WEBVTT

00:02.621 --> 00:05.552
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

00:02.624 --> 00:05.562
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

00:07.009 --> 00:10.166
‫ترجمه و زیرنویس از پوریا هزیمتی
‫∞ POORUYO ∞

00:34.722 --> 00:38.309
‫امروز مادر واقعی‌تون هم
‫تشریف می‌آرن، بانوی من؟

00:39.941 --> 00:41.396
‫[ دادگاه طلاق سَنت جورج آغاز می‌شود ]

00:53.741 --> 00:55.701
‫خانم پاتریشیا سَنت جورج.

00:55.702 --> 00:57.744
‫لطفاً اظهار بفرمایید

00:57.745 --> 01:00.456
‫که به چه دلیل درخواست طلاق دادید.

01:01.374 --> 01:02.542
‫زنا.

01:04.251 --> 01:06.920
‫خب برای دادگاه سؤال شده

01:07.203 --> 01:12.552
‫که چرا بعداز ۲۲ سال ازدواج موفق

01:13.136 --> 01:14.761
‫الان این درخواست رو دادید؟

01:14.982 --> 01:16.930
‫چی عوض شده؟

01:16.969 --> 01:18.429
‫وضعیت ازدواجم عوض نشده.

01:19.225 --> 01:21.977
‫همسرم از روز اول زن‌بازی می‌کرده

01:21.978 --> 01:25.689
‫و خیانتش حتی قبل‌از ازدواج

01:25.690 --> 01:28.862
‫و احتمالاً تا امروز هم جریان داشته.

01:28.887 --> 01:30.680
‫اعتراض دارم، جناب قاضی.

01:30.862 --> 01:34.324
‫قطعاً تا امروز که نبوده.

01:36.868 --> 01:38.785
‫پس چرا الان، خانم سَنت جورج؟

01:38.786 --> 01:41.997
‫چون دیگه طاقت ندارم.

01:41.998 --> 01:44.792
‫تحمل بی‌احترامی و دروغ رو ندارم.

01:46.247 --> 01:47.956
‫من دوتا دختر دارم.

01:48.129 --> 01:52.799
‫به نظرم ایستادن در مقابل
‫پدرشون، به اون‌ها یاد می‌ده

01:52.800 --> 01:55.969
‫که هیچ‌وقت به مَردی اجازه ندن

01:55.970 --> 01:59.057
‫مثل پدرشون بهشون بی‌احترامی کنه.

02:01.226 --> 02:03.561
‫قصدم بزرگ‌نمایی
‫موقعیت نیست، آقای سامِرز

02:04.145 --> 02:07.356
‫ولی امروز همچنین به نمایندگی از
‫تمام زنان آمریکا اینجا حضور دارم.

02:07.357 --> 02:10.401
‫زنانی که فکر می‌کنن
‫اراده‌ی آزادشدن رو ندارن.

02:13.029 --> 02:18.868
‫ضمناً فرد خوانده به دادگاه،
‫یعنی جناب سرهنگ...

02:19.744 --> 02:24.206
‫سرهنگ ترِیسی سَنت جورج
‫در یک سال اخیر با اخبار و رسانه

02:24.207 --> 02:25.416
‫درگیر بودن.

02:26.042 --> 02:28.127
‫خیانت ایشون...

02:36.261 --> 02:39.596
‫خیانت ایشون به‌طور گسترده
‫در روزنامه‌ها پوشش داده شده

02:39.597 --> 02:41.348
‫در شرق و غرب کشور...

02:41.349 --> 02:44.851
‫جناب سامرز، فراموش نکنید
‫که در ایالت نیویورک

02:44.852 --> 02:48.063
‫فقط درصورتی درخواست طلاق صادر می‌شه

02:48.064 --> 02:50.942
‫که مدرکی برای
‫ارتکاب خیانت ارائه بشه.

02:51.442 --> 02:52.901
‫در دادگاه عالی

02:52.997 --> 02:58.086
‫رسانه‌های خبری هیچ اعتباری ندارن.

02:58.491 --> 03:00.785
‫استراحتی کوتاه می‌کنیم.

03:04.247 --> 03:05.622
‫برخیزید.

03:05.623 --> 03:07.667
‫چند دقیقه‌ای استراحت...

04:12.532 --> 04:19.120
‫[ بوکانیرها ]

04:21.157 --> 04:22.283
‫دالی!

04:24.160 --> 04:25.410
‫دالی!

04:25.411 --> 04:26.746
‫من اینجائـم.

04:31.209 --> 04:33.628
‫می‌خوای برات یه گردن‌بند درست کنم؟

04:35.880 --> 04:36.881
‫اون چیـه؟

04:37.840 --> 04:38.883
‫اون چیـه؟

04:39.592 --> 04:41.052
‫امروز سرحالـی‌ها.

04:53.314 --> 04:55.191
‫رسیدیم خونه، عزیزم.

04:56.067 --> 04:57.902
‫بامزه‌ست، نه؟

04:59.696 --> 05:01.489
‫می‌دونم، عشقم. می‌دونم.

05:02.949 --> 05:05.743
‫یه لباس خوب تنت کنم
‫که بریم قایق‌سواری.

05:06.744 --> 05:08.910
‫برگشتی.
‫حالت... حالت چطوره؟

05:10.623 --> 05:13.543
‫بهتری؟
‫می‌خوای براتون چیزی بیارم؟

05:14.027 --> 05:15.736
‫این هم دست‌کش‌هات.

05:15.795 --> 05:16.920
‫پیدا شد.

05:16.921 --> 05:19.716
‫داری بزرگ می‌شی‌ها.

05:24.721 --> 05:26.805
‫- شیش هفته از مراسم ختم گذشته.
‫- وای...

05:26.806 --> 05:29.704
‫یه‌بار گریه نکرده.
‫حتی من رو نگاه نمی‌کنه.

05:29.893 --> 05:31.227
‫همه‌مون دوستت داریم...

05:32.520 --> 05:33.563
‫ازجمله کُنچیتا.

05:35.130 --> 05:36.380
‫کُنچیتا!

05:36.524 --> 05:38.775
‫لُرد و بانو بمبریج اومدن تسلیت بگن.

05:38.776 --> 05:40.527
‫من و مینی سرمون شلوغـه.

05:40.528 --> 05:42.322
‫باز چه خبره؟
‫می‌خواین برقصین؟

05:43.198 --> 05:44.281
‫لِی‌لِی بازی کنین؟

05:44.282 --> 05:47.327
‫نه، ولی هر دو برای فردا عالی‌ان.

05:48.703 --> 05:49.870
‫حواسش هست

05:49.871 --> 05:52.040
‫- که فردا مراسم یادبوده؟
‫- بله. می‌دونه.

05:52.749 --> 05:56.419
‫باید هر دوشون سیاه بپوشن.

06:26.449 --> 06:27.725
‫- دخترم.
‫- سلام.

06:28.409 --> 06:30.202
‫ببخشین دیر اومدم.

06:30.203 --> 06:33.956
‫اصلاً چرا اومدی؟
‫ازت خواهش کردم که نیای.

06:33.957 --> 06:35.384
‫نمی‌شد این رو از دست بدم.

06:36.543 --> 06:37.710
‫جینی چطوره، عزیزم؟

06:38.670 --> 06:41.672
‫پیش خودمونـه. فرِدی هم با ماست.

06:41.673 --> 06:45.300
‫حالا که سیدون افتاده زندان،
‫همه‌مون یه نفس راحت می‌کِشیم.

06:45.500 --> 06:46.960
‫کُنچیتای بیچاره چی‌کار می‌کنه؟

06:48.972 --> 06:51.723
‫در ظاهر داره عالی زندگی می‌کنه.

06:51.724 --> 06:53.268
‫به‌خاطر مینی تحمل می‌کنه.

06:54.105 --> 06:56.103
‫حرف‌های وکیل امیدوارکننده بود.

06:56.104 --> 06:58.146
‫به‌ندرت از یه زن شهادت می‌گیرن.

06:58.147 --> 07:00.023
‫ولی از وقتی پرونده شروع شده

07:00.024 --> 07:01.525
‫دخترهای زیادی سراغم اومدن.

07:01.526 --> 07:04.487
‫خیلی‌ها هستن که با پدرت رابطه داشتن.

07:06.155 --> 07:08.700
‫دوتاشون قبول کردن که شهادت بدن.

07:10.159 --> 07:11.535
‫می‌تونیم موفق بشیم.

07:11.536 --> 07:12.871
‫پَتی...

07:14.080 --> 07:15.164
‫دنبال تو می‌گردن.

07:17.661 --> 07:18.817
‫به‌به.

07:19.760 --> 07:21.038
‫خوش‌حالـم می‌بینمت.

07:21.921 --> 07:23.756
‫پیشاپیش تبریک می‌گم.

07:35.101 --> 07:36.603
‫خانم سَنت جورج.

07:38.938 --> 07:42.609
‫به نظر خودتون همسر خوبی هستید؟

07:43.693 --> 07:45.987
‫تلاشم رو کردم
‫که یه خونواده‌ی خوشبخت بسازم.

07:47.739 --> 07:48.990
‫و تهش به چی رسیدین؟

07:50.617 --> 07:52.327
‫دوتا دختر گُل بزرگ کردم.

07:53.578 --> 07:55.330
‫تنهایی بزرگشون کردین؟

07:57.290 --> 07:59.500
‫ترِیسی بعضی‌وقت‌ها
‫برای شام بهمون سر می‌زد.

08:02.733 --> 08:06.153
‫خب به من بگین، خانم سَنت جورج.

08:06.966 --> 08:11.679
‫کدوم یک از این درس‌هایی که
‫به‌تنهایی به بچه‌هاتون یاد دادین

08:12.472 --> 08:17.227
‫به دختر بزرگ‌تون
‫انگیزه‌ی فرار از خونه داد

08:17.936 --> 08:20.188
‫و کاری کرد پسرش رو از همسرش بدزده...

08:20.980 --> 08:23.941
‫یه‌هفته ناپدید بشه...

08:23.942 --> 08:28.028
‫و در ملأعام طوری به همسرش تعرض کنه

08:28.029 --> 08:31.490
‫که به آسایشگاه روانی فرستاده بشه؟

08:31.491 --> 08:36.285
‫حالا هم داره به‌تنهایی
‫بچه‌ش رو در لندن بزرگ می‌کنه

08:36.286 --> 08:40.375
‫و درآمدی نداره.
‫تازه همسرش به‌جرم قتل در زندانـه.

08:42.459 --> 08:44.836
‫همسر ویرجینیا اون رو کتک می‌زد!

08:44.837 --> 08:46.505
‫جناب قاضی، لُرد سیدون

08:46.506 --> 08:49.508
‫مَردی بسیار محترم و بااعتبار بودن

08:49.509 --> 08:53.637
‫که بعداز ازدواج با دختر سَنت جورج‌ها

08:53.638 --> 08:58.142
‫به مرز جنون رسید
‫و برادر خودش رو کُشت.

09:00.144 --> 09:04.232
‫چه حیف که سرهنگ
‫سَنت جورج برادری ندارن.

09:06.901 --> 09:10.321
‫همسرتون چطور، خانم سَنت جورج؟

09:11.406 --> 09:16.076
‫وظیفه‌ی زن احترام
‫تام به شوهر خودشـه.

09:16.077 --> 09:19.622
‫همسرتون براتون یه خونه‌ی مجلل
‫در محله‌ای خوش‌نشین فراهم کردن.

09:21.499 --> 09:25.795
‫آیا شما هم
‫به نیازهاشون رسیدگی کردین؟

09:27.505 --> 09:29.257
‫زندگی خصوصی‌تون

09:31.009 --> 09:32.134
‫راضی‌کننده بوده؟

09:32.135 --> 09:34.469
‫این هیچ ربطی به شما نداره.

09:34.470 --> 09:36.014
‫خانم سَنت جورج.

09:36.931 --> 09:39.864
‫همه‌ی ما دقیقاً به‌خاطر جزئیاتِ

09:39.889 --> 09:42.812
‫روابط همسرتون اینجا جمع شدیم.

09:48.484 --> 09:49.777
‫رابطه‌ی نزدیکی داشتیم.

09:50.528 --> 09:52.487
‫پس منظورتون اینـه که همسرتون

09:52.488 --> 09:55.658
‫اون‌قدر سیری‌ناپذیر بودن

09:56.659 --> 09:59.746
‫که سراغ خانم‌های دیگه هم رفتن.

10:01.247 --> 10:04.833
‫پس روابط صمیمانه‌تون

10:04.834 --> 10:07.295
‫هربار توسط همسرتون آغاز می‌شده؟

10:13.426 --> 10:14.552
‫خانم سَنت جورج.

10:16.012 --> 10:17.430
‫فراموش نکنین که قسم خوردین.

10:18.264 --> 10:24.561
‫توی دورانی که
‫از خیانت همسرتون باخبر بودین

10:24.562 --> 10:30.610
‫چه‌کسی آغازگر روابط زناشویی بود؟

10:36.282 --> 10:37.367
‫کی بود؟

10:45.083 --> 10:46.084
‫من.

10:47.877 --> 10:50.046
‫همیشه نه، ولی اغلب.

10:51.714 --> 10:54.926
‫برای این‌که کاری کنم
‫همسرم همیشه به خونه برگرده.

10:57.178 --> 11:00.056
‫و برای آغاز رابطه

11:02.684 --> 11:04.143
‫چه کاری انجام می‌دادین؟

11:05.853 --> 11:07.438
‫مثال بزنین.

11:08.356 --> 11:10.275
‫چه کارهایی بلد بودین؟

11:13.236 --> 11:16.030
‫دستش رو لمس می‌کردین؟

11:16.781 --> 11:18.366
‫در گوش‌شون چیزی می‌گفتین؟

11:27.500 --> 11:28.543
‫روی زانوش می‌نشستم.

11:36.551 --> 11:38.136
‫سؤال دیگه‌ای ندارم، جناب قاضی.

11:45.518 --> 11:47.729
‫اولین شاهد رو فرا می‌خونیم.

11:58.448 --> 12:00.408
‫دومین شاهد رو فرا می‌خونیم.

12:24.432 --> 12:25.474
‫باشه. برو.

12:25.579 --> 12:28.373
‫مشکلی پیش اومده، آقای سامِرز؟

12:32.607 --> 12:35.776
‫جناب قاضی، ظاهراً شاهدان

12:35.777 --> 12:37.570
‫که قرار بود شهادت بدن

12:38.196 --> 12:39.696
‫منصرف شدن.

12:39.697 --> 12:42.327
‫هیچ تمایلی به پاسخ‌دادن

12:42.352 --> 12:45.077
‫به سؤالات نماینده‌ی
‫سرهنگ سَنت جورج ندارن.

12:45.078 --> 12:49.915
‫پس هیچ‌کدوم از زنانی که
‫خانم سَنت جورج مدعی خیانت‌شون

12:49.916 --> 12:53.085
‫با همسرشون بوده، نمی‌خوان شهادت بدن؟

12:53.086 --> 12:55.964
‫خیر، جناب قاضی. خیر.

13:11.178 --> 13:12.512
‫نوشیدنی بخوریم.

13:12.647 --> 13:13.731
‫نَن.

13:14.858 --> 13:16.192
‫پَتی.

13:21.614 --> 13:24.741
‫وقتی توی خونواده‌ی ما کسی ناراحتـه

13:24.742 --> 13:26.660
‫بهش کیک می‌دیم.

13:26.661 --> 13:28.787
‫و این هم عرض کنم که این کیک

13:28.788 --> 13:30.206
‫بسیار بزرگـه.

13:30.957 --> 13:33.710
‫امیدوارم ۲۰نفر دیگه هم بیان
‫که توی خوردنش کمک کنن.

13:34.889 --> 13:37.155
‫آرتور شیش‌تا خیابون پیاده رفت
‫تا این کیک رو برامون بگیره.

13:37.672 --> 13:39.257
‫تنها کمکیـه که ازم برمی‌آد.

13:40.216 --> 13:43.594
‫نَن، ایشون همسر نِل هستن؛ آرتور.

13:43.595 --> 13:48.223
‫همه‌ش با خودم درگیر بودم
‫که باید جلوی شما

13:48.224 --> 13:49.558
‫تعظیم کنم یا نه.

13:49.559 --> 13:51.435
‫می‌تونستم تظاهر کنم
‫که اصلاً نمی‌شناسمتون

13:51.436 --> 13:55.106
‫ولی حقیقتش همه‌چی رو
‫درباره‌تون شنیدم.

13:58.693 --> 14:02.655
‫خیال‌تون راحت. به جینی نمی‌گم
‫که شما خواهرزاده‌ی موردعلاقه‌شـین.

14:05.158 --> 14:07.868
‫کل مسیر اینجا رو با نِل

14:07.869 --> 14:10.120
‫می‌گفتیم و می‌خندیدیم

14:10.121 --> 14:12.289
‫و به مسافرهای دیگه توجه نمی‌کردیم.

14:12.290 --> 14:14.374
‫ولی موقع پیاده‌شدن از کِشتی

14:14.375 --> 14:16.084
‫آرتور بهش کمک کرد که وسایلش رو بیاره

14:16.085 --> 14:19.463
‫و بعدش به کلاه آرتور خندیدن
‫و همین دیگه.

14:19.464 --> 14:21.299
‫حقیقتاً کلاه زشتی بود.

14:22.175 --> 14:26.596
‫می‌دونستین من هیچ‌وقت...
‫مادر واقعی‌م رو ندیدم.

14:29.015 --> 14:31.267
‫شنیدم فوت کردن.
‫متأسفـم.

14:31.893 --> 14:34.229
‫تا امروز متوجه نبودش نشده بودم.

14:35.271 --> 14:38.066
‫ولی مطمئنـم اگه اینجا بود

14:39.275 --> 14:42.445
‫توی دادگاه شهادت می‌داد، مگه نه؟

14:44.948 --> 14:47.825
‫ما بریم یه بطری دیگه باز کنیم.

14:48.493 --> 14:49.911
‫زود برمی‌گردیم.

14:58.127 --> 15:02.131
‫یه اتاق بزرگـه که توش پُر از گُلـه.

15:03.007 --> 15:07.219
‫اونجا همه از بابایی
‫به خوبی یاد می‌کنن.

15:07.220 --> 15:08.971
‫باحالـه، نه؟

15:08.972 --> 15:11.557
‫پس فقط همین یه‌بار رو
‫لباس مشکی می‌پوشیم.

15:11.558 --> 15:13.393
‫ولی توی ذهن‌مون

15:14.852 --> 15:17.271
‫به لباس‌های قرمز یا صورتی فکر می‌کنیم

15:17.272 --> 15:22.569
‫و تصور می‌کنیم داریم به اردک‌ها غذا می‌دیم
‫یا درشکه‌ها رو تماشا می‌کنیم.

15:23.528 --> 15:28.533
‫شاید فردا خیلی‌ها رو
‫ببینی که ناراحتـن.

15:29.158 --> 15:30.952
‫ولی اون چیـه که
‫باعث خوش‌حالی ما می‌شه؟

15:31.870 --> 15:33.454
‫مثلاً رقصیدن.

15:34.330 --> 15:35.748
‫دوست داریم قِر بدیم، نه؟

15:37.584 --> 15:39.418
‫بدن رو بلرزونیم.

15:39.419 --> 15:42.462
‫پس تصور می‌کنیم یه جای دیگه هستیم

15:42.463 --> 15:44.798
‫به همدیگه دست تکون می‌دیم

15:45.056 --> 15:47.058
‫انگار که یه جای دوریـم.

15:48.136 --> 15:50.305
‫این‌طوریـه که از درون
‫خوش‌حال می‌مونیم.

16:04.402 --> 16:06.070
‫نَن چیز دیگه‌ای نگفت؟

16:07.322 --> 16:08.573
‫نه هنوز.

16:09.365 --> 16:10.699
‫به نظرت می‌گه؟

16:10.700 --> 16:14.120
‫بذار این محاکمه تموم بشه.

16:17.582 --> 16:18.583
‫ببین.

16:19.375 --> 16:21.585
‫اگه لازم باشه،
‫من می‌تونم شهادت بدم...

16:21.586 --> 16:23.837
‫و بذارم آرتور بشنوه؟

16:23.838 --> 16:25.465
‫نه. به‌هیچ‌وجه.

16:26.507 --> 16:27.675
‫- آخه پَتی...
‫- اِلنور.

16:29.219 --> 16:32.347
‫قراره بچه به دنیا بیاری.
‫اولویت تو اونـه.

16:37.685 --> 16:39.229
‫- شب به‌خیر.
‫- شب به‌خیر.

17:02.418 --> 17:03.753
‫هونوریا پیش مادرشـه؟

17:04.712 --> 17:05.878
‫طبق معمول.

17:05.879 --> 17:08.214
‫البته مادرش تنها عضو خونواده‌شـه

17:08.215 --> 17:10.008
‫که غم بزرگی دیده.

17:10.170 --> 17:12.673
‫کاش هونوریا بتونه
‫خودش رو از اونجا خلاص کنه.

17:35.451 --> 17:36.661
‫حالت چطوره؟

17:38.079 --> 17:39.455
‫می‌گذرونیم.

17:39.956 --> 17:41.499
‫جینی، کُنچیتا...

17:42.834 --> 17:43.835
‫خودت چطوری؟

17:45.837 --> 17:47.046
‫مثل سابق.

17:50.633 --> 17:51.634
‫تو چی؟

17:53.344 --> 17:54.345
‫من هم مثل سابق.

18:12.363 --> 18:13.364
‫بانو هونوریا.

18:14.908 --> 18:18.535
‫اگه نظرت عوض شد،
‫ماجرای فرانسه هنوز برقراره.

18:18.536 --> 18:20.955
‫باعث افتخار اون مدرسه‌ست
‫که شما معلمش بشی.

18:22.874 --> 18:25.373
‫الان دیگه شدنی نیست، ولی ممنون.

18:32.300 --> 18:34.385
‫شما هم تشریف آوردین، بانوی من.

18:34.969 --> 18:36.136
‫معلومـه که می‌آم.

18:36.327 --> 18:39.747
‫امیدوارم هیچ‌وقت با غم
‫از دست دادن پسر آشنا نشین.

18:41.768 --> 18:42.852
‫دوتا پسر.

18:45.355 --> 18:46.752
‫یکی رو از دست دادم و یکی...

18:47.482 --> 18:49.442
‫ازم دور شد.

18:50.193 --> 18:51.277
‫غم غیرقابل‌تصوریـه.

19:20.139 --> 19:21.140
‫زود بیدار شدی.

19:22.433 --> 19:23.560
‫خوابم نمی‌برد.

19:24.143 --> 19:25.436
‫من هم همین‌طور.

19:29.274 --> 19:30.358
‫مادر...

19:31.276 --> 19:32.943
‫می‌دونم خیلی وقتـه حرف نزدیم.

19:32.944 --> 19:36.196
‫روزی که تو و نِل رفتین
‫و بعداز عروسی‌م...

19:36.197 --> 19:37.824
‫داشتم فکر می‌کردم...

19:38.324 --> 19:40.577
‫بعداً درباره‌ش حرف می‌زنیم.

19:41.619 --> 19:42.996
‫بهت قول می‌دم.

19:44.372 --> 19:46.707
‫بذار این دادگاه لعنتی تموم بشه.

19:46.708 --> 19:48.293
‫مگه نتیجه‌ش به نفع‌مون نیست؟

19:49.002 --> 19:54.006
‫اون‌ها مدرک می‌خوان.
‫اگه مادر واقعی‌م اینجا بود...

19:54.007 --> 19:57.843
‫- اگه نمُرده بود...
‫- نَن، لطفاً بس کن.

19:57.844 --> 19:59.095
‫اون می‌تونه کمکمون کنه.

20:01.848 --> 20:03.433
‫دیدی که دیروز چی شد.

20:05.310 --> 20:07.061
‫نباید توی دادگاه
‫با کسی اون‌طوری رفتار بشه.

20:09.856 --> 20:12.233
‫توی زندگی‌م خیلی اشتباه کردم.

20:13.276 --> 20:14.777
‫من رو ببخش.

20:16.279 --> 20:18.781
‫ولی مطمئنـم دیگه آخرشـه.

20:23.369 --> 20:24.454
‫تا اون‌موقع...

20:27.999 --> 20:30.168
‫مادر واقعی‌ت نمی‌تونه بیاد.

20:37.133 --> 20:39.510
‫پس خودم شهادت می‌دم.

20:40.303 --> 20:41.638
‫ببین، آنابل...

20:42.639 --> 20:44.723
‫باز یه داستان جدید برات درست می‌کنن.

20:44.724 --> 20:46.516
‫بهت گفتم اصلاً نیا اینجا.

20:46.517 --> 20:48.144
‫مگه من مدرک محکمی نیستم؟

20:49.270 --> 20:52.814
‫ناسلامتی معروف‌ترین
‫فرزند نامشروع نیویورکـم.

20:52.815 --> 20:56.861
‫چیزی برای مخفی‌کردن ندارم.
‫با کمال میل شهادت می‌دم.

20:58.863 --> 21:00.073
‫کسی دیگه رو نداریم.

21:19.968 --> 21:21.261
‫بالاخره اومدی.

21:21.970 --> 21:22.971
‫سلام.

21:24.305 --> 21:26.890
‫ببین، جناب عاشق‌پیشه.
‫بعداز امروز...

21:26.891 --> 21:31.271
‫سعی کنین برای مراسم
‫بعدیِ ازدواج برنامه بچینین.

21:34.315 --> 21:36.234
‫راستش رو بخوای

21:37.652 --> 21:40.071
‫احتمال عروسی دوباره نداریم.

21:40.572 --> 21:42.782
‫- ای وای...
‫- آره.

21:43.616 --> 21:46.201
‫بهم نمی‌خوره به‌این‌راحتی کم بیارم.

21:46.202 --> 21:49.705
‫فکر می‌کردم قضیه موقتیـه.

21:49.848 --> 21:51.890
‫اون‌طوری از پسش برمی‌اومدم.

21:51.958 --> 21:54.294
‫ولی حقیقت اینـه که...

21:55.295 --> 21:56.588
‫بااین‌که خیلی عجیبـه...

21:58.047 --> 21:59.340
‫لیزی نظرش رو عوض کرد.

22:02.760 --> 22:04.095
‫یعنی کلاً تمام.

22:26.701 --> 22:27.869
‫اومد.

22:31.080 --> 22:32.916
‫من همین‌جائـم. باشه؟

22:38.463 --> 22:40.340
‫سلام. بیا بهت...

22:41.174 --> 22:43.800
‫لُردها، خانم‌ها و آقایان عزیز.

22:43.801 --> 22:46.386
‫به آموزشکده‌ی بارتون خوش آمدید.

22:46.387 --> 22:50.474
‫امروز دور هم جمع شدیم
‫تا یاد و خاطره‌ی

22:50.475 --> 22:54.395
‫نخبه‌ی آموزشکده،
‫لُرد ریچارد مارابل رو زنده کنیم.

23:03.029 --> 23:04.072
‫نَن‌کوچولو.

23:06.032 --> 23:07.158
‫البته...

23:08.910 --> 23:10.185
‫دیگه کوچیک نیستی.

23:10.662 --> 23:14.414
‫دیشب توی کافه همه بهم
‫می‌گفتن که چقدر خوشگل شدی.

23:14.654 --> 23:16.292
‫و چقدر شبیه انگلیسی‌هایـی.

23:19.921 --> 23:21.464
‫رفتار دوک باهات چطوره؟

23:25.134 --> 23:26.427
‫این‌قدر خوبـه، ها؟

23:29.722 --> 23:30.848
‫خواهرت چطوره؟

23:31.766 --> 23:34.602
‫دوست داشت بیاد... به‌خاطر مادر.

23:35.728 --> 23:36.896
‫می‌دونم.

23:37.939 --> 23:38.940
‫ببین، نَن...

23:40.024 --> 23:44.278
‫می‌خوام بدونی که من نمی‌خواستم

23:44.279 --> 23:45.989
‫همچین سیرکی راه بندازم.

23:47.448 --> 23:49.867
‫می‌خوام همه‌چی مثل سابق بشه
‫و مادرت دوستم داشته باشه.

23:49.868 --> 23:51.202
‫می‌خوام دخترهام بتونن...

23:52.370 --> 23:53.746
‫به چشم‌هام نگاه کنن.

23:56.416 --> 23:57.667
‫همیشه همین رو می‌خواستم.

24:04.007 --> 24:05.049
‫بگذریم.

24:06.050 --> 24:08.928
‫من می‌فهمم، نَن.

24:10.597 --> 24:12.932
‫می‌فهمم چرا داری
‫برای مادرت این کار رو می‌کنی.

24:26.696 --> 24:27.947
‫من رو ببخش، نَن.

24:31.034 --> 24:32.619
‫نمی‌خواستم این‌طوری بشه، دخترم.

24:45.625 --> 24:50.004
‫قطعاً باعث تسلی خانواده‌ی بریتلسی است

24:50.053 --> 24:51.617
‫که یاد ایشان همیشه

24:51.642 --> 24:53.181
‫در این مکان زنده خواهد ماند.

24:59.050 --> 25:02.908
‫(صحبت به زبان لاتین)

25:03.233 --> 25:05.777
‫خداوند او را به بهشت فرا خواند.

25:06.277 --> 25:09.906
‫لحظه‌ای سکوت تا فاتحه‌ای خوانده شود.

25:23.169 --> 25:24.753
‫بشین سر جات...

25:24.754 --> 25:25.838
‫ببخشید.

25:26.589 --> 25:27.966
‫کُنچیتا.

25:28.550 --> 25:32.010
‫تعجبی نداره که یه بچه‌ی لوس
‫بار می‌آری که دائماً محتاج توجهـه

25:32.011 --> 25:35.472
‫ولی حداقل تو باید بدونی
‫که الان موقع عزاداریـه.

25:35.473 --> 25:39.102
‫چطور جرئت می‌کنین به من، دخترم
‫یا هرکی دیگه بگین چطور سوگواری کنه؟

25:39.706 --> 25:40.985
‫خجالت نمی‌کِشین؟

25:44.393 --> 25:46.437
‫اتفاقاً ریچارد حالش
‫از این موقعیت به هم می‌خورد.

25:47.318 --> 25:49.319
‫الکی نگین تسلی‌بخشـه.

25:49.320 --> 25:50.572
‫این هیچی تسلی‌ای نداره!

25:52.569 --> 25:55.332
‫زندگی دیکی توی یه لوح تقدیر زشت

25:55.357 --> 25:57.745
‫و ساختمونی که ازش
‫متنفر بود، خلاصه نمی‌شه.

25:58.538 --> 26:00.874
‫دخترمون یادبودشـه!

26:01.855 --> 26:05.609
‫هر روزِ خدا می‌خوام بهش یادآوری کنم

26:05.654 --> 26:09.674
‫که پدرش چه مَرد بزرگ و بی‌نظیری بود!

26:11.965 --> 26:13.740
‫کسی که یه‌شب تابستونی توی نیویورک

26:13.970 --> 26:16.973
‫تا خود صبح رقصید...

26:19.225 --> 26:22.228
‫اون هم نیمه‌برهنه.

26:24.606 --> 26:25.607
‫درضمن...

26:26.441 --> 26:30.737
‫خدا ریچارد رو به بهشت نبرد.

26:32.906 --> 26:34.699
‫هیچ خدایی با بنده‌ش
‫همچین کاری نمی‌کنه.

26:41.998 --> 26:42.999
‫جینی.

26:46.252 --> 26:47.336
‫کُنچیتا.

26:47.337 --> 26:48.713
‫باشه، مینی.

26:49.380 --> 26:50.965
‫حق با توئـه.

26:51.591 --> 26:53.468
‫خدا این کار رو با دیک نکرد.

26:54.219 --> 26:57.430
‫پس کار کی بود؟
‫کی رو مقصر می‌دونی؟

26:58.200 --> 26:59.765
‫می‌خوای درباره‌ش حرف بزنیم؟

26:59.766 --> 27:02.267
‫بله. می‌خوام.
‫چون دیگه...

27:02.268 --> 27:04.741
‫- دیگه طاقت ندارم، کُنچیتا.
‫- عع، طاقت نداری؟

27:04.979 --> 27:06.814
‫الهی بمیرم برات.

27:07.774 --> 27:09.901
‫می‌دونی چرا دلم نمی‌آد
‫حتی نگاهت کنم؟

27:10.568 --> 27:12.403
‫چون تو رو مقصر می‌دونم.

27:13.071 --> 27:16.448
‫البته من مثل خبرنگارها
‫تو رو مقصر نمی‌دونم.

27:16.449 --> 27:20.035
‫فرار تو به ایتالیا باعث نشد
‫شوهرت تفنگ به دست بگیره.

27:20.036 --> 27:21.912
‫تو رو مقصر می‌دونم
‫چون هربار که می‌بینمت

27:21.913 --> 27:24.207
‫یادم می‌آد چی از دست دادم.

27:24.791 --> 27:29.419
‫تو رو مقصر می‌دونم که همه‌ش
‫دوروبرم می‌پلکی و بهم لبخند می‌زنی

27:29.420 --> 27:30.921
‫و برات سؤالـه که چرا گریه نمی‌کنم.

27:30.922 --> 27:32.787
‫آخه چرا...

27:33.258 --> 27:35.051
‫چرا همه دوست دارن اشک بریزم؟

27:35.718 --> 27:38.303
‫تو مقصری چون
‫مثل یه بیوه باهام رفتار می‌کنی

27:38.304 --> 27:40.848
‫ولی خودم نخواستم که بیوه باشم!

27:46.312 --> 27:48.857
‫باشه.
‫من دوستت دارم.

27:51.150 --> 27:52.652
‫خیلی دوستت دارم، کُنچیتا.

27:53.486 --> 27:54.779
‫بس کن.

27:58.116 --> 28:00.660
‫هروقت خواستی حرف بزنیم، من آماده‌ام.

28:12.130 --> 28:15.842
‫دوک‌بانوی تینتاجل رو فرا می‌خونیم.

28:25.420 --> 28:26.713
‫بانوی من.

28:27.645 --> 28:30.607
‫رابطه‌تون با پدرتون رو
‫چطور توصیف می‌کنین؟

28:32.567 --> 28:34.986
‫بچه که بودم، قهرمان زندگی‌م بود.

28:35.737 --> 28:38.405
‫همه‌ش ما رو می‌خندوند
‫و برامون هدیه می‌خرید.

28:38.406 --> 28:39.616
‫الان چطور؟

28:41.075 --> 28:42.327
‫چه احساسی دارید؟

28:44.996 --> 28:46.110
‫احساس خجالت.

28:47.790 --> 28:49.214
‫آدم تا وقتی خودش بالغ نشه

28:49.239 --> 28:51.335
‫نمی‌تونه والدین
‫و رابطه‌شون رو درک کنه

28:51.336 --> 28:54.057
‫و حالا دارم به‌وضوح می‌بینم
‫که چه رفتاری با مادرم داره.

28:55.131 --> 28:56.590
‫می‌گه عاشق مادرمـه.

28:56.591 --> 28:59.468
‫ولی در واقع فقط
‫ظاهر مادرم رو دوست داره.

28:59.469 --> 29:03.180
‫دوست داره مردم ازش تعریف کنن.
‫می‌خواد با مادرم جلوی بقیه پُز بده.

29:03.181 --> 29:08.393
‫مادرم کسیـه که من و خواهرِ
‫بی‌گناه و شجاعم رو بزرگ کرد.

29:08.394 --> 29:11.396
‫و در جواب همه‌ی خیانت‌هاش

29:11.397 --> 29:13.857
‫مادرم با عشق و محبت بهش پاسخ داد.

29:13.858 --> 29:17.694
‫از ما در برابر اشتباهات متعدد
‫پدرم با بقیه‌ی زن‌ها محافظت کرد.

29:17.695 --> 29:19.831
‫اشتباهاتی که
‫کل زندگی‌م درحال تکرار بود.

29:20.031 --> 29:23.701
‫و حتی با زنی که من رو
‫به دنیا آورد هم تکرار شد.

29:25.662 --> 29:27.746
‫بانوی من، ببینید...

29:27.980 --> 29:30.250
‫ما این شایعه رو شنیدیم، ولی...

29:30.844 --> 29:32.344
‫پس اجازه بدین تأییدش کنم.

29:32.460 --> 29:34.670
‫من می‌دونم پدرم خیانت‌کاره

29:34.671 --> 29:37.966
‫چون خودم حاصل یکی از خیانت‌هاش هستم.

29:40.176 --> 29:41.761
‫سؤال دیگه‌ای ندارم، جناب قاضی.

29:48.476 --> 29:50.519
‫بانوی من؟ سرورم؟

29:50.520 --> 29:53.814
‫دوک‌بانوی اعظم؟ همین خوبـه؟

29:54.071 --> 29:57.407
‫شنیدم توی انگلستان آدم معروفی هستین.

29:58.384 --> 30:00.136
‫من یه دوک‌بانوام، اگه منظورتون اینـه.

30:00.387 --> 30:02.097
‫پس باید براتون
‫یه صندلی طلاکوب می‌آوردیم.

30:03.533 --> 30:05.118
‫یه تاج هم می‌ذاشتیم روی سرتون.

30:06.369 --> 30:08.788
‫یه بشقاب ساندویچ
‫خیارشور هم بَد نمی‌شد.

30:10.614 --> 30:12.282
‫سخنرانی بسیار زیبایی بود

30:12.417 --> 30:17.338
‫اون هم در وصف زنی
‫که مادر واقعی‌تون نیست.

30:18.506 --> 30:22.801
‫ولی ما توی این دادگاه
‫با مدرک سروکار داریم.

30:22.802 --> 30:24.553
‫مدرک محکم.

30:24.554 --> 30:29.016
‫حالا شما مدرکی برای ارائه دارین

30:29.017 --> 30:32.519
‫که نشون بده دختر
‫پاتریشیا سَنت جورج نیستین؟

30:32.520 --> 30:34.898
‫چون در ظاهر که شبیه همدیگه‌ایـن.

30:38.735 --> 30:40.444
‫مدرکی دارین؟

30:40.445 --> 30:42.821
‫خودش بهم گفت.
‫پدرم هم گفت.

30:42.822 --> 30:44.072
‫عذر می‌خوام، دوک‌بانو.

30:44.177 --> 30:45.262
‫پدرتون کدومـه؟

30:48.661 --> 30:50.788
‫سرهنگ ترِیسی سَنت جورج پدرمـه.

30:54.581 --> 30:55.968
‫از کجا معلوم ایشون پدرتونـه؟

30:58.517 --> 31:03.300
‫یعنی باید به حرف شما بسنده کنیم؟

31:03.624 --> 31:06.877
‫اصلاً می‌دونین مادر واقعی‌تون کیـه؟
‫اسمش چیـه؟

31:17.023 --> 31:18.775
‫اسمش رو بهم نگفتن.

31:19.442 --> 31:22.319
‫جناب سرهنگ، شما می‌دونین

31:22.320 --> 31:24.530
‫مادر واقعی این خانم جوان کیـه؟

31:24.531 --> 31:27.699
‫موقع تولدش حضور داشتین؟

31:27.700 --> 31:29.369
‫خیر. حضور نداشتم.

31:30.370 --> 31:31.495
‫پس آیا می‌تونین

31:31.778 --> 31:35.750
‫مشخص کنین که پدر واقعی‌شون کیـه؟

31:41.089 --> 31:42.090
‫نه، نمی‌تونم.

31:44.676 --> 31:47.844
‫پس نه مدرک ولادت داریم
‫و نه گواهی تولد؟

31:47.845 --> 31:48.930
‫خیر.

31:50.682 --> 31:51.891
‫همه‌شون نابود شدن.

31:56.563 --> 32:02.067
‫پس نمی‌دونم دوک‌بانو
‫چه ارتباطی به این پرونده دارن

32:02.220 --> 32:05.265
‫و چرا داریم
‫وقت دادگاه رو تلف می‌کنیم.

32:47.614 --> 32:49.782
‫نمی‌تونستم اینجا تنهات بذارم.

32:50.533 --> 32:51.576
‫گفتم...

32:53.745 --> 32:54.954
‫همین نزدیکی‌ها باشم.

32:55.955 --> 32:57.457
‫به‌عنوان دوستت.

34:22.709 --> 34:26.962
‫خب پس می‌رم داخل و...

34:26.963 --> 34:29.131
‫- سؤال می‌کنی.
‫- سؤال می‌کنم.

34:30.550 --> 34:31.758
‫آره.

34:57.702 --> 35:00.330
‫مادرت نگران شده بود.
‫کجا بودی؟

35:00.997 --> 35:03.416
‫درست حدس زدم؟
‫خودتـی؟

35:04.959 --> 35:07.128
‫مادرم قبل‌از رفتن
‫می‌خواست همین رو بگه؟

35:08.469 --> 35:10.714
‫- مادرت داره استراحت می‌کنه. من...
‫- موضوع مادرم نیست.

35:12.926 --> 35:15.428
‫- آرتور الان برمی‌گرده...
‫- تو مادرمـی؟

35:21.684 --> 35:22.810
‫آره؟

35:24.020 --> 35:25.021
‫آره.

35:27.899 --> 35:29.317
‫من مادرتـم.

35:31.569 --> 35:33.101
‫پس جای تعجب نداره.

35:33.996 --> 35:35.454
‫خیلی ترسویـی.

35:36.824 --> 35:39.076
‫کل زندگی‌ت جرئت نکردی بهم نزدیک بشی.

35:39.077 --> 35:41.203
‫- سعی کردم بیام پیشِت...
‫- برام مهم نیست

35:41.204 --> 35:43.497
‫قصدت چی بوده.
‫چرا الان شهادت نمی‌دی؟

35:43.498 --> 35:46.959
‫بعداز اون‌همه لطفی
‫که مادرم به تو و من کرد

35:46.960 --> 35:48.669
‫و بهت اجازه داد آزاد زندگی کنی

35:48.670 --> 35:51.129
‫حالا می‌خوای تنهایی
‫بار همه‌چی رو به دوش بِکشه؟

35:51.130 --> 35:53.257
‫توی این دنیا فقط تویـی

35:53.258 --> 35:54.717
‫که می‌تونی همه‌چی رو عوض کنی.

35:55.218 --> 35:57.095
‫پس چرا داری راحت قسر در می‌ری؟

36:00.181 --> 36:01.182
‫این چه طرز حرف‌زدنـه؟

36:02.016 --> 36:06.186
‫- تو هیچی درباره‌ی من نمی‌دونی.
‫- خودت خواستی که ندونم.

36:06.187 --> 36:08.146
‫این‌قدر قلمبه‌سلمبه واسه‌م حرف نزن.

36:08.318 --> 36:10.858
‫تو هیچی از این دنیا نمی‌دونی.

36:10.859 --> 36:13.402
‫توی یه عمارت بزرگ شدی
‫و با یه دوک ازدواج کردی...

36:13.403 --> 36:16.154
‫هیچ‌وقت احساس سرما،
‫گرسنگی یا تنهایی نکردی.

36:16.155 --> 36:18.407
‫- تو من رو نمی‌فهمی.
‫- چطور؟

36:18.408 --> 36:20.159
‫چون شخصیت پیچیده‌ای داری؟

36:21.286 --> 36:25.038
‫من خیلی بیشتر از تو زندگی کردم
‫و سختی کشیدم، آنابل.

36:25.039 --> 36:26.165
‫مطمئن باش.

36:27.041 --> 36:28.709
‫پدرمادرم آس‌وپاس بودن.

36:28.710 --> 36:30.461
‫خواهرم تنهام گذاشت.

36:31.421 --> 36:33.463
‫شوهر خواهرم باهام
‫مثل یه فاحشه رفتار می‌کرد

36:33.464 --> 36:35.508
‫و بعدش هم شوهر زن‌های دیگه اومدن.

36:36.926 --> 36:39.219
‫تنها چیزی که می‌تونستم

36:39.220 --> 36:41.388
‫ازش محبت بی‌قیدوشرط بگیرم، دخترم بود

36:41.389 --> 36:44.057
‫که ازم گرفتنش
‫و بهش یاد دادن ازم متنفر باشه.

36:44.058 --> 36:45.934
‫و وقتی به سنی رسیدم

36:45.935 --> 36:48.240
‫که فکر کردم زندگی‌م تمومـه

36:48.479 --> 36:49.564
‫با یه مَرد خوب آشنا شدم.

36:49.919 --> 36:52.545
‫آرتور من رو دوست داره
‫و بهم یه فرصت جدید داده

36:52.775 --> 36:55.986
‫تا زندگی‌ای داشته باشم
‫که بقیه توی جَوونی بهش رسیدن.

36:55.987 --> 36:58.656
‫یه خونواده.
‫یه زندگی.

36:59.866 --> 37:03.953
‫ضمناً خود پَتی بهم گفته شهادت ندم.

37:04.662 --> 37:07.080
‫اگه شهادت بدم...

37:07.081 --> 37:09.124
‫اگه اسمم سر زبون‌ها بیُفته...

37:09.125 --> 37:10.752
‫هم آرتور من رو ترک می‌کنه

37:12.128 --> 37:15.924
‫و هم بچه‌م قبل‌از تولدش،
‫می‌شه بچه‌ی یه فاحشه.

37:16.799 --> 37:18.134
‫نمی‌ذارم این اتفاق بیُفته.

37:19.177 --> 37:20.928
‫پس داری یه کار جدید می‌کنی.

37:20.929 --> 37:22.472
‫این بار به بچه‌ت اهمیت می‌دی.

37:25.600 --> 37:26.976
‫تو برای من چی‌کار کردی؟

37:32.398 --> 37:34.317
‫نذاشتم بچه‌ی یه فاحشه باشی.

38:00.051 --> 38:01.639
‫اون چیـه؟

38:04.013 --> 38:05.848
‫توی دهنت نکن، فرِدی.

38:08.351 --> 38:09.644
‫این چیـه؟

38:11.604 --> 38:13.273
‫- سلام.
‫- سلام.

38:15.693 --> 38:17.403
‫سلام، فرِدی.

38:20.280 --> 38:23.825
‫یه‌کم کیک آوردم
‫که از مادرت عذرخواهی کنم.

38:29.664 --> 38:31.165
‫نه...

38:37.672 --> 38:39.299
‫ببین چی‌کار کرد...

38:58.568 --> 39:01.321
‫اولین دعوای زندگی‌م
‫با مادرم رو تجربه کردم.

39:08.453 --> 39:12.372
‫این‌که توی یه‌روز پدرم رو از دست بدم

39:12.373 --> 39:15.000
‫و یه مادر پیدا کنم، دیگه نوبره.

39:15.001 --> 39:18.003
‫همیشه گفتم هر کاری از تو برمی‌آد.

39:18.004 --> 39:20.131
‫و الان بهت افتخار می‌کنم.
‫چه احساسی داری؟

39:23.009 --> 39:24.010
‫متفاوت.

39:25.178 --> 39:28.056
‫ولی مثل سابق.
‫حداقل به جواب رسیدم.

39:28.556 --> 39:30.557
‫جواب همیشه خوبـه.

39:30.558 --> 39:32.142
‫خیلی مفیده.

39:32.561 --> 39:35.271
‫بله. مفیده.

39:38.942 --> 39:40.193
‫مفیده مثل

39:41.861 --> 39:43.530
‫بشقاب.

39:44.197 --> 39:46.032
‫- بشقاب؟
‫- بشقاب.

39:46.533 --> 39:48.492
‫فقط همین به ذهنت رسید؟

39:48.493 --> 39:50.285
‫خب بشقاب‌ها هم مفیدن دیگه.

39:50.286 --> 39:52.412
‫وگرنه غذا می‌ریزه روت.

39:52.413 --> 39:56.083
‫بله. درستـه.
‫بشقاب‌ها مفیدن.

39:56.084 --> 40:00.296
‫پس یه‌چیز دیگه
‫که مفیده... دست‌هائـن.

40:01.839 --> 40:02.840
‫دست‌ها مفیدن؟

40:03.341 --> 40:04.551
‫آره، مفیدن.

40:07.613 --> 40:09.405
‫این رو گفتی که دستم رو بگیری؟

40:09.430 --> 40:11.975
‫ببخشین. شما دوک‌بانو هستین؟

40:13.810 --> 40:16.436
‫- نه. نه...
‫- خیلی‌ها اشتباه می‌گیرنش.

40:16.437 --> 40:17.729
‫تازه من...

40:17.730 --> 40:19.773
‫اون خیلی بدبخت‌تر از منـه.

40:19.774 --> 40:21.776
‫و لباس‌هاش هم قشنگ‌تره.

40:48.177 --> 40:49.178
‫چیزی شده؟

40:57.729 --> 40:59.647
‫باید یه‌چیزی بهت بگم.

41:10.033 --> 41:11.034
‫بفرمایید.

41:14.412 --> 41:15.579
‫جینی گفت احتمالاً بیداری.

41:15.580 --> 41:18.749
‫مینی داره روی
‫سر فرِدی نون تُست می‌ذاره.

41:18.750 --> 41:20.459
‫کنار هم گوگولی‌ان.

41:20.460 --> 41:22.045
‫دیگه یه خونواده شدیم.

41:24.380 --> 41:27.300
‫می‌خواستم این رو نشونت بدم.

41:28.468 --> 41:30.237
‫وای چقدر زشتـه، هونوریا.

41:30.678 --> 41:32.347
‫این مال دیک بود.

41:33.223 --> 41:34.807
‫مال دوران بچگی‌شـه.

41:35.767 --> 41:37.560
‫گفتم شاید مینی خوشش بیاد.

41:39.729 --> 41:41.731
‫ممنون.
‫دوستش دارم.

41:43.358 --> 41:44.359
‫جدی می‌گم.

41:46.110 --> 41:47.237
‫دیگه الان یه خونواده‌ایـم.

41:47.820 --> 41:49.488
‫تو هم عمه‌ی موردعلاقه‌ی مینی‌ای.

41:49.489 --> 41:52.242
‫- به بقیه‌ی دخترها نگی‌ها.
‫- نمی‌گم.

41:53.576 --> 41:56.037
‫و اینجا همیشه خونه‌ی تو می‌مونه.

41:57.413 --> 42:00.582
‫ولی الان چندتا خواهر داری و این یعنی

42:00.583 --> 42:02.877
‫دیگه نیازی نیست
‫زندگی‌ت رو برای مادرت بذاری.

42:03.753 --> 42:06.172
‫بهت قول نمی‌دم
‫که هیچ‌وقت باهاش کنار بیام.

42:08.091 --> 42:11.094
‫ولی مراقبش هستم
‫تا تو به زندگی‌ت برسی.

42:11.928 --> 42:14.889
‫دیک همیشه دوست داشت
‫از اینجا خلاص بشی.

42:15.598 --> 42:20.520
‫از همه بیشتر به تو باور داشت.

42:25.567 --> 42:27.193
‫ممنونـم، کُنچیتا.

42:30.029 --> 42:31.030
‫ممنون.

42:36.911 --> 42:37.954
‫این هم پیدا کردم.

42:43.585 --> 42:46.296
‫این رو دیک توی تابستونی
‫که نیویورک بود، نوشته.

42:47.964 --> 42:49.215
‫بخونش.

42:51.092 --> 42:52.093
‫ممنون.

42:59.434 --> 43:01.727
‫هونوریای عزیزم.

43:01.728 --> 43:05.523
‫من با زنی فوق‌العاده آشنا شدم.

43:07.150 --> 43:10.152
‫تفاوت کُنچیتا کلاسون با خونواده‌ی ما

43:10.153 --> 43:12.446
‫مثل فرق بین کتابخونه و سیرکـه.

43:12.447 --> 43:15.282
‫و مطمئنـم وقتی ببینیش،
‫هم ازش خوشت می‌آد

43:15.283 --> 43:18.119
‫و هم شاید بترسی.

43:19.787 --> 43:22.247
‫اولین بار توی سالن
‫رقص میدون مَدیسون دیدمش.

43:22.248 --> 43:24.458
‫داشت طوری قهقهه می‌زد

43:24.459 --> 43:27.462
‫که انگار هیچی خنده‌دارتر
‫توی این دنیا نیست.

43:28.755 --> 43:32.132
‫خیلی بی‌ریا و نترسـه.

43:32.133 --> 43:35.510
‫به زندگی‌م طعم جدیدی داده، هونوریا.

43:35.511 --> 43:37.512
‫کُنچیتا مثل یه الماس درخشان می‌مونه.

43:37.513 --> 43:39.556
‫وقتی می‌رقصه، دنیا بهش خیره می‌شه.

43:39.557 --> 43:43.186
‫وقتی بهم نگاه می‌کنه،
‫انگار دنیا رو بهم دادن.

43:45.104 --> 43:47.857
‫مطمئنـم قراره تا آخر عمر
‫دوستش داشته باشم.

43:49.901 --> 43:52.152
‫حتی اگه فردا بمیرم

43:52.153 --> 43:55.406
‫امروز کاملاً ارزشش رو داشته

43:57.534 --> 44:00.620
‫که غرق در روشنایی
‫بی‌انتهای اون بشم

44:03.498 --> 44:04.874
‫و دستش رو بگیرم.

44:09.905 --> 44:11.531
‫سلام من رو به سگ‌ها برسون.

44:12.674 --> 44:14.634
‫دوستت دارم.
‫ازطرف دیک.

44:29.816 --> 44:31.651
‫باز یه‌چیزی یادم رفت.

44:36.072 --> 44:38.032
‫تصور کن من بزرگت می‌کردم.

44:38.616 --> 44:40.535
‫یعنی هرشب اون‌طوری بحث می‌کردیم؟

44:41.744 --> 44:42.745
‫حتی بَدتر.

44:43.538 --> 44:45.331
‫فاجعه می‌شد.

44:45.999 --> 44:48.710
‫نمی‌دونم زندگی‌ت رو خراب کردم
‫یا بهت لطف کردم.

44:54.591 --> 44:56.676
‫نمی‌تونستم اون‌زمان
‫مادری باشم که تو لایقشـی.

44:58.928 --> 45:00.054
‫خودم یه دختر جَوون بودم.

45:04.517 --> 45:09.938
‫نمی‌فهمم چرا ناراحت شدم

45:09.939 --> 45:11.691
‫وقتی شنیدم قراره بچه بیاری.

45:12.567 --> 45:16.279
‫شاید چون تو هم دل داری.

45:21.868 --> 45:25.580
‫بالاخره آماده شدیم.
‫آرتور نمی‌آد؟

45:26.289 --> 45:28.124
‫یه‌کم... یه‌کم دودل بود.

46:01.032 --> 46:02.407
‫باید زودتر می‌اومدم پیشِت.

46:02.408 --> 46:03.743
‫ولی سرت شلوغ بود، نه؟

46:04.827 --> 46:06.538
‫- با رید رابینسون؟
‫- نه.

46:07.956 --> 46:08.957
‫ترسیده بودم.

46:11.042 --> 46:13.503
‫خیلی چیزها هست
‫که باید بابتش عذرخواهی کنم.

46:14.254 --> 46:15.296
‫و...

46:15.797 --> 46:18.883
‫- می‌دونم هیچ‌وقت من رو کامل نمی‌بخـ
‫- فکر کردی عذرخواهی کافیـه؟

46:19.467 --> 46:21.843
‫اگه دخالت نمی‌کردی، نَن با گای می‌رفت

46:21.844 --> 46:23.887
‫و عروسی برگزار نمی‌شد.
‫فوقش دلم می‌شکست.

46:23.888 --> 46:26.484
‫ولی حداقل می‌تونستم
‫بعدش دوباره عاشق بشم.

46:27.767 --> 46:30.493
‫الان هم لیزی اِمزوُرت رو دوست دارم.
‫می‌دونستی؟

46:30.895 --> 46:31.979
‫اون هم من رو دوست داره.

46:31.980 --> 46:34.398
‫اِلیزابت؟
‫نامزد هِکتور؟

46:34.399 --> 46:35.483
‫نه.

46:36.234 --> 46:38.570
‫اِلیزابتِ من.
‫لیزیِ من.

46:39.529 --> 46:41.530
‫زنی که می‌تونستم باهاش خوشبخت بشم...

46:41.531 --> 46:43.324
‫البته اگه دخالت نمی‌کردی.

46:48.329 --> 46:49.414
‫چرا همون‌موقع نرفتی سراغش؟

46:53.001 --> 46:55.128
‫بعداز فوت پدر، چرا نرفتی سراغ رید؟

46:56.337 --> 46:59.382
‫چون اون‌موقع
‫یه مَرد توی زندگی‌م داشتم.

47:03.845 --> 47:04.846
‫تو.

47:13.771 --> 47:15.356
‫و فقط تو برام مهم بودی.

47:24.157 --> 47:25.283
‫دلم برات تنگ شده بود.

47:32.081 --> 47:33.291
‫من هم همین‌طور.

47:55.688 --> 47:57.482
‫برید عقب، لطفاً.

48:18.002 --> 48:19.420
‫می‌دونی که می‌تونم

48:20.547 --> 48:22.006
‫راحت این قضیه رو جمع کنم، پَتی.

48:24.676 --> 48:29.013
‫می‌تونیم هر دو از اینجا بریم.
‫انگارنه‌انگار که چیزی شده.

48:31.266 --> 48:34.309
‫- برخیزید.
‫- تو برنده نمی‌شی.

48:34.748 --> 48:37.062
‫شاید تونم طلاق بگیرم

48:37.063 --> 48:39.691
‫ولی هربار که یه زن
‫درخواست تو رو رد کنه...

48:40.358 --> 48:43.486
‫یا همسری از حقش دفاع کنه
‫و یا معشوقه‌ای آزاد بشه...

48:44.028 --> 48:45.196
‫برنده‌ی ماجرا منـم.

48:47.156 --> 48:48.241
‫لطفاً بشینید.

48:48.689 --> 48:52.400
‫ازاونجاکه مدرک محکمی
‫در پرونده ارائه نشده

48:52.620 --> 48:54.831
‫- این جلسه...
‫- جناب قاضی.

48:55.331 --> 48:58.042
‫می‌خوایم آخرین شاهد رو فرا بخونیم.

49:32.327 --> 49:34.162
‫من اِلنور بروکس هستم.

49:34.662 --> 49:36.623
‫خواهر کوچیک‌تر پاتریشیا سَنت جورج.

49:41.628 --> 49:45.089
‫و مطمئنـم همسرش بهش خیانت کرده

49:47.383 --> 49:49.219
‫چون من مادر واقعی نَن هستم.

49:51.679 --> 49:53.972
‫نظم رو رعایت کنید.

49:53.973 --> 49:56.184
‫سکوت کنید.

49:57.977 --> 50:03.774
‫هم نامه‌هایی دارم که
‫با اسم و امضای ترِیسی نوشته شده

50:03.775 --> 50:05.318
‫و کارهاش رو توضیح داده

50:06.694 --> 50:09.781
‫و هم رسید هتل‌هایی که با هم بودیم.

50:10.782 --> 50:11.866
‫مدرک بیشتری لازمـه؟

50:37.225 --> 50:38.268
‫عالی بود!

50:39.227 --> 50:41.145
‫- خانم جورج! اینجا رو نگاه کنین!
‫- ممنونـم.

50:43.773 --> 50:44.983
‫ممنون.

50:48.278 --> 50:49.279
‫آفرین، پَتی.

50:50.154 --> 50:51.154
‫تبریک می‌گم.

50:51.155 --> 50:52.698
‫پس دست‌به‌یکی کردین.

50:52.699 --> 50:54.449
‫باریکلا به شما.

50:54.450 --> 50:56.535
‫ولی نه می‌ذارم
‫یه‌قرون ازم بهتون برسه

50:56.536 --> 50:57.911
‫و نه هیچ‌وقت من رو ببینین.

50:57.912 --> 51:00.290
‫خودمون زندگی‌مون رو می‌گردونیم.

51:14.095 --> 51:16.431
‫تو فوق‌العاده‌ای.

51:17.098 --> 51:18.724
‫حالا می‌خوای چی‌کار کنی؟

51:18.725 --> 51:21.268
‫کل شب رو باهات حرف می‌زنم.

51:21.269 --> 51:24.188
‫- بعدش لطفاً بذار جینی رو ببینم.
‫- حتماً.

51:24.189 --> 51:25.607
‫عع، گای!

51:28.067 --> 51:30.110
‫بالاخره اومدی.
‫ازت ممنونـم

51:30.111 --> 51:32.280
‫که مراقب هر دو دخترهام بودی.

52:28.488 --> 52:29.493
‫اومدی.

52:33.416 --> 52:35.251
‫بی‌زحمت برام چایی بیار.

52:35.843 --> 52:36.844
‫نه.

52:39.013 --> 52:40.431
‫نمی‌تونم. شرمنده‌ام.

52:41.849 --> 52:43.642
‫البته نه، شرمنده نیستم.

52:43.643 --> 52:47.062
‫نمی‌تونم برات چایی بیارم، مادر
‫چون دارم می‌رم فرانسه.

52:47.063 --> 52:49.815
‫- مسخره نشو، هونوریا.
‫- مسخره نیستم.

52:49.816 --> 52:51.984
‫هیچ‌وقت مسخره‌بازی درنیاوردم.
‫فکر کنم مشکلم همین بوده.

52:51.985 --> 52:53.862
‫یا حداقل یکی از مشکلاتم بوده.

52:55.655 --> 52:58.615
‫می‌خوام مسخره، احساساتی و شجاع باشم.

52:58.616 --> 53:01.744
‫و بیشتری از هرچیزی،
‫می‌خوام ریچارد اینجا باشه.

53:02.245 --> 53:04.621
‫می‌دونم تو هم همین رو می‌خوای.
‫واقعاً متأسفـم.

53:04.622 --> 53:08.500
‫ولی از این متأسف نیستم
‫که می‌خوام زندگی خودم رو داشته باشم.

53:08.501 --> 53:11.044
‫نمی‌خوام تا آخر عمر
‫با پشیمونی زندگی کنم، مادر.

53:11.045 --> 53:14.464
‫می‌خوام یه‌کم مسخره،
‫احساساتی و شجاع باشم.

53:14.465 --> 53:16.383
‫پس موفق باشی.

53:16.796 --> 53:20.229
‫چند ساعت دیگه
‫که ترسیدی و نظرت عوض شد

53:20.254 --> 53:21.930
‫خودت برمی‌گردی پیشم.

53:22.016 --> 53:23.393
‫نظرم عوض نمی‌شه.

53:24.392 --> 53:26.060
‫من اون آدم سابق نیستم.

53:26.686 --> 53:29.771
‫شاید حتی در آینده
‫کلاً یه آدم دیگه بشم.

53:29.962 --> 53:31.481
‫شاید غافل‌گیرت کنم، مادر.

53:31.482 --> 53:35.653
‫تو هیچ‌وقت توی
‫زندگی‌ت غافل‌گیرم نکردی.

53:43.536 --> 53:45.495
‫- یه کارت بردار.
‫- داشتیم می‌بردیم‌ها...

53:45.496 --> 53:47.372
‫همه‌ش می‌آی سراغ من!

53:47.373 --> 53:49.249
‫دوستتون دارم.

53:49.250 --> 53:51.961
‫- فقط همین یه خواهر رو داری دیگه.
‫- یه‌لحظه بلند شو.

53:53.046 --> 53:54.047
‫چی شده؟

53:57.133 --> 53:59.343
‫باورم نمی‌شه...

53:59.344 --> 54:01.386
‫شماها خبر داشتین؟

54:01.387 --> 54:02.472
‫نه!

54:07.018 --> 54:08.895
‫دیگه می‌خوام برم فرانسه.

54:09.812 --> 54:11.523
‫بهت افتخار می‌کنم.

54:27.956 --> 54:29.999
‫چجوری تا الان نفهمیدین؟

54:30.959 --> 54:32.210
‫مِیبل.

54:35.088 --> 54:36.881
‫عجب سفر طولانی‌ای بود.

54:37.382 --> 54:40.092
‫به نظرت وقتی برسیم، فرِدی بیداره؟

54:40.093 --> 54:42.803
‫اگه خواب باشه هم مطمئنـم
‫جینی مشکلی نداره که بیدارش کنیم.

54:42.804 --> 54:44.264
‫اگه بیدارش نکنین، خودم می‌کنم.

54:45.431 --> 54:46.599
‫حتماً خیلی بزرگ شده.

54:47.642 --> 54:48.768
‫سریع رشد می‌کنه.

54:49.435 --> 54:50.895
‫جینی هم همین‌طوری بود.

55:00.572 --> 55:02.657
‫وای! اومدن!

55:04.158 --> 55:06.493
‫- سلام، مِیبل!
‫- نَن!

55:06.494 --> 55:08.412
‫- خوش اومدین!
‫- ممنون!

55:08.413 --> 55:09.747
‫سلام!

55:36.649 --> 55:37.795
‫مِیبل.

55:38.222 --> 55:39.305
‫این مال کیـه؟

55:39.330 --> 55:40.986
‫مال لیزی‌ـه.

55:40.987 --> 55:43.488
‫داره دربه‌در دنبال جفتش می‌گرده.

55:43.489 --> 55:45.325
‫خیلی خوش‌حالـیم که برگشتی، نَن.

55:49.120 --> 55:50.163
‫ببخشین.

56:15.480 --> 56:16.981
‫نَن.

56:20.860 --> 56:22.195
‫این پالوماست.

56:25.073 --> 56:26.199
‫من همسر گای هستم.

56:35.892 --> 56:40.898
‫ترجمه و زیرنویس از پوریا هزیمتی
‫∞ POORUYO ∞

56:41.184 --> 56:45.689
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

56:45.983 --> 56:50.498
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus
