WEBVTT

00:00.074 --> 00:05.834
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

00:05.935 --> 00:11.275
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

00:33.041 --> 00:34.241
‫بله؟

00:35.201 --> 00:39.011
‫کنت مونت کریستو می‌خوان
‫ شما رو ببینن، قربان.

00:52.241 --> 00:55.951
‫حتماً آشفته‌حالی.
‫ دخترت با اتهام قتل روبروئه.

00:56.691 --> 00:58.331
‫بله، بله.

01:01.751 --> 01:03.551
‫بیاین کنار من بشینین، جناب.

01:18.121 --> 01:21.301
‫خانواده چطور
‫با این آشفتگی وحشتناک کنار میان؟

01:22.221 --> 01:24.561
‫همونطور که می‌تونی تصور کنی،
‫خوب نیستن.

01:25.271 --> 01:27.401
‫فرای درک آدمه.

01:30.231 --> 01:35.471
‫بعد از خوندن روزنامه‌ها، خوابم نبرد.

01:37.511 --> 01:41.741
‫یه چیزی تو این ماجرا
‫حسابی ذهنمو مشغول کرده.

01:43.541 --> 01:50.691
‫بروسین هیچ اثری تو بدن باقی نمی‌ذاره؛
‫ولی بیرون از بدن راحت پیدا می‌شه.

01:51.111 --> 01:55.321
‫مثلاً تو قوری چای.

01:56.021 --> 02:00.821
‫- اونجا بود که پیداش کردن.
‫- آره، خوندم.

02:02.541 --> 02:07.291
‫و همینه که نمی‌ذاره شب‌ها بخوابم.

02:10.431 --> 02:13.811
‫ببین، من ولنتاین رو دیدم و...

02:14.631 --> 02:16.891
‫به نمیاد دختر احمقی باشه.

02:18.051 --> 02:21.071
‫مطمئناً اونقدر احمق نیست
‫که مادربزرگش رو مسموم کنه

02:21.161 --> 02:23.711
‫و بعدش مدرک رو از بین نبره.

02:24.291 --> 02:29.991
‫مگه شستن یه قوری
‫و تمیز کردن یه فنجون چقدر سخته؟

02:33.361 --> 02:37.721
‫یکی تو خونه‌ی من مارکی رو
‫مسموم کرده.

02:39.141 --> 02:41.581
‫و همه‌ی مدارک
‫به یه نفر اشاره می‌کنه.

02:44.391 --> 02:47.551
‫برای همینه که اینجام، آقای ویلفورت.

02:48.151 --> 02:52.951
‫باید مطلب خیلی حساسی رو
‫باهاتون در میون بذارم.

02:57.721 --> 03:00.881
‫آخرین باری که اومدین
‫خونه‌ی روستایی من،

03:00.971 --> 03:06.711
‫همسرتون بین غذا
‫از سر میز بلند شد، یادتونه؟

03:08.681 --> 03:09.921
‫کمابیش.

03:10.111 --> 03:14.571
‫ببخشید. می‌رم یه آبی به صورتم بزنم.

03:16.231 --> 03:20.011
‫دوشیزه هیدی، دختری که سرپرستیش با منه،

03:20.531 --> 03:23.931
‫دید که ایشون رفتن پایین پله‌ها
‫و وارد آزمایشگاه من شدن.

03:26.641 --> 03:31.501
‫بعد از اینکه همه رفتین،
‫فهمیدم یکی از شیشه‌های سمم گم شده.

03:32.701 --> 03:35.701
‫همونی که توش بروسین بود.

04:48.141 --> 04:51.928
‫کنت مونت کریستو

05:03.251 --> 05:04.991
‫آقای دانگلار.

05:07.931 --> 05:09.531
‫ممنون.

05:09.801 --> 05:13.471
‫- خیلی لطف کردین منو پذیرفتین، کنت.
‫- بشینید.

05:14.751 --> 05:16.461
‫امروز همون روزه.

05:19.211 --> 05:20.471
‫چه روزی؟

05:22.031 --> 05:25.531
‫روزی که مهلت خرید زمین تموم می‌شه.

05:26.521 --> 05:29.061
‫آه، بله.

05:29.151 --> 05:32.841
‫شرمنده که اینو ازتون می‌خوام، کنت،
‫ولی نمی‌تونین حداقل

05:33.001 --> 05:36.781
‫یه چک تاریخ‌دار پنج میلیونی
‫بهم بدین؟

05:36.871 --> 05:41.711
‫ولی بهتون که گفتم، بارون،
‫هر وقت کنت اسپادا سهم رو بده

05:41.801 --> 05:44.781
‫به شما داد، منم سمم رو می‌دم.

05:47.591 --> 05:51.111
‫فکر نمی‌کنم درک کنین
‫من تو چه موقعیتی هستم.

05:51.201 --> 05:54.891
‫قیمت زمین نه میلیونه.
‫تقریباً دو برابر سهم من.

05:54.981 --> 05:57.411
‫و حالا، بدون فرناند
‫به عنوان متحدم تو دولت،

05:57.501 --> 06:00.211
‫شایعه شده که اگه معامله‌ی زمین
‫انجام نشه

06:00.301 --> 06:02.301
‫امتیاز رو پس می‌گیرن.

06:02.391 --> 06:04.961
‫شایعه همیشه فقط شایعه‌ست، مگه نه؟

06:05.051 --> 06:08.911
‫من فقط... نمی‌تونم همچین پول هنگفتی رو
‫روی یه معامله ریسک کنم.

06:09.371 --> 06:12.121
‫داریم درباره زمین‌های وسیعی
‫از اینجا تا کاله حرف می‌زنیم.

06:12.211 --> 06:15.571
‫مهندس‌های انگلیسی، همونایی که
‫راه‌آهن منچستر-لیورپول رو ساختن،

06:15.661 --> 06:19.021
‫تا جمعه به سیصد هزار فرانک پیش‌پرداخت نیاز دارن
‫وگرنه پروژه رو ول می‌کنن.

06:19.111 --> 06:21.441
‫- اگه من نداشته باشم...
‫- بارون، آروم باشین.

06:21.531 --> 06:24.921
‫چطور می‌تونم آروم باشم
‫وقتی این همه‌چیز در خطره؟

06:27.961 --> 06:30.141
‫- یه‌کم آب بفرمایید؟
‫- ممنون.

06:37.331 --> 06:40.751
‫مراسم نامزدی پنجشنبه‌ست، درسته؟

06:48.861 --> 06:50.221
‫بله.

06:50.401 --> 06:53.931
‫کنت اسپادا امضا می‌کنه،
‫اوژنی رو دوست داره.

06:54.021 --> 06:56.871
‫و به محض اینکه امضا کنه،
‫یه چک

06:56.971 --> 07:01.751
‫پنج میلیونی می‌ذاره کف دستتون،
‫و من هم چکم رو می‌دم.

07:01.841 --> 07:04.981
‫ولی اگه نظرش عوض بشه چی؟

07:05.881 --> 07:08.271
‫به من قول داده که انجامش می‌ده.

07:08.361 --> 07:10.731
‫و اگه به من قولی بده،
‫سرش بره، حرفش نمی‌ره.

07:10.821 --> 07:15.591
‫- من این چیزا رو سرسری نمی‌گیرم.
‫- نه، نه، مطمئنم همین طوره.

07:15.681 --> 07:20.121
‫خوبه. خیلی خوبه.
‫عالیه. خب، ممنون.

07:22.781 --> 07:24.621
‫خدای من، حالا می‌تونم
‫یه نفس راحت بکشم.

07:26.881 --> 07:31.421
‫- خیلی خب، روز خوش، کنت.
‫- روز خوش.

07:35.991 --> 07:39.391
‫پنجشنبه تشریف میارین، مگه نه؟

07:40.031 --> 07:42.521
‫شک نکنین

07:55.501 --> 07:57.551
‫کنت اسپادا اومدن شما رو ببینن، دوشیزه...

07:57.641 --> 08:00.181
‫بله، بله، بله.
‫ممنون.

08:00.461 --> 08:03.621
‫یه شگفتانه‌ی قشنگ
‫برای شما دو تا دارم.

08:04.071 --> 08:10.621
‫نامه‌های معرفی به مدیران
‫چهار تا از بهترین اپراهای رم،

08:10.711 --> 08:13.371
‫توصیه‌نامه‌ با امضای
‫کنت مونت کریستو،

08:13.461 --> 08:18.051
‫که تو رو، اوژنی،
‫به‌عنوان ستاره‌ی ‌آینده اپرا معرفی می‌کنه.

08:21.071 --> 08:22.711
‫چه هیجان‌انگیز.

08:28.951 --> 08:31.771
‫پدرم محاله اجازه بده
‫برم روی صحنه.

08:31.861 --> 08:36.431
‫خب، وقتی تو رم باشی و
‫اون اینجا، چطور می‌تونه مخالفت کنه؟

08:40.191 --> 08:45.071
‫کنجکاوم، قربان. شما که اهل رم هستین
‫و کارشناس اپرا.

08:45.291 --> 08:48.131
‫چرا خودتون این نامه‌ها رو ننوشتین؟

08:49.551 --> 08:51.011
‫اجازه هست بشینم؟

08:53.491 --> 08:58.261
‫یه اعتراف کوچیک براتون دارم. من...

08:59.311 --> 09:04.821
‫من کارشناس اپرا نیستم.
‫در واقع، اصلاً از اپرا خوشم نمیاد.

09:06.381 --> 09:10.671
‫از طرف دیگه، کنت مونت کریستو
‫خیلی از اپرا سر درمیاره

09:10.761 --> 09:14.161
‫و نظراتش تو این زمینه
‫خیلی معتبره.

09:14.821 --> 09:16.951
‫این خیلی عجیبه.

09:17.231 --> 09:21.301
‫تو رو خدا، یه کلمه از اینا رو
‫به پدرتون نگین.

09:21.391 --> 09:27.051
‫همین حالاشم کلی خیال‌بافی می‌کنه.
‫بهتره تو بی‌خبری بمونه.

09:28.771 --> 09:32.301
‫حالا دیگه باید برم.
‫روز خوبی داشته باشین، خانم‌ها.

09:32.391 --> 09:37.181
‫خب، تو امضای به‌اصطلاح
‫عقد ازدواج پنجشنبه می‌بینمتون.

09:37.911 --> 09:41.821
‫البته اگه تا اون موقع
‫نرفته باشین رم.

09:47.961 --> 09:50.941
‫خداحافظ، خانم‌های زیبا.

09:52.594 --> 09:57.284
‫بدون اوریدیس چیکار کنم؟
‫(اوریدیس در اساطیر همسر اورفئوس بود
‫که اورفئوس به دنبالش به سرزمین مردگان رفت)

10:02.301 --> 10:05.171
‫کم کم دارم به این دیوونه علاقه‌مند می‌شم.

10:05.471 --> 10:07.461
‫بذار اونا رو ببینم.

10:09.271 --> 10:16.311
‫اوژنی، با اینا
‫آینده‌ت تضمین شده.

10:16.591 --> 10:20.091
‫آینده‌مون، عزیزم! آینده‌مون!

10:23.981 --> 10:29.181
‫فکر می‌کنی منظورش از «اگه تا اون موقع
‫نرفته باشین رم» چی بود؟

10:42.391 --> 10:45.541
‫ادوارد، لطفاً با غذات بازی نکن، بخورش.

10:45.631 --> 10:48.441
‫چون موقع عصرونه
‫کلی کیک خورده، میل نداره.

10:49.261 --> 10:51.161
‫مامان می‌تونم برم بازی کنم؟

10:51.861 --> 10:53.641
‫البته که می‌تونی، ادوارد.

11:02.281 --> 11:06.681
‫جرارد، چرا دادگاه ولنتاین
‫هنوز شروع نشده؟

11:06.941 --> 11:11.421
‫از معاون دادستان خواستم
‫عقب بندازه‌ش.

11:11.511 --> 11:12.711
‫چرا؟

11:13.341 --> 11:16.591
‫می‌دونی
‫اگه مجرم شناخته بشه...

11:17.211 --> 11:20.061
‫... ارثیه مادربزرگش رو
‫از دست می‌ده، درسته؟

11:20.431 --> 11:23.031
‫البته، می‌رسه به تو.

11:24.711 --> 11:28.151
‫و از من می‌رسه به ادوارد.

11:29.171 --> 11:32.811
‫نمی‌فهمم این چه ربطی
‫به دادگاه ولنتاین داره.

11:33.151 --> 11:39.411
‫فکر می‌کنیم وکیل می‌خواد از این موضوع
‫تو دفاعیه‌ش استفاده کنه تا شک ایجاد کنه.

11:40.331 --> 11:43.051
‫ولی پرونده که دیگه بسته شده‌ست، نه؟

11:43.751 --> 11:45.911
‫ظاهراً بله.

11:47.601 --> 11:52.261
‫- از وقتی دستگیر شده چی عوض شده؟
‫- اطلاعات جدیدی به دست اومده.

11:52.351 --> 11:55.221
‫- چه اطلاعاتی؟
‫- نمی‌تونم بگم.

11:55.311 --> 11:57.911
‫ولی من زنتم.

12:00.131 --> 12:01.451
‫می‌دونم.

12:05.754 --> 12:09.434
‫بـ .مـ ا بـ یـ ن

12:12.881 --> 12:16.001
‫چرا پلیس اصلاً
‫اتاق ولنتاین رو نگشت؟

12:16.941 --> 12:19.781
‫عجیبه که نگشتن،
‫اینطور فکر نمی‌کنی؟

12:26.821 --> 12:30.311
‫شاید فکر کردن پرونده بسته شده‌ست،

12:30.501 --> 12:32.011
‫همونطور که تو فکر می‌کنی.

12:39.071 --> 12:42.601
‫- مادام کجاست؟
‫- داره ادوارد رو می‌بره درس انجیل.

12:43.361 --> 12:44.621
‫آهان.

14:04.371 --> 14:05.911
‫مرسدس؟

14:07.101 --> 14:09.001
‫لطفاً بشین.

14:22.261 --> 14:27.631
‫نمی‌دونم چی درباره‌ی فرناند بگم.

14:29.291 --> 14:32.651
‫به چیزی که می‌خواستی رسیدی، مگه نه؟

14:33.111 --> 14:35.851
‫باور کن،
‫نمی‌خواستم اینجوری تموم شه.

14:36.251 --> 14:39.151
‫ترجیح می‌دادی
‫بیشتر عذاب بکشه؟

14:42.951 --> 14:45.601
‫ادموند، واقعاً می‌گم،
‫داری با زندگی مردم بازی می‌کنی.

14:45.701 --> 14:47.961
‫خب، اونا با زندگی من بازی کردن.

14:51.987 --> 14:53.487
‫باید ازم متنفر شده باشی.

14:57.071 --> 14:58.871
‫نمی‌دونم چطور باید باشم.

15:03.711 --> 15:06.611
‫به حساب‌های فرناند
‫دسترسی داری؟

15:07.531 --> 15:08.751
‫آره.

15:08.841 --> 15:11.891
‫خب، مطمئناً با بارون دانگلار
‫کار می‌کرده.

15:13.311 --> 15:20.661
‫باید امروز تا آخرین فرانک رو
‫از حساب‌های فرناند بیرون بکشی.

15:21.941 --> 15:24.561
‫نصفش رو نقد بگیر،
‫ نصفش رو طلا بخواه.

15:26.681 --> 15:27.921
‫چرا؟

15:31.141 --> 15:34.551
‫چون به شب نکشیده،
‫هست و نیست دانگلار به باد می‌ره.

15:38.371 --> 15:40.091
‫پس نفر بعدی اونه؟

15:44.131 --> 15:47.011
‫این موضوع تمام وجودت رو گرفته.

15:50.991 --> 15:53.101
‫برمی‌گردی مارسی؟

15:55.381 --> 16:00.021
‫اونجا خونه‌مه. مگه خونه‌ی تو نیست؟

16:02.611 --> 16:04.541
‫من خونه‌ای ندارم.

16:14.511 --> 16:16.641
‫ببخشید، ولی باید برم.

16:17.551 --> 16:20.471
‫به زودی میام دیدنت،
‫مرسدس.

16:20.631 --> 16:25.791
‫ادموند،
‫می‌تونم یه سؤال شخصی بپرسم؟

16:28.461 --> 16:32.441
‫تو که این‌همه وقت توی زندان بودی
‫چطوری یهو این‌قدر ثروت سرهم کردی؟

16:35.401 --> 16:37.371
‫فکر می‌کنم مشیت الهی بود.

16:40.591 --> 16:43.371
‫درک تو از مشیت الهی چیه؟

16:46.231 --> 16:50.691
‫به طور کلی،
‫اینکه سرنوشت عدالت رو برقرار می‌کنه.

16:52.271 --> 16:55.351
‫پس تو ابزار سرنوشتی.

17:19.544 --> 17:20.784
‫تنهامون بذار.

17:25.621 --> 17:30.721
‫- حالت چطوره؟ خودت رو وفق دادی؟
‫- همونطور که می‌تونی تصور کنی.

17:34.611 --> 17:38.901
‫- بهت خوب غذا می‌دن؟
‫- به قدر کافی خوبه.

17:41.827 --> 17:43.027
‫بشین.

17:48.141 --> 17:49.561
‫اومدی اینجا چیکار؟

17:55.311 --> 17:56.801
‫کار تو نبوده.

17:59.381 --> 18:00.621
‫بوده؟

18:03.901 --> 18:05.611
‫بهت که گفتم.

18:09.601 --> 18:11.821
‫من تو موقعیت وحشتناکی گیر کردم.

18:37.671 --> 18:42.201
‫آقای بوشان، اینجا چیزهای خیلی جالبی
‫دارم که روزنامه‌ی شما

18:42.291 --> 18:45.361
‫احتمالاً خیلی دلش بخواد بدونه.

18:46.261 --> 18:51.231
‫این سابقه معاملات بورس پاریسه
‫که به سه سال پیش برمی‌گرده.

18:51.321 --> 18:53.351
‫که دست بر قضا هم‌زمانی عجیبی

18:53.441 --> 18:58.071
‫با صورتحساب‌های شخصی
‫بارون دانگلار داره.

18:58.651 --> 19:01.541
‫اگه تاریخ‌های این دو تا سند رو
‫مقایسه کنین،

19:01.631 --> 19:05.661
‫متوجه می‌شین که بارون دانگلار
‫برداشت‌های کلان از حساب شخصیش داشته.

19:05.751 --> 19:11.491
‫همون روز، همسرش یه حجم سنگین روی سهام
‫یه کالای خاص معامله باز کرده.

19:12.011 --> 19:15.551
‫سهامی که دو سه روز بعد
‫ارزشش دو برابر شده

19:15.641 --> 19:20.501
‫بعد از اینکه خبر رسمی اون کالاها
‫به اطلاع عموم رسیده.

19:20.771 --> 19:24.111
‫می‌بینید که یه الگویی هست
‫که مرتب بعد از اینکه لوسین دبره

19:24.201 --> 19:29.091
‫به عنوان منشی وزیر کشور منصوب شده
‫این الگو هی تکرار شده

19:29.181 --> 19:33.161
‫- متوجه منظورم هستین؟
‫- سعی می‌کنم بشم.

19:34.071 --> 19:38.191
‫برای راحتی شما معاملات مربوطه رو
‫با قرمز مشخص کردم.

19:38.671 --> 19:41.811
‫مطمئنم که منبع این اطلاعات رو
‫به کسی نمی‌گین.

19:42.251 --> 19:45.361
‫ما هیچوقت منابعمون رو
‫لو نمی‌دیم. خصوصاً اگه خودشون بخوان.

19:45.451 --> 19:47.471
‫پس می‌ذارم با خودتون باشه.

19:48.331 --> 19:52.311
‫من یه نسخه از این اسناد رو دارم
‫که تحویل پلیس می‌دم،

19:52.711 --> 19:55.781
‫مثل هر شهروند وظیفه‌شناسی.

19:57.171 --> 19:59.461
‫روز خوش، آقای بوشان.

20:56.841 --> 21:00.921
‫- مامان، اینجا چیکار می‌کنی؟
‫- عزیزم، هیچی.

21:01.011 --> 21:04.521
‫- کارهای پایین چطور پیش می‌ره، همه‌چی آماده‌ست؟
‫- شامپاین و خاویار تازه رسیده.

21:04.611 --> 21:08.031
‫عالیه.
‫همه‌چیز خیلی هیجان‌انگیزه، نه؟

21:08.121 --> 21:09.321
‫آره.

21:09.661 --> 21:11.281
‫بریم پایین.

21:37.441 --> 21:39.051
‫پاسپورت برادرم.

21:39.141 --> 21:42.841
‫خواهری که با برادرش سفر می‌کنه
‫شک برانگیز نیست.

21:46.821 --> 21:50.241
‫- و کالسکه؟
‫- پشت خونه‌ست.

21:50.304 --> 21:51.704
‫منتظرمونه.

22:02.061 --> 22:05.691
‫چک رو نوشتین و
‫امضا کردین؟

22:06.311 --> 22:07.581
‫تو جیبمه.

22:07.671 --> 22:10.091
‫و مال من هم تو جیب خودمه.

22:10.391 --> 22:11.711
‫عالیه.

22:29.051 --> 22:30.631
‫عاشقشم.

23:00.321 --> 23:05.521
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

23:12.921 --> 23:16.691
‫پلیس از حقه‌مون توی بورس
‫خبردار شده.

23:16.781 --> 23:19.921
‫سهم منو از آخرین معامله بده.
‫برو بیارش برام.

23:20.011 --> 23:23.001
‫- چی داری می‌گی؟
‫- بوشان بهم خبر داد.

23:23.091 --> 23:28.251
‫پلیس مدرک داره که با اطلاعات محرمانه‌ای
‫که من بهت دادم معامله کردی!

23:28.341 --> 23:32.261
‫- خدای من!
‫- برو پولمو بیار.

23:32.351 --> 23:34.501
‫امروز دارم از پاریس می‌رم.

24:10.261 --> 24:13.331
‫- مادرم حسابی عصبانی می‌شه.
‫- فکر می‌کنم همین طور باشه.

24:13.431 --> 24:15.301
‫نه فقط به خاطر فرار من.

24:15.391 --> 24:19.051
‫فهمیدم کلید گنجه‌ش کجاست
‫و برای خرج سفر

24:19.251 --> 24:21.641
‫ برش داشتم.

24:21.881 --> 24:23.651
‫- نیست.
‫- یعنی چی؟

24:23.741 --> 24:26.641
‫گفتم که نیست.
‫از گنجه‌م دزدیدنش.

24:35.688 --> 24:38.718
‫خانم‌ها و آقایون، وقتشه.

24:38.921 --> 24:45.431
‫انتظار طولانی برای ازدواج دخترم
‫بالاخره تموم شد.

24:45.811 --> 24:51.271
‫وکیلم قراردادها رو نوشته
‫و هر دو طرف قبول کردن.

24:51.363 --> 24:57.093
‫و تنها چیزی که باقی مونده
‫امضای اوناست.

24:58.661 --> 25:02.071
‫می‌شه کنت اسپادا
‫اول امضا کنه؟

25:02.161 --> 25:04.801
‫بله، البته.

25:07.561 --> 25:09.701
‫دوشیزه دانگلار کجان؟

25:10.807 --> 25:13.127
‫باید اینجا باشه، نه؟

25:20.918 --> 25:24.128
‫هرمین، می‌شه اوژنی رو
‫صدا کنی؟

25:24.291 --> 25:25.511
‫حتماً.

25:34.221 --> 25:35.461
‫اوژنی؟

25:40.121 --> 25:44.281
‫اوژنی،
‫می‌شه لطفاً در رو باز کنی؟

25:45.341 --> 25:46.981
‫در رو باز کن.

25:51.871 --> 25:52.921
‫در رو باز کن!

25:53.011 --> 25:55.361
‫مشکل چیه،
‫بارونس؟

25:55.451 --> 26:00.071
‫فکر می‌کنم دخترم دچار
‫اضطراب قبل از عروسی شده.

26:00.691 --> 26:01.971
‫این در رو باز کن!

26:02.061 --> 26:04.601
‫برو کنار، هرمین.
‫برو کنار.

26:25.431 --> 26:27.591
‫این موی دخترتونه،
‫بارون.

26:32.551 --> 26:36.421
‫من سربازرس روبرت هستم.
‫بذارین بیام تو.

26:40.441 --> 26:45.641
‫اینجا حکم بازداشت
‫منشی وزیر کشور،

26:45.731 --> 26:48.971
‫آقای لوسین دبره،
‫بانکدار بارون دانگلار،

26:49.061 --> 26:51.401
‫و همسرش هرمین رو دارم.

26:51.821 --> 26:56.081
‫مسخره‌ست.
‫از خونه من برین بیرون!

26:57.511 --> 27:00.121
‫بدون شما
‫و همدستاتون، نمی‌شه جناب بارون.

27:00.211 --> 27:03.331
‫شما به یه جرم خیلی جدی
‫متهم شدین.

27:06.691 --> 27:08.531
‫به چه جرمی؟

27:09.031 --> 27:14.651
‫معامله غیرقانونی، در بورس
‫با استفاده از اطلاعات محرمانه‌ی دولتی، قربان.

27:21.311 --> 27:24.591
‫دستتو بکش!
‫به من دست نزن!

27:25.741 --> 27:27.081
‫کجا می‌برینم؟

27:27.171 --> 27:30.521
‫به زندان لافورس، مادام،
‫جایی که ظاهراً بهش تعلق دارین.

27:30.611 --> 27:35.751
‫یه کاری بکن، احمق بی‌عرضه!
‫جلوشونو بگیر!

27:35.841 --> 27:39.211
‫ولم کن!
‫به من دست نزن!

27:39.551 --> 27:41.741
‫ولم کن!

27:42.381 --> 27:43.961
‫از این طرف، بارون.

27:50.888 --> 27:55.028
‫بـا ما ب‍ی‍ـن

27:57.771 --> 28:00.671
‫می‌دونی چقدر آبروی من رفت؟

28:00.881 --> 28:03.741
‫از تصور خارجه.

28:16.421 --> 28:18.621
‫پسره رو بیار بیرون.

28:19.197 --> 28:21.757
‫ببرش تو دادگاه.
‫زود باش.

28:23.591 --> 28:27.861
‫اون ماما،
‫قضیه‌ی پسره رو می‌دونه؟

28:29.641 --> 28:31.831
‫می‌دونه که گاستون به قتل متهم شده.

28:31.921 --> 28:34.601
‫نمی‌دونه که دادگاه
‫فردا شروع می‌شه؟

28:35.141 --> 28:36.341
‫هنوز نه.

28:38.361 --> 28:39.561
‫خوبه.

28:39.881 --> 28:43.981
‫چون اگه وقت زیادی برای فکر کردن
‫داشته باشه، شهادت نمی‌ده.

28:44.841 --> 28:46.891
‫می‌دونه که پلیس دنبالشه

28:46.981 --> 28:50.231
‫به خاطر قتل پرستاری که
‫تو تیمارستان کشتی.

28:51.411 --> 28:52.611
‫البته.

28:53.641 --> 28:56.961
‫هر جا که امشب می‌مونه
‫باید جای امنی باشه.

28:57.381 --> 29:04.001
‫چون اگه ویلفورت بفهمه
‫اینجاست، زنه رو باید مُرده بدونیم.

29:05.041 --> 29:06.601
‫جاش امنه.

29:07.391 --> 29:11.671
‫فردا صبح، بهش می‌گی
‫داری می‌بریش دادگاه،

29:11.991 --> 29:14.191
‫که به شهادتش نیاز داریم،

29:15.551 --> 29:18.691
‫که نشون بده ویلفورت
‫پدر پسره‌ست.

29:19.261 --> 29:23.821
‫بهش بگو یه کالسکه بیرون منتظره،
‫که به محض تموم شدن شهادتش،

29:23.911 --> 29:26.511
‫اونو برای حفظ امنیتش برمی‌گردونه
‫به تالامون.

29:26.601 --> 29:29.621
‫و اگه از شهادت دادن خودداری کنه چی؟

29:30.391 --> 29:33.401
‫این آخریشونه، جاکوپو.

29:35.561 --> 29:37.621
‫برام مهم نیست چطوری، ولی باید انجام بشه.

29:40.881 --> 29:44.381
‫- صبح به‌خیر، عزیزم.
‫- صبح به‌خیر.

29:53.141 --> 29:57.511
‫ولنتاین امروز از بازداشت
‫آزاد می‌شه.

29:58.371 --> 29:59.951
‫غیرممکنه.

30:00.851 --> 30:06.231
‫شواهد کافی برای محکومیتش
‫وجود نداره.

30:06.631 --> 30:08.331
‫کافی نیست؟

30:09.311 --> 30:12.471
‫اون برای مارکی
‫چای درست کرد.

30:12.951 --> 30:15.651
‫برای اون زن بیچاره
‫چای برد.

30:18.841 --> 30:21.211
‫یه شاهد هست، هلوئیز.

30:22.891 --> 30:25.631
‫شاهد شهادت می‌ده که دیده
‫تو رفتی تو

30:25.721 --> 30:29.731
‫زیرزمین کنت مونت کریستو
‫شب آخری که اونجا شام خوردیم.

30:32.741 --> 30:37.361
‫بعد از اینکه ما رفتیم، کنت
‫رفته پایین تو آزمایشگاهش

30:37.451 --> 30:40.931
‫و دیده که یه شیشه بروسین
‫رو دزدیدن.

30:50.671 --> 30:52.121
‫این شیشه.

31:00.851 --> 31:05.541
‫این رو تو کشوی لباس ولنتاین
‫قایم کردی که من پیداش کنم، نه؟

31:08.641 --> 31:09.901
‫جوابمو بده.

31:17.931 --> 31:21.051
‫همونطور که چند روز پیش یادآوری کردی،

31:23.711 --> 31:25.531
‫هیچکس بالاتر از قانون نیست.

31:33.171 --> 31:35.421
‫می‌خوای چیکار کنی؟

31:40.451 --> 31:43.331
‫همون کاری که با ولنتاین کردم.

31:44.931 --> 31:51.791
‫چیزی رو که می‌دونم به مقامات
‫مربوطه گزارش می‌کنم.

31:54.221 --> 31:56.971
‫جرارد، صبر کن.

31:57.101 --> 31:58.561
‫جرارد؟

32:00.721 --> 32:02.261
‫جرارد، صبر کن.

32:02.691 --> 32:04.811
‫جرارد، صبر کن!

32:07.131 --> 32:09.191
‫مامان، چی شده؟

32:14.121 --> 32:19.131
‫هیچی، عزیزم.
‫برگرد تو اتاقت بازی کن.

32:39.961 --> 32:44.371
‫وقتی اولین بار این پسر رو دیدی،
‫قبلش بازرس بوویل رو چاقو زده بود؟

32:44.461 --> 32:44.911
‫بله.

32:45.001 --> 32:47.481
‫اون پایین چه خبره؟

32:49.331 --> 32:52.791
‫هیچکس دیگه‌ای تو خیابون
‫جز اون دو نفر نبود.

32:52.881 --> 32:55.341
‫سؤال دیگه‌ای از شاهد
‫ندارید؟

32:55.431 --> 32:58.241
‫نه، عالیجناب.
‫کار وکیل مدافع تموم شده.

32:58.331 --> 33:02.031
‫بسیار خب.
‫می‌تونید برید، ممنون.

33:02.531 --> 33:04.461
‫متهم لطفاً قیام کنه.

33:04.551 --> 33:08.631
‫حقایق این پرونده ساده
‫و سرراست هستند.

33:08.891 --> 33:11.971
‫من متهم رو مجرم می‌دانم
‫به اتهامات وارده.

33:12.921 --> 33:16.431
‫قبل از اینکه حکم رو صادر کنم
‫کسی حرفی داره که بزنه؟

33:16.521 --> 33:20.211
‫می‌خوام یه نفر رو به جایگاه
‫شاهد بیارم، عالیجناب،

33:20.441 --> 33:24.691
‫برای ارائه شرایط تخفیف
‫احتمالی به دادگاه،

33:24.781 --> 33:27.001
‫البته اگر دادگاه اجازه بده.

33:27.091 --> 33:28.601
‫آقای ویلفورت؟

33:28.691 --> 33:30.981
‫دادستانی اعتراضی نداره،
‫عالیجناب.

33:31.071 --> 33:32.371
‫بسیار خب.

33:32.831 --> 33:35.601
‫سابرین لوران رو به جایگاه
‫فرا می‌خوانم.

33:41.873 --> 33:44.973
‫

33:46.291 --> 33:49.561
‫- برای همین دعوتت کردم.
‫- دست راستتون رو بالا ببرید.

33:49.651 --> 33:54.181
‫قسم می‌خورید حقیقت رو بگید،
‫کل حقیقت رو، تا خدا کمکتون کنه؟

33:54.271 --> 33:56.991
‫قسم می‌خورم حقیقت رو بگم،
‫کل حقیقت رو.

33:57.271 --> 34:01.861
‫سابرین لوران، رابطه شما
‫با متهم چیه؟

34:02.241 --> 34:03.991
‫من مادرخوانده‌ش هستم.

34:04.081 --> 34:05.681
‫می‌تونید به دادگاه بگید

34:05.771 --> 34:08.491
‫چطور شدید مادرخوانده
‫گاستون؟

34:08.581 --> 34:15.341
‫من قابله‌م و ۱۶ سال پیش
‫گاستون رو به دنیا آوردم.

34:20.281 --> 34:21.561
‫چقدر دیگه مونده؟

34:22.241 --> 34:23.991
‫نزدیکه.

34:26.651 --> 34:29.851
‫اسم پدر بچه رو
‫به خاطر دارید؟

34:35.191 --> 34:38.551
‫پدرش آقای ویلفورت بود،

34:40.751 --> 34:43.811
‫دادستان کل،
‫اون آقایی که اونجا نشسته.

34:48.451 --> 34:53.251
‫- دارید شوخی می‌کنید؟
‫- نه، عالیجناب.

34:53.571 --> 34:56.331
‫سکوت!
‫سکوت دادگاه رو رعایت کنید!

34:57.561 --> 35:00.171
‫و مادری که اون شب
‫داشت زایمان می‌کرد،

35:00.301 --> 35:02.481
‫هویتش رو می‌دونید؟

35:04.061 --> 35:08.561
‫می‌دونی اگه این موضوع
‫لو بره،

35:08.651 --> 35:10.551
‫کار من تمومه؟

35:10.651 --> 35:12.651
‫هرمین دانگلار.

35:15.351 --> 35:16.981
‫ساکت!

35:17.931 --> 35:22.341
‫این چرنده. دادستانی
‫به این شاهد اعتراض داره.

35:22.431 --> 35:26.371
‫فکر می‌کنم می‌تونیم اجازه بدیم، آقای ویلفورت،
‫خصوصاً که ایشون دارن توضیح می‌دن...

35:26.461 --> 35:30.271
‫نه، این قضیه هیچ ربطی به قتل
‫بازرس بوویل نداره، قربان.

35:30.361 --> 35:35.141
‫لطفاً بشینید،
‫آقای ویلفورت.

35:42.841 --> 35:44.041
‫ادامه بدید.

35:44.881 --> 35:48.681
‫می‌تونید به ما بگید بعد از
‫به دنیا اومدن بچه چه اتفاقی افتاد؟

35:49.661 --> 35:56.221
‫آقای ویلفورت دستمزدم رو داد
‫و منو از خونه بیرون کرد،

35:56.311 --> 36:00.061
‫و تهدیدم کرد که
‫مبادا به کسی چیزی بگم.

36:00.621 --> 36:07.571
‫حس کردم یه جای کار می‌لنگه،
‫برای همین یواشکی رفتم تو باغ.

36:07.661 --> 36:09.621
‫و اونجا چی دیدی؟

36:43.781 --> 36:49.051
‫داخل جعبه یه نوزاد بود، زنده.

36:51.531 --> 36:55.851
‫سکوت رو رعایت کنید،
‫وگرنه بیرونتون می‌کنم.

36:57.201 --> 37:01.841
‫آقای ویلفورت، می‌دونستید
‫که متهم پسر شماست؟

37:12.321 --> 37:15.231
‫آقای ویلفورت،
‫ازتون سؤال پرسیدم.

37:19.771 --> 37:23.951
‫خانمی که در جایگاه هست رو
‫می‌شناسید؟

37:35.501 --> 37:37.871
‫بلندتر صحبت کنید، قربان. نمی‌شنوم.

37:42.911 --> 37:45.651
‫گفتم...

37:51.011 --> 37:53.921
‫هیچکس بالاتر از قانون نیست.

37:56.701 --> 37:58.481
‫از جمله خودم.

38:05.201 --> 38:06.881
‫من...

38:09.571 --> 38:12.151
‫من از این پرونده کنار می‌کشم.

38:14.621 --> 38:17.391
‫ساکت! ساکت!

38:37.071 --> 38:39.461
‫چی شده؟

38:41.591 --> 38:43.221
‫نه، نه...

38:44.661 --> 38:48.861
‫ادوارد؟
‫نفس بکش، ادوارد.

38:49.021 --> 38:51.581
‫نفس بکش، چشمات رو باز کن.

38:51.741 --> 38:55.901
‫نفس بکش.
‫زود باش، پسرم. نفس بکش.

38:57.141 --> 39:00.821
‫چشمات رو باز کن. نفس بکش.

39:10.741 --> 39:14.461
‫کمک! یکی کمکم کنه!

39:59.151 --> 40:01.701
‫خدایا، منو ببخش.

40:06.381 --> 40:08.001
‫اینجا چیکار می‌کنی؟

40:13.891 --> 40:15.511
‫من...

40:16.041 --> 40:18.211
‫اومدم یه چیزی رو نشونت بدم.

40:21.491 --> 40:23.571
‫ولی دیگه لازم نیست.

42:17.811 --> 42:19.011
‫بیا تو.

42:23.741 --> 42:28.681
‫آقایون،
‫قرارداد من با شما تموم شده.

42:29.621 --> 42:32.431
‫فردا برمی‌گردید
‫تالامون.

42:33.781 --> 42:38.101
‫می‌خوام برای خدمات بی‌نظیری
‫ که به من دادین، ازتون تشکر کنم.

42:42.991 --> 42:45.431
‫کارت اینجا تموم شده؟

42:46.601 --> 42:48.821
‫کارهای باقی مونده رو
‫خودم می‌تونم انجام بدم.

42:51.001 --> 42:53.751
‫می‌تونید کالسکه و همه اسب‌ها رو
‫با خودتون ببرید.

42:53.841 --> 42:56.091
‫بهشون نیاز ندارم.

43:00.031 --> 43:05.741
‫- حالا کجا می‌خوای بری؟
‫- می‌خوام سفر کنم.

43:10.131 --> 43:13.201
‫اتوره می‌خواد در خدمت
‫شما بمونه.

43:14.971 --> 43:19.541
‫نه، باید با جاکوپو برگردی.

43:19.631 --> 43:25.281
‫سالانه، برای هردوتون با پست
‫مبلغی رو می‌فرستم.

43:26.861 --> 43:31.621
‫و وقتی پول‌ها قطع بشه،
‫معنیش اینه که من مُرده‌م.

43:35.261 --> 43:37.391
‫زود نمیر.

43:39.841 --> 43:44.571
‫بگو ببینم، جاکوپو، کنجکاوم.

43:45.351 --> 43:49.411
‫وقتی اولین بار کادروس رو دیدی،
‫پیشنهاد کردی چشم‌هاش رو دربیاری

43:49.511 --> 43:52.701
‫و بعد زبونش رو
‫تا نتونه جیغ بکشه.

43:54.121 --> 43:56.081
‫واقعاً می‌خواستی این کار رو بکنی؟

43:57.381 --> 44:01.721
‫می‌دونید، کنت، من تمام عمرم
‫با حقایق نصفه‌نیمه زندگی کردم.

44:02.381 --> 44:06.151
‫- به نظرم برام جواب می‌ده.
‫- آره، یعنی نمی‌کردی.

44:06.241 --> 44:09.411
‫اگه بگم نه، فکر می‌کنید
‫حقیقتی نصفه‌نیمه‌ست.

44:09.501 --> 44:12.811
‫اگه بگم آره هم همین طور.

44:20.461 --> 44:22.961
‫این برای خورد و خوراک
‫توی مسیر برگشت.

44:27.381 --> 44:31.801
‫این حقیقتی نصفه‌نیمه نیست اگه بگم...

44:31.891 --> 44:35.071
‫افتخار بزرگی بوده که
‫در خدمت شما بودم، ادموند.

44:36.761 --> 44:38.381
‫ممنون، جاکوپو.

44:41.261 --> 44:45.371
‫- اتوره هم همین طور فکر می‌کنه.
‫- ممنون، اتوره.

44:46.821 --> 44:50.181
‫وقتی پول می‌فرستی،
‫یه نامه کوچیک هم باهاش بفرست.

44:50.271 --> 44:52.791
‫می‌خوایم از حالت باخبر بشیم.

44:52.951 --> 44:57.881
‫وقتی برسم خونه، می‌خوام
‫خوندن و نوشتن یاد بگیرم.

44:59.761 --> 45:01.261
‫حتماً.

45:49.441 --> 45:51.661
‫برای توئه، دانگلار.

45:59.761 --> 46:05.151
‫- بارون دانگلار، اگه ممکنه.
‫- نامه رو بگیر و خفه شو.

46:33.501 --> 46:35.761
‫«بارون دانگلار عزیز...

46:36.621 --> 46:41.501
‫شاید تعجب کنی که بفهمی
‫اسم واقعی من ادموند دانتسه.»

46:44.051 --> 46:49.641
‫اون نامه‌ی دیگه که همراه این نامه‌ست،
‫ که تو با کمک فرناند موندگو نوشتی...

46:49.731 --> 46:53.311
‫و بعدش به دست
‫آقای ویلفورت رسید...

46:53.691 --> 46:57.161
‫و باعث شد من ۱۵ سال رنج عظیم رو...

46:57.251 --> 47:00.031
‫تو سیاهچال‌های قلعه‌ی ایف
‫تحمل کنم...

47:00.981 --> 47:05.191
‫همون مدتی که فکر می‌کنم تو
‫توی زندان لافورس خواهی گذروند...

47:05.281 --> 47:07.571
‫البته برای جرم‌هایی که واقعاً مرتکب شدی...

47:09.151 --> 47:13.741
‫برخلاف جرم‌های من،
‫که کاملاً ساختگی بودن...

47:17.841 --> 47:20.801
‫امیدوارم اون‌جا بهت بد بگذره...

47:22.321 --> 47:24.101
‫با احترام.»

47:25.671 --> 47:28.931
‫«کنت مونت کریستو»

47:31.621 --> 47:33.361
‫تخم سگ

47:35.311 --> 47:37.701
‫حرومزاده‌ی کثافت.

48:50.271 --> 48:52.191
‫ادموند.

48:53.841 --> 48:55.461
‫لب ساحل بهم گفتن،

48:55.621 --> 48:59.591
‫یه زن کاتالان هر  روز صبح
‫میاد اینجا تا به دریا نگاه کنه.

49:03.721 --> 49:05.821
‫قلعه‌ی ایف رو می‌بینی؟

49:10.411 --> 49:13.311
‫فکر کردن به تو
‫منو اونجا زنده نگه داشت.

49:16.251 --> 49:19.631
‫قرار بود ماه عسلمون رو
‫تو پاریس بگذرونیم، یادته؟

49:19.921 --> 49:21.971
‫آره، یادمه.

49:23.241 --> 49:27.981
‫الان که دیگه امکانش
‫برای هیچ کدوممون نیست.

49:32.921 --> 49:39.171
‫اومدم بهت بگم
‫که امروز دارم می‌رم.

49:40.871 --> 49:42.691
‫از فرانسه می‌رم.

49:47.541 --> 49:49.401
‫مدت زیادی می‌ری؟

49:51.081 --> 49:52.981
‫شاید دیگه برنگردم.

49:57.971 --> 50:06.271
‫یه کشیشی رو اونجا ملاقات کردم،
‫پیرمرد دانایی بود.

50:07.381 --> 50:13.781
‫بهم گفت، «اگه نقشه‌ی انتقام داری،
‫باید اول قبر خودت رو بکنی.»

50:19.501 --> 50:21.081
‫حق داشت.

50:44.611 --> 50:46.431
‫عشق شفابخشه.

50:46.648 --> 50:52.368
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

50:52.600 --> 50:56.973
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

50:58.203 --> 51:03.329
‫[پایان سریال]

51:07.291 --> 51:12.391
‫
