WEBVTT

00:00.021 --> 00:08.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

00:08.045 --> 00:14.045
‫مترجم:
‫« پارسا سرپرست »

00:29.701 --> 00:32.421
به خونه خوش اومدی

00:37.181 --> 00:38.501
لعنتی

00:39.121 --> 00:41.181
‫فکر کنم زیادی بهش بی‌هوشی تزریق کردم

00:41.882 --> 00:43.882
« آدمـکـش »

00:51.282 --> 00:54.282
« اسپانیا »

00:56.461 --> 00:59.060
اگه کم‌تر مشکوک به نظر بیای، عالی می‌شه

00:59.061 --> 01:01.300
‫من به سفر کردن با مجرم‌ها عادت ندارم

01:01.301 --> 01:03.501
خودت اصرار داشتی با من بیای

01:08.581 --> 01:09.581
هوم

01:11.221 --> 01:12.780
سلام. منم

01:12.781 --> 01:13.940
کایلاست

01:13.941 --> 01:15.740
خلبان گفت فرود اومدین

01:15.741 --> 01:17.700
جِت بعد از تموم شدن سوخت‌گیریش، برمی‌گرده

01:17.701 --> 01:21.941
‫پس، امیدوارم بتونم هر چه زودتر،
‫ بیام پیش‌تون. بهم زنگ بزن

01:24.901 --> 01:26.981
‫- بهش زنگ نمی‌زنی؟
‫- نه

01:28.661 --> 01:31.220
‫اینم خانم با جت شخصیش
‫ ما رو تا "اسپانیا" فرستاد

01:31.221 --> 01:33.100
جت شخصی باباشه

01:33.101 --> 01:35.421
اوضاع به‌قدر کافی تخمی هست

01:56.541 --> 01:58.980
‫خب، این یا ایده‌ی سایروس برای مخفی کاریه،

01:58.981 --> 02:00.780
یا داره سر به سرم می‌ذاره

02:00.781 --> 02:02.341
سایروس کیه؟

02:09.421 --> 02:10.620
اونا دیگه چین؟

02:10.621 --> 02:12.020
مواد منفجره

02:12.021 --> 02:14.461
‫کوچیکن ولی مؤثر

02:21.461 --> 02:23.061
برات نوار کاست هم درست کرده

02:23.781 --> 02:25.180
‫"فوریه ۱۹۹۹"

02:25.181 --> 02:27.501
فکر نمی‌کردم دیگه کسی
نوار کاست درست کنه

02:28.261 --> 02:31.181
انگار دوست خوبیه که برات سنگ تموم گذاشته

02:32.701 --> 02:34.781
‫"همکار" کلمه مناسب‌تریه

02:43.861 --> 02:45.661
اینم بخشی از مخفی کاریه؟

02:46.381 --> 02:49.141
‫نه، قطعاً داره سر به سرم می‌ذاره

03:19.621 --> 03:21.061
خبری نشد؟

03:23.261 --> 03:26.980
‫می‌گن بی‌خبری، خوش خبریه، مگه نه؟

03:26.981 --> 03:29.300
خب، برای تو که باید همین‌طور باشه

03:29.301 --> 03:30.421
ببخشید؟

03:31.421 --> 03:36.021
‫اِزرا کراس، تو رئیس موقت "سی‌جی‌اِم"ـی

03:37.941 --> 03:39.060
پس، واقعاً جدی بود

03:39.061 --> 03:42.860
آره، خب، برای شروع، خواهرت مصره که

03:42.861 --> 03:45.221
‫یه بیانیه مطبوعاتی رو منتشر بکنه

03:45.901 --> 03:48.261
این موضوعیه که بابات می‌خواست
محرمانه بمونه

03:50.261 --> 03:51.500
آره، آره، درسته

03:51.501 --> 03:54.461
این اتفاق هرگز نمی‌افته

04:09.661 --> 04:10.821
این چیه...؟

04:12.301 --> 04:13.780
‫- سلام
‫- من چطور...

04:13.781 --> 04:15.621
آروم باش، آروم باش

04:16.581 --> 04:17.660
آفرین

04:17.661 --> 04:19.461
بیا... یه‌کم آب بخور

04:20.701 --> 04:22.101
‫آفرین!

04:23.741 --> 04:25.420
آروم، آروم بخور

04:25.421 --> 04:26.861
کافیه، کافیه

04:29.701 --> 04:31.021
من کجام؟

04:31.921 --> 04:33.020
خونه

04:33.021 --> 04:35.940
ببخشید، منظورت از "خونه" چیه؟

04:35.941 --> 04:39.740
‫توی "اسپانیا" هستی،
‫اولی خونه‌ای که توش زندگی کردی

04:39.741 --> 04:43.381
خیله خب، فقط بهم بگو جریان چیه؟

04:48.261 --> 04:51.541
‫تو کل زندگیت دور و برت آدمایی بودن که
‫ بهت دروغ می‌گفتن

04:52.541 --> 04:53.661
‫جولی،

04:54.541 --> 04:55.741
نامزدت

04:57.781 --> 05:01.261
‫۲۹ سال قبل، خونواده‌ی کایلا،
‫دستور دادن که بابات رو بکُشن

05:04.821 --> 05:06.060
ببخشید، چی چی؟

05:06.061 --> 05:07.181
وقتشه حقیقت رو بشنوی

05:07.781 --> 05:10.901
‫و امشب، من می‌خوام همه‌چی رو دوباره
‫راست و ریس کنم

05:30.981 --> 05:33.901
‫آخرین باری که توی اون خونه پا گذاشتم،
‫ زندگیم کلاً تغییر کرد

05:36.821 --> 05:38.860
‫تا قبل از اون،
‫زندگی مشخصی داشتم

05:38.861 --> 05:41.901
خیلی... ساده بود

05:44.221 --> 05:46.501
‫از اون موقع دیگه
‫ به خودم اجازه ندادم، درباره‌ش فکر کنم

05:51.901 --> 05:54.501
‫کی می‌دونه زندگی اِدوارد چطور می‌شد،
‫ اگه به حال خودش ولش می‌کردم

06:00.061 --> 06:01.741
اون آماده و منتظر ماست

06:03.341 --> 06:05.541
از این‌جا اطلاعات جدیدی گیرمون نمیاد

06:26.781 --> 06:28.981
‫تو چطور...

06:29.661 --> 06:34.181
‫چطور این کار رو انجام می‌دادی و
‫بعد هم راحت ادامه می‌دادی؟

06:36.181 --> 06:38.020
‫هر بلایی که سر دیمین اومد،

06:38.021 --> 06:39.821
‫تو بنا به یه دلیل خوبی...

06:40.421 --> 06:41.900
انجامش دادی

06:41.901 --> 06:43.461
‫این حرف کمکی به حالم نکرد

06:46.621 --> 06:48.941
‫اولین کسی که من کُشتم...

06:50.221 --> 06:53.781
توی ارتش بود

06:55.421 --> 06:57.341
هنوز خیلی واضح یادمه

06:59.661 --> 07:02.981
‫و با خودم خیال می‌کردم بعدش راحت‌تر می‌شه،

07:03.781 --> 07:07.501
‫برام عادی‌تر می‌شه ولی...

07:09.981 --> 07:11.181
نمی‌شه

07:17.981 --> 07:19.221
هنوز چهره‌شون جلوی چشامه

07:21.461 --> 07:22.861
تک تک‌شون

07:25.021 --> 07:26.021
‫فکر کنم...

07:27.301 --> 07:29.581
‫از یه جایی به بعد فقط...

07:30.821 --> 07:33.941
راحت‌تر می‌شه باهاش کنار اومد

07:39.301 --> 07:40.381
‫و...

07:42.101 --> 07:44.381
‫لوکا، هر آدمی که الان فکر می‌کنی هستی،

07:45.101 --> 07:46.781
من خیلی بدترشم

07:47.301 --> 07:48.420
این حرف رو نزن

07:48.421 --> 07:53.021
‫تمام خون و خونریزی‌ها، دروغ‌ها و اون...

07:54.021 --> 07:56.061
اون افرادی که اومدن تو جزیره

07:58.541 --> 07:59.621
همه‌ش تقصیر منه

08:03.301 --> 08:05.861
‫و توی اون خونه هر اتفاقی برام بیفته،

08:07.661 --> 08:08.821
برام مهم نیست

08:11.141 --> 08:12.741
فقط باید درستش کنم

08:14.402 --> 08:17.002
« فرانسه »

08:26.341 --> 08:28.181
‫مایکل بهم گفت که
‫ من رئیس جدید "سی‌جی‌اِم" هستم

08:30.181 --> 08:31.500
عجب

08:31.501 --> 08:32.701
آره

08:34.261 --> 08:35.900
تبریک می‌گم

08:35.901 --> 08:38.101
‫آره، با حمایتت شرمنده‌م کردی

08:38.621 --> 08:40.340
‫وایسا ببینم،
‫ اگه تو رئیس جدید "سی‌جی‌اِم"ـی،

08:40.341 --> 08:42.901
‫یعنی می‌تونی نگهبان‌های بابا رو بفرستی تا
‫ اِد رو پیدا کنن؟

08:43.541 --> 08:45.820
اون تو "اسپانیا"ـست ولی نمی‌دونم کجاش

08:45.821 --> 08:48.460
‫جولی رو مخم رفته، هیچی بهم نمی‌گه

08:48.461 --> 08:50.901
‫ازم می‌خوای از منابع شرکت استفاده کنم تا
‫ پیداش کنی؟

08:51.501 --> 08:53.180
‫همون‌طوری که از جِت استفاده کردی

08:53.181 --> 08:56.181
‫آره، خب، واقعاً جونش در خطره.
‫ کمک نیاز داره

08:58.021 --> 09:00.940
‫ببخشید، وقتی اون گروه آدمکش رو
‫ فرستادی دنبال اون یارو هلندی،

09:00.941 --> 09:03.061
باز همین‌قدر نگران منابع شرکت بودی؟

09:03.661 --> 09:05.620
‫گروه نبود، فقط یه ‌نفر بود

09:05.621 --> 09:08.061
‫من که مخالفت نکردم ولی...

09:13.341 --> 09:16.301
‫مایکل گفت قصد داری که
‫ یه بیانیه‌ای رو منتشر کنی

09:17.541 --> 09:19.061
‫- کجا می‌ری؟
‫- "اسپانیا"

09:20.321 --> 09:22.300
‫نکنه با اولین پرواز "رایان‌ایر" هم
‫ می‌خوای بری؟

09:22.301 --> 09:23.980
دیگه چی‌کار می‌تونم بکنم؟

09:23.981 --> 09:26.101
بذار گذشته تو گذشته بمونه

09:29.621 --> 09:33.381
‫و من برای پیدا کردن اِدوارد،
‫از تمام منابع این شرکت استفاده می‌کنم

09:49.301 --> 09:53.140
‫خیله خب، پس، هر کس اومد داخل یا رفت بیرون،

09:53.141 --> 09:55.781
‫یا حتی کسی تکونی خورد،
‫از بی‌سیم بهم خبر بده

09:57.021 --> 09:58.620
از این‌جا هم جُم نخور

09:58.621 --> 10:01.821
و این رو هم داشته باش، محض احتیاط

10:04.301 --> 10:05.581
خیله خب

10:06.981 --> 10:08.301
خدافظ، لوکا

10:15.501 --> 10:16.541
ببخشید

10:19.941 --> 10:22.201
‫شانس آوردی که من زیر نظر
‫هیچ واحد منابع انسانی‌ای نیستم

10:55.701 --> 10:56.941
این دفتر باباته

11:00.581 --> 11:02.341
پناهگاهش

11:04.381 --> 11:08.260
ژان‌لوک، امپراتوریش رو از این‌جا ساخت

11:08.261 --> 11:09.661
این وسایل چی هستن؟

11:10.501 --> 11:14.421
‫تمام اون چیزی که بود و
‫ تمام دارایی‌های باارزشش،

11:15.021 --> 11:16.061
‫این‌جاست

11:18.821 --> 11:19.941
‫لطفاً،

11:21.501 --> 11:22.701
بشین

11:34.741 --> 11:37.261
دقیقاً می‌خوای الان چی بگم؟

11:38.821 --> 11:42.021
می‌خوام درک کنی که

11:42.661 --> 11:43.901
‫این‌جا چه اتفاقی افتاد،

11:44.941 --> 11:46.021
‫اون زن چی‌کار کرد

11:59.461 --> 12:04.101
‫۲۹ سال قبل، اون دزدکی و راحت
‫وارد این خونه شد...

12:05.101 --> 12:06.781
و بابات رو به قتل رسوند

12:07.501 --> 12:08.621
دروغ می‌گی

12:09.541 --> 12:12.420
‫اون زنی که تو بهش می‌گی "مامان"،
‫بابای واقعیت رو کُشت

12:12.421 --> 12:15.540
‫و می‌دونی که من دروغ نمی‌گم،
‫چون خوب می‌دونی که اون چه‌جور زنیه

12:15.541 --> 12:18.101
‫و از پس چه کارهایی برمیاد

12:53.741 --> 12:55.621
‫شوخی می‌کنی!

12:57.701 --> 12:59.901
‫شبی که اون وارد خونه شد،

13:00.781 --> 13:03.980
‫بابات تازه از یه سفر کاری برگشته بود و...

13:03.981 --> 13:07.540
و ما طبقه بالا داشتیم عشق بازی می‌کردیم

13:07.541 --> 13:10.180
و خیلی رویایی بود

13:10.181 --> 13:12.180
مگه نگفتی عمه‌ی منی؟

13:12.181 --> 13:15.981
اون معشوقه‌ی فوق‌العاده‌ای بود

13:16.981 --> 13:21.780
‫با جفت دست‌هاش گلوم رو می‌گرفت و
‫ فشارش می‌داد...

13:21.781 --> 13:22.860
‫اه!

13:22.861 --> 13:24.500
باشه، باشه

13:24.501 --> 13:26.740
‫می‌دونم گاهی اوقات شنیدن حقیقت، سخته

13:26.741 --> 13:30.541
‫نه، شنیدن تک‌گویی تو درباره‌ی
‫ سکس با بابام، سخت‌‌تره

13:35.541 --> 13:38.100
‫بعد از این‌که اون شب عشق بازی کردیم،

13:38.101 --> 13:40.141
‫بابات اومد این پایین تا کار کنه

13:40.861 --> 13:43.581
‫و همین‌که روی اون صندلی نشست،
‫جولی بهش تیر زد

13:44.421 --> 13:46.861
من اومدم پایین تا یه نوشیدنی بهش بدم

13:48.301 --> 13:49.540
‫فکر کنم متعجبش کردم

13:49.541 --> 13:52.341
فکر کنم توقع نداشت کس دیگه‌ای توی خونه باشه

13:53.301 --> 13:57.660
‫نمی‌دونستم جریان از چه قراره،
‫تا این‌که اسلحه رو دیدم

13:57.661 --> 14:00.701
و بعد همه‌چیز برام سیاه و تار شد

14:01.381 --> 14:03.421
حتماً صدای گریه تو رو هم شنید

14:04.541 --> 14:06.141
تو همیشه‌ی خدا گریه می‌کردی

14:07.741 --> 14:09.501
و بعد تو رو با خودش بُرد

14:11.381 --> 14:14.061
تو خیلی شبیه باباتی

14:14.661 --> 14:15.861
‫این‌طور فکر می‌کنی؟

14:27.861 --> 14:32.301
‫چرا از همون اول بهم نگفتی که...

14:33.461 --> 14:36.021
تو مامانمی؟

14:49.061 --> 14:50.581
خیلی متأسفم

14:52.901 --> 14:56.180
‫نمی‌تونی تصور کنی چه حسی داره
‫ یه چهره‌ی کوفتی

14:56.181 --> 14:58.141
‫برای چنین مدت طولانی‌ای،
‫تو یادت باشه

14:59.141 --> 15:02.061
ولی هنر نجاتم داد

15:02.701 --> 15:05.061
‫کشیدن چهره‌ی بابات و خودت...

15:05.781 --> 15:08.180
و تمام اتفاقاتی که افتاد

15:08.181 --> 15:11.061
و تمام اتفاقاتی که خودم می‌خواستم بیفته

15:15.581 --> 15:16.820
حالا این‌جا کنار همیم

15:16.821 --> 15:21.061
‫و به هر طریقی که شده،
‫این قضیه تموم می‌شه

15:23.501 --> 15:26.661
نمی‌تونم تصور کنم چه سختی‌ای کشیدی

15:28.301 --> 15:31.181
‫از دست دادن شوهرت، من،
‫همه هم توی یه شب

15:35.781 --> 15:38.061
حالا کم‌کم داری درک می‌کنی

15:39.381 --> 15:42.180
‫ولی واقعاً فکر می‌کنی
‫ این آشوب و دیوونگی‌ای که راه انداختی،

15:42.181 --> 15:43.781
کمکی می‌کنه؟

15:45.221 --> 15:46.461
آره، دقیقاً

15:55.941 --> 15:57.821
یه نفر داره میاد سمتت

16:57.901 --> 17:00.260
اِدوارد توی زیرزمینه. من می‌رم داخل

17:00.261 --> 17:01.941
مراقب باش

17:06.461 --> 17:07.701
لعنتی

17:11.901 --> 17:14.461
فکر می‌کنه خیلی باهوشه

17:18.021 --> 17:19.380
میگوئل، چی شده؟

17:19.381 --> 17:21.380
یه نفر بره اتاقک نگهبانی رو چک کنه

17:21.381 --> 17:25.100
‫تا حالا نشده برات سوال بشه که
‫چرا شما دو تا شباهتی به هم ندارین؟

17:25.101 --> 17:26.740
‫یعنی، هیچ شباهتی!

17:26.741 --> 17:28.260
باشه، بس کن

17:28.261 --> 17:31.620
من الان سردرد شدیدی دارم

17:31.621 --> 17:34.541
‫و این داد و بیدادهای خودخواهانه‌ت
‫ هیچ کمکی به حالت تهوع من نمی‌کنه

17:35.181 --> 17:36.941
خودخواهانه؟

17:38.141 --> 17:40.581
من فقط دارم تو رو آگاه می‌کنم، اِدوارد

17:42.541 --> 17:45.781
اِدوارد. این اصلاً اسم واقعیت نیست

17:46.581 --> 17:47.861
‫اسم واقعیت...

17:48.821 --> 17:50.341
‫فلورانـه!

17:51.381 --> 17:52.500
فلوران؟

17:52.501 --> 17:53.621
اوهوم

18:19.821 --> 18:23.420
‫بابات این رو برات درست کرد،
‫برای غسل تعمیدت

18:23.421 --> 18:25.500
‫زودتر بهم خبر بدین!

18:25.501 --> 18:28.181
‫بابات برای تو هر کاری کرد

18:30.261 --> 18:33.021
‫اون پول، "انویل" استس"؟

18:33.661 --> 18:36.140
‫وقتی حتی یک روزت هم نبود،
‫اون پول رو برات کنار گذاشت

18:36.141 --> 18:38.140
‫می‌خواست مطمئن شه که تو زندگیت تأمینی

18:38.141 --> 18:41.541
‫جولی حتماً با وُکلا تماس گرفته تا
‫ بتونن پیدات کنن

18:43.141 --> 18:48.621
‫مطمئنم هیچ‌وقت این رو
‫ بهت نگفته بود، مگه نه؟

18:49.701 --> 18:52.581
چون تو کل زندگیت فقط بهت دروغ گفته

18:54.101 --> 18:57.701
‫تو اتاقک نگهبانی چه خبره؟!

18:58.941 --> 19:00.141
خودم چکش می‌کنم

19:05.381 --> 19:07.621
‫هی!

19:12.661 --> 19:15.340
‫بهش تیر نزن، احمق!

19:15.341 --> 19:17.741
‫بهت گفتم که جفت‌شون رو زنده می‌خوام، برو!

19:59.141 --> 20:00.501
همه‌چی روبه‌راهه؟

20:02.581 --> 20:03.541
جولی؟

20:18.341 --> 20:19.980
‫- هیس، منم
‫- لعنتی

20:19.981 --> 20:21.500
‫- وای خدا
‫- ساکت

20:21.501 --> 20:22.900
وای خدا

20:22.901 --> 20:25.021
خیله خب، از این طرف

20:27.261 --> 20:29.701
خوبی؟ داغون به نظر میای

20:30.541 --> 20:31.581
من خوبم

20:34.061 --> 20:35.901
من می‌دونم چی‌کار کردی

20:38.661 --> 20:39.901
می‌دونم کی هستی

20:41.461 --> 20:44.260
‫راستش، دروغ گفتم،
‫ هیچ ایده‌ای ندارم که تو کی هستی

20:44.261 --> 20:48.220
‫گوش کن، درباره‌ی هر چیزی که بهت گفته،
‫ می‌تونیم حرف بزنیم

20:48.221 --> 20:50.900
‫ولی نه اگه جفت‌مون بمیریم.
‫الان باید بریم

20:50.901 --> 20:54.500
‫تو به بابای من تیر زدی!
‫منو دزدیدی!

20:54.501 --> 20:57.221
‫آخه الان می‌خوای بحثش رو پیش بکشی؟

20:58.221 --> 20:59.621
آره، الان

21:08.821 --> 21:10.661
خب، من ندزدیدمت

21:12.181 --> 21:15.660
‫دیمین یه کار برام فرستاد،
‫همون قضیه‌ی "شانتین"

21:15.661 --> 21:18.020
‫اون نقشه‌ی خونه رو برام فرستاد،

21:18.021 --> 21:19.661
‫شیفت کاری محافظ‌های شخصی

21:20.581 --> 21:22.700
‫من فقط درباره بابات می‌دونستم،

21:22.701 --> 21:26.741
‫به‌قدری ثروتمنده که با آدم خوبی بودن،
‫ نمی‌شه به چنین ثروتی رسید

21:27.781 --> 21:30.581
من اومدم داخل، بهش تیر زدم

21:31.541 --> 21:34.661
نبضش رو چک کردم، کار تموم بود

21:37.421 --> 21:40.821
بعدش... یه صدایی شنیدم

21:41.941 --> 21:43.341
و برگشتم

21:44.381 --> 21:49.101
‫و اصلاً تعلل نکردم،
‫درجا بهش تیر زدم

21:52.421 --> 21:53.421
متوجه شدم

21:54.941 --> 21:57.821
‫حالا متوجه شدم چرا گفتی
‫ حاضری بمیری ولی بهم چیزی نگی

22:00.901 --> 22:04.980
‫من نبض زنه رو چک نکردم، چون همون لحظه

22:04.981 --> 22:08.141
‫ از اتاق بغلی،
‫صدای گریه‌ی یه بچه رو شنیدم

22:11.061 --> 22:12.021
تو بودی

22:14.181 --> 22:15.821
و رفتم داخل

22:17.741 --> 22:21.701
‫و تو رو اون‌جا تنها دیدم،
‫ و همه‌ش تقصیر من بود

22:24.221 --> 22:26.900
‫و اون لحظه فکرم خوب کار نکرد

22:26.901 --> 22:28.061
‫من فقط...

22:29.501 --> 22:32.741
فقط می‌دونستم نباید اون‌جا تنها ولت کنم

22:34.701 --> 22:37.660
ببین، من هیچ‌وقت بچه نمی‌خواستم

22:37.661 --> 22:39.820
یه بار حامله شدم

22:39.821 --> 22:42.420
‫خیلی وقت پیش و...

22:42.421 --> 22:44.061
و سقطش کردم

22:44.781 --> 22:48.341
‫لعنت بهش...
‫نباید این رو گفت ولی راحت شدم

22:49.661 --> 22:51.140
نمی‌تونم توضیح بدم

22:51.141 --> 22:53.301
فقط اون لحظه می‌دونستم باید ازت
محافظت کنم

22:58.301 --> 23:00.540
‫نمی‌دونم گفتنش فایده‌ای داره یا نه...

23:00.541 --> 23:03.181
من هیچ‌وقت خودم رو نبخشیدم

23:05.181 --> 23:08.100
‫به نظرت چرا رفتم توی یه جزیره
‫اونم وسط ناکجا آباد،

23:08.101 --> 23:09.700
زندگی کنم؟

23:09.701 --> 23:11.340
‫بدون این‌که هیچ آدمی رو ببینم،

23:11.341 --> 23:13.861
‫حتی تو، تویی که برای من...

23:18.781 --> 23:21.461
‫و من خیلی متأسفم

23:23.141 --> 23:25.061
خیلی متأسفم

23:40.781 --> 23:42.621
اسم واقعیم فلورانـه

23:46.181 --> 23:47.621
لعنتی

23:48.861 --> 23:49.941
آره

23:52.021 --> 23:53.101
من فرانسوی ام

23:55.781 --> 23:58.621
‫۳۰ سالمه و تازه فهمیدم که فرانسوی ام

23:59.421 --> 24:01.221
‫خب، خیلی روی فرانسوی بودنت
‫تمرکز کردی

24:05.981 --> 24:09.020
‫فقط... بذار من...

24:09.021 --> 24:11.980
‫ببین، بذار از این‌جا نجاتت بدم،
‫برسونمت یه جای امن،

24:11.981 --> 24:15.581
و بعد... دیگه نیازی نیست منو ببینی

24:18.301 --> 24:20.941
خب، چه‌قدر قشنگ بود

24:22.981 --> 24:25.701
‫قیافه‌هاشون رو نگاه!

24:26.381 --> 24:27.780
دیدین بعضی وقت‌ها

24:27.781 --> 24:29.740
‫خیلی  زیاد به یه چیزی فکر می‌کنین،

24:29.741 --> 24:32.860
‫ مدام توی ذهن‌تون طوری تصورش می‌کنین که

24:32.861 --> 24:35.740
‫ دیگه هیچ‌جوره، واقعیت نمی‌تونه

24:35.741 --> 24:38.980
‫به خوبی اون چیزی باشه که
‫ توی ذهن‌تون ساختین؟

24:38.981 --> 24:40.860
‫ولی حالا این داستان حتی از تصوراتم
‫ بهتر شد

24:40.861 --> 24:42.141
خیله خب

24:43.421 --> 24:45.820
حالا دقیقاً نقشه‌ت چیه؟

24:45.821 --> 24:48.420
من پسرتم، به من که آسیب نمی‌زنی

24:48.421 --> 24:51.741
‫هوم... نه دقیقاً

24:53.941 --> 24:55.221
‫چی؟!

24:56.101 --> 24:58.421
تو بچه‌ی من نیستی، ببخشید

24:59.021 --> 25:04.181
‫ژان‌لوک بود که بچه می‌خواست.
‫ما یه رحم اجاره کردیم

25:05.141 --> 25:08.181
‫بدون هیچ قید و شرطی،

25:08.861 --> 25:11.061
اون همه‌چیز بهت داد

25:12.381 --> 25:15.141
‫من حتی پوشکت رو عوض نمی‌کردم، ای...

25:28.941 --> 25:30.381
افراد بیشتری دارن میان

25:34.981 --> 25:37.181
جولی، صدام رو می‌شنوی؟

25:47.621 --> 25:50.500
پس، اونم مامان من نیست

25:50.501 --> 25:52.261
‫جریان چیه؟!

25:54.541 --> 25:56.541
خب، این باید در خروجی باشه

26:00.941 --> 26:02.580
هی، حالت خوبه؟

26:02.581 --> 26:05.020
‫آره، فقط...

26:05.021 --> 26:09.381
‫منو بی‌هوشم کرد تا بیاره این‌جا.
‫حتماً اثرات داروئه، خوبم

26:10.501 --> 26:11.741
باشه

26:13.701 --> 26:15.581
‫- آماده‌ای؟
‫- آره

26:16.581 --> 26:17.741
بیا بریم

26:40.061 --> 26:41.221
لعنتی

26:43.661 --> 26:45.660
یه دروازه‌ی دیگه دم ورودی اصلی هست

26:45.661 --> 26:47.221
‫به نظرت می‌تونی دووم بیاری؟

27:07.661 --> 27:09.221
‫برو، برو، برو!

27:17.141 --> 27:20.020
خیله خب، برگشتن از کنار اونا خیلی ریسکیه

27:20.021 --> 27:22.260
‫و با این وضعیتی که داری،
‫نمی‌تونیم دوباره از اون دیوار بریم بالا

27:22.261 --> 27:24.020
آره، حتماً باید یه راه خروج دیگه‌ای باشه

27:24.021 --> 27:25.821
‫- خیله خب، دروازه‌ی اصلی
‫- آره

27:29.141 --> 27:31.700
‫- حالت خوبه؟
‫- آره، آره، اثرش می‌پره

27:31.701 --> 27:33.141
باشه، بریم

28:07.661 --> 28:08.660
خیله خب

28:08.661 --> 28:10.941
بذار حدس بزنم، این دروازه اصلیه؟

28:13.261 --> 28:14.620
‫پیداشون کنین!

28:14.621 --> 28:16.421
‫خیله خب، چاره‌ی دیگه‌ای نداریم

28:17.301 --> 28:20.141
‫- باید ازشون رد شیم
‫- چطوری؟

28:26.181 --> 28:27.580
با عامل حواس‌پرتی

28:27.581 --> 28:28.781
دوباره می‌پرسم، چطور؟

28:30.861 --> 28:32.141
اون چیه؟

28:52.021 --> 28:54.140
جلوشون رو بگیر وگرنه می‌میری

28:54.141 --> 28:56.460
‫سلام، جولی،
‫خوشحالم که از پسش بر اومدی

28:56.461 --> 28:59.180
می‌دونی، نیازی نبود استودیوی من رو بترکونی

28:59.181 --> 29:00.501
بجنب، اِدوارد، می‌خوایم بریم

29:02.621 --> 29:03.980
الان چی؟

29:03.981 --> 29:07.380
‫حالا یه حرکتی بزنین که به مزاقم خوش نیاد،

29:07.381 --> 29:09.460
‫اون‌وقت یه گلوله
‫ تو سرش خالی می‌کنم، فهمیدین؟

29:09.461 --> 29:12.860
‫و می‌دونین که یعنی چی،
‫هیچ پولی گیرتون نمیاد

29:12.861 --> 29:14.860
این نقشه‌ی بزرگته؟

29:14.861 --> 29:17.020
‫ناگهانی وارد شی، به همه تیر بزنی،

29:17.021 --> 29:19.460
‫و فلنگ رو ببندی طوری که هیچ اتفاقی نیفتاده؟

29:19.461 --> 29:21.180
به گمونم بعضی چیزها هیچ‌وقت تغییر نمی‌کنه

29:21.181 --> 29:22.421
می‌تونی دهنت رو ببندی

29:23.901 --> 29:25.821
اوه، حالت چطوره، فلوران؟

29:26.421 --> 29:27.980
منو به این اسم صدا نزن

29:27.981 --> 29:31.300
‫گفت بهش دارو تزریق کردی تا بیاریش این‌جا.
‫چه دارویی بود؟

29:31.301 --> 29:34.700
‫تا بیارمش این‌جا؟
‫یه‌کم "کتامین"، چیز خاصی نیست

29:34.701 --> 29:37.981
ولی این مخدره مریضش نکرده، عزیزم

29:40.461 --> 29:41.980
منظورت چیه؟

29:41.981 --> 29:44.340
‫خب، بهتر بود بگم...
‫"مریض" کلمه مناسبی نبود

29:44.341 --> 29:48.661
باید می‌گفتم، فلوران داره می‌میره، جنده

30:13.141 --> 30:15.220
تو این‌جا چه غلطی می‌کنی؟

30:15.221 --> 30:16.620
منظورت چیه؟

30:16.621 --> 30:18.140
‫خودت بهم گفتی اِد کجاست!

30:18.141 --> 30:19.420
‫نگفتم که پا شی خودت بیای...

30:19.421 --> 30:21.380
حالش خوبه؟

30:21.381 --> 30:24.421
نمی‌دونم، جولی جواب بی‌سیم رو نمی‌ده

30:27.581 --> 30:29.900
‫این چیه؟
‫حالا واس خودت "رامبو" شدی؟

30:29.901 --> 30:31.740
‫ببین، من دست رو دست نمی‌ذارم تا
‫اتفاقی بیفته

30:31.741 --> 30:33.941
‫مردی که کل اهالی روستای من رو کُشت،
‫الان  اون داخله

30:35.581 --> 30:36.380
تو همین‌جا بمون

30:36.381 --> 30:38.741
نه، برخلاف تو، من حد و حدودم رو می‌دونم

30:39.381 --> 30:41.021
من تنها نیومدم

31:12.981 --> 31:14.021
بلوف می‌زنی

31:14.661 --> 31:17.860
من سال‌ها تو کُما بودم

31:17.861 --> 31:23.180
‫و بعد وقتی بیدار شدم،
‫نمی‌تونستم راه برم، نمی‌تونستم حرف بزنم

31:23.181 --> 31:25.181
ولی می‌دونی چی حالم رو بهتر کرد؟

31:26.781 --> 31:28.021
فکر کردن به این روز

31:28.941 --> 31:32.740
روزی که بالاخره انتقامم رو

31:32.741 --> 31:34.981
از قاتل شوهرم می‌گیرم

31:36.181 --> 31:41.101
پس، واقعاً فکر می‌کنی دارم بلوف می‌زنم؟

31:43.661 --> 31:45.140
چی بهش زدی؟

31:45.141 --> 31:48.980
‫تو ویکی‌پدیا، تحت عنوان "آکونیتین"
‫دنبالش بگرد

31:48.981 --> 31:50.140
‫"آکونیتین"؟

31:50.141 --> 31:52.500
‫می‌دونی، از تو مقاله‌ای که خودت نوشتی
‫بهش پی بُردم...

31:52.501 --> 31:54.660
‫"قدرت گیاهان"

31:54.661 --> 31:56.380
‫و حالا خودت رو ببین...

31:56.381 --> 32:00.700
بالاخره وگان شدی و یه گیاه داره می‌کُشتت

32:00.701 --> 32:03.141
‫چه مسخره!

32:05.501 --> 32:09.300
‫پس، تنها راهی که می‌شه فلوران رو
به‌قدر کافی زنگه داشت تا

32:09.301 --> 32:10.860
‫به بیمارستان برسه،

32:10.861 --> 32:13.020
‫اینه که من یه دوز آتروپین بهش تزریق کنم

32:13.021 --> 32:14.941
که توی خونه هم دارمش

32:15.741 --> 32:17.381
چرا باید اِدوارد رو مسموم کنی؟

32:18.621 --> 32:20.261
الان دیگه باید اسلحه‌ت رو بیاری پایین

32:21.501 --> 32:22.941
‫تا آدمات بتونن...

32:23.621 --> 32:25.780
‫به ما تیر بزنن.
‫نه، مرسی

32:25.781 --> 32:27.740
‫لعنت بهش.
‫اصلاً نیازی به این کار نیست

32:27.741 --> 32:31.980
بچه‌ها، می‌شه برین از دروازه نگهبانی بدین؟

32:31.981 --> 32:36.141
‫نمی‌خوام کسی بره یا بیاد و
‫خوش‌گذرونی ما رو خراب کنه، باشه؟

32:44.101 --> 32:45.421
چی می‌خوای؟

32:46.621 --> 32:47.941
الان؟

32:49.701 --> 32:50.541
یه سیگار

32:51.861 --> 32:54.101
‫وای، ایول!

32:59.261 --> 33:02.100
‫ای خدا. چه‌قدر داره بهم خوش می‌گذره!

33:02.101 --> 33:03.501
به شما هم داره خوش می‌گذره؟

33:42.061 --> 33:43.661
فقط بهم بگو چی می‌خوای

33:44.301 --> 33:46.021
نمی‌خوای حدس بزنی؟

33:47.381 --> 33:48.781
ببین، من متأسفم

33:49.621 --> 33:51.101
‫باشه؟
‫درباره‌ی اتفاقی که افتاد

33:52.021 --> 33:53.981
فقط یه کار بود

33:55.021 --> 33:56.380
فقط یه کار بود؟

33:56.381 --> 33:58.900
ژان‌لوک صرفاً یه کار نبود

33:58.901 --> 34:00.460
تو به قتل رسوندیش

34:00.461 --> 34:03.980
‫و من ۲۹ ساله که برنامه‌ی انتقامم رو می‌ریزم

34:03.981 --> 34:08.461
‫چون تو اون شب همه‌چیزم رو گرفتی!

34:08.981 --> 34:11.300
‫حتی پسرت،
‫یا اون پسرت نیست؟

34:11.301 --> 34:13.341
می‌دونی چیه، ببخشید، آخر متوجه نشدم

34:15.541 --> 34:17.341
تک و تنها گیر افتادم

34:19.181 --> 34:20.821
همه مُردن

34:23.941 --> 34:26.261
‫الان خارج می‌شم!

34:28.821 --> 34:30.421
‫دست‌هات رو ببر بالا!

34:37.061 --> 34:38.660
من فقط پول گرفتم تا این‌جا باشم

34:38.661 --> 34:40.540
من هیچ نقشی توی این قضیه ندارم

34:40.541 --> 34:42.620
اسلحه‌ت رو بذار پایین

34:42.621 --> 34:43.701
باشه

34:56.261 --> 34:57.941
منو یادت نیست، مگه نه؟

35:03.821 --> 35:04.981
اون جزیره

35:07.781 --> 35:11.181
تمام مردم بی‌گناه روستای من رو کشتی

35:12.781 --> 35:14.421
تا فقط حرف نزنن

35:18.261 --> 35:20.341
‫وقتی به من نگاه می‌کنی،

35:20.941 --> 35:22.701
باید چهره‌ی اونا رو ببینی

35:24.661 --> 35:27.620
‫گوش کن، چیزی که اِدوارد نیاز داره رو
‫ داری یا نه؟

35:27.621 --> 35:29.661
برای این مسخره بازی‌ها وقت نداریم

35:30.381 --> 35:32.141
خیله خب، بریم سر اصل مطلب

35:33.061 --> 35:37.021
‫من پادزهری که
‫ پسر دروغینت نیاز داره رو بهش می‌دم،

35:37.781 --> 35:40.261
‫دقیقاً بعد از این‌که یه گلوله
‫ تو سرت خالی کنه

35:43.741 --> 35:46.541
‫برای کسی که عاشقشی،
‫تا چه حد حاضری فداکاری کنی؟

35:47.221 --> 35:48.741
خب، حالا نقشه‌ت چیه؟

35:50.381 --> 35:52.461
کل شب می‌خوای اون رو سمت من
نشونه بگیری؟

35:55.981 --> 35:58.901
من حتی مسلح نیستم، خب؟

36:20.141 --> 36:23.501
چیزی نیست، چیزی نیست

36:27.501 --> 36:28.781
‫بکُشش

36:30.461 --> 36:31.660
بهش تیر بزن، مامان

36:31.661 --> 36:33.501
ما زنده می‌خوایمش

36:34.381 --> 36:38.100
‫فکر کردی اگه من بکُشمت، اون به همین راحتی
‫حال منو خوب می‌کنه؟

36:38.101 --> 36:41.180
هیچ بهونه‌ای دست‌مون نداده تا
بهش اعتماد کنیم

36:41.181 --> 36:43.820
تو تنها چیزی هستی که از ژان‌لوک برام مونده

36:43.821 --> 36:45.700
من نمی‌خوام تو بمیری، فلوران

36:45.701 --> 36:48.461
نگو... منو به این اسم صدا نزن

36:53.141 --> 36:54.501
من این قضیه رو شروع کردم

36:55.341 --> 36:56.341
خیله خب

36:57.101 --> 36:58.581
بذار خودم هم تمومش کنم

36:59.981 --> 37:02.101
اون زنیکه روانیه ولی راست می‌گه

37:04.621 --> 37:06.021
‫من مستحقشـم!

37:07.021 --> 37:08.501
می‌دونی که درست می‌گه، فلوران

37:09.581 --> 37:12.141
گفتم منو به این اسم صدا نزن

37:13.141 --> 37:17.340
‫شاید اون بزرگت کرده باشه،
‫ ولی من این‌جا قربانی ام

37:17.341 --> 37:20.180
‫باشه؟ اون وارد خونه‌م شد و
‫بابات رو کُشت

37:20.181 --> 37:22.300
‫اون بود که کل این قضیه
‫تراژدی "یونان" رو شروع کرد،

37:22.301 --> 37:24.540
فقط چون داشت پول می‌گرفت

37:24.541 --> 37:27.661
اون قهرمان این داستان نیست

37:34.421 --> 37:35.621
چیزی نیست

37:42.021 --> 37:44.300
درسته، عجله نکن

37:44.301 --> 37:47.901
وای خدا. از این صحنه دارم لذت می‌برم

37:52.661 --> 37:58.061
‫الان داریم انتقام می‌گیریم و
‫این محشره!

37:59.021 --> 38:00.421
‫یالا!

38:03.741 --> 38:04.701
‫بزن...

38:16.021 --> 38:19.541
‫یالا!

38:20.261 --> 38:23.701
‫بزن، فلوران!
‫تمومش کن!

38:44.701 --> 38:46.181
چی‌کار کردی؟

38:48.021 --> 38:49.460
بهش گفتم منو به این اسم صدا نزنه

38:49.461 --> 38:52.301
نه، نه، نه

38:54.701 --> 38:56.140
اِد...؟

38:56.141 --> 38:59.460
‫کایلا! اون مسمومش کرده.
‫باید فوراً بهش کمک برسه

38:59.461 --> 39:01.660
باید همین الان برسونیمش بیمارستان

39:01.661 --> 39:03.860
خدا می‌دونه چه‌قدر طول می‌کشه تا برسیم

39:03.861 --> 39:05.661
خب، هلیکوپتر مشکل رو حل می‌کنه؟

39:18.501 --> 39:20.181
من فوراً اومدم

39:20.861 --> 39:22.261
تسلیت می‌گم

39:22.941 --> 39:26.101
‫سم‌شناسی تأیید کرد که علت مرگ،
‫اوردوز مرگبار مواد مخدر بوده...

39:27.301 --> 39:29.381
‫"لورازپام" و "اکسی‌کدون"

39:30.261 --> 39:32.901
‫آره، خودم دیده بودم یه‌چیزهایی مصرف می‌کنه

39:33.741 --> 39:37.301
‫فکر می‌کردم قرص خوابی،
‫ مکمل غذایی‌ای چیزیه

39:38.061 --> 39:39.500
‫آره، من...

39:39.501 --> 39:42.061
از بابات بعید بود "اکسی‌کدون" مصرف کنه

39:43.861 --> 39:47.021
خودت هم مصرف کردی، مگه نه؟

39:49.221 --> 39:51.621
‫بابا استرس زیادی داشت،
‫حتماً گیج شده

39:53.301 --> 39:55.020
پس، این اتفاقیه که افتاد

39:55.021 --> 39:56.861
دیگه چی می‌تونه باشه؟

40:02.381 --> 40:04.021
تنهات می‌ذارم

40:17.421 --> 40:18.500
‫تو اومدی!

40:18.501 --> 40:20.220
آره، معلومه که میام

40:20.221 --> 40:21.580
چطور؟

40:21.581 --> 40:24.501
نگران نباش، چیزی نیست

40:33.141 --> 40:35.100
بیا داخل

40:35.101 --> 40:37.300
نه، نه، اون منو کنار خودش نمی‌خواد

40:37.301 --> 40:38.940
‫چی می‌گی؟
‫تو مامانشی، بیا داخل

40:38.941 --> 40:42.460
‫نه، چیزی نیست،
‫خودت کنارش باشی، بهتره

40:42.461 --> 40:45.580
‫فقط... حالش خوب شد،
‫بهم خبر بده، باشه؟

40:45.581 --> 40:47.661
آره، حتماً

41:08.821 --> 41:10.661
سعی نکن با حرف حالم رو بهتر کنی

41:12.301 --> 41:13.821
قصدش رو نداشتم

41:17.045 --> 41:23.045
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

42:01.761 --> 42:04.561
‫« ۳ ماه بعد »

42:06.981 --> 42:08.900
‫احتمالاً بهتر بود به اِزرا می‌گفتیم

42:08.901 --> 42:11.421
حقیقت رو فاش کنه

42:12.101 --> 42:15.021
‫نمی‌دونم، شاید بهتره
‫بعضی از حقایق ناگفته باقی بمونن

42:16.621 --> 42:19.061
سردبیرت خوشحال می‌شه این رو بشنوه

42:21.821 --> 42:25.901
‫و اگه واقعاً به این حرفت باور داری،
‫ما الان این‌جا نبودیم، مگه نه؟

42:29.621 --> 42:31.780
به نظرت چه شکلیه؟

42:31.781 --> 42:32.860
کی، مامانت؟

42:32.861 --> 42:35.141
نه، خرگوش عید پاک

42:37.421 --> 42:39.380
‫بابات یه‌کم عوضی بود، پس...

42:39.381 --> 42:43.020
‫پس، به گمونم اون باید
یه‌جورایی فرشته باشه

42:43.021 --> 42:44.821
چون تو خوب از آب در اومدی

42:45.381 --> 42:46.420
فقط خوب؟

42:46.421 --> 42:49.061
آره، نسبتاً خوب، راستش

42:50.861 --> 42:53.020
‫باز تو داری با من ازدواج می‌کنی،
‫پس بد به حال خودته

42:53.021 --> 42:54.461
حرف حساب جواب نداره

43:01.021 --> 43:02.741
من می‌رم قهوه درست کنم

43:05.981 --> 43:07.101
سلام

43:10.581 --> 43:11.941
‫- اجازه هست؟
‫- حتماً

43:16.141 --> 43:17.221
لوکاست؟

43:18.541 --> 43:19.781
‫- خیلی وابسته‌ست
‫- تو که دوست داری

43:23.421 --> 43:24.981
‫خب...

43:25.821 --> 43:26.940
‫- خوب خوابیدی؟
‫- آره

43:26.941 --> 43:29.061
خیلی خوب، راستش

43:32.741 --> 43:35.740
‫متوجه شدم از وقتی تو این قایق بودیم و
‫کایلا دور و برمون بود،

43:35.741 --> 43:37.860
‫زیاد فرصت نشد با هم حرف بزنیم

43:37.861 --> 43:39.540
‫نیازی نیست...

43:39.541 --> 43:41.261
خب، خودم می‌خوام

43:42.541 --> 43:45.700
فقط... می‌خواستم ازت تشکر کنم

43:45.701 --> 43:47.021
که گذاشتی بیام

43:50.101 --> 43:51.541
تو هم فایده‌های خودت رو داری

43:52.621 --> 43:55.140
شاید تو راه نیاز به آدمکشی شد

43:55.141 --> 43:57.020
‫آره، سعی می‌کنم خیلی نیازی
‫به این کار نباشه

43:57.021 --> 43:59.501
‫- اگه بشه که عالیه
‫- آره، سعیم رو می‌کنم

44:02.621 --> 44:04.301
به نظرت واقعاً اون‌جاست؟

44:05.421 --> 44:06.901
مامانت رو می‌گم

44:07.821 --> 44:09.421
فکر کنم

44:12.261 --> 44:13.861
خب، مشتاقانه منتظرم ببینمش

44:17.301 --> 44:18.501
‫منم همین‌طور

44:27.661 --> 44:30.220
صندلت انگار مال پیرمردهای ۹۰ ساله‌ست

44:30.221 --> 44:31.940
چی؟
یه قاتل قراردادی

44:31.941 --> 44:33.980
حالا واس ما کارشناس مُد هم شده؟

44:33.981 --> 44:37.301
‫- کی فکرش رو می‌کرد؟
‫- چرا که نه؟ پول خوبی توشه

44:39.461 --> 44:41.340
چه‌قدر پول می‌گرفتی؟

44:41.341 --> 44:43.661
‫- چی، برای آدمکشی؟
‫- آره

44:44.861 --> 44:46.501
‫خیلی زیاد!

44:46.525 --> 44:54.525
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

44:54.549 --> 45:00.549
‫مترجم:
‫« پارسا سرپرست »
