WEBVTT

00:01.021 --> 00:11.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

00:21.575 --> 00:26.102
‫همه چی رو از چشم‌هات خوندم
‫تموم بلاهایی که دوست داشتی سرش بیاری

00:26.418 --> 00:27.805
‫تموم چیزهایی که حقش بود

00:29.375 --> 00:31.135
کارما به هیچکس رحم نمی‌کنه

00:34.527 --> 00:44.527
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

01:05.853 --> 01:07.357
‫« شاید: آگاتا ویگز »

01:07.584 --> 01:08.585
‫اریکا

01:09.123 --> 01:11.476
‫از دفتر بهم گفتن کارم داشتی

01:11.500 --> 01:14.521
‫آره. ولی... باشه واسه بعد

01:14.545 --> 01:17.024
‫مطمئنی؟
‫این همه تا اینجا اومدی، بگو خب

01:17.048 --> 01:18.966
‫به نظرت واقعاً کار آگاتا ویگز بوده؟

01:20.009 --> 01:21.707
‫آدم مغزش سوت می‌کشه، نه؟

01:21.732 --> 01:25.208
‫ظاهراً ویگز چهار ساله که
‫زندگی رو براش جهنم کرده

01:25.233 --> 01:27.682
‫اون رو مقصر مرگ پسرش توی تصادف می‌دونه

01:28.267 --> 01:30.294
‫الان هم نایل جارویس پلیس رو خبر کرده؟

01:31.270 --> 01:32.914
‫ویگز داشت یه کتاب راجع‌بهش می‌نوشت

01:32.938 --> 01:36.084
‫گزارش یه آدمرباییِ احتمالی رو داد

01:36.108 --> 01:38.879
‫واسه همین اف‌بی‌آی رو در جریان گذاشتن

01:38.903 --> 01:42.490
‫قضیه با ویدئوهایی که
‫توی لپ‌تاپ ویگز بودن هم همخوانی داره

01:43.574 --> 01:44.551
‫خداوندا

01:44.575 --> 01:47.763
‫آره. ساعت‌ها تصاویر ضبط‌شده
‫با برچسب زمانی تهیه کرده

01:47.787 --> 01:50.122
‫تا همین چند ساعت پیش
طفلکی رو زنده نگه داشته بود

01:54.535 --> 01:56.570
‫بردار

01:57.814 --> 01:59.312
‫جواب نمیدی؟

01:59.337 --> 02:00.380
‫اگه اجازه بدی

02:00.716 --> 02:01.926
‫آره، راحت باش

02:02.426 --> 02:04.011
‫من میرم پایین

02:07.346 --> 02:09.348
‫الو؟ اگی؟

02:09.475 --> 02:10.643
‫کجایی؟

02:11.268 --> 02:12.301
‫اگی؟

02:12.498 --> 02:13.624
‫لعنتی

02:57.940 --> 02:59.483
‫اگی، اون کجاست؟

03:01.527 --> 03:02.527
‫اگی؟

03:03.529 --> 03:04.655
‫اگی!

03:31.640 --> 03:33.618
‫- اگی؟
‫- شلی، خدای من

03:33.642 --> 03:34.870
‫خدای من، شکرت

03:34.894 --> 03:36.913
‫کجایی؟ چه خبر شده؟

03:36.937 --> 03:38.623
‫حق با من بود. کار نایله!

03:38.647 --> 03:42.335
‫اون تدی فنیگ رو کشت و
‫جسدش رو گذاشت توی... اتاق کوپر

03:42.359 --> 03:44.462
‫تا همه فکر کنن کار من بوده، چون...

03:44.486 --> 03:46.673
‫خیلی‌خب، خیلی‌خب.
‫آروم باش، آروم باش.

03:46.697 --> 03:47.883
‫من ازش مدرک داشتم و

03:47.907 --> 03:51.386
‫دادمش به یکی که نمی‌تونم برم پیشش،
‫واسه همین می‌خوام تو بهش زنگ بزنی

03:51.410 --> 03:53.305
‫اگی، گوش کن. هرچی که شده،

03:53.329 --> 03:56.057
‫باید قبل از این که اوضاع بد شه،
‫بیای به پلیس بگی

03:56.081 --> 03:57.868
‫هرچی که شده؟ چی؟

03:57.893 --> 03:59.226
‫ببین، فقط...

03:59.251 --> 04:01.354
‫منظورت چیه؟
‫فکر می‌‌کنی دارم خالی می‌بندم؟

04:01.378 --> 04:04.983
‫نه، منظورم اینه الان فقط باید بهم بگی...

04:05.007 --> 04:06.133
‫که کجایی،

04:06.842 --> 04:08.236
‫تا بیایم کمکت کنیم

04:08.260 --> 04:10.679
‫بیاید؟ تو با کی‌ها؟

04:12.181 --> 04:13.682
‫نکنه پیش پلیسی؟

04:15.726 --> 04:17.287
‫الان پیش اونایی، نه؟

04:17.311 --> 04:19.672
‫اگی، خواهش می‌کنم، فقط بذار کمکت کنم

04:19.772 --> 04:20.772
‫لعنتی

04:21.273 --> 04:22.441
‫اگی!

04:25.236 --> 04:27.071
‫لعنتی! به‌خشکی شانس!

04:34.411 --> 04:37.057
‫خب، خودم می‌رسونمش.
‫می‌تونم توی ماشین مصاحبه کنم.

04:37.081 --> 04:39.059
‫- مسئله این نیست
‫- مسئله؟

04:39.083 --> 04:41.478
‫من فقط گفتم با
‫مجله‌ی تامیز مصاحبه دارم و

04:41.502 --> 04:43.809
‫تو هزار جور حرف در آوردی که
‫چقدر نسبت بهت آدم بی‌تفاوتی‌ام

04:43.834 --> 04:45.482
‫چون هر کاری که بخوای می‌کنی

04:45.506 --> 04:47.567
‫بدون این که بپرسی من و کوپر
‫چه کارهایی سرمون ریخته

04:47.591 --> 04:51.154
‫خب، برو کارگاهت و یه دور ماساژ بگیر،
‫یا هر کاری که دوست داری بکن،

04:51.178 --> 04:52.864
‫من هم کوپر رو با خودم می‌برم، خب؟

04:52.888 --> 04:54.407
‫دیگه چی از جون من می‌خوای؟

04:54.431 --> 04:56.201
‫من نمی‌خوام برم!

04:56.225 --> 05:00.407
‫هی، کوپر! با من جر و بحث نکن!
‫حالا هم کفشت رو بردار و بپوش

05:00.432 --> 05:02.582
‫- اگی، خواهش می‌کنم
‫- چیه؟ گفتی ببر، من هم دارم...

05:02.606 --> 05:04.400
‫اگی، کوپر کجاست؟

05:10.459 --> 05:20.459
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

05:21.432 --> 05:27.546
‫« هیولای درونم »

05:27.571 --> 05:29.573
‫« قسمت هشتم/پایانی »

05:29.598 --> 05:32.111
‫« کلام آخر »

05:39.601 --> 05:41.997
‫- اریکا؟
‫- جک. ببخشید مزاحم شدم

05:42.021 --> 05:43.832
‫یه لطفی می‌کنی؟ یه مورد اضطراریه

05:43.856 --> 05:45.125
‫آره، حتماً. چی شده؟

05:45.149 --> 05:47.752
‫- مدیسون جارویس رو یادته؟
‫- آره

05:47.776 --> 05:51.780
‫یادداشت خودکشیش.
‫می‌خوام از بایگانی درش بیاری.

05:52.406 --> 05:54.658
‫نسخه‌ی دیجیتالیش کارت رو راه میندازه؟

05:54.987 --> 05:57.399
‫تا یه ساعت دیگه می‌تونم وارد
‫پایگاه اطلاعاتی بشم و

05:57.424 --> 05:58.795
‫یه کپی خوب برات بگیرم

06:01.790 --> 06:03.143
‫اریکا؟

06:03.167 --> 06:04.168
‫صدام رو می‌شنوی؟

06:04.823 --> 06:06.353
‫بذار خودم باهات تماس می‌گیرم

06:06.378 --> 06:07.378
‫باشه

06:18.682 --> 06:20.052
‫فکر خوبی نیست

06:20.893 --> 06:23.020
‫دست‌هات رو بذار رو سرت. همین الان!

06:58.180 --> 07:00.265
‫شستم خبردار شده بود که
‫داری بهم دروغ میگی

07:00.766 --> 07:02.619
‫وقتی گفتی برایان ابوت
‫هیچ نقشه‌ای تو سرش نیست،

07:02.643 --> 07:04.456
‫باید به حس ششم خودم اعتماد می‌کردم

07:05.729 --> 07:08.273
‫فکر کردم به یه تفاهمی رسیدیم

07:09.358 --> 07:11.966
‫تا اینجای کار برات احترام قائل بودم

07:19.827 --> 07:22.097
‫دیگه چی رو داری ازم پنهون می‌کنی؟

07:22.121 --> 07:23.897
‫با برایان چیکار کردی؟

07:24.540 --> 07:26.719
‫نمی‌دونم داری راجع‌به چی حرف می‌زنی

07:28.127 --> 07:30.003
‫ما همچین توافقی نکردیم

07:30.963 --> 07:32.690
‫هیچ کدوم از این اتفاقات قرار نبود بیفته

07:32.714 --> 07:34.174
‫ولی کاریه که شده و

07:34.800 --> 07:36.291
‫پای تو هم توش بازه

07:36.552 --> 07:37.636
‫درست عینهو خودم

07:38.595 --> 07:41.032
‫تو تصمیم گرفتی از خانواده‌ات محافظت کنی

07:41.056 --> 07:42.541
‫من هم همین کار رو می‌کنم

07:42.891 --> 07:45.418
‫واسه خانواده‌ام دست به
‫هر کاری که مجبور باشم می‌زنم

07:46.645 --> 07:48.373
‫پس، اگه داری چیزی رو پنهون می‌کنی...

07:48.397 --> 07:49.874
‫چیزی رو پنهون نمی‌کنم

07:49.898 --> 07:51.209
‫خب، شرمنده این بار...

07:51.233 --> 07:53.402
‫اعتمادی به حرف‌هات ندارم

08:00.534 --> 08:02.828
‫هرچی که می‌دونی،
‫یا فکر می‌کنی که می‌دونی رو

08:03.996 --> 08:04.996
‫فراموشش کن

08:07.791 --> 08:09.960
‫لاأقل بگو چه بلایی سر برایان اومد

08:12.796 --> 08:14.214
‫من اگه جای تو بودم،

08:14.715 --> 08:18.623
‫بیشتر نگران خانواده‌ی خودم می‌شدم

08:26.804 --> 08:28.763
‫« سگ‌صفت، نامه‌ای به پدرم »

08:35.643 --> 08:38.277
‫« فصل دوازدهم »
‫« سوگواریِ مرگ یک دروغ »

08:57.174 --> 08:58.926
‫عموی محبوبم چطوره؟

08:59.510 --> 09:01.470
‫یه سری به اریکا برتون زدم

09:02.763 --> 09:04.180
‫دیگه موی دماغ نمیشه

09:04.848 --> 09:05.848
‫مطمئنی؟

09:06.315 --> 09:07.805
‫بچه‌هاش رو دوست داره

09:07.830 --> 09:09.665
‫می‌دونه که شوخی نداریم

09:11.230 --> 09:12.600
‫پس، اوضاع ردیفه

09:12.940 --> 09:13.940
‫باید ببینیم چی میشه

09:14.502 --> 09:17.062
‫دارم میرم خونه‌ی پدرت

09:17.087 --> 09:18.906
‫که بهش چی بگی؟

09:18.931 --> 09:20.737
‫چیزهای کوچیک

09:20.762 --> 09:23.676
‫بالاخره یکی باید بهش بگه که
‫پسرش قراره سرتیتر خبرها شه

09:23.700 --> 09:25.410
‫- باید برم
‫- نایل؟

09:27.204 --> 09:28.372
‫حرومی!

09:29.748 --> 09:32.558
‫بالگردها تو آسمون دارن می‌چرخن و

09:32.583 --> 09:35.544
‫پلیس توی خیابون میل‌ریور
‫ایست‌بازرسی گذاشته

09:35.963 --> 09:37.339
‫می‌دونی چی شده؟

09:39.174 --> 09:40.968
‫بهتره قبلش بشینی

09:42.928 --> 09:47.242
‫اول آب انگور رو
‫توی بشکه‌های بزرگ می‌ریزن و

09:47.266 --> 09:49.327
‫بعدش بهش یه چیزی
‫به اسم مُخمر اضافه می‌کنن و

09:49.351 --> 09:51.204
‫می‌ذارن یه مدت بمونه

09:51.228 --> 09:52.789
‫مخمر دیگه چیه؟

09:52.813 --> 09:53.790
‫مخمر چیه؟

09:53.814 --> 09:54.856
‫مخمر...

09:56.817 --> 09:59.127
‫بخدا اگه بدونم مخمر چیه

09:59.152 --> 10:00.630
‫اما کارش اینه که آب انگور رو

10:00.654 --> 10:02.966
‫تبدیل به چیزی می‌کنه که
‫آدم‌بزرگ‌ها وقت‌هایی که

10:02.990 --> 10:06.004
‫خیلی خوشحال یا خیلی ناراحتن
‫دوست دارن بخورن

10:06.029 --> 10:07.340
‫یه قلپ می‌خوای؟

10:07.365 --> 10:08.450
‫آره؟

10:14.001 --> 10:15.061
‫عمو ریک!

10:15.085 --> 10:16.437
‫مزاحم که نشدم؟

10:16.461 --> 10:20.299
‫نه، خیلی از وقت خوابش گذشته.
‫بجنب، برو بخواب.

10:22.843 --> 10:23.885
‫برو

10:25.554 --> 10:27.740
‫می‌دونی، ریکی، ده سال پیش،

10:27.764 --> 10:31.536
‫سه هزار دلار واسه این بطری شراب دادم و
‫الان قیمتش ۱۵ هزار دلاره

10:31.560 --> 10:33.312
‫تازه اگه بتونی پیدا کنی!

10:33.812 --> 10:34.938
‫اما...

10:35.480 --> 10:41.241
‫بعد از این که بنیتز رو
‫سر جاش نشوندم، حسابی می‌چسبه

10:42.237 --> 10:45.383
‫توی ساختمون شهرداری
‫باهم خبرش رو اعلام می‌کنیم

10:45.407 --> 10:46.617
‫ببین، مارتی

10:48.243 --> 10:50.179
‫خودت به زودی از این ماجرا خبردار میشی

10:50.203 --> 10:53.744
‫- آگاتا ویگز، همسایه‌ی نایل...
‫- اون کتابه برام مهم نیست. بره به درک

10:53.769 --> 10:56.814
‫اون در واقع... به جرم قتل تحت تعقیبه

10:58.587 --> 10:59.968
‫- چی؟
‫- آره

11:00.303 --> 11:02.748
‫یکی از محلی‌ها مفقود شدش

11:02.773 --> 11:04.948
‫چند هفته پیش خبرش
‫توی تمامی خبرگزاری‌ها پخش شده بود

11:04.973 --> 11:07.410
‫فکر کردن لابد خودش رو غرق کرده

11:07.435 --> 11:11.784
‫امشب پلیس‌ها جسدش رو
‫توی خونه‌ی ویگز پیدا کردن

11:11.808 --> 11:13.889
‫قبل از این که پلیس‌ها برسن،
‫فلنگو بسته و در رفته

11:14.269 --> 11:17.707
‫پس، گمونم اون کتابه دیگه
‫قرار نیست چوب لا چرخمون بذاره

11:17.731 --> 11:21.336
‫شاید نایل یاد بگیره که
‫نباید به هر کس و ناکسی اعتماد کنه

11:21.360 --> 11:24.363
‫- خوب بلده دست رو کی بذاره
‫- آره

11:25.238 --> 11:27.671
‫گفتی جسدش رو توی خونه‌ی ویگز پیدا کردن؟

11:28.241 --> 11:29.218
‫چطوری؟

11:29.242 --> 11:32.954
‫راستش... نایل تماس گرفت و اطلاع داد

11:33.814 --> 11:35.232
‫گمونم...

11:35.397 --> 11:37.934
‫لابد یه چیزی دیده دیگه

11:39.044 --> 11:41.112
‫داری داروغ میگی، ریکی

11:41.963 --> 11:43.173
‫نه، دروغ کجا بود؟

11:43.757 --> 11:45.610
‫- آره، داری دروغ میگی
‫- چرا باید بهت دروغ بگم؟

11:45.634 --> 11:46.944
‫- نه، دیدی!
‫- چیکار کردم مگه؟

11:46.968 --> 11:48.655
‫با شستت دماغت رو مالیدی

11:48.679 --> 11:50.531
‫- از بچگی همین کار رو می‌کردی
‫- بیخیال

11:50.555 --> 11:53.278
‫واسه من آسمون‌ریسمون نباف
‫که بگی خالی نمی‌بندی

11:53.303 --> 11:56.078
‫میشه آروم بگیری؟
‫گفتم حتماً دلت می‌خواد زودتر بدونی

11:56.103 --> 11:58.146
‫- داستانش مفصله
‫- من رو نگاه کن!

11:59.902 --> 12:02.780
‫حالا زبون وا کن و بگو چی شده

12:03.842 --> 12:06.565
‫کار نایل بود؟
‫بازم همون کار رو کرده؟

12:06.697 --> 12:09.950
‫- اگه بخوای دروغ تحویلم بدی، بخدا...
‫- ترتیب همه چی رو دادم، خب؟

12:13.723 --> 12:15.810
‫ای بر پدرت لعنت!

12:15.835 --> 12:18.475
‫هی، هی، هی!
‫گوش بده چی میگم. مارتی، مارتی.

12:18.500 --> 12:19.793
‫دست‌بردار نیست!

12:20.377 --> 12:22.563
‫- خدایا، دست‌بردار نیست
‫- الان شلوغش نکن

12:22.587 --> 12:24.774
‫- هی، گوش بده چی میگم
‫- تا ابد می‌خواد ادامه بده

12:24.798 --> 12:26.859
‫گوش بده چی میگم!
‫مشکلی نیست، خب؟

12:26.883 --> 12:29.120
‫تو... تو می‌دونستی اینجوری میشه

12:29.145 --> 12:30.821
‫- شستت خبردار شده بود!
‫- مهم نیست

12:30.846 --> 12:34.191
‫مهم اینه که اومد پیشم و
‫ما هم ترتیبش رو دادیم

12:34.216 --> 12:37.787
‫این خط و این نشون،
‫هیچ ارتباطی بین نایل و این یارو نیست

12:37.811 --> 12:38.788
‫هیچ ارتباطی!

12:38.812 --> 12:40.654
‫پس، چرا کشتش، ریکی؟

12:40.679 --> 12:42.597
‫چون مریضه، مارتی!

12:43.483 --> 12:45.569
‫چون دست خودش نیست!

12:47.946 --> 12:49.990
‫- باید بهم اعتماد کنی
‫- نه

12:50.490 --> 12:52.890
‫- مراقب تو و خودمون بودم
‫- ای داد...

12:52.915 --> 12:54.643
‫لازم نیست هیچ کاری کنی

12:54.668 --> 12:56.879
‫حتی یه کلوم هم نمی‌خواد چیزی...

12:57.914 --> 13:00.417
‫مارتی، چی شده؟ مارتی؟ هی!

13:02.043 --> 13:03.628
‫مارتی؟ هی، هی!

13:04.129 --> 13:05.964
‫مارتی؟

13:07.048 --> 13:10.097
‫اولش فکر کردم فقط فکر و خیاله

13:11.303 --> 13:14.866
‫یکم مشروب خوردیم.
‫خیلی حال خوشی نداشتم.

13:14.890 --> 13:17.851
‫رفتم بالا تا دستشویی

13:18.935 --> 13:20.747
‫بعدش یه صدایی شنیدم

13:20.771 --> 13:24.149
‫صدای کوبش که از اتاق پسرش می‌اومد.
‫واسه همین...

13:25.150 --> 13:26.335
‫رفتم در رو باز کنم که

13:26.359 --> 13:28.824
‫دیدم پشت سرمه و میگه:
‫«نمی‌تونی بری اون تو»

13:29.946 --> 13:31.674
‫از تو چشم‌هاش معلوم بود

13:31.698 --> 13:32.866
‫غم نبود

13:33.450 --> 13:34.450
‫ترس بود

13:35.619 --> 13:38.747
‫یه بخشی از وجودم می‌دونست

13:39.498 --> 13:41.334
‫نتونستم نادیده بگیرم،
‫واسه همین...

13:41.381 --> 13:43.459
‫امروز صبح زنگ زدم پلیس

13:44.294 --> 13:45.337
‫آخه فقط...

13:46.505 --> 13:48.632
‫اصلاً سر در نمیارم

13:49.132 --> 13:50.693
‫مردم از کوره در میرن

13:50.717 --> 13:53.428
‫شاید از اولش هم همچین آدمی بود

13:54.387 --> 13:56.556
‫آدم هیچوقت ذات واقعی دیگران رو نمی‌فهمه

13:58.016 --> 14:02.979
‫اگه اونجوری تو اتاق حبسش کرده بود،
‫چرا تو رو دعوت کرد؟

14:04.689 --> 14:07.150
‫شاید دنبال دی‌ان‌ای من بود.
‫کسی چمی‌دونه؟

14:07.651 --> 14:09.484
‫حتماً می‌خواسته برام پاپوش درست کنه

14:10.111 --> 14:12.948
‫از من و کتابش استفاده کنه تا
‫کارهاش رو لاپوشونی کنه

14:15.158 --> 14:19.680
‫کی بهتر از من که بلاگردونش بشم؟
‫نقشی که خوب باهاش آشنام.

14:19.704 --> 14:21.429
‫همسایه‌ی روانی

14:21.665 --> 14:23.625
‫تو که بهتر از هر کسی این رو می‌دونی

14:31.675 --> 14:33.653
‫خوبی؟

14:33.677 --> 14:34.677
‫آره

14:35.595 --> 14:36.763
‫فقط خسته‌ام

14:38.014 --> 14:40.868
‫شاید بهتره دراز بکشی.
‫روز سختی داشتی.

14:40.892 --> 14:41.892
‫آره

14:45.146 --> 14:48.984
‫واقعاً حرفی که زدی از ته دلت بود؟

14:50.527 --> 14:52.237
‫راجع‌به بچه‌دار شدن

14:53.864 --> 14:55.198
‫معلومه که از ته دلم بود

14:57.367 --> 14:59.484
‫می‌دونم براش برنامه‌ای نداشتیم

14:59.509 --> 15:01.264
‫آدم برنامه‌اش عوض میشه

15:01.289 --> 15:03.124
‫باید خودت رو باهاش سازگار کنی

15:09.212 --> 15:10.314
‫چیه؟ چه خبر شده؟

15:10.338 --> 15:12.591
‫لایلاست. الو؟

15:16.094 --> 15:17.470
‫کدوم بیمارستان؟

15:54.674 --> 15:57.028
‫تونستیم جلوی خونریزی فعال رو بگیریم،

15:57.052 --> 15:58.613
‫اما خیلی مهمه که ورم رو کنترل کنیم

15:58.637 --> 16:00.709
‫چی شده؟ من... من پسرشم

16:00.734 --> 16:04.241
‫- داشتم وضعیت پدرتون رو...
‫- نه، از اول شروع کن

16:04.266 --> 16:06.662
‫پدرتون خونریزی درون‌جمجمه‌ای داشته

16:06.686 --> 16:07.955
‫پارگی عروق خونی

16:07.979 --> 16:10.625
‫موجب خون‌ریزی قابل توجهی
‫توی نیم‌کره‌ی چپ مغزش شده

16:10.649 --> 16:13.683
‫داریم تلاش می‌کنیم با کمای القایی
‫ورم مغز رو کنترل کنیم

16:13.708 --> 16:16.477
‫مشخصاً خطرهایی داره، اما...

16:16.502 --> 16:19.047
‫فشاری که توی سرشه
‫ممکنه جونش رو بگیره

16:29.584 --> 16:30.669
‫ممنون

16:50.348 --> 16:52.797
‫« چهارشنبه، ۲۹اُم اکتبر »

16:55.559 --> 16:56.955
‫« مخاطبین »

16:57.771 --> 16:58.771
‫« اریکا برتون »

16:59.239 --> 17:00.448
‫گندش بزنن

17:01.032 --> 17:03.326
‫نه، نه. گه توش! ریدم به این شانس!

17:09.541 --> 17:11.143
‫وایسا، خلبانم گم شده!

17:11.167 --> 17:12.353
‫کوپر، تمومش کن!

17:12.377 --> 17:15.606
‫ببخیشد. دارم پسرم رو می‌رسونم.
‫دکتر نوبت داره.

17:15.630 --> 17:17.024
‫میشه یه بار دیگه بپرسید؟

17:17.048 --> 17:19.860
‫وقتی با پدرتون مصاحبه کردم،
‫گفتن دیگه باهم صحبت نمی‌کنید

17:19.884 --> 17:20.861
‫خواستم بدونم که...

17:20.885 --> 17:23.239
‫قبل از این که کتاب رو بنویسم هم
‫خیلی باهم صحبت نمی‌کردیم

17:23.263 --> 17:25.032
‫درسته، اما باهم در ارتباط بودید؟

17:25.056 --> 17:27.660
‫- سالی دو بار به پدرم زنگ می‌زدم
‫- خلبانم رو می‌خوام!

17:27.684 --> 17:29.578
‫می‌دونید، کریسمس و تولدش

17:29.602 --> 17:31.747
‫- بدون خلبان، هواپیمام بلند نمیشه
‫- اون که هیچوقت تولدم رو یادش نبود

17:31.771 --> 17:34.083
‫- هی، بسه! عزیزم...
‫- گفتم خلبانم رو می‌خوام!

17:34.107 --> 17:35.918
‫بعداً پیداش می‌کنیم. بهت که گفتم

17:35.942 --> 17:38.462
‫- خانم ویگز، اگه الان زمان مناسبی نیست...
‫- نه مشکلی نیست

17:38.486 --> 17:39.612
‫آمم...

17:40.196 --> 17:41.843
‫ببخشید. سؤال‌تون چی بود؟

17:41.868 --> 17:43.925
‫چرا دیگه با پدرتون صحبت نمی‌کنید؟

17:43.950 --> 17:45.761
‫خلبانم گم‌وگور شد

17:45.785 --> 17:47.596
‫درسته. نه، اون بود که ازم شکایت کرد

17:47.620 --> 17:49.807
‫گفت از داستانش دارم پول در میارم...

17:49.831 --> 17:50.831
‫لعنت بهت!

19:08.451 --> 19:09.494
‫چی؟

19:24.968 --> 19:26.177
‫سلام. صبح بخیر

19:27.595 --> 19:28.972
‫سلام، جیم، حالت چطوره؟

19:30.389 --> 19:33.243
‫تامی، بیا اینجا بهم کمک کن
‫پالت‌ها رو جابجا کنم

19:33.268 --> 19:35.395
‫باشه، صبر کن. الان میام.

19:39.858 --> 19:42.277
‫فکر کنم امروز این پالت‌ها رو بفرستیم

19:49.492 --> 19:52.328
‫تو این دوتا رو ببرش آلونک

20:27.349 --> 20:28.991
‫« شاید: آگاتا ویگز »

20:34.704 --> 20:35.748
‫الو؟

20:35.773 --> 20:37.641
‫- الو، اریکا؟
‫- بله؟

20:37.665 --> 20:38.897
‫منم، اگی ویگز

20:39.209 --> 20:40.561
‫چرا بهم زنگ نزدی؟

20:40.585 --> 20:42.821
‫دفتر خاطرات مدیسون رو
‫به رئیست نشون دادی؟

20:44.631 --> 20:45.631
‫الو؟

20:46.382 --> 20:47.508
‫صدام رو می‌شنوی؟

20:48.384 --> 20:49.483
‫متأسفم

20:49.761 --> 20:50.929
‫تو کی هستی؟

20:51.429 --> 20:54.265
‫گفتم که. منم، آگاتا ویگز

20:54.849 --> 20:59.066
‫پلیس دنبالمه.
‫واقعاً به کمکت احتیاج دارم.

21:00.688 --> 21:03.006
‫متأسفانه نمی‌دونم
‫راجع‌به چی داری صحبت می‌کنی

21:04.108 --> 21:06.398
‫چی میگی؟ چه خبر شده؟

21:06.611 --> 21:07.612
‫چرا...

21:13.493 --> 21:14.708
‫فهمیدم چی شد

21:14.911 --> 21:16.358
‫اومدن سراغت، نه؟

21:18.081 --> 21:19.791
‫تهدیدت می‌کنن؟

21:21.000 --> 21:22.686
‫باشه. آمم...

21:22.710 --> 21:25.296
‫خیلی‌خب، فقط خوب گوش بده چی میگم.
‫خواهش می‌کنم.

21:25.880 --> 21:27.975
‫لاأقل دفتر خاطرات رو پس بده که...

21:28.800 --> 21:31.427
‫وقتی خودم رو تحویل میدم،
‫بتونم به پلیس نشونش بدم

21:32.679 --> 21:33.763
‫اون تنها مدرکیه که دارم

21:34.264 --> 21:35.449
‫متأسفم، نمی‌تونم

21:35.473 --> 21:36.700
‫اریکا، خواهش می‌کنم...

21:36.724 --> 21:38.476
‫ار... اریکا؟

22:09.549 --> 22:12.427
‫فردا می‌خواست
‫توی ساختمون شهرداری باشه

22:13.886 --> 22:15.656
‫واسه وقتی که
‫بنیتز خبر رو اطلاع‌رسانی می‌کنه

22:15.680 --> 22:18.308
‫الان دیگه خودم به جاش میرم

22:19.032 --> 22:20.825
‫خبرگزاری‌ها که از خداشونه

22:29.527 --> 22:31.505
‫حرفی تو دلته؟

22:31.529 --> 22:33.257
‫پدرت یه پاش لب گوره

22:33.281 --> 22:35.676
‫اونوقت تو به فکر یه
‫کنفرانس خبری کوفتی‌ای؟

22:35.700 --> 22:38.911
‫- من به فکر میراث اونم
‫- به خاطر توئه که اینجاست

22:39.454 --> 22:40.788
‫می‌فهمی دیگه؟

22:43.082 --> 22:44.625
‫می‌دونست دارم دروغ میگم

22:45.501 --> 22:46.961
‫برات لاپوشونی می‌کنم

22:47.837 --> 22:52.082
‫همونطور که توی لحظه به لحظه‌ی
‫اون زندگی نکبت‌بارت این کار رو کردم

22:52.771 --> 22:54.374
‫حرف دهنت رو بفهم، عمو ریک

22:54.399 --> 22:56.418
‫از وقتی که از رحم مادرت بیرون اومدی،

22:56.443 --> 22:58.380
‫می‌خواستی پدرت رو جون به لب کنی

22:58.405 --> 23:01.286
‫شاید پنجاه سال طول کشید
‫تا تو رو خوب بشناسه

23:01.311 --> 23:02.938
‫من از اولش هم می‌شناختمت

23:04.979 --> 23:09.796
‫اون همیشه‌ی خدا هوات رو داشت

23:09.821 --> 23:11.949
‫حتی وقتی که گفتم این کار رو نکنه

23:17.992 --> 23:19.653
‫تو لایقش نبودی

23:19.911 --> 23:20.911
‫حتی سر سوزنی!

23:25.815 --> 23:27.180
‫« نینا »

23:28.711 --> 23:30.046
‫بگیر بشین، ریک

23:30.630 --> 23:31.774
‫الو

23:31.798 --> 23:34.276
‫سلام. حالت چطوره؟

23:34.300 --> 23:36.401
‫خوبم. من...

23:36.426 --> 23:37.552
‫من...

23:38.888 --> 23:40.723
‫یه چند ساعتی رو خوابیدم

23:41.641 --> 23:44.060
‫خوبه. بابات چطوره؟

23:44.602 --> 23:45.645
‫خبر جدیدی نشد؟

23:46.145 --> 23:48.165
‫تا از کما بیرون نیاد کسی چیزی نمی‌دونه

23:48.189 --> 23:50.751
‫ممکنه چند هفته یا چند ماه طول بکشه

23:52.568 --> 23:55.716
‫گفتم قبل از این که بیام بیمارستان
‫یه سری به لایلا بزنم

23:56.572 --> 23:58.658
‫واقعاً لازم نیست بیای، نینا

23:59.909 --> 24:01.592
‫می‌خوام کنارت باشم

24:01.617 --> 24:04.971
‫مگه با یکی از هنرمندها
‫توی گالری قرار نداشتی؟

24:04.996 --> 24:08.851
‫داریم واسه یه نمایش جدید آماده می‌شیم،
‫اما الیس گفت به جای من میره گالری

24:08.876 --> 24:10.354
‫نه. بهتره خودت بری

24:10.378 --> 24:13.147
‫بهتره خودت بری.
‫اینجا کاری غیر از انتظار کشیدن نداریم.

24:13.172 --> 24:16.968
‫عمو هم صندلیِ کنار تختِ بابا رو گرفته، پس...

24:17.427 --> 24:19.178
‫مطمئنی نمی‌خوای بیام؟

24:20.221 --> 24:22.014
‫امشب خونه می‌بینمت

24:22.515 --> 24:23.515
‫دوستت دارم

24:25.435 --> 24:26.435
‫من هم دوستت دارم

24:35.695 --> 24:36.696
‫یکم بالاتر؟

24:37.864 --> 24:40.008
‫آره، آره. البته اگه پسنده

24:40.032 --> 24:42.076
‫- چشم، خانم
‫- آره، خوبه

24:45.705 --> 24:51.103
‫نگران اینی نقاشی «داخائو»
‫به مذاق کلکسیونرها خوش نیاد؟

24:51.127 --> 24:54.422
‫واسه بعضی‌هاشون، شاید.
‫ولی واسه همینه اثر قدرتمندیه.

24:55.506 --> 24:58.943
‫مادربزرگ و پدربزرگم سال ۱۹۳۳
‫توی باواریا زندگی می‌کردن

24:59.719 --> 25:02.444
‫با اردوگاه کار اجباری
‫کمتر از دو کلیومتر فاصله داشتن

25:02.889 --> 25:04.432
‫دودش معلوم بود

25:04.932 --> 25:06.477
‫صدای گریه‌ها رو می‌شنیدن و

25:06.502 --> 25:10.789
‫ادعا می‌کردن که نمی‌دونن چه خبره

25:11.071 --> 25:14.241
‫خارق‌العاده‌ست که انسان
‫تصمیم می‌گیره چه چیزهایی رو ببینه

25:15.234 --> 25:18.005
‫من میرم یه فنجون قهوه درست کنم.
‫شما هم میل دارید؟

25:18.029 --> 25:19.280
‫بله، لطفاً

25:32.715 --> 25:34.961
‫فوریت‌های پزشکی،
‫مورد اورژانسی‌تون چیه؟

25:35.546 --> 25:38.299
‫من آگاتا ویگزم.
‫پلیس داره دنبالم می‌گرده.

25:40.176 --> 25:42.303
‫آماده‌ام که خودم رو تحویل بدم

25:54.398 --> 25:56.210
‫- خدای من
‫- نیومدم که بلایی سرت بیارم

25:56.234 --> 25:57.336
‫فقط می‌خوام صحبت کنم

25:57.360 --> 25:59.338
‫پلیس داره میاد.
‫خودم باهاشون تماس گرفتم.

25:59.362 --> 26:03.717
‫می‌تونی خودت چک کنی،
‫اما قبل از رسیدن‌شون خیلی وقت نداریم

26:03.742 --> 26:06.220
‫گوش بده چی میگم.
‫من تدی فنیگ رو نکشتم.

26:06.245 --> 26:07.664
‫قسم می‌خورم. کار من نبوده.

26:07.689 --> 26:10.921
‫به یاد و خاطر پسرم قسم می‌خورم

26:13.167 --> 26:14.794
‫آدم‌های بی‌گناه فرار نمی‌کنن

26:15.419 --> 26:17.262
‫می‌دونستم هیچکس حرفم رو باور نمی‌کنه

26:18.256 --> 26:19.972
‫اما انتظار داری من باور کنم

26:19.997 --> 26:22.818
‫چون به نظرم... ته دلت...

26:22.843 --> 26:27.928
‫یا شاید نه اون ته‌ها،
‫شاید بخشی از وجودت بدونه اینا کار نایله

26:27.961 --> 26:29.075
‫اون تدی رو کشت

26:29.100 --> 26:32.735
‫همونطوری که مدیسون رو کشت و
‫خدا می‌دونه دیگه خون کی‌ها گردنشه

26:32.760 --> 26:34.498
‫- مدیسون خودکشی کرد
‫- نه

26:34.522 --> 26:37.125
‫نه. اون یادداشتی که گذاشت،
‫همونی که نایل به پلیس داد،

26:37.149 --> 26:39.044
‫اون رو دو سال پیش نوشت

26:39.068 --> 26:40.170
‫من مدرک داشتم

26:40.194 --> 26:43.799
‫مدرک رو به یه مأمور اف‌بی‌آی دادم،
‫اما قبل از این که گزارش بده، یکی رفت سراغش

26:43.823 --> 26:46.385
‫یا کار نایل بوده،
‫یا پدرش یا عموش

26:46.409 --> 26:48.656
‫- نه
‫- اونا دارن ازش محافظت می‌کنن

26:48.681 --> 26:50.975
‫همونطوری که همیشه محافظت می‌کردن

26:51.372 --> 26:54.060
‫شاید باید فکر می‌کردم که
‫تو هم داری ازش محافظت می‌کنی،

26:54.085 --> 26:55.241
‫اما همچین فکری نمی‌کنم

26:57.545 --> 27:00.047
‫چون دیدم چطور نگاهت می‌کنه

27:01.132 --> 27:02.550
‫چطور باهات صحبت می‌کنه

27:03.509 --> 27:06.796
‫اونقدری برات احترام قائل نیست که
‫تو رو محرم اسرارش بدونه

27:08.806 --> 27:09.806
‫فکر می‌کنم که...

27:11.517 --> 27:14.639
‫فکر می‌کنم دروغ‌هاش رو باور کردی و

27:15.554 --> 27:17.819
‫به همین خاطر ازت دل‌چرکینه

27:19.121 --> 27:20.385
‫ببین...

27:21.152 --> 27:25.215
‫می‌دونم چه حسی داره که
‫بخوای روی داستانت پافشاری کنی

27:25.239 --> 27:29.428
‫توی این چهار سالی که گذشت،
‫به خودم می‌گفتم تدی فنیگ پسرم رو کشته

27:29.452 --> 27:33.222
‫چون... آره، شاید مست بوده، اما...

27:33.247 --> 27:34.516
‫من...

27:34.540 --> 27:36.500
‫من هم بی‌تقصیر نبودم

27:37.710 --> 27:43.025
‫اون داستانی رو تعریف کردم که
‫واسه زنده موندن دلم می‌خواست بشنوم

27:43.049 --> 27:45.079
‫درست مثل تو

27:45.104 --> 27:47.527
‫اما این باعث نمیشه در امان باشی

27:50.931 --> 27:54.930
‫نینا، خواهش می‌کنم.
‫می‌دونم یه بخشی از وجودت می‌دونه حق با منه.

27:55.207 --> 27:57.697
‫خودت می‌دونی تهش قراره چی بشه

28:02.610 --> 28:04.087
‫آگاتا ویگز!

28:04.111 --> 28:07.507
‫شما به جرم قتل بازداشتید.
‫این حق رو دارید که سکوت کنید.

28:07.531 --> 28:10.260
‫هر حرفی که بزنید،
‫می‌تونه در دادگاه بر علیه‌تون استفاده بشه

28:10.284 --> 28:12.957
‫اگه قادر نیستید که وکیل بگیرید،
‫یه وکیل برای شما گرفته خواهد شد

28:32.473 --> 28:33.473
‫سلام

28:34.100 --> 28:36.727
‫- سلام
‫- چیزی نیست. دیگه تمومه

28:39.605 --> 28:41.232
‫خیلی بهت سخت گذشت

28:41.982 --> 28:44.485
‫- خدای من، داری می‌لرزی
‫- آره

28:47.405 --> 28:51.909
‫پلیس گفت خودش بهشون زنگ زده

28:53.077 --> 28:54.537
‫بهم نگفته بودی

28:55.746 --> 28:57.873
‫حالا چی می‌خواست؟

29:01.919 --> 29:04.130
‫بذار اول لباسم رو عوض کنم

29:29.447 --> 29:31.949
‫نمی‌خوای بگی چی شد؟

29:36.370 --> 29:37.810
‫دستگیرش کردن

29:40.708 --> 29:42.877
‫منظورم... قبل از دستگیریه

29:44.837 --> 29:48.442
‫می‌دونی، اون...
‫خدایا، یهو از ناکجاآباد پیداش شد.

29:48.466 --> 29:49.550
‫آمم...

29:50.050 --> 29:53.679
‫رفته بودم توی دفترم یه فنجون قهوه بریزم و

29:54.388 --> 29:58.851
‫وقتی برگشتم،
‫دیدم جلوی در وایساده

29:59.560 --> 30:00.936
‫خدایا

30:03.522 --> 30:05.566
‫گفت از قبل پلیس رو خبر کرده

30:06.400 --> 30:09.403
‫گفت می‌خواد فقط قبل از این که
‫پلیس‌ها برسن، باهام صحبت کنه

30:10.237 --> 30:11.655
‫که چی بگه؟

30:14.408 --> 30:15.743
‫بگه کار اون نبوده

30:18.662 --> 30:19.914
‫کار تو بوده

30:26.420 --> 30:30.382
‫پس، همون داستانی که
‫قراره واسه پلیس تعریف کنه

30:32.218 --> 30:34.178
‫گفت مدیسون هم تو کشتی

30:42.186 --> 30:45.981
‫اونوقت پیش خودش چی فکر کرد؟
‫که تو حرفش رو باور می‌کنی؟

30:49.068 --> 30:50.068
‫نینا؟

30:54.907 --> 30:57.618
‫می‌دونی، یه چیز
‫هیچوقت با عقل جور در نمی‌اومد

30:58.994 --> 31:01.222
‫شبی که مدی غیبش زد،

31:01.413 --> 31:02.623
‫ما باهم بحث‌مون شد

31:03.833 --> 31:05.084
‫بدجوری

31:06.669 --> 31:08.087
‫حرف‌های...

31:09.213 --> 31:10.774
‫وحشتناکی بهم زد

31:11.001 --> 31:13.670
‫حالش بد بود. اون...

31:14.885 --> 31:17.197
‫- خودش نبود
‫- می‌دونم

31:17.221 --> 31:19.557
‫می‌دونم. یه مدیسونِ دیگه بود

31:20.683 --> 31:23.019
‫همون مدیسونی که افکار منفی...

31:23.184 --> 31:24.676
‫کنترلش می‌کردن

31:25.938 --> 31:27.857
‫اما از طرفی، یادداشتش...

31:29.191 --> 31:30.359
‫برعکس این اتفاق‌ها بود

31:31.277 --> 31:32.444
‫یادداشتش...

31:33.445 --> 31:34.446
‫مسالمت‌آمیز و...

31:35.155 --> 31:36.365
‫محبت‌آمیز بود

31:39.154 --> 31:41.591
‫از «امیلی دیکینسون» نقل قول کرد
‫(شاعر آمریکایی)

31:42.872 --> 31:44.516
‫متوجه‌ی منظورت نمیشم

31:44.540 --> 31:47.561
‫اون حرف‌ها و ظالم بودنش و

31:47.585 --> 31:49.086
‫خودکشیش برام عجیب بود

31:50.087 --> 31:52.464
‫همین که می‌خواست
‫این آخرین چیزی باشه که...

31:53.173 --> 31:54.341
‫که از اول...

31:58.137 --> 31:59.805
‫هیچوقت نفهمیدم

32:04.852 --> 32:06.186
‫تا الان، شاید

32:10.524 --> 32:12.574
‫واقعاً همون شب اون یادداشت رو نوشت؟

32:14.945 --> 32:16.447
‫اگی گفت همون شب ننوشته

32:18.657 --> 32:19.718
‫اگی گفت؟

32:19.742 --> 32:22.762
‫گفت یادداشتی که پیدا کردم
‫واسه قبل‌تره

32:22.786 --> 32:25.599
‫واسه وقتی که مدی قرص می‌خورد

32:25.623 --> 32:27.475
‫گفت حتی مدرکش هم پیدا کرده

32:27.499 --> 32:29.293
‫مدرک؟ چه مدرکی؟

32:32.171 --> 32:33.213
‫راست میگه؟

32:36.133 --> 32:37.176
‫واقعاً کار تو بوده؟

32:37.760 --> 32:39.094
‫کدوم کار؟

32:43.140 --> 32:44.308
‫تو کشتیش؟

32:50.689 --> 32:53.641
‫چرا الان همچین سؤالی رو...

32:53.817 --> 32:54.944
‫ازم می‌پرسی؟

32:57.196 --> 32:58.739
‫چون هیچوقت نپرسیدم

33:00.908 --> 33:02.618
‫چون حقمه که بدونم

33:08.629 --> 33:10.297
‫من این بحث رو باهات ادامه نمیدم

33:11.162 --> 33:13.891
‫- وایسا حرفم تموم شه!
‫- تو سرت درد می‌کنه واسه دعوا، ولی من نه

33:13.916 --> 33:17.377
‫یه سؤال ساده ازت پرسیدم.
‫فقط جوابم رو بده!

33:18.634 --> 33:21.720
‫خودت جوابش رو می‌دونی.
‫از همون اولش هم می‌دونستی.

33:23.180 --> 33:26.493
‫- منظورت چیه؟
‫- منظورم اینه که تو احمق نیستی، نینا

33:26.517 --> 33:29.292
‫یا چمی‌دونم، شاید هستی

33:34.817 --> 33:36.068
‫پس کشتش

33:38.445 --> 33:40.465
‫تو کشتیش!

33:40.489 --> 33:41.615
‫به من نگاه کن!

33:42.741 --> 33:46.054
‫بگو. لاأقل جرئتش رو داشته باش و
‫تو روم بگو که خودت کشتیش!

33:46.078 --> 33:48.122
‫معلومه که خودم کشتمش!

33:48.747 --> 33:50.958
‫همون کاری رو کردم که ازم می‌خواستی!

33:53.252 --> 33:56.106
‫وگرنه چه دلیلی داشت
‫راجع‌به اون و ابوت بهم بگی؟

33:56.130 --> 33:58.966
‫فکر کردی چه اتفاقی قراره بیفته؟

34:00.509 --> 34:02.278
‫نمی‌خواستم اینجوری شه

34:02.302 --> 34:05.532
‫نمی‌خواستی اینجوری شه؟
‫آخی، نمی‌خواستی؟

34:05.556 --> 34:09.602
‫ای وای، نمی‌خواستی؟
‫دیدی چی شد؟ نمی‌خواستی؟

34:09.627 --> 34:12.088
‫معلومه که دلت می‌خواست!

34:13.022 --> 34:15.566
‫چون حالت از اون به‌هم می‌خورد!

34:16.900 --> 34:20.255
‫اون یه هرزه‌ی خودخواه بود که
‫واسه خودش تأسف می‌خورد و

34:20.279 --> 34:23.299
‫ازت سوءاستفاده کرد و
‫بعدش هم به جفت‌مون خیانت کرد

34:23.323 --> 34:26.335
‫خدایا، باورم نمیشه!
‫شدی عینهو اگی.

34:26.360 --> 34:30.932
‫اونم چپ و راست از فنیگ می‌گفت که
‫چقدر دلش می‌خواد مثل خودش عذاب بکشه

34:30.956 --> 34:32.892
‫- انگار که حرف‌هاش باد هوان
‫- خدای من

34:32.916 --> 34:36.879
‫بعدش هم جوری وانمود می‌کرد
‫انگار بلایی که سر فنیگ اومد حقش نبود

34:38.505 --> 34:39.816
‫فنیگ هم تو کشتی

34:39.840 --> 34:41.285
‫ما رو باش...

34:42.468 --> 34:45.443
‫نینا. فقط من اینجوری نیستم، خب؟

34:45.468 --> 34:48.283
‫چون ما چشم‌هامون جلوئه و دندون‌هامون تیزه

34:48.307 --> 34:49.993
‫من و تو شکارچی‌ایم

34:50.017 --> 34:53.452
‫سکس می‌کنیم و شکار می‌کنیم و
‫می‌کُشیم و می‌رینیم و ازش لذت می‌بریم

34:53.771 --> 34:55.123
‫تک‌تک‌مون

34:55.147 --> 34:58.126
‫پس، اگه می‌خوای قضاوتم کنی یا
‫می‌خوای سرت رو مثل کبک بکنی تو برف و

34:58.150 --> 35:02.422
‫بگی: «من نمی‌دونستم»،
‫اشکالی نداره، اما اونجوری نگاهم نکن و

35:02.446 --> 35:06.670
‫جانماز آب نکش و
‫خزعبلات ریاکارانه‌ات رو تحویلم نده

35:06.695 --> 35:09.262
‫وانمود نکن به تمام خواسته‌هات نرسیدی

35:09.286 --> 35:10.412
‫تمام خواسته‌هات

35:22.007 --> 35:23.425
‫خدای من

35:34.228 --> 35:36.688
‫من خیلی خسته‌ام

35:37.439 --> 35:38.982
‫خیلی خسته‌ام

35:41.652 --> 35:44.839
‫چون تو زندگیم...

35:44.863 --> 35:48.992
‫فقط جنگیدم و جنگیدم و جنگیدم

35:53.622 --> 35:55.207
‫تو همسرمی

35:58.460 --> 36:00.879
‫تو... مادر بچه‌ی منی

36:04.383 --> 36:06.593
‫من... نمی‌خوام دیگه چیزی رو پنهون کنم

36:07.094 --> 36:08.095
‫نمی‌خوام

36:11.181 --> 36:12.496
‫از تو دیگه نمی‌خوام پنهونش کنم

36:24.611 --> 36:25.946
‫مجبور نیستی

36:37.082 --> 36:39.519
‫یه لحظه به من توجه کنید

36:39.543 --> 36:41.479
‫خیلی ممنون

36:41.503 --> 36:42.870
‫عضو شورا، خانم بنیتز،

36:42.895 --> 36:45.315
‫بعد از اعلام خبر
‫به سؤالات جواب میدن،

36:45.340 --> 36:49.720
‫اما قبلش از آقای جارویس خواستن
‫تا یه سری توضیحات لازم رو بدن

36:54.516 --> 36:57.162
‫تا این لحظه،
‫مطمئنم خیلی‌هاتون شنیدید که

36:57.186 --> 37:00.981
‫پدرم سکته‌ی بدی رو پشت سر گذاشته

37:02.191 --> 37:06.546
‫ممنون از همگی
‫بابت دعاها، آرزوهای خوب‌تون و

37:06.570 --> 37:09.340
‫برای حضور فوری‌تون
‫توی ساختمون شهرداری

37:09.364 --> 37:12.927
‫- من اینجام تا تأکید کنم خانواده‌ام...
‫- چقدر بهش پول می‌دید؟

37:12.959 --> 37:15.037
‫ملت، اون زن یه خودفروخته‌ست!

37:15.329 --> 37:17.056
‫بیخیال! این اسمش فساده!

37:17.080 --> 37:20.143
‫به خودتون بیاید، ملت!
‫اون زنیکه یه خودفروخته‌ست!

37:20.167 --> 37:22.920
‫- یه خائنه! فساد از این بدتر؟
‫- بیخیال

37:25.964 --> 37:28.800
‫- فساد اینجا رو فرا گرفته!
‫- ببینید...

37:30.594 --> 37:33.156
‫از نظر من این یه نمونه‌ی کامل از
‫چیزیه که اتفاق میفته

37:33.180 --> 37:38.518
‫وقتی اینقدر جانبدارانه و
‫سفت و سخت صحبت می‌کنیم که

37:39.269 --> 37:40.771
‫نمی‌تونم باهم سازش کنیم

37:41.939 --> 37:43.124
‫بله، درسته

37:43.148 --> 37:45.710
‫خیلی‌هامون در بخش خصوصی
‫بخشی از مشکل هستیم

37:45.734 --> 37:49.321
‫اما باید مسئولیت‌پذیری رو
‫از نمایندگان منتخب‌مون هم بخوایم

37:49.821 --> 37:52.071
‫به خصوص از
‫اون سیاستمدارهای حرفه‌ای‌ای که

37:52.096 --> 37:54.838
‫جرئت پایبند بودن به باورهاشون رو ندارن

37:55.911 --> 37:58.688
‫اما از طرفی، اولیویا بنیتز،

37:59.039 --> 38:03.547
‫رهبریه که از ایستادن و حرف زدن نمی‌ترسه

38:03.572 --> 38:07.148
‫البته، مخالفت اولیه‌اش با
‫پروژه‌ی «جارویس یاردز»

38:07.172 --> 38:09.025
‫هیچوقت برام آسون نبود

38:09.049 --> 38:11.000
‫اما توجه من رو جلب کرد و

38:11.260 --> 38:14.612
‫در نهایت الهام‌بخشم شد تا
‫سفت و سخت پای کارم وایسم

38:14.972 --> 38:17.724
‫بنابراین، امروز اعلام می‌کنم که

38:18.209 --> 38:20.225
‫یک بلوک کامل زمین توسعه‌نیافته رو

38:20.250 --> 38:22.406
‫برای ساختِ
‫تا ۳۰۰ واحد مسکونی مقرون‌به‌صرفه

38:22.479 --> 38:28.216
‫به «صندوق زمین منهتن» هدیه می‌کنم

38:36.076 --> 38:39.366
‫اولیویا درباره‌ی زمان‌بندی و جزئیات

38:39.391 --> 38:41.077
‫توضیحات بیشتری میده

38:41.102 --> 38:43.576
‫خیلی ممنون که گوش دادید و ممنون از شما

38:43.750 --> 38:46.084
‫عضو شورا، خانم بنیتز، بابت...

38:47.045 --> 38:48.171
‫بابت رهبری‌تون

38:59.349 --> 39:00.600
‫درسته

39:01.622 --> 39:03.861
‫من و نایل جارویس
‫روی خیلی از مسائل ساز مخالف زدیم

39:04.229 --> 39:07.458
‫قطعاً شروع بدی داشتیم،

39:07.482 --> 39:09.443
‫اما تونستیم به تفاهماتی برسیم

39:10.360 --> 39:12.537
‫بهت که گفتم، لازم نبود بیای

39:12.946 --> 39:14.335
‫می‌خواستم اینجا باشم

39:15.449 --> 39:17.176
‫تفاهماتی که...

39:17.200 --> 39:19.476
‫حالا چقدرش رو شنیدی؟

39:19.604 --> 39:21.085
‫واو به واوش رو

39:24.958 --> 39:26.589
‫نظرت چیه؟

39:27.336 --> 39:28.795
‫همون نایلِ همیشگی

39:30.088 --> 39:32.692
‫شاید یکم واسه دلجویی زیاده‌روی کردم،

39:32.716 --> 39:35.449
‫اما گمونم واسه برگشتن به بازی،
‫باید همچین بهایی هم بدی

39:35.474 --> 39:37.739
‫الان دیگه برگشتم به بازی.
‫نینا، جفت‌مون به بازی برگشتیم.

39:37.763 --> 39:38.763
‫نگو

39:45.020 --> 39:46.480
‫گوشیت رو چک کن، نایل

39:47.898 --> 39:48.898
‫چرا؟

39:49.748 --> 39:51.879
‫برات یه پیامی گذاشتم

39:53.149 --> 39:54.709
‫« نینا »
‫« فایل صوتی »

40:04.122 --> 40:06.225
<i>‫تو کشتیش</i>

40:06.249 --> 40:07.249
<i>‫به من نگاه کن!</i>

40:07.751 --> 40:10.480
<i>‫بگو. لاأقل جرئتش رو داشته باش و
‫تو روم بگو که خودت کشتیش!</i>

40:10.504 --> 40:12.381
<i>‫معلومه که خودم کشتمش!</i>

40:12.881 --> 40:15.217
<i>‫همون کاری رو کردم که ازم می‌خواستی!</i>

40:15.717 --> 40:17.740
<i>‫وگرنه چه دلیلی داشت...</i>

40:19.096 --> 40:20.573
‫طی چند روز اخیر...

40:20.604 --> 40:23.440
<i>‫فکر کردی چه اتفاقی قراره بیفته؟</i>

40:24.434 --> 40:26.666
‫دیگه هیچوقت دستت به من یا...

40:27.437 --> 40:29.177
‫بچه‌ام نمی‌رسه

40:30.774 --> 40:34.462
‫نایل جارویس، تو بازداشتی.
‫این حق رو داری که سکوت کنی.

40:34.493 --> 40:37.550
‫هر حرفی که بزنی، می‌تونه توی
‫دادگاه بر علیه خودت استفاده بشه

40:46.289 --> 40:48.792
‫آقای جارویس، نظری ندارید؟

40:49.418 --> 40:51.336
‫آقای جارویس، حرفی واسه گفتن ندارید؟

41:19.197 --> 41:21.908
‫ابتدا، نایل فریاد بی‌گناهی سر داد

41:23.285 --> 41:27.616
‫اصرار داشت که فایل ضبط شده
‫دستکاری شده و سوگند به بی‌گناهی خورد

41:29.040 --> 41:32.603
‫اما داستانش زمانی فرو پاشید که
‫عموش در ازای یه حکم سبک‌تر

41:32.627 --> 41:35.172
‫علیه اون برای دولت شهادت داد

41:37.757 --> 41:41.235
‫ریک اونقدری بهشون اطلاعات داد که
‫نایل رو حالا حالاها آزاد نکنن

41:42.262 --> 41:43.531
‫اما قبلش مطمئن شد که

41:43.555 --> 41:46.808
‫برادرش نابودی میراثش رو به چشم نبینه

41:55.567 --> 41:57.277
‫پلیس! دست‌ها بالا!

41:58.069 --> 42:02.497
‫در نهایت، نایل تمامی اتهامات رو پذیرفت

42:03.366 --> 42:07.704
‫محکوم به سه حبس ابد شد
‫بدون شانس برای آزادی مشروط

42:09.047 --> 42:11.578
‫حالا تنها چیزی که می‌تونست بُکشه
‫وقت‌های اضافه‌ای بود که داشت و

42:12.334 --> 42:15.378
‫برای این کار،
‫یه ملاقاتی بیشتر نداشت

42:25.472 --> 42:26.890
‫سلام، همسایه

42:36.316 --> 42:37.526
‫حالت چطوره؟

42:38.610 --> 42:40.254
‫گمونم از تو بهترم

42:40.278 --> 42:42.965
‫چی بگم والا.
‫اخیراً خیلی مطالعه و مراقبه می‌کنم.

42:42.989 --> 42:44.241
‫اونقدرها هم بد نیست

42:45.075 --> 42:46.701
‫خلیج اویستر چطوره؟

42:48.995 --> 42:51.516
‫راستش، خونه رو فروختم

42:51.540 --> 42:52.850
‫آره. دیگه وقتش بود

42:52.874 --> 42:54.918
‫خوب فروختیش؟

42:57.462 --> 42:59.673
‫گمونم خیلی بابتش خرج کردی

43:03.802 --> 43:06.137
‫کتابم هنوز کار داره

43:08.974 --> 43:13.937
‫اما... گفتم شاید باز هم حرفی داشته باشی
‫الان که دیگه...

43:15.814 --> 43:20.485
‫گفتم بذارم کلام آخر با خودت باشه

43:21.570 --> 43:23.697
‫چه عجب، چه سخاوتمندانه

43:28.326 --> 43:29.920
‫اشکالی نداره مکالمه‌مون رو ضبط کنم؟

43:31.496 --> 43:34.583
‫اولین بار که خیلی به نفعم نشد

43:36.042 --> 43:37.711
‫اما دمت گرم که قبلش پرسیدی

43:42.040 --> 43:43.375
‫کارت اخلاقی بود

43:44.050 --> 43:45.570
‫منظورت برعکس نیناست؟

43:48.388 --> 43:49.764
‫نینا قهرمان نیست

43:50.265 --> 43:51.464
‫می‌دونی دیگه؟

43:51.933 --> 43:55.404
‫تهش دنبال پولم بود.
‫همون داستان قدیمی.

43:55.687 --> 43:58.841
‫اون یه بازمانده‌ست.
‫مثل یکی از اون گربه‌های ولگرد.

43:58.866 --> 43:59.867
‫خب...

44:00.984 --> 44:02.527
‫فکر نکنم به این سادگی باشه

44:03.111 --> 44:05.506
‫یه فرصتی رو دید و ازش استفاده کرد

44:05.530 --> 44:07.925
‫یا شاید آدم باوجدانی بود

44:07.949 --> 44:09.868
‫تو اونقدرها هم ساده نیستی، اگی

44:10.493 --> 44:11.999
‫اون هم ساده نبود

44:12.954 --> 44:14.331
‫ظاهراً

44:21.755 --> 44:25.985
‫پس، دیگه چی واسه گفتن می‌مونه؟

44:26.009 --> 44:28.571
‫چی می‌خوای بدونی که از قبل نمی‌دونی؟

44:28.595 --> 44:31.156
‫به نظر خوب قصد و غرضم رو فهمیدی

44:36.478 --> 44:38.480
‫می‌خوام بدونم وقتی به آینه نگاه می‌کنی

44:40.106 --> 44:41.691
‫چی می‌بینی؟

44:46.696 --> 44:48.114
‫بذار یه چیزی ازت بپرسم

44:51.993 --> 44:54.221
‫چه حسی داشتی وقتی تدی رو دیدی؟

44:54.245 --> 44:55.580
‫غافلگیر شدی؟

45:00.043 --> 45:01.544
‫وحشت کرده بودم

45:03.505 --> 45:04.547
‫و...؟

45:09.511 --> 45:11.262
‫و حالم بد شده بود

45:14.766 --> 45:16.393
‫هنوز هم کابوس می‌بینم

45:19.312 --> 45:20.897
‫فقط همین؟

45:23.441 --> 45:24.984
‫وای، اگی...

45:27.737 --> 45:29.447
‫ما جفت‌مون اون کار رو کردیم

45:30.156 --> 45:31.217
‫باهمدیگه

45:31.241 --> 45:32.325
‫دوتایی

45:38.915 --> 45:40.184
‫عجب، تو واقعاً...

45:40.208 --> 45:42.423
‫واقعاً باورت شده که من و تو مثل همیم

45:44.379 --> 45:45.505
‫اما نیستیم

45:49.426 --> 45:51.116
‫ولی باز اینجایی

45:52.887 --> 45:55.014
‫نمی‌تونی ازم دل بکنی، مگه نه؟

45:57.350 --> 45:58.727
‫به نظرت دلیلش چیه؟

46:00.895 --> 46:03.273
‫تو اهمیتی به تصویری که
‫تو آینه می‌بینم نمیدی

46:05.191 --> 46:07.944
‫می‌خوای بدونی چه حسی داره، مگه نه؟

46:19.581 --> 46:20.790
‫بهم میگی؟

46:28.298 --> 46:30.821
‫ما نزدیک به سه ساعت صحبت کردیم

46:30.846 --> 46:33.641
‫تا وقتی که نگهبان زندان مداخله کرد

46:33.970 --> 46:35.472
‫قوانین برای همه یکسانه

46:35.972 --> 46:37.807
‫قرار بود باز هم باهم صحبت کنیم

46:38.391 --> 46:40.727
‫اما تقدیر جور دیگه‌ای رقم خورد

46:42.359 --> 46:43.836
‫کاشف به عمل اومد که

46:43.861 --> 46:48.727
‫عمو ریک دوست نداشت اجازه بده نایل
‫مابقی عمرش رو تو زندون سپری کنه

46:51.154 --> 46:53.427
‫هیچ قفسی اندازه‌ی نایل نبود

46:54.449 --> 46:59.064
‫بنابراین به یکی از دوستان قدیمیش
‫زنگ زد تا یه لطف دیگه در حقش بکنه

47:01.915 --> 47:04.918
‫چه برداشتی میشد از مرگش کرد؟

47:05.954 --> 47:08.373
‫عدالتی بر پایه‌ی کارما؟

47:08.671 --> 47:10.048
‫یه پایان خوش؟

47:11.382 --> 47:14.195
‫انتقام به همین شکل فریبنده‌ست

47:14.219 --> 47:17.531
‫وانمود می‌کنه که
‫خط پاکی بین خیر و شر وجود داره،

47:17.555 --> 47:19.349
‫اما همش یه توهمه

47:19.849 --> 47:22.936
‫می‌دونم، چون گرفتارش شدم

47:24.145 --> 47:26.216
‫بعد از این که پسرم رو از دست دادم،

47:26.481 --> 47:30.360
‫انتقام رو مثل یه غمِ دوم
‫در آغوش گرفتم

47:31.069 --> 47:32.987
‫یه همدم مقدس

47:35.573 --> 47:39.202
‫واسه خودم داستانی از درست و غلط ساختم

47:40.119 --> 47:43.331
‫از مجازات گناهکار

47:44.582 --> 47:46.835
‫نایل عطش خونم رو حس کرد و

47:47.335 --> 47:50.839
‫اون داستان رو به واقعیت تبدیل کرد

47:55.844 --> 47:57.804
‫اون عصبانیت من رو جذب کرد و

47:58.304 --> 48:00.549
‫مثل فرشته‌ی تاریکی،

48:00.574 --> 48:05.245
‫آرزویی که به زبون نمیشد آورد رو
‫به واقعیت تبدیل کرد و

48:06.271 --> 48:09.607
‫یه مادر دیگه رو به عزای پسرش نشوند

48:10.233 --> 48:14.008
‫یه نفر دیگه که
‫عصبانیت وجودش رو فرا گرفته

48:15.238 --> 48:18.533
‫انتقام، انتقام به همراه داره

48:20.994 --> 48:22.328
‫زخمی که...

48:24.664 --> 48:26.416
‫هرگز خوب نمیشه

48:33.464 --> 48:36.718
‫من در این چرخه سهیم‌ام

48:38.595 --> 48:41.180
‫دستانم به هیچ وجه پاک نیستن

48:42.098 --> 48:43.098
‫سلام

48:43.558 --> 48:44.994
‫- اومدی
‫- معلومه

48:45.018 --> 48:46.161
‫سلام

48:46.185 --> 48:47.830
‫اگی، ایشون مِگه

48:47.854 --> 48:50.165
‫واو! خیلی از آشناییت خوشوقتم

48:50.189 --> 48:52.710
‫- همچنین، آره. تبریک میگم
‫- ممنون

48:52.734 --> 48:55.296
‫حرف نداره.
‫می‌دونم خودت می‌دونی، اما...

48:55.320 --> 48:58.299
‫اما هرگز از شنیدنش خسته نمیشه

48:58.323 --> 49:00.801
‫مگ، ایشون کاروله، ویراستارم

49:00.825 --> 49:02.261
‫- سلام. خوشوقتم
‫- سلام

49:02.285 --> 49:04.245
‫هر پایانی یه شروع تازه‌ست

49:04.871 --> 49:08.458
‫صفحه رو ورق می‌زنیم، اما
‫نمی‌تونیم از داستان‌مون پیشی بگیریم و

49:09.167 --> 49:11.836
‫منظور بودایی‌ها از کارما واقعاً همین بود

49:12.879 --> 49:15.381
‫واسه اونا، کارما یه انتقام کیهانی نیست

49:16.424 --> 49:19.677
‫این که جهان از اون بالا
‫دست به انتقام می‌زنه

49:21.054 --> 49:22.055
‫برای اونا...

49:22.680 --> 49:26.184
‫کارما بیشتر شبیه بذریه که می‌کاریم

49:26.684 --> 49:28.287
‫گل‌پسر خودمه؟

49:28.311 --> 49:30.289
‫بذرهایی که به نسل بعد منتقل می‌کنیم

49:30.313 --> 49:31.467
‫آره، مامان؟

49:32.190 --> 49:33.775
‫هرچی بکاریم، همون رو درو می‌کنیم

49:34.275 --> 49:36.444
‫چه تو این زندگی، چه تو زندگی بعدی

49:38.196 --> 49:40.365
‫کارما میراث و...

49:41.282 --> 49:42.772
‫حق مسلم ماست

49:42.951 --> 49:44.053
‫آره، آره

49:44.077 --> 49:46.550
‫اما هر جور که بخوایم تعریفش کنیم،

49:47.121 --> 49:48.957
‫یه چیزی رو نایل راست می‌گفت

49:51.154 --> 49:53.254
‫کارما به هیچ بنی بشری رحم نمی‌کنه

49:53.636 --> 50:04.636
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

50:06.474 --> 50:07.474
‫چیزی نیست

50:08.434 --> 50:09.560
‫چیزی نیست

50:12.118 --> 50:22.118
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

50:22.271 --> 50:32.271
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus
