WEBVTT

00:27.631 --> 00:33.557
دانلود فیلم و سریال بدون سانسور
والا مووی
.:: ValaMovie.Com ::.

00:42.131 --> 00:44.151
‫شامپاینش چطوره؟

00:44.551 --> 00:46.251
‫همه راضی هستن؟

00:48.711 --> 00:49.941
‫خوبه.

00:50.031 --> 00:53.061
‫ازتون می‌خواستم همه سر میز بشینیم،

00:53.151 --> 00:56.671
‫ولی منتظر یه جوون برجسته از رم هستم

00:56.761 --> 01:01.611
‫که بانکدارهای قبلیم ازم خواستن
‫به جامعه پاریس معرفیش کنم.

01:02.061 --> 01:06.881
‫ظاهراً اینجا هیچکس رو
‫نمی‌شناسه و یه‌کم گیج شده.

01:07.341 --> 01:09.421
‫ایزابل، بازم شامپاین بیار.

01:10.571 --> 01:13.581
‫افتخاره که اینجا هستید، سناتور.

01:14.281 --> 01:17.931
‫امیدوار بودم تو مهمونی بهاره
‫باهاتون صحبت کنم،

01:18.021 --> 01:20.391
‫ولی خیلی زود غیبتون زد.

01:20.481 --> 01:25.311
‫منو ببخشید، ولی وقتی شنیدم رقص
‫قراره شروع بشه، مثل یه ترسو فرار کردم.

01:25.441 --> 01:28.611
‫خب، من رقاص زبردستی نیستم.
‫تلوتلو می‌خورم و می‌افتم،

01:28.701 --> 01:30.641
‫و حسابی خودمو ضایع می‌کنم.

01:30.731 --> 01:34.351
‫رقصیدن تو مهمونی‌های
‫پاریسی اجباری نیست، کنت.

01:34.791 --> 01:36.731
‫پس باید می‌موندم.

01:38.131 --> 01:41.731
‫- شما رقصیدید، کنتس؟
‫- نه.

01:42.904 --> 01:44.794
‫من ازتون درخواست رقص کردم،
‫ولی رد کردید.

01:44.971 --> 01:49.771
‫کنت، باید بابت دارویی که به
‫الوئیز دادید ازتون تشکر کنم.

01:50.101 --> 01:53.161
‫پسرمون ادوارد شب مهمونی تشنج کرد،

01:53.261 --> 01:57.691
‫ولی یه قطره از اون تقریباً فوری
‫حالشو خوب کرد. خیلی عجیب بود.

01:57.781 --> 01:59.961
‫چیزی که شوهرم سعی داره بگه، کنت،

02:00.051 --> 02:03.311
‫اینه که به تاثیر دارویی
‫که به من دادید شک داشت.

02:03.401 --> 02:05.561
‫- قبول دارم.
‫- فکر کنم شغلتون

02:05.651 --> 02:07.741
‫ایجاب می‌کنه که شکاک باشید، برای همینه...

02:08.551 --> 02:10.191
‫شاید همین طور باشه.

02:11.111 --> 02:13.661
‫ولی همه اینا منو به یه
‫سوال می‌رسونه، قربان.

02:13.751 --> 02:16.941
‫دو سال پیش، پدرم دچار سکته شد،

02:17.031 --> 02:20.221
‫که تقریباً کاملاً فلجش کرده.

02:20.311 --> 02:28.501
‫پس می‌خواستم بدونم،
‫آیا شما دارویی دارید یا می‌شناسید

02:29.101 --> 02:32.831
‫که بتونه این وضعیت رو حتی یه‌کم بهتر کنه؟

02:32.921 --> 02:36.321
‫متأسفانه درمانی برای
‫سکته وجود نداره، قربان.

02:38.131 --> 02:39.851
‫همین فکر رو می‌کردم.

02:41.471 --> 02:43.751
‫سرنوشت می‌تونه خیلی ظالم باشه.

02:45.001 --> 02:48.581
‫تقریباً به اندازه عدالتی که
‫آدم‌ها اجرا می‌کنن.

02:51.781 --> 02:55.651
‫نباید سرنوشت و عدالت رو
‫با هم اشتباه گرفت. یکی نیستن.

02:55.741 --> 02:58.081
‫شما به مشیت الهی اعتقاد ندارید، قربان؟

02:59.701 --> 03:01.001
‫نه.

03:01.681 --> 03:05.191
‫من دارم.
‫ولی نه از نظر مذهبی.

03:07.351 --> 03:10.171
‫پس از چه نظر؟ البته اگه پرسیدنش
‫ایرادی نداره.

03:10.691 --> 03:14.711
‫از این نظر کلی که سرنوشت
‫نظم رو تضمین می‌کنه

03:14.801 --> 03:17.191
‫و عدالت برقرار می‌شه.

03:20.711 --> 03:22.481
‫و اگه نشه چی؟

03:24.441 --> 03:29.541
‫خب در اون صورت،
‫انسان باید مجبورش کنه که این کار رو بکنه.

03:35.811 --> 03:38.391
‫فکر نمی‌کنید خدا می‌تونه از پسش بربیاد؟

03:38.491 --> 03:40.471
‫نه.

03:41.281 --> 03:43.491
‫هرچند باید اعتراف کنم،
‫بارها بهش

03:43.581 --> 03:45.791
‫درباره همین موضوع دعا کردم.

03:45.881 --> 03:48.361
‫تا حالا جواب دعاهاتون رو داده؟

03:48.831 --> 03:51.251
‫همین الان داره جواب می‌ده.

03:53.371 --> 03:58.461
‫ولی بگید، مونت کریستو،
‫این مهمونی که منتظرشید کیه؟

03:58.551 --> 04:02.211
‫اجازه بدید معرفی کنم،
‫کنت اسپادا، از رم.

04:07.751 --> 04:09.821
‫سلام به همگی.

05:11.581 --> 05:12.881
‫شما

05:23.521 --> 05:27.461
‫کنت اسپادا، می‌دونم شاید
‫مسخره به نظر برسه، ولی...

05:28.331 --> 05:32.721
‫... احیاناً با کاردینال اسپادای مرحوم
‫نسبتی ندارید؟

05:33.131 --> 05:34.841
‫عموی بزرگم بود.

05:35.861 --> 05:38.381
‫افسانه‌ها می‌گن مرد خیلی ثروتمندی بود.

05:38.471 --> 05:41.041
‫حتی یه ضرب‌المثل تو اون منطقه هست،

05:41.131 --> 05:43.481
‫می‌گن «به ثروتمندی اسپادا»، درسته؟

05:43.571 --> 05:47.741
‫درباره ضرب‌المثل درست می‌گید.
‫ولی درباره عموی بزرگم اشتباه می‌کنید.

05:47.831 --> 05:52.171
‫- اون ثروتمند نبود.
‫- پس فقط یه افسانه بوده.

05:52.261 --> 05:55.621
‫با این حال، من به اندازه کافی
‫بخت‌یار بودم

05:55.711 --> 05:59.071
‫که افسانه‌ی اسپادا رو
‫به واقعیت تبدیل کنم.

05:59.161 --> 06:02.921
‫واقعاً؟ چطوری؟

06:06.041 --> 06:10.761
‫چند ماه پیش، داشتم کتابخونه قدیمی
‫عموی بزرگم رو بررسی می‌کردم.

06:10.851 --> 06:17.391
‫وقتی داشتم کتابخونه کنت اسپادا رو
‫تمیز می‌کردم، یه تیکه پوست پیدا کردم.

06:17.541 --> 06:20.191
‫هیچی روش نبود.
‫جالب نبود.

06:20.281 --> 06:21.431
‫انداختمش تو آتیش.

06:21.521 --> 06:24.861
‫فکر کردم چیز مهمی نیست،
‫انداختمش تو شومینه.

06:25.941 --> 06:27.241
‫خب؟

06:28.701 --> 06:31.301
‫و وقتی شعله‌ها خوردن بهش،

06:31.441 --> 06:34.241
‫به صورت معجزه‌آسایی، کلمات و یه نقاشی
‫شروع کردن به ظاهر شدن.

06:34.331 --> 06:37.961
‫- پس از آتیش کشیدمش بیرون.
‫- طبیعتاً، از شعله‌ها کشیدمش بیرون.

06:38.051 --> 06:39.301
‫و یه نقشه بود.

06:39.391 --> 06:42.141
‫و روش با جوهر نامرئی نوشته شده بود.

06:42.231 --> 06:46.411
‫با جوهر نامرئی کشیده شده بود
‫که فقط با حرارت واکنش نشون می‌داد.

06:47.011 --> 06:52.221
‫- نقشه‌ی یه گنج مخفی؟
‫- از کجا می‌دونستید، بارون دانگلار؟

06:52.311 --> 06:56.191
‫هر کسی که تاریخ ثروت‌ها و گنج‌های اروپا رو
‫مطالعه کرده باشه

06:56.281 --> 06:58.171
‫داستان سزار اسپادا رو می‌دونه

06:58.261 --> 07:01.361
‫و اینکه چطور قبل از اینکه پاپ مسمومش کنه
‫گنجش رو قایم کرد.

07:01.451 --> 07:05.951
‫- و هیچوقت پیدا نشد.
‫- تا همین اواخر.

07:07.251 --> 07:09.341
‫منظورتون چیه، کنت اسپادا؟

07:09.431 --> 07:14.211
‫شاید اگه بذارید حرفشو تموم کنه،
‫بارون دانگلار، متوجه بشید.

07:15.151 --> 07:18.291
‫نقشه منو به محل دقیق

07:18.381 --> 07:22.631
‫گنج سزار اسپادا رسوند،
‫که سال ۱۵۰۲ مخفی شده بود.

07:25.031 --> 07:27.231
‫- غیرممکنه.
‫- باورتون می‌شه؟

07:27.321 --> 07:30.431
‫و به عنوان تنها وارث املاک اسپادا...

07:35.961 --> 07:37.661
‫... اجازه داشتم نگهش دارم.

07:39.901 --> 07:43.051
‫البته، چیزی که دارم بهتون می‌گم
‫اطلاعات عمومی نیست،

07:43.141 --> 07:45.181
‫و خدا نکنه که بشه.

07:45.271 --> 07:48.321
‫وگرنه بانکدارها شب و روز
‫در خونه‌م رو می‌زنن.

07:48.411 --> 07:51.591
‫این گنج الان پیش شماست؟

07:51.681 --> 07:55.031
‫نه اینجا، البته،
‫ولی تو گاوصندوق بانکدارهام،

07:55.121 --> 07:57.071
‫تامپسون و فرنچ، تو رم.

07:57.161 --> 08:01.181
‫امروزه چقدر می‌ارزه؟

08:01.271 --> 08:03.831
‫من اهل پز دادن نیستم، قربان.

08:04.791 --> 08:08.301
‫ایزابل، فکر کنم
‫برای پیش غذا آماده‌ایم.

08:08.691 --> 08:12.351
‫مادموازل هایدی لطف کرده
‫و برامون یه غذای ایرانی پخته.

08:12.441 --> 08:14.871
‫بگید، کنت اسپادا،
‫اون چیزی که می‌گن درسته،

08:14.961 --> 08:18.721
‫که گنج شامل صندوقچه‌هایی از الماس،
‫یاقوت و شمش‌های طلا بود؟

08:18.811 --> 08:20.351
‫بارون، با احترام،

08:20.441 --> 08:25.141
‫ترجیح می‌دم سر میز شام
‫درباره مسائل مالی صحبت نکنیم.

08:25.231 --> 08:29.701
‫- همیشه همینو بهش می‌گم، کنت.
‫- آخرین سؤالمم بگم.

08:30.341 --> 08:32.641
‫چی شما رو به پاریس آورده؟

08:33.161 --> 08:35.181
‫اومدم یه همسر پیدا کنم.

08:37.641 --> 08:39.491
‫یه همسر؟

08:47.831 --> 08:49.981
‫به همون چیزی فکر می‌کنی
‫که من فکر می‌کنم؟

08:50.071 --> 08:51.381
‫آره.

08:53.131 --> 08:57.071
‫- ممکنه یه‌کم عجیب باشه.
‫- حتماً یه راهی پیدا می‌کنیم.

09:02.271 --> 09:04.051
‫ببخشید.

09:05.061 --> 09:07.601
‫می‌رم یه آبی به صورتم بزنم.

09:14.481 --> 09:16.961
‫باید برم پیش غذا رو چک کنم.

09:44.351 --> 09:47.621
‫سفرت به پاریس داره نتیجه می‌ده، وامپا.

09:49.501 --> 09:51.461
‫نقش بازی کردنم چطور بود؟

09:52.241 --> 09:55.561
‫اینکه دنبال همسری رو
‫یه‌کم بی‌مقدمه گفتی.

09:56.011 --> 09:58.721
‫ولی در کل، خیلی خوب پیش رفت.

09:59.411 --> 10:04.841
‫کنت، همسر موسیو ویلفورت
‫نرفت دستشویی.

10:04.931 --> 10:07.361
‫رفت تو آزمایشگاه شما.

10:15.231 --> 10:17.431
‫باید جلوشو می‌گرفتم؟

10:22.931 --> 10:24.391
‫اشکالی نداره.

10:25.071 --> 10:29.361
‫فکر کنم فقط مجذوب همه اینا شده،
‫همین.

10:30.281 --> 10:33.881
‫اتفاقی نیفتاده. ممنون.

10:51.071 --> 10:54.151
‫مگه لوئیز امروز بعد از ظهر
‫نباید بهت درس بده؟

10:54.241 --> 10:56.211
‫فردا، پدر.

10:58.631 --> 11:03.471
‫- آلبر امروز میاد اینجا؟
‫- برای چای، آره.

11:06.031 --> 11:07.741
‫تو...

11:09.161 --> 11:12.361
‫از آلبر خوشت میاد؟

11:14.421 --> 11:17.201
‫مشکل چندانی نداره.

11:18.761 --> 11:22.211
‫که اینطور... خب، پس تا بعد.

11:44.201 --> 11:48.151
‫بارون، چی شما رو به اینجا آورده؟

11:49.021 --> 11:53.331
‫تصمیم گرفتم سود سپرده‌تون رو

11:53.621 --> 11:55.461
‫یک درصد در سال افزایش بدم.

11:55.551 --> 12:00.951
‫چقدر دست‌ودل‌باز.
‫می‌تونم بپرسم به چه دلیل؟

12:02.891 --> 12:05.671
‫- دست‌ودل‌بازی.
‫- البته.

12:05.761 --> 12:08.321
‫بله، البته، فضیلت خوبیه.

12:09.321 --> 12:11.291
‫شراب؟ شری؟ برندی؟

12:11.381 --> 12:15.981
‫صبر کنید، اون یه بطری ویسکی اسکاتلندیه
‫که اون گوشه قایم شده؟

12:16.071 --> 12:19.281
‫این یه چیز جدیده.
‫ویسکی تک‌مالت.

12:19.371 --> 12:22.771
‫من که نمی‌خورم، پس نمی‌دونم
‫مزه‌ش چطوریه.

12:25.851 --> 12:29.451
‫بگید ببینم، کنت اسپادا
‫توی پاریس کجا اقامت داره؟

12:29.541 --> 12:31.311
‫گرند هتل.

12:31.701 --> 12:35.621
‫به نظر می‌رسه هیچی کم نداره.
‫به جز یه همسر.

12:38.841 --> 12:41.801
‫- بفرمایید بشینید.
‫- ممنون.

12:49.721 --> 12:53.851
‫خیلی خوبه.
‫یه جور مزه چوبی داره.

12:53.941 --> 12:55.841
‫مثل مکیدن مداد.

12:56.631 --> 12:59.771
‫خب من یه سری محاسبه کردم

12:59.931 --> 13:03.961
‫روی محتویات تخمینی
‫گنج اسپادا،

13:04.051 --> 13:09.891
‫و ارزشش امروزه از
‫۶۵۰ میلیون فرانک بیشتره.

13:10.331 --> 13:12.851
‫- یا خدای من.
‫- منم همینو گفتم.

13:15.831 --> 13:20.241
‫پس کنت اسپادا دنبال چه جور
‫همسری می‌گرده؟

13:22.121 --> 13:27.101
‫- من از کجا باید بدونم؟
‫- چی دوست داره، از چی بدش میاد؟

13:28.161 --> 13:32.481
‫- می‌دونم از اسب خوشش نمیاد.
‫- چطور؟

13:32.571 --> 13:36.161
‫دعوتش کردم به مسابقات،
‫ولی قبول نکرد.

13:36.251 --> 13:41.991
‫- گفت اسب حوصله‌ش رو سر می‌بره.
‫- به مراسم دیگه‌ای هم دعوتش کردید؟

13:42.341 --> 13:45.931
‫شکار اردک.
‫اونم براش جالب نبود.

13:46.151 --> 13:47.811
‫به نظر سختگیر میاد.

13:49.141 --> 13:50.741
‫صبر کن.

13:51.301 --> 13:56.191
‫وقتی از اپرا حرف زدم،
‫خیلی سرحال شد، تقریباً مشتاق.

13:56.281 --> 13:59.361
‫اپرا؟ خیلی هم خب.

14:03.601 --> 14:07.421
‫می‌دونید، داشتم یه‌کم با
‫اوژنی حرف می‌زدم.

14:07.881 --> 14:10.931
‫به نظر میاد خیلی از آلبر دو مورسف
‫خوشش نمیاد.

14:11.021 --> 14:14.081
‫- فکر می‌کردم عاشقشه.
‫- نه، انگار اینطور نیست.

14:14.634 --> 14:19.184
‫ولی هر دو طرف با ازدواج
‫موافقت کردن، نه؟

14:19.641 --> 14:23.921
‫الان که نمی‌تونید خودتون رو
‫از این قضیه بیرون بکشید، مطمئناً؟

14:35.951 --> 14:37.411
‫دنبالم بیاید.

14:45.581 --> 14:49.561
‫فکرشو بکن!
‫دو تا از محبوب‌ترین آدم‌های دنیا برای من.

14:49.741 --> 14:51.031
‫بارون، غافلگیرمون کردین!

14:51.121 --> 14:54.211
‫- فقط داشتیم رد می‌شدیم...
‫- نه، رد نمی‌شدیم، بابا.

14:54.301 --> 14:56.751
‫خودت مشخصاً گفتی می‌خوای
‫بیای اینجا برای کیک و قهوه.

14:56.841 --> 15:00.261
‫قهوه و کیک؟
‫قهوه و کیک برای همه بیارین.

15:01.871 --> 15:04.921
‫اجازه بدید دخترم اوژنی رو
‫معرفی کنم.

15:05.011 --> 15:08.971
‫اوژنی، این همون کنت اسپاداست
‫که بهت درموردش گفتم.

15:09.981 --> 15:11.821
‫مسحور شدم.

15:12.751 --> 15:17.051
‫- دخترتون خیلی زیباست، بارون.
‫- ممنون.

15:19.571 --> 15:21.371
‫از این طرف، دخترها.

15:29.441 --> 15:33.431
‫بشین و یه آریای کوچیک بخون،
‫اگه می‌شه.

15:33.521 --> 15:37.201
‫- بابا...
‫- بخون. و خوب بخون.

15:39.711 --> 15:44.231
‫اون دو تا خانم جوون، یه پیانو می‌بینن
‫و مثل آهنربا جذبش می‌شن.

15:44.891 --> 15:47.001
‫بفرمایید بشینید، لطفاً.

16:05.641 --> 16:09.561
‫خب کنت، تا اینجا از اوقاتتون تو پاریس
‫لذت بردید؟

16:10.071 --> 16:12.111
‫از زن‌هاش خوشم میاد.

16:13.301 --> 16:15.641
‫پس این قهوه و کیک چی شد؟

16:22.751 --> 16:28.531
‫کنت، تا حالا به سرمایه‌گذاری تو
‫راه‌آهن فکر کردید؟

16:28.991 --> 16:32.381
‫بارون، دارید مزاحم گوش کردنم می‌شید.

16:44.561 --> 16:45.981
‫براوو!

16:47.081 --> 16:51.071
‫صداتون مثل عسله،
‫مادموازل. محو شدم!

16:51.161 --> 16:54.361
‫باید روی صحنه‌های رم یا وین
‫اجرا کنن.

16:54.641 --> 16:57.661
‫شامپاین.
‫شامپاین بیارید!

16:57.881 --> 17:01.171
‫و شما یه آریای گلوک انتخاب کردید،
‫محبوب شخصی من.

17:01.261 --> 17:03.021
‫خیلی ممنون.

17:17.851 --> 17:21.381
‫مادربزرگ، فکر می‌کردیم بعدازظهر بیاین.
‫سفر چطور بود؟

17:21.471 --> 17:23.831
‫چهار روز و شب عذاب غیرقابل تحمل

17:23.921 --> 17:27.181
‫تو جاده‌هایی که حتی به درد اسب‌ها
‫هم نمی‌خورد، چه برسه به کالسکه!

17:29.561 --> 17:32.691
‫ولی به هیچ قیمتی نمی‌خواستم
‫مراسم نامزدیت رو از دست بدم.

17:32.781 --> 17:34.631
‫- پدرت کجاست؟
‫- سر کار.

17:34.721 --> 17:38.401
‫- و اون نامادریت؟
‫- داخله پیش ادوارد.

17:38.771 --> 17:42.811
‫اون وروجک کوچولو رو از من دور نگه دار.
‫کجا می‌خوای منو بذاری؟

17:42.901 --> 17:46.111
‫- تو اتاق مهمان طبقه بالا.
‫- از پله بالا رفتن متنفرم.

17:46.201 --> 17:49.251
‫نمی‌دونم چرا تو و خانواده‌ت
‫برای امضای عقد

17:49.341 --> 17:51.501
‫نیومدید مارسی!

17:51.591 --> 17:56.271
‫- زندگی رو برام راحت‌تر می‌کرد.
‫- بابا خیلی سرش شلوغه، نمی‌تونه مرخصی بگیره.

18:14.001 --> 18:15.431
‫چیه؟

18:18.361 --> 18:21.841
‫- آماده‌ای؟
‫- حتماً.

18:26.701 --> 18:30.431
‫دو تا از محبوب‌ترین آدم‌های
‫دنیای من.

18:30.521 --> 18:31.911
‫دنبالم بیاید، آقایون.

18:32.001 --> 18:35.231
‫نقشه‌ها، طرح‌ها، درآمدهای پیش‌بینی شده،

18:35.321 --> 18:38.501
‫و مهم‌تر از همه،
‫سودهای تخمینی رو دارم

18:38.591 --> 18:40.641
‫که از این کار نصیبمون می‌شه.

18:41.811 --> 18:44.721
‫پیشنهاد رو به وزیر کشور
‫ارائه کردم

18:44.811 --> 18:47.581
‫و همین الان هم خبر رسیده
‫که امتیاز

18:47.671 --> 18:50.841
‫تا آخر هفته آینده
‫اعطا می‌شه.

18:51.111 --> 18:53.911
‫مطمئنم موسیو دبری
‫تو این مورد کمک کرده.

18:54.001 --> 18:56.231
‫به من بدهکار بود، و هنوز هم هست.

18:56.411 --> 18:58.051
‫بفرمایید، آقایون،

18:58.201 --> 19:03.071
‫این طرح تجاریه که تا آخرین فرانک
‫تنظیم شده.

19:03.161 --> 19:07.521
‫لازم نیست هیچکدوم از اینا رو نگاه کنم.
‫بهتون اعتماد دارم، بارون.

19:08.111 --> 19:11.111
‫عالیه.
‫شما چی، کنت؟

19:11.291 --> 19:17.621
‫ببینید، ترس من اینه که قطارها برای
‫حمل مسافر مناسب نیستن.

19:18.201 --> 19:20.071
‫برای کالا، خوبن.

19:20.161 --> 19:23.691
‫ولی مسافرها، یه جورایی شک دارم
‫از این فکر خوششون بیاد.

19:24.111 --> 19:25.811
‫ولی لندن رو ببینید.

19:25.901 --> 19:28.991
‫انگلستان رو نگاه کنید.
‫انگلیسی‌ها عاشق قطارهاشونن.

19:29.081 --> 19:32.901
‫- ولی ما فرانسوی هستیم.
‫- ما هم مثل اونا آدمیم.

19:34.191 --> 19:35.751
‫ساکت، لطفاً.

19:38.951 --> 19:39.681
‫اون دخترمه.

19:39.771 --> 19:42.451
‫فکر می‌کنید صداشو
‫نمی‌شناسم؟

19:42.651 --> 19:45.191
‫باید همین الان منو پیشش ببرید.

19:52.421 --> 19:54.041
‫اونجا هستن.

19:55.281 --> 19:59.561
‫- بدون خبر قبلی؟
‫- نه، نه. بهش گفتم که میای.

19:59.961 --> 20:01.901
‫منتظرته.

20:12.091 --> 20:13.161
‫نه، نه، نه.

20:13.251 --> 20:15.731
‫به خاطر من متوقف نکنید،
‫لطفاً.

20:27.001 --> 20:29.091
‫ببخشید.
‫می‌بینم مزاحمتون شدم.

20:29.181 --> 20:31.501
‫درس اوژنی تموم شده، بارون؟

20:32.001 --> 20:36.511
‫همونطور که می‌شنوید، نه.
‫درسش تمدید شده.

20:36.971 --> 20:40.021
‫من بهش گفته بودم بعد از ساعت دو
‫اینجا خواهم بود.

20:40.111 --> 20:43.591
‫دخترم امروز مایل به ملاقات نیست، قربان.

20:44.601 --> 20:47.351
‫نمی‌فهمم.

20:47.441 --> 20:49.831
‫من کسی رو به نحوی
‫ناراحت کردم؟

20:49.921 --> 20:54.341
‫اوژنی امروز نمی‌خواد
‫مزاحمش بشن.

21:05.951 --> 21:07.241
‫ولنتاین؟

21:07.331 --> 21:09.481
‫مادربزرگت می‌خواد
‫ببیندت.

21:13.761 --> 21:16.221
‫خیلی وقته منتظرت
‫بودم.

21:17.481 --> 21:20.031
‫- امضای عقد کی هست؟
‫- فردا شب.

21:20.121 --> 21:23.881
‫- صبح با یه گاری میام اینجا.
‫- نمی‌تونم. می‌دونی که نمی‌تونم.

21:23.971 --> 21:26.731
‫لطفاً با فرانتس ازدواج نکن.

21:27.671 --> 21:31.851
‫- دوستت دارم، ولنتاین.
‫- نمی‌تونم. متأسفم.

21:32.011 --> 21:33.811
‫ولنتاین؟

21:39.081 --> 21:41.021
‫بیا اینجا، عزیزم.

21:41.941 --> 21:43.311
‫استراحت کردی؟

21:43.431 --> 21:48.281
‫از تکون خوردن‌های اون کالسکه کبود شدم،
‫ولی منو فراموش کن.

21:48.401 --> 21:51.361
‫حتماً خیلی هیجان‌زده‌ای.

21:52.341 --> 21:53.641
‫هستم.

21:55.701 --> 21:57.541
‫این مرد رو دوست داری؟

21:58.781 --> 22:00.261
‫فرانتس...

22:00.801 --> 22:02.301
‫... خیلی مهربونه.

22:02.641 --> 22:04.411
‫عشق همه‌چیز نیست.

22:04.501 --> 22:07.871
‫تا وقتی ازش خوشت میاد،
‫کم کم عاشقش می‌شی.

22:08.421 --> 22:10.381
‫آخرین آرزوی پدربزرگت

22:10.471 --> 22:14.221
‫این بود که این اتحاد
‫بین خانواده‌هامون محکم بشه.

22:14.671 --> 22:18.221
‫اگه هنوز زنده بود،
‫خیلی خوشحال می‌شد.

22:20.001 --> 22:23.821
‫مادرت هم همین طور.
‫خدا رحمتش کنه.

22:25.131 --> 22:27.091
‫کاش الان اینجا بود.

22:28.051 --> 22:29.771
‫خدا اونو برد.

22:30.951 --> 22:34.571
‫و می‌ترسم به زودی منم می‌بره.

22:35.161 --> 22:39.761
‫و وقتی این اتفاق بیفته،
‫آینده‌ت تضمین شده خواهد بود.

22:40.311 --> 22:45.851
‫من همه‌چیز رو برای تو به جا گذاشتم،
‫و فقط برای تو، ولنتاین.

22:50.301 --> 22:52.241
‫به نظر خوشحال نمیای.

22:53.551 --> 22:54.851
‫بیا.

22:57.091 --> 23:01.801
‫برو. تو مراسم امضای عقد می‌بینمت.

23:11.961 --> 23:13.661
‫ولنتاین؟

23:15.201 --> 23:17.221
‫حالت خوبه؟

23:18.791 --> 23:20.171
‫خوبم.

23:20.671 --> 23:23.871
‫یه راه دیگه برای خلاص شدن
‫از این ازدواج هست، می‌دونی.

23:24.451 --> 23:28.101
‫یه بار گفته بودی علاقه داری
‫بری صومعه.

23:28.191 --> 23:31.481
‫مطمئنم اگه این کار رو بکنی،
‫هیچکس ناراحت نمی‌شه،

23:31.506 --> 23:33.186
‫حتی مادربزرگت.

23:35.471 --> 23:39.011
‫ولی پس تکلیف پدربزرگ
‫چی می‌شه؟

23:39.121 --> 23:44.251
‫اون باروآ و ما رو داره،
‫البته، که ازش مراقبت کنیم.

23:47.351 --> 23:50.471
‫اگه برم صومعه و راهبه بشم،

23:50.841 --> 23:53.561
‫همه ارثیه‌م می‌رسه به پدرم.

23:54.271 --> 23:57.781
‫- واقعاً؟
‫- خودت خوب می‌دونی که همین طوره.

23:58.181 --> 24:01.901
‫و از اون به ادوارد می‌رسه،
‫تنها پسرش.

24:02.541 --> 24:06.231
‫که این همون چیزیه که بیشتر از همه
‫می‌خوای. مگه نه، الوئیز؟

24:06.541 --> 24:12.561
‫من فقط دارم از طرف یه زن به یه زن دیگه
‫مشورت می‌دم.

24:36.681 --> 24:42.071
‫پسر مورل رو می‌شناسی، ماکس؟
‫عاشق دختر ویلفورته.

24:42.161 --> 24:44.401
‫ولنتاین؟ می‌دونم.

24:45.141 --> 24:50.781
‫ولی پسر بیچاره داره وقتشو تلف می‌کنه.
‫تازه با فرانتس د'اپینه نامزد کرده.

24:50.871 --> 24:53.901
‫خیلی خوشحال نیست،
‫ولی از اون دسته آدم‌های حرف‌گوش‌کنه.

24:53.991 --> 24:56.811
‫همیشه هر چی پدرش می‌گه
‫انجام می‌ده.

24:57.151 --> 25:00.021
‫کنت می‌خواد جلوی این کار رو
‫بگیره.

25:02.591 --> 25:06.841
‫خانواده د'اپینه معروفن که
‫سلطنت‌طلب سرسختی هستن.

25:07.291 --> 25:08.412
‫خب؟

25:08.445 --> 25:13.645
‫یادمه یه چیزی درباره پدر فرانتس
‫خونده بودم. اون...

25:14.031 --> 25:15.961
‫به قتل رسیده.

25:16.561 --> 25:20.291
‫باید برم کتابخونه تا
‫حافظه‌م رو تازه کنم.

25:20.411 --> 25:23.171
‫خب، زود انجامش بده.

25:24.491 --> 25:26.771
‫کنت صبرش لبریزه.

25:37.541 --> 25:41.531
‫- کنت، حالتون چطوره؟
‫- خیلی خوب، ممنون ولنتاین.

25:41.621 --> 25:44.611
‫متأسفانه پدر و نامادریم
‫الان خونه نیستن.

25:44.701 --> 25:46.001
‫می‌دونم.

25:46.441 --> 25:49.081
‫اومدم موسیو نوآرتیه رو ببینم.

25:50.401 --> 25:53.051
‫پدربزرگم نمی‌تونه حرف بزنه، قربان.

25:53.191 --> 25:56.041
‫لازم نیست حرف بزنه.
‫فقط کافیه گوش کنه.

25:56.131 --> 25:59.001
‫یه چیز خیلی مهم هست
‫که باید بهش بگم.

26:03.541 --> 26:05.021
‫اون کیه، ولنتاین؟

26:05.111 --> 26:09.161
‫این کنت مونت کریستوئه، ادوارد.
‫اومده پدربزرگ رو ببینه.

26:09.251 --> 26:12.911
‫- روز به‌خیر، کنت.
‫- روز شما هم به‌خیر، مرد جوان.

26:19.101 --> 26:23.881
‫اگه دوبار پلک بزنه، یعنی بله.
‫و اگه چشماشو ببنده، یعنی نه.

26:24.531 --> 26:28.551
‫باید خصوصی باهاش صحبت کنم،
‫اگه اشکالی نداره.

26:30.731 --> 26:33.111
‫ممنون که منو پذیرفتید، قربان.

26:35.591 --> 26:38.071
‫می‌تونم رک باهاتون حرف بزنم؟

26:47.581 --> 26:50.871
‫دارن نوه‌تون رو مجبور می‌کنن
‫به ازدواج

26:50.961 --> 26:57.571
‫با فرانتس د'اپینه برخلاف میلش.
‫اون به شدت ناراحته، قربان.

26:58.821 --> 27:01.121
‫پای کل زندگیش وسطه.

27:02.561 --> 27:06.161
‫و هیچکس حق نداره خوشبختی رو
‫از کسی بدزده.

27:07.497 --> 27:12.767
‫مخصوصاً نه از کسی به جوونی
‫ولنتاین. غم‌انگیزه.

27:14.527 --> 27:17.377
‫و به نظرم شما می‌تونید
‫کمک کنید.

28:03.711 --> 28:07.031
‫موسیو د'اپینه،
‫نام شاهدهاتون؟

28:07.571 --> 28:12.231
‫ویکنت دو مورسرف
‫و موسیو بوشان.

28:29.794 --> 28:32.824
‫و شما، موسیو ویلفورت؟

28:33.113 --> 28:37.153
‫من، خودم و مارکیز
‫دو سنت مران

28:53.481 --> 28:55.201
‫چی شده، باروآ؟

28:55.394 --> 28:58.564
‫موسیو نوآرتیه می‌خواد
‫موسیو د'اپینه رو ببینه.

29:00.431 --> 29:01.721
‫به چه دلیل؟

29:01.811 --> 29:05.931
‫می‌خواد قبل از امضا
‫چیزی رو بهش بگه.

29:07.551 --> 29:09.481
‫نه، نه.
‫این خیلی نامناسبه.

29:09.571 --> 29:12.291
‫اشکالی نداره، موسیو ویلفورت.

29:14.091 --> 29:15.911
‫کل روز رو وقت داریم.

29:20.191 --> 29:21.931
‫دنبالم بیاید، لطفاً، قربان.

29:34.891 --> 29:39.451
‫پدر، لطفاً مختصر باشید.
‫دارید کار ما رو عقب میندازین.

29:42.221 --> 29:43.521
‫این؟

29:45.747 --> 29:49.147
‫می‌خواید موسیو د'اپینه
‫با صدای بلند بخوندش؟

29:51.800 --> 29:54.500
‫- اون چیه؟
‫- این یه اعترافه.

29:54.530 --> 29:58.230
‫موسیو نوآرتیه امروز بعد از ظهر
‫برام خوندن که بنویسم.

30:04.471 --> 30:08.041
‫«اعتراف زیر توسط من، موسیو نوآرتیه،

30:08.131 --> 30:11.011
‫با اراده خودم و بدون پشیمونی
‫انجام می‌شه.»

30:12.291 --> 30:16.591
‫«در شب چهارم مارس ۱۸۱۵...

30:17.851 --> 30:20.521
‫اون شبی بود که پدرم
‫به قتل رسید.

30:26.961 --> 30:32.131
‫من با این باور که ژنرال د'اپینه
‫وفاداریش رو تغییر داده»

30:32.241 --> 30:34.271
‫از پادشاه به سمت
‫امپراطور ناپلئون،

30:34.361 --> 30:38.731
‫اونو به یه جلسه مخفی
‫باشگاه بناپارتیست در پاریس دعوت کردم...

30:38.821 --> 30:42.061
‫جایی که جزئیات فرار ناپلئون
‫از جزیره البا...

30:42.151 --> 30:45.271
‫بهش گفته شد.
‫در طول جلسه...

30:45.361 --> 30:50.911
‫مشخص شد که نمی‌شه به ژنرال د'اپینه
‫برای این اطلاعات اعتماد کرد...

30:51.161 --> 30:56.181
‫و، از ترس خیانت
‫و لو رفتن...

30:56.581 --> 31:01.501
‫تصمیم گرفته شد که،
‫به خاطر هدفمون...

31:01.871 --> 31:05.331
‫اطمینان حاصل کنیم
‫که این کار رو نکنه...

31:05.941 --> 31:08.401
‫من تصمیم گرفتم زیر نظر بگیرمش...

31:11.341 --> 31:13.421
‫«به جای برگشتن به خونه‌ش...

31:13.511 --> 31:17.321
‫ژنرال د'اپینه به سمت
‫قصر پادشاه راه افتاد...

31:19.361 --> 31:24.071
‫برام مشخص شد که قصدش
‫واقعاً لو دادن ما بوده...

31:28.871 --> 31:34.111
‫شمشیرش رو کشید،
‫و من هم شمشیرم رو کشیدم...

31:35.921 --> 31:40.411
‫ما تو خیابون دوئل کردیم...

31:59.901 --> 32:01.641
‫و من کشتمش.»

32:09.030 --> 32:13.730
‫ازدواج با زنی که پدربزرگش
‫پدرم رو کشته مسخره‌ست.

32:18.121 --> 32:20.211
‫چی تو رو به پاریس آورده؟

32:21.831 --> 32:23.711
‫من...

32:25.691 --> 32:27.341
‫چه بلایی سر دستت اومده؟

32:28.971 --> 32:31.631
‫دستت خونیه، پدر.

32:32.051 --> 32:37.311
‫نه، دیشب دستم با یه نرده زنگ‌زده
‫بریده شد.

32:40.180 --> 32:42.060
‫موسیو د'اپینه...

32:43.341 --> 32:48.151
‫قربان، مطمئناً یک کلمه از این حرف‌ها رو
‫باور نمی‌کنید.

32:48.241 --> 32:50.731
‫اینا پرت و پلاهای یه ذهن
‫توهم‌زده‌ست.

32:50.821 --> 32:55.321
‫منظورم اینه، نگاهش کنید، به این مرد نگاه
‫کنید. مریضه. دیوونه‌ست. حالش خوب نیست.

32:55.411 --> 32:57.961
‫این اعتراف یه دیوونه نیست،
‫قربان.

32:57.986 --> 32:59.846
‫می‌تونیم ادامه بدیم، لطفاً؟

33:09.361 --> 33:10.741
‫متأسفم.

33:18.401 --> 33:20.881
‫- ما داریم می‌ریم.
‫- چی شده؟

33:21.891 --> 33:25.201
‫آقایون...
‫آقایون، التماس می‌کنم.

33:25.291 --> 33:28.181
‫این همه‌ش یه سوءتفاهم
‫وحشتناکه.

33:28.271 --> 33:32.071
‫فقط یه چیز به نفع
‫موسیو نوآرتیه هست.

33:32.161 --> 33:36.031
‫اونطور که همه فکر می‌کردیم قتل نبوده،
‫بلکه یه دوئل بوده.

33:36.121 --> 33:39.531
‫- حقیقت نداره.
‫- دیگه هرگز خبری از من نمی‌شنوین، قربان.

33:40.431 --> 33:41.881
‫بریم.

34:05.511 --> 34:07.311
‫این برای کیه؟

34:08.041 --> 34:11.421
‫- برای مارکیز.
‫- اوه، دمنوش گیاهیه؟

34:12.021 --> 34:15.031
‫- آره.
‫- باروآ دنبالت می‌گشت.

34:15.121 --> 34:17.621
‫پدربزرگت می‌خواد
‫شب به‌خیر بگه.

34:18.041 --> 34:20.581
‫می‌تونم چای رو برای
‫مارکیز ببرم بالا.

34:21.481 --> 34:23.681
‫اشکالی نداره، خودم می‌برم.

34:24.181 --> 34:26.271
‫زیاد طول نمی‌کشه.

34:53.851 --> 34:56.691
‫فردا اول وقت
‫می‌رم.

34:57.841 --> 34:59.691
‫متأسفم که همه‌چیز اونطور که
‫برنامه‌ریزی شده بود پیش نرفت.

34:59.801 --> 35:05.081
‫پدر پدرت مرد شیطان صفتیه.
‫همیشه بوده!

35:05.241 --> 35:08.311
‫این حرف وحشتناکیه،
‫مادربزرگ.

35:10.651 --> 35:14.131
‫- شب به‌خیر، عزیزم.
‫- شب به‌خیر.

35:36.971 --> 35:39.701
‫دکتر، از این طرف.

35:59.261 --> 36:01.921
‫از ظاهرش پیداست که
‫خیلی عذاب کشیده.

36:04.581 --> 36:08.061
‫- آخرین نفر کی زنده دیدش؟
‫- من بودم.

36:08.361 --> 36:10.891
‫براش چای آوردم،
‫شب به‌خیر گفتم و...

36:10.991 --> 36:13.971
‫از چیزی شکایت نداشت؟
‫دل درد یا چیزی؟

36:14.061 --> 36:16.191
‫- هیچی.
‫- ناراحتی نداشت؟

36:16.281 --> 36:17.581
‫نه.

36:32.431 --> 36:36.021
‫برام یکم شکر بیارید.
‫یه مشت کافیه.

36:36.891 --> 36:40.031
‫- چی شده، دکتر؟
‫- این چای رو کی آماده کرده؟

36:40.331 --> 36:43.721
‫- ولنتاین.
‫- کی به مارکیز رسوندش؟

36:43.811 --> 36:45.321
‫ولنتاین.

36:45.411 --> 36:49.101
‫من پیشنهاد دادم ببرم، ولی اون
‫اصرار کرد که خودش ببره.

36:55.501 --> 36:56.801
‫ممنون.

37:11.791 --> 37:13.571
‫همونطور که فکر می‌کردم.

37:15.201 --> 37:18.721
‫مارکیز با بروسین
‫مسموم شده.

37:49.351 --> 37:50.781
‫اینجا هستن.

37:58.141 --> 37:59.881
‫موسیو ویلفورت...

38:00.121 --> 38:03.301
‫دخترم بالاست،
‫منتظر شماست.

38:07.261 --> 38:08.911
‫اون...

38:10.811 --> 38:13.381
‫... جایی که داره می‌ره باهاش
‫خوب رفتار می‌شه، مگه نه؟

38:13.471 --> 38:16.641
‫خب، من با رئیس زندان
‫صحبت کردم،

38:16.731 --> 38:20.711
‫و بهم اطمینان داده که باهاش رفتار
‫ویژه خواهد شد، قربان.

38:27.371 --> 38:28.851
‫خب، بریم.

38:46.101 --> 38:47.651
‫حالا خداحافظی کن.

39:55.411 --> 39:56.711
‫چیه؟

39:58.911 --> 40:00.671
‫صبحانه‌تون، قربان.

40:03.391 --> 40:07.151
‫بله، می‌بینم.
‫ممنون.

40:09.481 --> 40:12.001
‫قربان، ما نگرانتون هستیم.

40:12.861 --> 40:16.881
‫نگران من؟ چه کوفتی
‫دارید می‌گید؟

40:17.061 --> 40:20.581
‫شب‌ها صداتون رو می‌شنویم، قربان،
‫که تو خونه راه می‌رید.

40:21.171 --> 40:24.801
‫آخر شب،
‫اوایل صبح،

40:24.991 --> 40:30.411
‫راه می‌رید، بالا و پایین.
‫به نظر می‌رسه نمی‌خوابید، قربان.

40:30.501 --> 40:36.421
‫می‌خوابم.
‫به خواب زیادی نیاز ندارم.

40:37.901 --> 40:40.241
‫نباید نگران باشید، حالم خوبه.

40:55.541 --> 40:56.721
‫خب؟

40:56.811 --> 40:59.761
‫مباشر کنت رو
‫زیر نظر داشتم.

41:01.751 --> 41:05.111
‫هر از گاهی، با مردی به نام
‫کادروس ملاقات می‌کنه.

41:05.201 --> 41:10.311
‫اول فکر کردم فقط دوستن،
‫ولی بعد عمیق‌تر بررسی کردم.

41:10.401 --> 41:13.931
‫شروع کردم به پرس و جو
‫درباره این کادروس.

41:14.021 --> 41:17.141
‫ظاهراً با پول کافی
‫اومده پاریس.

41:17.841 --> 41:22.561
‫بیشتر وقتش رو تو کتابخونه‌ها گذرونده،
‫روزنامه‌های قدیمی رو بررسی کرده،

41:23.651 --> 41:26.271
‫و درباره سه نفر تحقیق کرده.

41:27.871 --> 41:30.401
‫شما، موسیو ویلفورت،

41:30.581 --> 41:36.241
‫بانکدار، بارون دانگلار،
‫و کنت دو مورسرف.

41:41.901 --> 41:45.301
‫کنت چند شب پیش هر سه تامون رو
‫برای شام دعوت کرد.

41:45.391 --> 41:48.131
‫خب، به نظر نمیاد
‫تصادفی باشه.

41:49.011 --> 41:51.531
‫- آیا شما...
‫- می‌خوام بدونم این...

41:51.621 --> 41:54.481
‫... کادروس با اون مونت کریستوی لعنتی
‫چیکار داره.

41:54.571 --> 41:56.761
‫موسیو ویلفورت. من نمی‌تونم فقط...

41:56.851 --> 41:59.871
‫نه، نه، البته که نمی‌تونی،
‫حریص عوضی!

42:06.501 --> 42:07.801
‫کافیه؟

42:14.311 --> 42:18.551
‫می‌خوام همه‌چیز رو بدونم.

42:50.851 --> 42:52.831
‫بیرون خبری نیست.

43:19.071 --> 43:20.451
‫کی اینجاست؟

43:29.201 --> 43:32.721
‫دیروقته.
‫چرا بیداری؟

43:36.071 --> 43:39.211
‫قراره چه بلایی سر
‫فرناند موندگو بیاد؟

43:40.291 --> 43:43.121
‫هنوز منتظر جواب
‫از سلطانم.

43:43.791 --> 43:45.251
‫در هر صورت،

43:45.941 --> 43:49.811
‫اطمینان حاصل می‌کنم که رسوا
‫و علناً بی‌آبرو بشه.

43:50.431 --> 43:53.961
‫این به همسر و پسرش
‫آسیب می‌زنه.

43:55.671 --> 43:57.531
‫انتظارش رو دارم.

43:58.651 --> 44:04.051
‫ولی یادت باشه، اونا هم از کارهای
‫شیطانی اون سود بردن.

44:07.911 --> 44:11.501
‫روزی که اومدی، گفتی می‌خوای
‫انتقام مرگ پدرت رو

44:11.591 --> 44:15.711
‫بیشتر از هر چیزی تو دنیا بگیری.
‫دقیقاً همین کار رو می‌کنیم.

44:18.251 --> 44:20.751
‫نباید نگران این چیزها
‫باشی.

44:23.621 --> 44:25.941
‫واقعاً، نباید باشی.

44:34.561 --> 44:38.701
‫مباشر کنت مونت کریستو
‫این رو برای شما آورده، مادام.

44:45.471 --> 44:47.691
‫ممنون، ماری.
‫همین کافیه.

45:17.241 --> 45:19.591
‫برای شام اینجا نیستم.

45:20.771 --> 45:22.571
‫خیلی قشنگ به نظر میان، مامان.

45:23.731 --> 45:27.071
‫چه جور مردی به یه زن،
‫اونم یه زن متأهل،

45:27.161 --> 45:29.281
‫یهویی گوشواره هدیه می‌ده؟

45:30.081 --> 45:31.981
‫قدردانی برای چی؟

45:33.021 --> 45:36.801
‫شاید برای قبول کردن
‫دعوتش به شام.

45:38.261 --> 45:40.791
‫تصمیم دارم پسشون
‫بدم.

45:41.441 --> 45:44.791
‫درکش نمی‌کنی.
‫ذاتاً سخاوتمنده.

45:45.151 --> 45:47.741
‫بعداً می‌بینمت، مامان.

46:03.891 --> 46:06.211
‫باز خرج کردی،
‫نه؟

46:06.951 --> 46:10.271
‫- هدیه‌ست.
‫- از طرف کی؟

46:12.691 --> 46:14.771
‫کنت مونت کریستو.

46:16.211 --> 46:19.011
‫فکر کنم تو رو به‌عنوان معشوقه‌ش
‫می‌خواد.

46:19.491 --> 46:21.281
‫فکر نمی‌کنم از اون تیپ آدما باشه.

46:21.381 --> 46:24.581
‫فکر می‌کنی به همخوابگی با اون
‫محافظ جوونش راضیه

46:24.671 --> 46:26.511
‫و نیازی نداره جای دیگه
‫دنبال کنه؟

46:26.601 --> 46:29.201
‫ذهن کثیفی داری،
‫فرناند.

46:29.731 --> 46:32.781
‫من چشم دارم، مرسدس.

46:33.781 --> 46:37.981
‫تو مهمونی دیدمت، که تنهایی
‫باهاش رفتی تو باغ.

46:38.361 --> 46:40.541
‫این کار هیچ عیبی نداره.

46:40.741 --> 46:43.071
‫- خجالت‌آوره.
‫- خواهش می‌کنم.

46:43.161 --> 46:48.071
‫و تو شام خونه‌ش، نحوه نگاه کردنت
‫بهش، حرف زدنت باهاش.

46:48.161 --> 46:49.961
‫من که کور نیستم.

46:52.181 --> 46:55.721
‫باید وحشتناک باشه که با عذاب
‫حسادت زندگی کنی.

46:56.051 --> 46:58.071
‫ازت می‌خوام این گوشواره‌ها رو
‫پس بدی

46:58.161 --> 47:01.801
‫و به هر فکری که ممکنه درباره تو
‫داشته باشه پایان بدی.

47:02.041 --> 47:03.501
‫نمی‌خوام.

47:05.101 --> 47:06.721
‫با من مخالفت می‌کنی؟

47:07.241 --> 47:09.381
‫فکر می‌کنم بهم میان.

47:12.951 --> 47:15.351
‫فرناند!

47:49.161 --> 47:51.681
‫ممنون که اومدین.

47:53.921 --> 47:56.281
‫می‌تونم بپرسم چرا اینجا؟

47:56.741 --> 47:59.281
‫هیچکس رو نمی‌شناسم که
‫به این پارک بیاد.

48:00.761 --> 48:02.141
‫می‌فهمم.

48:03.501 --> 48:08.001
‫متأسفانه وقت زیادی ندارم.
‫ساعت ۴ باید خونه بارون دانگلار باشم.

48:08.091 --> 48:10.431
‫زیاد طول نمی‌کشه، من...

48:11.391 --> 48:13.281
‫متأسفم من...

48:21.431 --> 48:25.801
‫کی این کار رو باهات کرده؟
‫مرسدس؟

48:33.451 --> 48:35.531
‫قبلاً هیچوقت اینجوری
‫صدام نکرده بودی.

48:40.831 --> 48:42.851
‫خب، اسمته، مگه نه؟

48:49.721 --> 48:51.861
‫باید اینا رو بهت پس بدم.

48:54.811 --> 48:56.431
‫خوشت نیومد ازشون؟

48:58.171 --> 49:01.751
‫ازشون خوشم میاد.
‫ولی شوهرم خوشش نمیاد.

49:05.271 --> 49:07.531
‫سر این باهاش دعوات شده؟

49:08.111 --> 49:09.411
‫آره.

49:19.741 --> 49:21.541
‫بگو ببینم، کنت...

49:24.231 --> 49:26.691
‫... تا حالا واقعاً عاشق شدی؟

49:37.641 --> 49:39.141
‫یه بار.

49:41.021 --> 49:42.521
‫چی شد؟

49:43.831 --> 49:47.491
‫برای مدت طولانی رفتم و...

49:48.301 --> 49:51.061
‫منتظرت نموند؟

49:52.161 --> 49:54.091
‫فکر می‌کرد مردم.

49:57.901 --> 50:00.421
‫شاید هنوز
‫منتظرت باشه.

50:04.451 --> 50:05.751
‫نه.

50:06.751 --> 50:09.011
‫نه، به زندگیش ادامه داد.

50:11.831 --> 50:14.121
‫الان یه زن متفاوته.

50:15.961 --> 50:17.841
‫و من یه مرد متفاوت.

50:38.781 --> 50:41.551
‫متأسفانه وقتم با شما
‫تموم شده، کنتس.

50:43.131 --> 50:44.591
‫متأسفم...

50:46.091 --> 50:48.451
‫بابت گوشواره‌ها متأسفم.

50:51.571 --> 50:53.411
‫گوشواره‌ها ارزشی ندارن.

50:56.971 --> 50:58.831
‫خداحافظ.

51:31.634 --> 51:37.021
دانلود فیلم و سریال بدون سانسور
والا مووی
.:: ValaMovie.Com ::.

51:37.051 --> 51:47.021
دانلود فیلم و سریال بدون سانسور
والا مووی
.:: ValaMovie.Com ::.
