WEBVTT

00:16.521 --> 00:23.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

00:23.051 --> 00:29.011
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

00:29.041 --> 00:32.841
‫باید بگم این چند سرقت آخرمون خیلی ناجور
‫ بودن چون هی دستگیر می‌شدیم اما

00:32.841 --> 00:35.261
‫تو این یکی مثل آب خوردن
‫اومدیم تو و میریم بیرون

00:35.261 --> 00:37.971
‫ایست! دست‌ها بالا!

00:38.501 --> 00:39.641
‫دارمش!

00:42.121 --> 00:44.021
‫ندارمش

00:45.811 --> 00:48.941
‫تارتن! پیرانا! کد فوق‌العاده قرمز!

00:48.941 --> 00:51.441
‫ما باز دستگیر شدیم

00:53.321 --> 00:55.781
‫- آره، خودمون فهمیدیم
‫- دارم دنبال یه راه فرار می‌گردم

00:55.781 --> 00:58.951
‫لازم نیست گرگ.
‫یه هکر نابغه تو تیم دارید، یادت رفته؟

00:59.321 --> 01:01.031
‫شوت کن!

01:01.031 --> 01:03.621
‫یه تکنولوژی خفن واسه هک ماشین سرهم کردم

01:04.291 --> 01:06.621
‫هر کاری نگهبانه میگه بکنید،
‫برید تو ون،

01:06.621 --> 01:08.291
‫خودم می‌برمش سمت مخفی‌گاه

01:08.291 --> 01:11.131
‫بریم تو ون پلیس؟
‫داریم زور می‌زنیم که این‌طوری نشه

01:11.131 --> 01:12.671
‫بهم اعتماد کن

01:12.671 --> 01:14.301
‫تکنولوژی‌ای نیست که نتونم هکش کنم و

01:14.301 --> 01:16.881
‫این ون پلیس ابوقراضه هم از
‫این قاعده مستثنی نیست

01:20.051 --> 01:22.181
‫من هم باید سوار شم

01:22.181 --> 01:25.681
‫فکر کردی می‌ذارم داداش باله‌ایم
‫بدون من دستگیر شه؟ حرفش هم نزن

01:25.681 --> 01:26.891
‫وای!

01:29.731 --> 01:32.381
‫خب، همون بر و بچ ناخلف خودمونید که.

01:32.381 --> 01:35.241
نکنه راه گم کردید؟

01:35.241 --> 01:38.991
‫وای گری، از دست تو.
‫می‌دونی که جوابش جرمـه

01:39.601 --> 01:41.481
‫این‌قدر با پلیس‌ها پسرخاله نشید!

01:47.081 --> 01:49.621
‫- اوه اوه
‫- اوه اوه؟ اوه اوه دیگه چیـه؟

01:49.621 --> 01:52.591
‫صداییـه که معنیش میشه
‫«یه جای کار می‌لنگـه»

01:52.591 --> 01:54.421
‫می‌دونم. خودم می‌دونم.
‫کجای کار می‌لنگه؟

01:54.421 --> 01:56.841
‫یادتـه گفتم تکنولوژی‌ای نیست که
‫نتونم هکش کنم؟

01:56.841 --> 01:59.511
‫خب، این ون این‌قدر قدیمیـه که
‫اصلاً تکنولوژی نداره

01:59.511 --> 02:02.141
‫وای، عالی شد.
هکرمون بلد نیست هک کنه

02:02.161 --> 02:07.401
‫مترجم: «محمدعلی sm »

02:35.271 --> 02:36.941
« بر و بچِ ناخلف: ورود غیرقانونی »
« فصل اول »

02:40.131 --> 02:42.721
‫خب، این‌طوریش رو دیگه نداشتیم

02:42.111 --> 02:44.761
« قسمت پنجم: تارتن، ویگلزورث و کمدلباسی »

02:42.721 --> 02:44.971
‫نرم‌افزایش ماشین‌هک‌کن من همیشه کار می‌کنه

02:44.971 --> 02:46.311
‫شرمنده بابت هلفدونی اما

02:46.311 --> 02:49.601
‫حداقل به مخفی‌گاه‌مون عین یه
‫هتل پنج‌ستاره نگاه می‌کنیم

02:51.821 --> 02:53.521
‫رو تخت‌های زندان خوابم نمی‌بره

02:53.521 --> 02:56.861
‫خیلی فسقلی و خیسـن.
‫اصلاً چرا جنس‌شون سرامیکیـه؟

02:56.861 --> 02:59.361
‫داش، نکنه رو سنگ توالت می‌خوابیدی؟

02:59.361 --> 03:01.941
‫خب،‌ دیگه لازم نیست رو توالت بخوابی

03:01.961 --> 03:04.321
‫چون دفعه آخرمون بود که گیر افتادیم

03:04.321 --> 03:06.831
‫اما تولدت گری نگهبانه‌ست که

03:06.831 --> 03:09.341
‫داداشای‌ باله‌ای می‌خواستن با
‫یه کادو غافلگیرش کنن

03:09.341 --> 03:11.211
‫داداشای باله‌‌ای می‌تونن پُستش کنن

03:11.211 --> 03:12.541
‫داداشای چی؟

03:12.541 --> 03:16.171
‫قبل اومدن تو به تیم، من و پیرانا
‫فهمیدیم فقط ماییم که باله داریم

03:16.171 --> 03:18.881
‫از اون روز به بعد،
‫بهترین دوستای باله‌ای هم شدیم

03:18.881 --> 03:21.341
‫البته خیلی روش فکر نکردیم اما
‫باید بکنیم

03:21.341 --> 03:23.931
‫دست دادن رمزی چطوره؟

03:23.931 --> 03:25.961
‫- داش
‫- حق نمیگم داش؟

03:27.311 --> 03:31.641
‫عاشق انرژی‌تونم اما باید ازش برای
‫جلسه‌ی توفان فکری تیمی استفاده کنیم

03:31.641 --> 03:34.771
‫می‌تونیم وارد جاها بشیم اما
‫باید روی فرارهامون کار کنیم

03:34.771 --> 03:38.571
‫اگه می‌خوایم تبه‌کارهای حرفه‌ای بشیم
‫نباید این‌قدر بیفتیم هلفدونی

03:38.571 --> 03:40.491
‫برای همین فردا اول صبح،

03:40.491 --> 03:43.611
‫بهترین ایده‌هاتون رو درموردِ
‫ بهترین روش‌های فرار کردن می‌خوام

03:44.921 --> 03:47.241
‫بهترین رفقای باله‌ای،
‫خلاف جریان شنا می‌کنن!

03:48.521 --> 03:50.041
‫آره!

03:50.041 --> 03:53.121
‫شرمنده. قبل این که تو بیای،
‫اینم یه قضیه‌ی دیگه بین داداشای باله‌ای بود

03:53.121 --> 03:56.751
‫- متوجه نمیشی
‫- شوخی بین خودتونـه؟ می‌فهمم بابا

03:56.751 --> 03:58.421
‫من و گرگ هم یکیش رو داریم

03:58.421 --> 04:00.921
‫بهترین داداشای پشمالو

04:00.921 --> 04:02.921
‫واسه این که جفت‌مون پشم داریم دیگه

04:02.921 --> 04:04.011
‫مگه نه گرگ؟

04:04.041 --> 04:07.351
‫داداشای پشمالو، خلاف جریان مو می‌ریزن!

04:08.391 --> 04:10.141
‫- دست بردار
‫- امکان نداره

04:10.141 --> 04:12.181
‫شوخی کردم.
‫داری با مار حرف می‌زنی

04:12.181 --> 04:15.601
‫ایول، ایول، چون من دارم با
‫کوسه و پیرانا حرف می‌زنم

04:15.601 --> 04:19.151
‫باله‌ی چپ با باله‌ی چپ،
‫بزن قدش، مشت، بزن قدش

04:19.151 --> 04:21.191
‫- چپ من یا چپ تو؟
‫- جفت‌مون؟

04:21.191 --> 04:22.991
‫آره

04:22.991 --> 04:27.911
‫- وای، چه حرفای خوبی می‌زنیم
‫- ...روی پیتزا. عالیـه

04:27.911 --> 04:31.371
‫- به این میگن ایده‌ی خوب
‫- چقدر خسته و کوفته‌م

04:31.371 --> 04:33.371
‫برم تو اتاقم

04:33.371 --> 04:35.541
‫بهترین رفقای باله‌ای،
‫خلاف جریان شنا می‌کنن!

04:35.541 --> 04:36.921
‫خیلی خب...

04:36.921 --> 04:39.251
‫اول که تکنولوژیم گند زد،

04:39.251 --> 04:41.881
‫بعدشم «داداشای پشمالو
‫خلاف جریان مو می‌ریزن»؟

04:41.881 --> 04:44.261
‫چی تو سرم می‌گذشت؟
‫چه احمقانه

04:44.261 --> 04:46.181
‫آروم بگیر

04:46.181 --> 04:49.141
‫تیم عاشقتـه.
‫حتی تولدت رو هم یادشون موند

04:49.141 --> 04:52.141
‫صبر کن ببینم. اون تولد گری بود.
‫حالا هر چی

04:52.141 --> 04:54.401
‫نکته اینـه که همه‌چی مرتبـه

04:54.401 --> 04:57.691
‫دوربین‌های مخفی‌ای که همه‌جای مخفی‌گاه
‫گذاشتی هم این رو نشون میدن

04:57.691 --> 05:00.401
‫سرقت آخر چه فاجعه‌ای بود

05:00.401 --> 05:03.481
‫تارتن؟ گند زد به فرار

05:03.481 --> 05:05.651
‫آره، به خاطر تارتن خیلی گیر افتادیم...

05:08.071 --> 05:09.821
‫آفرین تارتن

05:09.821 --> 05:12.871
‫همیشه اون بچه‌‌ی عجیب‌غریبِ
‫گوشه‌گیر خونه‌نشین بودی

05:12.871 --> 05:16.341
‫حالا هم که بعد یه عمری، یه گروه عجیب و غریب
‫پیدا کردی که باهاشون خلاف کنی،

05:16.341 --> 05:18.441
‫داری گند می‌زنی بهش

05:19.251 --> 05:22.091
‫اگه تیم تصمیم بگیره که
‫چون جدیدترین عضو گروهم،

05:22.091 --> 05:24.421
‫دیگه بهم نیازی ندارن و
‫بندازنم بیرون چی؟

05:25.081 --> 05:27.131
‫خودت رو جمع‌وجور کن!

05:27.131 --> 05:28.471
‫تو تارتنی

05:28.471 --> 05:30.051
‫می‌تونی درستش کنی

05:31.971 --> 05:35.181
‫با بهترین ایده‌ی برای جلسه‌ی توفان فکری گرگ

05:35.181 --> 05:39.191
‫باید توی فرار کردن خوب بشیم.
‫عالی بشیم. مثلِ...

05:39.191 --> 05:43.231
‫مثلِ بزرگ‌ترین هنرمند فرار کردن تاریخ

05:45.241 --> 05:47.111
‫وقت توفان فکریـه

05:48.681 --> 05:49.741
‫تارتن کجاس؟

05:49.741 --> 05:52.531
‫احتمالاً دست‌شویی.
‫تازه تمیزش کردم، سختـه جلوی خودت رو بگیری

05:52.531 --> 05:54.521
‫خودم به شخصه عاشق بوم نقاشی خالیـم

06:03.541 --> 06:05.421
‫یالا دیگه! یالا!

06:06.881 --> 06:09.301
‫کمکی لازم نداری، تارتن؟

06:09.301 --> 06:10.931
‫اصلاً چی‌کار داری می‌کنی؟

06:10.931 --> 06:14.541
‫واسه فرار کردن کمک لازم داریم

06:14.541 --> 06:15.891
‫با خودم گفتم...

06:15.891 --> 06:20.851
‫کی بهترین هنرمندِ فرار کردن تاریخـه؟

06:20.881 --> 06:22.061
‫تاریخِ دزدی

06:22.061 --> 06:23.361
‫جا انداختمش!

06:24.821 --> 06:26.401
‫صبر کن ببینم. نکنه منظورت...؟

06:27.231 --> 06:28.241
‫دقیقاً

06:28.241 --> 06:30.661
‫چندین سالـه کسی چیزی ازش نشنیده و
‫طرف کله‌گنده‌ست

06:30.661 --> 06:32.491
‫واسه همین پیدا کردنش کار راحتی نبود اما

06:32.491 --> 06:35.161
‫بسپارش به یه خوره‌ی‌ تکنولوژی مثل من تا...

06:35.161 --> 06:41.081
‫بدنام‌ترین شعبده‌باز و تبه‌کارِ هنرمند
‫فرار کردن تاریخ رو معرفی کنم

06:41.081 --> 06:45.841
‫آقای ویگلزورث شگفت‌انگیز!

06:48.761 --> 06:50.221
‫سـلام!

06:51.341 --> 06:52.721
‫و درود

06:52.721 --> 06:53.971
‫باورم نمیشه خودتی!

06:53.971 --> 06:56.181
‫اون روز با یه بانک کامل غیب شدی!

06:56.181 --> 06:58.221
‫یکی از سرقت‌های محبوبمـه!

06:58.221 --> 07:02.811
‫تو تنها تبه‌کاری هستی که از
‫زندان اولکاتراز فرار کرده،

07:02.811 --> 07:04.981
‫زندانی با شدیدترین تدابیر امنیتی

07:04.981 --> 07:07.731
‫فکر می‌کردم تو اون فرار ناموفق با
‫تابوت آبی مُردی

07:07.731 --> 07:12.071
‫آره، اما فقط واسه این که
‫یه کار خیلی خفن‌تر انجام بدم

07:12.071 --> 07:14.031
‫فرار از مرگ!

07:14.031 --> 07:15.241
‫و حالا اینجام

07:15.241 --> 07:17.791
‫با‌ل‌انگیزه

07:17.791 --> 07:21.121
‫میشه ماهنامه‌ی «فرار از جزیره‌‌ی
‫اولکاتراز»‌ـم ‫رو امضا کنی؟

07:21.121 --> 07:24.251
‫آقای ویگلزورث قبول کردن که هنر فرار رو
‫بهمون آموزش بدن

07:24.251 --> 07:25.961
‫ایده‌ی عالی‌ای بود، تارتن

07:25.961 --> 07:28.051
‫- باریکلا، آبجی باله‌ای
‫- ایول، تارجونی

07:28.051 --> 07:32.761
‫ماییم دیگه. سرشار از ایده‌های ناب که
‫تیم رو متحول می‌کنه

07:32.761 --> 07:35.551
‫می‌تونم یادتون بدم که
تو هنر فرار استاد بشید،

07:35.551 --> 07:37.971
‫فقط با سه تا قسط ۹.۹۹ دلاری و

07:37.971 --> 07:41.771
‫پیش‌پرداخت تضمینی ۵ هزار دلاری،
‫با یه سند چشم‌پوشی از حق قانونی

07:41.771 --> 07:43.561
‫مجله‌ی تو رو هم امضا می‌کنم...

07:44.481 --> 07:45.521
‫با ۲۰ دلار اضافه

07:48.151 --> 07:50.441
‫هی!

07:50.441 --> 07:51.571
‫بریم تو کارش

07:51.571 --> 07:55.361
‫باید از این فرصت که یه تبه‌کار اسطوره رو
‫برای کمک آوردم، نهایت استفاده رو ببریم

07:55.361 --> 07:58.581
‫- البته، پول خیــلی زیادیـه
‫- دست بردار

07:58.581 --> 08:00.041
‫می‌تونید از این...

08:01.041 --> 08:02.461
‫- هی!
‫- این رو باز کن!

08:02.461 --> 08:03.711
‫...برسید به این!

08:04.331 --> 08:05.921
‫وای!

08:05.921 --> 08:07.791
‫ثبت‌نام می‌کنیم، آقای ویگلزورث

08:07.791 --> 08:09.171
‫عالیـه

08:09.171 --> 08:12.591
‫حالا تو طول مدت اقامتم کدوم اتاق قراره که

08:12.591 --> 08:14.511
‫مال بنده بشه؟

08:15.071 --> 08:15.931
‫هان؟

08:15.931 --> 08:19.221
‫دوره‌ی من شامل ۲۴ ساعت آموزش فشرده‌ست

08:19.221 --> 08:21.811
‫اگه می‌‌خواید جواب بده،
‫باید اینجا بمونم

08:22.981 --> 08:25.771
‫بهت می‌خوره کسی باشی که یه اتاق تمیز و
‫مجهز داشته باشه

08:25.771 --> 08:27.771
‫اتاق تو رو برمی‌دارم

08:27.771 --> 08:29.651
‫باعث افتخاره

08:34.491 --> 08:37.531
‫به اولین جلسه‌تون خوش اومدید

08:37.531 --> 08:39.201
‫قراره عالی باشه!

08:39.201 --> 08:42.371
‫توی بیشتر فرارها، به کلید نیاز دارید.
‫ممکنـه بپرسید چرا؟

08:42.371 --> 08:45.921
‫خب، بیشتر اوقات برای باز کردن قفل

08:46.671 --> 08:50.171
‫تصور کنید که کلی کلید دم دست‌تون باشه

08:50.171 --> 08:52.211
‫چه قفلی هست که نتونید بازش کنید؟

08:52.881 --> 08:54.511
‫ویگیلی ووگولی!

08:54.511 --> 08:56.801
‫- اونا رو از کجا آورد؟
‫- همین رو بگو

08:56.801 --> 08:58.761
‫باید این‌ور اون‌ور ببریمش؟

08:58.761 --> 08:59.891
‫یه‌جورایی

08:59.891 --> 09:04.021
‫اما قایم کردن دسته‌کلیدی به این بزرگی
‫کار خیلی سختیـه

09:04.021 --> 09:07.691
‫برای همینـه که باید قورت‌شون بدید و

09:07.691 --> 09:10.021
‫با شکم‌تون این‌ور اون‌ور ببریدش

09:10.021 --> 09:12.441
‫همم، توجهم رو جلب کردی

09:12.441 --> 09:15.651
‫این رو قورت بدیم؟
‫یه‌جورایی غیرممکن به‌نظر...

09:15.651 --> 09:17.581
‫پس واسه چی من تموم کردم؟

09:17.601 --> 09:21.901
‫همم، این‌قدر قورت دادید که
‫هوس میان‌وعده کردم

09:25.161 --> 09:27.121
‫سلام آقای ویگلزورث

09:27.121 --> 09:28.831
‫خودشی دیگه؟

09:28.851 --> 09:32.081
‫چون اون کلک دست‌بند باحال بود اما

09:32.161 --> 09:34.131
‫آخه قورت دادن کلید؟

09:34.131 --> 09:35.261
‫واقعاً؟

09:35.261 --> 09:37.221
‫قراره به جایی برسه دیگه؟

09:39.141 --> 09:41.221
‫تارتن، حس می‌کنم...

09:43.511 --> 09:46.141
‫حس می‌کنم یه چیزی هست که
‫ذهنت رو درگیر کرده

09:46.891 --> 09:50.231
‫جداً؟ معلومـه

09:50.231 --> 09:53.361
‫آخه من جدیدترین عضو بر و بچ ناخلفم و

09:53.361 --> 09:55.281
‫تو آخرین سرقت‌مون بدجوری گند زدم و

09:55.281 --> 09:58.361
‫همه باتجربه‌ترن و شوخی‌های
خودمونیِ باله‌ای دارن

09:58.361 --> 10:00.871
‫شَکَم درست بود

10:00.871 --> 10:04.201
آوردنت ایده‌ من بود که به همه یادآوری کنم
‫من هم نقشی توی تیم دارم

10:04.201 --> 10:07.081
‫دوره‌ی تو باید جواب بده چون اگه نده

10:07.081 --> 10:09.081
‫جفت‌مون پرت میشیم بیرون

10:09.081 --> 10:12.591
‫بیرون این مخفی‌گاه دنج که سقف بالای سر و
‫توالت قابل استفاده داره؟

10:12.591 --> 10:14.961
‫عجب مخمصه‌ای. من می‌خوام...

10:14.961 --> 10:18.881
‫منظورم اینـه که،
‫من می‌خوام تو اینجا بمونی

10:18.881 --> 10:21.051
‫و می‌تونم کمک کنم

10:21.051 --> 10:22.191
‫می‌تونی؟

10:22.551 --> 10:25.851
‫من رو تا آخر این دوره‌ی طولانی
‫اما مؤثر نگه دار تا

10:25.851 --> 10:29.061
‫بر و بچ ناخلف رو به بهترین خلاف‌کارها
تبدیل کنم و

10:29.061 --> 10:31.271
‫این‌طوری تو هم جلوشون ضایع نمیشی

10:31.271 --> 10:32.771
‫قبولـه

10:33.271 --> 10:35.351
‫قدم بعدی برای استاد شدن در فرار

10:35.371 --> 10:38.611
‫غلبه به ضعف‌های بدنـه

10:38.611 --> 10:41.571
‫آره! لعنت به ضعف!

10:41.571 --> 10:42.951
‫یالا کوسه

10:42.951 --> 10:44.911
‫یالا دیگه،‌ برو!

10:46.791 --> 10:48.201
‫برو، داداش باله‌ای!

10:50.411 --> 10:51.921
‫وای نه!

10:52.961 --> 10:54.291
‫یه ساعت شد

10:54.291 --> 10:57.551
‫نمیشه تو برنامه‌ریزی درس عجله کرد.
‫توی حموم ایده‌ می‌گیره

11:01.091 --> 11:06.061
‫توانایی حرکت بدون صدا بهتون کمک می‌کنه تا
‫موقع سرقت، شناسایی نشید

11:06.061 --> 11:08.021
‫برای آزمایش سکوت‌تون،

11:08.021 --> 11:09.061
‫یه چرتی می‌زنم

11:09.851 --> 11:13.481
‫اگه حتی با کوچیک‌ترین صدا بیدار شم،
‫مردود میشید

11:13.501 --> 11:20.041
« دیـ.جی.مــو.ویـ.ز »

11:20.071 --> 11:21.151
‫هان؟

11:21.151 --> 11:23.071
‫هیس!

11:23.071 --> 11:25.411
‫چرا باز این کار رو کردم؟

11:25.411 --> 11:28.331
‫کلید موفقیت، پشتکار و باوره!

11:28.331 --> 11:32.081
‫چیزی که شکست به نظر میاد،
‫اغلب اوقات قدمی به سمت پیروزیـه،

11:32.081 --> 11:33.791
‫پس ادامه بده

11:33.791 --> 11:37.091
‫آره، نباید نا امید شیم.
‫باید به تلاش‌مون ادامه بدیم

11:37.091 --> 11:39.161
‫تکنولوژی ماشین‌هک‌کنم یه بار شکست خورد اما

11:39.161 --> 11:42.021
‫دلیل نمیشه که نتونم راهش بندازم

11:43.221 --> 11:45.341
‫همینـه. الان نباید جا بزنی

11:45.341 --> 11:48.891
‫۹۰ درصدِ فرار، خواستنـه و
‫۱۰ درصدش عرق ریختن

11:48.891 --> 11:51.521
‫حالا که تو داری خودت رو آزاد می‌کنی،

11:51.551 --> 11:53.811
‫من میرم این ناخن‌ها رو تو اتاقم بگیرم

11:53.811 --> 11:56.611
‫چی؟! قبول کردم تو اتاقم بخوابی،

11:56.611 --> 11:58.691
‫نه که با میخچه‌های پات کثیفش کنی!

11:58.691 --> 12:02.401
‫احتمالاً‌ بخشی از روش‌های
آقای ویگلزورث باشه، مگه نه؟

12:02.401 --> 12:03.441
‫کاملاً...

12:03.441 --> 12:04.741
‫درستـه

12:04.741 --> 12:07.951
‫دارم به پیرانا، خواسته‌ای واقعی
برای فرار میدم

12:08.721 --> 12:10.831
‫تارتن، تو خیلی باهوشی

12:10.831 --> 12:12.661
‫نذار این یکی از کفت بره

12:20.461 --> 12:23.591
‫چقدر هم پوست‌پوستن

12:25.801 --> 12:27.261
‫مسخره‌ست

12:27.261 --> 12:30.641
‫به نظرم وقتشـه این پیرمرد خرفت رو
‫پرت کنیم بیرون

12:30.641 --> 12:32.681
‫نـه! باید این دوره رو تموم کنیم

12:32.681 --> 12:35.691
‫نمیشه که به خاطر یه اشتباه
‫کسی رو بندازی بیرون

12:35.691 --> 12:37.151
‫درست نمیگم، ولف؟

12:37.151 --> 12:38.981
‫دیدی؟ گرگ هم باهام موافقـه

12:40.401 --> 12:41.651
‫شاید حق با تارتن باشه

12:42.821 --> 12:45.571
‫نه، یه بوهایی میاد.
‫این دیگه چیـه...؟

12:47.871 --> 12:51.411
‫پیری با کلاه من کلکش رو سوار کرد؟

12:51.411 --> 12:55.121
‫شاید اسطوره باشه اما دیگه رو مخ شده

12:55.121 --> 12:59.461
‫این چند هفته‌ی اخیر باعث شده تو
‫رژیم غذایی بدون انسانم، تجدیدنظر کنم

12:59.461 --> 13:00.601
‫صبر کن ببینم

13:00.621 --> 13:03.521
یعنی از اومدن ویگلزورث
‫سه هفته‌ست که می‌گذره؟

13:04.471 --> 13:07.931
‫- جربیل روی پیتزا؟ عجب هیولایی
‫- باید حرف بزنیم

13:07.931 --> 13:10.511
‫باشه، باشه، حتماً

13:10.511 --> 13:14.021
اما بعد از درس یهویی‌مون
‫درموردِ معطل کردن

13:14.771 --> 13:17.521
‫یه هنرمند فرار خوب، همیشه به
‫معطل کردن نیاز داره،

13:17.521 --> 13:19.151
‫که بخوام واضح‌تر بگم،

13:19.151 --> 13:22.321
‫راهی برای خریدن وقت اضافه
‫برای فرار کردنـه

13:22.321 --> 13:24.901
‫که بخوام واضح‌تر بگم...

13:24.901 --> 13:27.951
‫صبر کن ببینم.
داری من رو معطل می‌کنی؟

13:27.951 --> 13:32.081
‫گاهی اوقات، بهترین راه یادگیری
‫تجربه کردنـه، شاگرد جان

13:32.621 --> 13:34.331
‫بگو قضیه چیـه

13:34.331 --> 13:36.541
‫چندین روزه هیچی یادمون ندادی

13:36.541 --> 13:39.831
‫غذامون رو می‌خوری.
‫رو تخت پیرانا می‌خوابی

13:40.801 --> 13:41.961
‫حقیقتش...

13:41.961 --> 13:44.591
‫من فقط اینجام تا سقفی بالای سرم داشته باشم

13:44.591 --> 13:48.221
‫- راستش، سابقه‌ی کیفری من شکست‌خورده‌ست
‫- چی؟

13:48.221 --> 13:49.511
‫اما تو از اولکاتراز فرار...

13:49.511 --> 13:54.221
‫اساساً من به خاطر خوش‌رفتاری
‫از جزیره‌ی‌ اولکاتراز آزاد شدم

13:54.221 --> 13:56.311
‫و بعد از این که رفقای تبه‌کارم رو لو دادم.

13:56.311 --> 13:58.311
‫اما به نظر من، این خودش فرار به حساب میاد

13:58.811 --> 14:01.981
‫خلاصه، تا جایی که تونستم از اون فرار
‫استفاده کردم اما

14:01.981 --> 14:04.321
‫شهرتم که کم شد، کار و بارم هم کساد شد

14:04.321 --> 14:08.451
‫وقتی تارتن پیدام کرد،‌
این‌قدر بی‌کار بودم که ‫مجبور شدم بدوشمش

14:08.991 --> 14:10.701
‫راستی، شیرمون هم تموم شده

14:10.701 --> 14:13.451
‫تعجبی نداره که میگن با قهرمان‌هات روبرو نشو

14:13.451 --> 14:16.541
‫پول‌مون رو پس بده و از اینجا برو

14:16.541 --> 14:19.831
‫وای، عزیزم.
‫اون دیگه خرج شد

14:19.831 --> 14:22.211
‫چطوری به این سرعت ۵ هزار دلار رو
‫حیف و میل کردی؟

14:22.211 --> 14:24.881
‫عمراً اگه واسه جکوزی خرجش کرده باشم...

14:24.881 --> 14:27.511
‫ربطی نداره اما این اتاق شیر آب داره؟

14:27.511 --> 14:29.011
‫دیگه بسـه!

14:34.261 --> 14:35.871
‫گرفتمت! چی؟

14:37.641 --> 14:41.021
‫دوباره گول این کلک‌هات رو نمی‌خورم.
‫زودتر بیا بیرون

14:43.521 --> 14:46.281
‫- من ترس از فضای بسته دارم!
‫- شرمنده. موقتی اینجایی

14:46.281 --> 14:49.571
‫تا این که یه نقشه به ذهنم برسه،
‫البته بعد از چندتا حموم دیگه

14:49.571 --> 14:51.201
‫بهش فکر می‌کنم

14:51.201 --> 14:53.571
‫وای. خیلی خب

14:55.951 --> 14:57.951
‫سلام، رفقای بر و بچ خفنم!

14:57.951 --> 14:59.911
‫جانم؟

14:59.911 --> 15:01.831
‫- رفقا؟
‫- نشنیدی؟

15:01.831 --> 15:04.291
‫گرگ این‌قدر از نقشم توی تیم راضی بود که

15:04.291 --> 15:06.961
‫عضویت دائم بهم داد

15:06.961 --> 15:08.711
‫- چی؟
‫- می‌تونه همچین کاری بکنه؟

15:08.711 --> 15:11.681
‫آره، ویگلزورث، این جزو قرارمون نبود

15:13.261 --> 15:15.721
‫نه که اصلاً قراری داشته باشیم‌ها،

15:15.741 --> 15:18.431
‫اصلاً درمورد کی داریم حرف می‌زنیم؟

15:18.431 --> 15:22.311
‫گرگ. حالا داره پشت سر ما
‫تصمیمات گروهی می‌گیره

15:22.311 --> 15:26.111
‫اون گوله‌ی پشمالو کجاس؟
‫باس برم حالش رو جا بیارم

15:26.111 --> 15:27.901
‫الان می‌برمت پیشش

15:27.901 --> 15:29.781
‫هان؟ اینجا دیگه کجاس؟

15:29.781 --> 15:32.861
‫قرار بود من رو ببری پیش گرگ،
‫نه کمدلباسی چندش‌آورت

15:32.861 --> 15:35.911
‫- همین کار رو هم کردم. اون... همین‌جاست
‫- هوی!

15:35.911 --> 15:37.871
‫ولم کن! هوی، دستت رو بکش!

15:42.251 --> 15:43.381
‫هی

15:43.381 --> 15:45.081
‫می‌دونی گرگ و مار کجان؟

15:45.081 --> 15:47.691
‫فکر کنم بالأخره فهمیدم چطوری میشه
‫ماشین‌ها رو هک کرد

15:47.691 --> 15:50.381
‫شرمنده این رو بهت میگم تارتن، اما...

15:50.381 --> 15:52.261
‫تصمیم گرفتن بدون تو برن دزدی

15:52.261 --> 15:55.051
‫- جداً؟
‫- صداشون رو شنیدم

15:55.051 --> 15:57.641
‫حق داشتی که می‌ترسیدی اما نگران نباش

15:57.641 --> 15:59.811
‫هنوز نقشه‌مون سر جاشـه

15:59.811 --> 16:01.681
‫آره. درستـه

16:01.681 --> 16:03.521
‫ممنون که بهم گفتی

16:08.981 --> 16:10.531
‫هی، آقای ویگلزورث

16:10.531 --> 16:14.031
‫درمورد یه چیزی سؤال دارم که
‫حس می‌کنم جاش خالیـه

16:14.031 --> 16:15.701
‫جـ-جـ-جاش خالیـه؟

16:16.281 --> 16:18.911
‫داداش باله‌ای من فکر می‌کنه
‫شما می‌دونید کجاس

16:18.911 --> 16:21.041
‫مطمئن باش که نمی‌دونم

16:21.041 --> 16:22.201
‫اما می‌دونید

16:22.201 --> 16:24.711
‫حس می‌کنم تواناییم برای
‫حضور روی صحنه کم شده و

16:24.711 --> 16:26.671
‫عاشق وسایل نمایشی شمام

16:26.671 --> 16:30.211
‫شما از کجا وسایل‌تون رو... دقیقاً همین!
‫مثل این بمب دودزا

16:30.211 --> 16:31.711
‫وقت خیلی خوبی برای نشون دادنِ...

16:31.711 --> 16:33.841
‫پیرانا؟ ویگلز...

16:38.721 --> 16:40.681
‫این کلاه ماره؟

16:41.181 --> 16:43.931
‫اما اون هیچ‌وقت بدون کلاهش کاری نمی‌کنه

16:46.351 --> 16:48.771
‫راستش، سابقه‌ی کیفری من شکست‌خورده‌ست

16:50.521 --> 16:53.651
‫دلیل این که پیدا کردنش سخت بود،
‫این نبود که آدم مهمیـه

16:53.651 --> 16:55.901
‫دلیلش این بود که دورانش به سر اومده بود!

16:57.281 --> 16:59.281
‫هوی!‌ هوی!

16:59.281 --> 17:01.991
‫هوی! ولم کن! هوی، دستت رو بکش!

17:04.161 --> 17:05.251
‫کوسه؟ پیرانا؟

17:05.831 --> 17:07.331
‫کمک‌تون رو لازم دارم

17:07.331 --> 17:08.831
‫اونا دیگه کوشن؟

17:08.831 --> 17:10.591
‫شرمنده این رو بهت میگم تارتن اما

17:10.591 --> 17:13.091
‫اونا هم بدون تو رفتن دزدی

17:13.621 --> 17:14.721
‫جداً؟

17:14.721 --> 17:18.591
‫شاید بهتره بیخیال این بشی که خودت رو
‫تو دل بر و بچ ناخلف جا کنی

17:18.591 --> 17:21.311
‫- می‌تونیم با همدیگه تیم شیم
‫- وای، شرمنده

17:21.311 --> 17:24.981
‫منظورم این بود که، «جداً؟
‫فکر کردی از یه سوراخ، دو بار گزیده میشم»؟

17:24.981 --> 17:26.441
‫- آره؟
‫- نه!

17:26.441 --> 17:29.231
‫قبول دارم، تو دزدی آخر اشتباه بزرگی کردم و

17:29.231 --> 17:31.941
‫و اشتباه‌ بزرگ‌ترم این بود که
‫این کار رفت توی مخم و

17:31.941 --> 17:35.111
‫بزرگ‌ترین اشتباهم این بود که
‫گذاشتم موقع ناامیدیم، گولم بزنی

17:35.111 --> 17:37.241
‫اما دیگه مهم نیست

17:37.241 --> 17:39.281
‫باید دوستام رو نجات بدم

17:39.281 --> 17:40.951
‫من؟ تو رو گول بزنم؟

17:40.951 --> 17:42.831
‫تارتن، اصلاً امکان نداره

17:42.831 --> 17:44.081
‫داره!

17:44.081 --> 17:45.581
‫دوربین‌ها رو چک کردم و

17:45.581 --> 17:49.171
‫دیدم که گرگ و مار رو انداختی توی
‫کمددیواری چندشت

17:49.171 --> 17:53.131
‫رفتم کمک‌شون کنم اما اونجا نبودن.
‫بگو چی‌کارشون کردی

17:54.961 --> 17:56.971
‫وای، دیگه نمی‌تونم تحمل کنم!

17:56.971 --> 17:59.551
‫من آدم بدی نیستم، خب هستم اما

17:59.571 --> 18:01.141
‫اونقدرا بد نیستم

18:01.141 --> 18:02.141
‫من...

18:02.141 --> 18:03.601
‫اصلاً نقشه‌ای نداشتم

18:03.601 --> 18:07.141
‫فقط من گشنه‌مـه و گیج شدم و
‫نمی‌دونم چی‌کار دارم می‌کنم

18:07.851 --> 18:09.521
‫دوستات توی ون حمل زندانی‌هان

18:09.521 --> 18:12.151
‫به خاطر یه سری جرم من‌درآوردی لوشون دادم

18:12.151 --> 18:14.531
‫- چی؟!
‫- به خاطر سلامتی خودم بود

18:14.531 --> 18:17.491
‫هر دفعه که به اون کمددیواری نگاه می‌کردم

18:17.491 --> 18:19.281
‫سینه‌م یه‌طور عجیبی می‌شد

18:19.281 --> 18:23.281
‫به خاطر کارهایی که کردم،
‫یه جورایی حس بدی گرفتم

18:23.281 --> 18:25.241
‫داری درمورد عذاب وجدان حرف می‌زنی؟

18:25.241 --> 18:26.951
‫من چی‌کار کردم؟

18:26.951 --> 18:30.331
‫باید کمکم کنی درستش کنم.
‫بعدش هم گم میشی بیرون!

18:30.331 --> 18:33.291
‫کم‌کم دارم حس تو رو درک می‌کنم،

18:33.291 --> 18:35.961
‫شاید دیگه کسی دلش نخواد اینجا باشم

18:35.961 --> 18:37.631
‫دقیقاً همین‌طوره!

18:37.631 --> 18:39.551
‫اصلاً من رو با خودت مقایسه نکن

18:39.551 --> 18:42.221
‫تو یه مفت‌خور حقه‌بازی،
‫من پرتلاشم

18:42.221 --> 18:44.261
‫و تو کاری که می‌کنم، خیلی ماهرم

18:44.261 --> 18:45.811
‫پس دهنت رو ببند و برو تو ماشین

18:45.811 --> 18:48.641
‫چون پای من به پدال‌ها نمی‌رسه...
‫یا حتی فرمون

18:52.271 --> 18:55.031
‫دارم یه برنامه‌ی پیشرفته‌ی
ماشین‌هک‌کن بی‌سیم رو ‫

18:55.051 --> 18:57.911
روی یه دیش ماهواره‌ی کوچیک
‫نصب و آپلود می‌کنم و

18:57.941 --> 19:00.361
‫دست‌فرمون تو حساب رو مخمـه

19:00.361 --> 19:02.821
‫شرمنده. این گردالیه خیلی گیج‌کننده‌ست

19:02.821 --> 19:04.321
‫فرمون رو داری میگی؟

19:04.831 --> 19:07.371
‫تو... تا حالا رانندگی کردی دیگه؟

19:07.371 --> 19:09.411
‫وای! یه ون پلیس رو اون جلو می‌بینم

19:09.411 --> 19:10.791
‫چقدر هم سریع داره میره

19:10.791 --> 19:13.461
‫پدال برو-برو رو فشار میدم تا
‫ببینم می‌رسیم یا نه

19:13.461 --> 19:14.591
‫بسپارش به خودم

19:16.381 --> 19:19.421
‫ایست! ایست، ایست، ایست

19:26.141 --> 19:29.681
‫- نمی‌دونم دست کیـه اما برش دار
‫- اینجا توالت داره؟

19:30.271 --> 19:32.691
‫تارتن اومده نجات‌مون بده

19:32.691 --> 19:34.901
‫ازمون خواسته برسیم به حساب راننده

19:34.901 --> 19:37.021
‫چطوری؟ ما به زور می‌تونیم جم بخوریم

19:37.021 --> 19:39.401
‫آره. اینجا از اون طنابه هم تنگ‌تره

19:39.401 --> 19:42.401
‫همینـه! ناخن‌های پای ویگلزورث

19:42.401 --> 19:45.121
‫داش، اوضاع به اندازه کافی قاراشمیش هست،
‫تو دیگه نمک رو زخمم نپاش

19:45.121 --> 19:45.971
‫اشتباه می‌کنی

19:45.971 --> 19:48.171
‫اوضاع باید از این هم بدتر باشه تا

19:48.201 --> 19:50.751
‫دلیلی برای فرار کردن داشته باشیم،

19:50.751 --> 19:52.661
‫درست مثل حرفی که ویگلزورث زد

19:52.661 --> 19:56.041
‫پیرانا، متنفرم این رو بگم اما
‫امکانش هست که...؟

19:56.041 --> 19:59.461
‫تو فقط من رو واسه گوزیدن می‌خوای اما باشه

20:01.511 --> 20:04.221
‫- حتی خودم هم بدم میاد!
‫- نمی‌تونم نفس بکشم! نه!

20:09.221 --> 20:11.731
‫وای، اکسیژن

20:11.731 --> 20:13.271
‫اون پشت چه خبره؟

20:13.771 --> 20:15.521
‫شرمنده بابت این گری

20:15.521 --> 20:18.271
‫اما من و پیرانا همچنان می‌خوایم
‫واست کادوی تولد بفرستیم

20:18.271 --> 20:20.321
‫وای! ممنون داداشای باله‌ای...

20:22.951 --> 20:24.071
‫هی!

20:24.071 --> 20:27.071
‫- فعلاً داداشای باله‌ای!
‫- هان؟ صبر کن ببینم

20:27.071 --> 20:29.911
‫- کی می‌خواد این رو برونه؟
‫- فرمون دست تارتنـه

20:32.541 --> 20:34.721
‫از پسش بر میای تارتن

20:39.841 --> 20:41.711
‫هه، جواب داد!

20:41.711 --> 20:45.011
‫خب معلومـه که جواب میده.
‫من نابغه‌م!

20:47.511 --> 20:49.391
‫بریم خونه

20:51.601 --> 20:55.641
‫- کی گفته عنکبوت‌ها رانندگی بلد نیستن؟
‫- من هم همین رو میگم!

20:56.231 --> 20:58.231
‫پیرانا، باید درمورد رژیم غذاییت حرف بزنیم

20:58.231 --> 21:01.941
‫اما باید بگم که خیلی خوشحالم
‫از اون کمددیواری فرار کردیم

21:01.941 --> 21:04.111
‫اونجا واقعاً هم تنگ به نظر می‌اومد

21:04.111 --> 21:07.611
‫الان وقت خوبیـه که بگم همه‌ی این ماجراها
‫آخرین امتحانم برای

21:07.611 --> 21:11.581
‫تست کردن شما بود که ببینم می‌تونید از
‫توانایی‌هاتون تو دنیای واقعی استفاده کنید؟

21:11.581 --> 21:13.761
‫گمشو!

21:16.831 --> 21:18.331
‫بالأخره

21:18.331 --> 21:22.131
‫اما اگه فکر کردید من جایی میرم،
‫یه بلای دیگه هم سرتون میارم

21:22.131 --> 21:23.711
‫این تیم به من نیاز داره

21:23.711 --> 21:26.681
‫آره، می دونیم.
‫چرا فکر کردی نمی‌دونیم؟

21:27.631 --> 21:32.221
‫نمی‌دونم. نیش و کنایه‌های مار؟
‫جوک‌های خودمونی‌تون که نمی‌فهمم؟

21:32.221 --> 21:36.481
‫و این که شنیدم می‌گفتید به خاطر من
‫خیلی گیر افتادید

21:36.481 --> 21:39.351
‫ما کی گفتیم...؟
‫اوه، اوه!

21:39.351 --> 21:41.231
‫اوه، تو...

21:41.231 --> 21:44.401
‫تارتن، باید ادامه‌‌ش رو هم گوش می‌کردی

21:44.401 --> 21:46.261
‫می‌دونم فیلم دوربین‌ها رو نگه می‌داری

21:46.261 --> 21:50.791
‫الو؟ نشنیدی چی گفتم؟
‫حرفات برام مهم نیست. من عالیـم!

21:50.821 --> 21:53.341
‫آره، ما هم داشتیم همین رو می‌گفتیم

21:53.371 --> 21:54.701
‫وایسا ببینم، چی؟

21:54.701 --> 21:57.501
‫آره، به خاطر تارتن خیلی گیر افتادیم...

21:57.501 --> 22:00.581
‫چون از وقتی که اومده،
‫کمک‌مون کرده جاهای بیشتری بریم

22:00.581 --> 22:01.841
‫استعدادش رو داره

22:01.841 --> 22:04.921
‫مطمئنم با اون ماسماسکی که داره
‫زودی همه‌چی رو ردیف می‌کنه

22:04.921 --> 22:06.801
‫بعدش هم دیگه راحت می‌تونیم فرار کنیم

22:07.301 --> 22:09.971
‫خب، ضایع شدم

22:09.971 --> 22:13.311
‫فقط خواستم بدونی که نیش و کنایه زدن من،
‫روش ابراز علاقه‌‌مـه،

22:13.311 --> 22:15.971
‫بدون این که واقعاً ابراز علاقه کنم

22:15.971 --> 22:17.931
‫در ضمن، جفت‌مون فکر می‌کنیم که

22:17.931 --> 22:20.781
‫قضیه‌ی داداش‌های باله‌ای خیلی رو مخـه،

22:20.801 --> 22:22.231
‫پس بهتره که نهفمی

22:22.231 --> 22:23.691
‫راستش، خودم هم نمی‌فهمم

22:23.691 --> 22:26.031
‫کوسه یه چیزهایی از خودش در میاره و
‫من هم ادامه میدم

22:26.031 --> 22:29.951
‫چی؟ من فکر می‌کردم تو از خودت در میاری و
‫من هم ادامه میدم

22:29.951 --> 22:31.491
‫بزن بالش!

22:31.491 --> 22:33.451
‫شرمنده تارتن.
فعلاً مجبوری تحمل‌مون کنی

22:34.281 --> 22:36.911
‫ایول! اوم... طوری نیست حالا

22:39.831 --> 22:41.291
‫هیس!

22:42.261 --> 22:49.261
‫مترجم: «محمدعلی sm »

22:49.261 --> 22:56.261
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

22:56.261 --> 23:03.261
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus
