WEBVTT

00:00.021 --> 00:08.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

00:12.202 --> 00:15.202
‫« یونان شمالی »

00:16.226 --> 00:22.226
‫مترجم:
‫« پارسا سرپرست »

00:45.741 --> 00:48.621
‫« قتل‌عام در جزیره‌ی خیوس »

00:52.381 --> 00:57.341
‫« ۲۱ نفر در یک مراسم عروسی به قتل رسیدند »

01:48.861 --> 01:51.021
کیفیت خیلی خوبی داره

01:51.661 --> 01:53.301
منم شبیه‌ش رو قبلاً تو مغازه‌م داشتم

01:53.701 --> 01:55.341
اهل همین نزدیکی‌هایی؟

01:56.181 --> 01:58.020
از یه جزیره تو جنوب اومدم

01:58.021 --> 02:00.540
آها، که این‌طور، می‌خوای برگردی؟

02:00.541 --> 02:04.701
نه، دیگه اون‌جا چیزی برام نمونده

02:08.481 --> 02:09.580
چند؟

02:09.581 --> 02:10.621
گوشت بره منظورته؟

02:11.741 --> 02:13.141
‫اون رو می‌خوام...

02:15.402 --> 02:17.402
‫« آدمـکـش »

02:22.421 --> 02:24.020
‫لعنتی!

02:24.021 --> 02:26.061
‫- وای! مچ پام!
‫- بیا!

02:29.781 --> 02:31.621
حالت خوبه؟

02:35.661 --> 02:37.381
‫یالا، بیا بریم!

02:45.141 --> 02:46.141
بجنب

02:52.341 --> 02:53.341
بدو

03:01.221 --> 03:02.860
اونا رفتن تو پارکینگ

03:02.861 --> 03:04.101
نذارین خارج شن

03:30.101 --> 03:31.381
تعدادشون بیشتر شد

03:32.021 --> 03:33.101
زیادن

03:33.461 --> 03:34.900
موقعیت‌هاتون رو تأیید کنین

03:34.901 --> 03:37.221
‫جنوب شرقی قرار گرفتم!

03:46.141 --> 03:47.501
‫لعنتی!

04:11.101 --> 04:12.781
‫حرومزاده، گوه تو این اسلحه!

04:26.981 --> 04:27.981
خیله خب

04:30.221 --> 04:31.221
این چیه؟

04:31.781 --> 04:32.941
از اون طرف برو

04:33.941 --> 04:34.781
هیس

04:37.501 --> 04:38.341
یالا

04:43.501 --> 04:44.381
‫لعنتی...

04:44.821 --> 04:45.780
‫- وای خدا...
‫- بیاین بریم

04:45.781 --> 04:46.701
‫مامان!

04:48.101 --> 04:49.181
‫ای خدا!

04:52.421 --> 04:53.661
‫پشت من بمون!

04:55.141 --> 04:59.180
‫خب، هر موقع گفتم، دو نفری می‌دویین
‫سمت خروجی، باشه؟ بیرون همو می‌بینیم

04:59.181 --> 05:00.460
تو چی می‌شی؟

05:00.461 --> 05:01.381
‫خیله خب...

05:03.261 --> 05:04.141
‫حالا!

05:19.381 --> 05:21.340
‫وای، نه، نه، نه!

05:21.341 --> 05:23.140
‫- لطفاً تیر نزن!
‫- نه، تیر نزن

05:23.141 --> 05:24.420
‫لطفاً!

05:24.421 --> 05:25.341
‫لعنتی!

05:28.301 --> 05:29.300
‫هی، تو!

05:29.301 --> 05:31.060
‫- با من بیا
‫- چی؟

05:31.061 --> 05:33.500
سوار ماشین شو، مامانت منو فرستاده

05:33.501 --> 05:35.821
مگه این‌که... خودت بخوای بمونی

06:07.741 --> 06:09.140
‫- اِدوارد کجاست؟
‫- چی؟

06:09.141 --> 06:11.220
‫- کجاست؟!
‫- خب، سوار یه ماشینی شد

06:11.221 --> 06:12.861
با یه خانمه رفت

06:19.621 --> 06:20.581
کی هستی؟

06:21.461 --> 06:22.701
پسرم کجاست؟

06:23.501 --> 06:25.460
تیمی که فرستادی، دخل‌شون اومد

06:25.461 --> 06:28.020
‫اگه نگی پسرم کدوم گوریه،

06:28.021 --> 06:29.661
نفر بعدی میام سراغ خودت

06:34.421 --> 06:36.700
کدوم خانم؟ چه شکلی بود؟

06:36.701 --> 06:39.140
نمی‌دونم، بهش می‌خورد آمریکایی باشه

06:39.141 --> 06:40.780
شاید هم استرالیایی بود

06:40.781 --> 06:43.340
‫- ماشین رو توصیف کن!
‫- ماشین بزرگی بود

06:43.341 --> 06:45.660
‫- رنگش... مشکی یا آبی تیره بود
‫- رنگ، برند، مدل؟

06:45.661 --> 06:48.620
‫مدلش رو نمی‌دونم!
‫ملت داشتن تیراندازی می‌کردن

06:48.621 --> 06:50.340
‫- ای خدا. باشه
‫- نمی‌دونم

06:50.341 --> 06:52.340
بیا ببریمت یه‌ جای خوب و آروم

06:52.341 --> 06:54.180
تا بتونی لشت رو آروم بگیری

06:54.181 --> 06:56.461
و برام مفید واقع بشی، باشه؟

06:57.761 --> 07:00.561
‫« فرانسه »

07:03.101 --> 07:06.061
‫نمی‌دونی چند بار دلم می‌خواست
‫ اون نامه رو بسوزونم

07:07.741 --> 07:09.541
فقط نتونستم خودم رو قانع کنم

07:10.381 --> 07:12.581
آخرین چیزی بود که مادرت برام گذاشته بود

07:14.021 --> 07:15.901
نامه‌ی خودکشیش؟

07:17.061 --> 07:20.261
‫لحظاتی هم که با خودم کنار اومدم تا
‫بندازمش تو آتیش...

07:20.981 --> 07:22.021
دلیلش همین بود

07:22.421 --> 07:23.981
طوری که الان داری نگاهم می‌کنی

07:27.381 --> 07:29.260
اون به‌خاطر تو خودکشی کرد

07:29.261 --> 07:31.981
‫می‌دونی این حقیقت نداره، کایلا.
‫نامه رو که خوندی

07:32.741 --> 07:36.501
‫- راستی، ازت می‌خوام بهم پسش بدی
‫- آره، البته که می‌خوای

07:36.941 --> 07:39.780
‫که برگردیم سر زندگی قبلی‌مون و
‫ تظاهر کنیم که

07:39.781 --> 07:41.741
این مزخرفات هیچ‌وقت اتفاق نیفتاده؟

07:42.341 --> 07:43.900
‫این قضیه داستان داره، مهمه که

07:43.901 --> 07:45.100
‫اینو درک کنی...

07:45.101 --> 07:47.221
‫به‌نظرت دنیا هم درک می‌کنه،

07:48.981 --> 07:50.301
اگه این خبرش پخش بشه؟

07:50.661 --> 07:51.921
‫نکن...

08:02.421 --> 08:04.860
ما... باید برگردیم

08:04.861 --> 08:06.700
‫- مامانم، اگه اون هنوز...
‫- مشکلی براش پیش نمیاد

08:06.701 --> 08:09.820
‫- می‌دونی که از پس خودش برمیاد
‫- کایلا چی؟

08:09.821 --> 08:11.780
‫اگه این افراد می‌تونن منو توی "آتن"
‫  پیدا کنن، قطعاً اونم پیدا می‌کنن

08:11.781 --> 08:13.680
‫مامانت داره مطمئن می‌شه که
‫مشکلی برای کایلا پیش نمیاد

08:13.681 --> 08:15.860
‫برای همین منو فرستاد تا
‫ خیالش راحت باشه که جای تو امنه

08:15.861 --> 08:16.901
‫هوف...

08:17.821 --> 08:18.701
‫لعنت به این زندگی...

08:23.941 --> 08:25.021
تو اصلاً کی هستی؟

08:26.221 --> 08:27.141
من عمه‌تم

08:29.421 --> 08:30.300
‫آره...

08:30.301 --> 08:32.301
می‌دونم، کلی سوال تو ذهنت اومد

08:34.101 --> 08:36.860
‫فقط خیلی متأسفم که تو چنین موقعیتی
‫ با هم آشنا شدیم

08:36.861 --> 08:40.060
ببخشید، ولی باید همین‌طوری چشم بسته
بهت اعتماد کنم؟

08:40.061 --> 08:42.620
‫خیله خب، گوش بده،
‫ ما قراره توی یه خونه‌ی امن، بیرون شهر،

08:42.621 --> 08:46.220
‫مامانت رو ببینیم.
‫اون‌جا خودش همه‌چی رو توضیح می‌ده

08:46.221 --> 08:47.821
بدو ماشین رو نگه داره

08:52.461 --> 08:55.661
‫اگه تنها می‌خوای اون بیرون
‫ شانست رو امتحان کنی، من جلوت رو نمی‌گیرم

08:56.141 --> 08:57.701
ولی امیدوارم این کار رو نکنی

09:00.741 --> 09:02.501
‫عمه‌ی من

09:03.021 --> 09:05.140
آره

09:05.141 --> 09:07.061
داداش من... بابای تو

09:09.381 --> 09:10.381
حالا می‌شه بریم؟

09:11.501 --> 09:14.661
‫هر چه سریع‌تر به خونه‌ی امن برسیم،
‫سریع می‌تونیم جدی حرف بزنیم

09:15.301 --> 09:17.341
‫- باشه؟
‫- باشه

09:43.521 --> 09:44.580
بله؟

09:44.581 --> 09:46.060
ما یه ردی از د ووت پیدا کردیم

09:46.061 --> 09:48.540
‫آخرین بار تو منطقه بندری "طرابلس"
‫ دیده شده

09:48.541 --> 09:51.181
‫حدس می‌زنیم تو "طرابلس، لیبی"
‫ سوار یه قایق شده

09:51.821 --> 09:52.861
و؟

09:54.461 --> 09:57.420
‫ردش ناپدید شد.
‫نمی‌دونیم بعدش از کجا سر درآورده

09:57.421 --> 09:59.740
‫ولی افرادمون همه‌جا هستن،
‫زیاد طول نمی‌کشه تا

09:59.741 --> 10:01.301
‫- بگیریمش...
‫- پس، گند زدین

10:01.781 --> 10:02.781
دوباره

10:03.181 --> 10:04.940
همین رو می‌خواستی بهم بگی؟

10:04.941 --> 10:07.460
‫ما داریم تمام منابع موجود رو
‫ به‌کار می‌گیریم...

10:07.461 --> 10:09.781
امروز فقط همین خبر رو کم داشتم

11:03.941 --> 11:06.101
از آخرین باری که دیدمت بهتر به‌نظر میای

11:07.141 --> 11:08.381
‫آخ...

11:09.021 --> 11:10.380
خوشحالم که برگشتی

11:10.381 --> 11:12.220
بیا منو تا یه بیمارستانی برسون

11:12.221 --> 11:13.621
من کیرمم دستت نمی‌دم

11:14.461 --> 11:17.581
‫من فقط برام مهمه
‫ اونایی که اومدن جزیره‌م رو پیدا کنم،

11:18.301 --> 11:20.980
‫افرادی که دوستام رو کُشتن و
‫ جوری گذاشتن رفتن که انگار چیزی نشده

11:20.981 --> 11:23.980
‫- کیا بودن؟
‫- من از کجا بدونم؟

11:23.981 --> 11:27.660
‫اون لپ‌تاپـت که تمام رابط‌هات و
‫ کثافت‌کاری‌هات داخلشه،

11:27.661 --> 11:28.860
برای شروع خوبه

11:28.861 --> 11:30.300
گفتم که، دیگه دستم نیست

11:30.301 --> 11:31.621
به من دروغ نگو

11:35.501 --> 11:38.101
تا حالا تو زندگیت دست به چنین کاری نزدی

11:39.581 --> 11:40.621
نه

11:42.381 --> 11:43.421
ولی آدما تغییر می‌کنن

11:44.101 --> 11:45.141
‫آخ!

11:45.781 --> 11:46.900
‫آخ!

11:46.901 --> 11:47.981
‫باشه، گوش بده...

11:48.701 --> 11:52.100
‫اسم و شماره تماس تمام مشتری‌ها
‫داخل اون لپ‌تاپ هست

11:52.101 --> 11:54.940
اگه درز پیدا کنه، کلی آدم هستن که

11:54.941 --> 11:57.101
به خون من تشنه می‌شن

11:58.341 --> 12:00.401
من می‌تونم آروم و بدون درد کارت رو تموم کنم

12:01.261 --> 12:04.541
‫اون کلی آدم که گفتی... زجرکُشت می‌کنن

12:16.421 --> 12:17.420
بگیرش

12:17.421 --> 12:19.301
خلاصه، من که ازش کپی گرفتم

12:19.981 --> 12:21.620
باهاشون چیکار کردی؟

12:21.621 --> 12:22.540
هیچی

12:22.541 --> 12:23.581
هنوز

12:24.061 --> 12:27.020
حتماً برات آسون نیست که تصمیم بگیری
منو روونه‌ی زندان کنی و

12:27.021 --> 12:29.540
همزمان برینی به یاد و خاطره مامانت

12:29.541 --> 12:30.780
درباره‌ی مامان حرف نزن

12:30.781 --> 12:32.501
ما با هم انجامش دادیم، کایلا

12:33.541 --> 12:36.580
ما تصمیم خیلی خیلی اشتباهی گرفتیم

12:36.581 --> 12:38.821
‫و اون نتونست با عواقبش،
‫به زندگی ادامه بده

12:39.261 --> 12:41.621
یه روز هم نیست که من بهش فکر نکنم

12:42.421 --> 12:44.821
ولی اونم دقیقاً به اندازه‌ی من مقصره

12:45.501 --> 12:47.380
می‌خوای حس بهتری بهم بدی؟

12:47.381 --> 12:50.581
‫- سعی دارم کمک کنم درک کنی
‫- تا نیفتی زندان؟

12:50.981 --> 12:52.861
تا دیوونه نشی

12:53.461 --> 12:55.741
برای همین هیچ‌وقت نمی‌خواستم بفهمین

12:56.541 --> 12:58.741
باریه که نیاز نیست شما به دوش بکشین

13:05.301 --> 13:06.381
‫حالا...

13:07.261 --> 13:09.501
می‌خوای درباره‌ی کلمه‌ی "شانتین" بدونی؟

13:12.021 --> 13:14.100
خب، زیاد حق انتخابی هم ندارم، مگه نه؟

13:14.101 --> 13:17.380
‫"شانتین" اسم سگ پودل فرانسوی مامانت بود

13:17.381 --> 13:20.861
‫- فکر می‌کردم تو به سگ حساسیت داری
‫- دارم ولی اون سگ دوست داشت

13:21.381 --> 13:23.980
‫ما برای ماه عسل رفتیم "فرانسه"،
‫که نزدیک همین‌جاست،

13:23.981 --> 13:27.220
‫و اون عاشق یه مارمالاد نارنجی رنگ شد،

13:27.221 --> 13:28.541
‫به ‌نام "شانتین"

13:29.421 --> 13:31.541
‫برای همین، وقتی اون سگ رو گرفتیم...

13:32.541 --> 13:35.461
‫قضیه درباره تو یا مامان نیست،
‫درباره اینه که کار درست رو انجام بدیم

13:36.901 --> 13:40.141
‫به‌نظرت مهم‌تر‌ نیست که خونواده‌مون دیگه
‫ این قضیه رو مخفی نکنه؟

13:41.301 --> 13:43.501
‫مامانت شما رو دوست داشت،
‫من شما رو دوست دارم

13:44.101 --> 13:46.980
ولی ما انسان‌های پُر از عیب و داغونی هستیم

13:46.981 --> 13:50.261
‫تو و داداشت، درست‌ترین چیزی بودین که
‫ ما توی این دنیا داشتیم

13:51.421 --> 13:52.701
‫پس، بهش فکر کن،

13:54.741 --> 13:56.261
قبل از این‌که همه‌چی رو نابود کنی

14:12.101 --> 14:15.300
ابرو، ابروهای اون؟

14:15.301 --> 14:19.060
آره، کاملاً مال بابات هم همین شکلیه

14:19.061 --> 14:20.141
هست؟

14:22.461 --> 14:23.540
اون زنده‌ست

14:23.541 --> 14:24.701
‫گندش بزنن!

14:25.581 --> 14:26.601
ایست بازرسی

14:31.661 --> 14:32.861
به‌نظرت برای منه؟

14:34.341 --> 14:35.781
باید بری صندوق عقب

14:37.021 --> 14:38.021
چی؟

14:39.261 --> 14:40.300
من از فضای بسته می‌ترسم

14:40.301 --> 14:42.821
تو زندان هم فضای تنگی نصیبت می‌شه، اِدی

14:44.541 --> 14:48.100
‫تو برو توی صندوق،
‫من با چرب‌زبونی از پلیس رد می‌شم

14:48.101 --> 14:51.460
‫آره، آره، فقط این‌که...
‫من تازه باهات آشنا شدم

14:51.461 --> 14:55.740
‫ببخشید، صرفاً چون می‌گی
‫ بابام رو می‌شناسی، دلیل نمی‌شه...

14:55.741 --> 14:57.381
تو یه ماه‌گرفتگی اِل مانند

14:58.021 --> 14:59.141
رو مچ پای چپت داری

15:00.221 --> 15:01.061
هوم؟

15:01.861 --> 15:04.581
‫آخرین باری که دیدمت،
‫یه سالت بود ولی...

15:05.301 --> 15:06.981
مطمئنم هنوز داریش

15:08.821 --> 15:10.541
بیا، چیزی نیست

15:13.661 --> 15:14.661
‫برو که بریم...

15:44.861 --> 15:45.700
سلام

15:45.701 --> 15:47.300
گواهینامه‌ی رانندگی؟

15:47.301 --> 15:49.500
‫- ببخشید
‫- گواهینامه‌ی رانندگی؟

15:49.501 --> 15:51.341
بله، حتماً

15:55.781 --> 15:57.061
بفرمایین

15:58.061 --> 15:58.900
اهل "آمریکا" هستین؟

15:58.901 --> 16:00.101
بله

16:00.781 --> 16:01.980
کجا می‌رین؟

16:01.981 --> 16:03.221
‫"کراتئا"

16:03.821 --> 16:05.500
‫خواهرم...

16:05.501 --> 16:07.860
‫به "یونان" مهاجرت کرد، برای آب‌و‌هوای خوبش

16:07.861 --> 16:10.620
امروز صبح درد زایمانش شروع شد

16:10.621 --> 16:14.100
‫سرعتم غیرمجاز بود؟
‫صبح پر استرسی داشتم،

16:14.101 --> 16:16.620
‫- خیلی شرمنده‌ام...
‫- نه، بازرسی امنیتیه

16:16.621 --> 16:18.461
اوه، آها

16:19.021 --> 16:21.181
‫من قراره موقع زایمان کنارش باشم،

16:22.541 --> 16:25.501
‫اون یه مادر مجرده و من واقعاً
‫باید خودم رو برسونم...

16:36.041 --> 16:37.140
‫این پسر بچه رو ببینین

16:37.141 --> 16:39.100
‫- وای...
‫- خیلی کوچولوئه!

16:39.101 --> 16:42.420
‫چه خوشگله، وای، نگاش کن!

16:42.421 --> 16:44.141
دقیقاً شبیه شماست

16:45.781 --> 16:47.181
پس، می‌تونم برم؟

16:47.621 --> 16:48.700
حتماً

16:48.701 --> 16:49.861
وای، مرسی

16:50.741 --> 16:51.781
‫ولی...

16:51.901 --> 16:53.261
باید صندوق عقب رو چک کنم

16:54.461 --> 16:55.741
‫دستورالعمل ماست، می‌دونین...

16:57.501 --> 16:58.541
حتماً

16:58.901 --> 17:01.421
بذارین فقط... بازش کنم

17:17.661 --> 17:19.181
می‌شه کمک کنی دستم رو ببندم؟

17:21.821 --> 17:23.421
‫اگه این‌جا ولم کنی تا بمیرم...

17:24.021 --> 17:25.700
‫هیچ فرقی نداره با این که...

17:25.701 --> 17:26.901
‫خودت منو بکُشی

17:29.581 --> 17:31.420
‫باز خونم گردن توئه!

17:31.421 --> 17:32.660
عذاب وجدان نمی‌گیری؟

17:32.661 --> 17:33.581
هوم؟

17:34.421 --> 17:35.301
دوستِ جولی

17:36.861 --> 17:37.981
‫دوستِ جولی؟

17:39.061 --> 17:40.221
‫برگرد!

17:42.461 --> 17:43.621
‫بیا دوست باشیم!

17:55.621 --> 17:56.741
سلام

18:00.781 --> 18:03.621
‫به نظرت هیچ‌وقت دلیل خوبی
‫ برای دروغ گفتن وجود داره؟

18:04.341 --> 18:05.341
چی؟

18:06.861 --> 18:08.620
آره... یادم رفت از کی پرسیدم

18:08.621 --> 18:11.660
‫تو برای رسیدن به خواسته‌ت،
‫حاضری بگی زمین هم صافه

18:11.661 --> 18:14.220
‫- آره، همه دروغ می‌گن، کایلا
‫- نه، همه نمی‌گن!

18:14.221 --> 18:15.420
من نمی‌گم

18:15.421 --> 18:17.940
‫ببین، یادته ماشین زده بود به "رافی"،
‫(حیوون خونگی‌شون)

18:17.941 --> 18:21.860
‫و تو بهم گفتی که بابا فروختتش،
‫تا من عصبی شم نه ناراحت؟

18:21.861 --> 18:23.501
‫آره، اون موقع ۸ سالت بود

18:25.181 --> 18:27.621
‫دروغ‌های مختلفی وجود داره،
‫می‌خوام این رو بگم

18:28.981 --> 18:30.221
این چه نوع دروغیه؟

18:31.781 --> 18:34.061
‫- اون همون...
‫- آره

18:35.541 --> 18:36.661
خودت بخونش

18:37.221 --> 18:38.340
یالا، بگیرش

18:38.341 --> 18:42.780
‫آره، بابا بهم گفت، می‌دونی،
‫قضیه رو مخفی نگه‌ش دارم

18:42.781 --> 18:43.700
‫اون، راستش...

18:43.701 --> 18:44.741
به من اعتماد داره

18:45.581 --> 18:48.701
‫تا کی می‌خوای دنبال تأیید و تحسین
‫ از طرف اون باشی؟

18:49.341 --> 18:51.220
اون هیچ‌وقت ریاست رو به تو واگذار نمی‌کنه

18:51.221 --> 18:52.860
تو مدام به سازش می‌رقصی

18:52.861 --> 18:55.100
هر کاری می‌کنی تا تحت تأثیر قرارش بدی

18:55.101 --> 18:57.500
‫سعی کردی از شر من خلاص شی،
‫حالا این رو هم قبول نمی‌کنی؟

18:57.501 --> 18:58.581
‫فقط...

18:59.661 --> 19:00.621
بخونش

19:05.981 --> 19:06.821
باشه

19:08.261 --> 19:09.381
من برای تو می‌خونمش

19:09.741 --> 19:10.581
بشین

19:12.301 --> 19:13.541
من ازش چند تا کپی گرفتم

19:14.501 --> 19:15.741
منو چی فرض کردی؟

19:17.541 --> 19:19.181
جواب نده

19:29.381 --> 19:30.621
تنهات می‌ذارم

19:39.701 --> 19:42.021
وقتی آماده بودی حرف بزنی، بیا پیشم

19:51.781 --> 19:52.661
باشه

19:54.661 --> 19:55.900
‫ببین...

19:55.901 --> 19:58.301
گفتم که راحت می‌ذارن رد شیم

19:59.261 --> 20:00.341
مثل آب خوردن

20:01.661 --> 20:03.381
بفرما. حالت خوبه؟

20:03.741 --> 20:04.701
آره

20:08.301 --> 20:09.141
‫خب...

20:10.661 --> 20:11.580
بابام

20:11.581 --> 20:12.661
روی

20:13.541 --> 20:14.381
روی

20:15.541 --> 20:17.301
متوجه نمی‌شم

20:18.221 --> 20:21.821
‫ما تو "ولی" بزرگ شدیم،
‫کالیفرنیا جنوبیِ همیشه آفتابی

20:22.341 --> 20:24.900
‫راستش، بابات سر من خیلی عوضی بازی
‫ در می‌آورد

20:24.901 --> 20:27.861
‫وقته بچه بودیم،
‫ولی منم ساده نبودم

20:28.501 --> 20:30.180
باشه، ولی اون کیه؟

20:30.181 --> 20:32.060
همین رو می‌خوام بهت بگم

20:32.061 --> 20:34.460
‫نه، منظورم اینه،
‫چرا مامان ازم مخفیش کرد؟

20:34.461 --> 20:37.860
چطور با هم آشنا شدن؟ به‌خاطر اونه که
ملت افتادن به جون‌مون؟

20:37.861 --> 20:40.220
اِدی، مسائلی وجود داره که مامانت نمی‌خواست

20:40.221 --> 20:42.900
‫من بهت بگم.
‫می‌خواد خودش بهت توضیح بده

20:42.901 --> 20:46.261
‫درسته. الان تصمیم گرفته
‫ سفره دلش رو باز کنه؟

20:47.101 --> 20:49.740
‫من دلم می‌خوام بهت بگم ولی
‫به مامانت قول دادم

20:49.741 --> 20:52.420
‫درسته. من ۳۰ سال کاملاً بی‌خبر بودم،

20:52.421 --> 20:53.821
یه چند ساعت هم روش

20:57.181 --> 20:58.340
از مانگا خوشت میاد؟

20:58.341 --> 21:00.461
‫"ارن یگر" رو می‌شناسی؟

21:01.261 --> 21:02.101
نه

21:03.181 --> 21:04.021
باشه

21:04.461 --> 21:08.260
‫"ارن" یه شخصیت تو مجموعه‌ی "حمله به تایتان"‌ـه

21:08.261 --> 21:12.260
‫از دید بقیه آدمای دنیا،
‫اون یه هیولاست

21:12.261 --> 21:17.340
‫ولی از دید خودش،
‫فقط داره به خودِ واقعیش تبدیل می‌شه

21:17.341 --> 21:22.901
‫- ببخشید، من واقعاً نمی‌فهمم...
‫- هدف مأموریتش انتقام نیست، آزادیه!

21:23.541 --> 21:26.420
‫پس، قبل از این‌که کسی رو قضاوت کنی،
‫باید اول درکش کن

21:26.421 --> 21:29.021
این‌که در تلاشن چی‌کار کنن و دلیلش چیه

21:29.981 --> 21:31.541
‫وقتی حقیقت رو شنیدی...

21:32.101 --> 21:33.301
این حرفم یادت باشه

21:44.221 --> 21:45.821
‫- خیله خب
‫- باشه

21:46.861 --> 21:47.781
خیله خب

21:48.501 --> 21:50.060
‫- چیه؟
‫- "شانتین"

21:50.061 --> 21:51.220
نمی‌دونم

21:51.221 --> 21:53.500
‫یه نفر تو رو از زندان "لیبی" فراری داد

21:53.501 --> 21:58.380
‫- تا به حرف بیای و الان می‌گی نمی‌دونی؟
‫-  من مدیر بخش آی‌تی شرکت "سی‌جی‌اِم" هستم

21:58.381 --> 22:01.980
‫و من به ایمیل رئیسم، آرون کراس،
‫ نگاه انداختم

22:01.981 --> 22:04.140
و فقط یه کلمه داخلش بود

22:04.141 --> 22:08.900
‫و نوشته بود هرگز نباید کسی بفهمه،
‫پس، منم ازش اخاذی کردم

22:08.901 --> 22:09.820
باشه

22:09.821 --> 22:12.180
می‌شه اون رو سمت تخم‌هام نشونه نگیری، لطفاً؟

22:12.181 --> 22:15.540
‫پس، توی این ایمیل، "شانتین" عنوان شده بود،
‫ولی ننوشته بود چیه

22:15.541 --> 22:18.380
‫نه، نه، نه، فقط نوشته بود که
‫خیلی چیز مهمیه

22:18.381 --> 22:21.900
‫این‌که هرگز کسی نباید بفهمه،
‫بعد من دستگیر شدم

22:21.901 --> 22:25.260
‫ولی بعد، وقتی تو زندان "لیبی" بودم،
‫به آقای کراس خبر رسوندم که:

22:25.261 --> 22:28.300
‫"اگه منو از زندان آزاد نکنی،

22:28.301 --> 22:31.821
‫هر چیزی که درباره‌ی "شانتین" می‌دونم رو
‫ فاش می‌کنم" و جواب داد!

22:32.581 --> 22:34.060
‫- پس، بلوف زدی؟
‫- آره

22:34.061 --> 22:37.540
‫کل این قضیه بلوف بود، فرار از زندان،

22:37.541 --> 22:40.700
‫تیراندازی به مردم...
‫و تو روحت هم خبر نداشت اون معناش چیه؟

22:40.701 --> 22:42.940
نه، فقط می‌دونم هنوز زنده‌م

22:42.941 --> 22:46.580
‫و اگه به لطف این کلمه‌ی "شانتین" نبود،
‫ الان مُرده بودم

22:46.581 --> 22:48.660
خب، زنده بودنت چه فایده‌ای داره؟

22:48.661 --> 22:49.781
‫نه!

23:04.101 --> 23:06.100
‫- لوکا؟
‫- باید همو ببینیم!

23:06.101 --> 23:08.461
‫- کجایی؟
‫- لپ‌تاپ دیمین دستمه

23:08.981 --> 23:10.180
چطور؟

23:10.181 --> 23:14.060
‫مهم نیست.
‫یه‌سری کلمه عبور نیاز داره...

23:14.061 --> 23:18.700
‫باشه، ببین، من الان تو "آتن"‌ـم،
‫ولی پُر از پلیسه

23:18.701 --> 23:20.821
باید از این‌جا بزنم بیرون. تو کجایی؟

23:21.901 --> 23:24.020
‫یه ‌جایی نزدیک مرز "آلبانی"

23:24.021 --> 23:28.381
‫باشه. یه ‌جایی می‌خوام که
‫ دور افتاده و ماشین رو باشه

23:29.181 --> 23:31.060
یه جایی تو "یونان شمالی" خوبه؟

23:31.061 --> 23:33.261
آره، آره، جایی سراغ داری؟

23:34.101 --> 23:35.140
باید قول بدی که

23:35.141 --> 23:36.300
درست رفتار کنی

23:36.301 --> 23:38.061
یعنی چی؟

23:38.621 --> 23:39.540
قول بده

23:39.541 --> 23:41.540
‫آره! باشه، لعنت بهش!

23:41.541 --> 23:43.380
‫درست رفتار می‌کنم، فقط...

23:43.381 --> 23:46.701
‫آدرس رو بهم پیام بده، باشه؟
‫من باید برم

23:47.381 --> 23:51.381
خب... انگار قراره بالاخره به یه دردی بخوری

23:51.861 --> 23:52.940
خب، بیا بریم

23:52.941 --> 23:54.460
‫- باشه
‫- بجنب

23:54.461 --> 23:55.700
‫- باشه
‫- بیا بریم

23:55.701 --> 23:57.421
‫- باشه، باشه
‫- راه بیفت

24:17.461 --> 24:18.661
الان برمی‌گردم

25:23.261 --> 25:24.421
چی‌کار می‌کنی؟

25:25.541 --> 25:26.540
‫چی‌کار می‌کنی؟!

25:26.541 --> 25:28.540
چرا از من نقاشی داری؟

25:28.541 --> 25:30.101
‫می‌دونی... من...

25:31.021 --> 25:36.740
‫خیلی وقته که مشتاق دیدارت بودم...
‫اِدی، نمی‌تونستم...

25:36.741 --> 25:38.261
‫چرا؟

25:40.221 --> 25:43.060
‫باشه، وقتی برسیم خونه‌ی امن، پیش مامانت...

25:43.061 --> 25:44.861
‫نه، بس کن!

25:45.621 --> 25:48.461
‫حقیقت رو بهم بگو.
‫بهم بگو جریان چیه

25:50.141 --> 25:51.221
‫بابات...

25:52.861 --> 25:54.261
خیلی تو رو دوست داره

25:55.301 --> 25:57.660
و اطمینان حاصل کرد که از هر نظر تأمین باشی

25:57.661 --> 25:59.860
‫منظورت صندوق سپرده‌ست؟ "انویل استس"؟

25:59.861 --> 26:02.581
‫- آره، فقط همین کار ازش بر میومد
‫- نمی‌فهمم، چرا...

26:03.821 --> 26:05.300
چرا هیچ‌وقت با من ارتباط برقرار نکرد؟

26:05.301 --> 26:07.500
خب، چون مامانت این رو می‌خواست

26:07.501 --> 26:08.741
چرا؟

26:10.301 --> 26:12.500
‫بهش زنگ می‌زنم. منتظرمونه، درسته؟
‫گوشیت کجاست...

26:12.501 --> 26:14.300
‫بس کن! نه!

26:14.301 --> 26:15.341
‫بشین سر جات!

26:16.621 --> 26:20.500
مامانت منتظر ما نیست، باشه؟

26:20.501 --> 26:22.941
‫اون نیست، یه نفر دیگه منتظرته

26:24.221 --> 26:25.221
بابات منتظره

26:27.821 --> 26:28.820
بابام؟

26:28.821 --> 26:29.901
آره

26:30.581 --> 26:31.821
آره

26:34.421 --> 26:37.620
رِی تو خونه‌ی امن منتظرمونه؟

26:37.621 --> 26:39.860
آره، نمی‌خواستم بهت بگم

26:39.861 --> 26:43.261
چون می‌خواست همه‌چی رو بهت توضیح بده

26:44.261 --> 26:46.821
رِی همه‌چی رو بهت می‌گه

26:48.821 --> 26:51.141
ولی گفتی اسمش روی‌ـه

26:53.021 --> 26:55.700
‫اسلاوو مریضه و نیومده،
‫منم سندرم روده تحریک پذیر دارم

26:55.701 --> 26:57.020
چطور می‌تونم کمک کنم؟

26:57.021 --> 26:58.781
باک ماشین رو پُر کن

27:00.901 --> 27:02.861
‫اِدی... ادوارد!

27:07.021 --> 27:08.140
‫فکر می‌کنم این...

27:08.141 --> 27:09.500
این چیز خوبیه

27:09.501 --> 27:12.740
‫چی؟ این‌که جفت بچه‌هام،
‫بدترین کاری که کردم رو می‌دونن؟

27:12.741 --> 27:16.100
‫این‌که تو و خواهرت دیگه مثل سابق مامان‌تون،
‫که خیلی هم عاشق‌تون بود رو

27:16.101 --> 27:18.180
یاد نمی‌کنین؟

27:18.181 --> 27:20.461
گفتی "شانتین" باید مخفی بمونه

27:22.101 --> 27:23.460
حالا می‌فهمم چرا

27:23.461 --> 27:25.741
ببین، من درک می‌کنم، منظورم اینه

27:26.221 --> 27:28.100
‫گوش بده چی می‌گم،
‫تا منو داری غم نداری

27:28.101 --> 27:31.060
‫وقتی اون یارو می‌خواست بهت تیر بزنه،
‫ من وارد عمل شدم، الان هم می‌شم

27:31.061 --> 27:32.700
باشه؟ قرار نیست بیفتی زندان

27:32.701 --> 27:36.620
کسی قرار نیست از این بویی ببره

27:36.621 --> 27:37.900
دیگه دیره

27:37.901 --> 27:41.181
‫من کایلا رو سر عقل میارم.
‫الان عصبانیه، ولی...

27:42.521 --> 27:46.380
‫اون یاد و خاطره‌ی مامان رو لکه‌دار نمی‌کنه یا
‫ تو رو نمی‌اندازه زندان، واقعاً این رو باور دارم

27:46.381 --> 27:48.940
‫موضوع صرفاً فقط خواهرت نیست...

27:48.941 --> 27:51.021
این یارو... یاسپر رو می‌گی؟

27:53.061 --> 27:53.941
اوه، آره

27:56.141 --> 27:58.221
‫آقای ایی داره حلش می‌کنه!

27:59.621 --> 28:00.660
خودم رو می‌گم

28:00.661 --> 28:02.261
‫آقای ایی، اِزرا!

28:03.421 --> 28:05.140
چی می‌گی؟

28:05.141 --> 28:06.261
‫این...

28:07.021 --> 28:10.421
‫یاسپر به من زنگ زد،
‫گفت درباره‌ی "شانتین" یه‌چیزهایی می‌دونه

28:11.221 --> 28:12.461
پس، من یه تماسی گرفتم

28:12.821 --> 28:13.901
تا ترتیبش رو بدن

28:15.941 --> 28:16.780
‫عه...

28:16.781 --> 28:19.141
‫ولی...

28:20.141 --> 28:21.501
یه‌کم بد پیش رفت

28:22.781 --> 28:24.220
بد پیش رفت؟

28:24.221 --> 28:28.700
‫آره، پیچیده‌ست،
‫جولی و اِدوارد اون‌جا بودن و...

28:28.701 --> 28:30.420
یاسپر فرار کرد

28:30.421 --> 28:33.021
و شخصی که من اجیر کردم، مُرد

28:33.741 --> 28:36.221
ولی می‌دونم الان یاسپر کجاست

28:36.981 --> 28:38.021
‫پس...

28:38.701 --> 28:40.380
‫پس تو مأمورهای بلک‌نال رو بفرست

28:40.381 --> 28:42.141
تا ردش رو دنبال کنن

28:42.661 --> 28:44.741
چون نمی‌تونه خیلی دور شده باشه

28:45.461 --> 28:46.901
چطور می‌تونی، اِزرا؟

28:48.021 --> 28:50.980
‫چطور دست به هر کاری می‌زنی، می‌رینی توش؟

28:50.981 --> 28:52.380
می‌تونیم درستش کنیم

28:52.381 --> 28:55.021
من می‌تونم، من هوات رو دارم

28:55.781 --> 28:57.101
شاید تقصیر منه

28:58.501 --> 29:01.421
‫بعد از فوت مامان‌تون،
‫من خودم رو وقف کارم کردم

29:04.141 --> 29:06.940
‫وقتی دیدم تو و خواهرت سعی دارین
‫قدم به قدم با من جلو بیاین،

29:06.941 --> 29:08.620
بهت گفتم که تو باهوشی

29:08.621 --> 29:10.821
بااستعدادی... می‌تونی به هر چیزی برسی

29:11.501 --> 29:14.261
‫ولی تو همیشه...

29:15.461 --> 29:17.340
یه خودشیفته‌ی خودبین و بی‌خاصیت
بودی و هستی

29:17.341 --> 29:19.941
‫با توانایی فکری‌ای در حد یه جانور تک سلولی

29:21.861 --> 29:23.900
‫من گند زدم...

29:23.901 --> 29:26.340
من برای تو و خونواده، پیش‌قدم شدم

29:26.341 --> 29:27.780
می‌تونستی بیای پیش خودم

29:27.781 --> 29:30.021
ولی تصمیم گرفتی خودت حلش کنی

29:31.621 --> 29:32.741
مطمئنم نشئه بودی

29:33.981 --> 29:35.180
درسته؟

29:35.181 --> 29:37.660
و بعد نامزد کایلا رو در خطر قرار دادی

29:37.661 --> 29:39.460
نامزد سابق... نمی‌دونم

29:39.461 --> 29:41.700
پیچیده‌ست

29:41.701 --> 29:45.180
برای تو همه‌چی فقط یه شوخی بزرگه، نه؟

29:45.181 --> 29:48.140
‫هیچ‌وقت به ذهنت خطور نمی‌کنه که
‫یه کودنی مثل تو

29:48.141 --> 29:51.581
‫هیچ‌وقت نمی‌تونه پا پیش بذاره و
‫ کسب‌وکارمون رو اداره کنه

29:52.821 --> 29:53.781
‫این‌طور نیست...

29:55.141 --> 29:56.221
‫از ته دلت نگفتی...

29:57.141 --> 30:01.060
من هیچ‌وقت توقع زیادی ازت نداشتم، اِزرا

30:01.061 --> 30:04.180
‫و باز طی کارهای غیرممکنی تونستی،

30:04.181 --> 30:06.501
‫منو به طرز قابل توجهی ناامید کنی

30:08.741 --> 30:10.381
جلوی چشمام نباش

30:48.901 --> 30:49.980
لوکا

30:49.981 --> 30:51.421
‫- خودت رو رسوندی
‫- آره

30:53.021 --> 30:54.101
چطور گیرش آوردی؟

30:54.541 --> 30:55.860
بهتره بهت نگم

30:55.861 --> 30:57.541
آره، این معمولاً حرف دهن منه

30:59.701 --> 31:01.020
حالت خوبه؟

31:01.021 --> 31:04.021
آره، این فقط یه خراشه

31:05.501 --> 31:07.940
یه نفر اِدوارد رو با خودش بُرد

31:07.941 --> 31:09.540
لعنتی. کی؟

31:09.541 --> 31:10.821
نمی‌دونم

31:11.221 --> 31:13.900
امیدوارم لپ‌تاپ دیمین کمک کنه پیداش کنم

31:13.901 --> 31:16.180
‫یه خوره‌ی کامپیوتر آوردم تا
‫برای باز کردن رمزش، کمک کنه

31:16.181 --> 31:17.181
‫سلام!

31:20.661 --> 31:23.500
‫من یاسپر د ووت هستم و...

31:23.501 --> 31:26.220
چرا نگفتی اون رو با خودت میاری؟

31:26.221 --> 31:27.740
خب، مشکلیه؟

31:27.741 --> 31:29.100
‫این‌جا خونه‌ی مامانمه!

31:29.101 --> 31:32.220
اوه... برای همین گفتی درست رفتار کنم

31:32.221 --> 31:35.380
‫بهش گفتم قراره با دوستم فقط شب رو
‫پیشش بمونیم...

31:35.381 --> 31:37.260
‫نه این‌که یه مرد بدون انگشت رو
‫ببرم داخل خونه‌ش!

31:37.261 --> 31:39.020
‫یه چند تایی انگشت دارم!

31:39.021 --> 31:42.261
‫و من بهت گفتم یه جای دور افتاده می‌خوام!

31:42.941 --> 31:45.101
‫من یه زن تحت تعقیبم، محض رضای خدا!

31:48.141 --> 31:51.141
‫ببین، مامان من اخبار نگاه نمی‌کنه

31:51.581 --> 31:53.021
‫و بیناییش کم شده...

31:53.421 --> 31:55.421
‫پیراهنم رو بهت می‌دم تا خون رو بپوشونی،

31:55.941 --> 31:57.581
مگه این‌که ایده‌ی بهتری داشته باشی

31:58.501 --> 32:00.581
خب، به گمونم ندارم

32:02.181 --> 32:03.181
باشه

32:05.741 --> 32:08.380
تو برو پشت خونه و منتظرمون بمون

32:08.381 --> 32:09.461
باشه

32:10.501 --> 32:14.700
‫پسر عزیزم!
‫خیلی وقته ندیده بودمت!

32:14.701 --> 32:19.100
‫معلومه که می‌تونی بمونی.
‫ این‌جا خونه‌ی خودته!

32:19.101 --> 32:21.500
هر چه‌قدر میخوای، بمون

32:21.501 --> 32:23.300
ما فقط یه شب می‌مونیم

32:23.301 --> 32:25.300
ایشون جولیـه

32:25.301 --> 32:28.341
‫- جولی، سلام!
‫- سلام!

32:37.741 --> 32:40.621
‫چه خانم خوشگلی! آفرین، لوکا!

32:41.741 --> 32:44.340
پس، با هم می‌خوابین؟

32:44.341 --> 32:48.741
‫مامان! بس کن، ما فقط دوستیم، دوست عادی

32:49.541 --> 32:51.541
و اون یونانی بلده

32:52.221 --> 32:53.980
‫اوه! یونانی بلدی؟!

32:53.981 --> 32:55.340
بله، بله، بلدم

32:55.341 --> 32:58.420
‫ما فقط دوستیم. من باید برم

32:58.421 --> 32:59.700
الان؟

32:59.701 --> 33:01.580
موضوع مهمیه، مگه نه، لوکا؟

33:01.581 --> 33:02.901
طبقه پایین

33:04.821 --> 33:06.141
مراقب سرت باش

33:10.221 --> 33:12.140
‫- با هم بحث کردین؟
‫- مامان!

33:12.141 --> 33:16.661
‫و چرا این‌قدر لاغره؟
‫بهش غذا نمی‌دی؟

33:21.821 --> 33:23.900
این پایین مشکلی پیش نمیاد؟

33:23.901 --> 33:26.181
مامانم زیاد پایین نمیاد

33:26.621 --> 33:27.901
‫پله‌ها خیلی شیب‌ دارن

33:28.501 --> 33:29.901
این پایین جامون خوبه

33:37.541 --> 33:40.060
‫خب، کسی که این لپ‌تاپ دستش بود،

33:40.061 --> 33:41.940
‫ سوابق تمام آدمکشی‌های پولی‌ای که

33:41.941 --> 33:43.400
‫خودش ترتیب داده بود رو نگه داشته

33:43.401 --> 33:45.340
‫می‌خوام تمام کلمه‌های عبورش رو باز کنی،

33:45.341 --> 33:47.180
و می‌خوام اون اطلاعات رو پیدا کنی

33:47.181 --> 33:48.101
باشه

33:51.181 --> 33:52.061
‫خب...

33:55.501 --> 33:57.061
فلاپی‌دیسکه

33:59.461 --> 34:00.461
باشه

34:02.141 --> 34:04.420
برای این، باید بهم پول بدین

34:04.421 --> 34:07.181
‫ببین، احمق بازی درنیار.
‫برای این، می‌ذارم زنده بمونی

34:09.901 --> 34:11.621
باشه، مرسی

34:13.981 --> 34:14.941
سلام

34:21.061 --> 34:22.061
آره

34:25.061 --> 34:26.661
شاید نباید بهت می‌گفتم

34:27.421 --> 34:29.301
ای کاش خودم هرگز نمی‌خوندم

34:33.101 --> 34:34.661
ولی شاید چیز خوبی باشه

34:35.741 --> 34:37.301
می‌تونیم حقیقت رو برملا کنیم

34:39.501 --> 34:41.061
ما مثل پدر و مادرمون نیستیم، اِزرا

34:42.741 --> 34:44.141
می‌تونیم بهتر عمل کنیم

34:44.821 --> 34:46.221
و می‌تونیم بهتر باشیم

34:47.901 --> 34:50.181
من الان دارم یه ایمیل پیش‌نویس می‌کنم

34:51.101 --> 34:54.220
‫باید یه نفر رو پیدا کنم کمکم کنه که
‫داستان واقعی رو پخش کنیم

34:54.221 --> 34:56.821
‫- ولی آره...
‫- موضوع این نیست

34:57.461 --> 34:58.461
چیه؟

34:59.981 --> 35:01.221
‫عه...

35:02.781 --> 35:03.781
‫عه...

35:05.141 --> 35:06.381
نمی‌تونی درک کنی

35:07.421 --> 35:08.341
می‌تونی امتحان کنی

35:18.341 --> 35:19.861
کایلا، اِزرا؟

35:27.501 --> 35:28.381
بابا؟

35:30.701 --> 35:31.541
بابا؟

35:34.101 --> 35:36.701
‫چی‌کار می‌کنی؟ چرا اون‌جا موندی؟
‫آمبولانس خبر کن!

35:43.761 --> 35:51.761
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

36:24.861 --> 36:28.981
هیس، بچه کوچولوی من، چیزی نگو

36:30.661 --> 36:34.901
مامان برات مرغ مقلد می‌خره

36:36.581 --> 36:41.061
‫و اگه مرغ مقلد آواز نخوند،

36:42.821 --> 36:47.941
‫مامان برات انگشتر الماس می‌خره

36:54.661 --> 36:56.461
‫این‌قدر نازک برش نده!

36:57.981 --> 36:59.380
‫برو کنار! خودم برش می‌دم!

36:59.381 --> 37:00.661
هر طور راحتی

37:12.981 --> 37:14.180
‫مراقب باش!

37:14.181 --> 37:17.940
‫من قصابم، کارم همینه

37:17.941 --> 37:19.341
‫فقط برش می‌دم و خرد می‌کنم!

37:22.101 --> 37:26.541
می‌خوای نگرانت نباشم، پسر مامان؟

37:27.421 --> 37:30.661
‫مثل اینه که بخوای آفتاب طلوع نکنه!

37:35.821 --> 37:37.061
یه نوشیدنی بخور

37:37.981 --> 37:38.821
نه

37:39.381 --> 37:42.020
نه، من می‌رم دراز بکشم

37:42.021 --> 37:43.380
حتماً باید گشنه‌ت باشه

37:43.381 --> 37:46.020
‫- نه، نه، من خوبم
‫- باید بیشتر مراقب خودت باشی

37:46.021 --> 37:47.181
‫گفتم که خوبم!

37:48.821 --> 37:51.940
یه‌کم به دوست دخترت گوشت بده بخوره، لوکا

37:51.941 --> 37:53.381
دوست دختر من نیست

37:54.781 --> 37:57.980
یعنی می‌خوای بگی هیچ حسی بهش نداری؟

37:57.981 --> 38:00.461
و اونم هیچ حسی به تو نداره؟

38:02.261 --> 38:05.461
یه مادر متوجه می‌شه

38:09.581 --> 38:11.340
‫لعنتی...

38:11.341 --> 38:12.460
حالش خوب می‌شه

38:12.461 --> 38:13.701
از این طرف لطفاً

38:16.661 --> 38:18.821
اون تحت مراقبته، باشه؟

38:19.661 --> 38:21.100
همه‌ش تقصیر منه

38:21.101 --> 38:22.661
خیلی بهش فشار آوردم

38:24.221 --> 38:27.620
‫بهش گفتم می‌خوام حقیقت رو بگم و
‫بیانیه‌ای منتشر کنم

38:27.621 --> 38:31.301
‫درباره تمام مزخرفاتی که اون و مامان انجام دادن...
‫فکر کنم نتونست تحمل کنه

38:35.501 --> 38:36.540
چیزی گفت؟

38:36.541 --> 38:37.621
هوم؟

38:38.221 --> 38:40.061
خب، تو قبل از این اتفاق، پیشش بودی

38:41.221 --> 38:43.060
درباره‌ی چی صحبت کردین؟

38:43.061 --> 38:46.501
فقط داشت می‌گفت من مایه سرخوردگی بزرگی بودم

38:47.581 --> 38:49.660
‫- لعنتی. جدی؟
‫- آره

38:49.661 --> 38:51.820
پشت هم حرف بارم می‌کرد

38:51.821 --> 38:54.221
مدام لگد میزد رو تخمم

38:55.261 --> 38:56.581
عجیبه

38:57.421 --> 39:01.020
‫فکر می‌کردم بعد از قضیه تیراندازی،
‫شما با هم صمیمی شدین

39:01.021 --> 39:03.661
‫منم همین‌طور.
‫فقط می‌خواستم کمک کنم...

39:04.141 --> 39:05.921
‫یه راهی برای گندکاریش پیدا کنم...

39:06.381 --> 39:07.941
و این‌طوری ازم تشکر کرد

39:14.141 --> 39:15.221
مشکل چیه؟

39:17.141 --> 39:18.420
چی شده؟

39:18.421 --> 39:20.101
‫من یه آدمکش فرستادم سراغ اون یاسپر

39:20.941 --> 39:23.660
‫می‌خواستم بابا ببینه که من می‌تونم
‫پا پیش بذارم و...

39:23.661 --> 39:24.900
‫لامصب خیلی نشئه بودم...

39:24.901 --> 39:27.421
اصلاً از کجا بلدی آدمکش اجیر کنی؟

39:28.581 --> 39:30.980
لطفاً نگو که با مامان اِد تماس گرفتی

39:30.981 --> 39:32.781
‫نه! البته که نه!

39:34.101 --> 39:35.500
عمه‌ش بود

39:35.501 --> 39:37.741
‫- وایسا ببینم، چی می‌گی؟
‫- ماری

39:38.501 --> 39:39.501
‫اون...

39:40.141 --> 39:41.541
مراسم خیریه رو اومده بود

39:42.021 --> 39:44.372
‫یه کارت بهم داد و من تماس گرفتم

39:44.373 --> 39:45.988
‫اِد اون‌جا بود...

39:46.013 --> 39:48.581
‫- به همراه یاسپر و جولی...
‫- ولی اون حالش خوبه، مگه نه؟

39:49.021 --> 39:51.781
‫آر... آره! یعنی فکر کنم...

39:52.261 --> 39:53.741
شوخیت گرفته؟

39:54.461 --> 39:57.820
‫فکر می‌کنی حالش خوبه و
‫ الان تصمیم گرفتی که بهم بگی؟

39:57.821 --> 40:00.140
اتفاقات دیوونه‌وار زیادی اخیراً افتاد

40:00.141 --> 40:01.820
آره، خب، اِد هم جزو خونواده‌ی منه، اِز

40:01.821 --> 40:03.340
پس، ما چی هستیم؟

40:03.341 --> 40:04.581
می‌خوای انتخاب کنم؟

40:06.861 --> 40:10.780
‫انگار از قبل انتخابت رو کردی.
‫پس، نظرت بری چیه گم شی

40:10.781 --> 40:12.101
و من این‌جا بمونم؟

40:13.581 --> 40:16.901
‫هر چه‌قدر که بابا برات سنگ‌دل بود،
‫اصلاً کافی نبوده

40:27.181 --> 40:28.700
چه‌قدر طول می‌کشه؟

40:28.701 --> 40:32.900
‫- چیزی نمونده
‫- آره، نیم ساعت پیشم همین رو گفتی

40:32.901 --> 40:36.981
آره، خب، قبلاً ۱۰ تا انگشت داشتم

40:38.461 --> 40:39.741
‫یعنی...

40:40.541 --> 40:44.260
‫چی؟ نه، منظورم اینه...
‫این لپ‌تاپ خیلی پیچیده رمزگذاری شده

40:44.261 --> 40:48.941
‫اگه حرکت اشتباهی بزنم،
‫هارد دیسک خودش رو پاک می‌کنه

40:50.021 --> 40:54.820
‫خب، من مرد شجاعی نیستم،
‫حتی ممکنه آدم خوبی هم نباشم ولی این،

40:54.821 --> 40:59.141
‫این کار منه.
‫پس، هر چقدر لازم باشه، طول می‌کشه

41:24.781 --> 41:26.341
پس، این‌جایی

41:30.701 --> 41:32.341
مامانت فکر می‌کنه من خرابم

41:33.301 --> 41:34.701
فکر می‌کنه گشنته

41:36.141 --> 41:37.301
شاید درست می‌گه

41:43.501 --> 41:45.141
فکر می‌کنم این ماجرا همه‌ش تقصیر منه

41:45.821 --> 41:46.941
درست نیست

41:47.661 --> 41:49.621
اگه نتونم اِدوارد رو پیدا کنم چی؟

41:50.381 --> 41:51.581
پیدا می‌کنی، خب؟

41:53.661 --> 41:54.500
با هم پیدا می‌‌کنیم

41:54.501 --> 41:57.741
اگه پیداش کردیم... بعدش چی؟

41:58.981 --> 42:02.700
‫اگه با یه معجزه‌ای
‫ این بدبختی رو پشت سر گذاشتیم

42:02.701 --> 42:06.581
‫و دیگه کسی سعی نکنه ما رو بکُشه و
‫برگردیم سر زندگی عادی‌مون...

42:08.421 --> 42:10.501
‫اون‌وقت چی،
‫ اصلاً زندگی چه معنایی برامون داره؟

42:12.181 --> 42:14.941
متوجه نمی‌شم

42:16.981 --> 42:20.021
من... تصادفی صاحب اِدوارد شدم

42:21.221 --> 42:25.381
‫من آماده نبودم و از اون موقع تا الان،
‫وضعیت اسفبار بوده

42:29.101 --> 42:31.701
از باباش دور نگه‌ش داشتم چون
می‌خواستم ازش محافظت کنم

42:33.648 --> 42:34.901
‫شاید من...

42:35.581 --> 42:37.621
بهتر بود از اول باهاش روراست می‌بودم

42:38.381 --> 42:42.221
‫حتی اگه ازم متنفر می‌شد،
‫به درک...

42:43.781 --> 42:44.861
متنفر می‌شد

42:46.101 --> 42:47.141
‫من هیچ‌وقت...

42:47.798 --> 42:49.616
مادری کردن تو ذاتم نبوده

42:51.141 --> 42:52.421
‫این نقش برام مقدر نشده بود

42:54.021 --> 42:55.780
بهتر بود کس دیگه‌ای براش مادری می‌کرد

42:55.781 --> 42:57.260
تو که نمی‌دونی

42:57.261 --> 43:00.580
نمی‌دونم ازم می‌خواد چطور باشم

43:00.581 --> 43:03.421
‫ما فقط می‌تونیم...

43:05.061 --> 43:06.261
تلاش کنیم

43:06.861 --> 43:08.061
همه‌مون

43:10.421 --> 43:12.061
فقط این مهمه که دوسش داری

43:13.461 --> 43:14.900
‫برای یه بار هم که شده،
‫سعی کن

43:14.901 --> 43:17.140
‫با خودت مهربون‌تر باشی

43:17.141 --> 43:19.541
هوم؟ خودت رو جوری ببین که

43:20.661 --> 43:22.381
بقیه هم ممکنه ببینن

43:26.461 --> 43:27.581
کدوم بقیه؟

43:29.781 --> 43:31.061
خب، برای مثال، من

43:42.541 --> 43:43.580
‫جولی...

43:43.581 --> 43:45.300
وای خدا. خدا رو شکر که برداشتی

43:45.301 --> 43:47.900
‫- چی شده؟
‫- تازه خبر اتفاقات "آتن" رو شنیدم

43:47.901 --> 43:49.181
حال اِد خوبه؟

43:49.661 --> 43:50.541
نه

43:51.061 --> 43:52.541
نه، یه نفر اون رو با خودش بُرد

43:53.101 --> 43:55.220
‫- چی؟
‫- می‌تونی از بابات بپرسی

43:55.221 --> 43:57.820
‫نه، نه، کار اون نبود،
‫کار داداشم بود

43:57.821 --> 44:01.380
‫نمی‌دونستم آقای سیکس پک بلده
‫ آدمکش اجیر کنه

44:01.381 --> 44:05.541
‫نه، نه، از عمه‌ی اِد که توی مهمونی بود،
‫ یاد گرفته

44:07.221 --> 44:08.781
اِدوارد که عمه نداره

44:09.381 --> 44:10.780
پس، اون کدوم خری بود؟

44:10.781 --> 44:12.340
نمی‌دونم

44:12.341 --> 44:15.620
‫ولی اون لپ‌تاپی که دنبالش بودیم،
‫الان دستمه

44:15.621 --> 44:19.181
‫شاید یه اسمی داخلش باشه،
‫یکی که بتونه کمک کنه

44:20.301 --> 44:21.501
بهت زنگ می‌زنم

44:25.621 --> 44:29.220
‫مرد تک‌دست!

44:29.221 --> 44:31.100
‫نزدیک‌تر نیاین!

44:31.101 --> 44:33.820
‫- آروم باش
‫- من آرومم. کاری که خواستی رو انجام دادم

44:33.821 --> 44:36.380
الان دسترسی کامل به لپ‌تاپ دارم

44:36.381 --> 44:38.980
‫ولی من هیچی بهت نمی‌دم تا وقتی که

44:38.981 --> 44:41.140
امنیتم رو تضمین کنی و
یه‌کم پول بهم بدی

44:41.141 --> 44:43.860
‫- بهت که گفتم پول ندارم
‫- ردش کن بیاد

44:43.861 --> 44:45.100
ولی می‌دونی که به این کار چی می‌گن

44:45.101 --> 44:46.220
حماقت؟

44:46.221 --> 44:48.341
‫نه، "نابودی حتمی طرفین"

44:49.101 --> 44:50.420
‫اگه شیرین کاری‌تون گل کنه،

44:50.421 --> 44:53.780
‫این دکمه رو فشار می‌دم و
‫هارد درایو پاک می‌شه

44:53.781 --> 44:56.741
واقعاً معجزه‌ست که تو تا الان زنده موندی

44:59.141 --> 45:00.060
‫آخ!

45:00.061 --> 45:03.261
چیزی نیست، من می‌شناسمش

45:04.261 --> 45:06.141
‫- می‌شناسیش؟
‫- آره!

45:10.461 --> 45:11.381
متأسفانه

45:12.261 --> 45:13.421
‫وای...

45:20.541 --> 45:21.861
‫همه‌چی آماده‌ست؟

45:22.541 --> 45:24.621
آره، منتظرت هستن

45:42.541 --> 45:44.501
خب، تونستم مامانم رو آروم کنم

45:45.861 --> 45:47.261
خیلی خوشحال نبود

45:48.541 --> 45:49.741
باهاش چی‌کار کنیم؟

45:50.701 --> 45:51.821
ما رو وارد لپ‌تاپ کرد

45:53.621 --> 45:55.621
‫- لیست تمام کارهام داخلشه
‫- جولی؟

45:56.221 --> 46:00.660
‫هیچ اثری از "شانتین" یا "کراس" نیست

46:00.661 --> 46:02.421
‫- جولی؟
‫- چیه؟

46:03.381 --> 46:05.421
برام مهم نیست، از شرش خلاص شو

46:07.301 --> 46:09.101
‫چی؟ چی؟!

46:10.741 --> 46:12.020
‫نه، صبر کن!
‫خواهش می‌کنم!

46:12.021 --> 46:15.421
‫من مهارت‌های دیگه هم دارم،
‫یه‌چیزهایی می‌دونم

46:26.181 --> 46:30.420
‫بذار نشونی یه مخفی‌گاه خوب

46:30.421 --> 46:32.461
‫تو حومه‌ی "آلبانی" رو بهت بدم

46:33.341 --> 46:34.381
وسایلت رو جمع کن

46:35.221 --> 46:36.221
‫"آلبانی"

46:37.541 --> 46:39.581
‫- باشه
‫- اون‌جا در امانی

46:46.301 --> 46:47.220
سلام

46:47.221 --> 46:49.661
‫- الان لپ‌تاپ جلومه
‫- خب؟

46:50.181 --> 46:52.621
‫خب، هیچ نتیجه‌ای برای "شانتین"

46:53.221 --> 46:55.460
‫یا "کراس" بالا نیومد

46:55.461 --> 46:57.380
‫خیله خب...

46:57.381 --> 46:59.540
اسم مامانم چطور، لیلا؟

46:59.541 --> 47:01.181
‫ل-ی-ل-ا

47:02.901 --> 47:03.781
نه

47:04.421 --> 47:05.661
‫هیچی ازش نیست.
‫چرا مامانت؟

47:07.901 --> 47:08.821
‫من...

47:10.061 --> 47:11.701
فهمیدم "شانتین" چیه

47:12.421 --> 47:14.100
‫خب...

47:14.101 --> 47:15.980
‫اون موقع که شرکت شروع به کار کرد،

47:15.981 --> 47:18.260
مامان و بابام به یه مشکلی خوردن

47:18.261 --> 47:21.860
‫اونا پول نیاز داشتن، برای همین،
‫ از یه آدم شیاد پول گرفتن،

47:21.861 --> 47:23.060
یه فروشنده اسلحه

47:23.061 --> 47:27.701
‫وقتی شرکت اوج گرفت، اون حریص شد
‫و مامان و بابام با خودشون گفتن...

47:29.381 --> 47:30.300
‫بهتره فقط...

47:30.301 --> 47:31.940
از شرش خلاص شن

47:31.941 --> 47:33.220
‫برای همین...

47:33.221 --> 47:34.941
‫یه آدمکش اجیر کردن تا بکُشتش

47:35.501 --> 47:37.580
‫و اسم اون فروشنده اسلحه، "شانتین" بود

47:37.581 --> 47:40.781
نه، این فقط یه اسم رمزی
بین خودشون بود

47:42.581 --> 47:47.540
‫"شانتین" اسم سگ پودل فرانسوی مامانم بود

47:47.541 --> 47:51.340
‫پس، به گمونم فقط اِد نیست
‫گیر خونواده‌ی ناجوری افتاده

47:51.341 --> 47:54.820
خب، من که این‌جا درمونده افتادم

47:54.821 --> 47:56.061
‫ولی...

48:01.421 --> 48:02.941
خب، گندش بزنن

48:05.421 --> 48:06.621
جولی؟

48:07.221 --> 48:08.420
جواب داد

48:08.421 --> 48:09.501
چیه؟

48:11.061 --> 48:11.941
‫من...

48:12.741 --> 48:15.540
‫این کار رو یادمه، پودل فرانسوی

48:15.541 --> 48:16.461
‫اس...

48:17.021 --> 48:18.021
‫"اسپانیا"

48:18.941 --> 48:20.301
‫سال ۱۹۹۴

48:34.181 --> 48:35.021
همه‌چی ردیفه

48:35.701 --> 48:36.661
‫۵ دقیقه

48:38.301 --> 48:39.381
‫۳ دهه قبل،

48:39.941 --> 48:42.740
‫دیمین یه کاری به من سپرد،
‫این‌که یه هدف رو تو "اسپانیا" از بین ببرم

48:42.741 --> 48:47.021
‫هدف یه اسلحه فروش حرومزاده بود،
‫به نام ژان‌لوک برتراند

48:50.061 --> 48:53.061
کاشف به عمل اومد که ژان‌لوک تنها نبود

48:53.901 --> 48:55.981
‫بعد از این‌که کارم تموم شد...

48:56.381 --> 48:58.220
یعنی، فکر می‌کردم تموم شده

48:58.221 --> 49:01.700
‫همین‌که داشتم می‌رفتم،
‫یه صدایی شنیدم

49:01.701 --> 49:04.661
‫و متوجه شدم که...

49:05.901 --> 49:07.301
خونواده‌ش کنارش بودن

49:24.781 --> 49:25.901
یا خدا

49:26.421 --> 49:27.540
چی شده؟

49:27.541 --> 49:28.861
جولی؟

49:29.821 --> 49:32.541
‫« اِدوارد رو می‌برم خونه. به‌زودی می‌بینمت »

49:32.981 --> 49:34.100
خونه؟

49:34.101 --> 49:35.141
‫"اسپانیا"

49:35.981 --> 49:37.661
جایی که کار انجام شد

49:38.981 --> 49:40.581
ولی منظور از خونه چیه؟

49:42.941 --> 49:44.621
جولی، این خانم کیه؟

49:50.701 --> 49:52.421
فکر می‌کنم مامان اِدوارد باشه

49:52.445 --> 50:00.445
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

50:00.469 --> 50:06.469
‫مترجم:
‫« پارسا سرپرست »
