.540 --> 10:13.950
‫اگه کاری که گفتم رو می‌کردی،

10:14.040 --> 10:16.540
‫به بچه‌های نیوجرزی می‌گفتی
‫ ساختمون رو تخریب کنن...

10:16.620 --> 10:19.290
‫- میشه یه جا دیگه درمورد این قضیه حرف بزنیم؟
‫- تو کردی.

10:21.080 --> 10:22.200
‫کار تو بود.

10:25.160 --> 10:26.620
‫سلام،
‫سلام عزیزم.

10:26.700 --> 10:28.750
‫- چیشده؟
‫- چیزی نیست.

10:28.830 --> 10:30.910
‫نباید همچین اتفاقی می‌افتاد.

10:35.250 --> 10:36.790
‫چیزی نیست.

10:37.700 --> 10:38.700
‫کجاس؟

10:39.620 --> 10:40.750
‫داره عمل میشه.

10:41.330 --> 10:42.580
‫یه عمل دیگه.

10:42.660 --> 10:44.700
‫چیشده؟
‫چه جور حادثه‌ای بوده؟

10:44.790 --> 10:45.910
‫کجا بوده؟

10:46.000 --> 10:49.700
<i>‫مرگ پراسپرو آشر یه فاجعه‌اس.</i>

10:49.790 --> 10:52.120
<i>‫منظورم این بود که این حادثه</i>

10:52.200 --> 10:55.160
<i>‫ درد و رنجی که خانوادۀ آشر
‫در زمان ریاست‌شون در شرکت‌های فورچوناتو</i>

10:55.250 --> 10:57.330
<i>‫- موجبش بودن رو تسکین نمیده.</i>
‫- یالا. حمله کن بهش.

10:57.410 --> 10:58.450
<i>‫طی چندین سال گذشته...</i>

10:58.540 --> 11:04.080
<i>‫قریب به ۵۰ هزار نفر بر اثر مصرف بیش از حد
‫مسکن‌های فورچوناتو جون خودشون رو از دست دادن.</i>

11:04.160 --> 11:05.540
<i>‫و عدالت باید برقرار بشه.</i>

11:05.620 --> 11:08.330
<i>‫یعنی میگین که مرگ پراسپرو آشر عادلانه‌اس؟</i>

11:08.410 --> 11:10.180
‫- خودشه.
<i>‫- نه، معلومه که نه.</i>

11:10.180 --> 11:11.700
<i>‫- پس این چه مقایسه‌ایه...</i>
‫- بوم.

11:11.790 --> 11:14.830
<i>‫...که بین مصرف‌های بیش از حد تصادفی
‫و حوادث دیشب می‌کنین؟</i>

11:14.910 --> 11:16.700
‫واسه همینه که عاشق فاکسم.

11:16.790 --> 11:18.620
‫یه سبد میوه واسه دادستان بفرستین.

11:18.700 --> 11:21.160
‫چندروز دیگه برامون خرید
‫تا نشون بدیم چقدر حسن نیت داریم.

11:21.250 --> 11:23.660
‫واقعاً می‌خواین یه سبد میوه بفرستین؟
‫نمی‌‌تونم تشخیص بدم.

11:23.750 --> 11:26.080
‫خاک بر سرت توبی،
‫همه می‌دونن که سبد میوه رو

11:26.160 --> 11:28.790
‫واسه کسایی می‌فرستی که ازشون متنفری.
‫پس آره.

11:30.410 --> 11:31.410
‫چه خبر شده؟

11:32.370 --> 11:34.800
‫داستان‌های کمک‌های خیریه پری
‫ جلب توجه کرده.

11:34.800 --> 11:36.700
‫فاکس تشنۀ اطلاعاته،
‫دنبال همه‌چیز هستن.

11:36.700 --> 11:39.620
‫اون چرندیات رو نمیگم،
‫مسائل واقعی رو میگم.

11:39.700 --> 11:40.700
‫چیزی از ویک پیدا نکردین؟

11:40.700 --> 11:44.200
‫تنها چیزی که این خونواده رو نجات میده
‫اینه که این خبرچین رو تو ملأ عام اعدام کنیم.

11:44.200 --> 11:46.580
‫یه چیز جالب درمورد حیوون‌ها فهمیدیم.
‫آزمایش حیوانات.

11:46.660 --> 11:49.870
‫تعداد مرگ و میر حیوون‌ها
‫ طبیعیه.

11:49.950 --> 11:52.290
‫مشکل اصلی تعداد زنده‌هاس.

11:52.370 --> 11:54.830
‫- منظورت چیه؟
‫- تعدادشون منطقی نیست.

11:54.910 --> 11:56.120
‫یه سری‌شون گم شدن.

11:59.870 --> 12:00.700
‫ادامه بده.

12:00.790 --> 12:03.410
‫شمارش زمانی انجام میشه
‫که گزارش بشه یه حیوون

12:03.500 --> 12:04.700
‫موقع آزمایش مُرده،

12:04.790 --> 12:07.790
‫اما وقتی انتظار میره که یه حیوون
‫از یه روش جون سالم به در ببره...

12:07.870 --> 12:10.040
‫...یکی دو روز بعد گم میشه.

12:10.120 --> 12:11.750
‫یه میمون کم میشه،

12:11.830 --> 12:14.370
‫بدون هیچ توضیح و گزارش و ضمیمۀ مرتبطی.

12:15.080 --> 12:17.410
‫تعدادها یهو عوض میشن.

12:17.410 --> 12:18.580
‫نظر اونا چیه؟

12:18.660 --> 12:20.250
‫تقریباً کسی نمی‌دونه.

12:20.330 --> 12:22.750
‫نه،
‫کارمندای آزمایشگاه چه نظری دارن؟

12:22.830 --> 12:25.410
‫چه شایعاتی شده؟
‫موقع استراحت درمورد چی حرف می‌زنن؟

12:25.500 --> 12:27.500
‫شایعه اینه که جابجاشون می‌کنه.

12:27.580 --> 12:29.450
‫یه شامپانزه که می‌میره،

12:29.540 --> 12:32.120
‫یکی دیگه رو میاره،
‫سینه‌اش رو می‌تراشه،

12:32.200 --> 12:35.750
‫یه برش مشابه ایجاد می‌کنه
‫و بعد هم بخیه می‌کنه.

12:35.830 --> 12:38.120
‫و بعد میگه که
‫حیوونه زنده مونده.

12:41.870 --> 12:44.500
‫سخته.
‫چون باید از شر اون یکی خلاص شه.

12:44.580 --> 12:45.790
‫و فناوریش رو جمع‌ کنه.

12:45.870 --> 12:48.620
‫که با وجود دوربین‌ها و کارکنان
‫کار سختیه.

12:48.700 --> 12:53.160
‫شایعات میگن که
‫ بعد چند ساعت اعضای بدن‌شون رو قطع می‌کنه

12:53.250 --> 12:55.580
‫و تیکه تیکه‌شون می‌کنه.

12:55.660 --> 12:59.580
‫به شوخی میگن که
‫کف کیف چرمیش رو با کیسه‌های پلاستیکی می‌پوشونه

12:59.580 --> 13:01.660
‫و اعضای بدن حیوون‌ها رو
‫ می‌ندازه توی کوره.

13:01.660 --> 13:03.410
‫وای.

13:04.620 --> 13:05.910
‫اوم،
‫خیلی‌خب.

13:06.660 --> 13:07.660
‫خیلی‌خب...

13:09.080 --> 13:11.080
‫روابطت با مجلۀ «رو» چقدر قویه؟

13:11.160 --> 13:13.080
‫معمولیه.
‫نه قوی، نه ضعیف.

13:13.160 --> 13:14.600
‫نوار فیلمش رو برام بیار.

13:16.290 --> 13:17.160
‫کامیل؟

13:17.250 --> 13:18.250
‫هوم؟

13:19.080 --> 13:20.250
‫تسلیت میگیم.

13:22.080 --> 13:23.980
‫بابت غم از دست رفته‌تون.

13:31.660 --> 13:34.580
<i>‫تعادل وجود داره.
‫یه تعادل ناگوار.</i>

13:34.660 --> 13:38.330
<i>‫اما بالاخره تعادله
‫و فکر نکنم بتونیم از پسش بربیایم...</i>

13:41.830 --> 13:43.450
‫ای خدا،
‫بیا تو ببینم.

13:43.540 --> 13:45.910
‫شرمنده.
‫حالت چطوره؟ خوبی؟

13:46.000 --> 13:47.870
‫آره بابا،
‫فقط یکم لپام گل انداخته.

13:47.950 --> 13:48.950
‫خیلی‌خب،
‫بریم.

13:51.540 --> 13:54.790
‫می‌خوام دوباره برنامه‌ام رو عوض کنم.
‫از شهر خارجت کنم.

13:54.870 --> 13:58.660
‫- عزیزم، من فقط خواستم غذا بخوریم.
‫- نه، جدی میگم.

13:59.750 --> 14:00.910
‫کنارتم.

14:02.410 --> 14:04.790
‫یه دوتا مریض دیگه دارم
‫و بعدش وقتم آزاده.

14:05.200 --> 14:06.750
‫- خیلی‌خب.
‫- باید حواس‌مون جمع باشه.

14:06.750 --> 14:07.750
‫خب؟

14:08.790 --> 14:13.290
‫همینجا بمون، چاییت رو بخور.
‫بیست دقیقه دیگه میام. نهایتاً سی‌ دقیقه. نری‌ها.

14:48.200 --> 14:49.450
‫وای!

14:49.540 --> 14:52.000
‫واقعاً...
‫معذرت می‌خوام.

14:53.330 --> 14:55.160
‫باید حواسم باشه کجا دارم میرم.

14:55.250 --> 14:57.000
‫- جدی؟
‫- اصلاً گیج شدم.

14:57.080 --> 14:59.000
‫قرار بود این رو بدم به پذیرش،

14:59.080 --> 15:01.160
‫اما رفته
‫و کسی هم پیدا نمی‌کنم.

15:01.250 --> 15:03.950
‫ببین،
.می‌تونی بذاریش رو میز پذیرش

15:04.040 --> 15:06.120
‫آره،
‫اما همۀ اطلاعاتم توشه.

15:06.790 --> 15:09.410
‫برام مهم نیست
‫کسی از مشکلات قلبیم خبردار بشه

15:09.500 --> 15:13.750
‫اما بدم میاد شماره تأمین اجتماعیم رو ببینن.

15:13.830 --> 15:15.660
‫زندگی تو همچین دنیایی مزخرف نیست؟

15:15.750 --> 15:17.580
‫اگه مشکلات قلبی داری،

15:18.500 --> 15:23.410
‫واقعاً جای درستی اومدی چون دکتر روئیز...
‫کارش واقعاً حرف نداره.

15:23.500 --> 15:25.830
‫می‌خوای ببرمت دفترش؟

15:25.910 --> 15:28.160
‫که حتماً زود مدارکت رو بررسی می‌کنه.

15:28.250 --> 15:30.790
‫اینطوری که واقعاً عالی میشه.
‫ممنونم.

15:30.870 --> 15:33.000
‫خب پس...
‫حالت خوبه؟

15:33.830 --> 15:38.450
‫آره، فقط... ضربان قلبم نامنظمه،
‫زود خسته میشم.

15:38.540 --> 15:40.080
‫خب...
‫من می‌تونم ببرمش.

15:40.700 --> 15:41.700
‫تو بشین.

15:43.580 --> 15:45.160
‫شما اینجا کار می‌کنین؟

15:45.830 --> 15:47.500
‫بله، بله
‫ با دکتر روئیز کار می‌کنم.

15:49.580 --> 15:50.580
‫اوه.

15:54.120 --> 15:55.120
‫چقدر عالی.

15:58.040 --> 15:59.040
‫بشین.

16:09.100 --> 16:10.440
‫[نارسایی قلب متسع]

16:15.730 --> 16:17.650
‫[پملا کلم]

16:21.980 --> 16:23.540
‫[تغییرات ناشی از ایسکمی قلبی]

16:23.540 --> 16:29.250
‫وای...
‫تو بی‌نظیری، می‌دونستی؟

16:29.330 --> 16:32.290
‫لئو.
‫لئو.

16:33.750 --> 16:35.080
‫هی.

16:35.160 --> 16:36.410
‫هی!

16:39.120 --> 16:41.700
‫- اینجا چی‌کار می‌کنین؟
‫- یه ساعت پیش بهت پیام دادم.

16:43.290 --> 16:44.290
‫جداً؟

16:44.700 --> 16:48.080
‫- به گمونم گل‌ها داره اثر می‌کنه.
‫- باید آماده‌ات کنم. اول تو شروع می‌کنی.

16:48.160 --> 16:50.950
‫فردا با جی‌کیو،
‫یو‌اس‌ای تودی و پی‌سی‌ گیمر مصاحبه داری.

16:51.040 --> 16:52.500
‫برای همین باید از قبل آماده شیم.

16:52.500 --> 16:55.290
‫بعدش هم،
‫پری مُرده. خونواده به گا رفته،

16:55.370 --> 16:58.700
‫خط مقدم روابط عمومی منی،
‫اون‌وقت تو گل زدی؟

17:01.980 --> 17:03.980
‫تو هم می‌خوای؟

17:04.410 --> 17:05.750
‫آره خب،
‫معلومه که می‌خوام.

17:08.000 --> 17:09.450
‫آروم باش رفیق.

17:10.200 --> 17:13.330
‫حالم خیلی بد بود،
‫الان تازه رسیدم به حالت معمولی.

17:13.410 --> 17:15.120
‫می‌دونم دارم چی‌کار می‌کنم.

17:16.290 --> 17:17.450
‫یه لیوان دیگه بریزم کامیل؟

17:18.620 --> 17:19.620
‫آره.

17:20.620 --> 17:21.620
‫به گمونم.

17:24.450 --> 17:25.450
‫همم.

17:26.410 --> 17:28.120
‫ازش خوش میاد.
‫به‌نظرم عالیه.

17:28.200 --> 17:30.870
‫به‌نظر باید بیاریش تو خونواده

17:30.950 --> 17:34.370
‫و به خونواده معرفیش کنی
‫چون دوست‌پسر خوبیه.

17:34.450 --> 17:36.910
‫لطفاً درمورد روابط بهم مشاوره بده.

17:38.000 --> 17:39.620
‫یا به دستیارت بگو این کار رو بکنه.

17:39.700 --> 17:42.520
‫می‌دونستی که تمی و فرادریک
‫ما رو «حرومزاده‌ها» صدا می‌کنن؟

17:42.520 --> 17:43.700
‫من و تو و پری؟

17:43.790 --> 17:45.830
‫- و ویک.
‫- آره، کیر تو ویک.

17:45.910 --> 17:47.910
‫چرا اینقدر از ویک بدت میاد؟

17:48.000 --> 17:49.330
‫جداً میگن.

17:49.410 --> 17:51.040
‫بهمون میگن «حرومزاده‌ها».

17:51.750 --> 17:53.540
‫تو چندسالگی با پیرمرده آشنا شدی؟

17:53.620 --> 17:54.450
‫هجده.

17:54.540 --> 17:57.040
‫درسته.
‫من ۲۰ سالم بود.

17:57.700 --> 17:59.750
‫وای، مرسی.
‫عاشقتم.

17:59.830 --> 18:02.950
‫لئو هم عاشقته.
‫میگه می‌خواین نامزد کنین.

18:03.040 --> 18:06.950
‫جدی میگه؟
‫یا کار گل و حشیش و آمفتامین

18:07.040 --> 18:09.410
‫و شراب و کوکایین و قرصه؟

18:09.500 --> 18:10.500
‫هجده سالم بود.

18:11.660 --> 18:13.450
‫همین حالا این رو گفتم.
‫آره؟

18:13.540 --> 18:16.120
‫وقتی پیداش شد خیلی کوچیک بود.
‫پری رو میگم.

18:16.200 --> 18:17.870
‫وقتی ۱۶ سالش بود فهمید.

18:18.580 --> 18:20.330
‫از فرش تا عرش.

18:20.410 --> 18:21.910
‫فقط یه بچه نوجوون بود.

18:23.790 --> 18:25.410
‫تعجبی نداره به‌گا رفت.

18:25.500 --> 18:29.080
‫اگه کم کم بهش فکر کنی که این چیزا واقعی بوده
‫انگار تو یه دره عمیق پرت میشی.

18:29.620 --> 18:32.120
‫از طرف خودت حرف بزن.
‫من که اصلاً درگیر نشدم.

18:32.200 --> 18:34.080
‫- کسشره.
‫- چی کسشره؟

18:34.910 --> 18:37.750
‫من بازی می‌سازم.

18:37.830 --> 18:41.910
‫من جزو...
‫این کثافت‌کاری‌های دارویی آشر نیستم.

18:42.000 --> 18:43.790
‫من بازی می‌سازم،
‫مگه نه؟

18:44.580 --> 18:46.450
‫تو بازی نمی‌سازی.

18:46.540 --> 18:49.660
‫تو به کسایی که بازی می‌سازن پول میدی.

18:49.750 --> 18:51.040
‫عن هم بارت نیست.

18:51.120 --> 18:54.950
‫مثلا فرادریک گروه کاور زن رادریک آشره

18:55.040 --> 18:57.620
‫آهنگ‌های معروف می‌خونه
‫اما همش فالشه،

18:57.700 --> 19:02.200
‫تمی هم که عملاً مثل شرکت گوپه
‫که فقط برچسب گندۀ یه حشرۀ طلایی روش زده.

19:02.290 --> 19:06.500
‫حتی صورت خودش هم رو محصولاتش نیست،
‫صورت بیل‌تیه، همون دلقک بدنساز،

19:06.580 --> 19:09.620
‫و محصول مش قلب ویک
‫حتی مال خودش هم نیست،

19:09.700 --> 19:12.660
مال اون جراحه‌اس
‫و برای همین باهاش می‌خوابه،

19:12.750 --> 19:17.160
‫و تو هم مثل گتسبی اکس‌باکس می‌مونی.

19:17.250 --> 19:21.000
‫- وای.
‫- من هم فقط دور خودم می‌چرخم.

19:22.120 --> 19:24.950
‫بابا من رو گذاشت تو یه اتاق پر از دود و آینه،

19:25.040 --> 19:26.540
‫من هم مثل یه پنکه سقفی می‌مونم

19:26.620 --> 19:29.580
‫و فقط دور خودم می‌چرخم و می‌چرخم
‫و هیچ‌جایی نمیرم.

19:31.160 --> 19:33.200
‫خونواده آشر چیزی نمی‌سازه.

19:33.200 --> 19:34.900
‫هیچ‌کدوم‌مون.

19:38.950 --> 19:41.410
‫خب،
‫من هنوز درگیر گتسبی اکس‌باکسم.

19:41.500 --> 19:42.790
‫- ای کیر توش...
‫- نه.

19:43.410 --> 19:45.410
‫- گربه داری؟
‫- مال منه.

19:45.500 --> 19:48.660
‫هی پلوتو. بابا لئو رو تنها بذار.
‫داره عزاداری می‌کنه.

19:50.160 --> 19:51.910
‫نزدیکان داغ‌دارمون هم اومدن.

19:52.000 --> 19:53.410
‫مهمون.

19:53.500 --> 19:54.910
‫آره،
‫یه پارتی کوچولو بگیریم.

19:55.000 --> 19:57.500
‫ذهنم رو از این مسائل دور کنم.
‫اگه پری بود هم راضی بود.

19:57.500 --> 19:59.040
‫خب،
‫این هم یه نشونه که باید برم.

19:59.120 --> 20:02.370
‫فردا صبح باید...

20:05.250 --> 20:06.540
‫باید بترکونی.

20:07.450 --> 20:12.080
‫تو اولین شلیک منی.
‫بوم، این هم از مراحل آماده‌سازیت.

20:12.080 --> 20:13.870
‫هی،
‫می‌خوای بمونی؟

20:13.950 --> 20:18.080
‫پارتی بزرگی نیست، فقط یه چندتا دوستامن،
‫یه چندتا طراح درجه یکن.

20:18.160 --> 20:20.450
‫اینقدر می‌کشم تا از حال برم.

20:20.540 --> 20:23.700
‫وای، نمی‌دونم کیه که دلش نخواد اینجا باشه،

20:23.790 --> 20:26.580
‫اما نه،
‫می‌ذارم تنهایی از هوش بری

20:26.660 --> 20:29.160
‫و عزاداری کنی.

20:29.250 --> 20:30.370
‫لطفاً مراقب باش.

20:30.450 --> 20:33.830
‫فردا بعد از ظهر...
‫کارکنای مجله‌ها رو می‌فرستم.

20:33.910 --> 20:36.830
‫- هی، مراقبت که کار خودمه.
‫- سلام بچه‌ها، چطورین؟

20:36.910 --> 20:39.040
<i>‫ایول.
‫خیلی وقت بوده هم رو ندیده بودیم.</i>

20:39.120 --> 20:39.950
<i>‫سلام!</i>

20:40.040 --> 20:42.410
<i>‫- خیلی‌وقت بود، مگه نه؟
‫- آره.</i>

20:42.500 --> 20:45.080
‫- می‌خوای بذاریش تو یخچال؟
‫- خودم می‌ذارم.

20:45.160 --> 20:46.830
‫به همین زودی لازمم شد.

20:46.910 --> 20:48.370
‫- سلام لئو.
‫- سلام...

20:48.450 --> 20:50.160
‫- یکم مانتی آوردم.
‫- وای!

20:50.250 --> 20:51.790
‫دلت می‌خواد؟

20:53.120 --> 20:55.950
<i>‫مرگ برای بچه‌هام یه چیز جدید بود.</i>

20:56.040 --> 20:58.040
<i>‫به طور جدی باهاش رو در رو نشده بودن.</i>

20:59.080 --> 21:03.450
‫اما مثل بقیۀ مسائل،
‫خونوادۀ آشر سازگار میشه.

21:03.540 --> 21:06.200
‫یه چیزی رو سعی کردم بهشون یاد بدم،
‫هنر چرخش.

21:07.500 --> 21:09.040
‫وقتی زندگی بهت لیمو میده...

21:09.120 --> 21:11.640
‫باهاش لیموناد درست می‌کنن؟

21:15.000 --> 21:16.000
‫نه.

21:23.080 --> 21:25.200
‫اول یه کمپین چندرسانه‌ای راه می‌ندازی

21:25.290 --> 21:28.290
‫تا مردم رو قانع کنی
‫که لیموها شدیداً کمیاب شدن،

21:28.370 --> 21:33.980
‫که فقط وقتی جواب میده که لیمو انبار کنی،
‫عرضه‌اش رو کنترل کنی و بعد... یه هجمۀ رسانه‌ای راه بندازی.

21:34.410 --> 21:38.560
‫لیمو تنها راه برای گفتن «دوستت دارم» میشه.
‫چیزی که برای مراسم‌های نامزدی

21:38.560 --> 21:40.410
‫یا سالگرد مد میشه.

21:40.410 --> 21:43.290
‫گل‌های رز جاشون رو به لیمو میدن.

21:43.370 --> 21:46.830
‫توی بیلبوردها می‌نویسن
‫تا وقتی که لیمو ندارین، سکس نکنین.

21:46.910 --> 21:48.870
‫روش زیورآلات د بیرز رو می‌زنی.

21:48.870 --> 21:52.620
‫دستبندهای لیمویی محدود،
‫الماس‌های زرد به اسم قطره‌های لیمو.

21:52.700 --> 21:55.830
‫به اپل میگی که
‫ اسم سیستم عامل جدیدش رو بذاره لیمو-او اِس.

21:55.910 --> 21:57.830
‫او رو هم با لهجه میگی.

21:57.910 --> 22:02.830
‫قیمت لیموهای ارگانیک رو ۴۰ درصد
‫و قیمت لیموهای بدون لک و پک رو ۵۰ درصد زیاد می‌کنی.

22:02.830 --> 22:04.950
‫کنگره رو پر از لابی گر‌های لیمو می‌کنی،

22:05.040 --> 22:08.200
‫به یکی از کارداشیان‌ها میگی تو یه فیلم سکس لو رفته،
‫یه قاچ لیمو رو بلیسه.

22:09.950 --> 22:12.750
‫تیموتی شالامی تو جشنواره کن
‫کفش لیمویی می‌پوشه.

22:14.450 --> 22:15.830
‫یه کمیپن هشتگ راه می‌ندازی.

22:15.830 --> 22:20.120
‫دیگه از کلمات «باحال» و «خفن» و «عالی» استفاده نمی‌‌کنیم.
‫میگیم «لیمویی».

22:21.330 --> 22:22.580
‫«فیلمه رو دیدی؟»

22:22.660 --> 22:25.370
‫«اون کنسرته رو رفتی؟
‫چقدر لیمویی بود لامصب.»

22:26.830 --> 22:30.660
‫بیلی آیلیش میگه،
‫«وای خدا... هشتگ لیمو.»

22:32.080 --> 22:34.750
‫به دکتر آز میگی که توصیه کنه
‫مردم روزی ۴ تا لیمو بخورن

22:34.830 --> 22:37.750
‫و برای دفع سموم بدن
‫شیاف مکمل لیمویی بزنن،

22:37.830 --> 22:41.330
‫چون هیچی از سم ترسناک‌تر نیست.

22:41.410 --> 22:43.980
‫بعدش حق انحصار بذرهای لیمو رو مال خودت می‌کنی.

22:45.620 --> 22:47.250
‫بعدش ژن لیموها رو عوض می‌کنی

22:47.330 --> 22:50.290
‫که لیموها رو شبیه سینه‌ زن‌ها بکنه...

22:50.370 --> 22:53.750
‫و برای توالی دی‌ان‌ای لیموهای سینه‌ای هم
‫ حق اختراعت رو ثبت می‌کنی،

22:53.750 --> 22:55.950
‫گرده‌افشانی می‌کنی...

22:56.040 --> 22:58.580
بذرها رو ول می‌کنی توی طبیعت،

22:58.660 --> 23:01.370
‫و بعد از کشاورزها به علت نقض حق مالکیتت
‫ شکایت می‌کنی

23:01.450 --> 23:04.290
‫چون اون ژن خاص لیمو
‫تو زمین‌شون پیدا شده.

23:04.290 --> 23:08.040
‫می‌شینی سر جات،
‫میلیون‌ها دلار پول پارو می‌‌کنی و وقتی کارت تموم شد،

23:08.750 --> 23:11.500
‫و امپراتوری لیموت رو چندین میلیارد دلار فروختی،

23:11.580 --> 23:14.580
‫و فقط بعد از اون،
‫لیموناد درست می‌کنی.

23:30.700 --> 23:33.910
‫مخدرهای جالبی تو بدن پری پیدا کردیم.

23:33.910 --> 23:39.200
‫درواقع، توی گزارش کالبدشکافی سم‌شناسیش
‫ اومده که توی بدنش مانتی بوده.

23:39.200 --> 23:41.450
‫از اون که دیگه لیموناد درست نکردی؟

23:42.120 --> 23:43.330
‫مانتی دیگه چه کسشریه؟

23:43.410 --> 23:47.700
‫موادفروش‌های خیابونی اون رو از لیگودون ساختن.
‫داروی خودت.

23:48.410 --> 23:49.660
‫توی بدنش.

23:49.750 --> 23:50.580
‫وقتی که مُرده.

23:50.660 --> 23:52.160
‫خب من هم همین رو میگم.

23:53.290 --> 23:54.620
‫همیشه این اتفاق می‌افته.

23:55.450 --> 23:59.440
‫شیمی‌دان‌های تازه‌کار
‫از یه داروی مورد تایید سازمان غذا و دارو آزمایش می‌گیرن.

23:59.440 --> 24:00.520
‫تغییرش میدن.

24:00.520 --> 24:01.450
‫از این موردها زیاد بوده.

24:01.450 --> 24:03.250
‫اشک فرشته.
‫داون‌ست. حالا هم...

24:05.000 --> 24:07.200
‫همین مانتی دیگه؟

24:07.290 --> 24:09.910
‫این اطلاعات
‫ از گزارش اصلی پزشکی قانونی پاک شده.

24:10.000 --> 24:12.950
‫که بیشتر از یه هفته از دادنش خودداری می‌کردین.

24:13.040 --> 24:15.500
‫تو هم خبر نداشتی،
‫آره؟

24:15.580 --> 24:19.540
‫وکیلم آرتور پم،
‫آدم محافظه‌کاریه.

24:19.620 --> 24:22.040
‫کارش هم حرف نداره.
‫خودت می‌دونی.

24:22.580 --> 24:24.200
‫پرونده‌ات رو خراب کرده،
‫پس...

24:29.370 --> 24:30.370
‫چیشده؟

24:51.000 --> 24:52.000
‫ببخشید...

25:04.290 --> 25:06.250
‫فکر کنم یه لیوان دیگه لازم دارم.

25:06.250 --> 25:07.580
‫نظر تو چیه آگی؟

25:07.660 --> 25:08.540
‫نه مرسی.

25:08.620 --> 25:10.750
‫خب،
‫اگه بخوام درمورد لیگودون صادق باشم،

25:10.830 --> 25:15.410
‫یه روزهایی بود که آرزو می‌کردم
‫هیچوقت اون قرص کوچیک رو نمی‌ساختم.

25:16.250 --> 25:17.790
‫یکم ساده‌لوح بودم.

25:17.790 --> 25:20.790
‫راستش...
‫وقتی جوون باشی دست خودت نیست...

25:22.500 --> 25:24.370
‫زیاد فکر می‌‌کنی.

25:24.950 --> 25:28.750
‫مثلاً فکر می‌کنی که شیمی‌دانه
‫درمورد خواص اعتیاد‌ آورش دروغ نمیگه.

25:28.750 --> 25:32.700
‫فکر می‌کنی که شرکتت همیشه اخلاق رو رعایت می‌کنه
‫و فکر می‌‌کنی...

25:45.040 --> 25:46.290
‫مال من نبود.

25:47.080 --> 25:48.540
‫لیگودون رو میگم.

25:48.620 --> 25:51.370
‫این چرت و پرتا رو به من نسبت میدی
‫ که چی بشه؟

25:51.450 --> 25:52.870
‫که لیگودون پسرم رو کشته؟

25:52.950 --> 25:56.450
‫من اون دارو رو نساختم.
‫طراحیش نکردم. لیگودون...

25:56.540 --> 25:58.540
‫رادریک، خودت گفتی پری رو کشتی،
‫نه من.

25:58.620 --> 26:01.870
‫با... با اون دارو نه.
‫لعنتی، گوش نمی‌کنی.

26:01.950 --> 26:02.950
‫اینطوری که...

26:26.160 --> 26:29.120
‫راستش لیگودون...
‫برای خیلی از مردم...

26:30.580 --> 26:31.580
‫اهمیت زیادی داره.

26:32.500 --> 26:34.910
‫من هم به اندازۀ بقیه
‫قربانی اونم.

26:35.950 --> 26:36.950
‫من یه دلالم.

26:37.580 --> 26:38.910
‫اما داروی من نیست.

26:40.370 --> 26:41.450
‫هیچوقت نبوده.

26:42.600 --> 26:45.130
‫- این داروی منه.
‫- وایسا! نمیشه سرت رو بندازی پایین و...

26:45.130 --> 26:48.620
‫نه، شیمی‌دانه رو من پیدا کردم،
‫اومدم اینجا و تو هم ردش کردی.

26:48.620 --> 26:51.790
‫حالا این کسشر چیه که گفته
‫فورچوناتو لاندور فارما رو می‌خره؟

26:51.870 --> 26:53.330
‫هولم داد.

26:53.410 --> 26:54.410
‫اشکالی نداره.

26:59.910 --> 27:01.160
‫خیلی‌خب،
‫هرجور راحتی.

27:06.540 --> 27:08.620
‫بهش فکر کردم.
‫حق با تو بود.

27:09.450 --> 27:12.000
‫لیگودون یه معدن طلاس.

27:12.080 --> 27:13.450
‫ببین،
‫این نمایش مال من بود.

27:13.540 --> 27:16.200
‫ببخشید، با لاندور فارما
‫قرارداد انحصاری داری؟

27:16.290 --> 27:17.200
‫- نه، ولی...
‫- نه؟

27:17.290 --> 27:19.200
‫من و متزر یه قرارداد تنظیم کردیم.

27:19.290 --> 27:22.540
‫آره خب،
‫اون توی لاندور لیگودون رو ساخته.

27:22.620 --> 27:26.410
‫مال اوناس. متزر هیچی نداره.
‫اجازه نداشته همچین قراردادی ببنده.

27:26.500 --> 27:27.580
‫توی قراردادشه.

27:27.660 --> 27:30.290
‫وقتی که کارمند اون‌هاس
‫هرگونۀ دارایی فکری‌ای که داشته باشه...

27:30.290 --> 27:31.120
‫نه، نه.

27:31.200 --> 27:33.410
‫...که از امکانات لاندور بهره برده باشه
‫انحصاری باقی می‌مونه...

27:33.410 --> 27:35.910
‫نه، بهم گفت که خودش ساخته،
‫مالکش خودشه. مال اونه.

27:36.000 --> 27:39.160
‫خب به گمونم برای همینه که شیمی‌دانه
‫و وکیل نیست، نه؟

27:39.870 --> 27:41.200
‫همش مال لاندوره.

27:41.290 --> 27:43.790
‫که خب من هم لاندور رو خریدم
‫و یعنی مال منه.

27:43.870 --> 27:45.660
‫حتی متزر هم مال منه.

27:45.750 --> 27:46.790
‫تموم شد.

27:46.870 --> 27:49.250
‫و نه راد،
‫نیومدم پیش تو که...

27:50.250 --> 27:52.700
‫خب تو اصلاً تو این ماجرا چی‌کاره‌ای؟

27:52.790 --> 27:55.370
‫بنظرت چی میشد؟
‫کنجکاو شدم بدونم.

27:55.450 --> 28:00.290
‫فکر می‌کردی میای اینجا،
‫یکم حرف می‌زنیم و بعدش چی‌ میشد؟

28:01.040 --> 28:02.250
‫شریکِ هم می‌شدیم؟

28:02.330 --> 28:04.660
‫از اتاق نامه‌ها
‫به اتاق هیئت‌مدیره منتقل میشی؟

28:04.750 --> 28:07.700
‫بعدش هم من برمی‌گشتم و می‌گفتم،
‫«هی راد، کار بعدی‌مون چی باشه؟»

28:09.120 --> 28:11.540
‫بیخیال بابا.
‫تو باهوش‌تر از این حرفایی.

28:12.450 --> 28:15.620
‫نمی‌تونستی کاری که من کردم رو بکنی.
‫نمی‌تونستی لاندور رو بخری.

28:15.700 --> 28:17.790
‫نمی‌تونستی متزر رو خونه‌نشین کنی.

28:17.870 --> 28:19.750
‫نمی‌تونی لیگودون رو خونه‌نشین کنی.

28:19.830 --> 28:25.450
‫هیچ‌کاری نمی‌تونی بکنی.
‫چون هیچ اعتباری نداری.

28:28.500 --> 28:30.410
‫هنوز.
‫که البته تقصیر تو نیست.

28:30.500 --> 28:32.040
‫کلش ایدۀ من بود.

28:32.120 --> 28:34.910
‫نه،‌ نه.
‫ایده هیچی نیست.

28:35.000 --> 28:37.660
‫وقتی مغز می‌گوزه
‫بهش میگن ایده.

28:39.410 --> 28:42.870
‫اما اگه یه ایده رو ثبت اختراع کنی،
‫میشه یه دارایی.

28:43.450 --> 28:44.450
‫فهمیدی؟

28:46.250 --> 28:47.250
‫ببین.

28:48.870 --> 28:51.660
‫این یه چیزیه که تو داری،‌
‫خب؟

28:51.750 --> 28:54.330
‫چیز کوچیکی به‌نظر میاد
‫اما اینطور نیست.

28:54.410 --> 28:58.000
‫فعلاً قدردانتم.

28:58.700 --> 29:00.910
‫و این می‌تونه یه دارایی باشه.

29:01.000 --> 29:04.370
‫اصلاً می‌تونه ارزشی داشته باشه.

29:04.450 --> 29:06.700
‫چون دارم برات یه چک می‌نویسم.

29:06.790 --> 29:12.200
‫به ارزش ۵۰۰ دلار.

29:12.290 --> 29:16.410
‫مجبور نیستم همچین کاری کنم،
‫من به ایده‌پرداز‌ها که پول نمیدم.

29:16.500 --> 29:18.370
‫واسه گوز بقیه پول نمیدم.

29:18.450 --> 29:20.790
‫اما تو آدم باهوشی هستی،
‫این پول رو قبول می‌کنی،

29:20.870 --> 29:23.080
‫واسه زنت یه چیز قشنگ می‌خری.

29:26.000 --> 29:27.000
‫پول واسه هیچی.

29:27.660 --> 29:29.700
‫پول واسه کلمات.

29:29.790 --> 29:31.290
‫پول واسه باد شکم.

29:31.370 --> 29:35.290
‫اومدی اینجا،
‫مغزت گوزید و شد ۵۰۰ دلار.

29:35.370 --> 29:39.750
‫حالا هم اگه آدم باهوشی باشی
‫می‌فهمی ‌قدردانی من چقدر می‌ارزه.

29:41.540 --> 29:44.250
‫با خودت میگی،
‫«طرف از ایده‌هام خوشش اومده.»

29:45.120 --> 29:48.860
‫یه مدیر خوب، ‫کسایی که ایدۀ‌های خوبی رو
.دارن رو دور خودش نگه می‌داره

29:50.830 --> 29:53.800
‫این قدردانی یکم از چیزی که فکر می‌کردی
‫بیشتر می‌ارزید، نه؟

29:53.800 --> 29:57.200
‫و حالا با خودت میگی،
‫«به اندازه‌ای قدردان هست که بخواد بهم ترفیع بده؟»

29:57.290 --> 29:59.870
‫و جوابش هست،
‫«آره.»

30:00.500 --> 30:02.750
‫چون این پسره که ایدۀ‌های خوبی داره،

30:03.660 --> 30:07.580
‫دلم می‌خواد بین من و اون یارو و افکارش
‫یه آسانسور کوتاه‌تری باشه.

30:08.540 --> 30:12.120
‫بهتره تو طبقۀ چهارم باشه تا تو زیرزمین،
‫شاید هم طبقۀ دهم.

30:12.200 --> 30:14.450
‫برای رسیدن به اون ایده‌های خوب
‫مسیر کوتاه‌تریه.

30:14.540 --> 30:17.700
‫اصلاً شاید در آینده،
‫بخوام این بالا باشه.

30:18.870 --> 30:20.000
‫تو آخر راهرو.

30:20.080 --> 30:23.410
‫اصلاً سگ خورد،
‫شاید بخوام کنارم باشه.

30:24.620 --> 30:28.080
‫می‌گیری که چی میگم؟
‫متوجهی رادریک؟

30:31.160 --> 30:32.160
‫می‌فهمم.

30:32.200 --> 30:34.950
‫خوبه، پس اگه حواست به رفتار تخمیت باشه،

30:35.040 --> 30:37.080
‫دهنت رو ببندی
‫و یه دقیقه گوش کنی،

30:37.160 --> 30:40.300
‫متوجه میشی که اینجا یه فرصتی برات هست.

30:40.300 --> 30:43.040
‫فرصتی که تو رو به‌ جایی که می‌خوای بری
‫ نزدیک‌تر می‌کنه.

30:44.660 --> 30:47.750
‫شاید هم دلت بخواد بیشتر سرم داد بزنی
‫جات تو خیابون باشه؟

30:54.370 --> 30:55.370
‫آفرین.

30:56.370 --> 30:58.080
‫می‌دونستم پسر باهوشی هستی.

31:02.450 --> 31:06.250
‫خب، بیا فعلاً درمورد آینده‌ات
‫توی فورچوناتو حرف بزنیم.

31:09.580 --> 31:12.790
<i>‫♪ کاش مردی رو که فکر می‌کردم بودی ♪</i>

31:13.370 --> 31:16.330
<i>‫♪ I می‌شناختم ♪</i>

31:17.660 --> 31:20.660
<i>‫♪ بهم می‌گفت که بعضی‌وقتا...  ♪</i>

31:20.750 --> 31:24.040
‫- این طرز نگاهت رو می‌شناسم.
‫- چی داری میگی؟

31:24.120 --> 31:26.620
‫دارم جشن می‌گیرم.

31:26.700 --> 31:27.700
‫همم.

31:28.200 --> 31:29.200
‫به چه مناسبتی؟

31:29.870 --> 31:31.290
‫۱۵ درصد افزایش حقوق،

31:31.370 --> 31:35.410
‫الان تو طبقۀ چهارم کار می‌کنم
‫و ۵۰۰ دلار هم تو جیبمه.

31:35.500 --> 31:37.660
‫پونصد دلار.

31:37.750 --> 31:39.330
‫- پول زیادیه.
‫- آره.

31:39.410 --> 31:41.370
‫خیلی خوبه رادی.

31:42.080 --> 31:44.660
‫خونواده مالدون رو یادته؟

31:46.700 --> 31:49.040
‫بعد از این که مامان مرد
‫اولین کسایی بودن که ازمون مراقبت کردن.

31:49.120 --> 31:52.910
‫آدم‌های مزخرفی بودن.
‫پنج‌تا فرزندخونده داشتن. پنج‌تا چک حمایتی بهشون می‌دادن.

31:52.910 --> 31:55.080
‫په پولی در میوردن.

31:55.160 --> 31:57.870
‫می‌ذاشتن‌مون تو یه اتاق فسقلی،
‫غذامون رو جیره‌بندی می‌کردن،

31:57.950 --> 32:00.800
‫چک‌ها رو نقد می‌کردن
‫و بیشترش رو برای خودشون نگه می‌داشتن.

32:00.800 --> 32:03.580
‫رادریک نترس بود.

32:03.580 --> 32:04.910
‫سرشون داد می‌زد.

32:05.000 --> 32:07.000
‫آشوب به پا کرد.
‫وایساد روبروشون.

32:08.120 --> 32:09.120
‫پُر شده بود.

32:10.830 --> 32:11.830
‫به چی رسیدی؟

32:12.950 --> 32:15.040
‫بیشتر اوقات تو کمد حبس می‌شدم.

32:15.120 --> 32:16.120
‫درسته.

32:16.580 --> 32:18.950
‫اما من از یه روش دیگه پیش رفتم.

32:20.370 --> 32:23.790
‫- پاچه‌خواری کردی.
‫- خودم رو بچۀ موردعلاقه‌شون کردم.

32:24.660 --> 32:25.660
‫بین تموم بچه‌ها.

32:26.370 --> 32:28.620
‫همش به خانم مالدون می‌گفتم
‫که چقدر سختی کشیده.

32:28.700 --> 32:30.160
‫«نمی‌دونم چطوری از پس این همه کار بر میاین.»

32:30.160 --> 32:33.200
‫حتی یه راه‌هایی بهش پیشنهاد می‌کردم
‫که بتونه بیشتر سود کنه،

32:33.290 --> 32:35.450
‫بیشتر اون چک‌های حمایتی رو نگه داره.

32:36.000 --> 32:37.000
‫جواب هم داد.

32:38.750 --> 32:40.870
‫به من به دیدِ یه هم‌دست نگاه می‌کرد.

32:40.950 --> 32:44.660
‫مسئولیت‌های بیشتر و بیشتر بهم می‌داد.

32:45.620 --> 32:49.410
‫و یکم بعدش وقتی وارد اتاقش می‌شدم
‫دیگه دفترش رو هم ازم قایم نمی‌کرد.

32:50.660 --> 32:51.660
‫بعدش چیشد؟

32:52.660 --> 32:53.660
‫تعاون اجتماعی.

32:53.750 --> 32:55.280
‫همه رشته‌هاش رو پنبه کرد.

32:56.620 --> 32:57.540
‫درسته؟

32:57.620 --> 33:00.580
‫وقتی که تصمیم گرفتم
‫که وقتش رسیده.

33:03.080 --> 33:05.750
‫تا وقتی که دستگیرش کردن
‫نفهمید کار منه.

33:08.330 --> 33:10.370
‫تو همیشه دنبال حقتی.

33:12.040 --> 33:14.660
‫و همیشه هم به‌خاطرش عاشقتم.

33:16.000 --> 33:19.790
‫روفوس گریزولد همون خانم مالدونه،
‫فقط با یه کت و شلوار قشنگ.

33:19.790 --> 33:24.290
‫اگه سرش داد بزنی،
‫پرتت می‌کنه تو کمد و اونجا می‌زنه تو سرت.

33:24.370 --> 33:27.040
‫هرچی بیشتر دعوا کنی،
‫بیشتر می‌زنه تو سرت.

33:27.120 --> 33:29.250
‫تا زمانی که دیگه بیفتی و بمیری.

33:30.250 --> 33:32.680
‫اما حالا دیگه باهوش‌تر از این حرفایی.

33:34.040 --> 33:35.660
‫بهش حمله نمی‌کنی.

33:37.540 --> 33:39.540
‫کنارش وایمیسی.

33:39.620 --> 33:42.580
‫یه کاری می‌کنی
‫که خودش بخواد بیل رو بده دستت.

33:43.370 --> 33:45.080
‫بهت یاد بده چطوری باهاش کار کنی.

33:47.910 --> 33:51.770
‫بعد با همون خودش رو می‌زنی.

33:54.370 --> 33:56.830
<i>‫می‌تونیم داروهای تمی رو بخریم.</i>

33:58.450 --> 34:01.250
‫سه ماه بود
‫ که از پس مخارجش بر نمی‌اومدیم.

34:01.330 --> 34:03.290
‫حالا می‌تونیم.
‫که این عالیه.

34:03.370 --> 34:04.500
‫خیلی عالیه.

34:05.750 --> 34:08.620
‫کولر رو هم می‌تونیم تعمیر کنیم.
‫همش به لطف تو.

34:09.450 --> 34:10.790
‫می‌دونم.
‫می‌دونم.

34:18.370 --> 34:21.330
‫می‌دونم خواهرت سختی کشیده.

34:22.660 --> 34:24.000
‫جفت‌تون سختی کشیدین.

34:24.080 --> 34:28.290
‫باید سرسخت می‌بودی.
‫جفت‌تون.

34:28.370 --> 34:30.540
‫خیلی بچه بودین.
‫و من هیچوقت نمی‌تونم درک کنم.

34:31.410 --> 34:32.950
‫نمی‌کنم.
‫نمی‌تونم اما...

34:35.950 --> 34:37.330
‫ازش خوشم نمیاد عزیزم.

34:39.750 --> 34:41.370
‫ببخشید،
‫اما خوشم نمیاد.

34:41.450 --> 34:46.040
‫«هردو هنوز کودک بودیم
‫تو این پادشاهی کنار دریا.

34:47.330 --> 34:50.250
‫اما عشقی که بین‌مون بود
‫بیشتر از یه عشق بود

34:50.330 --> 34:52.450
‫من و آنابل لی.»

34:54.330 --> 34:55.330
‫باز هم بخون.

34:56.540 --> 35:00.540
‫«طوری عاشق هم بودیم
‫که فرشته‌های آسمون....»

35:00.620 --> 35:01.620
‫همم...

35:02.120 --> 35:04.000
‫«بهمون حسودی می‌کردن.»

35:18.540 --> 35:21.410
‫گه توش.

35:38.410 --> 35:41.660
‫لعنتی.

35:54.830 --> 35:56.450
‫گه توش.

36:30.000 --> 36:40.000
<b>«فـیلــم2مـدیـا»</b>

37:28.000 --> 37:32.660
‫همه رو تو فیلم شناسایی کردم،
‫جز اون.

37:34.500 --> 37:36.620
‫چندنفر با این زن حرف زدن؟

37:36.700 --> 37:40.330
‫گفتنش سخته.
‫خدمه همه‌شون یه چی میگن.

37:40.410 --> 37:44.120
‫صورتش رو ندیدن،
‫شنل قرمز داشته و خوش‌هیکل بوده. همین.

37:44.200 --> 37:47.410
‫انگار...
‫بهشون اخطار داده که قراره اتفاق بدی بیفته.

37:47.500 --> 37:49.200
‫- شاید.
‫- مطمئن نیستن.

37:49.290 --> 37:52.700
‫حس می‌کنن که شاید چیزی گفته باشه
‫اما یادشون نیست.

37:52.790 --> 37:54.450
‫فقط حس کردن که باید برن بیرون.

37:54.540 --> 37:57.910
‫احساس خوبی ندارم.
‫آخه کی همچین کاری می‌کنه؟ فایده‌اش چیه؟

37:58.000 --> 38:01.080
‫چرا با کسی تماس نمی‌گیرن
‫و چیزی درخواست نمی‌کنن؟

38:01.160 --> 38:02.910
‫دوباره به خدمه فشار بیار.

38:03.000 --> 38:05.450
‫ببین کسی خرج گنده‌ای نکرده؟

38:05.540 --> 38:08.950
‫کفش خوشگلی خریده باشه،
‫یا تو چندهفته گذشته خرجی کرده باشه.

38:09.040 --> 38:12.580
‫شاید حق با توئه رادی.
‫شاید فقط یه حادثه وحشتناک بوده.

38:12.660 --> 38:16.120
‫اما هر دو احتمال رو درنظر بگیر آرتور.

38:16.200 --> 38:17.120
‫حله.

38:17.200 --> 38:20.330
‫موری که بیدار شه
‫اطلاعات بیشتری بهمون می‌رسه.

38:28.250 --> 38:29.450
‫صبح‌بخیر؟

38:31.040 --> 38:33.000
‫- بعد از ظهر بخیر؟
‫- از کجا معلوم؟

38:33.750 --> 38:34.750
‫هی.

38:35.330 --> 38:36.330
‫برات تخم‌مرغ پختم.

38:37.120 --> 38:38.910
‫محشره.

38:39.700 --> 38:41.330
‫تعجب می‌کنم سر پایی،

38:41.410 --> 38:43.790
‫فکر می‌کردم تا فردا بی‌هوش باشی.

38:45.330 --> 38:46.540
‫خونه رو تمیز کردی؟

38:46.620 --> 38:48.290
‫می‌دونی که کردم.

38:48.370 --> 38:50.910
‫نمی‌دونم،
‫به گمونم عزاداری کار باحالیه.

38:51.240 --> 38:53.000
‫کیث پیام داده.

38:54.760 --> 38:57.980
‫انگار لیام که دیشب رسیده خونه
‫همچین حالش خوش نبوده.

38:59.540 --> 39:00.660
‫آره...

39:02.830 --> 39:06.830
‫راستش.. چیزی یادم نیست.
‫اصلاً پارتی چطوری بود؟

39:07.790 --> 39:10.500
‫همونجوری بود که فکر می‌کردی.
‫همونطوری و بیشتر.

39:11.500 --> 39:13.040
‫خوشحالم یادت نیست.

39:13.120 --> 39:16.000
‫خداروشکر.

39:17.870 --> 39:18.870
‫چرا؟

39:19.290 --> 39:20.290
‫مگه چطوری بودم؟

39:20.830 --> 39:21.660
‫اصلاً تو باغ نبودی.

39:21.750 --> 39:26.000
‫آره... اما مثلاً...
‫کار عجیب‌غریبی نکردم؟

39:26.080 --> 39:27.080
‫نه.

39:30.580 --> 39:31.580
‫آره،
‫گه توش.

39:32.330 --> 39:36.290
‫بعد این که کامیل رفت
‫دیگه هیچی یادم نمیاد.

39:36.370 --> 39:37.750
‫هیچ‌چیزی برات عجیب نبود؟

39:37.830 --> 39:38.830
‫هی،
‫پلوتو کجاس؟

39:41.000 --> 39:42.000
‫نمی‌دونم.

39:42.830 --> 39:44.660
‫بشقاب غذاش رو گذاشتم بیرون.

39:45.290 --> 39:47.200
‫همون موقع که بیدار شدم
‫براش گذاشتم.

39:47.290 --> 39:48.660
‫هیچ صدایی هم ازش نشنیدم...

39:49.700 --> 39:52.410
‫لعنتی،
‫نکنه اشتباهی بیرونش کردیم؟

39:52.410 --> 39:55.500
‫گه توش.
‫بازم؟

39:56.830 --> 39:59.290
‫هی،
‫همیشه برمی‌گرده.

40:00.290 --> 40:02.500
‫دفعه قبل مگه نبود؟

40:02.580 --> 40:03.750
‫سه روز طول کشید.

40:05.160 --> 40:08.120
<i>‫هنوز بی‌هوشه.
‫یه ساعت پیش چک کردم.</i>

40:08.200 --> 40:10.140
<i>‫وضعیتش پایداره
‫اما هنوز خبری نیست.</i>

40:10.140 --> 40:11.870
‫متوجهم...

40:13.830 --> 40:18.120
‫اگه اشکالی نداره،
‫دلم می‌خواد ببینمش.

40:39.250 --> 40:40.250
‫مامان؟

40:43.950 --> 40:46.870
‫مامان!
‫چیزی نیست. من اینجام. مامان؟

40:49.540 --> 40:52.330
‫مامان! مامان!
‫این کار رو نکن!

40:52.410 --> 40:53.470
‫هی...

40:53.500 --> 40:55.160
‫مامانم به هوش اومده
‫اما زده به سرش!

40:55.250 --> 40:57.580
‫مامان!
‫این کار رو نکن! مامان!

40:58.580 --> 41:00.410
‫بجنبین!
‫مامان!

41:09.370 --> 41:10.790
‫سلام،
‫شما پم هستین؟

41:11.750 --> 41:14.160
‫سلام...
‫من ویکتورین لافوکارده هستم.

41:14.700 --> 41:16.450
‫دیروز توی کلینیک همدیگه رو دیدیم...

41:17.620 --> 41:18.620
‫بله.

41:19.330 --> 41:21.660
‫بله، درسته.
‫درسته.

41:23.410 --> 41:27.500
‫گوش کنین،
‫من و دکتر پرونده‌تون رو بررسی کردیم،

41:27.580 --> 41:31.040
‫و یادمه که می‌‌گفتین
‫ضربان قلب نامنظم دارین.

41:32.290 --> 41:33.290
‫همم.

41:34.330 --> 41:38.200
‫خب، ما داریم مراحل آزمایشی
‫ یه درمان جدید خیلی خیلی هیجان انگیز رو شروع می‌کنیم،

41:38.290 --> 41:39.500
‫یه دستگاه جدیده،

41:39.580 --> 41:43.160
‫و به‌نظرم شما مورد خیلی خوبی
‫برای این دستگاه هستین.

41:44.000 --> 41:46.040
‫البته اگه خودتون مایل باشین.

41:49.500 --> 41:52.660
‫دیر کردین.
‫و بگین که یه چیزایی از ویک پیدا کردین،

41:52.750 --> 41:55.910
‫اما می‌تونیم بعداً درموردش حرف بزنیم
‫چون روز خیلی گهی داشتم

41:56.000 --> 41:58.750
‫و فقط می‌خوام دراز بکشم
‫و بیخیال دنیا شم.

42:00.080 --> 42:02.660
‫- کار رو براتون راحت کردم.
‫- کامیل.

42:02.750 --> 42:05.200
‫لطفاً حداقل تا دوبار ارضا نشدم
‫باهام حرف نزنین.

42:06.660 --> 42:07.830
‫گه توش.

42:08.450 --> 42:09.750
‫چیزی نیست،
‫تو می‌تونی.

42:11.700 --> 42:15.950
‫با کمال احترام،
‫دیگه خبری از همچین کارهایی نیست.

42:16.750 --> 42:18.080
‫وای،
‫باید بشنوم.

42:21.290 --> 42:22.330
‫وای خدا.

42:23.040 --> 42:24.250
‫یه مشت کون‌بچه.

42:24.790 --> 42:25.870
‫یهویی شد.

42:25.950 --> 42:26.950
‫کوچیک نشونش نده.

42:27.000 --> 42:30.580
‫- الان دیگه با همیم و قضیه هم جدیه.
‫- تو رو خدا.

42:30.660 --> 42:32.660
‫- این کار خیلی حال‌بهم زن و ناجوره...
‫- تینا.

42:32.750 --> 42:35.410
‫و دنبال یه راهی می‌گشتیم
‫تا بهت بگیم،

42:35.500 --> 42:37.620
‫اما می‌ترسیدیم که عواقب خوبی نداشته باشه
‫که خیلی بده.

42:37.700 --> 42:38.700
‫نگو.

42:39.450 --> 42:40.450
‫شما عاشق شدین.

42:42.580 --> 42:43.410
‫آره.

42:43.500 --> 42:45.290
‫وای،
‫امروز داره هی گه‌تر میشه.

42:45.370 --> 42:50.120
‫خب، شما یه پیمان‌نامۀ عدم افشا امضا کردین،
‫که خیلی خوبه،

42:50.200 --> 42:51.830
‫اما باید از نو بخونینش،

42:51.910 --> 42:55.000
‫و تا جایی که یادمه،
‫جفت‌تون فرم رضایت‌نامه امضا کردین. پس...

42:55.080 --> 42:57.200
‫اون زمان هم به‌نظرمون خیلی عجیب بود.

42:57.290 --> 42:59.870
‫فکر می‌کردین عجیبه؟
‫من که احمق نیستم.

42:59.950 --> 43:02.620
‫و وقتی که استخدام شدین
‫به جفت‌تون گفتم،

43:04.160 --> 43:09.290
‫انتظارات زیادی از دستیارهام دارم.

43:09.370 --> 43:10.700
‫واقعاً معذرت می‌خوایم.

43:10.790 --> 43:13.750
‫این یه موقعیت شغلی با خدمات کامل بود.

43:14.500 --> 43:16.160
‫من که...
‫من... خیلی‌خب.

43:16.250 --> 43:19.750
‫من نیازهای خاصی دارم.
‫تقاضاهای خاصی دارم

43:19.830 --> 43:23.410
‫تا سبک زندگی خاص
‫ و نادرم رو داشته باشم.

43:23.500 --> 43:28.370
‫منطقیه که وقتی داشتین پیمان‌نامۀ عدم افشا
‫و فرم رضایت‌نامه رو امضا می‌کردین، خیلی خوشحال بودین،

43:28.370 --> 43:30.450
‫و حالا عاشق هم شدین،
‫تینا.

43:30.450 --> 43:33.910
‫اون هم یه ماه بعد از این که
‫ وام دانشجوییت‌ رو پرداخت کردم، تینا؟

43:34.000 --> 43:35.880
‫اسم من تینا نیست،
‫می‌دونی اسمم بثه.

43:35.980 --> 43:37.750
‫به یه ورم، بث!

43:37.830 --> 43:42.080
‫توبی و تینای کیری برام جالبن،

43:42.160 --> 43:45.500
‫پس وقتی سر کاری
‫اسمت تینای کیریه!

43:46.160 --> 43:47.830
‫چرا اینقدر...
‫آخ.

43:47.910 --> 43:49.250
‫میگرن کیریم.

43:52.950 --> 43:55.870
‫خیلی‌خب. باشه.
‫عاشق شدین. عاشق شدین.

43:56.790 --> 43:58.250
‫اسکلای بانمک کوچولو.

43:58.330 --> 44:01.910
‫فکر می‌کردم تو تموم این مدت
‫که تو شرکت فورچوناتو بودین

44:02.000 --> 44:04.950
‫یه چیزایی از عقل داشتن یاد می‌گرفتین،

44:05.040 --> 44:07.410
‫عروسک‌های کیری‌ای که
‫ دوپامین مغزتون رو گاییده.

44:07.500 --> 44:09.620
‫الان با ونمو حقوق پایان‌ کارتون رو می‌ریزم.

44:09.700 --> 44:11.870
‫ما استعفا نمیدیم.
‫فقط خواستیم بدونی.

44:11.950 --> 44:16.000
‫نه، معلومه که استعفا نمیدین.
‫اخراجین چون دیگه به هیچ دردی نمی‌خورین،

44:16.080 --> 44:17.950
‫اگه نتونین وظایفی که
‫بهش محول شدین رو انجام بدین،

44:18.040 --> 44:21.200
‫و من دیگه نتونم از این به بعد
‫بدون این که خندم بگیره

44:21.290 --> 44:24.000
‫با هیچ‌کدوم‌تون بخوابم...
‫خب دیگه، تموم شد.

44:24.080 --> 44:26.250
‫وقتی هورمون نوراپی‌نفرین‌تون بخوابه

44:26.330 --> 44:28.410
‫و وقتی تو تخت کنار همدیگه خوابیدین

44:28.410 --> 44:31.580
‫و یکی‌تون موقع خواب
‫یه گوز گنده بده،

44:32.620 --> 44:34.500
‫یاد این لحظه میفتین

44:34.580 --> 44:38.120
‫و می‌فهمین که چه تصمیم احمقانه‌ای گرفتین.

44:42.660 --> 44:44.620
‫حداقل چیزی از ویک سر در آوردین؟

44:47.910 --> 44:48.910
‫جداً؟

44:53.910 --> 44:55.370
‫خودت درستش کن.

44:58.830 --> 45:00.040
<i>‫دیر کرده.</i>

45:00.620 --> 45:01.620
‫چیزی نیست.

45:01.660 --> 45:02.910
‫حرفه‌ای نیست.

45:03.540 --> 45:05.620
‫بدقولی هم کرده باشه که
‫آسمون به زمین نمیاد.

45:06.290 --> 45:09.300
‫چه قبول کنی چه نکنی،
‫این اواخر خیلی سختی کشیدی.

45:10.750 --> 45:11.950
‫دیر کردی.

45:12.560 --> 45:13.540
‫لورن کجاس؟

45:13.540 --> 45:16.370
‫مریض شد،
‫نمی‌خواست بهت وا بده.

45:16.450 --> 45:19.660
‫اما نگران نباش،
‫همیشه با هم کار می‌کنیم.

45:19.750 --> 45:22.660
‫همه‌چی رو باهام در جریان گذاشته
‫می‌دونم باید چی‌کار کنم.

45:23.500 --> 45:24.500
‫اسمم کندیه.

45:25.160 --> 45:26.160
‫کندی؟

45:27.040 --> 45:30.000
‫عزیزم،
‫من همونی‌ام که می‌خوای.

45:33.250 --> 45:35.290
‫اوه.

45:35.370 --> 45:37.120
‫لورن مریض شده.

45:37.200 --> 45:38.200
‫اوه.

45:40.500 --> 45:43.410
‫خب،
‫حالت خوبه؟

45:43.500 --> 45:45.160
‫خوبم.
‫همین جوابه.

45:45.750 --> 45:47.700
‫باشه.
‫سلام، من بیلم.

45:47.790 --> 45:48.790
‫چه خوب.

45:49.540 --> 45:52.870
‫با شام شروع می‌کنیم؟

45:52.950 --> 45:54.290
‫امم...
‫بفرمایین.

45:55.660 --> 45:56.660
‫مچکرم.

46:00.140 --> 46:01.960
‫راستش...

46:03.420 --> 46:05.620
‫چه بوی خوبی میده.

46:09.750 --> 46:11.980
‫امروز دلم یه همچین چیزی می‌خواست.

46:12.620 --> 46:15.330
‫وقتی از دفتر اومدم
‫داشتم بهتون پیام می‌دادم.

46:15.410 --> 46:19.980
‫نزدیک بود بهتون پیام بدم
‫که بخوام مرغ پیکاتا برام بپزین.

46:20.620 --> 46:21.620
‫انگار خبر داشتین.

46:23.870 --> 46:24.870
‫عاشق‌تونم.

46:30.830 --> 46:34.330
‫آره خب،‌ می‌دونستیم روز سختی داشتی
‫پس لیاقتش رو داری.

46:35.120 --> 46:36.500
‫بگو روزت چطور بود؟

46:36.580 --> 46:37.870
‫امروز یه خبرایی بود.

46:37.950 --> 46:42.080
‫نمی‌دونم چطوری درموردش حرف بزنم.
‫نمی‌دونم... چه حسی داشته باشم.

46:42.620 --> 46:45.040
‫این مصیبت بگایی...

46:46.200 --> 46:48.000
‫نمی‌دونم چه کسی داشته باشم.

46:48.540 --> 46:49.410
‫راستش رو بگم؟

46:52.120 --> 46:57.120
‫امروز رو اصلاً درمورد پری
‫و خونواده و این‌جور چیزا حرف نزنیم.

46:59.950 --> 47:00.950
‫امشب رو نه.

47:04.500 --> 47:06.330
‫امشب...

47:06.830 --> 47:09.980
‫فقط می‌خوام با شوهرم شام بخورم.

47:10.200 --> 47:13.000
‫می‌خوام حس کنم که دارم دیده میشم

47:13.620 --> 47:18.000
‫و هرکاری که بشه بکنیم
‫تا این بار رو از دوش‌مون برداریم.

47:18.000 --> 47:20.160
‫و راحت باشیم.

47:21.000 --> 47:22.620
‫از کجا معلوم؟

47:24.040 --> 47:25.200
‫روز تو چطور بود بیل؟

47:28.370 --> 47:29.660
‫روز من؟

47:31.910 --> 47:33.500
‫راستش رو بخوای بد نبود.

47:35.000 --> 47:37.660
‫دوتا ویدیوی جدید تموم کردیم،
‫دو قسمت.

47:37.750 --> 47:41.040
‫و راستش رو بگم،
‫بالاخره مدیر موسیقی‌مون رو پیدا کردیم.

47:41.830 --> 47:44.440
‫و همه‌چیز رو عوض کرده.

47:44.450 --> 47:45.450
‫آره.

47:46.500 --> 47:49.980
‫و به‌نظرم خیلی به نفع گلدباگ میشه.

47:51.330 --> 47:54.440
‫یه ایده‌هایی هم درمورد ناهار دارم،
‫دوست داری بشنوی؟

47:55.750 --> 47:57.120
‫همش رو برام تعریف کن عزیزم.

48:31.870 --> 48:32.870
‫ببخشید.

48:33.790 --> 48:36.370
‫- اینجا منطقۀ ورود ممنوعه‌.
‫- آره، می‌دونم.

48:41.000 --> 48:42.200
‫حتماً تازه‌کاری.

48:42.290 --> 48:43.700
‫نباید اینجا باشین.

48:44.870 --> 48:46.450
‫رادریک آشر پدرمه.

48:46.540 --> 48:47.620
‫متوجهم.

48:49.080 --> 48:50.660
‫با این حال نباید اینجا باشین.

48:51.830 --> 48:53.450
‫ای خدا،
‫امروز بدتر از این هم میشه؟

48:53.540 --> 48:54.950
‫اسمت چیه؟

48:55.040 --> 48:56.160
‫کیر توش،
‫برام مهم نیست.

48:56.250 --> 48:59.620
‫گوش کن خانم نگهبان،
‫نمی‌دونم خبرها رو خوندی یا نه،

48:59.700 --> 49:02.200
‫اما خانواده آشر هفتۀ خیلی سختی رو داشتن،

49:02.290 --> 49:04.620
‫و داریم یه مقاله
‫درمورد کارهای خواهرم می‌نویسیم.

49:04.700 --> 49:07.870
‫خواهرم رو که می‌شناسی.
‫ویکتورین لافورکاده.

49:08.500 --> 49:09.950
‫خانم لافورکاده رو می‌شناسم.

49:10.540 --> 49:12.000
‫و تو شیفت شب هم کار می‌کنی.

49:12.580 --> 49:15.790
‫که یعنی می‌دونی
‫ چه بلایی سر اون حیوون‌های بیچاره میاره.

49:15.870 --> 49:19.380
‫و وقتی داره با کیف چرمی بیرکینش
‫ که پر از تیک‌های میمونه از اینجا میره،

49:19.380 --> 49:21.000
‫بهت رشوه میده.

49:21.000 --> 49:23.540
‫پس اگه نمی‌خوای حساب‌هات رو بررسی کنم

49:23.620 --> 49:26.160
‫و با حقوقی که می‌گیری مقایسه‌اش کنم،

49:26.250 --> 49:29.330
‫باید زن باهوشی باشی
‫و برگردی سراغ حل کردن جدولت

49:29.410 --> 49:31.790
‫وگرنه اخراجت می‌کنم
‫و ازت شکایت می‌کنم.

49:31.870 --> 49:34.290
‫یه کلمۀ ۸ حرفی واسه «به‌ گا رفته» بگو.

49:35.950 --> 49:37.040
‫خود «به گا رفته».

49:38.410 --> 49:40.000
‫اما نباید اینجا باشی.

49:40.080 --> 49:41.290
‫می‌‌دونم کی هستی.

49:42.040 --> 49:43.500
‫معلومه که می‌دونم.

49:44.290 --> 49:45.410
‫همون باهوشه‌ای.

49:47.500 --> 49:48.830
‫اما نباید اینجا باشی.

49:49.370 --> 49:50.870
‫لازم هم نیست اینجا باشی.

49:52.290 --> 49:53.500
‫فقط همین رو گفتم.

49:59.330 --> 50:00.330
‫در رو باز کن.

50:30.750 --> 50:31.750
‫اوه.

50:49.750 --> 50:50.750
‫کیر توش!

50:59.580 --> 51:01.790
‫آره،
‫کلی آدرنالین بهتون زده؟

51:03.160 --> 51:05.370
‫قلب کوچولوتون رو به تپش انداخته؟

51:10.870 --> 51:13.250
‫ویک، ویک، ویک.

51:37.580 --> 51:41.290
‫وای ویک،
‫به گا رفتی.

51:41.370 --> 51:43.250
‫چرا ازش بدت میاد؟

51:44.830 --> 51:46.000
‫یعنی چی؟

51:46.080 --> 51:48.660
‫می‌دونستی که یونانی‌ها این کار رو شروع کردن؟

51:48.750 --> 51:50.750
‫چهار قرن پیش از میلاد.

51:50.830 --> 51:52.700
‫اولین آزمایش روی حیوانات.

51:52.790 --> 51:54.500
‫حداقل تا جایی که ثبت شده.

51:54.580 --> 51:56.330
‫خوک‌ها و بزها.

51:56.410 --> 51:59.290
‫می‌دونی توی یه سال
‫روی چندتا حیوون آزمایش انجام میدن؟

52:00.450 --> 52:02.120
‫بالای صد میلیون.

52:02.200 --> 52:05.410
‫آدم‌ها این کارها رو
‫با بقیه گونه‌ها می‌کنن.

52:05.500 --> 52:06.370
‫چشم‌گیره.

52:06.450 --> 52:12.080
‫تحقیقات پزشکی روی شامپانزه‌ها
‫از سال ۲۰۱۵ه که ممنوعه.

52:12.160 --> 52:15.040
‫البته گفتن یه استثنائاتی ممکنه به وجود بیاد،

52:15.700 --> 52:20.000
‫اگه که ثابت شه این تحقیقات
‫برای درک بیماری انسان‌ها حیاتی باشه.

52:20.580 --> 52:23.250
‫و کمک هزینۀ قابل‌توجهی هم

52:23.870 --> 52:27.040
‫برای کمک به حافظت
‫از شامپانزه‌های وحشی پرداخت شد.

52:30.910 --> 52:33.700
‫پدرتون قدرت فوق‌العاده‌ زیادی داره،
‫درسته؟

52:35.330 --> 52:38.500
‫باید بهم بگی
‫که فکر کردی چه خری هستی؟

52:39.870 --> 52:40.870
‫چرا ازش بدت میاد؟

52:42.200 --> 52:46.830
‫آخه روی کاغذ باید کنارش باشی.
‫دخترای حرومزادۀ رادریک آشرین دیگه.

52:47.750 --> 52:49.620
‫چه متحدایی می‌شدین.

52:50.250 --> 52:53.450
‫خیلی‌خب،
‫نمی‌دونم کی هستی اما اخراجی.

52:55.790 --> 52:59.250
‫۹۰ درصد از داروها توی آزمایش‌های انسانی
‫به نتیجه نمی‌رسند.

52:59.330 --> 53:03.450
‫اگرچه آزمایش‌های پیش‌بالینی رو قبول میشن.
‫پس شرمندۀ حیوونا میشیم.

53:03.540 --> 53:06.200
‫و بقیۀ چیزهایی که ربطی به سلامتی نداره چی؟

53:06.290 --> 53:08.660
‫آخه اگه یه موجوداتی رو زجر ندی که

53:08.660 --> 53:17.100
‫نمی‌تونی رژ لب و
‫شامپو ضد شوره بسازی.

53:18.410 --> 53:24.870
‫عاشق این ظالم بودن بی‌هدف و خوشایندتم.

53:24.870 --> 53:26.790
‫خب،
‫اخراج کلمۀ اشتباهی بود.

53:26.870 --> 53:28.750
‫چون می‌خوام دخلت رو بیارم.

53:32.540 --> 53:33.870
‫این کار رو هم میشه کرد.

53:35.160 --> 53:38.040
‫اصلاً نتونستی ذات واقعیت رو مخفی کنی.

53:39.040 --> 53:41.960
‫با تمیز کردن کثافت‌کاری‌های بقیه نون در میاری.

53:49.370 --> 53:52.160
‫از اون‌ور ویکتورین...

53:54.200 --> 53:55.450
‫انتخاب بهتری کرده.

53:56.200 --> 53:58.540
‫تا جایی که می‌دونن
‫مثل مادر ترسا می‌مونه.

53:59.830 --> 54:04.580
‫تلاش می‌کنه تا قلب بشر رو نجات بده.

54:05.200 --> 54:07.330
‫البته شما دوتا ذات‌تون یکیه.

54:10.290 --> 54:14.200
‫تو فقط ازش بدت میاد...
‫چون اون تونست بهتر مخفیش کنه.

54:42.000 --> 54:43.700
‫حق با توئه...

54:45.250 --> 54:46.250
‫می‌دونی.

54:47.620 --> 54:49.080
‫اون دروغ میگه.

54:52.620 --> 54:58.540
‫کلی آدرنالین بهمون تزریق می‌کنه
‫تا یه کاری کنه که انگار جواب داده.

55:04.450 --> 55:07.700
‫با این حال لازم نبود بیای اینجا.

55:07.790 --> 55:09.370
‫می‌تونست بی سر و صدا پیش بره.

55:09.450 --> 55:10.660
‫توی آرامش.

55:10.750 --> 55:11.870
‫توی تخت خواب.

55:11.950 --> 55:15.450
‫اما به‌گمونم باید اینطوری بشه.

55:17.950 --> 55:18.950
‫ببخشید.

55:20.580 --> 55:21.660
‫قضیه شخصی نیست.

55:22.500 --> 55:24.250
‫با برادرت هم نبود.

55:25.410 --> 55:27.500
‫فقط...

55:31.120 --> 55:32.450
‫ماییم دیگه.

55:39.120 --> 55:40.120
‫کیر توش.

55:41.830 --> 55:42.830
‫این هم از من.

55:56.700 --> 55:58.200
‫عجیبه،
‫فیل کجاس؟

56:11.540 --> 56:12.660
‫یاخدا.

56:12.660 --> 56:19.660
‫مترجم: «محمدعلی sm»

56:19.660 --> 56:26.660
<b>«ارائــه‌ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.Top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus
