WEBVTT

00:14.419 --> 00:16.779
اون‌قدر مُردم که حسابش
دستم نیست

00:20.160 --> 00:21.200
هم مرگ سریع داشتم

00:23.000 --> 00:24.040
هم کُند

00:26.360 --> 00:27.720
هم دردناک، هم بی‌درد

00:27.800 --> 00:29.120
...در آخر همیشه

00:30.120 --> 00:31.520
همون حس رو می‌ده...

00:34.400 --> 00:37.360
هبوطی سرد به هیچ

00:39.000 --> 00:40.720
دیگه وجود ندارم

00:42.640 --> 00:43.760
...ولی بعدش

00:45.240 --> 00:49.120
به تدریج، آهسته آهسته
زنده می‌شم

00:51.200 --> 00:53.200
یعنی داری می‌گی
می‌تونی زنده بشی

00:53.560 --> 00:55.600
نه، هیچ‌کس نمی‌تونه
زنده بشه

00:56.920 --> 00:58.360
ولی همه‌مون برمی‌گردیم

00:59.760 --> 01:02.480
می‌خواستی دلیل کشتن پدرت رو
بهمون بگی

01:02.840 --> 01:04.000
دارم می‌گم دیگه

01:04.080 --> 01:06.280
نه، داری وقت تلف می‌کنی

01:07.560 --> 01:08.856
چرا از ابتدای ماجرا
شروع نمی‌کنی؟

01:08.880 --> 01:10.800
نه ابتدایی وجود داره
و نه انتهایی

01:11.680 --> 01:15.120
زندگی یک صفحه گرامافون خش داره
که مرتب تکرار می‌شه

01:15.800 --> 01:18.480
ولی یادت نمیاد که آهنگش رو
...قبلا شنیدی

01:19.880 --> 01:21.640
...پس به رقصیدن ادامه می‌دیم...

01:22.840 --> 01:26.000
غافلانه، باهاش هم‌خوانی می‌کنیم

01:29.000 --> 01:30.893
...ولی تو از این قاعده مستثنی هستی

01:32.200 --> 01:33.480
چون خاصی...

01:35.640 --> 01:39.000
چرا خاصی، گیدین؟

01:41.800 --> 01:43.440
آهنگش رو یادم میاد

01:46.364 --> 01:48.152
و می‌تونم سوزن گرامافون رو
جا به جا کنم

01:59.313 --> 02:40.919
<b>«ارائــه شده توسط فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.Space ]</b>

02:40.953 --> 02:49.526
[ ساعت شیطانی ]

03:00.040 --> 03:02.040
چیزی نمونده

03:02.760 --> 03:04.280
همینه

03:05.520 --> 03:06.720
چیزی نمونده

03:32.040 --> 03:33.240
ما یک معجزه خلق کردیم

03:38.600 --> 03:40.320
...به نام پدر

03:42.000 --> 03:45.560
پسر و روح القدس

03:46.600 --> 03:47.600
آمین

03:54.320 --> 03:59.400
جونا [یونس] سه شب و سه روز رو
توی شکم نهنگ بود

04:00.160 --> 04:04.840
و اون همه مدت به درگاه خدا
برای بخشش دعا می‌کرد

04:05.640 --> 04:09.240
...عهد بست که دیگه هیچ‌وقت آسیبی

04:10.800 --> 04:13.120
گیدین، داره لگد می‌زنه

04:13.480 --> 04:14.520
دستت رو بذار

04:21.120 --> 04:26.360
تولدت مبارک، مالکوم عزیز

04:21.170 --> 04:28.395
[ مالکوم ]

04:26.440 --> 04:31.320
تولدت مبارک

04:31.800 --> 04:33.560
شاید گیدین بتونه
شمع‌ها رو برات فوت کنه

04:34.040 --> 04:35.040
دست نزن

04:35.120 --> 04:36.240
گیدین

04:37.920 --> 04:39.240
لارنس، بس کن

04:48.800 --> 04:50.120
گیدین، برگرد ببینم

04:51.160 --> 04:52.200
زود باش

04:52.240 --> 04:54.920
از رحم مادر عریان زاده شدم

04:55.040 --> 04:57.240
و عریان ز دنیا می‌روم

04:57.880 --> 05:00.720
پروردگار داده و گرفته

05:01.360 --> 05:03.640
پس شکر ازآن پروردگار

05:04.360 --> 05:07.000
این کلام پروردگار است

05:07.560 --> 05:09.320
پروردگارا شکر

05:12.160 --> 05:16.320
وقتی می‌ریم کلیسا، می‌شینی از جات
تکون نمی‌خوری و احترام می‌ذاری

05:18.360 --> 05:19.680
دست‌هات رو بذار روی میز

05:28.720 --> 05:30.240
خودت رو احمق جلوه دادی

05:30.280 --> 05:32.520
من خودم رو احمق جلوه دادم؟

05:33.120 --> 05:35.800
تو بودی کل شب رو
از کتاب مقدس سوره و آیه آوردی

05:36.400 --> 05:38.280
متوجه شدی که همه
داشتن به ریشت می‌خندیدن؟

05:38.360 --> 05:40.120
نه، فقط تو و اون یارو
داشتین می‌خندیدین

05:40.200 --> 05:42.096
یعنی دیگه اجازه ندارم
با بقیه مردها حرف بزنم؟

05:42.120 --> 05:43.920
با هرکی می‌خوای حرف بزن

05:44.000 --> 05:46.680
فقط جلوی دوست‌هام
باهاشون لاس نزن

05:46.760 --> 05:48.480
پس از این بدت میاد؟

05:48.560 --> 05:49.920
دوست‌هات

05:50.000 --> 05:51.400
جیمز دوست منه

05:51.480 --> 05:52.960
می‌خواد با من حرف بزنه

05:53.040 --> 05:54.696
نمی‌خواد باهات حرف بزنه، مویرا

05:54.720 --> 05:56.280
می‌خواد تو رو جنده‌ش بکنه

05:56.360 --> 05:58.320
خوبه! شاید بهتر باشه جنده‌ش بشم

05:58.400 --> 06:00.720
بلکه یک لذت یک سکس درست حسابی رو
تجربه کنم

06:00.800 --> 06:02.240
یالا بزنم

06:02.920 --> 06:04.040
من رو بزن

06:09.200 --> 06:11.120
وقتی من نیستم
با مادرتون خوب رفتار کنید

06:11.520 --> 06:14.000
گیدین، مواظب مالکوم باش

06:14.080 --> 06:15.640
مطمئن شو درست رفتار می‌کنه

06:16.920 --> 06:18.320
کجا می‌ری؟

06:22.413 --> 06:23.893
مامانی گفت ورشکسته شدی

06:25.000 --> 06:28.040
مامانی نمی‌فهمه
ولی بابایی‌تون درستش می‌کنه

06:28.120 --> 06:29.400
مثل همیشه

06:29.480 --> 06:30.560
باشه؟

07:08.520 --> 07:10.720
سگ مهربون گفت
« این واسه تو »

07:10.800 --> 07:12.600
«توماس گفت «ممنون

07:12.680 --> 07:14.680
دیگه لازم نیست ناراحت باشم

07:15.280 --> 07:16.816
تا وقتی که این رو داشته باشم

07:16.840 --> 07:20.280
یاد تو می‌افتم
و دیگه تنها نمی‌شم

07:23.560 --> 07:24.560
دوباره بخونش

07:53.440 --> 07:54.480
کجا می‌ریم؟

07:57.400 --> 07:58.720
بابایی؟

08:35.160 --> 08:36.400
باید دعا بخونیم

08:37.760 --> 08:38.760
چرا؟

08:40.160 --> 08:42.120
مامانی نیاز داره
بابت کاری که کرده

08:43.520 --> 08:44.760
برای روحش دعا کنیم

08:47.160 --> 08:48.400
مامانی چی کار کرده مگه؟

08:52.520 --> 08:54.120
...کار خیلی بدی

08:55.600 --> 08:56.760
علیه بابایی کرده...

08:59.000 --> 09:00.200
همین‌طور علیه خدا

09:02.440 --> 09:03.600
پس باید دعا کنیم

09:05.280 --> 09:06.600
سه‌تامون

09:09.640 --> 09:10.640
باهام دعا کنید

09:20.480 --> 09:21.880
آفرین پسرهای خوب

10:11.000 --> 10:14.520
جونا [یونس] سه شب و سه روز رو

10:14.600 --> 10:16.280
توی شکم نهنگ بود

10:17.040 --> 10:21.760
و اون همه مدت به درگاه خدا

10:22.280 --> 10:23.280
دست نزن

10:23.360 --> 10:24.520
گیدین

10:28.760 --> 10:31.320
از رحم مادر عریان زاده شدم

10:31.400 --> 10:33.240
و عریان ز دنیا می‌روم

10:34.000 --> 10:36.720
پروردگار داده و گرفته

10:37.360 --> 10:39.600
پس شکر ازآن پروردگار

10:41.240 --> 10:43.136
یعنی دیگه اجازه ندارم
با بقیه مردها حرف بزنم؟

10:43.160 --> 10:44.856
با هرکی می‌خوای حرف بزن

10:44.880 --> 10:47.600
فقط جلوی دوست‌هام
باهاشون لاس نزن

10:54.520 --> 10:56.520
دیگه لازم نیست ناراحت باشم

10:57.240 --> 11:00.000
تا وقتی که این رو داشته باشم
یاد تو می‌افتم

11:02.160 --> 11:03.880
و دیگه تنها نمی‌شم

11:19.360 --> 11:20.760
ما یک معجزه خلق کردیم

11:22.840 --> 11:23.840
دستت رو بذار

11:24.400 --> 11:26.080
دست نزن -
گیدین -

11:38.920 --> 11:40.240
لارنس، بس کن

11:46.800 --> 11:48.000
لارنس، بس کن

12:09.440 --> 12:11.000
گیدین، برگرد ببینم

12:12.760 --> 12:14.360
نمی‌خواد باهات حرف بزنه، مویرا

12:14.800 --> 12:16.200
می‌خواد تو رو جنده‌ش بکنه

12:16.280 --> 12:18.280
خوبه! شاید بهتر باشه جنده‌ش بشم

12:18.360 --> 12:20.680
بلکه یک لذت یک سکس درست حسابی رو
تجربه کنم

14:59.800 --> 15:02.120
می‌دونستم مادرم
هیچ‌وقت درک نمی‌کنه

15:03.080 --> 15:04.240
هیچ‌کس نمی‌کرد

15:06.760 --> 15:08.000
...پس فرار کردم

15:09.920 --> 15:11.360
تا جایی که تونستم...
دور شدم

15:19.080 --> 15:20.840
جایی واسه رفتن

15:21.920 --> 15:23.480
و تکیه‌گاهی نداشتم

15:25.360 --> 15:26.360
تنها بودم

15:32.120 --> 15:33.840
نمی‌فهمیدم جریان چیه

15:34.840 --> 15:35.840
دلیلش رو هم نمی‌دونستم

15:36.680 --> 15:39.480
ولی هر زندگی‌ای
یک درس پشتش بود

15:41.440 --> 15:43.560
طولی نکشید که پیدام کردن

15:43.640 --> 15:44.736
پیداش کردیم

15:44.760 --> 15:46.136
...ولی هر دفعه که پیدام می‌کردن

15:46.160 --> 15:48.040
بیا پایین، پسرم -
نه -

15:51.720 --> 15:53.240
دوباره شروع می‌کردم...

15:56.880 --> 15:58.000
خیلی‌خب

15:59.200 --> 16:03.240
یعنی الان تمام دفاعی
که از خودت می‌کنه

16:03.320 --> 16:07.000
به عقیده‌ت به چی متکیه؟

16:07.080 --> 16:09.880
به تناسخ؟ -
به رجعت -

16:10.000 --> 16:12.000
بازگشت به همون بدن
و همون زندگی

16:12.080 --> 16:14.920
.دفاعیه هم نیست، توضیحه
حقیقته

16:15.760 --> 16:18.640
.خب، ممنون که روشن‌مون کردی
به شدت مفید بود

16:18.720 --> 16:20.040
لطفا نکن

16:20.120 --> 16:23.080
می‌خوای برام ارزیابی روانی بنویسی

16:23.160 --> 16:25.680
و این اشتباه خواهد بود

16:26.920 --> 16:31.160
امشب که اومدم توی این اتاق
بهم گفتی قبلا همدیگه رو دیدیم

16:32.440 --> 16:36.040
توی همین زندگی یا یک زندگی دیگه؟

16:36.920 --> 16:39.800
اگه توی همین زندگی بود
من رو یادت می‌اومد

16:40.920 --> 16:43.440
پس این اتفاقات قبلا هم افتادن؟

16:43.880 --> 16:45.240
نه دقیقا

16:45.320 --> 16:48.240
لوسی؟ -
می‌تونی اتفاقات رو عوض کنی؟ -

16:48.320 --> 16:52.040
یعنی این‌جوری بقا پیدا کردی؟

16:53.160 --> 16:54.920
چون می‌دونی اتفاقات بعدی
چی‌ها هستن؟

16:55.480 --> 16:56.760
بیش‌ترش رو آره

16:57.640 --> 17:00.240
جاهایی قایم می‌شم
که نتونن پیدام کنن

17:00.320 --> 17:02.840
وقت‌هایی دزدی می‌کنم
که گیر نیفتم

17:02.920 --> 17:06.080
زمانی مبارزه می‌کنم
که بدونم پیروزی تو مشتمه

17:08.560 --> 17:10.680
خونه‌ت رو گشتیم

17:10.760 --> 17:12.320
پول نقد پیدا کردیم

17:12.440 --> 17:14.320
حول و حوش 13هزار دلار بود

17:14.440 --> 17:17.000
دزدیده بودیش؟ -
نه -

17:17.080 --> 17:20.080
وقتی سنم به قانونی برسه
دیگه نیازی به دزدی ندارم

17:20.200 --> 17:21.200
چرا اون‌وقت؟

17:22.520 --> 17:24.200
توی انتخاب برنده
کارم خوبه

18:00.240 --> 18:01.240
اولین؟

18:11.000 --> 18:12.176
باورتون می‌شه؟

18:12.200 --> 18:15.080
انتظار پیروزی ازش نمی‌رفت

18:15.160 --> 18:16.920
ولی موفق شد

18:17.000 --> 18:18.880
خارق العاده بود

18:27.320 --> 18:29.640
لاستیک یکی از ماشین‌هاشون
پنچر شد

18:34.080 --> 18:35.640
همه‌شون مُرده بودن

18:35.720 --> 18:37.200
دوتا بچه‌ها و پدر و مادرشون

18:37.280 --> 18:38.480
نتونستم کمک‌شون کنم

18:40.200 --> 18:41.280
البته توی اون زندگی

18:47.320 --> 18:48.680
ولی مهم نبود

18:51.299 --> 18:53.555
[ تصادف مهلک یک خانواده 4 نفره ]

18:52.680 --> 18:54.800
مهم نبود، چون می‌دونستم

18:56.200 --> 18:59.000
می‌دونستم چرا این اتفاق
داره برام می‌افته

18:59.880 --> 19:01.760
می‌دونستم چرا با اون دختر کوچولو
توی پارک آشنا شدم

19:01.800 --> 19:05.160
می‌دونستم چرا باید
شاهد مرگش می‌بودم

19:05.240 --> 19:08.680
فهمیدم چرا خاطراتم
توی تمام زندگی‌هام یادم می‌اومدن

19:09.760 --> 19:11.440
اون خانواده رو یادم اومد

19:12.080 --> 19:14.960
اسامی‌شون رو با خودم
به گور بردم

19:15.040 --> 19:19.280
و حالا توی هر زندگی جدیدی
دوباره پیداشون می‌کنم

19:20.520 --> 19:22.920
صبح تصادف می‌رم خونه‌شون

19:23.000 --> 19:26.200
و مطمئن می‌شم که اون ماشین
از دم خونه تکون نمی‌خوره

19:35.400 --> 19:37.200
فکرمی‌کنی داری مردم رو
نجات می‌دی؟

19:37.280 --> 19:38.560
مطمئنم

19:40.640 --> 19:42.040
و توی هر زندگی جدیدی

19:43.280 --> 19:46.560
بیش‌تر با ذات رنج
آشنا می‌شم

19:48.000 --> 19:51.160
وقتی خبر یک اتفاق ناگوار
به گوشم می‌رسه، می‌نویسمش

19:52.720 --> 19:54.560
مکان، تاریخ و افراد تحت شعاش رو

19:54.680 --> 19:56.656
علت آتش‌سوزی، اتصال برق

19:56.680 --> 20:00.080
در ماشین لباس‌شویی‌ای بوده
که شب‌هنگام داغ کرده

20:00.200 --> 20:02.496
سازندگان این لباس‌شویی، اذعان داشتن
...که این یک مشکل نادر

20:02.520 --> 20:04.080
...و در زندگی بعدیم

20:05.800 --> 20:07.040
درستش می‌کنم

20:11.320 --> 20:13.800
...مسئله عجیب اینه

20:13.920 --> 20:17.760
وقتی جلوی آتیش سوزی رو می‌گیرم
همچنان بوی دودش به مشامم می‌رسه

20:19.800 --> 20:22.560
آتیش سوزی خونه، تصادف

20:22.680 --> 20:26.400
خب تو که آینده رو می‌بینی، پس چرا
جلوی حادثه 11-9 رو نمی‌گیری؟

20:22.823 --> 20:26.355
[ حادثه برج دوقلو ]

20:26.480 --> 20:27.680
چطور؟

20:27.760 --> 20:28.800
با یک زنگ زدن؟

20:28.920 --> 20:30.000
ارزش امتحان کردن رو داره

20:30.080 --> 20:31.640
نداره

20:31.720 --> 20:34.040
.باور کن
جلوی حادثه 11-9 رو نمی‌تونم بگیرم

20:35.560 --> 20:36.560
هنوز نتونستم

20:37.560 --> 20:39.160
ولی جلوی حادثه 12-7 رو گرفتم

20:39.760 --> 20:41.920
حادثه 12-7 چیه؟ -
دقیقا -

20:43.560 --> 20:46.080
پس یک قهرمانی؟

20:46.760 --> 20:48.160
چنین چیزی نگفتم

20:48.480 --> 20:50.480
چون توی لپ‌تاپت
پورنِ کودک پیدا کردیم

20:50.560 --> 20:51.800
لپ‌تاپ من نبود

20:51.920 --> 20:54.320
نه؟ -
از هارولد اسلید دزدیدمش -

20:54.440 --> 20:57.680
گفتم اگه به دست افراد مناسب برسونمش
ممکنه دستگیر بشه

20:57.760 --> 20:59.520
...و زندانی بشه، قبل از اینکه

21:01.240 --> 21:02.920
ولی چنین کاری نکردی

21:03.000 --> 21:05.640
نه، چون نظرم عوض شد

21:05.720 --> 21:08.800
چرا؟ -
چون دیدم چی توشه -

21:10.280 --> 21:14.560
به درون روحش نگاه کردم
ولی چیزی جز شرارت ندیدم

21:17.280 --> 21:20.080
بعدش می‌دونستم
که باید بمیره

21:20.200 --> 21:23.080
برگشتی خونه‌ش
و کشتیش

21:23.160 --> 21:25.560
اسمش رو از لیستت
خط زدی

21:26.280 --> 21:28.320
واقعا هم لیست داشتی انگار

21:33.000 --> 21:35.440
وقتی دستگیرت کردن
این رو توی کتت پیدا کردیم

21:35.520 --> 21:40.680
.اسم و تاریخ روشه
از زمان حال، گذشته

21:40.760 --> 21:42.560
و آینده

21:42.680 --> 21:45.240
زیاد خوانا نیست
باید روی دست خطت کار کنی

21:46.160 --> 21:48.000
یادم می‌مونه

21:48.080 --> 21:49.720
مسئله این‌جاست

21:49.800 --> 21:52.520
وقتی این کتابچه رو خریدی
صفحاتش سفید بودن

21:52.600 --> 21:54.360
درسته

21:54.440 --> 21:56.776
می‌گی جزئیات یک اتفاق ناگوار رو
یادداشت می‌کنی

21:56.800 --> 21:58.960
...اصلا گیرم

21:59.040 --> 22:01.280
گیرم واقعا به زندگی برمی‌گردی

22:02.400 --> 22:06.080
وقتی دوباره برگردی
این صفحات باز سفید می‌شن

22:06.600 --> 22:09.240
یادداشت‌هات نمی‌تونن
توی زندگی بعدی، دنبالت بیان

22:09.320 --> 22:11.400
پس چرا باید چیزی رو بنویسی؟

22:12.800 --> 22:14.000
برای مرور

22:16.840 --> 22:21.000
وقتی می‌میرم و برمی‌گردم
فقط خاطراتم یادم میان

22:23.360 --> 22:25.880
پس دور و برم رو
پر از جزئیات می‌کنم

22:27.120 --> 22:31.200
و شرارت‌های دنیا رو
مثل شعر یک آهنگ، حفظ می‌کنم

22:35.680 --> 22:36.920
وقتی این کتابچه رو می‌خرم

22:37.000 --> 22:40.080
تمام چیزهایی که باید
یادم بیاد رو توش می‌نویسم

22:41.120 --> 22:45.320
به محض اینکه اطلاعات جدیدی
یادم بیاد، اضافه‌ش می‌کنم

22:46.200 --> 22:47.600
برو صفحه آخر

22:54.000 --> 22:55.880
تو رو می‌شناسم، کارآگاه دیلن

22:56.000 --> 22:57.680
ازت می‌خوام این رو
درک کنی

22:58.560 --> 23:00.520
طرز فکرت رو از برم

23:00.600 --> 23:04.040
می‌دونم می‌خوای چی کار کنی
و می‌خوای چی بگی

23:04.120 --> 23:06.040
وقتی کتابچه رو درآوردی

23:06.120 --> 23:09.240
می‌دونستم که می‌خوای
به دست‌خطم خرده بگیری

23:09.920 --> 23:11.000
جدی؟

23:12.200 --> 23:14.120
خودت ببین

23:29.916 --> 23:32.663
[ این دست‌خطم بهتره کارآگاه؟ ]

23:43.480 --> 23:45.360
برات بریزم؟

23:45.440 --> 23:46.680
نه، می‌خوام برگردم تو

23:47.520 --> 23:48.920
داره سرمون بازی درمیاره

23:49.000 --> 23:50.600
پس بیا همبازیش شیم

23:51.240 --> 23:52.240
باید به سازش برقصیم

23:52.320 --> 23:54.536
.این تنها راه فهمیدن حقیقته
درست نمی‌گم؟

23:54.560 --> 23:55.880
یعنی می‌گی داره واقعیت رو می‌گه؟

23:56.000 --> 23:58.720
به‌نظرم داره واقعیتی رو می‌گه
که خودش بهش اعتقاد داره

23:58.800 --> 24:01.800
پدرش رو کشت
تا پدرش نکشتش

24:01.880 --> 24:05.320
اسلید رو کشت تا اسلید
اون دخترها رو نکشه

24:06.000 --> 24:09.560
...وقتی پسرم رو برد، راوی

24:09.640 --> 24:10.640
چی؟

24:10.720 --> 24:13.440
فکرمی‌کرد کسی قراره
به آیزاک صدمه بزنه؟

24:16.000 --> 24:18.600
گیدین متوهمه
و سادیسمی نیست

24:18.680 --> 24:20.800
...فکرمی‌کنه اعمالش

24:20.880 --> 24:22.760
درستن...

24:23.480 --> 24:25.880
واسه همین می‌برت‌شون
فکر می‌کنه داره نجات‌شون می‌ده

24:26.640 --> 24:29.920
اگه فکر می‌کنه
که داره آیزاک رو نجات می‌ده

24:30.040 --> 24:32.920
.باید دلیلش رو بدونم
باید بفهمم معنیش چیه

24:33.880 --> 24:35.880
یعنی جنت تیلور هنوز زنده‌ست

24:43.800 --> 24:45.200
نمی‌ترسی؟

24:49.280 --> 24:51.280
تاحالا قایم باشک بازی کردی؟

24:53.520 --> 24:55.016
خیلی‌ها قراره دنبالت بگردن

24:55.040 --> 24:57.000
نباید بذاری پیدات کنن

24:57.080 --> 24:58.880
دارم می‌برمت یک جایی
تا قایم بشی

24:59.680 --> 25:01.120
یک جای امن

25:02.400 --> 25:04.080
تا کسی نتونه
بهت آسیب بزنه

25:06.880 --> 25:08.360
می‌تونی بهم اعتماد کنی، جونا

25:09.160 --> 25:11.440
می‌دونم من رو نمی‌شناسی
ولی آدم خوبی‌ام

25:16.120 --> 25:17.680
آدم خوبی‌ام

25:29.440 --> 25:31.120
هیچ‌وقت پیداش نمی‌کنین

25:32.120 --> 25:33.680
یک‌کم بلندتر بگو، آقای شپرد

25:35.080 --> 25:36.640
هیچ‌وقت پیداش نمی‌کنین

25:41.200 --> 25:44.440
ـ3شنبه، 3 فوریه سال 2009ـ

25:44.520 --> 25:48.080
رفتی به یک خونه توی بندر استیون
که یک بچه رو حین بازی

25:48.160 --> 25:50.000
توی باغچه پشت خونه‌شون، دزدیدی

25:51.000 --> 25:52.480
می‌گی داری مردم رو نجات می‌دی

25:53.240 --> 25:54.720
بگو چطور این پسره رو
نجات دادی

25:59.800 --> 26:03.640
وقتی مردم هیولا خطابت کنن
انجام دادن کار خیر، سخت می‌شه

26:05.560 --> 26:08.680
اون هم وقتی فقط تو به این درک رسیدی
که دنیا پر از هیولاست

26:10.880 --> 26:12.640
اونا هیچ‌وقت مطابق تصوری
که ازشون داشتی نیستن

26:14.760 --> 26:16.600
پدر و مادر جونا تیلور

26:16.680 --> 26:18.440
می‌خواستن بکشنش و دفنش کنن

26:20.400 --> 26:22.280
کجا بردیش؟

26:26.040 --> 26:27.760
گذاشتمش پیش یک آدم معتمد

26:28.760 --> 26:30.160
اون امنیت رو براش فراهم کرده
[ ضمیر مونث ]

26:31.320 --> 26:32.440
ازش مراقبت می‌کنه

26:32.520 --> 26:33.680
چرا؟

26:33.760 --> 26:35.480
چرا باید به یک بچه دزدیده شده
پناه بده

26:35.560 --> 26:37.600
درحالی که می‌دونه کل کشور دنبالشن؟

26:38.520 --> 26:42.080
بهش توضیح دادم که اگه برگرده خونه
چه بلایی سرش میاد

26:42.160 --> 26:43.680
اون هم باور کرده؟

26:43.760 --> 26:45.280
آره -
چرا؟ -

26:46.760 --> 26:48.000
چون بیدارش کردم

26:50.920 --> 26:53.440
زندگی‌هایی که داریم
مثل ردپاهای روی برفن

26:54.280 --> 26:55.680
و وقتی دوباره زندگی‌شون می‌کنیم

26:56.520 --> 26:58.800
روی همون ردپاها قدم می‌زنیم

27:00.760 --> 27:03.520
ولی اگه مسیرت عوض بشه
دیگه ردپایی نیست

27:04.360 --> 27:07.080
و زندگی مثل قدم گذاشتن
توی برف سفت شده‌ست

27:07.160 --> 27:08.560
واسه بعضی‌ها سخته

27:10.360 --> 27:14.000
اولین قرار بود توی تصادف بمیره

27:14.080 --> 27:17.520
اون هم در تاریخ 5 سپتامبر 1997ـ
ولی نمرد

27:19.000 --> 27:20.480
خانواده‌ش به زندگی‌شون
ادامه دادن

27:21.560 --> 27:22.640
ولی اولین

27:23.640 --> 27:25.560
حس می‌کرد که یک چیزی
فرق کرده

27:27.000 --> 27:30.320
بخشی از وجودش همیشه
اون تصادف رو به یادداشت

27:31.680 --> 27:34.440
چیزهایی رو می‌دید
که براش واقعی نبودن

27:35.360 --> 27:37.320
نقش و نگارهای متفاوتی رو
توی کاغذ دیواری می‌دید

27:38.120 --> 27:41.160
سایه‌هایی که از جلوی اتاقش
رد می‌شن

27:45.120 --> 27:46.320
آدم هم می‌دید

27:48.280 --> 27:49.920
...روح

27:52.320 --> 27:54.680
وارد واقعیتش می‌شدن
و ازش خارج می‌شدن

27:57.400 --> 27:58.560
یک لحظه بودن

27:59.720 --> 28:01.160
یک لحظه نبودن

28:05.480 --> 28:08.520
متوجه شدم که داره
دنیا رو مثل حالت سابق می‌بینه

28:10.040 --> 28:11.800
ردپاهایی که بقیه
به‌جا گذاشته بودن

28:14.280 --> 28:16.480
هر تغییری یک موج
به وجود میاره

28:17.360 --> 28:20.160
و هرجا می‌رفت
اون امواج دنبالش بودن

28:22.160 --> 28:25.880
وقتی 19 سالش بود
رفت به آسایشگاه روانی

28:29.000 --> 28:30.040
از اون‌جا درش آوردم

28:31.160 --> 28:34.280
کمکش کردم با گلیچ‌های واقعیتی
که درش زندگی می‌کنه، کنار بیاد

28:35.560 --> 28:38.840
توی دشت براش یک خونه قدیمی
پیدا کردیم تا اون امواج بهش نرسن

28:38.920 --> 28:42.360
و به مرور زمان، خاطراتش
براش منطقی شدن

28:43.000 --> 28:44.400
پس مثل توئه؟

28:45.800 --> 28:47.240
از خیلی جهات، آره

28:48.280 --> 28:51.240
در هر زندگی جدید
خاطراتش یادش میاد

28:52.400 --> 28:54.400
پس می‌دونه باید چی کار کنه

29:06.200 --> 29:08.520
ولی هیچ‌وقت نمی‌تونست
امواج رو تحمل کنه

29:10.120 --> 29:12.520
واسه همین همیشه
می‌ره به اون خونه

29:15.120 --> 29:16.600
تا از دنیا دور بشه

29:17.880 --> 29:21.000
تا الگوهای آشنایی برای خودش
بسازه و تکرارشون کنه

29:22.440 --> 29:23.920
بدون روح

29:24.000 --> 29:25.640
بدون سایه

29:27.000 --> 29:29.080
صرفا یک پسر گمشده پیششه

29:31.320 --> 29:32.320
خونه‌ـه کجاست؟

29:34.080 --> 29:36.000
هیچ‌وقت پیداش نمی‌کنین

29:36.080 --> 29:37.720
هیچ‌وقت نکردین

29:37.800 --> 29:39.600
از این کار لذت می‌بری، مگه نه؟

29:40.840 --> 29:44.120
از این قدرت، از این دانش

29:46.720 --> 29:47.880
از کمک به مردم
لذت می‌برم

29:48.000 --> 29:50.320
از اینکه دنیا رو به یک جای بهتر
تبدیل کنم

29:51.320 --> 29:53.080
ولی همیشه به این سادگی‌ها هم نیست

30:16.920 --> 30:19.520
پس کن مشتی

30:19.600 --> 30:21.320
نباید کسی صدامون رو بشنوه

30:31.720 --> 30:33.080
این کیه؟

30:36.680 --> 30:38.520
اینجا که کاروانسرا نیست

30:59.680 --> 31:00.840
برو عقب داداش

31:03.280 --> 31:04.600
برو عقب

31:19.720 --> 31:22.640
ایدن استنر
به دوست دختر حامله یک نفر

31:22.720 --> 31:24.640
که سر مواد، بهش پول بدهکار بود
چاقو زد و کشتش

31:24.720 --> 31:26.880
اگه اون بمیره
دختره زنده می‌مونه

31:28.440 --> 31:29.800
معامله منصفانه‌ایه

31:29.880 --> 31:32.040
می‌دونم کار درستیه

31:34.680 --> 31:38.080
ولی هنوز نمی‌تونم
توی چشم‌هاش نگاه کنم

32:21.640 --> 32:23.440
ایدن استنر رو نکشتی

32:24.640 --> 32:26.720
قربانیش هم یک زن حامله نبود

32:26.800 --> 32:30.480
نه، چون وقتی دوستت
با اون موادفروش‌ها

32:30.560 --> 32:31.840
سر جنگ گرفت
هیچ‌چیز مثل قبل نشد

32:31.920 --> 32:34.040
نتونستم از اون هرج و مرج
سر دربیارم. متاسفم

32:34.120 --> 32:35.160
متاسفی؟

32:37.360 --> 32:39.080
...یک روزی دوباره دوستت رو

32:40.000 --> 32:41.160
می‌بینی

32:42.880 --> 32:44.960
مرگ پایان داستان نیست

32:45.040 --> 32:46.640
بلکه یک علامت نگارشیه

32:48.480 --> 32:50.920
علامت نگارشی؟
چنین دیدی بهش داری؟

32:51.000 --> 32:53.120
این‌جور قتل‌هات رو
برای خودت توجیه می‌کنی؟

32:53.600 --> 32:55.720
توجیهی وجود نداره

32:55.800 --> 32:57.240
هر دفعه یکی رو می‌کشم

32:57.320 --> 32:59.320
برای اون بخشی از وجودم
که باهاش می‌میره، عزا می‌گیرم

32:59.400 --> 33:00.976
این رو حتما
به خانواده قربانی‌ها می‌گم

33:01.000 --> 33:02.000
خیلی تحت تاثیر قرار می‌گیرن

33:02.440 --> 33:04.960
من اونی که فکر می‌کنین نیستم -
نه -

33:05.040 --> 33:07.000
.درک می‌کنم
از قتل متنفری

33:07.080 --> 33:08.360
حالت رو بد می‌کنه

33:09.040 --> 33:10.480
ولی خب با شکنجه
حال می‌کنی

33:12.680 --> 33:16.600
دیدم قبل از شلیک کردن
به کانر لارسن، باهاش چی کار کردی

33:16.680 --> 33:19.800
کارنر لارسن به 5 زن تجاوز می‌کنه -
هیچ‌وقت به هیچ‌کس تجاوز نکرد -

33:19.880 --> 33:21.280
آره، چون جلوش رو گرفتم

33:21.360 --> 33:22.520
من جلوش رو گرفتم

33:22.600 --> 33:24.640
پس چرا شکنجه‌ش کردی؟
چرا فقط نکشتیش؟

33:24.720 --> 33:26.960
شکنجه نبود -
پس چی بود؟ -

33:27.040 --> 33:28.880
آزمایش

33:40.040 --> 33:42.000
ترس می‌تونه ذات یک انسان رو
عوض کنه

33:46.880 --> 33:49.240
و ترس، پا فراتر از زندگی‌ها می‌ذاره

33:52.120 --> 33:55.520
فکرکن اگه بتونی یک قاتل رو
از خون بترسونی

33:56.840 --> 33:58.840
یا کاری کنی که یک متجاوز
حالش از سکس به‌هم بخوره

34:15.600 --> 34:16.840
این چه عنیه؟

34:18.920 --> 34:19.920
هی

34:20.920 --> 34:22.200
هی

34:26.640 --> 34:28.600
این رجعت ابدی

34:28.640 --> 34:30.640
این همه درد و رنج

34:30.760 --> 34:32.920
هیچ‌وقت تمومی نداره

34:33.000 --> 34:35.520
هرکاری بکنم، همون می‌شه

34:36.520 --> 34:38.800
ولی اگه بتونم درونیات یک فرد رو
تغییر بدم

34:39.640 --> 34:41.600
عوض‌شون کنم
یک امیدی هست

34:43.000 --> 34:44.400
امید واسه قربانی‌هاشون؟

34:45.320 --> 34:46.480
واسه خودم

34:48.600 --> 34:51.600
تنها مشکل اینه
که همیشه وقتم تموم می‌شه

34:53.080 --> 34:54.800
همیشه کارم به اینجا می‌کشه

34:56.200 --> 34:58.160
به این اتاق، به این دستبندها

34:59.560 --> 35:02.840
هرکار می‌کنم، هرجا می‌رم

35:02.920 --> 35:06.360
.هردفعه یکی بالاخره پیدام می‌کنه
همه‌ش هم توسط یک کارآگاه دستگیر می‌شم

35:06.440 --> 35:08.040
پس باید درخواست اضافه حقوق بدم

35:08.400 --> 35:09.920
آره، بده

35:11.480 --> 35:14.280
اگه همیشه کارمون به اینجا می‌کشه
پس این داستان رو قبلا هم بهم گفتی

35:14.360 --> 35:15.360
آره

35:15.440 --> 35:17.800
تاحالا هم حرفت رو باور کردم؟ -
نه -

35:18.680 --> 35:20.280
پس چرا باز می‌گیش؟

35:20.360 --> 35:23.200
چون نمی‌خوام تو رو
قانع کنم، کارآگاه دیلن

35:24.200 --> 35:28.400
لوسی، دارم واقعیت رو می‌گم

35:28.480 --> 35:30.800
و می‌تونم بهت ثابتش کنم

35:31.640 --> 35:33.640
می‌تونی به خودت ثابتش کنی

35:34.520 --> 35:35.680
لازمه‌ش یک سواله

35:36.480 --> 35:39.400
لوسی، خوب فکرکن

35:40.160 --> 35:43.120
بدترین تجربه زندگیت
چی بوده؟

35:45.360 --> 35:46.680
به‌خاطرت زنده موندم

35:47.800 --> 35:49.320
حبس کشیدم

35:49.400 --> 35:52.040
به مدت 25 سال
تنها بودم

35:52.120 --> 35:54.400
صرفا منتظر بودم
تا برگردی

35:54.480 --> 35:57.280
طولانی‌ترین 25 سال عمرم بود

36:03.320 --> 36:05.480
من رو انداختن توی یک سلول
پیش یک حیوون

36:05.560 --> 36:07.640
که زن و بچه‌ش رو
کُشته بود

36:07.680 --> 36:09.520
می‌گفت تقصیر خودش نبوده

36:09.600 --> 36:11.800
و مستی باعث شده
از کوره در بره

36:11.880 --> 36:13.040
از کوره در بره

36:14.640 --> 36:16.600
به چی زل زدی؟

36:18.480 --> 36:20.320
اسمش رو به لیستم
اضافه کردم

36:21.360 --> 36:22.920
خیلی اسم‌ها اضافه کردم

36:24.520 --> 36:26.600
کشتن و دوباره برگشتن
برام سخت نیست

36:26.640 --> 36:29.080
یک تیکه شیشه
یا تیغ اصلاح کافیمه

36:29.160 --> 36:31.760
.ولی مقاومت کردم
به‌خاطر تو زجر زندان رو کشیدم

36:31.840 --> 36:34.200
حالا از تو می‌خوام
که برام یک کاری بکنی

36:34.320 --> 36:37.320
.به یاد بیار، لوسی
به یاد بیار

36:37.400 --> 36:38.880
و سوالم رو جواب بده

36:39.920 --> 36:42.920
بدترین تجریبه زندگیت
چی بوده؟

37:09.640 --> 37:10.840
مامانی؟

37:20.640 --> 37:22.800
لوسی؟ چی شده؟

37:25.600 --> 37:27.880
...نه مادرم

37:28.000 --> 37:29.000
من عوضش کردم

37:30.360 --> 37:32.600
جلوش رو گرفتم -
بشین -

37:32.640 --> 37:34.760
بدترین تجربه زندگیت رو
بهم گفتی

37:35.160 --> 37:38.320
و 30 سال پیش
جلوش رو گرفتم

37:39.320 --> 37:40.760
وارد خونه‌تون شدم

37:40.840 --> 37:42.600
و سوزن گلنگدن رو

37:42.640 --> 37:44.800
از شاتگان قدیمی پدربزرگت
در آوردم

37:44.880 --> 37:47.400
مادرت ماشه رو کشید

37:47.480 --> 37:48.840
...به مرز مرگ رسید

37:51.480 --> 37:53.280
ولی یک فرصت دوباره...
گیرت اومد

37:59.600 --> 38:01.800
بعدش، زندگی متفاوتی رو
سپری کردی

38:03.920 --> 38:05.960
لوسی، باید بریم -
بذار یک دقیقه دیگه بمونه -

38:06.040 --> 38:07.480
خفه شو

38:07.560 --> 38:08.760
بیا بریم

38:08.840 --> 38:10.016
نباید اینجا باشی

38:10.040 --> 38:11.136
نباید خیلی چیزها باشی

38:11.160 --> 38:12.360
این زندگی واقعیت نیست

38:16.440 --> 38:17.440
ببخشید

38:20.120 --> 38:21.160
لوسی؟

38:22.200 --> 38:24.440
در رو باز کن

38:24.520 --> 38:25.960
لوسی؟ در رو باز کن

38:36.320 --> 38:38.840
.گفتی زندگیم متفاوت بود
نسبت به چی؟

38:38.920 --> 38:40.960
نسبت به تمام زندگی‌هایی
که داشتی

38:41.040 --> 38:43.160
داری ردپاهای جدیدی به‌جا می‌ذاری -
چطور؟ -

38:43.280 --> 38:44.520
می‌تونم کمکت کنم
که به یاد بیاری

38:44.600 --> 38:46.496
ولی فقط با خواست و اراده خودت
می‌تونی بیدار بشی

38:46.520 --> 38:50.440
.و باید بیدارت کنیم لوسی
چون یک قولی دادم

38:52.640 --> 38:56.000
آخرین باری که همدیگه رو دیدیم
ازم خواستی این کار رو بکنم

38:56.080 --> 39:00.040
نمی‌دونستیم زندگیت
چه‌قدر عوض می‌شه

39:00.120 --> 39:01.640
تو کسی که بودی نیستی

39:06.280 --> 39:07.520
...ولی با مایک

39:09.880 --> 39:11.760
ازدواج کرده بودم؟ -
نه -

39:13.120 --> 39:14.640
پس آیزاک چیه؟

39:16.040 --> 39:17.840
نباید اینجا باشه

39:22.120 --> 39:23.880
واسه همین خواستی ببریش

39:24.000 --> 39:26.800
نه، نبردمش

39:26.880 --> 39:28.280
نه لوسی

39:29.200 --> 39:31.640
بند کفشت رو بهم بده -
چی؟ -

39:31.680 --> 39:33.880
لطفا، بهم بدش

39:34.000 --> 39:35.280
لوسی، ندش

39:35.360 --> 39:37.080
فقط می‌خوام یک چیزی رو
نشونت بدم

39:37.160 --> 39:39.160
.باهاش خفه‌ت نمی‌کنم
لطفا

39:53.920 --> 39:56.920
هر گره، پایان یک زندگیه

39:59.000 --> 40:01.560
و همین‌طور شروع زندگی بعدی

40:02.440 --> 40:05.520
قبلا فکر می‌کردم
یک خط صافه

40:05.600 --> 40:07.560
به‌دنیای میای، می‌میری

40:07.640 --> 40:09.000
به‌دنیای میای، می‌میری

40:09.880 --> 40:11.200
تجربه‌ش واسه من این‌جوریه

40:12.280 --> 40:15.040
ولی کل ماجرا رو نمی‌دیدم

40:18.600 --> 40:21.120
ولی اگه وقتی یک چرخه جدید رو
شروع می‌کنیم

40:21.160 --> 40:23.280
دقیقا مثل قبل باشه، چی؟

40:23.360 --> 40:25.160
یک چرخه

40:25.280 --> 40:29.560
یک زندگی جدیده، ولی
دور همون منحنی می‌چرخه

40:31.320 --> 40:33.200
زندگی‌های قبلیم یادم میان

40:33.880 --> 40:35.160
در گذشته‌امن

40:36.000 --> 40:38.760
ولی همزمان در زمان حالم هم
اتفاق می‌افتن

40:39.600 --> 40:41.640
همزمان، در موازاش

40:41.760 --> 40:43.520
و حالا این چرخه‌ها

40:43.600 --> 40:46.360
اون‌قدر محکم پیچیده شدن
که دارن همدیگه رو لمس می‌کنن

40:48.200 --> 40:50.640
واسه همین دنیا رو
مثل قبل می‌بینیم

40:51.480 --> 40:54.640
هرشب با صدای تیری بیدار می‌شی
که هرگز شلیک نشده

40:55.400 --> 40:59.160
هم چیزهایی رو می‌بینی که بودن
هم چیزهایی که نبودن

40:59.280 --> 41:01.640
هیچ‌وقت قرار نبود
توی اون خونه زندگی کنی، لوسی

41:02.680 --> 41:04.400
همین‌طور آیزاک

41:04.480 --> 41:07.040
ولی آیزاک مثل ما نیست

41:07.880 --> 41:10.440
اون مال این زندگی نیست

41:12.120 --> 41:14.320
تو می‌تونی
پژواک چرخه‌های دیگه رو ببینی

41:15.600 --> 41:17.600
ولی آیزاک می‌تونه
لمس‌شون کنه

41:18.640 --> 41:20.200
و باهاشون حرف بزنه

41:20.320 --> 41:24.200
ولی بعضی وقت‌ها
تعادلش رو از دست می‌ده

41:24.320 --> 41:26.640
و از یک زندگی به زندگی دیگه می‌ره

41:27.160 --> 41:31.640
و کلا از دنیامون ناپدید می‌شه

41:31.680 --> 41:33.120
ولی چرا؟
چرا آیزاک؟

41:33.840 --> 41:36.000
چون اون یک ناهنجاریه، لوسی

41:37.360 --> 41:39.440
نباید وجود داشته باشه

42:02.640 --> 42:04.480
می‌خوای برات روشنش کنم؟

42:08.800 --> 42:10.080
می‌تونم روشنش هم نکنم

42:10.160 --> 42:13.640
به همون صفحه سیاهش
زل بزن

42:23.000 --> 42:24.000
بیا اینجا

42:25.160 --> 42:27.080
بیا، می‌خوام یک داستان
برات تعریف کنم

42:27.600 --> 42:29.120
مامانت می‌گه داستان دوست داری

42:36.120 --> 42:40.080
روزی روزگاری، داشتم با یک دختر
به اسم سونیا، شام می‌خوردم

42:41.120 --> 42:42.120
خوشگل بود

42:43.160 --> 42:45.320
.ولی خیلی کسل کننده بود
بویی از شوخ طبعی نبرده بود

42:45.400 --> 42:46.619
خوراک خودت بود

42:49.000 --> 42:52.600
...بگذریم، وسط غذاخوردن

42:53.880 --> 42:55.320
صدای یک خنده فوق العاده رو شنیدم

42:56.600 --> 42:59.840
یک زنی داشت با دوست‌هاش
نوشیدنی می‌خورد و می‌خندید

42:59.920 --> 43:04.280
اون‌قدر خنده‌هاش شدید بود
که پینیا کولادا داشت از بینیش می‌زد بیرون

43:05.560 --> 43:07.080
می‌دونی پینیا کولادا چیه؟

43:10.160 --> 43:12.280
یک نوشیدنیه که زیر آفتاب می‌خورنش

43:13.760 --> 43:18.160
.بیرون که داشت بارون می‌اومد
...ولی براش مهم نبود، فقط

43:19.920 --> 43:22.080
یک نوشیدنی می‌خواست
که توش چتر باشه

43:24.280 --> 43:25.840
چون حال می‌داد

43:29.760 --> 43:32.040
سونیا تاکسی گرفت رفت خونه

43:32.120 --> 43:36.800
ولی من موندم و رفتم با اون زنه
که داشت پینیا کولادا می‌خورد، حرف زدم

43:37.760 --> 43:41.040
...شیش ماه بعد، باهاش ازدواج کردم

43:42.320 --> 43:45.360
و بعدش تا سه سال بعد

43:45.440 --> 43:47.200
باهم می‌خندیم

43:50.920 --> 43:53.000
و اونا بهترین سال‌های زندگیمن

43:56.080 --> 43:57.480
...بعدش

43:59.000 --> 44:02.120
تو به‌دنیا اومدی
و تموم شد

44:05.080 --> 44:09.640
دیگه پینیا کولادا یا خنده‌ای
درکار نبود

44:14.520 --> 44:17.600
زندگی‌مون رو نابود کردی

44:19.440 --> 44:20.920
می‌دونستی؟

44:25.880 --> 44:27.680
اصلا چیزی حس می‌کنی؟

44:34.320 --> 44:36.400
انگار روحی درونت نیست

45:01.120 --> 45:02.320
برو یک جای دیگه
بازی کن

45:20.640 --> 45:24.520
در هر انسانی یک چیز حیاتی هست

45:24.600 --> 45:27.240
که از هر چرخه به چرخه دیگری می‌ره

45:27.320 --> 45:29.800
.آیزاک ندارتش
نمی‌تونه رد بشه

45:31.080 --> 45:34.320
می‌دونی چی می‌گم
منظورم اون طراوت انسانیه

45:34.400 --> 45:35.440
ذات

45:36.160 --> 45:37.920
روح

45:39.000 --> 45:41.800
اون از هیچی اومده
و به هیچی برمی‌گرده

45:44.080 --> 45:45.800
اون یک پوسته‌ست

45:45.880 --> 45:50.120
عاری از حیات و عشق

45:51.200 --> 45:55.440
می‌دونم سعی کردی با عشق
به وجودیت بیاریش، ولی غیرممکنه

45:58.160 --> 45:59.520
جواب نمی‌ده

46:00.840 --> 46:02.920
هیچ‌وقت دوستت نخواهد داشت

46:04.720 --> 46:06.760
هیچ‌وقت قرار نیست
شادی رو حس کنه

46:08.520 --> 46:10.600
هیچ‌وقت واقعی نمی‌شه

46:21.760 --> 46:23.840
...می‌دونم پسرت برات عزیزه

46:25.360 --> 46:27.840
ولی دلیل این‌جا بودنت
اون نیست

46:40.120 --> 46:42.080
داشتم باور می‌کردم

46:43.360 --> 46:45.320
ولی خودت رو لو دادی

46:48.120 --> 46:49.160
چطور؟

46:51.520 --> 46:54.080
پسرم دوستم داره

47:07.560 --> 47:09.040
تاحالا بهت گفته دوستت داره؟

47:10.160 --> 47:11.160
خودت گفتی؟

47:12.120 --> 47:16.760
با این همه دانشی که داری
و این همه زندگی‌ای که کردی

47:16.840 --> 47:18.520
تاحالا کسی دوستت داشته؟

47:20.400 --> 47:22.480
تاحالا کسی رو دوست داشتی؟

47:26.920 --> 47:29.120
پوسته خالی خودتی، گیدین

47:30.040 --> 47:33.320
پسر من از تو واقعی‌تره

47:37.880 --> 47:39.080
خداحافظ لوسی

47:41.640 --> 47:43.000
به زودی می‌بینمت

48:08.040 --> 48:09.720
آیزاک؟

50:12.000 --> 50:13.800
پیغام جدید

50:13.880 --> 50:18.360
مامانی، بابایی سردم کرد

50:20.240 --> 50:21.720
بیا خونه

50:23.600 --> 50:25.160
لطفا بیا خونه، مامانی

50:26.680 --> 50:27.680
دوستت دارم

53:05.840 --> 53:08.360
مایک

53:08.440 --> 53:10.080
مایک، آیزاک کجاست؟

53:11.840 --> 53:13.240
مایک؟

53:14.680 --> 53:16.040
مایک، آیزاک کجاست؟

53:16.120 --> 53:17.600
مایک! آیزاک کجاست؟

53:17.680 --> 53:18.880
هی

53:18.920 --> 53:20.376
بگو کجاست -
ببخشید -

53:20.400 --> 53:22.040
رفتم دنبالش

53:22.120 --> 53:23.560
چی؟

53:24.800 --> 53:26.160
نمی‌تونستم پیداش کنم

53:27.480 --> 53:28.480
شرمنده

53:33.800 --> 53:35.560
نه، لوسی

53:44.000 --> 53:45.440
آیزاک

53:50.720 --> 53:52.000
آیزاک

54:03.000 --> 54:04.480
آیزاک

54:21.240 --> 54:22.360
آیزاک

56:15.840 --> 56:17.280
کارآگاه چیمبرز

56:19.040 --> 56:20.440
همه رو آوردن بیرون؟

56:20.520 --> 56:21.880
این‌طور به‌نظر میاد

56:22.000 --> 56:23.680
دارن سوختگی‌های مادره رو
مداوا می‌کنن

56:33.480 --> 56:35.280
همه‌چیز مرتبه، خانم؟

56:40.280 --> 56:41.640
...چیزی نیست، حس چیز بود

56:44.453 --> 56:45.653
دژاوو...

56:45.678 --> 56:50.692
<b>«ارائــه شده توسط فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.Space ]</b>
