WEBVTT

00:00.769 --> 00:02.769
‫آنچه گذشت...

00:02.770 --> 00:05.650
‫این مداخله‌گرهایی که سیاره‎مون
‫رو تهدید می‎کنن رو شکست میدم

00:05.770 --> 00:09.520
‫در عوضش فقط ازتون می‎خوام...

00:09.600 --> 00:12.520
‫اگه سندیکای اسپایک بهتون پیشنهاد دادن
‫که بهم خیانت کنید، دخالت نکنید

00:12.600 --> 00:15.390
‫این قابل قبوله

00:15.520 --> 00:17.810
‫قبول می‎کنم

00:17.890 --> 00:18.890
‫بهشون اعتماد داری؟

00:18.970 --> 00:20.720
‫اونقدر احمق نیستن که نتونن ببینن...

00:20.810 --> 00:23.640
‫که پایک‎ها آخر سر کل سیاره
‫رو به دست می‎گیرن

00:23.720 --> 00:26.020
‫باید واسه جنگ آماده بشیم

00:26.100 --> 00:28.350
‫چقدر خزانه‎مون پره؟

00:28.430 --> 00:32.770
‫من اعتبار زیاد دارم.
‫چیزی که کم دارم زور و بازوئه

00:32.850 --> 00:36.770
‫با اعتبار میشه زور و بازو خرید،
‫اگه بدونی کجا رو بگردی

02:23.350 --> 02:24.680
‫به نظر میاد گم شدی

02:26.060 --> 02:27.810
‫من دنبال کابا بایِز می‎گردم

02:31.310 --> 02:33.270
‫چی باعث شده فکر کنی
‫که اون اینجاست؟

02:39.560 --> 02:40.890
‫ازش چی می‏‎خوای؟

02:42.640 --> 02:45.470
‫اون پول هنگفتی به کسی بدهکاره

02:45.560 --> 02:46.720
‫کی؟

02:46.810 --> 02:49.470
‫این به من مربوط نمیشه.
‫من اومدم که ببرم تحویلش بدم

02:52.350 --> 02:56.220
‫خب، اگه دیدمش
‫بهش میگم

02:59.770 --> 03:01.390
‫من همین الان می‌بینمش

03:07.140 --> 03:11.270
‫این من نیستم.
‫اصلا شبیه منم نیست

03:13.470 --> 03:15.180
‫به بقیه‌تون این فرصت رو میدم

03:15.270 --> 03:17.560
‫که از اینجا برین

03:17.640 --> 03:19.560
‫من مشکلی با شما ندارم

03:22.350 --> 03:23.970
‫اونا جایی نمیرن

03:25.390 --> 03:27.390
‫به نظر من که محاصره شدی

03:31.970 --> 03:34.060
‫ولی بهت می‏خوره منطقی باشی

03:36.020 --> 03:37.810
‫بیا درمورد گزینه‎هامون صحبت کنیم

03:43.220 --> 03:45.100
‫می‌تونم زنده ببرمت،

03:46.470 --> 03:48.430
‫یا می‎تونم مُرده ببرمت

03:51.390 --> 03:52.390
‫حمله!

05:06.220 --> 05:09.060
‫رئیس‎تون مرده

05:09.140 --> 05:10.850
‫اومدم جایزه روی سرش رو ببرم

05:12.310 --> 05:14.310
‫با شما مشکلی ندارم

05:14.970 --> 05:19.100
‫یه عالمه اعتبار جمهوری جدید اون داخل هست
‫که من حق برداشتن‎شون رو ندارم

05:19.720 --> 05:23.810
‫اگه بهم این افتخار رو بدین که بذارین رد بشم،
‫همه‏تون می‎تونن...

05:23.890 --> 05:28.350
‫هرچی که از نظرتون حق‌تونه
‫رو از کارفرمای قبلی‎تون بردارین

05:59.351 --> 06:04.200
‫«کتاب بوبا فت»

06:04.201 --> 06:08.850
‫«قسمت پنجم»
‫«بازگشت مندلورین»

07:23.140 --> 07:31.130
دانلود فیلم و سریال بدون سانسور
ValaMovie.com
@ValaMovie

07:31.140 --> 07:39.130
دانلود فیلم و سریال بدون سانسور
ValaMovie.com
@ValaMovie

07:39.140 --> 07:40.140
مترجم: تورج پاکاری

07:49.140 --> 07:52.390
‫چه سریع تمومش کردی.
‫تو جایزه‎بگیر خوبی هستی

07:52.810 --> 07:54.600
‫پاداشم...

07:54.680 --> 07:56.100
‫و اطلاعاتی که قولش رو داده بودی
‫رو می‎‏خوام

07:56.101 --> 07:58.101
‫چرا تو کارت اینقدر عجله داری، مندو؟

07:58.770 --> 08:00.970
‫کار خودم به خودم مربوطه.
‫کجاست؟

08:02.101 --> 08:04.800
‫بشین و باهامون غذا بخور

08:04.810 --> 08:08.100
‫نزدیک‏ترین دریچه دسترسی
‫به زیرطبقه کجاست؟

08:08.101 --> 08:12.452
‫بشین و باهامون غذا بخور
‫وگرنه هیچی بهت نمیگم

08:12.470 --> 08:15.970
‫می‌تونی پاداشت رو نگه داری.
‫رو سر این کلاتونیان جایزه گذاشته شده

08:16.060 --> 08:18.810
‫اگه بهم اطلاعات رو ندی،
‫یه نفر دیگه میده

08:18.811 --> 08:24.201
‫آخر کوچه کالزوک
‫کنار برج‌های دریچه حرارتیه

08:26.202 --> 08:31.500
‫لطفا بشین.
‫یه کار دیگه برات دارم

08:31.560 --> 08:33.520
‫اگه جای تو بودم
‫اینو تو یخ می‌ذاشتم

11:13.720 --> 11:14.850
‫بهش رسیدگی کنین

11:28.930 --> 11:31.350
‫نمی‌دونستم دوباره می‌بینمت یا نه

11:31.430 --> 11:33.640
‫ممنون که منو تو نوارو نجات دادی

11:38.430 --> 11:40.390
‫بابت قربانی‎ای که دادی متاسفم

11:41.020 --> 11:43.310
‫الان سه نفریم

11:48.470 --> 11:50.720
‫به زودی مشغول کارت می‎کنیم

11:50.810 --> 11:53.020
‫چه سلاحی همچین زخمی بوجود آورده؟

11:56.810 --> 11:57.810
‫این

11:59.180 --> 12:02.140
‫پاز ویزلا، بیارش پیشم

12:23.970 --> 12:28.890
‫این همه از امپراطوری صحبت شد،
‫اونوقت کمتر از 30 سال دووم آوردن

12:28.970 --> 12:32.350
‫مندلوریاها ده هزار سال وجود داشتند

12:35.600 --> 12:37.810
‫تو از این شمشیر چی میدونی؟

12:38.470 --> 12:41.140
‫بهم گفته شده که این دارک‎سِیبره

12:41.220 --> 12:42.220
‫درسته

12:42.930 --> 12:45.350
‫متوجه اهمیتش هستی؟

12:46.600 --> 12:50.220
‫هرکی به دست بگیرتش
‫می‌تونه کل مندلور رو رهبری کنه

12:51.060 --> 12:53.680
‫اگه در نبرد با عقده بدست بیاد

12:53.770 --> 13:00.100
‫گفته میشه که یه جنگجو 20 نفر رو شکست میده
‫و جمعیت‌هایی در جلوش ساقط میشن

13:00.180 --> 13:03.890
‫اما اگه در نبرد به دست نیاد

13:03.970 --> 13:07.100
‫و به دست فرد بی‌لیاقت بیوفته

13:07.180 --> 13:09.640
‫برای ملت نفرینی خواهد بود

13:11.600 --> 13:13.520
‫مندلور تباه میشه

13:13.600 --> 13:16.560
‫و مردمانش در چهار باد پراکنده میشن

13:20.430 --> 13:24.640
‫قبضه شمشیر از بسکاری چنان با کیفیت ساخته شده
‫که تا به حال مثلش رو ندیدم

13:24.720 --> 13:29.640
‫بیش از هزار سال پیش توسط
‫مندلوری به اسم تار ویزلا ساخته شده

13:30.390 --> 13:33.430
‫اون هم مندلوری بود
‫و هم جدای

13:34.220 --> 13:35.470
‫من جدای رو دیدم

13:36.430 --> 13:38.560
‫پس کاوشت رو تکمیل کردی

13:39.850 --> 13:40.850
‫بله

13:41.930 --> 13:44.770
‫پس می‏‎تونی در حین بازسازی
‫به مخفیگاه ما محلق بشی

13:45.560 --> 13:47.970
‫- این راهشه
‫- این راهشه

13:48.060 --> 13:49.770
‫این راهشه

14:07.020 --> 14:09.060
‫کجا دارک‎سیبر رو پیدا کردی؟

14:10.270 --> 14:11.770
‫ماف گیدئون رو شکست دادم

14:14.180 --> 14:15.430
‫اونو کشتی؟

14:16.350 --> 14:17.350
‫نه

14:18.390 --> 14:21.560
‫ولی واسه بازجویی به جمهوری جدید فرستادنش،

14:21.640 --> 14:24.220
‫و به خاطر جنایاتش با عدالت روبرو میشه

14:24.720 --> 14:27.640
‫در ازای جنایاتش
‫مرگ، عدالت رو اجرا می‏کرد

14:27.720 --> 14:28.970
‫این حقیقت داره

14:29.770 --> 14:33.180
‫خون میلیون‏ها نفر از گونه ما
‫به دست‏های اون آغشته‎ست

14:34.970 --> 14:37.220
‫پس توسط دادگاه جمهوری جدید...

14:37.310 --> 14:38.810
‫بخاطر جنایاتش اعدام میشه

14:38.890 --> 14:40.180
‫حالا می‌بینیم

14:43.180 --> 14:44.930
‫ترانه‌های اعصار گذشته...

14:45.020 --> 14:50.220
‫از ظهور یه میتوزار پیشگویی می‎کنه
‫تا عصر جدیدی از مندلور رو بشارت بده

14:55.390 --> 14:58.270
‫بدبختانه، اون فقط در افسانه‌ها وجود داره

15:00.180 --> 15:03.310
‫نیزه بسکار رو کجا پیدا کردی؟

15:05.020 --> 15:06.560
‫هدیه‎ای از یه جدای بود

15:07.390 --> 15:09.680
‫می‌تونه جلودار یه شمشیر نوری باشه

15:09.770 --> 15:12.220
‫ازش واسه شکست دادن
‫ماف گیدئون استفاده کردم

15:12.310 --> 15:15.220
‫همینطورم می‎‏تونه زره بسکاری رو سوراخ کنه

15:15.310 --> 15:18.810
‫صرفاً وجودش،
‫مندلوری‎ها رو در معرض خطر قرار میده

15:18.890 --> 15:23.350
‫فلز مندلوری‎ها واسه ساخت زره هستن،
‫نه سلاح

15:26.350 --> 15:28.060
‫پس به شکل زره درش بیار

15:32.560 --> 15:36.100
‫دارک‎سیبر سلاح نجیب‎تریه که
‫می‏تونی به دستش بگیری

15:46.680 --> 15:49.720
‫تا حالا اسم بوکاتان کریز
‫به گوشت خورده؟

15:50.430 --> 15:53.520
‫بوکاتان یه حکایت عبرت انگیزه

15:56.350 --> 15:59.180
‫اون یه بار فقط بر اساس خون
‫و شمشیری که الان دست توئه

15:59.270 --> 16:03.350
‫ادعای حکومت مندلور رو داشت

16:03.430 --> 16:06.930
‫ولی بهش هدیه شده بود
‫با عقیده بدستش نیاورده بود

16:08.270 --> 16:14.520
‫بوکاتان کریز از یه خاندان خیلی بزرگ بود،
‫ولی اونا راه رو گم کردن

16:16.310 --> 16:19.520
‫حکومت اون فاجعه‌وار به پایان رسید

16:19.600 --> 16:23.470
‫اونا راهشون رو گم کردن
‫و ما دنیامون رو از دست دادیم

16:27.470 --> 16:31.100
‫اگه فرقه ما در قمر کنکوردیا مستقر نشده بود

16:31.180 --> 16:34.060
‫از پاکسازی بزرگ زنده نمی‏‎موندیم

16:42.430 --> 16:46.270
<i>‫ زادگان مندلور از راه منحرف شدن </i>

16:46.350 --> 16:49.470
<i>‫ آخر سر، مداخله کنندگان امپراتوری... </i>

16:49.560 --> 16:53.520
<i>‫ هرچی که می‌شناختیم و دوست داشتیم </i>
<i>‫ رو در "شبِ هزار اشک" نابود کردند </i>

17:21.310 --> 17:26.600
‫فقط کسانی که راه رو طی کردن، تونستن از نفرینی که
‫در عقیده پیش‌بینی شده بود فرار کنن

17:26.680 --> 17:29.310
‫اگرچه مردمان‎مون در بادها
‫پراکنده شده بودن

17:29.390 --> 17:33.520
‫پایبندی ما به راه،
‫میراث ما رو برای نسل‌ها حفظ کرده

17:33.600 --> 17:37.310
‫تا اینکه شاید روزی به دنیای زادگاه‎مون برگردیم

17:39.770 --> 17:41.220
‫چی بسازم؟

17:42.100 --> 17:43.770
‫چیزی برای یه بچه سر راهی

17:44.890 --> 17:46.020
‫این راهشه

17:47.430 --> 17:49.350
‫واسه یه بچه سر راهی به خصوص

17:50.640 --> 17:51.770
‫گروگو

17:51.850 --> 17:56.310
‫اون دیگه تحت مراقبت تو نیست.
‫الان پیش هم‏‎نوعانشه

17:57.470 --> 18:00.430
‫می‎خوام ببینمش،
‫مطمئن بشم که در امانه

18:02.220 --> 18:05.060
‫به منظور تسلط بر شیوه‎های نیرو،

18:05.140 --> 18:08.640
‫جدای باید همه دلبستگی‌ها رو کنار بذاره

18:09.560 --> 18:11.430
‫این خلاف عقیده ماست

18:12.060 --> 18:15.560
‫وفاداری و همبستگی راه ما هستن

18:18.020 --> 18:21.310
‫برای بچه سر راهی گروگو
‫چی بسازم؟

18:52.310 --> 18:54.430
‫سولوس.
‫تاد

18:54.930 --> 18:57.140
‫اهن. سولوس

18:57.560 --> 18:59.560
‫تاد. اهن

19:00.100 --> 19:02.140
‫سولوس. تاد

19:02.680 --> 19:04.890
‫اهن. کیور

19:08.140 --> 19:09.520
‫سولوس

19:10.560 --> 19:11.850
‫تاد

19:12.930 --> 19:13.930
‫اهن

19:14.520 --> 19:16.140
‫کیور

19:17.890 --> 19:20.350
‫داری با خود شمیشیر مبارزه می‏کنی

19:22.890 --> 19:24.600
‫با هر حرکت سنگین‎تر میشه

19:25.350 --> 19:28.970
‫بخاطر اینه که داری با خود شمیشیر
‫مبارزه می‏کنی

19:30.180 --> 19:32.470
‫باید با حریفت مبارزه کنی

19:33.470 --> 19:34.470
‫بلند شو

19:41.520 --> 19:43.810
‫سولوس

19:43.930 --> 19:44.930
‫تاد

19:45.720 --> 19:46.720
‫اهن

19:59.310 --> 20:01.180
‫بیا. حسش کن

20:02.220 --> 20:04.680
‫تو واسه مبارزه با دارک‎سیبر زیادی ضعیفی

20:05.600 --> 20:07.850
‫اگه علیه‌اش بجنگی
‫اون پیروز میشه

20:10.220 --> 20:12.640
‫نمی‏تونی با قوّتت کنترلش کنی

20:15.560 --> 20:17.180
‫می‎خوام دوباره امتحان کنم

20:17.810 --> 20:21.310
‫پشتکار بدون بصیرت
‫به همون نتیجه منجر میشه

20:21.390 --> 20:24.810
‫بدنت قویه ولی ذهنت حواس‎پرته

20:25.430 --> 20:26.770
‫الان متمرکزم

20:26.850 --> 20:29.140
‫شمشیر که چیزه دیگه‏ای میگه

20:32.140 --> 20:35.680
‫شاید دارک‎سیبر به دستان
‫کس دیگه‎ای تعلق داره

20:40.560 --> 20:41.560
‫شاید

20:43.270 --> 20:47.930
‫توسط جد من ساخته شده،
‫موسس خاندان ویزلا

20:49.020 --> 20:50.720
‫و حالا متعلق به منه

20:51.890 --> 20:53.720
‫چون در نبرد بدستش آوردی

20:55.560 --> 20:56.810
‫درسته

20:58.270 --> 21:00.560
‫و حالا من از تو بدستش میارم

21:03.350 --> 21:06.970
‫تو با این دوئل موافقی، دین جارین؟

21:09.680 --> 21:10.850
‫بله

22:46.520 --> 22:49.890
‫سرنوشت این شمشیر
‫رو به قبیله من برگردونده

22:49.970 --> 22:53.100
‫و حالا سرنوشت جون تو رو می‏گیره

23:11.850 --> 23:13.060
‫تموم شد

23:18.390 --> 23:22.020
‫پاز ویزلا، تا به حال کلاه‎‏خودت رو در آوردی؟

23:22.100 --> 23:23.180
‫نه

23:23.270 --> 23:25.220
‫تا حالا کس دیگه‌ای درش آورده؟

23:25.310 --> 23:26.810
‫هرگز

23:26.890 --> 23:28.310
‫این راهشه

23:28.390 --> 23:29.560
‫این راهشه

23:30.220 --> 23:33.970
‫دین جارین، تو تا به حال کلاه‎‏خودت رو در آوردی؟

23:37.560 --> 23:39.970
‫تا به حال کلاه‎‏خودت رو در آوردی؟

23:43.270 --> 23:46.470
‫به نام عقیده، باید سوگند بخوری

23:56.270 --> 23:57.390
‫در آوردم

23:59.350 --> 24:02.430
‫پس دیگه یه مندلوری نیستی

24:04.970 --> 24:08.390
‫ازتون طلب بخشش دارم.
‫چطور می‎‌تونم کفاره بدم؟

24:08.470 --> 24:10.520
‫از اینجا برو، ملحد

24:12.100 --> 24:15.270
‫طبق عقیده، فرد خاطی فقط...

24:15.350 --> 24:18.810
‫در آب‌های زنده زیر معادن مندلور
‫می‌تونه رهایی پیدا کنه

24:18.890 --> 24:21.100
‫و همه معادن نابودن شدن

24:22.430 --> 24:23.600
‫این راهشه

25:26.720 --> 25:28.350
<i>‫ توجه، لطفا </i>

25:28.430 --> 25:32.890
<i>‫ پرواز 1020، سفر بی‌وقفه به تاتویین </i>

25:32.970 --> 25:36.100
<i>‫ اکنون در گیت شماره یک </i>
<i>‫ آماده سوار شدن می‎باشد </i>

25:36.180 --> 25:40.100
<i>‫ تمامی مسافرین، </i>
<i>‫ فوراً به محوطه سوار شدن بروید </i>

25:43.680 --> 25:45.770
‫ببخشید، قربان

25:45.850 --> 25:48.520
‫باید سلاح‌تون رو در بیارید

25:48.600 --> 25:51.310
‫من یه مندلوری‎ هستم.
‫سلاح‏‌ها بخشی از مذهب منن

25:51.390 --> 25:55.970
‫متاسفم، قربان
‫نمی‌تونید با سلاح‎‏هاتون سوار پرواز تجاری بشید

25:56.060 --> 25:57.560
‫اگه می‌خواید در این مورد...

25:57.640 --> 26:01.390
‫با ناظرم صحبت کنید،
‫با کمال میل پرواز فردا رو براتون رزرو می‎کنم

26:01.470 --> 26:02.600
‫باشه

26:38.810 --> 26:40.560
‫دقیقا میدونم چه چیزهایی داخلشن

26:40.640 --> 26:42.270
‫ادامه بدید

28:24.560 --> 28:27.350
‫به ماس‎آیزلی خوش آمدید

28:27.430 --> 28:28.720
‫اینجا

28:28.810 --> 28:30.930
‫از طرف خدمه‎مون،

28:31.020 --> 28:34.270
‫ممنون که با استار لاینر تراول سفر کردید

28:34.350 --> 28:39.060
‫اقامت خوشی را برای شما آرزومندیم
‫و امیدواریم که دوباره خیلی زود شما رو ببینیم

28:49.270 --> 28:51.430
‫نه! نه، بی‌دی!

28:55.270 --> 28:58.680
‫تردول، برو و اون موتور سر راه رو بردار
‫تا بتونم بترکونمش

29:00.560 --> 29:03.640
‫نه؟ نمی‌تونی بگی نه.
‫تو یه رباتی

29:03.720 --> 29:07.060
‫چیه، یهو حکومت دموکراسی راه افتاده؟
‫آر5؟

29:07.140 --> 29:09.350
‫صحیح.
‫فکرش رو می‏‎کردم

29:15.020 --> 29:16.520
‫باشه، خودم ترتیبش رو میدم

29:22.220 --> 29:24.680
‫بیا بیرون، بیا بیرون،
‫هرجا که هستی

29:26.140 --> 29:28.020
‫موشِ ومپ مسخره

29:31.180 --> 29:34.140
‫خیلی‏خب، اینجا نیست.
‫شاید فرار کـ...

29:35.520 --> 29:38.430
‫اوه، منو گرفت!
‫بدجور می‎جوئه!

29:40.850 --> 29:43.060
‫نه! خدایا! نه!

29:47.770 --> 29:49.470
‫عجب ورودی کردی

29:49.560 --> 29:52.270
‫بی‎دی؟ خوبی؟

29:52.350 --> 29:54.720
‫اوه، خوبه.
‫اوه، پسر!

29:54.810 --> 29:56.560
‫هی همگی، نگاه کنین.
‫مندو اومده

30:03.270 --> 30:06.560
‫چی باعث شده افتخار اومدنت نصیبمون بشه؟
‫اومدی یه اژدهای دیگه بکشی؟

30:06.640 --> 30:08.220
‫دنبال یه جایزه دست نیافتنی افتادی؟

30:08.310 --> 30:09.930
‫پیغامت به دستم رسید

30:10.020 --> 30:11.600
‫پیغام؟ کدوم پیغام؟

30:11.680 --> 30:14.640
‫گفتی یه سفینه جایگذین "ریزر کرست"
‫برام پیدا کردی

30:14.720 --> 30:17.060
‫آره، درسته. همینو گفتم.
‫کارم همینه

30:17.140 --> 30:19.680
‫بدجور مشغول کار کردن بودم، آره.
‫پول رو آوردی؟

30:19.770 --> 30:21.140
‫همینجاست

30:22.350 --> 30:23.350
‫میشه بشمرمش؟

30:23.430 --> 30:26.770
‫نه اینکه بهت اعتماد ندارم.
‫فقط می‎‏خوام مطمئن بشم که زیاد بهم پول ندی

30:26.850 --> 30:28.560
‫هی ربات‏ها، یکم مفید باشین

30:28.640 --> 30:32.470
‫اینو بشمرین، و تا اون بو گند نگرفته
‫منقل رو به راه کنین

30:32.560 --> 30:35.270
‫از این طرف.
‫فقط صبر کن تا این جیگر رو ببینی

30:35.350 --> 30:38.350
‫خب، همراه نامحتَمَلت کجاست؟

30:39.770 --> 30:41.600
‫اونو به پیش هم‏نوعانش برگردوندم

30:42.560 --> 30:44.640
‫آخه چرا باید همچین کاری بکنی؟

30:44.720 --> 30:48.430
‫می‌تونستم پول خوبی ازش در بیارم.
‫می‌تونستم یه باغ‎وحش نوازشی باز کنم

30:49.850 --> 30:51.520
‫سفینه کجاست؟

30:52.850 --> 30:54.220
‫از این طرف

30:55.850 --> 30:57.970
‫آماده‌ای که دهنت وا بمونه؟

31:14.350 --> 31:15.680
‫ریزر کرست کجاست؟

31:15.770 --> 31:17.470
‫من که نگفتم یه ریزر کرست دارم

31:17.560 --> 31:20.390
‫گفتم جایگذینی واسه یه ریزر کرست دارم

31:21.470 --> 31:24.350
‫- من واسه اینا وقت ندارم
‫- یه لحظه وایسا

31:24.430 --> 31:26.850
‫اصلا میدونی این چیه؟

31:26.930 --> 31:30.720
‫این یه ان1 استارفایتره،
‫واسه گارد سلطنتی دستی ساخته شده

31:30.810 --> 31:33.520
‫و شخصاً توسط ملکه نابو سفارش داده شد

31:33.600 --> 31:35.640
‫این یه مشت آشغاله

31:36.560 --> 31:38.430
‫- می‎خوای اعتباراتت رو پس بگیری؟
‫- بله

31:38.520 --> 31:40.310
‫هیچ مشکلی نیست

31:40.390 --> 31:43.430
‫ربات‎‏ها، پول این مَرد نازنین رو بیارین

31:43.520 --> 31:47.390
‫بفرما. به همین راحتی.
‫ببخشید که وقتت رو تلف کردم. باشه؟

31:52.520 --> 31:56.140
‫تا منتظر می‎مونیم، میشه یکم
‫درمورد این جیگر بهت بگم؟

31:56.220 --> 31:58.100
‫میدونم که ظاهرش چیزه مالی نیست

31:58.180 --> 32:00.600
‫ولی تو خیلی زودتر از حد انتظارم اومدی

32:00.680 --> 32:02.560
‫و من فرصت نکردم که
‫کارش رو تموم کنم

32:02.640 --> 32:05.520
‫یعنی، مشخصه خب،
‫می‌تونی همه قطعات رو همینجا ببینی

32:06.850 --> 32:09.140
‫هوم؟
‫همه اینا واسه جایی‎ان

32:11.600 --> 32:12.600
‫خب؟

32:13.560 --> 32:17.770
‫اوه ببین، یه خانواده اسکرویر.
‫بیا لونه‎ رو بهم نزنیم

32:18.430 --> 32:21.310
‫میدونی چقدر سخته که
‫همه قطعات اصلی...

32:21.390 --> 32:24.140
‫از زمان جمهوری کهکشانی رو گیر آورد؟

32:24.220 --> 32:27.020
‫یعنی، همه اینا ساخت دستن.
‫رباتی تو کار نبوده

32:27.100 --> 32:30.350
‫و نه فقط این، این کارو هم می‏کنم،
‫فقط بخاطر اینکه ازت خوشم میاد

32:30.430 --> 32:33.430
‫یه سری تغییرات سفارشی اضافه می‏کنم

32:33.520 --> 32:35.640
‫که اونو از یه فادیر هم سریع‎تر می‎کنه

32:35.720 --> 32:40.020
‫و چون این جیگر واسه دوارن قبل از امپراتوریه،
‫شناسایی نمیشه

32:40.970 --> 32:44.680
‫و گفته بودم که بدون حلقه اتصال
‫می‌تونه وارد ابرفضا بشه؟

32:44.770 --> 32:48.390
‫یعنی، بیخیال دیگه!
‫باید پتانسیلش رو ببینی

32:48.470 --> 32:49.470
‫هـو!

32:51.520 --> 32:54.430
‫دارم بهت میگم، مندو
‫باید حرفم رو باور کنی

32:54.520 --> 32:56.140
‫این یه سفینه کلاسیکه

32:58.140 --> 33:01.470
‫ببین، حداقل اول بذار کارش رو تموم کنم
‫بعد تصمیم بگیر

33:01.560 --> 33:02.720
‫می‏تونی این کارو برام بکنی؟

33:03.520 --> 33:04.720
‫پس حله.
‫هوم؟

33:05.350 --> 33:07.350
‫بیا این جیگر رو آماده به کار کنیم

33:09.220 --> 33:11.680
‫میدونی، اگه کمک کنی
‫خیلی سریع‎تر پیش میره

33:19.390 --> 33:20.390
‫بالاتر

33:20.970 --> 33:23.810
‫آره. فقط یکمی.
‫نه، یکم بالاتر

33:25.850 --> 33:28.770
‫اصلا نمی‌بینم دارم چیکار می‎‏کنم.
‫میشه تکون نخوری؟

33:29.930 --> 33:31.350
‫فقط اینجا تمرکز کن

33:32.520 --> 33:34.430
‫بله.
‫بله، ممنون

33:34.520 --> 33:35.720
‫خبر عالی دارم!

33:35.810 --> 33:39.180
‫یه جذب کننده قدرت توربونیکی ونتوری
‫برات پیدا کردم

33:39.270 --> 33:42.100
‫تو سریع‌ترین سفینه "اوتر ریم" میشی

33:45.970 --> 33:47.140
‫اینو از کجا آوردی؟

33:47.220 --> 33:50.270
‫نوی نوئه.
‫خب، بطور جاوایی نوئه

33:50.350 --> 33:53.100
‫جاواها یه جذب کننده توربونیکی ونتوری

33:53.180 --> 33:55.270
‫از یه استارفایتر دوران جمهوری کهکشانی داشتن؟

33:55.350 --> 33:57.390
‫خب، نداشتنش.
‫گیرش آوردن

33:57.970 --> 33:59.350
‫از کجا؟

33:59.430 --> 34:01.850
‫تاتویین باغی از نعمت‌های فراوانه

34:01.930 --> 34:03.930
‫- متوجه نمیشم
‫- یه لیست بهشون دادم

34:04.680 --> 34:05.970
‫- از قطعات؟
‫- آره

34:06.770 --> 34:08.140
‫و اونا برات پیداشون می‏کنن؟

34:08.220 --> 34:10.890
‫من سوال نمی‎‏کنم. اونا هم چیزی نمیگن.
‫اونا چیزی که خواستم رو بهم میدن

34:10.970 --> 34:13.180
‫در ازاش، میذارم از آشغال‎دونیم
‫چیز میز بردارن

34:13.270 --> 34:15.060
‫- می‌تونم ببینمشون؟
‫- آره، حتما

34:15.140 --> 34:18.390
‫آر5!
‫ببین جاواها هنوز اون پشتن

34:19.680 --> 34:23.770
‫یه مدت با یه جاوا قرار می‌ذاشتم.
‫کامل پشمالوئن. خیلی پشمالوئن

34:26.640 --> 34:27.850
‫کلی مشکل دارن

34:27.930 --> 34:28.930
‫اوه، اینجان

34:30.520 --> 34:33.270
‫اگه بهشون یه لیست از قطعات بدم،
‫می‌تونن برام گیرشون بیارن؟

34:39.270 --> 34:41.930
‫گفتن لیست چیزهایی که می‏خوای رو بده
‫و اونا هم می‌بینن چی موجوده

34:42.020 --> 34:45.350
‫خیلی‏‎خب، من بیشتر دنبال مادهای سرعت
‫بازار قطعات یدکی‌ام

34:45.430 --> 34:47.350
‫همه اینا دست سازن، سفارشی

34:47.430 --> 34:50.390
‫گمونم اگه قرار باشه به این عتیقه بخوره
‫نیاز به هایپر افزار قدیمی داریم

34:50.470 --> 34:53.600
‫می‌شنوی چی میگی.
‫نگران شکل و اندازه نباش

34:53.680 --> 34:55.970
‫فقط قطعاتی که می‏خوای
‫با مشخصات مورد نظرت رو گیر بیار

34:56.060 --> 34:57.470
‫بعد دیگه خودم ردیفش می‏کنم، باشه؟

34:57.560 --> 35:01.100
‫من با یه جاوا دوست بودم.
‫کارم رو بلدم، خب؟

35:03.520 --> 35:07.020
‫اوه، نمی‎‏خوام. الان تمرکزم روی خودمه.
‫فقط برین قطعات رو پیدا کنین

35:09.680 --> 35:10.810
‫پشمالوئن

35:30.060 --> 35:31.390
‫نه، بزرگتر

35:32.060 --> 35:33.470
‫آآ. کوچیک‏تر

35:34.220 --> 35:37.350
‫نه. همونی که تهش سوراخ داره
‫که این‏‎وری منحنی میشه

35:37.430 --> 35:40.930
‫فکر کنم قبلا یه بار
‫پیش اون گرداننده‏ها دیدمش

35:42.600 --> 35:45.640
‫خودشه.
‫همیشه می‌دونستم تو باهوشه‏ای

35:45.720 --> 35:47.890
‫آه! حسود نباشین

35:48.850 --> 35:51.060
‫نمی‌دونم چرا همیشه عجله داری

35:51.140 --> 35:53.720
‫"برام سفینه بساز.
‫جای گلوله‏های بلسترم رو درست کن"

35:53.810 --> 35:56.140
‫میدونی، من هیچوقت جایی نرفتم
‫و ببین وضعم چقدر خوبه

35:56.720 --> 35:58.680
‫میدونی، من هیچوقت خارج از دنیا نرفتم

35:59.850 --> 36:02.560
‫اشکالی نداره.
‫من یه دختر محلی‎ام. اوه

36:02.640 --> 36:04.850
‫این ماسماسک رو بده من.
‫اوه، آره

36:04.930 --> 36:07.850
‫اوه، این خوبه. خوب چیزی پیدا کردی.
‫دیگه چی اونجا داری؟

36:10.140 --> 36:12.850
‫کل منیفولد بخار نیست

36:12.930 --> 36:13.930
‫بهم اعتماد کن،

36:14.020 --> 36:17.970
‫آخرین چیزی که می‏خوای خازن رانشیت رو خفه کنه
‫یه منیفولد بخار هستش

36:18.060 --> 36:20.560
‫این شارژر ورودی القایی رو برات ساختم

36:20.640 --> 36:23.350
‫که ضریب خروجیت رو دو برابر می‎‏کنه

36:23.430 --> 36:26.180
‫همینطورم دریچه محفظه محرکم
‫رو می‎ترکونه

36:26.270 --> 36:28.810
‫واسه همینم دارم محفظه فشرده‎سازیت
‫رو تقویت می‏کنم

36:28.890 --> 36:32.180
‫و می‏تونی با استفاده از این کینیزو سوئیچ اینجا
‫بهش دسترسی پیدا کنی

36:32.270 --> 36:33.390
‫این دکمه رو بزنی

36:33.470 --> 36:36.810
‫منیفولد اگزوزت رو تخلیه می‎‏کنی،
‫اگه متوجه منظورم میشی

36:38.140 --> 36:40.600
‫خیلی‎خب، یالا دیگه.
‫خیلی‏خب، بسه

36:41.970 --> 36:43.890
‫خیلی‎‏خب.
‫روشن شو

36:44.850 --> 36:45.850
‫حله

36:45.930 --> 36:47.640
‫این پنل واسه کجاست؟

36:51.020 --> 36:52.180
‫ممنون، کوچولو

37:02.520 --> 37:05.220
‫اصلا میدونی چقدر خوش شانسی که
‫این جیگر رو گیر آوردم؟

37:05.310 --> 37:07.470
‫می‏خوای ازم تشکر کنی
‫یا می‏خوای بعداً ازم تشکر کنی؟

37:07.560 --> 37:09.930
‫اگه یه ریزر کرست برام گیر بیاری
‫می‏‎تونی پسش بگیری

37:10.020 --> 37:12.930
‫اوه، بیخیال بابا،
‫گیر آوردن اینا خیلی سخت‏تر از...

37:13.020 --> 37:16.430
‫یه ریزر کرست قدیمی ساده‎ست.
‫ریزر کرست

37:23.430 --> 37:26.560
‫نه، رو شیار سوارش کن. سُرش بره.
‫همینطوری

37:29.180 --> 37:31.390
‫فقط تو این نقطه وصلش کنین.
‫نه، نزدیک‏تر به من

37:31.470 --> 37:33.970
‫نه، به سمت چپ.
‫درست وسطش

37:34.060 --> 37:36.430
‫همش دارین می‏کوبینش.
‫جریان چیه؟ فقط...

37:36.520 --> 37:38.850
‫خودشه.
‫چقدر سخت بود آخه؟

37:38.930 --> 37:40.600
‫ایولا.
‫حالا بزنین به چاک

37:40.680 --> 37:42.720
‫چه سریع اومدن

37:42.810 --> 37:46.560
‫این موجودات می‌تونن یه اسکاد رو تو یه حوض کریل پیدا کنن.
‫این به دردت می‏خوره؟

37:46.640 --> 37:49.560
‫یه تقویت کننده احتراق چگالی برودتی
‫از کجا گیر آوردن؟

37:49.640 --> 37:51.350
‫- واقعا می‏خوای بدونی؟
‫- حتما

37:57.560 --> 38:00.520
‫فهمیدم. گفتن خزیدن زیر
‫یه اسپایس‎رانر پایک...

38:00.600 --> 38:03.180
‫و موقعی که داشتن سوخت‏گیری می‏کردن
‫درش آوردن

38:03.270 --> 38:04.890
‫فسقلی‏های دل و جرات‌ داری هستن

38:04.970 --> 38:07.560
‫بذار یه چیزی رو بهت بگم،
‫پایک‏ها شوخی بردار نیستن

38:07.640 --> 38:09.970
‫از موقعی که دارن تجارت اسپایس می‏کنن

38:10.060 --> 38:11.390
‫همه‎چی به گوه کشیده شده

38:11.470 --> 38:15.220
‫همه ازشون می‏ترسن و نیروهای قانون
‫هم نزدیک‏شون نمیشن

38:15.310 --> 38:17.060
‫خب، ممنون

38:17.140 --> 38:19.430
‫ممنون؟ چی؟
‫شوخیت گرفته؟

38:19.520 --> 38:21.850
‫چرا این کارو کردی؟
‫لوس‏‎شون می‎کنی

38:21.930 --> 38:23.600
‫می‏‎خوای منو بد جلوه بدی؟

38:28.470 --> 38:29.930
‫اندازه‏ست

39:04.640 --> 39:05.720
‫اوه!

39:05.810 --> 39:08.850
‫یه گرم هم چربی نداره

39:08.930 --> 39:11.180
‫میدونی، تو این سفینه
‫هیچکس دستش بهت نمیرسه

39:19.140 --> 39:21.060
‫چی به سر پورت ربات اومده؟

39:21.140 --> 39:22.350
‫درش آوردم

39:22.430 --> 39:24.350
‫میدونی، با خودم گفتم
‫با طبیعتی که تو داری

39:24.430 --> 39:26.560
‫دلت می‏خواد بیخیال ربات استرومک بشی
‫[ربات همراه در سفینه]

39:26.640 --> 39:27.810
‫هی!

39:28.640 --> 39:30.890
‫پیش مشتری‌ها حرف دهنت رو بفهم

40:01.310 --> 40:02.390
‫به نظرت آماده‏ست؟

40:03.220 --> 40:04.770
‫از این آماده‏تر نمیشه

40:08.140 --> 40:09.140
‫روشنش کن

40:09.770 --> 40:11.890
‫- واقعا؟
‫- آره، روشنش کن

40:29.810 --> 40:30.970
‫تو دور نمیوفته

40:31.060 --> 40:32.640
‫یکم نیروی بیشتری بهش بده

40:46.640 --> 40:48.640
‫واسه همچین سفینه کوچیکی
‫موتور خیلی قوی‏ای داره

40:48.720 --> 40:50.930
‫آره خب، بیا ببینیم چی تو چنته داره!

40:51.020 --> 40:53.180
‫قبلش یه عیب یابی انجام ندیم؟

40:53.270 --> 40:57.640
‫نه! صداش رو می‎‏شنوم!
‫داره خر خر می‏کنه! بفرستش بالا!

41:08.520 --> 41:09.810
‫ووهو!

41:19.220 --> 41:21.560
‫حرکت روبه‎جلو رو به کار می‏گیرم

41:33.140 --> 41:35.180
‫یکم تکون می‏خوره

41:35.270 --> 41:38.390
‫تو به یه سفینه جنگی عادت کردی،
‫ولی اون یه استارفایتره

41:38.470 --> 41:39.930
‫پس مثل یه استارفایتر پروازش بده

41:40.020 --> 41:41.890
‫باشه.
‫بازش می‎کنم

41:44.180 --> 41:46.390
‫ها؟ هی!

42:00.850 --> 42:02.970
‫دهن سرویس چه سریعه

42:03.060 --> 42:04.060
‫روونه؟

42:04.140 --> 42:06.430
‫مثل رابط اتصالی یه گانک

42:06.520 --> 42:08.890
‫بفرما دیگه.
‫کار تیمی ردیفی بود

42:08.970 --> 42:11.560
‫کنترل‏هاش تندن.
‫مانورپذیر بودنش چطوره؟

42:11.640 --> 42:12.850
<i>‫ تو بهم بگی </i>

42:12.930 --> 42:15.720
<i>‫ موقعیت ناوبریت رو بین دو خورشید قرار بده </i>

42:15.810 --> 42:17.970
<i>‫ به "دره گدایان" راه پیدا میرسی </i>

42:27.520 --> 42:28.680
<i>‫ روندنش چطوره؟ </i>

42:28.770 --> 42:31.100
‫محکمه.
‫مثل یه ریل‌اسپیدر مسیر رو دنبال می‏کنه

42:31.180 --> 42:33.970
<i>‫ بهت چی گفته بودم؟ </i>
<i>‫ ریزر کرست </i>

42:43.350 --> 42:44.720
‫بیا ببینم تواناییش تا چه حده

43:39.810 --> 43:41.310
<i>‫ لعنتی! </i>

43:49.310 --> 43:51.310
<i>‫ سیگنالت رو برام فعال کن، ان1 </i>

43:52.020 --> 43:54.770
<i>‫ کار اشتباهی می‏کردم، افسر؟ </i>

43:54.850 --> 43:57.600
<i>‫ اجازه نداری با این سرعت </i>
<i>‫ بغل یه سفینه تجاری پرواز کنی </i>

43:57.680 --> 44:01.680
‫همینطورم گیرنده‌ات فعال نیست.
‫ازت می‎خوام برام فعالش کنی

44:02.430 --> 44:05.220
‫ببخشید، افسر
‫یکمی جوگیر شدم

44:05.310 --> 44:06.390
‫الان مخابره می‎کنم

44:07.770 --> 44:08.770
‫هوم

44:09.720 --> 44:12.310
‫مدل موتورت، با درایو قدرتت مطابقت نداره

44:12.390 --> 44:15.520
‫تازه ساختیمش.
‫داشتم یه دور تست باهاش میزدم

44:15.600 --> 44:18.270
‫هنوز نتونستم کارهای ثبتش رو انجام بدم

44:19.220 --> 44:22.770
‫باید برگه‏های سفینه‏ات رو ببینیم.
‫برامون پینگ بفرست

44:23.220 --> 44:25.930
‫آره، عذر می‏خوام افسر
‫ولی فرستنده‎ام هنوز وصل نیست

44:26.020 --> 44:28.680
‫فوراً به ماس‎آیزلی برمی‎گردم
‫و ردیفش می‎‏کنم

44:29.680 --> 44:32.640
‫کنترل پرواز خودت رو برای
‫دسترسی از راه دور غیرفعال کن

44:32.720 --> 44:35.180
<i>‫ یه لحظه صبر کن، ستوان </i>

44:35.270 --> 44:37.720
<i>‫ به نظرم بتونیم این دفعه </i>
<i>‫ رو با یه هشدار ولش کنیم </i>

44:38.680 --> 44:41.720
‫ممنون، افسر.
‫کارهاش رو می‏کنم

44:43.270 --> 44:45.350
<i>‫ یه چیزه دیگه قبل از اینکه بری </i>

44:45.430 --> 44:46.430
‫بله؟

44:47.020 --> 44:51.220
‫صدات خیلی آشناست.
‫قبلا یه ریزر کرست نداشتی؟

44:53.470 --> 44:55.810
‫فکر کنم اشتباه گرفتین، جناب افسر

44:55.890 --> 44:59.720
‫اون سفینه تو یه حادثه مربوط به
‫بقایای امپراتوری...

44:59.810 --> 45:02.390
‫در یه گزارش فرستنده خودکار
‫تو نوارو پیداش شد

45:03.100 --> 45:05.180
<i>‫ فقط دارم دو دوتا چهارتا می‏کنم </i>

45:06.520 --> 45:08.640
‫میشه جواب چندتا سوال رو بدی؟

45:19.350 --> 45:22.560
‫چطور پرش کرد؟
‫هایپردرایوها رو روشن نکرده بود

45:22.640 --> 45:25.970
‫پرش نکرد، بچه.
‫رانشگرهای نور خورشیدیش بود

45:26.890 --> 45:30.020
<i>‫ تو سنسورهامون اثری ازش نیست. </i>
<i>‫ اینو گزارش می‏کنیم؟ </i>

45:31.220 --> 45:33.720
‫می‏خوای به پایگاه برگردی،
‫کل روز رو گزارش پر کنی؟

45:36.180 --> 45:37.600
<i>‫ نه، قربان </i>

45:52.060 --> 45:54.390
‫هـو!
‫خب؟ چطور بود؟

45:55.100 --> 45:56.770
‫جادوگری

45:56.850 --> 46:01.600
‫اون موتورهای پالس نوع جِی خوب پورت تخلیه قدیمی
‫رو چِفت کردن، مگه نه؟

46:04.470 --> 46:08.020
‫اوه راستی، یکی از دوست‏های قدیمیت اومد،
‫گفت که دنبال تو می‏گرده

46:08.100 --> 46:09.100
‫یکی از دوست‏های من؟

46:09.180 --> 46:11.850
‫نگران نباش.
‫بهش گفتم نمی‎دونم تو کجایی

46:11.930 --> 46:15.310
‫بعد در رو روش بستم
‫و سیستم امنیتی آشیانه رو فعال کردم

46:15.390 --> 46:16.850
‫اسمش رو بهت گفت؟

46:16.930 --> 46:18.140
‫فنک شند

46:20.770 --> 46:23.560
‫فکر کردم گفتی که سیستم امنیتی آشیانه فعاله

46:23.640 --> 46:25.890
‫نذار نرو.
‫برگرد اینجا ببینم

46:25.970 --> 46:29.350
<i>‫ این سومین اشتباه این هفته توئه. </i>
<i>‫ انگار قراره برنامه زدایی بشی </i>

46:30.220 --> 46:32.220
‫احتمالش هست که دنبال کار باشی؟

46:32.310 --> 46:33.890
‫ممکنه

46:33.970 --> 46:35.220
‫پولش خوبه

46:36.600 --> 46:37.850
‫جایزه چیه؟

46:37.930 --> 46:40.390
‫جایزه‎‏ای درکار نیست.
‫زور و بازو نیاز داریم

46:41.930 --> 46:42.970
‫بوبا فت

46:43.850 --> 46:45.470
‫مطمئناً ممنون میشه

46:49.180 --> 46:50.770
‫بهش بگو مهمون منه

46:51.640 --> 46:52.810
‫ولی قبلش،

46:53.810 --> 46:56.060
‫باید به یه دوست کوچولو سر بزنم

46:56.810 --> 46:57.810
مترجم: تورج پاکاری

47:04.070 --> 47:12.060
دانلود فیلم و سریال بدون سانسور
ValaMovie.com
@ValaMovie
