WEBVTT

00:00.223 --> 00:06.023
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

00:06.053 --> 00:14.023
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

01:31.003 --> 01:34.003
‫این یک داستان تماماً تخیلی است. نام تمامی شخصیت‌ها، سازمان‌ها و...
.‫ساختگی‌ است. ‫همچنین هیچ ارتباطی با هیچ رویدادی در دنیای واقعی ندارد

01:35.713 --> 01:36.803
‫لولان-ساما.

01:49.273 --> 01:52.863
‫ظاهراً، داروی احیاء یه آزمایش بوده...

01:52.863 --> 01:55.233
‫که توی پروسه‌ی ساخت اکسیر جاودانگی بهش رسیدن.

01:56.123 --> 01:59.703
‫سوئیری در واقع با استفاده از اون به زندگی برگشت.

02:00.273 --> 02:02.833
‫داروساز قبلی واقعاً آدم کاربلدی بوده.

02:04.173 --> 02:06.613
‫ولی اونی که شنمِی می‌خواد، چیزی‌ـه که...

02:06.613 --> 02:10.783
‫با یه جرعه نوشیدنش آدمو ده‌سال جوون‌تر می‌کنه.

02:15.593 --> 02:17.673
‫شماها هم بهتون سخت می‌گذره ها.

02:19.603 --> 02:23.823
‫همچین دارویی شدنی نیست. خودم خوب می‌دونم، ولی...

02:25.093 --> 02:27.983
‫منم به‌عنوان یه داروساز، توی کارم غرور دارم!

02:50.173 --> 02:52.593
‫روزها بدون هیچ اتفاق خاصی می‌گذرن...

02:55.133 --> 02:56.713
‫وایسین!

02:57.113 --> 03:00.563
‫ارباب جوان! نباید برین اون‌طرف! صد دفعه بهتون گفتم!

03:00.563 --> 03:02.093
‫خب که چی؟

03:04.123 --> 03:06.373
‫حالا بازم دعواش می‌کنن.

03:06.373 --> 03:09.803
‫آخرش که باز می‌برنش خونه، فایده‌ش چیه آخه؟

03:12.413 --> 03:14.773
‫ولی، این بویی که میاد...

03:14.773 --> 03:17.273
‫زیر اینجا کارگاهی چیزی دارن؟

03:17.273 --> 03:19.153
‫مثل همونی که توی دهکده بود؟

03:22.683 --> 03:24.943
‫امیدوارم نریم رو هوا...

03:30.063 --> 03:31.083
‫این چیه؟

03:34.313 --> 03:35.493
سیم؟

03:36.053 --> 03:39.053
‫«فرار کن، من حواس نگهبانو پرت می‌کنم.»

03:39.493 --> 03:42.163
‫نه آخه، دقیقاً فرار کنم کجا؟

03:45.133 --> 03:46.533
‫ولم کن!

03:45.263 --> 03:46.543
‫آروم باشین، ارباب جوان!

03:48.563 --> 03:50.313
‫تو بهش گفتی این کار رو بکنه؟!

03:52.723 --> 03:55.333
‫که حواس نگهبانو پرت می‌کنی، ها؟

03:57.193 --> 04:01.113
قسمت 45
تایبــــون

04:00.293 --> 04:02.603
‫چه فکری پیش خودتون کردین؟

04:03.033 --> 04:04.663
‫نمی‌دونم در مورد چی حرف می‌زنی.

04:05.583 --> 04:07.073
‫تو بهش گفتی این کار رو بکنه؟

04:07.903 --> 04:09.493
‫نمی‌دونم در مورد چی حرف می‌زنی.

04:11.013 --> 04:14.163
‫گمونم داشت تلاش می‌کرد نجاتم بده.

04:14.793 --> 04:19.463
‫حتی اگه یه نقشه‌ی بچگانه و احمقانه باشه،
‫اگه لو می‌رفت حسابی تو دردسر میفتاد.

04:22.693 --> 04:24.863
‫فقط داشتم بازی می‌کردم، همه‌ش همین!

04:24.863 --> 04:27.403
‫تازه، می‌خواستم ببینم نگهبانه حواسش به کارش هست یا نه.

04:27.403 --> 04:28.493
‫هـــــا؟!

04:28.893 --> 04:30.363
‫راست می‌گه؟

04:30.363 --> 04:30.893
‫بله.

04:32.773 --> 04:35.023
‫از این به بعد دیگه هر کار مشکوکی موقوفه.

04:35.633 --> 04:36.483
‫فهمیدم!

04:36.483 --> 04:38.563
‫صبر کنین، خودم دیدم که—

04:39.023 --> 04:42.613
‫زیادی شلوغش نکن. می‌فهمی که منظورم چیه، نه؟

04:44.403 --> 04:45.663
‫می‌دونم...

04:48.353 --> 04:52.523
‫خوشحالم که سوئیری اینجا بود. همه‌چی به خیر گذشـ ـ

04:52.523 --> 04:53.423
‫عه‌وا؟

04:59.083 --> 05:01.553
‫این سروصداها برای چیه؟

05:01.553 --> 05:03.303
‫مـ ـ مادر!

05:09.273 --> 05:10.533
‫مادر...؟

05:11.223 --> 05:13.243
‫چیز مهمی نیست.

05:13.243 --> 05:18.993
‫جدی؟ برام سؤال پیش اومده که چرا داروساز بیرون از اتاقشه.

05:18.993 --> 05:23.233
‫کیوئو داشت بیرون از اتاق داروساز بازی می‌کرد و مزاحم نگهبان شد.

05:23.833 --> 05:25.803
‫صرفاً داشتم می‌پرسیدم که چی شده—

05:25.803 --> 05:30.233
‫عـــه‌وا! پس داشتی شیطونی می‌کردی؟

05:30.233 --> 05:34.543
‫کار خـــوبی نیست. حالا باید تنبیهت کنم.

05:34.873 --> 05:39.763
‫شاید چندتا ضربه‌ی شلاق حسابی به پشتت چاره‌ی کار باشه؟

05:42.633 --> 05:44.423
‫شنمِی-ساما، این—

05:44.913 --> 05:45.713
‫چیه؟

05:47.533 --> 05:49.653
‫کیوئو هنوز بچه‌ست.

05:49.653 --> 05:53.223
‫و اینکه، کاری نکرده که... مستحقش باشه...

06:00.203 --> 06:01.743
‫هــــوم.

06:01.743 --> 06:06.943
‫پس، یعنی یه نفر سر یه موضوع بی‌اهمیت الکی سروصدا راه انداخته؟

06:06.943 --> 06:08.743
‫نـــه! امکان نداره!

06:10.303 --> 06:12.803
‫ولی مگه غیر از اینم نتیجه‌ی منطقی دیگه‌ای وجود داره؟

06:12.803 --> 06:15.813
‫شاید یه‌مدت موندن توی زندان آب برات درس عبرت بشه.

06:15.813 --> 06:17.083
‫نه، تو رو خدا!

06:17.083 --> 06:18.083
‫منطق سرش نمی‌شه.

06:18.463 --> 06:20.873
‫دنبال دلیل نمی‌گرده.

06:21.493 --> 06:25.553
‫صرفاً می‌خواد بقیه رو زجر بده. حتی از این کارش لذت هم می‌بره.

06:26.323 --> 06:27.923
‫به من هیچ ربطی نداره.

06:27.923 --> 06:31.303
‫فقط باید بذارم کیوئو و نگهبانه هر بلایی که هست سرشون بیاد.

06:33.163 --> 06:33.803
‫ولی...

06:34.813 --> 06:36.313
‫تو کتم نمی‌ره.

06:36.313 --> 06:42.423
‫کاریش نمی‌شه کرد. باید جفت‌تون رو تنبیه کنم.

06:41.033 --> 06:42.423
‫عجوزه‌‌ی عقده‌ای.

06:43.743 --> 06:44.583
‫عـــه؟

06:48.363 --> 06:49.493
‫دختره‌ی گستاخ!

06:51.553 --> 06:54.123
‫عـــه، عقل تو کله‌م نیست.

06:58.533 --> 07:00.213
‫من ازش خواستم این کار رو بکنه.

07:00.523 --> 07:01.333
‫هــــا؟

07:03.763 --> 07:09.003
‫من از پسره خواستم بهم کمک کنه از دژ فرار کنم.

07:09.003 --> 07:09.673
‫عـــه؟

07:09.673 --> 07:10.473
‫هرزه!

07:12.763 --> 07:15.313
‫این داروسازم قدر ارزن نمی‌ارزه.

07:15.313 --> 07:17.613
‫بذارین بفهمه نباید هر غلطی بکنه.

07:18.083 --> 07:19.823
‫بندازینش توی زندان آب!

07:20.873 --> 07:23.343
‫آب، توی این هوای سرد، ها؟

07:23.343 --> 07:25.653
‫باید در دهنمو می‌بستم و چیزی نمی‌گفتم.

07:25.653 --> 07:29.183
‫این‌طوری دوباره باید دنبال یه داروساز دیگه بگردیم.

07:30.013 --> 07:35.373
‫عـــه‌وا، سوئیری؟ انگار یه چیزی شنیدم؟ ولی مطمئنم خیالاتی شدم.

07:35.373 --> 07:36.613
‫شنمِی-ساما—

07:37.033 --> 07:38.943
‫بدون اجازه‌ی من جُم نمی‌خوری.

07:40.153 --> 07:41.963
‫خیلی عذر می‌خوام.

07:42.673 --> 07:43.633
‫ولی—

07:54.483 --> 08:00.603
‫مثل اینکه خون اشرافی هم وقتی با هرزگی قاطی بشه، کثیف می‌شه.

08:03.803 --> 08:07.813
‫شاید سوئیری به نحوی خودش رو مقصر می‌دونه.

08:08.073 --> 08:11.863
‫نمی‌خواستم این‌همه راه تا اینجا بیارمت.

08:12.923 --> 08:14.733
‫یه بی‌عقل دیگه هم پیداش شد.

08:15.743 --> 08:20.163
‫مادر، می‌خوام که از اون استفاده کنم.

08:20.163 --> 08:21.003
‫اون؟

08:22.043 --> 08:25.183
‫آه. منظورت «تایبون»ـه.

08:27.173 --> 08:32.013
‫تایبون؟ چی هست؟ فکر کنم قبلاً یه‌جایی اسمشو شنیده بودم.

08:32.373 --> 08:33.843
‫عجب فکر بکری.

08:33.843 --> 08:37.843
‫دفعه‌ی قبل که ازش استفاده کردیم، معجزه کرد.

08:43.223 --> 08:44.343
‫منظورشون چیه؟

08:45.263 --> 08:47.813
‫داروساز رو ببرین اونجا.

09:00.483 --> 09:01.453
‫همین‌جاست.

09:07.813 --> 09:10.333
‫این اتاق دیگه چیه؟

09:12.193 --> 09:13.893
‫تقصیر من نیست ها.

09:14.383 --> 09:18.513
‫بابت اینکه نجاتم دادی مدیونت شدم، ولی منم مطیع دستورات شنمِی-ساما هستم.

09:28.973 --> 09:30.043
‫تایبون.

09:30.833 --> 09:33.283
‫خودشه، الان یادم اومد.

09:37.923 --> 09:41.333
‫یه نوع مجازات اعدامه که توسط یه پادشاه دیوانه از زمان‌های قدیم ابداع شد.

09:42.443 --> 09:45.543
‫زندانی رو میندازن توی یه چاله،

09:46.053 --> 09:47.403
‫بعدش یه‌عالمه...

09:50.043 --> 09:53.553
‫پس بگو چرا سوئیری این‌قدر از مارها می‌ترسه.

09:59.903 --> 10:00.893
‫هــوهــو!

10:01.603 --> 10:02.943
‫چه ضیافتی...

10:03.483 --> 10:05.233
‫برپا کنیم!

10:10.153 --> 10:12.543
‫چرا من؟

10:13.683 --> 10:16.613
‫ها؟ این چه بوییه؟

10:17.123 --> 10:18.663
‫ولی بوی خوشمزه‌ایه...

10:24.963 --> 10:25.733
‫هومم؟

10:27.913 --> 10:29.043
‫داری چیکار می‌کنی؟

10:32.063 --> 10:34.113
‫نمک خدمتتون هست؟

10:34.113 --> 10:35.913
‫معلومه که نه!

10:35.913 --> 10:37.643
‫وایسا ببینم، اون...

10:37.643 --> 10:38.343
‫ماره.

10:40.343 --> 10:44.563
‫اوه. یه‌طوری به دندون نکش انگار ماهیه.

10:44.563 --> 10:46.653
‫ولی بازم، چطوری آخه...

10:47.693 --> 10:50.913
‫با گیره‌ی موم شکارش کردم و روی آتیش مشعل پختمش.

10:50.913 --> 10:53.313
‫چطوری انقدر آرومی؟

10:53.313 --> 10:56.823
‫مارها و حشرات چون دقیقاً قبل از خواب زمستونیشونه، کند بودن.

10:57.393 --> 11:00.693
‫محض احتیاط، اول رفتم سراغ سمی‌ها،

11:00.693 --> 11:04.133
‫و از گیاه‌های دارویی که پیشم بود استفاده کردم
‫تا خاکستری درست کنم که حشرات نیان سمتم.

11:04.133 --> 11:06.543
‫من... اصلاً واسه چی پا شدم اومدم این‌جا؟

11:07.723 --> 11:10.253
‫خب، برای چی اومدین؟

11:11.103 --> 11:13.383
‫سوئیری-سان و اون جغله ازم خواستن.

11:14.153 --> 11:16.383
‫می‌خواستن بهت کمک کنن.

11:16.873 --> 11:20.763
‫اون جغله حتی یه آویز یشم بهم داد.

11:21.443 --> 11:25.433
‫به هر حال به لطف تو بود که ماها تونستیم قسر در بریم.

11:26.463 --> 11:27.643
‫اون دوتا...

11:28.863 --> 11:31.713
‫دیگه کارم این جا تمومه.

11:31.713 --> 11:33.443
‫بیرون یه علامت دود دیدن.

11:34.283 --> 11:37.073
‫می‌گن یعنی نیروی قصاص داره از شهر میاد.

11:37.513 --> 11:39.323
‫همه‌ی دژ توی آشوبه.

11:39.933 --> 11:42.283
‫این بو...

11:39.933 --> 11:42.283
‫به‌خاطر همینم تونستم بدون اینکه کسی بفهمه بیام این‌جا.

11:42.693 --> 11:44.223
‫من دیگه می‌رم.

11:44.793 --> 11:48.203
‫تو هم اگه خواستی فرار کنی، از اون راه‌پله‌های اون‌ور نرو.

11:48.583 --> 11:51.013
‫شنیدم توی زیرزمین دارن باروت درست می‌کنن.

11:51.013 --> 11:52.123
‫باروت؟

11:52.433 --> 11:56.003
آدمای زیادی هم اونجا هستن، اگه انفجاری رخ بده گیرمی‌افتـ ــ

11:56.003 --> 11:59.503
‫خیلی ازتون ممنونم. گفتین پله‌های اون‌ور؟

11:59.503 --> 12:02.633
‫اوی، من بهت هشدار دادما!

12:21.453 --> 12:23.743
‫پس بو از این‌جا میاد...

12:24.473 --> 12:27.243
‫درسته به‌نظر میاد دارن باروت درست می‌کنن، ولی...

12:28.143 --> 12:31.773
‫این بو... همه‌شون رو مسموم می‌کنه.

12:32.203 --> 12:36.013
‫بعدم، نزدیک باروت آتیش گذاشتن...

12:37.203 --> 12:38.213
‫ای وای!

12:40.393 --> 12:41.173
‫اون..

12:45.353 --> 12:47.303
‫همین الان از این‌جا برین!

12:48.543 --> 12:50.263
‫بانوی من، چرا...

12:50.733 --> 12:53.423
‫ارتش به زودی بهمون حمله می‌کنه.

12:53.423 --> 12:56.383
‫این دژ میدون جنگ می‌شه و فرو می‌ریزه.

12:56.383 --> 12:57.603
‫پس تا وقت هست، فرار کنین!

13:00.773 --> 13:01.723
‫نقره!

13:11.733 --> 13:13.673
‫بـ ـ بانوی من؟

13:13.673 --> 13:14.913
‫تو هم عجله کن.

13:19.293 --> 13:20.593
‫به سلامت فرار کنین!

13:22.123 --> 13:23.733
‫فرار کنین!

13:27.823 --> 13:29.563
‫جـــــان من؟!

13:50.783 --> 13:51.453
‫اوضاع پسه!

13:53.613 --> 13:54.583
‫لولان...

14:00.673 --> 14:01.723
‫لولان!

14:02.783 --> 14:06.093
‫ها؟ مائومائو، تو این‌جا چیکار می‌کنی؟

14:06.513 --> 14:08.263
‫اینو من باید از تو بپرسم.

14:08.883 --> 14:10.563
‫جاییت آسیب ندیده؟

14:10.563 --> 14:14.243
‫با خودم گفتم تو یه‌طوری از تایبون جون سالم به‌در می‌بری.

14:14.673 --> 14:15.783
‫می‌دونستم.

14:17.423 --> 14:19.353
‫اوهوم، خوشمزه بود.

14:21.083 --> 14:23.193
‫نمی‌‌فهمم چی می‌گی.

14:23.713 --> 14:26.483
‫کسی که خودش با اشتهاء حشره می‌خوره دیگه اینو نگه.

14:30.483 --> 14:31.823
‫بیا از این‌جا بریم.

14:32.353 --> 14:35.123
‫ارتش داره میاد. باید عجله کنیم.

14:40.643 --> 14:41.883
‫من نمیام.

14:43.413 --> 14:45.203
‫هنوز کاری هست که باید انجام بدم.

14:58.133 --> 15:01.903
‫باهام میای؟ با اینکه می‌دونی الان بهترین موقع برای فرار کردنه.

15:02.373 --> 15:03.903
‫می‌دونم دارم حماقت می‌کنم.

15:04.283 --> 15:06.773
‫اگه مادرم بو ببره، ترسناک می‌شه ها.

15:06.773 --> 15:09.243
‫کم کمش شلاق خوردنه.

15:09.743 --> 15:13.243
‫لولان، فکر می‌کردم تو براش ارزشمندی.

15:17.873 --> 15:22.303
‫مادرم حتی... چهره‌ی منو یادش نیست.

15:23.273 --> 15:28.373
‫هنوز از آب و گل در نیومده، بنا رو به آرایش کردنم گذاشتن.

15:29.393 --> 15:32.343
‫برای مادر «لولان» فقط یه عروسکه.

15:33.533 --> 15:37.473
‫یه عروسک ناز و حرف‌گوش‌کن.

15:38.323 --> 15:39.223
‫پس...

15:40.603 --> 15:42.503
‫اونه-ساما!

15:42.503 --> 15:44.083
‫بازم اومدی؟

15:44.083 --> 15:47.213
‫بذار منم کمکت کنم! دوتایی با همدیگه.

15:47.833 --> 15:49.563
‫چرا دارین تنبلی می‌کنین؟

15:51.783 --> 15:52.743
‫مادر‌ـــ

15:55.393 --> 15:57.123
‫یالا برام چایی بیار!

15:58.733 --> 16:02.623
‫مادر... نتونست توی لباس‌های ندیمه تشخیصم بده.

16:02.923 --> 16:04.733
‫و با بادبزنش کتکم می‌زد.

16:05.173 --> 16:09.383
‫اگه مثل یه ندیمه لباس بپوشم... پس می‌شم یه ندیمه.

16:10.193 --> 16:12.823
‫با وجود این بازم به دیدن سوئیری می‌‌رفتی.

16:13.503 --> 16:16.303
‫آخه... می‌خواستم باهاش صمیمی بشم.

16:18.203 --> 16:22.083
‫مادر همیشه خواهر رو اذیت می‌کرد.

16:22.623 --> 16:27.573
‫مطمئنم مادرش هم خیلی توسط مادرم اذیت شد و همین هم باعث مرگش شد.

16:29.953 --> 16:32.523
‫وقتی پدرم خواهرو وارد خانواده کرد،

16:33.193 --> 16:37.013
‫مادر انقدر عصبانی شده بود که مثل دیوونه‌ها
‫ سرشو تکون می‌داد و موهاش همه‌طرف پخش شده بود.

16:37.733 --> 16:40.913
‫«هم مادر و هم دختر به خودشون جرئت توهین به منو می‌دن؟»

16:40.913 --> 16:43.913
‫«دختره هم عین مادرش فاحشه‌ست، کی می‌دونه چی ممکنه ازش سر بزنه؟»

16:45.713 --> 16:47.293
‫حس می‌کردم وسط جهنمم.

16:48.373 --> 16:49.873
‫مادر و دختر...

16:51.053 --> 16:55.593
‫وقتی که بعدها به‌عنوان یه هدیه برگشت،

16:55.993 --> 16:59.103
‫من و مادرم از قبل با پدرم زندگی می‌کردیم.

16:59.103 --> 17:05.103
‫مثل اینکه خون اشرافی هم وقتی با هرزگی قاطی بشه، کثیف می‌شه.

17:06.463 --> 17:08.483
‫نکنه سوئیری...؟

17:09.683 --> 17:14.283
‫شایعه‌ها رو نشنیدی...؟ در مورد اولین قربانی امپراتور فقید؟

17:14.913 --> 17:17.113
‫بانوی درباری که دختر امپراتور فقید رو به‌دنیا آورد،...

17:17.113 --> 17:19.203
‫که فوراً هم ازش جداش کردن؟

17:20.003 --> 17:22.373
‫درسته... پارسال بود که مرد؟

17:22.783 --> 17:26.003
‫درسته. اون زن مادربزرگ خواهرمه.

17:26.543 --> 17:28.003
‫اسمش تایهوـه.

17:28.573 --> 17:31.883
‫دوران حضور مادرم توی کاخ اندرونی، ندیمه‌ش بود.

17:33.483 --> 17:34.563
‫پس بگو.

17:35.353 --> 17:40.213
‫و بعدش، دکتر و دختر تایهو از قصر بیرون انداخته شدن.

17:40.563 --> 17:42.233
‫اون دختر، مادر خواهرمه.

17:44.093 --> 17:48.173
‫سوئیری خون اشرافی داره...؟

17:49.483 --> 17:52.323
‫شنیدم داستانای در مورد ارواح رو دوست داشته.

17:53.173 --> 17:55.933
‫یه بار نزدیک بود بابتش خفه شم ولی...

17:55.933 --> 17:58.593
‫احتمالاً کار اون مادربزرگه بود.

18:02.113 --> 18:04.333
‫من هرچی نباشه دختر مادرمم،

18:04.933 --> 18:06.913
‫حتما خیلی ازم متنفر بوده.

18:07.713 --> 18:10.243
‫انقدری که با وجود روح بودن، برای کشتنم بیاد.

18:10.773 --> 18:13.723
‫معلوم نیست روح‌ها واقعاً وجود داشته باشن...

18:14.453 --> 18:16.093
‫مائومائو بایدم همینو بگه.

18:19.793 --> 18:24.703
‫مادرم با پدرم ازدواج کرد، تا «لولان» رو به دنیا بیاره.

18:25.773 --> 18:28.143
‫فقط برای انتقام خودش.

18:29.433 --> 18:32.413
‫پدرم به‌خاطر تبارش خون غربی داره.

18:32.843 --> 18:35.263
‫همون خون تبار مادر امپراتوری.

18:36.573 --> 18:40.063
‫پس چشمای لولان هم حتماً...

18:44.053 --> 18:49.373
‫«تو می‌تونی مادر امپراتوری جدید بشی.»
‫مادرم تا یاد دارم اینو توی گوشم می‌خوند.

18:50.833 --> 18:51.683
‫می‌گم...

18:53.473 --> 18:56.333
‫لولان؟ شیسوئی؟

18:57.343 --> 19:00.133
‫نمی‌دونم چطور صدا زدنش درسته.

19:01.243 --> 19:01.843
‫اما...

19:07.853 --> 19:08.523
‫اما.

19:10.553 --> 19:11.693
‫شیسوئی.

19:21.033 --> 19:22.283
‫بـــله؟

19:25.003 --> 19:29.793
‫وقتی توی کاخ اندرونی داروی سقط جنین دست
‫به دست می‌شد، تو هم ازش خوردی، درسته؟

19:30.453 --> 19:32.123
‫تا روی خودت ازش استفاده کنی؟

19:33.413 --> 19:39.343
‫وقتی اون داستان ارواح رو گفتی،
‫همونی که زن زنجره شوهرش رو می‌خوره...

19:40.463 --> 19:42.973
‫داشتی در مورد خودت حرف می‌زدی؟

19:43.763 --> 19:47.663
‫مقایسه‌ی خودت با یه حشره... توی قفسی که کاخ اندرونیه بچه‌دار می‌شی،

19:48.053 --> 19:50.993
‫تا بعداً امپراتور رو ببلعی؟

19:51.903 --> 19:55.443
‫اما شیسوئی نمی‌خواست همچین اتفاقی بیفته.

19:56.773 --> 19:58.063
‫کاکُنه...

19:58.973 --> 19:59.983
‫می‌دونم.

20:01.393 --> 20:03.913
‫مائومائو تو واقعاً باهوشی ها.

20:05.723 --> 20:07.663
‫بی‌دلیل نبود آوردمت این‌جا.

20:13.203 --> 20:15.463
‫ای بابا، چه خوابی هم رفته‌ـــ

20:25.673 --> 20:27.853
‫نفس... نمی‌کشن.

20:28.253 --> 20:29.473
‫یعنی چی‌ـــ

20:34.633 --> 20:37.533
‫سم به خوردشون دادی؟

20:53.103 --> 20:54.163
‫دارو بود.

20:58.033 --> 21:03.213
‫بعد از همه‌ی اون کارایی که کردیم،
‫همه‌مون حتی زنا و بچه‌ها هم کشته می‌شن.

21:03.213 --> 21:04.723
‫خودت خوب می‌دونی دیگه، نه؟

21:07.353 --> 21:09.823
‫با یه آبمیوه‌ی شیرین قاطیش کردم و به خوردشون دادم.

21:10.863 --> 21:13.103
‫بعد از اینکه براشون یه داستان مصور خوندم...

21:14.673 --> 21:17.903
‫بعضی بچه‌ها می‌خواستن با مادرشون بخوابن.

21:18.553 --> 21:20.213
‫اما این کار ازم برنمیومد.

21:20.723 --> 21:26.033
‫مادر این بچه‌ها به مادر من خیلی نزدیکن.

21:29.323 --> 21:35.003
‫کیوئو دیر رسید، چون سعی داشت تو رو نجات بده مائومائو.

21:37.043 --> 21:39.673
‫این بچه... گمونم فهمید.

21:48.553 --> 21:51.603
‫لبشو گاز گرفت، ولی...

21:52.453 --> 21:54.433
‫با یه قلپ سر کشیدش.

22:03.093 --> 22:05.283
‫چرا منو آوردی این‌جا؟

22:06.023 --> 22:11.023
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

22:11.053 --> 22:19.023
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

23:45.083 --> 24:00.023
قسمت بعدی

23:56.893 --> 23:59.463
‫قسمت بعدی: «گارد امپراتوری.»

23:56.933 --> 24:00.023
قسمت 46
گارد امپراتوری
