WEBVTT

00:10.073 --> 00:16.040
<b>«ارائــه شده توسط فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>

00:17.893 --> 00:23.186
<b>«ارائــه شده توسط فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>

00:26.865 --> 00:28.065
محاصره برداشته شده

00:28.419 --> 00:29.866
کاری که بهت میگم بنویس

00:30.352 --> 00:32.619
با هوشمندی و حیله حسن صباح

00:32.644 --> 00:35.593
نامه نگاری بین برادران توسط کبوترها

00:36.462 --> 00:39.040
و کشف اسرار بین برادران در پیام‌ها

00:39.617 --> 00:41.153
باعث نجات ما میشه

00:41.805 --> 00:43.626
و از طریق ایجاد اختلاف بین برادران

00:43.651 --> 00:44.699
و بین خودشون

00:45.313 --> 00:47.280
موفق به رفع محاصره برکیارق شد

00:48.414 --> 00:50.523
تا قلعه رو دوباره به قدرت سابق برگردونه

00:53.320 --> 00:57.310
برکیارق سلطانی بی‌حوصله بود
وزیری مثل نظام الملک نداشت

00:58.226 --> 01:02.139
تصمیم گرفت با شیطان صلح کنه
بدون اینکه متوجه خطرش باشه

01:03.050 --> 01:05.433
چون انتخاب جنگ یه گزینه برای جوانان بود

01:06.355 --> 01:08.621
یحیی و سلیمان و تیفور

01:09.280 --> 01:12.547
یحیی قصد داشت بعنوان
یکی از پیروان صباح به قلعه نفوذ کنه

01:13.583 --> 01:16.069
یحیی روش حسن صباح رو برگزید

01:16.735 --> 01:18.246
برای نفوذ در بین اونها

01:19.365 --> 01:20.966
تا سر مار رو بُبره

01:22.865 --> 01:23.906
یعنی حسن صباح

01:33.580 --> 01:39.799
... :: ترجمه شده توسط :  سعیـد پردیـس :: ...

01:41.506 --> 01:44.153
"حشاشین"

04:58.366 --> 05:00.833
قسمت 18
"شیطان در قلعه"
<b>«فـیلــم2مـدیـا»</b>

05:14.562 --> 05:16.027
!باز هم اصفهان، سحبان

05:16.860 --> 05:18.433
تو این فکرم که
محل کارم هنوز اونجاست؟

05:18.741 --> 05:20.039
مکان‌ها مثل انسان‌ها هستن

05:20.362 --> 05:23.398
پیر می‌شن، خسته می‌شن
می‌میرن و جایگزین می‌شن

05:25.319 --> 05:26.800
من عزیزترین دوستام رو از دست دادم

05:27.868 --> 05:29.351
جهان و نظام الملک

05:30.797 --> 05:32.898
اینجا عمر خیام بودم پر از شعر و شور

05:34.432 --> 05:35.866
منم اینجا حموم رو گم کردم

05:36.141 --> 05:37.960
و لیف‌هام و مشتری‌هام

05:37.985 --> 05:40.035
آه، چه روزهایی بود

05:40.647 --> 05:42.537
ما یه زندگی جدید می‌خوایم، سحبان

05:43.233 --> 05:45.703
یه زندگی می‌خوایم که
بتونیم حسرت دل‌مون رو برطرف کنیم

05:47.105 --> 05:49.245
چون زندگی مثل ابر، بسرعت می‌گذره

05:49.560 --> 05:50.905
خب حالا باید چیکار کنیم؟

05:53.516 --> 05:54.545
دنبال لحظه باش

05:55.519 --> 05:58.238
من دنبال یه لقمه غذا می‌گردم
یالا، زودباش

06:13.822 --> 06:14.822
بهم بگین

06:16.372 --> 06:18.231
چطور تونستی
از دست دوستات فرار کنی؟

06:18.256 --> 06:19.811
منتظر لحظه مناسب بودیم

06:20.613 --> 06:23.300
حتی اگه لشکر سلجوقی
عقب نشینی نمی‌کرد و جنگی رخ می‌داد

06:23.325 --> 06:26.554
تو نبرد قرار بود تا جایی که ممکنه
ازشون بکشیم تا از مولای خود حمایت کنیم

06:27.641 --> 06:28.819
مولای ما رو می‌شناسی؟

06:30.282 --> 06:33.481
پیش از این که به سپاه ستمگران
ملحق بشیم، به قلعه اومدیم

06:34.654 --> 06:35.907
و ما رو عفو کردین

06:35.932 --> 06:37.321
و این بینش ما رو روشن کرد

06:38.259 --> 06:40.553
هر جوانی با قلبی پاک
آرزوی پیوستن به اونو داره

06:43.367 --> 06:44.554
راستش رو بگین

06:46.170 --> 06:47.443
ممکنه دروغگو باشین؟

06:47.468 --> 06:48.862
کاش دروغگو بودیم

06:49.959 --> 06:52.342
اونوقت به قصدمون پی نمی‌بردن
یا قصد کشتن ما رو نداشتن

06:53.615 --> 06:54.615
چطور فهمیدن؟

06:54.898 --> 06:56.347
فرمانده داوود رو با چاقو زدیم

06:56.372 --> 06:57.372
فرمانده ارتش‌

06:58.059 --> 07:01.192
فکر کردیم که مُرده ولی اومد بیرون و سر
سربازها فریاد زد و اونا ما رو تعقیب کردن

07:04.528 --> 07:05.857
فعلا استراحت کنین

07:06.957 --> 07:08.854
قضاوت درمورد شما
باید از جانب آقای ما باشه

07:08.879 --> 07:10.257
منتظر آقامون هستیم

07:28.076 --> 07:29.654
سه جوون مؤمن

07:30.828 --> 07:32.576
فرار از دست سپاه سلجوقی

07:32.817 --> 07:34.223
امیدواریم که اونا رو بکشیم، آقای ما

07:35.505 --> 07:36.894
یکی از اونا رو می‌شناسم

07:38.996 --> 07:41.213
یکی‌شون یحیی پسر سعید مؤذن‌ـه

07:41.588 --> 07:43.428
اون و همسرش رو تو اصفهان کشتم

07:44.780 --> 07:45.780
!مؤذن

07:47.170 --> 07:48.881
پس کشتن‌شون واجب شد

07:50.691 --> 07:51.691
کی گفته؟

07:53.997 --> 07:56.080
ما جوونی رو بکشیم
که به دعوت ما ایمان داره

07:57.348 --> 07:59.051
قلعه غار مظلومین‌ـه

08:01.346 --> 08:03.560
بهشون خوش‌آمد بگین
خوش‌آمد به کی؟

08:04.233 --> 08:05.433
اون پسر مؤذن‌ـه

08:05.721 --> 08:07.563
یعنی برای انتقام وارد قلعه شده

08:07.588 --> 08:08.904
باید ببینیم

08:09.916 --> 08:11.737
شاید پسر با پدرش فرق داره

08:12.031 --> 08:13.514
و شاید مؤمن صادقی باشه

08:13.539 --> 08:15.710
علاوه بر این، قبلا هم
وارد قلعه الموت شدن

08:15.735 --> 08:18.226
یعنی وارد خونه امتحان شدن
و تحت کنترل ما هستن

08:18.251 --> 08:20.257
پس بودن‌شون
در بین جوانان مؤمن اشکالی نداره؟

08:20.758 --> 08:21.986
تحت نظر باشن

08:24.239 --> 08:25.429
خصوصا یحیی

08:26.952 --> 08:29.864
اونی که تونسته کاری رو انجام بده که نه
نظام الملک و نه سلطان قادر به انجامش نبودن

08:29.889 --> 08:31.630
چی می‌گین آقای ما؟
بس کن

08:33.776 --> 08:35.035
بس کن ابن سیحون

08:37.971 --> 08:38.971
برزک

08:39.455 --> 08:41.711
نذار یحیی چشمش به ابن سیحون بیفته

08:54.337 --> 08:55.638
با دقت گوش کنین

08:57.056 --> 09:00.223
دختری که در رویای بهشت
​​برای جوان برگزیده انتخاب میشه

09:00.988 --> 09:04.837
نمی‌خوام لحظه‌ای از غم رو
تو گوشه‌ای از چشماش ببینم

09:05.551 --> 09:06.551
اصلا

09:07.677 --> 09:09.380
می‌خوام فقط شادی رو ببینم

09:09.857 --> 09:11.311
با لبخندی ملایم

09:11.625 --> 09:12.625
و بدنش

09:13.309 --> 09:15.635
باید مطابق با رویای فرد برگزیده باشه

09:16.100 --> 09:17.531
یعنی قبل از اینکه حرکت کنه

09:18.056 --> 09:19.265
یا حتی حرف بزنه

09:19.494 --> 09:21.465
باید مطابق سلیقه اون باشه

09:21.973 --> 09:24.069
چون تو آخرین
خاطره زندگی برگزیده هستی

09:24.450 --> 09:25.637
شیرین‌ترین خاطره

09:26.081 --> 09:27.281
و زیباترین خاطره

09:27.985 --> 09:30.465
خاطره‌ای که باید
همه خاطرات دیگه‌اش رو پاک کنه

09:31.134 --> 09:33.290
و هزار برابر اونو آماده مرگ کنه

09:33.769 --> 09:35.146
تا به ماموریتش برگرده

09:40.082 --> 09:42.053
وجود غم در چشم‌ها

09:43.546 --> 09:44.985
کار رو خیلی دشوار می‌کنه

09:45.876 --> 09:47.241
چون باید رویایی باشی

09:47.763 --> 09:48.837
نه واقعی

09:49.612 --> 09:51.280
غم، ترس، تردید

09:51.619 --> 09:53.032
سردرگمی و گیجی

09:53.677 --> 09:55.897
باعث میشه که فرد برگزیده
فکر کنه که رویایی نیستی

09:55.922 --> 09:57.779
و فقط یه دختر معمولی هستی

09:57.804 --> 09:58.804
نه حوری

09:59.164 --> 10:00.530
و اگه این اتفاق بیفته

10:01.731 --> 10:03.374
توبیخ نمی‌شه

10:03.827 --> 10:04.964
یا سرزنش

10:05.700 --> 10:06.845
و یا مجازات

10:07.614 --> 10:11.415
برای دختری که برگزیده رو
با ناراحتی از رویای بهشتی بیدار کرده

10:12.360 --> 10:13.731
جز مرگ نیست

10:14.281 --> 10:16.450
و همه‌تون می‌دونین که
تهدیدهای توخالی نمی‌کنم

10:17.331 --> 10:19.374
می‌خوام به کدجار فکر کنین

10:21.831 --> 10:24.352
کسی که از جونش می‌ترسه
و می‌خواد یه حوری بمونه

10:25.219 --> 10:27.208
دقیقا می‌دونه که باید چیکار کنه

10:27.885 --> 10:28.987
بخاطر الینار

10:30.363 --> 10:32.745
دیگه حرف و نصیحتم رو تکرار نمی‌کنم

10:36.110 --> 10:37.110
فهمیدین؟

10:51.303 --> 10:52.511
خوب آماده باشین

10:53.062 --> 10:54.062
برای سحر

10:54.719 --> 10:57.392
یکی از شما
برای رویای بهشتی انتخاب میشه

11:05.888 --> 11:07.378
احساسم بهم میگه
که قراره تو باشی

11:07.403 --> 11:08.708
مراقب باش

11:08.733 --> 11:10.143
باید چیکار کنم؟

11:11.229 --> 11:12.229
زنده بمون، نورهن

11:12.969 --> 11:14.533
یا حداقل سعی کن زنده بمونی

11:22.131 --> 11:23.786
...اگه بخاطر ایمانت نبود

11:24.401 --> 11:25.786
همون اول می‌کشتمت

11:26.520 --> 11:27.513
با دستام

11:27.538 --> 11:28.660
با یه ضربه

11:28.866 --> 11:30.866
خیرات اولین دشمن سلجوقیان‌ـه

11:31.153 --> 11:32.577
حس انتقام زیادی داری

11:32.602 --> 11:34.246
اینجا، هیچ انتقامی بین‌مون نیست

11:34.271 --> 11:36.140
از این به بعد ایمان
ما رو باهم متحد می‌کنه

11:36.459 --> 11:37.700
خوش اومدین، بچه ها

11:37.725 --> 11:38.725
...خوش اومدی

11:39.086 --> 11:40.427
جوهر
جوهر

11:40.452 --> 11:41.580
خوش اومدی، جوهر

11:41.605 --> 11:44.306
حالا، روی تربیت معنوی
و درس هاتون تمرکز کنین

11:44.593 --> 11:46.866
چون یکی‌تون بعنوان برگزیده انتخاب میشه

11:48.529 --> 11:49.529
!تازه رسیدن

11:50.128 --> 11:51.899
هنوز آزمایش‌های زیادی باید انجام بدن

11:52.518 --> 11:54.139
چی به سر این برگزیده میاد

11:54.388 --> 11:55.388
دقیقا چی میشه؟

11:55.514 --> 11:57.217
وارد رویای بهشتی میشه
و آماده میشه

11:57.242 --> 11:58.633
برای چه کاری آماده میشه؟

11:58.658 --> 12:00.646
برای شهادت و رفتن به بهشت

12:01.120 --> 12:02.320
خدا نصیب ما و شما بکنه

12:02.620 --> 12:03.687
الهی آمین

12:04.562 --> 12:06.413
این رویای بهشت ​​چیه؟

12:06.754 --> 12:08.099
اطلاعات زیادی نداریم

12:08.544 --> 12:09.544
...ولی مطمئنا

12:09.885 --> 12:12.278
برای جوونی که میاد اینجا
زیباترین اتفاقیه که ممکنه بیوفته

12:12.707 --> 12:14.637
بعد خداحافظی می‌کنیم
و دیگه اونو نمی‌بینیم

12:19.453 --> 12:20.720
بچه‌های جدید کجان؟

12:24.376 --> 12:25.516
برای پوست اندازی آماده باشین

12:30.660 --> 12:35.920
<b>«فیلم2مدیا را در تلگرام دنبال کنید»
@Film2Media_Plus</b>

12:36.728 --> 12:38.056
از سفرت بگو عمر

12:38.433 --> 12:40.050
دوست دارم از خودت بشنوم

12:40.075 --> 12:41.704
شما شاعر و دانشمند بزرگ مایی

12:41.729 --> 12:43.570
سفر فوق العاده ای بود
سرورم سلطان

12:43.595 --> 12:46.579
شهر به شهر
تا قلعه الموت و تا سپاه سلطان

12:47.673 --> 12:49.266
تا به قصر و امنیت شما رسیدیم

12:50.993 --> 12:52.508
از قلعه الموت دیدن کردی؟

12:52.533 --> 12:53.590
بله سرورم

12:54.737 --> 12:55.791
چطور؟

12:56.013 --> 12:57.442
مگه نگفتی چیزی نگو؟

12:57.467 --> 13:00.514
منو وادار کردی جلوی
فرمانده ارتش احمقانه رفتار کنم

13:00.539 --> 13:01.549
بله

13:01.574 --> 13:03.496
پس چرا الان حرفاتو عوض می‌کنی؟

13:13.806 --> 13:15.185
دوستت کیه عمر؟

13:16.036 --> 13:17.330
اون سحبان خدمتکار حمومه

13:17.774 --> 13:19.074
داستانش مفصله

13:19.865 --> 13:20.865
تا هر وقت که بخوای

13:21.666 --> 13:22.774
وقت دارم

13:22.799 --> 13:24.352
لشکر سلطان در جنگ بود

13:25.322 --> 13:26.622
و هرگونه اطلاعات مشکوکی

13:27.568 --> 13:28.864
می‌تونست به قیمت جون ما تموم بشه

13:30.119 --> 13:31.726
من و سحبان علاقه ای به جنگ نداریم

13:32.203 --> 13:35.660
و میگید، عمر، تو و سحبان با ما بیا
و بهمون نشون بده که صباح کجاست

13:35.685 --> 13:37.586
جنگ شروع میشه و
من و سحبان از بین میریم

13:37.971 --> 13:39.951
غیر از این حسن صباح دوست منه

13:40.327 --> 13:41.327
و اینو انکار نمی‌کنم

13:41.989 --> 13:44.323
ولی اعتقادم به فاسد بودن
مکتب فکری‌ش رو هم انکار نمی‌کنم

13:44.348 --> 13:45.748
چون مخالف اعمالش هستم

13:46.073 --> 13:47.110
ولی آیین من

13:47.353 --> 13:50.876
مانع از دادن اطلاعاتی به ارتش سلطان
میشه که ممکنه منجر به مرگش بشه

13:51.260 --> 13:53.806
در حالی که مدتی
مهمونش بودم و نون و نمکش رو خوردم

13:55.254 --> 13:56.404
...سرورم سلطان، یعنی

13:57.274 --> 14:00.460
از طرف دوستم عمر عذر می‌خوام
...چون حسن صباح

14:00.871 --> 14:03.031
یه بطر شراب بهمون داد
...من نمی‌خورم و

14:03.056 --> 14:04.735
...اونو به تنهایی خورده و از اون موقع

14:04.760 --> 14:08.520
حرف‌های عجیبی می‌زنه
ولی دوستش نیست، نه

14:09.053 --> 14:10.563
من از شجاعتت قدردانی می‌کنم، عمر

14:12.211 --> 14:14.463
برایم مهم نیست که بدونم
تو قلعه الموت چی گذشته

14:14.729 --> 14:17.116
می‌خوام نظر شخصی خودتو
در مورد حسن صباح بدونم

14:18.096 --> 14:19.685
حسن صباح، سرور من

14:20.577 --> 14:22.053
مردیه که تو رویای خودش گم شده

14:22.923 --> 14:25.179
اون شیفته خودش شده
تا این حد که در چاه خودش افتاده

14:25.756 --> 14:28.149
و طناب بین اون و نجاتش بریده شده

14:28.174 --> 14:32.133
تفکری پیدا کرده که اونو به بزرگتر از حقیقتش
تبدیل کرده، چون عظمت نفس رو دوست داره

14:33.003 --> 14:36.264
ولی تفاوتی زیادی بین
عظمت نفس مشروع

14:36.771 --> 14:39.866
و عظمت نفس مذموم وجود داره

14:40.918 --> 14:42.321
عظمت نفس مشروع

14:42.771 --> 14:47.150
عظمت بزرگی‌ست که
انسان رو برای رسیدن به اهداف دنیوی

14:47.516 --> 14:49.560
از انجام اعمال دینی دور می‌کنه

14:49.961 --> 14:51.675
پس عظمت نفس مذموم چیه؟

14:52.301 --> 14:54.000
میل به اعمالی که لیاقتش رو نداره

14:54.025 --> 14:56.520
و حسن در عظمت نفس مذموم غرق شده

14:57.757 --> 14:59.673
آرزو داره بالاتر از انسان قرار بگیره

15:00.153 --> 15:02.408
تفکر و رویکردی که بهش رسیده

15:02.932 --> 15:05.453
اون تجسمی از برهان
ایمان و انسان جاودانه بود

15:06.052 --> 15:09.366
از قلعه ای بلند بالای یه کوه
که فکر می‌کرد می‌تونه بر کل جهان حکومت کنه

15:12.754 --> 15:15.053
هر تفکر دیوانه‌واری
پیروان زیادی پیدا می‌کنه

15:15.880 --> 15:18.180
چه کسی می‌تونه حسن صباح رو
بشکنه و شکستش بده؟

15:20.660 --> 15:22.545
حسن صباح دیگه یه شخص نیست

15:22.886 --> 15:23.985
تبدیل به یه تفکر شده

15:24.552 --> 15:25.620
بعنوان یه شخص

15:26.208 --> 15:27.886
فکر نمی‌کنم کسی بتونه اونو بشکنه

15:30.145 --> 15:31.145
بجز خودش

15:32.453 --> 15:34.186
ولی اندیشه حسن صباح

15:35.266 --> 15:37.133
کسی که بتونه
اونو بشکنه و شکست بده

15:38.249 --> 15:41.135
تفکر یه دولت، یه دولت قوی و عادلانه‌ست

15:41.160 --> 15:43.693
که با داشتن عقل، آزادی
و دانش می‌تونه اینکارو انجام بده

15:44.278 --> 15:47.640
شناخت زمین و آسمان، براحتی می‌تونه
‌ اندیشه حسن صباح رو شکست بده

15:48.299 --> 15:50.560
چون چیزی که تفکرش رو تقویت می‌کنه

15:51.184 --> 15:53.071
فساد دولت‌های بزرگه

15:54.100 --> 15:55.773
و فقدان عدالت در درون دولت‌ها

16:01.346 --> 16:02.687
راست میگی عمر

16:06.103 --> 16:07.763
چی می‌خوای که با ما
خوشبخت زندگی کنی؟

16:07.788 --> 16:09.593
یه کتابخونه و یه حقوق کافی

16:10.776 --> 16:12.156
و دختران زیبا

16:15.026 --> 16:16.850
و یه حموم جدید برای دوستم

16:18.497 --> 16:19.857
درخواستت برآورده شد، عمر

16:33.011 --> 16:34.340
آماده پوست اندازی هستین؟

16:37.222 --> 16:38.746
نه، آماده پوست اندازی نیستیم

16:39.276 --> 16:40.866
پوست اندازی یعنی چی؟

16:42.134 --> 16:44.450
مومن شدن مؤمنان در قلعه الموت

16:45.760 --> 16:48.253
یعنی به یکی از
معدود افراد روی زمین تبدیل بشه

16:48.505 --> 16:50.453
بهترین مؤمنان واقعی

16:51.264 --> 16:53.193
اولین درس‌تون باید پوست اندازی باشه

16:53.775 --> 16:55.533
از بین بردن تموم باورهای گذشته

16:56.639 --> 16:59.180
یقینا شما از سرزمین‌هایی
با عقایدی فاسد اومدین

16:59.719 --> 17:02.020
روح باید از تموم
عقاید کهنه درونش بیرون بیاد

17:02.450 --> 17:04.439
و باید معانی جدید ایمان

17:04.645 --> 17:06.159
قلب، دعوت

17:06.463 --> 17:07.953
شهادت و رستگاری

17:08.173 --> 17:09.573
و بهشت ​​و جهنم رو بدونه

17:10.666 --> 17:12.372
بزرگترین جهنم، جهنم طغیان

17:13.106 --> 17:14.206
و بزرگترین بهشت

17:14.371 --> 17:15.551
بهشت اطاعتـه

17:15.729 --> 17:19.098
و کسی که دلش از نور و محبت
و اطاعت امام لبریز نباشه

17:19.646 --> 17:20.791
دلش پاک نیست

17:21.035 --> 17:23.106
و این اولین درسیه
که باید در پوست اندازی بیاموزین

17:23.525 --> 17:25.459
اینجا در همه موارد
مفاهیم جدیدی وجود داره

17:27.001 --> 17:29.120
بعد از اینکه مفاهیم نادرست
درون ذهن‌تون رو از بین بردین

17:29.706 --> 17:32.020
حرام و حلال
شریعت و علم

17:32.307 --> 17:35.160
و سنت‌ها، همه‌مون باید
معنای اونا رو از آقا بیاموزیم

17:35.774 --> 17:37.701
کسی که اونا رو از خدای متعال شنیده

17:38.957 --> 17:41.147
هر دانشی مشروط به علم آقای ماست

17:42.188 --> 17:45.133
ازتون می‌خوام که
در سکوت چشم‌هاتون رو ببندین

17:45.830 --> 17:48.075
تصور کنین که از جهل وارد دانش می‌شین

17:50.285 --> 17:53.555
پدر، مادر، پسر
دوست، همسر و معلم

17:54.541 --> 17:55.820
معانی قدیمی‌تر

17:56.289 --> 17:58.567
اونا رو جدا کنین
...و با معنای جدید

17:58.939 --> 18:00.473
آموزه‌های آقا جایگزین کنین

18:00.723 --> 18:02.100
صاحب کلید بهشت

18:05.553 --> 18:10.220
<b>«فـیلــم2مـدیـا»</b>

18:31.413 --> 18:32.729
فرصتی برای برگزیده جدید

18:33.445 --> 18:36.706
دستوری که از طرف آقای ما
حسن صباح صادر بشه، یه موهبته

19:09.796 --> 19:11.727
چشمات رو ببند و آماده ورود شو

19:12.038 --> 19:13.647
برای زیباترین رویای وجود

20:20.773 --> 20:21.796
!یحیی

20:23.278 --> 20:24.593
!دلم برات تنگ شده

20:29.964 --> 20:30.000
یحیی؟

20:30.000 --> 20:30.964
یحیی؟

20:43.369 --> 20:44.369
هدفش چیه؟

20:45.845 --> 20:46.845
هدفش چیه؟

20:47.062 --> 20:48.062
آقای ما؟

20:50.817 --> 20:51.817
بله

20:54.353 --> 20:55.546
گفت ثابت کن

20:59.373 --> 21:00.813
می‌دونم که اون دشمن منه

21:01.883 --> 21:03.773
و می‌دونم که مرد خون و انتقامـه

21:04.013 --> 21:05.833
با این حال، اجازه داد اینجا باشه

21:07.689 --> 21:09.666
و انتخاب برای لذت بردن؟
هدفش چیه؟

21:10.146 --> 21:11.240
تا آزمایشش کنه

21:11.653 --> 21:13.395
انتخابش به معنای رضایت نیست

21:13.420 --> 21:15.840
یعنی وقتی تصمیم گرفتی
منصور رو بکشی ازت متنفر بود؟

21:15.865 --> 21:17.426
او به زنده موندن من اطمینان داشت

21:18.345 --> 21:19.486
یعنی تو رو دوست داره؟

21:20.745 --> 21:23.431
البته
پس یحییِ جوان رو هم دوست داره؟

21:24.784 --> 21:26.099
من و تو با هم فرق داریم

21:26.881 --> 21:27.881
ما دوستیم

21:28.168 --> 21:29.306
بهم پیوند داریم

21:29.607 --> 21:31.825
ولی این مرد جوان جدیده
که وارد قلعه شده

21:32.228 --> 21:35.014
باید نیتش رو بدونه و آزمایشش کنه
چرا؟

21:36.154 --> 21:38.275
اونو امتحان می‌کنه یا من؟

21:38.300 --> 21:39.810
یعنی هنوزم می‌خواد تو رو آزمایش کنه؟

21:39.997 --> 21:42.235
مولای‌ ما خیلی وقت پیش
ما رو امتحان کرده و انتخاب کرده

21:42.260 --> 21:43.896
پس چرا اینکارو می‌کنه؟

21:45.902 --> 21:47.063
چرا برزک؟

21:47.088 --> 21:49.032
مرد جوان نمی‌تونه یه مؤمن واقعی باشه؟

21:50.378 --> 21:52.570
و ایمانش هر دشمن قدیمی رو از بین ببره؟

21:53.072 --> 21:55.176
و انگیزه انتقام رو
از خودش دور کرده باشه؟

22:03.769 --> 22:05.272
واقعا برگزیده شدی؟

22:05.848 --> 22:07.277
یحیی کجا بودی؟

22:07.819 --> 22:08.819
و چی دیدی؟

22:10.667 --> 22:12.065
جواب نمیده و چیزی نمیگه

22:12.090 --> 22:13.454
چون اجازه نداره

22:13.618 --> 22:15.720
نمی‌تونی لبخند عجیب رو
روی صورتش ببینی؟

22:18.940 --> 22:20.482
مثل اینکه تازه متولد شدی

22:29.497 --> 22:30.731
برگزیده فداکار

22:31.363 --> 22:33.211
جایگاهش در میان مؤمنان نیست

22:34.114 --> 22:35.114
با من بیا

22:54.684 --> 22:55.684
!تو دیوونه‌ای

22:55.720 --> 22:56.958
یحیی بود، ناز

22:56.983 --> 22:59.001
یحیی‌ست، اونو بیشتر از خودم می‌شناسم

22:59.026 --> 23:00.561
همه رو به دردسر می‌اندازی

23:00.586 --> 23:02.128
و اسمش رو بلند می‌گی؟

23:02.153 --> 23:04.975
منم تو رو تماشا می‌کنم و
گیج میشم و همه چی بهم می‌ریزه

23:05.000 --> 23:08.205
الینار متوجه شد، حواسش پرت شد
و مثل بقیه خوشحال نیست

23:08.987 --> 23:10.882
حالا سرنوشتت چیه؟
سرنوشتت چی میشه؟

23:11.335 --> 23:12.861
الان هیچی برام مهم نیست

23:12.886 --> 23:15.863
مهم اینه که
یحیی رو کنار خودم تو قلعه دیدم

23:16.867 --> 23:19.120
اگه الان بمیرم خوشحال می‌میرم

23:20.629 --> 23:22.800
کسی نمی‌دونه کی قراره بمیره، نورهن

23:38.776 --> 23:40.314
حوری تو رویای بهشت

23:40.638 --> 23:41.638
می‌لرزه

23:42.907 --> 23:44.242
سردرگم میشه

23:44.796 --> 23:46.293
و به اطرافش نگاه می‌کنه

23:47.985 --> 23:51.469
مرد جوان منتخب رو در حالی که
تو رویای بهشته،کاری کنی که بیدار بشه

23:52.435 --> 23:54.053
متعهد و سردرگم

23:56.405 --> 23:58.726
گفتم حرفمو دوبار تکرار نمی‌کنم

24:02.140 --> 24:03.342
متاسفانه

24:04.733 --> 24:06.521
نمی‌تونی یه حوری بمونی

24:07.988 --> 24:10.202
نمی‌تونم از قلعه هم بندازمش بیرون

24:10.791 --> 24:12.007
یا بفروشمش

24:12.978 --> 24:14.481
چون از همه چی خبر داره

24:20.258 --> 24:21.366
ببخشید ناز

24:23.557 --> 24:24.980
تو رو دوست داشتم

24:26.647 --> 24:28.845
ولی وظیفه‌ام بالاتر از هر چیز دیگه‌ایه

24:28.870 --> 24:31.039
!نه نه نه
!اون هیچ کاری نکرده، باور کن

24:31.064 --> 24:33.708
من از رویای بهشت
بیدارش کردم، منو بکش

24:33.813 --> 24:35.120
ناز بی گناهه

24:37.062 --> 24:38.180
کافیه

24:39.765 --> 24:40.775
چی؟

24:41.266 --> 24:42.620
منو می‌بخشی؟

25:07.795 --> 25:11.374
یه دوست جدید پیدا کن تا با وحشتی که
الان شاهدش بودی زندگی کنی

25:12.392 --> 25:16.617
تا به این فکر نکنی که دوباره اشتباهت رو
تکرار کنی و باعث مرگ اون و خودت بشی

25:19.505 --> 25:23.245
نذارین غم مرگ اون
در رویای بهشت ​​تو چشماتون پیدا باشه

25:47.425 --> 25:51.727
<b>«فـیلــم2مـدیـا»</b>

25:53.603 --> 25:56.311
همراهی من با عمر خیام
همه چی رو خراب کرد

25:56.336 --> 25:57.678
تصور کن، ارباب من

25:57.703 --> 25:59.424
بعد از اینکه به حموم خودم برگشتم

25:59.449 --> 26:01.530
و دوباره شروع به مالش دادن
پشت مشتری‌هام کردم

26:01.555 --> 26:04.175
و در مورد فلسفه ارسطو
باهاشون حرف زدم

26:04.200 --> 26:05.629
و از شعر گفتم

26:05.654 --> 26:07.574
مشتریها کم کم ترکم کردن و رفتن

26:07.599 --> 26:09.033
گفتن که دیوونه شدم

26:09.058 --> 26:10.225
...و میگن

26:10.250 --> 26:12.053
سحبان که حرف‌های لذت بخش

26:12.078 --> 26:14.216
و داستانهایی درباره جن و کنیزان می‌گفت

26:14.241 --> 26:15.679
الان حرف‌های احمقانه می‌زنه

26:17.215 --> 26:19.330
منم سادگی رو از تو یاد گرفتم، سحبان

26:20.287 --> 26:23.199
تو بیش از همه، چیزهایی که
تو زندگی گذشته‌ام یاد گرفتم بهم یاد دادی

26:23.224 --> 26:24.484
یه دوستی باورنکردنی

26:24.509 --> 26:27.142
انتظار نداشتم بعد از بازگشتت
به اصفهان ادامه پیدا کنه، عمر

26:27.167 --> 26:28.520
چرا؟
...یعنی

26:28.545 --> 26:30.895
شاید ترس تو بعد از کشتن نظام الملک

26:30.930 --> 26:32.498
و نبود دوستت جهان

26:32.523 --> 26:34.549
و اتهام ارتداد توسط علما
باعث شد برنگردی اینجا

26:34.574 --> 26:36.439
چیزهاییه که این نوع دوستی رو ایجاد کرده

26:36.704 --> 26:38.592
ولی بعد از بازگشت دوباره به اصفهان

26:38.896 --> 26:40.202
شرایط بهتر میشه

26:40.362 --> 26:42.288
خدمتکار حموم، خدمتکار حموم می‌مونه

26:42.336 --> 26:43.808
و شاعر هم یه دانشمند

26:44.483 --> 26:45.623
...شاعر و دانشمند

26:45.922 --> 26:47.385
به خدمتکار حموم نیاز داره

26:47.410 --> 26:49.032
سحبان زندگی رو راحت‌تر کرده

26:49.330 --> 26:50.911
دیگه غیر قابل تحمل نیست

26:50.936 --> 26:52.345
و عمر، قسم می‌خورم

26:52.370 --> 26:53.702
گرچه اینجا نشسته

26:53.727 --> 26:55.351
باعث میشه زندگیم بدتر بشه

26:55.617 --> 26:58.508
ارباب من، اون همیشه ناراحتم می‌کرد

26:58.533 --> 27:01.201
یعنی می‌تونم بگم زندگیم رو تباه کرد

27:01.226 --> 27:04.748
و سحبان، هر چند که
ممکنه نادان و احمق جلوه کنه

27:05.463 --> 27:06.900
ولی روح پاکی داره

27:06.925 --> 27:08.628
مثل گل سرخی که از گِل بیرون میاد

27:08.934 --> 27:10.023
زیباست

27:10.434 --> 27:12.908
تا جایی که می‌دونم
...در تخیل و تو محاسبات

27:13.199 --> 27:14.334
خیلی دقیقی، عمر

27:14.741 --> 27:16.055
تا حدودی

27:16.347 --> 27:18.331
ولی این چه ربطی به وضعیت ما داره؟

27:18.356 --> 27:21.511
من به یه تصویر دقیق و
واضح از قلعه الموت نیاز دارم

27:21.536 --> 27:24.342
دروازه‌ها و تعدادشون
طبقات، راهروها

27:24.367 --> 27:25.422
مسیرهاش و

27:25.637 --> 27:26.637
هر جزئیات دیگه

27:28.233 --> 27:30.117
انگار که داخل قلعه‌ام و دارم قدم می‌زنم

27:44.520 --> 27:46.424
مرد جوان پس از
بیدار شدن از رویای بهشت

27:46.448 --> 27:48.771
​​و آماده‌شدن برای انجام وظیفه
ناگهان عقب‌نشینی کرد

27:49.448 --> 27:51.698
گفت که نمی‌خواد بمیره
و به بهشت ​​بره

27:52.192 --> 27:54.741
می‌خواد تو این دنیا زندگی کنه
می‌خواد تو جهنم زندگی کنه

27:54.766 --> 27:56.056
ولی نمی‌خواد بمیره

27:57.086 --> 27:58.592
اون اینو گفت؟
!ترسو

27:59.407 --> 28:01.381
تقصیر کسیه که
انتخابش کرده و پذیرفته‌اش

28:01.406 --> 28:03.063
با دقت انتخاب شده، زید

28:03.088 --> 28:04.658
ولی همیشه استثنا وجود داره

28:04.683 --> 28:06.530
نه استثنایی هست، نه بهونه‌ بیهوده‌ای

28:07.202 --> 28:09.943
اگه این جوان از قلعه می‌رفت بیرون
کل دعوت رو از بین می‌برد

28:11.154 --> 28:13.086
این یه فاجعه و مصیبتـه
مراقب زبونت باش، زید

28:13.111 --> 28:14.171
!ساکت باش

28:16.641 --> 28:18.156
ممکنه این اتفاق بیفته

28:18.943 --> 28:20.666
می‌دونم که این یه خطا و یه اشتباهه

28:21.078 --> 28:22.342
ولی این اتفاق افتاده

28:23.073 --> 28:25.206
مهم اینه که چطور مشکل رو حل کنیم

28:25.554 --> 28:26.638
مرد جوان رو بکش

28:27.483 --> 28:29.552
و فورا از قلعه پرتش کن پایین

28:30.378 --> 28:32.154
بذار این آخرین راه حل باشه، زید

28:34.834 --> 28:36.591
گفت که می‌خواد تو جهنم زندگی کنه؟

28:37.210 --> 28:38.210
بله

28:40.331 --> 28:42.500
پس بهش بگو با مولای ما
حسن صباح ملاقات کن

29:00.996 --> 29:03.385
یه مرد جوان مومن تو قلعه الموت

29:03.410 --> 29:06.813
از قربانی‌کردن خودداری می‌کنه و میگه
دنیا براش از بهشت ​​گرانبهاتره؟

29:06.967 --> 29:07.967
آقای من

29:08.591 --> 29:10.551
من ضعیفم و دلم می‌لرزه

29:11.499 --> 29:12.564
یعنی می‌ترسم

29:13.091 --> 29:14.691
ترس از مرگ
آروم باش

29:16.085 --> 29:17.752
از کسانی که
دل‌شون می‌لرزه خوشم نمیاد

29:17.777 --> 29:19.500
هرکاری رو می‌تونم انجام بدم

29:19.937 --> 29:23.856
می‌تونم تو قلعه خدمتکار باشم
آشپزخونه‌ها یا حتی مستراح رو تمیز کنم

29:24.309 --> 29:25.687
می‌تونم پست‌ترین کارها رو انجام بدم

29:25.712 --> 29:27.715
چرا شریف‌ترین کارها رو انجام نمیدی؟

29:28.018 --> 29:30.167
چون شریف‌ترین کار یعنی مرگ

29:30.192 --> 29:31.462
و نمی‌خوام بمیرم

29:31.487 --> 29:32.803
شهادت مرگ نیست

29:34.976 --> 29:35.976
نمی‌تونم

29:38.954 --> 29:40.583
از رفتن به بهشت ​​خودداری می‌کنی؟

29:41.758 --> 29:43.045
از مردن دوری می‌کنم

29:44.642 --> 29:45.991
پس وارد جهنم می‌شی

29:46.397 --> 29:47.397
جهنم؟

29:47.873 --> 29:49.208
یا بهشت ​​یا جهنم

29:51.291 --> 29:52.523
خواهش می‌کنم، آقای من

29:52.548 --> 29:54.102
از رفتن به بهشت ​​خودداری کردی

29:55.042 --> 29:56.863
و حالا از رفتن به جهنم هم امتناع می‌کنی

29:57.570 --> 29:58.703
با تو چیکار کنم؟

29:59.648 --> 30:00.906
بذار زندگی کنم

30:02.205 --> 30:03.205
سخته

30:04.526 --> 30:07.524
ولی می‌تونی
بعنوان کفاره گناه نافرمانی

30:08.364 --> 30:10.395
جلوی همه مؤمنان با اراده کامل

30:11.288 --> 30:13.103
خودتو از بالای قلعه پرت کنی

30:13.280 --> 30:14.280
...آقای من

30:14.516 --> 30:16.624
من یه جوان فقیرم
تنها فرزند پدر و مادرم

30:17.285 --> 30:19.370
...اشتباه کردم اومدم اینجا چون

30:19.701 --> 30:21.722
گفتن اینجا زندگی متفاوتی داره

30:22.517 --> 30:24.459
و می‌تونم هر چیزی رو ببینم

30:24.920 --> 30:27.114
و هر کسی آرزو داره
تا زمانی که زنده‌ست اینجا رو ببینه

30:27.139 --> 30:28.162
درسته

30:28.547 --> 30:29.748
ولی تو می‌ترسی

30:29.773 --> 30:31.107
از مرگ می‌ترسم

30:31.132 --> 30:33.243
باید بری بالای قلعه الموت

30:33.819 --> 30:37.138
در سمت راستت، برزک عمید
منتظره تا تو رو به جهنم بفرسته

30:37.728 --> 30:40.601
و در سمت چپ، زید بن سیحون
در صورت فرار از برزک، منتظر توئه

30:41.265 --> 30:42.299
و احتمالا

30:43.176 --> 30:45.773
احتمالا بعد از اینکه بدنت
به زمین خورد و مُردی

30:46.510 --> 30:48.228
از خدا می‌خوام که تو رو ببخشه

30:49.166 --> 30:51.468
باشه، می‌کشم و وارد بهشت ​​می‌شم

30:51.890 --> 30:53.148
بر ترسم غلبه کردم

30:53.441 --> 30:54.912
برای بهشت ​​خیلی دیر شده، پسر

30:56.502 --> 30:57.994
هیچ دروغگویی وارد بهشت ​​نمی‌شه

30:58.380 --> 30:59.699
خودمو پرت می‌کنم

31:00.262 --> 31:01.262
تو آزادی

31:02.779 --> 31:05.567
حسن صباح جوانی مثل تو رو
مجبور به انجام کاری نمی‌کنه

31:07.214 --> 31:08.449
می‌پرم، مولای من، می‌پرم

31:09.790 --> 31:10.790
تو آزادی

31:31.805 --> 31:34.195
ولی این نیاز به کسی داره که
زمانی رو تو قلعه مونده باشه

31:34.474 --> 31:36.072
و من زمان زیادی رو اونجا نموندم

31:36.928 --> 31:39.196
خوب، وقت داری
دو روز فرصت داری که به یاد بیاری

31:40.046 --> 31:41.237
خدایا، امیدوارم یادم باشه

31:42.250 --> 31:44.395
سرورم سلطان، فردی صمیمی و مهربونه

31:44.420 --> 31:46.615
طبیعیه که به شما احترام بذاره
و باهاتون مهربانانه رفتار کنه

31:46.640 --> 31:48.274
قدر شما رو خوب می‌دونه

31:48.299 --> 31:50.654
ولی ارزش دولت
بالاتر از همه چیزه، عمر

31:50.922 --> 31:53.250
برای ایفای نقش‌تون
برای اصفهان چه چیزی کم دارین؟

31:56.086 --> 31:58.527
بعد از دو روز برای نقشه کامل
بهتون مراجعه می‌کنم

32:03.321 --> 32:05.435
انگار اوضاع داره بهم می‌ریزه، عمر

32:06.400 --> 32:07.728
الان فرار سخته

32:08.775 --> 32:09.797
فرار؟

32:10.165 --> 32:11.691
من دارم میرم

32:12.030 --> 32:14.011
دارم میرم خونه
چیزی لازم داری؟

32:14.702 --> 32:15.807
برام دعا کن

32:16.939 --> 32:18.111
خدا تو رو بیامرزه

32:31.237 --> 32:32.808
زین بن سیحون چطوره؟

32:33.496 --> 32:34.740
نمی‌تونه بخوابه

32:37.123 --> 32:38.123
بیچاره

32:39.523 --> 32:41.540
می‌خوام جوانی به اسم یحیی رو ببینم

32:42.989 --> 32:44.801
بهش اجازه ملاقات با شما رو میدین؟

32:45.095 --> 32:46.634
اون جوان متفاوتیـه

32:46.962 --> 32:48.570
باید با چشمای خودم ببینمش

32:49.785 --> 32:50.793
باشه

32:50.817 --> 32:53.020
هر کی وارد خونه من میشه، برزک

32:53.641 --> 32:56.102
نیاز به احترام و برخورد مناسب داره

33:17.776 --> 33:20.275
تو در محضر مولای ما
صاحب کلید بهشت هستی

33:26.815 --> 33:28.513
این یک رویای بزرگه که محقق شده

33:28.538 --> 33:30.171
اسم این جوان مومن چیه؟

33:31.432 --> 33:33.090
یحیی
زیباست

33:35.174 --> 33:36.190
برزک

33:36.594 --> 33:39.122
برو عزیزمون زید بن سیحون رو بیار اینجا

33:44.746 --> 33:46.612
وقتی درباره تو بهم گفتن
خوشحال شدم

33:47.480 --> 33:49.433
و گفتن، جوانی شجاع و فداکار

33:49.761 --> 33:51.472
وارد قلعه شده و یکی از ما شده

33:51.871 --> 33:55.105
تو موفق شدی کاری رو بکنی که حتی
بزرگترین دشمنان ما هم نتونستن، یحیی

33:58.367 --> 33:59.389
یحیی

34:01.054 --> 34:02.054
یه اسم زیبا

34:03.620 --> 34:04.926
مناسب برای شهید

34:05.913 --> 34:09.085
من هیچ وقت اجازه ندادم
هیچ جوانی به این سرعت شهید یا برگزیده باشه

34:09.294 --> 34:11.073
ولی خیلی سریع به تو اجازه دادم

34:11.755 --> 34:13.611
از این افتخار خیلی سپاسگزارم

34:17.769 --> 34:18.964
امر بفرما، آقای من

34:28.395 --> 34:33.894
<b>«فیلم2مدیا را در تلگرام دنبال کنید»
@Film2Media_Plus</b>

34:33.919 --> 34:39.934
<b>«ارائــه شده توسط فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
‫ترجمه شده توسط : سعیـد پردیـس
