WEBVTT

00:02.494 --> 00:05.267
حسن صباح، مردی که
همه رو به وحشت انداخت

00:05.292 --> 00:07.538
و تو قلعه خود بر روی کوه دولت تشکیل داد

00:08.225 --> 00:09.552
کم کم تنها شد

00:10.750 --> 00:12.205
همه اطرافیانش رو از دست داد

00:12.753 --> 00:15.372
دوست همیشگی خودش
نظام الملک رو کشت

00:20.286 --> 00:21.512
و همراهش رو

00:23.356 --> 00:24.527
زید بن سیحون

00:27.752 --> 00:28.952
پسرش رو کشت

00:31.102 --> 00:33.165
و همسر و معشوق خودشو از دست داد

00:34.716 --> 00:37.076
حسن در راه تنها شدنـه

00:38.356 --> 00:41.340
ولی رویایی که باعث بشه
همه عزیزانت رو از دست بدی رویا نیست

00:42.660 --> 00:43.660
یه کابوسه

00:44.213 --> 00:45.595
راز و امانت رو حفظ کن

00:46.463 --> 00:50.312
مردی که خودشو بعنوان کسی که
با بی‌عدالتی مبارزه می‌کنه به دنیا معرفی کرد

00:51.125 --> 00:52.685
خود بر بی‌عدالتی قدم گذاشت

00:53.447 --> 00:56.625
وقتشه که عاشق بره و به
سلطان سلجوقی خدمت کنه

00:57.299 --> 00:59.645
با تمام صداقت، عشق و اعتماد

01:00.908 --> 01:02.245
زمان پاسخگویی فرا رسیده

01:04.191 --> 01:10.238
<b>«ارائــه شده توسط فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>

01:10.263 --> 01:13.688
<b>«فیلم2مدیا را در تلگرام دنبال کنید»
@Film2Media_Plus</b>

01:13.755 --> 01:16.188
قسمت 27
"وزیر سلطان"
<b>«فـیلــم2مـدیـا»</b>

01:31.986 --> 01:33.106
مولای من، هادی

01:34.033 --> 01:35.539
من فقط هادی هستم، برزک

01:36.518 --> 01:38.394
اطاعت و محبت کامل بر تو، مولای من

01:40.354 --> 01:41.384
تو پسر آقای ما هستی

01:41.569 --> 01:42.849
فضیلت شما شامل همه ماست

01:43.948 --> 01:45.041
تو راز او هستی

01:46.214 --> 01:48.724
مطمئن نیستم که باید
خوشحال باشم یا نگران

01:48.749 --> 01:49.900
شاد باش، مولای من

01:50.688 --> 01:52.429
تو امیری
پسر امیر بزرگوار

01:53.071 --> 01:54.080
تو آقای مایی

01:54.440 --> 01:55.677
و من بنده حقیر شمام

02:06.448 --> 02:07.448
حسن

02:14.661 --> 02:15.661
مولای من

02:26.360 --> 02:29.475
می‌خوام بفهمی و
مراقب باشی، تو الان فرق می‌کنی

02:30.527 --> 02:32.121
نمی‌دونم چرا اینکارو کردم

02:32.944 --> 02:33.961
گیج شدم

02:33.986 --> 02:36.155
احساس می‌کنم تو موقعیتی‌ام که نمی‌فهمم

02:36.180 --> 02:38.062
اعتماد به نفس از همه مهمتره

02:38.442 --> 02:41.442
ولی احساس می‌کنم
تو محاصره نگاه‌های مردم هستم

02:41.775 --> 02:43.056
و می‌ترسم مناسب نباشم

02:43.987 --> 02:45.403
می‌خوام خودتو جمع و جور کنی

02:45.428 --> 02:48.335
و ازت می‌خوام به چیزایی که
در اطرافت اتفاق می‌افته توجه کنی

02:48.707 --> 02:51.635
حتی افرادی که برات غذا و
نوشیدنی میارن، مراقب‌شون باش

02:52.333 --> 02:54.294
و البته مراقب برزک عمید هم باش

02:55.148 --> 02:56.514
اون نزدیکترین فرد به شماست

02:56.539 --> 02:58.508
هیچکس
از تو به من نزدیکتر نیست

03:00.007 --> 03:03.905
حتی زمانی که تو اتاقت تنهایی
با من در ارتباط باش

03:04.457 --> 03:05.910
منظورت چیه؟

03:05.935 --> 03:08.122
یعنی منو ببینی و صدام رو بشنوی
حتی وقتی دورم

03:08.831 --> 03:10.018
ممکنه؟

03:10.043 --> 03:12.582
با تمرین، سکوت و گرسنگی ممکنه

03:13.454 --> 03:16.024
همونطور که می‌تونم
امام نزار سلام الله علیه رو ببینم

03:16.595 --> 03:17.841
و دیگران هم همینطور

03:18.069 --> 03:19.769
و اولین ماموریت تو، هادی

03:20.597 --> 03:22.641
نوشتن یه کتاب بسیار مهمه

03:23.027 --> 03:24.027
نوشتن؟

03:24.379 --> 03:25.379
کدوم کتاب؟

03:26.435 --> 03:27.763
زندگی‌نامه مولای‌مان

03:28.546 --> 03:29.621
کدوم مولا؟

03:29.647 --> 03:30.953
مولای ما حسن صباح

03:31.469 --> 03:32.367
شما؟

03:32.392 --> 03:34.388
نحوه سفر رو برات فاش می‌کنم

03:35.217 --> 03:37.717
وقتی میگم
...مولا و آقای ما" حسن صباح"

03:38.238 --> 03:40.117
بحث بزرگی و غرور نیست، هادی

03:40.610 --> 03:42.407
این مقامی‌ست که خدا بهم داده

03:42.936 --> 03:45.255
...و هر چه مقام حسن صباح بالاتر باشه

03:46.153 --> 03:49.273
مقام مولای ما
هادی بن حسن صباح

03:49.298 --> 03:50.865
بزرگتر و بالاتر میره

03:52.105 --> 03:53.136
چی بنویسم؟

03:53.161 --> 03:55.052
سفر رو از همون اول باید بنویسی

03:55.636 --> 03:57.155
...درباره یه مرد جوان الهام‌بخش

03:57.510 --> 03:59.220
کسی که می‌تونه کل دنیا رو تغییر بده

03:59.972 --> 04:02.409
البته این کتاب
مثل یه راز بین ما باقی می‌مـونه

04:03.083 --> 04:05.419
چون ظاهر اون برای مؤمنان بسیار مهمه

04:07.007 --> 04:08.007
حتما

04:34.008 --> 04:35.796
نگران دغدغه‌های دنیایی، یحیی؟

04:37.785 --> 04:39.944
کاری از دستت بر نمیاد

04:41.054 --> 04:42.054
...مشکل همینه

04:43.654 --> 04:45.101
کاری از دستم بر نمیاد

04:47.732 --> 04:50.295
...خب شاید کاری که یحیی نتونه بکنه

04:51.702 --> 04:52.980
پسرش بتونه

04:55.336 --> 04:56.359
پسرم؟

04:56.384 --> 04:57.398
یا دخترت

05:00.557 --> 05:01.557
بارداری؟

05:02.900 --> 05:04.045
تو بارداری؟
آره

05:04.726 --> 05:05.857
بلند شو، خانم من

05:06.675 --> 05:08.607
چرا رو زمین نشستی! بلند شو

05:08.874 --> 05:11.568
تو سعید بن یحیی بن سعید رو
تو شکمت حمل می‌کنی

05:11.881 --> 05:13.261
اسم پدربزرگش رو می‌بره؟

05:13.286 --> 05:14.286
براش یه افتخاره

05:14.311 --> 05:16.208
نه، فقط می‌ترسیدم
اسمش رو تیفور بذاری

05:18.287 --> 05:19.618
خدا رحمتش کنه

05:20.181 --> 05:21.243
خدا رحمتش کنه

05:23.069 --> 05:25.188
می‌خوام یه جنگجوی نامور بشه

05:25.473 --> 05:26.590
بسه، یحیی

05:28.065 --> 05:29.581
لطفا اسم مرگ رو نیار

05:30.688 --> 05:31.759
یه مؤذن میشه

05:33.528 --> 05:35.368
یه مؤذن
که به حال خودش رها شده بود

05:36.955 --> 05:38.160
خدا رحمتش کن

05:40.668 --> 05:41.941
مرگ تقدیره

05:41.966 --> 05:43.528
ولی شرف یه انتخابِـه

05:44.146 --> 05:45.961
می‌خوام یه جنگجوی نامدار بشه

05:46.278 --> 05:47.700
هیچی شرافتمندانه‌تر از این نیست

05:52.760 --> 05:53.760
براش می‌ترسی؟

05:55.691 --> 05:56.691
خیلی زیاد

05:58.383 --> 05:59.383
نترس

06:00.614 --> 06:02.621
ترس چیزی به زندگی اضافه نمی‌کنه

06:04.354 --> 06:05.801
ممکنه دختر باشه؟

06:06.390 --> 06:08.647
سعید بن یحیی بن سعید

06:12.949 --> 06:14.980
کاش پدربزرگش اونو می‌دید و می‌شناخت

06:15.405 --> 06:16.961
ما خوشبختیم، یحیی

06:17.692 --> 06:19.570
...من و تو بالاخره با همیم

06:19.595 --> 06:21.221
و پسرمون تو راهـه

06:22.843 --> 06:24.308
رحمت خدا خیلی زیاده

06:24.641 --> 06:25.743
خدا رو شکر

06:26.555 --> 06:27.821
میرم غذا رو آماده کنم

06:27.846 --> 06:29.701
نه نه نه، چی آماده می‌کنی؟

06:29.929 --> 06:31.541
خودم همه چی رو آماده می‌کنم

06:42.141 --> 06:46.754
<b>«فـیلــم2مـدیـا»</b>

06:58.138 --> 06:59.138
چیه آقای ما؟

06:59.550 --> 07:01.468
یه ندا تو این زمان عجیب، منو نگران کرده

07:01.665 --> 07:02.815
هادی، برزک

07:04.231 --> 07:06.110
امنیت و جان هادی به تو بستگی داره

07:07.103 --> 07:09.049
من خادم او و خادم پدرش هستم، آقای من

07:09.074 --> 07:10.283
جونمو فداش می‌کنم

07:10.308 --> 07:12.751
خواب دیدم که اونو می‌کشی
و از قلعه پرتش می‌کنی

07:12.776 --> 07:13.776
خدا نکنه

07:14.067 --> 07:16.614
اگه قراره کوچکترین آسیبی بهش برسه
ترجیح میدم خودمو پرت کنم

07:16.639 --> 07:18.094
اگه برای هادی اتفاقی بیفته

07:18.958 --> 07:19.989
بهت رحم نمی‌کنم

07:20.920 --> 07:21.920
چیزی شنیدین؟

07:23.900 --> 07:26.335
یه چیزی شنیدم و تا الان
سعی می‌کنم باورش نکنم

07:28.028 --> 07:29.681
تو باید به پسرم وفادار بمونی

07:30.333 --> 07:32.098
این یه افتخار بزرگ برای منه، آقای من

07:33.552 --> 07:34.890
آروم و مطمئن باشین

07:35.380 --> 07:37.622
مولای من هادی می‌خوابه
درحالی که در کنارش بیدار می‌مـونم

07:39.076 --> 07:40.914
اگه الان ازم بخواین خودمو بکشم

07:40.939 --> 07:42.337
یه لحظه دریغ نمی‌کنم

07:48.174 --> 07:48.968
بکش

08:09.647 --> 08:10.821
برای آقای ما

08:11.099 --> 08:12.201
کافیه

08:14.246 --> 08:15.246
کافیه

08:16.896 --> 08:18.328
در کنار مولایت هادی باش

08:55.328 --> 08:57.391
چه دخترای خوشگل‌تری اومدن

08:58.526 --> 08:59.741
شما دوتا اهل کجایین؟

08:59.766 --> 09:01.138
اهل ارمنستان هستم

09:01.816 --> 09:02.816
...و پدرم

09:03.110 --> 09:04.110
یه چوپان بود

09:04.135 --> 09:05.457
من اهل سمرقند هستم

09:05.771 --> 09:07.448
پدرم یه تاجر ثروتمند بود

09:08.677 --> 09:10.395
شما دو نفر جدید و خیلی مهربون هستین

09:10.420 --> 09:12.888
شما منو یاد اولین روزهایی که
اومدم اینجا می‌اندازین

09:13.108 --> 09:15.501
اینجا قراره طعم سعادت
و عذاب رو باهم همزمان بچشید

09:20.347 --> 09:22.081
ادامه بدین، ادامه بدین

09:22.547 --> 09:23.650
ذهنشون رو پُر کن

09:24.466 --> 09:25.466
به من گوش کنین

09:26.065 --> 09:27.312
ببخشید، بانوی من

09:28.208 --> 09:29.401
از روی حسن نیت بود

09:30.206 --> 09:31.206
!حسن نیت

09:41.873 --> 09:42.966
اینجا

09:42.991 --> 09:44.435
همه ساکت می‌شین

09:45.256 --> 09:47.241
و فقط از دستورات اطاعت می‌کنین

09:49.328 --> 09:50.388
فهمیدین؟

09:51.488 --> 09:52.902
لبخند شیرینت کجاست؟

10:17.383 --> 10:18.422
نترس

10:30.165 --> 10:31.954
از ظاهر آقای ما پیداست
که خوابش نمی‌بره

10:33.584 --> 10:35.701
خواب مدتهاست که
که از من گرفته شده، برزک

10:36.900 --> 10:38.695
استراحت برای بدن مهمه، آقای من

10:41.198 --> 10:42.784
تو این دنیا استراحتی وجود نداره

10:43.576 --> 10:45.717
مولا هادی مدتیـه غیبت داشته

10:46.071 --> 10:47.231
هادی در خلوت خودشه

10:48.287 --> 10:51.008
یه انزوای داوطلبانه
که همراه با نور ازش بیرون میاد

10:53.139 --> 10:54.688
خداوند مولای ما هادی رو حفظ کنه

10:54.713 --> 10:56.648
هادی امید ماست، برزک

10:57.559 --> 11:00.515
ما بر قلعه الموت حکومت کردیم
و اهل باطل رو به وحشت انداختیم

11:01.084 --> 11:04.821
ولی او بر یک امپراتوری که از چین تا قلب
سرزمین فرانسه امتداد داره حکومت می‌کنه

11:06.322 --> 11:07.622
این یه پیشگویی‌ـه، آقای من

11:07.647 --> 11:08.647
این یه حقیقته

11:09.792 --> 11:11.982
حسن صباح فقط حقیقت رو میگه

11:16.596 --> 11:18.461
از مومنین اصفهان چه خبر؟

11:18.486 --> 11:20.675
همه خونه‌هاشون رو ترک کردن
و به حومه شهر رفتن

11:21.024 --> 11:23.290
می‌خوام اصفهان رو به آتش بکشن، برزک

11:24.307 --> 11:27.400
می‌خوام سلطان خواب به چشماش نره
و روز و شب ازش گرفته بشه

11:30.176 --> 11:32.117
و نتونه پیروان ما رو
از پیروان خودش تشخیص بده

11:33.473 --> 11:36.278
می‌خوام لباس علما و شیوخ بپوشن

11:38.569 --> 11:41.168
می‌خوام وارد مساجد، بازارها و حموم‌ها بشن

11:59.991 --> 12:02.641
می‌خوام تو اصفهان
همه به خودشون شک کنن

12:03.479 --> 12:04.961
و وقتی شب فرا می‌رسه

12:08.020 --> 12:09.730
یعنی فرشته مرگ نازل شده

12:10.530 --> 12:11.881
من یه آشوب بزرگ می‌خوام

12:12.472 --> 12:14.494
نباید بین سن یا جنسیت تفاوت قائل بشن

12:15.100 --> 12:16.274
من کشتار می‌خوام

13:10.474 --> 13:11.474
خواهش می‌کنم

13:11.499 --> 13:13.952
شوهرم صبح رفته بیرون
و هنوز برنگشته

13:14.221 --> 13:15.828
اگه غروب بشه و شب برسه

13:15.853 --> 13:17.421
معناش اینه که
توسط باطنی‌ها کشته شده

13:17.916 --> 13:19.314
نه
برای رحمتش دعا کن

13:19.339 --> 13:20.635
نه
نه

13:23.317 --> 13:24.523
انشالله نه

13:26.146 --> 13:27.288
انشالله که برمی‌گرده

13:29.652 --> 13:30.906
خوش اومدی

13:33.415 --> 13:34.684
تو براشون مُردی

13:35.044 --> 13:36.284
ولی من هنوز زنده‌ام

13:36.635 --> 13:39.511
بدشانسی باعث شد
بعد از غروب آفتاب به دست ما بیفتی

13:40.162 --> 13:41.522
اونا مطمئن که کشته شدی

13:42.060 --> 13:45.361
فقط می‌خوام قبل از مرگ
غم‌شون رو برای خودت ببینی

13:47.023 --> 13:48.407
ولی نمی‌خوام بمیرم

13:51.597 --> 13:52.961
می‌تونی زنده بمونی

13:54.137 --> 13:55.745
و زنده از اینجا بری پایین

13:57.550 --> 13:59.066
ولی باید بری پایین
و بگی که مُردی

13:59.809 --> 14:02.388
ولی وقتی که اعتقاداتت رو کنار گذاشتی
روحت زنده شده و برگشته

14:02.413 --> 14:04.610
و فهمیدی که باور ما درسته

14:05.569 --> 14:08.342
تو با مولای ما صاحب کلید بهشت
وفاداری خودتو اعلام می‌کنی

14:09.107 --> 14:10.513
بگو من مُرده بودم

14:10.538 --> 14:12.221
که توسط مولای ما زنده شدی

14:16.963 --> 14:18.389
من اینجا منتظرتم

14:18.793 --> 14:21.755
اگه با گفته‌هاش مخالفت کنی
تیر به سمت قلبت نشونه میره

14:22.301 --> 14:23.380
من اینکارو نمی‌کنم

14:23.405 --> 14:24.786
تو زنده نمی‌مونی

14:25.125 --> 14:26.954
نمی‌تونم از عقایدم دست بکشم

14:47.871 --> 14:49.473
یعنی چی
نمی‌تونی شهر رو کنترل کنی؟

14:50.596 --> 14:51.596
دیوونه شدی؟

14:52.721 --> 14:57.490
من تو اصفهان دارم می‌جنگم
و وزیرم مثل یه احمق وایستاده و میگه نمی‌تونم

14:57.515 --> 15:00.474
هیچ لباس یا قیافه خاصی ندارن، سرورم

15:00.700 --> 15:02.621
وسط بازار و مساجد هستن

15:02.646 --> 15:04.011
درست مثل مردم اصفهان

15:04.036 --> 15:05.042
و تو یه لحظه

15:05.067 --> 15:06.481
قتل عام شروع می‌شه

15:06.996 --> 15:07.996
چکار می‌خوای بکنی؟

15:08.021 --> 15:10.014
هر کاری از دست‌مون بربیاد می‌کنیم، سرورم

15:10.499 --> 15:12.181
تا جایی که بتونیم اونا رو شناسایی می‌کنیم

15:12.206 --> 15:14.461
و تا جایی که بتونیم اونا رو می‌کشیم

15:15.272 --> 15:19.481
مرگ یه نفر که من مسئولش هستم
یعنی که من لیاقت سلطان بودن رو ندارم

15:20.927 --> 15:22.084
یعنی من یه شکست خورده‌ام

15:26.051 --> 15:28.968
تو خونه خودت بمون و تا زمانی که این
هرج و مرج خاموش نشده، تکون نخور

15:30.746 --> 15:32.334
و بعد تکلیفت رو روشن می‌کنم

15:32.934 --> 15:33.934
اطاعت، سرورم

15:47.537 --> 15:48.982
مردم وحشت زده شدن

15:49.661 --> 15:51.188
و می‌ترسن کشته بشن

15:51.213 --> 15:52.801
بزدلی بزرگترین دشمن‌ـه

15:53.700 --> 15:54.947
چه نامردی، یحیی

15:55.499 --> 15:56.931
مردم رنج کشیدن

15:57.587 --> 15:59.608
مرگ و کشتار همه جا رو فرا گرفته

15:59.894 --> 16:01.935
ظاهر باطنی هیچ فرقی با تو نداره

16:02.383 --> 16:04.194
کنارت وایستاده داره سبزی می‌خره

16:04.749 --> 16:06.726
ناگهان یه چاقو تو قلبت فرو میره

16:06.751 --> 16:08.345
و اونی که کنارت
ایستاده و نماز می‌خونه

16:08.370 --> 16:09.421
تو همون صف نماز

16:09.916 --> 16:12.955
منتظر می‌مونه تا زانو بزنی یا
سجده کنی تا بتونه به پشتت خنجر بزنه

16:13.616 --> 16:15.060
بعد می‌گی نباید بترسن

16:15.710 --> 16:16.774
نه، نباید بترسن

16:16.799 --> 16:17.799
و مقابله کنن

16:18.240 --> 16:19.482
مردم ضعیفن، یحیی

16:19.507 --> 16:21.088
نه مثل تو سرباز و جنگجو

16:21.113 --> 16:23.550
در زمان آشوب
همه باید از خودمون دفاع کنیم

16:24.561 --> 16:26.408
بیش از حد توان
از مردم انتظار نداشته باش

16:28.118 --> 16:30.522
بزرگترین فاجعه اینه که
مردم اعتماد به نفس‌شون رو از دست بدن

16:32.360 --> 16:33.686
اگه احساس کنن ضعیفن

16:33.711 --> 16:35.992
مجبور می‌شن تو خونه‌هاشون
حبس بشن تا نمیرن

16:36.017 --> 16:38.877
و می‌ذارن دشمن بر اونا پیروز بشه
بعد دیگه امیدی نیست

16:38.902 --> 16:41.155
زمانی امید وجود داره که
که به خودت اعتماد داشته باشی

16:41.953 --> 16:43.561
و هوشیار و بیدار بمونی

16:50.272 --> 16:51.434
یحیی کجا میری؟

16:51.459 --> 16:53.308
نباید از باطنی‌ها
یا هر چیز دیگه‌ای بترسن

16:53.333 --> 16:55.168
اونا صاحب کشور و صاحب حقوق هستن

16:55.447 --> 16:58.835
باید بیرون بیان، نماز بخونن
بخرن و بفروشن، زندگی کنن و چشم باز کنن

16:59.520 --> 17:00.928
اونوقت دشمن می‌ترسه

17:02.380 --> 17:04.641
هیچ دشمنی از ترسو و فراری نمی‌ترسه

17:12.835 --> 17:16.434
<b>«فـیلــم2مـدیـا»</b>

17:18.902 --> 17:21.050
به درجه زهد و اخلاص تو رسیدیم ، سراج

17:21.996 --> 17:23.765
...برای من افتخاره که خادم شما

17:24.701 --> 17:26.052
در دربار سلطان باشم

17:28.294 --> 17:30.900
وزیر قبلی در زمان خود گذاشت
آشفتگی و هرج و مرج بیشتر بشه

17:31.178 --> 17:32.178
قاطع نبود

17:33.035 --> 17:34.264
تو رو به جای اون انتخاب کردم

17:34.289 --> 17:35.889
اگه به گوش سلطان برسه

17:36.722 --> 17:38.091
که یه باطنی هست که

17:38.637 --> 17:41.157
صداش رو تو یکی
از خیابان‌های اصفهان بلند کرده

17:41.955 --> 17:44.869
سرم رو تو دست کوچکترین
سرباز نزد سرورم می‌فرستم

17:45.401 --> 17:47.221
برای اینکه سرم رو زیر تخت خود بندازید

17:55.737 --> 17:58.196
هر کدوم‌تون باید یه استعدادی داشته باشه

17:58.907 --> 17:59.907
رقص

17:59.932 --> 18:00.932
نواختن موسیقی

18:01.504 --> 18:02.546
آواز خوندن

18:03.855 --> 18:05.135
استعداد تو چیه؟

18:21.928 --> 18:23.794
معلومه که
از دستور الینار سرپیچی کردی

18:23.819 --> 18:26.655
من بدنیا نیومدم که بازیچه
دست‌ مردی به مرد دیگه باشم

18:27.300 --> 18:28.758
من آزادم نه برده

18:29.133 --> 18:31.003
تو قبل از اومدن به اینجا آزاد بودی

18:31.305 --> 18:35.022
ولی روزی که وارد
قلعه الموت شدی، برده الینار شدی

18:35.671 --> 18:37.919
پس اگه از دستورات اطاعت نکنی
سخت مجازات می‌شی

18:38.346 --> 18:40.704
مرگ و دور انداختن بدنت راحت‌ترین کاره

18:40.729 --> 18:42.321
انگار هرگز به این دنیا نیومدی

18:45.232 --> 18:47.958
خوب، با من بیا
تا راه حلی برای همه‌مون پیدا کنیم

20:49.577 --> 20:52.294
جسد الینار رو
از پشت بام قلعه الموت پرتاب ‌کنن

20:53.280 --> 20:54.280
و سه تا دختر؟

20:54.574 --> 20:56.061
به همون سرنوشت دچار می‌شن

20:56.533 --> 20:58.395
کسانی که معلم خودشون رو
می‌کشن باید مجازات بشن

20:59.020 --> 21:01.793
فرقش در اینه که اون مُرده
و دخترها زنده پرت میشن

21:01.818 --> 21:04.677
می‌خوام اونا رو
جلوی حوری‌های قلعه پرت کنن

21:05.742 --> 21:08.476
درس و حکمت
در قلعه الموت برام خیلی مهمه

21:08.764 --> 21:09.764
چشم آقای من

21:35.220 --> 21:36.461
بسه دیگه، یحیی

21:37.187 --> 21:40.562
این بیستمین باره که درخواست
ملاقات با وزیر رو می‌کنی و اون رد می‌کنه

21:40.587 --> 21:41.922
حتی اگه هزار بار باشه

21:42.367 --> 21:44.495
تا به خواسته‌ام نرسم
به درخواستم ادامه میدم

21:45.235 --> 21:46.235
!یحیی

21:46.651 --> 21:47.921
ما بهت نیاز داریم

21:50.779 --> 21:52.568
نمی‌تونم تو چشمای پسرم نگاه کنم

21:52.873 --> 21:55.468
به همین دلیله که بهت میگم
بس کن، به اندازه کافی رنج دیدیم

21:56.581 --> 21:58.814
جز کشتن حسن صباح
به چیزی رضایت نمیدم

22:01.103 --> 22:02.252
حتی اگه شهید بمیرم

22:02.277 --> 22:04.454
یحیی، لطفا
نذار احساس ضعف کنم

22:09.169 --> 22:10.440
کمکم کن به آرزوم برسم

23:03.028 --> 23:04.119
!خدیجه

23:06.299 --> 23:07.434
کجا میری؟

23:07.459 --> 23:08.459
فرار می‌کنم

23:09.628 --> 23:10.954
برمی‌گردم پیش پدرم

23:11.655 --> 23:12.888
مادرت رو تنها می‌ذاری؟

23:12.913 --> 23:13.913
آره

23:13.938 --> 23:15.205
پدرمو دوست دارم

23:16.661 --> 23:18.244
اگه پدرت هادی رو بکشه چی

23:18.761 --> 23:20.024
هنوزم دوسِش داری؟

23:20.468 --> 23:22.553
هرگز هادی رو نمی‌کشه
چون دوسِش داره

23:23.461 --> 23:25.421
حسین رو بخاطر‌ عادل بودنش کشت

23:26.355 --> 23:28.448
پدرت حسین رو بخاطر خودش کشت

23:29.277 --> 23:31.581
و اگه هادی هم
سر راهش می‌ایستاد اونم می‌کشت

23:32.172 --> 23:33.226
و من و تو

23:33.549 --> 23:36.648
هر کی روی زمین
اگه سر راه پدرت بایسته ، اونو می‌کشه

23:36.673 --> 23:38.635
اینا رو بهم میگی تا ازش متنفر بشم

23:44.118 --> 23:46.341
اگه می‌خوای برگردی با هم برمی‌گردیم

23:48.471 --> 23:50.568
ولی اگه برگردم پدرت منو می‌کشه

23:52.635 --> 23:55.791
و اگه قبول داری
که مادرت از بالای قلعه پرت بشه

23:57.447 --> 23:58.751
پس باهات برمی‌گردم

24:01.391 --> 24:03.754
من هرگز کسی رو
به اندازه همه‌تون دوست نداشتم

24:05.300 --> 24:06.924
تو، حسین و هادی

24:07.320 --> 24:08.320
و پدرت

24:09.906 --> 24:11.715
ولی اون باعث شد
دو نفر رو از دست بدم

24:13.380 --> 24:14.606
حسین و پدرت

24:15.878 --> 24:17.014
فقط خدا می‌دونه

24:17.039 --> 24:18.488
چه اتفاقی برای هادی افتاده

24:20.671 --> 24:22.128
من همه چی رو از دست دادم

24:23.620 --> 24:25.175
و فقط تو برام موندی، خدیجه

24:26.655 --> 24:27.655
بخاطر من

25:04.522 --> 25:07.941
بهم اطلاع دادن که تو
بیش از یک بار درخواست دیدار با منو داشتی

25:13.988 --> 25:15.073
موضوع چیه؟

25:15.098 --> 25:16.892
در دوران تصدی وزیر قبلی
...از سرورم سلطان

25:16.917 --> 25:18.408
درخواست کرده بودم که

25:18.981 --> 25:21.514
تا افتخار فرماندهی گروهی رو
برای حمله به الموت بهم بده

25:22.447 --> 25:23.884
و سرورم سلطان بهم قول دادن

25:26.443 --> 25:29.728
بله، ولی الان دولت
به کارهای مهمتری مشغولـه

25:31.401 --> 25:34.334
به خونه برمی‌گردی و
کار پدرت رو انجام میدی

25:36.661 --> 25:38.240
بنظرم مؤذن نبود؟

25:38.912 --> 25:40.061
این حرفه شریفی‌ـه

25:40.587 --> 25:42.844
ولی من عمرمو
در خدمت سپاه سلجوقیان گذروندم

25:42.869 --> 25:44.095
و خدمتت تموم شده

25:44.986 --> 25:45.986
برگرد خونه‌ات

25:48.719 --> 25:50.655
سرورم سراج، خواستم ازتون خواهش کنم

25:50.680 --> 25:51.954
برگرد به خونه‌ات

26:04.594 --> 26:06.408
نمی‌تونم این وزیر جدید رو درک کنم

26:07.766 --> 26:08.766
سراج؟

26:08.950 --> 26:09.950
بله سراج

26:10.888 --> 26:12.206
واقعا آدم خیلی عجیبی‌ـه

26:13.132 --> 26:15.951
با اینکه از سلطان قول گرفتم
که به ارتش برگردم

26:16.313 --> 26:17.368
ولی قبول نکرد

26:18.266 --> 26:20.035
خوب وزیره، یحیی

26:20.613 --> 26:23.388
شکرگزار باش که قبول کرد
با کسی مثل تو ملاقات کنه

26:25.230 --> 26:28.714
وقتی دیدمش، تو چشماش
خیانت و نفرت نسبت به سلطنت رو دیدم

26:31.419 --> 26:32.419
خدایا، یحیی

26:34.448 --> 26:37.115
تو حکیم شدی و می‌تونی
ذهن مردم رو از تو چشم‌هاشون بخونی

26:37.140 --> 26:39.481
مدتی کنار حسن صباح تربیت شدم

26:40.465 --> 26:41.465
از حسن بگو

26:42.963 --> 26:44.168
یه مرد با جذبه

26:44.471 --> 26:45.471
ذهنی پیشگو

26:45.955 --> 26:47.541
توانایی‌های خارق العاده‌ای داره

26:48.348 --> 26:49.348
خیلی عجیبه

26:49.373 --> 26:50.528
چی عجیبه؟

26:51.239 --> 26:52.174
خوب

26:53.188 --> 26:55.500
صحبت در مورد مردی که
پدر و مادرت رو به این شکل کشته

26:56.123 --> 26:58.378
من از حقیقتی حرف میزنم
که به چشم خودم شاهدش بودم

26:59.973 --> 27:03.949
کاش از استعداد و دانشی که داره
در راه خیر و خدمت به مردم استفاده می‌کرد

27:05.445 --> 27:07.314
ولی ازش برای خدمت به شیطان استفاده کرده

27:08.221 --> 27:09.968
کی می‌تونه جلوی حسن صباح رو بگیره؟

27:10.374 --> 27:11.374
خودش

27:12.445 --> 27:14.468
شری که در درونش‌ـه، اونو می‌کشه

27:15.261 --> 27:17.487
تو تموم سالهایی که تو قلعه بودی

27:18.367 --> 27:19.478
چرا اونو نکشتی؟

27:20.760 --> 27:22.055
حسن خیلی مراقبـه

27:22.801 --> 27:24.754
کل نقشه‌هام تو قلعه شکست خورد

27:26.340 --> 27:28.448
ولی همچنان منتظر اون لحظه‌ام

27:29.895 --> 27:31.821
نه تا زمانی که اول به ارتش برگردی

27:33.570 --> 27:34.730
من میرم اردوگاه

27:35.361 --> 27:36.628
اردوگاه چطوره؟

27:37.717 --> 27:38.717
غمگین

27:40.132 --> 27:42.204
بعد از ابراهیم و تیفور

27:42.229 --> 27:43.229
و سلیمان

27:44.612 --> 27:45.612
و یحیی

27:49.592 --> 27:51.081
خداحافظ، یحیی

28:13.181 --> 28:14.986
از صاحب کلید بهشت

28:15.854 --> 28:19.377
حسن صباح حجت بزرگ
و واعظ ارشد خدا

28:20.240 --> 28:22.321
به پیرو وفادارمون سراج‌الدین

28:23.845 --> 28:25.123
به قولت وفا کن

28:25.844 --> 28:27.568
و دریای متلاطم رو آروم کن

28:32.558 --> 28:33.849
و اما پسر مؤذن

28:35.741 --> 28:37.194
باید اونو سلاخی کنی

28:38.835 --> 28:41.394
و اونو مثل یه جنایت معمولی جلوه بدی

28:44.136 --> 28:47.290
و سلام و درود و حفاظت کامل بر شما

28:58.339 --> 28:59.339
یحیی

28:59.603 --> 29:01.041
پسر سعید مؤذن

29:38.075 --> 29:39.197
!یحیی

29:59.774 --> 30:01.078
تو ارتش همرزم من بود

30:02.890 --> 30:03.890
حالت خوبه؟

30:06.911 --> 30:07.911
برو داخل

30:08.546 --> 30:09.951
من خوبم، برو داخل

30:15.659 --> 30:21.175
<b>«فیلم2مدیا را در تلگرام دنبال کنید»
@Film2Media_Plus</b>

30:21.200 --> 30:27.601
<b>«ارائــه شده توسط فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
‫ترجمه شده توسط : سعیـد پردیـس
