WEBVTT

00:00.223 --> 00:06.023
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

00:06.053 --> 00:14.023
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

01:31.483 --> 01:32.823
‫‫این داستان یک اثر ساختگی است اسامی شخصیتها و سازمانها خیالی هستند.
‫همچنین این داستان هیچگونه ارتباطی با حوادث و رویدادهای واقعی ندارد

01:31.953 --> 01:32.803
.ایناهاش

01:32.823 --> 01:34.693
‫‫این داستان یک اثر ساختگی است. اسامی شخصیتها و سازمانها خیالی هستند.
‫همچنین این داستان هیچگونه ارتباطی با حوادث و رویدادهای واقعی ندارد

01:34.693 --> 01:37.573
‫سنجاق سر نمیزنی؟

01:38.163 --> 01:39.953
‫پس اونو سرت کن.

01:40.583 --> 01:41.953
‫بهش قول دادم

01:42.043 --> 01:43.583
‫پس گمونم چاره‌ای نیست.

01:45.003 --> 01:46.123
‫مائومائو

01:46.123 --> 01:47.913
‫نگاش کن، لومن-سان

01:48.393 --> 01:52.403
قسمت 40
کینه‌ی کهنه

01:48.503 --> 01:49.793
‫این گربه کوچولو چه باهوشه

01:49.883 --> 01:52.753
‫وقتی بهش ماهی میدیم سر و دُم و روده‌هاشو نمیخوره

01:52.843 --> 01:56.473
‫اتفاقاً خودم طعم تلخ این قسمت‌ها رو دوست دارم.

01:57.053 --> 01:59.553
‫بهم یاد داده بود که غذا رو هدر ندم،

01:59.643 --> 02:01.933
‫ولی باورم نمیشه اضافه غذای یه گربه رو هم میخوره.

02:03.643 --> 02:05.723
‫هر چی بهش بگن ده برابرش رو متوجه میشه.

02:05.813 --> 02:08.683
‫مطمئنم که ماهرترین طبیب این کشوره.

02:08.773 --> 02:11.813
‫دلیل فقیر بودنش در منطقه عیاشی اینه که

02:11.903 --> 02:14.693
‫طمع یا جاه‌طلبی نداره.

02:15.283 --> 02:18.323
‫خانوم کوچولو اونجا داری چی درست میکنی؟

02:18.403 --> 02:20.993
‫دارم درمنه آماده میکنم برای درمان
‫موکسابسشن گیوکویو-ساما

02:21.073 --> 02:22.493
‫مائومائو،

02:22.583 --> 02:25.743
‫اول باید از گوئن-سان اجازه بگیری.

02:25.833 --> 02:26.873
‫چشم...

02:29.253 --> 02:30.873
‫امروز میخوای چیزی بنویسی؟

02:31.463 --> 02:34.543
‫آره، چون امروز هیچ کاری ندارم.

02:35.213 --> 02:37.513
‫دلیل اینکه بابام به جای عمارت یشم

02:37.593 --> 02:39.053
‫در دفتر طبابت انجام وظیفه میکنه

02:39.843 --> 02:42.053
‫احتمالاً به خاطر ملاحظه جینشی-ساماست.

02:42.683 --> 02:45.393
‫در حال حاضر در کاخ پشتی

02:45.473 --> 02:47.563
‫یکی دیگه هم فرزند امپراتور رو بارداره.

02:48.433 --> 02:49.603
‫یعنی لیفا-ساما.

02:50.603 --> 02:53.153
‫امیدوارم این یکی بچه‌شون سالم و سلامت بزرگ بشه.

02:53.903 --> 02:56.653
‫برای همینم نیاز به یه زایمان مطمئن هست.

02:57.443 --> 02:59.403
‫اگه بابام در زایمان هر دو همدم کمک کنه.

02:59.493 --> 03:00.823
‫خیالم راحت میشه.

03:01.413 --> 03:03.953
‫راستی شنیدم که چند تا پیشخدمت جدید

03:04.033 --> 03:05.783
‫وارد عمارت کریستال شدن.

03:05.873 --> 03:09.373
‫آخه پیشخدمت ارشدی که قبلا دیده بودیم از کار برکنار شد.

03:10.543 --> 03:12.213
‫شنیدم بیشترشون مسن‌تر هستن

03:12.293 --> 03:15.003
‫و فضای عمارتشون حسابی آروم شده.

03:15.093 --> 03:18.763
‫داشتن پیشخدمت‌های با تجربه‌تر خوبه

03:19.383 --> 03:21.933
‫کاخ پشتی پر از زن‌های جوونه

03:22.013 --> 03:24.143
‫و به سختی زن مسنی پیدا میشه.

03:24.933 --> 03:28.433
‫کاخ پشتی مکانی برای به دنیا آوردن
‫فرزندان امپراتور و بزرگ کردنشونه.

03:28.523 --> 03:30.563
‫ولی در حال حاضر اصلا اینجوری نیست.

03:31.273 --> 03:32.813
‫با توجه به تعداد فرزندان امپراتور،

03:32.903 --> 03:35.313
‫مشخصه که مشکلی وجود داره.

03:35.823 --> 03:36.823
‫مطمئنم که بابام

03:36.903 --> 03:39.443
‫تا الان اینو متوجه شده.

03:40.493 --> 03:42.113
‫فکر کنم کامل شد.

03:42.203 --> 03:43.163
‫این چیه؟

03:43.823 --> 03:47.413
‫فهرستی از چیزهایی که در کاخ پشتی باید رعایت بشه.

03:47.993 --> 03:49.373
‫بذار ببینم

03:49.873 --> 03:51.873
‫چه دست‌خط قشنگی داری لومن-سان

03:52.753 --> 03:53.583
‫متنش رو بخون.

03:53.673 --> 03:56.673
‫ولی عباراتش یه کمی بچگونه‌ست.

03:56.753 --> 03:59.053
‫بهتر نبود از کلمات سنگین‌تر استفاده کرد؟

03:59.133 --> 04:00.553
‫همینجوری خوبه

04:00.633 --> 04:03.053
‫هنوزم بعضیا وقتی متوجه

04:03.133 --> 04:04.723
‫کلمات و عبارات ساده میشن

04:05.553 --> 04:09.183
‫که اینطور. میخواد خدمتکارها و
‫پیشخدمت‌ها هم بتونن اینو بخونن.

04:09.273 --> 04:12.433
‫به نظرت چیزی رو که جا نذاشتم؟

04:12.523 --> 04:14.063
‫گمونم خوبه.

04:14.773 --> 04:15.853
‫گوئن-سان

04:15.943 --> 04:19.443
‫خانواده‌ت کاغذهایی به این اندازه دارن؟

04:20.113 --> 04:21.493
‫این اندازه کاغذ پاره حساب میشه

04:21.573 --> 04:24.363
‫واسه همین خوردش میکنن و باهاش کاغذ جدید میسازن

04:25.163 --> 04:29.123
‫اگه اینجوریه، میشه اون کاغذ پاره‌ها رو
‫به قیمت پایین‌تری بهم بفروشین؟

04:29.743 --> 04:30.873
‫فکر کنم بشه.

04:31.703 --> 04:35.373
‫مائومائو، شنیدم تازگیا اینجا به مکتب‌خونه باز شده.

04:35.463 --> 04:37.793
‫میتونی ازشون بپرسی که در صورت امکان

04:37.883 --> 04:40.883
‫میشه واسه تمرین نوشتن از این متن استفاده کنن؟

04:42.053 --> 04:45.803
‫پس میخواد به کمک شاگردها تعداد زیادی
‫رونوشت از این متن داشته باشه.

04:45.893 --> 04:47.393
‫میرم بپرسم

04:48.103 --> 04:49.393
‫دستت درد نکنه.

04:49.973 --> 04:52.063
‫نمی‌خواد هیچ منبع یا نیرویی رو هدر بده.

04:52.143 --> 04:54.393
‫مثل یه تاجر، از هر چیز قابل استفاده‌ای بهره می‌بره.

04:55.393 --> 04:59.363
‫ولی چرا با این مهارت زندگی خودشو سر و سامون نمیده؟

05:00.983 --> 05:03.573
‫درمنه رو آماده کردم پس دیگه برم.

05:04.403 --> 05:07.663
‫میشه واسه ضدعفونی کردن عمارت یشم یه مقدار الکل ببرم؟

05:08.163 --> 05:09.493
‫راحت باش.

05:10.373 --> 05:13.793
‫در ضمن واسه رفع خستگی چیزی هست؟

05:14.833 --> 05:18.503
‫گیوکویو-ساما گفتن که تازگیا سریع خسته میشن.

05:20.963 --> 05:22.883
‫نکن، لباسم پاره میشه

05:22.963 --> 05:25.383
‫چی شده، مائومائو؟ چرا بی‌تابی می‌کنی؟

05:26.133 --> 05:27.383
‫اینه؟

05:29.143 --> 05:31.353
‫واسه تو نیست.

05:32.603 --> 05:35.733
‫خب، اول باید چکار کنم؟

05:35.813 --> 05:37.853
‫اول برم مکتب‌خونه؟

05:38.733 --> 05:40.773
‫اگه مجبور به دیدن جینشی-ساما باشم،

05:40.863 --> 05:42.733
‫احتمالا کمی طول بکشه.

05:45.533 --> 05:47.903
‫محض اطمینان اینو با خودم آوردم...

05:48.663 --> 05:50.163
‫ولی آخرین باری که اینو سرم کردم...

05:51.333 --> 05:55.043
‫همون سنجاق سری نیست که جینشی-ساما
‫توی مهمونی باغ بهت داده بود؟

05:55.123 --> 05:56.663
‫چی شد یهو میخوای سرت کنی؟

05:58.123 --> 05:59.083
‫بعدا سرم می‌کنم.

06:01.673 --> 06:05.173
‫این... دست خط لومن‌ــــه

06:05.263 --> 06:06.883
‫متوجه شدین؟

06:07.383 --> 06:09.593
‫اون موقع که آزمون خدمات کشوری میدادیم،

06:09.683 --> 06:11.263
‫بقیه می‌گفتن قبول میشین اگه

06:11.263 --> 06:13.103
‫بتونی مثل اون بنویسی

06:13.183 --> 06:15.063
‫پس هممون دست خط اونو تقلید کردیم

06:15.733 --> 06:18.143
‫مهارتش رو داشت تا یه مقام دولتی عالی بشه،

06:18.233 --> 06:21.523
‫ولی دلش برای بچه‌های مریض بی‌سرپرست
‫می‌سوخت و میخواست کمک کنه.

06:21.523 --> 06:22.313
‫ولی دلش برای بچه های مریض بی سرپرست می سوخت و می خواست کمک کنه.

06:22.403 --> 06:24.153
‫واسه همینم انتخاب کرد طبیب بشه.

06:24.233 --> 06:27.993
‫اتفاقاً الان برگشته به کاخ پشتی

06:28.073 --> 06:30.663
‫اوه، اینو نمیدونستم.

06:31.573 --> 06:34.033
‫شائولان امروز باهات نیست؟

06:34.663 --> 06:37.203
‫تازگیا حسابی سرش با کار و

06:37.293 --> 06:39.413
‫شایعات مربوط به خواجه‌ی جدید شلوغه.

06:39.503 --> 06:41.003
‫وقت خالی نداره.

06:41.083 --> 06:43.503
‫خواجه جوان، ها؟

06:44.253 --> 06:46.053
‫خودم میدونم اینجا هیجان خاصی وجود نداره،

06:46.133 --> 06:49.473
‫ولی الکی سر همچین چیزی شلوغش میکنن.

06:49.973 --> 06:51.013
‫منظورتون چیه؟

06:51.643 --> 06:53.393
‫اولش خواجه‌ها

06:53.473 --> 06:55.473
‫در ناحیه‌ی جنوبی جاگیر شدن.

06:55.563 --> 06:58.733
‫ولی بانوان دربار هی موقع کار غفلت میکردن.

06:58.813 --> 07:01.273
‫واسه همینم بعضی از خواجه‌ها رو فرستادن ناحیه‌ی شمالی.

07:01.353 --> 07:03.103
‫بانوان دربار توی درمانگاه

07:03.193 --> 07:06.363
‫میگن خواجه‌ها خیلی بدرد میخورن

07:06.443 --> 07:07.823
‫درمانگاه؟

07:09.113 --> 07:12.913
‫شرط می‌بندم شنلو-ساما به خوبی
‫از خواجه‌های جوون کار میکشه.

07:12.993 --> 07:15.203
‫به هر حال، چه کاری ازم ساخته‌ست؟

07:15.283 --> 07:16.123
‫اوه، آره راستی.

07:16.833 --> 07:19.123
‫میشه به شاگردهاتون بگین که واسه تمرین نوشتن

07:19.213 --> 07:22.333
‫از روی این نامه‌ای که بابام نوشته تمرین کنن؟

07:22.923 --> 07:24.253
‫کاغذش رو خودمون تهیه میکنیم.

07:25.753 --> 07:27.423
‫که اینطور میخواین واستون رونوشت کنن.

07:27.513 --> 07:29.843
‫تا اینجوری بتونین پخششون کنین، درسته؟
‫- بله.

07:31.053 --> 07:34.683
‫خیلی وقت پیشا منم همچین چیزی نوشته بودم.

07:34.763 --> 07:37.513
‫اول لومن خودش می‌نوشت.

07:37.603 --> 07:39.893
‫ولی دلم سوخت و کمکش کردم.

07:40.733 --> 07:42.603
‫با همدیگه روی برگه‌ها می‌نوشتیم

07:42.693 --> 07:44.403
‫تا سرتاسر کاخ پشتی پخششون کنیم.

07:45.403 --> 07:47.193
‫الان دیگه پیرتر شده،

07:47.273 --> 07:50.693
‫پس بالاخره یاد گرفته که چجوری از بقیه استفاده کنه.

07:52.073 --> 07:55.283
‫چیزی شبیه به این رو قبلاً نوشته بود و پخش میکرد؟

07:56.663 --> 07:59.243
‫آره اون موقع لومن طبیب بود.

07:59.333 --> 08:01.163
‫پس به گمونم بالای ۲۰ سالش بوده.

08:02.213 --> 08:04.923
‫یادمه سرتاسر کاخ پشتی پخششون میکردیم.

08:05.883 --> 08:08.553
‫از پودرهای صورت که سرب دارن استفاده نکنین.

08:08.633 --> 08:10.633
‫عطرهای غلیظ نزنید.

08:10.723 --> 08:13.803
‫بدون اجازه گل و گیاه‌های کاخ رو برندارید.

08:14.683 --> 08:17.393
‫چیزایی که نوشته دقیقا مثل همون موقع‌ست.

08:18.563 --> 08:20.473
‫چیزی شبیه به این رو پخش کرده بود؟

08:20.563 --> 08:22.393
‫این حس دل‌شوره‌ای که دارم واسه چیه؟

08:23.313 --> 08:25.103
‫بعداً واستون کاغذ میارم.

08:28.273 --> 08:31.483
‫بابام حتماً از روی نگرانی واسه زن‌ها اینو پخش کرده بوده.

08:32.493 --> 08:34.903
‫ولی با همچین اعلانی ممکنه که

08:34.993 --> 08:37.663
‫آدمای بد ذات ایده‌های شومی به سرشون بزنه.

08:38.333 --> 08:40.123
‫حدودا هر دو سال یه بار

08:40.203 --> 08:42.163
‫کارکنان کاخ عوض میشن.

08:42.253 --> 08:45.423
‫پس از مرگ امپراتور قبلی حتی معشوقه‌ها هم جایگزین شدن

08:46.043 --> 08:49.043
‫کی هنوز اعلامیه اون موقع رو یادشه؟

08:49.133 --> 08:50.133
‫این ...

08:50.843 --> 08:51.673
‫با اجازه

08:52.923 --> 08:53.763
‫اوه.

08:53.763 --> 08:54.133
‫60°

08:55.053 --> 08:56.593
‫همون دختره از عمارت پشم هستی

08:56.683 --> 08:58.473
‫شنلو-ساما.

08:58.973 --> 09:01.473
‫نکنه ناخوش احوالی؟
‫- اوه... نه.

09:02.063 --> 09:05.443
‫چجوری باید حرفشو پیش بکشم؟

09:07.733 --> 09:09.983
‫اوه، واستون یه مقدار الکل آوردم.

09:10.073 --> 09:11.573
‫تقطیر شده و قوی‌تره.

09:11.653 --> 09:13.573
‫پس فکر کنم واسه ضدعفونی کردن خوب باشه.

09:13.653 --> 09:15.863
‫واقعاً میدیش به خودم؟

09:15.953 --> 09:18.743
‫آره، زیاد درست کردم.

09:18.823 --> 09:21.873
‫ممنون. بذار واست چای بیارم.

09:26.123 --> 09:28.713
‫راستی، تمام کسایی که اینجا کار میکنن

09:28.793 --> 09:30.673
‫افراد شایسته‌ای هستن، مگه نه؟

09:30.753 --> 09:31.803
‫منظورت چیه؟

09:32.383 --> 09:35.343
‫مدت کار معمول واسه بانوان دربار حدوداً دو ساله،

09:35.423 --> 09:37.723
‫ولی سابقه اکثر نیروهای اینجا به مراتب بیشتره.

09:38.473 --> 09:40.433
‫خب ماها همگی یه مشت پیرزن هستیم.

09:41.313 --> 09:45.233
‫اگه در نوجوونی یا حدود ۲۰ سالگی اینجا
‫اومده باشن، بیشتر از بیست ساله که اینجان.

09:45.313 --> 09:48.353
‫دلیلی داره که نمی تونن از کاخ پشتی برن؟

09:50.153 --> 09:52.193
‫اولش که وارد اینجا شدیم جوون بودیم.

09:53.033 --> 09:55.533
‫خودم ده سالم بود که وارد کاخ پشتی شدم.

09:56.453 --> 10:00.323
‫بقیه هم تقریباً سنشون همین حدود بود.

10:01.493 --> 10:02.743
‫الان در کاخ پشتی،

10:02.833 --> 10:05.663
‫اجازه نمیدن دختری به این سن بخواد کار کنه

10:06.163 --> 10:08.333
‫ولی در دورۀ امپراتور قبلی...

10:09.003 --> 10:11.503
‫امپراتور پیشین دختر بچه‌هایی که به سن بلوغ نرسیده بودن رو

10:11.593 --> 10:14.423
‫انتخاب میکرد و معصومیتشون رو ازشون می دزدید.

10:14.513 --> 10:16.423
‫اونایی که عصمتشون رو از دست داده بودن

10:16.513 --> 10:19.053
‫حتی اجازه‌ی ترک اینجا رو نداشتن.

10:19.133 --> 10:21.393
‫وقتی با امپراتور هم بستر می‌شدن

10:21.473 --> 10:24.263
‫دیگه نمی‌تونستن از کاخ پشتی برن،
‫حتی اگه خدمتکارهای عادی بوده باشن.

10:25.223 --> 10:28.563
‫اون بیرون هیچکس منتظرمون نیست.

10:28.643 --> 10:32.273
‫نه الان، نه هیچوقت دیگه.

10:33.073 --> 10:35.533
‫اوه، حالا فهمیدم.

10:36.863 --> 10:39.363
‫از کاخ پشتی از امپراتور،

10:39.453 --> 10:43.033
‫و از معشوقه‌هایی که مورد عشق و محبت امپراتور قرار گرفتن...

10:43.703 --> 10:46.373
‫از همه اینا کینه به دل دارن.

10:48.213 --> 10:49.413
‫قبلا شنلو

10:49.503 --> 10:51.003
‫ازم خواست حال خدمتکار عمارت کریستال
‫که مریض بود رو چک کنم

10:51.003 --> 10:52.713
‫ازم خواست حال خدمتکار عمارت کریستال
‫که مریض بود رو چک کنم

10:52.793 --> 10:54.963
‫چون شدیدا نگرانش بود.

10:55.053 --> 10:58.383
‫اون موقع فکر کردم زن بسیار با ملاحظه‌ایه.

10:58.473 --> 10:59.423
‫ولی شاید....

10:59.973 --> 11:02.643
‫شاید قصد شنلو بوده که به پیشخدمت ارشد عمارت کریستال،

11:02.723 --> 11:06.313
‫یعنی شین، یاد بده که چجوری داروی سقط جنین بسازه.

11:07.313 --> 11:08.813
‫با اینکه مستقیماً نبوده،

11:08.893 --> 11:12.193
‫ولی اگه از طریق اون خدمتکار مریض پیام رسونده باشه چی؟

11:14.693 --> 11:17.233
‫سرفه‌هام تمومی ندارن.

11:17.323 --> 11:18.533
‫بذار یه نگاهی بندازم.

11:19.193 --> 11:21.993
‫واگیر داره؟

11:22.073 --> 11:23.743
‫بابت چیزی نگرانی؟

11:23.823 --> 11:26.703
‫نمیخوام ليفا-ساما مريض بشن.

11:27.493 --> 11:31.463
‫آخه ممکنه ایشون باردار باشن.

11:31.543 --> 11:32.373
‫عجب...

11:32.963 --> 11:35.713
‫اینو به پیشخدمت ارشد شین-ساما برسون.

11:35.793 --> 11:37.053
‫چی هست؟

11:37.133 --> 11:39.593
‫یه لیست از موادی که تو دوره‌ی بارداری باید پرهیز بشه.

11:39.673 --> 11:42.553
‫با ترکیب کردن بعضیاشون میشه حتی
‫داروی سقط جنین درست کرد.

11:43.553 --> 11:45.933
‫مطمئنم که به درد لیفا-ساما میخوره.

11:47.473 --> 11:48.973
‫چیزهایی که باید پرهیز کرد

11:49.063 --> 11:53.443
‫همونایین که با نیت شوم میشه ازشون سم درست کرد.

11:54.863 --> 11:56.523
‫اون‌موقع کاروان اومده بود،

11:56.613 --> 11:58.983
‫و به طور اتفاقی همون مواد تو لیست فروش بودن.

12:00.113 --> 12:02.113
‫امکان نداشت همچین فرصتی رو از دست بده.

12:03.203 --> 12:05.113
‫چرا باید همچین چیزایی رو میفروختن؟

12:05.203 --> 12:06.873
‫شاید یکی از بانوان دربار شاغل در درمانگاه

12:06.953 --> 12:10.623
‫به فروشنده‌ها گفته بوده که واسه تهیه‌ی عطر این مواد لازمن،.

12:11.373 --> 12:14.963
‫نمیشه با اطمینان گفت که درمانگاه در
‫تمامی اون حوادث نقش داشته.

12:15.043 --> 12:17.293
‫ولی این کینه‌ی قدیمی و عمیق،

12:17.383 --> 12:21.763
‫با اینکه به قصد کشت نبوده، ولی مدت‌هاست
‫که کاخ پشتی در خودش بلعیده

12:24.683 --> 12:26.553
‫باید بیشتر تحت فشار بذارمش؟

12:27.473 --> 12:28.933
‫چیزی شده؟

12:29.433 --> 12:31.103
‫نه چیزی نیست.

12:31.183 --> 12:33.313
‫آها، که اینطور.

12:34.443 --> 12:36.523
‫فعلا تا همینجا کافیه.

12:36.613 --> 12:38.403
‫نه مدرکی دارم و نه شاهدی.

12:38.483 --> 12:40.613
‫نمی‌خوام اتهامات بی‌اساسی رو مطرح کنم.

12:40.693 --> 12:43.493
‫این تنها جاییه که خدمتکارانی که مریضن

12:43.573 --> 12:46.323
‫احساس آرامش میکنن،
‫نمی‌خوام اینو ازشون بگیرم.

12:47.073 --> 12:50.283
‫تنها کاری که ازم برمیاد اینه که

12:50.373 --> 12:53.253
‫جلوی پخش شدن این کینه رو بگیرم.

12:53.333 --> 12:54.463
‫اممم...

12:54.963 --> 12:57.383
‫خیلی ممنون، من دیگه میرم

12:59.633 --> 13:02.633
‫هر کدوم از کتابا که چشمت رو گرفت میتونی قرضشون بگیری

13:02.723 --> 13:04.473
‫ولی یادت نره بیاریشون.

13:05.303 --> 13:06.973
‫چقدر کتاب اینجاست.

13:07.513 --> 13:11.013
‫نمیدونم چرا ولی انگار کتاب‌های اون قفسه بیشتر هم شده.

13:11.603 --> 13:13.523
‫خوبه که بقیه کتابا رو برگردوندن.

13:14.393 --> 13:17.063
‫به عنوان یه دانشنامهٔ حشرات خیلی خوبه.

13:17.813 --> 13:20.023
‫یکی گذاشته بودش توی قفسه‌ها.

13:20.733 --> 13:22.783
‫فکر کنم یه ماه پیش بود.

13:26.573 --> 13:27.323
‫این...

13:27.993 --> 13:31.493
‫اگه یه ماه پیش بوده باشه، میشه
‫بعد از ضیافت فرستاده‌های ویژه

13:32.123 --> 13:33.333
‫حالا که فکرشو میکنم...

13:33.413 --> 13:35.583
‫اینجا فوق‌العاده‌ست!

13:35.663 --> 13:38.253
‫پر از حشراتیه که فقط تو کتابا دیده بودم!

13:38.833 --> 13:42.003
‫شیسویی این دانش‌نامه رو گذاشته اینجا؟

13:42.593 --> 13:46.513
‫ولی چطور یه خدمتکار ساده همچین کتاب مهمی رو داره؟

13:48.223 --> 13:50.643
‫اگه درست یادم باشه، وقتی شیسویی
‫داشت حشره‌هارو نقاشی می کرد،

13:50.723 --> 13:53.103
‫از یه دفتر کاغذی استفاده می‌کرد.

13:53.183 --> 13:54.893
‫تازه، سواد خوندنم داشت.

13:55.603 --> 13:57.523
‫پس چرا به عنوان یه خدمتکار اینجاست؟

13:59.563 --> 14:02.983
‫شنلو، مواظب اون دختر باش.

14:03.073 --> 14:05.493
‫برای یه مرد، صدای زیاد نازکی داره.

14:05.573 --> 14:07.993
‫اما برای یه زنم، صداش خش داره.

14:08.073 --> 14:10.493
‫برای اینکه یه مرد باشه قد کوتاهی داره.

14:11.373 --> 14:13.243
‫ولی واسه یه زنم زیادی قدش بلنده

14:14.043 --> 14:19.753
‫اونقدر خوش قیافه‌ست که جیغ دخترا رو هم درمیاره...

14:21.843 --> 14:23.843
‫اون سویریه

14:25.673 --> 14:28.173
‫شنلو، اون متوجه کارهات شده

14:28.263 --> 14:29.933
‫با توجه به حرفاتون فهمیدم.

14:32.143 --> 14:33.933
‫مثل همیشه زبر و زرنگه

14:34.523 --> 14:37.063
‫به خاطر اون بود که، جون سالم به در بردم،

14:37.143 --> 14:39.143
‫باید جیغ بکشم؟

14:39.233 --> 14:41.853
‫و یا یه بطری الکل پرت کنم سمتش و بعد فرار کنم؟

14:41.943 --> 14:45.233
‫حتی فکر انجام کار احمقانه‌ای هم به سرت نزنه.
‫اگه جم بخوری، زخمیت میکنم.

14:45.323 --> 14:49.113
‫اگه اینجا منو بکشی، فوری گیر میفتی.

14:49.743 --> 14:51.663
‫ترجیح میدم این مسئله رو آروم حلش کنیم.

14:54.413 --> 14:56.583
‫این اثر جانبی داروی احیاست؟

14:57.913 --> 14:59.293
‫بعد از سوءقصد در جشن،

14:59.293 --> 15:00.003
‫بعد از سوء قصد در جشن

15:00.083 --> 15:00.923
‫تو با خوردن سم مرُدی

15:00.923 --> 15:02.713
‫تو با خوردن سم مرُدی

15:02.793 --> 15:04.843
‫خودت خواستی اینطوری وانمود کنی.

15:05.593 --> 15:08.763
‫اون دارو فقط تو رو به صورت موقتی شکل مرده‌ها کرد،

15:08.843 --> 15:10.513
‫ولی اثرات جانبیش هنوز باقی مونده

15:11.223 --> 15:12.473
‫خب، که چی؟

15:12.553 --> 15:14.683
‫بذار بهت بگم نیتم چیه

15:15.263 --> 15:16.473
‫فکر کردی گوش میدم؟

15:16.563 --> 15:17.683
‫چاره‌ی دیگه‌ای نداری.

15:20.193 --> 15:21.733
‫شیسویی!

15:21.813 --> 15:24.483
‫پس صاحب دانش‌نامه‌ی حشرات خودش بوده.

15:25.363 --> 15:26.863
‫متاسفم، مائومائو...

15:26.943 --> 15:29.493
‫واست مهم نیست چه بلایی سرش میاد؟

15:30.453 --> 15:31.903
‫ازم میخوای چیکار کنم؟

15:31.993 --> 15:34.453
‫ازت میخوام که همراه من از کاخ پشتی بیرون بیای

15:34.533 --> 15:37.493
‫بیام بیرون از کاخ پشتی؟ نمیشه...

15:37.583 --> 15:39.753
‫میشه. و..

15:39.833 --> 15:42.173
‫میدونم که همراهم میای.

15:44.843 --> 15:46.503
‫دلت نمیخواد بدونی که

15:47.173 --> 15:49.133
‫چجوری داروی احیا رو درست میکنن؟

15:52.723 --> 15:55.093
‫چی داره میگه؟

15:56.183 --> 15:58.853
‫همون‌طور که فکر میکردم، سویری خطرناکه.

16:03.063 --> 16:06.863
‫توی قصر، دو تا هیولا وجود دارن.
‫یکی سمت شرقی و یکی دیگه سمت غربی

16:06.943 --> 16:10.283
‫قسمت شرقی دست ارتشه، پس یکی از هیولاها افسر نظامیه

16:10.993 --> 16:13.993
‫قسمت غربی هم از کارمندان دولتی تشکیل شده،
‫پس اون هیولا یکی از اوناست.

16:14.783 --> 16:16.663
‫به عبارت دیگه، همون فرمانده کل میشه

16:16.743 --> 16:20.413
‫افسر ارشد ارتش لاکان، روباه قسمت شرقیه.

16:20.503 --> 16:22.713
‫چهره سرشناس از دوران رهبر قبلی

16:22.793 --> 16:24.923
‫شیشو از استان شیهوکو شوئه

16:25.003 --> 16:27.003
‫اون سگ کاونده قسمت غربیه

16:27.673 --> 16:28.753
‫چی شمارو کشونده اینجا؟

16:29.343 --> 16:30.883
‫اوه چیز خاصی نیست.

16:30.963 --> 16:34.803
‫یه ماهی میشه که برادر کوچکتر امپراتور
‫توی شورای دربار شرکت نکرده

16:34.893 --> 16:37.433
‫برای همین داشتم فکر میکردم
‫خوب میشه اگه بعدش باهمدیگه چای بنویشیم

16:38.063 --> 16:39.683
‫فرصت خیلی خوبیه

16:39.773 --> 16:42.523
‫پس چرا به من ملحق نمیشین، شیشو-دونو؟

16:43.773 --> 16:44.943
‫من؟

16:45.733 --> 16:49.113
‫البته من حرف خاصی برای تعریف کردن ندارم.

16:51.613 --> 16:53.823
‫گفتن که تشریف میارن.

16:53.903 --> 16:57.783
‫خیلی خب، پس بریم سمت حیاط عمارت.

16:59.373 --> 16:59.873
‫چقدر هوای پاییز دلپذیره

16:59.873 --> 17:02.793
‫چقدر هوای پاییز دلپذیره.

17:03.583 --> 17:05.333
‫چای رو توی فنجان‌های نقره‌ای سرو می‌کنن،

17:05.423 --> 17:08.043
‫پس نیازی به سم چش نیست.

17:16.013 --> 17:17.683
‫میفرماین خیلی طعم خوبی داره.

17:19.643 --> 17:23.143
‫لاکان-دونو، چیزی هست که بخوای
‫در موردش صحبت کنی؟

17:23.813 --> 17:25.983
‫چند روز پیش، تو استان شیهوکو-شو

17:26.063 --> 17:28.773
‫به جون برادر کوچکتر امپراتور سوء قصد شده، درسته؟

17:28.863 --> 17:33.113
‫حین تحقیقاتمون، به چیزای جالبی رسیدیم

17:34.703 --> 17:37.363
‫نقشه‌ی فيفا؟!

17:38.123 --> 17:42.083
‫شما میدونین این چیه شیشو-دونو؟

17:43.543 --> 17:45.413
‫این چیه دقیقاً؟

17:46.003 --> 17:48.833
‫این همون سلاحیه که اون خلافکارا همراهشون داشتن.

17:48.923 --> 17:50.133
‫اینطور نیست؟

17:52.383 --> 17:54.383
‫عذر میخوام، لطفا ادامه بدین.

17:55.013 --> 17:58.723
‫این یه نقشه از اون اسلحه‌ست.

17:58.803 --> 18:00.303
‫به نظر میاد یه مدل جدید غربی باشه.

18:00.303 --> 18:01.053
‫به نظر میاد یه مدل جدید غربی باشه

18:01.143 --> 18:04.223
‫این‌جا به جای اون فتیله‌ها

18:04.313 --> 18:06.183
‫یه چخماق گذاشتن.

18:06.273 --> 18:10.403
‫خطای شلیک کمتری داره و ساختارشم ساده‌تره.

18:10.483 --> 18:13.523
‫خیلی جالبه.

18:13.613 --> 18:16.823
‫اگه تولید انبوهی از این داشته باشیم،

18:16.903 --> 18:19.613
‫وضعیت جنگیدن‌مون به کلی عوض میشه.

18:19.703 --> 18:22.833
‫میتونیم با آرایش منسجم‌تری بجنگیم
‫و راحت‌تر جا به جا بشیم.

18:22.913 --> 18:24.623
‫باورم نمیشه همچین سلاحی

18:24.703 --> 18:28.873
‫افتاده دست کسی که قصد جان برادر امپراتور رو کرده...

18:28.963 --> 18:33.093
‫برام جای سواله که چجوری
‫همچین چیزی رو به دست آوردن؟

18:36.843 --> 18:38.673
‫واقعاً چطور؟

18:41.223 --> 18:44.643
‫مگه بررسی اون وظیفه شما نیست؟

18:44.723 --> 18:46.933
‫میشه اینو گفت، ولی...

18:47.023 --> 18:49.063
‫خب یه چیز کوچیک پیش اومده.

18:49.853 --> 18:52.983
‫یه نفر از اون بخش با متهم‌ها
‫مقداری برخورد خشنی داشته.

18:53.073 --> 18:55.273
‫واسه همین هیچکدوم از مضنونین قادر به حرف زدن نیستن.

18:56.533 --> 18:59.953
‫در برابر کسایی که علیه خانواده سلطنتی نقشه میکشن هیچ رحمی جایز نیست

19:00.033 --> 19:03.573
‫اما خراب کردن شکنجه؟ این اشتباه سنگینیه

19:03.663 --> 19:05.123
‫برای همین داشتم فکر میکردم

19:05.203 --> 19:08.453
‫اگه چیزی در موردش شنیدین،

19:08.543 --> 19:09.713
‫شیشو-دونو؟

19:10.373 --> 19:13.463
‫اگه خبر داشتم، مدت‌ها پیش گزارشش رو میدادم.

19:14.463 --> 19:16.463
‫می‌فهمم. حیف شد.

19:17.303 --> 19:20.013
‫پس بریم سر اصل مطلب.

19:20.973 --> 19:23.683
‫این نقشه‌ی بازی گوی هست که
‫من و همسرم دیروز بازی کردیم.

19:23.683 --> 19:24.803
‫این نقشه‌ی بازی گوی هست که
‫من و همسرم دیروز بازی کردیم.

19:25.643 --> 19:27.523
‫همسر ...؟

19:27.603 --> 19:31.853
‫راستی، شما همین تازگیا ازدواج کردی، درسته لاکان-دونو؟

19:31.943 --> 19:32.983
‫بله، همین طوره.

19:33.563 --> 19:37.443
‫شنیدم جشن ازدواجتون هفت شبانه روز ادامه داشته.

19:37.533 --> 19:40.743
‫حتی از اینم باخبرین؟

19:40.823 --> 19:43.993
‫همسرم، فرد زیرکیه.

19:44.073 --> 19:46.783
‫هر حرکتش مثل تیغ برنده‌ست.

19:46.873 --> 19:49.953
‫نمیتونم بگم چندبار وسط این بازی ضربان قلبم رفته بالا.

19:50.043 --> 19:52.213
‫این حرکت رو ببین! من در حال فرار بودم

19:52.293 --> 19:54.633
‫ولی تو حرکت بعدی اون گیرم انداخت!

19:55.463 --> 19:58.053
‫تا کی باید به این داستان گوش بدیم؟

19:58.133 --> 20:00.263
‫و بعدش--
‫- عذر میخوام، ولی...

20:00.303 --> 20:02.683
‫کاری هست که باید بهش رسیدگی کنم.
‫پس با اجازتون مرخص میشم.

20:02.763 --> 20:04.433
‫مرسی بابت نوشیدنی

20:04.513 --> 20:06.143
‫چه حیف.

20:06.893 --> 20:09.603
‫حتماً یه نسخه از نقشه و یادداشت‌های بازیم رو

20:09.683 --> 20:11.983
‫براتون ارسال میکنم.

20:12.063 --> 20:13.773
‫نه، احتیاجی نیست.

20:13.853 --> 20:16.613
‫نفرمایید، تعارف نکنید.

20:16.693 --> 20:19.573
‫یه لیوان آب انگور میل میفرمایین؟

20:20.323 --> 20:22.363
‫رنگ قرمز آب انگور توی لیوان شیشه‌ای

20:22.453 --> 20:24.573
‫خیلی زیباست.

20:26.913 --> 20:29.543
‫درسته، بسیار زیباست

20:30.833 --> 20:32.003
‫واقعا همینطوره.

20:32.753 --> 20:34.833
‫به نظرم من و تو با همدیگه خوب کنار بیاییم.

20:34.923 --> 20:37.713
‫مشتاقم یه روز دیگه بیشتر از همسرم برات بگم.

20:37.793 --> 20:39.963
‫شاید دفعه بعدی، فعلاً.

20:44.053 --> 20:47.643
‫این آب میوه رنگ عجیبی داره، اینطور نیست؟

20:48.603 --> 20:49.973
‫انگورهایی هستن که

20:50.063 --> 20:52.353
‫رنگ سبز دارن.

20:53.193 --> 20:55.903
‫این یکی مشخصاً سبزه، نه قرمز...

20:55.983 --> 20:58.733
‫چرا شیشو-دونو چیزی نگفتن

20:58.823 --> 21:00.613
‫وقتی اون گفت که قرمزه؟

21:01.943 --> 21:03.903
‫درست مثل حرفی که داییم زده بود...

21:08.993 --> 21:11.083
‫میتونم موهامو درست کنم؟

21:11.703 --> 21:13.503
‫بفرمایین.

21:13.583 --> 21:15.923
‫حواسم هست که کسی نیاد.

21:16.543 --> 21:18.633
‫بالاخره، میتونم از شر این نقاب راحت بشم.

21:25.723 --> 21:28.723
‫پوشیدن کفش پاشنه بلند خیلی خسته کننده‌ست.

21:29.223 --> 21:31.263
‫عذر میخوام که ازتون خواستم همچین کاری کنین.

21:31.853 --> 21:35.523
‫ایستادن جای ولیعهد چیزی نیست که
‫هر روز مجبور به انجام دادنش بشی.

21:35.603 --> 21:36.983
‫ولى من واقعا ازش لذت بردم.

21:37.943 --> 21:41.483
‫وقتی بهش نگاه می‌کنم، به نظر میاد
‫مامور دولتی خوشتیپیه

21:41.573 --> 21:45.493
‫کی فکرشو میکرد این همون آه دو-ساما،
‫معشوقه سابق رده بالا باشه؟

21:45.573 --> 21:49.373
‫اون روباه به حدی عجیب به نظر میومد
‫که باعث شده بود سگ کاونده عادی به نظر برسه.

21:49.453 --> 21:52.663
‫هیچ کسی حریف ژنرال نمیشه.

21:52.743 --> 21:54.413
‫ولی به نظر میاد دلش پیش زنش گیر باشه.

21:55.003 --> 21:56.913
‫بله، دخترشم همین طور.

21:57.003 --> 21:59.673
‫باورم نمیشه که اون دختر ژنراله...

22:00.383 --> 22:03.593
‫ولی مگه هنوزم درگیر مسائلش با اون دختره نیست؟

22:03.673 --> 22:05.463
‫اون خواجه، جینشی-دونو.

22:07.553 --> 22:10.973
‫باورم نمیشه که گم شده باشه...

22:11.023 --> 22:16.023
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

22:16.053 --> 22:18.023
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

23:45.063 --> 23:48.113
‫قسمت بعد

23:56.493 --> 23:59.293
‫قسمت بعدی
‫دهکده‌ی روباه
