WEBVTT

00:00.223 --> 00:06.023
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

00:00.633 --> 00:02.213
یه‌جورایی خیلی عجیبه

00:02.253 --> 00:03.923
آخه مگه بیانت شیرینی داره؟

00:03.963 --> 00:05.633
همون یارویی که دروغ می‌بافه

00:05.713 --> 00:07.053
تا خود آسمون سقوط می‌کنه

00:06.053 --> 00:14.023
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

00:07.133 --> 00:09.183
من هم شنیدم ولی

00:09.263 --> 00:10.683
به نظر که اون

00:10.843 --> 00:13.183
محبوبه همگانه

00:14.053 --> 00:18.023
:ترجمه
P-D-Ace

00:14.513 --> 00:16.143
احساساتی که می‌خوام احساس کنم

00:16.143 --> 00:17.853
یعنی واقعا راستینه؟

00:18.023 --> 00:20.483
یا حاصل جادو و جنبل فراموش‌شده‌ی

00:20.483 --> 00:21.273
مدینه‌ی فاضله‌ست‌؟

00:21.273 --> 00:22.863
تو رو دارم

00:22.983 --> 00:24.573
همین باعث میشه امروز هم

00:24.573 --> 00:27.863
درد و رنج زندگی رو به دل رانم

00:28.033 --> 00:31.283
عا...شقتم و متاسفم تفاوتش

00:31.493 --> 00:34.783
یه ماه تا خورشیده

00:34.993 --> 00:38.503
فردا دوباره می‌بینمت پس ایرادی نداره

00:38.503 --> 00:41.753
حتی اگه روحی باشی که هرگز چیزی یاد نمی‌گیره

00:41.923 --> 00:44.043
دوباره هم به تو فکر می‌کنم

00:44.093 --> 00:45.253
هم به زندگی

00:45.423 --> 00:47.963
برگ فصل بعدی رو ورق می‌زنیم

00:48.673 --> 00:51.973
همراه آوازت که به سنگ وا می‌داره

00:52.143 --> 00:54.603
قدم برمی‌دارم و زمزمه می‌کنم

00:54.723 --> 00:57.433
بخند که بدونم تنها نیستم

00:59.313 --> 01:01.693
کتاب بعدی ضخیمتره

01:02.603 --> 01:05.863
همراه آواز من حین دردمندی

01:06.023 --> 01:08.483
قدم برمی‌دارم و زمزمه می‌کنم

01:08.653 --> 01:11.283
شب تنهاییم رو قدم می‌زنم

01:12.363 --> 01:13.573
عاشقتم

01:13.573 --> 01:14.493
متاسفم

01:14.533 --> 01:15.833
بدرود

01:15.873 --> 01:19.123
مانند خورشید میان شبه

01:19.293 --> 01:22.833
کوسوشیکی در طول زمان

01:22.833 --> 01:26.093
روحیست که چیز مهمی یافته

01:26.293 --> 01:28.423
دوباره هم به تو فکر می‌کنم

01:28.423 --> 01:29.843
هم به زندگی

01:31.003 --> 01:34.003
.این داستان یک اثر خیالی بوده و هیچ ارتباط مستقیمی با وقایع تاریخی، نام‌ها و سازمان‌های استفاده شده ندارد

01:39.793 --> 01:41.023
.سویی‌ره

01:41.023 --> 01:42.013
بله‌ــ

01:45.023 --> 01:48.353
.حداقل باید حواست به موش‌هات باشه

01:48.353 --> 01:49.803
.معذرت می‌خوام

01:50.573 --> 01:51.443
.عه

01:52.593 --> 01:54.943
قبلاً این بچه رو دیدم، مگه نه؟

01:56.513 --> 01:59.743
...شـ- شن‌می-ساما، معذرت می‌‌خوام

02:00.133 --> 02:02.263
.پسر شیرو-ساما هستش

02:02.263 --> 02:03.573
.عجب

02:03.573 --> 02:05.333
.فقط یه سری بچه‌بازی بچگونه‌ست

02:10.923 --> 02:14.003
.بهتره عجله کنیم، مادرجان

02:14.683 --> 02:15.773
.لولان

02:18.353 --> 02:21.303
.پس واقعاً قضیه همین بود

02:21.643 --> 02:25.853
.درسته، پس بیاید این دختر رو شلاق بزنیم

02:26.433 --> 02:29.173
یعنی صدتا کافیه براش؟

02:29.173 --> 02:31.903
.یه ستون گیر بیارید که ببندیمش بهش

02:32.273 --> 02:34.083
شن‌می-ساما‌ـــ

02:38.263 --> 02:39.403
.این خوب نیست

02:39.713 --> 02:41.553
.این زن خطرناکه

02:41.553 --> 02:44.493
.یواشکی وارد شدم و فیفاها رو دیدم

02:45.003 --> 02:47.653
.احتمالاً می‌خواد به اسم تنبیه و «تصادفاً» اعدامم کنه

02:47.653 --> 02:49.333
.زودتر دست بجنبونید

02:49.333 --> 02:50.423
.مادر

02:50.883 --> 02:55.433
.قبلاً عرض کرده بودم، که داروگر جدیدی می‌خوام

02:55.433 --> 02:57.173
.همین دختره

03:00.353 --> 03:02.793
.البته هیچ شبیه داروگرها به نظر نمیاد

03:02.793 --> 03:07.393
.درسته که اینطور به نظر میاد، اما بالای سی سال سن داره

03:08.833 --> 03:13.563
.با امتحان هر روزه دواها، بدنش رو جاودانه کرده

03:14.133 --> 03:15.563
...عجب

03:15.563 --> 03:18.373
معلوم نیست اثر کدام دوا هستش؛

03:18.373 --> 03:21.803
‫اما مطمئناً میشه چیزی ساخت
‫که به اکسیر جاودانگی منجر بشه.

03:22.523 --> 03:25.963
.و اگه شکست بخوریم، عین مرد قبلی خواهد مرد

03:25.963 --> 03:28.703
اکسیر جاودانگی؟ مرد قبلی؟

03:29.133 --> 03:31.683
.که اینطور، پس چاره‌ای نیست

03:32.123 --> 03:35.463
.آیلا-ساما، بذارید گفت‌و‌گومون رو بعدا ادامه بدیم

03:36.203 --> 03:37.123
.بله

03:40.763 --> 03:42.053
.راستی

03:42.693 --> 03:45.553
.اینجا کار درست درمونی براش نیست

03:46.253 --> 03:48.813
بذار اون داروگر رو همراهمون ببریم؛

03:49.433 --> 03:51.663
.به دژ خودمون

03:56.623 --> 04:00.413
.هویت واقعی شی‌سویی، شهبانو لولانه

04:01.163 --> 04:05.683
.عجب بازیگری... نه، بهتره بگیم دقیقا عین راکون می‌مونه

04:06.613 --> 04:09.223
زمانی که به چهار شهبانوی بلد مرتبه آموزش می‌دادم؛

04:09.623 --> 04:13.373
‫لباس‌های پرزرق‌و‌برق پوشیده بود و
‫با حالتی عبوس به حرف‌هام گوش می‌داد.

04:14.163 --> 04:19.173
‫از ملکه مادر مخفی شده بود و تو
‫حمام به شهبانو لیشو نزدیک نشد؛

04:19.533 --> 04:22.923
.تا مبادا هویت شهبانو لولان لو بره

04:23.813 --> 04:25.933
دلیل اینکه از من مخفی نشده بود؛

04:25.933 --> 04:30.473
‫این بود که از همون زمان که مائومائو رو برام
‫گرفت متوجه نشده بودم که اون شهبانو لولانه.

04:31.293 --> 04:33.543
...البته به مرور همچین حسی داشتم، ولی

04:34.343 --> 04:40.323
‫اما علاقه‌ش به حشرات، همه چیز رو تغییر داد، شبیه
‫دختر معمولی‌ای بود که عاشق شایعات و اینطور چیزهاست.

04:41.843 --> 04:45.713
.به خوبی گول شی‌سویی رو خوردم

04:46.823 --> 04:50.783
قسمت 44     دژ

04:53.823 --> 04:56.373
.این اتاقیه که داروگر قبلی ازش استفاده می‌کرد

05:01.473 --> 05:05.013
.قصد نداشتم تو رو تا اینجا بکشونم

05:06.063 --> 05:10.353
خواهر ناتنی شی‌سویی هستی؟

05:11.643 --> 05:15.843
.فقط اونه که با من عین خواهر برخورد می‌کنه

05:15.843 --> 05:16.943
.پس درست فکر می‌کردم

05:17.983 --> 05:21.273
شنیده بودم لولان تنها دختر شیشوئه؛

05:21.273 --> 05:24.443
...اگه دختر ناتنی‌ای از زن دیگه‌ای وجود داشت

05:25.183 --> 05:29.953
.اون زن ترسناک، شن‌می، حتی اجازه وجود داشتنش رو هم نمی‌داد

05:30.723 --> 05:35.043
.شن‌می‌-ساما از من کاملا متنفره

05:35.963 --> 05:40.833
.پدرم شیشو، در اصل فقط شاخه‌‌ای از خاندان شی بود

05:41.243 --> 05:46.723
‫با این حال، به خاطر استعدادهاش و توانایی‌هاش، توسط
‫خاندان اصلی، خاندان بانو شن‌می به فرزند‌خواندگی گرفته شد.

05:47.173 --> 05:51.463
.اینطور بود که نام شیشو رو به دست آورد و اون دو تا نامزد کردن

05:52.233 --> 05:53.903
با این حال، در زمان حکمرانی امپراتور پیشین؛

05:53.903 --> 05:56.513
.شن‌می-ساما به اندرونی احضار شد

05:57.153 --> 06:01.283
وقتی بعد از گذشت مدتی، دوباره به عنوان هدیه بازگشت؛

06:01.283 --> 06:04.073
.من و مادرم همراه پدرم بودیم

06:04.733 --> 06:08.483
شن‌می‌-ساما من و مادرم رو از عمارت بیرون کرد؛

06:08.483 --> 06:10.623
.مجبور بودیم به عنوان خدمتکار کار کنیم

06:11.163 --> 06:13.453
و حتی از اسم من؛

06:13.453 --> 06:17.333
.که نام خاندانش رو داشت متنفر بود

06:18.053 --> 06:20.253
...ممکنه که شی‌سویی

06:21.273 --> 06:24.553
.آره، قبلا اسم من بود

06:24.553 --> 06:27.513
.به نظر میاد لولان اون اسم رو دوست داره

06:28.043 --> 06:32.973
.می‌تونست اسم جعلی دیگه‌ای واسه خودش انتخاب کنه

06:35.723 --> 06:37.433
.همچین بچه‌ایه

06:38.763 --> 06:41.543
اگرچه هر دو به عنوان بچه‌های یه مرد به دنیا اومدن؛

06:41.543 --> 06:43.443
فقط به خاطر تفاوت مادرهاشون؛

06:44.013 --> 06:49.173
‫یکی به مانند گل و پروانه بزرگ شد
‫و مانند دسته گل تقدیم امپراتور شد.

06:50.233 --> 06:55.283
.و اون یکی به عنوان یه خدمتکار به دربار فرستاده شد تا در پشت صحنه کار کنه

06:57.423 --> 07:02.373
.سویی‌ره تو سوءقصد به جان جینشی‌-ساما در حین مراسم دست داشت

07:03.473 --> 07:06.133
از آشفتگی حاصل از انفجار استفاده کرد؛

07:06.133 --> 07:07.633
لوازم آیینی رو دزدید؛

07:07.633 --> 07:10.303
.و وقتی لو رفت، وانمود کرد که مرده و فرار کرد

07:11.203 --> 07:17.633
.و سوءقصد اخیر با فیفا، زیر سایه شیشو بوده

07:18.223 --> 07:23.573
جینشی-ساما، مسئول اندرونی، سعی داشته تغییراتی اعمال کنه؛

07:23.573 --> 07:25.693
.که برخلاف خواست شیشو بوده

07:26.603 --> 07:28.963
ولی این همه ماجراست؟

07:30.693 --> 07:35.453
.شی‌سویی... نه، یعنی لولان گفت که این سنجاق سر ارزشمنده

07:36.073 --> 07:37.333
.فقط یه مقام رسمی معمولی نداره

07:37.873 --> 07:40.453
.نه، در اصل حتی خواجه هم نیست

07:41.003 --> 07:42.053
چی شده؟

07:43.193 --> 07:46.153
زمانی که به عنوان خواجه وارد اندرونی شدی؛

07:46.153 --> 07:47.843
چطور معاینه‌‌ت کردن؟

07:49.133 --> 07:50.673
این دیگه چه سوالیه یکدفعه‌ای؟

07:52.353 --> 07:53.973
.با لمس کردن

07:54.383 --> 07:56.553
چطور یه مرد اخته نشده می‌تونه وارد بشه؟

07:57.053 --> 08:02.133
‫پنهان کردن همچین واقعیتی وقتی سه
‫مامور مسئول بررسی این قضیه هستن سخته.

08:03.053 --> 08:05.983
اگه اینطوره پس جینشی-ساما چطور وارد شده؟

08:06.863 --> 08:09.253
تنها مردانی که آزادن وارد اندرونی بشن؛

08:09.253 --> 08:11.463
.امپراتور و بستگانش هستن

08:12.143 --> 08:15.663
.تنها مرد نزدیک به امپراتور، برادر کوچکترشه

08:15.963 --> 08:19.993
.نه، این احتمال رو هم در نظر گرفتم، اما سن‌هاشون متفاوته

08:20.483 --> 08:26.503
اما اگه جینشی-ساما واقعی اون اخلاق کودکانه‌ای باشه که گهگاه بروز میده چی؟

08:28.233 --> 08:29.503
حالا که بهش فکر می‌کنم؛

08:30.233 --> 08:34.553
...حس می‌کنم زمان شکار می‌خواست چیز مهمی رو بهم بگه

08:34.553 --> 08:35.793
!تریاق

08:35.793 --> 08:39.303
.واقعا که تریاق آدم رو دیوانه می‌کنه، چه وحشتناک

08:39.303 --> 08:40.603
چی شده؟

08:40.603 --> 08:42.143
.نه، چیزی نیست

08:43.193 --> 08:44.373
...همم

08:44.373 --> 08:45.263
!خیلی خب

08:45.263 --> 08:46.813
.فعلا این رو بذارم کنار

08:47.423 --> 08:49.823
.اول باید از وضعیت فعلی سر در بیارم

08:53.423 --> 08:54.533
...برف

08:54.533 --> 08:58.173
.آره، تازه داره شروع میشه

08:58.973 --> 09:00.993
ارتفاعات شمالی، ها...؟

09:01.593 --> 09:04.043
.شن‌می، اون رو «دژ» خطاب کرد

09:04.513 --> 09:07.873
‫احاطه شده با دیوارهای بلند و
‫محکم، و پشتیبانی صخره‌ای طبیعی.

09:08.803 --> 09:10.883
چرا شن‌می همچین جاییه؟

09:12.093 --> 09:15.133
گائوشون-ساما به فرار فرستاده از اتاق؛

09:15.133 --> 09:18.143
.و بده‌بستون اون با فرد دیگه‌ای مشکوک شده بود

09:18.813 --> 09:23.393
...آخرین تکنولوژی ساخت سلاح، فیفا، داره توی اون کارگاه ساخته میشه

09:24.763 --> 09:27.393
شماها قصد دارید جنگ راه بندازید؟

09:33.263 --> 09:35.693
.این تصمیم با من نیست

09:38.923 --> 09:43.323
.با توجه به حرف لولان-ساما؛ بهتره حداقل وانمود کنی داری دوا آماده می‌کنی

09:43.323 --> 09:44.933
.نگی هم همین کار رو می‌کنم

09:45.473 --> 09:46.883
.غذا برات میارن

09:47.363 --> 09:51.123
.فقط حواست رو جمع کن که شن‌می-ساما رو عصبی نکنی

09:55.023 --> 09:58.413
.جنگ، ها؟ عجیب موضوع گنده‌ای

09:58.413 --> 10:00.773
خب، حالا باید چه کنم؟

10:01.643 --> 10:03.243
.اینجا طبقه سومه

10:03.243 --> 10:07.663
‫بیرون برف می‌باره و حتی اگه فرار کنم
‫احتمالا تا قبل از رسیدن به دهکده بی‌هوش میشم.

10:08.913 --> 10:12.623
یعنی داروگر قبلی هم همینطوری زندانی بوده؟

10:13.403 --> 10:16.403
...به نظر میاد هنگام آزمایش دوا مرده

10:18.283 --> 10:19.313
اوه؟

10:19.313 --> 10:20.163
اوه!؟

10:20.163 --> 10:23.853
!کوهی از گنج که داروگر قبلی به جا گذاشته

10:32.713 --> 10:35.493
.تقریبا فصل کشت‌و‌کار رسیده

10:36.073 --> 10:40.883
‫فکر کنم یه جایی شنیده بودم، جنگ‌ها زمانی
‫اتفاق می‌افتند که کشاورزها زمان آزاد دارند.

10:41.743 --> 10:44.013
...اگه فرض کنیم اینجا یکی از بخش‌های شمالیه

10:44.443 --> 10:46.783
.با کشتی از اندرونی ده روز راهه

10:46.783 --> 10:49.433
و بعد تا دهکده چشمه‌های آبگرم پیاده می‌ریم؛

10:49.433 --> 10:50.993
...و بعد سوار کلسکه می‌شیم

10:51.493 --> 10:54.023
...تنها منطقه‌ای که اونجا کوهستانیه

10:54.773 --> 10:57.973
.اگه می‌دونستم اینطور میشه بهتر مطالعه می‌کردم

10:58.623 --> 11:02.033
!ارباب جوان! نباید اونجا بازی کنید

11:02.353 --> 11:06.413
!عه! من هنوز اینجاها رو نگشتم

11:08.253 --> 11:11.083
پس بچه‌های دیگه‌ای جز کیوئو هستن؟

11:12.923 --> 11:15.493
زمانی که از دهکده من رو آورد اینجا؛

11:15.493 --> 11:19.663
‫وقتی کیوئو گفت می‌خواد با ما بیاد؛
‫سویی‌ره چهره‌ای ناراحت گرفت.

11:20.073 --> 11:23.013
.در واقع شاید می‌خواسته که اون توی دهکده بمونه

11:23.743 --> 11:31.013
.اگه خاندان شی شورش به پا کنن، تمام خانواده‌‌ها مقصر میشن

11:31.483 --> 11:35.273
.یعنی حتی زن‌ها، بچه‌ها و حتی نوزادها

11:37.793 --> 11:40.033
یعنی بچه‌ها از این موضوع خبر دارن؟

11:40.473 --> 11:43.263
یعنی بزرگترها بهشون میگن؟

11:46.013 --> 11:49.553
...کاش می‌تونستم این قضیه رو هم به عنوان مشکل بقیه به حساب بیارم

11:54.213 --> 11:56.033
.مادر می‌خندد

12:02.463 --> 12:04.253
.اینجا جاییه که باید بخندم

12:05.283 --> 12:07.473
.مادر از دست پدر عصبانیه

12:08.273 --> 12:10.403
.اینجا جاییه که باید عصبانی بشم

12:11.193 --> 12:12.983
.مادر داره کسی رو تنبیه می‌کنه

12:13.593 --> 12:15.823
.اینجا جاییه که باید بایستم و نگاه کنم

12:15.823 --> 12:16.983
.این چیزیه که من فهمیدم

12:18.033 --> 12:20.323
.وقتی مادر می‌خنده، بخند

12:20.323 --> 12:21.943
.وقتی ناراحته، ناراحت

12:22.493 --> 12:26.483
‫وقتی عین به عروسک باقی بمونم، مادر عصبانی نمیشه.

12:26.483 --> 12:28.503
.بیشتر از این زشت و پست نمیشه

12:29.073 --> 12:33.503
‫درسته که تنگه و خِرم رو گرفته،
‫اما فکر می‌کنم که اشکالی نداره.

12:33.503 --> 12:34.433
...ولی

12:36.043 --> 12:40.003
!چندش‌آورید، هم خودت و هم اون زن

12:40.003 --> 12:42.623
!هرگز نباید به دنیا می‌اومدی

12:43.153 --> 12:44.973
.اما اشتباه می‌کردم

12:45.403 --> 12:47.683
.مادر بشتر‌ و بیشتر زشت میشه

12:48.453 --> 12:52.733
.حتی اگه یه عروسک باقی بمونم هم نمی‌تونم جلوی مادرم رو بگیرم

12:58.393 --> 13:00.693
.آه، بی‌فایده‌ست

13:02.013 --> 13:06.703
.زمانی که پی بردم، دیگه خیلی دیر شده بود

13:12.653 --> 13:13.533
.هوی

13:15.123 --> 13:17.123
.شن‌می-ساما خبرت کرده

13:19.403 --> 13:21.143
.داروگر رو آوردم

13:21.613 --> 13:22.713
.با اجازه

13:24.873 --> 13:26.653
...بوی مشک

13:33.923 --> 13:36.243
.یه چیزی باهاش قاطی کرده

13:36.643 --> 13:38.063
خب؟

13:42.773 --> 13:45.493
یعنی دوای جاودانگی من آماده‌ست یا نه؟

13:45.983 --> 13:47.783
.کمی بیشتر زمان می‌بره

13:48.353 --> 13:49.463
.پس اینطور

13:51.573 --> 13:53.743
.رابطه‌شون اینجا رابطه ارباب و رعیتیه

13:54.183 --> 13:56.453
.با اینکه معمولا شبیه خواهرهای صمیمی به نظر می‌رسن

13:56.453 --> 13:59.083
.فردا بهتره یه نتیجه‌ای داشته باشی

14:00.433 --> 14:01.133
.چشم

14:04.553 --> 14:05.543
.برمی‌گردیم

14:06.863 --> 14:11.183
.فقط روزی یک بار برای گزارش دادن می‌تونم از اتاقم بیام بیرون

14:11.743 --> 14:14.003
...از موقعیتی که توشم خوشم نمیاد، ولی

14:14.003 --> 14:15.773
.از کاری که باید بکنم بدم نمیاد

14:16.733 --> 14:18.683
خیلی از دواهای قدیمی اینجا هست؛

14:18.683 --> 14:21.683
.ولی خب میشه گفت با مطب اندرونی قابل قیاسه

14:21.683 --> 14:23.613
.کلی هم سند و نوشته موجوده

14:24.023 --> 14:27.873
.داروگر قبلی حتما خیلی کارش درست بوده

14:28.573 --> 14:30.283
!هوی، داروگر

14:33.573 --> 14:35.663
چی شده، کیوئو-ساما؟

14:35.663 --> 14:37.503
!اوعع، چه چندش

14:37.503 --> 14:40.043
!آخ، آخخ، آخ! درد می‌کنه

14:37.983 --> 14:39.553
.آره، می‌خوام لهش کنم

14:40.353 --> 14:41.483
کیه؟

14:41.483 --> 14:43.673
.داروگر جدیده

14:43.673 --> 14:48.183
هی، زن دیگه‌ای تو اتاق شن‌می-ساما بود؟

14:48.793 --> 14:50.273
.بود

14:50.273 --> 14:54.763
واقعا!؟ مادر من باید اونجا باشه، سر حال بود؟

14:55.343 --> 14:58.523
مادر کیوئو اونجا بود...؟

15:01.603 --> 15:04.573
.چون نمی‌شناسمشون نمی‌تونم با اطمینان بگم

15:04.873 --> 15:06.293
.که اینطور

15:06.993 --> 15:08.583
!کاریش نمیشه کرد

15:08.583 --> 15:11.273
.به نظر مادر بدجوری مشغول کاره

15:11.273 --> 15:14.163
.فکر کنم واقعا باید توی دهکده منتظر می‌مونم

15:14.653 --> 15:19.463
.شاید اون رو توی دهکده رها کرده بود تا از مادرش دور بمونه

15:19.463 --> 15:22.123
...یا ممکنه خود مادرش

15:23.673 --> 15:25.703
.خب پس، من مرخص میشم

15:28.753 --> 15:29.923
!آه، هوی

15:36.443 --> 15:37.813
!چیزی نیست

15:48.773 --> 15:50.943
پس اینطوره، لاهان؟

15:51.363 --> 15:55.823
...بله، البته که این حدس و گمانی بر اساس اعداد و ارقامه

15:56.273 --> 16:00.963
.دژی در منطقه شمالی به اداره شیشو در حال ساخته

16:00.963 --> 16:04.593
.درسته، در ابتدا اون یه دژ متروکه بود

16:04.993 --> 16:08.383
.هیچ سند و مدرکی در رابطه با توسعه اون ثبت نشده

16:08.383 --> 16:09.883
...به عبارت دیگه

16:10.603 --> 16:12.423
.شورش

16:12.853 --> 16:16.433
حتی با این وجود که خاندان شی از زمان
ملکه مادر خدمتگزار امپراتوری بودن؛

16:16.433 --> 16:19.283
و حتی با اینکه شیشو مورد رحمت و علاقه ملکه بودن؛

16:19.283 --> 16:21.393
.این موضوع غیر قابل بخششه

16:21.723 --> 16:23.323
چقدر پیش رفته؟

16:23.823 --> 16:26.943
با توجه به اینکه قیمت فلزات افزایش پیدا کرده؛

16:27.403 --> 16:30.533
.فکر می‌کنم زمان کافی برای تکمیل اون داشتن

16:30.533 --> 16:32.203
پیشنهاد اینه که فورا اقدام‌ـــ

16:32.863 --> 16:35.363
دقیقا داری چیکار می‌کنی؟

16:35.663 --> 16:37.033
لاهان؟

16:37.303 --> 16:39.373
...پـ- پدر

16:39.903 --> 16:41.243
.جناب رزم‌آرا

16:41.713 --> 16:45.963
.در اصل اصلاً نباید به کرار با فرد شریفی چون ایشون ملاقات کنی

16:46.413 --> 16:48.853
.و گرنه سوءتفاهم‌های عجیبی پیش میاد

16:51.173 --> 16:56.383
.حتی نمیشه به یقین گفت این فرد شریف مرده یا زن

16:56.383 --> 16:57.463
چی!؟

16:57.463 --> 16:58.123
!باسن

16:58.123 --> 16:59.223
!آخه پدر

17:00.363 --> 17:01.583
.گائوشون-ساما

17:05.413 --> 17:07.983
.می‌فهمم می‌خواید چی بگید، جناب رزم‌آرا

17:08.543 --> 17:10.983
.مشکل بی‌کفایتی بنده‌ست

17:10.983 --> 17:12.533
.دقیقا همینطوره

17:13.853 --> 17:16.773
با توجه به اینکه دختر رزم‌آرا چقدر براش یکی یه دونه‌ست؛

17:16.773 --> 17:18.783
.همین الانش هم خیلی دندون رو جیگر گذاشته تا بیاد سراغم

17:19.553 --> 17:20.833
چه در مورد گذرگاه مخفی؛

17:21.643 --> 17:23.403
چه در مورد خواجه گمشده؛

17:24.033 --> 17:26.963
...چه در مورد خدمتکار ثبت‌نشده‌ای به اسم شی‌سویی

17:27.793 --> 17:32.223
‫در همه‌شون یک قدم عقب‌تر بودیم، و
‫در نتیجه موفق به ربودن مائومائو شدن.

17:33.553 --> 17:34.973
.تقصیرکار منم

17:35.523 --> 17:41.183
‫به خاطر وجود افرادی که راحت سرشون رو
‫میندازن میان توی اندرونی و میرن بیرون؛

17:41.183 --> 17:43.263
!دختر من ربوده شده

17:43.263 --> 17:49.233
.و بعد این فرد شریف خودش رو درگیر کاغذبازی کرده

17:49.673 --> 17:54.863
فکر کنم پس بشه گفت جون یه زن ارزشش رو نداره، نه؟

17:55.473 --> 17:57.093
.برای خالی کردن ناراحتی‌تون بهتون گوش می‌سپارم

17:57.683 --> 18:00.743
.اما دشمنتون من نیست، شیشو هستش

18:03.003 --> 18:05.593
دارم ازت می‌پرسم، حالا که تا اینجاش رو فهمیدی؛

18:05.593 --> 18:08.373
چرا تمرگیدی سر جات؟

18:12.013 --> 18:14.143
.جناب رزم‌آرا به همه چیز واقفه

18:14.923 --> 18:18.493
‫خوب می‌دونه که من اعتماد به نفس کافی
‫برای تکیه بر جایگاه اصلی‌ام زدن رو ندارم؛

18:18.953 --> 18:22.803
‫خوب می‌دونه تا اینجا فرار کردم
‫تا فقط تو این موقعیت به فراغت برسم.

18:23.853 --> 18:28.353
...ظاهر نصفه‌نیمه، کارهای نصفه‌نیمه

18:28.913 --> 18:31.793
فکر کردی اینطوری همه چیز خوب پیش میره؟

18:36.473 --> 18:42.823
‫فکر کردی با نقش یه خواجه نصفه‌نیمه
‫رو بازی کردن چه غلطی می‌تونی بکنی!؟

18:51.263 --> 18:52.643
...من

18:53.443 --> 18:55.843
.ببخشید

18:57.803 --> 18:59.633
عـ- عموجان!؟

19:06.893 --> 19:11.443
.فکر نمی‌کردم همچین دیدگاهی داشته باشی

19:11.743 --> 19:16.073
.من به خواست خودم خواجه نشدم

19:16.073 --> 19:19.863
نـ- نه! اینطور نیست، در مورد تو نمی‌گفتم عموجان‌ــ

19:19.863 --> 19:25.163
.من یه خواجه نصفه‌نیمه‌م و حتی نمی‌تونم درست راه برم

19:25.553 --> 19:29.623
.همین الان هم به لطف تخت روان تا اینجا اومدم

19:29.913 --> 19:37.273
.در این حادثه اخیر، من هم مقصرم که چهارچشمی حواسم به مائومائو نبود

19:37.273 --> 19:41.633
...ا- اینطور نیست، من شما رو سرزنش نمی‌کنم عموجان

19:44.463 --> 19:45.513
.به موقع رسیدیم

19:45.863 --> 19:49.893
.وقتی عصابی میشی دیگه خون جلوی چشم‌هات رو می‌گیره

19:49.893 --> 19:54.783
.مهمه که با در نظر گرفتن شرایط طرف مقابل عمل کنی

19:54.783 --> 19:57.073
.می‌دونم، عموجان

19:57.073 --> 19:59.743
.این حرف‌های یه کم پیش فقط یه سری بگومگو بود

19:59.743 --> 20:03.243
!به هیچ وجه قصد زدن همچین حرف‌هایی رو نداشتم

20:03.683 --> 20:06.993
...نه، من که هیچ بگومگویی نکردم

20:06.993 --> 20:09.623
قبل از شروع جنگ و دعوا؛

20:09.623 --> 20:13.923
چیزی نیست که باید مودبانه بگی؟

20:46.273 --> 20:48.203
اومدم تا از شما درخواست کنم؛

20:48.973 --> 20:53.923
!نیروهاتون رو برای غلبه بر شیشوی خائن بسیج کنید

21:03.013 --> 21:08.263
‫به نظر می‌رسه خاندان شی سال‌هاست که
‫در حال تولید نسل جدیدی از فیفاهاست.

21:08.563 --> 21:10.973
.همچنین برای سوءقصد ناکام از همین فیفا بهره برده بودن

21:11.443 --> 21:14.183
.همچنین موضوع فرار لولان هم در میان است

21:14.183 --> 21:17.373
.مدارک خیانت و شورش تکمیل شده

21:17.373 --> 21:19.653
.آتش فتنه رو باید در نطفه خاموش کرد

21:21.823 --> 21:26.063
.این... ادای احترام به جینشی خواجه نیست

21:27.263 --> 21:30.933
اگه قرار باشه شیشو رو به جرم خیانت به امپراتوری پایین بکشیم؛

21:31.663 --> 21:37.183
.کینگون یا ارتش ممنوعه (ارتش قدغن‌شده) نام ارتشی در سلسله تانگ چین است که مستقیما از امپراتور دستور می‌گیرند

21:31.663 --> 21:37.183
.به عبارت دیگر،کینگون خود گارد امپراتوری می‌باشد

21:31.663 --> 21:37.183
.یعنی باید کینگون، ارتش زیر نظر مستقیم امپراتور رو حرکت بدیم

21:38.043 --> 21:43.313
...و کسی که اون رو به فرمان می‌گیره، فرمانده لاکان نیست

21:44.033 --> 21:51.893
تا کی قصد دارید با ظاهر دروغینتون بقیه رو فریب بدید، جینشی-ساما؟

21:52.323 --> 21:53.433
...نه

21:54.013 --> 21:55.463
ولیعهد ماه؟

21:58.833 --> 22:03.273
.می‌دونستم یه روزی سر می‌رسه. انگار امروز همون روزه

22:11.133 --> 22:13.563
.انگار وقشه خودم رو آماده کنم

22:15.023 --> 22:20.023
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

22:16.383 --> 22:21.463
امسال هم، همان جای همیشگی

22:20.053 --> 22:28.023
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

22:21.973 --> 22:27.393
گل موردعلاقه‌ات شکوفا می‌شود

22:27.553 --> 22:32.643
به صف شدیم و گوش سپردیم

22:33.103 --> 22:38.443
دوباره صدای آن حشرات به گوش می‌رسد

22:38.693 --> 22:43.613
حتی صدای کوچک مرا

22:44.073 --> 22:48.743
خم شدی که گوش جان سپاری

22:49.163 --> 22:54.333
مقصد هنوز همان است که بوده

22:54.713 --> 23:00.803
صدایم که در هوا محو می‌شود، به کجا مقصد گزیده؟

23:01.003 --> 23:06.183
فقط یک نشانه ریز از توجه، فقط بذار بشنومش

23:06.383 --> 23:11.893
بگذار بر چهره خندانت نشانه تایید را ببینم

23:12.183 --> 23:17.353
بدون تو این حرف‌های من

23:17.443 --> 23:23.113
فقط یه سری یکه‌گویی خالیه

23:23.363 --> 23:28.533
اگه احساسات مخفی تو در آن روز را

23:28.703 --> 23:32.453
متوجه می‌شدم

23:32.743 --> 23:43.093
یعنی می‌تونستیم وارد دنیای جفت‌گویی بشیم؟

23:45.043 --> 23:56.673
قسمت بعدی

23:56.703 --> 23:59.283
.تایبون در چینی به معنای کاسه عقرب می‌باشد، البته منظور از  عقرب هر جانور نیش‌داری است

23:56.703 --> 23:59.283
.در برهه‌ای از این روش در چین برای اعدام یا شکنجه استفاده می‌شد

23:56.703 --> 23:59.283
«قسمت بعدی: «تایبون

23:56.763 --> 23:59.973
قسمت 45      تایبون
