WEBVTT

00:00.221 --> 00:04.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

00:04.051 --> 00:11.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

00:11.051 --> 00:14.021
Leo & Marie :مترجمین

00:14.761 --> 00:20.471
خاطرات یک داروساز

01:32.501 --> 01:35.511
.این داستان یک اثر تخیلی است. نام همه شخصیت ها، سازمان ها و غیره خیالی است. همچنین هیچ ارتباطی با. رویدادهای واقعی ندارد

01:41.051 --> 01:45.011
قسمت 32: ملکه مادر

01:44.411 --> 01:46.471
.از امروز این اتاقته

01:47.201 --> 01:48.981
...یه انباری

01:49.421 --> 01:51.941
واقعا می‌خواید اینجا اتاقم باشه؟

01:51.941 --> 01:54.321
.بله. برو به کارای بدت فکر کن

01:57.331 --> 02:00.091
بانو یینگ هوآ حالت خوبه؟

02:02.741 --> 02:07.831
چطور ممکنه حالم خوب باشه؟
!باورم نمیشه این جونورا رو جمع می‌کنی

02:08.181 --> 02:10.701
یکی از همین روزا بانو هونگ نیانگ
از اتاقت پرتت می‌کنه بیرون

02:10.701 --> 02:12.581
!و می‌فرستت توی انباری

02:14.391 --> 02:15.751
.خوبه که

02:16.151 --> 02:16.751
هان؟

02:17.151 --> 02:20.011
.انباری از اتاق خودم بزرگتره

02:20.011 --> 02:22.231
...شبا هم می‌تونم سروصدا کنم

02:22.231 --> 02:23.451
مائو مائو؟

02:23.451 --> 02:25.011
.آره، فکر خوبیه

02:25.361 --> 02:27.601
.خب پس پاشو بریم

02:27.601 --> 02:30.011
.باید از بانو هونگ نیانگ بپرسم

02:30.011 --> 02:33.431
!چی؟ وایسا! وایسا

02:40.741 --> 02:41.821
...این

02:44.711 --> 02:46.651
!به کارای بدت فکر کن

02:46.651 --> 02:48.241
...بانو هونگ نیانگ

02:48.241 --> 02:50.331
!دستتون طلا

02:50.731 --> 02:52.121
!اینجا گیاه‌ها رو آویزون می‌کنم

02:52.121 --> 02:53.831
!اینجا دارو درست می‌کنم

02:53.831 --> 02:56.251
!اینو می‌ذارم اینجا! اونو می‌ذارم اونجا

02:57.571 --> 03:00.881
!گفتم که! هیچ فایده‌ای نداره

03:01.431 --> 03:04.641
!انباری؟ باورنکردنیه

03:05.201 --> 03:10.271
پیش بانو هونگ نیانگ بدش رو گفتی؟
یکم زیاده‌روی نکردی یینگ هوآ؟

03:10.741 --> 03:15.701
!من چیزی نگفتم
!مائو مائو خودش از بانو هونگ نیانگ پرسید

03:15.701 --> 03:17.361
مگه نه مائو مائو؟

03:17.361 --> 03:20.031
.بله. رفتن به انباری خیلی به نفعمه

03:20.031 --> 03:21.411
هان؟

03:22.581 --> 03:24.761
...به هرحال مائو مائو

03:24.761 --> 03:27.201
دیگه حشره جمع نکن، باشه؟

03:27.461 --> 03:31.751
.حشره؟ من دم مارمولک جمع می‌کردم

03:32.111 --> 03:35.751
.و اینکه وقتی غش کردی دیگه دنبالشون نگشتم

03:36.661 --> 03:37.981
واقعا؟

03:37.981 --> 03:40.181
ولی شایعه‌ای پخش شده که

03:40.181 --> 03:43.221
یه بانوی دربار حشره جمع می‌کنه
.و با خودش می‌خنده

03:43.501 --> 03:45.761
.کار من نیست

03:45.761 --> 03:48.391
،یه زمانی برای کاری شاپرک جمع می‌کردم

03:48.391 --> 03:50.551
...ولی دنبال حشرات دویدن و خندیدن

03:55.911 --> 03:58.191
.این مسئله کاملا جدیه

03:58.901 --> 04:02.191
هوم؟ هی سویی هو هایی هدیهم؟

04:02.681 --> 04:05.811
آره، شی سویی. جدیدا ندیدیش؟

04:06.591 --> 04:11.191
.شی سویی؟ واقعا شبیه ارواح میمونه

04:14.731 --> 04:18.421
هی، کسی میدونه شی سویی کجاست؟

04:18.801 --> 04:22.461
...شی سویی؟ شاید دیده باشمش، شایدم نه

04:22.821 --> 04:25.841
!عه! کجا بود؟ بهم بگو

04:26.111 --> 04:29.301
...خب

04:29.891 --> 04:33.981
.گمونم چون من برای یه همنشین کار می‌کنم محتاط شدن

04:35.221 --> 04:40.571
درواقع شیائولان از معدود افرادیه
.که با همه آزادانه حرف می‌زنه

04:41.131 --> 04:43.321
چیزی دارم که بتونم هدیه بدم؟

04:44.281 --> 04:45.321
.اوه، بفرما

04:45.851 --> 04:50.621
بسته به اطلاعاتی که بهم بدید
...میتونم اینو بهتون بدم

04:51.221 --> 04:51.871
.اینو بگیر

04:52.401 --> 04:53.541
.داری خونریزی می‌کنی

04:57.081 --> 04:58.831
...ا-این عطر

04:58.831 --> 05:01.421
!یعنی ممکنه مال خودش باشه...؟

05:01.961 --> 05:03.921
.این سوالو دیگه به خودتون می‌سپرم

05:04.791 --> 05:07.551
خب، چیزی هست که بتونید بهم بگید؟

05:11.521 --> 05:16.591
...گفتن معمولا توی بیشه‌زار بخش شمالیه ولی

05:16.591 --> 05:19.271
.فکر کنم دفعه پیش همینجا دیدمش

05:19.271 --> 05:21.611
اینجا مکان مورد علاقشه؟

05:27.301 --> 05:30.041
.باید دافع پشه با خودم میوردم

05:31.541 --> 05:32.911
...شکوفه سفید

05:33.441 --> 05:35.451
.پس اینجا رشد می‌کنن

05:37.331 --> 05:42.711
وقتی بچه بودم با صیغه‌ها
.بذر گل سفید جمع می‌کردم

05:43.271 --> 05:46.211
،نه برای اینکه پودر آرایشی درست کنیم

05:46.711 --> 05:48.791
.برای درست کردن داروی سقط جنین

05:51.431 --> 05:54.261
.اولش هیچ عطری نزده بود

05:55.111 --> 05:58.581
چون داشت سعی می‌کرد جای بانو لی هوآ رو بگیره

05:58.581 --> 06:02.361
عجیب نبود که عطر نزنه، چون
.میتونه باعث سقط جنین بشه

06:02.801 --> 06:07.191
ولی بازم شین ریسک عطر زدن رو به جون خرید
.تا بتونه مخفیانه داروی سقط درست کنه

06:07.191 --> 06:08.821
...احتمالا به خاطر اینکه

06:09.491 --> 06:14.531
بانو گیوکویو تنها کسی نیست
.که عشق امپراتور نسیبش میشه

06:14.531 --> 06:17.921
.احتمالا بانو لی هوآ هم بارداره

06:19.351 --> 06:23.331
.ولی این تنها معمای اون اتفاق نیست

06:23.851 --> 06:28.081
داروی سقط جنین که برای همنشین‌ها درست میشه
از شکوفه سفید و گیاهان دیگه‌ای

06:28.081 --> 06:33.221
،مثل کاکُنه، گل صدتومنی
.گل بی صبر و گل شنگرفیه

06:33.771 --> 06:38.061
به جز گل شنگرفی بقیه گل‌ها
.توی دربار درونی پیدا میشن

06:38.531 --> 06:42.411
،با اینکه میتونست از اینجا پیداشون کنه

06:42.411 --> 06:45.121
.شین مواد اولیه داروی سقط رو از کاروان گرفت

06:45.121 --> 06:45.861
به عبارت دیگه

06:46.481 --> 06:51.611
درمورد دارو هیچ دانشی نداشته
.و یه نفر بهش یاد داده چجوری سم بسازه

06:51.991 --> 06:55.741
...و اون فرد احتمالا هنوز توی دربار درونیه

07:00.731 --> 07:02.581
!پیدات کردم

07:03.041 --> 07:06.101
!همونجا وایسا! وایسا

07:06.101 --> 07:09.881
.منو با این اشباه گرفته بودن؟ توهین آمیزه

07:10.231 --> 07:12.011
!گرفتمت

07:21.271 --> 07:22.021
!حشره

07:23.661 --> 07:24.321
...اوا

07:25.001 --> 07:28.901
...شی سویی اگه دستت رو برداری خیلی خوب میشه

07:33.281 --> 07:35.311
.شرمنده مائو مائو

07:35.311 --> 07:36.621
.طوری نیست

07:36.961 --> 07:39.351
دنبال اون حشره‌ها بودی؟

07:39.871 --> 07:40.501
!آره

07:40.961 --> 07:42.981
.حتما عاشق حشراته

07:51.051 --> 07:54.421
.این حشره بومی جزیره‌های سمت شرقه

07:54.421 --> 07:56.341
!بال‌هاشو رو به هم می‌زنه و صدا تولید می‌کنه

07:56.341 --> 07:59.431
.احتمالا از کالاهای تجاری بوده ولی فرار کرده

07:59.431 --> 08:02.941
،فکر کنم فقط اینجا میشه پیداشون کرد
!مثل شاپرک‌ها که اون روز دنبالشون گشتیم

08:02.941 --> 08:06.391
.رنگشون شبیه سوسک‌هاس ولی فرق دارن
!نگران نباش

08:06.391 --> 08:08.381
!تازه! تازه! تازه

08:08.381 --> 08:10.111
.نباید می‌پرسیدم

08:14.771 --> 08:16.311
صدای چیه؟

08:25.601 --> 08:28.421
اون... ملکه مادره؟

08:28.901 --> 08:31.441
.دفعه آخری که دیدمش توی مهمونی باغِ سال پیش بود

08:31.441 --> 08:32.881
.واقعا جوون به نظر میاد

08:33.701 --> 08:36.381
...باورش سخته که اون مادرِ امپراتوره

08:37.801 --> 08:39.361
چرا قایم شدی؟

08:39.361 --> 08:41.131
خودت چطور؟

08:41.131 --> 08:43.681
.خب، یه جورایی ناخودآگاهه

08:44.251 --> 08:46.531
یعنی داره میره درمانگاه؟

08:46.531 --> 08:47.441
درمانگاه؟

08:47.721 --> 08:52.001
.آره، یه درمانگاه غیررسمیه که بانوهای دربار اداره‌ش می‌کنن

08:52.001 --> 08:53.441
.درموردش میدونم

08:53.441 --> 08:56.641
.ظاهرا ملکه مادر این درمانگاه رو ساخته

08:56.641 --> 08:57.861
ملکه مادر؟

08:58.371 --> 09:01.271
این موقعی بود که ملکه خیلی قدرتمند بود

09:01.271 --> 09:03.491
.برای همین ملکه مادر نتونست رسیمش کنه

09:03.781 --> 09:05.581
.که اینطور

09:06.411 --> 09:10.091
.ملکه مادر واقعا مهربونه

09:12.731 --> 09:19.351
.تازه میگن اون برده‌ها و خواجه‌ها رو ممنوع کرده

09:19.351 --> 09:20.471
.آهان

09:21.221 --> 09:25.831
.از دید انسان دوستانه ممنوع کردن برده‌ها فکر خوبی بوده

09:25.831 --> 09:29.911
ولی به جز برده‌ها که باهاشون مثل حیوون رفتار می‌کنن

09:29.911 --> 09:33.931
کسایی مثل همنشین‌ها هستن که از بدنشون
.به عنوان وثیقه برای پول گرفتن استفاده می‌کنن

09:33.931 --> 09:36.611
.این قانونیه و یه حرفه در نظر گرفته میشه

09:37.091 --> 09:41.681
هرچند اگه از بیرون نگاه کنی
.همنشین‌ها هم مثل برده‌ها هستن

09:42.271 --> 09:46.311
مامان بزرگ می‌گفت وقتی
.قانون ممنوعیت اعلام شده خیلی ترسیده

09:46.741 --> 09:49.701
رسما برده‌داری ممنوعه ولی در عمل

09:49.701 --> 09:53.751
.همه می‌دونن که با یه اسم دیگه هنوز وجود داره

09:54.611 --> 09:57.421
.خب، بهتره دیگه برگردم

09:58.001 --> 10:01.281
مائو مائو تو هم احتمالا نباید بیرون وقت تلف کنی، درسته؟

10:01.281 --> 10:03.891
...خب، آره ولی

10:04.771 --> 10:07.751
اینکه ملکه مادر میره بازدید از درمانگاه

10:07.751 --> 10:11.901
به اتفاقی که توی عمارت بلور افتاد ربطی داره؟

10:12.551 --> 10:14.721
اگه قراره ملکه مادر به موضوع رسیدگی کنه

10:14.721 --> 10:18.491
.ممکنه سیستم طبی دربار درونی تغییرات بزرگی پیدا کنه

10:18.491 --> 10:21.431
...اگه موضوع بحثشون اینه خیلی دوست دارم بشنوم اما

10:24.401 --> 10:25.161
.نه، بر می‌گردم

10:27.071 --> 10:29.821
...این اواخر خیلی ناراحتی به وجود آوردم

10:30.761 --> 10:31.621
!دوباره تمیزش کن

10:31.621 --> 10:32.641
...چشم

10:34.121 --> 10:35.341
.این دفعه سومه

10:35.801 --> 10:39.221
...فکر کردم شاید داره اذیتم می‌کنه ولی

10:39.581 --> 10:40.741
!حواستونو جمع کنید

10:40.741 --> 10:41.581
!چشم

10:41.581 --> 10:42.421
!اونجا

10:42.421 --> 10:43.291
!چشم

10:43.291 --> 10:45.721
...از بقیه ندیمه‌ها هم ایراد می‌گیره

10:45.721 --> 10:49.521
!این بار بیشتر دقت کنید! حتی یه ذره غبارم نبینم

10:49.791 --> 10:52.981
چه خبره؟ مهمونی داریم؟

10:55.801 --> 10:58.541
.مشتاق دیدار، بانو آن شی

11:02.001 --> 11:04.361
!ملکه مادر بود

11:05.431 --> 11:07.431
حالت خوبه؟

11:07.911 --> 11:10.041
.از لطفتون ممنونم

11:10.391 --> 11:14.291
.پس ملکه مادر از بارداری بانو گیوکویو خبر داره

11:14.831 --> 11:17.801
.حتماً آدم قابل اعتمادیه

11:22.761 --> 11:27.641
!بیشتر شبیه دوستای همسن هستن تا عروس و مادرشوهر

11:28.841 --> 11:29.981
.تو

11:31.251 --> 11:34.651
خدمتکاری هستی که جینشی فرستاده اینجا، درسته؟

11:34.911 --> 11:36.961
.بله، منم

11:36.961 --> 11:38.151
از کجا میدونه؟

11:38.641 --> 11:44.161
.سویرن گفته. گفتن یه دختر بااستعداد برگشته به دربار درونی

11:44.161 --> 11:47.491
.اون قبلا خدمتکار خودم بود

11:49.381 --> 11:54.921
.متوجه شدم. اون خدمتکار حیله‌گر و ملکه مادر همدیگه رو میشناسن

12:00.331 --> 12:03.401
.بانو آن شی، معذرت میخوام

12:03.401 --> 12:07.801
لینگ لی خسته به نظر میرسه. میشه استراحت کنه؟

12:08.441 --> 12:10.601
.البته، حتماً

12:14.641 --> 12:18.091
.خوب فهمید چی میگم

12:20.111 --> 12:22.781
.لطفا بشین

12:23.161 --> 12:23.941
...باشه

12:25.941 --> 12:30.621
.شنیدم تو حل کردن مسائل مهارت داری

12:32.751 --> 12:36.251
من فقط حقایقی رو میگم که

12:36.251 --> 12:39.291
.با دانش محدودم به نظرم مرتبط میاد

12:42.041 --> 12:44.511
زیادی منفی شد؟

12:44.831 --> 12:49.971
.من قدرت تخیل پدرم یا دانش عمیقش رو ندارم

12:50.881 --> 12:53.751
.باید از قبل شفاف باشم وگرنه استرس میگیرم

12:54.281 --> 12:57.041
.من همینم که هستم

13:01.591 --> 13:03.211
.مشکلی نیست

13:07.141 --> 13:12.061
.فقط میخوام توی یه موضوع خاص کمکم کنی

13:16.021 --> 13:17.271
...آیا من

13:19.931 --> 13:23.421
امپراتور فقید رو نفرین کردم؟...

13:41.221 --> 13:43.021
نفرین؟

13:43.551 --> 13:47.031
.طبیعیه که مردم این فکر رو بکنن

13:47.931 --> 13:52.281
.راستش من فقط حرفای بد مردم رو درباره امپراتور قبلی شنیدم

13:52.681 --> 13:56.671
،"امپراتور احمق"، "عروسک خیمه شب بازی ملکه"

13:56.671 --> 14:01.041
.معروف‌ترین لقبش تو حرمسرا احتمالا "بچه باز" بوده

14:02.761 --> 14:05.121
ازدواج سیاسی با دختران خردسال

14:05.121 --> 14:07.301
.یا وثیقه گذاشتنشون برای وام چیز عجیبی نیست

14:07.671 --> 14:12.091
اما امپراتور قبلی عمداً جوانترین دختران رو انتخاب میکرد

14:12.091 --> 14:14.811
.با اینکه زنان همسن خودش دورش بودن

14:16.311 --> 14:18.821
.ملکه مادر یه جای شکمش زخم داره

14:19.751 --> 14:22.281
،وقتی امپراتور فعلی رو به دنیا آورد

14:22.281 --> 14:25.811
.بدنش هنوز برای زایمان آماده نبود

14:25.811 --> 14:28.071
.مجبور شدن شکمش رو جراحی کنن

14:28.491 --> 14:31.511
پزشک بیچاره‌ای که مجبور شد خواجه بشه

14:31.511 --> 14:36.331
.تا این عمل رو انجام بده، پدر منه. لوئومن

14:36.911 --> 14:41.301
شاید بخاطر همین فداکاری‌ها، امپراتور فعلی سالم بزرگ شد

14:41.301 --> 14:44.841
.و ملکه مادر بعدها پسر دومش - برادر امپراتور - رو به دنیا آورد

14:45.271 --> 14:49.091
.اگه یادم باشه، برادر امپراتور یه سال از من بزرگتره

14:49.511 --> 14:52.841
.اون موقع ملکه مادر باید نزدیک سی سالش میبود

14:53.441 --> 14:55.851
.مشخصاً دیگه بچه نبود

14:56.351 --> 14:57.741
...یعنی اینکه

14:59.081 --> 15:02.731
برادر امپراتور واقعا پسر امپراتور قبلیه؟

15:04.401 --> 15:07.771
!اگه اینو بلند بگم، سرم رو از تنم جدا میکنن

15:11.401 --> 15:13.821
چند روز بعد، ملکه مادر

15:13.821 --> 15:18.331
.چهار همنشین ارشد رو به یه مراسم چای دعوت کرد

15:18.761 --> 15:20.831
.بانو گیوکویو، از این طرف

15:21.131 --> 15:25.291
.تا شروع مراسم وقت دارید. میتونید اینجا استراحت کنید

15:25.291 --> 15:27.591
.ممنون. همین کار رو میکنم

15:30.661 --> 15:35.591
.بانو گیوکویو مدام خوابش میگیره، از علائم اولیه بارداریه

15:36.761 --> 15:41.981
ملکه مادر تو چه فکریه؟ چرا بیرون دربار درونی مراسم گذاشته؟

15:41.981 --> 15:46.441
.البته بیرون دربار درونی نیست، جاییه که امپراتور زندگی میکنه

15:46.791 --> 15:51.181
.همینه که ترسناکه! ما معمولاً اونجا نمیریم

15:51.181 --> 15:56.371
ملکه مادر از بارداریش خبر داره. پس چرا الان؟

15:56.681 --> 16:01.081
.حق داری، اما به ملکه مادر میشه اعتماد کرد

16:01.421 --> 16:05.991
ملکه مادر که مشکلی نداره، اما همنشین‌های دیگه چطور؟

16:07.271 --> 16:10.731
،بارداری بانو گیوکویو تو دربار درونی راز آشکاریه

16:10.731 --> 16:15.971
.اما تو یه مراسم حضوری ممکنه مستقیم‌تر سوال کنن

16:16.821 --> 16:21.971
.بانو لی‌هوا احتمالا سوالای خطرناک نمیپرسه

16:22.561 --> 16:28.211
.اون آدم مغروریه، زیرآب دیگران رو نمیگیره

16:28.691 --> 16:33.231
بانو گیوکویو هم به نفعش نیست با اون بحث کنه

16:33.231 --> 16:34.991
.چون خون اون اصیل‌تره

16:35.681 --> 16:39.701
...بانو لی شو اگه خدمتکاراش تحریکش کنن، شاید چیزی بگه

16:39.701 --> 16:43.381
.اما خدمتکار ارشدش که چشنده سابق بوده، خطا نمیکنه

16:44.611 --> 16:46.931
.پس احتمال میفته به همنشین لو لان

16:47.381 --> 16:52.001
.جز شایعات مدل لباس پوشیدنش، چیز دیگه‌ای ازش نمیشنوم

16:54.111 --> 16:56.931
مائو مائو، یه دقیقه وقت داری؟

16:58.531 --> 16:59.221
.بله

17:03.771 --> 17:05.181
چطور میتونم کمک کنم؟

17:05.181 --> 17:10.691
امروز من چشنده غذا هستم. میدونی یعنی چی؟

17:11.451 --> 17:12.401
.بله میدونم

17:13.791 --> 17:17.771
،نداشتن چشنده جدا در مهمونی ملکه مادر

17:17.771 --> 17:21.911
.نشون دهنده اعتمادمون به اونه

17:22.331 --> 17:24.321
...و در مورد تو

17:24.941 --> 17:28.421
.ملکه مادر میخواد تو هم کمک کنی

17:29.121 --> 17:31.921
باز هم ازت خواستن مشکلی رو حل کنی؟

17:33.691 --> 17:37.851
من... امپراتور فقید رو نفرین کردم؟

17:38.471 --> 17:42.091
.میخوام جای دیگه باهات صحبت کنم

17:42.661 --> 17:46.481
.جواب نده، میدونم نمیتونی بگی

17:46.481 --> 17:47.391
!اما

17:47.911 --> 17:51.941
لطفا کاری نکن که به خانم گیوکویو خیانت بشه، باشه؟

17:53.361 --> 17:56.901
.دلیلی ندارم با شما دشمنی کنم، بانو هونگ نیانگ

18:00.821 --> 18:05.451
خوبه. منم میخوام باهات
.رابطه خوبی داشته باشم، مائو مائو

18:06.581 --> 18:07.911
.بله

18:08.411 --> 18:13.121
بانو هونگ نیانگ واقعاً لایق
.عنوان خدمتکار ارشد خانم گیوکویوئه

18:18.191 --> 18:20.351
،اگه ملکه مادر بخواد چیزی رو بررسی کنه

18:20.351 --> 18:21.971
.حتما همون مسئله نفرینه

18:26.161 --> 18:27.431
.ببخشید که منتظر موندید

18:28.141 --> 18:29.241
.از این طرف

18:31.081 --> 18:35.941
.اینجا قبل از ساخت دربار درونی فعلی استفاده میشده

18:36.431 --> 18:37.901
.متوجه شدم

18:39.621 --> 18:44.121
.با اینکه کسی اینجا نیست، اما تمیزه

18:50.171 --> 18:53.751
.سنگ‌ریزه‌های باغ هم مرتب چیده شدن

18:57.031 --> 18:58.131
.اینجاست

18:59.351 --> 19:01.141
.دیگه نمیتونیم جلوتر بریم

19:01.141 --> 19:05.421
.حتی نظافتچی‌ها هم اجازه ورود به اینجا رو ندارن

19:14.391 --> 19:16.021
این بوی چیه؟

19:16.981 --> 19:18.451
این اتاق چیه...؟

19:20.141 --> 19:22.551
،در زمان پدربزرگ امپراتور فعلی

19:22.551 --> 19:26.731
.یه خدمتکار که تبدیل به همنشین رده پایین شد اینجا زندگی میکرد

19:28.401 --> 19:31.151
.این اتاق زنی بود که به عنوان ملکه شناخته میشد

19:31.151 --> 19:35.921
.همونجایی که امپراتور فقید بزرگ شد و درگذشت

19:39.911 --> 19:41.431
.بریم جای دیگه‌ای

19:55.241 --> 19:59.911
- در سال‌های پایانی، امپراتور فقید و مادرش، همون ملکه

19:59.911 --> 20:02.631
.وقت زیادی رو تو این اتاق میگذروندن

20:03.951 --> 20:06.541
.انگار که به خاطراتشون چسبیده بودن، مدام اونجا بودن

20:06.541 --> 20:08.911
،امپراتور فقید به خاطر ضعف روحی

20:09.391 --> 20:11.101
،تو همون اتاق جان داد

20:11.101 --> 20:14.411
.درست بعد از مرگ ملکه، انگار دنبالش رفت

20:14.791 --> 20:18.871
شاید بی‌ادبانه باشه، ولی اون موقع جوون نبود، درسته؟

20:18.871 --> 20:22.181
.سنش به حدی بود که مرگش طبیعی به حساب بیاد

20:22.181 --> 20:25.431
پس چرا ملکه مادر فکر میکنه نفرین شده؟

20:26.301 --> 20:29.881
.منم بهش گفتم که نفرینی در کار نیست

20:29.881 --> 20:31.771
...اما بانو آن شی گفت

20:32.231 --> 20:34.251
.من نفرینش کردم

20:34.251 --> 20:38.321
...دلم میخواست نباشه. برای مدت‌ها

20:39.371 --> 20:41.671
.تقریبا هر شب این آرزو رو میکردم

20:43.881 --> 20:48.031
نشونه دیگه‌ای از وجود نفرین هست؟

20:50.491 --> 20:53.191
،جسد امپراتور فقید بعد از مرگ

20:53.191 --> 20:55.791
.مطابق رسم به مدت یه سال تو آرامگاه گذاشته شد

20:56.311 --> 21:03.271
یه سال بعد وقتی امپراتور
...و بانو آن شی برای دفن بهش نگاه کردن

21:05.241 --> 21:10.171
.جسد تقریباً مثل روز مرگش بود

21:12.601 --> 21:15.181
یعنی پوسیدگی نداشت؟

21:15.561 --> 21:19.031
،درسته. جسد ملکه که همزمان مرده بود

21:19.031 --> 21:22.481
...اونقدر وضعش بد بود که توصیف‌ناپذیر بود. اما

21:23.511 --> 21:27.741
.پس برای همین بانو آن شی فکر میکنه نفرین کرده

21:28.141 --> 21:29.041
.بله

21:29.701 --> 21:31.321
.متوجه شدم

21:32.511 --> 21:37.251
آرامگاه حتی تو تابستون سرد هست، اما همه اجساد میپوسن

21:37.641 --> 21:40.951
.مگه اینکه تو یخ نگهشون دارن یا حشره‌ها نباشن

21:41.351 --> 21:44.761
.اگه این اتفاق نیفتاده باشه، واقعا عجیبه

21:45.231 --> 21:47.491
.همه سرانجام به خاک تبدیل میشن

21:47.941 --> 21:50.181
.چه اشراف‌زاده باشی، چه کشاورز

21:50.611 --> 21:54.881
.مهم نیست مقامت چیه، مرگ برای همه یکسانه

21:55.971 --> 21:59.341
.این ساختمان به زودی خراب میشه

21:59.341 --> 22:01.731
.میخوایم قبل از تخریب بررسی کنی

22:02.071 --> 22:03.161
.متوجه شدم

22:03.691 --> 22:06.991
.اما یه خواهش دارم

22:08.071 --> 22:08.991
خواهش؟

22:16.521 --> 22:20.021
Leo & Marie :مترجمین

22:20.051 --> 22:25.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

22:25.051 --> 22:33.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

23:46.041 --> 24:00.971
قسمت بعدی

23:57.451 --> 24:00.181
"در قسمت بعدی: "امپراتور فقید

23:57.511 --> 24:00.971
قسمت 33: امپراتور فقید
