WEBVTT

00:08.573 --> 00:13.640
<b>«فیلم2مدیا را در تلگرام دنبال کنید»
@Film2Media_Plus</b>

00:17.879 --> 00:22.966
<b>«ارائــه شده توسط فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>

00:27.457 --> 00:28.866
شیطان در قلعه

00:30.277 --> 00:32.573
یحیی شیطانی در بهشت صباح بود

00:32.970 --> 00:33.970
یحیی

00:38.125 --> 00:41.426
یه دوست جدید پیدا کن تا وحشتی که
الان شاهدش بودی، باهاش در میون بذاری

00:43.811 --> 00:47.537
حسن از روز اول می‌دونست که یحیی
یه شورشی‌ـه و برای انتقام وارد قلعه شده

00:47.686 --> 00:49.072
منتظر آقامون هستیم

00:49.097 --> 00:51.544
ولی نابسامانی درون قلعه الموت

00:52.098 --> 00:54.667
به حسن اجازه داد که
از حضور یحیی بعنوان بازیچه استفاده کنه

00:55.652 --> 00:57.136
بازیچه‌ای برای آقای قلعه

00:57.506 --> 01:01.045
تو تونستی کاری رو بکنی که
بزرگترین دشمنان نتونستن انجام بدن، یحیی

01:01.070 --> 01:04.555
او مهارت‌های متقاعدسازی و پیشنهاد
و توهم خودشو آزمایش می‌کنه

01:04.580 --> 01:05.580
یه اسم زیبا

01:07.131 --> 01:08.323
مناسب برای شهید

01:08.739 --> 01:10.533
پس بودن‌شون
بین جوانان مؤمن اشکالی نداره؟

01:11.203 --> 01:12.203
تحت نظر ما

01:12.411 --> 01:14.687
و به این ترتیب، قلعه
یه جنگجوی قدرتمند داره

01:14.712 --> 01:15.762
مخصوصا یحیی

01:15.787 --> 01:17.479
چی می‌گین، مولای من؟
!ساکت

01:17.504 --> 01:19.866
حسن می‌خواد خودشو
در یه آزمون عجیب

01:20.462 --> 01:21.773
و یه چالش جدیدی قرار بده

01:22.062 --> 01:23.117
هدفش چیه؟

01:23.694 --> 01:25.138
می‌دونم که اون دشمن منه

01:25.163 --> 01:27.059
اونو امتحان می‌کنه یا من؟

01:29.131 --> 01:30.586
اون انسان رو متحول می‌کنه

01:31.577 --> 01:33.220
کسی که پدر و مادرش رو کشته

01:34.317 --> 01:35.921
تبدیل به یه پیرو وفادار می‌کنه

01:39.939 --> 01:46.079
... :: ترجمه شده توسط :  سعیـد پردیـس :: ...

01:48.266 --> 01:50.746
"حشاشین"

05:04.545 --> 05:06.906
قسمت 19
"رویای جهنم"
<b>«فـیلــم2مـدیـا»</b>

05:16.373 --> 05:17.373
امر بفرما، آقای من

05:26.358 --> 05:27.358
یحیی

05:29.179 --> 05:31.086
عزیز ما زید بن سیحون رو می‌شناسی؟

05:37.797 --> 05:39.047
اولین باره که می‌بینمش

05:39.425 --> 05:40.425
تو دوستش خواهی داشت

05:41.252 --> 05:42.320
چون من دوستش دارم

05:44.156 --> 05:45.156
و تو زید

05:46.303 --> 05:47.393
یحیی رو می‌شناسی؟

05:50.782 --> 05:52.360
اولین باره که می‌بینمش
آقای من

05:52.385 --> 05:53.504
تو هم دوستش خواهی داشت

05:55.416 --> 05:56.423
بیا یحیی

05:56.448 --> 05:58.039
از دو دوستت بهم بگو

05:58.524 --> 06:01.173
اونا هم مثل تو مؤمن هستن یا
به عشق دوست‌شون وارد قلعه شدن؟

06:01.939 --> 06:03.226
مومنانی مثل من و بیشتر

06:03.478 --> 06:05.333
رویاشون این بود که وارد قلعه بشن

06:05.987 --> 06:06.987
زیباست

06:07.782 --> 06:09.380
اینجا رویاها به حقیقت تبدیل میشه

06:10.885 --> 06:12.446
می‌تونی بری و استراحت کنی

06:12.847 --> 06:15.020
و برای مأموریتی که
بهت محول می‌کنم آماده بشی

06:15.805 --> 06:16.953
چشم، آقای من

06:29.499 --> 06:31.142
گفت تو رو نمی‌شناسه

06:33.029 --> 06:34.160
مطمئن باش

06:54.244 --> 06:55.453
ترسو، یحیی

06:58.280 --> 07:01.359
قاتل پدر و مادرت
جلوی چشمت بود و کاری نکردی

07:02.757 --> 07:03.757
منتظر چی هستی؟

07:04.616 --> 07:06.780
حسن صباح تو رو می‌شناسه
و داره باهات بازی می‌کنه

07:07.296 --> 07:09.037
منتظری تا بهت ماموریت بده؟

07:09.553 --> 07:11.246
یا قبلا ماموریتی بهت داده؟

07:32.983 --> 07:34.006
هدفش چیه؟

07:35.716 --> 07:38.919
بازی با دو عروسک زید و یحیی
تو دستاش که باهاشون بازی می‌کرد

07:39.380 --> 07:40.733
هدفش همینه برزک؟

07:41.933 --> 07:43.586
ببین تو رو می‌شناسه یا نه

07:43.840 --> 07:45.800
مرد جوان گفت تو رو نمی‌شناسه

07:46.876 --> 07:48.846
سالها گذشته و تو عوض شدی

07:49.294 --> 07:50.294
چرا نگرانی؟

07:51.049 --> 07:52.352
راستی چرا نگرانم؟

07:53.861 --> 07:57.154
مردی که خونواده‌اش رو کشتم
با من تو یه قلعه زندگی می‌کنه

07:58.685 --> 08:00.146
دقیقا چی نگرانم می‌کنه؟

08:02.549 --> 08:03.746
ما توی قلعه خودمون هستیم

08:04.145 --> 08:05.401
تو لونه خودمون

08:05.862 --> 08:07.219
و اونم طعمه ماست

08:08.168 --> 08:09.277
پس کی باید نگران باشه؟

08:09.589 --> 08:10.638
تو یا اون؟

08:12.005 --> 08:13.810
من نگران جنونم، برزک عمید

08:15.160 --> 08:18.282
جنون حسن صباح که باعث میشه
جوری با من بازی کنه انگار عادیه

08:18.558 --> 08:19.773
مواظب زبونت باش، زید

08:20.597 --> 08:22.027
آقای ما صباح، دیوونه نیست

08:22.377 --> 08:25.780
وقتی منو به این مرد نزدیک می‌کنه
و با لبخند بهمون نگاه می‌کنه، یعنی دیوونگی

08:26.072 --> 08:28.760
حرفات نشونه بزدلی و ترسه، زید

08:29.746 --> 08:32.866
وقتی به مولای‌مان شک می‌کنی یا
با حرف‌هات بهش توهین می‌کنی، تو دیوونه‌ای

08:33.479 --> 08:35.733
و وقتی از یه جوان که
تو قلعه‌ات اسیر شده می‌ترسی

08:35.998 --> 08:36.998
تو یه ترسویی

08:37.653 --> 08:39.526
نه نامردی و نه دیوونه

08:39.870 --> 08:42.447
شایسته یکی از سه نفر
مهم در قلعه الموت باش

09:11.503 --> 09:12.503
گریه بسه

09:12.986 --> 09:14.206
خودتو می‌کشی

09:15.696 --> 09:17.026
زندگی چه ارزشی داره؟

09:19.485 --> 09:21.106
مرگ آسون‌تر از زندگیه

09:26.801 --> 09:28.406
آدما تو یه چشم بهم زدن می‌میرن

09:29.893 --> 09:30.948
این سرنوشت اوناست

09:32.130 --> 09:33.826
هیچ سرنوشت ناعادلانه‌ای وجود نداره

09:35.067 --> 09:36.619
از بی‌عدالتی آدماست

09:37.511 --> 09:39.033
ما اینجا حوریان بهشتی هستیم

09:39.058 --> 09:41.456
و اگه آثار اشک تو چشمات باقی بمونه

09:41.481 --> 09:42.910
الینار دست از سرت برنمی‌داره

09:42.935 --> 09:43.989
مثل ناز تو رو می‌کشه

09:44.014 --> 09:45.373
برام مهم نیست

09:47.147 --> 09:48.800
جوونی و زندگی‌ت مال خودت نیست

09:53.270 --> 09:55.100
مرگ آسونتر از بردگی‌ـه

09:56.692 --> 09:58.723
مرگ آسونتر از انتظار مرگـه

10:03.815 --> 10:05.503
!ناز مُرده، جوریا

10:12.159 --> 10:16.413
<b>«فـیلــم2مـدیـا»</b>

10:16.877 --> 10:19.033
خندیدیم
سرگرم شدیم و شعر شنیدیم

10:19.987 --> 10:21.548
نقشه رو کشیدی عمر؟

10:24.486 --> 10:26.290
یه بار تو گذشته به کفر متهم شدم

10:27.026 --> 10:29.779
و در مقابل علما ثابت‌قدم
و بی‌اعتنا ایستادم

10:31.230 --> 10:34.947
من خونه و ثروتم رو جا گذاشتم و به فقر یا
تنهایی هیچ اهمیتی ندادم، رئیس جاسوسان

10:37.119 --> 10:38.653
من عزیزان زیادی رو از دست دادم

10:39.572 --> 10:41.360
دلم دیگه
بخاطر از دست دادن چیزی نمی‌ترسه

10:42.612 --> 10:44.493
و می‌تونم با صراحت بهتون بگم

10:45.581 --> 10:46.819
هیچ نقشه ای وجود نداره

10:48.836 --> 10:52.173
از صباح سرکش
علیه کشور و سلطان حمایت می‌کنی

10:53.594 --> 10:56.070
نه، من از عمرخیام در برابر
ترس‌هاش حمایت می‌کنم، قربان

10:56.672 --> 10:58.160
اولا اینکه هیچی یادم نمیاد

10:58.687 --> 10:59.687
دوما

11:00.484 --> 11:01.879
نمی‌تونم خوار و حقیر باشم

11:02.580 --> 11:04.922
مثل رفتار حسن صباح با نظام الملک

11:04.947 --> 11:06.993
یا رفتار نظام الملک با حسن صباح

11:08.276 --> 11:09.920
من یکی از اون سه تا دوست هستم

11:10.199 --> 11:11.879
که تصمیم گرفتم باهاشون نباشم

11:13.041 --> 11:14.453
ولی بر ضدشون هم نیستم

11:14.892 --> 11:16.618
تو با دولتی دشمنی می‌کنی، عمر

11:17.244 --> 11:18.807
که بهت پناه میده و احترام می‌گذاره

11:19.556 --> 11:21.253
و بهت مقام و مکان میده

11:21.526 --> 11:22.706
خونه من جسم منه

11:23.447 --> 11:26.424
و خراب کردن خونه
یعنی کشتن جسم، فقط دست خداست

11:26.633 --> 11:27.868
و من نه خونه می‌خوام

11:28.141 --> 11:29.726
و نه مقام و جا و مکان

11:31.900 --> 11:33.556
من چیزی جز عمر خیام نمی‌خوام

11:35.054 --> 11:36.898
و عمرخیام اینجا پیش شماست

11:36.923 --> 11:39.113
و تصمیم با شماست و عظمت سلطان

11:40.108 --> 11:41.176
که اونو بکشین

11:41.201 --> 11:42.792
یا زندانی کنین و یا ببخشین

11:44.181 --> 11:45.974
هر تصمیمی که باشه، من راضی‌ام

11:47.236 --> 11:48.861
عمرخیام راضیه

11:49.401 --> 11:50.401
و این مهمه

11:55.849 --> 11:57.213
این حرف آخر شماست؟

12:02.652 --> 12:04.026
هر جور راحتی، عمر

12:11.373 --> 12:13.005
روحت رو به مرگ محکوم کردی

12:13.605 --> 12:15.413
خودتو به کشتن دادی، خیام

12:18.499 --> 12:19.920
خودمو نجات دادم، سحبان

12:45.540 --> 12:48.246
بالاخره همدیگه رو دیدیم و
به سلامت به قلعه ما رسیدی

12:50.666 --> 12:52.431
چیزی که قبلا غیرممکن بود

12:52.456 --> 12:54.999
کسی که پدرش
شاهزاده بزرگ سلجوقیـه

12:55.744 --> 12:57.286
و در کنار شما ایستاده، مولای من

12:57.549 --> 12:59.449
پروردگار بندگانش رو هدایت می‌کنه

13:01.806 --> 13:03.246
کتاب‌هاتون به دستم رسید

13:04.243 --> 13:06.333
ماه‌هاست در مورد شما می‌خونم

13:06.358 --> 13:08.446
شما رو دنبال می‌کنم
و اخبار شما رو می‌شنوم

13:08.843 --> 13:10.327
راه هدایت عجیبه

13:11.706 --> 13:14.000
گفتم دیگه در مورد شما از دیگران نشنوم

13:14.910 --> 13:16.433
بهتره خودم بیام

13:16.981 --> 13:18.220
و از خودتون بشنوم

13:19.043 --> 13:20.426
می‌دونی، سراج الدین

13:21.296 --> 13:23.077
دروغ ممکنه صداش بلند باشه

13:23.921 --> 13:25.686
ممکنه بر تخت سلطان بشینه

13:26.616 --> 13:29.280
و شاید اسمش
خلیفه مسلمین در بغداد باشه

13:30.158 --> 13:31.719
ولی حقیقت کمیابـه

13:32.426 --> 13:34.466
مردمش ممکنه در اقلیت باشن

13:34.902 --> 13:37.644
ولی همیشه قوی‌ترین
باهوش‌ترین و خطرناک‌ترین هستن

13:38.620 --> 13:39.781
...حقیقت همینه

13:40.761 --> 13:43.128
اینو مولای من
بعد از خوندن کتاب متوجه شدم

13:44.050 --> 13:45.460
و پیروانت رو دنبال کردم

13:45.485 --> 13:46.886
بعد از اینکه چشمام شما رو دید

13:47.353 --> 13:48.660
اینو فهمیدم

13:49.025 --> 13:50.235
شما یکی از ما هستین

13:50.717 --> 13:52.346
و توبه همه چی رو پاک می‌کنه

13:53.133 --> 13:54.780
حتی اگه تا دیروز دشمنِ هم بودیم

13:54.805 --> 13:57.920
امروز در مقام
برادر و دوست هستیم، سراج الدین

13:58.729 --> 14:00.813
و همونطور که بهشت ​​در آخرت مال ماست

14:01.131 --> 14:02.960
در این دنیا هم به شما وعده میدم

14:04.343 --> 14:06.153
من نیازی به وعده ندارم، آقای ما

14:06.786 --> 14:08.291
تا زمانی که قلبم آرامش داشته باشه

14:08.316 --> 14:09.546
مطمئن باش

14:10.578 --> 14:12.109
می‌خوام یه سرباز مخفی باشی

14:12.680 --> 14:14.841
در کنار سلطان، تا ابد به ما وفادار باشی

14:15.213 --> 14:16.648
مثل سایه همراهش باشی

14:17.266 --> 14:18.606
همیشه اونو ستایش کن

14:19.225 --> 14:20.951
ستایش راز اعتماده

14:21.804 --> 14:23.573
سلطانت رو ستایش کن
و اونو تو چنگ داشته باش

14:24.219 --> 14:26.177
می‌خوام دیواری باشی
که اونو احاطه کرده

14:26.202 --> 14:27.759
دیواری که بهش تکیه کرده

14:28.461 --> 14:30.413
بنابراین، لحظه‌ای که
دستوراتم رو صادر می‌کنم

14:31.108 --> 14:33.071
اون خودشو تنها، بی‌دفاع و برهنه می‌بینه

14:33.768 --> 14:34.768
همینطوره

14:35.710 --> 14:37.540
به خواست خدا
همینطور میشه، مولای من

14:39.117 --> 14:40.433
بهش نزدیک می‌شم

14:41.106 --> 14:42.452
نزدیکتر از خودش

14:42.851 --> 14:45.079
و شما هدایایی فراتر از تصور بدست میاری

14:46.267 --> 14:47.412
...مولای من

14:47.437 --> 14:48.786
شما عاشق بزرگی هستین

14:49.584 --> 14:51.866
من دوست دارم، عاشق رو
در سعادت و خوشبختی ببینم

14:53.379 --> 14:56.374
وقتشه که عاشق بره و به
سلطان سلجوقی خدمت کنه

14:57.119 --> 14:59.480
با تمام صداقت، عشق و اعتماد

15:06.726 --> 15:07.788
خدیجه

15:08.537 --> 15:09.537
بیا اینجا

15:19.211 --> 15:20.753
از این در میری بیرون

15:22.120 --> 15:24.426
و درخواست می‌کنی
که می‌خوای پدرت رو ببینی

15:25.347 --> 15:27.299
نگهبان‌ها تو رو می‌برن پیشش

15:29.073 --> 15:30.526
خودتو بنداز تو آغوشش

15:31.190 --> 15:32.393
و تو گوشش آهسته میگی

15:33.111 --> 15:35.453
بهش میگی که مادرم می‌خواد تو رو ببینه

15:36.626 --> 15:38.486
دلش برات تنگ شده
و تو رو بخشیده

15:39.627 --> 15:41.517
و می‌خواد باهات شام بخوره

15:42.114 --> 15:43.440
و کنارش بخوابی

15:45.508 --> 15:46.508
دوباره میگم

15:47.868 --> 15:49.368
از این در میری بیرون

15:50.487 --> 15:52.933
و درخواست می‌کنی
که می‌خوای پدرت رو ببینی

15:53.949 --> 15:56.058
نگهبان‌ها تو رو می‌برن پیشش

15:56.831 --> 15:58.471
خودتو بنداز تو آغوشش

15:58.936 --> 15:59.936
و تو گوشش آهسته میگی

16:00.939 --> 16:02.126
بهش میگی

16:02.964 --> 16:04.426
مادرم می‌خواد تو رو ببینه

16:05.708 --> 16:07.973
تو رو بخشیده و می‌خواد
باهات شام بخوره

16:09.459 --> 16:10.613
و کنارش بخوابی

16:13.768 --> 16:14.784
دوباره میگم

16:16.341 --> 16:17.926
از این در میری بیرون

16:40.607 --> 16:42.479
...من واقعا نمی‌خواستم

16:42.870 --> 16:44.454
شاعر بزرگ‌مون اینجا باشه

16:44.479 --> 16:46.293
ولی تو منو مجبور به این کار کردی

16:47.506 --> 16:49.646
زندگی پر از تجربه‌ست، چناب وزیر

16:51.162 --> 16:53.411
سعادت و سفر رو تجربه کردم

16:54.190 --> 16:56.960
و فقر و ثروت
و این‌بار، زندان رو تجربه کردم

16:58.641 --> 17:00.584
هر تجربه‌ای به زندگی معنا می‌بخشه

17:00.609 --> 17:02.266
چرا خودتو در معرض زندان قرار دادی

17:02.608 --> 17:04.486
وقتی به هیچ کدوم از این کارها نیازی نبود؟

17:05.882 --> 17:09.804
جناب وزیر، این ربطی به
نقشه الموت یا حسن صباح نداره

17:10.208 --> 17:12.816
واقعیت اینه که
تو عمر خیام رو دوست نداری

17:14.271 --> 17:15.995
و چون منو دوست نداری

17:17.025 --> 17:20.284
دوست هم نداری که سلطان
با من با عزت و احترام رفتار کنه

17:20.893 --> 17:23.158
و نقشه فقط بهانه‌ای بود
برای قرار دادن من در اینجا

17:23.183 --> 17:24.839
و حقیقت اینه که تو راضی

17:25.284 --> 17:27.182
و خوشحالی که شاعری آگاه

17:27.939 --> 17:29.761
کسی که از نظر تو بی‌ارزشه

17:30.526 --> 17:32.365
تو زندان اصفهان، شکسته ببینی

17:33.554 --> 17:34.739
زیباست

17:36.122 --> 17:38.926
خوشحالم که دلیل
خوشحالی وزیر کشور شدم

17:38.951 --> 17:40.247
چرا باید ازت متنفر باشم؟

17:42.309 --> 17:43.926
روحیه تو با من سازگار نیست

17:43.951 --> 17:44.951
این یه حقیقته

17:45.669 --> 17:46.669
دلیلش رو

17:47.418 --> 17:49.027
اگه دوست داشتی می‌تونم بهت بگم

17:49.052 --> 17:50.083
ادامه بده

17:50.221 --> 17:52.985
وزیر قدر موسیقی
شعر و علم رو نمی‌دونه

17:53.792 --> 17:55.770
او اینا رو هنرهای پیش پا افتاده می‌دونه

17:56.144 --> 17:59.608
و برای مثال، صنایع سودمند
برای دولت رو کشاورزی و صنعت می‌دونه

18:01.051 --> 18:02.980
پس استعدادهای منو تحقیر می‌کنی

18:03.361 --> 18:04.629
بهشون بی احترامی می‌کنی

18:04.895 --> 18:06.930
تو منو فردی بی‌ارزش و تنبل می‌بینی

18:07.683 --> 18:08.831
که باید مجازات بشه

18:09.660 --> 18:11.112
این ساده‌ست، جناب وزیر

18:11.639 --> 18:14.427
چطور اصفهان باید
این همه قدر و شکوه بهت بده

18:14.954 --> 18:17.970
در حالیکه هنوز
به حسن صباح خبیث وفاداری؟

18:17.995 --> 18:20.205
من هیچوقت به حسن صباح وفادار نبودم

18:21.026 --> 18:22.947
وگرنه تو قلعه الموت می‌موندم

18:22.972 --> 18:25.448
ولی هنوز بقایای جوانمردی دارم

18:26.411 --> 18:28.223
من نمی خواهم شبیه
کسی باشم که طردش کردم

18:28.248 --> 18:29.597
ذهن من محدوده

18:30.652 --> 18:31.854
مثل ذهن تو نیست

18:33.103 --> 18:34.103
برام توضیح بده

18:36.832 --> 18:38.719
حسن صباح نظام الملک رو کشت

18:39.427 --> 18:42.388
جناب وزیری که از شما
باهوش‌تر و ذهنی بازتر داشت

18:43.988 --> 18:46.220
و عمل حسن تماما ننگ و تحقیرآمیز بود

18:48.048 --> 18:49.842
نظام الملک به حسن امنیت داد

18:50.198 --> 18:52.939
و وقتی متوجه شد که
نقشه‌هایی در سر داره، زندانی‌ش کرد

18:53.278 --> 18:56.175
و می‌خواست که سرش رو ببره و
در خیابان‌های اصفهان بگردونه

18:59.272 --> 19:00.339
هردوشون

19:01.383 --> 19:03.476
حقوق دوستی رو رعایت نکردن

19:04.837 --> 19:06.780
هر دو می‌خواستن همدیگه رو بکشن

19:06.805 --> 19:08.557
یکی تونست و دیگری نتونست

19:11.298 --> 19:12.493
و عمر خیام

19:13.427 --> 19:14.610
دوست سوم‌شون

19:15.938 --> 19:17.578
اصرار داره که شبیه اونا نباشه

19:17.991 --> 19:20.125
منظورم این نیست که اونا
شیطان هستن و من یه فرشته، نه

19:20.150 --> 19:21.938
منظورم اینه که
انسانی هستم که اشتباه می‌کنم

19:23.221 --> 19:24.969
و نمی‌خواد به اشتباهاتش اضافه کنه

19:24.994 --> 19:26.054
اشتباه خیانت

19:26.176 --> 19:28.037
تو از خیانت به دوستت دوری می‌کنی

19:28.062 --> 19:30.000
ولی حاضری به کل سلطنت خیانت کنی؟

19:30.551 --> 19:31.910
من خودمو خوب می‌شناسم

19:32.319 --> 19:34.660
و می‌دونم که اگه اینکارو می‌کردم
بهش خیانت کردم

19:35.639 --> 19:37.396
ولی سلطنت یه نهاد بزرگتره

19:37.916 --> 19:39.472
ارتش قدرتمندی داره

19:39.986 --> 19:43.001
که براحتی می‌تونه با صباح و
قلعه‌اش مقابله کنه و حتی ویرانش کنه

19:44.663 --> 19:45.663
این یه تفاوت بزرگه

19:46.059 --> 19:47.059
عمر

19:47.963 --> 19:52.314
آیا توهمات در ذهنت رو رها می‌کنی
و با احترام و اطاعت نقشه رو ترسیم می‌کنی

19:53.807 --> 19:57.072
یا می‌خوای بخاطر بدعت و کفر
با حکم اعدام روبرو بشی؟

20:12.501 --> 20:13.860
این همه رضایت برای چیه؟

20:14.831 --> 20:16.641
وقتی خدیجه اومد پیش من
خیلی خوشحال شدم

20:24.857 --> 20:25.857
دلم برات تنگ شده بود

20:25.882 --> 20:28.224
همیشه به قلبی که
توش زندگی می‌کنم مطمئن بودم

20:28.249 --> 20:30.000
با دستای خودم برات غذا درست کردم

20:30.025 --> 20:31.199
مهم نیست چی می‌خورم

20:32.135 --> 20:34.010
اگه غذای تو نباشه انگار که روزه‌ام

20:34.407 --> 20:35.407
امیدوارم خوشت بیاد

20:45.463 --> 20:47.478
من تو قلعه به غذای کم عادت کردم

20:48.061 --> 20:49.061
این همه برای چیه؟

20:49.237 --> 20:50.791
امروز روز آشتی‌ـه

20:52.353 --> 20:54.319
می‌خوام با اشتهای کامل غذا بخوری

20:58.478 --> 20:59.866
پس باهم غذا می‌خوریم

21:00.642 --> 21:02.072
نمی‌تونم تنهایی غذا بخورم

21:02.666 --> 21:03.689
منم می‌خورم

21:04.611 --> 21:06.283
ولی طبق معمول، بعد از تو می‌خورم

21:07.611 --> 21:10.103
می‌خوام ببینم که مثل گذشته
غذای منو می‌خوری و خوشحالی

21:11.307 --> 21:12.400
خدیجه

21:12.830 --> 21:14.179
خدیجه غذا خورده

21:18.010 --> 21:19.213
بیا عشقم

21:19.994 --> 21:21.611
از غذایی که مادرت درست کرده بخور

21:21.636 --> 21:22.979
!بهت گفتم خورده

21:27.119 --> 21:29.189
فکر می‌کنی کشتن دخترم برام آسونه

21:31.025 --> 21:34.704
مادرت خدیجه، از روی مهربونی
تصمیم گرفته غذای پدرت رو مسموم کنه

21:35.564 --> 21:37.181
نه از روی نفرت از پدرت، نه

21:38.111 --> 21:39.182
از روی عشق

21:39.603 --> 21:40.689
عشق بیش از حد

21:40.926 --> 21:44.057
عشقش به برادرت حسین
باعث شده اینجوری ازم انتقام بگیره

21:44.393 --> 21:45.814
به همین دلیل تو رو می‌بخشم

21:47.143 --> 21:49.399
و خوشحالم که
خدیجه رو پیش من فرستادی

21:51.173 --> 21:52.439
چون دلم برات تنگ شده بود

21:58.413 --> 21:59.753
مهم نیست که چیکار می‌کنی

22:00.228 --> 22:02.266
و مهم نیست چقدر
تلاش می‌کنی تا روحت رو نجات بدی

22:02.291 --> 22:04.814
تا روز قیامت
دشمن من می‌مـونی، حسن

22:05.525 --> 22:06.549
و بالاخره می‌کشمت

22:06.947 --> 22:08.494
یه روزی می‌کشمت

22:09.103 --> 22:10.657
فکر کن غذا رو خوردم و مُردم

22:11.353 --> 22:12.564
و منو ببخش

22:12.589 --> 22:13.893
!نمی‌بخشمت

22:16.385 --> 22:17.525
خب من می‌بخشمت

22:18.322 --> 22:20.415
و منتظرم دوباره دعوتم کنی

22:43.455 --> 22:44.999
بانو الینار می‌خواد شما رو ببینه

22:56.322 --> 22:57.478
مشکلی هست؟

22:58.236 --> 22:59.463
!بازدید عجیبی‌ـه

22:59.760 --> 23:01.300
به دلایلی عجیبه، مطمئنا

23:02.822 --> 23:03.940
دارم گوش میدم

23:04.205 --> 23:05.510
آخرین رویای بهشت

23:05.760 --> 23:08.926
پسر منتخب طبق معمول
تحت تأثیر گیاه بهشت ​​وارد اونجا شد

23:10.049 --> 23:11.580
تا اینجا همه چی عادی بود

23:12.814 --> 23:13.955
تا اون جوان

23:14.478 --> 23:15.713
حوری خودشو دید

23:15.955 --> 23:17.213
خیلی گیج شده بود

23:17.720 --> 23:19.446
دختره هم با دیدنش گیج شد

23:20.376 --> 23:21.473
...انگار اونا

23:23.362 --> 23:24.432
انگار چی؟

23:25.197 --> 23:26.720
انگار همدیگه رو می‌شناختن

23:27.455 --> 23:29.845
این چیزیه که اونو فراتر از
رویای بهشت ​​گیج کرده بود

23:30.244 --> 23:31.455
غافلگیر شدن

23:31.829 --> 23:34.146
لبخند عجیبی بر خلاف
تموم کسانی که قبلا اومدن

23:35.080 --> 23:36.446
با دختره چطور رفتار کردی؟

23:36.471 --> 23:37.666
اونو کشتم

23:38.454 --> 23:39.883
راز نگرانی‌ت چیه؟

23:39.908 --> 23:40.992
چطور؟

23:42.018 --> 23:44.119
اگه جوان منتخب واقعا اونو می شناخته

23:44.596 --> 23:46.518
اونوقت رویای بهشت ​​به خطر می‌افته

23:46.916 --> 23:48.453
چون از خودش می‌پرسه

23:48.845 --> 23:50.548
اون چطور وارد رویای بهشت ​​شده؟

23:50.947 --> 23:52.419
و به وضوح شک می‌کنه

23:52.689 --> 23:54.268
که این رویای بهشتی‌ بوده؟

23:54.293 --> 23:55.385
یا نه

23:55.410 --> 23:57.073
چون اونو خوب می‌شناسه

23:57.502 --> 23:59.595
و می‌دونه که اون
یه دختر معمولیه، نه یه حوری

24:00.828 --> 24:02.413
موضوع خیلی خطرناکه

24:03.411 --> 24:05.386
و وظیفه و صداقت

24:05.857 --> 24:08.076
ازم می‌خواد که
همه ترس‌هام رو به شما بگم

24:08.750 --> 24:09.750
قطعا

24:10.492 --> 24:11.906
این بسیار قابل تقدیره

24:12.400 --> 24:13.706
به مولای‌مان اطلاع میدم

24:13.932 --> 24:15.919
متشکرم، ببخشید

24:16.287 --> 24:17.436
بفرمایید

24:22.464 --> 24:28.033
<b>«فـیلــم2مـدیـا»</b>

24:30.700 --> 24:31.997
خیلی عجیبه

24:32.818 --> 24:35.793
الینار تیز و قدرتمند
از اتاق برزک عمید بیرون میاد

24:43.362 --> 24:45.994
وقتی زید بن سیحون
باهات حرف میزنه، جواب بده، کنیز

24:47.589 --> 24:48.713
من کنیز نیستم

24:49.228 --> 24:50.273
من آزادم

24:51.331 --> 24:54.140
ولی من در اینجا، یه مأموریت
مشخص، مسئول و محترمانه دارم

24:58.333 --> 25:01.633
من اطلاعات بسیار مهمی رو
به برزک عمید منتقل کردم

25:02.104 --> 25:03.939
بخاطر موقعیت و مقامش در قلعه

25:04.759 --> 25:06.223
حالا هم باید برم

25:07.003 --> 25:08.759
چون حضور من در اینجا ممنوعه

25:09.113 --> 25:10.894
و هیچ صحبتی بین من و تو نیست

25:11.667 --> 25:13.180
نه تو و نه هیچ کس دیگه

25:13.863 --> 25:16.605
باعث نمیشه که دستورات
و دستوالعمل کارم رو بشکنم

25:17.586 --> 25:18.586
ببخشید

25:25.207 --> 25:28.046
!اطلاع به برزک عمید، بخاطر مقامش

26:11.608 --> 26:15.479
یعنی یحیی بن سعید مؤذن، دختری
از حوریان رویای بهشت رو می‌شناسه

26:17.577 --> 26:18.906
!چه طنز شگفت انگیزی

26:19.472 --> 26:20.699
یا یه توطئه خطرناک

26:22.146 --> 26:25.646
ما شخصی رو توی قلعه داریم که
دعوت اصلی قلعه رو تهدید می‌کنه، برزک

26:27.644 --> 26:28.849
...صحبت‌های عجیب

26:28.874 --> 26:30.220
و خیلی خطرناک، مولای من

26:32.256 --> 26:33.293
دختر کشته شده؟

26:33.773 --> 26:34.773
بله

26:36.897 --> 26:39.326
الینار هم خیلی خشن برخورد می‌کنه

26:40.835 --> 26:42.639
پس این جوان باید سریع کشته بشه

26:46.248 --> 26:47.305
چرا؟

26:47.330 --> 26:48.594
اون یه جوان ساده نیست

26:49.380 --> 26:51.780
اول فکر کردیم که
فقط زید بن سیحون رو می‌شناسه

26:52.193 --> 26:53.467
ولی حالا، هم زید رو می‌شناسه

26:53.492 --> 26:54.626
و هم یه دختر حوری

26:55.077 --> 26:56.266
این خیلی خطرناکه

26:56.500 --> 26:58.929
و معناش اینه که می‌دونه
رویای بهشت ​​واقعی نیست

26:59.159 --> 27:01.254
پس نه معتقد به رویای بهشتـه

27:01.488 --> 27:02.536
...و نه

27:04.913 --> 27:06.439
صاحب کلید بهشت

27:08.280 --> 27:09.280
دقیقا

27:09.305 --> 27:10.498
عالیه

27:11.948 --> 27:13.333
چه بازی بسیار زیبایی

27:14.701 --> 27:15.931
شیطانی در بهشت

27:17.465 --> 27:20.902
یه شورشی تو بهشت مولا
حسن صباح که می‌خوای اونو بکشی

27:21.784 --> 27:23.933
چرا می‌خوای این لذت رو
از من دریغ کنی، برزک؟

28:19.939 --> 28:20.947
مطمئن باش

28:21.985 --> 28:24.070
من باید از خودت بهت نزدیک‌تر باشم

28:25.226 --> 28:26.422
من تو رو دوست دارم

28:27.305 --> 28:28.597
من گم شدم

28:29.773 --> 28:31.545
مهم اینه که روحت رو نجات بدی

28:32.263 --> 28:33.795
ایمان بالاتر از احساسه

28:34.943 --> 28:36.607
ایمان بالاتر از محبته

28:37.940 --> 28:40.186
ایمان باعث میشه که
حقیقت رو ببینی، یحیی

28:47.856 --> 28:48.941
مطمئن باش

29:17.059 --> 29:20.199
بی‌خوابی و گرسنگی بزرگترین
سلاح برای جوان مؤمنه، یحیی

29:22.301 --> 29:23.919
من مطیع دستورات هستم، آقای من

29:24.176 --> 29:25.459
دستورات عشق

29:37.754 --> 29:41.136
دستور دادم تو رو از غذا و
خواب محروم کنن تا روحت پاک بشه

29:43.080 --> 29:45.056
ممنون و سپاسگزارم، آقای من

29:45.081 --> 29:47.053
روحیه‌ای در وجودت هست
که دوستش دارم، یحیی

29:47.868 --> 29:49.650
چند شب بیدار بودی؟

29:53.378 --> 29:54.652
سه شب

29:55.739 --> 29:56.933
و گرسنگی؟

29:58.473 --> 29:59.536
روز چهارم

30:01.090 --> 30:03.386
هفته آینده قوی‌تر و بهتر میشی

30:03.851 --> 30:05.059
ولی مراقب باش

30:05.744 --> 30:07.539
شیطان در درونت به مبارزه ادامه میده

30:08.959 --> 30:10.931
و به خواست خدا، می‌تونم شکستش بدم

30:10.965 --> 30:12.539
بهت اطمینان دارم

30:13.216 --> 30:15.206
محکم بایست، مقاومت کن و ادامه بده

30:15.706 --> 30:18.346
چون زمان سختی و روزه، زمان معرفتـه

30:21.965 --> 30:24.680
هدف همیشگی من هدایت تو به بهشته

30:25.262 --> 30:27.680
تمام توانم رو بکار می‌گیرم
تا تو رو به اونجا برسونم

30:28.590 --> 30:31.026
هدف همیشگی شیطان
اینه که تو رو به جهنم برسونه

30:31.947 --> 30:34.204
با کسی بمون
که می‌خواد تو رو به بهشت ​​برسونه

31:04.326 --> 31:05.346
جوریا

31:06.206 --> 31:07.416
فردا وقت پیاده‌روی

31:07.441 --> 31:11.001
می‌خوام منو پوشش بدی تا خودمو
به جایی که جوانان مؤمن هستن برسونم

31:11.026 --> 31:12.212
البته این غیر ممکنه

31:12.237 --> 31:15.140
الینار اونجاست و همه نوکران
به ما چشم دوختن

31:16.139 --> 31:19.333
ناهار رو از همون جایی
که به همه غذا میدن، میارن؟

31:19.593 --> 31:20.913
آره
خوبه

31:20.938 --> 31:22.953
باید به راهرویی برسم که ازش رد می‌شن

31:22.978 --> 31:24.683
می‌خوام ببینم غذا رو از کجا میارن

31:24.708 --> 31:25.966
فرض کن فهمیدی

31:26.776 --> 31:30.000
از راهرویی رد میشم تا
به جایی که جوانان مومن هستن برسم

31:30.025 --> 31:32.308
و از یه چیز مطمئن بشم
که معلوم بشه درسته یا نه

31:32.333 --> 31:33.997
مهم نیست، بعدش زنده باشم یا بمیرم

31:34.022 --> 31:36.646
عشق قدیمی‌ات
که با ناز صحبت می‌کردی؟

31:38.667 --> 31:40.315
اون اینجا تو قلعه‌ست، مطمئنم

31:40.822 --> 31:42.720
اونو تو آخرین رویای بهشت ​​دیدم

31:43.299 --> 31:45.362
چون همدیگه رو دیدیم، ناز کشته شد

31:45.387 --> 31:47.360
پس بخاطر اون
من و تو هم کشته می‌شیم

31:47.745 --> 31:48.939
فراموشش کن، نورهن

31:49.762 --> 31:50.762
جوریا

31:51.905 --> 31:54.748
فکر می‌کنم می‌دونی که من
رابط بین شما و الینار هستم

31:55.435 --> 31:58.379
می‌تونم چیزهایی در مورد تو بهش بگم
که اگه بشنوه خیلی ناراحت می‌شه

32:00.312 --> 32:01.312
...پس ببینم

32:01.647 --> 32:03.013
چیکار می‌تونم بکنم؟

32:04.130 --> 32:06.313
نوکر‌ها، هیچ منفعت و قدرتی ندارن

32:06.870 --> 32:09.540
ولی می‌دونی که، اونا دوست دارن
از تماشای ما لذت ببرن

32:10.097 --> 32:12.373
هنوزم در درون‌شون
عشق و تنفر وچود داره

32:13.666 --> 32:16.893
و همیشه یه کسی هست که
حواسش به توئه و مدام بهت نگاه می‌کنه

32:17.587 --> 32:18.919
مهیار، آره می‌دونم

32:19.022 --> 32:21.322
اون همیشه بهم نگاه می‌کنه
می‌خنده و ابراز عشق می‌کنه

32:21.347 --> 32:22.347
عالیه

32:22.527 --> 32:23.527
مشغولش کن، جوریا

32:24.359 --> 32:26.659
غلامشاه هم همیشه باهاشه

32:27.009 --> 32:29.220
اون بی‌ادبه و مدام
سعی می‌کنه بهم دست بزنه

32:29.513 --> 32:30.766
هر دوتاشونو مشغول کن

32:31.056 --> 32:32.633
برات سخته؟
!نه

32:33.356 --> 32:34.372
بهت قول میدم

32:34.397 --> 32:36.684
با سرعت برق میرم بیرون و برمی‌گردم

32:39.382 --> 32:40.382
می‌ترسم

32:43.194 --> 32:45.166
به الینار چیزی نمیگی؟

32:46.516 --> 32:47.516
هرگز

32:47.541 --> 32:49.120
!هرگز
قول میدم

32:50.810 --> 32:51.810
باشه

33:04.860 --> 33:05.860
یحیی

33:07.386 --> 33:08.713
روش مبارزه‌ات رو دوست دارم

33:09.328 --> 33:10.746
خیلی مشتاقم

33:11.062 --> 33:13.421
منتظر مأموریتی هستم که
مولای‌مان بهم محول کنه

33:14.581 --> 33:17.073
مأموریتی هست که
امام ما برات تعیین کرده

33:20.682 --> 33:23.315
واعظان نسبت به دو نفری که
باهات اومدن اطمینان ندارن

33:23.720 --> 33:25.086
تیفور و سلیمان

33:26.673 --> 33:27.486
چی شده؟

33:27.511 --> 33:29.419
شک و تردید بزرگی
در مورد ایمان‌شون وجود داره

33:29.753 --> 33:31.333
وظیفه تو اینه که مراقب‌شون باشی

33:31.768 --> 33:33.453
و یه گزارش کامل برام بنویسی

33:33.941 --> 33:35.194
و منم اونو به آقا میدم

33:36.111 --> 33:37.281
سطح صداقت‌شون

33:37.306 --> 33:38.482
و سطح ایمان‌شون

33:39.184 --> 33:40.723
و بر اساس این گزارش

33:41.131 --> 33:42.766
تصمیم می‌گیریم که
ماموریت‌شون چی باشه

33:44.187 --> 33:47.453
نباید کسی باشه که
ذره ای شک در بین مؤمنان ایجاد کنه

33:49.843 --> 33:50.843
چشم، مولای من

33:52.553 --> 33:55.279
مراقب‌شون باش و گزارشت
باید تا فردا عصر آماده بشه

33:56.985 --> 33:58.136
به آموزشت ادامه بده

34:42.806 --> 34:43.904
جوریای زیبا

34:44.333 --> 34:45.655
چرا چشمت به من دوخته شده؟

34:45.680 --> 34:46.935
ازم چی می‌خوای؟

34:46.960 --> 34:48.619
لذت بردن از دیدن زیبایی تو

34:48.644 --> 34:49.813
درخواست زیادیه؟

34:49.973 --> 34:51.262
و بعد از لذت بردن از زیبایی چی؟

34:51.287 --> 34:52.895
بیچاره، چه سودی برات داره؟

34:52.920 --> 34:54.079
خوشبختی

34:55.804 --> 34:58.108
تو خیلی مهربونی مهیار
لبخندت هم زیباست

34:58.506 --> 34:59.545
!واقعا

34:59.570 --> 35:00.600
متشکرم

35:00.899 --> 35:01.834
ممنون

35:01.842 --> 35:02.858
لبخندش زیباست

35:02.883 --> 35:03.919
من چی؟

35:03.944 --> 35:05.155
تو حوصله سربری

35:05.180 --> 35:06.373
دلت بسوزه

35:06.398 --> 35:08.881
می‌تونم بلندت کنم و دنده‌هات رو بشکنم

35:08.906 --> 35:09.803
نمی‌تونی

36:05.970 --> 36:07.474
بگو ببینم چیکار کردی

36:09.294 --> 36:10.645
بهترین لحظه زندگیم بود

36:11.500 --> 36:14.120
از وقتی خونه پدر و مادرم رو
ترک کردم هرگز اینقدر خوشحال نبودم

36:16.082 --> 36:17.759
لحظه‌ای که یحیی رو دیدم

36:18.490 --> 36:19.800
همه چی رو فراموش کردم

36:20.671 --> 36:21.820
غم رو فراموش کردم

36:22.434 --> 36:24.080
حتی آرزوی مرگم رو هم فراموش کردم

36:25.687 --> 36:26.687
...می‌خواستم

36:26.712 --> 36:27.740
...می‌خواستم که

36:27.765 --> 36:29.021
می‌خواستی چی؟

36:29.886 --> 36:32.833
خواستم سمتش بدوم، بغلش کنم
و با تموم قدرت جیغ بزنم

36:33.972 --> 36:36.055
و بهش بگم من اینجام، یحیی
من کنار توام

36:37.296 --> 36:39.649
تو دلیلی بر وجود
و مهربون بودن پروردگاری

36:42.265 --> 36:43.334
...می‌خواستم

36:43.359 --> 36:45.793
هر چی که از عمرم باقی مونده
صرف تماشای یحیی کنم

36:47.005 --> 36:48.299
حتی اگه الینا منو ببینه

36:48.618 --> 36:50.080
یا حتی همه نگهبان‌ها منو ببینن

36:50.677 --> 36:51.709
مهم نیست

36:52.313 --> 36:53.826
مهم اینه که یحیی رو دیدم

36:59.373 --> 37:05.800
<b>«فیلم2مدیا را در تلگرام دنبال کنید»
@Film2Media_Plus</b>

37:05.825 --> 37:12.400
<b>«ارائــه شده توسط فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
‫ترجمه شده توسط : سعیـد پردیـس
