WEBVTT

00:00.223 --> 00:06.023
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

00:06.053 --> 00:14.023
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

01:32.633 --> 01:34.003
‫باورنکردنیه!

01:34.463 --> 01:37.423
‫این یک داستان تماماً تخیلی است. نام تمامی شخصیت‌ها، سازمان‌ها و...
.‫ساختگی‌ است. ‫همچنین هیچ ارتباطی با هیچ رویدادی در دنیای واقعی ندارد

01:34.473 --> 01:37.723
‫اینکه بخوای از یه همنشین عالی‌رتبه،
‫که از قضا گیوکویو-ساما هم نیست مراقبت کنی!

01:38.193 --> 01:39.933
‫اینو می‌گی، ولی...

01:40.563 --> 01:41.553
‫یه‌چیزی اون‌جاست.

01:41.953 --> 01:45.473
‫حمام کاخ یه چیز داره... چیز...

01:45.473 --> 01:46.813
‫روح داره!

01:50.033 --> 01:53.823
‫چرا در مورد این موضوع با جینشی-ساما مشورت نکردین؟

01:54.543 --> 01:58.863
‫کیه که بعد از شنیدن اون حرفا کنجکاو نشه؟

02:01.113 --> 02:02.213
‫مائومائو.

02:02.753 --> 02:06.333
‫بفرما، همون‌طور که حدس می‌زدم.

02:07.173 --> 02:08.503
‫بنده رو احضار کردین؟

02:07.333 --> 02:11.293
قسمت 38
روح رقصان

02:15.923 --> 02:19.973
‫ای تف بهش. خوشحالی گرفتن پادزهر گاو باعث شد پاک یادم بره،

02:19.973 --> 02:23.433
‫ولی حین سفر شکار یه راز خیلی بزرگ رو در موردش فهمیدم.

02:23.723 --> 02:27.433
‫به‌جز امپراتور، همه‌ی مردای کاخ اندرونی خواجه هستن.

02:27.433 --> 02:30.443
‫ولی جینشی-ساما این‌طور نبود.

02:30.923 --> 02:33.803
‫ایشون یه قورباغه‌ی بگی‌نگی بزرگم دارن.

02:36.813 --> 02:39.243
‫خب، امروز چه فرمایشی داشتین؟

02:39.743 --> 02:42.703
‫شنیدم که توی اتاق یکی از همنشین‌ها یه روح پیدا شده.

02:43.073 --> 02:46.353
‫عه‌وا، خدایا... حتماً خیلی ترسناک بوده.

02:48.443 --> 02:52.023
‫کدوم‌یکی از همنشین‌ها؟ باید بهشون سر بزنم و احوال‌پرسی کنم.

02:52.023 --> 02:56.303
‫گیوکویو-ساما، شما که با این وضع‌تون نباید برین بیرون.

02:56.303 --> 02:58.343
‫پس یکی رو به‌جای خودم می‌فرستم.

02:58.693 --> 03:00.133
‫بذار ببینم...

03:00.843 --> 03:05.433
‫هونیان، چرا تو نمی‌ری؟ مائومائو رو هم با خودت ببر.

03:05.713 --> 03:09.183
‫همنشین گیوکویو، این یه مسئله‌ی محرمانه‌ست،

03:09.183 --> 03:11.273
‫پس لطفاً اجازه بدین که نپذیرم.

03:11.753 --> 03:16.273
‫به‌جاش، می‌شه دوباره بهم «برگردونینش»؟

03:16.923 --> 03:19.783
‫البته که می‌تونم بهتون «قرض» بدمش.

03:23.993 --> 03:25.943
‫بازم این معامله‌ها...

03:26.673 --> 03:29.373
‫نه، ترجیح می‌دم «برگرده» پیشم...

03:29.993 --> 03:30.793
‫همین...

03:31.843 --> 03:32.833
‫«مائومائو».

03:34.393 --> 03:38.803
‫وقتی برگشت دیگه نمی‌تونین چیزی از این دختر بپرسین.

03:39.353 --> 03:43.663
‫خودم تضمین می‌کنم که دهنش قرص بمونه.

03:45.903 --> 03:47.943
‫خب، با اجازه‌تون.

03:57.983 --> 04:01.343
‫توی سفر شکار چه اتفاقی بین شما دوتا افتاد؟

04:02.573 --> 04:04.663
‫همه‌ش زیر سر قورباغه‌ست.

04:05.813 --> 04:06.823
‫قورباغه؟

04:05.813 --> 04:06.823
‫قورباغه؟

04:07.503 --> 04:13.333
‫شاید پادزهر گاو ارزش رازی که باید
‫با خودم به گور ببرم رو نداشته باشه.

04:14.603 --> 04:16.083
‫منتظر تشریف آوردنتون بودیم.

04:24.803 --> 04:28.373
‫یعنی گائوشون-ساما چه‌قدر از ماجرا خبر داره؟

04:28.373 --> 04:32.473
‫نکنه خود گائوشون-ساما هم خواجه نیست؟

04:33.583 --> 04:36.163
‫فکر کردن بهش هیچ فایده‌ای نداره.

04:40.203 --> 04:42.483
‫عرض ادب، همنشین لیشو.

04:43.413 --> 04:44.453
‫جینشی-ساما!

04:44.743 --> 04:49.203
‫می‌تونین حمامی که گفتین روح داره رو بهمون نشون بدین؟

04:50.283 --> 04:51.663
‫اوه... بله...

04:52.673 --> 04:54.583
‫از این تابلوترم می‌شه؟

04:54.943 --> 04:58.293
‫اینکه با یه همنشین عالی‌رتبه این‌طوری
‫ رفتار می‌کنن جای نگرانی داره...

04:58.763 --> 05:00.133
‫از این‌طرف.

05:02.633 --> 05:06.093
‫اتاق اول برای لباس عوض‌کردن، و بعد از اون حمام قرار داره.

05:07.513 --> 05:13.063
‫لیشو-ساما گفتن از پنجره‌ی این انباری
‫یه موجود عجیب به شکل انسان دیدن.

05:14.273 --> 05:16.143
‫این موجودی که دیدین چه شکلی بود؟

05:16.553 --> 05:18.233
‫خـ ـ خب...

05:19.253 --> 05:22.153
‫هنوزم دارین در مورد اون قضیه صحبت می‌کنین؟

05:22.503 --> 05:24.743
‫حتماً اشتباه کردین.

05:24.743 --> 05:29.033
‫لیشو-ساما همیشه قصد دارن این‌طوری توجه همه رو جلب کنن.

05:31.733 --> 05:35.883
‫همین‌طوری الکی دارین از کاه، کوه می‌سازین...

05:35.883 --> 05:41.793
‫به‌نظرم کار ندیمه‌های ارشد اینه
‫که جلوی چنین رفتارهایی رو بگیرن.

05:42.183 --> 05:46.953
‫شاید تو این رو نمی‌دونی، چون صرفاً یه پیش‌مرگ بودی.

05:46.953 --> 05:48.553
‫خیلی عذر می‌خوام...

05:48.823 --> 05:50.583
‫از طرز حرف‌زدنش مشخصه،

05:50.583 --> 05:53.643
‫این زن با اون لحن متکبرانه‌ش باید ندیمه‌ی ارشد سابق باشه.

05:53.983 --> 05:56.343
‫حتماً از بابت اینکه یه پیش‌مرگ جاشو گرفته دلش پره.

05:56.343 --> 05:59.773
‫و روزی هزاربار داره درباره‌ش غر می‌زنه.

06:00.613 --> 06:01.443
‫هــا؟

06:02.463 --> 06:04.283
‫اون گیره‌ی مو...

06:05.483 --> 06:07.403
‫شما هم موافق نیستین؟

06:07.953 --> 06:09.393
‫والا چی بگم.

06:10.393 --> 06:14.573
‫هرچند، همچنان کارم ایجاب می‌کنه به صحبت‌های همنشین‌ها گوش کنم.

06:14.573 --> 06:17.083
‫اجازه می‌دین به کارم برسم؟

06:18.253 --> 06:19.503
‫بـ ـ بله...

06:21.123 --> 06:24.213
‫همم. گلوم یکم خشک شده...

06:25.423 --> 06:27.093
‫فوراً براتون چای میارم!

06:27.093 --> 06:28.153
‫من میارم!

06:28.153 --> 06:29.553
‫نه، من میارم!

06:31.263 --> 06:35.393
‫خب. همنشین لیشو، می‌تونین با جزئیات بیشتری توضیح بدین؟

06:36.093 --> 06:38.533
‫بـ ـ بله...

06:39.193 --> 06:43.653
‫هــمــم. اونا رو فرستاد دنبال نخود سیاه
‫که همنشین لیشو بتونه راحت حرفاشو بزنه.

06:44.273 --> 06:48.903
‫اون شب، بعد از این بود که مثل همیشه حمام می‌کردم.

06:49.603 --> 06:51.963
‫من ترجیح می‌دم که دمای آب پایین باشه،

06:51.963 --> 06:54.913
‫ولی ندیمه‌ها همیشه آب حمامم رو خیلی داغ می‌کنن.

06:55.533 --> 06:59.293
‫برای همین، عادت کرده بودم که صبر کنم تا آب
‫کمی خنک‌تر بشه، و یکم دیرتر حمام کنم.

07:00.173 --> 07:02.173
‫از قبل متوجه این قضیه شده بودم،

07:03.003 --> 07:07.633
‫ولی به‌نظر میاد که ندیمه‌ها دیدگاه مثبتی نسبت به من ندارن.

07:08.243 --> 07:12.223
‫من همیشه تنها حمام می‌کنم، حتی از زمانی که توی صومعه بودم.

07:12.223 --> 07:18.033
‫کانان... منظورم اینه که،‌ ندیمه‌ی ارشدم توی لباس پوشیدن بهم کمک می‌کنه.

07:18.473 --> 07:23.353
‫وقتی که داشتم خودم رو خشک می‌کردم،
‫حس کردم هوا گرم شده، برای همین پرده‌ها رو کشیدم بالا.

07:23.353 --> 07:25.093
‫بعدش...

07:25.093 --> 07:29.323
‫با اینکه همه‌ی پنجره‌ها بسته بودن، پرده‌ها داشتن باد می‌خوردن.

07:30.473 --> 07:34.723
‫و یه صورت سفید داشت می‌رقصید و می‌خندید!

07:36.363 --> 07:39.373
‫بهم زل زده بود...!

07:43.523 --> 07:46.843
‫ممکه شخص دیگه‌ای هم اونجا بوده باشه؟

07:48.123 --> 07:53.323
‫کانان تنها کسی‌ـه که اون اطراف بود. اون هم روح رو دید!

07:54.773 --> 07:57.683
‫رفتم نزدیکش، سعی کردم که ببینم چیه،

07:58.283 --> 08:00.173
‫ولی روح ناپدید شد،

08:01.043 --> 08:05.483
‫و پرده هم از حرکت ایستاد، انگار که هیچ اتفاقی نیفتاده.

08:06.523 --> 08:10.673
‫همه‌ی پنجره‌هایی که به بیرون دید دارن بسته بودن،

08:10.673 --> 08:12.873
‫پس بادی هم نمی‌تونسته بیاد داخل.

08:12.873 --> 08:15.703
‫ولی پرده‌ها تکون می‌خوردن.

08:17.023 --> 08:20.293
‫غیرمنطقی نیست که فکر کنه یه روح دیده و ترسیده باشه.

08:20.833 --> 08:23.243
‫ولی، طراحی این ساختمون یکم عجیبه.

08:23.243 --> 08:27.563
‫توی کاخ بلور و کاخ یشم، حموم‌ها توی ساختمون‌های جدا قرار دارن،

08:27.563 --> 08:29.803
‫و در کنارش یه فضای استراحت هم دارن.

08:30.493 --> 08:34.343
‫چرا کسی باید یه انباری کنار حموم بسازه؟

08:37.423 --> 08:40.513
‫اون اتاق از اول انباری بوده؟

08:40.513 --> 08:43.343
‫اوه، نه، از اول نبوده...

08:43.893 --> 08:46.303
‫پس چرا الان انباری شده؟

08:46.303 --> 08:47.403
‫راستش...

08:51.233 --> 08:54.963
‫فکر کنم بهتر باشه که خودتون ببینین.

09:00.213 --> 09:02.293
‫اوه، که این‌طور.

09:02.803 --> 09:05.043
‫خیلی کپک زده.

09:05.503 --> 09:08.993
‫ندیمه‌های کاخ یشم قطعاً علت کپک رو پیدا می‌کردن...

09:08.993 --> 09:11.553
‫و برای پیشگیری هم یه کاری می‌کردن، ولی...

09:11.953 --> 09:15.523
‫از اون ندیمه‌های این‌جا چنین انتظاری ندارم.

09:15.523 --> 09:18.593
‫صرفاً اینجا رو تبدیل به انباری کردن تا پنهانش کنن.

09:24.073 --> 09:27.693
‫شاید زیربنای ساختمون هم پوسیده باشه.

09:28.363 --> 09:31.173
‫این ساختمان از بقیه قدیمی‌تره؟

09:31.173 --> 09:33.783
‫نه، راستش جدیدتره.

09:33.783 --> 09:37.033
‫زمانی که لیشو-ساما وارد کاخ اندرونی شدن ساخته شد.

09:37.033 --> 09:38.863
‫توی چندسال این‌طوری شده؟

09:39.563 --> 09:43.453
‫همنشین لیشو گفت این پرده داشت تکون می‌خورد.

09:45.593 --> 09:47.463
‫لطفاً اجازه بدین حمام رو ببینم.

09:51.333 --> 09:52.133
‫پیداش کردم.

09:52.733 --> 09:57.133
‫این سوراخ باید به آب‌راه‌های کاخ اندرونی وصل باشه.

09:57.733 --> 09:58.753
‫لیشو-ساما.

09:59.463 --> 10:04.563
‫اون روزی که روح رو دیدین. اشتباهی درپوش وان رو باز کرده بودین؟

10:04.833 --> 10:07.273
‫آره. از کجا فهمیدی؟

10:07.603 --> 10:08.773
‫می‌دونستم.

10:09.363 --> 10:15.653
‫پنجره‌های بسته، پرده‌های متحرک، درپوش وان بازشده...

10:16.323 --> 10:20.923
‫اگه حدسم درست باشه، هویت واقعی اون روح رقصان باید...

10:28.443 --> 10:32.683
‫گائوشون-ساما، می‌شه کمک کنین این کمد رو جابه‌جا کنم؟

10:32.683 --> 10:33.423
‫بله.

10:38.383 --> 10:40.043
‫وضعیتش خیلی بده.

10:40.043 --> 10:42.513
‫بله، خیلی پوسیده.

10:44.203 --> 10:46.833
‫کف اتاق زوارش در رفته و شکاف داره.

10:47.543 --> 10:49.103
‫در این صورت...

10:49.103 --> 10:52.683
‫می‌تونین ببینین که آب‌راه‌ها از زیر اینجا رد می‌شن؟

10:52.683 --> 10:55.463
‫فوراً نقشه‌ی عمارت الماس رو میارم.

10:57.833 --> 10:58.873
‫بفرمایین.

10:58.873 --> 11:00.363
‫خیلی ممنونم.

11:02.963 --> 11:05.873
‫همون‌طور که حدس می‌زدم، آب‌راه‌ از زیر اینجا رد می‌شه.

11:06.373 --> 11:11.373
‫وقتی آب داغ از اینجا رد می‌شه،
‫بخار به راحتی باعث پوسیدن کف و دیوارها می‌شه.

11:11.663 --> 11:17.883
‫بعدش، بخار از این شکاف بالا میاد،
‫به نوعی باد ایجاد می‌کنه و پرده‌ها رو به حرکت در میاره.

11:19.153 --> 11:22.763
‫پـ ـ پس اون صورت گردی که دیدم چی بود؟!

11:25.443 --> 11:26.303
‫احتمالاً اینه.

11:30.303 --> 11:32.163
‫چیزه، اون...

11:33.253 --> 11:38.113
‫اون آینه‌ی مسی خیلی برام عزیزه. می‌شه مراقبش باشین؟

11:38.633 --> 11:41.743
‫متوجه‌م. چندوقته که این آینه این‌جاست؟

11:42.033 --> 11:44.153
‫قبلاً خیلی ازش استفاده می‌کردم.

11:44.153 --> 11:47.333
‫ولی الان، اون آینه‌ای که سفیرهای ویژه بهمون دادن رو داریم، برای همین...

11:47.893 --> 11:50.123
‫آینه‌ی سفیرهای ویژه از جنس شیشه‌ست،

11:50.123 --> 11:52.663
‫که باعث می‌شه از آینه‌ی مسی شفاف‌تر باشه.

11:52.663 --> 11:54.853
‫طبیعتاً این‌یکی رو می‌ذارن کنار.

11:54.853 --> 11:56.573
‫ولی بازم...

11:56.573 --> 11:58.853
‫حتماً هر روز تمیزش می‌کنین.

11:58.853 --> 12:02.773
‫بله... میراث مادر مرحومم هستش.

12:04.123 --> 12:08.263
‫به‌نظر یه آینه‌ی مسی ساده میاد، ولی...

12:09.963 --> 12:14.483
‫لیشو-ساما، چطوره بعد از مدت‌ها ازش استفاده کنیم؟

12:15.673 --> 12:16.583
‫بفرمایین.

12:20.013 --> 12:22.023
‫استفاده کنم؟

12:23.113 --> 12:26.823
‫فکر می‌کنم زیر یه نور خوب راحت‌تر می‌شه دید.

12:32.043 --> 12:35.333
‫اگه این‌طرفی بگیرینش، احتمالاً نتیجه‌ی بهتری بده.

12:44.133 --> 12:46.993
‫که این‌طور. پس این‌طوری ظاهر می‌شه.

12:46.993 --> 12:48.603
‫چه خبره؟!

12:49.013 --> 12:53.243
‫بهش می‌گن «جادوی آینه». هرچند خودمم بار اوله از نزدیک یکیشو می‌بینم.

12:53.243 --> 12:54.313
‫جادوی آینه؟

12:54.663 --> 13:01.473
‫یه نوع خیلی خاصی از آینه هست که می‌تونه نور
‫رو بازتاب کنه و به یک تصویر یا متن تبدیلش کنه.

13:01.823 --> 13:06.933
‫شنیدم با اعمال برجستگی روی سطح آینه ساخته می‌شه.

13:07.543 --> 13:11.763
‫طبق چیزی که از پدرخونده‌م شنیدم، ساختش کمی مهارت می‌طلبه.

13:15.743 --> 13:20.253
‫آینه‌ای که به خوبی جلا داده شده، چهره‌ای رو زیر نور ماه به نمایش می‌ذاره.

13:20.973 --> 13:24.683
‫بخار داغ باعث حرکت پرده می‌شه.

13:26.163 --> 13:31.883
‫این روح با همراه شدن چند حادثه‌ی اتفاقی به وجود اومده.

13:32.933 --> 13:37.383
‫این چهره... شبیه مادر مرحوممه.

13:38.673 --> 13:43.863
‫مادرم به‌خاطر اینکه دیگه از این آینه استفاده نکردم ازم عصبانی شدن؟

13:44.323 --> 13:46.283
‫برای همین اومدن تا توبیخم کنن؟

13:47.033 --> 13:49.033
‫تصادف محضه.

13:49.533 --> 13:52.003
‫شنیدم عاشق رقصیدن بودن.

13:52.003 --> 13:54.643
‫وقتی منو به دنیا آوردن، سلامتیشون رو از دست دادن.

13:54.643 --> 13:57.723
‫دیگه نتونستن برقصن، و بعدش هم فوت شدن.

13:58.223 --> 14:01.133
‫شاید برای همینه که این‌طوری به عنوان یه روح می‌رقصن.

14:01.793 --> 14:03.093
‫روح‌ها نمی‌ـــ

14:12.923 --> 14:17.163
‫با این سن، سزاوار زندگی آروم‌تریه.

14:17.163 --> 14:20.073
‫شاید با مراقبت هر روزه از میراث مادرش...

14:20.073 --> 14:23.213
‫تونسته با تنهایی‌ای که این‌جا توی کاخ اندرونی متحمل می‌شه، کنار بیاد.

14:24.533 --> 14:27.823
‫درست نمی‌دونم دوست داشتن یه مادر چه حسی داره.

14:28.453 --> 14:34.083
‫اما برای همنشین لیشو، حتماً انقدری
‫مهم بوده که باعث احساساتی شدنش بشه.

14:39.723 --> 14:44.133
‫با اجازه، بیرون براتون چای آماده کردیم.

14:48.303 --> 14:52.713
‫وای، لیشو-ساما... چرا گریه می‌کنین؟

14:52.713 --> 14:55.183
‫به‌نظرتون جلوی بقیه شرم‌آور نیست؟

14:55.653 --> 14:59.553
‫با نگاه اول شاید یه ندیمه‌ی سخت‌گیر اما دلسوز به‌نظر بیاد.

14:59.553 --> 15:02.313
‫اما ذات واقعیش گهگاهی بیرون می‌زنه.

15:02.313 --> 15:04.233
‫الان دیگه واسه تظاهر خیلی دیره.

15:04.593 --> 15:09.423
‫ای وای این آینه... هنوز دارینش؟

15:10.703 --> 15:15.833
‫دیگه آینه‌های سفراء رو دارین... پس به این احتیاجی ندارین.

15:16.383 --> 15:19.083
‫چرا به یه نفر هدیه‌ش نمی‌دین؟

15:17.913 --> 15:18.743
‫پسش بده...

15:19.413 --> 15:20.793
چی؟

15:21.353 --> 15:25.123
‫پسش بده! پسش بده!

15:27.503 --> 15:28.803
‫چـ ـ چتونه؟

15:29.423 --> 15:31.993
‫جلوی مهمون‌‌هامون خودتونو خجالت‌زده می‌کنین.

15:31.993 --> 15:35.433
‫اون برای همنشین لیشو چیز ارزشمندیه.

15:35.833 --> 15:39.683
‫فکر نمی‌کنم کار درستی باشه بدون اجازه ازشون بگیرینش.

15:49.943 --> 15:52.073
‫اینو هم ایشون بهتون هدیه دادن؟

15:54.343 --> 15:58.143
‫حتی اگه هدیه از سمت ایشون باشه، اینکه یه ندیمه...

15:58.143 --> 16:01.413
‫چیزی رو بپوشن که تاج یه همنشین عالی‌رتبه روش حکاکی شده...

16:03.213 --> 16:05.883
‫به ذهنتون خطور نکرد ممکنه چقدر ناشایست باشه؟

16:09.243 --> 16:12.793
‫جینشی-ساما هم می‌دونست که ندیمه‌های همنشین لیشو...

16:12.793 --> 16:14.763
‫باهاش بد رفتاری می‌کنن.

16:15.433 --> 16:17.353
‫واضحاً چیزی نگفت،

16:17.353 --> 16:19.893
‫چون در نهایت فقط باعث بدرفتاری با همنشین لیشو می‌شد.

16:20.533 --> 16:24.483
‫اما الان که مدرک درست داره، می‌تونه راحت اثباتش کنه.

16:25.663 --> 16:30.183
‫حواست باشه دفعه‌ی دیگه رفتاری مغایر با جایگاهت ازت سر نزنه.

16:41.883 --> 16:44.123
‫اوه، ترسناکه.

16:48.753 --> 16:50.263
‫خودشه، نه؟

16:50.263 --> 16:51.253
‫خیلی خوش‌قیافه‌ست!

16:51.643 --> 16:54.133
‫بازم اومدن پسر جدیدو دید بزنن؟

16:55.633 --> 16:58.653
‫باشه باشه، فهمیدم مائومائو.

17:00.033 --> 17:04.403
‫خانم کوچیک، بازم داری دنبال دارویی می‌گردی که بشه برای بیهوشی ازش استفاده کرد؟

17:04.403 --> 17:05.243
‫بله.

17:05.243 --> 17:09.193
‫الان دیگه واسه خواجه‌ها نمی‌سازنش،
‫فهمیدنش چه اهمیتی داره.

17:09.663 --> 17:13.653
‫راستی، خواجه‌ها چطوری وارد اندرونی می‌شن؟

17:13.653 --> 17:15.673
‫روشون عمل جراحی انجام می‌شه.

17:15.673 --> 17:19.823
‫منظورم اون نیست، چطوری ثابت می‌کنن خواجه‌ان؟

17:19.823 --> 17:23.743
‫آه. قدیما مدرک برای نشون دادنش داشتن.

17:23.743 --> 17:25.873
‫ولی کلاهبرداری‌های زیادی می‌شد.

17:26.753 --> 17:28.543
‫الان با معاینه‌ی بدنی انجام می‌دن.

17:29.033 --> 17:29.923
‫می‌گیرنتون؟

17:29.923 --> 17:32.463
‫یکم غیرمستقیم‌تر بگو، خانم کوچیک.

17:33.103 --> 17:34.553
‫برای اینکه کلاهبرداری‌ای نشه،

17:34.553 --> 17:37.753
‫سه افسر از سه بخش متفاوت معاینه‌ش می‌کنن.

17:37.753 --> 17:39.653
‫اگه مشکلی نباشه، اجازه‌ی ورود دارن.

17:39.653 --> 17:41.723
‫فقط یه بار انجام می‌شه؟

17:41.723 --> 17:44.433
‫راستش... هربار که وارد و خارج می‌شیم، انجام می‌شه.

17:44.753 --> 17:46.263
‫جز خواجه‌ها،

17:46.263 --> 17:50.203
‫تنها مردایی که می‌تونن وارد کاخ اندرونی بشن، امپراتور و خویشاوندانش هستن.

17:50.203 --> 17:52.293
‫پس یعنی جینشی-ساما...

17:52.693 --> 17:54.943
‫نه، عمراً نمی‌شه.

17:55.333 --> 17:59.613
‫حرف خواجه‌ها شد، در مورد خواجه‌های تازه‌وارد شنیدی؟

18:00.023 --> 18:03.743
‫اوه، راستی، شائولان و شیسویی هم می‌گفتن.

18:04.123 --> 18:07.793
‫شایعه‌ها به گوشم رسیده، که حدود سی نفری هستن.

18:08.103 --> 18:13.293
‫درسته درسته! همه‌شون جوون و خوش‌قیافه‌ا‌ن، برای همین همه هیجان‌زده شدن!

18:13.723 --> 18:16.213
‫اون روزی وقتی داشتن حمام‌ها رو آماده می‌کردن...

18:16.213 --> 18:19.763
‫همه‌ی همنشین‌های پایین‌رتبه جمع شده بودن.

18:19.763 --> 18:22.263
‫بعد تو هم برای تماشا رفته بودی؟

18:22.933 --> 18:25.013
‫دقیقاً کی قراره بهش بگین؟

18:25.393 --> 18:26.983
‫به موقعش می‌گم.

18:26.983 --> 18:30.733
‫رفتارتون دیگه خیلی واضحه، به‌نظر مشکوکه.

18:31.203 --> 18:34.863
‫شائومائو داشت یه‌طوری نگاهتون می‌کرد انگار که یه کرم مرده‌این.

18:36.053 --> 18:38.243
‫ساکت شو. خودم می‌دونم.

18:39.033 --> 18:42.823
‫باید هرچه زودتر تصمیم بگیرین، وگرنه دردسر می‌شه.

18:42.823 --> 18:46.183
‫می‌خوای هرچه زودتر بیاد سمت خودمون.

18:46.183 --> 18:49.083
‫ولی... رزم‌آرا دخالت می‌کنه.

18:49.083 --> 18:51.573
‫لطفاً با سم به جنگ سم برین.

18:53.453 --> 18:55.683
‫فرمانده‌ی ارشد، کان لاکان.

18:55.683 --> 18:58.883
‫به زور موقعیت رهبری خاندانش رو...

18:58.883 --> 19:00.803
‫از پدر و برادر ناتنیش گرفت.

19:01.363 --> 19:03.663
‫الان کسی شده که حتی شخص امپراتور هم براش احترام قائله.

19:04.803 --> 19:08.743
‫با اینکه یک فرمانده‌ی ارشده، به هیچ حزب خاصی تعلق نداره،

19:08.743 --> 19:10.503
‫به میل خودش بین آدما پرسه می‌زنه.

19:11.273 --> 19:13.833
‫خیلی‌ها تلاش کردن قبل از اینکه دردسری
‫درست کنه، تحت سلطه‌ی خودشون درش بیارن، اما...

19:13.833 --> 19:17.793
‫همه‌شون با چندتا خسارت جزئی تاوانشو دادن و عقب زده شدن.

19:19.073 --> 19:23.413
‫هیچ‌کسی نمی‌دونه چی تو سر اون مرد می‌گذره.

19:23.413 --> 19:28.113
‫قانون ناگفته‌ی توی قلعه اینه که؛
‫ «به جز موارد ضروری دم‌پرش نشو.»

19:28.683 --> 19:34.083
‫اما... برای اینکه مائومائو رو بیاریم سمت
‫ خودمون، اول باید به اون رسیدگی کنیم.

19:34.893 --> 19:37.003
‫دوست دارم حقیقت رو بهش بگم.

19:37.003 --> 19:43.073
‫اینکه چرا توی جایگاه فعلیمم... و اینکه چرا هویت
‫واقعیم رو مخفی می‌کنم، دوست دارم از اینا باخبر بشه.

19:43.593 --> 19:47.103
‫اما اون‌وقت، چه واکنشی از خودش نشون می‌ده.

19:50.673 --> 19:53.933
‫بازم کارای کاخ اندرونی. زیادن.

19:54.443 --> 19:57.383
‫نصفشون مربوط به همنشین لولانه.

19:57.793 --> 20:00.793
‫خدمتکاراشون زیادی از حدن، و لباس‌هاشون زیادی پرزرق و برقن...

20:00.793 --> 20:04.453
‫که باعث به‌هم ریختن جو فضای اندرونی می‌شه... و از این قبیل چیزها.

20:04.743 --> 20:06.363
‫پس مثل همیشه‌ست.

20:06.793 --> 20:10.013
‫این یکی جدیده.

20:12.483 --> 20:16.933
یه بانوی دربار سعی داره برای خواجه‌های جدید عشوه‌گری کنه؟

20:16.933 --> 20:18.883
‫خب، انتظارش می‌رفت.

20:18.883 --> 20:22.343
‫بله. کار یدی زیادی بهشون محول شده.

20:22.733 --> 20:26.493
‫برنامه داریم بر اساس مهارت‌هاشون به بخش‌های دیگه‌ای منتقلشون کنیم، ولی...

20:26.493 --> 20:29.913
‫همه‌شون برده‌های سابق از یک سرزمین دیگه‌ان.

20:29.913 --> 20:31.853
‫باید حواسمون جمع باشه.

20:31.853 --> 20:36.753
‫اوهوم. باید از نزدیک یه نگاهی بندازم، حتی اگه برای حفظ ظاهر باشه.

20:36.753 --> 20:37.613
‫بله.

20:38.213 --> 20:39.673
‫چه مایه‌ی عذابی.

20:39.673 --> 20:41.483
‫لطفاً تسلیم نشین.

20:43.413 --> 20:45.703
‫کسایی که ما دنبالشون هستیم، اونایی‌ان که کمربند سفید بستن.

20:46.403 --> 20:49.083
‫لاغر و به‌نظر ترسیده میان.

20:49.903 --> 20:52.773
‫برده‌های سابق، حتی با وجودی که آزاد شدن...

20:52.773 --> 20:56.353
‫زندگی به عنوان یه شهروند عادی براشون سخته.

20:56.353 --> 21:00.133
‫آوردنشون به کاخ اندرونی، از لحاظی تصمیم خوبیه.

21:04.353 --> 21:06.233
‫و اون باید همون خواجه‌ی معروف باشه.

21:06.873 --> 21:08.823
‫دست چپش چیزی شده؟

21:08.823 --> 21:13.843
‫به شدت مورد آزار و اذیت قرار گرفته، طوری که باعث شده سمت چپ بدنش لمس بشه.

21:14.293 --> 21:17.673
‫چون همه‌ی جای بدنش زخمیه، تمایلی به نشون دادنش نداره.

21:17.673 --> 21:18.813
‫که این‌طور.

21:20.523 --> 21:22.933
‫ولی... خیلی معروفه.

21:22.933 --> 21:25.303
‫بله. بسیار باهوشه،

21:25.303 --> 21:27.663
‫و در مورد خانم‌ها خیلی باملاحظه‌ست.

21:29.363 --> 21:30.483
‫چیه؟

21:30.483 --> 21:32.473
‫حرفی برای گفتن از جانب شما می‌مونه؟

21:42.013 --> 21:43.913
‫تازه‌واردها اوضاعتون چطوره؟

21:43.913 --> 21:45.143
‫جینشی-ساما.

21:49.513 --> 21:51.263
‫شاید هنوز به کمک نیاز داشته باشن،

21:51.263 --> 21:54.783
‫اما قول می‌دیم براشون کاری پیدا کنیم که درخور مهارت‌هاشون باشه.

21:54.783 --> 21:55.583
‫البته.

21:57.883 --> 21:59.493
‫چه غلطی کردی؟

21:59.923 --> 22:03.483
‫این یخ... برای یه همنشین عالی‌رتبه بود!

22:05.233 --> 22:08.573
‫وای... کارم تمومه!

22:09.873 --> 22:10.573
‫مـ...

22:11.773 --> 22:13.313
‫متأسفم...

22:14.023 --> 22:19.023
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

22:19.053 --> 22:27.023
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

23:45.003 --> 23:59.933
قسمت بعدی

23:56.473 --> 23:58.513
‫«قسمت بعدی: یخ.»

23:56.473 --> 23:59.933
قسمت 39
یــــــخ
