WEBVTT

00:00.104 --> 00:01.771
‫آنچه گذشت...

00:01.854 --> 00:03.521
‫- لازم نیست بهم دست بزنید!
‫- ایتن مکینتاش،

00:03.521 --> 00:06.187
‫تو به جرم قتل آدام مکینتاش بازداشتی

00:06.271 --> 00:08.437
‫اونا یه روانشناس برام فرستادن

00:08.521 --> 00:10.646
‫هی، این خوبه، درسته؟

00:10.729 --> 00:15.854
‫بعضی از این تهدیدات از کامپیوتری میان
‫که به نام ریل ثینگ ثبت شده

00:15.878 --> 00:16.896
‫خب، این دفترمه

00:16.979 --> 00:18.104
‫آره

00:18.187 --> 00:20.604
‫پنهان کردنِ رازها یواش یواش
‫آدم رو مسموم می‌کنه

00:21.646 --> 00:23.104
‫به خواهرت بگو چه اتفاقی افتاد

00:23.187 --> 00:24.229
‫مسئولیتت رو انجام بده

00:24.312 --> 00:26.062
‫اون باهام خوابید، کلو

00:26.146 --> 00:27.229
‫الان حرفش رو پیش می‌کشی؟

00:27.812 --> 00:29.646
‫مارتینی میل دارید؟

00:29.729 --> 00:30.896
‫نیکی، بیا بریم خونه

00:30.979 --> 00:33.146
‫- خواهش می‌کنم
‫- تو من رو آوردی اینجا

00:33.229 --> 00:34.229
‫حالا می‌مونم

00:36.937 --> 00:38.146
‫سید اوانز. اون یه خبرنگاره

00:38.229 --> 00:41.604
‫می‌دونی، من به خاطر خودم
‫خواهرم رو پنهان نمی‌کنم

00:41.687 --> 00:43.687
‫- به خاطر ایتنـه
‫- می‌خوای در موردش حرف بزنی؟

00:43.771 --> 00:45.187
‫به طور غیررسمی

00:49.771 --> 00:51.604
‫خودشه

00:53.187 --> 00:55.687
‫می‌خوام یه چیزی رو برام چک کنی

00:55.771 --> 00:58.146
‫قبل از این که این دختر خودش رو به کشتن بده

01:00.271 --> 01:07.971
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

01:07.995 --> 01:15.788
‫« ترجمه از سینـا صداقت »
‫.:: SinCities ::.

01:15.812 --> 01:18.979
‫دو کیلو شورت‌کیکِ توت‌فرنگی واسه شما

01:20.771 --> 01:23.354
‫می‌تونم بهت بگم
‫قانونِ ضدانحصار چقدر کسل‌کننده‌ست

01:23.437 --> 01:25.562
‫به اندازه‌ی این شیفت کسل‌کننده‌ست

01:25.646 --> 01:28.562
‫چون امروز خیلی کساده

01:29.854 --> 01:32.021
‫شاید یه ذره از اینا لازم داریم...

01:32.104 --> 01:34.229
‫باید تمرکز کنم

01:34.312 --> 01:35.521
‫خیلی خب. البته، البته

01:35.604 --> 01:37.063
‫- شرمنده، شرمنده
‫- زمان و مکانش نیست

01:37.087 --> 01:39.646
‫آره، زمانش شاید الان باشه

01:43.854 --> 01:45.771
‫آره، شاید بهتره برم

01:45.854 --> 01:48.021
‫نمی‌خوام باعث شم اخراج شی

01:48.104 --> 01:49.271
‫چی؟ حرفشم نزن

01:49.354 --> 01:51.687
‫خوشحال میشم که می‌بینم
‫اینجا نشستی و آینده‌مون رو می‌سازی

01:52.979 --> 01:54.437
‫مشتری‌هات دارن میان

01:54.521 --> 01:57.604
‫اوه. بلنچ

01:57.687 --> 01:59.229
‫سلام

01:59.312 --> 02:01.229
‫امروز حالت چطوره؟
‫شما خیلی سرِ حال به نظر میاید.

02:01.312 --> 02:03.229
‫می‌خوایم توی بخشِ تو بشینیم

02:03.312 --> 02:04.562
‫اوه، بهتره همین کارو بکنید

02:04.646 --> 02:06.479
‫اون شوهرته؟

02:06.562 --> 02:08.771
‫حق ندارید لاس بزنید، خانم‌ها.
‫اون سرگرمِ درس خوندنه.

02:08.854 --> 02:10.562
‫قراره وکیل بزرگی شه

02:10.646 --> 02:12.312
‫امروز با نوشابه شروع می‌کنید یا قهوه؟

02:49.354 --> 02:51.187
‫آره

02:51.271 --> 02:54.104
‫آره، آره، آره

02:54.171 --> 03:02.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

03:28.504 --> 03:32.647
‫« خواهرِ بهتر »
‫« فصل اول - قسمت پنجم »
‫« فقط بپرس »

03:32.771 --> 03:33.979
‫سلام

03:34.062 --> 03:36.479
‫سید مقاله رو تا نزدیک شدن
‫تاریخ دادگاه نگه داشته

03:36.562 --> 03:37.854
‫تأثیرش بیشتر میشه

03:37.937 --> 03:39.312
‫تاریخ هدف چیه؟

03:39.396 --> 03:41.562
‫این الان از اختیار ما خارجه

03:41.646 --> 03:43.854
‫احساس خوبی در موردش ندارم

03:43.937 --> 03:45.687
‫شاید بهتره کنسلش کنیم؟

03:45.771 --> 03:47.396
‫برو بدو

03:49.437 --> 03:52.229
‫امیدوارم خواهرم بیش از حد نمونده باشه

03:52.312 --> 03:54.354
‫قطعاً جذبه داره

03:55.646 --> 03:57.812
‫وای خدا. می‌ترسم بپرسم یعنی چی

04:02.021 --> 04:03.312
‫نیکی؟

05:00.687 --> 05:03.062
‫«به عنوان سرپرستِ قانونی ایتن مکینتاش

05:03.146 --> 05:05.104
‫بدین وسیله اجازه می‌دهم

05:05.187 --> 05:09.979
‫فوراً از داروی ضدافسردگی...

05:10.062 --> 05:13.229
‫فلوکستین برای درمانش استفاده شود»

05:25.146 --> 05:26.478
‫می‌تونیم اینجا سیگار بکشیم؟

05:26.562 --> 05:28.396
‫مأمور وزارتِ بهداشتی؟

05:28.478 --> 05:31.103
‫آره. اینم نشانم

05:32.187 --> 05:34.478
‫کوکتلِ بلادی مری. سوبله

05:44.646 --> 05:46.937
‫حالا یه چیزهایی می‌بینم

05:47.021 --> 05:48.728
‫نه بابا

05:48.812 --> 05:50.271
‫خواهرم اسکیزوفرنی داره

05:50.353 --> 05:52.771
‫اون لامپ‌های معلق می‌بینه

05:54.103 --> 05:57.562
‫پدرم، پنج ساله مُرده

05:57.646 --> 05:59.478
‫شوهر سابقم تازه به قتل رسیده

06:02.937 --> 06:04.437
‫همه جور لامپ

06:05.562 --> 06:07.812
‫شاید خواهرت دنبال نور می‌گرده

06:07.896 --> 06:10.062
‫همچین آدمی نیست

06:10.146 --> 06:11.979
‫این روح‌های لعنتی

06:12.062 --> 06:16.187
‫عالی می‌شد اگه می‌تونستم جواب بگیرم

06:16.271 --> 06:19.396
‫که قراره یهویی پیداشون شه یا نه

06:19.478 --> 06:21.562
‫یعنی، شوهرِ سابقم،

06:21.646 --> 06:24.978
‫اصلاً نمی‌دونم چی بین ماست

06:25.062 --> 06:27.896
‫و می‌دونی، اون در مورد من حق داشت

06:27.978 --> 06:29.603
‫منم در مورد اون عوضی حق داشتم

06:30.853 --> 06:32.771
‫ولی بابام،

06:32.853 --> 06:35.021
‫بابام، دلم می‌خواد...

06:39.103 --> 06:41.228
‫لعنتی!

06:41.312 --> 06:43.228
‫از من استفاده کن

06:43.312 --> 06:45.146
‫من برای همین اینجام

06:50.687 --> 06:52.312
‫چیه، یهویی خجالتی شدی، بابا؟

06:52.396 --> 06:53.812
‫هی

06:53.896 --> 06:55.353
‫قوانین رو می‌دونی

06:57.521 --> 06:58.521
‫واقعاً می‌دونم؟

06:58.603 --> 07:00.646
‫تو مستی،

07:00.729 --> 07:02.521
‫درکش نمی‌کنی

07:02.604 --> 07:04.146
‫بپرس

07:04.229 --> 07:05.729
‫فقط بپرس

07:11.104 --> 07:14.729
‫چطور با تمام کارهای وحشتناکی
‫که کردی کنار میای؟

07:17.896 --> 07:19.521
‫می‌تونی دقیق‌تر بگی؟

07:20.896 --> 07:22.353
‫اون می‌دونه منظورم چیه

07:22.437 --> 07:25.146
‫هیچکس در موردش حرف نمی‌زنه

07:26.228 --> 07:28.062
‫یه چیزی بهم بده

07:32.312 --> 07:34.146
‫اون می‌مُرد

07:35.228 --> 07:36.228
‫برای کشور

07:36.312 --> 07:39.646
‫معلومه که نه

07:39.728 --> 07:41.978
‫گاهی باید با جنگیدن از مهلکه خارج شی

07:42.062 --> 07:44.437
‫و کشور ناپدید میشه

07:44.521 --> 07:46.812
‫چیزی جز تو و اون باقی نمی‌مونه

07:46.896 --> 07:47.896
‫و «اون» چیه؟

07:47.978 --> 07:50.728
‫هرچی که بین تو و خروجی هست

07:54.146 --> 07:55.271
‫خودت رو می‌بخشی؟

07:55.353 --> 07:57.521
‫مثل یه مرد رفتار می‌کنی،

07:57.603 --> 07:59.478
‫با کاری که کردی کنار میای

07:59.562 --> 08:00.979
‫و اگه زن باشی چی؟

08:01.062 --> 08:02.062
‫بیشتر از اون

08:02.146 --> 08:03.937
‫بارِ تصمیم‌هات رو به دوش می‌کشی،

08:04.021 --> 08:07.229
‫و به مسیرت ادامه میدی
‫چون بی‌حرکت موندن می‌کشتت

08:15.771 --> 08:17.228
‫می‌تونم لمسش کنم؟

08:29.312 --> 08:30.603
‫آره

08:33.271 --> 08:35.186
‫خوبه

09:10.521 --> 09:12.521
‫چه غلطی می‌کنی؟

09:13.646 --> 09:14.854
‫لعنت بهت کلوئی

09:17.104 --> 09:18.229
‫شرمنده

09:18.312 --> 09:22.104
‫فقط از اون طرف دیدمت
‫و فکر کردم بیام یه سلامی بکنم

09:22.187 --> 09:24.104
‫خب، سلام

09:25.146 --> 09:27.146
‫سلام

09:28.479 --> 09:30.729
‫هی رفیق، الان نه. یالا

09:35.771 --> 09:37.561
‫ایتن چطوره؟

09:37.646 --> 09:40.936
‫می‌دونی ایتن چند دفعه هوات رو داشت؟

09:43.021 --> 09:45.936
‫آره. عه، گمونم

09:46.021 --> 09:48.229
‫ولی... این؟

09:48.311 --> 09:49.604
‫این فرق می‌کرد

09:49.686 --> 09:51.811
‫انتظار نداشتم به پلیس دروغ بگی

09:53.104 --> 09:56.896
‫ولی می‌خواستم در مورد پسرم
‫تمام حقیقت رو بگی

09:56.979 --> 10:00.812
‫چون اون وفادار و مهربونه،

10:00.896 --> 10:03.229
‫با وجود این که پدرش
‫بدجوری در حقش جفا کرد

10:03.312 --> 10:05.812
‫ایتن از آدام خوشش نمی‌اومد

10:05.896 --> 10:07.312
‫تو از بابات خوشت میاد؟

10:07.396 --> 10:08.687
‫آره، معلومه. اون آدم خوبیه

10:08.771 --> 10:10.937
‫خب، ایتن این رو نمی‌گفت

10:12.104 --> 10:14.687
‫توی آشپزخونه جلوش باهم گلاویز شدید

10:16.687 --> 10:18.396
‫مسخره بود. سرِ رول پیتزا بود

10:18.479 --> 10:20.021
‫آره

10:20.104 --> 10:21.979
‫حالا تصور کن...

10:22.396 --> 10:26.021
‫اون ناگهان به قتل می‌رسه

10:26.045 --> 10:27.812
‫تو دیوونه شدی

10:27.896 --> 10:30.771
‫به نظر بقیه‌ی مردم چطور میاد؟

10:32.104 --> 10:35.396
‫ایتن هیچوقت به آدام یه کلمه
‫در مورد مواد فروختنت نگفت

10:35.479 --> 10:38.311
‫اون گُل‌ها که توی خونه‌مون پیدا کرد
‫مالِ تو بودن

10:40.604 --> 10:42.354
‫شاید باید بهش می‌گفت

10:44.979 --> 10:46.354
‫چی می‌خوای؟

10:48.146 --> 10:51.479
‫اگه دادگاه ازت خواست شهادت بدی،

10:51.561 --> 10:53.646
‫فقط چیزهای خوبم یادت بیاد

10:56.061 --> 10:58.146
‫تو چیزی به مامانم گفتی...

10:58.229 --> 11:00.604
‫در مورد، می‌دونی...

11:00.687 --> 11:02.021
‫کاری که می‌کنم؟

11:05.896 --> 11:07.229
‫این ماشین رو تمیز کن

11:07.312 --> 11:09.062
این تو حالِ آدم رو بهم می‌زنه

11:12.438 --> 11:14.979
‫روی سوابق تهدیدهای آنلاین کار می‌کنم، نان،

11:15.062 --> 11:17.187
‫اون سکوهای پیام‌رسان
‫کارو خیلی طولانی می‌کنن

11:17.271 --> 11:19.396
‫رمزنگاریِ دوگانه و سر تا سر مسخره

11:19.479 --> 11:21.396
‫فکر می‌کنن پرچم‌دارانِ متمم اول هستن

11:21.479 --> 11:23.937
‫در واقع دارن برای بچه‌بازها
‫پناهگاه امن فراهم می‌کنن

11:24.021 --> 11:25.646
‫- درست میگم؟
‫- عجب دنیایی

11:25.729 --> 11:26.729
‫منظورم اینه که...

11:26.812 --> 11:28.604
‫پیام‌های پاپیت دارن رمزگشایی میشن،

11:28.687 --> 11:32.646
‫و ایمیل‌های مربوط به تمام نام‌های کاربری
‫که در مورد کلوئی تیلور پُست میذاشتن

11:32.729 --> 11:34.186
‫در اسرع وقت به دستت می‌رسونمش

11:34.271 --> 11:35.811
‫خیلی خب، مرسی، دی.
‫هر چه زودتر بهتر، خب؟

11:35.896 --> 11:36.896
‫آره، چشم

11:39.936 --> 11:41.854
‫از بخش فناوری چه خبر؟

11:41.936 --> 11:44.771
‫دی روی تهدیدهایی که از کامپیوتر دفتر
‫برای بیوه ارسال شدن کار می‌کنه

11:44.854 --> 11:45.936
‫جزئیات رو بررسی می‌کنیم

11:46.021 --> 11:47.354
‫مسیرِ موشکافی

11:47.436 --> 11:48.979
‫گوش کن، وقتی که زمانش برسه،

11:49.061 --> 11:52.271
‫می‌خوایم توی دادگاه از طرفِ ما
‫در این مورد شهادت بدی، نان

11:52.354 --> 11:53.354
‫آره

11:53.436 --> 11:55.146
‫البته با بوون مشکلی ندارم

11:55.229 --> 11:57.061
‫نه، نه، اون هیچوقت به پسره مظنون نبود

11:57.146 --> 11:58.521
‫دلش بهش راضی نمی‌شد

11:58.604 --> 12:00.187
‫اگه تو باشی منطقی‌تره

12:00.271 --> 12:01.771
‫درسته

12:01.854 --> 12:05.729
‫البته اگه فکر می‌کنی
‫می‌تونی توجه رو تحمل کنی

12:05.812 --> 12:08.104
‫قطعاً می‌تونم

12:08.187 --> 12:09.229
‫خیلی خب، همین دیگه

12:09.312 --> 12:10.687
‫من رو در جریان بذار

12:22.396 --> 12:26.479
‫این رو امروز صبح
‫توی کتاب مورد علاقه‌ام خوندم

12:26.562 --> 12:29.562
‫جالبه...

12:29.646 --> 12:36.104
‫چطور جملاتِ مختلف در زمان‌های مختلف
‫تأثیرِ متفاوتی روی آدم میذارن

12:38.021 --> 12:40.271
‫«اگر احساس ترس کنم،

12:40.354 --> 12:42.396
‫تک و تنها راهی می‌شوم

12:42.479 --> 12:44.854
‫از این نظر مانند یک گربه‌ام»

12:46.104 --> 12:50.229
‫منزوی شدن می‌تونه آدم‌هایی
‫مثل ما رو احیا کنه

12:50.311 --> 12:52.854
‫ولی رستگاری در کنار هم بودنه

12:52.936 --> 12:54.354
‫دقیقاً همینطوره

12:54.436 --> 12:56.146
‫برادرها...

12:56.229 --> 12:58.146
‫و خواهرِ تنهامون

13:00.979 --> 13:02.396
‫این یه جلسه‌ی مردونه‌ست؟

13:02.479 --> 13:05.896
‫چون من مشکلی باهاش ندارم

13:05.979 --> 13:08.812
‫قبل از این که شروع کنیم،
‫کسی روزشماری می‌کنه؟

13:11.271 --> 13:12.854
‫بله؟

13:12.937 --> 13:14.854
‫عه...

13:14.937 --> 13:17.104
‫در واقع چند ساعته

13:18.562 --> 13:21.687
‫کسی ساعت داره؟
‫شاید 45 دقیقه‌ست.

13:21.771 --> 13:23.521
‫می‌خوای داستانت رو در میون بذاری؟

13:23.604 --> 13:25.646
‫الان در میون گذاشتم

13:27.854 --> 13:29.604
‫من اینجام

13:30.604 --> 13:32.186
‫تو یه گربه‌ی تنها بودی

13:34.104 --> 13:36.061
‫حالا خوش برگشتی

13:37.979 --> 13:39.521
‫کسِ دیگه؟

13:50.604 --> 13:52.604
‫ببخشید

13:53.604 --> 13:55.521
‫می‌خوای بریم یه قهوه بخوریم؟

13:57.061 --> 13:59.104
‫یه کارهایی دارم

13:59.186 --> 14:00.729
‫زیاده‌روی کردن؟

14:00.812 --> 14:02.479
‫آره

14:02.562 --> 14:04.271
‫مصرف کردن؟

14:04.354 --> 14:06.479
‫امروز نه

14:06.562 --> 14:09.479
‫تاریخ دادگاه بچه‌ام مشخص شده

14:09.562 --> 14:11.771
‫خب، این چیز خوبیه، آره؟

14:11.854 --> 14:15.854
‫گمونم بستگی به این داره که چطور پیش بره

14:19.187 --> 14:20.646
‫چطوره که هر روز اینجایی؟

14:20.729 --> 14:22.437
‫یعنی، کارت چیه؟

14:22.521 --> 14:23.646
‫کتاب می‌نویسم

14:23.729 --> 14:26.604
‫واقعاً؟

14:26.687 --> 14:29.021
‫- یعنی خودت ناشری؟
‫- نه

14:29.104 --> 14:30.646
‫ناشرم سایمون اند شوستره

14:30.729 --> 14:32.186
‫یکی می‌خوای؟

14:38.561 --> 14:40.229
‫وای، آره

14:40.311 --> 14:42.771
‫یه زیردریِ خوب به کارم میاد

14:42.854 --> 14:45.061
‫وقتی بهم توهین می‌کنی عینکت رو بردار

14:47.104 --> 14:49.646
‫امروز قصد جبران گذشته رو داری؟

14:49.729 --> 14:51.604
‫هنوز یه عالمه باهاش فاصله دارم

14:53.811 --> 14:56.896
‫نصیحتت افتضاح بود

14:56.979 --> 14:58.979
‫فقط محض اطلاعت

15:01.396 --> 15:04.521
‫دره‌ی قاچاقچی؟

15:04.604 --> 15:05.729
‫هیجان‌زده‌ام

15:05.812 --> 15:07.062
‫وای

15:07.146 --> 15:08.229
‫آره، عه...

15:08.312 --> 15:09.562
‫سلام، مأمور الیورو

15:09.646 --> 15:11.729
‫شما شوهرِ مرحومم آدام مکینتاش رو می‌شناختید

15:11.812 --> 15:13.854
‫من کلوئی تیلور هستم

15:13.937 --> 15:15.062
‫میشه لطفاً باهام تماس بگیرید؟

15:15.146 --> 15:16.729
‫خیلی مهمه

15:16.812 --> 15:18.521
‫ممنون

15:30.187 --> 15:33.854
‫[زنیکه شوهر خواهرش رو از راه بدر کرده]
‫[کلوئی تیلور هیولاست]

15:34.229 --> 15:38.021
‫[فقط یه بخشِ دیگه از پروژه‌شونه]

15:40.646 --> 15:42.686
‫[از اونا که جلوی آینه راست شدنِ کیرش رو تماشا می‌کنه]

15:42.771 --> 15:43.646
‫[این بده؟ خخخ!]

15:43.771 --> 15:46.186
‫[من که دوست دارم لزِ دوتا خواهر رو ببینم]

15:46.229 --> 15:48.229
‫حالِ آدم رو بهم می‌زنن

15:53.979 --> 15:57.771
‫[به نظرم بچه بی‌گناهه]

15:57.854 --> 16:00.062
‫[به اندازه‌ی جنده‌ای که ریدتش بی‌گناهه]

16:00.146 --> 16:01.604
‫عجب!

16:01.687 --> 16:04.771
‫تو یه بدبختِ واقعی هستی، چاد

16:04.854 --> 16:07.187
‫[تو یه بدبختِ واقعی هستی، چاد]

16:07.271 --> 16:08.271
‫[کیرم دهنت]

16:14.521 --> 16:16.354
‫خدایا، لباس بپوش

16:16.437 --> 16:18.062
‫یه لحظه بیا تو

16:25.104 --> 16:27.646
‫چرا پیام‌ها و تماس‌هام رو نادیده می‌گیری؟

16:27.729 --> 16:29.812
‫- چون نمی‌خوام باهات حرف بزنم
‫- چرا؟

16:29.896 --> 16:31.437
‫تو ماجرای رابطه‌مون رو به بیل گفتی

16:32.936 --> 16:35.811
‫اوه. پس وقتی رفتم
‫گوشی‌ام رو چک کردی؟

16:35.896 --> 16:37.146
‫من معذرت خواهی نمی‌کنم

16:37.229 --> 16:39.146
‫اون تنها چیزی نبود که دیدم

16:41.479 --> 16:43.479
‫بیل می‌خواد توی خونه‌ام چی پیدا کنی؟

16:43.561 --> 16:45.979
‫بیل می‌خواست مطمئن شم
‫آدام هیچی اینجا جا نذاشته

16:46.061 --> 16:47.186
‫که نباید میذاشت

16:47.271 --> 16:48.561
‫چیزهای مربوط به کار

16:48.646 --> 16:49.854
‫و نمی‌خواستم به خاطرش اذیتت کنم،

16:49.936 --> 16:51.854
‫واسه همین بهش گفتم انجامش دادم
‫تا شرش از سرمون کم شه

16:53.229 --> 16:54.896
‫و عه...

16:54.979 --> 16:57.521
‫ببین، اون یکی چیزه در مورد ما...

16:57.604 --> 17:00.229
‫آره، فراتر از احمقانه‌ست، رقت‌انگیزه

17:00.312 --> 17:02.729
‫از بین همه به بیلِ عوضی گفتی

17:02.812 --> 17:04.436
‫اون دوست داره این چیزها رو اهرمِ فشار کنه

17:04.521 --> 17:06.811
‫- اصولِ اخلاقی گزینشی داره
‫- باشه، صبر کن

17:06.896 --> 17:08.646
‫من به چاک گفتم، نه بیل

17:08.729 --> 17:10.271
‫یه شب توی مرکزِ سلامتی

17:10.354 --> 17:12.436
‫- لعنتی
‫- مست بودم

17:12.521 --> 17:14.104
‫- اشتباه کردم
‫- آره

17:14.186 --> 17:15.811
‫متأسفم

17:16.936 --> 17:18.936
‫دقیقاً بهش چی گفتی؟

17:20.146 --> 17:22.896
‫بهش گفتم...

17:25.311 --> 17:27.186
‫بهش گفتم که...

17:28.396 --> 17:30.312
‫من عاشقتم

17:31.687 --> 17:35.271
‫بهش گفتم نمی‌دونم
‫تو هم چنین احساسی داری یا نه

17:37.271 --> 17:38.521
‫هی

17:39.729 --> 17:41.896
‫چطور می‌تونم برات جبرانش کنم؟

17:41.979 --> 17:42.979
‫نکن

17:43.062 --> 17:44.604
‫بس کن، بس کن، بس کن

17:44.687 --> 17:46.354
‫- خواهش می‌کنم. می‌دونی که نمی‌تونم
‫- هیس

17:46.437 --> 17:48.354
‫- چیزی نیست
‫- فقط ازم فاصله بگیر

17:48.437 --> 17:49.812
‫ازم فاصله بگیر

17:51.979 --> 17:53.854
‫واقعاً می‌خوای این کارو بکنم؟

17:56.604 --> 17:59.062
‫باید بری، باید بری

17:59.146 --> 18:01.562
‫خیلی ممنون که اومدی

18:06.146 --> 18:07.729
‫چه خبره؟

18:08.812 --> 18:10.729
‫هیچی. جیک نزدیک ساحل زندگی می‌کنه

18:10.812 --> 18:15.229
‫می‌دونی، اون ما رو به سندرز معرفی کرد

18:15.312 --> 18:17.521
‫هیکلِ خفنی داره

18:17.604 --> 18:19.396
‫در آوردنِ اون لباس سخته

18:19.479 --> 18:22.729
‫خب، لباس غواصیه، نه لباس

18:25.521 --> 18:27.437
‫- تا دیر وقت بیرون بودی
‫- آره

18:27.521 --> 18:30.021
‫خاموشی رو نقض کردم.
‫ببخشید، مامان.

18:30.104 --> 18:31.854
‫خب، لباست رو بیرون
‫کنارِ استخر پیدا کردم،

18:31.937 --> 18:35.729
‫و لباس‌هات رو شستم
‫و این رو توی جیب کتت پیدا کردم

18:35.812 --> 18:38.104
‫باشه

18:38.187 --> 18:41.104
‫گوش کن، موافقم، باشه؟ موافقم

18:41.187 --> 18:45.396
‫به نظرم دادنِ داروی ضدافسردگی
‫به ایتن درست بود

18:47.187 --> 18:51.604
‫فقط دفعه‌ی بعد که براش تصمیم می‌گیری،
‫می‌خوای در موردش بحث کنیم.

18:54.479 --> 18:55.562
‫باشه، چشم

18:56.896 --> 18:58.312
‫البته

19:03.354 --> 19:05.437
‫خب، توی خونه‌ی کاترین چه اتفاقی افتاد؟

19:05.521 --> 19:08.479
‫بدترین مراسم یادبودی که رفته بودم

19:14.562 --> 19:16.646
‫مشروب خوردن چی شد؟

19:16.729 --> 19:20.187
‫پشت سر هم به لاشی‌های ریاکار برخوردم

19:20.271 --> 19:23.646
‫و تو من رو جلوشون به نمایش گذاشتی

19:23.729 --> 19:25.104
‫حق با توئه

19:25.187 --> 19:27.271
‫متأسفم. افتضاح بود

19:27.354 --> 19:28.604
‫آره

19:28.687 --> 19:29.896
‫فقط...

19:31.146 --> 19:33.771
‫وقتی مشروب می‌خوری ترسناک میشه

19:38.937 --> 19:42.312
‫من فقط می‌خواستم
‫باهات گازپاچو بخورم

19:49.604 --> 19:51.437
‫هی، عه...

19:51.521 --> 19:55.062
‫اگه می‌خوای اون گفتگویی رو
‫که شروع کردیم ادامه بدیم...

19:55.146 --> 19:58.937
‫در مورد بابا، من پایه‌ام

20:00.229 --> 20:02.354
‫امروز به اندازه‌ی کافی از هنک حرف زدم

20:09.271 --> 20:11.146
‫نمی‌تونید اینا رو ببرید داخل

20:11.229 --> 20:13.854
‫اینا فقط هدیه‌هایی برای پسرم هستن.
‫اون فقط 17 سالشه.

20:13.937 --> 20:17.604
‫مخفی کردن مواد قاچاق توی غذا راحته.
‫مجاز نیست.

20:19.021 --> 20:20.687
‫شرمنده

20:37.479 --> 20:38.687
‫مامان

20:38.771 --> 20:39.979
‫سلام

20:40.062 --> 20:42.729
‫- خدای من
‫- من از نیکی خواستم هیچی نگه

20:42.812 --> 20:45.312
‫- خوبم. خوبم. واقعاً
‫- خدای من

20:46.771 --> 20:48.729
‫باشه

20:51.479 --> 20:53.646
‫خیلی متأسفم. یه چیزهایی برات آورده بودم

20:53.729 --> 20:57.062
‫برات غذا آورده بودم
‫و نذاشتن بیارمش داخل

20:57.146 --> 20:59.479
‫حتی سوپ دامپلینگی رو که
‫دوست داشتی آورده بودم

20:59.562 --> 21:02.021
‫همون ارزونه

21:03.812 --> 21:05.771
‫وقتی از اینجا برم بیرون...

21:05.854 --> 21:09.229
‫- درسته
‫- می‌تونیم باهم کنسرو سوپ دامپلینگ بخوریم

21:09.312 --> 21:10.729
‫باشه

21:13.812 --> 21:16.604
‫ورزش می‌کنی؟

21:16.687 --> 21:18.271
‫چرا؟ هیکلم خوب شده؟

21:18.354 --> 21:20.437
‫آره

21:24.812 --> 21:27.687
‫می‌دونم دارو مصرف می‌کنی و...

21:30.896 --> 21:33.104
‫فقط می‌خوام بگم متأسفم که...

21:33.187 --> 21:34.646
‫در اون زمینه زودتر کمکت نکردم

21:38.562 --> 21:40.687
‫چه احساسی بهم میده؟

21:44.646 --> 21:46.312
‫باعث میشه توی بدنم احساس راحتی کنم

21:47.437 --> 21:48.437
‫خوبه

21:51.979 --> 21:54.854
‫- واقعاً دلم برات تنگ میشه
‫- منم دلم برات تنگ میشه

21:54.937 --> 21:57.271
‫و بدون تو همه چی...

21:57.354 --> 21:59.396
‫خیلی افتضاحه

22:02.437 --> 22:05.604
‫- دیدن نیکی خوبه
‫- آره

22:05.687 --> 22:09.937
‫مطمئنم آشنا شدن باهاش عالی بوده

22:13.604 --> 22:15.062
‫عزیزم، چیه؟

22:16.187 --> 22:19.771
‫راستش خیلی وقت نشده که باهاش حرف زدم

22:19.854 --> 22:22.271
‫- منظورت چیه؟
‫- بهم پیام می‌دیم

22:22.354 --> 22:25.812
‫و گاهی تلفنی حرف می‌زنیم

22:25.896 --> 22:31.437
‫اون پنج سال پیش توی خاکسپاری بابابزرگ
‫یه گوشی تاشو بهم داد

22:31.521 --> 22:36.604
‫تا این اواخر واقعاً شروع
‫به حرف زدن نکرده بودیم

22:43.104 --> 22:44.521
‫عه...

22:44.604 --> 22:47.729
‫می‌دونی، من اون گوشیِ مخفی رو
‫توی دفترم پیدا کردم

22:49.812 --> 22:51.021
‫آره، میشل گفت

22:52.104 --> 22:54.146
‫الان جزو مدارکه

22:55.271 --> 22:58.229
‫اونجا چیزی هست که باید ازش خبر داشته باشم؟

22:58.312 --> 23:01.396
‫هر چیز اتهام برانگیزی؟

23:03.354 --> 23:04.729
‫در مورد من نه

23:06.729 --> 23:08.646
‫کوین تنها کسِ دیگه‌ست که شماره رو داشت

23:13.354 --> 23:15.812
‫رابطه‌ات با نیکی چطور بوده؟

23:15.896 --> 23:19.229
‫اون خیلی پیشرفت کرده، درسته؟

23:19.312 --> 23:21.729
‫با مشروب خوردنش و غیره؟

23:26.437 --> 23:28.604
‫فقط بی‌صبرانه منتظرم بیای خونه

23:34.646 --> 23:37.396
‫عاشق اینم که کون به هوا می‌خوابه

23:39.854 --> 23:42.021
‫- خوبی؟
‫- خدایا، می‌دونی،

23:42.104 --> 23:46.437
‫من همیشه استخر می‌خواستم و احساس می‌کنم
‫آبیِ این استخر خیلی عجیب و غریبه

23:46.521 --> 23:48.271
‫درسته؟

23:51.396 --> 23:53.604
‫تمام لوازم هنریت توی زیرزمینه

23:53.687 --> 23:55.812
‫الان دیدمشون

23:55.896 --> 23:59.146
‫چرا نمیاریشون بیرون
‫خودت رو سرگرم کنی؟

23:59.229 --> 24:01.687
‫آره. آره، حق با توئه

24:01.771 --> 24:04.562
‫فقط کونِ لق این هورمون‌های تخمی

24:04.646 --> 24:07.187
‫امروز می‌تونی از پسرمون مراقبت کنی؟

24:08.271 --> 24:10.437
‫البته

24:14.729 --> 24:16.396
‫خدافظ

24:21.479 --> 24:22.937
‫بدتر شده

24:23.021 --> 24:25.271
‫یعنی، یعنی نمی‌تونه ازش خارج شه

24:25.354 --> 24:27.937
‫کلوئی، دیگه آمارِ دروغ‌هاش از دستم در رفته

24:29.021 --> 24:30.937
‫آره، شاید. من...

24:31.021 --> 24:33.646
‫نمی‌دونم می‌تونم پیش اون
‫بهش اعتماد کنم یا نه

24:44.479 --> 24:45.729
‫من رو ترسوندی

24:45.812 --> 24:49.896
‫ایتن بهم گفت توی خاکسپاری بابا
‫بهش یه گوشی دادی

24:51.062 --> 24:54.937
‫بعد توی ماشینم نشستی، دروغ گفتی

24:55.021 --> 24:58.271
‫و وانمود کردی نمی‌دونی مالِ کیه

24:58.354 --> 25:00.979
‫گذاشتی فکر کنم شاید مالِ آدام باشه

25:01.062 --> 25:03.604
‫- من داشتم ازش محافظت می‌کردم. من...
‫- بس کن

25:03.687 --> 25:07.812
‫بعدش این داستانِ بابا رو برام تعریف کردی
‫درست وقتی که می‌خواستیم بریم

25:07.896 --> 25:11.113
‫توی مراسم یادبود شوهرِ کشته شده‌مون شرکت کنیم

25:11.137 --> 25:12.771
‫و این...

25:12.854 --> 25:16.354
‫برات تعجب آوره که نمی‌تونم باهاش کنار بیام

25:16.437 --> 25:19.937
‫تو گفتی اون اتفاق نیفتاده

25:20.021 --> 25:21.271
‫اتفاق افتاده

25:21.354 --> 25:25.854
‫تو سعی داشتی برینی به هر چیز خوبی
‫که از خانواده‌مون گرفتم

25:25.878 --> 25:28.062
‫بهت گفتم،

25:28.146 --> 25:31.854
‫چون از تنهایی به دوش کشیدنش خسته شدم

25:31.937 --> 25:33.271
‫تو به ایتن یاد دادی بهم دروغ بگه

25:33.354 --> 25:36.021
‫و از بین تمام آسیبی که به بار آوردی...

25:36.104 --> 25:39.104
‫زندگی‌هامون یه دروغ هستن

25:39.187 --> 25:41.146
‫زندگیِ تو یه دروغه!

25:42.229 --> 25:45.021
‫ایتن بهت چی گفت؟

25:49.562 --> 25:51.562
‫ببین، عه...

25:54.021 --> 25:55.354
‫حق با توئه

25:56.604 --> 25:58.521
‫متأسفم

25:58.604 --> 26:01.896
‫واقعاً متأسفم

26:01.979 --> 26:03.687
‫بابتِ همه چی

26:03.771 --> 26:05.854
‫واقعاً

26:07.104 --> 26:11.187
‫آره، ولی خب معذرت خواهیت تمومش نمی‌کنه

26:12.604 --> 26:15.312
‫چون یه خطا به دیگری ختم میشه،

26:15.396 --> 26:16.896
‫و اونم به دیگری ختم میشه،

26:16.979 --> 26:20.937
‫و تو بدون این ماجراهای مداوم هیچی نیستی

26:21.021 --> 26:23.021
‫فقط یه...

26:24.437 --> 26:26.521
‫سوراخ خالی و پوچی

26:28.479 --> 26:31.521
‫گاهی خیلی بدجنس میشی، می‌دونی؟

26:37.479 --> 26:39.771
‫یه مدت میرم شهر،

26:39.854 --> 26:41.854
‫تا بتونم دوباره بهش سر بزنم

26:42.854 --> 26:44.646
‫حالش چطور بود؟

26:45.896 --> 26:48.521
‫منظورت غیر از تمام کبودی‌های روی صورتشه؟

26:48.604 --> 26:52.021
‫اون ازم خواست نگرانت نکنم. من...

26:52.104 --> 26:53.562
‫تو عاشق این کنترل هستی

26:53.646 --> 26:56.562
‫آره، شاید بهتره

26:56.646 --> 26:59.729
‫دفعه‌ی بعد که می‌بینیش
‫سعی کنی وانمود کنی نسبتاً پاکی

26:59.812 --> 27:02.812
‫سعی کنی این حقیقت رو پنهان کنی
‫که ما مثل چی از هم متنفریم

27:04.021 --> 27:05.937
‫مسیر زندگی دو خواهر از هم جدا شده

27:06.021 --> 27:07.937
‫فرزند طردشده‌ای که
‫از تاریخ خانواده‌شون پاک کردن

27:08.021 --> 27:09.771
‫حالا تنها کسیه که به اون پسر دسترسی داره

27:09.854 --> 27:13.521
‫خوش‌یمن‌ترین اتفاقیه که تا به حال
‫برای این زنِ بدبخت افتاده

27:13.604 --> 27:20.062
‫تنها وقت گذروندن با پسرِ عزیزش
‫وقتی که توی زندانه

27:20.146 --> 27:21.146
‫از پسره خوشت میاد

27:21.229 --> 27:22.271
‫آره

27:22.354 --> 27:24.021
‫اون تنها عضو بالغ اون خانواده‌ست

27:24.104 --> 27:27.062
‫- این رو مطمئنم
‫- آره

27:27.146 --> 27:30.229
‫- کارآگاه فناوری کلوئی مدام زنگ می‌زنه
‫- چرا؟

27:30.312 --> 27:32.479
‫حتماً پیگیر تهدیدهاییه
‫که از دفترش اومدن

27:32.562 --> 27:34.937
‫خب یکی دوتا از کارمندهاش ازش متنفرن

27:35.021 --> 27:37.562
‫به این معنا نیست که شوهرش رو کشتن

27:37.646 --> 27:39.771
‫و در ضمن هیچکدوم از اینا
‫توی دادگاه قابل استناد نیستن

27:39.854 --> 27:41.604
‫- درسته
‫- خیلی خب

27:41.687 --> 27:43.979
‫- خب...
‫- مادر، خاله و...

27:44.062 --> 27:45.479
‫احضاریه‌ها دارن آماده میشن،

27:45.562 --> 27:48.271
‫تمام ارتباطات حساب‌های پیدا شده
‫روی کامپیوترِ ایتن مکینتاش

27:48.354 --> 27:50.646
‫- و گوشیِ یکبارمصرف چی؟
‫- بی‌ربطه

27:50.729 --> 27:53.155
‫- مالِ متهم نبوده
‫- تلفنِ کاری آدام مکینتاش

27:53.179 --> 27:55.188
‫رئیسه، برادک،

27:55.212 --> 27:58.354
‫وقتی ازش در مورد پرونده‌ای که آدام روش
‫کار می‌کرد پرسیدیم رفتارش مشکوک شد

27:58.378 --> 27:59.330
‫گروه جنتری...

27:59.354 --> 28:02.604
‫چرا باید با گشتن دنبال مظنون‌های دیگه
‫پرونده‌مون رو زیر سؤال ببریم؟

28:03.729 --> 28:05.979
‫استحکامِ پرونده‌مون به این بستگی داره

28:06.062 --> 28:09.646
‫که هیچ مظنونِ دیگه‌ای
‫با این همه مدرکِ متهم‌کننده نیست

28:09.729 --> 28:13.729
‫هر مدرکی که ممکنه
‫یه مظنونِ احتمالی دیگه معرفی کنه

28:13.812 --> 28:16.437
‫شکِ معقولی میشه که یه عضو هیئت منصفه
‫برای تبرئه‌ی متهم لازم داره

28:16.521 --> 28:18.562
‫پس، چرا ما،

28:18.646 --> 28:23.104
‫ما شاکی‌ها باید بریم دنبالش بگردیم؟

28:23.187 --> 28:26.479
‫دام، این سخنرانی‌های نمایشی
‫شاید توی دادگاه جواب بدن،

28:26.562 --> 28:29.646
‫ولی در حال حاضر به نظر میاد داری
‫برای بچه‌های کُندذهن شعرخوانی می‌کنی

28:33.229 --> 28:37.729
‫شما پلیس‌ها خیلی پوست‌نازکید

28:39.646 --> 28:41.187
‫نذار بره روی اعصابت

28:41.271 --> 28:44.354
‫اون دستمال کوچیک توی جیبش

28:44.437 --> 28:47.396
‫هرچی رو که میگه بی‌اعتبار می‌کنه،
‫تا جایی که به من مربوطه.

28:47.479 --> 28:48.604
‫گوش کن

28:48.687 --> 28:50.896
‫وظیفه‌ی اون حرف زدن از جزئیاتِ فنیه

28:50.979 --> 28:53.854
‫وظیفه‌ی تو پیدا کردن چیزهاییه
‫که توی هر دسته قرار می‌گیره

28:53.937 --> 28:56.437
‫هنوز چند هفته تا دادگاه مونده

28:56.521 --> 28:58.437
‫می‌دونم فکر می‌کنی کارِ پسره نبوده،

28:58.521 --> 29:02.396
‫و با این که شاید مخالف باشم،
‫یا کارِ اون بوده یا نبوده.

29:03.479 --> 29:04.854
‫این نقل قول از یوگی براست؟

29:08.354 --> 29:11.021
‫اوه. هشدار گول برای کلوئی تیلور

29:11.104 --> 29:12.562
‫شرایط عوض شده

29:12.646 --> 29:14.062
‫این مشکل توئه

29:14.146 --> 29:16.437
‫این که اون تو آمار می‌گیری،
‫نه توی دنیای واقعی.

29:16.521 --> 29:18.562
‫حرفت رو بزن

29:18.646 --> 29:23.604
‫ببین، برو سرورِ ابری رو چک کن و خودت
‫پیام‌های گوشی یکبارمصرف رو گیر بیار

29:23.687 --> 29:26.479
‫برو توی شهر، توی دفترِ شوهره دردسر درست کن

29:26.562 --> 29:29.187
‫لرزه به جونِ رئیسه بنداز. فعال باش، خب؟

29:29.271 --> 29:31.937
‫مادامی که بیش از حد از مسیر منحرفت نکنه،

29:32.021 --> 29:35.312
‫موشکاف باش، مسیر رو تا تهش دنبال کن

29:35.396 --> 29:37.229
‫تو کارآگاه خوبی هستی

29:37.312 --> 29:39.146
‫ممنون، نان

29:39.229 --> 29:41.687
‫خفه شو بابا

29:43.104 --> 29:48.146
‫«گوشت در آبِ خودش می‌پخت
‫و رنگی متمایل به بژ داشت

29:48.229 --> 29:50.271
‫حداقل صدفِ سالمی بود

29:50.354 --> 29:53.146
‫او قبلاً یاد گرفته بود چطور تشخیص دهد
‫صدفی خراب شده

29:53.229 --> 29:55.854
‫گوشتش رنگ و رو رفته و کدر بود

29:55.937 --> 29:59.812
‫قهوه‌ای، خاکستری یا سیاه
‫به معنای آلودگی بودند

29:59.896 --> 30:01.312
‫هر از گاهی صورتی

30:01.396 --> 30:03.562
‫اگر کاملاً خراب شده بود،
‫رنگش قرمز بود.

30:03.646 --> 30:06.271
‫او همیشه به سختی می‌توانست
‫قرمزها را دور بریزد

30:07.979 --> 30:11.146
‫عجیب به نظر می‌آمد که بیمارترین‌ها
‫روشن‌ترین رنگ را داشتند،

30:11.229 --> 30:13.104
‫سرزنده‌تر از همه بودند

30:13.187 --> 30:16.896
‫آنان که به زندگی نزدیک‌تر به نظر می‌آمدند
‫از همه به مرگ نزدیک‌تر بودند

30:16.979 --> 30:18.937
‫اما چاره‌ای نبود

30:19.021 --> 30:20.979
‫قرمزها به هیچ وجه درست نمی‌شدند

30:21.062 --> 30:22.438
‫آن‌ها را دور می‌ریخت

30:22.462 --> 30:26.896
‫و می‌رفت دنبال صدفِ گوشتی بژ رنگی می‌گشت
‫که نشان از زندگی داشتند»

30:30.646 --> 30:33.562
‫انتخاب هیئت منصفه
‫در پرونده‌ی ایتن مکینتاش به پایان رسیده

30:33.646 --> 30:35.646
‫و محاکمه قراره دو هفته بعد آغاز شه

30:35.729 --> 30:38.646
‫نوجوان اهل نیویورک که
‫متهم به قتل پدرش شده

30:38.729 --> 30:40.729
‫در پرونده‌ای که بعضی‌ها بهش میگن
‫«قتل هامپتون»

30:40.812 --> 30:43.729
‫و در کل از روند تسریع‌شده‌ای بهره برده

30:43.812 --> 30:46.562
‫امروز مایکل باکنر برای ارائه‌ی تحلیل اینجاست

30:49.479 --> 30:51.021
‫[شماره ناشناس]

30:57.146 --> 30:58.854
‫کلوئی تیلور هستم

30:58.937 --> 31:01.604
‫مأمور الیورو هستم.
‫با من تماس گرفته بودید.

31:01.687 --> 31:03.687
‫می‌خواید صحبت کنید؟

31:03.771 --> 31:06.146
‫آره، می‌خوام راحت باشی

31:06.229 --> 31:09.021
‫فقط تعریف‌های مختلفی ازش داریم

31:09.104 --> 31:12.146
‫سه تا پنکه توی یه اتاق زیادیه، همین

31:13.229 --> 31:15.229
‫بدنت آشفته‌ست

31:16.979 --> 31:19.646
‫لطفاً کمی از اون روغنِ پامچال
‫که برات خریدم مصرف کن

31:21.396 --> 31:23.104
‫سلام، کارآگاه

31:23.187 --> 31:25.646
‫عه، عزیزم، بهت زنگ می‌زنم

31:25.729 --> 31:27.312
‫آره، زنگ می‌زنم

31:28.729 --> 31:30.354
‫وقتِ تغییر توی خونه‌ست، هان؟

31:32.271 --> 31:34.812
‫- اون زنت بود؟
‫- توی دوران قبل از یائسگیه

31:34.896 --> 31:36.729
‫سعی کردم براش آماده‌اش کنم،
‫ولی اون قبول نکرد.

31:36.812 --> 31:38.979
‫و می‌گفت داغ کردنِ بدنش
‫به خاطر گرمایش جهانیه

31:39.062 --> 31:40.437
‫ولی می‌دونی که چطوره

31:40.521 --> 31:43.062
‫واقعاً نمی‌دونم

31:43.146 --> 31:45.937
‫خب، نیازی به خجالت کشیدن نداره،
‫بخشی از روالِ طبیعی زندگیه.

31:46.021 --> 31:48.937
‫من خوبم، ولی توی صندوق
‫روغن روان‌کننده می‌فروشن

31:49.021 --> 31:50.479
‫خواهرت اینجاست؟

31:50.562 --> 31:52.562
‫خیلی خوب می‌دونی که توی منهتنه

31:52.646 --> 31:53.896
‫همکارت آمارش رو داره

31:53.979 --> 31:57.687
‫- حسابی روی خواهرم راست کرده
‫- تغییر و تحولِ عجیبیه، مگه نه؟

31:57.771 --> 31:59.354
‫تبدیل شدن از یه نیکوکارِ محبوب

31:59.437 --> 32:01.812
‫به کسی که تمام دنیا می‌دونن
‫زندگیِ خواهرش رو دزدیده

32:03.354 --> 32:05.396
‫«در رفاه زندگی می‌کرد و یک هیولا بزرگ کرده»

32:05.479 --> 32:07.937
‫و تو اون بیرون دوتا شغل افتضاح داشتی

32:08.021 --> 32:10.854
‫فقط برای این که اجاره‌ی آپارتمانت
‫نزدیکِ شیکر هایتس رو بدی

32:10.937 --> 32:12.271
‫اینا رو از کجا میاری؟

32:12.354 --> 32:14.062
‫همکارم و هشدارهای گوگلش

32:14.146 --> 32:18.146
‫آره. ولی افراد زیادی
‫با خواهرت همدردی نمی‌کنن،

32:18.229 --> 32:21.021
‫مهم نیست وانمود می‌کنه چندتا
‫دختر صندوق‌دارِ لاتین براش مهمه

32:21.104 --> 32:23.354
‫- بذار کمکت کنم
‫- نه. خودم می‌تونم...

32:24.521 --> 32:27.687
‫ولی تو جلوه‌ی خوبی پیدا کردی...
‫مادرِ جفادیده.

32:27.771 --> 32:29.896
‫آدم فکر می‌کنه تو بودی که
‫مسئول روابط عمومی داشتی

32:31.354 --> 32:33.687
‫خیلی خب، ممنون، کاگنی و لیسی

32:34.854 --> 32:38.104
‫مطمئنم زنت داره از یائسگی عرق می‌ریزه

32:38.187 --> 32:41.771
‫آره، شب‌ها گرم میشه، اعتراف می‌کنم.
‫آروم و قرار نداریم.

32:41.854 --> 32:43.729
‫ولی تو اون بیرون کنارِ آب زندگی می‌کنی،

32:43.812 --> 32:46.229
‫با تهویه مطبوع مرکزی که کار می‌کنه

32:46.312 --> 32:48.771
‫کی می‌تونست این رو پیش‌بینی کنه؟

32:48.854 --> 32:50.312
‫چند هفته دیگه می‌بینمت

32:50.396 --> 32:54.312
‫اوه، در ضمن «کاگنی و لیسی» یه تعریفه

32:54.396 --> 32:56.396
‫اون قالی خیلی به خونه‌ات میاد

32:57.896 --> 32:59.396
‫جنده خانم

33:10.521 --> 33:12.062
‫خانم تیلور

33:12.146 --> 33:13.729
‫من مأمور ویژه ادوارد الیورو هستم

33:13.812 --> 33:15.854
‫ایشون مأمور ویژه تروی یانگر هستن

33:15.937 --> 33:18.479
‫- سلام
‫- لطفاً بذار خانم بشینه

33:20.646 --> 33:22.437
‫ممنون

33:24.437 --> 33:26.312
‫اینجا جای زیادی نیست

33:26.396 --> 33:30.312
‫این تمام روز در مورد دورِ کمرم سرم نق می‌زنه

33:33.479 --> 33:35.146
‫خب، شوهرم،

33:35.229 --> 33:36.646
‫- تسلیت می‌گیم
‫- ممنون

33:36.729 --> 33:39.146
‫ممنون. عه...

33:39.229 --> 33:42.021
‫اون قبل از مرگش بهم گفت
‫با شما کار می‌کنه

33:43.396 --> 33:45.562
‫جوابش رو می‌دونی

33:45.646 --> 33:47.729
‫نمی‌تونیم این رو تأیید یا رد کنیم

33:47.812 --> 33:50.271
‫می‌تونم تأیید کنم که
‫اون به خاطرش مُرده

33:50.354 --> 33:53.104
‫به خاطرش کارش با شما

33:53.187 --> 33:55.521
‫با کارآگاه‌هایی که روی این پرونده کار می‌کنن

33:55.604 --> 33:57.771
‫- در مورد این نظریه حرف زدی؟
‫- نه

33:57.854 --> 33:59.771
‫چون ما نمی‌تونیم کارِ زیادی برات بکنیم

33:59.854 --> 34:01.812
‫خب، با آشناهام توی شرکتِ حقوقی حرف زدم

34:01.896 --> 34:05.146
‫- وکیل‌ها دست به یکی می‌کنن
‫- ولی درِ ما همیشه به روت بازه

34:05.229 --> 34:07.937
‫تا بتونیم یه گفتگوی مبهم دیگه داشته باشیم

34:08.021 --> 34:09.646
‫این یکی از شرایط موقعیت ماست

34:13.521 --> 34:15.312
‫یه فنجون قهوه می‌خوای؟

34:16.604 --> 34:18.604
‫پسرم آدمِ خوبیه

34:19.604 --> 34:22.729
‫و به خاطر جرمی که نکرده توی زندان می‌میره

34:24.896 --> 34:26.687
‫اون این کارو نکرده

34:28.646 --> 34:30.521
‫اون این کارو نکرده

34:32.271 --> 34:34.562
‫تا بیرون بدرقه‌تون می‌کنم

34:34.646 --> 34:36.146
‫الان برمی‌گردم

34:40.812 --> 34:42.646
‫خانم تیلور، صبر کنید

34:44.021 --> 34:47.021
‫- غیررسمی صحبت کنیم؟
‫- بله

34:47.104 --> 34:50.187
‫پرونده‌های دفتریش رو بررسی کنید
‫و اگه چیزی پیدا کردید بهم اطلاع بدید

34:50.271 --> 34:52.146
‫ما در مورد گروه جنتری اطلاعات لازم داریم

34:52.229 --> 34:53.604
‫هیچوقت اجازه نمیدن این کارو بکنم

34:53.687 --> 34:55.479
‫اجازه نگیرید. شما همسرش هستی

34:55.562 --> 34:57.396
‫دارایی‌هاش الان مالِ شماست

34:57.479 --> 35:00.271
‫پس این قطعاً به اتفاقی
‫که براش افتاده مربوطه؟

35:00.354 --> 35:04.354
‫اگه بتونید مدرکِ موثق
‫و محکمی برام گیر بیارید،

35:04.437 --> 35:06.271
‫می‌تونم یه چیز واقعی بهتون بدم

35:07.854 --> 35:09.146
‫چی گیرِ من میاد؟

35:11.521 --> 35:13.562
‫اگه از این گفتگو حرفی بزنید،

35:13.646 --> 35:17.229
‫مخصوصاً به هرکس که
‫توی پرونده‌ی پسرتون دخالت داره،

35:17.312 --> 35:18.646
‫حبس می‌شید

35:19.771 --> 35:22.729
‫غیر از این، بهم خبر بدید چی می‌خواید

35:53.229 --> 35:54.521
‫احساس می‌کنم بهم خیانت شده

35:54.604 --> 35:56.979
‫- یعنی، چطور تونست اینا رو پنهان کنه؟
‫- درسته؟

35:57.062 --> 35:58.562
‫توی شهادتِ کنگره به مادرش اشاره کرد،

35:58.646 --> 36:00.229
‫ولی هیچوقت نگفت خواهر داره

36:00.312 --> 36:02.354
‫دقیقاً. یه کلمه هم نگفت

36:02.437 --> 36:04.229
‫اون یه زندگیِ دیگه ساخته بود

36:04.312 --> 36:06.396
‫«ریل ثینگ» بیخیال بابا

36:06.479 --> 36:07.771
‫واقعاً راست میگی. یعنی،

36:07.854 --> 36:09.437
‫چه حقیقتی رو باید باور کنیم؟

36:09.521 --> 36:11.021
‫این احساساتت رو تحریک می‌کنه

36:11.104 --> 36:13.271
‫آره. اون الگوی من بود

36:13.354 --> 36:17.562
‫و دلم براش می‌سوزه... خیلی بده...
‫ولی خب کارما همیشه دامنِ آدم رو می‌گیره.

36:17.646 --> 36:18.771
‫اسمِ خوبی برای این قسمته

36:18.854 --> 36:20.437
‫کُس‌خل‌ها

36:30.479 --> 36:32.812
‫عه، اومدم دنبال تاپرور

36:33.937 --> 36:36.312
‫نیکی اومده، خواهرِ کلوئی

36:36.396 --> 36:37.854
‫دخترم سلام می‌رسونه

36:37.937 --> 36:39.021
‫اوه. سلام، جینی

36:39.104 --> 36:40.646
‫بیا سگت رو ببر
‫وگرنه با تاکسی می‌فرستمش

36:40.729 --> 36:44.396
‫گفت فقط یه شبه و الان یه هفته گذشته
‫و فرانزنِ لعنتی هنوز اینجاست

36:44.479 --> 36:46.854
‫شاید تاپرورت دور انداخته باشن

36:46.937 --> 36:49.854
‫- اسمِ سگه فرانزنه؟
‫- مگه مهمه؟

36:49.937 --> 36:52.187
‫به نظرم بیشتر بهش میاد «باک» باشه

36:52.271 --> 36:54.687
‫کاپوچینو می‌خوای؟
‫این دستگاه همه چی درست می‌کنه.

36:54.771 --> 36:56.146
‫عه، نه، میل ندارم

36:56.229 --> 36:58.062
‫خوبه، چون نمی‌دونم چطور کار می‌کنه

36:58.146 --> 37:03.271
‫دینا، خواهش می‌کنم،
‫سگه بوی گند میده.

37:06.687 --> 37:08.312
‫بشین

37:08.396 --> 37:10.896
‫من تنها کسی هستم که اجازه دارم
‫اینجا بال بال بزنم

37:12.437 --> 37:14.812
‫عه، در مورد مهمونیت، من فقط...

37:14.896 --> 37:17.104
‫فکر می‌کنی من هیچوقت توی مراسم یادبود
‫با یه پیشخدمت سکس نکردم؟

37:18.021 --> 37:20.354
‫من این حرکت رو ابداع کردم

37:20.437 --> 37:21.979
‫بازم معذرت می‌خوام

37:22.062 --> 37:25.562
‫لازم نیست. ولی اصلاً به دخترم نزدیک نشو

37:25.646 --> 37:30.854
‫اون عاشق زن‌های دگرجنس‌گرای
‫جذاب و دست نیافتنیه

37:30.937 --> 37:32.396
‫کی گفت من دست‌نیافتنی‌ام؟

37:34.271 --> 37:36.687
‫- فقط می‌خواست جواهراتم رو بخره
‫- حتی توی اتسی هم فروش نمیره

37:37.854 --> 37:40.229
‫من خریدارم

37:40.312 --> 37:42.562
‫آره

37:42.646 --> 37:43.979
‫اگه ازش خوشت میاد، عالیه

37:48.271 --> 37:51.437
‫ببین، واقعاً بهت اعتماد ندارم

37:51.521 --> 37:53.937
‫ولی فکر کنم کلوئی رو دوست داری

37:54.021 --> 37:56.396
‫خیلی از زن‌ها خوشت نمیاد، مگه نه؟

37:56.479 --> 37:57.437
‫ببخشید؟

37:57.521 --> 38:00.271
‫اوه، شما دخترهای سفیدپوست
‫و مسائلی که با مامان‌هاتون دارید

38:00.354 --> 38:03.562
‫مادرهاتون چیزی جز فکر کردن
‫به مردها بهتون یاد نمیدن،

38:03.646 --> 38:05.812
‫واسه همین به هم نارو می‌زنید
‫تا یه مرد گیر بیارید

38:05.896 --> 38:07.562
‫خدا رو شکر که ما اون کارو نمی‌کنیم

38:07.646 --> 38:09.479
‫امکاناتش رو نداریم

38:09.562 --> 38:11.646
‫ما کنار هم می‌مونیم

38:11.729 --> 38:14.979
‫الان داریم در مورد زن‌های سفید حرف می‌زنیم
‫یا زن‌های سیاه یا...؟

38:15.062 --> 38:19.062
‫تو توی آشپزخونه‌ی من نشستی، پس آره،
‫در مورد زن‌های سیاه حرف می‌زنیم.

38:19.146 --> 38:22.437
‫خب، فقط محض اطلاعت،
‫من تبعیض نژادی قائل نمیشم.

38:24.896 --> 38:26.271
‫داری سر به سرم میذاری

38:26.354 --> 38:28.604
‫و فقط از بعضی از زن‌ها متنفرم

38:28.687 --> 38:31.021
‫خب، وقتی شما از هم متنفرید،

38:31.104 --> 38:33.354
‫دنیای مردونه که توش زندگی می‌کنیم
‫به چرخیدن ادامه میده

38:33.437 --> 38:37.562
‫و شما جنده‌های خودخواه
‫باهم تقسیمش نمی‌کنید

38:37.646 --> 38:39.437
‫و همزمان اون مردهای عوضی،

38:39.521 --> 38:41.146
‫باهم توپ رو توی زمین پیش می‌برن

38:41.229 --> 38:43.229
‫اونا همکاری می‌کنن

38:43.312 --> 38:47.521
‫پس، می‌خوای بزرگ شی،
‫باهم بازی کنیم؟

38:47.604 --> 38:48.937
‫یه کاری بکنی؟

38:49.021 --> 38:50.354
‫مثل یه زن سیاهپوست؟

38:50.437 --> 38:52.521
‫مثل یه شاه لامصب

38:53.729 --> 38:57.937
‫اوضاع مطبوعاتی خرابه.
‫باید یه کاری بکنیم

38:58.021 --> 39:00.146
‫تا کلوئی رو بهتر جلوه بدیم

39:03.437 --> 39:05.854
‫من افکارِ عمومی رو مدیریت می‌کنم

39:06.937 --> 39:08.729
‫ممنون

39:10.354 --> 39:12.146
‫سؤال دیگه‌ای داری؟

39:14.312 --> 39:17.104
‫آره. توی خونه‌ای به این بزرگی
‫احساس تنهایی نمی‌کنی؟

39:17.187 --> 39:19.271
‫بس کن

39:19.354 --> 39:21.271
‫هیچوقت

39:35.271 --> 39:37.312
‫سلام نیکی، عه...

39:37.396 --> 39:40.146
‫من دارم برمی‌گردم خونه، پس...

39:40.229 --> 39:43.312
‫قبل از این که برسم
‫هر گندی رو که زدی تمیز کن

39:47.312 --> 39:51.979
‫عه، باغ مجسمه توی موما
‫و بعدش شام توی کارلایل چطوره؟

39:52.062 --> 39:56.271
‫من و خواهرم توی سفرِ تولد 21 سالگیش
‫رفتیم کارنیگه دلی

39:56.354 --> 39:58.104
‫من اون عکس رو دیدم

39:58.187 --> 40:01.312
‫ساندویچ‌های خیلی بزرگی داشتن.
‫می‌تونستیم یکی رو نصف کنیم.

40:01.396 --> 40:04.729
‫حتماً. ولی نمی‌خوای نمایش ببینی؟

40:04.812 --> 40:08.187
‫می‌تونم از طریق مجله
‫صندلی‌های خیلی خوبی بگیرم

40:09.271 --> 40:13.021
‫اندوه بزرگِ زندگی‌ام،
‫از دست دادن خواهرم.

40:14.812 --> 40:16.021
‫می‌دونم

40:19.521 --> 40:23.729
‫می‌خوام بدونی که خیلی بهت افتخار می‌کنم

40:23.812 --> 40:25.354
‫به تمام کارهایی که اینجا کردی

40:27.354 --> 40:29.062
‫مرسی، مامان

40:29.146 --> 40:31.229
‫عجب منظره‌ای

40:31.312 --> 40:33.271
‫آره، می‌خوای بریم بیرون بشینیم؟

40:33.354 --> 40:34.604
‫نه

40:35.687 --> 40:38.312
‫ولی می‌دونی چی واقعاً سربلندم می‌کرد،

40:38.396 --> 40:40.062
‫این که با خواهرت آشتی می‌کردی

40:43.354 --> 40:45.479
‫آره، واقعاً به این سادگی نیست

40:45.562 --> 40:47.271
‫می‌دونم. می‌دونم

40:48.271 --> 40:50.646
‫ولی عملیش کن

40:50.729 --> 40:53.521
‫تو همه‌ی این کارها رو کردی.
‫می‌تونی اون کارم بکنی.

40:53.604 --> 40:55.062
‫به خاطر من

41:06.354 --> 41:09.104
‫واقعاً، هنک؟
‫هیچی برای من نداری، هان؟

41:10.479 --> 41:14.646
‫فکر می‌کردم همه جور ترفند و روش

41:14.729 --> 41:16.521
‫برای پاک کردن لکه خون داشته باشی

41:17.937 --> 41:21.771
‫شاید خون آدم فرق می‌کنه...

41:24.312 --> 41:25.812
‫با خونِ ماهی یا خرگوش

41:49.937 --> 41:51.354
‫الو؟

41:53.104 --> 41:57.812
‫سلام. شماره‌ات رو از روی برگه‌ی
‫ثبت نام جلسات مردونه برداشتم

41:57.896 --> 42:00.687
‫دارم به کتابت گوش میدم

42:00.771 --> 42:02.229
‫واقعاً؟ کدوم یکی؟

42:03.562 --> 42:06.146
‫نمی‌دونم. عه...

42:06.229 --> 42:08.229
‫فقط از لحنِ صدات خوشم میاد

42:08.312 --> 42:12.354
‫از چیزی که در مورد صدف‌های قرمز گفتی
‫خوشم میاد

42:12.437 --> 42:14.937
‫چیکار می‌کنی؟

42:15.021 --> 42:17.812
‫دارم خونه رو مرتب می‌کنم،
‫واسه خواهرم.

42:18.937 --> 42:22.062
‫جایی که می‌نویسی چه شکلیه؟

42:22.146 --> 42:27.021
‫عه، خب، کلی کتاب و پنجره داره

42:28.396 --> 42:30.354
‫حالت خوبه؟

42:30.437 --> 42:33.021
‫یه لطفی می‌خوام،
‫اگه یه لحظه وقت داری.

42:33.104 --> 42:35.229
‫آره. پشت خطم

42:39.729 --> 42:41.979
‫باهام دعا می‌کنی؟

42:42.062 --> 42:44.229
‫حتماً

42:44.312 --> 42:45.896
‫روی زانوهامم

42:47.312 --> 42:49.146
‫داری بلند میشی

42:51.312 --> 42:54.437
‫[کلوئی، رفتم خونه‌ی استخردار]
‫[امیدوارم اشکالی نداشته باشه]

43:41.521 --> 43:43.146
‫- اوه، سلام
‫- سلام

43:47.062 --> 43:48.479
‫اومدم اینجا

43:49.896 --> 43:51.687
‫برای این که فضا داشته باشیم

43:53.479 --> 43:55.271
‫سرت شلوغ بوده

44:02.187 --> 44:03.937
‫موهات خیلی خوشگل شدن

44:06.896 --> 44:07.896
‫آره

44:09.437 --> 44:10.687
‫موهای تو هم همینطور

44:13.437 --> 44:15.104
‫خب، عه...

44:17.521 --> 44:19.271
‫واسه این جلسه چی می‌پوشیم؟

44:22.062 --> 44:23.937
‫خیلی خب، عه...

44:25.146 --> 44:28.229
‫این یکی رو امتحان کن

44:31.062 --> 44:32.229
‫این پشتشه؟

44:32.312 --> 44:34.979
‫این شبیه پیش‌بند بچه‌ست

44:35.062 --> 44:36.979
‫نه، قشنگه

44:38.521 --> 44:39.896
‫عه...

44:41.021 --> 44:43.812
‫خیلی خب، فقط محض اطلاعت
‫شاید یه اطلاعاتی داشته باشم

44:43.896 --> 44:45.479
‫در مورد کاری که آدام قاتیش شده بود

44:45.562 --> 44:50.854
‫کارِ خوبی که سعی داشت انجام بده
‫و آدم‌های خیلی بدی رو عصبانی کرد

44:52.312 --> 44:56.104
‫این اطلاعاتِ مبهم رو به سندرز دادی؟

44:56.187 --> 44:58.771
‫نمی‌تونم وارد جزئیات بشم، خب؟

44:58.854 --> 45:02.354
‫خیلی جدیه و ممکنه توی دردسر زیادی بیفتم

45:02.437 --> 45:06.854
‫باشه، ما داریم برای شرکت توی دادگاه
‫قتل پسرمون لباس انتخاب می‌کنیم، کلو

45:11.271 --> 45:15.229
‫خیلی خب، پای طرف‌های دیگه...

45:15.312 --> 45:17.562
‫با منافع دیگه در میونه

45:17.646 --> 45:19.312
‫- باشه؟
‫- آهان. باشه

45:19.396 --> 45:21.437
‫عه...

45:21.521 --> 45:25.229
‫و فکر می‌کنن شاید به چیزی
‫دسترسی داشته باشم که...

45:25.312 --> 45:27.937
‫شاید به دردشون بخوره

45:28.021 --> 45:32.146
‫شاید چیزی که ممکنه
‫آدام رو تبدیل به هدف کرده باشه

45:32.229 --> 45:35.979
‫و این افراد دیگه با منافع دیگه

45:36.062 --> 45:38.312
‫می‌خوان در موردش چیکار کنی؟

45:39.979 --> 45:41.687
‫براشون به دستش بیارم

45:44.437 --> 45:45.687
‫باشه

45:45.771 --> 45:48.687
‫توی هر گاراژِ زیرزمینی و سرّی
‫که این یاروها رو توش می‌بینی،

45:48.771 --> 45:53.896
‫بهشون بگو عنم دستشون رو نمی‌گیره
‫مگر این که علناً...

45:53.979 --> 45:57.062
‫اعلام کنن که هر کاری آدام می‌کرده

45:58.604 --> 45:59.729
‫ممکنه منجر به این شده باشه،

45:59.812 --> 46:02.771
‫که افراد دیگه‌ای هستن که دلایل مشروعی
‫داشتن که قصد جونش رو کنن

46:05.104 --> 46:06.812
‫خوبه

46:06.896 --> 46:08.187
‫باشه

46:08.271 --> 46:11.104
‫انگار اونم سرش شلوغ بوده

46:11.187 --> 46:13.312
‫آره

46:20.479 --> 46:21.979
‫واو!

46:22.979 --> 46:24.729
‫خیلی خوشگل شدی

46:25.979 --> 46:27.646
‫چون شبیه تو هستم

46:37.312 --> 46:42.104
‫[ایتن در خطر است]
‫[داستانِ واقعی ایتن مکینتاش]

46:47.687 --> 46:49.187
‫لعنتی

46:53.604 --> 46:57.562
‫«به گفته‌ی منابع ما، نیکول مکینتاش
‫به قرص و مشروب اعتیاد داشت

46:57.646 --> 47:00.021
‫و به طرز خطرناکی
‫به ایتن کوچک بی‌توجهی می‌کرد،

47:00.104 --> 47:03.729
‫که باعث شد یک روز
‫تا مرز غرق شدن پیش برود

47:03.812 --> 47:06.812
‫کلوئی تیلور شوهر و پسرِ خواهرش را ندزدید

47:06.896 --> 47:08.937
‫او آنان را نجات داد»

47:16.896 --> 47:18.646
‫کلو، برای رفتن حاضری؟

47:22.687 --> 47:24.021
‫آره

47:25.021 --> 47:27.687
‫نیکول، تو سعی کردی بچه‌ات رو غرق کنی؟
‫اون شب چه اتفاقی افتاد؟

47:27.771 --> 47:29.187
‫نیکول، نیکول!
‫چجور موادی مصرف می‌کنی؟

47:29.271 --> 47:31.062
‫- اُکسی؟ مالی؟ متاکوالون؟
‫- صبر کن. چه خبره؟

47:31.146 --> 47:33.646
‫- نیکول، هنوزم مصرف می‌کنی؟
‫- گُم شید!

47:33.729 --> 47:36.354
‫ایتن پدرش رو به ضرب چاقو کشت
‫چون تو مادرِ بدی هستی

47:36.437 --> 47:38.521
‫- در این مورد چی برای گفتن داری؟
‫- برید عقب. برید عقب

47:38.604 --> 47:41.229
‫- راه برو. فقط حرکت کن
‫- چند وقت توی بیمارستان روانی بستری بودی؟

47:41.312 --> 47:43.104
‫- دست از سرمون بردارید!
‫- تو اینا رو بهشون گفتی؟

47:43.187 --> 47:44.687
‫ممنون

47:44.771 --> 47:46.937
‫تو چیکار کردی؟

48:35.396 --> 48:37.771
‫همه قیام کنید

48:40.271 --> 48:42.437
‫وقتی ایتن یه بچه کوچولو بود،
‫دوست داشت

48:42.521 --> 48:45.437
‫بهم کمک کنه برف‌های
‫جلوی ساختمون رو پارو کنم

48:45.521 --> 48:50.312
‫دوست داشت روی پیاده‌رو نمک بپاشه
‫و مطمئن شه هیچکس سُر نخوره

48:50.396 --> 48:54.604
‫اون عاشق تماشای آب شدنِ یخ با نمک بود

48:55.646 --> 48:58.062
‫و بی‌دلیل هم نیست. عه...

48:58.146 --> 49:00.604
‫مادرش یکی از بهترین‌هاست

49:00.687 --> 49:02.646
‫می‌دونید، اون هوای همه‌مون رو داره

49:02.729 --> 49:04.729
‫فقط هم زمانِ کریسمس اینطور نیست

49:04.812 --> 49:07.104
‫بهمون قهوه و فلان میده

49:07.187 --> 49:10.062
‫اون گوش میده،
‫اسم‌ها رو به خاطر می‌سپاره.

49:10.146 --> 49:11.771
‫اون زنِ خوبیه

49:11.854 --> 49:14.271
‫ایتن پسرِ خوبیه. می‌دونید؟

49:14.354 --> 49:16.812
‫مثل بقیه‌ی بچه‌های شهر نیست

49:16.896 --> 49:20.312
‫براش مهم نیست خونه‌ات چقدر بزرگه
‫یا چجور ماشینی زیر پاته

49:21.687 --> 49:24.521
‫حتی زیر تختش یه دست لباسِ شوالیه داره

49:26.479 --> 49:29.354
‫یعنی لباسی که خیلی خوب ازش مراقبت می‌کنه

49:29.437 --> 49:30.937
‫حتی برقش میندازه

49:33.396 --> 49:36.604
‫ولی آره، اون واقعاً باحاله

49:36.687 --> 49:39.312
‫و... اون برادرمه

49:39.396 --> 49:42.021
‫وقتی رفتیم خونه‌ی کوین دانم
‫تا خبر رو بدیم،

49:42.104 --> 49:46.354
‫ایتن مکینتاش جوری رفتار کرد که
‫انگار اطلاعات براش تازگی نداشت

49:47.437 --> 49:52.687
‫توی 15 و خُرده‌ای سال سابقه کار پلیسی،
‫اولین باری بود که همچین واکنشی دیدم.

49:52.771 --> 49:54.687
‫انگار غافلگیر نشده بود

49:55.812 --> 49:57.812
‫انگار انتظارش رو داشت

49:58.812 --> 50:00.812
‫انگار قبلاً بهش فکر کرده بود

50:00.896 --> 50:05.187
‫من 20 ساله که مدیر دبیرستان کزدن هستم

50:06.646 --> 50:11.187
‫پدر ایتن می‌خواست بعد از سال اول
‫به مدرسه‌ی نظامی منتقلش کنه

50:11.271 --> 50:14.729
‫و آدام این رو با من در میون گذاشت
‫و من به ایتن گفتم

50:14.812 --> 50:20.521
‫فکر کردم شاید باعث شه
‫وخامتِ وضعیتش رو درک کنه

50:20.604 --> 50:24.437
‫وقتی به ایتن گفتید پدرش قصد داره اون رو
‫بفرسته مدرسه‌ی نظامی چی گفت؟

50:26.062 --> 50:27.979
‫اون گفت...

50:28.062 --> 50:30.604
‫«اون نمی‌تونه این کارو با من بکنه

50:31.687 --> 50:33.646
‫یه راهی پیدا می‌کنم که جلوش رو بگیرم»

50:39.604 --> 50:41.221
‫در چند هفته‌ی اخیر، وکلای مدافع

50:41.245 --> 50:44.187
‫سعی کردن ایتن مکینتاش رو پسرِ خوبی جلوه بدن،

50:44.271 --> 50:45.729
‫در حالی که وکلای شاکی قصد داشتن

50:45.812 --> 50:49.521
‫رابطه‌ی اغلب تهدیدآمیزش
‫با پدرش رو آشکار کنن

50:49.604 --> 50:52.021
‫امروز که برای سؤال و جواب
‫در جایگاه قرار می‌گیره،

50:52.104 --> 50:55.021
‫همه کنجکاون بدونن مرد جوان ممکنه چی بگه

50:56.562 --> 50:57.771
‫تازه از بخش فناوری رسید

50:57.854 --> 50:59.062
‫خیلی طولش داد

50:59.146 --> 51:00.562
‫باید برسونمش دستِ دام ویلیس

51:00.646 --> 51:01.812
‫از این مطمئنی، نان؟

51:01.896 --> 51:04.562
‫تویی که همیشه میگی هر اتفاقی که
‫توی اینترنت می‌افته واقعی نیست

51:04.646 --> 51:06.479
‫خب، این قطعاً واقعیه

51:06.562 --> 51:08.913
‫به نظرت شرایط حول نقل مکانت

51:08.937 --> 51:11.854
‫به نیویورک و این که کلوئی مادرت شد
‫بهت ضربه‌ی روحی وارد کرد؟

51:11.937 --> 51:13.646
‫اون موقع دو سالم بود

51:13.729 --> 51:16.729
‫داستانی که بهت گفتن چی بود؟

51:19.146 --> 51:22.604
‫مامانم همیشه می‌گفت که
‫مادرِ واقعی‌ام مشکلاتی داشت

51:22.687 --> 51:24.437
‫و نیاز داشت باهاشون کنار بیاد

51:24.521 --> 51:26.979
‫و نمی‌تونست مادری که نیاز دارم باشه

51:27.062 --> 51:29.812
‫و هر اتفاقی یه دلیلی داره

51:29.896 --> 51:32.396
‫روی این نسخه از رویدادها تأکید می‌شد؟

51:32.479 --> 51:35.437
‫ما در مورد اون یکی مامانم حرف نمی‌زدیم

51:35.521 --> 51:36.771
‫پس هیچوقت ازش حرفی نمی‌زدید؟

51:36.854 --> 51:39.271
‫یه جورایی ممنوع بود؟

51:39.354 --> 51:40.896
‫یعنی، بدون این که به زبون بیارنش

51:41.979 --> 51:44.771
‫پنهان کردن رازها و داشتنِ زندگی دوگانه...

51:44.854 --> 51:46.979
‫خانواده‌ی شما در اینا خلاصه میشه

51:47.062 --> 51:48.479
‫اعتراض دارم، خانم قاضی

51:48.562 --> 51:50.437
‫وارد نیست. لطفاً ادامه بدید

51:50.521 --> 51:52.479
‫این رو توی محله‌های فقیرنشین می‌بینیم

51:52.562 --> 51:56.062
‫چیزی که بعضی‌ها بهشون میگن
‫«جوامع کم‌برخوردار»

51:56.146 --> 51:57.521
‫بیشترشون سیاهپوست و تیره‌پوست هستن

51:57.604 --> 52:00.687
‫تأثیرِ مخرّب کم‌توجهی

52:00.771 --> 52:04.229
‫ارتباط بین ضایعه‌های روانی در کودکی
‫و گرایش به خشونت در بزرگسالی

52:04.312 --> 52:05.312
‫اعتراض دارم

52:05.396 --> 52:09.271
‫خانم قاضی، نیازی به بیان
‫این مشاهداتِ فرهنگی نامربوط نیست

52:09.295 --> 52:12.437
‫وارد نیست، ولی خلاصه‌اش کنید، جناب وکیل

52:14.437 --> 52:17.562
‫ما در جوامع کم‌درآمد چنین مقایسه‌هایی انجام می‌دیم

52:17.646 --> 52:20.146
‫ولی برای پسرهای سفیدپوست ثروتمندم صادقه

52:20.229 --> 52:21.646
‫شما هم انسان هستید

52:21.729 --> 52:24.187
‫مهم نیست والدینتون چقدر پول دارن

52:25.812 --> 52:28.062
‫اونا زود رامت کردن
‫و خوب رامت کردن، مگه نه؟

52:28.146 --> 52:29.437
‫آشغال عوضی

52:29.521 --> 52:30.812
‫لطفاً سکوت دادگاه رو رعایت کنید

52:33.187 --> 52:35.021
‫هدفش از گفتن این کُس‌شعرات چیه؟

52:35.104 --> 52:36.437
‫متأسفانه،

52:36.521 --> 52:39.188
‫خیلی از این مسائل دستِ خودت نبودن

52:39.212 --> 52:41.271
‫و با این حال ما اینجا داریم
‫با نتایجش زندگی می‌کنیم

52:41.354 --> 52:44.896
‫ما در این مورد حرف زدیم که کلوئی
‫یه شخصیتِ اجتماعی متعهد و پرمشغله بود

52:44.979 --> 52:48.146
‫در مورد نقش اجتماعی کلوئی هم حرف زدیم

52:48.229 --> 52:50.729
‫و این که چطور باعث شد
‫در سکوهای گوناگون تهدید بشه

52:50.812 --> 52:52.396
‫بعضی از این تهدیدها از کامپیوتری بودن

52:52.479 --> 52:54.229
‫که به نام مجله‌ی ریل ثینگ ثبت شده بود

52:54.312 --> 52:55.646
‫ما این رو می‌دونیم

52:55.729 --> 52:57.854
‫ولی چیزی که هنوز باید در موردش حرف بزنیم

52:57.937 --> 53:00.854
‫اینه که اون کامپیوتر
‫در خونه‌ی کلوئی تیلور بود

53:00.937 --> 53:02.187
‫- و توسط ایتن استفاده می‌شد
‫- چیه؟

53:02.271 --> 53:04.396
‫و یکی از مشتاق‌ترین فعالان اون سایت‌ها،

53:04.479 --> 53:07.021
‫کسی به نام کرت لو مین،

53:07.104 --> 53:09.771
‫اون حساب به ایمیل تو متصل بود، ایتن

53:11.229 --> 53:12.479
‫اون تو بودی، مگه نه؟

53:13.646 --> 53:15.771
‫پست‌هایی رو می‌خوندی
‫که تهدید به تجاوز می‌کردن

53:15.854 --> 53:17.354
‫تجاوز

53:17.437 --> 53:19.521
‫علیه مادرِ خودت

53:19.604 --> 53:20.604
‫تهدیدات به قتل

53:20.687 --> 53:23.229
‫تهدیدهایی که از کاربرهایی می‌خوندی
‫که باهاشون تعامل می‌کردی

53:23.312 --> 53:25.771
‫ولی بعضی از این پست‌ها
‫در واقع در مورد پدرت بودن؟

53:25.854 --> 53:28.229
‫در یک مورد، کرت لو مین پست می‌کنه...

53:28.312 --> 53:30.854
‫اعتراض می‌کنم. وکیل داره شهادت میده

53:35.062 --> 53:37.937
‫ایتن، میشه این رو با شروع
‫از نام کاربری برام بخونی؟

53:46.687 --> 53:48.687
‫«کرت لو مین:

53:48.771 --> 53:50.646
‫اگه بمیره بهتره»

53:51.729 --> 53:55.312
‫«چاد69: می‌خوای فقط واسه خودت باشه، کرت؟»

53:56.396 --> 53:58.437
‫«کرت لو مین:

53:58.521 --> 54:01.104
‫بکشمش؟ البته که انجامش میدم

54:01.187 --> 54:03.687
‫قیافه‌اش رو نگاه کن.
‫می‌دونی که حقشه.»

54:03.771 --> 54:06.312
‫ایتن، تو این کامنت‌ها رو گذاشتی؟

54:10.104 --> 54:11.271
‫آره

54:14.312 --> 54:16.187
‫چرا؟

54:16.271 --> 54:17.937
‫چون احساسی بود که داشتم

54:18.021 --> 54:19.021
‫چه احساسی داشتی؟

54:26.187 --> 54:28.271
‫گاهی اوقات دلم می‌خواست بمیره

54:28.295 --> 54:35.363
‫« ترجمه از سینـا صداقت »
‫.:: SinCities ::.

54:35.387 --> 54:41.387
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

54:41.411 --> 54:51.411
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus
