WEBVTT

00:00.252 --> 00:08.737
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Instagram & Telegram: @Film2Media_Plus

00:08.916 --> 00:19.825
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Instagram & Telegram: @Film2Media_Plus

00:20.416 --> 00:21.751
‫عه...

00:21.834 --> 00:23.836
‫فکر کنم اشتباه شنیدم مامان.

00:23.919 --> 00:27.673
‫چون انگار... گفتی... قراره ازدواج کنی.

00:27.757 --> 00:29.633
‫درسته. فردا.

00:30.342 --> 00:33.429
‫ببین، اگه داری گولم میزنی که با عجله بیام اونجا،

00:33.429 --> 00:34.597
‫بدون که جواب نمیده.

00:34.680 --> 00:36.599
‫من وقتِ این حرف‌ها رو ندارم.

00:36.682 --> 00:38.392
‫باید عروسی رو برنامه‌ریزی کنم.

00:40.061 --> 00:42.438
‫- باید بریم اونجا.
‫- گازش رو بگیر پیرانا!

00:42.521 --> 00:45.107
‫نگران نباش آقا ماره.
‫چشم به‌هم بزنی میرسونمت پیش مامانت.

00:48.235 --> 00:49.653
‫کی نگرانه؟

00:49.737 --> 00:52.156
‫باورم نمیشه استادِ خود موفقیتی

00:52.239 --> 00:53.699
‫داره ازدواج میکنه.

00:53.783 --> 00:56.535
‫اوه! شرط میبندم داره
‫مرتکبِ یه جنایتِ هیجانی میشه.

00:56.619 --> 00:59.080
‫هیجان‌انگیزترین جرمِ دنیا.

00:59.163 --> 01:02.917
‫بعیده. این کار نیاز به احساسات داره.
‫چیزی که مامان من اصلا نداره.

01:05.377 --> 01:08.672
‫هر خبری باشه آقا ماره،
‫به‌عنوان یه تیم ته‌وتوش رو درمیاریم.

01:21.435 --> 01:22.895
‫خیلی‌خب مامان، چه فکری توی سرته؟

01:24.146 --> 01:25.856
‫واقعا که قرار نیست ازدواج کنی؟

01:25.940 --> 01:27.358
‫معلومه که چرا.

01:27.441 --> 01:29.235
‫باورش انقدر سخته؟

01:29.318 --> 01:30.236
‫- آره.
‫- کاملا.

01:30.319 --> 01:31.153
‫- اوهوم.
‫- آره.

01:31.737 --> 01:34.573
‫ولی فقط به‌خاطر اینکه هیچ موجودِ فانی‌ای
‫لیاقتِ تو رو نداره.

01:34.657 --> 01:39.203
‫خب، پس یه شخصِ خاص هست
‫که میخوام باهاش آشنا بشید.

01:42.832 --> 01:46.919
‫هوف! یه چند ساعتی بذار درش باز باشه.
‫محض احتیاط، یه روز بذار باز باشه.

01:47.002 --> 01:50.172
‫- آقای ویگلزورث؟
‫- امکان نداره!

02:26.380 --> 02:27.996
‫[سریال بچه‌های بد]

02:28.169 --> 02:30.963
‫- این شعبده‌باز به‌دردنخور رو گرفتم!
‫- آهای، ضربه‌ی اول رو من باید بزنم.

02:31.046 --> 02:33.174
‫یه چندتا هم برای من بذارید!

02:33.257 --> 02:34.842
‫بچه‌ها.

02:37.636 --> 02:39.263
‫عه... وایسا ببینم؟ کجا رفت؟

02:39.346 --> 02:41.974
‫عجب خوشامدگویی گرمی از طرف

02:42.057 --> 02:44.768
‫هم‌اتاقی‌های سابق و خانواده‌ی آینده‌ام بود.

02:51.525 --> 02:53.360
‫تو چه مرگت شده؟

02:53.444 --> 02:57.072
‫از اینکه دارم ازدواج میکنم که ناراحت نیستی؟ هستی؟

02:57.156 --> 02:59.950
‫به من چه ربطی داره با زندگیِ فلاکت‌بارت چی کار میکنی؟

03:00.034 --> 03:01.285
‫خب، پس مشکلی نیست.

03:01.368 --> 03:03.913
‫از وقتی با ویگلزورث آشنا شدم، من... خب...

03:04.872 --> 03:05.706
‫من...

03:06.290 --> 03:08.542
‫شادم.

03:10.711 --> 03:11.962
‫کل دوران کودکیم

03:12.046 --> 03:14.381
‫بهم میگفتی احساسات، نقطه‌ی ضعف آدمه.

03:14.465 --> 03:17.801
‫بعد حالا خودت رفتی شادی رو پیدا کردی؟
‫اونم با این؟

03:20.512 --> 03:22.056
‫این بدترین آدم دنیاست مامان.

03:22.139 --> 03:26.060
‫با پول گول‌مون زد و یه کاری کرد
‫همه‌مون بیفتیم زندان.

03:26.143 --> 03:28.187
‫اینا که همه‌ش خصلتِ خوبه.

03:33.817 --> 03:37.905
‫مار، اگه نمیتونی برای
‫مادرِ عزیزت خوشحال باشی...

03:38.989 --> 03:41.700
‫پس ازت میخوام بری.

03:43.869 --> 03:47.248
‫نه‌تنها نمیتونم براش خوشحال باشم...

03:47.331 --> 03:50.626
‫بلکه یه راهی پیدا میکنم خوشحالیش رو بدزدم.

03:50.709 --> 03:53.045
‫منم دنبال یه راهی بودم تا
‫حسابِ ویگلزورث رو به‌خاطر

03:53.128 --> 03:54.296
‫کثیف کردن اتاقم، کفِ دستش بذارم.

03:54.380 --> 03:56.382
‫با اینکه لونه‌مون رو عوض کردیم،
‫بازم بوش مونده.

03:56.465 --> 03:59.385
‫حس میکنم با موقعیتِ «یک تیر و دو نشان» طرفیم.

03:59.468 --> 04:02.554
‫بچه‌ها، حس میکنم با جنایتِ هیجانی طرفیم.

04:02.638 --> 04:04.056
‫بریم که عروسی رو خراب کنیم!

04:04.139 --> 04:06.684
‫دلم میشکنه وقتی ملکه‌ای مثل سرپنتینا رو

04:06.767 --> 04:08.811
‫کنار کوتوله‌ای مثل ویگلزورث میبینم.

04:09.395 --> 04:12.773
‫هی، اگه ویگلزورث نباشه...
‫عروسی‌ای هم در کار نیست.

04:12.856 --> 04:13.899
‫ادامه بده...

04:13.983 --> 04:18.362
‫یادته میخواست ما رو گیر بندازه؟
‫شاید وقتش باشه لطفش رو جبران کنیم.

04:19.905 --> 04:21.282
‫سلام.

04:21.365 --> 04:24.785
‫ببخشید که انقدر رفتار زشت و بچگونه‌ای داشتم.

04:24.868 --> 04:28.330
‫خیلی خوشحالم داری عضوی از خانواده‌مون میشی.

04:28.414 --> 04:30.082
‫واقعا؟

04:30.165 --> 04:31.625
‫معلومه.

04:31.709 --> 04:35.379
‫اگه قرار باشه با هم فامیل بشیم،
‫باید یه سرقتِ دسته‌جمعی انجام بدیم.

04:35.462 --> 04:38.090
‫هرچی نباشه، از سنت‌های دنیای تبهکارهاست

04:38.173 --> 04:41.552
‫که برای دامادِ آینده یه مهمونیِ سرقتی بگیرن.

04:41.635 --> 04:43.971
‫آره، راست میگه.

04:44.054 --> 04:46.640
‫نظرت چیه بریم «جم‌استون رو»
‫و یه‌خرده دردسر درست کنیم؟

04:47.141 --> 04:48.684
‫عجب ایده‌ی شگفت‌انگیزی.

04:49.268 --> 04:51.353
‫اتفاقا یه حلقه هم لازم دارم.

05:02.114 --> 05:04.533
‫قراره توی روز روشن دزدی کنیم؟

05:04.616 --> 05:06.160
‫آروم باش ویگلزورث.

05:06.243 --> 05:07.870
‫مغازه برای ناهار تعطیله...

05:07.953 --> 05:12.458
‫و عنکبوت هم برای گوشی نگهبان‌ها،
‫کد تخفیفِ ابر بوریتو فرستاده.

05:13.042 --> 05:14.293
‫اصلا نگران نبای ویگلز.

05:14.376 --> 05:18.380
‫از پسش برمیایم... چون با هم فامیلیم.

05:18.464 --> 05:20.674
‫سیستم امنیتی غیرفعال شد.

05:20.758 --> 05:21.884
‫برید، برید، برید.

05:21.967 --> 05:23.886
‫عوق!

05:24.887 --> 05:27.222
‫ای بابا. جا نمیشم.

05:27.306 --> 05:29.141
‫باید تنهایی بری داخل.

05:29.975 --> 05:32.311
‫توی کابینت‌های تنگ‌تر از اینم بودم.

05:32.394 --> 05:33.979
‫تیمِ کانال کولر در موقعیته.

05:34.063 --> 05:36.774
‫امنه. بفرستیدش داخل.

05:45.132 --> 05:46.585
‫شعبده‌باز فرود اومد.

05:46.585 --> 05:51.163
‫ویگلزورث... اصلا عجله نکن.
‫یه حلقه‌ی عالی پیدا کن.

05:51.246 --> 05:53.582
‫ما هم... ما هم حواس‌مون به بیرون هست.

05:53.665 --> 05:55.167
‫خیلی خوبه.

05:55.250 --> 05:58.170
‫به‌خاطر سنِ بالام دیگه کُند و شلخته شدم.

05:58.253 --> 05:59.838
‫عملا یه شکار بی‌دفاعم.

06:03.634 --> 06:04.968
‫بگاز.

06:06.178 --> 06:09.932
‫الو؟ یه دزدِ بی‌همه‌چیز داره از «جِم‌استون رو» دزدی میکنه.

06:10.015 --> 06:12.643
‫عه... عه...

06:12.726 --> 06:16.647
‫قوی‌ترین نیروهاتون رو بفرستید.
‫یادتون باشه، اصلا رحم نکنید.

06:29.535 --> 06:32.955
‫مامان، خبر بد دارم.

06:33.038 --> 06:36.834
‫توی سرقت‌مون... راستش... آقای ویگلزورث...

06:39.711 --> 06:42.464
‫- درود و ادب!
‫- چطور تونستی...

06:42.548 --> 06:43.757
‫اوه!

06:43.841 --> 06:46.510
‫یه استادِ فرار هیچ‌وقت رازش رو نمیگه.

06:46.593 --> 06:48.512
‫عزیزم، باید ما رو میدیدی.

06:48.595 --> 06:50.889
‫رفتیم داخل، خزیدیم و عین یه تیم کار کردیم...

06:50.973 --> 06:52.808
‫نه، عین یه خانواده.

06:52.891 --> 06:55.602
‫بیا اینجا ببینم شیطونِ نفرت‌انگیز.

07:04.570 --> 07:08.198
‫ولی... شماها اصلا بپاهای خوبی نیستیدها!

07:08.282 --> 07:09.700
‫حتی یه هشدار ساده هم ندادید.

07:09.783 --> 07:12.578
‫انگار میخواستید از شر من خلاص شید.

07:14.705 --> 07:18.625
‫مگه تعجب داره که آقا گرگه همچین
‫نقشه‌ی داغونی کشیده؟

07:18.709 --> 07:21.503
‫مگه بچه‌های بد اصلا هنوز دزدی میکنن؟

07:21.587 --> 07:24.840
‫اینطور که من شنیدم، خیلی درگیر برنامه‌ریزی تولد و

07:24.923 --> 07:26.675
‫وقت‌گذرونی با نگهبان‌ها و

07:26.758 --> 07:29.678
‫رقابت سرِ دوری از سرقتید.

07:29.761 --> 07:32.723
‫- واقعا غم‌انگیزه.
‫- اینا رو از کجا میدونی؟

07:32.806 --> 07:34.558
‫پس واقعا خبرنامه‌هام رو میخونه!

07:35.350 --> 07:36.435
‫ویگلز کوچولو...

07:36.518 --> 07:40.939
‫فردا قراره من رو به شادترین مادرخوانده‌ی
‫جرم‌وجنایت تاریخ تبدیل کنی.

07:41.023 --> 07:42.816
‫تاریخ سرقت!

07:42.900 --> 07:44.234
‫خوب شد.

07:44.943 --> 07:47.279
‫خیلی‌خب، انگار از اون چیزی که
‫فکر میکردیم قراره سخت‌تر باشه.

07:47.362 --> 07:48.822
‫یه نقشه‌ی جدید میخوایم.

07:49.323 --> 07:52.326
‫نقشه‌ای... که از پس برنامه‌ریزیش برمیام.

07:55.162 --> 07:58.790
‫- ببخشید. سرپنتینا رفت روی مخم.
‫- خب، بهتره یه فکری بکنیم.

07:58.874 --> 08:02.336
‫دلیلِ بدبختیِ من، مادرمه.
‫برای همین محاله بذارم به شادی برسه.

08:03.086 --> 08:07.925
‫نگران... نباشید.
‫چون من، دانشجوی جنایتِ هیجانی‌ام.

08:08.008 --> 08:09.134
‫پنج ستونِ اصلی داره.

08:09.218 --> 08:11.428
‫بیگانگی افراطی...

08:11.512 --> 08:12.971
‫وسوسه‌ی خیره‌کننده...

08:13.055 --> 08:16.391
‫زمزمه‌های دروغین... بدشانسی

08:16.475 --> 08:17.768
‫و اگه همه‌ی اینا شکست بخوره...

08:18.393 --> 08:19.228
‫رسوایی.

08:19.728 --> 08:22.814
‫اولی رو امتحان کردیم.
‫پس گزینه‌ی بعدی... وسوسه‌ست.

08:22.898 --> 08:24.858
‫مار و کوسه... این رو انجام بدید.

08:25.359 --> 08:28.111
‫عنکبوت، تو، تو، عه... عه...

08:28.195 --> 08:31.740
‫باید ذهن سرپنتینا رو بر علیه ویگلزورث مسموم کنه.
‫اونم با استفاده از قدرت...

08:31.823 --> 08:33.659
‫زمزمه‌های دروغین.

08:33.742 --> 08:34.576
‫حله.

08:34.660 --> 08:38.330
‫اگه نتونم قانعش کنم که لیاقتش
‫بیش‌تر از اون پیرمردِ یه لا قباست...

08:38.413 --> 08:41.291
‫اون موقع مطمئن میشم عروسی‌ای
‫که لایقشه رو بگیره.

08:41.375 --> 08:42.376
‫چی؟ نه!

08:42.459 --> 08:45.170
‫ما اینجاییم که شادی رو بدزدیم، یادته؟

08:45.254 --> 08:48.131
‫پیرانا، پیش عنکبوت بمون.
‫نذار سرپنتینا بره روی مخش.

08:48.215 --> 08:50.968
‫روی من حساب کن.
‫من در برابر بازی‌های ذهنی مصونم.

08:52.010 --> 08:55.556
‫نکنه الان دارید من رو بازی ذهنی میدید؟
‫وای! از ذهنم برو بیرون داداش!

08:55.639 --> 08:57.391
‫من میرم لونه یه‌سری از
‫چیزهایی که دزدیدیم رو بیارم.

08:57.474 --> 09:01.186
‫ویگلزورث آدم بِکَنیه.
‫شاید بتونیم با پول راضیش کنیم.

09:01.270 --> 09:03.981
‫بریم یه زوجِ خوشحال رو نابود کنیم.

09:06.275 --> 09:07.985
‫میبینی؟ هنوزم میتونم.

09:08.068 --> 09:10.320
‫تو اصلا در حد من نیستی... بزرگ خانمِ بدجنس...

09:11.363 --> 09:12.364
‫ها؟

09:12.990 --> 09:14.575
‫ای وای.

09:14.658 --> 09:16.326
‫قفله.

09:16.410 --> 09:17.744
‫بچه‌ها. بچه‌ها!

09:20.122 --> 09:21.957
‫نه، نه!

09:24.751 --> 09:28.797
‫مامان، دارم ویگلزورث رو میبرم بیرون عه... که عه...

09:28.880 --> 09:31.049
‫پدر پسری با هم وقت بگذرونیم؟

09:31.842 --> 09:35.178
‫اوه. آره. همین.

09:40.017 --> 09:42.144
‫اوه سرپنتینا.

09:42.227 --> 09:44.688
‫واقعا تحسین برانگیزه که معیارت
‫برای ازدواج، ظاهر نیست.

09:44.771 --> 09:46.440
‫چون عه... ویگلزورث...

09:46.523 --> 09:48.525
‫طرف شبیهِ بویِ استفراغه.

09:48.609 --> 09:50.694
‫میدونم میخواید چی کار کنید.

09:50.777 --> 09:53.447
‫میخواید با ویگلز کوچولو به‌هم بزنم.

09:53.989 --> 09:59.119
‫به‌جاش، شاید شما دوتا بتونید توی...
‫جشنِ عروسیم باشید.

09:59.202 --> 10:00.120
‫ایول!
‏ فــیـلـمــکـیــو

10:00.203 --> 10:02.372
‫هیچ‌کس به‌اندازه‌ی من برات احترام قائل نیست.

10:02.456 --> 10:06.668
‫نه عنکبوت! داره بازیت میده!
‫این دقیقا همون کاریه که گرگ گفت نکنیم.

10:06.752 --> 10:09.713
‫من؟ ذهنِ شگفت‌انگیز شما رو بازی بدم؟

10:09.796 --> 10:12.466
‫- اوه، امکان نداره بتونم.
‫- وایسا ببینم. واقعا؟

10:12.549 --> 10:15.302
‫گرگ به‌اندازه‌ی کافی جدیت نمیگیره.

10:17.429 --> 10:20.307
‫درسته. من ساده‌لوح نیستم.
‫ایول تیم سرپنتینا!

10:20.390 --> 10:21.933
‫پس دیگه حله.

10:22.017 --> 10:24.144
‫پاتریشا، تو حلقه‌ام رو میاری.

10:24.227 --> 10:26.104
‫میتونی روی پاتریشا حساب کنی.

10:26.367 --> 10:31.487
فـــــیــــ.لــــمــــ.کــــ.ـیـــــو

10:31.568 --> 10:33.236
‫ای وای.

10:33.737 --> 10:35.530
‫- الان برمیگردم.
‫- تو. خرچنگِ محتاج.

10:35.614 --> 10:38.992
‫با اون ماشین تحریرِ الکترونیکت،
‫برنامه‌ریزی عروسیم رو انجام بده.

10:39.076 --> 10:39.910
‫خب، بذار ببینم...

10:39.993 --> 10:44.081
‫میخوام وقتی وارد سالن میشم،
‫آهنگ «مارش عروسی» نواخته بشه.

10:44.164 --> 10:45.123
‫صد درصد.

10:45.207 --> 10:47.459
‫صد البته توسطِ آهنگ‌سازش.

10:48.251 --> 10:51.213
‫عه... فلیکس مندلسون سال 1847 مُرده.

10:51.296 --> 10:54.132
‫خب، اگه از پسِ کار برنمیای...

10:54.216 --> 10:56.009
‫پنج دقیقه زمان بده.

10:57.594 --> 11:00.263
‫پسرم، مهم‌ترین نصیحتِ پدرانه‌ای

11:00.347 --> 11:01.807
‫که میتونم بهت بکنم، اینه...

11:01.890 --> 11:05.352
‫قانون پنج ثانیه، یه دروغه که اولین بار
‫شرکتِ یخچال‌سازی گفته.

11:05.435 --> 11:08.063
‫من همه‌ی غذاهام رو توی
‫دمای محیط، روی زمین نگه میدارم.

11:08.146 --> 11:09.022
‫ساندویچِ زمینی؟

11:10.857 --> 11:12.109
‫اصلا و ابدا.

11:12.192 --> 11:14.236
‫یعنی، ممنون...

11:14.736 --> 11:15.862
‫بابا.

11:15.946 --> 11:19.116
‫وای، کمک! شعبده‌باز لازم دارم.

11:19.199 --> 11:20.492
‫من شعبده‌بازم.

11:20.575 --> 11:22.911
‫داروی قلبم توی دستگاه فروش خودکار گیر کرده

11:22.994 --> 11:25.372
‫و همین الان یه سکه لازم دارم.

11:25.455 --> 11:27.124
‫منظورت اینطوریه؟

11:27.207 --> 11:29.000
‫ویگل واگل!

11:29.501 --> 11:32.295
‫خدای من! امتحانم رو با موفقیت گذروندی.

11:32.379 --> 11:35.090
‫چرا که من، والتر گامبو هستم...

11:35.173 --> 11:39.553
‫استعدادیابِ برنامه‌ی «شعبده‌بازی تمام اقیانوس و چند دریا».

11:39.636 --> 11:44.307
‫خیلی خوشحال میشیم که به شما... آخرین...
‫بلیط حضور توی مسابقه رو بدیم.

11:44.391 --> 11:47.602
‫شعبده‌بازی تمام اقیانوس و چند دریا

11:47.686 --> 11:50.063
‫این چند وقت همه‌چیز بر وفق مراد ویگلزورث بوده.

11:50.147 --> 11:52.149
‫ولی امشب حرکت میکنیم

11:52.232 --> 11:55.277
‫و فقط میتونیم به یک شرکت‌کننده اتاق بدیم.

11:55.360 --> 11:56.987
‫نمیتونید همسرتون رو با خودتون بیارید.

11:58.905 --> 12:02.033
‫عجب پیشنهاد وسوسه‌کننده‌ای، نه؟

12:02.117 --> 12:05.787
‫ببین، باید حرفه‌ی شعبده‌بازیت رو دنبال کنی.
‫مطمئنم مامان درک میکنه.

12:13.211 --> 12:14.129
‫من...

12:14.629 --> 12:15.672
‫من نمیتونم.

12:16.173 --> 12:18.175
‫- ها؟
‫- ببخشید آقای گامبو.

12:18.258 --> 12:22.053
‫با اینکه خیلی وسوسه برانگیزه،
‫معشوقم از حرفه‌ام برام مهم‌تره.

12:24.556 --> 12:29.769
‫خب، وسوسه شاید شکست خورده باشه،
‫ولی روشِ بدشانسی، تضمینیه.

12:29.853 --> 12:32.022
‫20 دقیقه دیگه جلوی فروشگاه میبینمت.

12:32.105 --> 12:34.733
‫البته من رو نمیبینی...
‫چون قراره تغییر قیافه بدم.

12:47.829 --> 12:50.749
‫گوشیم آنتن نمیده.
‫بیسیمم کار نمیکنه.

12:50.832 --> 12:53.418
‫هرچقدر هم داد بزنم،
‫هیچ‌کس صدام رو نمیشنوه!

12:59.049 --> 13:02.177
‫شاید حق با سرپنتیناست.
‫شاید مهارتم رو از دست دادم.

13:07.098 --> 13:09.684
‫وای، این من رو یاد گذشته می‌اندازه.

13:09.768 --> 13:12.687
‫دیبی، مربیم... قبلا عاشق اینا بود.

13:13.188 --> 13:17.317
‫اگه الان من رو میدید، بهم میگفت بی‌خیال
‫این وسوسه بشم و از روی زمین پا شم.

13:20.946 --> 13:22.572
‫هوم.

13:23.823 --> 13:27.244
‫داره با یه پرنده‌ی اسباب‌بازی حرف میزنه؟

13:27.327 --> 13:29.829
‫خیلی‌خب. یه آزمایشگاه زیست‌مهندسی رو هک کردم

13:29.913 --> 13:32.874
‫تا دی‌ان‌ای یه گونه‌ی فوت‌شده رو بدزدم تا بتونم...

13:32.958 --> 13:35.252
‫این داستان آخرش چی میشه؟

13:35.335 --> 13:37.837
‫حق با توئه.
‫نیازی نیست با جزئیات حوصله‌ات رو سر ببرم

13:37.921 --> 13:40.674
‫ولی خیالت راحت که یه فلیکس مدلسونِ
‫کاملا بازسازی‌شده

13:40.757 --> 13:42.759
‫توی عروسیت اجرا میکنه.

13:42.842 --> 13:44.010
‫اوه، درسته.

13:44.094 --> 13:47.347
‫الان که فکرش رو میکنم،
‫میخوام تمرکز روی خودم باشه.

13:47.430 --> 13:51.685
‫میخوام توی سکوت محض بخزم توی آغوش عشقم.

13:52.269 --> 13:55.272
‫البته. چرا به ذهن خودم نرسید؟

13:55.355 --> 13:57.983
‫کلونِ مدلسون میتونه عروسی یکی دیگه رو خراب کنه.

13:58.066 --> 14:00.266
‫حالا بیا در مورد رنگ صحبت کنیم.

14:00.360 --> 14:03.822
‫میخوام همه‌چیز دقیقا هم‌رنگ آسمونِ روزِ

14:03.905 --> 14:05.991
‫اولین سرقتم باشه.

14:06.658 --> 14:07.742
‫اوه.

14:08.285 --> 14:09.452
‫من رو باش...

14:09.536 --> 14:13.206
‫بیرون یه فروشگاه، بدون هیچ دلیلی،
با پسرِ آینده‌ام وایسادم.

14:13.790 --> 14:16.376
‫اصلا فکرش نمیکردم هیچ‌کدوم از
‫هدف‌هام توی زندگی محقق بشن.

14:16.376 --> 14:20.422
‫اینکه ازدواج کنم و تشکیل خانواده بدم...
‫فرار از برج تایت‌روپ رو انجام بدم.

14:20.505 --> 14:21.756
‫چی گفتی؟

14:21.840 --> 14:25.594
‫فرار از برج تایت‌روپ، سخت‌ترین کار
‫برای متخصص‌های فراره.

14:26.094 --> 14:29.848
‫یه حقه‌ی خطرناک که هیچ شعبده‌بازی
‫تا حالا با موفقیت انجامش نداده.

14:30.557 --> 14:31.933
‫جدی میگی؟

14:32.017 --> 14:34.811
‫میگم عه... بابا...

14:34.895 --> 14:36.605
‫به دوتا از هدف‌هات رسیدی.

14:36.688 --> 14:39.608
‫باید بری سراغ هدف سوم، نه؟

14:39.691 --> 14:42.777
‫خیلی خطرناکه. الان باید به فکر خانواده‌ام باشم.

14:42.861 --> 14:44.321
‫شمایی که اونجایی!

14:44.404 --> 14:46.823
‫آقای ویگلزورث!

14:46.907 --> 14:48.617
‫اسمم رو از کجا میدونی؟

14:48.700 --> 14:54.247
‫ارواح همه‌چیز رو بهم میگن و
‫یه پیام برات دارن!

14:54.331 --> 14:55.582
‫این ظرفِ قهوه‌ست؟

14:55.665 --> 14:57.334
‫گرگ بودجه‌ی وسایلم رو قطع کرده، یادته؟

14:57.417 --> 15:01.046
‫حالا... بیا پشتِ حباب‌های حقیقت‌نما رو ببینیم.

15:01.129 --> 15:03.340
‫اوه، عشقِ شگفت‌انگیزی میبینم.

15:04.215 --> 15:05.759
‫عروسی میبینم.

15:05.842 --> 15:08.178
‫آخرش با فاجعه تموم میشه!

15:08.261 --> 15:10.096
‫یه تراژدی!

15:10.180 --> 15:11.598
‫و وای! خدای من!

15:11.681 --> 15:14.476
‫یک صد سال نفرین برای معشوقه‌ات!

15:14.559 --> 15:15.560
‫اوه!

15:15.644 --> 15:17.187
‫نه!

15:17.270 --> 15:19.481
‫پسر، عجب زوجِ بدشانسی هستید.

15:19.564 --> 15:21.566
‫خب، گمون کنم باید عروسی رو کنسل کنی.

15:27.405 --> 15:28.907
‫لطفا. لطفا، لطفا، لطفا.

15:30.450 --> 15:31.993
‫کار کرد!

15:32.077 --> 15:34.329
‫گرگه؟ جواب بده.

15:34.412 --> 15:36.122
‫باید با داداشی‌هام مشورت کنم.

15:36.206 --> 15:37.999
‫مار! خدا رو شکر. گوش کن...

15:38.083 --> 15:40.085
‫چی؟ گرگ، صدات قطع و وصل میشه.

15:40.168 --> 15:42.253
‫- کمکم کن. گیر کردم.
‫- اوه، منم همینطور.

15:42.337 --> 15:46.216
‫بین عشقِ زندگیم و نصیحت یه کف‌بینِ سر راهی گیر کردم.

15:46.299 --> 15:49.177
‫چی؟ نه! نه، نه، نه.
‫باید آنتن قوی‌تر باشه.

15:49.260 --> 15:50.929
‫باید... قوی‌تر باشه.

15:51.012 --> 15:53.431
‫حق با توئه آقا گرگه.
‫همه‌مون باید قوی باشیم.

15:53.515 --> 15:55.392
‫رابطه‌ی من و سرپنتینا هم قویه.

15:55.475 --> 15:57.602
‫بی‌خیال حرف‌های این کف‌بین.

15:57.686 --> 15:59.688
‫همه‌چیز رو خراب کردی گرگ!

15:59.771 --> 16:02.857
‫مار، تو دفتر گیر کردم!
‫مار! مار!

16:02.941 --> 16:04.818
‫نه، نه! نه، نه، نه! وای!

16:04.901 --> 16:06.569
‫ن‍ـ... نه! نه!

16:08.196 --> 16:10.448
‫گرگ خرابش کرد. اسکل.

16:10.532 --> 16:12.534
‫فقط یه ستون از جنایت هیجانی مونده.

16:14.536 --> 16:16.997
‫رسوایی.

16:17.080 --> 16:19.624
‫خوب میدونم باید چی کار کنم.

16:25.255 --> 16:28.758
‫برای تزئین وسطِ میز، ارکیده‌ی شبح میخوام.

16:28.842 --> 16:31.886
‫پیدا کردن‌شون غیرممکنه.
‫اما نه برای تو. مطمئنم.

16:38.518 --> 16:40.395
‫تو الان مثلا چی هستی؟

16:41.104 --> 16:43.148
‫اوه، راستش خودم هم نمیدونم.

16:43.231 --> 16:45.442
‫فکر کنم لقمه‌ی بزرگ‌تر از دهنم برداشتم.
‫اولین باره.

16:45.525 --> 16:46.985
‫بگو سیب!

16:48.069 --> 16:50.530
‫دوتا قهوه برای پدر و پسر.

16:57.579 --> 17:00.540
‫اوه! اوه، آقای... آقای ویگلزورث.

17:00.623 --> 17:03.043
‫من جینم. جین فورماژیو. بله، کارآگاه خصوصی.

17:03.126 --> 17:05.420
‫خبرِ رسواکننده‌ای دارم. بفرمایید.

17:07.672 --> 17:12.135
‫سرپنتینا... مجذوبِ حقه‌های کارتی
‫یه شعبده‌باز دیگه شده؟

17:12.218 --> 17:13.928
‫ولی اینا فقط مال من و اون بود.

17:14.012 --> 17:15.263
‫آره، مامانم همینه دیگه.

17:15.346 --> 17:18.433
‫میذاره هرکسی براش حقه اجرا کنه.

17:19.642 --> 17:23.521
‫معلومه دیگه. آدمِ پیری مثل من
‫هیچ‌وقت لیاقتِ اون رو نداره.

17:24.522 --> 17:28.401
‫باید بهش نشون بدم که این پیرمرد
‫هنوز میتونه کارهای حیرت‌انگیز بکنه.

17:28.485 --> 17:29.319
‫ها؟

17:29.402 --> 17:33.114
‫میدونم چقدر به این وقت‌گذرونیِ پدر پسری نیاز داری...
‫ولی باید یه کاری بکنم.

17:34.157 --> 17:36.076
‫- الان چی شد؟
‫- حسابی چُرت لازمم.

17:47.170 --> 17:49.798
‫آقای ویگلزورث زنگ زد
‫و گفت عروسی کنسله،

17:49.881 --> 17:51.299
‫چون لایقِ سرپنتینا نیست.

17:51.382 --> 17:54.177
‫میخواد به‌جاش روی یه برجی چیزی راه بره.

17:54.260 --> 17:57.847
‫اصلا میدونه چقدر برای این عروسی زحمت کشیدیم؟

17:59.140 --> 18:00.934
‫- ایول!
‫- وای مامان.

18:01.017 --> 18:03.269
‫من واقعا...

18:03.353 --> 18:05.271
‫واقعا از شنیدن این خبر خفن...

18:05.355 --> 18:07.148
‫چیز، خوفناک متاسفم، مامان.

18:13.488 --> 18:14.614
‫این اشکه؟

18:15.532 --> 18:16.783
‫ولی تو هیچ‌وقت گریه نمیکنی.

18:16.866 --> 18:20.745
‫آخه چی نظرش رو عوض کرده
‫که دلم رو بشکونه؟

18:23.164 --> 18:25.708
‫زود باش حلقه. کجایی؟

18:26.209 --> 18:30.046
‫از این دفتر خارج میشم.
‫به سرپنتینا ثابت میکنم اشتباه میکنه.

18:30.130 --> 18:32.423
‫من گرگِ بدِ بزرگم.

18:33.174 --> 18:34.592
‫وای! وای!

18:37.887 --> 18:38.721
‫چی رو از دست دادم؟

18:38.805 --> 18:41.182
‫تیفانی فلافیت هستم با خبری فوری.

18:41.266 --> 18:46.813
‫آقای ویگلزورث شگفت‌انگیز قراره
‫فرار از برج تایت‌روپ رو انجام بده.

18:46.896 --> 18:50.150
‫حقه‌ای که تا به حال با موفقیت انجام نشده.

18:50.233 --> 18:55.321
‫من هواشناس نیستم، ولی حدس میزنم
‫تا چند دقیقه دیگه بارشِ شعبده‌باز خواهیم داشت.

18:57.574 --> 18:59.409
‫نمیتونم نگاه کنم.

18:59.492 --> 19:01.119
‫ویگلز کوچولوی بیچاره.

19:01.703 --> 19:04.956
‫مامان، من درستش میکنم.
‫ما درستش میکنیم. مگه نه بچه‌ها؟

19:05.039 --> 19:06.166
‫- آره!
‫- صد درصد.

19:06.249 --> 19:07.125
‫هوات رو داریم.

19:07.208 --> 19:09.919
‫- باید یه جوری بریم اون بالا.
‫- لوله بازکن!

19:10.003 --> 19:11.504
‫بیاید لوله بازکن بخرید!

19:11.588 --> 19:14.674
‫با قدرتِ مکش بالا برای گرفتگی‌های بزرگ!

19:27.770 --> 19:29.272
‫وای، طرف حتما میمیره!

19:29.355 --> 19:31.858
‫وای! ببینید چقدر بالاست!

19:33.359 --> 19:34.986
‫زود باشید بچه‌ها. سریع‌تر.

19:35.069 --> 19:38.615
‫دارم تا جایی که میشه سریع میزنم.
‫تو چه‌ات شده پسر؟

19:38.698 --> 19:42.660
‫هیچی. دیدنِ گریه‌ی مادرم،
‫اصلا به‌همم نریخته.

19:46.623 --> 19:48.333
‫وای...

19:49.709 --> 19:51.044
‫آها.

19:51.127 --> 19:54.631
‫حالا وقتشه با دقت، خیلی با دقت...

19:55.632 --> 19:56.549
‫ها؟

20:00.970 --> 20:03.890
‫- ویگلزورث، سفت بچسب!
‫- پسرم، تویی؟

20:03.973 --> 20:07.477
‫مارم. نیازی نیست این حقه‌ی مسخره رو انجام بدی.

20:07.560 --> 20:12.065
‫من... من بازیت دادم. قضیه شخصی نبود.
‫خب، بود چون ازت خوشم نمیاد.

20:12.148 --> 20:13.316
‫ولی مامانم دوستت داره

20:13.399 --> 20:18.988
‫و با اینکه گفتنش خیلی برام دردناکه...
‫اما میخوام خوشحال باشه.

20:19.489 --> 20:21.449
‫برای خوشحالیش هم، تو باید زنده باشی.

20:21.532 --> 20:22.825
‫یه کوچولو دیگه دیره...

20:26.287 --> 20:27.247
‫نه!

20:28.623 --> 20:30.667
‫آره!

20:30.750 --> 20:33.044
‫پسرم... تو نجاتم دادی!

20:35.463 --> 20:38.341
‫گمون کنم حالا که حقه‌ی ویگلزورث شکست خورد،
‫بهتره برگردیم پایین.

20:38.424 --> 20:39.926
‫وایسا ببینم.

20:40.009 --> 20:43.221
‫کی گفته حقه‌ش موفقیت‌آمیز نبوده؟

20:48.601 --> 20:50.520
‫ویگل واگل!

20:51.521 --> 20:54.607
‫دوستان، به‌نظر میاد که آقای ویگلزورث شگفت‌انگیز

20:54.691 --> 20:58.778
‫همین الان برای اولین بار، فرار از برج تایت‌روپ رو انجام داد

20:58.861 --> 21:02.407
‫و رکوردِ جدیدی در حقه‌های
‫هوایی غیرضروری ثبت کرد.

21:14.585 --> 21:18.756
‫آقای ویگلزورث، من والتر گامبو هستم.
‫استعدادیابِ بین‌المللی

21:18.840 --> 21:21.676
‫برای برنامه‌ی «شعبده‌بازی تمام اقیانوس و چند دریا».

21:21.759 --> 21:23.803
‫بریم با هم صحبت کنیم.

21:25.680 --> 21:27.140
‫یعنی چی بیش‌تر زمان میخوای؟

21:27.223 --> 21:29.934
‫از صبح این اسکل‌ها رو از لونه‌شون کشیدم بیرون.

21:30.018 --> 21:32.353
‫مامان... با کی داری حرف میزنی؟

21:33.730 --> 21:36.899
‫داشتم با تلفن صحبت میکردم؟
‫انقدر احساساتی شدم که یادم میره.

21:38.985 --> 21:41.154
‫- این چیه اینجا؟
‫- اشک مصنوعی.

21:41.237 --> 21:43.531
‫مامان هیچ‌وقت گریه نمیکنه. میدونستم!

21:43.614 --> 21:45.366
‫معلومه که گریه نمیکنم.

21:45.450 --> 21:48.202
‫فکر کردی موجودی مثل من میذاره

21:48.286 --> 21:52.957
‫با آب نمکی که از چشمش خارج میشه، کُشته بشه؟

21:53.041 --> 21:55.084
‫وایسا ببینم. اصلا قرار نبوده ازدواج کنی، نه؟

21:55.168 --> 21:56.919
‫عنکبوت، میتونی بفهمی به کی زنگ زده؟

21:57.003 --> 21:58.463
‫قبل از اینکه بگی شروع کردم آقا گرگه.

21:58.546 --> 22:01.049
‫رد تماس‌گیرنده رو زدم و رسیدم به...

22:01.132 --> 22:02.633
‫لونه‌مون؟

22:04.344 --> 22:06.471
‫همه‌ی اینا یه بازی بود که
‫ما رو از لونه خارج کنی؟

22:06.554 --> 22:10.183
‫مامان... میخواستم شادیت رو ازت بگیرم...
‫ولی اصلا شدنی نیست.

22:10.266 --> 22:12.477
‫چون یه خائنِ بدبختِ به‌دردنخوری.

22:12.560 --> 22:15.396
‫اینا همه‌ش ویژگی خوب بود. هوم.

22:35.041 --> 22:37.335
‫دیبی... واقعا خودتی؟

22:38.503 --> 22:40.421
‫سلام پسرجون.

22:40.445 --> 22:48.930
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Instagram & Telegram: @Film2Media_Plus

22:49.109 --> 23:00.018
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Instagram & Telegram: @Film2Media_Plus
