WEBVTT

00:17.838 --> 00:24.977
‫[خیابان برن‌ساید]

00:53.161 --> 00:56.658
‫[بار میگنرا]

00:56.683 --> 00:57.766
‫سلام.

00:57.790 --> 01:01.062
‫احوالتون؟ یه ودکا با آب گازدار
‫لطف می‌کنین؟

01:01.146 --> 01:03.148
‫- خیلی‌خب.
‫- بهتره ودکاش رو دوبرابر بریزین.

01:06.151 --> 01:07.319
‫دوباره پرش کنین.

01:13.116 --> 01:14.492
‫امروز خیلی دشوار بود.

01:16.536 --> 01:17.537
‫واسه همه پیش میاد.

01:18.079 --> 01:19.331
‫وای، این‌جوری پیش نمیاد.

01:21.333 --> 01:22.417
‫تو چی می‌خوری؟

01:24.336 --> 01:25.420
‫آبجوی «بادویزر» می‌خورم.

01:25.503 --> 01:27.130
‫- یه «بادویزر» هم واسه دوستم لطف کنین.
‫- رو چشمم.

01:27.214 --> 01:28.715
‫مرسی. مارلین رید هستم.

01:29.424 --> 01:31.426
‫- مت دویل هستم.
‫- خوش‌وقتم.

01:33.887 --> 01:34.888
‫دستت چیزی شده؟

01:35.513 --> 01:37.474
‫آره، اِم، سر کار مجروح شدم.

01:37.557 --> 01:38.558
‫کدوم گوری کار می‌کنی؟

01:39.309 --> 01:40.560
‫فضولی نباشه‌ها.

01:40.644 --> 01:42.395
‫نه بابا، محل کارم اوسترویله.

01:43.396 --> 01:44.898
‫بچه‌ای بهم چاقو زد.

01:46.566 --> 01:47.567
‫عجب.

01:51.696 --> 01:52.697
‫چیه؟

01:53.240 --> 01:56.660
‫نه، چیزی نیست. صرفا کم پیش میاد
‫جراحت چاقو این‌قدر سطحی باشه.

01:57.577 --> 02:01.164
‫خیلی‌خب. مگه دکتری؟

02:01.748 --> 02:03.166
‫نه، پلیسم.

02:09.756 --> 02:12.050
‫- محل کارت همین‌جاست.
‫- نه، تو شهره.

02:12.102 --> 02:13.828
‫[کلانتری نیویورک]

02:16.054 --> 02:17.305
‫خیلی از شهرت دور شدی.

02:17.389 --> 02:19.140
‫دارم رو پرونده‌ای کار می‌کنم.

02:19.224 --> 02:21.434
‫بفرمایین. ممنون.

02:26.064 --> 02:30.694
‫مارلین، امیدوارم دستت خوب بشه.

02:32.000 --> 02:39.000
<b>«ارائــه‌ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.Top ]</b>

03:01.474 --> 03:04.853
‫- چیه؟
‫- سلام استن، منم، متی. باهاش صحبت کردم.

03:04.936 --> 03:05.770
‫خب، تعریف کن.

03:05.854 --> 03:07.230
‫گمون نکنم همسرش راست گفته باشه.

03:07.314 --> 03:09.316
‫گمون نکنم اون روز پیشش بوده باشه.
‫مهم نیست.

03:09.399 --> 03:12.068
‫تو فیلم قابل شناسایی نیست.
‫به نظرم عذرش دروغ بوده.

03:12.152 --> 03:14.404
‫- یعنی به حرفش آوردی؟
‫- نه، لازم نبود.

03:15.280 --> 03:17.073
‫یعنی الان دیگه در حد
‫«کرسکین شگفت‌انگیز» شدی؟

03:17.157 --> 03:20.076
‫دست طرف زخمی شده.
‫انگار جای زخم گلوله است.

03:20.160 --> 03:23.079
‫گمون کنم پسره داشت راست می‌گفت.
‫حداقل اینجاش رو راست می‌گفت.

03:23.580 --> 03:24.831
‫گمون کنم ناپدریش اونجا حضور داشت.

03:24.915 --> 03:26.750
‫در واقع، گمون کنم هدفشون خودش بوده.

03:27.250 --> 03:30.128
‫ضمنا، از نگاهش خوشم نیومد.

03:30.212 --> 03:32.005
‫- از نگاهش؟
‫- آره.

03:33.465 --> 03:36.176
‫خیلی‌خب. مرسی کارآگاه.
‫یه آبجو مهمونت می‌کنم.

03:36.259 --> 03:39.387
‫آبجو؟ من بدجوری گرفتار شدم.
‫باید پرونده مهمونم کنی.

05:22.265 --> 05:30.679
‫«اتاق شلوغ»
‫«فصل یکم، قسمت هشتم»

05:46.223 --> 05:48.016
‫داری خیلی خوب پیش می‌ری دن.

05:48.099 --> 05:51.478
‫درک دلیل وجود باقی شخصیت‌ها
‫و اهدافشون...

05:51.561 --> 05:53.313
‫اولین قدم درمانه.

05:54.940 --> 05:55.941
‫به گذشته فکر کن.

05:56.608 --> 05:59.152
‫اسحاق چه لحظه‌ای وارد زندگیت شد؟

05:59.236 --> 06:00.570
‫خیلی شرمنده‌ام، خواهش می‌کنم.
‫نمی‌خواستم...

06:03.907 --> 06:05.951
‫- بسه دیگه رفیق.
‫- بزن به چاک!

06:07.369 --> 06:09.246
‫بیل، بیل، خواهش می‌کنم.
‫بیل، خواهش می‌کنم. خواهش می‌کنم.

06:11.206 --> 06:12.097
‫این دیگه چه وضعشه؟

06:12.121 --> 06:14.668
‫ای پسر احمق. بهتر بود
‫به حرف دوستم گوش می‌کردی.

06:17.295 --> 06:18.255
‫آهای!

06:22.133 --> 06:23.718
‫همون روزی که همه‌چی خراب شد،

06:24.427 --> 06:26.930
‫- موقع دعوا با اون هم‌مدرسه‌ای‌هام بود.
‫- حالت خوبه؟

06:27.472 --> 06:28.974
‫آره، صرفا کار دشواریه.

06:29.558 --> 06:31.268
‫انگار ذهنم داره فرو می‌ریزه...

06:33.436 --> 06:35.605
‫و تو محفظه‌ای فلزی گیر افتادم.

06:39.985 --> 06:42.904
‫دنی، چی شده؟

06:45.031 --> 06:47.367
‫صرفا یاد یکی از حرف‌های آریانا افتادم.

06:51.445 --> 06:54.625
‫[رستوران بارگ]

06:56.084 --> 06:57.294
‫ولی حرف خودش نبود، مگه نه؟

06:59.004 --> 07:00.505
‫نه، حرف خودت بود.

07:02.340 --> 07:04.384
‫کل احساساتش درون خودته.

07:07.262 --> 07:10.223
‫خب، قبل از پیدایش اسحاق
‫تو اون روز چه حسی داشتی؟

07:10.974 --> 07:11.975
‫وحشت کرده بودم.

07:12.601 --> 07:14.769
‫واسه همین اسحاق رو بروز دادی
‫که ازت محافظت کنه؟

07:15.395 --> 07:17.522
‫اختلال تو رو به وخامته.

07:18.028 --> 07:22.152
‫ذهنت داره بیش از پیش تقسیم می‌شه.
‫اسحاق و آریانا از علائمشن.

07:22.235 --> 07:26.615
‫ظاهرا اسحاق موقع واکنش
‫به تهدیدات جسمانی به درد می‌خوره.

07:26.698 --> 07:29.367
‫آره، خب، کاش وقتی بچه‌تر بودم پیداش می‌شد.

07:30.243 --> 07:31.661
‫اون موقع ناجیان دیگه‌ای داشتی.

07:35.123 --> 07:36.124
‫وقتمون تموم شد.

07:36.708 --> 07:39.252
‫همون‌طور که گفتم، کارت حرف نداره، خب؟

07:39.836 --> 07:43.340
‫فعلا هم باید سعی کنی
‫خودت سکان رو نگه داری.

07:44.174 --> 07:48.053
‫تمام تلاشت رو بکن موقع آمادگی واسه دادگاهت،
‫باقی شخصیت‌ها خودشون رو بروز ندن.

07:48.136 --> 07:49.137
‫خب؟

07:49.971 --> 07:50.805
‫به همین سادگیه.

07:51.389 --> 07:52.807
‫نه، به این سادگی‌ها هم نیست.

07:54.017 --> 07:56.728
‫- چند روز دیگه می‌بینمت.
‫- چند روز دیگه می‌بینمت.

08:02.776 --> 08:04.527
‫ولی واسه همین شرایط آماده شده بودیم.

08:04.611 --> 08:06.780
‫نه‌خیر، تو واسه این شرایط
‫آماده شده بودی.

08:08.448 --> 08:09.950
‫چیه؟ نگران وام بلاعوضتی؟

08:10.617 --> 08:12.369
‫گور بابات استن.

08:12.452 --> 08:14.329
‫بیشترین احتمال تبرئه‌اش با اختلال روانیه.

08:14.412 --> 08:15.266
‫نه‌خیر، نیست.

08:15.290 --> 08:17.874
‫لازمه افتضاح پیش از دادگاهمون رو
‫یادت بندازم؟

08:17.958 --> 08:20.043
‫آخه به نقل از پنج شش متخصص،

08:20.126 --> 08:23.004
‫اختلال تجزیه هویت اصلا اختلال واقعی نیست.

08:23.088 --> 08:24.548
‫- اشتباه می‌کنن.
‫- تو هم می‌خوای حرفت رو...

08:24.631 --> 08:25.840
‫- با این بچه ثابت کنی؟
‫- آره.

08:25.924 --> 08:27.634
‫- نه‌خیر.
‫- جانم؟

08:27.717 --> 08:29.469
‫رایا، ببین، کارت خوب بود.

08:30.387 --> 08:33.390
‫به خاطر جلساتت با پسره،
‫از جریان ناپدریش خبردار شدیم.

08:33.472 --> 08:36.393
‫می‌دونیم به دروغ گفته بود
‫تو صحنه جرم حضور نداشته.

08:36.476 --> 08:37.476
‫مسئله‌ای رو مخفی کرده.

08:37.561 --> 08:40.981
‫ضمنا، به خاطر توئه
‫که می‌دونیم چی رو مخفی کرده.

08:41.565 --> 08:45.110
‫خب، اگه بتونیم ثابت کنیم
‫این بچه صرفا دنبال طرف بوده...

08:45.193 --> 08:48.989
‫و احتمالا دلیل خوبی داشته،
‫تیراندازی عادی محسوب نمی‌شه.

08:49.072 --> 08:51.908
‫خیلی مهمه که نشون بدیم
‫سابقه اعمال خشونت‌آمیز نداشته...

08:52.409 --> 08:54.578
‫و هدف تیراندازیش یه نفر بوده.
‫مسئله شخصی بوده.

08:54.661 --> 08:57.330
‫بعدش طرف رو به جایگاه احضار کرده،
‫سوال‌پیچش می‌کنیم...

08:57.414 --> 09:00.417
‫و شاید بتونیم نشون بدیم
‫پسره به دلیل خوبی شلیک کرده.

09:00.500 --> 09:03.336
‫اتهام پرونده‌اش از شش فقره اقدام به قتل...

09:03.420 --> 09:05.548
‫به یه فقره تعرض با سلاح گرم
‫تقلیل پیدا می‌کنه.

09:05.572 --> 09:06.464
‫حبسش یک‌دهم می‌شه.

09:06.548 --> 09:08.383
‫نه، باید درمان بشه،
‫حبس به نفعش نیست.

09:08.466 --> 09:10.510
‫- باقی شخصیت‌هاش فعلا عقب‌نشینی کردن،
‫- رایا...

09:10.594 --> 09:12.846
‫- ولی اگه درمان نشه...
‫- اینجا دفتر حقوقیه.

09:12.929 --> 09:13.930
‫بیمارستان نیست.

09:14.014 --> 09:17.475
‫خیلی‌خب، پس وقتی جانی
‫آدم نامناسبی رو مسخره کنه...

09:17.559 --> 09:19.477
‫یا اسحاق با کسی دعوا کنه
‫و از پسش برنیاد چی می‌شه؟

09:19.561 --> 09:20.979
‫اصلا می‌فهمی چی می‌گی؟

09:21.062 --> 09:23.023
‫- از زندان جون سالم به در نمی‌بره.
‫- می‌شه جواب تلفن رو بدی؟

09:23.106 --> 09:25.025
‫استن، از زندان جون سالم به در نمی‌بره.

09:25.108 --> 09:28.361
‫احتمال زنده موندنش طی ۵ سال
‫بیش از ۵۰ ساله.

09:28.445 --> 09:30.155
‫یا نکنه می‌خوای با این حرفم هم مخالفت کنی؟

09:31.323 --> 09:34.701
‫واسه درمانش فرصت لازم داره.

09:34.784 --> 09:38.455
‫اختلالش طبق قانون وجود نداره.

09:38.538 --> 09:39.539
‫ریدم تو قانون.

09:39.623 --> 09:41.917
‫سلامت روان اصلا واسه قانون مهم نیست.

09:43.418 --> 09:45.003
‫اگه ذهنش یکپارچه نشه...

09:45.086 --> 09:46.546
‫و با بلایی که سرش اومده
‫کنار نیاد،

09:46.630 --> 09:48.048
‫امکان نداره زنده بمونه.

09:49.090 --> 09:52.135
‫ببین، تا دادگاهش فرصت داری.

09:52.719 --> 09:53.720
‫روان‌پزشکیت رو بکن.

09:53.803 --> 09:56.431
‫درمانش کن. هر کاری می‌خوای بکن.
‫به جایگاه احضارش نمی‌کنیم.

09:56.514 --> 09:57.557
‫صرفا می‌خوام...

09:57.641 --> 09:59.851
‫دو هفته دیگه عین بچه آدم
‫تو جایگاه متهم بشینه.

09:59.935 --> 10:02.229
‫اگه تو دادگاه روانی‌بازی دربیاره،

10:02.312 --> 10:04.689
‫دادستانی بدبختمون می‌کنه، خب؟

10:04.773 --> 10:08.360
‫سعی می‌کنم حکمی منطقی براش ببرن
‫که همه راضی باشن.

10:08.443 --> 10:09.527
‫این‌طوری نمی‌شه.

10:09.611 --> 10:11.613
‫نمی‌تونم تضمین کنم
‫عین بچه آدم تو جایگاه متهم بشینه.

10:11.696 --> 10:14.991
‫کار دیگه‌ای از دستمون ساخته نیست،
‫نتیجه خوبی هم هست.

10:15.492 --> 10:17.160
‫ضمنا، اگه پسره واقعا برات مهمه،

10:17.244 --> 10:21.331
‫این‌قدر سعی نکن حرف خودت رو
‫باهاش ثابت کنی و موفقیتمون رو قبول کن.

10:24.740 --> 10:27.853
‫[خیابان مور]
‫[بار اشلیتس واکر]

10:31.758 --> 10:34.970
‫می‌شه آخرین پیکم رو هم بریزی توبی؟
‫دادگاه مهمی در پیش دارم.

10:38.348 --> 10:40.141
‫- دادگاهیش کردن؟
‫- آره.

10:41.059 --> 10:42.060
‫قراره تبرئه‌اش کنی؟

10:43.728 --> 10:44.729
‫نچ.

10:47.357 --> 10:50.443
‫شاید بتونه به موقع آزاد بشه.
‫بالاخره کمی زندگی کنه.

10:50.527 --> 10:52.503
‫خب، گمون کنم بزرگ‌ترین امیدمون
‫همینه دیگه، مگه نه؟

10:52.527 --> 10:53.530
‫می‌خوایم کمی زندگی کنیم.

10:59.869 --> 11:02.122
‫آره، بزرگ‌ترین امیدمون همینه.

11:05.000 --> 11:20.000
<b>«فیلم2مدیا را در تلگرام دنبال کنید»
@Film2Media_Plus</b>
‫مترجم: «کیارش نعمت گرگانی»

11:23.078 --> 11:32.552
‫[کنگره در تنگنا قرار گرفته است]

11:34.988 --> 11:36.072
‫صداش رو کم کن.

11:51.671 --> 11:53.048
‫کسی اینجا نیومده کندی؟

11:54.758 --> 11:55.759
‫کی بیاد؟

11:56.259 --> 11:59.262
‫کسی نیومده راجع به دستم سوال بپرسه؟

12:00.931 --> 12:01.932
‫کس دیگه‌ای نیومده؟

12:03.975 --> 12:05.435
‫فقط همون دفعه اومده بودن.

12:05.518 --> 12:08.647
‫من هم حرف خودت رو بهشون زدم،
‫گفتم اون روز پیشت بودم.

12:15.111 --> 12:18.615
‫هر اتفاقی که بیفته،
‫تقصیر جفت والدینه.

12:19.866 --> 12:20.867
‫خودت می‌دونی دیگه؟

12:22.452 --> 12:24.120
‫خودت می‌دونی چه کارهایی
‫در حقت می‌کنم، مگه نه؟

12:26.122 --> 12:27.123
‫چه کارهای در حق بچه‌ات می‌کنم؟

12:30.335 --> 12:31.962
‫دیگه می‌خوای چه گهی بخوری؟

12:50.814 --> 12:52.107
‫راهت رو برو عجیب‌الخلقه خان.

13:20.051 --> 13:21.928
‫می‌شه سوالی ازت بپرسم؟

13:23.096 --> 13:26.266
‫انگلستانیه دیگه نمیاد؟ جک رو میگم.

13:28.268 --> 13:29.352
‫وایستا ببینم، جک رو می‌شناسی؟

13:30.145 --> 13:31.146
‫معلومه که می‌شناسم.

13:31.938 --> 13:35.442
‫گفته بود بهم فرصت می‌ده
‫مقداری از پولم رو ببرم.

13:35.525 --> 13:36.401
‫اِم، ولی...

13:38.111 --> 13:40.697
‫خب، چند وقتی می‌شه
‫که پیداش نشده.

13:41.865 --> 13:42.866
‫یادت نمیاد؟

13:45.285 --> 13:46.286
‫نه.

13:48.788 --> 13:49.789
‫عجب.

13:54.711 --> 13:55.962
‫وایستا ببینم، رو اعصابت نیست؟

13:57.464 --> 13:58.632
‫به من چه ربطی داره؟

13:59.216 --> 14:01.551
‫خیال کردی قبل از تو
‫مجرم روانی ندیدم؟

14:02.594 --> 14:05.013
‫طرف استاد کارت‌بازیه
‫و هم‌نشین خوبیه.

14:05.096 --> 14:08.391
‫فقط دیگه اسرائیلیه رو نیار.

14:10.602 --> 14:13.063
‫سالیوان، ملاقاتی داری.

14:24.366 --> 14:25.700
‫می‌خوای ببینیش یا نه؟

14:27.702 --> 14:30.705
‫نگرانم کردی‌ها.
‫خیال می‌کردم من رو نمی‌شناسی.

14:32.499 --> 14:37.212
‫تو روزنامه‌ها نوشته بود
‫اختلال تجزیه هویت داری.

14:37.295 --> 14:39.297
‫پس واسه همین تماس نگرفته بودی؟

14:40.924 --> 14:41.758
‫آری...

14:41.841 --> 14:43.051
‫تو جرومی، درسته؟

14:45.178 --> 14:46.471
‫تعریفت رو کرده بود.

14:47.180 --> 14:48.181
‫تـ...

14:51.851 --> 14:54.771
‫خیال می‌کردم چون دوستم نداری
‫ازت خبری نشده.

14:59.192 --> 15:01.486
‫عکست رو تو روزنامه دیدم...

15:01.570 --> 15:04.007
‫و با خودم گفتم احتمالا
‫حتی اگه نخوای من رو ببینی،

15:04.031 --> 15:05.448
‫بد نیست یه رفیق داشته باشی.

15:05.532 --> 15:09.536
‫ولی حتی من رو نمی‌شناسی.

15:12.914 --> 15:13.915
‫من خودش نیستم.

15:16.209 --> 15:17.210
‫خب، خودش کجاست؟

15:20.297 --> 15:21.298
‫اینجا نیست.

15:24.384 --> 15:25.385
‫اره.

15:27.220 --> 15:28.680
‫همیشه استاد نبودن بود.

15:30.807 --> 15:31.808
‫غیبش می‌زد.

15:36.771 --> 15:37.772
‫عذر می‌خوام.

16:16.978 --> 16:18.396
‫- سلام کارل.
‫- سلام آری.

16:19.105 --> 16:20.941
‫- کوکتل «سون اند سون» بده.
‫- نه بابا؟

16:24.236 --> 16:26.404
‫سلام به روی ماهت. گریس هستم.

16:28.490 --> 16:30.116
‫از آریانا برام بگو.

16:30.200 --> 16:32.452
‫دقیقا چیکار می‌کرد؟

16:34.246 --> 16:37.290
‫- بهترین دوستم بود.
‫- خودم می‌دونم، ولی آریانا چیکار می‌کرد؟

16:54.474 --> 16:55.725
‫خب، اِم...

16:58.725 --> 17:00.814
‫می‌تونست سکس کنه.

17:02.566 --> 17:03.567
‫سکس می‌کرد.

17:04.693 --> 17:06.026
‫خودت تا حالا سکس کردی دنی؟

17:07.696 --> 17:08.822
‫نه.

17:08.905 --> 17:10.489
‫خب، حداقل در قالب خودم نکردم.

17:11.449 --> 17:13.743
‫خیلی‌خب. بیا همچنان از آریانا بگیم.

17:14.660 --> 17:16.246
‫می‌خوام تصورش کنی.

17:17.914 --> 17:19.498
‫احساساتش رو تصور کن.

17:26.214 --> 17:29.801
‫می‌خواست با ملت صمیمی باشه،
‫ولی خواسته‌اش رو بروز نمی‌داد.

17:31.511 --> 17:33.555
‫می‌تونست باهاشون صمیمی بشه،
‫ولی بعدش...

17:35.348 --> 17:37.851
‫بعدش خودش پسشون می‌زد.

17:41.479 --> 17:43.773
‫صمیمیت آسیب‌پذیری میاره.

17:43.857 --> 17:46.860
‫آسیب‌پذیری هم تو دوران کودکیت
‫هیچ‌جایی نداشت.

17:48.278 --> 17:49.279
‫نه‌خیر، نداشت.

17:49.779 --> 17:52.699
‫سامانه شخصیت‌های متعددت
‫به زنده موندنت کمک کرده.

17:53.700 --> 17:55.660
‫با احساساتی که از پسشون برنمیای،
‫دست و پنجه نرم می‌کنن.

17:56.369 --> 18:01.041
‫ولی صرفا برساخت‌های ذهن خودتن.
‫بی‌نقص نیستن. کلی نقص دارن.

18:03.168 --> 18:04.669
‫یعنی سامانه‌ام کارآمد نیست.

18:04.753 --> 18:06.046
‫تا مدت زیادی کارآمد بود.

18:07.130 --> 18:08.465
‫پس بذار سوالم رو تکرار کنم.

18:11.593 --> 18:14.221
‫آریانا واسه خودت چیکار می‌کرد؟

18:29.945 --> 18:32.155
‫گمون کنم با احساس تنهاییم
‫دست و پنجه نرم می‌کرد.

18:33.657 --> 18:34.658
‫با ترسم دست و پنجه نرم می‌کرد.

18:35.283 --> 18:38.828
‫آره، با دردت و کل عذابت هم
‫دست و پنجه نرم می‌کرد.

18:39.329 --> 18:44.084
‫وقتی هم از توان خودت خارج بود،
‫احساساتت رو به طور عملی واکاوی می‌کرد.

18:44.918 --> 18:47.587
‫مثلا همون موقع که می‌خواستی
‫با آنابل صمیمی بشی.

18:48.922 --> 18:50.006
‫مثلا وقتی خواستم به خدمت مارلین برسم.

18:50.090 --> 18:53.593
‫آره، کم‌کم داره به ذهنت رسوخ می‌کنه.
‫همه‌شون دارن رسوخ می‌کنن.

18:53.677 --> 18:56.555
‫همین که از وجودشون خبردار شدی،
‫باعث شده رسوخ کنن.

18:56.638 --> 18:58.762
‫چند وقته دارم
‫راجع به درمان جدیدی مطالعه می‌کنم.

18:58.786 --> 18:59.683
‫اسمش ادغام‌درمانیه.

19:00.767 --> 19:05.021
‫آدم طی روند درمان
‫با کل شخصیت‌هاش ادغام می‌شه.

19:05.105 --> 19:07.524
‫تکه‌های ذهن آدم یکپارچه می‌شن.

19:09.025 --> 19:10.026
‫آدم کامل می‌شه.

19:13.738 --> 19:15.574
‫ولی شرط می‌بندم
‫تو زندان ارائه‌اش نمی‌دن.

19:15.657 --> 19:18.034
‫نه، ولی قراره کوتاه‌ترین حبس ممکن رو
‫برات رقم بزنیم.

19:21.162 --> 19:22.622
‫احتمالا باز هم خیلی طولانی باشه.

19:25.709 --> 19:27.294
‫ما از این فکرها نمی‌کنیم دنی.

19:35.010 --> 19:36.511
‫می‌شه به حرفم گوش بدی؟

19:36.595 --> 19:40.223
‫نه‌خیر، دیگه ندارم،
‫آخه همین الانش هم دارم خرج بیوک،

19:40.307 --> 19:42.893
‫خونه و سگی که اصلا نمی‌بینم رو می‌دم.

19:46.479 --> 19:47.480
‫خیلی‌خب. باید قطع کنم.

19:48.523 --> 19:49.733
‫حکم‌رسانی؟

19:49.816 --> 19:52.277
‫آدرسش رو روش نوشتم.
‫احتمالا این یکی غیرقابل پیش‌بینی باشه.

20:02.954 --> 20:03.955
‫مارلین رید خودتونین؟

20:04.956 --> 20:05.957
‫شما؟

20:07.751 --> 20:10.003
‫وکیل مدافع پرونده دنی سالیوان
‫احضارتون کرده...

20:10.086 --> 20:11.504
‫که تو دادگاهش شهادت بدین.

20:21.640 --> 20:23.266
‫مارلین همیشه برات خطر محسوب می‌شد...

20:23.350 --> 20:26.311
‫و با نقل‌مکان به خونه اشباح
‫از اون خطر دور شدی.

20:26.394 --> 20:29.272
‫ولی اصلا پیش نیومد
‫اسحاق واقعا مداخله کنه؟

20:30.148 --> 20:32.317
‫واقعا مقابل مارلین
‫ازت محافظت کنه؟

20:34.194 --> 20:35.612
‫خفه شو. بذار خودم حلش کنم.

20:35.695 --> 20:37.781
‫این‌جوری با خانم صحبت نکن.

20:39.366 --> 20:42.118
‫- خیلی قلدری.
‫- پشم‌هام، درست یادم نمیاد.

20:42.202 --> 20:42.889
‫پشم‌هام.

20:42.913 --> 20:44.996
‫خیلی‌خب. سعی کن بدون اسحاق
‫به خاطرش بیاری.

20:45.080 --> 20:46.623
‫این کار به چه دردم می‌خوره رایا؟

20:46.706 --> 20:48.875
‫حافظه‌ات رو به کار نگیر،
‫قوه تخیلت رو به کار بگیر.

20:50.043 --> 20:51.127
‫چشمت رو ببند.

20:54.798 --> 20:58.885
‫- دنی جونم...
‫- خفه شو. بسه. بسه. بذار خودم حلش کنم.

20:59.469 --> 21:02.180
‫این‌جوری با خانم صحبت نکن.

21:02.264 --> 21:06.226
‫خیلی قلدری. قلدر جماعت همیشه بزدله.

21:09.563 --> 21:10.564
‫آفرین دنی.

21:11.731 --> 21:15.569
‫بیا اون شب رو تو خونه اشباح به یاد بیاریم.
‫همون‌طور که گفتم عمل کن.

21:15.652 --> 21:19.656
‫احساسش رو تجربه کن،
‫ولی سعی کن در قالب اسحاق باشی.

21:19.739 --> 21:22.117
‫- خیلی‌خب.
‫- در قالب اسحاق باش.

21:24.953 --> 21:26.246
‫چه حسی داری؟

21:27.414 --> 21:28.790
‫آنجلو، تفنگه رو بهت پس می‌دم.

21:28.873 --> 21:33.003
‫مال خودت. من اصلا...
‫پشم‌هام. ریدم توش.

21:33.086 --> 21:35.005
‫شرمنده‌ام. خب؟ شرمنده‌ام.

21:35.088 --> 21:38.633
‫عه، شرمنده‌ای؟ شرمنده‌ای پسرک مادرخراب؟
‫الان شرمندگی رو نشونت می‌دم.

21:39.426 --> 21:41.052
‫من اگه جات بودم، قایم نمی‌شدم.

21:51.438 --> 21:52.939
‫اسحاق چه حسی داره؟

21:55.150 --> 21:56.151
‫احساس قدرت می‌کنه؟

21:57.319 --> 21:58.403
‫احساس...

22:00.447 --> 22:01.448
‫کارآمدی می‌کنه.

22:03.700 --> 22:06.328
‫- نه!
‫- اینجا چه خبره؟

22:06.411 --> 22:09.080
‫زنیکه خراب. اینجا چه خبره؟

22:09.164 --> 22:12.250
‫- اینجا چه خبره، ها؟
‫- دنی! دنی!

22:14.753 --> 22:15.712
‫پشم‌هام.

22:23.011 --> 22:24.721
‫- نگاهی به خودت بنداز.
‫- خواهش می‌کنم.

22:28.225 --> 22:29.476
‫همین رو می‌خوای؟

22:30.977 --> 22:34.022
‫- حالا بگو کی زنیکه خرابه؟
‫- نه. نه، نه، خواهش می‌کنم.

22:34.105 --> 22:35.899
‫حالا بگو کی زنیکه خرابه، ها؟

22:35.982 --> 22:37.359
‫نه. نه، نه، نه.

22:41.404 --> 22:42.530
‫خراب خودتی.

22:45.033 --> 22:46.243
‫شلوارت رو خیس کردی؟

22:51.081 --> 22:52.082
‫فرار کن!

23:06.429 --> 23:07.347
‫آنابل.

23:07.430 --> 23:08.557
‫آنابل، چیزی نیست.

23:08.640 --> 23:11.142
‫- دیگه کسی اذیتت نمی‌کنه. در امانی.
‫- به من نزدیک نشو.

23:11.226 --> 23:13.520
‫- آنابل... در امانی.
‫- بهم دست نزن! بهم نزدیک نشو!

23:13.603 --> 23:16.189
‫- آنابل، چیزی نیست. چی... آنابل.
‫- کاری به کارم نداشته باش!

23:16.773 --> 23:19.776
‫- آنابل، خواهش می‌کنم.
‫- کاری به کارم نداشته باش.

23:22.362 --> 23:23.363
‫خودم بودم.

23:25.699 --> 23:29.035
‫آنابل ازم ترسیده بود.

23:33.456 --> 23:34.457
‫ببین چی می‌گم...

23:53.685 --> 23:54.686
‫آهای!

23:56.187 --> 23:57.355
‫آهای آقا پسر.

23:58.398 --> 23:59.399
‫آقا پسر!

24:01.401 --> 24:03.570
‫اونی که تقلید صدا می‌کنه خودتی، مگه نه؟

24:09.159 --> 24:12.329
‫بکن دیگه. بکن دیگه.
‫برامون تقلید صدا کن.

24:15.665 --> 24:17.667
‫می‌خوایم برامون تقلید صدا کنی
‫پسرک عجیب‌الخلقه.

24:20.295 --> 24:24.883
‫اصلا معلوم نیست.
‫اصلا معلوم نیست.

24:24.966 --> 24:27.761
‫- بس کنین! غذاتون رو بخورین!
‫- خیلی‌خب، الان تقلید می‌کنه.

25:11.346 --> 25:15.016
‫امیدوارم اشکالی نداشته باشه
‫که باز هم اومدم.

25:15.100 --> 25:16.351
‫نه، اشکالی نداره.

25:17.602 --> 25:20.063
‫گمون نکنم بدونم دنبال چی هستی.

25:21.523 --> 25:24.067
‫درست و حسابی درک نکرده بودم...

25:24.776 --> 25:28.071
‫که حتما خیلی برات دشواره.

25:31.575 --> 25:35.453
‫جروم هستم. خوش‌وقتم دنی.

25:40.875 --> 25:41.877
‫خوش‌وقتم.

25:43.295 --> 25:46.464
‫تعریفت رو زیاد شنیدم.

25:48.008 --> 25:50.385
‫امیدوارم تعاریف خوبی بوده باشه.

25:51.845 --> 25:52.679
‫اکثرا خوب بوده.

25:55.265 --> 25:58.351
‫خب، میونه‌مون گاهی شکرآب می‌شد.

25:58.435 --> 26:01.396
‫ولی به خوشی‌هامون می‌ارزید.

26:02.188 --> 26:03.940
‫حداقل از نظر من که می‌ارزید.

26:04.024 --> 26:05.191
‫نه، از نظر خودش هم می‌ارزید.

26:07.277 --> 26:08.361
‫حداقل گمون کنم می‌ارزید.

26:09.654 --> 26:10.655
‫مرسی.

26:15.827 --> 26:16.828
‫می‌دونی چطوری آشنا شدیم؟

26:24.544 --> 26:26.046
‫اولین باری که دیدمش،

26:27.547 --> 26:31.760
‫داشت دم بار کلابی
‫به بی‌شعوری می‌توپید.

26:32.302 --> 26:34.179
‫من هم رفتم پیششون.

26:34.763 --> 26:36.473
‫ازش پرسیدم کمک می‌خواد یا نه.

26:37.432 --> 26:40.060
‫یهو دیدم داره سرم داد می‌زنه،

26:40.143 --> 26:44.439
‫می‌گفت این این شاهدخت‌های لوس نیست
‫و خودش بلده دعوا کنه.

26:44.522 --> 26:45.607
‫آره، بلده.

26:46.483 --> 26:47.859
‫من هم بهش گفتم...

26:47.943 --> 26:49.277
‫صرفا می‌خواستم کمک کنم.

26:49.778 --> 26:54.449
‫گفت اگه واقعا می‌خوام کمک کنم،
‫باید برم تو پیست رقص.

26:54.950 --> 26:56.826
‫تا به خودم اومدم،

26:56.910 --> 27:00.705
‫دیدم داریم خیلی هماهنگ با هم می‌رقصیم.

27:03.083 --> 27:06.419
‫کم پیش میاد آدم کسی رو پیدا کنه...

27:06.503 --> 27:10.006
‫که اون‌جوری حرکاتش رو درک کنه.

27:20.684 --> 27:22.060
‫همدیگه رو درک می‌کردیم.

27:23.603 --> 27:26.022
‫از همون اولین شب همدیگه رو درک می‌کردیم.

27:30.944 --> 27:32.362
‫خب، من که اصلا رقص بلد نیستم.

27:34.990 --> 27:37.367
‫مطمئنم بالاخره کمی رقص بلدی.

27:37.951 --> 27:40.954
‫ظاهرا کلی مهارت تو ناخودآگاهم پنهان شده.

27:42.998 --> 27:44.791
‫حتما خیال می‌کنی دیوانه‌ام.

27:44.874 --> 27:45.917
‫نه.

27:47.419 --> 27:49.296
‫گمون می‌کنم حتما خیلی تنهایی.

27:57.596 --> 28:00.473
‫اگه برام حبس نبرن،
‫درمانی هست...

28:01.266 --> 28:03.727
‫که می‌تونم از اون طریق
‫به همه‌شون تبدیل بشم.

28:04.728 --> 28:06.146
‫خب، چند نفر هستن؟

28:06.229 --> 28:07.314
‫چند نفری می‌شن.

28:08.148 --> 28:09.107
‫ای وای.

28:09.190 --> 28:11.985
‫مامانم همیشه می‌گفت
‫سلیقه جالبی دارم.

28:12.068 --> 28:13.069
‫ای وای.

28:14.696 --> 28:17.407
‫آب که از سر گذشت،
‫چه یه وجب، چه صد وجب.

28:19.367 --> 28:20.493
‫آریانا همیشه همین رو می‌گفت.

28:20.577 --> 28:22.329
‫آره، از خودش یاد گرفتم.

28:24.247 --> 28:25.248
‫از تو هم یاد گرفتم.

28:29.502 --> 28:31.213
‫اگه بعد از درمان،

28:32.756 --> 28:34.341
‫از خودم خوشم نیاد چی؟

28:35.842 --> 28:40.055
‫من کل عمرم سعی کردم
‫درست عمل کنم.

28:41.473 --> 28:42.557
‫بفهمم چه‌جور آدمی هستم.

28:43.934 --> 28:45.393
‫سیاه‌پوستم.

28:45.477 --> 28:46.603
‫همجنسگرام.

28:47.354 --> 28:48.521
‫شجاعم.

28:49.147 --> 28:50.190
‫بزدلم.

28:50.941 --> 28:53.818
‫مشکل‌تراشم. صلح‌طلبم.

28:55.111 --> 28:57.572
‫معلوم شد همه‌شون هستم.

28:58.657 --> 29:00.116
‫البته زندگی آدم راحت نمی‌شه.

29:00.200 --> 29:06.122
‫کلی کتک خوردم، روم تف کردن
‫و از هرجایی که فکرش رو بکنی بیرونم کردن؛

29:06.206 --> 29:08.083
‫ولی می‌دونم کی هستم.

29:09.251 --> 29:11.586
‫هیچکس هم نمی‌تونه شخصیتم رو عوض کنه.

29:13.880 --> 29:15.340
‫آریانا می‌دونست کیه.

29:16.132 --> 29:17.551
‫به خودش افتخار می‌کرد.

29:18.051 --> 29:19.719
‫این خصوصیتش درون خودته.

29:20.595 --> 29:23.598
‫بخشی از وجودته.
‫خودش بخشی از وجودته.

29:24.224 --> 29:25.517
‫همون کاری رو بکن
‫که بقیه‌مون مجبوریم.

29:25.600 --> 29:29.396
‫خصوصیات خوبت رو جمع کن
‫و بهشون عشق بورز.

29:30.480 --> 29:33.817
‫سعی کن خصوصیات بدت رو
‫هم بهبود ببخشی.

29:34.568 --> 29:36.027
‫کار دیگه‌ای از دستمون ساخته نیست.

29:37.529 --> 29:39.030
‫می‌فهمم واسه چی ازت خوشش می‌اومد.

29:40.532 --> 29:41.700
‫داری باهام لاس می‌زنی؟

29:41.783 --> 29:42.951
‫چی؟ نه بابا.

29:43.034 --> 29:45.203
‫آروم باش پسر.

29:45.287 --> 29:46.288
‫شوخی می‌کنم.

30:04.306 --> 30:06.600
‫سلام رایا. اول بگم که خودم می‌دونم
‫دارم دخالت بی‌جا می‌کنم،

30:06.683 --> 30:08.810
‫ولی همین الان تلفنی با مارتین صحبت کردم.

30:08.894 --> 30:10.896
‫می‌گه به یه سری از کلاس‌هات نرسیدی.

30:12.105 --> 30:15.483
‫ببین رایا، خودت هم می‌دونی
‫ممکنه استاد دائمی شدنت رو به خطر بندازی.

30:15.567 --> 30:16.776
‫گه نخور گرگ.

30:21.406 --> 30:22.407
‫خب، چرا رفتی لندن؟

30:23.992 --> 30:25.785
‫واسه چی رفتی لندن؟

30:26.411 --> 30:28.288
‫چون اسحاق راهنمای گردشگریش رو
‫بهم داده بود و گفت...

30:28.371 --> 30:29.831
‫نه. اسحاقی در کار نیست.

30:30.373 --> 30:32.584
‫نمی‌دونم رایا.
‫چطوره نظر خودت رو بهم بگی؟

30:35.128 --> 30:36.463
‫قهوه می‌خوری؟

30:36.546 --> 30:38.048
‫- چی؟
‫- می‌رم واسه خودمون قهوه بگیرم.

30:39.549 --> 30:40.550
‫نظرم از این قراره:

30:41.259 --> 30:44.304
‫به نظرم با این که باقی شخصیت‌هات
‫تمام تلاششون رو می‌کردن...

30:44.387 --> 30:47.766
‫که ازت محافظت کنن، مدام شرایط
‫خطرناک‌تری برات ایجاد می‌کردن.

30:48.767 --> 30:51.311
‫سلام، می‌شه لطفا دو لیوان قهوه
‫برامون بیاری کوین؟

30:51.394 --> 30:52.604
‫- آره، رو چشمم.
‫- چطور مگه؟

30:53.772 --> 30:56.024
‫همون‌طور که گفتم، بیماریت رو به وخامته.

30:57.108 --> 30:58.985
‫ممکنه باقی شخصیت‌هات خودسر بشن.

30:59.986 --> 31:02.197
‫گاهی اوقات هم پیش میاد...

31:02.280 --> 31:04.699
‫که ترکیبشون به نفع میزبان اصلی نباشه.

31:04.783 --> 31:10.664
‫یعنی باقی شخصیت‌هایی که هدف اصلیشون
‫محافظت از من بود، دارن اذیتم می‌کنن؟

31:10.747 --> 31:11.998
‫سامانه‌شون بی‌نقص نیست.

31:12.082 --> 31:15.627
‫هرچقدر هم که پیشرفته باشه،
‫بالاخره قطع رابطه با حقیقت محسوب می‌شه.

31:16.211 --> 31:20.507
‫چنین تفکیکی انرژی زیادی می‌خواد.

31:20.590 --> 31:23.760
‫یعنی کل تغییرات ذهنیم به خاطر
‫بلاییه که مارلین سر آدام آورده بود؟

31:24.719 --> 31:25.929
‫خودت بهم بگو.

31:26.972 --> 31:28.723
‫وایستا ببینم. منظورت چیه؟
‫یعنی...

31:30.225 --> 31:32.352
‫بلایی سر خودم آورده
‫که به یاد نمیارم؟

31:33.353 --> 31:34.938
‫به نظرت سر من هم بلایی آورده؟

31:37.524 --> 31:38.650
‫منظورت همینه؟

31:41.236 --> 31:44.239
‫لندن رو به خاطر بیار.
‫می‌خوام با احساساتت به خاطر بیاری.

31:46.533 --> 31:47.534
‫آریانا رفته بود.

31:48.201 --> 31:50.120
‫پلیس‌ها دنبالم بودن.
‫کمک لازم داشتم.

31:50.203 --> 31:51.037
‫خب، چیکار کردی؟

31:51.955 --> 31:54.499
‫ظاهرا خودم رو فرستادم دنبال بابام.

31:55.959 --> 32:00.338
‫احتمالا دنبال نسخه‌ای از پدرت بودی
‫که در کودکی تصور می‌کردی؟

32:00.922 --> 32:01.965
‫ممنون.

32:02.048 --> 32:03.633
‫دنبال پدری بودم که نجاتم بده.

32:04.217 --> 32:05.969
‫کل پسربچه‌ها چنین امیدی دارن.

32:09.097 --> 32:10.765
‫کل حرف‌های جک باب میلم بود.

32:11.266 --> 32:12.767
‫جک نمی‌تونست پدر واقعیت رو بهت بده،

32:12.851 --> 32:15.812
‫ولی می‌تونست عشق پدری رو
‫که تقریبا هم‌سطحش فراهم کنه.

32:15.896 --> 32:19.566
‫به نظرم ممکنه جک رو
‫برای نجات خودت ایجاد کرده باشی.

32:20.066 --> 32:21.776
‫بهت چی گفته بود؟ گفته بود...

32:22.777 --> 32:25.572
‫«باید برگردی و عواقب کارت رو
‫بپذیری دنی کوچولو»؟

32:27.240 --> 32:28.575
‫خوشحالم که باز هم می‌بینمت جک.

32:29.159 --> 32:30.201
‫واقعا؟

32:31.119 --> 32:33.538
‫با این که دلت نمی‌خواست بیای اینجا،

32:33.622 --> 32:37.459
‫معلومه دنی کلی تو دردسر افتاده
‫و امیدوارم بتونی کمکم کنی.

32:37.542 --> 32:40.587
‫خب، خودم مجبورش کردم برگرده، مگه نه؟
‫بهش گفتم...

32:40.670 --> 32:41.671
‫عواقب کارش رو بپذیره.

32:42.380 --> 32:47.719
‫یعنی خودم رو فرستادم لندن
‫پدر خیالیم رو پیدا کنم...

32:47.802 --> 32:51.056
‫که شکست بخورم و خودم رو برگردونم اینجا
‫و تحویل بدم؟

32:51.139 --> 32:53.433
‫- اصلا منطقی نیست.
‫- از منظر احساسی منطقیه.

32:54.226 --> 32:56.269
‫غریزه‌ات پس از تیراندازی
‫حکم می‌کرد فرار کنی...

32:56.353 --> 32:57.354
‫و اسحاق کمکت کرد.

32:57.437 --> 33:00.065
‫بعدش برگشتی که زندگیت رو پس بگیری
‫و عواقب کارت رو بپذیری.

33:00.148 --> 33:02.525
‫- جک برگردوندت.
‫- واقعا جنون‌آمیزه.

33:02.609 --> 33:04.694
‫البته من هم دچار جنونم دیگه.

33:04.778 --> 33:06.738
‫احساساتت عادیه دنی.

33:06.821 --> 33:09.115
‫روش بروز احساساتت از طریق...

33:09.199 --> 33:12.202
‫شخصیت‌ها مختلف منحصر به فرده.

33:12.285 --> 33:14.454
‫راستش، روانی خطاب کردنم
‫خلاصه‌تره.

33:16.790 --> 33:17.832
‫قهوه‌ات رو بخور.

33:27.050 --> 33:28.051
‫سلام خانم ریچاردز.

33:29.094 --> 33:31.972
‫شنیدم دادرس پرونده دنی سالیوان شمایین.

33:32.806 --> 33:33.974
‫درسته، خودم هستم.

33:34.057 --> 33:36.101
‫اِم، من ناپدریش هستم.

33:38.979 --> 33:40.355
‫می‌شه داخل صحبت کنیم؟

33:42.107 --> 33:45.360
‫سلام استن. لطف کردی بهمون سر زدی.

33:45.443 --> 33:46.736
‫وای، چه بامزه. خیلی بامزه‌ای.

33:46.820 --> 33:47.821
‫از دادستانی ناحیه‌ای فرستادن.

33:52.886 --> 34:01.398
‫[اِس کامیسا]

34:19.769 --> 34:21.688
‫یعنی آشناییت با مایک و جانی رو...

34:21.771 --> 34:22.771
‫به خاطر نداری؟

34:22.856 --> 34:24.983
‫نه، گمون کنم از اولش بودن.

34:25.066 --> 34:27.193
‫با توجه به رفتارشون،
‫شباهتشون به خودت بیش از بقیه است.

34:27.277 --> 34:28.570
‫به نظرت همین‌طوره؟

34:29.528 --> 34:30.822
‫آره، گمون کنم. چرا که نه؟

34:30.905 --> 34:32.949
‫- وای پسر.
‫- وای پسر.

34:34.576 --> 34:35.577
‫خیلی‌خب.

34:36.286 --> 34:38.204
‫- خیلی‌خب، حالا چیکار کنیم؟
‫- پول کجاست؟

34:38.788 --> 34:40.081
‫پول تو جیبمه.

34:40.164 --> 34:41.999
‫خیلی‌خب. اِم، خونسرد باش.

34:42.959 --> 34:45.045
‫- خونسرد باش.
‫- خونسرد باشم؟ یعنی چی؟

34:45.128 --> 34:46.378
‫خونسرد باشم.

34:46.463 --> 34:47.797
‫- می‌شه برام...
‫- می‌شه لطفا...

34:47.881 --> 34:49.465
‫- مایک، می‌شه لطفا در رو برام باز کنی؟
‫- الان می‌کنم.

34:51.635 --> 34:54.721
‫خیلی‌خب. خیلی‌خب، خیلی‌خب،
‫خیلی‌خب، خیلی‌خب.

34:55.889 --> 34:57.807
‫پس یعنی اگه کسی
‫خوب نمی‌شناختت،

34:58.725 --> 35:00.977
‫متوجه تفاوت‌هاشون نمی‌شد.

35:01.061 --> 35:04.814
‫شاید واسه همین این همه مدت
‫اختلالت رو تشخیص ندادن.

35:05.523 --> 35:06.775
‫خیلی‌خب.

35:06.858 --> 35:08.151
‫چه تفاوتی دارن؟

35:08.235 --> 35:11.154
‫- منظورت چیه؟
‫- یعنی به چه دردت می‌خورن؟

35:12.155 --> 35:13.865
‫چیکار می‌کنن که خودت
‫از پسش برنمی‌اومدی؟

35:15.784 --> 35:16.785
‫چطورین خانم‌ها؟

35:19.496 --> 35:20.580
‫چشم‌چرونی می‌کنی؟

35:21.581 --> 35:22.916
‫نامه مخصوص دارین.

35:26.002 --> 35:27.003
‫«خانه اشباح؟»

35:28.255 --> 35:30.173
‫چیه؟ خونه خودتون اسم نداره؟

35:31.550 --> 35:33.009
‫اگه نیاین ضرر کردین.

35:33.093 --> 35:35.345
‫اِم، به درد روابط اجتماعی
‫و رفاقت می‌خوردن.

35:36.179 --> 35:37.180
‫مایک...

35:38.223 --> 35:40.976
‫حرف نداشت. مواظبم بود.
‫هوام رو داشت، متوجهی؟

35:42.269 --> 35:43.270
‫خیلی...

35:43.770 --> 35:46.314
‫- خیلی باحال بود.
‫- خودت هم باحال بودی.

35:51.152 --> 35:52.988
‫خیلی ناراحتم کردی.

35:53.071 --> 35:54.573
‫نمی‌شه این‌قدر سخت نگیری؟

35:55.657 --> 35:57.033
‫این خیلی بهتره. این رو بکش.

35:57.701 --> 35:59.619
‫- بزن به چاک پسر.
‫- دنی؟

36:01.580 --> 36:04.040
‫- گفته بودی مهمونیه، درسته؟
‫- آره.

36:05.792 --> 36:07.335
‫گمون کنم باید بیشتر گل بپیچم.

36:09.379 --> 36:11.006
‫تو یخچال آبجو داریم.

36:13.592 --> 36:14.593
‫جانی چی؟

36:19.723 --> 36:21.808
‫دنی؟ جانی چی؟

36:31.693 --> 36:33.820
‫ایول، بیا اینجا رفیق.

36:44.706 --> 36:46.541
‫خوشت اومد، مگه نه؟

37:01.973 --> 37:04.476
‫دنی، داری چی می‌بینی؟

37:05.060 --> 37:06.478
‫گمون نکنم بخوام از جانی بگم.

37:07.187 --> 37:08.813
‫چه خاطره‌ای ازش یادت اومده؟

37:08.897 --> 37:10.148
‫تردست بود، درسته؟

37:10.232 --> 37:14.402
‫کمکت کرد با پول فروش مواد
‫از خونه‌تون فرار کنی.

37:14.486 --> 37:16.821
‫مصرف مواد هم نوعی فرار محسوب می‌شه، درسته؟

37:16.905 --> 37:18.490
‫گفتم نمی‌خوام از جانی بگم.

37:18.573 --> 37:19.824
‫- چرا نمی‌خوای؟
‫- چون نمی‌خوام.

37:19.908 --> 37:21.868
‫دنی، باید با کل شخصیت‌هات روبه‌رو بشی.

37:21.952 --> 37:23.411
‫- همه‌شون بخشی از خودتن.
‫- نمی‌خوام از جانی بگیم.

37:23.495 --> 37:25.080
‫- دیگه به چه زبونی بگم؟
‫- اذیت نکن دیگه.

37:25.163 --> 37:26.248
‫گه نخور رایا.

37:27.332 --> 37:28.333
‫خوبه.

37:29.042 --> 37:30.085
‫عصبانی شدی.

37:31.086 --> 37:32.087
‫آره، عصبانی‌ام.

37:32.837 --> 37:33.838
‫چه حسی داری؟

37:34.422 --> 37:36.299
‫کنترلت دست خودته. بدنت دست خودته.
‫چه حسی داری؟

37:38.969 --> 37:42.055
‫- خوبه. حس خوبی دارم.
‫- آره، پیشرفت کردی.

37:42.847 --> 37:47.477
‫به همین زودی داری
‫تفکیک‌شده‌ترین احساساتت رو درمی‌آمیزی...

37:47.561 --> 37:51.106
‫و مرور زمان کنترل همه‌شون رو
‫از نو به دست می‌گیری.

37:51.815 --> 37:54.734
‫به مرور زمان؟ ما زیاد فرصت نداریم، مگه نه؟

37:55.902 --> 37:56.903
‫نه، نداریم.

37:58.446 --> 38:01.074
‫می‌خوام وقتی
‫خاطره‌ای ناراحت‌کننده یادت میاد،

38:01.157 --> 38:04.828
‫رو یه مسئله که وجه اشتراک...

38:04.911 --> 38:08.498
‫کل شخصیت‌هاته تمرکز کنی،

38:08.582 --> 38:11.835
‫همه‌شون کل عمرت
‫می‌خواستن نجاتت بدن.

38:15.046 --> 38:16.756
‫حتی اگه نخوان باهات صحبت کنم؟

38:18.300 --> 38:20.677
‫به نظرشون بدون خودشون زنده نمی‌مونی.

38:21.553 --> 38:24.598
‫احتمالا نظرشون تا مدت زیادی درست بوده؛

38:26.308 --> 38:28.059
‫- ولی دیگه درست نیست.
‫- ولی دیگه درست نیست.

38:30.645 --> 38:33.565
‫به نظرم پیامی سری
‫در همین مسئله...

38:33.648 --> 38:38.778
‫که کل شخصیت‌هات می‌خواستن
‫نجاتت بدن نهفته است دنی.

38:41.823 --> 38:43.033
‫چه پیامی نهفته است؟

38:43.909 --> 38:45.160
‫ببین،

38:46.286 --> 38:47.454
‫خب، همه‌شون خودتن.

38:51.875 --> 38:54.294
‫یعنی خودت در اعماق وجودت
‫می‌خواستی خودت رو نجات بدی.

38:58.151 --> 39:00.591
‫[تالار موسیقی رادیو سیتی]

39:12.729 --> 39:14.314
‫آهای! وایستا!

39:28.578 --> 39:29.955
‫چیزی برات آوردم.

39:40.298 --> 39:41.299
‫واسه دادگاهته.

39:49.766 --> 39:50.767
‫نه بابا؟

39:52.227 --> 39:54.104
‫- نوئه؟
‫- آره.

39:55.522 --> 39:56.982
‫تا حالا کت‌شلوار نداشتم.

40:04.864 --> 40:05.865
‫اندازه‌اته.

40:09.744 --> 40:10.870
‫مرسی.

40:11.830 --> 40:13.373
‫من کل مدت دادگاه کنارتم.

40:14.708 --> 40:15.709
‫خب؟

40:17.502 --> 40:18.795
‫باشه.

40:25.594 --> 40:26.595
‫سلام.

40:27.387 --> 40:28.388
‫سلام.

40:29.514 --> 40:32.142
‫- خوبی؟
‫- آره. آره. انگار حالت بهتره.

40:33.143 --> 40:34.144
‫واقعا؟

40:34.644 --> 40:35.729
‫انگار آروم‌تری.

40:37.314 --> 40:39.482
‫خب، شاید نتیجه تلاشم
‫در راستای یه نفر بودنه.

40:41.818 --> 40:45.238
‫اِم، ببین، نمی‌تونم زیاد بمونم.

40:45.780 --> 40:47.115
‫دیگه نمیام اینجا.

40:47.198 --> 40:48.950
‫صرفا می‌خواستم رو در رو بگم.

40:49.451 --> 40:50.994
‫به تو ربطی نداره.

40:51.077 --> 40:53.788
‫ولی باید با خودم روراست باشم...

40:53.872 --> 40:57.751
‫و تا حدی امیدوارم
‫آریانا هنوز وجود داشته باشه،

40:58.501 --> 41:00.670
‫اما چنین اتفاقی
‫در حق جفتمون بی‌انصافیه.

41:01.546 --> 41:05.258
‫از آشنایی باهات خوشحال شدم دن.
‫اِم...

41:07.510 --> 41:08.762
‫متأسفم که این‌قدر سختی می‌کشی.

41:13.350 --> 41:14.768
‫دلتنگیت واسه آریانا اذیتم نمی‌کنه.

41:18.230 --> 41:19.147
‫خودم هم دلتنگشم.

41:20.982 --> 41:23.026
‫ببین. چیزی برات آوردم.

41:24.778 --> 41:27.614
‫خوش‌شانسی میاره.

41:29.574 --> 41:33.787
‫شاید اگه بندازیش، یادت بیندازه که خودتی.

41:34.746 --> 41:37.082
‫خیلی هم بد نیست آدم خودش باشه.

41:48.969 --> 41:49.803
‫دنی.

42:05.986 --> 42:06.987
‫سلام.

42:13.201 --> 42:14.035
‫تویی آری؟

42:14.828 --> 42:16.454
‫واقعا خیلی احساساتی‌ای.

42:19.499 --> 42:20.667
‫سلام.

42:23.837 --> 42:24.838
‫دلم برات تنگ شده.

42:27.924 --> 42:28.925
‫می‌دونم.

42:31.845 --> 42:33.889
‫خیلی زیاد دوستت دارم.

42:37.642 --> 42:38.643
‫من هم خیلی دوستت دارم.

42:43.523 --> 42:44.774
‫صرفا می‌خواست خداحافظی کنه.

42:49.112 --> 42:50.196
‫ممنون.

42:54.492 --> 42:56.077
‫فعلا دنی.

43:19.879 --> 43:21.453
‫[قرارها دفتری لغو شدند]
‫[استاد رایا گودوین]

43:21.478 --> 43:23.980
‫- باز هم لغو شد؟
‫- حتما شوخیشون گرفته.

43:24.064 --> 43:25.732
‫الکی می‌گن بابا.

43:28.610 --> 43:29.903
‫چه اتفاق مهمی افتاده؟

43:30.904 --> 43:32.489
‫یه سالیوان جونت مربوطه.

43:32.572 --> 43:33.865
‫چی شده؟

43:33.949 --> 43:35.784
‫فهرست جدید شاهدان
‫دادستانی ناحیه‌ای همین الان رسید.

43:36.493 --> 43:38.536
‫ناپدریش رفته پیش دادرس،

43:38.620 --> 43:40.664
‫گفته صرفا می‌خواست
‫از پسرخونده‌اش محافظت کنه...

43:40.747 --> 43:42.749
‫و واسه همین نگفته بود تیر خورده.

43:42.832 --> 43:44.501
‫- چرت می‌گه.
‫- آره، خب، ممکنه.

43:44.584 --> 43:47.212
‫ولی می‌گه می‌تونه ثابت کنه
‫چنین واقعه‌ای بی‌سابقه نبوده...

43:47.295 --> 43:49.589
‫و دنی سابقه اعمال خشونت‌آمیز داشته.

43:49.673 --> 43:52.676
‫خیلی‌خب، به یکی از پرونده‌های
‫کلانتری محله‌شون اشاره کرده.

43:52.759 --> 43:55.220
‫می‌گفت تو خونه‌اش تیراندازی رخ داده.

43:55.303 --> 43:58.014
‫دادستانی دختری به نام آنابل استون...

43:58.098 --> 43:59.766
‫و آقایی به نام آنجلو روئیز رو پیدا کرده...

43:59.849 --> 44:02.310
‫که می‌تونن نقش دنی
‫تو اون تیراندازی خونگی رو...

44:02.394 --> 44:04.604
‫علاوه بر سابقه مصرف مواد
‫و اقدام به قتلش تأیید کنن.

44:04.688 --> 44:07.566
‫- ای مردک مادرخراب.
‫- خب، اگه این شاهدان موفق بشن،

44:08.066 --> 44:10.402
‫طرف رسما حکم مرگ دنی رو صادر کرده.

44:10.485 --> 44:12.904
‫به نظرت اصلا ممکنه موفق نشن؟

44:12.988 --> 44:15.532
‫نه، موفق می‌شن.
‫خب، چیکار کنیم؟

44:17.492 --> 44:19.953
‫می‌رم دادستانی ناحیه‌ای.
‫سعی می‌کنم باهاشون به توافق برسم.

44:20.036 --> 44:21.663
‫- ده تا ۱۵ سال. بدون آزادی مشروط.
‫- ده سال؟

44:21.746 --> 44:25.667
‫بس کن. آخه اگه قبول نکنه...
‫اصلا اگه خودم جاش بودم، قبول نمی‌کردم.

44:25.750 --> 44:28.211
‫به نفعته مادرش رو قانع کنی شهادت بده،

44:28.295 --> 44:31.420
‫هیئت منصفه باور کنن
‫اختلال تجزیه هویت واقعیه...

44:31.444 --> 44:32.591
‫و دنی هم دچارشه.

44:32.674 --> 44:34.467
‫- ولی تو که گفتی اصلا جواب نداده.
‫- استن!

44:34.551 --> 44:35.969
‫خب، نه، اصلا جواب نداده.

44:36.052 --> 44:38.805
‫به نظرم چنین کاری تو دادگاه
‫خوش‌یمن نیست؛

44:38.889 --> 44:42.183
‫ولی اگه جواب نده،
‫تا آخر عمرش حبس می‌کشه.

44:42.267 --> 44:44.019
‫- استن! استن!
‫- چیه؟

44:49.774 --> 44:51.776
‫صرفا جهت احتیاط... چیکار کنیم؟

44:51.860 --> 44:53.820
‫- می‌خوایم چیکار کنیم؟
‫- چطوری فرار کنیم؟

45:06.166 --> 45:07.250
‫صرفا جهت احتیاط می‌پرسم.

45:15.000 --> 45:30.000
<b>«فیلم2مدیا را در تلگرام دنبال کنید»
@Film2Media_Plus</b>
‫مترجم: «کیارش نعمت گرگانی»

45:34.027 --> 45:35.445
‫پشم‌هام. بیا ببینم.

45:36.905 --> 45:38.198
‫درها رو باز کنین! درها رو باز کنین!

45:41.451 --> 45:43.286
‫امان از دستت سالیوان.
‫همیشه یه غلطی می‌کنی.

45:43.370 --> 45:45.872
‫- گمون کنم مچم شکسته باشه.
‫- بیا بریم درمونگاه.

45:45.956 --> 45:47.123
‫ای خدا! ریدم توش.

46:02.639 --> 46:03.932
‫درد داره؟

46:09.813 --> 46:11.648
‫دو دقیقه دیگه خاموشیه سالیوان.

46:20.800 --> 46:27.800
<b>«ارائــه‌ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.Top ]</b>

46:40.385 --> 46:41.386
‫خاموشیه!

46:43.388 --> 46:44.639
‫صرفا جهت احتیاطه.
