WEBVTT

00:04.083 --> 00:05.500
اوشا خواهر دوقلو داره؟

00:05.500 --> 00:07.000
‫اسمش مِی‌ـه

00:07.000 --> 00:09.458
‫فکر می‌کردیم 16 سال پیش مُرده

00:09.875 --> 00:13.333
‫ولی معتقدم اون ایندارا رو کُشته

00:13.333 --> 00:14.416
‫برو تحقیق کن

00:14.416 --> 00:16.166
‫اون می‌خواد چهار تا جدای رو بکُشه

00:16.166 --> 00:18.833
‫ایندارا، تربین، کلناکا و تو

00:20.041 --> 00:22.291
چقدر اوشا رو می‌شناسید؟ -
برنداک -

00:22.291 --> 00:26.125
وقتی اونجا بودم، خواهرش
یه آتیش‌سوزی راه انداخت که

00:26.125 --> 00:28.250
کل خانوادش رو کُشت

00:28.250 --> 00:29.416
‫جلوشون رو می‌گیرم

00:29.416 --> 00:30.708
‫هیچکس منو با خودش نمی‌بره

00:30.708 --> 00:32.666
جدای‌ها بدن -
‫ -جدای‌ها خوبن

00:34.791 --> 00:35.791
چیکار کردی؟

00:37.416 --> 00:38.666
!اوشا -
!می -

00:38.666 --> 00:40.208
!نه

00:41.541 --> 00:44.083
‫بعد از تربین دو تا جدای دیگه
‫می‌مونه که باید بکُشم

00:44.083 --> 00:47.833
و یکی‌شون رو بدونِ اسلحه می‌کُشم و
‫استاد رو راضی می‌کنم

00:47.833 --> 00:49.041
اوشی؟

00:51.041 --> 00:52.750
اوشا زنده‌ست -
می‌دونم -

00:53.500 --> 00:57.166
کوفار. یه جنگل آروم توی حلقه‌ی بیرونی ‫که
محل زندگی جدای ووکی‌ـه

01:18.002 --> 01:28.002
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus

01:29.000 --> 01:33.000
« کوفار »

02:31.000 --> 02:34.000
« کورسانت »

02:37.958 --> 02:41.291
تمام حرکات‌تون باید محکم ولی غیرقابل‌تشخیص باشه

02:44.833 --> 02:47.458
نقاط ضعف رو محدود کنید

02:51.791 --> 02:55.333
،بدون اینکه نیازی به حمله داشته باشید
در بهترین وضعیت برای دفاع باشید

03:01.708 --> 03:03.291
جلسه‌ی امروز تموم شد

03:06.583 --> 03:10.000
دارو، رینا، می‌خوام قبل اینکه برید
فُرم شروع‌تون رو ببینم

03:10.000 --> 03:11.166
اوشا

03:12.541 --> 03:13.833
اومدم خداحافظی کنم

03:14.666 --> 03:16.375
نمی‌مونی؟

03:16.375 --> 03:18.166
کاری که لازم بود رو کردم

03:19.375 --> 03:21.708
ممنونم -
واسه چی؟ -

03:21.708 --> 03:25.916
که کمکم کردی خواهرم رو پیدا کنم و
بی‌گناهیِ خودم رو ثابت کنم

03:25.916 --> 03:27.458
همش انجام وظیفه بود

03:28.250 --> 03:30.875
شاید هیچوقت از بابت زنده بودنِ می
مطمئن نمی‌شدم

03:30.875 --> 03:33.458
،ولی الان به لطف تو
با چشم‌های خودم دیدمش

03:35.250 --> 03:36.875
حتی اگه نتونستم جلوشو بگیرم

03:36.875 --> 03:39.541
فکر می‌کردم تا دستگیرش می‌کنیم اینجا می‌مونی

03:40.625 --> 03:42.625
آخه حتماً بعد این همه وقت
خیلی کنجکاوی

03:42.625 --> 03:44.625
می الان دیگه مشکل جدای‌هاست

03:45.833 --> 03:47.166
من هم جدای نیستم

03:50.833 --> 03:52.833
نگو که دلت برام تنگ میشه

03:57.333 --> 03:58.916
مِی برات عزیزه

03:58.916 --> 04:01.333
غم سال‌هایی که می‌تونستید
پیش هم باشید توی سینه‌اتـه

04:01.333 --> 04:04.250
یکی باید قبل اینکه مِی بیشتر از این
به بقیه آسیب بزنه، پیداش کنه

04:04.250 --> 04:05.666
ولی کار من نیست

04:07.666 --> 04:09.166
من فقط...نمی‌تونم

04:11.291 --> 04:13.583
ولی دفعه‌ی بعد که اومدم کورسانت میام پیشت

04:13.583 --> 04:16.541
بعد میریم یه بار و داستان‌هایی که
درباره‌ی استاد سول بلدیم رو واسه هم تعریف می‌کنیم

04:17.708 --> 04:19.083
باهاش خداحافظی کردی؟

04:21.583 --> 04:23.416
به قدر کافی اذیتش کردم

04:55.375 --> 04:56.625
!هی! هی! هی

04:56.625 --> 04:59.000
جای تو بودم، همینطوری
سرمو نمینداختم پایین برم

04:59.000 --> 05:01.250
اکثر سطح کوفار ناشناخته و کشف‌نشده‌ست

05:01.250 --> 05:04.583
جایزه‌بگیرهایی رو می‌شناسم که
حاضر نیستن پاشون رو بذارن توی این جنگل

05:05.083 --> 05:06.291
ولی تو رفتی توش؟

05:06.291 --> 05:07.958
آره، رفتم

05:10.750 --> 05:13.208
تا ووکیـه رو پیدا کنم. کار سختی هم بود

05:13.208 --> 05:15.708
اون جدای اصلاً نمی‌خواد کسی پیداش کنه

05:20.791 --> 05:23.708
رفتی اون تو و جونت رو
به خاطر استادم به خطر انداختی؟

05:23.708 --> 05:27.583
نه. جونم رو به خطر انداختم
تا به تو کمک کنم

05:28.416 --> 05:30.833
اعتراف کن. بهم نیاز داری

05:34.791 --> 05:37.708
می‌دونی، زنده بودن خواهرت
چیزی رو عوض نمی‌کنه

05:37.708 --> 05:40.958
.باید ووکیـه رو بکُشی
.یه قراری گذاشتی

05:42.916 --> 05:46.250
.سه ساعت دیگه هوا تاریک میشه
.بیا راه بیفتیم

05:47.708 --> 05:50.000
باشه. دنبالم بیا

06:12.250 --> 06:13.583
اون کیـه؟

06:14.625 --> 06:15.916
نمی‌دونم

06:15.916 --> 06:18.666
سریع، ولی ضعیفـه

06:18.666 --> 06:21.666
تمام تصمیماتش توی مبارزه
از سر احساساتـه

06:21.666 --> 06:23.625
ولی مهارت بالایی داره -
بله -

06:23.625 --> 06:26.083
یکی تعلیمش داده

06:26.083 --> 06:27.166
ولی کی؟

06:27.166 --> 06:29.416
در جریان هویت استادش نیست

06:29.416 --> 06:31.208
ولی ازش می‌ترسه

06:31.208 --> 06:33.583
شاگردی که استادش رو نمی‌شناسه؟

06:34.583 --> 06:36.000
مسخره‌ست

06:36.000 --> 06:38.166
ممکنـه یه محفلِ زیرشاخه باشه؟

06:39.541 --> 06:40.625
یا یه چیز بدتر؟

06:40.625 --> 06:43.000
،اگه محفل زیرشاخه بودن
اطلاعات‌شون رو داشتیم

06:43.000 --> 06:45.083
این دختر می‌تونه تبدیل به
تهدیدی جدی بشه

06:45.083 --> 06:46.791
اون منضبط نیست

06:47.458 --> 06:48.708
ولی تونست از دستت فرار کنه

06:50.791 --> 06:52.958
دوتا جدایِ استاد رو هم کُشته

06:58.708 --> 07:02.041
...درستـه، ولی مِی می‌خواد این سه نفر رو بکُشه

07:02.041 --> 07:04.500
چهار نفر. تو هم جزوشونی، سول

07:06.000 --> 07:09.666
،چهار جِدایی که وقتی بچه بود
توی سیاره‌ی مادریش مستقر شده بودن

07:11.916 --> 07:13.083
خیلی عجیبـه

07:13.083 --> 07:16.500
بعد این همه سال پیداش میشه و
یکی از خودمون تعلیمش داده

07:16.500 --> 07:18.083
فکر می‌کنی استادش یه جِدایـه؟

07:18.083 --> 07:19.666
حتی از هولوگرامش هم
برام عین روز روشنـه

07:19.666 --> 07:21.625
باید به شورای عالی خبر بدیم

07:21.625 --> 07:24.958
شورای عالی مجبور میشه
سنا رو مطلع کنه

07:24.958 --> 07:28.458
چنین رسوایی‌ای باعث میشه بترسن و
اعتمادشون رو از دست بدن

07:28.458 --> 07:30.750
بهتره خودمون این قضیه رو حل کنیم

07:32.166 --> 07:33.875
باید بفهمیم کی تعلیمش داده

07:36.000 --> 07:39.708
استاد هولدن، کلناکا رو از کوفار بیارید بیرون و
مِی رو دستگیر کنید

07:40.291 --> 07:41.916
اگه مقاومت نشون داد چی؟

07:41.916 --> 07:43.875
انتظار ندارم کار به اونجا بکشه

07:43.875 --> 07:45.083
جلسه تمومـه

07:53.208 --> 07:54.875
استاد ورنسترا، خواهش می‌کنم

07:55.375 --> 07:57.875
چرا دربارش بهم نگفتی؟

07:57.875 --> 08:00.625
...به محض اینکه فهمیدم گفتم -
!نه، سول -

08:00.625 --> 08:02.583
شونزده سال پیش رو میگم

08:02.583 --> 08:05.500
چرا بهم نگفتی احتمالش هست
این دختر بیچاره زنده مونده باشه؟

08:05.500 --> 08:09.083
،اگه فکر می‌کردم ممکنـه
حتماً می‌گفتم

08:10.291 --> 08:11.958
ولی خودم دیدم سقوط کرد

08:12.583 --> 08:14.625
هیچکس از اون سقوط
جون سالم به در نمی‌بره

08:17.708 --> 08:20.375
بذار خودم دستگیرش کنم

08:20.875 --> 08:24.333
ارتباط شخصی‌ات با اون و خواهرش
به نفع ما نیست

08:24.333 --> 08:27.416
هدف مِی از این کارها فقط خودش نیست

08:27.416 --> 08:29.500
باید این رو بدونی

08:32.916 --> 08:36.875
نگرانم مِی فقط بخش کوچیکی
از نقشه‌ی بزرگ استادش باشه

08:37.708 --> 08:39.916
نقشه‌ای که تشخیصش سختـه

08:41.416 --> 08:42.708
یجور تغییر

08:44.083 --> 08:45.458
چیزی که ورق رو برمی‌گردونه

08:45.458 --> 08:50.125
اگه جلوی دستگیری مقاومت کنه و
...هولدن اون رو بکُشه

08:50.125 --> 08:51.333
کار به اونجا نمی‌کِشه

08:51.333 --> 08:54.333
اونوقت محالـه بفهمیم استادش کیـه

08:56.000 --> 08:58.958
فقط در صورتی تسلیم میشه که
در ازاش یه چیزی بهش بدیم

09:01.458 --> 09:03.041
چیزی داریم که بخواد؟

09:11.916 --> 09:14.791
چطوری میشه بدون سلاح یه جدای رو کُشت؟

09:14.791 --> 09:17.458
حتماً یجور آزمایشـه، نه؟

09:17.458 --> 09:22.791
،درگیری رو غیرمسلح شروع می‌کنی
ولی میشه شمشیرش رو بگیری و با اون حمله کنی؟

09:23.875 --> 09:25.833
یا تقلب محسوب میشه؟

09:26.541 --> 09:29.875
فقط کنجکاوم بدونم این بار می‌خوای
چیکار کنی. خیلی ناموفق بودی

09:29.875 --> 09:33.375
،من ناموفق نبودم. هم ایندارا رو کُشتم
هم تربین رو

09:33.375 --> 09:35.666
ولی به روش خودت کُشتی‌شون

09:35.666 --> 09:38.250
الان باید بدون سلاح ووکیـه رو بکُشی

09:38.250 --> 09:41.250
...استادت می‌خواد که -
تو چه قول و قراری باهاش داری؟ -

09:41.250 --> 09:43.500
نذاشتم. دقیقاً...همچین چیزی نیست

09:43.500 --> 09:45.833
من...فقط بهش مدیونم

09:45.833 --> 09:48.458
.می‌دونی که چجوریـه
.ملت رو جمع می‌کنه

09:48.458 --> 09:50.791
من تابحال قیافش رو ندیدم. تو دیدی؟

09:52.250 --> 09:53.291
می‌دونی که ندیدم

09:53.958 --> 09:57.208
ببین، اوناهاشش. محدوده‌اش

09:59.916 --> 10:02.250
باورم نمیشه خواهرم
یه جِدایِ لاشیـه

10:04.208 --> 10:06.416
باهاش که حرف زدی، چطوری بود؟

10:08.125 --> 10:12.500
راستش انگار لقمه‌ی گنده‌تر
از دهنش برداشته بود

10:12.500 --> 10:14.958
انگار یه استاد جدای رو خیلی دوست داشت

10:14.958 --> 10:17.916
اسمش چی بود؟ سول؟

10:20.541 --> 10:22.166
بگذریم، بیا بریم

10:38.833 --> 10:41.541
.خوشحالم تعمیر شدی
.الان عین روز اوّلتی

10:42.750 --> 10:44.708
،آره، اگه ابزارش رو داشتم
همین کار رو می‌کردم، پیپ

10:44.708 --> 10:46.583
ولی ندارم، خب؟ -
!اوشا -

10:49.708 --> 10:50.708
سول

10:51.333 --> 10:54.083
رفتم دنبالت ولی جکی گفت رفتی

10:55.666 --> 10:57.083
ببخشید خداحافظی نکردم

10:57.875 --> 10:59.041
باید کمکم کنی

10:59.875 --> 11:01.833
می‌خوام برای این مأموریت باهام بیای

11:02.541 --> 11:04.166
می‌خوای دوباره عضو جدای‌ها شم؟

11:04.958 --> 11:07.083
خب، نه رسماً

11:07.708 --> 11:08.708
آها

11:10.000 --> 11:12.250
به من نیاز داری تا اون رو پیدا کنی

11:14.125 --> 11:17.250
سول، من نمی‌تونم

11:17.875 --> 11:23.125
،وقتی به می گفتم تو زنده‌ای
آرامش رو توی چشم‌هاش دیدم

11:23.125 --> 11:25.708
اصلاً یه آدم دیگه شد

11:27.333 --> 11:31.458
اگه بیای، اجازه میدن جفتمون بریم

11:33.250 --> 11:35.458
نمی‌خوام مِی صدمه ببینه

11:35.458 --> 11:37.541
می‌دونم تو هم نمی‌خوای

11:38.291 --> 11:40.583
هنوز خوبی توی وجودش هست

11:41.291 --> 11:43.541
توی بخشی از وجودش که
تو رو دوست داره

11:45.916 --> 11:46.916
اون یه قاتلـه

11:51.500 --> 11:53.958
ولی هنوز خواهرتـه

11:59.041 --> 12:00.208
باشه

12:03.333 --> 12:05.333
ولی اون لباس غیرنظامی‌ها رو نمی‌پوشم

12:11.291 --> 12:13.958
‫محفل استاد کلناکا رو فرستاده کوفار،

12:13.958 --> 12:16.541
‫ولی بیشتر از یه سالـه که
‫کسی ازش خبر نداره

12:18.041 --> 12:21.083
‫به اخطارهای رادیویی‌مون پاسخی نداده

12:22.125 --> 12:24.125
‫شاید دکل‌های ارتباطی
‫اون منطقه از کار افتاده باشن

12:25.208 --> 12:27.208
به خاطر سختی این مأموریت

12:27.208 --> 12:29.916
‫توصیه می‌کنم همه‌تون
‫کنار همدیگه بمونید

12:29.916 --> 12:31.000
‫هیس

12:37.458 --> 12:40.333
‫آهای! خیلی شرمنده‌ام

12:47.125 --> 12:48.125
‫اون کیه؟

12:49.833 --> 12:50.833
‫اون بازیلـه

12:51.416 --> 12:54.500
‫اون، با ماست؟

12:57.458 --> 13:00.333
‫سؤالی نداری، غیرنظامی؟

13:01.166 --> 13:05.375
‫نه. نه. توضیحاتت خیلی کامل بود، یورد

13:33.000 --> 13:36.083
‫ما دنبال یه ووکی می‌گردیم.
‫گنده و پشمالوئـه.

13:46.916 --> 13:49.333
‫باید اون اسلحه رو تحویل بدی

13:50.000 --> 13:51.541
‫خب، حالا دیگه مال منـه

13:51.541 --> 13:53.541
‫راستش جزو اموال محفل جدای‌هاست

13:53.541 --> 13:57.833
‫پس، متأسفانه مجبورم
‫اصرار کنم که تحویلش بدی

14:06.541 --> 14:09.375
‫محلی‌ها میگن زده به دل جنگل و
‫دیگه هیچ‌وقت برنگشته

14:18.916 --> 14:20.833
‫کلناکا اونجاست

14:26.166 --> 14:27.250
‫چطوری پیداش کنیم؟

14:27.750 --> 14:29.083
‫ردزن داریم

14:35.000 --> 14:45.000
<b>«فـیلــم2مـدیـا»</b>
Telegram: @Film2Media_Plus

14:53.541 --> 14:59.208
‫یورد. یورد. یورد. تو می‌فهمی
‫این بازیلـه چی میگه؟

14:59.208 --> 15:01.666
‫اسمش بازیلـه. و آره

15:02.208 --> 15:04.208
‫با اینکه اکثر شاگردها می‌خوان
‫زبون شیرووکی رو یاد بگیرن،

15:04.208 --> 15:07.625
‫من خودم رو مؤظف دونستم زبانی رو
‫یاد بگیرم که یه مقدار متفاوتـه

15:09.083 --> 15:12.125
‫خیلی‌خب، اگه از حضور من توی این مأموریت
‫ناراحتی، خودم هم خوشحال نیستم

15:12.125 --> 15:15.541
‫ناراحت نیستم.
‫نگران امنیتت هستم.

15:16.166 --> 15:17.791
‫یورد، باید ازت یه خواهشی بکنم

15:20.708 --> 15:22.125
‫سول خیال می‌کنه میشه مِی رو نجات داد

15:22.750 --> 15:24.958
‫استاد سول جدای عاقلی‌ـه

15:24.958 --> 15:28.541
‫لابد دلیلی هست که حس می‌کنه
‫مِی به حرفات گوش میده

15:28.541 --> 15:31.583
‫ولی اگه کار به اونجا کشید و
‫اون به حرفم گوش نداد،

15:31.583 --> 15:33.000
‫باید جلوش رو بگیری

15:33.583 --> 15:34.958
‫من از پسش برنمیام

15:35.625 --> 15:37.000
‫- اوشا...
‫- خواهش می‌کنم

15:37.625 --> 15:39.416
‫نمی‌تونم برای بار دوم تردید کنم

15:41.041 --> 15:43.208
‫از وقتی بچه بودیم می‌شناسمت

15:45.500 --> 15:47.500
‫مِی همیشه نقطه‌ضعف تو بوده

15:47.500 --> 15:50.166
‫شاید سول تو رو آورده باشه اینجا
‫تا باهاش روبرو بشی،

15:51.416 --> 15:53.708
‫ولی شاید آورده باشدت اینجا
‫تا با خودت روبرو بشی

15:55.791 --> 15:57.125
‫باید خودمون رو به بقیه برسونیم

16:15.291 --> 16:16.500
‫یالا

17:05.250 --> 17:06.958
‫چیه؟

17:08.583 --> 17:10.458
‫میگه یه جای کار می‌لنگه

17:11.208 --> 17:12.900
‫یه چیز خیلی بد هست

17:13.458 --> 17:16.333
‫با همین سرعت ادامه بدید،
‫صداتون رو هم بالا نبرید

17:16.916 --> 17:21.291
‫ما نمی‌دونیم و نمی‌خوایم بدونیم که
‫اینجا چی زندگی می‌کنه

17:31.625 --> 17:32.791
‫اوشا

18:01.333 --> 18:02.458
‫سول!

18:11.875 --> 18:12.958
‫حرکت نکن!

18:16.166 --> 18:17.800
‫خودم ترتیبش رو میدم

18:22.375 --> 18:25.458
‫- صاف رفت سراغ شمشیر
‫- جذب نور میشه

18:25.458 --> 18:27.541
‫بیاید بریم

18:28.791 --> 18:30.416
‫به زودی تاریک میشه

18:55.541 --> 18:56.708
‫چیه؟

18:59.166 --> 19:00.166
‫آ...

19:03.166 --> 19:05.166
‫تونستم اون جونور رو حس کنم

19:07.125 --> 19:10.375
‫ولی آرامشش رو به‌هم زدم و حالا مُرده

19:12.200 --> 19:14.791
‫همیشه تماشای تبدیل هر چیزی
‫یا هر کسی به نیرو

19:14.791 --> 19:16.458
‫باعث افتخاره

19:16.458 --> 19:19.541
‫هرچند تو بیشتر از من با مرگ
‫سر و کار داشتی

19:19.541 --> 19:22.041
‫خب، من هیچ‌وقت نمی‌تونم
‫مثل یه جدای واقعی مرگ رو بپذیرم

19:22.041 --> 19:23.125
‫یه جدای واقعی؟

19:25.750 --> 19:27.375
‫نمی‌تونستم چیزی رو که از دست دادم بپذیرم

19:28.333 --> 19:29.625
‫اون حس نامردی‌ای که داشت

19:31.000 --> 19:33.416
‫از دست خواهرم عصبانی بودم،

19:33.416 --> 19:36.125
‫ولی در آنِ واحد، دلم براش تنگ شده بود

19:39.416 --> 19:40.916
‫چیزایی که پشت سر می‌ذاریم
،ما رو تعریف می‌کنن

19:42.583 --> 19:44.250
‫نه چیزایی که از دست دادیم

19:46.958 --> 19:48.583
تو هم خیلی چیزا رو پشت سر گذاشتی

19:56.875 --> 20:01.041
‫یالا، چیزی نمونده.
‫احتمالاً ده دقیقه از اینجا به سمت جنوب.

20:01.041 --> 20:02.625
‫موفق می‌شیم

20:03.958 --> 20:06.375
‫نه، نه، نه، نه.
‫نباید الان وایسی.

20:08.625 --> 20:11.541
‫باید بعد این کوه‌پیمایی با یه ووکی بجنگم

20:11.541 --> 20:15.291
‫می‌خوام یه دقیقه استراحت کنم،
‫اگه تو مشکلی نداری

20:15.291 --> 20:17.791
‫مشکل که هست، ولی باشه

20:23.541 --> 20:24.625
‫این آزمایش نیست

20:25.291 --> 20:26.375
‫چی؟

20:26.375 --> 20:27.666
آزمایش نیست

20:29.458 --> 20:31.250
‫اون بهش میگه «درس نهایی»

20:32.750 --> 20:35.958
‫اون گفت: «درس نهاییت رو
‫خودت به خودت یاد میدی

20:35.958 --> 20:38.250
‫یه جدای رو بدون اسلحه می‌کُشی»

20:39.083 --> 20:42.625
‫حمله به یه شخص بی‌دفاع بر خلاف
‫تمام باورها و عقاید جدای‌هاست

20:42.625 --> 20:46.416
‫چطور همچین کسی رو بدون اسلحه می‌کُشی؟

20:48.125 --> 20:50.500
آزمایش نیست. غیرممکنـه

20:50.500 --> 20:51.583
‫این...

20:52.375 --> 20:55.041
‫غیرممکن نیست. خودت که می‌دونی

20:57.708 --> 21:00.583
‫من که از خدامـه، ولی غیرممکنـه

21:02.541 --> 21:04.958
‫و اگه این کار رو نکنم، منو می‌کُشه

21:08.541 --> 21:09.958
‫تو به هیچ جات نیست

21:10.708 --> 21:11.708
‫هست

21:14.041 --> 21:15.250
‫بیا

21:16.333 --> 21:18.250
‫میرم برات آب بیشتری پیدا کنم

21:18.250 --> 21:19.333
‫حق با توئـه

21:21.583 --> 21:22.708
‫باید استراحت کنی

21:24.000 --> 21:25.250
‫داری خودت رو می‌بازی

21:25.250 --> 21:27.333
‫و این اصلاً خوب نیست، مگه نه؟

22:11.083 --> 22:12.416
‫نمی‌بینمش

22:12.416 --> 22:13.875
‫- چی؟
‫- بازیل

22:14.500 --> 22:17.125
‫عالیه، دوباره غیبش زد

22:18.083 --> 22:21.625
‫به خدا یه ردزن می‌خوایم که
‫ردِ ردزن‌مون رو پیدا کنه

22:23.916 --> 22:25.083
‫سول!

22:28.416 --> 22:30.291
‫بازیل رو گم کردیم...

22:31.541 --> 22:32.708
‫کمک!

22:35.083 --> 22:36.250
‫می!

22:46.500 --> 22:48.291
‫کمک! کمک!

22:50.625 --> 22:53.625
‫می. می! می! کمک!

22:54.958 --> 22:58.666
‫می‌دونی، بعد از پرسه زدن واسه
‫یه مدت خیلی طولانی توی اون جنگل،

22:58.666 --> 22:59.916
‫متوجه یه چیزی شدم

23:01.041 --> 23:02.458
‫دیگه لازم نیست این کار رو بکنم

23:02.458 --> 23:04.750
‫لازم نیست یه جدای رو
‫بدون اسلحه بکُشم

23:04.750 --> 23:07.000
‫- لازم نیست سر این قول و قرارم بمونم
‫- چی؟

23:07.000 --> 23:08.500
‫آهای! منو بیار پایین!

23:09.708 --> 23:12.750
‫اشتباه می‌کردی. زنده بودنِ اوشا
‫همه چی رو عوض می‌کنه

23:12.750 --> 23:15.041
‫من به اوشا وفادارم. نه به استادت

23:15.041 --> 23:17.833
‫چی... چیکار داری می‌کنی؟

23:17.833 --> 23:21.500
‫کاری که قراره بکنم،
‫اینه که خودم رو تسلیم کلناکا می‌کنم

23:21.500 --> 23:25.208
‫- بعدش خودم رو تحویل جدای‌ها میدم
‫- نه، نه، نه، نه، نه. بس کن، وایسا

23:26.666 --> 23:28.250
‫ده دقیقه به سمت جنوب، درسته؟

23:29.250 --> 23:31.666
‫جدای‌ها میندازنت زندان

23:32.875 --> 23:34.625
‫اگه بهشون بگم کی رو می‌شناسم نه

23:37.250 --> 23:38.625
‫اون می‌کُشتت

23:38.625 --> 23:40.291
‫اول باید پیدام کنه

23:41.375 --> 23:44.708
‫تازه مطمئن نیستم حتی اون هم بتونه
‫بدون راهنما خودش رو تا اینجا برسونه

23:46.000 --> 23:47.125
‫باید اعتراف کنم

23:47.916 --> 23:49.000
‫بهت نیاز داشتم

23:51.041 --> 23:53.208
‫می! می!

24:01.708 --> 24:03.833
‫نباید زیاد دور شده باشه.
‫کجا ممکنه باشه؟

24:03.833 --> 24:05.000
‫نمی‌دونم

24:07.208 --> 24:09.916
‫- بازیل کجاست؟
‫- نمی‌دونم، شاگرد

24:21.416 --> 24:22.500
‫چیه؟

24:22.500 --> 24:24.958
‫هیچی نیست

24:27.541 --> 24:29.958
‫چرا توی اولگا نذاشتی با می رو در رو بشم؟

24:29.958 --> 24:31.541
‫آماده نبودی

24:31.541 --> 24:33.125
‫ولی الان آماده‌ام؟

24:35.916 --> 24:37.500
‫فرق داره

24:39.083 --> 24:40.291
‫حسم هم فرق داره

24:41.083 --> 24:44.166
‫دوباره یه چیزایی حس می‌کنم، طوری که
‫بهم شجاعت روبرو شدن باهاش رو میده

24:45.000 --> 24:46.833
‫قرار نیست با اون روبرو بشی

24:48.375 --> 24:50.375
‫قراره با گذشته‌ات روبرو بشی

24:52.750 --> 24:54.250
‫هر دومون می‌شیم

24:56.666 --> 25:02.416
‫وقتی می رو به سلامت سوار سفینه کردیم،
‫همه چی رو توضیح میدم

25:03.250 --> 25:04.666
‫قول میدم

25:33.541 --> 25:35.125
‫سلام، رفیق کوچولو

25:39.166 --> 25:40.333
‫می رو پیدا کرده

25:45.458 --> 25:47.125
‫- برو، برو، برو!
‫- اوشا

25:47.125 --> 25:49.208
‫- پشت سرمون بمون
‫- از این طرف

25:55.833 --> 25:57.708
‫از اینجا. سریع!

26:05.500 --> 26:07.750
‫استاد کلناکا!

26:33.541 --> 26:34.750
‫اون اینجاست

26:40.250 --> 26:41.250
‫اونجا!

26:41.250 --> 26:42.958
‫استاد کلناکا!

26:49.416 --> 26:51.833
‫به نام جمهوری کهکشانی،

26:51.833 --> 26:54.041
‫و محفل جدای‌ها،

26:54.833 --> 26:57.125
‫هر کسی که داخل اون کلبه‌ست

26:57.125 --> 27:00.708
‫باید دست‌هاش رو بیاره بالا و خارج بشه

27:00.708 --> 27:02.833
‫با تو هستیم، می آنیسیا

27:25.000 --> 27:35.000
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus

27:46.333 --> 27:47.750
‫اون چیه؟

27:53.791 --> 27:55.291
‫خودت رو معرفی کن

27:58.958 --> 28:00.583
‫دست نگه دار

28:18.000 --> 28:19.541
‫اوشا، فرار کن!

28:20.000 --> 28:30.000
<b>«فـیلــم2مـدیـا»</b>
Telegram: @Film2Media_Plus
