WEBVTT

00:05.500 --> 00:08.500
‫این قسمت شامل مسائل حساس، از جمله
‫خودکشی و پیش‌زمینه‌های مربوط به آن می‌باشد

00:08.501 --> 00:10.501
‫به بینندگان توصیه می‌شود که احتیاط کنند

00:11.000 --> 00:14.500
‫آنچه گذشت...

00:14.540 --> 00:15.740
‫«آشناپنداری»

00:17.540 --> 00:19.700
‫میگن مثل یه اتصال کوتاه توی مغزه

00:19.700 --> 00:21.500
‫یا خدا!

00:21.500 --> 00:25.140
‫حس و درکت از یه لحظه،
‫از مرکز حافظه‌ات پخش میشه،

00:25.140 --> 00:28.060
‫باعث میشه حس کنی انگار
‫قبلاً همه‌ی اینا رو تجربه کردی

00:28.060 --> 00:31.300
‫اسم من «لوسی چمبرز»ـه.
‫از بهزیستی. میشه بیام داخل؟

00:31.300 --> 00:34.140
‫اگه این در رو باز نکنی،
‫می‌زنم می‌شکنمش لامصب!

00:34.140 --> 00:37.060
‫نذارید وارد این خونه بشه

00:37.060 --> 00:39.100
‫همه‌اش به هم ربط داره

00:39.100 --> 00:41.340
‫رؤیاهات، خاطراتت،

00:41.340 --> 00:44.340
‫همه‌ی اتفاقاتی که میفته و نمیفته
‫[لوسی چمبرز کجاست؟]

00:44.340 --> 00:46.700
‫من نباید اینجا باشم

00:46.700 --> 00:48.220
‫من هم همینطور

00:48.220 --> 00:51.180
‫علت خاص بودنت چیه، گیدئون؟

00:51.180 --> 00:53.460
‫اون آهنگ یادمه میاد و

00:54.700 --> 00:56.820
‫می‌تونم سوزن رو جابجا کنم

00:57.620 --> 01:00.660
‫اونقدری مُردم که حسابش از دستم در رفته

01:00.660 --> 01:04.740
‫وقتی دوباره از اول شروع می‌کنم،
‫تمام چیزی که دارم، خاطراتمـه،

01:05.460 --> 01:07.940
‫پس خودم رو توی تمام جزئیات غرق می‌کنم

01:10.100 --> 01:13.700
‫پلیدی‌های دنیا رو مثل متن آهنگ یاد می‌گیرم

01:17.220 --> 01:19.780
‫هر کاری که بکنم، هر جا که برم،

01:19.780 --> 01:22.980
‫همیشه در نهایت یکی پیدام می‌کنه و
‫همیشه همون کارآگاهـه

01:22.980 --> 01:26.460
‫من مامانت نیستم.
‫من مأمور قانونم!

01:26.460 --> 01:28.420
‫نکنه کـَری چیزی هستی؟

01:28.420 --> 01:29.980
‫آروم می‌گیری یا نه؟

01:29.980 --> 01:32.660
‫- چطوری این کار رو کردی؟
‫- والا اگه بدونم

01:32.660 --> 01:35.540
‫گفتی زندگی من فرق داره.
‫با چی فرق داره؟

01:35.540 --> 01:37.300
‫می‌تونم کمکت کنم یادت بیاد

01:38.820 --> 01:43.420
‫من به خاطر تو زنده موندم،
‫تنها و زندانی،

01:43.420 --> 01:45.620
‫منتظرت بودم که برگردی

01:45.620 --> 01:48.140
‫بدترین اتفاقی که برات افتاده رو بهم گفتی

01:48.140 --> 01:51.420
‫سی سال پیش، من جلوش رو گرفتم

01:53.780 --> 01:57.460
‫آخرین باری که همدیگه رو دیدیم،
‫ازم خواستی این کار رو بکنم

01:58.220 --> 02:01.060
‫متوجه نبودی که زندگیت قراره چقدر متفاوت بشه

02:02.220 --> 02:04.580
‫الان اونی که بودی نیستی

02:04.580 --> 02:05.900
‫لوسی!

02:09.020 --> 02:11.500
‫به یاد بیار، لوسی، به یاد بیار!

02:12.000 --> 02:22.000
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus

04:51.502 --> 04:53.002
‫« لوسی »

05:29.420 --> 05:30.580
‫مامانی؟

05:40.540 --> 05:41.700
‫لوسی

05:42.740 --> 05:44.540
‫خودت که به مسئله واقفی

05:45.340 --> 05:48.260
‫اگه باهام حرف نزنی نمی‌تونم کمکت کنم

05:50.580 --> 05:54.060
‫اولش که اومدی اینجا،
‫تا یه ما حرف نمی‌زدی،

05:54.060 --> 05:56.660
‫واسه همین گل‌های کاغذی درست می‌کردیم

05:57.540 --> 05:58.740
‫توی سکوت

06:01.740 --> 06:03.860
‫ولی گمونم واسه این کار دیگه بزرگ شدی

06:09.220 --> 06:11.100
‫این دفعه چرا فرار کردی؟

06:11.940 --> 06:13.420
‫کجا رفتی؟

06:14.660 --> 06:16.020
‫کلبه‌ی مامان

06:17.660 --> 06:19.380
‫چرا رفتی اونجا؟

06:27.740 --> 06:29.660
‫قبلاً نامه‌ها رو توی ظرف میوه نگه می‌داشتیم

06:30.860 --> 06:33.500
‫قبض‌ها، کارت‌های تولد،

06:35.940 --> 06:37.380
‫یادداشت‌های خودکشی

06:39.140 --> 06:41.740
‫نمی‌خواستم بازش کنم، پس جایی
‫قایمش می‌کردم که هیچکس پیداش نکنه

06:43.900 --> 06:45.780
‫می‌خوای چی توش نوشته شده باشه؟

06:50.700 --> 06:52.300
‫اون دوستم نداشت

06:53.420 --> 06:55.860
‫اون به من اهمیتی نمی‌داد.
‫دیگه نمی‌خواست مامانم باشه.

06:57.300 --> 06:59.220
‫چرا این رو می‌خوای؟

07:01.580 --> 07:03.260
‫چون اون‌موقع می‌تونم ازش متنفر باشم و

07:04.780 --> 07:06.660
‫دیگه هیچ‌وقت مجبور نیستم
‫دوباره بهش فکر کنم

07:08.180 --> 07:09.220
‫خیلی‌خب

07:10.500 --> 07:14.500
‫خب، به نظرم اگه قراره این جلسه رو
‫داشته باشم، باید آهسته پیش بریم

07:14.500 --> 07:15.660
‫ما باید...

07:30.000 --> 07:33.000
‫« لوسی عزیزم... »

07:43.780 --> 07:44.860
‫کیر توش!

07:45.740 --> 07:47.420
‫کیر توش

07:48.500 --> 07:49.620
‫کیر توش!

07:54.700 --> 07:56.780
‫مشکلی نیست. من پیشتم

07:57.980 --> 07:59.900
‫من هوات رو دارم. چیزیت نیست

08:01.180 --> 08:02.420
‫طوری نیست

08:29.580 --> 08:31.300
‫- چند سالتـه؟
‫- 18

08:31.300 --> 08:33.820
‫- میشه کارت شناسایی‌ت رو ببینم؟
‫- نه، توی ماشین جا گذاشتمش

08:33.940 --> 08:35.300
‫تاریخ تولدت؟

08:35.300 --> 08:37.140
‫پنجم دسامبرِ... 1979

08:37.140 --> 08:39.220
‫خیلی کُند گفتی، دوباره.
‫چند سالتـه؟

08:39.220 --> 08:40.340
‫18

08:41.220 --> 08:43.660
‫- پس چرا ممه نداری؟
‫- گم شو، خب؟

08:43.660 --> 08:46.100
‫ببین، قرار نیست محکوم بشی!

08:46.100 --> 08:47.980
‫خیال کردی خودت بهتر می‌تونی؟

08:50.900 --> 08:52.100
‫نگاه کن یاد بگیر

09:51.020 --> 09:53.340
‫صحیح. آماده‌ای که اسمت رو بهم بگی؟

09:55.220 --> 09:56.780
‫خیلی‌خب، اول من

09:58.980 --> 10:00.740
‫من سرکار هولنس هستم

10:00.740 --> 10:02.100
‫می‌تونی نیک صدام کنی

10:02.740 --> 10:03.900
‫از آشناییت خوش‌وقتم؛ نیک

10:05.340 --> 10:08.140
‫خیلی خوبه. اهل کدوم قسمت از ولز هستی؟

10:09.860 --> 10:11.540
‫کاری که اونجا کردی خیلی احمقانه بود

10:12.900 --> 10:14.780
‫اینکه اونطوری مشروب ارزون دزدیدی

10:14.900 --> 10:16.780
‫آخه، اگه قراره پولش رو ندی،

10:16.900 --> 10:18.900
‫همون بهتره یه چیز درجه یک کش بری

10:21.980 --> 10:24.100
‫ببین، لازم نیست بریم پاسگاه

10:24.100 --> 10:25.980
‫فقط اسمت رو بهم بگو،
‫می‌رسونمت خونه،

10:25.980 --> 10:28.140
‫دو کلمه با پدر و مادرت حرف می‌زنم و
‫تموم میشه میره

10:28.140 --> 10:30.140
‫- پدر و مادرم مُردن
‫- آره، درسته!

10:36.260 --> 10:37.780
‫مدرسه میری؟

10:38.540 --> 10:39.660
‫اغلب نه

10:40.220 --> 10:41.980
‫آره، من هم زیاد می‌پیچوندمش

10:42.780 --> 10:44.900
‫بیخیال، خونه‌ات کجاست؟

10:47.740 --> 10:50.540
‫- خیلی‌خب، پس بریم پاسگاه
‫- خیابون پرسی

10:50.540 --> 10:51.900
‫خیابون پرسی

10:52.980 --> 10:54.020
‫خیلی خوبه

10:54.020 --> 10:55.220
‫آره خب

10:56.180 --> 10:58.420
‫ناپدری و نامادریم
‫کسکش‌های پولداری هستن، پس...

10:58.420 --> 10:59.820
‫آره

10:59.820 --> 11:02.380
‫توی خیابون پرسی کسکش‌های پولدار زیادی هستن

11:02.380 --> 11:04.060
‫عصبانی میشن؟

11:05.740 --> 11:07.300
‫احتمالاً پرتم کنن بیرون

11:08.100 --> 11:10.980
‫میرم یه جای دیگه،
‫سه ماه دیگه 18 سالم میشه، پس...

11:10.980 --> 11:12.860
‫خیلی‌خب، بعدش چی میشه؟

11:12.860 --> 11:15.420
‫می‌دونی که اگه سابقه داشته باشی
‫شغل خوب و آبرومندی گیرت نمیاد؟

11:15.420 --> 11:17.180
‫شغل آبرومند مثل شغل خودت؟

11:17.980 --> 11:20.420
‫خب، پلیس باشی بهتره تا دزد

11:20.420 --> 11:22.220
‫مزایای خودش رو داره

11:22.220 --> 11:24.660
‫«بلا» از یونیفرمت خوشش میاد، مگه نه؟

11:27.140 --> 11:28.780
‫اسم زنم رو از کجا می‌دونی؟

11:31.820 --> 11:34.620
‫اون عکس همسرتـه کنار شمع‌ها

11:35.380 --> 11:37.260
‫گمونم اسمی هم که روی
‫اون جعبه‌ست، اسم همسرتـه

11:42.700 --> 11:45.580
‫درسته. بیخیال.
‫دیگه مسخره‌بازی بسه.

11:46.180 --> 11:47.460
‫اسمت چیه؟

11:49.820 --> 11:50.900
‫لوسی

11:50.900 --> 11:52.220
‫لوسی چی؟

11:52.220 --> 11:53.900
‫لوسی چمبرز

11:54.780 --> 11:57.860
‫خب، چشمای تیزبین و ریزبینی داری

11:58.980 --> 12:01.340
‫از من پلیس بهتری میشی، لوسی چمبرز

12:07.500 --> 12:09.500
‫آژیر سرقت نداریم

12:10.020 --> 12:12.140
‫به مایک گفتم که به نظرم بهتره یکی بگیریم

12:12.140 --> 12:14.540
‫طبقه‌ی بالا یه سری جواهرات دارم و

12:14.540 --> 12:17.780
‫خب، خیلی گرون‌قیمت هستن

12:18.460 --> 12:20.380
‫ولی گفتی همه‌اش سر جاشـه؟

12:21.020 --> 12:22.620
‫به هیچ‌کدوم دست نزدن

12:23.260 --> 12:25.740
‫اصلاً فکر می‌کنیم کلاً بالا نرفته

12:25.740 --> 12:30.260
‫شاید یه چیزی ترسوندتش،
‫همسایه‌ای، مأمور پستی چیزی.

12:30.260 --> 12:31.500
‫آره، ولی...

12:32.140 --> 12:35.100
‫مایک آی‌پدش رو روی
‫میز قهوه‌خوری جا گذاشته بود

12:35.100 --> 12:37.780
‫اگه قرار باشه یه چیزی برداره،
‫باید همون رو برداره دیگه، نه؟

12:38.380 --> 12:39.820
‫من هم همین فکر می‌کنم

12:39.820 --> 12:42.300
‫آره، پس چرا ماکروفر رو بردن؟

12:52.060 --> 12:53.660
‫برمی‌گرده؟

12:56.660 --> 12:59.700
‫نه. نگران نباش. می‌گیریمش

13:00.500 --> 13:02.580
‫آره، خیلی‌خب، ممنون رفیق

13:04.020 --> 13:07.260
‫با همسایه‌مون ایان حرف زدم

13:07.260 --> 13:10.260
‫فکر می‌کنه یه ون قدیمی
‫اون طرف خیابون پارک شده بوده،

13:10.260 --> 13:13.660
‫فکر می‌کنه نیسان قرمز بوده،
‫ولی الان اثری ازش نیست

13:13.660 --> 13:15.660
‫یه نیسان قرمز. چه مدلی؟

13:15.660 --> 13:17.180
‫نمی‌دونم رفیق

13:17.940 --> 13:21.060
‫تو خوبی، جاشی؟
‫ردیفی، رفیق؟

13:21.060 --> 13:23.100
‫یکم شوکه شده

13:23.100 --> 13:24.940
‫می‌ترسه دزد دوباره برگرده،

13:25.780 --> 13:27.900
‫ولی برنمی‌گرده، مگه نه رفیق؟

13:28.500 --> 13:30.820
‫وقتی بابایی باشه، برنمی‌گرده

13:31.340 --> 13:34.620
‫اتفاقاً اگه یکی توی سرقت موفق نشه،
‫دلش می‌خواد دوباره برگرده و تمومش کنه

13:34.620 --> 13:37.700
‫توصیه می‌کنم یه آژیر بگیرید،
‫قفل‌های در رو هم دو برابر کنید

13:39.180 --> 13:40.940
‫خیلی‌خب رفیق. طوری نیست

13:42.380 --> 13:45.100
‫عجب! گمونم بچه نداری

13:46.020 --> 13:48.020
‫خیلی‌خب رفیق. طوری نیست.
‫الان در امانی.

13:48.860 --> 13:51.980
‫چیزی نمیشه. بابایی اینجاست،
‫من ازت محافظت می‌کنم

13:53.220 --> 13:54.740
‫یعنی بهتره جلوی بچه نگی

13:54.740 --> 13:57.740
‫وای خدا! نمی‌دونم چرا بچه می‌بینی
‫دست و پات شل میشه

13:57.740 --> 13:59.260
‫- دست و پام شل نمیشه
‫- میشه

13:59.260 --> 14:01.460
‫از اون مردهایی میشی که
‫سه تا بچه دارن با یه وام خونه

14:01.460 --> 14:05.180
‫با یه سگ و ماشین چمن‌زنی و
‫ماشینِ سیتروئن برلینگو

14:05.180 --> 14:06.860
‫و یه همسر، اگه شانس بیارم

14:06.860 --> 14:09.260
‫زن زشت. نزدیک‌بین.
‫حس بویاییش هم کور.

14:09.260 --> 14:10.940
‫اوه! لقمه‌ی گنده‌تر از دهنم شد که

14:12.380 --> 14:13.500
‫از من بشنو

14:14.300 --> 14:16.580
‫اگه تا 45سالگی جفتمون هم
‫مجرد موندیم، باهات ازدواج می‌کنم،

14:16.580 --> 14:19.980
‫ولی باید توی اتاق جداگونه بخوابیم و
‫باید ریشت رو بزنی

14:19.980 --> 14:22.220
‫ریش جذابـه. این ریش سکسیـه

14:22.220 --> 14:24.340
‫نه، نیست، بهش غذا چسبیده

14:26.340 --> 14:28.940
‫تابحال ماجرای اون پرونده‌ی عجیب رو شنیدی؟

14:28.940 --> 14:30.900
‫فکر کنم دالورثی بود

14:30.900 --> 14:34.180
‫یکی دزدکی وارد خونه شده بود و
‫هیچی برنداشته بود جز یه شیرِ اسباب‌بازی

14:35.220 --> 14:38.620
‫از این عجیب‌تر، چند ماه بعدش،
‫اسباب‌بازی‌ها رو پیدا کردن

14:38.620 --> 14:40.860
‫چشماشون شل شده بود، علائم خفگی داشتن

14:43.380 --> 14:45.180
‫اون دیگه چه کوفتیـه؟

14:54.740 --> 14:57.020
‫این وقت روز واسه آتیش‌بازی عجیب نیست؟

14:57.740 --> 14:59.460
‫خیلی رومانتیکـه، راوی!

14:59.460 --> 15:01.220
‫- این کارا رو به خاطر من کردی؟
‫- آره بابا

15:01.220 --> 15:04.180
‫یه مشت بچه‌ مزرعه‌ای رو با فشفشه
‫مسلح کردم، فقط به خاطر تو

15:13.100 --> 15:14.380
‫چیه؟

15:14.380 --> 15:15.500
‫هیچی

15:22.380 --> 15:26.380
‫♪ من بی‌همتام ♪

15:27.420 --> 15:30.380
‫♪ دلم نمی‌خواد جای کسی باشم ♪

15:30.380 --> 15:34.180
‫♪ من بی‌همتام ♪
‫[خلاص شدی، گلن. تُف تو ذاتت]

15:34.940 --> 15:38.220
‫♪ نمی‌تونید اینو ازم بگیرید! ♪

15:40.420 --> 15:42.940
‫- بفرمایید
‫- نه، نه. مهمون من هستید

15:42.940 --> 15:46.620
‫این زن جونم رو نجات داد. جدی میگم،
‫اگه اون نبود، من الان بی‌خانمان بودم

15:46.620 --> 15:47.820
‫بله رفیق؟

15:48.620 --> 15:51.260
‫صاحب‌خونه‌اش رو به جرم
‫حمل مواد مخدر دستگیر کردم

15:51.260 --> 15:53.820
‫وقتی توی بازداشتی، سختـه که
‫پی اجاره‌ات رو بگیری

15:57.740 --> 16:00.700
‫چطوری این چیزا رو می‌خوری؟

16:00.700 --> 16:03.140
‫خب، اینطور نیست.
‫نکنه لیموناد می‌خوای؟

16:03.140 --> 16:04.460
‫گم شو

16:06.500 --> 16:08.740
‫دور بعدی به انتخاب منـه

16:08.740 --> 16:10.660
‫♪ ازم دور شو ♪

16:10.660 --> 16:12.620
‫♪ هورا ♪

16:16.580 --> 16:17.820
‫اوه!

16:17.820 --> 16:19.540
‫بفرما، داره لِمش دستت میاد

16:19.540 --> 16:21.580
‫نه. فردا خماریش منو می‌کُشه

16:23.860 --> 16:25.620
‫نگاه نکن

16:26.540 --> 16:28.820
‫- چی؟
‫- نگاه نکن!

16:28.820 --> 16:31.980
‫- زنی که توی باره، لباس روشن پوشیده
‫- خب که چی؟

16:33.020 --> 16:35.620
‫داره بدجور بهت نخ میده

16:36.340 --> 16:37.580
‫نه بابا

16:40.220 --> 16:41.820
‫براش یه نوشیدنی بگیر

16:41.820 --> 16:43.780
‫تو رو تنها بذارم؟

16:44.420 --> 16:45.820
‫با هولنس گپ می‌زنم

16:50.300 --> 16:52.020
‫بلا منو می‌کُشه

16:52.020 --> 16:54.420
‫ذوبت می‌کنه و ازت شمع می‌سازه

16:54.420 --> 16:56.380
‫شمع‌های معطر آبجو

16:56.380 --> 16:58.660
‫- باید بازداشتش کنی خب
‫- بلا هولنس رو؟

16:58.660 --> 17:00.020
‫گمونم واسه اون نیروی ضربت لازم داریم

17:03.980 --> 17:05.340
‫آخ!

17:05.340 --> 17:06.420
‫چیه؟

17:06.420 --> 17:08.020
‫هنوز داره نگاهت می‌کنه

17:12.740 --> 17:14.020
‫زود باش!

17:18.260 --> 17:19.460
‫باشه

17:40.700 --> 17:42.100
‫تخم سگ عوضی!

17:43.060 --> 17:45.340
‫آهای! کدوم خری اینو گذاشته اینجا؟

17:47.540 --> 17:49.980
‫اوه! پس اینجایی

17:51.260 --> 17:54.420
‫ژیگولت اون داخل داره با یه داف لاس می‌زنه

17:54.420 --> 17:57.700
‫ژیگولم نیست. همکارمـه، نیک

17:57.700 --> 18:00.020
‫واسه همین ترش کردی نشستی اینجا؟

18:00.020 --> 18:01.820
‫ترش نکردم، دارم فکر می‌کنم

18:03.180 --> 18:04.740
‫خیلی‌خب، هرطور راحتی

18:06.020 --> 18:08.540
‫میرم بالا بیارم و یه تاکسی واسه خودم پیدا کنم

18:09.340 --> 18:11.260
‫به بلا سلام گرمم رو برسون

18:11.260 --> 18:12.420
‫حتماً

18:13.540 --> 18:15.940
‫ولی مطمئن نیستم زیاد
‫سر کیف باشه

18:15.940 --> 18:18.300
‫ولی خب هیچ‌وقت نمیشه فهمید

18:20.780 --> 18:22.340
‫شب بخیر، سربازرس چمبرز

18:24.340 --> 18:25.820
‫شب بخیر، پسر عاشق!

18:26.460 --> 18:27.940
‫به کی گفتی پسر عاشق؟

18:40.020 --> 18:41.420
‫اسمش چیه؟

18:42.660 --> 18:43.820
‫الینا

18:44.700 --> 18:46.220
‫معلم مدرسه‌ست

18:46.220 --> 18:47.420
‫چه خوب

18:51.100 --> 18:53.020
‫به چی فکر می‌کنی، چمبرز؟

18:53.660 --> 18:55.820
‫شیرهای اسباب‌بازی و ماکروفرها

18:56.340 --> 18:58.740
‫یه جای توی هیاهو،
‫همیشه یه الگویی هست

19:02.780 --> 19:05.340
‫- چیه؟
‫- یه شب به خودت استراحت بده

19:06.420 --> 19:08.300
‫این افکار مثل خوره میفتن به جونت

19:10.060 --> 19:11.780
‫کارمون همینـه، راوی

20:23.700 --> 20:28.100
‫آماندا میلتون و مارگو جکسون آخرین بار موقعی که
‫داشتن پیاده از مدرسه برمی‌گشتن دیده شدن

20:28.220 --> 20:33.300
‫توی منطقه‌ی تامفورد، حدوداً ساعت 5 عصر دیروز

20:34.500 --> 20:37.100
‫هنوز ماهیت و علت اصلی
‫ناپدید شدن‌شون مشخص نیست

20:37.220 --> 20:41.340
‫ولی ما باید سریع و با دقت تمام
‫به این موضوع رسیدگی کنیم

20:42.100 --> 20:44.340
‫با پلیس هاکریج همکاری و هماهنگی خواهیم داشت

20:44.460 --> 20:47.100
‫تا هیچ چیزی از قلم نیفته و

20:47.100 --> 20:51.820
‫از مردم می‌خوایم که اگه هرگونه
‫اطلاعاتی در رابطه با این موضوع دارن،

20:51.820 --> 20:55.780
‫به ما خبر بدن و توی این تحقیقات کمکمون کنن

20:55.780 --> 20:58.580
‫بیاید این دخترها رو پیدا کنیم و
‫برشون گردونیم خونه

21:04.460 --> 21:07.100
‫بیخیال!

21:07.220 --> 21:09.940
‫وای! خدا!

21:10.780 --> 21:12.740
‫کوکاکولا نداشتن

21:13.900 --> 21:15.540
‫اوه...

21:15.540 --> 21:17.100
‫چی پیدا کردی؟

21:19.220 --> 21:22.220
‫با هولنس راجع به پرونده‌ی
‫جونا تیلور حرف زدی؟

21:22.220 --> 21:24.580
‫سعی کردم. ولی زیاد دل به کار نمیده

21:25.740 --> 21:30.260
‫آخر جاده‌ی تیلور، یه دوربین ترافیکی بوده

21:30.260 --> 21:33.700
‫چندین خونه توی مسیرش بودن،
‫فقط یه ماشین گم شده

21:33.700 --> 21:35.220
‫یه وانت نیسان قرمز

21:35.900 --> 21:37.940
‫آره، یادمـه.
‫هیچ‌وقت پیداش نکردن.

21:38.780 --> 21:40.260
‫نه، نکردن

21:42.900 --> 21:44.260
‫ولی این...

21:46.420 --> 21:51.100
‫این سه روز قبل از گم شدن
‫آماندا و مارگو گرفته شده

21:51.100 --> 21:53.580
‫دوربین آیفونِ جلوی در، سه تا خیابون بالاتر

21:53.580 --> 21:55.740
‫اونا همیشه از یه مسیر می‌رفتن مدرسه

21:59.580 --> 22:01.020
‫حالا بهم بگو، راوی

22:01.620 --> 22:05.820
‫اون یه نیسان وانت قرمز هست یا نیست؟

22:08.140 --> 22:09.740
‫شاید تصادفی باشه

22:10.460 --> 22:13.340
‫اون ماشین کم ِکم مال 20 سال پیشـه.
‫تصادف دیگه چه کسشعریـه؟

22:13.340 --> 22:14.820
‫سیگار داری؟

22:18.100 --> 22:20.820
‫- اینجا نباید سیگار کشید
‫- پنجره رو باز می‌کنم

22:26.220 --> 22:27.500
‫سربازرس دیلن

22:29.500 --> 22:31.060
‫لطفاً دوباره بگو

22:32.060 --> 22:33.220
‫چیه؟

22:35.020 --> 22:37.140
‫خیلی‌خب، بهشون بگو ده دقیقه‌ای
‫خودمونو می‌رسونیم

22:38.900 --> 22:40.460
‫پیداشون کردن؟

22:41.660 --> 22:43.180
‫یه چیز دیگه‌ست

22:50.380 --> 22:52.500
‫- وارد محدوده نشو
‫- طاقتش رو دارم

22:52.500 --> 22:54.220
‫بچه‌ست، راوی

22:54.220 --> 22:56.420
‫احساساتی بشی کار دستم میدی،
‫اونم وسط جمعیت

22:57.420 --> 23:00.100
‫همین بیرون بمون، سرنخ جمع کن

23:10.580 --> 23:13.340
‫خانم‌ها و آقایون، لطفاً برید عقب.
‫برید عقب.

24:14.620 --> 24:16.380
‫شوهرش سابقه داشته

24:16.380 --> 24:18.220
‫واسه ضرب و شتم توی عفو مشروط بوده

24:19.060 --> 24:22.260
‫همسایه میگه در پشتی رو محکم می‌کوبیده
‫تا اینکه گذاشته بیاد داخل

24:23.220 --> 24:25.100
‫- الان کجاست؟
‫- نمی‌دونیم

24:25.100 --> 24:26.660
‫واسش حکم بازداشت صادر کردیم

24:28.300 --> 24:30.020
‫چه همسایه‌های وظیفه‌شناسی

24:30.580 --> 24:32.020
‫کسی رفتنش رو ندیده؟

25:38.540 --> 25:39.540
‫شین

25:43.740 --> 25:45.220
‫اسمت شینـه، نه؟

25:47.860 --> 25:51.740
‫شین، ازت می‌خوام چاقو رو بذاری زمین

25:54.860 --> 25:56.340
‫فیشر رو پیدا کردم

25:57.420 --> 25:58.940
‫دستشویی طبقه بالا

26:01.700 --> 26:03.340
‫دوباره بگو

26:17.220 --> 26:18.300
‫کیر توش!

26:23.620 --> 26:25.540
‫نه!

26:33.020 --> 26:35.020
‫- تکون نخور!
‫- مقاومت نکن!

26:35.020 --> 26:36.100
‫لعنتی!

26:36.100 --> 26:37.580
‫دستبند بزن!

27:45.980 --> 27:47.420
‫آره، برو داخل

27:47.420 --> 27:49.060
‫سرت رو بده پایین

27:57.220 --> 27:58.660
‫بذار ببینم

27:58.660 --> 28:00.460
‫نه، غش می‌کنی

28:00.460 --> 28:01.820
‫دل و جرأت به خرج میدم

28:06.580 --> 28:08.580
‫- درد داره؟
‫- آخ!

28:08.580 --> 28:10.100
‫فقط وقتی می‌خندم

28:56.020 --> 28:58.580
‫خونه هنوز آوار نشده،
‫باز جای شکرش باقیـه

28:58.580 --> 29:01.020
‫- دیوار حائل نیست
‫- ببینیم دیگه

29:03.620 --> 29:05.580
‫نه، به نظر عالیـه، عزیزم

29:07.100 --> 29:08.460
‫نوش

29:08.460 --> 29:11.180
‫- فردا کار اتاق زیر شیروونی رو شروع می‌کنم
‫- جدی که نمیگی؟

29:11.180 --> 29:12.540
‫چیه؟

29:12.540 --> 29:14.780
‫یه دقیقه نمی‌تونی آروم بگیری؟

29:15.420 --> 29:17.740
‫به نظرت الان دارم چیکار می‌کنم پس؟

29:22.340 --> 29:23.620
‫چی شده، عزیزم؟

29:36.100 --> 29:37.740
‫واسه این کارها وقت نداریم

29:37.740 --> 29:39.660
‫اون پسر کوچولوی یه بنده‌خدایی‌ـه

29:39.660 --> 29:42.180
‫فکر کردم واسه یه بار هم که
‫شده یه بچه رو پیدا کنیم

29:43.500 --> 29:45.420
‫بعد هیچکس گم شدنش رو گزارش نداده؟

29:46.060 --> 29:47.140
‫هنوز نه

29:48.620 --> 29:49.620
‫باشه

29:59.660 --> 30:01.900
‫هنوزم به نظرم باید طلاییـه رو انتخاب می‌کردی

30:15.220 --> 30:16.460
‫همینجاست

30:18.700 --> 30:20.220
‫همین بالاست

30:37.580 --> 30:38.820
‫سلام

30:43.380 --> 30:45.580
‫اسم من راویـه. اسم تو چیه؟

30:47.180 --> 30:48.180
‫آیزاک

30:49.340 --> 30:50.500
‫از آشناییت خوشحالم، آیزاک

30:57.740 --> 30:59.780
‫این دوستم لوسیـه

30:59.780 --> 31:01.820
‫اومدیم کمکت کنیم برگردی خونه، خب؟

31:02.460 --> 31:04.380
‫فکر می‌کنه خونه‌اش همینجاست

31:06.260 --> 31:07.340
‫آیزاک

31:08.060 --> 31:10.660
‫- اسم مامانت چیه؟
‫- لوسی

31:11.300 --> 31:12.820
‫فامیلیش رو می‌دونی؟

31:12.820 --> 31:14.140
‫چمبرز!

31:18.820 --> 31:21.100
‫اون‌وقت می‌دونی مامانی کجاست؟

31:25.700 --> 31:27.660
‫نه، عزیزم. من مامانت نیستم

31:29.940 --> 31:32.660
‫نه، من نیستم و باید پیداش کنیم

31:32.660 --> 31:34.940
‫چون مامانت بدجور نگرانت میشه

31:35.660 --> 31:36.940
‫مامانم تویی

31:37.940 --> 31:39.900
‫نه، من مامان نیستم

31:44.140 --> 31:49.900
‫شاید...شبیه مامانتم.
‫موهاش شبیه منـه؟

31:49.900 --> 31:51.780
‫فرق داره

31:52.420 --> 31:53.660
‫چطور فرق داره؟

31:55.660 --> 31:58.020
‫اوه...عزیزم

31:58.580 --> 32:00.060
‫ناراحت نشو

32:01.300 --> 32:02.860
‫مشکلی نیست

32:02.860 --> 32:04.740
‫اگه درد داشته باشه، گریه ایرادی نداره

32:05.420 --> 32:08.140
‫گاهی گریه مثل آب روی آتیش می‌مونه

32:10.340 --> 32:11.740
‫چیکار کنیم؟

32:11.740 --> 32:14.380
‫- نمی‌دونم
‫- خب، صد درصد یکی دنبالش می‌گرده

32:14.380 --> 32:16.300
‫نمیشه که همینطوری از آسمون ظاهر شده باشه

32:16.940 --> 32:19.500
‫با بهزیستی تماس می‌گیریم، خب؟

32:19.500 --> 32:21.540
‫یه جایی واسش پیدا می‌کنیم که بمونه

32:21.540 --> 32:22.700
‫نه

32:23.380 --> 32:27.380
‫آیزاک. تو فقط...
‫باید همینجا بمونی

32:31.860 --> 32:34.180
‫نه، میاریمش پاسگاه

32:34.180 --> 32:36.500
‫آره، خوبه. چقدر طول می‌کشه؟

32:37.700 --> 32:39.460
‫چون ما پرستار بچه نیستیم

32:40.140 --> 32:42.220
‫شرمنده، گفتی اسمت چیه؟

32:43.260 --> 32:45.340
‫نه، منو نذار پشت خط.
‫نکن...

32:45.340 --> 32:46.500
‫وای!

32:47.220 --> 32:49.900
‫- یعنی عاشق بهزیستی‌ام
‫- مثل همیشه خیرشون می‌رسه؟

32:49.900 --> 32:51.660
‫راب شاو. این اسم یادت باشه

32:51.660 --> 32:52.860
‫کسکش

32:54.540 --> 32:56.020
‫شرمنده

33:01.100 --> 33:04.420
‫نمی‌دونم برسیم اونجا قراره چیکار کنیم.
‫اون بچه منو ول نمی‌کنه.

33:05.700 --> 33:08.340
‫- به نظرت چه اتفاقی واسش افتاده؟
‫- اصلاً نمی‌دونم

33:12.620 --> 33:14.340
‫عجیبـه که هیچکس گزارشش نکرده

33:17.100 --> 33:19.500
‫به نظرت کسی ولش کرده؟

33:19.500 --> 33:20.580
‫نه

33:21.300 --> 33:24.100
‫- آخه کی همچین کاری می‌کنه؟
‫- کسی که کاسه‌ی صبرش لبریز شده باشه

33:25.300 --> 33:27.540
‫می‌ذارتش پیش یه خانواده‌ی دیگه

33:27.540 --> 33:29.020
‫امکانش هست

33:32.380 --> 33:34.540
‫تو خوبی؟

33:34.540 --> 33:37.220
‫آره. دستم خواب رفته

33:37.220 --> 33:39.540
‫بیخیال، عزیزم.
‫بیا دست عوض کنیم.

33:45.420 --> 33:46.700
‫چه روز عجیبی

33:49.020 --> 33:51.260
‫خروجی بعدی رو باید بری چپ

33:53.700 --> 33:55.100
‫سربازرس چمبرز بفرمایید

33:56.700 --> 33:57.700
‫چی؟

33:58.540 --> 33:59.700
‫چی شده؟

33:59.700 --> 34:01.340
‫باید دور بزنی

34:01.340 --> 34:03.340
‫- چی؟
‫- فقط دور بزن

34:12.820 --> 34:14.140
‫همینجا بمون

34:14.140 --> 34:16.500
‫یکی رو پیدا می‌کنم که بچه رو ببره پاسگاه

34:18.300 --> 34:19.940
‫به نظرت همونان؟

34:20.620 --> 34:22.060
‫در رو قفل کن

34:24.540 --> 34:25.940
‫مشکلی نیست

34:26.700 --> 34:29.420
‫برمی‌گرده. آب توی دلت تکون نخوره

34:38.180 --> 34:40.580
‫چطوره یکم آهنگ گوش بدیم؟

34:41.380 --> 34:42.980
‫خوشت میاد؟

34:51.300 --> 34:52.820
‫کارش زیاد طول نمی‌کشه

35:40.700 --> 35:43.900
‫انگار یکی سعی کرده با وزنه غرق‌شون کنه،
‫ولی گِرهش در رفته

35:46.540 --> 35:49.100
‫یه مغازه‌ی لوازم ماهیگیری اون پایین هست

35:49.100 --> 35:51.820
‫صاحبش میگه طی چند شب گذشته
‫یه ون اینجا پارک کرده بوده

35:53.020 --> 35:54.500
‫چجور ونی؟

35:54.500 --> 35:56.620
‫قرمز. مدلش رو نمی‌دونست

35:56.620 --> 35:58.020
‫شاید بی‌ربط باشه

36:00.060 --> 36:01.820
‫همه چی ربط داره

36:04.660 --> 36:05.700
‫آیزاک!

36:46.780 --> 36:47.980
‫آیزاک؟

37:25.140 --> 37:26.940
‫یه لحظه چشم ازش برداشتم

37:26.940 --> 37:29.580
‫- انگار همینطوری غیب شد
‫- بچه‌ها همینطوری غیب نمیشن که

37:30.540 --> 37:32.860
‫هیچ جایی واسه قایم شدن نیست.
‫همه جا رو گشتم.

37:33.420 --> 37:34.540
‫اون داخل چی؟

37:34.540 --> 37:36.020
‫قفلـه

37:36.980 --> 37:37.980
‫خب؟

38:12.060 --> 38:13.780
‫کمکی ازم برمیاد؟

38:30.380 --> 38:32.180
‫چیز دیگه‌ای هست که بخوای اضافه کنی؟

38:37.300 --> 38:39.660
‫اگه دوباره تعریف کنی، شاید بهمون کمک کنه

38:39.660 --> 38:42.340
‫کامل دست‌مون بیاد ماجرا

38:45.500 --> 38:46.500
‫نه

38:49.020 --> 38:50.060
‫باشه

38:51.100 --> 38:55.020
‫گفتگو با هارولد اسلید
‫در ساعت 17:32 خاتمه یافت

39:08.540 --> 39:12.060
‫- به نظرت با عقل جور در میاد؟
‫- تازه رسیدم، برام تعریف کنید

39:12.060 --> 39:14.540
‫نمی‌خواسته بهشون صدمه بزنه.
‫فقط می‌خواسته...

39:15.580 --> 39:16.940
‫نگهشون داره

39:18.500 --> 39:20.100
‫شرمنده، سم بوید هستم

39:20.100 --> 39:22.820
‫بازرس بوید تازه از پلیس متروپلیتن منتقل شده

39:23.500 --> 39:26.060
‫منظورت چیه که می‌خواسته نگهشون داره؟

39:26.060 --> 39:28.700
‫خب، میگه مسئله جنسی نبوده

39:28.820 --> 39:30.180
‫جنسی نبوده؟

39:30.300 --> 39:32.180
‫کلید اون در توی گاوصندوقش بوده و

39:32.300 --> 39:34.980
‫توی لپ‌تاپش پورن کودک پیدا کردیم

39:34.980 --> 39:36.620
‫چه گوهی باهاشون خورده، نیک؟

39:36.620 --> 39:38.180
‫طبق گفته‌ی خودش هیچی

39:39.060 --> 39:40.700
‫اون‌وقت چطوری مُردن؟

39:40.820 --> 39:42.500
‫اون طرفدار دو آتیشه‌ی موسیقی چایکوفسکی‌ـه

39:42.500 --> 39:45.980
‫همسرش با یه سفر به پراگ غافلگیرش کرده.
‫باله‌ی دریاچه‌ی قو.

39:46.820 --> 39:50.620
‫چمدونش رو براش بسته،
‫وقت نکرده برگرده به بچه‌ها سر بزنه

39:51.780 --> 39:53.660
‫بدون آب و غذا موندن

39:54.420 --> 39:56.860
‫پس، موقعی که برگشتن...

39:56.860 --> 40:02.060
‫از پزشکی قانونی پیگیر هستیم،
‫ولی فرضیه‌شون اینـه که از...

40:02.820 --> 40:04.340
‫تشنگی مُردن

40:05.380 --> 40:06.420
‫وای خدا...

40:08.100 --> 40:10.220
‫باید خودش رو می‌کُشت

40:11.180 --> 40:12.900
‫چطور شد خودش رو تحویل داده؟

40:13.500 --> 40:15.220
‫تهدید شده

40:15.340 --> 40:17.180
‫یکی اونو دیده که سعی داشته
‫از شر جسدها خلاص بشه

40:17.180 --> 40:19.420
‫توی تاریکی خِفتش کرده،
‫یه چاقو گذاشته زیر گلوش

40:19.420 --> 40:21.660
‫دنبال یه مرد قفقازی سفیدپوست می‌گردیم

40:21.660 --> 40:25.380
‫قد بلند، لاغر، لهجه‌ی اسکاتلندی،
‫موهای خاکستری

40:25.380 --> 40:27.180
‫سُم داشته، شاخ‌های بزرگ داشته

40:28.180 --> 40:30.900
‫اسلید گفت اون شیطان بوده که
‫اومده بوده ببرتش جهنم

40:30.900 --> 40:33.180
‫این مرد گفت اون می‌تونه آینده رو ببینه

40:33.300 --> 40:36.020
‫دقیقاً می‌دونسته اون دخترها کِی و کجا پیدا میشن

40:36.020 --> 40:38.860
‫- درسته، پس شیطان مجبورش کرده این کار رو بکنه؟
‫- نه، نه، نه

40:38.860 --> 40:41.900
‫- شیطان مجبورش کرده اعتراف کنه
‫- شرمنده...

40:42.540 --> 40:45.580
‫رد یه وانت قرمز رو به این آدم‌ربایی گرفتی؟

40:46.780 --> 40:48.500
‫درسته...

40:48.500 --> 40:51.420
‫ولی...اون خیلی دقیق و باجزئیات گفت

40:51.420 --> 40:53.220
‫باجزئیات معنیش این نیست که
‫مخش درست کار می‌کنه

40:53.340 --> 40:54.780
‫یارو یه کسخل روانیـه

40:54.780 --> 40:56.180
‫نه، نه، می‌دونم ولی...

40:57.020 --> 40:59.340
‫خب، نمی‌تونه تصادفی باشه که

41:02.620 --> 41:04.980
‫حدس بزن شیطان چه مدل ماشینی می‌رونده؟

41:27.820 --> 41:28.820
‫آخ!

41:33.460 --> 41:35.180
‫اسمش ایدن استنره

41:36.140 --> 41:39.220
‫چندین زخم چاقو. تا آوردنش جون داد

41:40.180 --> 41:42.380
‫وقتی عضو این باندها میشی...

41:44.420 --> 41:46.180
‫دیر یا زود ریق رحمت رو سر می‌کشی

41:48.540 --> 41:50.540
‫تو خوبی رفیق؟

41:50.540 --> 41:51.900
‫آره خوبم

41:51.900 --> 41:54.380
‫- می‌خوای یه لحظه بری بیرون؟
‫- نه

41:54.380 --> 41:56.180
‫حمله‌ی باندهای خلافکاری نیست

41:56.180 --> 41:57.700
‫از کجا می‌دونی؟

41:57.820 --> 42:01.620
‫شاهدین یه مرد لاغر حدوداً
‫50 60 ساله رو توصیف کردن،

42:01.620 --> 42:04.220
‫موهای سفید، لهجه‌ی اسکاتلندی

42:04.340 --> 42:06.420
‫قبلاً این اطراف ندیده بودنش

42:08.100 --> 42:11.660
‫اظهارات اون بچه‌ها رو ثبت کنید.
‫یه چهره‌نگاری هم از مظنون می‌خوام.

42:11.660 --> 42:15.300
‫براش حکم بازداشت صادر کنید و پوشش دوربین‌های
‫مداربسته‌ی ساختمون‌های اطراف رو بررسی کنید

42:15.300 --> 42:17.780
‫همینطور همه‌ی دوربین‌های ترافیکی
‫توی شعاع 13 کیلومتری

42:17.780 --> 42:20.340
‫دیگه همچین فرصتی نصیبمون نمیشه

42:26.980 --> 42:29.580
‫اسلید گفت اون شیطان بوده که
‫اومده ببرتش جهنم

42:29.580 --> 42:32.780
‫آخر جاده‌ی تیلور، یه دوربین ترافیکی بوده

42:32.780 --> 42:36.300
‫چندین خونه توی مسیرش بودن،
‫فقط یه ماشین گم شده

42:37.060 --> 42:38.540
‫یه نیسان وانت قرمز

42:38.540 --> 42:40.980
‫آره یادمه.
‫هیچ‌وقت پیداش نکردن.

42:40.980 --> 42:43.860
‫همه چی مرتبطـه.
‫ولی نمی‌تونه تصادفی باشه.

42:43.860 --> 42:47.540
‫این یه نیسان وانت قرمز هست یا نه؟

42:47.540 --> 42:49.620
‫سُم داشته، شاخ‌های بزرگ داشته

42:49.620 --> 42:51.620
‫دنبال یه مرد قفقازی سفیدپوست می‌گردیم

42:51.620 --> 42:55.100
‫قد بلند، لاغر، لهجه‌ی اسکاتلندی،
‫موهای خاکستری

42:55.100 --> 42:57.420
‫حدس بزن شیطان چه مدل ماشینی می‌رونده؟

43:01.420 --> 43:03.820
‫یه زنجیره بین چندین پرونده پیدا کردیم که

43:03.820 --> 43:07.540
‫مربوط به ربوده شدن
‫جونا تیلور توی 12 سال پیشـه

43:07.540 --> 43:12.380
‫دیده شدنِ یه نیسان وانت قرمز،
‫که تا الان هرگز پیدا نشده

43:12.380 --> 43:16.700
‫مشاهدات قبلی اون ماشین رو با سامانه‌ی تشخیص
‫خودکار شماره پلاک مطابقت دادیم

43:16.820 --> 43:19.500
‫ظاهراً همیشه اطراف یه محدوده‌ی کور غیب میشه

43:19.500 --> 43:21.020
‫تورنهام گرین

43:21.020 --> 43:23.340
‫بیشترش زمین‌های کشاورزیـه،
‫جاده‌اش یک‌طرفه‌ست

43:23.340 --> 43:28.020
‫پهپادهای نظارتی پیداش نکردن،
‫ولی اینو پیدا کردیم

43:28.860 --> 43:30.820
‫قبلاً استراحتگاه تعطیلات بوده

43:30.820 --> 43:32.540
‫صاحبش چند وقت پیش مُرده

43:32.540 --> 43:34.780
‫هیچکس ادعایی روش نداره.
‫باید خالی باشه.

43:36.180 --> 43:39.140
‫ولی تصاویر حرارتی چیز دیگه‌ای میگن

43:39.980 --> 43:45.060
‫فرضیه‌ای که داریم روش کار می‌کنیم:
‫مظنون‌مون اینجا مخفی شده

43:45.060 --> 43:47.740
‫اون منابع خیلی زیادی داره و

43:48.660 --> 43:50.980
‫به احتمال زیاد مسلحـه

43:50.980 --> 43:55.300
‫فرمانده گروه ضرب در رابطه با
‫سلاح گرم توضیحات کامل‌تری میده،

43:55.300 --> 43:56.940
‫ولی شبانه یورش می‌بریم

43:57.700 --> 43:59.940
‫بی سر و صدا، جاده رو با موانع می‌بندیم

44:00.980 --> 44:02.820
‫غافلگیرش می‌کنیم

44:04.660 --> 44:07.460
‫تا 30 ثانیه به هدف می‌رسیم

44:09.340 --> 44:11.500
‫فکر می‌کنیم مظنون هنوز توی موقعیتـه

44:14.380 --> 44:16.180
‫وقتی رسیدیم طبق نقشه پیش برید

44:33.100 --> 44:34.100
‫امنـه!

44:34.660 --> 44:36.180
‫درخواست پشتیبانی پزشکی!

44:36.180 --> 44:38.740
‫کاملاً امنـه! مظنون اینجا نیست

44:38.740 --> 44:40.500
‫تمام واحدها وارد بشید

44:40.500 --> 44:43.020
‫- پشتیبانی هوایی رو هم خبر کنید
‫- دریافت شد

45:19.220 --> 45:21.540
‫سیرا، اسکار، 43، مرکز

45:26.940 --> 45:28.740
‫اثری از مظنون هست؟

45:55.260 --> 45:57.900
‫سیرا، اسکار، 43، مرکز

45:57.900 --> 46:00.380
‫بازرس دیلن هستم، درخواستِ...

46:07.380 --> 46:08.620
‫همونجا وایسا لطفاً

46:15.020 --> 46:16.220
‫گفتم همونجا وایسا!

46:17.100 --> 46:18.380
‫خودتی، دیلن؟

46:23.740 --> 46:25.940
‫دوباره همون آش و همون کاسه؟

46:27.540 --> 46:30.260
‫بهت میگم برو رد کارت
‫ولی می‌دونم که نمیری

46:32.460 --> 46:34.580
‫همونجا وایسا!
‫دست‌ها بالای سرت!

46:35.340 --> 46:37.980
‫نمی‌تونی شکستم بدی.
‫همه‌ی حرکاتت رو از بَرَم.

46:39.740 --> 46:41.500
‫فقط بذار رد بشم

46:41.500 --> 46:42.820
‫نمی‌تونم

46:44.140 --> 46:45.220
‫خیلی‌خب

46:46.260 --> 46:47.620
‫بیا تمومش کنیم بره

46:47.620 --> 46:49.020
‫نزدیک‌تر از این نیا

46:50.940 --> 46:52.220
‫گفتم وایسا!

47:07.220 --> 47:09.260
‫دقیق‌تر بهش نگاه بندازید

47:09.260 --> 47:10.900
‫آره، صد درصد خودشـه

47:15.820 --> 47:17.580
‫پلاک‌ها رو هم بنویسید

47:25.780 --> 47:27.500
‫پیاده رفته

47:27.500 --> 47:29.620
‫جای پاها به همه طرف هست

47:30.580 --> 47:32.060
‫این بنزینـه

47:33.260 --> 47:34.500
‫خانم؟

47:34.500 --> 47:36.500
‫خب، اون ماسماسک دیزلی‌ـه

47:37.900 --> 47:39.620
‫همینطور ژنراتور برقش

47:40.980 --> 47:42.860
‫که یعنی یه ماشین دیگه داره

47:44.180 --> 47:46.220
‫فقط رد یه جفت لاستیک هست

47:47.260 --> 47:49.420
‫پس پیاده فرار می‌کنه

47:51.340 --> 47:53.820
‫یه ماشین زاپاس نزدیک جاده‌ی اصلی نگه می‌داره

47:55.900 --> 47:57.940
‫یه نقشه از این محدوده برام بیارید

48:18.860 --> 48:20.900
‫- برو، برو، برو!
‫- برو، برو، برو!

48:20.900 --> 48:22.540
‫- بریم!
‫- تکون بخور!

48:22.540 --> 48:25.340
‫پلیس مسلح!

48:48.380 --> 48:50.300
‫سربازرس چمبرز، جواب بده

48:52.100 --> 48:53.340
‫بگو

48:54.060 --> 48:55.580
‫یکی از افرادمون زمین‌گیر شده

49:17.820 --> 49:19.380
‫صدامو می‌شنوئـه؟

49:19.380 --> 49:20.900
‫گفتنش سختـه

49:24.020 --> 49:25.700
‫استراحت کن

49:25.700 --> 49:27.380
‫همه چی تموم شد

49:29.820 --> 49:31.180
‫گرفتیمش

49:34.700 --> 49:36.420
‫کثافت رو گرفتیم

49:50.580 --> 49:52.220
‫بهم غذا ندادن

49:53.940 --> 49:55.380
‫خوبه

49:56.340 --> 49:59.500
‫سربازرس لوسی چمبرز از
‫پلیس هارت ولی اینجاست

49:59.500 --> 50:02.820
‫یازدهم نوامبره.
‫ساعت 21:42 ـه.

50:02.820 --> 50:06.100
‫میشه نام کامل‌تون رو
‫به منظور ثبت و ضبط بگید؟

50:06.100 --> 50:07.820
‫گیدئون شپرد

50:07.820 --> 50:09.460
‫آقای شپرد، شما به جرم

50:09.460 --> 50:13.020
‫قتل ایدن استنر و کانر لارسون بازداشت شدید

50:13.540 --> 50:14.700
‫همین؟

50:21.740 --> 50:24.700
‫چند نفر رو کُشتید، آقای شپرد؟

50:26.300 --> 50:27.500
‫بیشتر از اینا

50:30.140 --> 50:33.860
‫می‌دونی چند بار این مکالمه رو
‫با هم داشتیم، سربازرس چمبرز؟

50:33.860 --> 50:37.060
‫- یعنی چی؟
‫- هستی روی یه دایره‌ست. وقایع تکرار میشن

50:37.060 --> 50:39.260
‫و هر باری که تکرار میشه،

50:39.260 --> 50:41.620
‫من و تو توی این اتاق نشستیم

50:41.620 --> 50:45.060
‫سؤالاتت رو ازم می‌پرسی،
‫حقیقت رو بهت میگم،

50:45.820 --> 50:49.140
‫و بهت هشدار میدم که اگه حرفام رو
‫باور نکنی، چه اتفاقی میفته

50:52.500 --> 50:55.100
‫قراره چه اتفاقی بیفته، آقای شپرد؟

50:56.620 --> 50:57.900
‫یادداشت‌هام رو خوندی

50:57.900 --> 50:59.300
‫سعی کردم

51:00.500 --> 51:02.180
‫باید روی دست‌خطت کار کنی

51:02.180 --> 51:03.620
‫مدام همینو بهم میگی، کارآگاه

51:05.300 --> 51:08.740
‫قراره چه اتفاقی بیفته، آقای شپرد؟

51:12.660 --> 51:14.260
‫17 نفر مُردن

51:16.020 --> 51:17.340
‫11 تا بچه

51:18.140 --> 51:20.860
‫الان نمی‌تونم جلوش رو بگیرم، ولی تو می‌تونی

51:25.100 --> 51:27.940
‫- چیکار کردی؟
‫- من نه

51:27.940 --> 51:30.380
‫من اونی که خیال می‌کنی نیستم

51:31.700 --> 51:34.620
‫بهم نگاه می‌کنی و یه تجسم شیطانی می‌بینی

51:34.620 --> 51:36.180
‫شیطان واقعی اون بیرونـه،

51:37.380 --> 51:39.100
‫توی سایه‌ها لولیده

51:40.540 --> 51:42.300
‫اون لبه‌ی تارِ تصویر

51:43.580 --> 51:46.700
‫چهره‌اش رو ندیدم، ولی دیدم چه کارهایی
‫ازش برمیاد، تو هم به زودی می‌فهمی

51:47.380 --> 51:51.100
‫سال بعد، 17 نفر می‌میرن، 11 تاشون بچه‌ان

51:56.340 --> 51:57.780
‫آقای شپرد، من...

51:57.780 --> 52:01.020
‫شما رو به ارزیابی روانی ارجاع میدم

52:03.300 --> 52:06.220
‫میرم زندان. خودم رو می‌کُشم

52:06.220 --> 52:08.060
‫دوباره از نو شروع می‌کنیم

52:10.020 --> 52:12.220
‫ولی همیشه به اینجا می‌رسیم، هر دفعه

52:14.740 --> 52:16.260
‫من نمی‌تونم شکستت بدم، لوسی

52:21.340 --> 52:23.820
‫پس ازت می‌خوام بهم ملحق بشی

52:26.060 --> 52:27.340
‫بهت ملحق بشم؟

52:27.900 --> 52:30.340
‫زنده می‌مونم؛ همین یه بار

52:31.180 --> 52:32.380
‫زنده می‌مونم

52:33.180 --> 52:35.740
‫حبسم رو می‌گذرونم و منتظر میشم

52:38.020 --> 52:40.620
‫وقتی آماده بودی حرف بزنی،
‫می‌دونی کجا پیدام کنی

52:42.300 --> 52:43.780
‫تا اون موقع...

52:44.820 --> 52:46.820
‫همه‌ی چیزایی که باید می‌گفتم رو گفتم

52:50.180 --> 52:52.740
‫می‌دونی، سکوت توی دادگاه کمکی بهت نمی‌کنه

52:54.660 --> 52:56.020
‫نظری ندارم

53:13.180 --> 53:14.620
‫سربازرس چمبرز بفرمایید

53:14.620 --> 53:17.060
‫- خانم. کارآگاه بوید هستم
‫- بگو بوید

53:17.060 --> 53:19.300
‫دارم سوابق اداره‌ی تحقیقات جنایی رو بررسی می‌کنم

53:19.300 --> 53:22.060
‫حدوداً پنج دقیقه پیش با خطِ
‫دو فوریتی تماس گرفتن

53:22.060 --> 53:24.140
‫یه خونه‌ توی «سیکامور درایو 7» آتیش گرفته

53:26.860 --> 53:29.100
‫- چرا داری اینو بهم مگی؟
‫- آخه...

53:30.180 --> 53:32.740
‫شما اونجا بودید، خانم، ماه قبل

53:33.420 --> 53:36.460
‫همون خونه‌ایـه که اون
‫پسر بچه رو پیدا کردن، آیزاک

54:15.900 --> 54:17.660
‫کارآگاه چمبرز

54:19.140 --> 54:20.900
‫همه رو بیرون آوردیم؟

54:20.900 --> 54:22.260
‫ظاهراً

54:22.260 --> 54:24.540
‫دارن سوختگی‌های مادره رو مداوا می‌کنن

54:34.220 --> 54:35.940
‫همه چی مرتبـه، خانم؟

54:40.740 --> 54:42.700
‫چیزی نیست، فقط فکرم درگیره

54:45.180 --> 54:46.740
‫آشناپنداری

55:48.740 --> 55:49.860
‫آیزاک؟

55:59.820 --> 56:01.580
‫آیزاک؟ داخلی؟

56:07.940 --> 56:09.180
‫منم لوسی

56:10.660 --> 56:14.660
‫لوسی چمبرز. میشه بیای بیرون،
‫آیزاک؟ ما نباید اینجا باشیم

56:15.820 --> 56:17.340
‫بابایی بهم سرما داد

56:20.180 --> 56:21.740
‫چیزی نیست که ازش بترسی

56:23.860 --> 56:25.380
‫نتونستم جلوش رو بگیرم

56:25.380 --> 56:26.980
‫جلوی چی رو نتونستی بگیری؟

56:27.660 --> 56:28.780
‫آتیش‌سوزی

56:29.940 --> 56:32.940
‫عزیزم، لازم نیست تو جلوی آتیش رو بگیری

56:32.940 --> 56:35.100
‫همه خوبن.
‫آتش‌نشان‌ها دارن خاموشش می‌کنن.

56:35.980 --> 56:37.620
‫دنبالم کرد اینجا

56:38.780 --> 56:40.060
‫منظورت چیه؟

56:44.500 --> 56:45.740
‫آیزاک؟

57:38.300 --> 57:39.820
‫ساعت چنده؟

57:40.580 --> 57:41.580
‫دیر وقتـه

57:42.940 --> 57:44.700
‫برام عجیبـه که گذاشتن بیای داخل

57:45.860 --> 57:47.260
‫مزایای شغلی‌مونـه دیگه

57:47.260 --> 57:49.780
‫گفتم باید با همکارم صحبت کنم

57:49.780 --> 57:51.260
‫مسئله‌ی فوری پلیسی‌ـه

57:51.260 --> 57:52.700
‫چقدر خوش‌شانسم من

57:55.420 --> 57:56.820
‫آره، دروغ گفتم

57:58.340 --> 58:01.300
‫فقط می‌خواستم پیش یکی باشم

58:04.940 --> 58:06.300
‫خوبی؟

58:15.220 --> 58:16.220
‫نه

58:18.660 --> 58:21.460
‫نه، گمونم دارم پاک عقلم رو از دست میدم

58:22.460 --> 58:23.740
‫من هم همینطور

58:24.460 --> 58:25.780
‫می‌تونیم باهمدیگه رد بدیم

58:28.340 --> 58:29.540
‫بدم نمیاد

58:32.260 --> 58:33.580
‫درد داری؟

58:35.540 --> 58:36.940
‫وخیم نیست

58:39.100 --> 58:40.180
‫خوبه

59:36.820 --> 59:38.300
‫می‌دونم

59:39.660 --> 59:42.580
‫عقلم کمـه که اومدم اینجا

59:46.060 --> 59:48.100
‫شاید این آخرین فرصتم باشه

59:49.620 --> 59:51.340
‫وقتم داره تموم میشه

59:51.340 --> 59:52.980
‫نه، وقتت تموم نمیشه

59:52.980 --> 59:55.820
‫من و تو تا آخر دنیا وقت داریم، بازرس

59:56.780 --> 59:59.620
‫تو هم درست مثل من به این زندگی برمی‌گردی

01:00:00.700 --> 01:00:02.260
‫درست مثل همیشه

01:00:03.100 --> 01:00:05.460
‫فقط دفعه‌ی بعدی،
‫مطمئن می‌شیم که فرق داره

01:00:06.540 --> 01:00:08.500
‫چقدر تغییر می‌کنه؟

01:00:09.180 --> 01:00:11.060
‫نمی‌تونم به قطع بگم

01:00:11.060 --> 01:00:13.580
‫یه پروانه پر بزنه،
‫سونامی درست میشه

01:00:14.620 --> 01:00:18.140
‫من می‌تونم جونِ مادرت رو نجات بدم،
‫ولی بعدش، تسلیم هرج و مرج می‌شیم و

01:00:18.940 --> 01:00:21.660
‫هرج و مرج بیدارت می‌کنه،

01:00:21.660 --> 01:00:23.780
‫باعث میشه این مکالمه رو یادت بیاد

01:00:24.620 --> 01:00:26.100
‫پس اگه این کار رو بکنیم،

01:00:27.980 --> 01:00:31.260
‫اگه جلوی مادرم رو بگیری که خودش رو نکُشه

01:00:33.980 --> 01:00:35.580
‫همه چیزم رو از دست میدم

01:00:35.580 --> 01:00:38.060
‫هم از دست میدی، هم بدست میاری.
‫وارد مسیر دیگه‌ای میشی.

01:00:44.500 --> 01:00:45.740
‫اونو فراموش می‌کنم

01:00:45.740 --> 01:00:47.820
‫همیشه قرار بود فراموشش کنی،

01:00:48.460 --> 01:00:51.060
‫ولی اگه بیدار شی،
‫می‌تونی همه رو نجات بدی

01:01:00.380 --> 01:01:02.580
‫- من نباید اینجا باشم
‫- چرا، باید اینجا باشی

01:01:03.260 --> 01:01:04.300
‫لوسی

01:01:06.620 --> 01:01:08.140
‫تو این پرونده رو بلدی

01:01:08.140 --> 01:01:11.700
‫تمام جزئیاتِ پلیدش، روحت رو دست‌خوش
‫تغییرات کرده، خودت اینو می‌دونی

01:01:11.700 --> 01:01:15.620
‫نه فقط ریگبی، بقیه هم.
‫مدرسه‌ها، اتاق‌های بازی.

01:01:16.700 --> 01:01:18.340
‫وقت رفتنـه

01:01:18.340 --> 01:01:20.700
‫باید جلوشون رو بگیریم، لوسی

01:01:22.020 --> 01:01:24.020
‫ازت می‌خوام طرف من باشی

01:01:27.340 --> 01:01:28.420
‫باشه

01:01:33.420 --> 01:01:34.620
‫باشه

01:01:53.700 --> 01:01:55.100
‫خوبی؟

01:01:57.500 --> 01:01:58.660
‫مشکلی نیست

01:01:59.300 --> 01:02:00.700
‫یکی کمک کنه!

01:02:00.700 --> 01:02:03.060
‫- مشکل چیه؟
‫- زنگ بزن اورژانس!

01:02:04.380 --> 01:02:05.700
‫طوری نیست

01:02:07.420 --> 01:02:09.060
‫خوب میشی

01:02:30.740 --> 01:02:32.020
‫راوی

01:02:32.540 --> 01:02:33.860
‫من اینجام

01:02:33.860 --> 01:02:35.380
‫چیزی برات بیارم؟

01:02:38.540 --> 01:02:40.100
‫تنهام نذار

01:02:49.780 --> 01:02:51.620
‫تنها چیزی که نیاز داشتم تو بودی

01:02:53.980 --> 01:02:56.100
‫خودت اینو می‌دونی دیگه؟

01:02:58.660 --> 01:03:00.100
‫بیخیال، چمبرز

01:03:01.020 --> 01:03:02.700
‫به نظرم داری پیاز داغش رو زیاد می‌کنی

01:03:14.220 --> 01:03:16.260
‫تو مایه‌ی خوشحالیم بودی

01:03:23.700 --> 01:03:25.900
‫دوباره همدیگه رو می‌بینیم

01:03:28.140 --> 01:03:29.460
‫قول میدم

01:03:32.140 --> 01:03:33.660
‫پیدات می‌کنم

01:03:37.940 --> 01:03:39.900
‫دوستت دارم، لوسی چمبرز

01:03:53.060 --> 01:03:54.100
‫راوی

01:03:54.940 --> 01:03:56.260
‫من اینجام

01:04:01.980 --> 01:04:03.780
‫صدای موسیقی می‌شنوم

01:04:48.180 --> 01:04:51.620
‫پس اگه این کار رو بکنیم،
‫من همه چیزم رو از دست میدم

01:04:51.620 --> 01:04:54.260
‫هم از دست میدی، هم بدست میاری.
‫وارد مسیر دیگه‌ای میشی.

01:05:02.900 --> 01:05:04.820
‫رؤیاهامون نمی‌تونن بهمون آسیبی بزنن، لوسی

01:05:07.180 --> 01:05:08.940
‫نمی‌تونن بهمون آسیبی بزنن

01:05:18.180 --> 01:05:19.660
‫هنوز هیچی

01:05:20.340 --> 01:05:24.260
‫اون هیچوقت گریه نمی‌کنه،
‫نمی‌خنده، از کوره در نمیره

01:05:24.260 --> 01:05:25.780
‫اون فقط...

01:05:34.000 --> 01:05:35.700
‫« مریدث »

01:05:41.820 --> 01:05:42.940
‫آیزاک!

01:06:04.980 --> 01:06:06.100
‫آیزاک!

01:06:21.820 --> 01:06:23.020
‫داریم رد می‌شیم

01:06:39.001 --> 01:06:49.001
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus

01:06:50.021 --> 01:06:52.021
‫« ساعت 3:33 صبح »

01:06:58.260 --> 01:07:00.420
‫- سعی نکن حرف بزنی
‫- آیزاک

01:07:00.420 --> 01:07:02.180
‫- حالش خوبه
‫- کجاست؟

01:07:02.180 --> 01:07:04.740
‫- حالش خوبه. داره بهش رسیدگی میشه
‫- تونست بره بیرون؟

01:07:04.740 --> 01:07:06.940
‫اومد بیرون.
‫همسایه‌هاتون پیداش کردن.

01:07:10.860 --> 01:07:12.340
‫راوی اینجاست؟

01:07:13.100 --> 01:07:14.340
‫- راوی؟
‫- راوی...

01:07:15.020 --> 01:07:17.220
‫راوی. راوی دیلن، شوهرم

01:07:19.020 --> 01:07:20.180
‫لوسی

01:07:20.940 --> 01:07:22.580
‫یادتـه چه اتفاقی افتاد؟

01:07:25.700 --> 01:07:27.180
‫یادمـه

01:07:29.580 --> 01:07:31.300
‫همه چی رو یادمـه
