WEBVTT

00:00.221 --> 00:06.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

00:06.051 --> 00:14.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

01:31.521 --> 01:34.441
‫این یک داستان تماماً تخیلی است. نام تمامی شخصیت‌ها، سازمان‌ها و...
.‫ساختگی‌ است. ‫همچنین هیچ ارتباطی با هیچ رویدادی در دنیای واقعی ندارد

01:35.821 --> 01:38.641
‫چندتا از مقامات عالی‌رتبه سریع فهمیدن چه اتفاقی داره می‌افته،

01:38.641 --> 01:41.071
‫و فوراً جست‌وجو رو شروع کردن، اما...

01:41.751 --> 01:43.861
‫کجا رفتن؟

01:43.861 --> 01:46.861
‫با یه دخترک خدمتکار غیبش زد؟

01:46.861 --> 01:48.391
‫شاید یه قرار عاشقانه بوده؟

01:49.671 --> 01:52.391
‫همچین چیزی مگه ممکنه، ابله‌ها.

01:52.991 --> 01:57.151
‫ولی... الان دو ساعت از رفتنشون گذشته.

01:57.151 --> 02:00.911
‫چند نفرو فرستادم تا دنبالشون بگردن، اما خبری نیست.

02:01.891 --> 02:04.501
‫الان نمی‌تونم از پدر هم کمکی بخوام.

02:05.631 --> 02:08.761
‫گویا اون‌موقع به اون دختره‌ی خدمتکار دستوری چیزی داد.

02:10.261 --> 02:13.521
‫باید صرف نظر از اینکه چی می‌گه دنبالش می‌رفتم!

02:14.351 --> 02:16.641
‫از وظایفی که تشریفات محضه حالم به‌هم می‌خوره.

02:17.811 --> 02:21.471
‫اگه حداقل میزبان دیگه بند و بساط ضیافتشو جمع می‌کرد...

02:23.041 --> 02:24.031
‫شیشو...

02:24.771 --> 02:29.201
‫طبق معمول... از اون مرداست که هیچ نمی‌دونی چی تو سرش می‌گذره.

02:29.791 --> 02:35.151
‫ولی... مطمئنم نمی‌خواد توی ضیافتِ خودش دردسری رخ بده.

02:35.151 --> 02:38.711
‫اگه این حقیقت داشته باشه، پس یعنی شیشو دستی توی این ماجراها نداره؟

02:39.211 --> 02:43.171
قسمت 36
کا زوی‌گتسو

02:53.131 --> 02:57.581
‫گرمه... و بوی خیلی ضعیف عود می‌ده.

02:57.581 --> 03:01.021
‫اما... مهم‌تر از همه‌ی اینا این....

03:03.961 --> 03:04.991
‫چیه؟

03:06.021 --> 03:09.671
‫همون قورباغه‌ی یکم پیشه؟ ‫ولی واسه قورباغه زیادی بزرگه.

03:10.331 --> 03:16.161
‫شرمنده... می‌شه دستتو برداری؟ یه چیزی رو گرفتی...

03:17.471 --> 03:18.791
‫گرفتم...؟

03:24.281 --> 03:25.801
‫امکان نداره.

03:26.171 --> 03:30.301
‫نمی‌تونه چیزی باشه که یه خواجه با داشتنش وارد کاخ اندرونی بشه.

03:31.631 --> 03:33.311
‫اما... خودشه!

03:37.371 --> 03:39.151
‫بدنش هم مثل بقیه‌ی خواجه‌ها نیست.

03:39.591 --> 03:42.191
‫تا الان هم کم نشونه نبوده.

03:42.521 --> 03:46.501
‫ولی... شاید ناخودآگاه از فکر کردن بهش پرهیز می‌کردم.

03:46.931 --> 03:51.061
‫شاید چهره‌ی یه الهه رو داشته باشه، اما... جینشی-ساما...

03:52.371 --> 03:56.411
‫از طرفی هم... حداقل زحمت توضیح دادنشو از سرم کم کردی.

04:01.511 --> 04:03.381
‫باید یه چیزی بهت بگم.

04:03.381 --> 04:06.211
‫نه. دیگه نباید گوش بدم.

04:06.721 --> 04:09.471
‫این‌بار برای همین ازت خواستم توی این سفر همراهیم کنی.

04:09.471 --> 04:12.641
‫اگه بفهمم، باید با خودم به گور ببرمش

04:12.641 --> 04:14.311
‫داروساز، من‌ـــ

04:14.311 --> 04:19.151
‫عذر می‌خوام، گمونم اشتباهی یه قورباغه رو له کردم.

04:19.151 --> 04:21.601
‫ها؟ قورباغه؟

04:23.311 --> 04:27.381
‫یهویی افتاد روی سرم، منم تعادلمو از دست دادم.

04:27.381 --> 04:29.151
‫جاییتون که آسیب ندید؟

04:29.691 --> 04:30.991
‫نه، قورباغه نبو‌ـــ

04:30.991 --> 04:31.991
‫قورباغه بود.

04:32.441 --> 04:34.741
‫قورباغه. قورباغه بود.

04:35.691 --> 04:37.951
‫خب دیگه، زود باشین از این‌جا بریم.

04:41.461 --> 04:43.041
‫به چی می‌گی قورباغه؟

04:46.021 --> 04:48.931
‫اگه قورباغه نبود، پس چی بود؟

04:48.931 --> 04:51.091
‫قورباغه‌ها خیلی کوچیک‌تر نیستن؟

04:51.091 --> 04:55.121
‫این موقع از سال یه عالمه قورباغه‌ی بگی‌نگی بزرگ داریم.

04:55.121 --> 04:56.601
‫بگی‌نگی....

04:56.601 --> 04:58.351
‫بله. بگی‌نگی.

04:58.351 --> 05:02.111
‫اگه یه قورباغه‌ی بگی‌نگی بزرگ نبود،
‫پس چیِ بگی‌نگی بزرگ بود؟

05:02.111 --> 05:04.561
‫هوی! چرا دستتو پاک می‌کنی؟

05:04.561 --> 05:09.071
‫خب، قورباغه‌ها چندشن خب. یه حالت لزجی دارن.

05:09.071 --> 05:11.701
‫چندش... به کی می‌گی لزج؟

05:11.701 --> 05:15.961
‫بگذریم. من هیچی نمی‌دونم.

05:16.901 --> 05:19.531
‫زیادی دونستن اصلاً خوب نیست.

05:19.531 --> 05:22.501
‫جینشی-ساما من، یه مقام رسمی و خدمتکارش هستیم.

05:22.501 --> 05:24.851
‫نه بیشتر و نه کمتر.

05:24.851 --> 05:27.751
‫اصلا لازم نیست هیچ راز دیگه‌ای بینمون مطرح‌ــــ

05:35.511 --> 05:37.221
‫می‌خوای بفهمیم؟

05:46.531 --> 05:48.581
‫زیادی تحریکش کردم!

05:53.171 --> 05:54.611
‫چـ ـ چیکار کنم؟

05:54.611 --> 05:56.701
‫لگد بزنم؟

06:12.681 --> 06:13.801
‫چی بود؟

06:23.791 --> 06:25.261
‫احسنت!

06:25.261 --> 06:29.731
‫اوی، چی شده؟ یهویی کجا غیبت زد؟

06:29.731 --> 06:30.481
‫این صدا...

06:32.991 --> 06:36.071
‫لی‌هاکو-ساما! می‌شه ما رو بکشین بالا؟

06:36.371 --> 06:37.701
‫ها؟ خانم کوچولو؟

06:38.221 --> 06:40.791
‫اون پایین چیکار می‌کنی؟

06:43.801 --> 06:44.911
‫که این‌طور.

06:45.411 --> 06:48.291
‫یه نفر با فیفا بهتون شلیک کرد، برای همین از آبشار پریدین پایین.

06:48.831 --> 06:51.461
‫هرچند نتونستم چهره‌ی کسایی که شلیک کرده بودن رو ببینم.

06:52.691 --> 06:54.401
‫در هر صورت شکر که سالمین.

06:55.291 --> 06:58.641
‫خب، خانم کوچولو تو چرا باهاشونی؟

06:59.001 --> 07:00.991
‫توضیحش یکم پیچیده‌ست.

07:00.991 --> 07:04.141
‫هــــا؟ باشه هرچی.

07:04.661 --> 07:08.441
‫توی این شکار... کسی با خودش فیفا آورد؟

07:08.441 --> 07:12.171
‫نه. مناسب شکار توی جنگل نیستن.

07:12.171 --> 07:16.061
‫فکر می‌کنم می‌شه اینطور برداشت کرد که با
‫هدف قتل به‌طور قاچاقی آورده شدن.

07:16.781 --> 07:20.041
‫وسایل همه رو بگردیم؟ اما...

07:20.041 --> 07:23.161
‫همه‌ی مهمان‌ها مقامات عالی‌رتبه‌ای هستن که توسط شیشو-ساما دعوت شدن.

07:23.721 --> 07:27.501
‫فکر نمی‌کنم ابزار مربوط به قتل رو پیش خودشون نگه دارن.

07:29.391 --> 07:31.711
‫لی‌هاکو-ساما، اون سگ...

07:31.711 --> 07:34.961
‫چیز دیگه‌ای جز دنبال کردن سوت بلده؟

07:34.961 --> 07:40.301
‫ها؟ آآ... گمونم می‌تونه لوی خرگوش رو بو بکشه.

07:40.941 --> 07:43.231
‫خیلی نازه، اما...

07:43.231 --> 07:45.061
‫جی‌ــ کوسن-ساما.

07:45.401 --> 07:46.561
‫چیه؟

07:46.861 --> 07:48.641
‫عصبانیه.

07:48.641 --> 07:54.061
‫خب معلومه. یکم زیادی هیجان‌زده شدم، اون‌طوری دست انداختمش.

07:54.061 --> 07:56.691
‫جینشی-ساما سعی داشت چیزی بهم بگه.

07:57.321 --> 08:01.451
‫ولی... برای اینکه دوست نداشتم بشنوم.
‫یه‌سری بهانه‌ی بیخود سرهم کردم.

08:02.041 --> 08:05.701
‫اون مردیه که در مورد ظاهرش غرور زیادی داره.

08:06.181 --> 08:10.441
‫شرط می‌بندم قورباغه‌ش هم حرفی برای گفتن داره،
‫ولی یه‌کاره گفتم «بگی‌نگی بزرگه».

08:12.011 --> 08:15.471
‫فضا معذبه، ولی حرف گفتنی رو باید بگم.

08:16.421 --> 08:21.721
‫شاید... راهی باشه که بفهمیم کی یکم پیش بهمون شلیک کرد.

08:28.521 --> 08:29.701
‫عذر می‌خوام.

08:30.201 --> 08:31.061
‫چیه؟

08:31.781 --> 08:32.721
‫اینو پیدا کردیم.

08:38.151 --> 08:39.701
‫اوی، اون...

08:41.701 --> 08:43.201
‫تکه‌ا‌ی از لباس اربابمه.

08:43.201 --> 08:45.201
‫ها؟ نـه!

08:45.671 --> 08:48.551
‫روی یه سنگ کنار رودخونه پیداش کردیم.

08:49.011 --> 08:52.251
‫اون اطراف کسی نبود، جلوتر یه تندآب بود که...

08:52.571 --> 08:54.911
‫که بابت باران دیشب ارتفاعش بالاتر بود.

08:54.911 --> 08:57.261
‫اگه آب با خودشون برده باشتشون...

08:57.261 --> 08:59.241
‫ز ـ زود باشید یه گروه جست‌وجو بفرستین!

08:59.241 --> 08:59.941
‫آره!

08:59.941 --> 09:00.991
‫یالا برین.

09:01.741 --> 09:04.551
‫دیگه الان برای ترسیدن زیادی دیره.

09:05.841 --> 09:08.931
‫پس... منم به تیم جست‌جو ملحق می‌شم.

09:18.041 --> 09:21.071
‫چی تو سرتونه... جینشی-ساما؟

09:29.831 --> 09:31.591
‫چـ ـ چیه؟

09:31.991 --> 09:34.571
‫آه... عذر می‌خوام!

09:34.571 --> 09:37.511
‫هومف. مشخصه خوب تربیتش نکردین.

09:39.971 --> 09:41.631
‫پسر خوب!

09:52.141 --> 09:53.061
‫چی شده؟

09:53.581 --> 09:55.521
‫باسن-ساما! این...

09:58.901 --> 10:00.581
‫از لباس اربابمه...

10:00.581 --> 10:03.201
‫این خون‌ـه؟ این اطراف کسی رو ندیدین؟

10:03.651 --> 10:07.741
‫اطراف رودخونه خیس نیست، فکر نمی‌کنم کسی از آب بیرون اومده باشه.

10:08.151 --> 10:09.681
‫که این‌طور.

10:09.681 --> 10:12.711
‫هرچند، اینو هم نزدیک تیکه پارچه پیدا کردیم.

10:12.711 --> 10:14.571
‫پر شاهین...

10:14.571 --> 10:17.751
‫برای شانس خوب توی شکار با شاهین ساخته شده؟

10:18.771 --> 10:19.701
‫آره.

10:20.751 --> 10:24.671
‫شرمنده، می‌شه وسایل همه رو بگردیم؟

10:27.461 --> 10:29.101
‫پیداش کردم!

10:31.221 --> 10:33.811
‫مثل همون تیری هست که کنار رودخونه پیداش کردیم!

10:33.811 --> 10:36.941
‫خبر ندارم! حتماً یه اشتباهی شده.

10:36.941 --> 10:39.551
‫پس چرا... تیر شما کنار رودخونه،

10:39.551 --> 10:43.401
‫همراه با یه تیکه از لباس ارباب من پیدا شده، لوئن-دونو؟

10:43.951 --> 10:48.951
‫حتماً یه نفر تیرهای منو دزدیده تا گیرم بندازه!

10:48.951 --> 10:50.421
‫چه خبره؟

10:49.561 --> 10:51.911
‫من از هیچی خبر ندارم!

10:50.421 --> 10:51.911
‫نکنه...؟

10:52.311 --> 10:54.821
‫ی‌ـ ـ یه نفر...

10:52.311 --> 10:55.161
‫ترس لوئن به‌نظر واقعیه!

10:55.161 --> 10:58.171
‫آدم‌هاش هم واکنش غیرطبیعی‌ای ندارن.

10:58.851 --> 11:03.831
‫پس... چطوره بگردیم ببینیم تیر دیگه‌‌ای هم هست یا نه؟

11:04.231 --> 11:08.341
‫باید جدای رودخونه... جنگل رو هم بگردیم.

11:10.551 --> 11:14.441
‫باشه. جنگل رو کامل بگردین.

11:14.441 --> 11:15.371
‫بله!

11:24.661 --> 11:27.181
‫امیدوارم به تله بیفته.

11:34.261 --> 11:38.041
‫لعنتی... چه خبره؟ من از تیرا خبر ندارم!

11:40.261 --> 11:42.551
‫اون‌جا چیزی هست؟

11:45.651 --> 11:46.631
‫اون...

11:51.531 --> 11:53.041
‫پسش بده!

11:57.911 --> 11:59.401
‫تو... یکم پیشم...

12:02.191 --> 12:04.941
‫گویا این سگ ازتون خیلی بدش میاد.

12:17.061 --> 12:21.401
‫این سگ... با شامه‌ی قویش سریع بو رو تشخیص می‌ده.

12:23.471 --> 12:27.991
‫حتماً برای همین بود که اصرار داشتن سگ رو با خودشون به شکار نبرن.

12:30.021 --> 12:34.441
‫محتویاتش رو از قبل مصادره کردیم. سه فیفا پیدا کردیم.

12:35.091 --> 12:39.351
‫ساخت خارجه. به احتمال زیاد آخرین مدل غربه.

12:40.831 --> 12:42.651
‫هنوز می‌تونم بوی دود رو حس کنم.

12:42.651 --> 12:45.101
‫خیلی کوچیکه.

12:45.101 --> 12:47.401
‫منم اولین باره این مدل رو می‌بینم.

12:51.341 --> 12:54.991
‫که این‌طور، قطعات فلزی جرقه ایجاد می‌کنن.

12:54.991 --> 12:59.791
‫باروت که از زغال سنگ، شوره‌برگ و گوگرد ساخته می‌شه با منفجر شدن،

12:59.791 --> 13:03.781
‫بوی خیلی قوی‌ای از خودش ساطع می‌کنه
‫که باعث می‌شه بخواین دماغتونو بگیرین.

13:03.781 --> 13:06.141
‫مثل یه تخم‌مرغ گندیده...

13:07.381 --> 13:11.051
‫درسته، همون بویِ موقعیه که روی صخره بهمون شلیک شد.

13:11.971 --> 13:17.481
‫وقتی سگ رو رها کردم تا بوی باورت رو بشنفه، فوراً فیفا رو پیدا کرد.

13:18.101 --> 13:22.561
‫بعدش کسی رو پیدا کرد که همون بوی باروت رو می‌داد... کسی که شلیک کرده بود.

13:22.561 --> 13:24.061
‫چه سگ باهوشی.

13:25.461 --> 13:27.691
‫پسر تو حرف نداری!

13:28.161 --> 13:33.201
‫دلم برای اون پیرمرد و خدمه‌ش که ازشون به عنوان طعمه استفاده کردیم، می‌سوزه.

13:35.081 --> 13:36.531
‫کوسن-ساما!

13:36.971 --> 13:38.041
‫باسن.

13:38.041 --> 13:40.161
‫یکم پیش صدای شلیک چی بود؟ آسیب دیدین؟

13:40.681 --> 13:45.101
‫اولش غیبتون زد، بعدش یهویی بهم یه تیکه پارچه نشون دادین...

13:45.101 --> 13:47.311
‫و امر کردین هرکاری این مرد میگه رو بکنم؟

13:47.311 --> 13:49.421
‫اصلاً نمی‌دونستم چه اتفاقی داره می‌افته!

13:49.701 --> 13:51.931
‫شرمنده. وضعیت چیه؟

13:55.611 --> 13:57.641
‫حواسمون به آدمای این مرد هست،

13:57.641 --> 14:00.691
‫تا بتونیم فوراً دستگیرشون کنیم.

14:00.691 --> 14:04.311
‫خب پس... تنها کاری که می‌مونه اینه که تفهیم اتهام بکنیم.

14:04.311 --> 14:05.181
‫اطاعت!

14:20.051 --> 14:24.271
‫بعد از اون، مهمان نقاب‌دار به استراحتگاه کوهستانی برگشت،

14:24.271 --> 14:26.741
‫و ضیافت اختتامه به پایان رسید.

14:36.291 --> 14:42.971
‫ناپدید شدن در طول روز به عنوان بولهوسی ارباب نقابدار تلقی شد.

14:43.891 --> 14:46.801
‫معلوم شد که در طی اون ضیافت،

14:46.801 --> 14:49.181
‫یک مقام رسمی و گروهش ناپدید شدن.

14:49.891 --> 14:53.941
‫و بعد از اون هم دیگه توی جمع دیده نشدن.

14:55.861 --> 14:58.871
‫نمی‌دونم چه اتفاقی افتاد، اما به‌نظر خسته میومدن.

15:00.011 --> 15:03.441
‫اما از اونجایی که من به عنوان جانشین «جینشی-ساما» توی این ضیافت حضور داشتم،

15:03.871 --> 15:06.391
‫در جایگاهی که نگران این موضوع باشم، نیستم.

15:10.571 --> 15:12.211
‫هنوز راه زیادی داره.

15:12.651 --> 15:16.261
‫پذیرایی برای یه خواجه سرگرم‌کننده نبود؟

15:16.581 --> 15:19.461
‫نخیر، بسیار لذت بردم.

15:19.981 --> 15:26.531
‫ولی حتماً آزاردهنده‌ست، صرفاً چون ملکه‌ رو آزرده‌خاطر کردین بالاجبار خواجه‌تون کنن.

15:26.531 --> 15:28.331
‫گذشته‌ها گذشته.

15:28.821 --> 15:31.981
‫و اینکه، این نوشیدنی زیر نور ماه لذتبخشه.

15:32.851 --> 15:38.061
‫من خواجه شدم، نام «ما» رو کنار گذاشتم و گائوشون شدم.

15:39.041 --> 15:43.501
‫اما توی ضیافت‌ها، به عنوان عضوی از خانواده‌ی «ما» باهام رفتار می‌شه.

15:44.511 --> 15:46.341
‫شرایط بر این قراره.

15:47.091 --> 15:53.961
‫راستی، خیلی بد شد که جناب خواجه‌ی زیبا نتونستن توی این شکار بهمون ملحق بشن.

15:54.691 --> 15:57.881
‫امروز ارباب نقابدار همراهمیون کردن.

15:58.191 --> 16:01.461
‫اگه اون زیبا‌رو بهمون محلق می‌شدن،

16:01.461 --> 16:05.451
‫به اربابمون بی‌ادبی می‌شد.

16:05.911 --> 16:11.711
‫شنیدم ارباب نقابدار زخم خیلی بدی روی صورتشون دارن.

16:11.711 --> 16:15.371
‫شنیدم هنوز که هنوزه توی اتاقشون مخفی می‌شن.

16:15.371 --> 16:17.531
‫حتماً امپراتور هم نگرانن،

16:17.881 --> 16:20.241
‫که اون ولیعهدشونه.

16:20.841 --> 16:21.501
‫بله.

16:22.331 --> 16:26.831
‫«اون»؟ برای ولیعهد هیچ احترامی قائل نیستن.

16:27.831 --> 16:29.711
‫راستی، احیاناً خبر دارین؟

16:30.231 --> 16:35.171
‫بعد از فاجعه‌ی قبلی، احیاناً هیچ‌کدوم از صیغه‌‌ها باردار نشدن؟

16:35.701 --> 16:38.201
‫خب... متأسفانه منم خبر ندارم.

16:39.291 --> 16:41.661
‫با اجازه، یکم زیاد نوشیدم.

16:47.421 --> 16:49.791
‫همه سعی دارن سر در بیارن...

16:50.391 --> 16:52.521
‫که مهمان اصلی این ضیافت شکار...

16:52.521 --> 16:55.941
‫که در اصل، برادر کوچکتر امپراتور هست،

16:55.941 --> 16:59.901
‫برای گرفتن تاج و تخت مناسب هستن یا نه.

17:03.491 --> 17:08.291
‫جینشی-ساما... تونستن حقیقت رو به شائومائو بگن؟

17:10.061 --> 17:13.171
‫برای مقابله با مشکلاتی که در آینده‌ی نزدیک رخ می‌ده...

17:13.171 --> 17:15.241
‫باید خبر داشته باشه.

17:15.701 --> 17:19.141
‫تا این حد دختر به‌دردبخوری هست.

17:20.871 --> 17:22.301
‫به‌نظر سنگ‌دلی میاد، اما...

17:23.321 --> 17:25.851
‫هرچقدر مهره‌ی به‌درد بخور بیشتر باشه، برای ما بهتره.

17:29.291 --> 17:32.811
‫بازم یه پایان آزاردهنده.

17:33.531 --> 17:35.311
‫درست مثل دفعه‌ی قبلی.

17:35.861 --> 17:39.141
‫اینکه فیفا رو از کجا آوردن؟ خواسته‌ی اصلیشون چی بود؟...

17:39.141 --> 17:41.401
‫خیلی چیزا بی‌جواب موند.

17:42.341 --> 17:46.411
‫ساخت خارجه. احتمال زیاد آخرین مدل از غربه.

17:47.141 --> 17:48.701
‫غرب...

17:49.581 --> 17:53.041
‫سفرای ویژه که تقریباً سیب از وسط دو نیم شده بودن...

17:53.491 --> 17:57.641
‫داستان دخترهایی که از خونه بیرون زدن و محافظانشون رو فریب داده بودن...

17:57.641 --> 17:59.781
‫احتمالاً درباره‌ی اون‌ها بود.

18:00.871 --> 18:04.651
‫وقتی اون‌طوری مخفیانه از خونه بیرون رفتن، دقیقاً هدفشون چی بود؟

18:05.151 --> 18:08.541
‫درست مثل همون استعاره‌ی خواهر کوچکتری که باردار شد،

18:08.541 --> 18:12.271
‫دنبال مردی بودن؟ یا...

18:15.161 --> 18:18.661
‫امیدوارم مجرم‌های امروز یه چیزی مقر بیان.

18:19.661 --> 18:21.001
‫یه لحظه وقت داری؟

18:22.011 --> 18:25.751
‫این‌چا چیکار می‌کنه؟ قرار نبود توی ضیافت باشه؟

18:32.671 --> 18:34.041
‫لازم نیست درو باز کنی.

18:34.521 --> 18:37.931
‫عذر می‌خوام که انقدر ترسوندمت.

18:41.641 --> 18:45.511
‫شاید نتونتم صورتشو ببینم، اما ندیده هم می‌دونم.

18:46.041 --> 18:50.811
‫درگیرش نشین، منم ازتون عذر می‌خوام.

18:51.501 --> 18:53.401
‫که گفتم «بگی‌نگی بزرگه».

18:55.331 --> 18:58.701
‫جینشی-ساما به چی فکر می‌کنه؟

18:59.391 --> 19:03.611
‫من از قدیما... توی درک احساسات آدم‌ها خنگ بودم.

19:04.531 --> 19:08.711
‫همنشین‌هایی که منو بزرگ کردن، روسپی‌های سخت‌کوشی بودن.

19:09.381 --> 19:13.241
‫مهم نیست چقدر گریه می‌کردم، تا زمانی که کارشون تموم بشه تنها می‌موندم.

19:15.691 --> 19:20.201
‫شنیدم زمان زیادی نبرد تا دیگه یاد گرفتم گریه نکنم.

19:21.331 --> 19:22.831
‫شاید برای همینه که...

19:22.831 --> 19:25.831
‫توی فهمیدن اینکه آدما احساس خوب یا بدی بهم دارن، کندم.

19:26.701 --> 19:30.761
‫و همچنین... نمی‌دونم توی همچین شرایطی باید چی بگم.

19:32.021 --> 19:34.221
‫من هیچ حرفی نمی‌زنم.

19:37.881 --> 19:42.121
‫برای من همیشه... جینشی-ساما، جینشی-ساماست.

19:45.771 --> 19:48.031
‫این احساسات صادقانه‌مه.

19:48.541 --> 19:53.791
‫چه تخم‌هاش سرجاشون باشن چه نباشن، من که قرار نیست ببینمشون،

19:53.791 --> 19:55.791
‫پس به من ارتباطی نداره.

19:57.391 --> 19:59.831
‫پس برای تو من همیشه منم.

20:05.011 --> 20:08.721
‫نترس... فقط می‌خواستم اینو بهت بدم.

20:17.771 --> 20:21.771
‫خیلی وقته که می‌خواستم وقتی بهت حرفمو گفتم، اینو بهت بدم.

20:23.511 --> 20:25.791
‫ممکنه برای تو هم دردسر ایجاد کنه، اما...

20:25.791 --> 20:26.811
‫این...

20:27.691 --> 20:29.911
‫ازت خواستم توی این سفر همراهیم کنی...

20:29.911 --> 20:31.711
‫صـ ـ صـ‌...

20:31.711 --> 20:32.491
‫فقط برای این!

20:32.851 --> 20:35.161
‫صفرای گاو!

20:34.581 --> 20:36.081
صفرای گاو

20:35.161 --> 20:37.501
‫سنگ صفرای یه گاو!

20:37.841 --> 20:41.921
‫تا الان فقط توی رویاهام دیده بودمش اما الان توی دستامه!

20:42.341 --> 20:46.531
‫آره! شرمنده که انقدر منتظر موندی...بالأخره گیرآوردمش...

20:46.531 --> 20:48.351
‫نه! اینو نمی‌خواستم بگم‌ـــ

20:48.351 --> 20:50.091
‫خیلی ازتون ممنونم!

20:50.631 --> 20:51.841
‫بـ... باش...

20:58.891 --> 21:00.691
‫خب دیگه شب بر شما خوش!

21:03.001 --> 21:03.811
‫وایسا!

21:04.161 --> 21:08.321
‫اوی! درو روم نبند! حرفم هنوز تموم نشده!

21:10.821 --> 21:13.901
‫کسی مزاحممون نمی‌شه!

21:19.241 --> 21:22.711
‫برام مهم نیست جینشی-ساما واقعاً خواجه‌ست یا نه.

21:22.711 --> 21:25.131
‫اما... برای این صفرای گاو یکی طلبش.

21:25.791 --> 21:30.561
‫اگه رازش یه روزی برملا شد و منم توی دردسر افتادم، اون‌موقع...

21:31.971 --> 21:34.861
‫خودم با دستای خودم خواجه‌ش می‌کنم.

21:36.391 --> 21:41.981
‫اوی، گوش‌ـت با منه! درست به حرف آدم گوش بده!

21:43.591 --> 21:49.141
‫اوی! داروساز! اوی!

21:43.591 --> 21:49.391
‫توی این سرزمین، فقط دو نفر هستن که توی اسمشون «کا» به نمایندگی از «گل» دارن.

21:51.431 --> 21:54.321
‫امپراتور، بالاترین مقام کشور.

21:54.321 --> 21:55.621
‫و...

21:56.761 --> 22:01.001
‫جینشی-ساما... یا بهتره بگم شاهزاده‌ی ماه.

22:02.841 --> 22:06.101
‫تا همیشه نمی‌تونین توی جایگاه موقتیتون بمونین.

22:08.071 --> 22:11.291
‫هرچی نباشه شما برادر کوچکتر امپراتور ما...

22:13.181 --> 22:15.181
‫کا زوی‌گتسو هستین.

22:16.021 --> 22:21.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

22:21.051 --> 22:29.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

23:46.101 --> 24:01.031
‫قسمت بعدی

23:57.701 --> 24:00.271
‫قسمت بعدی: «حمام.»

23:57.821 --> 24:01.031
قسمت 37
حــمــام
