WEBVTT

00:01.021 --> 00:13.368
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

00:13.743 --> 00:17.079
‫جریان‌های شکافنده‌ی خطرناک همچنان
‫مانع تلاش‌های غواصان

00:17.163 --> 00:19.623
‫برای یافتن جسد پسر جوان گُمشده‌ای می‌شوند

00:19.707 --> 00:23.753
‫که منابع پلیس او را تئودور فنیگ
‫از اویستر بی شناسایی کرده‌اند

00:23.836 --> 00:25.921
‫مادرش دیشب با مقامات تماس گرفت

00:26.005 --> 00:28.758
‫پس از این که پسرش در یک شام خانوادگی
‫برنامه‌ریزی شده حاضر نشد

00:28.841 --> 00:33.846
‫به گفته‌ی پلیس، دوندگان ماشینش را در ساعاتِ
‫اولیه‌ی صبح در این پارکینگ پیدا کردند

00:33.929 --> 00:36.557
‫آن‌ها می‌گویند مأموران ظرف چند دقیقه
‫به صحنه رسیدند

00:36.640 --> 00:39.518
‫و چیزی را پیدا کردند که
‫به گمانشان لباس‌های فنیگ،

00:39.602 --> 00:41.937
‫کفش‌ها و لوازم دیگرش روی ماشینش بودند،

00:42.021 --> 00:45.816
‫و افسران می‌گویند داخل همان ماشین
‫یک یادداشت خودکشی پیدا کردند

01:03.501 --> 01:06.462
‫با عقل جور در نمیاد،
‫چون حالش بهتر بود. جدی میگم

01:06.545 --> 01:09.131
‫اون و دوست دخترش مالی قصد داشتن...

01:10.049 --> 01:12.468
‫قصد داشتن ماه بعد برن ساراسوتا

01:12.551 --> 01:14.929
‫قصد داشتن برن غواصی سطحی

01:15.012 --> 01:17.932
‫برنامه‌ی سفر داشتن. قرار بود برن...

01:18.724 --> 01:21.227
‫اون عکس‌هایی از تمام جاهایی
‫که قرار بود برن نشون می‌داد

01:21.310 --> 01:22.812
‫با عقل جور در نمیاد

01:25.022 --> 01:26.273
‫لعنتی

01:31.028 --> 01:33.864
‫الان خوشحالی، آره؟
‫همین رو می‌خواستی، مگه نه؟

01:34.532 --> 01:36.742
‫اون این کارو باهاش کرد

01:37.576 --> 01:38.702
‫اون این کارو کرد

01:39.870 --> 01:41.956
‫اون این کارو باهاش کرد. اون

01:43.082 --> 01:44.333
‫اون مجبورش کرد انجامش بده!

01:45.042 --> 01:46.001
‫کارِ اون بود

01:46.669 --> 01:47.586
‫خدایا

01:49.547 --> 01:52.091
‫اون مجبورش کرد انجامش بده.
‫کارِ اون بود!

02:09.242 --> 02:17.208
‫« هیولای درونم »

02:17.232 --> 02:19.232
‫« قسمت دوم »

02:19.256 --> 02:21.256
‫« فقط نمی‌خواهم تنها باشم »

02:21.280 --> 02:30.739
« ترجمه از سینـا صداقت »
.:: SinCities ::.

02:30.763 --> 02:38.946
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

03:15.591 --> 03:17.468
‫دوربین می‌خوای؟

03:24.183 --> 03:26.268
‫به مسیر دویدنم بیشتر فکر کردی؟

03:27.353 --> 03:31.607
‫باید بگم، خوشم نمیاد پام به ریشه‌ها گیر کنه
‫و بیفتم توی گُل و لای

03:32.691 --> 03:33.567
‫کاملاً نوئه

03:36.278 --> 03:37.821
‫خوبی؟ پریشون به نظر میای

03:39.865 --> 03:41.867
‫لعنتی. اون پسره فنیگ، آره؟

03:42.993 --> 03:44.536
‫آره، توی اخبار دیدمش

03:45.788 --> 03:47.081
‫چه حسی در موردش داری؟

03:48.082 --> 03:50.000
‫مطمئن نیستم. پیچیده‌ست

03:51.919 --> 03:52.878
‫واقعاً؟

03:55.714 --> 03:58.550
‫حداقل دیگه لازم نیست
‫نگرانِ دیدنش توی شهر باشی

04:01.595 --> 04:03.514
کارما به هیچکس رحم نمی‌کنه، هان؟

04:08.978 --> 04:11.897
‫باید برم، ولی بابتِ مسیر دویدن
‫یه جواب بهم بدهکاری

04:21.351 --> 04:23.568
‫[برایان ابوت]

04:29.457 --> 04:31.676
‫[دفتر نیویورک اف‌بی‌آی]

04:31.700 --> 04:33.261
‫[اف‌بی‌آی]
‫[نیویورک]

04:33.285 --> 04:34.885
‫[شماره تلفن]

04:43.887 --> 04:46.473
‫اف‌بی‌آی. لطفاً نام و نام خانوادگی‌تون رو بگید

04:46.557 --> 04:50.060
‫بله، سلام. راستش من...

04:50.936 --> 04:54.189
‫سعی دارم با یه مأمور به خصوص تماس بگیرم

04:54.273 --> 04:55.482
‫برایان ابوت

05:08.287 --> 05:09.371
‫عالی بود

05:10.331 --> 05:11.915
‫کی میگه عشق و عاشقی مُرده؟

05:12.624 --> 05:13.625
‫منظورت چیه؟

05:14.585 --> 05:16.086
‫اینجا خیلی قشنگه

05:18.380 --> 05:19.423
‫عجله داری؟

05:20.632 --> 05:23.427
‫- به فرانک گفتم واسه ناهار می‌بینمش
‫- خیلی بدی

05:24.845 --> 05:27.514
‫پیش‌غذات با منه
‫و بعدش ناهار رو با شوهرت می‌خوری

05:30.684 --> 05:31.852
‫شوخی کردم

05:31.935 --> 05:33.812
‫عه، جریان چیه؟

05:34.813 --> 05:35.773
‫هیچی

05:37.900 --> 05:39.151
‫جواب بده. باید برم بشاشم

05:40.986 --> 05:42.446
‫اریکا

05:51.205 --> 05:52.164
‫ابوت هستم

05:52.831 --> 05:54.792
‫سلام. اگی ویگز هستم

05:57.169 --> 05:58.921
‫دیشب اومده بودید درِ خونه‌ام

06:01.965 --> 06:03.092
‫الو؟

06:04.968 --> 06:06.929
‫من...

06:08.722 --> 06:11.725
‫خیلی شرمنده‌ام. اشتباه بود.
‫اشتباه بزرگی بود

06:11.809 --> 06:13.894
‫اگه بتونید فراموش کنید
‫همچین اتفاقی افتاده...

06:13.977 --> 06:17.106
‫نه، راستش نمی‌تونم.
‫برای همین باید باهاتون صحبت کنم

06:18.607 --> 06:20.317
‫یه اتفاقی افتاده و...

06:20.984 --> 06:23.278
‫احتمال میدم پای نایل جارویس در میون باشه

06:23.779 --> 06:26.990
‫الان نمی‌تونم باهات صحبت کنم. من...

06:29.243 --> 06:32.663
‫می‌تونم توی سنترال پارک ببینمت.
‫برات لوکیشن می‌فرستم، باشه؟

06:32.746 --> 06:35.707
‫یه ساعت طول می‌کشه برسم اونجا.
‫شاید بتونم توی دفترت ببینمت

06:35.791 --> 06:39.962
‫نه، نه، نه. پارک خوبه. آره.
‫اونجا می‌بینمت. خیلی خب

06:42.965 --> 06:43.882
‫کی بود؟

06:43.966 --> 06:47.177
‫فقط یه منبع مربوط به پرونده‌ی مندلسون
‫که روش کار می‌کنم

06:47.261 --> 06:50.305
‫راستش، می‌خواد همین الان ببینمش

06:50.389 --> 06:53.058
‫عه، می‌تونی جام وایسی؟

06:53.142 --> 06:53.976
‫آره

06:55.727 --> 06:57.104
‫مشکلی که نداریم؟

06:58.021 --> 06:59.064
‫معلومه که مشکلی نداریم

07:05.696 --> 07:09.074
‫جلوی جارویس یاردز رو بگیرید!
‫از مسکنِ مقرون به صرفه توی شهرمون حمایت کنید

07:09.158 --> 07:10.868
‫خیلی ممنون. امروز یه تجمع داریم

07:10.951 --> 07:13.620
‫از مسکنِ مقرون به صرفه توی شهرمون حمایت کنید.
‫جلوی جارویس یاردز رو بگیرید!

07:13.704 --> 07:16.290
‫اگه امروز نمی‌تونید بیاید،
‫می‌تونید کارزار رو امضا کنید

07:16.373 --> 07:19.334
‫از مسکنِ مقرون به صرفه توی شهرمون حمایت کنید.
‫جلوی جارویس یاردز رو بگیرید!

07:26.008 --> 07:27.009
‫- سلام
‫- سلام

07:29.928 --> 07:31.430
‫این همه مخفی‌کاری واسه چیه؟

07:37.352 --> 07:39.188
‫چرا من و نایل جارویس رو تعقیب می‌کردی؟

07:39.271 --> 07:41.023
‫همونطور که گفتم،

07:41.732 --> 07:43.775
‫کارم اشتباه بود و متأسفم

07:46.570 --> 07:47.446
‫پس...

07:49.406 --> 07:51.992
‫تو بهم زنگ زدی. منم اومدم.
‫خب، جریان چیه؟

07:53.076 --> 07:56.079
‫وقتی گفتی نایل جارویس مثل ما نیست،

07:57.664 --> 07:58.665
‫منظورت چی بود؟

07:59.875 --> 08:00.834
‫اول تو بگو

08:02.085 --> 08:03.253
‫خیلی خب

08:04.463 --> 08:07.549
‫این قراره یه ذره عجیب به نظر بیاد، ولی...

08:10.177 --> 08:14.473
‫چهار سال پیش،
‫پسرم توی یه تصادف رانندگی کشته شد

08:14.556 --> 08:17.768
‫کسی که به ما زد هنوز توی شهر زندگی می‌کنه.
‫تدی فنیگ

08:18.602 --> 08:20.562
‫من و اون باهم درگیر شدیم

08:21.188 --> 08:22.773
‫خیلی زیاد. من...

08:23.524 --> 08:26.735
‫یه آجر پرت کردی توی پنجره‌ی پیتزافروشی‌ای
‫که توش کار می‌کنه؟

08:28.028 --> 08:29.071
‫این جزو سوابق عمومیه

08:29.154 --> 08:33.367
‫خیلی خب، قضیه اینه که فنیگ گُم شده

08:33.951 --> 08:35.077
‫از امروز صبح

08:35.160 --> 08:38.372
‫ماشینش رو لبِ ساحل پیدا کردن
‫و یه یادداشت خودکشی توش بوده،

08:38.455 --> 08:39.748
‫ولی... ولی جسدی پیدا نشده

08:39.831 --> 08:41.500
‫همسرِ نایل جارویس،

08:43.126 --> 08:44.920
‫جسد اونم هیچ‌وقت پیدا نکردن

08:48.840 --> 08:51.343
‫من... من درست متوجه نمیشم

08:54.513 --> 08:57.015
‫دیروز، وقتی با نایل ناهار خوردم،

08:57.099 --> 08:58.600
‫در مورد پسرم حرف زدیم

08:59.226 --> 09:02.563
‫می‌دونی، در مورد تصادف حرف زدیم

09:02.646 --> 09:06.900
‫این که چطور فنیگ هیچ‌وقت متهم نشد،
‫و حکم حفظ فاصله‌ای که علیه من گرفت

09:06.984 --> 09:09.653
‫چطور هنوزم همیشه هرجا که میرم می‌بینمش

09:09.736 --> 09:14.157
‫چطور آرزو می‌کنم مثل من عذاب می‌کشید

09:17.828 --> 09:21.164
‫قضیه اینه که وقتی از رستوران اومدیم بیرون
‫واقعاً دیدیمش

09:21.748 --> 09:24.293
‫فنیگ، اون وسط خیابون بود

09:24.376 --> 09:29.548
‫و دیدم که نایل به طرزِ عجیبی بهم نگاه کرد

09:30.799 --> 09:31.967
‫و بعدش...

09:32.050 --> 09:33.468
‫و بعدش به فنیگ نگاه کرد

09:33.552 --> 09:35.596
‫یعنی، بهش زُل زد،

09:36.096 --> 09:36.972
‫و بعدش فقط...

09:39.308 --> 09:40.392
‫به زُل زدن ادامه داد

09:41.977 --> 09:43.604
‫و واقعاً من رو ترسوند

09:43.687 --> 09:45.772
‫و بعدش امروز صبح بیدار شدم...

09:47.316 --> 09:48.275
‫و تدی غیبش زده

09:50.277 --> 09:53.697
‫- نایل جارویس اصلاً این پسره رو می‌شناسه؟
‫- نه

09:53.780 --> 09:58.285
‫پس فکر می‌کنی چیه،
‫پسره رو به عنوان لطف بهت کشته؟

09:58.368 --> 09:59.286
‫مطمئن نیستم

09:59.369 --> 10:01.496
‫- چرا باید همچین کاری بکنه؟
‫- نمی‌دونم!

10:02.998 --> 10:07.461
‫ببین. ببین، می‌فهمم چقدر عجیب به نظر میاد

10:07.544 --> 10:08.503
‫ولی امروز صبح،

10:08.587 --> 10:11.965
‫مادرِ فنیگ داشت به پلیس می‌گفت
‫پسرش اهل خودکشی نبود

10:12.049 --> 10:15.927
‫و بعدش دوباره نایل رو دیدم و

10:17.512 --> 10:18.972
‫حرفِ فنیگ رو پیش کشید

10:19.056 --> 10:22.017
‫و... و جوری که داشت حرف می‌زد،
‫قسم می‌خورم، انگار...

10:26.063 --> 10:27.731
‫انگار می‌خواست ازش تشکر کنم

10:31.860 --> 10:34.154
‫- فکر می‌کنی من دیوونه‌ام؟
‫- من همچین حرفی نزدم

10:35.405 --> 10:37.115
‫پس فکر می‌کنی ممکنه حق با من باشه؟

10:41.286 --> 10:42.412
‫ببین، فکری که من می‌کنم...

10:44.039 --> 10:46.291
‫مهم نیست چون نمی‌تونم کمکت کنم

10:46.375 --> 10:48.835
‫ولی تو... دیروز داشتی تعقیبش می‌کردی

10:48.919 --> 10:52.506
‫اون با هزینه‌ی خودم توی وقتِ خودم بود.
‫همونطور که گفتم، اشتباه بود

10:52.589 --> 10:55.092
‫من ۶ سال دیگه بازنشسته میشم

10:55.175 --> 10:57.928
‫می‌خوام تا اون موقع شغلم رو حفظ کنم

10:58.011 --> 11:01.932
‫- ولی تو مست و پاتیل دمِ در خونه‌ام بودی
‫- باشه، می‌خوای ازم شکایت کنی؟

11:02.015 --> 11:05.977
‫فقط دارم میگم،
‫معلومه که نایل جارویس برات مهمه

11:07.521 --> 11:10.273
‫احساس کردی باید بهم هشدار بدی.
‫فکر می‌کنی اون انقدر خطرناکه

11:10.357 --> 11:13.652
‫و اگه یه ربطی به فنیگ داشته باشه
‫و بتونی ثابتش کنی...

11:13.735 --> 11:17.280
‫هیچکدوم از حرف‌هات
‫حتی نزدیک به مدرک هم نیست

11:17.948 --> 11:20.158
‫حالا، اگه می‌خوای بری سراغ پلیس، می‌تونی

11:21.201 --> 11:24.079
‫ولی واقعاً هرکس که حرف‌هات رو بشنوه

11:24.162 --> 11:26.790
‫فکر می‌کنه تو زیادی پادکست گوش میدی

11:28.291 --> 11:31.128
‫اگه نایل به خاطر من این کارو کرده،

11:32.796 --> 11:33.964
‫باید بدونم

11:36.049 --> 11:38.135
‫ببین، ای کاش می‌تونستم کمکت کنم. جدی میگم

11:38.218 --> 11:40.470
‫ولی من قبلاً این راه رو رفتم

11:41.221 --> 11:42.139
‫و نمی‌تونم

11:43.974 --> 11:45.600
‫پس توصیه‌ام اینه که بری خونه

11:46.268 --> 11:47.269
‫بی‌خیالش شو

11:49.771 --> 11:51.106
‫فاصله‌ات رو حفظ کن

12:15.505 --> 12:18.675
‫نایل جارویس به اندازه‌ی کافی قسر در نرفته؟

12:21.720 --> 12:25.098
‫قراره بذاریم دیگه از زیرِ چه جنایاتی قسر در بره؟

12:25.182 --> 12:27.017
‫دیگه نمیذاریم!

12:28.727 --> 12:35.066
‫حالا این... این چیزیه که
‫از اعضای شورای شهرم می‌خوام

12:35.150 --> 12:39.654
‫و ازشون خواهش می‌کنم فاز ۲
‫جارویس یاردز رو رد کنن

12:39.738 --> 12:43.408
‫و از پیشنهاد مسکنِ مقرون به صرفه‌ام حمایت کنن

12:44.159 --> 12:48.330
‫نایل جارویس تمام عمرش اجازه داشته
‫هرچی دلش می‌خواد بگیره

12:48.413 --> 12:54.336
‫بدون هیچ توجهی به جامعه
‫و زندگیِ انسان‌هایی که نابود کرده

12:55.962 --> 12:57.714
‫اما حالا دیگه تموم میشه، مگه نه؟

12:58.298 --> 12:59.132
‫دیگه نه

13:00.258 --> 13:01.092
‫دیگه نه!

13:02.260 --> 13:05.347
‫اگه از من بپرسید،
‫دستش به اندازه‌ی کافی به خون آلوده شده

13:05.371 --> 13:06.866
[خونِ مدی داخل آجرهاست]

13:06.890 --> 13:07.849
‫دیگه نه

13:08.975 --> 13:11.019
‫مرگ بر جارویس!

13:16.233 --> 13:17.776
‫هی، درو ببند، مردک

13:28.420 --> 13:29.438
‫[برایان ابوت]
‫[مأمور ویژه]

13:29.462 --> 13:31.866
‫[فـ-نـ-یـ-گ]

13:31.890 --> 13:35.803
‫[ناپدید شدن مرد محلی در اویستر بی]
‫[که گمان می‌رود مُرده باشد]

14:00.944 --> 14:05.490
‫هر چقدر هم که از مخالفت تند و تیزش
‫آزرده خاطر باشی،

14:05.574 --> 14:11.454
‫اون به قدری پرجذبه، سرگرم‌کننده
‫و گاهی نامتعارفه

14:11.538 --> 14:13.164
‫که ناخودآگاه میگی:

14:13.832 --> 14:17.919
‫«خوشحالم که اون دوست یا همکارِ منه»

14:18.003 --> 14:19.421
‫بخواب

14:19.504 --> 14:22.257
‫من با خیلی از حرف‌هاش مخالف بودم،

14:22.841 --> 14:25.969
‫ولی شیفته‌ی طرز حرف زدنش بودم

14:26.052 --> 14:27.888
‫هیچکس امید نمی‌خواد. این رو می‌دونی

14:27.971 --> 14:32.434
‫بله، ما در تفسیرمون از متنِ مکتوب فرق داشتیم

14:32.517 --> 14:34.227
‫اونا شایعه و رسوایی می‌خوان

14:34.311 --> 14:36.938
‫می‌تونی بدون بدخلق بودن مخالفت کنی

14:37.022 --> 14:38.982
‫یه کتاب پرفروش دیگه می‌خوای؟
‫در مورد من بنویس

14:44.946 --> 14:46.740
‫من خیلی جالبم

15:02.756 --> 15:06.301
‫[مرگ بر جارویس یاردز!]

15:06.384 --> 15:09.095
‫همه یه قیمتی دارن. همه

15:22.943 --> 15:25.278
‫[انتشارات بریکنر]

15:25.362 --> 15:28.490
‫نه، مشکلی با داستان‌های آبکی ندارم.
‫عاشقشونم

15:28.573 --> 15:30.951
‫این داستانِ آبکی نیست، جری.
‫چرت و پرته

15:31.034 --> 15:32.327
‫اینا باهم فرق دارن

15:32.410 --> 15:36.039
‫اگه من که کارم اینه نمی‌تونم
‫یه فصلش رو کامل بخونم،

15:36.122 --> 15:38.726
‫فکر می‌کنی خواننده‌ی معمولی که
‫معتاد تکنولوژیه و کمبود توجه داره

15:38.750 --> 15:40.835
‫قراره کل این کتاب لامصب رو بخونه؟

15:41.336 --> 15:43.588
‫- بیا تو
‫- سلام، شرمنده

15:43.672 --> 15:45.090
‫جری، ببین، باید برم

15:45.173 --> 15:49.928
‫عه، سایمون و شوستر می‌تونن منتشرش کنن.
‫بهشون تسلیت میگم. خدافظ

15:50.804 --> 15:52.514
‫شرمنده، هیچکس توی پذیرش نبود

15:52.597 --> 15:55.308
‫نه. منشی جدیده واسه سلامتِ روانش رفته مرخصی

15:55.392 --> 15:57.686
‫به خدا امان از دست این نسل زدها

15:57.769 --> 15:59.312
‫خدای من، چه خوشگل شدی

15:59.396 --> 16:01.147
‫اینجا چیکار می‌کنی؟

16:01.231 --> 16:03.692
‫خیلی وقته که به شهر نیومدی

16:03.775 --> 16:07.487
‫چه عجب؟ بسته‌ی ویژه داری؟
چند صفحه پیش‌نویس برام آوردی؟

16:08.154 --> 16:10.782
‫عه، راستش، باید...

16:11.700 --> 16:12.659
‫باهات حرف بزنم

16:13.660 --> 16:14.786
‫در اون مورد

16:17.163 --> 16:19.124
‫چرا حس می‌کنم دارم استرس می‌گیرم

16:19.624 --> 16:21.167
‫ببین...

16:22.919 --> 16:25.380
‫تو خیلی صبور بودی
‫و باب هم همینطور بوده،

16:25.463 --> 16:27.966
‫و واقعاً خیلی ممنونم،

16:28.925 --> 16:30.010
‫ولی...

16:30.885 --> 16:32.137
‫راستش رو بخوای...

16:34.389 --> 16:35.640
‫جواب نمیده

16:35.724 --> 16:36.766
‫چی جواب نمیده؟

16:36.850 --> 16:41.104
‫گینزبرگ، اسکالیا، همش.
‫هیچکس این کتاب رو نمی‌خواد، کارول

16:41.187 --> 16:43.773
‫البته که می‌خوان. توی حراجی
‫سه طرف سرش جنگ داشتن

16:43.857 --> 16:46.234
‫پنج سال پیش. اون...

16:46.735 --> 16:47.736
‫کُهنه شده

16:47.819 --> 16:49.821
‫- اگی، عزیزم...
‫- کسل‌کننده‌ست

16:49.904 --> 16:52.198
‫یعنی، نمی‌دونم دیگه چطور این رو بگم

16:52.282 --> 16:55.243
‫تو کمال‌گرایی. کارت همینه.
‫وسواس به خرج میدی و مردد میشی

16:55.326 --> 16:58.121
‫وسط نوشتنِ سگ‌صفت کاملاً قاتی کردی، یادته؟

16:58.204 --> 17:01.124
‫ولی من وسطش نیستم. حتی نزدیکشم نیستم

17:02.292 --> 17:04.044
‫گفتی ۲۰۰ صفحه داری

17:04.628 --> 17:06.129
‫و داری خوب پیش میری

17:08.048 --> 17:09.632
‫دروغ گفتم، باشه؟

17:10.216 --> 17:11.134
‫متأسفم

17:12.427 --> 17:13.595
‫خب، چقدر داری؟

17:16.014 --> 17:18.058
‫- آره، مهم نیست
‫- چند صفحه؟

17:22.062 --> 17:22.979
‫خدایا

17:23.563 --> 17:24.397
‫- اگی
‫- نه

17:24.481 --> 17:26.524
‫- چه غلطی می‌کنی؟ نه
‫- نه. تو...

17:26.608 --> 17:29.778
‫تو سال‌ها پیش بهم گفتی. یادته؟

17:29.861 --> 17:32.989
‫گفتی بن‌بستِ نویسندگی ناخودآگاهته
‫که بهت میگه مسیر رو اشتباه رفتی

17:33.073 --> 17:34.991
‫داشتم زرِ مُفت می‌زدم.
‫من نویسنده نیستم

17:35.075 --> 17:36.076
ولی حرف مُفت نمی‌زدی

17:36.159 --> 17:39.454
‫پس تقصیرِ منه که دو ساله بهم دروغ میگی؟

17:39.537 --> 17:41.456
‫نه، نه. این...

17:41.539 --> 17:43.166
‫چیزی داری؟

17:43.708 --> 17:44.542
‫یه ایده دارم

17:45.376 --> 17:46.294
‫یه ایده؟

17:50.548 --> 17:52.050
‫نایل جارویس

17:54.427 --> 17:57.138
‫اگه بتونم راضی‌اش کنم
‫باهام مصاحبه کنه چی؟

17:58.890 --> 18:01.976
‫بهت که گفتم، اون اومده باهام همسایه شده

18:02.060 --> 18:04.854
‫آره و گفتی به همین زودی
‫تونستید باهم دعوا کنید

18:04.938 --> 18:06.981
‫از اون به بعد چند بار همدیگه رو دیدیم

18:07.065 --> 18:10.693
‫چند بار باهم گپ زدیم و

18:12.237 --> 18:13.530
‫اون ازم خوشش میاد

18:13.613 --> 18:15.365
‫اون طرفدارِ کارمه

18:15.448 --> 18:17.283
‫رسماً خودش این ایده رو بهم پیشنهاد داد

18:18.409 --> 18:21.663
‫اگی، خانواده‌ی جارویس یه مثل یه دژ می‌مونه.
‫اون هیچ‌وقت با کسی حرف نزده

18:21.746 --> 18:23.289
‫فکر کنم آماده‌ست، کارول

18:24.040 --> 18:24.999
‫بهش فکر کن

18:25.583 --> 18:29.045
‫البته که هیچ‌وقت متهم نشده،
‫ولی یه آدمِ منفوره

18:29.129 --> 18:31.756
‫و الان رفته لانگ آیلند سعی داره آفتابی نشه

18:31.840 --> 18:34.968
‫وقتی بدخواه‌هاش به جارویس یاردز
‫خونِ مصنوعی می‌پاشن

18:35.051 --> 18:37.846
‫حوصله‌اش سر رفته. بی‌قراره

18:37.929 --> 18:40.390
‫و می‌دونی، با این که میگه براش مهم نیست،

18:40.473 --> 18:43.852
‫به شدت می‌خواد دوباره
‫مشروعیتش رو به دست بیاره

18:43.935 --> 18:45.228
‫این کارو می‌کنی؟

18:47.188 --> 18:49.649
‫می‌تونم بهش فرصتی برای یه روایتِ جدید بدم

18:50.525 --> 18:53.945
‫دارم بهت میگم، این مرد مخاطب لازم داره

18:54.028 --> 18:56.447
‫اون مشتاق حرف زدنه.
‫می‌تونم به حرف بیارمش

18:58.199 --> 18:59.033
‫ببین

19:01.077 --> 19:03.163
‫اگه نایل جارویس قبول کنه
‫این کارو انجام بده،

19:03.955 --> 19:05.331
‫باب قبولش می‌کنه، درسته؟

19:06.457 --> 19:08.418
‫یعنی، مجبوره!

19:08.501 --> 19:11.504
‫بین پیش‌سفارش‌ها و حقوق ساخت فیلم؟

19:12.130 --> 19:15.675
‫همونطور که گفتی، یارو هیچ‌وقت
‫با کسی حرف نزده

19:15.758 --> 19:19.345
‫و تصور این که اون همه وقت
‫با یه آدمکش باشی نمی‌ترسوندت؟

19:19.429 --> 19:21.848
‫آره، معلومه که می‌ترسونتم،
‫زهره ترکم می‌کنه

19:21.931 --> 19:23.433
‫برای همین خوب میشه

19:24.726 --> 19:25.602
‫کارول

19:26.102 --> 19:28.813
‫خدایا، این خیلی گُنده میشه.
‫می‌دونی که میشه

19:30.315 --> 19:33.860
‫چیزی که می‌دونم اینه که خیلی وقته
‫اون نگاه رو توی چشمت ندیدم

20:25.328 --> 20:27.372
‫یه مهمون داری. آگاتا ویگز؟

20:29.207 --> 20:31.584
‫اگه وقتِ خوبی نیست
‫می‌تونم بهش بگم بعداً بیاد

20:32.794 --> 20:34.420
‫نه، تموم شد. بیارش تو

20:39.342 --> 20:40.343
‫از این طرف

20:43.221 --> 20:46.182
‫می‌دونی، ما هیچ‌وقت درست باهم آشنا نشدیم.
‫اسمت ریکه؟

20:46.266 --> 20:48.059
‫آقای جارویس توی آشپزخونه‌ست

21:02.740 --> 21:05.034
‫اولین باری که واقعاً مرغ رو مزه کردم
‫توی کیپ تاون بود

21:08.329 --> 21:11.457
‫نه این آشغال‌های بسته‌بندی‌شده‌ی آماده.
‫اونا...

21:12.083 --> 21:13.376
‫اونا مرغ رو درسته می‌خوردن

21:14.377 --> 21:16.546
‫فروشنده‌های خیابونی یه سری کیسه‌ی کاغذی داشتن

21:17.171 --> 21:20.383
‫که توش پر از سر و پای مرغ بود،
‫اسمشون واکی‌تاکی بود

21:20.466 --> 21:23.094
‫گرچه هیچ‌وقت از پای مرغ خوشم نیومد

21:26.723 --> 21:29.142
‫خب چه خبر؟ برای معامله آماده‌ای؟

21:30.476 --> 21:31.811
‫چقدر برام آب می‌خوره؟

21:32.395 --> 21:33.396
‫عه...

21:34.314 --> 21:39.152
‫دیروز توی شهر بودم،
‫و اتفاقاً از کنارِ جارویس یاردز رد شدم

21:41.237 --> 21:44.032
‫اون نماینده شورا جمعیت رو
‫حسابی به وجد آورده بود

21:44.115 --> 21:46.075
‫اُلیویا بنیتز؟ آره

21:48.369 --> 21:51.331
‫می‌خواد با کله‌پا کردنِ من
‫واسه خودش اسم در کنه

21:52.081 --> 21:53.833
‫می‌خواد یه روزی نامزد شهرداری بشه

21:54.500 --> 21:56.878
‫- انگار داره محبوبیت پیدا می‌کنه
‫- داره جلب توجه می‌کنه

21:56.961 --> 21:59.422
‫ولی به رأی اکثریت کمیته‌ی فرعی مسکن نیاز داره

21:59.505 --> 22:00.798
‫کارِ خیلی سختیه

22:02.592 --> 22:03.760
‫و اگه برنده شه چی؟

22:03.843 --> 22:04.969
‫برنده نمیشه

22:05.053 --> 22:06.262
‫ولی اگه برنده شه چی؟

22:06.763 --> 22:10.725
‫اون‌وقت جارویس یاردز میشه بزرگ‌ترین
‫پروژه‌ی بی‌مصرف تاریخ املاک منهتن

22:10.808 --> 22:13.102
‫به نظر من که زیاد مقاومت نمی‌کنی

22:13.186 --> 22:14.937
‫به همین سادگی نیست

22:15.021 --> 22:16.064
‫چرا؟

22:16.856 --> 22:19.484
‫چرا؟ چون من زنم رو کشتم

22:21.110 --> 22:23.405
‫یعنی، همه اینطور فکر می‌کنن، درسته؟

22:23.429 --> 22:25.323
‫افراد کافی این رو میگن،
‫پس باید حقیقت داشته باشه

22:30.119 --> 22:31.704
‫واقعاً کشتیش؟

22:31.788 --> 22:33.081
‫خودت چی فکر می‌کنی؟

22:33.748 --> 22:34.749
‫نمی‌دونم

22:37.502 --> 22:38.628
‫من زنم رو دوست داشتم

22:38.711 --> 22:40.088
‫سؤالم این نبود

22:41.756 --> 22:43.216
‫نه، من مدی رو نکشتم

22:43.966 --> 22:45.885
‫ولی الان واقعاً برام مهم نیست
‫مردم چی فکر می‌کنن

22:46.469 --> 22:48.137
‫- زرِ مفته
‫- چرا اینجایی؟

22:52.141 --> 22:54.852
‫یه چیزی که اون روز گفتی. من... من...

22:56.020 --> 22:57.313
‫نتونستم باهاش کنار بیام

22:58.398 --> 22:59.232
‫بهم یادآوری کن

23:00.608 --> 23:02.527
‫گفتی کتابِ بعدی‌ام باید در مورد تو باشه

23:04.529 --> 23:05.988
‫مگر این که فقط حرف بوده باشه

23:07.031 --> 23:10.701
‫به نظرم تو خیلی مورد سوءتفاهم قرار گرفتی

23:10.785 --> 23:13.663
‫و فکر می‌کنم خیلی‌ها می‌خوان داستانت رو
‫از زبونِ خودت بشنون

23:13.746 --> 23:15.998
‫مخصوصاً اگه فرد مناسبی روایتش کنه

23:16.791 --> 23:19.710
‫چرا باید بذارم تو این کارو بکنی
‫اگه فکر می‌کنی من قاتلم؟

23:19.794 --> 23:21.671
‫الان بهم گفتی قاتل نیستی

23:21.754 --> 23:24.465
‫اگه این حقیقت داره، از چی می‌ترسی؟

23:27.176 --> 23:31.139
‫مخفی شدن توی حومه‌ی شهر
‫این مشکل رو رفع نمی‌کنه

23:31.931 --> 23:34.892
‫هر چقدر کمتر حرف بزنی،
‫مردم بیشتر حرف در میارن

23:34.976 --> 23:38.187
‫من بین اون جمعیت بودم
‫و خیلی ازت عصبانی بودن

23:38.271 --> 23:40.356
‫اونا دنبال یکی می‌گردن که به صلّابه بکشن

23:41.232 --> 23:42.775
‫شایعه و رسوایی، درسته؟

23:46.821 --> 23:50.783
‫حتی اگه بنیتز رأی کافی به دست نیاره
‫و بتونی جارویس یاردز رو تکمیل کنی،

23:50.867 --> 23:52.243
‫هرچی که بسازی،

23:52.326 --> 23:55.830
‫هرچی که اسمت رو روش بذاری
‫همیشه لکه‌دار خواهد بود

23:57.373 --> 23:59.208
‫مادامی که بذاری اونا تعریفت کنن

24:00.793 --> 24:03.921
‫اونا تبدیلت کردن به یه کاریکاتور

24:04.589 --> 24:06.299
‫یه شخصیتِ کارتونی شرور

24:07.008 --> 24:10.470
از این رسوایی بهره بردن تا کوچیکت کنن و

24:11.596 --> 24:13.973
‫تو مردی نیستی که کارهای کوچیک بکنه

24:15.850 --> 24:18.978
‫ببخشید که یکم به انگیزه‌ات مشکوکم

24:21.105 --> 24:24.066
‫آره، انگیزه‌ام کاملاً خودخواهانه‌ست

24:26.944 --> 24:28.321
‫نه، حق با تو بود. من...

24:32.074 --> 24:33.284
‫من گیر کردم

24:34.660 --> 24:38.956
‫توی کتابی که باید بنویسم گیر کردم

24:40.416 --> 24:45.338
‫توی ۴ سال گذشته، شروع اشتباه
‫پشت شروع اشتباه بوده و داره...

24:46.547 --> 24:47.590
‫من رو می‌کشه

24:50.676 --> 24:53.846
‫راستش اینه که... من یه موضوع جدید لازم دارم

24:53.930 --> 24:56.182
‫موضوعی که ذهنم رو درگیر کرده

25:02.271 --> 25:04.106
‫تو خیلی بیشتر از اونی هستی
‫که مردم فکر می‌کنن

25:04.607 --> 25:08.903
‫یعنی، من سه روزه که می‌شناسمت
‫و از همین الان این رو می‌بینم

25:10.738 --> 25:13.491
‫راستش، من وانمود نمی‌کنم می‌شناسمت

25:13.574 --> 25:14.784
‫ولی می‌دونم...

25:16.827 --> 25:18.246
‫که واقعاً کنجکاوم

25:22.124 --> 25:26.921
‫خب روالش چطور میشه؟ تو... چیکار می‌کنی؟
‫فقط میای و سؤال می‌پرسی؟

25:27.880 --> 25:29.257
‫آره، یه همچین چیزی

25:29.340 --> 25:33.636
‫عه... یه پروسه‌ست. هر بار فرق می‌کنه

25:33.719 --> 25:35.638
‫و من باید بهت اعتماد کنم؟

25:42.228 --> 25:43.104
‫باشه

25:44.730 --> 25:45.690
‫باشه چی؟

25:46.607 --> 25:47.858
‫بهش فکر می‌کنم

25:49.151 --> 25:49.986
‫قبوله

26:21.642 --> 26:22.476
چه خبره؟

26:24.103 --> 26:25.563
‫- هی!
‫- زود باش!

26:32.737 --> 26:34.572
‫جنده!

26:50.171 --> 26:52.006
‫اداره پلیس اویستر بی کو

26:53.716 --> 26:54.675
‫الو؟

26:57.470 --> 26:58.971
‫الو؟

27:29.919 --> 27:31.796
‫- صبح بخیر
‫- سلام

27:31.879 --> 27:36.258
‫عه، خب می‌دونم شراب نمی‌خوری،
‫ولی پای چطوره؟

27:36.342 --> 27:37.677
‫پای سیب و گردو؟

27:38.386 --> 27:42.264
‫مال یه شیرینی‌پزیِ خانوادگی
‫فوق‌العاده توی آدیرونداکه

27:42.348 --> 27:44.892
‫و زیادی ازشون آوردم

27:45.476 --> 27:47.895
‫از وقتی دیدمت شمالِ ایالت بودی؟

27:47.978 --> 27:49.647
‫آره، فقط چند شب

27:49.730 --> 27:52.108
‫یکی از هنرمندهایی که نماینده‌اشم
‫در مورد یه نمایشگاه

27:52.191 --> 27:55.695
‫که من تدارک می‌بینم استرس داشت
‫و رفتم آرومش کردم

27:56.195 --> 27:57.113
‫امیدوارم

27:57.822 --> 28:01.033
‫خب، خیلی لطف کردی

28:03.536 --> 28:06.288
‫آره، البته. یعنی، کمترین کاریه که ازمون برمیاد

28:06.872 --> 28:09.792
‫یعنی، راستش رو بخوای
‫از وقتی اومدیم خیلی اذیت کردیم

28:10.418 --> 28:12.086
‫سگ‌ها، آژیر

28:12.169 --> 28:15.423
‫آره، خب، منم چندان خوش‌برخورد نبودم

28:16.132 --> 28:18.676
‫نایل خیلی روی تدابیر امنیتی حساسه

28:19.760 --> 28:21.011
‫چندتا موقعیتِ ترسناک داشتیم

28:21.762 --> 28:23.347
‫درسته، البته

28:23.431 --> 28:24.432
‫می‌تونم...

28:25.599 --> 28:26.434
‫می‌تونم تصور کنم

28:29.437 --> 28:31.897
‫می‌خواستم برم توی جنگل یه دوری بزنم

28:31.981 --> 28:34.525
‫واسه صبحونه یه تیکه‌ی کامل پای خوردم،

28:34.608 --> 28:36.610
‫واسه همین باید سعی کنم بسوزونمش

28:36.694 --> 28:38.863
‫شک دارم برات مشکل باشه

28:43.743 --> 28:44.910
‫عه...

28:45.619 --> 28:47.204
‫دوست داری باهام بیای؟

28:47.872 --> 28:48.831
‫یکم هوای تازه بخوری؟

28:48.914 --> 28:49.874
‫الان؟

28:51.125 --> 28:52.501
‫شرمنده، عجیبه؟

28:52.585 --> 28:54.211
‫عه، نه، نه

28:54.295 --> 28:57.465
‫فقط دلم نمی‌خواد سرعتت رو کم کنم

28:58.132 --> 29:00.926
‫نه، خواهش می‌کنم.
‫خوشحال میشم همراهم باشی

29:02.845 --> 29:04.930
‫عه، می‌دونی؟ آره، چرا که نه؟

29:05.014 --> 29:05.848
‫آره؟

29:06.682 --> 29:09.185
‫ولی باید لباسم رو عوض کنم

29:09.268 --> 29:10.311
‫عه...

29:13.439 --> 29:14.648
‫آره، بیا تو

29:19.779 --> 29:22.907
‫بابتِ بوی بد متأسفم.
‫لوله‌کشیِ خونه مشکل پیدا کرده

29:22.990 --> 29:25.451
‫این چه حرفیه. خونه‌ات خیلی قشنگه

29:25.534 --> 29:27.953
‫نگه داشتم زمانِ بازسازی خونه تعمیرش کنم

29:28.579 --> 29:30.122
‫الان برمی‌گردم

29:37.463 --> 29:38.464
‫اوه!

29:39.381 --> 29:40.633
‫سلام، عزیزم

29:46.263 --> 29:47.723
‫چیه؟

30:08.702 --> 30:09.578
‫حاضری؟

30:10.162 --> 30:12.248
‫این فوق‌العاده‌ست

30:12.790 --> 30:15.626
‫- کی نقاشی‌اش کرده؟
‫- کارِ همسر سابقمه

30:15.709 --> 30:17.002
‫سال‌ها قبل نقاشی‌اش کرده

30:18.003 --> 30:20.005
‫واقعاً؟ اسمش چیه؟

30:20.673 --> 30:21.715
‫شلی موریس

30:23.384 --> 30:25.344
‫نماینده‌ای هم داره؟

30:25.427 --> 30:27.263
‫اوه، نه، زیاد جدی نیست

30:30.099 --> 30:31.016
‫بریم؟

30:54.123 --> 30:55.833
‫- زیادی سریع میرم؟
‫- نه

30:57.001 --> 30:58.752
‫شاید یه ذره

30:58.836 --> 31:01.297
‫شرمنده. برای همین نایل
‫از پیاده‌روی با من متنفره

31:01.380 --> 31:02.923
‫نه، خوبم

31:03.007 --> 31:05.885
‫واضحه که به ورزش نیاز دارم

31:46.133 --> 31:48.636
‫نایل گفت دیروز اومده بودی خونه‌مون

31:49.136 --> 31:51.013
‫ایده‌ات رو بهم گفت

31:54.016 --> 31:58.520
‫می‌دونی، قبلاً انواع و اقسام نویسنده‌ها
‫بارها سراغش اومدن

31:58.604 --> 31:59.772
‫البته

32:00.940 --> 32:03.776
‫باید اعتراف کنم، یه ذره غافلگیر شدم
‫که حتی داره بهش فکر می‌کنه

32:04.276 --> 32:06.612
‫ولی بازم... تویی دیگه

32:07.363 --> 32:08.197
‫پس...

32:08.697 --> 32:11.241
‫خب... باعث افتخارمه

32:14.703 --> 32:15.955
‫باید استرس داشته باشم؟

32:17.164 --> 32:20.793
‫یعنی، به نظرم آدمِ خیلی اخلاق‌مداری میای

32:20.876 --> 32:23.796
‫ولی، خب، من ساده‌لوح نیستم

32:24.380 --> 32:26.256
‫می‌دونم مردم می‌خوان چجور کتابی بخونن

32:26.340 --> 32:28.384
‫فقط امیدوارم ناامید نشی

32:29.468 --> 32:30.386
‫از چی؟

32:32.054 --> 32:32.888
‫حقیقت

32:32.972 --> 32:34.306
‫- آخ! لعنتی!
‫- اوه!

32:34.390 --> 32:35.766
‫- خوبی؟
‫- عه...

32:35.849 --> 32:37.559
‫آره، فقط یه ذره پیچ خورد

32:37.643 --> 32:39.687
‫بیا اینجا بشین تا مطمئن شیم نشکسته

32:39.770 --> 32:41.438
‫آره، آره، چیزی نیست. آخ!

32:41.522 --> 32:43.691
‫اوه، نه، نه، نه!
‫وای خدا، وای خدا!

32:43.774 --> 32:45.067
‫- خوبم
‫- نه، یالا

32:45.150 --> 32:46.485
‫بیا، اینجا بشین

32:46.568 --> 32:50.114
‫مامانم پرستاره، واسه همین می‌تونم
‫تشخیص بدم شکسته یا نه. بیا

32:50.823 --> 32:53.617
‫بذار یه نگاهی بندازم.
‫اشکالی نداره کفشت رو در بیارم؟

32:55.077 --> 32:56.078
‫خیلی خب

33:24.440 --> 33:25.441
‫ببخشید

33:28.193 --> 33:29.194
‫درد داره؟

33:31.155 --> 33:33.782
‫- اینجا چی؟
‫- نه زیاد

33:33.866 --> 33:35.034
‫عه...

33:35.701 --> 33:37.619
‫اگه هر کدوم از این حرکات
‫درد داشت، فقط بهم بگو

33:37.703 --> 33:38.704
‫عه، نه

33:42.374 --> 33:43.917
‫- این حس عجیبی داره؟
‫- عه...

33:45.878 --> 33:48.547
‫آره، من... آره.
‫فقط کفشم رو پام می‌کنم

33:57.097 --> 33:58.348
‫اون هیولا نیست

34:00.476 --> 34:02.519
‫می‌تونه بداخلاق باشه. درسته

34:03.228 --> 34:05.522
‫و گاهی عوضی باشه، ولی

34:07.107 --> 34:10.694
‫وقتی بحث مدی میشه،
‫خیلی از خود گذشتگی کرده

34:11.945 --> 34:13.197
‫چطور مگه؟

34:14.490 --> 34:16.992
‫تمام تلاشش رو کرده که
‫از خاطره‌اش محافظت کنه

34:19.286 --> 34:21.205
‫حقیقتش اینه که مدی خیلی

34:21.914 --> 34:22.748
‫ناخوش بود

34:24.416 --> 34:27.628
‫و همه سعی کردیم صداش رو در نیاریم
‫و نذاریم رسانه‌ای بشه،

34:27.711 --> 34:29.254
‫ولی همه‌مون می‌دونستیم

34:30.047 --> 34:30.923
‫منظورت از همه کیه؟

34:31.840 --> 34:34.593
‫نایل، والدینش، برادرش، من

34:35.636 --> 34:37.387
‫پس... حلقه‌ی نزدیکانش

34:37.471 --> 34:38.764
‫اوهوم

34:38.847 --> 34:41.350
‫من ۹ سال توی بنیاد مدی کار کردم

34:41.433 --> 34:44.686
‫اولش کارآموز بودم
‫و بعدش دستیار اجرایی‌اش شدم

34:46.146 --> 34:47.815
‫خیلی بهم نزدیک شدیم

34:50.609 --> 34:52.027
‫و اینجوری با نایل آشنا شدی؟

34:55.280 --> 34:56.907
‫آره. عه...

34:56.990 --> 34:58.408
‫ولی ما هیچ‌وقت...

34:58.492 --> 35:01.120
‫قبل از مرگِ مدی هیچ‌وقت
‫چیزی بین من و نایل نبود

35:01.912 --> 35:03.288
‫اگه منظورت اینه

35:06.416 --> 35:07.417
‫نایل دوستش داشت

35:11.088 --> 35:12.631
‫خیلی بیشتر از من دوستش داشت

35:16.301 --> 35:18.053
‫اشکالی نداره. واقعاً

35:19.888 --> 35:20.973
‫منم دوستش داشتم

36:01.188 --> 36:03.457
‫[برایان ابوت]

36:08.395 --> 36:09.479
‫سلام، سلام، سلام

36:10.230 --> 36:11.064
‫آروم باش

36:12.608 --> 36:13.442
‫آروم باش

38:29.328 --> 38:30.537
‫- ببین چی درست کردم!
‫- خدای من!

38:30.620 --> 38:33.498
‫محشره! ولی باید کفش‌هات رو بپوشی
‫تا بتونم ببرمت دکتر

38:44.051 --> 38:46.094
‫- الو؟
‫- عصر بخیر، همسایه

38:48.055 --> 38:49.014
‫مُچ پات چطوره؟

38:49.097 --> 38:52.017
‫بهتره. ممنون

38:52.768 --> 38:54.561
‫نینا گفت صحبتِ خوبی داشتید

38:56.438 --> 38:57.898
‫اون یه مصاحبه‌ی کاری بود؟

39:00.275 --> 39:04.071
‫هزاران دلیل داره که نباید این کارو بکنم، ولی...

39:07.115 --> 39:09.076
‫روت قمار می‌کنم

39:14.247 --> 39:15.415
‫خیلی خب، پس حله

39:17.667 --> 39:18.794
‫ناامیدم نکن

39:35.560 --> 39:36.478
‫سلام

39:37.896 --> 39:38.730
‫سلام

39:39.356 --> 39:40.607
‫میشه یه لحظه صحبت کنیم؟

39:49.116 --> 39:50.617
‫خوبی؟

39:51.118 --> 39:54.204
‫چون اون روز انگار یه چیزی بود که نمی‌گفتی،

39:54.287 --> 39:57.082
‫و این اولین باری نیست
‫که چنین احساسی کردم

39:59.584 --> 40:00.794
‫اشتباه می‌کنم؟

40:02.504 --> 40:03.964
‫من و فرانک داریم جدا می‌شیم

40:06.049 --> 40:08.260
‫در واقع دو ماه پیش از خونه رفته

40:13.056 --> 40:15.142
‫وای. خیلی خب

40:16.268 --> 40:18.687
‫نگران نباش. به خاطر تو ترکش نمی‌کنم

40:19.813 --> 40:22.691
‫نمی‌خواستم فکر کنی
‫به خاطر تو این کارو کردم،

40:22.715 --> 40:25.360
‫که احتمالاً واسه همین
‫قبلاً بهت نگفتم، ولی...

40:26.319 --> 40:28.155
‫از این که بهت نگفتم
‫حسِ ناجوری پیدا کردم

40:28.238 --> 40:32.367
‫هی، نه، نه. خوشحالم که بهم گفتی

40:33.660 --> 40:35.996
‫خب، چی شد؟

40:36.538 --> 40:37.456
‫خب،

40:38.415 --> 40:40.125
‫اتفاقی که افتاد این بود که من

40:41.585 --> 40:44.504
‫یه روز بیدار شدم و فهمیدم
‫نمی‌تونم به وانمود کردن ادامه بدم

40:47.090 --> 40:49.009
‫عه، متأسفم

40:49.092 --> 40:50.427
‫آره، منم همینطور

40:54.264 --> 40:57.100
‫من... من اینجام... اگه نیاز داری...

40:57.684 --> 40:58.643
‫حرف بزنی

41:02.022 --> 41:03.190
‫باید برم

41:36.306 --> 41:37.766
‫- الو؟
‫- سلام

41:38.975 --> 41:40.101
‫اگی ویگز هستم

41:41.061 --> 41:43.939
‫می‌دونم چی گفتی،
‫ولی دلت می‌خواد این رو بشنوی

42:03.542 --> 42:04.543
‫سلام، اریکا

42:06.086 --> 42:07.587
‫فرانک و بچه‌ها چطورن؟

42:08.088 --> 42:09.256
‫چی می‌خوای؟

42:10.173 --> 42:11.049
‫سوار شو

42:13.468 --> 42:15.011
‫من دیگه با شماها کاری ندارم

42:17.013 --> 42:18.932
‫سوارِ ماشین لامصب شو، اریکا

42:32.321 --> 42:39.321
« ترجمه از سینـا صداقت »
.:: SinCities ::.

42:39.345 --> 42:46.345
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

42:46.369 --> 42:54.369
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus
