WEBVTT

00:20.951 --> 00:23.461
‫نمی‌خوام بگم «بر و بچ ناخلف» اسم خوبی نیست

00:23.461 --> 00:25.751
‫فقط راستش یکم... تابلوئـه

00:25.751 --> 00:26.961
‫واسه همینـه که جواب میده

00:26.961 --> 00:29.671
‫ما بر و بچ ناخلفیم،
‫تا مردم بفهمن با کی طرفن

00:29.671 --> 00:33.881
‫حتماً. با این‌حال می‌تونه باحال‌تر هم باشه،
‫مثل «جغدهای شب‌زنده‌دار»

00:33.881 --> 00:35.091
‫تو هم؟!

00:35.091 --> 00:37.801
‫ورد زبون همه شده، جغدهای شب‌زنده‌دار

00:37.801 --> 00:39.011
‫اسم جذابیـه

00:39.011 --> 00:42.931
‫بر و بچ ناخلف هم خیلی جذابـه.
‫فقط باید معروف‌تر بشه

00:43.561 --> 00:45.891
‫حالا که حرفش شد، همه سر جاشونن؟

00:45.911 --> 00:51.871
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

00:51.901 --> 00:54.151
‫آماده و منتظرِ علامتم

00:54.151 --> 00:55.651
‫وایسا ببینم،‌ علامت همینـه؟

00:55.651 --> 00:58.361
‫نـه! طبق نقشه پیش برو.
‫استرس هم نگیر

00:58.361 --> 01:01.081
‫می‌دونی که استرس بگیری چی میشه

01:01.081 --> 01:03.581
‫هیچی نمیشه!
‫نمی‌دونم منظورت چیه

01:03.601 --> 01:09.351
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

01:09.381 --> 01:11.631
‫تارتن؟ تارتن، صدام رو داری؟

01:11.631 --> 01:14.171
‫آره، آره. درمورد اسم،
‫من هم با مار موافقم

01:14.171 --> 01:16.801
‫منظورم این... سؤالم این نبود.
‫سر جاتی؟

01:16.801 --> 01:19.591
‫داش! تا حالا کسی مثل من
‫توی موقعیت نبوده

01:19.591 --> 01:23.561
‫خیلی خب. فقط می‌مونه کوسه.
‫کوسه، خرچنگ افتاد تو تله؟

01:24.061 --> 01:26.141
‫کوسه، دست و پای نگهبان رو بستی دیگه؟

01:26.641 --> 01:30.271
‫ما خیلی هم با هم فرقی نداریم.
‫دو تا بی‌نام و نشونیم

01:30.271 --> 01:33.981
‫قطعاً یکی از ماها نفوذی نیست.
‫اوه! می‌خوای داستان سرهم‌بندیم رو بگم؟

01:33.981 --> 01:35.821
‫صدای ابتکار عمل میاد؟

01:35.821 --> 01:37.991
‫درموردش حرف زده بودیم کوسه.
‫کوسه

01:37.991 --> 01:39.991
‫وای، بسپارش به خودم گرگی

01:43.541 --> 01:45.661
‫عنکبوت!

01:47.001 --> 01:49.621
‫می‌دونی که من واسه هر دزدی‌ای پایه‌م.
‫هر دزدی‌ای

01:49.621 --> 01:51.961
‫اما مگه یه بازی قدیمی چی داره؟

01:51.961 --> 01:54.801
‫فقط چندتا نسخه از بازی «نبرد میوه‌های
‫ فضایی» دهه‌ی ۲۰۰۰ ساخته شد،

01:54.801 --> 01:57.511
‫بعدش از بس اعتیادآور بود،
‫کلاً توقف تولید خورد

01:57.511 --> 02:00.101
‫خواب رو از بچه‌ها گرفته بود،
‫تو خیابون‌ها وحشت حاکم شده بود...

02:00.101 --> 02:01.341
‫جامعه تا فروپاشی پیش رفت

02:01.341 --> 02:04.181
‫و از قضا، این آخرین دستگاهیـه که سالمـه

02:04.181 --> 02:06.831
‫دزدیدنش باعث میشه حسابی اسم در کنیم

02:10.941 --> 02:12.561
‫چرا هنوز علامت ندادن؟

02:12.561 --> 02:13.821
‫احتمالاً مشکلی نباشه

02:14.241 --> 02:15.691
‫مگه این که واقعاً یه مشکلی باشه

02:15.691 --> 02:18.571
‫گرگ، خرچنگ افتاد تو تله؟
‫گرگ؟

02:18.571 --> 02:22.701
‫میشه یکی بگه که آیا خرچنگ
‫به طور قطعی افتاده تو تله؟

02:23.556 --> 02:30.556
‫مترجم: «محمدعلی sm »

02:30.581 --> 02:32.581
‫باز هم معذرت می‌خوام که

02:32.581 --> 02:35.711
‫اولش نفهمیدم تویی،
‫فکر می‌کردم یه عنکبوت عادی‌ای

02:35.711 --> 02:37.761
‫حرفات همچنان توهین‌آمیزن

02:37.761 --> 02:41.131
‫هنوز به هم‌تیمی شدن با یه عنکبوت
‫عادت نکردم...

02:41.131 --> 02:43.261
‫این می‌تونه بهونه‌ی خوبی باشه

02:45.641 --> 02:46.721
‫سلام علیک

02:46.721 --> 02:48.561
‫مطمئنم از خودتون می‌پرسید،

02:48.561 --> 02:51.621
‫این گروه تبه‌کاری خفن و نترس کیا هستن؟

02:51.621 --> 02:53.061
‫ما بر و بچ ناخلفیم

02:53.061 --> 02:54.231
‫دلیلش رو هم می‌بینید

02:54.231 --> 02:57.081
‫آقا ماره رو ببینید.
‫هیچی نیست که نتونه بدزده

02:58.481 --> 02:59.691
‫البته اگه چیزی بمونه

02:59.691 --> 03:02.201
‫بعدش هم می‌رسیم به خانم تارانتولا.
‫ما بهش میگیم تارتن

03:02.201 --> 03:06.201
‫اون یه عنکبوت نابغه تو
‫زمینه‌ی فناوریـه و...

03:06.201 --> 03:08.621
‫تو هک کردن حسابی ماهره

03:08.621 --> 03:11.201
‫آقا کوسه، استاد تغییر چهره‌مونـه

03:12.081 --> 03:14.501
‫بعدش هم آقا پیرانا رو داریم که...

03:17.251 --> 03:19.171
‫پلیس‌ها دنبال‌مونن! باید بریم!

03:20.631 --> 03:22.021
‫پیرانا...

03:22.021 --> 03:24.261
‫هیچ‌وقت قابل پیش‌بینی نیست

03:24.261 --> 03:27.511
‫خب، حالا مغز متفکر پشت این تیم خفن کیـه؟

03:27.511 --> 03:29.811
‫بنده‌ی حقیر، آقا گرگه

03:29.811 --> 03:31.831
‫ملقب به «گنده‌ی بدجنس»

03:32.351 --> 03:33.771
‫با کی داری حرف می‌زنی؟

03:33.771 --> 03:34.871
‫واسه اسم در کردن،

03:34.871 --> 03:37.191
‫گفتم بهتره خودمون رو درست‌حسابی معرفی کنم

03:37.191 --> 03:38.611
‫ما بر و بچ ناخلفیم

03:38.611 --> 03:41.111
‫- به نفع‌تونـه که یادتون بمونـه
‫- آره

03:41.111 --> 03:43.031
‫دوربین‌های مداربسته از کار افتادن

03:43.031 --> 03:44.581
‫خاموش‌‌شون کردم...

03:44.581 --> 03:47.701
‫به خاطر قضیه‌ی سرقت و اینا...

03:47.701 --> 03:49.451
‫و حالا می‌رسیم به بهترین بخشش

03:51.451 --> 03:53.191
فرار کردن

04:05.591 --> 04:08.011
‫از اولش هم می‌دونستم راه برگشتی نداریم

04:08.011 --> 04:10.931
‫شاید رمز موفقیت‌مون این بود که
‫با پلیس در بیفتیم

04:10.931 --> 04:14.821
‫«دار و دسته‌ی بدنام، بر و بچ ناخلف،
‫از چنگ پلیس گریختن»

04:14.821 --> 04:16.061
‫خوشم اومد

04:17.521 --> 04:20.651
‫همینـه، خودمون رو میگم،
‫بر و بچ ناخلف

04:20.651 --> 04:24.091
‫همین الان یه متاع خوب دزدیدیم.
‫چطوره یکم سرعت‌مون رو بیشتر...

04:28.871 --> 04:31.331
‫مگه اونا... اونا دنبال ما نبودن؟

04:33.581 --> 04:35.541
‫به گمونم کارهای مهم‌تری داشتن

04:35.541 --> 04:38.001
‫اما... اما ما بر و بچ ناخلفیم

05:08.814 --> 05:10.481
« بر و بچِ ناخلف: ورود غیرقانونی »
« فصل اول »

05:11.232 --> 05:13.216
« قسمت اول: شروع‌های بد »

05:13.241 --> 05:15.911
‫جغدهای شب‌زنده‌دار، دوباره تازیدند

05:15.911 --> 05:19.001
‫دیشب به تموم جواهرفروشی‌های
‫«بازار جواهرات» دستبرد زدند و

05:19.001 --> 05:20.791
‫پس از تعقیب و گریزی نفس‌گیر

05:20.791 --> 05:22.501
‫از چنگ پلیس گریختند

05:22.501 --> 05:24.881
‫وای، ما باید این کار رو می‌کردیم

05:24.881 --> 05:27.431
‫آره، یه بار دیگه میگی واسه چی
‫یه دستگاه بازی مسخره رو دزدیدیم؟

05:27.431 --> 05:29.301
‫خب حالا نرفتیم سرتیتر خبرها

05:29.301 --> 05:32.701
‫مطمئنم سرقت بعدی نوبت ما میشه،
‫مگه نه پیرانا؟

05:32.701 --> 05:37.601
‫این دستگاه جادویی، بزرگ‌ترین چیزیـه که
‫تا حالا دزدیده شده، شرط می‌بندم

05:37.601 --> 05:40.021
‫بازی تموم شد؟
‫حالم از این بازی بهم می‌‌خوره!

05:40.021 --> 05:42.521
‫وای، فرصت مجدد.
‫عجب بازی خفنیـه!

05:42.521 --> 05:43.981
‫با این سرقت جسورانه،

05:43.981 --> 05:47.101
‫جغدهای شب‌زنده‌دار،
‫از «مارماهی‌های لیزلیزی» پیشی گرفتند و

05:47.101 --> 05:51.451
‫جایگاه دوم را در لیست اَبَرخلافکارها‌ی
،اخبار شبانگاهی شبکه ۶ به دست آوردند

05:51.451 --> 05:54.831
‫با وجود این که این لیست
باعث دامن زدن به حس رقابت و

05:54.831 --> 05:57.021
‫احتمالاً تشدید جرم در سطح شهر میشه اما

05:57.021 --> 05:59.001
‫من کی باشم که سنت‌ها رو زیر سؤال ببرم؟

05:59.001 --> 06:00.631
‫یعنی حتی وارد لیست هم نشدیم؟

06:00.631 --> 06:04.381
‫این یعنی وقتی بالأخره وارد شدیم،
‫بیشتر کیف می‌کنیم

06:04.381 --> 06:09.011
‫«گربه‌های خونگی‌» هم از ما بالاترن؟
‫به فلس‌هام برخورد

06:09.011 --> 06:12.471
‫اونا هر جونده‌ی فسقلی‌ای رو ببینن
‫ شکار می‌کنن و بعد هم اصلاً نمی‌خورن‌شون

06:12.471 --> 06:14.101
‫از اسراف غذا خیلی بدم میاد

06:14.101 --> 06:17.061
‫با به نمایش گذاشتن تابلو نقاشیِ
‫معروفِ «پسرک غمگین»

06:17.061 --> 06:19.961
‫پس از یک دهه سرقت توسط «سرخ پنجه»،

06:19.961 --> 06:24.241
‫جغدهای شب‌زنده‌دار این فرصت رو دارند تا
‫رتبه‌ی اول رو تصاحب کنند،

06:24.241 --> 06:26.941
‫البته من کسی رو برای سرقتش ترغیب نمی‌‌کنم.
‫این کار رو نکنید

06:26.941 --> 06:29.281
‫یعنی نمی‌خوان هیچی از
‫دزدی دستگاه بازی ما بگن؟

06:29.281 --> 06:31.951
‫به همه گفتم بودن تلویزیون قراره نشونم بده

06:31.951 --> 06:33.491
‫پسر، باید هله‌هوله بخورم

06:34.241 --> 06:37.831
‫- به گمونم فقط خودمون موندیم
‫- من گشنه‌م نیست. البته ممنون

06:37.831 --> 06:39.711
‫خب، من هم یه کاری دارم

06:39.711 --> 06:43.081
‫دنبال یه دزدی دیگه نیستم،
‫چون این یکی که خوب از آب در نیومد

06:43.081 --> 06:46.751
‫چی؟ منظورم... اون نیست

06:58.851 --> 07:01.211
‫نمی‌خوام درموردش حرف بزنم

07:01.231 --> 07:06.111
‫خیلی حیف شد، چون...
‫من اصلاً واسه همین اومدم این بالا

07:06.111 --> 07:09.281
‫اما اگه نمی‌خوای حرف بزنی،
‫من از اینجا میرم. بعداً حرف می‌زنیم

07:09.281 --> 07:13.071
‫خیلی واسه دزدی اون دستگاه تلاش کردیم و
‫هیشکی اصلاً نفهمید

07:13.071 --> 07:14.166
‫آخه...

07:14.191 --> 07:15.451
‫واقعاً باور داشتم...

07:15.451 --> 07:18.121
‫که با استعدادهای بی‌نظیر و
‫قریضه‌ی دست‌کجی‌مون و

07:18.121 --> 07:20.581
‫عشق همگانی‌مون به سرقت،

07:20.581 --> 07:24.291
‫می‌تونستیم به بهترین تیمِ
خلاف‌کاری‌ تاریخ تبدیل بشیم

07:24.291 --> 07:26.501
‫شاید زیادی بدبین باشم اما...

07:26.501 --> 07:29.881
‫حس می‌کنم همه دل‌شون می‌خواد برن تا
‫به کارهای خودشون برسن

07:29.881 --> 07:31.591
‫به نظرم اشکال از اسمـه

07:31.591 --> 07:34.261
‫خلاصـه، تو راست میگی.
‫هر کی باید راه خودش رو بره

07:34.261 --> 07:36.431
‫هان؟ صبر کن ببینم.
‫منظور من این نبود

07:36.431 --> 07:38.811
‫مار، تو بهترین رفیق منی

07:38.811 --> 07:41.121
‫تو دیگه این حرف رو نزن.
‫نباید جا بزنیم

07:41.121 --> 07:44.681
‫با هم که باشیم قوی‌تریم و
‫واسه این کار به تو نیاز دارم

07:46.811 --> 07:50.111
‫- داشتی جیم می‌شدی تا تنهایی کار کنی؟
‫- کی؟ من؟

07:50.111 --> 07:52.951
‫نه. یکم صورتم چاییده بود

07:54.781 --> 07:56.301
‫معلومـه که داشتم جیم می‌شدم

07:59.161 --> 08:01.081
‫ببین، تو گرگی

08:01.081 --> 08:04.291
‫باید توی دسته باشی تا
‫پشتِ همدیگه رو بو بکشید

08:04.291 --> 08:07.711
‫اصلاً هیچ گرگی نداریم که تنها باشه

08:07.711 --> 08:10.881
‫اما من چی؟
‫من یه مار تنهام

08:12.591 --> 08:13.721
‫می‌فهمم

08:13.721 --> 08:16.341
‫به گمونم «بر و بچ ناخلف»
واقعاً ایده‌ی احمقانه‌ای بود

08:17.261 --> 08:20.011
‫تو رؤیاپردازی، گرگ.
‫واسه همینـه که دوستت دارم

08:22.521 --> 08:24.791
‫خب، تو قسمت طنز روزنامه‌‌ها می‌بینمت

08:27.708 --> 08:31.821
‫« به زودی: نمایشگاه پسرک غمگین »

08:33.531 --> 08:35.071
‫پسرک غمگین

08:36.111 --> 08:38.741
‫هر کی اون رو بدزده،
‫حسابی اسم در می‌کنه

08:38.741 --> 08:42.081
‫البته واسه دزدیدنش، تیم لازمـه

08:42.791 --> 08:44.161
‫بر و بچ ناخلف؟

08:44.751 --> 08:46.921
‫بر و بچ ناخلف بدزدنش؟ هه!

08:46.921 --> 08:49.461
‫واسه تأکید یه «هه‌» دیگه هم میگم! هه!

08:49.461 --> 08:53.341
‫اگه این کار رو بکنیم،
‫نه تنها از جغدهای شب‌زنده‌دار توی

08:53.341 --> 08:57.161
‫لیست اَبَرخلافکارها پیشی می‌گیریم،
‫بلکه گربه‌های خونگی رو هم می‌زنیم کنار

08:59.261 --> 09:02.271
‫باشه، واسه یه سرقت دیگه هم می‌مونم

09:02.271 --> 09:04.541
‫اما اگه این هم جواب نداد، دیگه نیستم

09:05.311 --> 09:07.737
‫نقاشی پسرک غمگین از زمانی که
‫سرخ پنجه دزدیدش،

09:07.762 --> 09:08.787
‫به نمایش گذاشته نشده،

09:08.811 --> 09:11.401
‫تازه اون هم واسه این برگردوندنش که
‫ثابت کنه می‌تونه

09:11.401 --> 09:13.071
‫که خیلی باحالـه

09:13.601 --> 09:15.571
‫و این یعنی اگه ما بدزدیمش،

09:15.571 --> 09:19.241
هم‌سطحِ سرخ پنجه میشیم

09:19.241 --> 09:22.951
‫اوه! اوه! لطفاً بگو که باید تو
‫نقش پسرک غمگین فرو برم

09:22.951 --> 09:24.411
‫باز شروع شد

09:24.411 --> 09:26.331
‫اشتیاقت رو دوست دارم، اما نه

09:26.331 --> 09:27.961
‫احتمالاً به صلاحم باشه

09:27.961 --> 09:31.671
‫این همه غم و غصه
پیشونی آدم رو چروک می‌کنه

09:31.671 --> 09:36.721
‫آره، حالا اگه تونستیم بدزدیمش هم،
‫لازم نیست آویزونش کنیم دیگه؟

09:36.721 --> 09:38.581
‫اینجا به اندازه‌ی کافی افسرده‌کننده‌ست

09:38.581 --> 09:41.221
‫بیخیال نقاشی بشید. البته نشید.
‫چون باید بدزدیمش

09:41.221 --> 09:43.061
‫اما قضیه اصلاً پسرک غمگین نیست

09:43.061 --> 09:45.221
‫قضیه اینـه که باید ثابت کنیم پسران ناخلف...

09:45.221 --> 09:47.601
‫یعنی... بر و بچ ناخلف،
‫با دزدیدنِ تابلوی «برو و بچ غمگین»

09:47.601 --> 09:50.601
‫یعنی... تابلوی پسرک غمگین‌،
‫بهترین‌هان... یعنی بدترین‌هان

09:50.601 --> 09:52.041
‫خودتون می‌فهمید چی میگم

09:52.731 --> 09:54.031
‫هنوز از اسمش مطمئنی؟

09:54.031 --> 09:56.691
‫هزار در صد.
‫ما بر و بچ ناخلفیم

09:56.691 --> 09:59.111
‫و به زودی، معروف میشیم

09:59.111 --> 10:01.451
‫یالا دیگه! می‌خوای با من در بیفتی؟

10:01.451 --> 10:03.701
‫شما انبه‌ها نمی‌دونید با کی طرفید!

10:03.701 --> 10:06.281
‫خیلی خب، این کارها فایده‌ای نداره

10:08.831 --> 10:10.961
‫پیرانا، رفیق... تو اصلاً خوابیدی؟

10:12.921 --> 10:15.551
‫وای، ممنون رفیق.
‫خودم نمی‌تونستم قطعش کنم

10:15.551 --> 10:17.721
‫خواهش می‌کنم.
‫ما یه تیمیـم

10:17.721 --> 10:21.761
‫و باید تیمی کار کنیم،
‫چون دزدیدن پسرک غمگین، کار آسونی نیست

10:21.761 --> 10:24.351
‫موزه تدابیر امنیتی بیشتری به کار گرفته

10:24.351 --> 10:28.181
‫ایول! بالأخره یه سرقتی که توش می‌تونم
‫مهارت‌هام رو به چالش بکشم

10:28.181 --> 10:32.751
‫این نقشه دیگه باید بگیره چون
‫شغل دومم خیلی حوصله‌‌سربره

10:34.271 --> 10:35.781
‫نه که شغل دومی داشته باشم‌ها

10:36.861 --> 10:40.201
‫تک‌تک تبه‌کارهای این شهر می‌خوان
‫این نقاشی رو به چنگ بیارن

10:40.201 --> 10:42.741
‫واسه همین ما باید امشب بدزدیمش،

10:42.741 --> 10:45.991
‫قبل از افتتاحیه‌ی نمایشگاه فردا

10:45.991 --> 10:49.251
‫نقاشی توی طبقه‌ی بالای نمایشگاهـه

10:49.251 --> 10:52.001
‫تو قدم اول، کوسه ‫باید خودش رو
بازرس ساختمونی جا بزنه و

10:52.001 --> 10:55.251
‫نگهبان رو وادار کنه که
‫لایه‌ی اول امنیتی رو خاموش کنه

10:55.251 --> 10:56.591
‫موزه بسته‌ست قربان

10:56.591 --> 11:00.131
‫هیچ ساختمونی برای من بسته نیست،
‫من بازرس رسمی ساختمونیـم

11:00.131 --> 11:03.181
‫این هم مدارک رسمیم.
‫از اینترنت نگرفتم‌شون

11:03.181 --> 11:07.521
‫با افتتاحیه‌ی نمایشگاه فردا،
‫اصلاً نباید ریسک کنیم

11:07.521 --> 11:08.549
‫می‌بینی؟

11:08.574 --> 11:12.021
‫فونداسیون اینجا یه تَرَک بخوره،
‫ممکنـه کل بنا فرو بریزه

11:12.021 --> 11:13.521
‫همچین چیزی می‌خوای؟

11:13.521 --> 11:14.981
‫مردم داخل گیر میفتن،

11:14.981 --> 11:18.361
‫مجبور میشن برای زنده موندن
‫آثار هنری ارزشمند رو بخورن

11:18.361 --> 11:19.641
‫همچین چیزی می‌خوای؟!

11:19.641 --> 11:20.951
‫وای، نه

11:20.951 --> 11:22.781
‫نه، نه، نه

11:22.781 --> 11:24.621
‫خیلی خوشم اومدها

11:24.621 --> 11:28.791
‫اما شاید یکم زیادی ابتکار عمل
‫به خرج دادی رفیق

11:28.791 --> 11:31.441
‫اما من واسه بازرسیم، یه داستان کامل
‫سرهم‌بندی کرده بودم

11:31.441 --> 11:34.631
‫طرف رنج‌کشیده‌ست،
‫سال‌ها کار آبدیده‌ش کرده

11:34.631 --> 11:37.961
‫قول داده بودی که می‌تونم با بر و بچ ناخلف،
‫توی بازیگری جولان بدم

11:37.961 --> 11:39.171
‫کی گفته نمی‌تونی؟

11:39.171 --> 11:43.971
‫فقط برام سؤالـه که آیا این بازرسی که میگی،
‫می‌تونه همه‌ی اینا رو تو خودش بریزه؟

11:43.971 --> 11:45.851
‫تو اعماق درونش تا

11:45.851 --> 11:48.721
‫نگهبانه بهش مشکوک نشه

11:48.721 --> 11:52.161
‫چون تو این‌قدر بازیگر خوبی هستی که
‫همه شک می‌کنن

11:52.691 --> 11:55.901
‫به گمونم بتونم از اول روی کاراکترم کار کنم

11:55.901 --> 11:57.151
‫کار و بار همه‌ی زندگی اونـه،

11:57.151 --> 11:58.941
‫وقت واسه گپ زدن نداره

11:58.941 --> 12:02.071
‫چون کار تنها چیزیـه که
می‌تونه حواس اون رو از

12:02.071 --> 12:04.201
‫گذشته‌ی تاریکش پرت کنه

12:04.201 --> 12:08.031
‫بذار خودم سیستم امنیتی‌شون رو هک کنم.
‫می‌تونیم بیخیال این مسخره‌بازی‌ها بشیم

12:08.031 --> 12:11.451
‫آژیرهای محوطه فقط از داخل موزه
می‌تونن خاموش بشن

12:11.451 --> 12:14.104
‫و وقتی کوسه نگهبان رو
‫واسه این کار راضی کرد،

12:14.129 --> 12:15.792
‫تو مرحله دوم رو شروع می‌کنی،

12:15.817 --> 12:18.067
‫لیزهای داخلیِ تشخیص حرکت رو هک می‌کنی

12:27.011 --> 12:28.641
‫لبخند به لب‌هاش آوردم

12:29.841 --> 12:31.851
‫تارتن؟

12:31.851 --> 12:34.981
‫تو اصلاً باحال نیستی.
‫قول داده بودی حسابی حال می‌کنیم

12:34.981 --> 12:37.231
‫مگه باحال‌تر از یه نقشه‌ی
بی‌عیب و نقص هم داریم؟

12:38.401 --> 12:41.321
‫پشتیبانی تلفنی آراکنا‌تک.
‫لقب خانوادگی‌مونـه

12:41.321 --> 12:43.111
‫خب دیگه، نمی‌خواد به من دروغ بگی

12:43.111 --> 12:46.071
‫چی؟ نه، دروغم کجا بود؟
‫یه لحظه

12:46.071 --> 12:49.241
‫بابت تماس‌تون مچکریم خانم.
‫سیستم رو خاموش‌روشن کردید؟

12:49.911 --> 12:50.911
‫عمه‌مـه

12:50.911 --> 12:54.001
‫خیلی بلد نیست با کامپیوتر کار کنه و
‫ادب و نزاکت هم براش مهمـه

12:54.001 --> 12:56.211
‫صبر کن ببینم.
اون‌وقت من باید چی‌کار بکنم؟

12:56.211 --> 12:58.381
‫به اون هم می‌رسیم.
‫تو باید صبور باشی

12:58.381 --> 13:01.131
‫من صبر لازم برای صبوری کردن رو ندارم

13:01.131 --> 13:02.591
‫پس خبر خوبی برات دارم

13:02.591 --> 13:06.681
‫دوست من، الان این فرصت رو داری تا
‫رو صبوریت کار کنی،

13:06.681 --> 13:11.181
‫چون نقش تو ایجاب می‌کنه که
خیلی صبوری کنی

13:11.181 --> 13:14.321
‫ما علامت میدیم، تو میای دنبال‌مون

13:14.321 --> 13:16.321
‫عین اون‌موقع، دیوارها رو خراب نکنی‌ها

13:16.321 --> 13:18.651
‫بابا! صبر کردن سخت‌کار کار دنیاس

13:18.651 --> 13:22.231
‫- فقط می‌شینی. کاری نمی‌خواد بکنی
‫- حواسم همه‌جا میره

13:22.231 --> 13:25.951
‫مثلاً اگه یه دار و دسته‌ی دیگه بخواد دقیقاً
‫همون‌موقع از همون‌جا دزدی کنه چی؟

13:25.951 --> 13:28.361
‫بعدش من و اون یکی راننده
‫علامت‌هامون قاتی بشه و

13:28.951 --> 13:31.371
‫اشتباهی برم دنبال اون یکی دار و دسته

13:31.871 --> 13:33.991
‫خب... شما زیاد میاید این طرفا؟

13:34.911 --> 13:35.931
‫نه؟

13:36.291 --> 13:37.501
‫چه کاپشن قشنگی

13:41.301 --> 13:42.461
‫ترغیبش نکن کوسه

13:42.461 --> 13:44.881
‫- پیرانا، همچین اتفاقی نمیفته
‫- اما اگه افتاد چی؟

13:44.881 --> 13:47.381
‫اون بازرس ساختمونه به نکات خوبی اشاره کرد

13:47.381 --> 13:50.011
‫منظورت اون کاراکتر خیالیـه که
‫کوسه از خودش در آورد؟

13:50.011 --> 13:51.801
‫خیلی طبیعی بازی کردم، نه؟

13:51.801 --> 13:53.931
‫آره. اگه ساختمون بریزه چی؟

13:59.601 --> 14:02.901
‫باید ماشین رو تا بالای موزه به
‫پرواز در بیارم تا همون‌موقع

14:02.901 --> 14:05.001
‫بپرید بالا؟

14:07.661 --> 14:09.861
‫باریکلا! عجب داستان هیجان‌انگیزی

14:09.861 --> 14:11.911
‫پیرانا، هیچ‌جوره همچین اتفاقی نمیفته

14:11.911 --> 14:14.621
‫دلیل اصلیش هم اینـه که
‫با این وضع فرار کردن‌های ما،

14:14.621 --> 14:18.001
‫بعیده که بتونیم همزمان بپریم

14:18.001 --> 14:20.581
‫بعدشم، ماشین ما که نمی‌تونه پرواز کنه

14:20.581 --> 14:22.421
‫خب، شاید باید بتونه

14:22.421 --> 14:25.301
‫وقتی قبول کردم عضو بر و بچ ناخلف بشم،
‫یه چیزی رو بهم قول دادی

14:25.301 --> 14:28.381
‫یادم نیست چی بود اما حس می‌کنم
‫آشوب توش بود، نه صبوری

14:31.591 --> 14:33.721
‫همین یه کار آخر.
‫قول دادی

14:33.721 --> 14:36.141
‫قیافه‌م به کسایی می‌خوره که
‫سر قول‌شون وایمیسن؟

14:36.141 --> 14:38.921
‫با واقعیت‌ها کنار بیار، گرگی.
‫معلومـه این نقشه نمی‌گیره

14:38.921 --> 14:41.701
‫واقعیت‌ها فقط به این دلیل درست هستند که
‫مردم بهشون باور دارن

14:41.701 --> 14:44.111
‫بیخیال، ما از پسش بر میایم

14:44.111 --> 14:45.341
‫به خاطر من

14:45.341 --> 14:47.211
‫خواهش می‌کنم

14:47.741 --> 14:51.821
‫باشه. این کار رو واسه شکست دادنِِ
‫گربه‌های خونگی می‌‌کنم

14:52.531 --> 14:53.921
‫جواب میده

14:53.921 --> 14:55.641
‫باید جواب بده

15:01.581 --> 15:03.751
‫صبورانه منتظر می‌مونم

15:03.751 --> 15:06.341
‫صبورانه منتظر می‌مونم.
‫لازم نیست نگران چیزی باشم

15:07.881 --> 15:08.907
‫اوه اوه!

15:09.551 --> 15:12.551
‫شاید راه‌حل اینـه که حواس ذهنت رو پرت کنی

15:13.051 --> 15:14.301
‫اوه!

15:19.391 --> 15:20.731
‫موزه بسته‌ست قربان

15:22.651 --> 15:26.611
‫بازرس ساختمان هستم. برای بازرسی،
‫دسترسی کامل به ساختمون رو می‌خوام

15:26.611 --> 15:28.341
‫لطفاً آژیرهای محوطه رو قطع کنید

15:28.341 --> 15:31.341
‫من تخته‌گیره دارم،
‫پس معلومـه که همه فکر و ذکرم کاره

15:31.341 --> 15:34.411
‫اوه، البته قربان

15:34.411 --> 15:36.661
‫وارد شدیم. واقعاً جواب داد

15:36.661 --> 15:39.871
‫شاید درمورد این قضیه‌ی «هر چی کمتر، بهتر»
‫حق با تو باشه، گرگ

15:39.871 --> 15:41.401
‫شاید هم به‌ خاطر تخته‌گیره بود

15:41.401 --> 15:43.501
‫باید بیشتر بازیگری کنم

15:43.501 --> 15:44.527
‫به گوشم

15:45.381 --> 15:47.091
‫لایه‌ی دوم هشدارها قطع شدند

15:47.781 --> 15:49.171
‫نوبت ماست

15:49.171 --> 15:50.841
‫این نقشه زیادی‌ پیچیده‌ست

15:50.841 --> 15:52.881
‫کار من همیشه با «بزن در رویی» راه افتاده

15:53.471 --> 15:55.511
‫خب یه صدباری هم افتادی هلفدونی

15:55.511 --> 15:57.721
‫همیشه هم با بزن در رویی،
‫تونستم فرار کنم

15:57.721 --> 15:59.811
‫نه زدن داریم، و نه در رفتن

15:59.811 --> 16:03.731
‫ما اومدیم اینجا پسرک غمگین رو بدزدیم.
‫فقط همین. طبق نقشه جلو برو

16:03.731 --> 16:05.061
‫گرگی، بیخیال

16:05.061 --> 16:08.401
‫همیشه با نقشه‌هات موافق نیستم اما
‫همیشه طبق‌شون پیش میرم

16:08.401 --> 16:12.241
‫جدی؟ یعنی رفتیم شهربازی
‫جز دستگاه، هیچی ندزدیدی؟

16:15.321 --> 16:16.821
‫نمی‌دونم این از کجا پیداش شد

16:17.661 --> 16:21.751
‫چیـه خب؟ من دزدم.
‫اگه دزدی نکنم دیگه خودم رو نمی‌شناسم

16:21.751 --> 16:25.861
‫بعدشم، وقتی عضو این گروه شدم،
‫قولی بهم دادی که واو به واو تکرار می‌کنم

16:25.861 --> 16:27.841
‫«دزدی بی حد و حصر»

16:29.081 --> 16:30.551
‫تو هم دزد فوق‌العاده‌ای هستی

16:30.551 --> 16:33.721
‫اما اگه می‌خوایم اسم بر و بچ ناخلف رو
‫بندازیم بندازیم سر زبون‌ها،

16:33.721 --> 16:35.431
‫باید این کار رو بکنیم و
‫واسه‌ی‌ اون،

16:35.431 --> 16:37.431
‫باید طبق نقشه پیش بریم

16:39.221 --> 16:41.181
‫پایه‌ها مجهز به حسگر وزن هستند

16:41.181 --> 16:44.181
‫اگه چیزی برداشته بشه،
‫آژیر مستقیماً به شرکت امنیتی ارسال میشه

16:44.181 --> 16:45.271
‫بازی تمومـه

16:45.271 --> 16:46.981
‫وای، آخه واسه چی؟

16:46.981 --> 16:49.481
‫با تو نبودم. بعدش هم،
‫مگه نشنیدی الان چی گفتم؟

16:49.481 --> 16:50.981
‫من همینم که هستم

16:50.981 --> 16:52.191
‫رو کار تمرکز کن

17:00.661 --> 17:02.621
‫از نزدیک که می‌بینم،
‫یه چیز دیگه‌ست

17:08.171 --> 17:10.961
‫نقاشش واقعاً تونسته غمش رو به تصویر بکشه

17:10.961 --> 17:13.091
‫نمی‌دونم چی داری میگی

17:14.171 --> 17:16.431
‫من اصلاً... غمگین نیستم

17:18.511 --> 17:20.101
‫ربطی نداره اما...

17:20.101 --> 17:21.761
‫...واسه چی صورتم خیس شده؟

17:27.061 --> 17:29.521
‫دیگه شورش رو در آوردیم.
‫نباید نگاه کنیم. نبین

17:29.521 --> 17:30.691
‫نمی‌تونم

17:30.691 --> 17:33.151
‫جلوی خودت رو بگیر.
‫جلوی خودت رو بگیر!

17:33.151 --> 17:36.401
‫بیا این نقاشی مزخرف رو بدزدیم و
‫زودتر بزنیم به چاک

17:38.787 --> 17:39.801
‫وای

17:41.281 --> 17:42.371
‫صبر کن

17:42.371 --> 17:46.621
‫اول باید به مردم بفهمونیم
‫این بر و بچ ناخلف بودن که دزدیدنش

17:46.621 --> 17:50.831
‫باید مثل هنرمندها، کارمون رو امضا کنیم.
‫این‌طوری همه اسم‌مون رو می‌فهمن

17:50.831 --> 17:54.381
‫کاش اسپری رنگ یا مهر اختصاصی داشتم

17:54.381 --> 17:55.671
‫این کار رو در میاره؟

17:57.591 --> 17:59.971
‫آره. راستش، حرف نداره

18:00.641 --> 18:01.681
‫قلاب بگیر

18:09.481 --> 18:10.481
‫وای!

18:11.311 --> 18:12.771
‫اوه

18:12.771 --> 18:13.837
‫وای، نه

18:20.031 --> 18:23.491
‫زود باش، اگه گیر بیفتیم
‫از این پسره هم غمگین‌تر میشی،‌ زود باش!

18:27.541 --> 18:29.871
‫قضیه چیـه؟ چی‌کار کنم؟

18:29.871 --> 18:32.711
‫الان باید خودت رو نشون بدی کوسه.
‫ابتکار عمل به خرج بده

18:37.381 --> 18:39.801
این آژیرها کوچیک‌ترین نگرانی ما هستند

18:39.801 --> 18:42.891
‫اینجا از پایه و اساس تق و لقـه،

18:42.891 --> 18:44.471
‫عین زندگی خودم

18:44.471 --> 18:47.221
‫چون من با کارم ازدواج کردم!

18:50.061 --> 18:53.231
‫تارتن، بگو که می‌تونی یه کاریش بکنی.
الو؟

18:53.231 --> 18:56.071
‫متأسفم که گوشی‌تون کار نمی‌کنه قربان

18:56.071 --> 18:59.951
‫میشه بپرسم، اگه کار نمی‌کنه
‫چطوری دارید با من صحبت می‌کنید؟

18:59.951 --> 19:02.111
‫- تارتن، کمک کن
‫- لطفاً وایسا

19:02.111 --> 19:05.781
‫- وایسا ببینم، با منی؟ من که نمی‌تونم وایسم
‫- توری‌ها خودکار فعال شدن

19:05.781 --> 19:07.581
‫نمی‌تونم کنترل‌شون کنم

19:07.581 --> 19:09.961
‫- عالیـه
‫- اصلاً هم نیست

19:10.461 --> 19:14.541
‫- تا اونجا که می‌تونستم نگهبان رو معطل کردم
‫- دووم بیار گرگ. می‌تونم برات وقت بخرم

19:29.731 --> 19:32.691
‫به گمونم حق با تو بود.
‫سقف آرزوهام زیادی بلند بود

19:33.271 --> 19:35.231
‫باید قبلش می‌ذاشتم بری

19:35.641 --> 19:36.981
‫الان برو

19:36.981 --> 19:38.711
‫تا خیلی دیر نشده

19:40.141 --> 19:42.621
‫- لازم نیست دوبار بهم بگی
‫- وایسا ببینم‌، جدی داری میری؟

19:42.621 --> 19:44.821
‫آخه فکر می‌کردم... باشه، خوبـه

19:44.821 --> 19:48.081
‫با خودم حرف می‌زنم چون تو دیگه رفتی

20:00.131 --> 20:01.551
‫وای...

20:05.341 --> 20:09.601
‫سلام بچه‌ها.
‫نگران من نباشیدها

20:09.601 --> 20:12.811
‫من گرگ گنده‌ی بدجنسـم، یادتونـه؟
‫خودم هوای خودم رو دارم

20:16.781 --> 20:18.131
‫شما برید

20:20.981 --> 20:23.361
‫دارید به همون چیزی فکر می‌کنید که
‫من هم دارم می‌کنم؟

20:23.361 --> 20:24.401
‫- نه
‫- احتمالاً‌ نه

20:24.401 --> 20:25.991
‫کمربندها رو ببندید

20:25.991 --> 20:28.931
‫قراره از زمین بلند شیم

20:35.401 --> 20:37.691
‫چی‌کار داره می‌کنه...

20:38.921 --> 20:40.001
‫جواب میده

21:01.481 --> 21:04.481
‫با گزارش زنده از تیفانی فلافیت از
‫موزه‌ی هنر همراه‌تون هستیم،

21:04.481 --> 21:07.281
‫جایی که یک گروه جدید تبهکاری
‫با کمال وقاحت بهش دستبرد زده

21:07.281 --> 21:09.721
‫اسم‌شون؟ بر و بچ ناخلفـه

21:09.721 --> 21:12.951
‫- اسم‌ ما رو گفت
‫- تیفانی فلافیت ما رو می‌شناسه!

21:12.951 --> 21:16.041
‫رفتیم تو تلویزیون.
‫یعنی معروف شدیم!

21:16.801 --> 21:17.871
‫آرکناتک...

21:17.871 --> 21:19.841
‫حالا که این‌طور شد... من استعفا میدم

21:19.841 --> 21:22.671
‫با وجود عبور از تدابیر امنیتی شدید موزه،

21:22.671 --> 21:26.091
‫بر و بچ ناخلف مرموز
‫نقاشی پسرک غمگین معروف رو ندزدیدند

21:26.091 --> 21:28.301
‫یعنی فقط می‌خواستن ثابت کنن که
‫تواناییش رو دارن؟

21:28.301 --> 21:30.971
‫یا نکنه یه گروه هنری نمایشی هستن؟

21:32.161 --> 21:34.641
‫لازم نیست... فکر کنم موفق شدیم

21:34.641 --> 21:38.651
‫واسه این که نتونسم نقاشی رو بدزدم،
‫معذرت‌خواهی کردم دیگه؟

21:38.651 --> 21:40.811
‫- نه خیرم
‫- اصلاً همچین کاری نکردی

21:42.731 --> 21:44.691
‫اوه. باشه

21:44.691 --> 21:46.451
‫الان معذرت‌خواهی می‌کنم

21:47.151 --> 21:48.411
‫برو که رفتیم

21:48.411 --> 21:52.121
‫شرمنده که بعد از اون همه گیر دادن،
‫خودم یه کار خارج از برنامه کردم

21:52.661 --> 21:53.911
‫- قبولـه
‫- بد نیست

21:53.911 --> 21:57.251
‫این قشنگ‌ترین حرفیـه که
‫تا حالا یکی بهم زده بود

21:57.251 --> 21:58.751
‫زحمت نکش گرگ

21:58.751 --> 22:02.381
‫تو نا خلفی و بر و بچ ناخلف،‌
‫قوانین رو زیر پا می‌ذارن

22:02.381 --> 22:04.211
‫خب؟

22:04.211 --> 22:06.511
‫قبول می‌کنی اسم خوبیـه دیگه؟

22:06.511 --> 22:08.261
‫خب، به گمونم بدک نیست

22:08.261 --> 22:12.301
‫اما «مار و بر و بچ ناخلفش»...
‫بهش می‌خوره بهتر باشه

22:12.301 --> 22:15.721
‫- یعنی می‌مونی؟
‫- آره. خیلی خب

22:15.721 --> 22:18.271
‫البته تا وقتی که یه گروه بهتری پیدا شه

22:18.271 --> 22:21.561
‫امکان نداره، چون ما بهترینیم

22:21.561 --> 22:23.361
‫شاید نتونستیم دزدی کنیم اما

22:23.361 --> 22:26.031
‫تونستیم اسم بر و بچ ناخلف رو
‫بندازیم سر زبون‌ها

22:26.031 --> 22:28.361
‫حالا باید به همه نشون بدیم که کی هستیم

22:28.361 --> 22:30.071
‫با دزدی وسایل؟

22:30.071 --> 22:32.321
‫- با دزدیدن هر چیزی
‫- من هم می‌تونم ابتکار به خرج بدم؟

22:32.321 --> 22:35.121
‫من می‌تونم چیزهایی رو هک کنم که
‫تا حالا کسی هک نکرده؟

22:35.121 --> 22:37.371
‫- من باید آشوب کنم
‫- تو قول یه کار باحال داده بودی

22:37.371 --> 22:39.121
‫آشوب هم داریم یا نه؟

22:39.121 --> 22:41.291
‫آره، قول میدم

22:42.361 --> 22:49.361
‫مترجم: «محمدعلی sm »

22:49.361 --> 22:59.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus
