WEBVTT

00:00.298 --> 00:08.783
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Instagram & Telegram: @Film2Media_Plus

00:08.962 --> 00:17.513
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Instagram & Telegram: @Film2Media_Plus

00:17.538 --> 00:20.082
‫هزاران سال قبل... قبل از اینکه سرقت اختراع بشه،

00:20.166 --> 00:24.628
‫یه گرگِ پیشینِ شرور و مکار مجموعه‌ای از سرقت‌ها رو

00:24.712 --> 00:26.172
‫برای اولین بار در تاریخ انجام داد.

00:26.255 --> 00:27.423
‫تاریخ سرقت! لعنتی!

00:27.923 --> 00:30.217
‫اسم قهرمانِ داستانِ ما... تالیا بود

00:30.301 --> 00:33.220
‫و شجاعتِ مثال‌زدنی اون در کشفِ
‫مرزهای جدید جرم...

00:33.220 --> 00:36.766
‫باعث شکل‌گیری اولین جوخه‌ی حراست شد.

00:36.849 --> 00:38.559
‫یه‌مُشت قلدر.

00:38.642 --> 00:42.146
‫تالیا با موفقیت بارها و بارها از دشمنانش دزدی کرد

00:42.229 --> 00:44.440
‫تا اینکه... کُشته شد.

00:44.523 --> 00:48.277
‫توی یه تعقیب و گریز، افتاد توی یه دریاچه‌ی یخ‌زده.

00:48.360 --> 00:50.738
‫جسد تالیا هزاران ساله که

00:50.821 --> 00:52.948
‫توی این قالبِ یخی نگهداری میشه.

00:54.241 --> 00:57.244
‫عجب اسطوره‌ای.
‫کنده‌کاری‌های دیواره‌ی غار حق مطلب رو ادا نمیکنن.

00:57.328 --> 00:59.080
‫میدونید، همین‌طوری تفریحی یه آزمایش دی‌ان‌ای دادم

00:59.163 --> 01:01.582
‫و معلوم شد من از نوادگانِ مستقیمِ تالیام.

01:01.665 --> 01:03.209
‫دزدی توی خونِ منه.

01:03.292 --> 01:06.170
‫از روزی که دزدی رو شروع کردم، تالیا الگوی من بوده.

01:06.253 --> 01:09.465
‫میدونم مسخره به‌نظر میاد، چون همین حرف رو
‫در مورد گرگِ بزرگ هم زدم

01:09.548 --> 01:12.885
‫ولی اون بیش‌تر ساخته‌ی تخیلاتم بود،
‫اما تالیا واقعیه.

01:12.968 --> 01:15.137
‫معلومه دیگه...

01:15.221 --> 01:17.515
‫چون همه‌تون میتونید ببینیدش، نه؟

01:17.598 --> 01:19.725
‫حالا بیا همین‌طوری بهش نگاه کنیم

01:19.809 --> 01:21.644
‫و در موردِ بزرگیِ تالیا حرف بزنیم.

01:21.727 --> 01:24.313
‫این فرصتیه که بیش‌تر با رگ‌وریشه‌مون آشنا بشیم.

01:24.396 --> 01:27.441
‫راه درازی رو اومدیم، اما قدمِ بعدی بچه‌های بد چیه؟

01:27.525 --> 01:30.861
‫چطور باید بهترین بدترین بچه‌های بد دنیا بشیم؟

01:30.945 --> 01:32.822
‫تصور کنید اون زمان دزدی چه‌جوری بوده.

01:32.905 --> 01:34.073
‫خالصِ خالص.

01:34.156 --> 01:35.783
‫بدون حواس‌پرتی‌های دنیای مدرن مثل...

01:36.450 --> 01:37.493
‫برق.

01:40.913 --> 01:42.289
‫آهای! اینجا چه خبره؟

01:43.415 --> 01:45.709
‫میشه از این به بعد، قبلش بهم یه هشدار بدید؟

02:28.523 --> 02:30.013
‫[سریال بچه‌های بد]

02:30.963 --> 02:35.134
‫بعد از سرقتِ دیشب‌مون عین خرس خوابیدم.

02:35.217 --> 02:36.886
‫تو هیچی رو ندزدیدی.

02:36.969 --> 02:39.013
‫20 دقیقه درِ گوش یه قالب یخ حرف زدی

02:39.096 --> 02:40.764
‫و ما اون گردنبند رو بلند کردیم.

02:40.848 --> 02:45.394
‫عه... دستاوردِ تیم... دستاوردِ رهبرِ...

02:47.271 --> 02:49.315
‫دارم پرواز میکنم! تو داری پرواز میکنی!

02:49.398 --> 02:51.192
‫این بوی دوده؟

02:52.776 --> 02:53.944
‫تالیا؟

02:56.030 --> 02:59.575
‫- دوباره توهم زدم.
‫- واقعیه... و میخواد ما رو بپزه.

02:59.658 --> 03:00.701
‫هوم. نه، نه، نه.

03:07.833 --> 03:09.376
‫آخه چطور ممکنه؟

03:12.463 --> 03:15.215
‫حتما وقتی برق رو قطع کردم،
‫محفظه‌ی انجماد دچار مشکل شده.

03:15.299 --> 03:17.468
‫یخش آب شده و تا خونه تعقیب‌مون کرده!

03:17.551 --> 03:19.011
‫یه گرگِ پیشینِ زنده.

03:19.094 --> 03:20.179
‫ترسناک...

03:20.262 --> 03:21.680
‫اما خفن!

03:22.890 --> 03:23.724
‫وای!

03:23.807 --> 03:26.060
‫که... فکر کنم زود نتیجه‌گیری کردم.

03:30.648 --> 03:33.233
‫غنیمتش. غنیمتش رو میخواد.

03:34.068 --> 03:35.569
‫بیا... بگیرش.

03:36.487 --> 03:37.321
‫ها؟

03:40.241 --> 03:42.785
‫ما... دوستیم.

03:42.868 --> 03:44.286
‫سارقیم.

03:44.370 --> 03:45.996
‫بچه‌های بد.

03:47.748 --> 03:49.500
‫د... دوست.

03:49.583 --> 03:51.418
‫د... دزد.

03:51.502 --> 03:52.378
‫بد.

03:52.461 --> 03:55.381
‫آخی! عین خواهر برادرهان.

03:56.799 --> 03:58.384
‫چیه؟ عاشق خواهر و برادرهام.

03:58.467 --> 04:00.177
‫خودم 200تا خواهر برادر دارم.

04:00.261 --> 04:02.680
‫این شما و این بچه‌های توی تخم!

04:04.014 --> 04:05.724
‫گرسنه.

04:05.808 --> 04:07.059
‫گرسنه؟ گرسنه‌شه؟

04:07.142 --> 04:10.062
‫معلومه! عملا چند قرنه هیچی نخوردی.

04:10.145 --> 04:12.356
‫مار... آبنبات چوبی‌هات... لطفا.

04:13.190 --> 04:15.985
‫خوشمزه‌ترین چیزیه که داریم. زود باش.

04:16.068 --> 04:16.902
‫نه.

04:21.282 --> 04:23.742
‫یه منجمد سابق داره همه‌ی یخمک‌هام رو میخوره.

04:23.826 --> 04:25.286
‫اوه، عجب داستانیه.

04:25.369 --> 04:27.579
‫خب... باهاش چی کار کنیم؟

04:27.663 --> 04:29.999
‫نمیتونیم دوباره برش گردونیم توی فریزرش که.

04:30.082 --> 04:31.250
‫اصلا انسانی نیست.

04:31.333 --> 04:33.669
‫خیلی باحاله که اولین سارق، یه خانم بوده.

04:33.752 --> 04:36.672
‫خب... الان خالقِ جرم و جنایت اینجاست!

04:36.755 --> 04:38.340
‫یه‌لحظه فکرش رو بکن.

04:38.424 --> 04:40.175
‫از طرز فکرت خوشم اومد عنکبوت.

04:40.259 --> 04:42.177
‫تالیا میتونه عضو بچه‌های بد بشه.

04:42.261 --> 04:45.306
‫مگه خفن‌تر از اولین سارق هم داریم؟
‫به‌نظرم رای‌گیری کنیم.

04:45.389 --> 04:47.474
‫من همین‌طوریش باورم نمیشه چهار نفر رو میشناسم.

04:47.558 --> 04:49.435
‫واقعا دیگه توی زندگیم جایی برای نفر پنجم ندارم...

04:49.518 --> 04:51.437
‫حتی اگه رزومه‌ی حیرت‌انگیزی داشته باشه.

04:51.520 --> 04:53.397
‫بی‌خیال مار.

04:53.480 --> 04:57.026
‫تالیا جدِ سارق‌مونه. اون سختی کشیده که ما راحت باشیم.

04:57.109 --> 05:00.529
‫اگه اون زمان جراتِ دزدی رو پیدا نمیکرد،
‫خدا میدونست ما الان کجا بودیم.

05:00.612 --> 05:01.447
‫ممکن بود من...

05:01.530 --> 05:03.198
‫نگهبان باشم.

05:03.282 --> 05:04.450
‫چندش!

05:04.533 --> 05:07.036
‫بدتر از نگهبان نداریم! درست میگم؟

05:07.119 --> 05:09.163
‫کاملا درسته آبزی‌جون.

05:11.081 --> 05:13.375
‫محاله با یه نگهبان دوست بشیم...

05:13.459 --> 05:18.047
‫برای همین کاملا موافقِ عضویتِ تالیا هستیم.

05:18.130 --> 05:20.299
‫تالیا هم همین‌طوریش خیلی ازمون خوشش اومده.

05:20.382 --> 05:22.217
‫نگاه کنید چه خوشگل زل زده.

05:22.301 --> 05:24.845
‫آبنباتِ گُنده!

05:25.721 --> 05:28.515
‫بی‌خیال آقا ماره. موقتی عضو گروه بشه.

05:28.599 --> 05:30.392
‫باشه، باشه.

05:30.476 --> 05:33.062
‫انگار جدیدترین عضو بچه‌های بد رو پیدا کردیم.

05:33.145 --> 05:36.148
‫گمون کنم یه چیزهایی از غریزه‌ی تبهکارانه‌ی تالیا یاد بگیریم.

05:36.231 --> 05:37.232
‫من که یاد گرفتم.

05:37.983 --> 05:39.568
‫یه کمک میدید؟

05:39.651 --> 05:41.070
‫نه، نه، نه، نه، نه. هی،

05:41.153 --> 05:42.738
‫عنکبوت نمیخوریم، باشه؟

05:42.821 --> 05:44.114
‫خیلی‌خب تالیا.

05:44.198 --> 05:46.575
‫آماده‌ی نشون‌مون بدی دزدی یعنی چی؟

05:57.002 --> 06:01.048
‫فکر نمیکنم بیرون انداختن پول‌ها از ماشین،
‫جزوی از سرقت باشه.

06:04.718 --> 06:07.638
‫شاید غریزه‌ی تبهکارانه‌ی تالیا یه‌خرده قدیمی باشه،

06:07.721 --> 06:10.516
‫ولی نباید اشتباهات‌مون رو بندازیم گردن تازه‌وارد گروه.

06:10.599 --> 06:13.185
‫راستش میخواست ما رو توی گاوصندوق زندانی کنه.

06:13.268 --> 06:15.938
‫اوه! شاید میخواسته همه‌ی پول‌ها رو برای خودش برداره.

06:16.021 --> 06:17.523
‫خیلی تبهکارانه‌ست

06:17.606 --> 06:19.525
‫که ما رو اینطوری قربانی کنه.

06:19.608 --> 06:22.152
‫درست ولی آژیر خطر رو هم فعال کرد.

06:22.236 --> 06:23.153
‫اونم دو بار!

06:23.237 --> 06:25.405
‫تالیا آژیر دوست داره.

06:25.489 --> 06:27.908
‫میگه بی بو! بی بو!

06:28.992 --> 06:30.994
‫هنوز با دنیای ما آشنا نیست.

06:31.078 --> 06:34.414
‫فقط صبر کنید. چیزی نمونده غریزه‌ش فعال بشه.

06:34.498 --> 06:36.875
‫تالیا، آژیر بده.

06:36.959 --> 06:38.127
‫آژیر ندوست.

06:38.210 --> 06:39.419
‫بی بو! بی بو!

06:39.503 --> 06:42.172
‫بی بو! بی بو! بی بو! بی بو!

06:43.090 --> 06:44.716
‫به‌به!

06:50.222 --> 06:51.640
‫این سهمت از سرقت.

06:52.391 --> 06:55.269
‫- میشه آبنبات بخورم؟
‫- نه!

06:55.352 --> 06:58.522
‫خیلی باارزشه. اصلا نباید پول بخوری.

06:58.605 --> 07:01.358
‫خب... برای چی ارزشمنده؟

07:01.441 --> 07:02.943
‫چون عه...

07:03.026 --> 07:05.529
‫گمون کنم چون جامعه میگه باارزشه؟

07:07.823 --> 07:08.907
‫بو! درخت!

07:08.991 --> 07:10.868
‫عجب بویایی‌ای داری‌ها!

07:10.951 --> 07:13.620
‫پول از جنس کاغذه...
‫کاغذ هم از درخت درست میشه.

07:13.704 --> 07:16.165
‫درخت میشه... آتش... بزرگ!

07:17.499 --> 07:19.918
‫- جانمی جان!
‫- این داره چی کار میکنه؟

07:20.002 --> 07:21.128
‫گرگ، جلوش رو بگیر!

07:21.712 --> 07:23.422
‫واقعا برای چی پول باارزشه؟

07:23.505 --> 07:25.299
‫در واقعِ یه قرارداد عمومیه.

07:27.092 --> 07:29.011
‫زیر نظر دارمت.

07:29.094 --> 07:30.846
‫من زیر نظر دارمت.

07:30.929 --> 07:33.640
‫توی بانک میخواستی ما رو گیر بندازی
‫که بتونی پول‌ها رو نگه داری...

07:33.724 --> 07:36.727
‫اما بعدش سوزوندیش،
‫چون میدونی میتونی بازم بدزدی.

07:36.810 --> 07:38.896
‫واقعا کارت درسته‌ها!

07:38.979 --> 07:41.565
‫یه سارقِ خفن... درست مثل خودم.

07:41.648 --> 07:45.068
‫برای همین میخوام یادت بدم
‫چطور رمزِ گاوصندوق رو بشکونی.

07:45.152 --> 07:46.361
‫رمز... بشکونم؟

07:46.445 --> 07:47.988
‫گوشت رو میذاری اینجا...

07:48.071 --> 07:51.742
‫بعد آروم پیچش رو میچرخونی.

07:53.911 --> 07:55.537
‫رمز... شکست!

07:56.246 --> 07:59.875
‫قرار نیست چیزی رو بشکونیم که!
‫حالا دیگه نمیتونیم پولِ توش رو دربیاریم!

07:59.958 --> 08:00.834
‫هیچ‌وقت.

08:00.918 --> 08:04.129
‫آخ! هرچی گفتم رو پس میگیرم.
‫ما اصلا مثل هم نیستیم فسقلیِ...

08:04.213 --> 08:05.506
‫تو فسقلی‌ای.

08:05.589 --> 08:06.632
‫وای!

08:08.258 --> 08:12.304
‫آقا گرگه، کم‌کم دارم حس میکنم
‫در مورد تالیا اشتباه میکردی.

08:12.846 --> 08:14.932
‫بی‌خیال. این غریزه‌ی تبهکارانه‌اشه.

08:15.015 --> 08:17.059
‫تازه، همه دل‌شون میخواد ما رو با سنگ بزنن.

08:17.142 --> 08:19.102
‫میخواست من رو کباب کنه.

08:19.186 --> 08:21.313
‫شاید تالیا نمیخواسته کبابت کنه.

08:21.396 --> 08:23.106
‫شاید میخواسته گرم نگهت داره.

08:23.190 --> 08:26.610
‫چون نمیخواد مثل خودش، تبدیل به قالب یخ بشی.

08:26.693 --> 08:28.445
‫حرف از غذا شد...

08:28.529 --> 08:32.324
‫آره، من و کوسه توی این فکر بودیم
‫که یخچال رو دوباره پُر کنیم...

08:32.407 --> 08:34.326
‫چون... تالیا هرچی بوده رو خورده.

08:34.409 --> 08:36.328
‫عجب اشتهایی داره‌ها!

08:36.411 --> 08:38.872
‫ما یه سر میریم فروشگاه...

08:38.956 --> 08:40.707
‫که چندتا... گوشت بلند کنیم.

08:40.791 --> 08:42.960
‫- آره.
‫- به سمت گوشت‌فروشی!

08:46.171 --> 08:49.424
‫باورم نمیشه دروغ گفتیم.
‫اگه بفهمن چی؟

08:49.508 --> 08:51.635
‫وای! نباید بذاریم بفهمن.

08:51.718 --> 08:54.680
‫هرچی آبرو جمع کردیم، از بین میره...
‫اگه بچه‌ها بفهمن که دوست‌مون...

08:54.763 --> 08:56.139
‫اینم رفقای خودم!

08:56.223 --> 08:58.058
‫وای!

08:58.141 --> 08:59.268
‫آروم باشید رفقا.

09:00.477 --> 09:02.187
‫هوف! نگهبان گری!

09:02.271 --> 09:04.898
‫هنوزم وقتی با یونیفرم می‌بینیمت،
‫از ترس زهره‌ترک میشیم.

09:04.982 --> 09:07.276
‫درک میکنم. ولی توی «محدوده‌ی دوستی» جاتون امنه.

09:08.235 --> 09:10.904
‫مجرمین و مامورین قانون

09:10.988 --> 09:14.908
‫باید اختلافات‌شون رو کنار بذارن و
‫در آرامش با هم زندگی کنن.

09:14.992 --> 09:16.410
‫با تاس‌بازی!

09:18.537 --> 09:20.998
‫از وقتی بهمون یاد دادی، معتادش شدیم.

09:21.081 --> 09:22.165
‫یوهو!

09:22.249 --> 09:26.086
‫درک میکنم. تاس خیلی خفنه.
‫هیچ‌وقت نمیدونی قراره چی پیش بیاد.

09:26.169 --> 09:27.629
‫درست عین زندگی.

09:27.713 --> 09:31.091
‫یعنی... اصلا فکرش رو نمیکردیم با تو دوست بشیم گری.

09:31.174 --> 09:32.259
‫ولی الان دوستیم.

09:32.342 --> 09:36.471
‫سه رفیقِ ابدی که پیوندشون
‫به واسطه‌ی عشق به تاس شکل گرفته.

09:36.555 --> 09:37.889
‫بریم که تاس بریزیم!

09:37.973 --> 09:40.475
‫ببین چطور از زیر پا تاس میریزم.

09:40.559 --> 09:42.144
‫میخوام تاسِ کات‌دار بریزم.

09:42.227 --> 09:44.062
‫هنر کردید!

09:48.108 --> 09:49.901
‫تاس میریزم کیف کنی!

09:49.985 --> 09:51.153
‫یوهو!

09:52.404 --> 09:54.406
‫رفقای تاسی تا ابد!

09:54.489 --> 09:57.284
‫کی میخواد دومینوی تاسی بازی کنیم؟

09:58.410 --> 10:01.038
‫ایولا!

10:01.121 --> 10:02.205
‫لعنتی!

10:02.289 --> 10:04.833
‫یادم رفت توی محدوده‌ی دوستی، موبایل آنتن نمیده.

10:04.916 --> 10:08.462
‫20 تماس از دست رفته از عنکبوت... 20 پیام؟

10:08.545 --> 10:10.922
‫شما دوتا کجایید؟ گوشت لازم دارید.

10:11.006 --> 10:14.259
‫تالیا گرسنه‌ست. میخواد من رو بخوره.

10:14.343 --> 10:16.011
‫کمک! لونه. همین الان.

10:20.223 --> 10:23.018
‫- اینجا چه خبره؟
‫- بذارید بگم چه خبره.

10:23.101 --> 10:26.647
‫این به‌اصطلاح غریزه‌ی تبهکارانه‌ی تالیا کاملا الکیه.

10:26.730 --> 10:30.067
‫اصلا براش مهم نیست چی سمتش می‌اندازیم،
‫لونه رو نابود کرده

10:30.150 --> 10:33.695
‫و بدتر از همه، نمیذاره بریم دزدی‌مون رو بکنیم!

10:33.779 --> 10:37.908
‫نه، نه. به‌نظرم بدترین بخشش اینه که
‫هِی میخواد من رو بخوره.

10:37.991 --> 10:41.620
‫گرگ، قبول کن. اینطوری نمیشه!

10:41.703 --> 10:43.705
‫شماها تالیا رو درک نمیکنید.

10:43.789 --> 10:48.543
‫اون یه... یه حالتِ خالصی از دزدی رو توی خودش داره.
‫برخوردِ ما باهاش کاملا اشتباه بوده.

10:48.627 --> 10:51.129
‫سعی کردیم تالیا مثل ما دزدی کنه...

10:51.213 --> 10:53.882
‫ولی ما باید بیش‌تر شبیه اون بشیم.

10:53.965 --> 10:55.425
‫واقعا مسخره‌ست!

10:55.509 --> 10:56.968
‫محاله بتونیم از پیرزنی که

10:57.052 --> 10:59.471
‫به توستر پارس میکنه، چیزی یاد بگیریم!

11:01.181 --> 11:02.974
‫بی‌خیال. یه‌لحظه فکر کنید.

11:03.058 --> 11:06.853
‫شاید برای اینکه بهترین سارق‌های این دنیا بشیم،
‫باید به گذشته نگاه کنیم.

11:06.937 --> 11:10.649
‫کی جرم رو بهتر از مخترعش درک میکنه؟
‫چی برای از دست دادن داریم؟

11:12.526 --> 11:13.568
‫شرافت‌مون!

11:14.344 --> 11:18.465
فـــــیــــ.لــــــمــــ.کــــ.ـیـــــو

11:18.490 --> 11:23.829
‫تالیا برای پول، دزدی نمیکنه.
‫دزدی رو به‌خاطرِ عملش انجام میده.

11:23.912 --> 11:26.123
‫از مادیات جدا بشید.

11:26.206 --> 11:29.251
‫- انقدر پول رو نسوزون!
‫- هیچی برامون نمیمونه!

11:29.334 --> 11:31.044
‫تو هم مثل من فکر میکنی؟

11:31.920 --> 11:34.047
‫شما دوتا هِی کجا میرید؟

11:34.131 --> 11:36.800
‫برای کنترل این گرگِ پیشین باید همه باشن.

11:36.883 --> 11:39.719
‫عه... عه...

11:39.803 --> 11:40.971
‫گوشت‌فروشی!

11:45.475 --> 11:46.560
‫شکوندن... رمز!

11:49.938 --> 11:52.899
‫خیلی خوب با غریزه‌ی ابتداییت خو گرفتی.

11:52.983 --> 11:54.109
‫حتما باید امتحانش کنم.

11:54.192 --> 11:58.238
‫باید گرگ‌ترین گرگ باشم.
‫لازمه مجرمِ درونم رو متمرکز کنم.

11:58.321 --> 12:00.407
‫شکوندن... رمز!

12:04.202 --> 12:06.163
‫نکنه تو هم میخوای با سنگ بزنی توی سرم؟

12:08.498 --> 12:09.499
‫وای! وای!

12:15.922 --> 12:16.756
‫ایول!

12:18.758 --> 12:20.719
‫یه‌خرده عذاب‌وجدان دارم بچه‌ها رو ول کردیم.

12:20.802 --> 12:22.762
‫ما بچه‌های بدیم.

12:22.846 --> 12:25.390
‫باید کارهای بد بکنیم... نه؟

12:25.974 --> 12:29.436
‫هی، حال‌تون خوبه؟
‫به‌نظر میاد حواس‌تون پرته.

12:29.519 --> 12:33.690
‫احتمالا ترجیح میدید یه بازی واقعی بکنید.
‫مثلا کارت‌بازی.

12:33.773 --> 12:37.611
‫عه... چی؟ نه! مسخره‌بازی درنیار گری.

12:37.694 --> 12:40.030
‫اون بیرون، همه‌چیز یه بازیه.

12:40.113 --> 12:43.074
‫ولی اینجا، توی محدوده‌ی دوستی، هیچ قانونی نداریم.

12:43.158 --> 12:44.993
‫میتونیم خودِ واقعی‌مون باشیم.

12:45.076 --> 12:47.370
‫هیچ‌جا رو به‌اندازه‌ی اینجا دوست نداریم.

12:48.163 --> 12:49.372
‫هک نه!

12:51.666 --> 12:55.170
‫تالیا میگه تکنولوژی به‌درد نمیخوره
‫و باعث حواس‌پرتی میشه.

12:55.253 --> 12:57.714
‫باید با اتکا به خودمون دزدی کنیم.
‫متوجه نیستی؟

12:59.716 --> 13:01.468
‫نه!

13:02.052 --> 13:05.847
‫هیچ میدونی گیر آوردن
‫یه کارت گرافیکِ خوب چقدر سخت بود؟

13:14.648 --> 13:16.691
‫نگهبان... سریع.

13:20.737 --> 13:23.323
‫درسته. اگه سریع باشی
‫میتونی از دست نگهبان‌ها فرار کنی.

13:30.830 --> 13:32.666
‫چطوره پنج دقیقه استراحت کنیم؟

13:35.544 --> 13:38.505
‫هوم! چه بوی خوبی میاد.

13:39.464 --> 13:41.925
‫ببین کی بالاخره برگشته.

13:42.008 --> 13:45.470
‫شما دوتا کجا بودید؟
‫چیزی نمونده بود کباب خانم گرگه بشیم.

13:46.471 --> 13:47.472
‫گوشت‌فروشی؟

13:48.890 --> 13:52.310
‫خیلی عجیبه... چون شما
‫به‌دردنخورها هیچ گوشتی نیاوردید!

13:52.394 --> 13:54.479
‫این چند وقت به‌طرز عجیبی هِی میرید بیرون.

13:54.563 --> 13:56.523
‫البته درک میکنم همه‌مون آدم‌های مشکوکی هستیم،

13:56.606 --> 13:59.859
‫ولی وقتی بچه‌های بد بهتون نیاز دارن،
‫نباید غیب‌تون بزنه!

14:00.491 --> 14:03.321
‫همه همه‌ش غر میزنن که من
‫اهل کارِ تیمی نیستم.

14:03.405 --> 14:05.699
‫خب... دیگ به دیگ میگه روت سیاه.

14:05.782 --> 14:08.368
‫- ببخشید.
‫- الان دیگه اومدیم.

14:08.451 --> 14:11.580
‫خوبه. چون حالا که گرگ شده
‫مریدِ فرقه‌ی تالیا...

14:11.663 --> 14:13.748
‫باید با همدیگه درستش کنیم.

14:13.832 --> 14:17.294
‫باورم نمیشه یه تازه‌وارد رو به
‫بچه‌های بد ترجیح داده!

14:17.294 --> 14:19.504
‫- آره.
‫- عه... اصلا درست نیست.

14:19.588 --> 14:22.299
‫فقط دستم بهش برسه... له و لورده‌اش میکنم.

14:23.717 --> 14:25.594
‫دوست ندارم این حرف رو بزنم ولی...

14:25.677 --> 14:28.179
‫میدونم. باید دوستی‌مون با
‫گری کوچولو رو تموم کنیم.

14:31.182 --> 14:32.142
‫سریع!

14:32.893 --> 14:34.227
‫آقا گرگه کجاست؟

14:40.817 --> 14:42.903
‫این وضع نباید ادامه پیدا کنه.

14:42.986 --> 14:44.946
‫خوب میدونم چطور درستش کنم.

14:54.873 --> 14:57.083
‫احتمالا تالیا زودتر از من رسید، نه؟

14:58.501 --> 15:00.253
‫میگم... تالیا رو ندیدید؟

15:00.337 --> 15:01.588
‫معلومه که دیدیمش.
‏ فــیـلـمــکـیــو

15:01.671 --> 15:05.008
‫خودمون هم فرستادیمش بیرون.

15:05.091 --> 15:07.302
‫- چی؟
‫- یعنی پرتش کردیم بیرون.

15:07.385 --> 15:08.929
‫از در... و لونه.

15:09.012 --> 15:10.805
‫و از زندگی‌هامون. برای همیشه!

15:10.889 --> 15:13.016
‫باروم نمیشه اینطوری دورم زدید.

15:13.099 --> 15:13.934
‫ببین...

15:14.017 --> 15:17.729
‫به‌لطف تالیا، گرفتار یه‌عالمه عادت و ایده‌ی عجیب‌غریب شدی

15:17.812 --> 15:19.940
‫و میخواستی ما رو هم مجبور کنی
‫انجام‌شون بدیم.

15:20.023 --> 15:22.943
‫دیگه خسته شدیم. عضویت موقتی... کنسله.

15:23.026 --> 15:25.612
‫تالیا به‌درد عضویت توی بچه‌های بد نمیخوره.

15:26.571 --> 15:30.241
‫با اینکه خداحافظی با کسی که
‫حسابی باهاش دوست شدی، سخته...

15:30.325 --> 15:33.495
‫بعضی وقت‌ها باید برای صلاحِ تیم هم که شده،
‫یه کاری رو انجام بدی.

15:33.578 --> 15:34.704
‫آره.

15:39.668 --> 15:42.712
‫ببخشید. باید گریه کنیم.

15:44.172 --> 15:47.175
‫بدجور برای تالیا احترام قائلم که
‫اولین سارق دنیا بوده

15:47.258 --> 15:50.053
‫ولی... راستش رو بخوای، دزد خوبی نیست.

15:50.136 --> 15:53.848
‫باشه، قبول دارم. رابطه‌مون با تالیا خوب پیش نمیرفت

15:53.932 --> 15:56.226
‫ولی هرچی نباشه، جدِ منه.

15:56.309 --> 16:00.021
‫ما حیوون‌های گله‌ای هستیم و محاله
‫تنهایی توی این دنیای مدرن دووم بیاره.

16:00.105 --> 16:03.400
‫پس میرم پیداش میکنم و برش میگردونم.
‫کی باهام میاد؟

16:06.820 --> 16:09.114
‫آره... نمیدونم با خودم چه فکری میکردم.

16:14.452 --> 16:15.578
‫تالیا!

16:18.498 --> 16:21.751
‫فکر کن گرگ. الان ترسیده و تنهاست.
‫کجا ممکنه رفته باشه؟

16:22.335 --> 16:24.004
‫اوه. فهمیدم!

16:32.429 --> 16:35.974
‫فقط وایسا تا بقیه‌ی بچه‌ها این رو بشنون.
‫تو واقعا سارق بزرگی هستی.

16:36.057 --> 16:39.352
‫نگاهش کن. یه نفری داری لباست رو
‫از نمایشگاه میدزدی.

16:39.436 --> 16:42.355
‫نمیدزدم. مالِ خودمه.

16:42.439 --> 16:43.398
‫خودم!

16:43.481 --> 16:46.276
‫همین اعتمادبه‌نفسه که تو رو
‫یه سارقِ بزرگ میکنه.

16:46.359 --> 16:47.694
‫دنیا مال توئه.

16:48.445 --> 16:52.073
‫هی، هی! هی، آروم.
‫تالیا، نباید گردنبند رو برگردونی.

16:52.157 --> 16:54.242
‫دزدها چیزی رو برنمیگردونن.

17:02.500 --> 17:04.252
‫عاشق این وقت‌گذرونی‌های چند روز اخیرمونم.

17:04.335 --> 17:06.171
‫این لبخندهای توی سکوت هم که محشره.

17:08.131 --> 17:10.467
‫از... از پسش برنمیام کوسه.

17:10.550 --> 17:12.218
‫باید قوی باشیم.

17:29.444 --> 17:31.488
‫گری! گری!

17:31.571 --> 17:33.823
‫باید باهات به‌هم بزنیم!

17:33.907 --> 17:35.533
‫عه... چی؟

17:35.617 --> 17:37.410
‫مشکل از تو نیست. مشکل ماییم.

17:37.494 --> 17:40.371
‫اگه بقیه‌ی بچه‌های بد بفهمن که
‫با یه نگهبان دوستیم،

17:40.455 --> 17:41.664
‫درجا از گروه بیرون‌مون میکنن!

17:41.748 --> 17:46.169
‫این رابطه‌ی ما هیچ‌جوره جواب نمیده ولی خودت...

17:46.252 --> 17:47.295
‫تاس بریز.

17:47.378 --> 17:49.172
‫یعنی چی نمیتونید با یه نگهبان دوست باشید؟

17:49.255 --> 17:51.049
‫خودم دیدم توی شهر با اون

17:51.132 --> 17:53.885
‫خانم گرگه که صد درصد پلیسه، میگردید.

17:54.427 --> 17:55.720
‫تالیا رو میگی؟

17:55.804 --> 17:57.680
‫اون دزده، نه نگهبان.

17:57.764 --> 18:00.141
‫اوهوم. یعنی من فرق نگهبان و دزد رو نمیفهمم؟

18:00.767 --> 18:03.144
‫تالیا اولین دزد نبوده.

18:03.228 --> 18:05.313
‫این یعنی...

18:08.108 --> 18:11.402
‫تالیا، واقعا لازمه دو بار توی یه روز، هوازی کار کنیم؟

18:12.654 --> 18:13.905
‫وای!

18:25.416 --> 18:26.543
‫گردنبند... بده!

18:27.544 --> 18:29.337
‫اگه میخوای برش گردونی، نمیدم.

18:29.420 --> 18:31.506
‫دزد که نباید اینطوری رفتار کنه!

18:31.589 --> 18:35.760
‫انقدر اون چوب رو توی هوا نچرخون.
‫شبیه این...

18:37.470 --> 18:38.930
‫نگهبان؟ وایسا ببینم.

18:39.556 --> 18:41.599
‫تو نگهبان بودی؟ نه، نه، نه.

18:46.521 --> 18:51.025
‫نه!

18:51.526 --> 18:53.403
‫تو اصلا دزد نیستی.

18:54.654 --> 18:57.866
‫برای همینه هیچ‌کدوم از اون مهارت‌های دزدی‌ای
‫که یادت میدادیم رو نمیفهمیدی.

19:06.124 --> 19:07.584
‫زود باش! بپر بالا گرگ!

19:21.514 --> 19:24.642
‫حق با شما بود!
‫تالیا جایی توی بچه‌های بد نداره. اون یه...

19:24.726 --> 19:25.768
‫نگهبانه. میدونیم!

19:26.519 --> 19:28.313
‫عه... گری راهنمایی‌مون کرد.

19:28.396 --> 19:30.398
‫گری؟ همون پلیسه؟

19:30.481 --> 19:31.941
‫ما بهت خیانت کردیم.

19:32.025 --> 19:35.445
‫اولش فقط گری دستگیرمون کرد.
‫بعد یهو دیدیم داریم با گری گپ میزنیم.

19:35.528 --> 19:38.114
‫تا به خودمون اومدیم،
‫داشتیم با گری تاس‌بازی میکردیم!

19:38.198 --> 19:41.451
‫خیلی سریع اتفاق افتاد.
‫معذرت میخوایم ولی دیگه تموم شده.

19:41.534 --> 19:42.869
‫اصلا باورم نمیشه!

19:42.952 --> 19:46.331
‫شما دوتا با یه نگهبان دوست شدید
‫و تیم رو توی خطر انداختید.

19:50.376 --> 19:51.544
‫مثل خودم.

19:51.628 --> 19:54.631
‫ولی حداقل من نمیدونستم تالیا نگهبانه.

19:54.714 --> 19:57.800
‫حتی اگه الان که بهش فکر میکنم
‫میبینم یه‌عالمه نشونه وجود داشته.

20:00.386 --> 20:02.722
‫آره، باشه. دیگ به دیگ میگه روت سیاه.

20:02.805 --> 20:04.641
‫منم... منم معذرت میخوام.

20:05.999 --> 20:06.826
‫ای وای!

20:15.151 --> 20:17.737
‫جرم... بد! کارتون... تموم!

20:24.702 --> 20:27.538
‫چی کار کنیم؟
‫نمیتونم پرتش کنم پایین!

20:41.469 --> 20:44.472
‫پیرانا... میدونی باید چی کار کنی.

20:52.272 --> 20:55.316
‫اینجا کجاست؟
‫الان کجای مشکل‌مون حل شد؟

20:58.194 --> 20:59.737
‫گیر افتادید!

20:59.821 --> 21:00.655
‫نه!

21:01.739 --> 21:04.617
‫از منه نگهبان بشنو،
‫ازت میخوام همین الان دست نگهداری.

21:04.701 --> 21:05.868
‫ها؟

21:05.952 --> 21:08.830
‫اینجا محدوده‌ی دوستیه.

21:09.747 --> 21:11.833
‫اجازه‌ی درگیری نداریم.

21:12.458 --> 21:14.002
‫محدوده‌ی دوستی؟

21:16.296 --> 21:17.630
‫نگهبان.

21:18.131 --> 21:18.965
‫نگهبان!

21:19.757 --> 21:21.968
‫گری... با تالیا آشنا شو.

21:22.552 --> 21:25.096
‫شاید این پایانِ مسیرِ دوستیِ ما باشه...

21:25.179 --> 21:27.890
‫ولی به‌نظرمون شما دوتا خوب با هم کنار میاید.

21:27.974 --> 21:30.893
‫اینطوری هم تالیا توی دنیای مدرن تنها نیست...

21:30.977 --> 21:33.187
‫هم... تو یکی رو داری که باهاش وقت بگذرونی.

21:33.271 --> 21:35.398
‫میتونید دوست‌هایی باشید که ما تونستیم باشیم.

21:37.442 --> 21:40.069
‫آبزی‌ها... هیچ‌وقت کارتون رو فراموش نمیکنم.

21:40.737 --> 21:45.074
‫و شاید... توی اون محدوده‌ی دوستیِ بزرگِ آسمونی دیدم‌تون.

21:45.575 --> 21:47.535
‫اگه تاس برامون خوب بیاد.

21:52.040 --> 21:56.794
‫میدونم تو یه نگهبانی... و من دزدم ولی...
‫با هم دوست شده بودیم.

21:56.878 --> 21:58.671
‫گری! گری!

21:58.755 --> 22:00.173
‫بی بو! بی بو!

22:00.923 --> 22:03.176
‫خیلی‌خب. شاید هم نشده بودیم.

22:03.259 --> 22:04.302
‫خداحافظ تالیا.

22:05.845 --> 22:07.013
‫هنوزم باورم نمیشه.

22:07.096 --> 22:09.724
‫فهمیدم که جدِ من، اولین سارق نیست.

22:10.391 --> 22:12.685
‫میدونید چیه؟
‫بیاید بی‌خیال آشنایی با رگ‌وریشه‌مون بشیم.

22:12.769 --> 22:14.312
‫من از نیاکانم بهترم.

22:14.395 --> 22:18.024
‫چرخه رو شکوندم و ذاتِ خوبم رو... پلید کردم.

22:26.678 --> 22:27.906
‫نه عنکبوت! جواب نده! نکن!

22:27.906 --> 22:28.950
‫سرپنتینا!

22:28.950 --> 22:31.621
‫مورچه‌ی کامپیوتری... باید با پسرکم صحبت کنم.

22:31.704 --> 22:33.372
‫یه خبر مهم دارم.

22:33.456 --> 22:34.832
‫چی شده؟

22:34.916 --> 22:36.834
‫قراره ازدواج کنم!

22:36.918 --> 22:38.044
‫اونم فردا!

22:38.068 --> 22:46.553
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Instagram & Telegram: @Film2Media_Plus

22:46.732 --> 22:57.641
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Instagram & Telegram: @Film2Media_Plus
