WEBVTT

00:00.181 --> 00:04.021
دانلود فیلم و سریال بدون سانسور
والا مووی
.:: ValaMovie.Com ::.

00:46.701 --> 00:48.501
‫-  از این طرف!

00:49.636 --> 00:50.476
‫ما الان

00:50.501 --> 00:53.661
‫فقط ۲ تا زندانی داریم.
‫اولی، شماره ۳۴،

00:53.981 --> 00:56.781
‫یه زندانی سیاسی
‫و خیلی خطرناکه.

00:57.101 --> 01:00.501
‫نگهبان‌ها برن جلو.

01:00.526 --> 01:03.535
‫- زندانی شماره ۳۴، بلند شو.

01:11.541 --> 01:14.101
‫- جرمش چیه؟
‫- خیانت.

01:14.421 --> 01:16.021
‫- غذاتون خوبه؟

01:16.941 --> 01:18.726
‫- جواب بده به بازرس.

01:20.741 --> 01:23.581
‫- غذا برام
‫اهمیت چندانی نداره.

01:23.683 --> 01:26.664
‫- هر چی لازم دارین
‫براتون فراهمه؟

01:28.661 --> 01:30.101
‫شما متوجه نمی‌شید.

01:31.061 --> 01:34.301
‫من بازرسم.
‫اومدم اینجا که به

01:34.621 --> 01:36.621
‫شکایت‌های زندانی‌ها رسیدگی کنم.

01:38.341 --> 01:41.381
‫- جناب بازرس... گوش کنین.

01:41.701 --> 01:42.701
‫من متهم شدم

01:43.021 --> 01:44.941
‫که جاسوس ناپلئون بودم،

01:45.261 --> 01:48.261
‫و حالا که اون
‫دوباره امپراتور شده،

01:48.581 --> 01:52.301
‫باید منو یه قهرمان فرانسوی
‫بدونن، درسته؟

01:52.621 --> 01:56.861
‫یه قانون اساسی جدید
‫نوشته شده.

01:57.181 --> 01:58.181
‫همه‌چی عوض شده.

01:58.501 --> 02:00.941
‫- حرف زدن با زندانی‌ها
‫ممنوعه.

02:01.261 --> 02:02.781
‫- دیگه تکرار نمی‌شه.

02:03.101 --> 02:04.101
‫- آقا...

02:04.821 --> 02:07.941
‫میشه لطفاً کاری کنید
‫که آزاد بشم؟

02:10.021 --> 02:11.941
‫- مگه خبر ندارید؟

02:13.941 --> 02:15.341
‫- خبر از چی؟

02:15.661 --> 02:20.341
‫- ناپلئون فقط ۱۰۰ روز حکومت کرد.
‫تو واترلو شکست خورد.

02:20.661 --> 02:24.461
‫انگلیسی‌ها مجبورش کردن
‫به جزیره سنت هلن تبعید بشه.

02:25.701 --> 02:30.501
‫و پادشاه عزیزمون، لویی هجدهم،
‫دوباره به تخت برگشته.

02:32.501 --> 02:34.301
‫- آقا، من... من...

02:36.421 --> 02:37.221
‫(من...)

02:38.781 --> 02:42.181
‫به من تهمت زدن.
‫من هیچوقت جاسوس نبودم.

02:42.501 --> 02:43.261
‫رحم کنید،

02:43.581 --> 02:47.061
‫التماستون می‌کنم،
‫پرونده منو نگاه کنید.

02:47.381 --> 02:48.541
‫من بی‌گناهم.

02:48.861 --> 02:51.901
‫معاون دادستان
‫خودش به من گفت!

02:52.221 --> 02:55.341
‫آقای ویلفور
‫بی‌گناهی منو تأیید می‌کنه!

02:58.861 --> 03:02.421
‫- این‌طور که پیداست، شما عقلتون رو از دست دادید.
‫زندانی بعدی!

03:02.741 --> 03:04.861
‫- شماره ۲۷ هم دیوونه‌ست.

03:05.181 --> 03:08.021
‫به بازرس قبلی قول داد
‫۵ میلیون فرانک از گنجش

03:08.341 --> 03:09.861
‫بهش بده.

03:10.181 --> 03:13.141
‫- این گنج به اصطلاح
‫کجاست؟

03:13.461 --> 03:16.381
‫- فقط اگه آزادش کنید
‫بهتون میگه.

04:41.061 --> 04:43.581
‫- آقای مورل؟

04:43.901 --> 04:46.101
‫- چی شده، دانگلار؟

04:46.421 --> 04:50.261
‫- اومدم بهتون بگم که
‫آخر این ماه از مورل و پسران میرم

04:50.581 --> 04:53.501
‫یه کار خیلی
‫پردرآمد تو یه بانک

04:53.821 --> 04:56.781
‫تو مادرید
‫بهم پیشنهاد شده.

04:58.101 --> 05:01.981
‫- پس... فردا با کشتی فرعون
‫نمیری؟

05:02.301 --> 05:05.501
‫- اگه بعد از دستگیری ادموند
‫منو به عنوان ناخدا

05:05.821 --> 05:07.741
‫انتخاب می‌کردید می‌رفتم،

05:08.061 --> 05:11.621
‫ولی انگار
‫شما نظر دیگه‌ای داشتید.

05:11.646 --> 05:16.861
‫- قبل از رفتن بهم بگو،
‫چرا همه جا می‌گی ادموند

05:16.886 --> 05:19.966
‫به خاطر طرفداری از بناپارت
‫دستگیر شده؟

05:20.581 --> 05:26.319
‫- نمی‌دونم از چی حرف می‌زنید.
‫این اتهام توهین‌آمیزه.

05:26.373 --> 05:28.693
‫روز خوش، آقای مورل.

05:32.941 --> 05:34.661
‫- قبلاً هم برای همین

05:34.981 --> 05:36.981
‫اومده بودید؟
‫- بله.

05:37.301 --> 05:39.261
‫قرار بود نگاه کنید.

05:39.581 --> 05:43.181
‫- اسمشو یادم بندازید.
‫- دانتس. ادموند دانتس.

05:51.861 --> 05:56.421
‫- پرونده دانتس ادموند رو
‫برام بیارید.

05:59.341 --> 06:03.546
‫ببینیم چه کاری
‫می‌تونیم براش بکنیم.

06:04.541 --> 06:05.541
‫ممنون.

06:10.581 --> 06:11.981
‫خب، ببینیم...

06:13.861 --> 06:15.261
‫متهم شده به...

06:16.221 --> 06:18.261
‫جاسوسی...

06:23.781 --> 06:24.781
‫و...

06:26.341 --> 06:27.101
‫زندانی

06:27.421 --> 06:28.741
‫تو قلعه ایف زندانیه.

06:33.581 --> 06:34.581
‫و...

06:40.967 --> 06:42.287
‫اوه، نه...

06:43.781 --> 06:44.781
‫- چی شده؟

06:46.581 --> 06:47.581
‫- مرده.

06:50.301 --> 06:51.861
‫سه ماه پیش.
‫- آخه...

06:52.181 --> 06:54.301
‫نه، نه. محاله.

06:54.621 --> 06:56.941
‫- اینجا نوشته خودشو

06:57.261 --> 06:58.581
‫تو سلولش دار زده.

07:03.914 --> 07:04.914
‫- اما...

07:08.021 --> 07:09.461
‫چرا... چطور...

07:09.781 --> 07:12.741
‫چرا به پدرش
‫خبر ندادن؟

07:13.861 --> 07:17.901
‫- وظیفه زندانه که در صورت مرگ
‫به خانواده خبر بده.

07:18.221 --> 07:21.141
‫باید از اونجا
‫پیگیری کنید.

07:22.381 --> 07:25.101
‫واقعاً، واقعاً
‫متأسفم.

08:06.181 --> 08:07.581
‫- ادموند...

08:50.581 --> 08:52.581
‫- هنوز هم غذا نمی‌خوری؟

08:53.741 --> 08:58.141
‫مجبور میشم به فرماندار
‫گزارش بدم، و فکر نمی‌کنم

08:58.461 --> 09:00.581
‫دوست داشته باشی اونو اینجا ببینی.

09:01.941 --> 09:04.261
‫از سیاه‌چال خوشش نمیاد.

09:23.901 --> 09:26.941
‫می‌بینید؟
‫چهار روزه هیچی نخورده.

09:28.901 --> 09:31.021
‫جلوی فرماندار بلند شو.

09:40.501 --> 09:43.221
‫- زندانی شماره ۳۴، چرا غذا نمی‌خوری؟

09:45.230 --> 09:46.470
‫- میل ندارم.

09:52.061 --> 09:56.501
‫- شما اینجایید تا تنبیه بشید.
‫برای این کار باید زنده بمونید.

09:58.261 --> 09:59.181
‫بهش غذا بدید.

09:59.501 --> 10:02.021
‫- توی غذاش کرمه.
‫- نگهبان‌ها، نگهش دارید.

10:02.341 --> 10:04.301
‫- قاشق و چنگال نداره.

10:04.621 --> 10:06.021
‫- با دست‌هات بدش!

10:19.901 --> 10:20.901
‫ولش کنید!

10:21.861 --> 10:23.061
‫بذارید بمیره.

10:23.381 --> 10:26.781
‫در بسته میشه.

11:45.381 --> 11:46.381
‫- کی اونجاست؟

12:19.901 --> 12:21.621
‫- وقت ناهاره، کشیش اومده!

13:01.442 --> 13:03.042
‫- کی... کی هستی؟

13:05.541 --> 13:07.541
‫- من زندانی شماره ۲۷ هستم.

13:07.861 --> 13:12.461
‫- شماره ۲۷؟
‫- هوم هوم. نزدیک دیوار هستی؟

13:12.781 --> 13:16.261
‫- آره.
‫- پس برو عقب. برو کنار!

13:58.701 --> 13:59.781
‫(ممنون!)

14:04.058 --> 14:05.658
‫تو باید...

14:08.821 --> 14:11.341
‫زندانی شماره... ۳۴ باشی.

14:12.421 --> 14:13.821
‫- درسته، ۳۴.

14:14.781 --> 14:16.381
‫- آه!
‫- ادموند دانتس.

14:16.701 --> 14:18.301
‫- من کشیش فاریا هستم.

14:20.581 --> 14:21.581
‫- چطور...

14:23.461 --> 14:25.461
‫چطور اومدی اینجا؟

14:26.821 --> 14:29.581
‫- اوه،
‫من ۷ ساله که دارم

14:29.901 --> 14:31.581
‫تونل می‌کنم!

14:31.901 --> 14:32.901
‫ولی...

14:35.101 --> 14:37.421
‫تو محاسباتم اشتباه کردم.

14:38.981 --> 14:42.381
‫می‌خواستم برسم به دیواری
‫که رو به دریاست.

14:42.701 --> 14:44.701
‫- این قیچی رو از کجا آوردی؟

14:45.021 --> 14:49.821
‫- با یکی از میله‌های زیر تختم
‫درستش کردم.

14:54.301 --> 14:55.301
‫- می‌شه بغلت کنم؟

15:05.941 --> 15:09.261
‫ببخشید، سال‌هاست که
‫به کسی دست نزدم.

15:09.581 --> 15:10.701
‫- منم همین طور!

15:11.021 --> 15:13.421
‫- تو چراغ و شمع داری...

15:13.741 --> 15:16.181
‫این وسایل رو از کجا آوردی؟
‫- هیس!

15:16.501 --> 15:19.821
‫۱۴ سال وقت داشتم که
‫مغزم رو به کار بندازم.

15:20.141 --> 15:21.141
‫اما...

15:22.901 --> 15:24.421
‫چیزای دیگه‌ای هم دارم.

15:26.181 --> 15:26.981
‫- جدی؟

15:28.981 --> 15:32.421
‫- اینجا خیلی تنگ و پر از گرد و خاکه.

15:40.689 --> 15:41.689
‫اونجایی؟

15:45.581 --> 15:49.781
‫روغن شمع رو از گوشتی
‫که بهمون میدن

15:50.101 --> 15:53.501
‫به دست میارم.

15:57.501 --> 16:00.701
‫عجیبه که غذای ما

16:01.021 --> 16:04.101
‫چقدر می‌تونه مفید باشه!

16:04.421 --> 16:06.021
‫اینجا رو ببین.

16:07.701 --> 16:12.541
‫با تیغ ماهی تونستم
‫بدوزمش.

16:12.861 --> 16:17.461
‫- چطوری شمع رو روشن می‌کنی؟
‫- زندانبانم رو متقاعد کردم

16:17.781 --> 16:22.101
‫که برای درمان مشکل پوستیم
‫به گوگرد نیاز دارم.

16:22.421 --> 16:24.741
‫امروز...

16:25.061 --> 16:29.061
‫۱۲ ژوئن ۱۸۲۵ هست.

16:33.301 --> 16:34.501
‫- ۱۰ سال شده.

16:34.821 --> 16:37.181
‫- حساب زمان رو داشتن

16:37.501 --> 16:39.821
‫راه خوبیه برای اینکه

16:40.141 --> 16:41.141
‫ذهنم رو فعال نگه دارم.

16:41.941 --> 16:45.341
‫می‌بینی؟
‫۱۸۱۵، این تاریخ اومدن توئه.

16:46.498 --> 16:49.721
‫من می‌خونم و می‌نویسم.

16:49.821 --> 16:54.821
‫به خاطر همین جور افکار،
‫چون ذاتاً آدم تندوتیزی‌ام،

16:55.141 --> 16:59.541
‫دستگیر و زندانی شدم.

17:01.421 --> 17:05.541
‫- گفتی که می‌خونی،
‫ولی کتاب‌هات کجان؟

17:05.861 --> 17:07.261
‫- تو سرم.

17:08.901 --> 17:13.301
‫هنر، علوم، شیمی،

17:13.621 --> 17:15.301
‫ستاره‌شناسی، تاریخ...

17:15.621 --> 17:17.661
‫- می‌تونم بشینم؟
‫- البته.

17:17.981 --> 17:21.181
‫خواهش می‌کنم، بفرمایید.
‫راحت باشید.

17:27.181 --> 17:29.581
‫حالت خوب نیست؟
‫- اِ...

17:31.621 --> 17:35.821
‫چند روزه چیزی نخوردم.
‫- بهت غذا نمیدن؟

17:36.141 --> 17:39.861
‫- اوه، سعی کردن...
‫- یعنی چی؟

17:40.181 --> 17:42.501
‫- دیگه غذا نمی‌خورم.
‫- چرا؟

17:46.901 --> 17:47.901
‫آه، نه!

17:48.221 --> 17:51.061
‫خودکشی یه گناه
‫نابخشودنیه.

17:51.381 --> 17:53.421
‫باید امیدوار باشی.

17:53.741 --> 17:55.941
‫بدون امید نمی‌شه زندگی کرد.

17:57.781 --> 18:01.301
‫ببین، همین امروز
‫ما همدیگه رو پیدا کردیم!

18:01.621 --> 18:03.581
‫و تو غذا می‌خوری.

18:03.901 --> 18:07.341
‫بگیر. من نمی‌تونم تمومش کنم.

18:07.661 --> 18:09.861
‫بخورش.
‫- نمی‌تونم.

18:10.181 --> 18:11.981
‫- تو مهمون منی.

18:12.301 --> 18:15.621
‫ناراحتم می‌کنی.
‫خواهش می‌کنم، بخور.

18:20.101 --> 18:22.941
‫می‌دونی،
‫می‌خوام قوی باشی

18:23.261 --> 18:25.181
‫تا قرارمدارهامون رو بذاریم.

18:28.741 --> 18:32.664
‫چون...
‫کمکم می‌کنی، درسته؟

18:33.541 --> 18:35.661
‫- از خدامه.

18:37.541 --> 18:40.741
‫- خب، از فردا شروع می‌کنیم.
‫بفرما!

18:42.821 --> 18:46.821
‫از سلول تو به سمت دریا
‫تونل می‌کنیم.

18:47.141 --> 18:48.141
‫- نه، نه، نه.

18:48.461 --> 18:51.341
‫از پنجره من تا صخره‌ها
‫۳۰ متره.

18:51.661 --> 18:53.501
‫- ۳۰ متر؟
‫- آره.

18:53.821 --> 18:54.581
‫- آه...

18:56.396 --> 18:58.581
‫- پنجره‌‌ت رو به کجاست؟

18:58.901 --> 19:01.581
‫- رو به حیاط،
‫که شبانه‌روز نگهبانی میشه.

19:01.901 --> 19:04.821
‫- باید از این سمت
‫تونل بزنیم.

19:05.141 --> 19:07.141
‫آره، از این سمت.

19:07.461 --> 19:09.621
‫بعد نگهبان رو می‌کشیم

19:09.941 --> 19:11.741
‫و کلیداشو برمی‌داریم.
‫- نه،

19:12.061 --> 19:13.861
‫کشتن اصلاً راهش نیست.

19:14.181 --> 19:18.261
‫- پس دهنشو می‌بندیم
‫تا بتونیم فرار کنیم.

19:18.581 --> 19:20.101
‫کی شروع می‌کنیم؟

19:21.821 --> 19:24.621
‫- اشتیاقت
‫دلمو گرم می‌کنه.

19:25.421 --> 19:26.421
‫فردا.

19:27.381 --> 19:28.421
‫- آره، فردا.

19:28.741 --> 19:30.181
‫- فردا.
‫- فردا.

19:30.501 --> 19:32.541
‫- باید سریع آماده بشیم.

19:32.861 --> 19:37.981
‫خیلی آروم و بی سر و صدا
‫کار می‌کنیم.

19:38.301 --> 19:39.381
‫صدای کوبش.

19:39.701 --> 19:41.981
‫صدای نزدیک شدن.

19:43.141 --> 19:44.141
‫پس اگه باد

19:44.461 --> 19:49.981
‫از شرق بیاد و جسم رو به گوشه
‫مخالف ببره، اونجا...

19:50.301 --> 19:51.381
‫- باز داری

19:51.701 --> 19:55.221
‫با خودت حرف می‌زنی؟
‫- با کی دیگه باید حرف بزنم؟

20:07.581 --> 20:08.981
‫صدای نزدیک شدن.

20:13.501 --> 20:14.501
‫- پیر، من...

20:15.381 --> 20:17.981
‫تصادفاً کوزه‌م
‫شکست.

20:18.301 --> 20:19.301
‫- احمق!

20:20.301 --> 20:24.421
‫همه تیکه‌هاشو جمع کن.
‫فردا یکی دیگه برات میارم.

20:28.821 --> 20:31.661
‫خوشحالم که دوباره
‫غذا می‌خوری.

20:55.941 --> 20:58.701
‫- آه، سلام همسایه!
‫- سلام.

20:59.021 --> 21:01.981
‫- حتماً خوب خوابیدی.

21:03.861 --> 21:05.781
‫- بهتر از این چند سال.

21:06.101 --> 21:08.221
‫- حالا بیا بشین.

21:08.541 --> 21:12.741
‫درباره نقشه جدید تونل
‫فکر کردم،

21:13.061 --> 21:16.541
‫و فکر می‌کنم باید
‫دیوار رو سوراخ کنیم...

21:17.901 --> 21:21.261
‫بعد ۳- ۴ متر بکنیم،

21:21.581 --> 21:23.821
‫۹۰ درجه به راست،

21:24.141 --> 21:28.781
‫بعد تو دیوار پیش بریم
‫تا به گوشه حیاط برسیم.

21:29.101 --> 21:32.141
‫- خیلی طول می‌کشه.
‫چرا از این دیوار

21:32.461 --> 21:33.301
‫نکنیم؟

21:33.621 --> 21:38.101
‫- خیلی تو دید پیره.
‫از در می‌بینتش.

21:38.421 --> 21:42.621
‫این طرف رو می‌تونم مخفی کنم.
‫تازه این طرف ملاتش نرم‌تره،

21:42.941 --> 21:47.181
‫سریع‌تر می‌تونیم بکنیم.
‫سوراخش می‌کنیم و از اینجا در میریم.

22:01.701 --> 22:03.941
‫- با این خرده‌ها چیکار می‌کنی؟

22:04.901 --> 22:07.701
‫- می‌ریزمشون تو
‫لگن دستشوییم،

22:08.021 --> 22:11.421
‫و هر دو روز یه بار، پیر
‫لطف می‌کنه

22:11.741 --> 22:13.781
‫همشو می‌ریزه تو دریا.

22:14.101 --> 22:15.501
‫می‌خنده.

22:22.461 --> 22:23.461
‫- (پدر...)

22:23.781 --> 22:25.701
‫- بله؟
‫- کاش یه کم

22:26.021 --> 22:27.701
‫باسوادتر بودم.

22:29.141 --> 22:31.621
‫- روزها تونل می‌کنیم،

22:31.941 --> 22:36.181
‫و شب‌ها،
‫بهت درس میدم

22:36.501 --> 22:39.301
‫و هر چی بلدم
‫یادت میدم.

22:40.221 --> 22:41.461
‫- خوشم میاد.

22:43.541 --> 22:44.541
‫- عالیه.

22:46.901 --> 22:51.261
‫وقتی از اینجا بریم بیرون،
‫خیلی پولدار میشیم،

22:51.581 --> 22:52.581
‫هر دومون.

22:52.901 --> 22:55.221
‫- از نظر دانش؟
‫- نه، پول.

22:55.541 --> 22:59.301
‫و تو باید با آدم‌های
‫پولدار معاشرت کنی.

22:59.621 --> 23:00.621
‫پس...

23:00.941 --> 23:05.501
‫مجبوریم با آدم‌های خیلی
‫پولدار شام بخوریم.

23:05.821 --> 23:08.901
‫از طبقه بالای بورژوا.
‫اشراف‌زاده‌ها.

23:09.221 --> 23:12.141
‫و برای این کار،
‫باید دو تا چیز یاد بگیری.

23:12.461 --> 23:16.981
‫باید صبور باشی،
‫چون این شام‌ها تموم نمیشن،

23:17.301 --> 23:18.821
‫و آداب معاشرت.

23:19.141 --> 23:22.541
‫دستمال سفره رو دور گردنت بنداز
‫و بذارش

23:22.861 --> 23:27.381
‫تو یقه‌ت تا لباس‌های قشنگت
‫لک نشن.

23:27.701 --> 23:31.541
‫سه تا لیوان داری:
‫شراب سفید، شراب قرمز و آب.

23:31.861 --> 23:33.421
‫برای غذای اول،

23:33.741 --> 23:38.701
‫قاشق چنگال‌های بیرونی رو بردار،
‫بعد به ترتیب بقیه رو.

23:39.021 --> 23:41.661
‫فکر کن این یه چنگاله.

23:41.981 --> 23:45.301
‫احتمالاً انگشترهای زیادی
‫تو دستت هست،

23:45.621 --> 23:48.421
‫پس انگشت‌های قشنگت رو
‫نشون بده.

23:48.741 --> 23:51.741
‫آفرین.
‫اینطوری بگیرش. عالیه.

23:52.061 --> 23:53.261
‫خیلی خوبه.

23:53.581 --> 23:57.221
‫- چند تا غذاست؟
‫- اوه، تمومی نداره!

23:57.541 --> 24:01.261
‫باید صبور باشی.
‫حالا سوپت رو بخور.

24:01.581 --> 24:06.101
‫نه، از اونور باید بریزی،
‫که لباست کثیف نشه.

24:06.421 --> 24:07.741
‫و همزمان،

24:08.061 --> 24:10.821
‫با خانمی که سمت راستته
‫صحبت کن،

24:11.141 --> 24:14.861
‫و قاشقت رو هم بالای
‫سوپ نگه دار.

24:15.181 --> 24:18.941
‫و بخور.
‫خیلی خوبه. عالیه.

24:22.405 --> 24:28.205
‫ا‌را‌ئه‌ا‌ی ا‌ز وب‌‌گا‌ه ب‍ا‌‌م‍ا‌ب‍ی‍ن

24:50.741 --> 24:52.141
‫- کادروس؟

24:55.661 --> 24:56.861
‫- مرسدس؟

24:59.781 --> 25:02.021
‫اولش شناختمتون.

25:05.941 --> 25:07.341
‫- آقای دانتس کجاست؟

25:09.181 --> 25:12.661
‫- یه هفته پیش
‫خاکش کردیم.

25:25.261 --> 25:29.301
‫دیگه تحمل یک سال دیگه
‫دوری ازش رو نداشت.

25:38.661 --> 25:40.341
‫- کجا خاکش کردین؟

25:41.181 --> 25:43.981
‫- تو سنت آگوستین.
‫می‌تونم راهنماییتون کنم.

25:45.101 --> 25:46.101
‫اگه بخواین.

25:46.421 --> 25:48.141
‫- آره. ممنون، کادروس.

26:12.861 --> 26:16.461
‫خداوندا، مراقب روح
‫مهربون لویی باش.

26:17.461 --> 26:20.261
‫به نام پسرت، آمین.

26:28.461 --> 26:32.101
‫می‌خوام یه سنگ قبر بذارم
‫تا یادش رو زنده نگه دارم.

26:56.301 --> 26:57.421
‫- (ادموند!)

27:00.221 --> 27:00.981
‫- پدر!

27:01.301 --> 27:03.181
‫پدر...
‫- (حالت خوبه؟)

27:03.501 --> 27:06.381
‫- گیر کردم.
‫- چقدر مونده؟

27:06.701 --> 27:07.981
‫- نهایتش ۲ متر.

27:08.301 --> 27:09.541
‫- (چقدر؟)
‫- ۲ متر!

27:09.861 --> 27:10.861
‫ناله می‌کنه.

27:14.301 --> 27:17.141
‫- تکون نخور.
‫همونجا بمون.

27:17.461 --> 27:20.101
‫آروم باش.
‫نفست رو نگه دار.

27:20.421 --> 27:21.461
‫- (عجله کن!)

27:26.261 --> 27:28.021
‫صدای ضربه از دور.
‫- ادموند!

27:46.581 --> 27:48.301
‫ادموند! ادموند؟

27:48.621 --> 27:52.021
‫بجنب! نفس بکش!
‫نفس بکش، یالا!

27:52.341 --> 27:53.621
‫نفس بکش!

27:55.861 --> 27:56.861
‫آفرین!

27:59.341 --> 28:00.694
‫خوبه.

28:01.461 --> 28:03.501
‫الان می‌تونی نفس بکشی.

28:03.821 --> 28:05.021
‫خوبه.

28:05.981 --> 28:07.941
‫همینجوری... خوبه.

28:09.101 --> 28:11.901
‫- (ممنون.)
‫- با احتیاط بیشتر

28:12.221 --> 28:13.861
‫می‌تونیم از اینجا بریم بیرون.

28:29.821 --> 28:32.021
‫با توجه به چیزی که بهم گفتی...

28:34.141 --> 28:36.341
‫به نظرم میاد...

28:37.701 --> 28:40.501
‫که دادستان
‫تو این ماجرا نقش داشته.

28:41.701 --> 28:43.621
‫- اون به بی‌گناهی من باور داشت.

28:46.061 --> 28:49.901
‫- دوباره بهم بگو قبل از دستگیریت
‫چی شد.

28:50.981 --> 28:53.501
‫- شنیدم که نظرات سیاسی شما

28:53.821 --> 28:56.541
‫خیلی افراطی بود.

28:56.861 --> 28:58.381
‫امروز یه نفر

28:58.701 --> 29:01.821
‫این نامه رو به پلیس
‫تحویل داده...

29:03.341 --> 29:05.901
‫که توش نوشته
‫به شما مأموریت دادن

29:06.221 --> 29:09.941
‫یه نامه از ناپلئون رو با دستور اینکه
‫تحویل بدید

29:10.261 --> 29:12.261
‫به کمیته طرفدار بناپارت تو پاریس.

29:12.581 --> 29:14.581
‫- درمونده شدم، پدر.

29:16.301 --> 29:18.021
‫دیگه نمی‌تونم بخوابم.

29:19.621 --> 29:21.621
‫- عجیبه.

29:25.163 --> 29:27.811
‫- باید نامه رو

29:28.036 --> 29:30.796
‫به کی می‌دادی؟
‫- به یه آقای نوآرتیه،

29:30.821 --> 29:32.021
‫تو پاریس.

29:35.661 --> 29:37.181
‫- شاید...

29:37.501 --> 29:40.061
‫دادستان نوآرتیه رو می‌شناخت.

29:41.021 --> 29:42.221
‫- غیرممکنه.

29:43.381 --> 29:47.581
‫گفت می‌خواد درباره
‫این مرد تحقیق کنه.

29:47.658 --> 29:51.941
‫- ولی به گفته خودت،
‫همه‌چی بعد از

29:52.261 --> 29:53.941
‫شنیدن این اسم عوض شد.

29:54.261 --> 29:55.461
‫- بس کن!

29:56.341 --> 29:57.341
‫- برگرد.

29:58.701 --> 30:00.261
‫- اگه ویلفور می‌شناختش،

30:00.581 --> 30:02.301
‫می‌گفت.

30:02.621 --> 30:03.621
‫- اِ...

30:03.941 --> 30:06.461
‫گفتی «ویلفور»؟

30:08.061 --> 30:10.501
‫- آره، آقای دو ویلفور.
‫دادستان.

30:11.461 --> 30:12.501
‫می‌خنده.

30:12.821 --> 30:14.101
‫- حالا همه‌چی معلوم شد.

30:14.421 --> 30:15.581
‫- چی معلوم شد؟

30:15.901 --> 30:18.901
‫- اسم اصلی خانواده نوآرتیه

30:19.221 --> 30:21.981
‫«نوآرتیه دو ویلفور» بود.

30:22.301 --> 30:25.421
‫وقتی طرفدار بناپارت شد،
‫اسمشو عوض کرد.

30:27.261 --> 30:30.941
‫همه فقط به اسم
‫«آقای نوآرتیه» می‌شناختنش.

30:31.261 --> 30:32.301
‫اگه دادستان،

30:32.621 --> 30:34.581
‫آقای دو ویلفور...

30:35.661 --> 30:37.381
‫فهمیده باشه که این شخص

30:37.701 --> 30:40.141
‫از اعضای خانواده‌شه،

30:40.461 --> 30:43.861
‫تنها نگرانیش
‫محافظت از اون بوده.

30:45.021 --> 30:48.581
‫حتی شاید حاضر بوده
‫تو رو از روی زمین

30:48.901 --> 30:50.901
‫محو کنه.

30:52.541 --> 30:54.341
‫- محاله.

30:55.301 --> 30:58.261
‫- مردی که فکر می‌کردی داره
‫از بی‌گناهیت

30:58.581 --> 30:59.781
‫دفاع می‌کنه...

31:02.221 --> 31:03.741
‫- مطمئنی؟

31:04.061 --> 31:07.381
‫- اوه، آره!
‫من این نوآرتیه می‌شناسم.

31:11.981 --> 31:14.341
‫- لعنت به تو، ویلفور!

31:14.661 --> 31:16.381
‫لعنت خدا به تو!

31:16.701 --> 31:18.701
‫این کار خدا نیست،

31:19.021 --> 31:20.301
‫کار منه.

31:20.621 --> 31:23.141
‫با دست‌های خودم
‫عذابت میدم،

31:23.461 --> 31:27.101
‫و بدتر از چیزی که من کشیدم
‫عذاب می‌کشی!

31:36.261 --> 31:39.501
‫فقط کاش زنده بمونی
‫تا دوباره ببینمت!

31:57.261 --> 31:59.461
‫- فکر کنم ۳ متر رفتیم.

31:59.781 --> 32:02.221
‫فردا باید بپیچیم سمت راست،

32:02.541 --> 32:04.141
‫به طرف حیاط.

32:06.141 --> 32:07.141
‫- باشه.

32:08.981 --> 32:10.821
‫- از بروسین معمولاً

32:11.141 --> 32:14.101
‫برای درمان اسپاسم عضلانی

32:14.421 --> 32:18.821
‫و درد آرتروز استفاده
‫میشه، ولی درمان خطرناکیه

32:19.141 --> 32:23.021
‫که می‌تونه یه بزرگسال رو
‫تو چند دقیقه بکشه.

32:23.341 --> 32:25.141
‫- خیلی جالبه.

32:26.901 --> 32:30.301
‫یه سم کشنده که می‌شه
‫به نفع خودمون ازش استفاده کنیم.

32:30.621 --> 32:34.421
‫- آره،
‫فقط به دوز بستگی داره.

32:34.741 --> 32:35.541
‫اِف...

32:35.861 --> 32:38.821
‫برابر است با جی ضرب در مجموع

32:39.141 --> 32:41.701
‫جرم‌ها،
‫تقسیم بر جذر

32:42.021 --> 32:44.941
‫می‌شه فاصله‌ای
‫که بینشون هست.

32:46.501 --> 32:48.101
‫- آه، چه ساده‌ست!

32:48.421 --> 32:52.261
‫- خب آره...
‫آقای نیوتن ساده‌ش کرده.

32:59.181 --> 33:00.381
‫خب، کافیه.

33:00.701 --> 33:03.381
‫وقت درسه.

33:03.701 --> 33:05.501
‫بعد از ماه کامل،

33:05.821 --> 33:09.061
‫بخش روشن ماه
‫کوچیک‌تر میشه.

33:09.381 --> 33:10.381
‫بهش میگن

33:10.701 --> 33:14.581
‫ماه کهنه،
‫که تا ماه نو ادامه داره،

33:14.901 --> 33:17.861
‫که با چشم غیرمسلح دیده نمی‌شه.
‫بعدش...

33:18.181 --> 33:20.501
‫«چنین نمایشی...

33:20.821 --> 33:23.621
‫به سربازها بگید شلیک کنن.»

33:25.421 --> 33:29.101
‫و اینطوری این تراژدی بزرگ
‫تموم میشه.

33:29.421 --> 33:32.861
‫- بی‌شک بهترین اثرشه.
‫- هوم... خب!

33:33.181 --> 33:36.141
‫فردا درباره کلروفرم
‫حرف می‌زنیم.

33:36.461 --> 33:38.461
‫خیلی جالبه.

34:01.301 --> 34:02.301
‫- پدر...

34:03.461 --> 34:04.661
‫- بله؟

34:04.981 --> 34:07.821
‫- می‌خوام روزی دو ساعت بیشتر
‫تونل بکنم.

34:09.661 --> 34:13.956
‫- باید بین کار بدنی و درس
‫تعادل برقرار کنی.

34:13.981 --> 34:17.021
‫- آره، ولی هر چه زودتر
‫از اینجا برم بیرون...

34:19.141 --> 34:20.541
‫- ادامه بده.

34:21.621 --> 34:24.021
‫- فقط به انتقام فکر می‌کنم.

34:24.861 --> 34:27.261
‫- باید مراقب باشی، ادموند،

34:27.581 --> 34:30.381
‫چون وقتی می‌خوای
‫انتقام بگیری،

34:30.701 --> 34:35.101
‫بهتره اول قبر خودت رو
‫بکنی.

34:53.141 --> 34:57.141
‫- کنتس، چه افتخاری که بالاخره
‫ملاقاتتون می‌کنم!

34:57.461 --> 35:01.661
‫میشه سرتون رو یه‌کم کج کنید،
‫کنتس؟

35:13.843 --> 35:19.053
‫[پنج سال بعد]

35:19.077 --> 35:23.877
‫ب‍ام‍ابین؛ مرجع هرآنچه نمی‌یابید!

35:50.541 --> 35:53.021
‫- پدر! پدر!

35:54.981 --> 35:56.621
‫نزدیک هدفیم!

35:57.901 --> 35:59.421
‫صدای نگهبان‌ها رو می‌شنوم.

35:59.741 --> 36:01.941
‫- پس دیگه نزن. هیس...

36:04.221 --> 36:07.021
‫نگهبان‌ها نباید صدایی بیشتر

36:07.341 --> 36:09.781
‫از خراش خراش یه موش
‫بشنون.

36:10.101 --> 36:10.861
‫آه!

36:11.181 --> 36:14.261
‫باید خیلی مراقب باشیم، ادموند!

36:14.581 --> 36:19.981
‫باید آماده باشی،
‫اگه مجبور شدیم

36:20.301 --> 36:23.541
‫نصف شب فرار کنیم،
‫و نگهبان‌ها رو غافلگیر کنیم.

36:23.861 --> 36:25.021
‫آه!

36:25.341 --> 36:28.061
‫چقدر منتظر این لحظه

36:28.381 --> 36:29.381
‫بودم؟

36:30.621 --> 36:33.341
‫باید دعا کنیم دریا
‫آروم باشه،

36:33.661 --> 36:37.661
‫چون باید تو یه شب بی‌مهتاب
‫بریم.

36:37.981 --> 36:41.141
‫هفته بعد.
‫- می‌خواین صبر کنیم؟

36:41.461 --> 36:44.461
‫- از ۱۰ روز حرف می‌زنم.
‫۱۰ روز از ۱۵ سال!

36:44.781 --> 36:46.181
‫این که...

36:46.501 --> 36:48.501
‫به اندازه یه پلک زدنه!

36:48.821 --> 36:51.821
‫مگه تو مارسی قرار
‫ملاقات داری؟

36:52.141 --> 36:55.661
‫یه دختر خوشگل اونجا
‫منتظرته؟

36:56.741 --> 36:57.781
‫- رسیدیم!

36:58.101 --> 37:00.541
‫نجاتم دادید، کشیش فاریا.

37:00.861 --> 37:02.621
‫- نه، نه، نه پسرم.

37:02.941 --> 37:05.381
‫ما همدیگه رو نجات دادیم.

37:11.421 --> 37:12.621
‫ادموند...

37:15.021 --> 37:16.021
‫ادموند!

37:17.821 --> 37:19.861
‫به سختی نفس می‌کشه.

37:23.861 --> 37:24.861
‫ادموند...

37:26.061 --> 37:27.061
‫- پدر!

37:29.541 --> 37:31.941
‫پدر!
‫- ادموند، من...

37:32.261 --> 37:34.701
‫- چی شده؟
‫- افتادم.

37:36.381 --> 37:37.181
‫من...

37:37.501 --> 37:39.581
‫نمی‌تونم بلند شم.

37:39.901 --> 37:41.101
‫نمی‌تونم.

37:42.101 --> 37:44.901
‫ناله می‌کنه.

37:45.221 --> 37:46.421
‫دیگه حس نمی‌کنم...

37:46.741 --> 37:49.381
‫نیمه چپ بدنم رو
‫حس نمی‌کنم.

37:49.701 --> 37:50.701
‫- دراز بکش.

37:56.741 --> 37:59.381
‫خیلی نزدیک هدفیم، پدر.

37:59.701 --> 38:01.501
‫- باید تنهایی بری.

38:01.821 --> 38:05.421
‫- نه، نه، نه!
‫نه. نه، من کولت می‌کنم.

38:06.221 --> 38:09.541
‫به من آویزون میشی.
‫باهات شنا می‌کنم.

38:09.861 --> 38:11.501
‫- و وقتی رسیدیم ساحل،

38:11.821 --> 38:13.221
‫چی میشه؟

38:14.221 --> 38:15.221
‫نه...

38:15.541 --> 38:17.541
‫- من پیشت می‌مونم.

38:18.341 --> 38:22.181
‫خوب میشی و با هم میریم،
‫همونطور که برنامه‌ریزی کردیم.

38:22.501 --> 38:23.261
‫- ادموند...

38:24.381 --> 38:27.221
‫یه چیزی هست که
‫باید بهت بگم.

38:28.061 --> 38:29.781
‫خیلی مهمه.

38:30.101 --> 38:35.861
‫خب، برو یادداشت‌هام رو بیار.
‫سنگ دیوار رو بردار، برو.

38:42.381 --> 38:44.541
‫پشتش رو نگاه کن، ته‌ش.

38:44.861 --> 38:47.501
‫باید یه تیکه
‫پوست‌نوشته باشه.

38:50.021 --> 38:51.461
‫بیارش اینجا.

38:53.661 --> 38:54.661
‫آفرین!

38:55.981 --> 39:00.141
‫وقتی داشتم کتابخونه
‫کنت اسپادا رو خالی می‌کردم،

39:00.461 --> 39:02.621
‫این تیکه پوست رو پیدا کردم.

39:02.941 --> 39:06.021
‫هیچی روش ننوشته بود.
‫انداختمش تو آتیش.

39:06.341 --> 39:10.501
‫وقتی شروع به سوختن کرد،
‫حروف رو

39:10.821 --> 39:14.621
‫دیدم، و درش آوردم.
‫یه چیزایی

39:14.941 --> 39:18.461
‫با جوهر نامرئی نوشته شده بود.
‫- چیه؟

39:18.781 --> 39:20.181
‫- یه نقشه‌ست

39:20.501 --> 39:22.901
‫از جزیره مونت کریستو.

39:24.403 --> 39:29.603
‫با راهنمایی‌هایی برای پیدا کردن
‫یه گنج افسانه‌ای.

39:32.661 --> 39:33.661
‫ببین...

39:33.981 --> 39:35.901
‫سال ۱۵۰۲،

39:36.221 --> 39:41.181
‫کاردینال اسپادا
‫دشمن بزرگ اون پاپ وحشتناک

39:41.501 --> 39:44.941
‫الکساندر ششم بورجیا بود،
‫و این پاپ...

39:45.261 --> 39:48.821
‫چشم به ثروتش داشت،
‫پس کاردینال مجبور شد مخفیش کنه،

39:49.141 --> 39:52.461
‫و این دستورالعمل‌ها رو
‫برای پسرش گذاشت.

39:52.781 --> 39:55.181
‫بعد، کاردینال به دست
‫پاپ کشته شد.

39:55.501 --> 39:56.501
‫و فقط اون نه.

39:56.821 --> 39:58.021
‫پسرش هم کشته شد.

39:58.341 --> 40:02.156
‫قبل از اینکه حتی بفهمه
‫پدر بیچاره‌ش مرده،

40:02.181 --> 40:05.618
‫پس این راهنما
‫تا امروز

40:05.676 --> 40:08.276
‫گم شده بود.

40:09.741 --> 40:12.621
‫بعضی قسمت‌های پوست نوشته
‫سوخته.

40:12.941 --> 40:17.941
‫سال‌ها فکر کردم تا آخرین کلمات رو
‫رمزگشایی کنم.

40:20.221 --> 40:24.701
‫«۲۰ قدم به سمت غرب
‫صخره خرگوشی

40:25.021 --> 40:27.221
‫یه در مخفی هست.

40:27.541 --> 40:31.741
‫وقتی وارد غار شدی،
‫یه راه فرعی میره سمت چپ.

40:32.061 --> 40:33.501
‫از صخره‌ها رد شو،

40:33.821 --> 40:36.061
‫و اونجا گنج من رو...

40:36.901 --> 40:38.301
‫پیدا می‌کنی.»

40:43.621 --> 40:45.181
‫پیداش کن، ادموند.

40:46.181 --> 40:48.981
‫همه‌ش رو به تو
‫وصیت می‌کنم.

40:52.741 --> 40:57.741
‫- احتمالاً دیگه اونجا نیست.
‫۳۰۰ سال زمان زیادیه.

40:58.061 --> 41:01.541
‫قاچاقچی‌ها کالاهاشون رو
‫تو جزیره انبار می‌کنن.

41:01.861 --> 41:04.381
‫- شاید دیگه اونجا نباشه، ولی...

41:06.021 --> 41:09.021
‫به نظرم هنوز اونجاست،
‫ادموند.

41:10.301 --> 41:11.741
‫باید پیداش کنی.

41:16.021 --> 41:17.581
‫پیداش کن،

41:17.901 --> 41:22.621
‫و ازش استفاده کن تا
‫یه زندگی عالی داشته باشی.

41:26.741 --> 41:30.061
‫- من شما رو اینجا تنها
‫نمی‌ذارم، پدر.

41:32.141 --> 41:35.301
‫شما خوب میشید.
‫مطمئنم.

41:36.461 --> 41:39.781
‫- خدا به خاطر ایمانت
‫برکتت بده، پسرم!

41:42.501 --> 41:44.821
‫حالا تنهام بذار. من باید...

41:45.621 --> 41:48.861
‫اگه می‌خوام بهتر بشم،
‫باید یه‌کم بخوابم.

42:23.821 --> 42:25.901
‫- به زودی می‌تونی شنا کنی.

42:26.221 --> 42:30.781
‫- نمی‌دونم چرا،
‫حس می‌کنم دیگه سنی ازم گذشته.

42:31.101 --> 42:33.461
‫- این...

42:34.875 --> 42:38.701
‫این ساعتیه که مرسدس
‫روز نامزدیمون

42:40.516 --> 42:44.436
‫بهم هدیه داد.
‫- خیلی قشنگه.

42:44.461 --> 42:46.061
‫- می‌دونم.
‫- اوه!

42:47.196 --> 42:49.221
‫تو هم نگهش داشتی...

42:50.421 --> 42:51.701
‫ این همه سال!

42:52.030 --> 42:53.030
‫- آره.

42:58.621 --> 43:01.541
‫- همین تو رو زنده نگه داشت،
‫ادموند.

43:02.501 --> 43:03.501
‫- آره.

43:07.581 --> 43:09.501
‫- وقتی از اینجا رفتی بیرون...

43:11.341 --> 43:13.221
‫پیداش کن.

43:14.221 --> 43:16.221
‫باهاش ازدواج کن، ادموند.

43:21.661 --> 43:22.661
‫من...

43:25.901 --> 43:27.901
‫برکت خدا بر تو، پسرم!

43:31.581 --> 43:33.781
‫برکت خدا بر هر دوی شما!

43:51.941 --> 43:54.741
‫- نگهبان‌ها! فرماندار رو صدا کنید!

43:57.661 --> 43:59.461
‫زندانی شماره ۲۷ مرده.

44:20.661 --> 44:24.941
‫- مطمئنی تظاهر نمی‌کنه؟
‫بعضی وقت‌ها این کار رو می‌کنن.

44:28.341 --> 44:29.981
‫مشعل رو بده به من.

44:31.821 --> 44:32.861
‫پاهاشو بگیر بالا.

44:44.141 --> 44:47.661
‫مرده. بذاریدش تو کیسه
‫و دفنش کنید.

45:09.461 --> 45:11.661
‫- بعد از شام بهش رسیدگی می‌:نیم.

45:14.101 --> 45:15.701
‫بیا، بریم شام بخوریم!

45:19.381 --> 45:20.581
‫در بسته میشه.

46:34.021 --> 46:35.661
‫- منو ببخش، پدر.

48:10.301 --> 48:13.341
‫- این پیرمرد چقدر سنگینه!
‫- بجنب...

48:13.661 --> 48:14.821
‫تمومش کنیم.

48:37.021 --> 48:38.021
‫- یالا!

48:39.341 --> 48:40.341
‫- آروم.

48:44.461 --> 48:46.101
‫- خب. آماده‌ای؟
‫- آره.

48:46.501 --> 48:49.461
‫- ۱... ۲...

48:49.781 --> 48:50.581
‫۳!

50:21.701 --> 50:23.701
‫- کاسه‌ت کو، زندانی شماره ۳۴؟

50:25.221 --> 50:27.621
‫شماره ۳۴! بیدار شو!

50:42.461 --> 50:43.461
‫نگهبان‌ها!

50:43.781 --> 50:45.501
‫فرماندار رو صدا کنید!

51:08.421 --> 51:11.181
‫نمی‌دونم چی بگم.
‫- خفه شو!

51:14.221 --> 51:16.021
‫تخت رو از دیوار دور کنید.

51:21.821 --> 51:23.861
‫سعی کنید این سنگ رو تکون بدید.

51:30.981 --> 51:31.741
‫مشعل!

51:33.101 --> 51:34.301
‫با من بیاید.

51:50.861 --> 51:51.861
‫برش دارید!

51:58.261 --> 51:59.461
‫عجله کنید!

52:01.821 --> 52:03.341
‫عجله کنید، یالا!

52:06.261 --> 52:07.461
‫سریع‌تر!

52:09.981 --> 52:11.981
‫برید کنار! برید کنار!

52:16.581 --> 52:18.181
‫اونا وسیله داشتن.

52:19.261 --> 52:22.061
‫می‌تونسته از کیسه
‫خودشو آزاد کنه!

52:23.021 --> 52:25.421
‫اونجا واینستید! بدویید!

52:25.741 --> 52:29.181
‫توپ رو شلیک کنید!
‫نگهبان‌ها رو جمع کنید!

53:11.781 --> 53:17.448
دانلود فیلم و سریال بدون سانسور
والا مووی
.:: ValaMovie.Com ::.
