WEBVTT

00:00.999 --> 00:10.999
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

00:18.229 --> 00:21.792
‫ظاهراً پارک‌های آبی
‫با یه کبریت میرن رو هوا

00:21.817 --> 00:22.753
‫خداوندا

00:22.777 --> 00:27.117
‫- روی کاغذ ایده‌ی معرکه‌ای بود
‫- تا وقتی که کاغذت دود شد رفت هوا

00:27.448 --> 00:31.178
‫بعد از این دزدی، از این به بعد
‫بر و بچ ناخلف آتیش به پا می‌کنن

00:31.202 --> 00:33.847
‫منظورم استعاریـه،
‫چون آوازه‌مون به گوش همه می‌رسه

00:33.871 --> 00:36.266
‫چون توی لیست اَبَرخلافکارها می‌ریم

00:36.290 --> 00:38.143
‫یه هفته‌ی متوالی دیگه،

00:38.167 --> 00:43.037
‫شرکت‌کنندگان لیست اَبَرخلافکارهای
‫شبکه‌ی ۶ دست‌نخورده باقی می‌مونه

00:43.381 --> 00:46.818
‫اگه من خلافکار بودم و اسمم توی
‫این لیست نبود، از خجالت آب می‌شدم

00:46.842 --> 00:49.488
‫مگه خلافکار بودن چقدر سختـه؟

00:49.512 --> 00:52.407
‫شاید بهتره تو این جامعه
‫یه تکونی به خودتون بدید

00:52.431 --> 00:55.577
‫خبر بعدی مربوط میشه به
‫فرمول آب... اِی داد بی داد!

00:55.601 --> 00:57.746
‫آتش‌سوزی غیرمعمول،
‫اما کاملاً به دور از جرم و جنایت

00:57.770 --> 01:00.499
‫در پارک آبی مسئولین مربوطه رو دستپاچه کرد

01:00.523 --> 01:02.376
‫«کاملاً به دور از جرم و جنایت»؟

01:02.400 --> 01:04.864
‫جرم و جنایت ازش می‌بارید!
‫کار خودمون بود!

01:06.320 --> 01:09.615
‫یه چیز شیرین بزنیم،
‫تلخیِ شکست رو زمین بزنیم

01:12.493 --> 01:15.472
‫پپی، تو و اون دُم‌نهنگی‌هات
‫خوب بلدید کام من رو شیرین کنید

01:15.496 --> 01:16.723
‫وقتی دل و دماغ هیچی رو ندارم

01:16.747 --> 01:18.600
‫وقت واسه حرف زدن با کارتن نداریم

01:18.624 --> 01:21.061
‫ببخشید، یکم زیاده‌روی کردم

01:21.085 --> 01:25.607
‫منظورم این بود که اگه می‌خوایم
‫به شُهرتی که لایقش هستیم برسیم،

01:25.631 --> 01:27.972
‫باید بزرگ، جسورانه و
‫خرابکارانه‌تر فکر کنیم

01:28.634 --> 01:31.220
‫به این میگن یه دزدی مشتی

01:38.352 --> 01:40.302
‫این لیست چه پدرکشتگی‌ای باهامون داره؟

01:42.447 --> 01:46.926
‫هیوستن وقتی ببینـه ماهواره رو دزد برده
‫حسابی از کوره در میره

01:48.654 --> 01:51.796
‫قرصِ ضد گرانش اثرش کِی از بین میره؟

01:56.287 --> 01:59.165
‫بیخیال!
‫لاأقل یه تقدیر مفتضحانه ازمون می‌کردید

02:00.916 --> 02:04.691
‫هرچی آب واسه افتتاحیه‌ی مجدد
‫پارک آبی بود رو دزدیدیم

02:04.716 --> 02:06.289
‫حتماً این یکی دیگه...

02:14.263 --> 02:16.766
‫چیکار کنیم که تو این لیست بریم؟

02:18.607 --> 02:28.607
« ترجمه از امیر فرحناک »

02:28.927 --> 02:38.927
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

02:48.002 --> 02:49.551
‫« بر و بچِ ناخلف: ورود غیرقانونی »
‫« فصل اول »

02:51.300 --> 02:53.403
‫یه کاری باید باشه که
‫هنوز به فکرم نرسیده

02:53.427 --> 02:55.030
‫کاری که باهاش دنیا ما رو ببینه
‫« قسمت دوم: دزدیِ شیرین »

02:55.054 --> 02:56.114
‫شرمنده، گرگ

02:56.138 --> 02:58.700
‫نیمه‌ی پر لیوان رو ببین،
‫امروز از این بدتر نمی‌تونه بشه

02:58.724 --> 03:02.829
‫اگه طرفدار آبنبات‌های دُم‌نهنگی هستید،
‫روزتون قراره خیلی بدتر بشه

03:02.853 --> 03:05.290
‫پپی شیرین‌کام، آبنبات‌ساز محبوب

03:05.314 --> 03:08.877
‫علی‌رغم این که فروش این محصول
‫به میزان حداکثری خودش رسیده و

03:08.901 --> 03:11.046
‫برای بنده که روزم رو باهاش
‫سپری می‌کنم، از نون شب واجب‌تره،

03:11.070 --> 03:13.256
‫اعلام کرده که تولید آبنبات‌های
‫دُم‌نهنگی رو به زودی متوقف می‌کنه

03:13.280 --> 03:16.843
‫قلبم به درد میاد که
‫با دُم‌نهنگی خداحافظی کنم

03:16.867 --> 03:18.845
‫اما لبخند رو از لب‌هاتون دریغ نکنید،

03:18.869 --> 03:21.890
‫چون پپی براتون یه برند جدید از
‫آبنبات‌ها رو آورده که

03:21.914 --> 03:24.309
‫نمی‌تونید جلوش مقاومت کنید

03:24.333 --> 03:28.135
‫لبخند با لب‌هام غریبه‌ست، پپی

03:28.921 --> 03:31.775
‫آخرین جعبه‌اش هم خوردم؟
‫امکان نداره!

03:31.799 --> 03:34.694
‫چرا گذاشتی تمومش کنم؟
‫چرا جلوم رو نگرفتی؟

03:34.718 --> 03:39.454
‫- چرا شلوغش می‌کنی؟ آبنباتـه دیگه
‫- یه آبنبات ساده که نیست!

03:40.099 --> 03:43.203
‫وقتی که یه بچه‌کوسه بودم،
‫دُم‌نهنگی همیشه باهام بود

03:43.227 --> 03:46.331
‫اگه باله‌ام آسیبی می‌دید،
‫یا عضو تئاتر مدرسه نمی‌شدم،

03:46.355 --> 03:47.821
‫دُم‌نهنگی کنارم بود

03:47.846 --> 03:50.168
‫وقتی دوستم من رو
‫به تولدش دعوت می‌کرد،

03:50.192 --> 03:52.587
‫اما به عنوان مهمون، نه اجراکننده،

03:52.611 --> 03:54.482
‫خودم رو با پینیاتا آروم می‌کردم

03:54.507 --> 03:57.717
‫و درست حدس زدید،
‫توی پینیاتا پر از دُم‌نهنگی بود

03:57.741 --> 04:01.519
‫ولی الان می‌ترسم که
‫دیگه هیچوقت طعم شادی رو نچشم

04:06.500 --> 04:09.062
‫به خودت بیا، پسر!

04:09.086 --> 04:11.940
‫گول یه لبخند بزرگ و
‫لباس‌های رنگ و وارنگ رو نخور

04:11.964 --> 04:14.359
‫پپی فقط یه رئیس‌شرکتِ تشنه‌ی پولـه که

04:14.383 --> 04:18.196
‫دندون‌های بچه‌ها رو خراب می‌کنه تا
‫یه پولی تو جیب سازمان‌های قاچاقچی دندون بره

04:18.220 --> 04:21.056
‫ما هم بریم تو این کار تا وارد لیست بشیم؟

04:22.683 --> 04:25.745
‫خیلی از ماها حقیقت رو راجع‌به پپی می‌دونیم

04:25.769 --> 04:27.372
‫اون فقط چشمش دنبال پولـه و

04:27.396 --> 04:30.917
‫حاضره هر کاری بکنه تا
‫تو حسابش پول بیشتری بشینه

04:30.941 --> 04:31.835
‫امکان نداره!

04:31.859 --> 04:34.129
‫پپی سودی که بدست میاره رو
‫واسه ساخت مدارسی اهدا می‌کنه که

04:34.153 --> 04:36.173
‫مخصوص بچه‌ی بی‌استعداد
‫در زمینه‌ی ورزش و ریاضی‌ان

04:36.197 --> 04:38.633
‫یه مشت بچه‌ای که جمع و تفریق
‫بلد نباشن به چه دردی می‌خورن؟

04:38.657 --> 04:41.303
‫آسون‌ترین هدف واسه لشکر
‫دندون‌خراب‌کن‌های پپی هستن

04:41.327 --> 04:43.638
‫یه دودوتا چهارتای ساده کن، پسر!

04:43.662 --> 04:46.349
‫نمی‌تونی؟ پپی هم دقیقاً همین رو می‌خواد

04:46.373 --> 04:49.060
‫تارتَن، می‌خوام یه چیزی بهت بگم که
‫خودم زیاد شنیدم

04:49.084 --> 04:50.187
‫هیچ کمکی نمی‌کنی!

04:50.211 --> 04:52.772
‫شاید خودمون بتونیم دستور تهیه‌ی
‫آبنبات دُم‌نهنگی رو پیدا کنیم

04:52.797 --> 04:54.552
‫من خیلی خوب بلدم
‫از روی مزه دستور تهیه رو پیدا کنم

04:54.577 --> 04:55.734
‫اینجوری به درد نمی‌خوره

04:55.758 --> 04:58.195
‫پپی سال‌ها واسه به کمال رسوندن
‫دستور تهیه‌ی آبنبات‌هاش زحمت کشید

04:58.219 --> 05:00.989
‫همه‌شون رو توی کتابی نوشته که
‫به شدت ازش محافظت میشه و

05:01.013 --> 05:03.367
‫توی کارخونه‌ایـه که توش پر از نگهبانـه

05:03.392 --> 05:05.678
‫انگاری یکی یه چیزی واسه مخفی‌کردن داره

05:06.477 --> 05:08.079
‫صبر کن ببینم

05:08.103 --> 05:11.208
‫هم فوق‌امنیتیـه،
‫هم پر از نگهبانـه و هم آبنباتـه؟

05:11.232 --> 05:12.292
‫خودِ خودشـه!

05:12.316 --> 05:15.731
‫دزدکی وارد کارخونه‌ی پپی می‌شیم و
‫کتاب دستور تهیه‌اش رو می‌دزدیم

05:16.028 --> 05:18.340
‫وایسا ببینم، اگه اون کتاب رو بدزدیم،

05:18.364 --> 05:21.760
‫کاری می‌کنیم که تا ابد دیگه کسی
‫آبنبات‌های پپی رو نخوره

05:21.784 --> 05:24.137
‫آبنباتِ یه بچه رو نمی‌گیریم

05:24.161 --> 05:27.717
‫هرچی آبنبات دست بچه‌ها هست رو می‌گیریم

05:29.375 --> 05:32.729
‫با این کار صد درصد
‫می‌ریم تو لیست اَبَرخلافکارها

05:32.753 --> 05:34.105
‫وقتی که وارد کارخونه شدم،

05:34.129 --> 05:37.317
‫می‌تونم دست پپی رو
‫واسه کل دنیا و البته کوسه رو کنم

05:37.341 --> 05:40.570
‫من هم می‌تونم به تارتن ثابت کنم
‫پپی یه فرشته‌ست که

05:40.594 --> 05:42.923
‫هر حرفی تو شعرش می‌زنه
‫عینهو حقیقتـه. مثل...

05:42.948 --> 05:45.324
‫♪ آبنباتم واسه زبونت مثل یه آغوشـه ♪

05:45.349 --> 05:47.953
‫خیلی‌خب، این طرح کلی کارخونه‌ی پپی

05:47.977 --> 05:49.329
‫چقدر بزرگـه!

05:49.353 --> 05:51.706
‫تازه، ورود به بیشتر
‫بخش‌های داخلیش ممنوعـه

05:51.730 --> 05:54.376
‫که اصلاً مشکوک نیست، مگه نه کوسه؟

05:54.400 --> 05:58.505
‫می‌دونم داشتی طعنه می‌زدی،
‫ولی باهات موافقم. اصلاً مشکوک نیست

05:58.529 --> 06:02.467
‫تونستم چندتا از مکان‌های مهمی رو که
‫امکان داره دستور تهیه توش باشه علامت بزنم

06:02.491 --> 06:04.511
‫به نظر من اونجاست،
‫توی آزمایشگاه دال و لام

06:04.535 --> 06:07.973
‫که حدسم اینـه معنیش میشه
‫«دستورالعمل‌ها و لذایذ»

06:07.997 --> 06:09.224
‫عمراً

06:09.248 --> 06:12.519
‫پپی عمراً بذاره چیزی به این مهمی
‫از جلو چشماش دور بشه

06:12.543 --> 06:14.688
‫یه جا خوندم دستور تهیه رو
‫توی دفترش قایم کرده

06:14.712 --> 06:17.649
‫درست کنار شیشه‌ای که توش
‫فرشته‌ی دندون رو حبس کرده

06:17.673 --> 06:19.359
‫اولش که گفتی فقط به پول اهمیت میده،

06:19.383 --> 06:21.653
‫الان میگی فرشته‌ی دندون هم زندونی کرده؟

06:21.677 --> 06:24.280
‫دورغ و دغل‌هات راجع‌به پپی
‫داره هر لحظه مسخره‌تر میشه

06:24.304 --> 06:26.616
‫آره. همه‌مون می‌دونیم که
‫فرشته‌ی دندون وجود خارجی نداره

06:26.640 --> 06:31.287
‫نه. نمی‌دونم زنـه یا مرده یا چی،
‫ولی قطعاً واقعیـه و رفیق شفیق پپیـه

06:31.311 --> 06:33.832
‫میش حواس‌ها رو جمع کنید؟
‫ورود به کارخونه کار آسونی نیست

06:33.856 --> 06:35.625
‫اینجا عینهو قلعه می‌مونه

06:35.649 --> 06:39.004
‫حسگرهای حرکتی،
‫حصارهای برقی، قفل‌های بیومتریک

06:39.028 --> 06:41.172
‫تازه، خدا می‌دونه وقتی وارد شدیم،
‫قراره با چی طرف بشیم

06:41.196 --> 06:43.591
‫این یعنی به کمک همه نیاز داریم

06:43.615 --> 06:47.262
‫وایسا ببینم، منظورت اینـه که
‫دیگه نیازی نیست توی ماشینِ فرار بشینم؟

06:47.286 --> 06:49.264
‫می‌تونم باهاتون واسه دزدی بیام؟

06:50.289 --> 06:51.808
‫قول میدم پشیمون نشی

06:51.832 --> 06:54.227
‫واسه پیدا کردن دستور تهیه
‫دست به هر کاری می‌زنم

06:54.251 --> 06:56.896
‫حتی اگه لازم باشه
‫جونم هم براش میدم

06:56.920 --> 07:00.984
‫پیرانا، حتی فکرش هم نکن که
‫ما رو تو هچل بندازی، خب؟

07:01.008 --> 07:04.487
‫فقط کافیـه اون کتاب رو بلند کنیم،
‫بریم تو لیست اَبَرخلافکارها و

07:04.511 --> 07:07.440
‫تبدیل به بزرگ‌ترین گروه تبهکاری تاریخ بشیم

07:07.556 --> 07:10.684
‫تبهکاریخ! به‌خشکی شانس!
‫یکم دیر به ذهنم خطور کرد

07:27.785 --> 07:28.845
‫واو

07:28.869 --> 07:31.639
‫دهنت وا موند؟
‫به نظر که دهنت وا موند

07:31.663 --> 07:32.663
‫نخیرم!

07:39.088 --> 07:40.130
‫دوربین رو دستکاری کردم

07:43.384 --> 07:46.025
‫واقعاً دهن آدم وا می‌مونه!

07:46.387 --> 07:48.511
‫بیشتر عینهو یه
‫دستگاه خودکارِ حرص و طمعـه که

07:48.536 --> 07:52.218
‫جوری طراحی شده تا با بازده بالا کار کنه و

07:52.243 --> 07:54.020
‫هدررفت انرژی و مواد رو کم کنه؟

07:54.395 --> 07:57.022
‫- هان؟
‫- چقدر شرورانه!

07:57.898 --> 07:59.108
‫اون راه ورودیـه

08:04.196 --> 08:07.050
‫از پسش بر میایم. می‌تونیم از
‫این مسیرها واسه عبور استفاده کنیم

08:07.074 --> 08:11.522
‫فقط کافیـه به موقع رد شیم،
‫پرش‌هامون هماهنگ باشه و باهم بریم

08:11.547 --> 08:15.468
‫تمام اون شب‌هایی که می‌رقصیدیم
‫واسه یه همچین روزی بود. حالا!

08:18.335 --> 08:20.730
‫نه، خوب پیش رفتیم.
‫همه‌ش جزئی از نقشه‌ست.

08:20.754 --> 08:23.066
‫خودم می‌خواستم بگم دو گروه شیم
‫تا فضای بیشتری رو پوشش بدیم

08:23.090 --> 08:24.943
‫اگه کتاب رو پیدا کردید خبر بدید

08:24.967 --> 08:29.572
‫یادتون باشه، جدا شدن‌مون
‫به این معنی نیست که رقابتی در کاره

08:29.596 --> 08:31.119
‫همچنان همه‌مون یه تیم‌ایم

08:31.144 --> 08:34.230
‫- ولی مشخصاً قراره رقابت کنیم، نه؟
‫- نابودشون می‌کنیم

08:39.022 --> 08:41.626
‫یه عمر طول می‌کشه تا به اون در برسیم

08:41.650 --> 08:45.612
‫آره، یه حسی بهم میگه که
‫الان قطعاً قراره که رقابت کنیم

08:48.323 --> 08:50.218
‫شرط می‌بندم که
‫با اون میشه مسیرها رو کنترل کرد

08:50.242 --> 08:53.179
‫اگه اونجا بریم،
‫می‌تونم هکش کنم تا صاف ازشون رد شیم و

08:53.203 --> 08:56.099
‫پشتِ اون در، کلکسیون دندون‌های
‫بچه‌هاییـه که پپی جمع کرده

08:56.123 --> 08:59.769
‫که چون شیری هستن،
‫بهرحال میفتن، واسه همین عجیبـه

08:59.793 --> 09:02.147
‫اما لزوماً اونقدر شرورانه نیست

09:02.171 --> 09:04.593
‫پپی کم‌کم داره تو قلبت جا باز می‌کنه، نه؟

09:04.618 --> 09:05.869
‫به همین خیال باش

09:12.473 --> 09:13.765
‫خیالت تخت، کار خودمـه

09:14.933 --> 09:17.245
‫برید، برید، برید!

09:17.269 --> 09:19.831
‫گمونم منظورِ مربی بازیگریم
‫یه چیز دیگه بود

09:19.855 --> 09:23.317
‫وقتی که گفت توی اجراها
‫باید قوس بیشتری به شخصیتم بدم

09:28.238 --> 09:29.632
‫چقدر زمان می‌بره، تارتن؟

09:29.656 --> 09:31.408
‫چیزی نمونده. چند ثانیه‌ی دیگه

09:33.619 --> 09:35.221
‫می‌دونم باید چیکار کنم

09:35.245 --> 09:37.515
‫پیرانا، نه!
‫باز ما رو تو هچل ننداز!

09:37.539 --> 09:40.987
‫از اولش می‌دونستم
‫وقتی به این دزدی اومدم، راه برگشتی ندارم

09:41.012 --> 09:44.683
‫- باید یه راه دیگه‌ای باشه
‫- هنوز خیلی وقت داریم

09:46.590 --> 09:48.759
‫من رو فراموش نکنید!

09:51.261 --> 09:54.282
‫بهترین رفیقی بود که
‫یه باله‌دار می‌تونست داشته باشه و

09:54.306 --> 09:57.494
‫سومین راننده‌ی خوبی که
‫قبول کرد عضو تیم بشه

09:57.518 --> 09:59.496
‫تارتن، تو حرفی چیزی نداری؟

09:59.520 --> 10:02.624
‫پیرانا، خوبی؟

10:02.648 --> 10:05.317
‫خوب واسه یه لحظه‌شـه!
‫چقدر این شکلات خوشمزه‌ست!

10:09.696 --> 10:12.407
‫مسیر رو پیدا کن و دنبال دستور تهیه باش

10:13.158 --> 10:16.578
‫آخرین کسی که از در رد بشه،
‫باید اعتراف کنه راجع‌به پپی اشتباه می‌کرده!

10:17.955 --> 10:23.061
‫طبق نقشه‌ی کارخونه،
‫آزمایشگاه دال و لام باید یه جایی...

10:23.303 --> 10:24.471
‫خودشـه!

10:28.414 --> 10:29.975
‫به تارتن نیاز داریم

10:30.000 --> 10:32.528
‫بیخیال!
‫هر قفلی باشی، من بازت می‌کنم

10:39.893 --> 10:41.082
‫نگفتم؟

10:42.271 --> 10:44.393
‫این هم کتاب دستور تهیه

10:47.464 --> 10:48.775
‫ما برنده شدیم!

10:48.800 --> 10:50.964
‫یعنی...
‫منظورم اینـه که هدف رو پیدا کردیم

10:50.988 --> 10:53.716
‫بیاید برگردیم به درب ورودی و
‫از کارخونه خارج بشیم

10:53.740 --> 10:56.928
‫منتظر من نمونید!
‫دستگاه شکلات‌سازی منو بلعید!

10:56.952 --> 11:01.140
‫قراره باله‌هام تا دسته
‫برن توی کاراملِ داغ و...

11:01.164 --> 11:03.834
‫اوه! چه کیفی میده!

11:04.668 --> 11:07.438
‫انگاری پیرانا بازم ما رو تو هچل انداخت

11:07.462 --> 11:10.275
‫بیا اول پیداش کنیم و
‫بعدش از اینجا بریم. کجا میری؟

11:10.299 --> 11:13.820
‫- می‌خوام گاوصندوق رو جیرینگی باز کنم
‫- بیخیال. کتاب رو که پیدا کردیم

11:13.844 --> 11:16.387
‫می‌دونم، اما اگه گاوصندوق ببینم،
‫باید بازش کنم

11:16.411 --> 11:17.793
‫این راه و رسم دزدجماعتـه

11:21.977 --> 11:22.996
‫فلس‌هام!

11:23.020 --> 11:25.248
‫حتماً این آبنبات‌ها خیلی خوشمزه‌ان که

11:25.272 --> 11:27.625
‫پپی کتابش رو بیرون گذاشته و
‫اونا رو توی گاوصندوق

11:27.649 --> 11:30.503
‫باید تمرکزمون روی مأموریت که
‫محوریتش با نخوردنـه، باشه

11:30.527 --> 11:32.005
‫شرمنده، نتونستم جلوی خودم رو بگیرم

11:32.029 --> 11:33.289
‫آره، من هم همینطور

11:37.951 --> 11:41.097
‫این عکس یه جوریـه!
‫انگار داره نگاه‌مون می‌کنه

11:41.121 --> 11:43.283
‫دقیقاً. عالی نیست؟

11:46.001 --> 11:49.105
‫دارم درست می‌بینم؟
‫آخرین دُم‌نهنگی روی کره‌ی زمین!

11:49.129 --> 11:52.442
‫حتی فکرش هم نکن.
‫شنیدی که گرگ چی گفت.

11:52.466 --> 11:56.321
‫باید پیرانا رو پید کنیم و فلنگو ببندیم
‫قبل از این که اون لباس‌رنگی بویی ببره

11:56.345 --> 11:57.762
‫الکی منتظر من نمونید!

11:57.787 --> 12:02.035
‫از دست کارامل‌ها جون سالم به در بردم،
‫ولی رسیدم به آخر خط تولید، پرسِ شکلات!

12:02.059 --> 12:03.536
‫الانـه که پرسم کنـ...

12:03.560 --> 12:06.998
‫راستش، فراموش کنید.
‫عینهو ماساژ می‌مونه.

12:07.022 --> 12:08.124
‫اعتراف کن، تارتن

12:08.148 --> 12:11.252
‫شاید پپه اون غولِ روان‌پریشی که
‫شما ازش ساختید نیست

12:11.276 --> 12:14.714
‫شاید اون فقط عاشق آبنبات درست کردنـه.
‫اینقدر باورش سختـه؟

12:14.738 --> 12:17.425
‫با وجود تمامی مدارکی که
‫ثابت می‌کنه نظریاتی که ما حقیقت‌جویان پپی

12:17.449 --> 12:19.844
‫توی فضای مجازی راجع‌بهشون
‫حرف می‌زنیم حقیقت دارن،

12:19.868 --> 12:23.431
‫محالـه کسی بدون این که
‫مغزش تاب برداشته باشه اونقدر خوشحال باشه

12:23.455 --> 12:25.725
‫ولی شاید یه کوچولو بهش سخت گرفتم و

12:25.749 --> 12:27.602
‫گمونم از آبنبات‌هاش خوشم میاد

12:27.626 --> 12:29.854
‫دیدی؟ بهت که گفتم پپی اصلاً...

12:33.362 --> 12:34.774
‫تارتن! نه!

12:39.679 --> 12:41.366
‫باید کمکش کنم

12:41.390 --> 12:44.142
‫تارتن مهم‌تر از آبنباتـه، خب؟

12:44.726 --> 12:47.121
‫اما از طرفی هم
‫هر وقت که می‌خوام تصمیم سختی بگیرم،

12:47.145 --> 12:48.688
‫معمولاً دُم‌نهنگی می‌خورم

12:56.822 --> 12:58.383
‫سلام!

12:58.407 --> 13:02.220
‫شرمنده. نمی‌خواستم پاورچین
‫تو تاریکی بیام که بترسونمت

13:02.244 --> 13:04.222
‫فقط دوست دارم
‫توی مصرف برق صرفه‌جویی کنم

13:04.246 --> 13:06.391
‫محیط زیست و از اینجور چیزها دیگه

13:06.415 --> 13:08.393
‫ولی اینقدر پرحرفی کردم که

13:08.417 --> 13:12.355
‫نذاشتم حتی خودت رو معرفی کنی

13:12.379 --> 13:15.694
‫اوه، طوری نیست.
‫اسم من تارتنـه.

13:15.719 --> 13:17.902
‫سلام، تارتن. چطوری؟

13:17.926 --> 13:21.572
‫خوب، گمونم. شما چطوری؟

13:21.596 --> 13:22.824
‫بد

13:22.848 --> 13:25.410
‫کلی مهمون ناخونده و غریبه که

13:25.434 --> 13:29.705
‫مطمئنم بهشون دعوت‌نامه‌ی شخصی‌ای
‫واسه گشت‌وگذار توی کارخونه نفرستاده بودم،

13:29.729 --> 13:31.011
‫بی‌اجازه وارد شدن و

13:31.036 --> 13:33.709
‫می‌خوان جلوی
‫نقشه‌ی شرورانه‌ی من رو بگیرن!

13:33.733 --> 13:36.003
‫راستش، ما فقط اومدیم که دستور تـ...

13:36.027 --> 13:38.548
‫وایسا ببینم.
‫گفتی «نقشه‌ی شرورانه»؟

13:38.572 --> 13:41.872
‫- من گفتم؟
‫- مطمئنم که گفتی! می‌دونستم!

13:41.897 --> 13:44.970
‫واسه همینـه که میگم
‫تا نباشد چیزکی مردم نگویند چیزها

13:44.995 --> 13:47.682
‫کاش کوسه اینجا بود تا
‫حسابی به روش میاوردم

13:47.706 --> 13:50.810
‫خیلی چیزها
‫توی اینترنت راجع‌بهم خوندی، نه؟

13:50.834 --> 13:52.186
‫نه که فقط خونده باشم

13:52.210 --> 13:54.522
‫من اولین کسی بودم که
‫نظریه دندون‌های...

13:54.546 --> 13:56.315
‫نظریه‌ات به گوشم رسیده!

13:56.339 --> 13:58.776
‫هرچی که تو اینترنت
‫راجع‌بهم می‌نویسن رو می‌خونم

13:58.800 --> 14:01.362
‫یه کارخونه‌ی وحشتناک که
‫واسه هیچکس مهم نیست

14:01.386 --> 14:05.216
‫من تمام زندگیم رو وقفش کردم
‫تا مردم رو خوشحال کنم!

14:05.241 --> 14:08.575
‫نه. توی اینترنت
‫همه فکر می‌کنن که من یه... چطور بگم،

14:08.600 --> 14:11.591
رئیس‌شرکتِ تشنه‌ی پولی؟

14:11.638 --> 14:14.879
‫چه گیری به دندون دادی؟
‫من اسب آبی خوبی بودم!

14:14.904 --> 14:15.910
‫دیگه نیستی؟

14:15.935 --> 14:18.087
‫ولی تو و رفقای مجازیت

14:18.111 --> 14:20.840
‫حتماً باید همیشه مسخره‌ام می‌کردید

14:20.864 --> 14:24.677
‫تا وقتی که حس کردم
‫دیگه اسب آبی خوبی نیستم!

14:24.701 --> 14:26.471
‫اصلاً دوست نداشتم اینجوری باشم

14:26.495 --> 14:29.390
‫گفتم لابد همه‌ی اونایی که
‫نظرهای نامحترمی می‌ذارن

14:29.414 --> 14:31.976
‫احتمالاً خودشون هم
‫دوست ندارن همچین آدمی باشن

14:32.000 --> 14:34.312
‫واسه همین یه آبنبات جدید ساختم که
‫ذهن رو کنترل می‌کنه و

14:34.336 --> 14:37.732
‫کاری می‌کنه که همه
‫جوری که من می‌خوام رفتار کنن

14:37.756 --> 14:39.368
‫که منظورم محترمانه‌ست!

14:42.552 --> 14:45.865
‫باورم نمیشه. فکر می‌کردم پپی
‫با آبنبات‌هاش خیر مردم رو می‌خواد

14:45.889 --> 14:48.934
‫ولی اگه همه خوب و محترم باشن که
‫دیگه قشنگ نیست!

14:49.810 --> 14:51.370
‫وقتشـه کار درست رو انجام بدم

14:51.394 --> 14:53.939
‫که تمام این مدت
‫همین نقشه رو داشتم

14:57.067 --> 14:58.795
‫از اولش هم درست قضاوتت کردم

14:58.819 --> 15:00.505
‫لاأقل از اونجایی که
‫بابت نظرات اینترنتی‌ای که

15:00.529 --> 15:04.091
‫خدا می‌دونه من توش دخیل بودم یا نه،
‫تصمیم گرفتی که شرور باشی

15:04.115 --> 15:07.011
‫مسئله اینجاست که
‫من و گروهم بد جونورهایی هستیم

15:07.035 --> 15:09.347
‫در واقع، بر و بچ ناخلف‌ایم

15:09.371 --> 15:10.598
‫تابحال اسمتون هم نشنیدم

15:10.622 --> 15:13.309
‫اگه واقعاً ناخلفید بگید ببینم،
‫اومدید اینجا که به من ملحق شید؟

15:13.333 --> 15:15.645
‫نه! ما صرفاً ناخلفیم، شرور نیستیم

15:15.669 --> 15:18.420
‫تازه‌شم، امکان نداره من و دوستام
‫بذاریم از این ماجرا قسر در بری

15:22.008 --> 15:24.111
‫عنکبوتِ بامزه‌ای هستی، می‌دونستی؟

15:24.135 --> 15:26.805
‫دقیقاً منظورت کدوم دوست‌هاتـه؟

15:29.015 --> 15:30.827
‫واو، چه به موقع پیداتون شد

15:30.851 --> 15:33.270
‫بیرونِ در منتظر بودید یا...؟

15:36.149 --> 15:37.901
‫چه بلایی سرشون آوردی؟

15:38.441 --> 15:43.464
‫از بس که موش‌های آزمایشگاهی خوبی بودن،
‫حتی زحمت کشیدن این هم پس دادن و

15:43.488 --> 15:45.734
‫حالا که می‌دونم آبنباتم
‫ذهنشون رو کنترل می‌کنه،

15:45.759 --> 15:48.301
‫دیگه به این کتاب مسخره و عتیقه،

15:48.326 --> 15:50.299
‫یا هر مدرک دیگه‌ای نیازی ندارم!

15:55.458 --> 15:56.561
‫اون چیـه؟

15:56.585 --> 15:59.438
‫اسید سیتریکِ غلظت بالا

15:59.462 --> 16:02.024
‫معمولاً واسه ترش کردن آبنبات‌هام
‫ازش استفاده می‌کنم

16:02.048 --> 16:05.403
‫اما این یکی قراره حسابی شیرین باشه

16:05.649 --> 16:10.198
‫لطف می‌کنید یکم از اون آبنبات‌هام رو
‫به دوست‌هاتون هم تعارف کنید؟

16:10.223 --> 16:11.516
‫بله، پپی

16:24.905 --> 16:27.842
‫همگی، حالا دیگه وقتشـه برید تو اسید

16:27.866 --> 16:30.595
‫نگران نباشید،
‫فقط اولش درد داره

16:30.619 --> 16:33.204
‫بعدش دیگه چیزی رو حس نمی‌کنید

16:49.734 --> 16:50.948
‫من هنوز زنده‌ام!

16:50.972 --> 16:52.432
‫هنوز زنده‌ام!

16:53.516 --> 16:54.744
‫اون بالا چیکار می‌کنید؟

16:54.768 --> 16:57.766
‫حمام واسه لایه‌برداریـه؟
‫من هم میام!

16:58.063 --> 17:00.857
‫فکر نکنم واسه پوست خوب باشه

17:01.733 --> 17:05.535
‫بدک نمیشه
‫اگه یکم اینجا رو به آشوب بکشیم

17:12.243 --> 17:14.138
‫سر جاتون بمونید!

17:14.162 --> 17:16.474
‫منم، پپی شیرین‌کام

17:16.498 --> 17:20.311
‫دزد رؤیاها و
‫نابودکننده‌ی روحِ طرفدارانم از ابدالدهر و

17:20.335 --> 17:24.065
‫بهتون دستور میدم تا
‫از اون دیگِ مرگبارِ اسید دور شید

17:24.089 --> 17:25.524
‫به حرفش گوش نکنید!

17:25.548 --> 17:27.902
‫معلومـه که یکی
‫عکسِ من رو جلوی خودش گرفته

17:27.926 --> 17:30.363
‫صدای من مگه اینجوریـه؟
‫چه بی چشم و رو!

17:30.387 --> 17:33.783
‫به اون زنی که میگه
‫به حرفم گوش ندید، گوش ندید

17:33.807 --> 17:35.618
‫باید از دستورات من پیروی کنید

17:35.643 --> 17:37.982
‫از دستورات من پیروی می‌کنید و

17:38.007 --> 17:42.750
‫من بهتون دستور میدم که برگردید و
‫مستقیم از جایگاه بپرید!

17:42.821 --> 17:44.485
‫نه، عقبکی بیاید!

17:45.485 --> 17:48.154
‫- اما قبلش برگردید!
‫- و بچرخید به چپ!

18:02.043 --> 18:03.353
‫جانمی جان!

18:06.381 --> 18:07.507
‫اِی وای بر من!

18:16.099 --> 18:19.461
‫باید بریم!
‫الانـه که اینجا رو سرمون خراب شه!

18:19.853 --> 18:22.206
‫اونقدری روی نقشه‌ی خودم
‫وقت گذاشتم که

18:22.230 --> 18:24.750
‫نذارم جونورهایی مثل شما خرابش کنن!

18:24.774 --> 18:27.402
‫پشمالو، تویی که درازی،
‫اون ماهیـه رو بگیریدش!

18:39.748 --> 18:42.375
‫باید مزاحمین رو از بین ببرم

18:43.418 --> 18:44.937
‫وایسا! هنوز خودم‌ام!

18:44.961 --> 18:49.108
‫می‌دونم عصبانی‌ای و ذهنت تحت‌کنترلـه و
‫اینا تقصیر رفیقتـه، کوسه،

18:49.132 --> 18:51.360
‫چون اون آبنبات رو بهت ترجیح داد

18:51.384 --> 18:54.572
‫واقعاً رفیق بدیـه

18:54.596 --> 18:57.074
‫نه، نه. نه، نه، نه.
‫رفیق خیلی خوبیـه.

18:57.098 --> 19:00.953
‫می‌دونم که اون دلش می‌خواد بهت بگه که
‫متأسفـه از این که به حرفت گوش نداده

19:00.977 --> 19:05.315
‫وقتی که بهش گفتی پپی...
‫یعنی، من یه نقشه‌ی شومی تو سرمـه

19:09.235 --> 19:11.279
‫به نظرت می‌تونی ببخشیش؟

19:17.152 --> 19:20.072
‫البته که می‌تونم

19:21.831 --> 19:23.851
‫امکان نداره!

19:23.875 --> 19:27.229
‫از تنها چیزی که
‫شیرین‌تر از آبنباتـه استفاده کرد!

19:27.253 --> 19:29.190
‫دوستی حقیقی

19:29.214 --> 19:33.986
‫شاید بد نباشه کوسه
‫دفعه‌ی بعد بیشتر به حرفم گوش بده

19:34.010 --> 19:36.763
‫در حال حاضر
‫ایشون نمی‌تونه همچین قولی به شما بده

19:37.472 --> 19:39.597
‫وای! باشه، قبولـه!

19:50.902 --> 19:52.529
‫هی!

19:57.283 --> 20:00.387
‫کوسه، میشه یه کمکی برسونی
‫قبل از اینکه باز شما رو تو هچل بندازم؟

20:00.411 --> 20:03.283
‫کافیـه، عزیزانم

20:03.915 --> 20:05.351
‫صورتت یه جوریـه

20:05.375 --> 20:07.526
‫آره، تو رئیس ما نیستی

20:08.510 --> 20:11.388
‫اگه از قدرتِ دوستی حقیقی استفاده کنم چی؟

20:15.426 --> 20:17.162
‫باشه! الان چی؟

20:17.929 --> 20:19.097
‫بله، پپی

20:20.655 --> 20:23.158
‫چی شد؟ باید از اینجا بریم!

20:30.689 --> 20:33.420
‫تارتن، به نظرت می‌تونی یه راهی
‫واسه رد شدن از اون در برامون پیدا کنی؟

20:33.445 --> 20:34.445
‫الان ردیفش می‌کنم!

21:00.847 --> 21:03.617
‫باورم نمیشه نتونستیم
‫کتاب دستور تهیه رو بیاریم

21:03.641 --> 21:06.245
‫باورم نمیشه قهرمان آبنباتِ من

21:06.269 --> 21:08.664
‫یه شرور آبنباتیِ تشنه‌ی پول بود!

21:08.688 --> 21:12.418
‫دلم می‌خواد اسمش رو پیروزی بذارم،
‫ولی راستش خودم هم گیچ شدم

21:12.442 --> 21:14.606
‫بالاخره راجع‌به پپی حق با من بود یا نه؟

21:14.631 --> 21:16.263
‫یا شاید اونقدری که اشتباه می‌کردم که
‫باعث شد درست بگم،

21:16.288 --> 21:18.173
‫چون نظرات اشتباهم باعث شد اون بد بشه؟

21:18.198 --> 21:19.508
‫سردرد شدم

21:19.532 --> 21:21.635
‫آره، شما هم حس می‌کنید که

21:21.659 --> 21:25.389
‫وقتی کارخونه رو منفجر کردیم و
‫جلوی نقشه‌ی شرورانه‌ی پپی رو گرفتیم

21:25.413 --> 21:26.891
‫کارِ... خوبی انجام دادیم؟

21:26.915 --> 21:28.976
‫خب، من به نوبه‌ی خودم
‫خوشحالم که این کار رو کردیم

21:29.000 --> 21:33.086
‫گفتنش برام سختـه، ولی فکر نکنم
‫دیگه از خوردن آبنبات‌های پپی لذت ببرم

21:33.222 --> 21:37.211
‫باید از آبنبات‌های پپی لذت ببری

21:37.236 --> 21:39.616
‫پیرانا، رفتی آبنباتِ کنترل ذهن رو خوردی؟

21:39.641 --> 21:42.865
‫آره. گفت حین دزدی قسمت نشد بخوره و
‫حس کرد بین‌مون تک افتاده

21:42.889 --> 21:45.910
‫این آبنباته ذائقه‌ام رو عوض کرده و

21:45.934 --> 21:48.829
‫دیگه حتی نمی‌تونم واسه این که
‫حالم خوب شه دم‌نهنگی بخورم

21:48.853 --> 21:50.749
‫دوای دردت دست منـه، رفیق

21:51.147 --> 21:52.941
‫نه! وای به حالت!

21:59.614 --> 22:02.051
‫خدا می‌دونه امشب
‫چه خبری می‌خواد جای ما رو بگیره

22:02.075 --> 22:04.803
‫گفتی اسم این گروه پست و رذل چی بود؟

22:04.827 --> 22:09.016
‫خودشون رو «بر و بچ ناخلف» صدا می‌زدن

22:09.040 --> 22:10.845
‫توی برنامه‌ی زنده اسم‌مون رو گفت!

22:10.913 --> 22:12.989
‫دزدکی اومدن تو و

22:13.014 --> 22:17.733
‫کارخونه‌ای که یه عمر
‫زندگیم رو پاش گذاشتم و

22:17.757 --> 22:20.122
‫توش چیزی جز آبنبات‌های معمولی که

22:20.147 --> 22:23.112
‫اصلاً ذهن رو کنترل نمی‌کنن ساخته میشه رو
‫نابود کردن

22:23.137 --> 22:25.950
‫در حالی که این توضیحات
‫به طرز عجیبی دقیق به حساب میاد،

22:25.974 --> 22:29.578
‫به نظرم به جرئت میشه گفت
‫دوران کودکی نسل‌های آینده

22:29.602 --> 22:33.624
‫توسط گروه خلافکار تازه‌کار و
‫خطرناکی دزدیده شده

22:33.648 --> 22:37.211
‫همگی باید حسابی از
‫بر و بچ ناخلف بترسیم

22:37.235 --> 22:38.945
‫خودشـه!

22:39.153 --> 22:49.153
« ترجمه از امیر فرحناک »

22:49.645 --> 22:59.645
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus
