WEBVTT

00:00.104 --> 00:01.895
‫« آنچه گذشت... »

00:01.896 --> 00:03.186
‫امکانش هست این رو برای من بخونید؟

00:03.187 --> 00:04.979
«بکشمش؟ حاضرم»

00:06.104 --> 00:07.728
‫ایتن بدجوری توی دردسر افتاده

00:07.729 --> 00:09.978
باید مظنون دیگه‌ای ارائه بدم

00:09.979 --> 00:11.561
‫فایل‌های توی دفترش رو بگرد و

00:11.562 --> 00:13.436
‫اگه چیزی پیدا کردی برام بفرست

00:13.437 --> 00:15.186
‫توی تک‌تک جلسات گروه جنتری حضور داشتی

00:15.187 --> 00:16.603
‫به نظرت بتونی به نفع ما شهادت بدی؟

00:16.604 --> 00:17.728
این ‫بین من و موکلمـه

00:17.729 --> 00:20.104
‫- حتی با اینکه کشته شده؟
‫- مهم نیست

00:21.396 --> 00:24.770
‫- کاری از دست من بر میاد؟
‫- سم‌پاشی کامل علف‌های هرز برای جنتری

00:24.771 --> 00:26.061
‫بس کن!

00:26.062 --> 00:28.395
‫هی، هی

00:28.396 --> 00:30.520
‫نان، بیخیال

00:30.521 --> 00:31.811
‫هر کسی که

00:31.812 --> 00:34.853
‫ضربه بخوره و مقابله‌به‌مثل کنه،
‫تأییدیه می‌گیره

00:34.854 --> 00:38.228
‫واست وقت می‌گیرم بری ارزیابی روانی

00:38.229 --> 00:40.186
‫پسرم رو که ازم گرفتن،

00:40.187 --> 00:41.854
‫خیال می‌کردم دارن از دست خودم
‫نجاتش میدن

00:43.479 --> 00:45.478
‫- ولی اشتباه می‌کردم
‫- کسی هست که

00:45.479 --> 00:47.936
‫در جریان سوءاستفاده‌ی آدام از تو باشه؟

00:47.937 --> 00:48.936
‫جیک رودریگز

00:48.937 --> 00:50.186
رابطه‌مون فراتر از دوستی رفت

00:51.604 --> 00:52.770
تو آدام مکینتاش رو

00:52.771 --> 00:55.020
‫کُشتی؟

00:55.021 --> 00:57.103
‫جوابی نمیدم

00:57.104 --> 01:00.020
‫چون ممکنه حرفی بزنم که
‫علیه خودم استفاده بشه

01:00.021 --> 01:03.186
‫هیئت‌منصفه ایتن مکینتاش رو

01:03.187 --> 01:04.645
‫بی‌گناه اعلام می‌کنه

01:06.396 --> 01:07.603
‫چرا اون وسایل رو برداشتی؟

01:07.604 --> 01:09.311
‫برای محافظت از تو

01:09.312 --> 01:11.021
‫آخه فکر می‌کردم کار توئـه

01:15.889 --> 01:20.397
‫« این قسمت حاوی صحنه‌هایی‌ است که خشونت خانگی را به تصویر می‌کشد »
‫« تماشای آن به افراد با روحیه‌ی حساس توصیه نمی‌گردد »

01:20.421 --> 01:27.989
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

01:28.013 --> 01:35.580
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

01:35.604 --> 01:37.270
‫تو می‌دونستی. کلاً توی تقویم بود

01:37.271 --> 01:38.895
‫قرار بود فقط صبح باشه

01:38.896 --> 01:40.770
‫الان پذیرش، شام...

01:40.771 --> 01:43.895
‫خب، بعدش به‌ناچار با
‫حامی‌های مالی کنگره جلسه برگزار کردیم

01:43.896 --> 01:44.978
‫برای چی؟

01:44.979 --> 01:46.561
‫برای تولید محتوا

01:47.646 --> 01:49.312
‫خانم اسمیت واسه اینستاگرام
‫تا واشینگتن میره

01:50.396 --> 01:51.728
‫ای خدا، چقدر عوضی هستی

01:51.729 --> 01:53.311
‫تو هم سمج‌بازی در میاری.
‫همینجوری داری

01:53.312 --> 01:55.145
‫پشت سر هم ایونت ردیف می‌کنی

01:55.146 --> 01:56.353
‫برات مهم نیست
‫چقدر تحت فشارم

01:56.354 --> 01:57.520
‫- تا وقتی که...
‫- می‌دونم، خیلی سختـه

01:57.521 --> 01:59.061
‫- که از من دفاع کنی
‫- اصلاً برات مهم نیست

01:59.062 --> 02:00.145
‫چی توی ذهنمـه،
‫چی عین خوره افتاده به جونم!

02:00.146 --> 02:02.561
‫آره، تو آدم بدبختی هستی.
‫باز هم از بدبختی‌هات برام بگو.

02:02.562 --> 02:03.770
‫دارم باهات حرف می‌زنم ها

02:03.771 --> 02:05.228
‫یه بار هم به حرف‌های من گوش بده!

02:06.687 --> 02:08.520
‫- ولم کن
‫- بچه‌بازی در نیار

02:08.521 --> 02:10.061
‫کلوئی، آروم باش

02:10.062 --> 02:11.520
‫ولم کن دیگه، عوضی!

02:11.521 --> 02:12.853
‫تمومش کن!

02:14.229 --> 02:15.686
‫حالا عین بچه‌ی آدم گوش میدی به حرف‌هام؟

02:15.687 --> 02:17.603
‫نخیر

02:17.604 --> 02:19.103
‫داری اذیتم می‌کنی

02:22.937 --> 02:24.520
‫بیا، راضی شدی؟

02:24.521 --> 02:26.228
‫کثافتِ حیوون

02:26.229 --> 02:27.811
‫برو گمشو ببینم

02:33.271 --> 02:36.603
‫یه بار دیگه دستت بهم بخوره،

02:36.604 --> 02:38.561
‫مثل سگ می‌کشمت!

02:38.562 --> 02:39.936
‫شنیدی چی گفتم؟

02:39.937 --> 02:42.354
‫مثل سگ می‌کشمت!

02:43.646 --> 02:45.978
‫آره

02:45.979 --> 02:48.562
‫الان فهمیدم چرا فکر کردی کشتمش

02:50.896 --> 02:51.979
‫آره

02:52.979 --> 02:56.103
‫کفرم رو در آورده بود

02:56.104 --> 02:57.270
‫حق هم داشتی

02:57.271 --> 02:58.686
‫ولی من نکشتمش

03:01.062 --> 03:03.729
‫پس کار کیـه، مامان؟

03:06.271 --> 03:08.104
‫نمی‌دونم

03:09.362 --> 03:11.279
‫« خواهرِ بهتر »
‫« فصل اول، قسمت هفتم »

03:11.312 --> 03:13.645
‫سرش رو جدا کن دیگه

03:13.646 --> 03:15.311
‫- باشه
‫- تو که بلدی

03:15.312 --> 03:17.520
‫کلوئی بلده با چاقوی شکار کار کنه

03:17.521 --> 03:19.603
‫چاقوی شکار مختص شکاره

03:19.604 --> 03:22.145
یه بار یه خرگوش گنده رو چاقو زده بود

03:22.146 --> 03:23.603
‫عوق. واقعاً؟

03:23.604 --> 03:24.936
‫خب، فکر نکن...

03:24.937 --> 03:27.686
‫نجات دادم، نجاتش دادم

03:27.687 --> 03:30.228
‫از سر دلسوزی این کار رو کردم.
‫خرگوشه رو به موت بود.

03:30.229 --> 03:32.811
‫خیلی‌خب، شدی یکی لنگه‌ی هنک

03:32.812 --> 03:35.853
‫قبلاً بابا ما رو می‌برد
‫دم دریاچه‌ی مسخره‌ی والاس اتراق کنیم...

03:35.854 --> 03:37.186
‫به من که خوش می‌گذشت

03:37.187 --> 03:40.020
‫ماهی که می‌گرفتن،
‫گردن‌شون رو کج می‌کردن تا

03:40.021 --> 03:42.436
‫خونِشون کامل تخلیه بشه

03:42.437 --> 03:44.020
‫- اشتهام داره کور میشه
‫- فقط حرفم اینـه که

03:44.021 --> 03:46.561
‫بیشتر از اون چیزی که نشون میدی
اهل گشت و گذاری

03:46.562 --> 03:50.062
‫می‌مُردم واسه قصه‌های ترسناک و مراسمات

03:51.437 --> 03:54.646
‫«به خواب که می‌روم» که قصه نیست، دعاست

03:55.979 --> 03:58.811
‫آره. «اکنون که به خواب می‌روم...

03:58.812 --> 04:02.145
‫از خداوند خواستارم که
‫حافظ روحم باشد،

04:02.146 --> 04:04.145
‫اگر هم در خواب مُردم،

04:04.146 --> 04:06.520
‫از خداوند خواستارم که مرا قبض روح کند.»

04:06.521 --> 04:07.895
‫- خیلی قشنگـه، نه؟
‫- آره

04:07.896 --> 04:09.770
‫یادتـه روحت سر و شکل داشت؟

04:09.771 --> 04:11.978
‫بیضی بود

04:11.979 --> 04:14.145
‫آره، مات هم بود

04:14.146 --> 04:16.854
‫- آره
‫- باورم نمیشه یادتـه

04:18.687 --> 04:20.187
‫برگرفته از آیه‌ی ۸ مزموره

04:21.271 --> 04:23.061
‫«با خیال راحت دراز می‌کشم و می‌خوابم،

04:23.062 --> 04:26.603
‫چون فقط تو ای یَهُوَه،‏
‫مرا در امنیت نگه می‌داری»

04:26.604 --> 04:28.353
‫چادر که زده بودیم،

04:28.354 --> 04:30.103
‫نیکی دعا رو عوض کرد به:

04:30.104 --> 04:32.728
‫«دم دریاچه‌ی والاس چشم‌انتظارتم»

04:32.729 --> 04:33.770
‫دریاچه‌ی شدو

04:33.771 --> 04:35.353
‫- نه، والاس
‫- نه، گذاشتمش

04:35.354 --> 04:39.520
‫شدو لیک چون با رفقام واسه آبجوخوری
‫رفته بودیم اونجا

04:39.521 --> 04:40.520
‫خیلی‌خب

04:40.521 --> 04:42.645
‫قشنگـه می‌بینم

04:42.646 --> 04:45.853
‫از دوران بچگی‌تون تعریف می‌کنید،

04:45.854 --> 04:47.353
‫حتی با اینکه نمی‌تونید

04:47.354 --> 04:50.978
‫روی اسم این دریاچه‌ی والاس شدو
‫به توافق برسید

04:50.979 --> 04:52.561
‫نه، راستش رو بخوای،
‫گمونم این یه مورد رو راست میگه

04:52.562 --> 04:53.645
‫چی؟

04:53.646 --> 04:55.603
این لحظه‌ی تاریخی رو ثبت کن

04:55.604 --> 04:57.061
واجب شد ‫یه لوح یادبود دست‌وپا کنیم

04:57.062 --> 04:59.770
‫با اینکه گفتنش برام سختـه،
‫ولی حق با اونـه

04:59.771 --> 05:02.770
‫زندگی‌مون باید اینجوری پیش بره،
‫خودمون سه‌تا

05:06.562 --> 05:08.020
‫امروز باید برم شهر

05:08.021 --> 05:10.228
‫گفتم شاید تو هم بخوای همراهم بیای

05:10.229 --> 05:12.228
‫بریم لباس بخریم؟

05:12.229 --> 05:14.311
‫ما...

05:14.312 --> 05:16.603
‫به مدرسه گفتیم که می‌خوایم

05:16.604 --> 05:18.186
‫- یه چند وقتی استراحت کنیم...
‫- آره

05:18.187 --> 05:20.061
‫تا همه چی رو سر و سامون بدیم

05:20.062 --> 05:21.853
‫آره، با عقل جور در میاد

05:21.854 --> 05:24.061
‫فقط باید یه سر تا یه جایی برم و
بعدش می‌تونیم بریم

05:24.062 --> 05:25.561
‫عالیـه

05:25.562 --> 05:27.521
‫- آره، این رو بگیر
‫- ممنون. باشه

05:28.521 --> 05:30.187
‫خیلی خوشمزه‌ست

05:31.187 --> 05:33.895
‫رابطه‌ی عاشقانه‌ی این بیوه سوپرایزمون کرد

05:33.896 --> 05:36.686
‫از فنجون قهوه‌ی رودریگز
‫آزمایش دی‌ان‌ای گرفتیم

05:36.687 --> 05:38.645
‫- توی صحنه‌ی جرم چیزی پیدا نکردیم
‫- عذر موجه هم داشت

05:38.646 --> 05:41.103
‫چطور پیام‌هایی که
‫بین‌شون رد و بدل شد رو ندیدی؟

05:41.104 --> 05:42.186
‫خرابکاری کردم

05:43.354 --> 05:44.937
‫بله، بیا تو

05:45.937 --> 05:48.728
‫ستوان، خبرنگار سی‌بی‌اس پشت خطـه

05:48.729 --> 05:50.353
‫- ردشون کن
‫- باشه

05:50.354 --> 05:51.729
‫راستی، مأمور هان؟

05:53.312 --> 05:55.770
‫شرمنده اگه

05:55.771 --> 05:59.645
‫نظراتم در مورد موهات بهت حس بدی داد

05:59.646 --> 06:03.562
‫اینجا هر روز یه چیز جدید
‫به معلومات‌مون اضافه میشه

06:04.937 --> 06:06.937
‫ممنون، قربان

06:09.687 --> 06:12.728
‫خب، جای اینکه برم قایق‌سواری و
‫بُردم رو جشن بگیرم،

06:12.729 --> 06:16.895
‫شبانه‌روزی اینجام و دارم پاچه‌خواری می‌کنم

06:16.896 --> 06:18.395
‫اگه توی این پرونده
‫یکی رو دستگیر نکنیم،

06:18.396 --> 06:20.603
‫کلهم به چوخ میریم

06:20.604 --> 06:21.853
‫خیلی‌خب، می‌تونیم مجدد
‫شاهدها رو بررسی کنیم

06:21.854 --> 06:24.270
‫سوابق تماس‌شون. باید ببینیم چی رو جا انداختیم.
‫آره، ناامیدت نمی‌کنیم.

06:24.271 --> 06:26.228
‫- گور بابای سوابق. کار رو یک‌سره کنید
‫- به روی چشم، قربان

06:26.229 --> 06:28.936
‫آره، بعید می‌دونم بشه
چیزی رو یک‌سره کرد

06:28.937 --> 06:31.103
‫- آره، آره. برو رد کارت، رفیق
‫- خیلی‌خب

06:32.187 --> 06:33.312
‫- هی، نان
‫- بله؟

06:34.646 --> 06:38.604
‫می‌دونم سرگرم «کمیسیون لیتل لیگ» هستی

06:39.812 --> 06:41.353
‫آها، ارزیابی روانی

06:41.354 --> 06:43.478
‫آره، خب، درست حرف زدن به من نیومده

06:44.896 --> 06:46.937
‫ببین، می‌خوام کاری کنی کارستون، خب؟

06:48.062 --> 06:49.895
‫بعدش بیست‌چهاری روی این کار کن

06:49.896 --> 06:52.187
‫چشم، رئیس. ممنونم

06:54.146 --> 06:56.312
اون هم ‫دلش برای سیبیل تنگ شده

06:56.817 --> 07:06.817
‫« ترجمه از iredprincess و امیر فرحناک »
‫  .:: FarahSub & IRedSub ::.

07:06.842 --> 07:16.842
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

07:17.229 --> 07:19.353
‫من قبول کردم
‫توی لیست شهود باشم

07:19.354 --> 07:22.811
‫چرا یه ندا ندادی که
همچین چیزی میشه؟

07:22.812 --> 07:26.020
‫موظف بودم به انجام همچین کاری؟

07:26.021 --> 07:28.811
‫خب، نه، ولی به نظرم
‫وقتی با همدیگه دوستیم...

07:28.812 --> 07:30.353
‫آره، با همدیگه دوستیم

07:30.354 --> 07:31.978
‫دوستی‌ای که مجابت کرد

07:31.979 --> 07:35.645
‫بهم بگی عاشق مادر متهم بودی؟

07:35.646 --> 07:37.353
‫بیخیال

07:37.354 --> 07:39.353
‫- هیچوقت حاضر نمی‌شدی پرونده رو قبول کنی
‫- خب...

07:39.354 --> 07:41.103
‫- مطمئنم
‫- آره

07:41.104 --> 07:44.978
‫واسه همدیگه ساخته شدید.
‫یه جفت دروغگو.

07:44.979 --> 07:46.853
‫ولی تو مثل اونها وضعت خراب نیست،

07:46.854 --> 07:48.353
‫سفیدپوست‌های کیری

07:51.229 --> 07:54.061
‫- نه
‫- ای خدا

07:54.062 --> 07:55.895
‫میگما، سعی کن

07:55.896 --> 07:57.895
‫از اون خانواده دوری کنی

07:57.896 --> 08:00.020
‫آره، می‌دونم.
‫باید دوباره برگردم توی مسیر خودم، نه؟

08:00.021 --> 08:01.520
‫آره، برگرد توی مسیر خودت

08:01.521 --> 08:03.561
‫خوابیدن‌هات با زنِ این و اون...

08:03.562 --> 08:04.645
‫بیخیال،

08:04.646 --> 08:06.728
‫- نطق نکن
‫- فقط دارم میگم،

08:06.729 --> 08:09.812
‫خیال می‌کردم دفعه‌ی قبل
‫برات درس عبرت شد

08:12.354 --> 08:14.062
‫شد؟

08:15.812 --> 08:16.979
‫سلام

08:21.479 --> 08:22.478
‫کلوئی

08:22.479 --> 08:24.853
‫به‌به، ببین کی با موج دریا ظاهر شده

08:24.854 --> 08:26.978
‫- خواستم از در ورودی بیام، ولی...
‫- من باید برم

08:26.979 --> 08:30.645
‫با دادستان قرار گذاشتم واسه پُز دادن

08:32.896 --> 08:34.562
‫کاریم داشتی، خبرم کن

08:37.812 --> 08:39.646
‫چند وقتیـه ذهنم درگیر ایتنـه

08:40.896 --> 08:42.978
‫از طرف من بغلش کن

08:42.979 --> 08:44.521
‫حتماً

08:51.521 --> 08:53.645
‫اگه وقت مناسبی نیست، می‌تونم...

08:53.646 --> 08:56.186
‫آم...

08:56.187 --> 08:57.895
‫منابع انسانی براداکـه

08:57.896 --> 09:01.353
‫قراره تا اطلاع ثانوی بفرستنم مرخصی اجباری

09:01.354 --> 09:04.437
‫مرسی بابت کاری که
‫توی دادگاه کردی

09:05.854 --> 09:08.479
‫به خاطر ایتن بود، نه تو

09:09.562 --> 09:11.311
‫شرمنده نتونستم برنامه‌مون رو بهت بگم

09:11.312 --> 09:14.686
‫فقط خیال می‌کردم همه چی خراب بشه

09:14.687 --> 09:18.228
‫برات پشیزی ارزش ندارم، نه؟

09:18.229 --> 09:19.937
‫اینجوری نگو، اشتباه می‌کنی

09:20.937 --> 09:23.395
‫خب، تو اومدی اینجا و ما با هم خوابیدیم

09:23.396 --> 09:26.145
اون هم ‫بعد تموم بلاهایی که سرم آوردی

09:26.146 --> 09:29.021
‫در حالیکه می‌دونستی...

09:30.729 --> 09:32.770
‫می‌دونستی هر کاری به خاطرت می‌کنم

09:32.771 --> 09:35.062
‫هر کاری، اِلا اون چیزی که لنگش بودم

09:36.437 --> 09:38.061
‫باید می‌فهمیدم

09:38.062 --> 09:40.395
‫چرا نمیشه جفتش حقیقت داشته باشه؟

09:40.396 --> 09:42.145
‫چرا نمیشه هم رابطه‌مون واقعی باشه و

09:42.146 --> 09:45.728
‫هم اینکه من ازش برای
برگردوندن پسرم استفاده کنم؟

09:49.229 --> 09:51.436
من نمی‌شناسمت و

09:51.437 --> 09:53.978
‫این بدجور می‌ترسونتم

09:53.979 --> 09:56.478
‫هر چی دوست داری بپرس،
‫همش رو جواب میدم

09:56.479 --> 09:58.687
‫تو کشتیش؟

09:59.937 --> 10:02.520
‫نه، چرا باید...

10:02.521 --> 10:05.478
‫تقریباً دو روز بعد از قتل آدام،
‫دیدم قفسه‌ی سینه‌ات کبوده

10:05.479 --> 10:07.895
‫من که بهت گفتم هولم داده. یادت نیست؟

10:07.896 --> 10:11.812
‫یادت نیست چقدر ناراحت بودی؟

10:12.812 --> 10:14.229
‫اینکه چقدر عصبانی بودی؟

10:15.729 --> 10:18.145
‫وایسا، کلوئی، تو...

10:18.146 --> 10:20.270
‫می‌خوای بندازیش گردن من؟

10:20.271 --> 10:21.645
هرگز

10:21.646 --> 10:22.812
‫هیچوقت همچین کاری نمی‌کنم

10:24.854 --> 10:27.145
‫جیک، شرمنده که اذیتت کردم

10:27.146 --> 10:29.271
‫چطوری جبرانش کنم؟

10:31.271 --> 10:33.186
‫- هوم؟
‫- برو خونه، کلوئی

10:37.104 --> 10:38.312
‫برو خونه

10:41.979 --> 10:43.561
‫بله، مامان

10:43.562 --> 10:45.521
‫نه، همه چی مرتبـه

11:00.646 --> 11:02.645
‫خانم تیلور

11:02.646 --> 11:04.728
‫کارآگاه بوون،
‫لطفاً توی مسیر پرسه نزنید

11:04.729 --> 11:06.478
‫همسایه‌ها صداشون در میاد

11:06.479 --> 11:09.020
می‌خواستم مودبانه رفتار کنم

11:09.021 --> 11:11.187
‫خب، چی شده؟

11:12.187 --> 11:14.561
‫ما همچنان دنبال قاتل همسرتون هستیم،
‫در جریان هستید دیگه

11:14.562 --> 11:16.020
امیدوارم همینطور باشه

11:16.021 --> 11:17.853
‫با توجه به اینکه
‫با اف‌بی‌آی ملاقات داشتید،

11:17.854 --> 11:19.270
‫مشخصـه شما هم در تلاشید

11:19.271 --> 11:21.311
‫- تعقیبم می‌کنید؟
‫- بله

11:21.312 --> 11:24.686
‫با مأمور اولیورو و یانگر که قرار داشتید،
‫من بیرون غذاخوری بودم

11:24.687 --> 11:27.145
‫خیلی‌خب، جرمـه مگه؟

11:27.146 --> 11:28.811
‫اگه مدرکی مرتبط با قتل همسرتون رو

11:28.812 --> 11:31.020
‫از ما پنهون کنید...

11:31.021 --> 11:33.937
‫مدرکی که ممکنه شما رو متهم کنه،
‫جرم محسوب میشه

11:37.146 --> 11:39.520
‫مأمور اولیورو روانیـه

11:39.521 --> 11:41.229
‫عملاً بی‌خاصیتـه

11:42.229 --> 11:44.312
‫آره، چون دغدغه‌های خودش رو داره

11:45.646 --> 11:46.811
‫منظور؟

11:46.812 --> 11:47.978
‫شما

11:47.979 --> 11:50.396
‫گمونم ایشون رو با خودتون اشتباه گرفتید

11:53.229 --> 11:56.395
‫خیلی‌خب، فقط مراقب باشید

11:56.396 --> 11:58.020
‫همچنان قاتل آزاد و رهاست

11:58.021 --> 11:59.811
‫ممنون بابت نگرانی‌تون

11:59.812 --> 12:01.854
‫حتماً ساعتم رو کوک می‌کنم. تشکر

12:02.854 --> 12:03.896
‫راستی،

12:05.771 --> 12:08.020
‫من و ایتن می‌خوایم بریم شهر،

12:08.021 --> 12:10.354
‫گفتم شاید همچنان
پیگیر برنامه‌ی امروزم باشید

12:17.687 --> 12:19.603
‫ایتن، آماده‌ای؟

12:19.604 --> 12:20.895
‫اومدم

12:20.896 --> 12:23.478
‫- نیکی؟
‫- بله؟

12:23.479 --> 12:25.270
‫کارآگاه بوون اینجا بود الان

12:25.271 --> 12:27.937
‫شک ندارم توی شهر هم دنبالم بود

12:28.937 --> 12:31.020
‫- خداحافظ، نیکی. می‌بینمت
‫- خداحافظ، عزیزم

12:31.021 --> 12:32.853
‫- باشه، می‌بینمت باز
‫- آره

12:32.854 --> 12:34.937
‫- الان میام
‫- باشه

12:37.104 --> 12:40.020
‫بعید نیست اون یکی افتاده باشه دنبال تو

12:40.021 --> 12:42.520
‫خب، آره، همجنسگراها می‌میرن واسم

12:42.521 --> 12:44.436
‫- حماقت نکن فقط
‫- باشه

12:44.437 --> 12:46.686
‫- هی، مسخره‌بازی در نیار
‫- گوش بده

12:46.687 --> 12:48.520
‫من اون کار رو فقط به خاطر ایتن کردم

12:48.521 --> 12:51.436
‫مگه مهمـه تعقیب‌مون کنن؟

12:51.437 --> 12:53.479
‫چیزی برای مخفی کردن نداریم، درستـه؟

12:54.521 --> 12:56.229
‫- درستـه
‫- آره

12:57.229 --> 12:59.396
‫خیلی‌خب. می‌بینمت

13:00.437 --> 13:02.311
‫میشه ماشین آدام رو قرض بگیرم؟

13:02.312 --> 13:04.811
‫- ماشین کرایه‌ایم رو تحویل دادم
‫- آره

13:04.812 --> 13:07.436
‫فقط... داری میری
‫حواست به چمن باشه

13:07.437 --> 13:09.728
‫ای خدا، باشه

13:09.729 --> 13:11.478
‫کجا تشریف می‌بری حالا؟
‫پیش دوست‌پسرت؟

13:11.479 --> 13:13.103
‫چی؟

13:13.104 --> 13:15.395
‫- همینگوی‌جون توی دادگاه
‫- خیلی‌خب، اون...

13:15.396 --> 13:20.228
‫شرط می‌زنم ‫بوی برگه‌های
یه دایرةالمعارف قدیمی رو میده

13:20.229 --> 13:22.061
‫خیلی‌خب، با یه خداحافظی خوشحالم کن

13:22.062 --> 13:26.020
‫- کتابخونه‌ی یه قایقرون...
‫- دارم میرم جلسه، ممنون

13:26.021 --> 13:27.603
‫شرط می‌زنم عاشق «موبی دیک»ـه

13:27.604 --> 13:30.686
‫بله. چی تو فکر توئـه؟

13:30.687 --> 13:32.311
شک ندارم دیکـه (= کیر)

13:32.312 --> 13:35.228
‫می‌دونستم محالـه کار اون بچه باشه.
‫به عمرش دست به سیاه و سفید نزده،

13:35.229 --> 13:38.228
‫نرم و بدون پینه

13:38.229 --> 13:40.228
‫اونقدری لیز و غلیظـه که
چاقو از دستش سُر می‌خوره

13:40.229 --> 13:45.061
‫آرتی بلو، دربانی که
‫برای خانواده‌ی مکینتاش کار می‌کرد

13:45.062 --> 13:48.520
‫شب حادثه ایتن رو آورده بود این طرفی

13:48.521 --> 13:52.395
‫آقای بلو گفت بعدش اومد اینجا تا
‫یکی از دوستانش رو ملاقات کنه

13:52.396 --> 13:53.603
‫صد البته

13:53.604 --> 13:55.770
‫- پس می‌شناسیش؟
‫- معلومـه که آره

13:55.771 --> 13:57.770
‫یادتون میاد اون شب
‫چند ساعت اینجا بود؟

13:57.771 --> 13:59.436
‫بعید می‌دونم بیشتر از یکی دو ساعت بوده باشه

13:59.437 --> 14:02.311
‫البته که توی همون دو ساعت هم
‫تا خرخره خورده بود

14:02.312 --> 14:03.728
‫پس کل شب رو اینجا نبود؟

14:03.729 --> 14:06.936
‫اگه اشتباه نکنم،
‫طرف‌های ساعت ۷ عذرش رو خواستم

14:06.937 --> 14:09.145
‫می‌ترسیدم کار به کتک‌کاری بکشه

14:09.146 --> 14:12.686
‫هم اون و هم اون خدا بیامرز رو

14:12.687 --> 14:13.978
‫کی رو میگید؟

14:19.479 --> 14:21.603
‫سلام، بی‌زحمت دبل بوربون می‌ریزی برام؟

14:21.604 --> 14:23.354
‫الساعه

14:29.646 --> 14:31.354
‫- می‌خوای نسیه بنویسم؟
‫- نه

14:32.354 --> 14:34.270
باقیش مال خودت

14:34.271 --> 14:36.646
‫مرسی

14:38.854 --> 14:41.478
‫خالی شد، ران

14:41.479 --> 14:44.146
‫قبل اینکه برم،
‫جا واسه یه پیک دیگه دارم

14:49.312 --> 14:50.603
‫حتماً

14:50.604 --> 14:52.228
‫بفرما، آرتی

14:52.229 --> 14:53.771
‫ممنون

14:57.437 --> 15:00.228
‫- آدام
‫- سلام، آرتی

15:00.229 --> 15:03.270
‫- خوشحالم از دیدنت
‫- حال‌واحوال؟

15:03.271 --> 15:05.270
‫آره، قبل اینکه بیام جایی کار داشتم

15:05.271 --> 15:09.020
‫بدجور ترافیک بود، گفتم یه پیک بزنم
‫بعد راهی خونه بشم

15:09.021 --> 15:11.436
‫حتماً، خیلی‌خب

15:11.437 --> 15:13.770
‫ایتن...

15:13.771 --> 15:16.312
‫خونه‌تونـه. رسوندمش

15:17.896 --> 15:20.936
‫آره، دیگه تحمل نداشتم
‫یه شب دیگه باهاشون شام بخورم...

15:20.937 --> 15:22.562
‫دوست‌های خانمت رو میگی؟

15:23.646 --> 15:26.728
‫خوشحال میشم
‫به کسی نگی من رو اینجا دیدی

15:26.729 --> 15:29.603
‫به کلوئی گفتم نمی‌رسم بیام

15:29.604 --> 15:31.311
‫خب، شاید بهتر باشه تلاشت رو بکنی

15:31.312 --> 15:33.186
‫جان؟

15:33.187 --> 15:35.978
‫همچین زنی...

15:35.979 --> 15:40.312
‫اگه من همچین زنی داشتم،
‫کافی بود لب تَر کنه تا با کله برم پیشش

15:45.354 --> 15:47.936
‫عه؟ به نظرم برگرد سراغ کارت

15:47.937 --> 15:50.603
‫به نظر من بهتره...

15:50.604 --> 15:53.978
تو ‫یه تکونی به خودت بدی و
‫واسه خانمت شوهری کنی

15:59.604 --> 16:01.687
‫می‌خوای من رو بزنی، کله‌گنده؟

16:02.687 --> 16:05.186
‫خیلی‌خب، حالیت نیست
‫چی داره از دهنت در میاد

16:05.187 --> 16:09.186
‫از شوتینگ زباله صدای نکره‌ات رو می‌شنوم که
‫سرش داد و هوار می‌کشی

16:10.896 --> 16:14.561
‫بشنوم یه بار دیگه گریه‌اش رو درآوردی

16:14.562 --> 16:18.520
‫به والله قسم،
خودم دهنت رو آسفالت می‌کنم

16:18.521 --> 16:20.603
نه اگه به قیمت شغلت تموم شه

16:20.604 --> 16:22.311
‫هی، هی، هی

16:22.312 --> 16:24.811
‫- مرد و مردونه، بی‌خایه
‫- بیا بریم، آرتی

16:24.812 --> 16:26.686
‫- یالا
‫- بریم

16:26.687 --> 16:28.895
‫بریم، بریم

16:28.896 --> 16:31.770
‫می‌خوام این مادرسگ مشروبم رو حساب کنه

16:31.771 --> 16:33.187
‫حلـه

16:37.646 --> 16:39.770
‫وای به حالت اگه شغلم رو نشونه بگیری

16:39.771 --> 16:41.478
‫امتحانش ضرری نداره

16:41.479 --> 16:44.479
‫مگه اینکه خدا بهت رحم کنه که
‫از زیر دستم جون سالم به در ببری، بی‌شرف

16:50.479 --> 16:52.728
‫نان، گند دروغ دربان در اومد

16:52.729 --> 16:55.228
‫صاحب مشروب‌فروشی میگه
‫زودتر از اون چیزی که میگه رفته

16:55.229 --> 16:58.478
‫با آدام حرفش شده بود،
همون موقع که اومد اینجا بوربون بزنه و

16:58.479 --> 17:00.520
‫بره خونه و کشته بشه

17:00.521 --> 17:02.395
‫یه سر برو پیشش، میری؟

17:02.396 --> 17:04.854
این دربان گرگـه تو لباس برّه

17:08.937 --> 17:10.145
‫هیچ زنی نیست که
‫پاش رو از اون در بذاره تو و

17:10.146 --> 17:12.395
هیولا بودن خودش رو زیر سؤال نبره

17:12.396 --> 17:15.936
‫- مردها چطور؟
‫- می‌دونن که هستن. مایه‌ی افتخار بعضی‌ها هم هست

17:15.937 --> 17:18.896
‫این شغل تموم زندگیمـه

17:19.937 --> 17:23.061
‫- نمی‌خوام دوباره خرابکاری کنم
‫- متوجهم

17:23.062 --> 17:26.061
‫هر چقدر هم که خانواده‌ات رو دوست داشته باشی،
‫هیچی به اندازه‌ی دستگیری بقیه بهت نمی‌چسبه

17:26.062 --> 17:28.896
‫نکنه دفترچه‌ی خاطراتم رو خوندی، دکترجون؟

17:30.771 --> 17:34.104
‫چند ماهـه دنبال این باباییم و

17:35.187 --> 17:37.104
‫تموم بلاهایی که

17:38.187 --> 17:42.603
‫سر این دختربچه آورده بود و
‫عکس‌هایی که ازش فروخته بود

17:42.604 --> 17:46.478
‫- اون تصاویر از جلوی چشم‌هات نمیرن
‫- مسئله اینـه که آدم اشتباهی بود

17:46.479 --> 17:48.103
‫توی مکان درست

17:48.104 --> 17:50.353
‫ولی وقتی که تو سر رسیدی،
‫اون آدم اشتباهی فلنگ رو بست

17:50.354 --> 17:53.353
‫وقتی براشون پاپوش می‌دوزن،
‫همچین کاری طبیعیـه

17:53.354 --> 17:55.228
‫- دنبالش کردی؟
‫- آره

17:55.229 --> 17:58.103
‫سرعتم اونقدر بالا نیست،
‫ولی می‌تونم بی‌وقفه ادامه بدم

17:58.104 --> 18:01.979
‫وقتی هم که بهش رسیدم،
‫من بودم و... خودش

18:03.312 --> 18:05.728
‫نیروهام یه بلوک اونورتر بودن و

18:05.729 --> 18:08.646
‫یه نیم‌نگاهی به اطراف انداخت و
‫تا دید من تنهام

18:10.271 --> 18:11.687
‫تا می‌خوردم من رو زد

18:15.021 --> 18:18.104
‫اسلحه‌ام رو ازم گرفت،
‫شلوارمم جر داد

18:19.104 --> 18:21.561
‫بعدش نیروهام از راه دسیدن و
‫زمین‌گیرش کردن

18:21.562 --> 18:23.186
‫پیدات که کردن داشتی چیکار می‌کردی؟

18:23.187 --> 18:25.771
‫داشتم جون می‌کَندم

18:28.854 --> 18:32.936
اشتباه بزرگی کردم که بردمش اونجا

18:32.937 --> 18:35.104
‫خشونتت موجه بود؟

18:36.396 --> 18:38.479
‫اگه همونی بود که دنبالش بودی

18:40.354 --> 18:41.854
‫نمی‌دونم

18:42.896 --> 18:44.520
‫دیگه ندیدیش؟

18:44.521 --> 18:46.354
‫توی فکرشم

18:48.271 --> 18:49.979
‫علی‌الخصوص این چند وقت

18:50.979 --> 18:53.186
‫توی خونه هوات رو دارن؟

18:53.187 --> 18:56.145
‫آره، آره، البته

18:56.146 --> 18:57.395
‫بچه داری که بهت متکی باشه؟

18:57.396 --> 18:59.853
‫آره، دوتا هم دارم

18:59.854 --> 19:02.978
‫- نظر اونها درباره‌ی مادرشون چیـه؟
‫- کدوم یکی‌؟

19:02.979 --> 19:05.311
‫تو

19:11.271 --> 19:12.979
‫آم...

19:16.229 --> 19:18.395
‫واقعاً نمی‌دونم

19:18.396 --> 19:20.520
‫شاید هیچوقت نشناسنت، نانسی

19:20.521 --> 19:21.854
‫نه

19:23.396 --> 19:25.396
‫باید باهاش کنار بیای

19:27.521 --> 19:28.978
‫آره

19:30.312 --> 19:32.271
آدم‌ درستش رو پیدا می‌کنی

19:35.187 --> 19:36.646
‫آره

19:40.021 --> 19:42.771
‫بعداً بهت زنگ می‌زنم. باشه

19:43.771 --> 19:46.103
‫وای، سلام

19:46.104 --> 19:48.270
‫عجب روزیـه

19:48.271 --> 19:49.645
‫سلام، آرتی

19:49.646 --> 19:50.936
‫- سلام
‫- سلام

19:50.937 --> 19:52.853
‫حالتون چطوره؟

19:52.854 --> 19:55.061
‫ما... حالمون خوبـه، نه؟

19:55.062 --> 19:57.686
‫خوشحالم از دیدنت

19:57.687 --> 19:59.270
‫دلم براتون تنگ شده بود

19:59.271 --> 20:00.728
‫- ما هم همینطور
‫- آره

20:00.729 --> 20:03.895
‫- یه عالمه نامه برات اومده
‫- مطمئن بودم

20:03.896 --> 20:06.312
‫این جعبه هم برات اومده

20:07.771 --> 20:09.521
‫خب، چی هست؟

20:11.104 --> 20:13.311
‫از دفتر خدمات ترحیمـه

20:13.312 --> 20:14.729
‫آره

20:15.812 --> 20:18.104
‫من می‌گیرمش

20:24.521 --> 20:27.561
‫خیلی لطف کردی که این همه راه
‫برای شهادت اومدی

20:27.562 --> 20:29.104
‫کاری نکردم

20:30.562 --> 20:35.686
‫تموم حرف‌هات،
‫دیدگاهی که این همه سال به ایتن داشتی...

20:35.687 --> 20:38.770
‫نمی‌دونستم حواست هست

20:38.771 --> 20:41.603
‫یه هدیه‌ی ناقابل برای تشکر ازت

20:41.604 --> 20:43.104
‫برام ارزشمنده

20:44.437 --> 20:46.936
‫حتم دارم شنیدن تموم سختی‌هایی که
‫کشیدی، خیلی سخت بوده

20:46.937 --> 20:49.436
‫مخصوصاً برای اون یارو جیک

20:49.437 --> 20:52.771
‫مجبور بود احساسات واقعیش رو پنهون کنه

20:54.937 --> 20:56.687
‫برای همه سخت بود

20:57.937 --> 20:59.186
‫فعلاً

20:59.187 --> 21:00.728
‫میگما...

21:00.729 --> 21:03.853
‫هنوز هم کلید خونه‌ات دستشـه

21:03.854 --> 21:05.061
‫می‌خوای برات پسش بگیرم؟

21:05.062 --> 21:06.853
‫نه، خودم حلش می‌کنم

21:06.854 --> 21:08.728
‫- مطمئن؟
‫- آره، بسپارش به خودم

21:08.729 --> 21:10.271
‫- خیلی‌خب
‫- ممنون

21:39.646 --> 21:41.521
‫آخ

21:48.187 --> 21:51.646
‫وای، بیخیال

21:52.646 --> 21:54.271
‫بیلِ حرومی

22:17.812 --> 22:22.103
به سرچشمه‌ی خودت، خاک، برگشتی

22:22.104 --> 22:23.937
به اصل خودت

22:27.562 --> 22:29.853
‫امیدوارم از بند تموم چیزهایی که

22:29.854 --> 22:31.812
‫ناراحتت می‌کرد، رها شده باشی

22:35.229 --> 22:38.936
‫بابا، بابت تموم کارهای نکرده‌ام متأسفم

22:38.937 --> 22:41.353
‫خودت منظورم رو می‌فهمی

22:41.354 --> 22:43.437
‫پس...

22:49.479 --> 22:51.436
‫بالگرد اینجاست، بابا

22:51.437 --> 22:56.270
‫یادت میاد هلیکوپترهای پلیس نیویورک رو
که می‌دیدی خونت به جوش میومد و

22:56.271 --> 22:59.521
توی کل خونه ‫همه‌ی پنجره‌ها رو می‌کوبیدی

23:01.729 --> 23:03.103
‫خیلی رو مخت بود

23:03.104 --> 23:06.645
‫راستش به چشم من خیلی خفن بود؛

23:06.646 --> 23:08.311
‫با تصور اینکه دنبال چی افتادن

23:08.312 --> 23:10.853
‫انگار همه چی اعصابت رو به هم می‌ریخت

23:10.854 --> 23:14.103
‫همیشه‌ی خدا، حتی موقع خندیدن‌هات هم
‫ازت می‌ترسیدم

23:14.104 --> 23:15.728
‫وای!

23:15.729 --> 23:18.978
‫الان می‌تونم کلی وزنه بزنم

23:20.979 --> 23:23.436
‫باور کن می‌تونم ازت جلو بزنم

23:27.854 --> 23:30.436
‫گمونم دیگه الان همه چی رو می‌دونی

23:30.437 --> 23:31.936
‫پس...

23:35.562 --> 23:37.521
‫لابد این رو هم می‌دونی که

23:39.437 --> 23:41.062
‫دوستت داشتم

23:43.354 --> 23:44.729
‫یه دنیا

23:48.854 --> 23:50.146
‫خیلی‌خب

23:52.187 --> 23:53.395
‫آره

24:43.521 --> 24:46.978
‫چیزهایی که نمی‌تونی
اون تو تغییر بدی رو پذیرفتی؟

24:46.979 --> 24:48.686
داری حیف میشی

24:48.687 --> 24:50.771
‫چند تا پیغام برات گذاشتم

24:51.896 --> 24:54.104
اعتقادی بهشون ندارم

24:55.104 --> 24:57.645
‫هر چقدر هم که شما
‫احساس متفاوتی به متوفی داشته باشید،

24:57.646 --> 24:58.978
‫باز هم عدالت باید برقرار شه

24:58.979 --> 25:01.728
‫آره، لیست آدم‌هایی که به خونش تشنه بودن
‫روز به روز داره بیشتر میشه

25:01.729 --> 25:04.978
‫- وقت واسه سر خاروندن برات نمی‌مونه
‫- آره، معشوقه‌ی خواهرت

25:04.979 --> 25:07.103
‫حسم میگه همچین کاری ازش بر نمیاد

25:07.104 --> 25:09.020
‫سرنخ دیگه‌ای داری؟

25:09.021 --> 25:11.229
‫- همکار شدیم؟
‫- سلام

25:12.531 --> 25:14.613
‫این همون کارآگاهیـه که بهت گفتم

25:15.023 --> 25:17.014
‫من هم تو خونه‌مون پشت‌سرش حرف می‌زنم

25:17.039 --> 25:18.728
‫واسه جلسه اومدید؟

25:18.729 --> 25:22.171
‫نه، نه. ایشون ذره‌ای به ناشناس بودنِ
‫اعضای جلسه‌مون اهمیت نمیده

25:22.196 --> 25:25.281
‫مگه من رفتم داخل به داستان‌هات گوش بدم؟ نه

25:25.306 --> 25:28.325
‫این بیرون وایسادم و سعی می‌کردم
‫«خرد تشخیص تفاوت» داشته باشم

25:29.198 --> 25:31.197
‫الان فهمیدم چی می‌گفتی

25:31.222 --> 25:35.479
‫من احترام زیادی قائلم واسه اونایی که
‫توی زمان‌های ناامیدی همدمی پیدا می‌کنن

25:36.854 --> 25:39.603
‫- چرا زنگ می‌زدی؟
‫- فرض کن اصلاً بتونم جلوی...

25:39.604 --> 25:42.436
‫- خودت رو معرفی نکردی
‫- کن وینیک

25:42.437 --> 25:44.645
‫- آقای وینیک. خیلی‌خب
‫- اوهوم

25:44.646 --> 25:46.936
‫چه محکم دست میدید. خوشم اومد

25:46.937 --> 25:49.645
‫- حرفت رو بزن، نان
‫- باید آداب معاشرت رو رعایت کنم

25:49.646 --> 25:53.186
‫تحقیقات در جریانـه،
‫که یعنی برگشتیم به خونه‌ی اول

25:53.187 --> 25:55.391
‫پس قراره دم‌به‌دقیقه جلو چشمت باشم

25:55.416 --> 25:57.871
‫خب، ممنون از ادبی که به خرج دادی

25:57.896 --> 26:01.128
‫هر چقدر که بتونیم کمک‌تون می‌کنیم

26:01.153 --> 26:02.912
‫ملاقات با شما باعث افتخار بود

26:02.937 --> 26:04.853
‫شما خواهرها مراقب خودتون باشید

26:04.854 --> 26:06.520
‫خب؟

26:06.521 --> 26:08.229
‫شما هم همینطور، آقای وینیک

26:09.771 --> 26:11.770
‫حالا گرفتی چی میگم؟
‫انگار که خیلی لذت می‌بره...

26:11.771 --> 26:14.020
‫یه سرخوشی‌ای درونشـه، نه؟

26:14.021 --> 26:15.561
‫خیلی از این کار لذت می‌بره

26:15.562 --> 26:19.354
‫عاشق شکار کردنن و
‫همین بهشون انگیزه میده

26:22.075 --> 26:23.704
‫شکار...

26:23.729 --> 26:26.598
‫شاید بهتره شکار تبدیل به شکارچی بشه

26:26.623 --> 26:28.049
‫هوم؟

26:28.271 --> 26:32.187
‫- بیا. یالا
‫- خیلی‌خب

26:33.271 --> 26:36.396
‫- فکر بکریـه
‫- مطمئنی؟

26:43.625 --> 26:46.124
‫خیلی‌خب، کاگنی، بذار ببینیم تو کجا میری

26:51.854 --> 26:54.353
‫اینجا یه آرامش خاصی داره

26:54.354 --> 26:56.479
‫اوهوم

27:01.104 --> 27:03.728
‫کاترین، حالا که ایتن خونه‌ست،

27:03.729 --> 27:05.145
‫می‌خوام برگردم سر کارمون

27:05.146 --> 27:06.603
‫- دیگه آماده‌ام
‫- چرا؟

27:06.604 --> 27:09.077
‫تو دیگه اون آدم سابق نیستی

27:10.484 --> 27:13.144
‫دیگه اون کار به دردت نمی‌خوره

27:14.729 --> 27:17.190
‫فکر کنم الان بیشتر مناسب من باشه

27:17.905 --> 27:21.704
‫بدجوری تشنه‌مـه

27:21.729 --> 27:24.770
‫بهم گفته بود این ماشروم‌ها تشنه‌ات می‌کنن،
‫ولی شنیدن کِی بُوَد مانند دیدن

27:24.771 --> 27:26.985
‫ماشروم؟ همون... مواد؟

27:27.010 --> 27:28.302
‫نه

27:29.923 --> 27:32.614
‫دوزهای خیلی کم. فرق داره

27:32.639 --> 27:35.264
‫اونوقت حالا که ترک کردی
‫مشکلی نداری باهاش؟

27:35.289 --> 27:37.038
‫- نه
‫- چرا؟

27:37.146 --> 27:38.936
‫- درمانیـه
‫- عجب

27:46.146 --> 27:49.875
‫من و تو دیشب که
‫حالم بد شد همدیگه رو دیدیم

27:52.771 --> 27:55.396
‫کلی راجع‌بهت فکر کردم

27:56.632 --> 27:59.249
‫جزئیاتش رو مثل وقتی که
‫توی جایگاه اومدی مرور می‌کنم

27:59.434 --> 28:01.478
‫تعرضی که شد

28:02.715 --> 28:04.839
‫بعدش هم وقتی که اعتراف کردی
‫چقدر احساس دو رو بودن کردی

28:04.864 --> 28:06.739
‫انگار خیلی...

28:08.304 --> 28:11.044
‫خیلی خاص بود

28:12.104 --> 28:13.646
‫شجاعانه بود

28:15.979 --> 28:18.311
‫از اولش هم شک داشتی؟

28:18.312 --> 28:22.271
‫اگه مطمئن بودم که
‫خودم دخل اون حرومی رو میاوردم

28:23.854 --> 28:25.271
‫هنوز نشئه‌ای؟

28:28.443 --> 28:31.692
‫فکر نکنم

28:38.937 --> 28:41.315
‫بگو چرا اون کار رو با خواهرت کردی

28:41.340 --> 28:43.548
‫کسشعرهایی که تحویل سید دادی،
‫تحویل من نده

28:45.729 --> 28:47.729
‫اصلاً قضیه سر ایتن بود؟

28:48.729 --> 28:50.396
‫همیشه سر ایتن بود

28:51.802 --> 28:54.368
‫رابطه‌ام با آدام یهویی شروع شد و

28:54.958 --> 28:57.040
‫تا جایی که می‌تونستم براش جنگیدم

28:59.778 --> 29:01.713
‫دلم نمی‌خواست مادر بشم

29:02.521 --> 29:04.353
‫همین زهره‌ترکم می‌کرد

29:04.354 --> 29:06.353
‫آره

29:06.354 --> 29:09.002
‫الان می‌دونی ترس واقعی یعنی چی

29:10.729 --> 29:14.311
‫آره، ولی چیزی که روش حساب نمی‌کردم

29:14.312 --> 29:17.061
‫این بود که از دست دادن خواهر

29:17.348 --> 29:20.056
‫چه داغی رو دلت می‌ذاره

29:21.098 --> 29:24.079
‫چون وقتی اون رو
‫از زندگی مشترک‌مون کنار گذاشتیم

29:24.104 --> 29:27.771
‫معقول بود

29:29.351 --> 29:31.726
‫همچنین واسه بقا بود

29:32.447 --> 29:35.010
‫ولی هر بار به کاری که
‫باهاش کردم فکر می‌کنم

29:38.479 --> 29:40.562
‫باعث میشد بخوام سر به تنم نباشه

29:44.687 --> 29:47.270
‫کنار گذاشتنش از زندگیم
‫تنها راهم واسه زندگی بود

29:47.271 --> 29:49.978
‫پس باید همین رو تعریف کنی

29:50.360 --> 29:51.996
‫این که چطور اتفاق افتاد

29:52.021 --> 29:54.145
‫چطور همه چی برملا شد

29:54.146 --> 29:56.558
‫دیگه رازی نمونده.
‫خیلی خوب پیش نرفت.

29:56.583 --> 30:00.166
‫اینجوری حال هر دوتون بهتر میشه

30:01.062 --> 30:04.561
‫کاترین، واقعاً کِی چیزی بهتر شده؟

30:04.562 --> 30:06.432
‫با پول میشه

30:06.457 --> 30:08.270
‫بهش زندگی‌ای رو ببخش که
‫تا به حال نداشته

30:08.271 --> 30:11.520
‫یه زندگی آزاد و مستقل

30:11.521 --> 30:13.436
‫- فکر نکنم به پول اهمیتی بده
‫- چی؟

30:13.437 --> 30:16.645
‫فقط پولدارها از این حرف‌ها می‌زنن

30:16.646 --> 30:19.978
‫دست بردار

30:22.146 --> 30:23.978
‫می‌ترسونتت، نه؟

30:23.979 --> 30:25.770
‫اینکه بهش جایگاهی ببخشی و

30:25.771 --> 30:29.402
‫وارد دنیای کوچیک‌مون کنیش

30:29.427 --> 30:31.510
‫اصلاً چی داریم می‌گیم؟

30:31.644 --> 30:33.454
‫داریم راجع‌به نویسندگی حرف می‌زنیم؟

30:33.479 --> 30:37.145
‫آره. با خواهرت

30:37.146 --> 30:40.520
‫جدی میگم. بهش فکر کن

30:40.521 --> 30:44.561
‫می‌تونی واسه تبلیغش
‫از مجله استفاده کنی،

30:44.562 --> 30:46.311
‫بعدش دوتایی چاپش کنید

30:46.312 --> 30:48.186
‫که میشه قطعه‌ای از کتاب

30:48.187 --> 30:50.686
‫هیئت‌مدیره عاشقش میشن

30:51.078 --> 30:53.441
‫اینجوری دوباره به اوج برمی‌گردیم

31:00.533 --> 31:02.121
‫باز هم بیل

31:02.890 --> 31:04.537
‫می‌خواست باهات تماس بگیره

31:04.562 --> 31:06.936
‫می‌دونم، می‌دونم

31:07.505 --> 31:10.246
‫از من به تو نصیحت، عزیزم

31:10.271 --> 31:12.686
‫از دست بیل فرار نکن

31:12.687 --> 31:14.687
‫اون عاشق همین موش و گربه بازیـه

31:16.854 --> 31:19.979
‫حرکت می‌کنن

31:21.021 --> 31:23.061
‫لامصب

31:23.062 --> 31:25.561
‫...و «دیز تایم» در بیرون.

31:25.562 --> 31:27.395
‫سلام، ادی

31:27.723 --> 31:29.263
‫اینجا چیکار می‌کنی؟

31:29.476 --> 31:30.809
‫من هم از دیدنت خوشحالم

31:30.834 --> 31:32.162
‫مِیدن فِر

31:32.187 --> 31:34.270
‫میدن فر، خانم‌ها و آقایون...

31:36.396 --> 31:39.020
‫برای بار دوم توی مسابقه...

31:41.267 --> 31:43.599
‫بگیر بشین تا از رو پات رد نشدم

31:43.807 --> 31:46.761
‫خالی نبند. دستت بسته‌ست

31:47.021 --> 31:49.396
‫ولی میدن فر فاصله‌اش رو حفظ می‌کنه

31:53.521 --> 31:55.686
‫- اجازه هست؟
‫- بفرما

31:58.136 --> 32:00.343
‫مادرم بچه‌ی هشتم خانواده بود

32:00.368 --> 32:02.034
‫هفت‌تا برادر داشت

32:02.059 --> 32:03.783
‫هرگز یاد نگرفت
‫چطور گوشت رو ببُره

32:03.808 --> 32:05.121
‫همیشه یکی بود

32:05.146 --> 32:07.602
‫امیدوارم دهنش گاییده شده باشه

32:08.553 --> 32:11.345
‫آمفیزم، ولی در نهایت فرقی نکرد

32:12.771 --> 32:14.062
‫این خوبـه؟

32:15.104 --> 32:16.646
‫با سیب‌زمینی پوره شده

32:28.704 --> 32:31.079
‫گند بزنن به این دندونی که درد می‌کنه

32:31.258 --> 32:33.435
‫من هم عاشق شیرینی‌ام

32:33.460 --> 32:37.044
‫کرم خوردگی داشت.
‫باید ایمپلنت می‌کردم.

32:38.235 --> 32:42.068
‫قبل از اینکه ایمپلنت کنن
‫حسابی بی‌حست می‌کنن

32:42.979 --> 32:44.728
‫خیلی خرج داره

32:44.729 --> 32:48.020
‫می‌بینم خوب جایی برات جور کردن

32:49.521 --> 32:52.571
‫حقم بیشتر از اینها بود،
‫با توجه به کاری که باهام کردی

32:52.596 --> 32:54.470
‫چیزی نمونده بود من رو بکشی

32:57.570 --> 32:58.801
‫عوضی

33:04.062 --> 33:07.521
‫یکی از اقوامم دندون‌پزشکی داره، می‌دونستی؟

33:07.546 --> 33:09.275
‫احتمالاً چون آشنایی بهت تخفیف میده

33:09.467 --> 33:12.867
‫عملاً یعنی برات... مجانی میفته

33:12.892 --> 33:14.998
‫- اون هم عینهو خودت سلیطه‌ست؟
‫- شک نکن

33:15.023 --> 33:17.605
‫همه خانوادگی همین‌ایم

33:27.340 --> 33:29.437
‫من هم مثل خودت هاج و واج موندم

33:29.462 --> 33:30.753
‫هیچ نظری ندارم

33:30.778 --> 33:32.888
‫می‌تونم یه حدس‌هایی بزنم

33:32.913 --> 33:34.371
‫صبر کن ببینم

33:34.396 --> 33:36.145
‫خیلی عذر می‌خوام

33:36.146 --> 33:37.978
‫نه، مشکلی نیست

33:37.979 --> 33:40.436
‫یه ملاقات سخت با بابا بود

33:40.437 --> 33:42.811
‫متوجه‌ام

33:43.513 --> 33:47.354
‫باباش با اون یارو هفته‌ی پیش
‫داشت کاناستا بازی می‌کرد

33:47.431 --> 33:48.773
‫آدم خوبیـه

33:48.798 --> 33:50.674
‫اسمش رو یادم نمیاد

33:50.699 --> 33:52.645
‫ادی، طبقه‌ی چهارمـه

33:52.646 --> 33:56.062
‫- اون همسرشـه؟
‫- نه دقیقاً

33:57.504 --> 33:59.303
‫بخاطر اونـه که اینجا بستریـه

34:05.068 --> 34:07.193
‫حالا دیگه برادر و خواهر شدیم؟

34:07.941 --> 34:09.158
‫خیلی عجیب شد؟

34:09.183 --> 34:10.891
‫یه جورایی جذابـه

34:18.799 --> 34:20.465
‫بالاخره پیدات شد

34:23.832 --> 34:25.997
‫روز سنگینی تو دادگاه بود

34:26.285 --> 34:28.243
‫حتماً خسته و کوفته‌ای

34:30.104 --> 34:32.270
‫- بشین
‫- بیل، نمی‌تونی جیک رو اخراج کنی

34:32.271 --> 34:34.373
‫اون خیلی سختی کشیده

34:34.398 --> 34:35.855
‫موقتاً قراره بره

34:35.880 --> 34:38.664
‫به محض اینکه آب‌ها از آسیاب بیفته،
‫اوضاع به روال سابق برمی‌گرده

34:39.437 --> 34:41.353
‫جیک می‌دونه که من آدم وفاداری‌ام

34:41.598 --> 34:44.496
‫وفاداری براش خیلی مهمـه

34:45.034 --> 34:46.533
‫واسه تو چی؟

34:47.063 --> 34:48.548
‫هر وقت که اثبات بشه

34:48.573 --> 34:49.697
‫سلام، کلوئی

34:49.722 --> 34:51.055
‫سلام

34:51.854 --> 34:54.186
‫ولی حالا که محاکمه تموم شده،

34:54.187 --> 34:56.311
‫امیدوار بودم که همگی بتونیم دوباره

34:56.312 --> 34:59.071
‫پولدار و قدرتمند بشیم

34:59.096 --> 35:01.412
‫می‌دونی، همه‌ی قضایا رو پشت‌سر بذاریم

35:01.437 --> 35:02.936
‫یه شروع تازه

35:02.937 --> 35:05.228
‫پس واسه همین تمام فایل‌های

35:05.229 --> 35:07.807
‫گروه جنتری توی سیستم آدام رو پاک کردی

35:07.832 --> 35:09.863
‫که یه شروع تازه داشته باشی؟

35:11.229 --> 35:13.402
‫من همچین کاری نکردم

35:13.427 --> 35:15.062
‫برایس، کار تو بوده؟

35:15.087 --> 35:16.311
‫نه

35:18.327 --> 35:20.222
‫دنبال چی می‌گشتی؟

35:21.187 --> 35:23.839
‫حقیقت ماجرا که
‫چه اتفاقی واسه آدام افتاد

35:25.293 --> 35:26.579
‫خب...

35:26.604 --> 35:28.479
‫خدا رو چه دیدی

35:31.024 --> 35:33.051
‫می‌دونی، توی وسایل‌های آدام

35:33.076 --> 35:37.242
‫یه کارت از مأمور اف‌بی‌آی پیدا کردم

35:37.550 --> 35:39.576
‫شاید یه زنگی بهش بزنم

35:39.601 --> 35:42.059
‫شاید بهتره از خر شیطون بیای پایین

35:43.204 --> 35:45.578
‫الان مهم خانواده‌تـه

35:45.741 --> 35:47.204
‫امنیتت

35:47.469 --> 35:49.468
‫و اینکه دیگه پسرت رو پس گرفتی

35:49.822 --> 35:52.012
‫من اگه جات بودم
‫به این فکر می‌کردم

35:54.653 --> 35:56.412
‫نصیحت خوبی بود

35:56.437 --> 35:59.370
‫ممنون که همیشه به فکرمی، بیل

35:59.395 --> 36:01.791
‫تو که می‌دونی همیشه
‫هر کاری بتونم برات می‌کنم

36:03.479 --> 36:05.479
‫البته که می‌دونم

36:09.244 --> 36:11.119
‫به جنتری زنگ بزن

36:12.062 --> 36:13.562
‫زود

36:18.104 --> 36:19.603
‫سلام، چه خبر بچه‌جون؟

36:19.604 --> 36:21.020
‫سلام

36:22.632 --> 36:23.965
‫می‌دونی...

36:23.990 --> 36:25.364
‫همچین چیزی رو میشه بازیافت کرد؟

36:25.389 --> 36:27.037
‫یا جزو زباله‌های حجیمـه؟

36:27.062 --> 36:29.478
‫آره. خودم ردیفش می‌کنم

36:29.479 --> 36:30.728
‫- مرسی
‫- خواهش

36:30.729 --> 36:32.020
‫مرسی

36:32.100 --> 36:34.406
‫- اون مبل رو می‌بینی؟
‫- آره

36:34.427 --> 36:35.579
‫یه مبل سه‌نفره‌ست

36:35.604 --> 36:37.478
‫هر سال یه جدیدش رو می‌خرن

36:37.479 --> 36:39.145
‫توی «کریگزلسیت» پستش می‌کنم،

36:39.146 --> 36:42.419
‫بوم، زیر دو ساعت یکی میاد می‌برتش

36:45.062 --> 36:47.270
‫مگه یه مبل باید چند سال عمر کنه؟

36:47.271 --> 36:49.270
‫خب، به نظرم چند دهه

36:49.271 --> 36:50.812
‫از این لباسه خسته شدی؟

36:51.812 --> 36:53.103
‫آره

36:53.104 --> 36:55.194
‫اگه بفروشمش مشکلی نداره؟

36:55.317 --> 36:57.221
‫نه، نه. راحت باش

37:00.312 --> 37:02.311
‫می‌دونی، پدرم...

37:02.312 --> 37:04.270
‫وقتی داشت حیاط رو تمیز می‌کرد

37:04.271 --> 37:06.270
‫دندون‌هاش رو در میاورد

37:06.271 --> 37:09.436
‫فقط همون موقع‌ها بود که
‫خنده‌اش رو می‌دیدم

37:12.908 --> 37:15.357
‫از پارو کردن برف کنارت لذت می‌برم

37:15.527 --> 37:17.500
‫بهترین روزهای زمستون بود

37:21.062 --> 37:22.603
‫مرسی

37:22.604 --> 37:24.062
‫خیلی‌خب

37:25.565 --> 37:26.814
‫مرسی بابت لباس

37:26.839 --> 37:28.464
‫خواهش

37:43.021 --> 37:44.396
‫خدایا!

37:49.860 --> 37:51.693
‫مگه اومدی کاروانسرا؟

38:02.146 --> 38:03.872
‫چطور این بالا اومدی؟

38:03.897 --> 38:05.980
‫سیستم امنیتی‌ای ندارید

38:07.830 --> 38:09.496
‫ما رو قال گذاشتی

38:09.610 --> 38:10.984
‫آره، ببین پسر...

38:11.009 --> 38:13.508
‫الان کلی بدبختی سرم ریخته، خب؟

38:13.665 --> 38:15.330
‫چقدر هم به خودت رسیدی

38:15.355 --> 38:17.272
‫حتماً قرار مهمیـه

38:19.968 --> 38:21.698
‫خیلی‌خب

38:21.975 --> 38:23.970
‫از ملک من گم شو بیرون

38:27.238 --> 38:28.987
‫ما هیچ رفاقتی با هم نداریم

38:29.494 --> 38:31.163
‫ولی یه قول و قراری داشتیم

38:31.297 --> 38:33.311
‫تو بهم آمار و اطلاعات میدی

38:33.312 --> 38:35.311
‫تا پرونده‌مون علیه
‫گروه جنتری رو سنگین کنیم و

38:35.312 --> 38:37.770
‫ما هم به جاش واسه
‫دخالتی که داشتی دستگیرت نمی‌کنیم

38:37.771 --> 38:39.186
‫مفهوم شد؟

38:39.187 --> 38:41.186
‫آره، اخاذی

38:41.187 --> 38:42.478
‫اسمش قول و قرار نیست

38:42.479 --> 38:46.020
‫ما بیشتر از چیزی که فکرش رو بکنی
‫آمار کثافتکاری‌هات رو با اون عوضی‌ها داریم

38:46.021 --> 38:49.925
‫مدارکی که واسه لاپوشونی
‫گندکاری‌هاشون امضا کردی

38:49.950 --> 38:53.079
‫من که می‌دونم یکی رو تو جنتری داری

38:53.104 --> 38:56.650
‫چون ملاقاتی رو تأیید کردن که
‫هرگز اتفاق نیفتاده

38:56.835 --> 38:58.711
‫نه. ببین، خیلی تمیز بود

38:58.736 --> 39:00.728
‫در ضمن، کارآگاه‌ها باورشون شد

39:00.729 --> 39:02.728
‫براداک هم همینطور

39:02.729 --> 39:04.520
‫پس فقط...

39:04.521 --> 39:07.111
‫از همون آدمی که
‫تو شرکت داری بپرس، خب؟

39:08.271 --> 39:09.659
‫من دیگه کنار می‌کشم

39:09.684 --> 39:11.517
‫می‌دونی، آدام هم همین حرف‌ها رو میزد

39:14.396 --> 39:16.311
‫آخرین باری که دیدیمش

39:16.985 --> 39:19.451
‫یه اتهام قتل هم داری که پرونده‌اش بازه

39:21.604 --> 39:25.535
‫من هیچ پرونده‌ی بازی ندارم،
‫فهمیدی عوضی؟

39:25.560 --> 39:27.912
‫براداک هم دسترسی کارت‌هام رو قطع کرد

39:27.937 --> 39:30.186
‫دیگه توی دفتر خودم هم نمی‌تونم برم

39:30.187 --> 39:32.674
‫تو آدم باهوشی هستی،
‫چرا یه راه چاره پیدا نمی‌کنی؟

39:32.699 --> 39:33.871
‫وگرنه؟

39:33.896 --> 39:37.107
‫وگرنه توی دیوان عالی نیویورک
‫ازت شکایت می‌کنیم و

39:37.132 --> 39:39.688
‫پروانه‌ی وکالتت رو از دست میدی

39:41.580 --> 39:42.912
‫گوه توش

39:42.937 --> 39:45.103
‫زیر همین عرشه

39:45.104 --> 39:46.603
‫دفنت می‌کنم

39:46.604 --> 39:48.271
‫دفنت می‌کنم

39:50.312 --> 39:52.271
‫باشه، باشه

39:57.062 --> 40:00.020
‫حالا برو چیزی که بهم بدهکاری رو جور کن!

40:18.034 --> 40:20.700
‫کارمندها گفتن اینجا میشه پیدات کرد

40:20.725 --> 40:24.025
‫آره، منتظر بودم بچه‌ها بیان مبل رو ببرن

40:24.050 --> 40:25.632
‫این واسه توئه؟

40:25.657 --> 40:27.365
‫آره، یکی از...

40:27.504 --> 40:29.635
‫تفریحات محبوبمـه

40:29.660 --> 40:31.871
‫همه چی روبراهـه، کارآگاه؟

40:32.334 --> 40:33.958
‫تو بهم بگو

40:33.983 --> 40:36.982
‫بیخیال، آرتی، عذر موجه‌ات چرند بود

40:37.007 --> 40:38.728
‫صاحب بار یه داستان متفاوتی برام تعریف کرد

40:38.729 --> 40:40.979
‫داستانی که تو و آدام توش بودید

40:42.146 --> 40:44.853
‫دوست داری بیای اداره اونجا صحبت کنی؟

40:44.854 --> 40:46.270
‫کسی هم نیست چیزی بشنوه

40:46.271 --> 40:48.061
‫اونجوری که فکر می‌کنی نیست

40:48.062 --> 40:49.520
‫همیشه همینطوره

40:49.831 --> 40:51.787
‫من با یکی رفته بودم سر قرار

40:51.812 --> 40:53.228
‫با یه خانم

40:53.229 --> 40:55.384
‫که وقتی از بار بیرون اومدم رفتم دیدنش

40:55.409 --> 40:57.367
‫گمونم همسرت نبوده

40:58.312 --> 41:01.311
‫شاید هر دو سال یه بار همدیگه رو ببینیم

41:01.528 --> 41:03.829
‫همون اتاق، همون هتل

41:03.854 --> 41:05.270
‫این فیلمـه برام آشناست

41:05.271 --> 41:06.853
‫آره

41:06.854 --> 41:09.312
‫بگو سر چی با آدام بحثت شد

41:11.437 --> 41:14.567
‫باید یه مردِ دیگه یه حرف‌هایی رو
‫آویزه‌ی گوشش می‌کرد

41:15.598 --> 41:17.139
‫من هم از کوره در رفتم

41:17.544 --> 41:18.617
‫درستـه

41:18.642 --> 41:21.350
‫بعدش رفتی پیش خانمی که
‫باهاش رابطه داری؟

41:23.273 --> 41:25.231
‫شماره‌ی معشوقه‌ات رو بده

41:35.812 --> 41:39.185
‫لطفاً، دارم ازت خواهش می‌کنم

41:40.105 --> 41:41.563
‫صداش رو در نیار

41:42.064 --> 41:44.246
‫همسرم حقش نیست

41:44.271 --> 41:46.603
‫جنس هر چی که بخوای بهت میگه

41:46.604 --> 41:48.468
‫تمام شب باهام بود

41:49.771 --> 41:52.103
‫با اون خواهره برخوردی نداشتی؟

41:52.104 --> 41:53.311
‫- کدوم؟ نیکی؟
‫- آره

41:53.312 --> 41:54.561
‫چرا

41:54.562 --> 41:56.228
‫اومد اینجا یه دودی گرفت

41:56.229 --> 41:58.061
‫یه سری تماس‌های خصوصی زد

41:58.062 --> 42:00.978
‫بعد از تموم اون مشکلات
‫هنوز از مادرش مراقبت می‌کنه

42:00.979 --> 42:02.228
‫مادر کی؟

42:02.229 --> 42:04.729
‫آدام، اونی که توی اوهایو زندگی می‌کنه

42:05.937 --> 42:07.561
‫که اینطور

42:07.562 --> 42:09.228
‫عذر موجه دربان درستـه

42:09.229 --> 42:11.061
‫رفت روی مبل پسرخاله‌اش تامی خوابید

42:11.062 --> 42:13.561
‫گمونم به زنش راجع‌به تعداد

42:13.562 --> 42:16.132
‫آبجوهایی که آخرهفته‌ها می‌خوره دروغ می‌گفته

42:16.157 --> 42:18.787
‫همچنین گفته که نیکول مکینتاش و

42:18.812 --> 42:21.353
‫مادر آدام توی اوهایو با هم صمیمی‌ان

42:21.354 --> 42:22.520
‫من فکر می‌کردم مادرش مُرده

42:22.521 --> 42:23.686
‫شاید

42:23.687 --> 42:25.478
‫وقتی پسرش مرد پیداش نشد

42:25.714 --> 42:27.130
‫تو نظری نداری؟

42:27.155 --> 42:28.529
‫فردا بهت میگم

42:28.839 --> 42:30.177
‫تو چی؟

42:30.202 --> 42:32.118
‫هنوز نه

42:35.817 --> 42:37.767
‫ممنون که تماس گرفتی

42:37.792 --> 42:40.000
‫خب، شانس آوردی مسیرم خورد

42:40.025 --> 42:42.024
‫می‌خواستی چیکار کنی؟

42:42.192 --> 42:44.775
‫داشتم فکر می‌کردم که
‫شاید بتونی کمکم کنی

42:48.854 --> 42:51.333
‫این چه کثافتیـه؟

42:53.718 --> 42:55.550
‫سلام

42:55.775 --> 42:58.192
‫یکی از اوهایو یه چیزی برات فرستاده

42:59.979 --> 43:02.163
‫اینا اسناد اداری پلیسـه

43:02.626 --> 43:04.819
‫می‌خواستم بدونم اون روز توی استخر

43:04.844 --> 43:07.178
‫که بچه بودم چه اتفاقی افتاد

43:08.104 --> 43:10.561
‫چند وقت پیش درخواست دادم

43:10.562 --> 43:12.771
‫قبل از تمام اتفاقات

43:14.021 --> 43:15.603
‫نمی‌خواستم زخم‌های کهنه رو باز کنی

43:15.604 --> 43:17.437
‫فقط می‌خواستم بدونم چی شده

43:18.729 --> 43:21.062
‫حتماً، زندگی خودتـه

43:28.390 --> 43:30.105
‫- سلام
‫- سلام

43:32.096 --> 43:34.679
‫می‌بینم باشگاه هواداریت داره بزرگ‌تر میشه

43:34.704 --> 43:36.203
‫خب، بیشترشون قبض آب و برقن

43:36.228 --> 43:37.936
‫و البته این یکی

43:41.062 --> 43:42.728
‫این برات بامزه‌ست؟

43:42.729 --> 43:44.561
‫خب آخه...

43:44.562 --> 43:46.270
‫واقعاً چندشـه

43:46.271 --> 43:48.186
‫- آره
‫- حال‌به‌هم‌زنـه

43:48.187 --> 43:50.770
‫- از کجا آوردیش؟
‫- یکی اینو فرستاد خونه‌مون

43:50.771 --> 43:52.728
‫توی شهر و آرتی دادش بهم

43:52.729 --> 43:54.270
‫شاید از طرف اونـه

43:54.271 --> 43:56.555
‫- نه! میدمش پلیس‌ها
‫- چی؟

43:56.580 --> 43:58.478
‫که باهاش بزنن؟

43:58.479 --> 44:01.353
‫امروز کارآگاه دیلدو اومده بود سر قرارم

44:01.354 --> 44:03.145
‫شرم و حیا سرش نمیشه

44:03.146 --> 44:05.436
‫- من هم دنبالش کردم
‫- آنلاین؟

44:05.437 --> 44:07.395
‫آنلایـ... نه

44:07.396 --> 44:08.811
‫توی واقعیت. خدایا!

44:08.812 --> 44:10.936
‫رفتم دنبالش

44:10.937 --> 44:13.229
‫وقتی که بهت گفتم «مسخره‌بازی»

44:13.254 --> 44:15.379
‫منظورم دقیقاً همین بود، نیکی

44:16.687 --> 44:18.728
‫- حالا چی دست‌گیرت شد؟
‫- رفت دیدن یه سیاه‌پوستی که

44:18.729 --> 44:21.436
‫توی خونه‌ی سالمندان روی ویلچر بود

44:21.437 --> 44:23.686
‫نمی‌دونم ملاقاتش شخصی بود

44:23.687 --> 44:25.520
‫- یا کاری
‫- وایسا، منظورت چیـه؟

44:25.521 --> 44:26.978
‫ولی یه خبرهایی هست

44:26.979 --> 44:29.216
‫اما چیزی آنلاین ازش پیدا نکردم

44:29.241 --> 44:31.704
‫دیگه حالم از اینکه ادای
‫روستایی‌ها رو در میاره به هم می‌خوره

44:31.729 --> 44:34.020
‫تاب تحملش رو ندارم

44:34.021 --> 44:36.121
‫واسه من صداش رو نازک می‌کنه، اینجوری

44:36.146 --> 44:38.395
‫کلمات رو می‌کشه

44:38.396 --> 44:40.478
‫فلان شد و بسار شد

44:40.479 --> 44:42.186
‫بهش فکر کنی بیشتر رو مخت میره، خب؟

44:42.187 --> 44:43.978
‫من؟ اونـه که گیر داده به من

44:43.979 --> 44:44.978
‫آخه...

44:44.979 --> 44:47.604
‫این اصلاً با عقل جور درنمیاد

44:50.303 --> 44:51.919
‫اون چیـه؟

44:51.944 --> 44:54.277
‫- خب، بذار ببینم
‫- تو خوبی؟

44:55.437 --> 44:57.312
‫- آره، فقط...
‫- بهش بگو

44:58.479 --> 44:59.978
‫می‌خواستم حقیقت رو بدونم

44:59.979 --> 45:02.061
‫واسه همین...

45:02.062 --> 45:04.751
‫درخواست مدارک اتفاقاتی که

45:04.776 --> 45:06.829
‫اون روز توی استخر افتاد رو دادم

45:07.167 --> 45:09.042
‫همون شبی که بردنت

45:10.437 --> 45:12.770
‫اوه

45:13.257 --> 45:15.673
‫درست... درست همینجاست

45:17.021 --> 45:20.978
‫اینجا نوشته: «پدر اظهار کرد که پسرش را
‫در حالی که با صورت در آب بوده و

45:20.979 --> 45:23.353
‫بدنش رو به کبودی می‌رفته یافته،

45:23.354 --> 45:29.080
‫اما در معاینه، هیچ گونه جراحت یا نشانه‌ای
‫از ورود آب به بدن مشاهده نشده است»

45:29.572 --> 45:31.320
‫فکر کردم داشتم غرق می‌شدم

45:34.437 --> 45:38.103
‫«میزان الکل خونِ نیکول مکینتاش: ۰.۳۰»

45:38.104 --> 45:42.185
‫«همچنین در بدنش آثار آمبین و زاناکس پیدا شد»

45:44.854 --> 45:49.729
‫«همسرش گفته که یک دعای خانوادگی را
‫بارها و بارها تکرار می‌کرد»

45:50.979 --> 45:55.228
‫«توی دریاچه‌ی والس منتظرت می‌مونم»؟

45:55.649 --> 45:59.066
‫چرا گفتی دریاچه‌ی والس؟

46:00.729 --> 46:02.376
‫نباید می‌گفتم

46:02.401 --> 46:05.603
‫- چرا اون باید همچین حرفی بزنه؟
‫- چون من بهش گفتم

46:06.197 --> 46:08.741
‫من راجع‌به دعای دریاچه‌ی والس به بابات گفتم

46:08.912 --> 46:10.870
‫کار من بود. من...

46:12.403 --> 46:14.444
‫اون زمان خیلی باهم حرف می‌زدیم

46:15.922 --> 46:17.171
‫این الان...

46:17.472 --> 46:19.129
‫یعنی چی؟

46:23.854 --> 46:26.354
‫یعنی دروغ گفته

46:29.132 --> 46:30.760
‫دروغ گفته

46:49.396 --> 46:50.979
‫مجبور بودم

47:02.687 --> 47:06.145
‫سلام، عزیزم. روزت چطور بود؟

47:06.146 --> 47:08.353
‫- خوب بود
‫- عالی

47:08.354 --> 47:10.103
‫سلام

47:10.104 --> 47:12.020
‫- ایتن کجاست؟
‫- ببین

47:12.021 --> 47:16.103
‫براش یه تیوپ گرفتم.
‫عاشق استخره. خیلی خوشحالـه.

47:16.104 --> 47:19.561
‫هات‌داگ گرفتم کباب کنیم.
‫منقل رو آماده کردم، پس...

47:19.562 --> 47:21.545
‫- کم‌کم شام می‌خوریم، آره؟
‫- خوبـه. خوبـه. آره، دلم ضعف رفت

47:21.570 --> 47:22.704
‫خوبـه

47:22.729 --> 47:25.853
‫می‌خوام یکی واسه خودم آماده کنم.
‫می‌خوام واسه تو هم بریزم؟

47:25.854 --> 47:28.562
‫چی بهتر از این؟ آره، مرسی

47:29.646 --> 47:32.312
‫ایتن، بابایی اومده

48:04.619 --> 48:06.113
‫« آلپرازولام و هیدروکودون »

48:43.271 --> 48:44.896
‫- به‌سلامتی
‫- مرسی، به‌سلامتی

48:50.687 --> 48:51.770
‫سوسیس‌ها رو بده به من

48:51.771 --> 48:53.521
‫- تو برو پیش پسرمون
‫- باشه

48:55.604 --> 48:59.021
‫کوچولو موچولوی من کیـه؟
‫کوچولو موچولوی من کیـه؟

49:03.854 --> 49:06.354
‫به بابایی نشون بده
‫چجوری پا می‌زنی. هوم؟ همینجا

49:30.354 --> 49:31.645
‫اورژانس، مورد اورژانسی‌تون چیـه؟

49:31.646 --> 49:35.145
‫همسرم و پسرمون... بچه‌ی نوزادمون

49:35.146 --> 49:38.145
‫توی استخرن و نفس نمی‌کشن

49:38.146 --> 49:39.854
‫بالاخره اون بچه رو می‌کشت

49:40.896 --> 49:43.224
‫شاید اون موقع نه،
‫ولی یه وقتِ دیگه کارش رو می‌کرد

49:43.249 --> 49:45.162
‫اگه طلاقش می‌دادم هم

49:45.187 --> 49:47.061
‫حضانتش مشترک میشد و

49:47.062 --> 49:49.311
‫اینجوری واسه ایتن خطرناک‌تر بود

49:50.979 --> 49:53.146
‫تو زندگیش رو نابود کردی

49:54.687 --> 49:57.561
‫و تمام اون دوران کودکی

49:57.562 --> 49:59.974
‫ایتن رو ازش دزدیدی

49:59.999 --> 50:02.753
‫کاری رو کردم که فکر می‌کردم بهترینـه

50:02.778 --> 50:06.662
‫تو کی هستی که بخوای
‫جای همه‌مون تصمیم بگیری؟

50:06.687 --> 50:09.770
‫تو دلت نمی‌خواست این کار رو کنم؟
‫زندگی خودت چی؟

50:09.771 --> 50:12.067
‫اون سال‌هایی که
‫تو و ایتن کنار هم بودید چی؟

50:12.092 --> 50:15.737
‫اگه من این کار رو نکرده بودم
‫تو الان کی بودی؟

50:15.762 --> 50:17.596
‫قطعاً اسمت مادر نبود

50:19.312 --> 50:20.354
‫خفه شو!

50:22.319 --> 50:23.537
‫خفه شو!

50:23.562 --> 50:25.271
‫خفه شو!

50:32.526 --> 50:40.526
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

50:48.271 --> 50:50.978
‫من آخه چیکارت کردم؟

50:53.187 --> 50:56.104
‫با خودمون چیکار کردم؟

51:02.896 --> 51:05.478
‫تمام خوبی‌ها و بدی‌ها رو
‫با هم با خودت بردی، کلوئی

51:05.479 --> 51:09.436
‫و خدا رو شکر،
‫چون من جون سالم به در نمی‌بردم

51:13.147 --> 51:15.819
‫به پلیس دروغی نگفتی، خب؟

51:16.728 --> 51:19.537
‫گوه توش. بخاطر من به اجبار بستری شدی

51:19.562 --> 51:21.728
‫اون بیشرفت دروغ گفت

51:21.729 --> 51:23.853
‫به تو هم دروغ گفت

51:23.854 --> 51:27.090
‫نمی‌خوام تو برام...
‫نمی‌خوام تو از گناهام کم کنی

51:29.604 --> 51:32.521
‫وقتی به شما دوتا فکر می‌کردم

51:33.854 --> 51:38.229
‫به خودم می‌گفتم که اون بهتر و قوی‌تره

51:40.479 --> 51:42.811
‫تو اون رو به اوج می‌بری

51:42.812 --> 51:43.979
‫کون لقش

51:50.834 --> 51:53.417
‫ولی وقتی که حقیقت رو فهمیدم...

51:59.896 --> 52:01.936
‫چند وقتـه که می‌دونی؟

52:02.656 --> 52:04.303
‫دو سه سالی میشه

52:09.062 --> 52:12.646
‫اون وکیل شهری‌ای که داشتم رو یادتـه؟
‫اون مُرد و...

52:13.771 --> 52:16.854
‫دفترش رو که خالی کردن،
‫مدارک رو برام فرستادن

52:19.896 --> 52:21.728
‫من هم همین حس رو داشتم

52:21.729 --> 52:23.479
‫خونم به جوش اومده بود و

52:24.771 --> 52:26.187
‫دیوونه شده بودم

52:27.771 --> 52:29.104
‫حق رو به خودم می‌دادم

52:31.646 --> 52:34.186
‫همیشه برام سؤال بود

52:34.187 --> 52:36.353
‫خاطراتی تو سرم بود که...

52:36.354 --> 52:38.470
‫چرا چیزی نگفتی؟

52:38.495 --> 52:40.051
‫خب، به چه دردی می‌خورد؟

52:42.312 --> 52:46.061
‫دوباره کل زندگی‌مون رو نابود کنیم؟

52:46.062 --> 52:48.228
‫ایتن هم از خونه زده شده بود و

52:48.229 --> 52:52.145
‫تو و آدام بهش تصویر دوباره‌ای از زندگی دادید

52:52.146 --> 52:53.728
‫خدایا

52:55.097 --> 52:57.388
‫وقتی من و ایتن باهم صبحت کردیم

52:58.342 --> 53:00.101
‫اون بهم گفت...

53:01.729 --> 53:03.520
‫مسئله...

53:03.867 --> 53:05.950
‫مسئله این نبود

53:06.854 --> 53:08.479
‫من رو نابود کرد، کلوئی

53:10.979 --> 53:14.311
‫این که آدام قرار بود
‫زندگی جفت‌مون رو نابود کنه

53:14.312 --> 53:17.853
‫تحملش رو نداشتم

53:22.479 --> 53:24.229
‫واسه همین اومدم

53:26.396 --> 53:28.645
‫مجبور بودم

53:28.646 --> 53:30.604
‫باید ازت محافظت می‌کردم

53:34.562 --> 53:36.021
‫نیکی...

53:38.687 --> 53:40.896
‫چی داری میگی؟

53:41.291 --> 53:51.291
‫« ترجمه از iredprincess و امیر فرحناک »
‫.:: FarahSub & IRedSub ::.

53:51.605 --> 54:01.605
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

54:01.630 --> 54:11.630
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus
