WEBVTT

00:08.151 --> 00:09.441
‫دام‌دزدها بهمون زدن!

00:09.521 --> 00:10.861
‫- کجا؟
‫- چراگاه پایینی!

00:10.941 --> 00:13.191
‫بجنب لعنتی!

00:13.281 --> 00:14.901
‫اوناهاش اونجان!

00:14.991 --> 00:18.241
‫کارِ ون نس بود.
‫ظلم و ستمش داره بدتر میشه

00:18.321 --> 00:21.411
‫همه می‌دونیم بدون توسعه‌ی معادن ون نس،

00:21.491 --> 00:24.831
‫آنجلز ریج دوباره به لجن می‌افته

00:25.822 --> 00:27.866
‫« آنچه گذشت... »

00:28.001 --> 00:30.171
‫اگه هر چهار خانواده باهم کار کنن،

00:30.251 --> 00:32.421
‫شاید شانس بهتری
‫واسه محافظت از اموال‌مون داشته باشیم

00:32.511 --> 00:34.341
‫شنیدم توی مزرعه با دام‌دُزدها مشکل داشتین

00:34.421 --> 00:37.181
‫همه می‌دونیم تو ارتباطی به وحشتِ دیشب نداشتی

00:37.261 --> 00:39.761
‫حمله به مقدار زیادی عقل نیاز داشت

00:41.601 --> 00:45.101
‫فقط برای پس گرفتن طلبم به اینجا اومدم

00:45.851 --> 00:48.271
‫ولش کن! میذارم قانون
‫به اعمال شیطانیت رسیدگی کنه

00:48.351 --> 00:50.571
‫فکر کردی هی‌ورث یه ون نِس رو زندانی می‌کنه؟

00:58.201 --> 01:01.911
‫سنگ باشه، می‌ریم پیش کلانتر.
‫چوب باشه، بین خودمون می‌مونه

01:02.491 --> 01:05.331
‫- هر خانواده دو رأی داره
‫- دو رأی نیاز نداریم

01:10.291 --> 01:12.421
‫خدا این خونه رو بهمون داده

01:12.921 --> 01:15.671
‫و فقط خدا می‌تونه بگیرتش

01:15.695 --> 01:26.950
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

01:26.974 --> 01:36.518
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

03:14.424 --> 03:17.685
‫« رهاشدگان »

03:17.709 --> 03:25.709
« ترجمه از سینـا صداقت »
.:: SinCities ::.

03:36.061 --> 03:37.231
‫وای خدا

03:37.321 --> 03:38.691
‫اون کیه؟

03:41.151 --> 03:42.571
‫یه خرس گریزلی

03:42.651 --> 03:45.911
‫شهردارِ بدبختمون صبحونه‌اش شده

03:47.451 --> 03:48.741
‫وحشتناکه

03:48.831 --> 03:50.251
‫خرس به سمتِ غرب رفته،

03:50.275 --> 03:51.711
‫به احتمال قوی به قله‌ی کوه رفته،

03:51.735 --> 03:53.296
‫تا از رودخانه‌ها تغذیه کنه

03:54.001 --> 03:56.132
‫داریم مردم رو جمع می‌کنیم
‫که مسیرها رو زیر نظر بگیرن

03:56.156 --> 03:57.541
‫مطمئن شیم از اینجا رفته

03:58.131 --> 04:00.631
‫من سه تا معدن دارم که
‫از اون رودها نیرو می‌گیرن

04:00.711 --> 04:02.721
‫خبرِ این اتفاق به گوش معدنچی‌هامون می‌رسه

04:02.801 --> 04:05.551
‫یه حواس‌پرتی که می‌تونه روزها تولید رو کُند کنه

04:05.641 --> 04:09.351
‫سرمایه‌گذارِ ارشدم، آقای وندربیلت،
‫قراره فردا به اینجا بیاد

04:09.431 --> 04:11.101
‫این اتفاق به مذاقش خوش نمیاد

04:12.731 --> 04:13.981
‫یه گروه شکار تشکیل می‌دیم

04:14.061 --> 04:15.481
‫رد جونور رو می‌زنیم،

04:15.561 --> 04:18.021
‫قبل از این که ترس ازش
‫روی کار تأثیر بذاره می‌کشیمش

04:19.271 --> 04:21.821
‫آره. و با عجله انجامش می‌دیم

04:25.071 --> 04:26.741
هیچ سوءظنی ایجاد نشده

04:26.821 --> 04:29.241
‫سوءظن به ندرت خودش رو نشون میده

04:29.331 --> 04:31.291
‫هنوز از دروغی که دفن کردیم رها نشدیم

04:32.791 --> 04:35.831
‫یا اگه دنبال چیزی غیر از ترس بگردم،

04:36.751 --> 04:39.501
‫پیوند رو به رشدی بین دوستان
‫و همسایه‌های خوب می‌بینم

04:39.591 --> 04:41.881
‫شاید عینکِ قوی‌تری لازم داشته باشم

04:41.961 --> 04:44.341
‫تا چیزی رو ببینم که تو می‌بینی، همسایه

04:46.721 --> 04:48.301
‫مامان، معاون‌های کلانتر اومدن

04:49.181 --> 04:50.721
‫خودم حلش می‌کنم

04:53.641 --> 04:54.981
‫معاون‌ها

04:55.981 --> 04:59.611
‫خانم، امروز صبح یه مرد
‫توسط یه خرس کشته شده

05:00.191 --> 05:03.361
‫- قراره رد گریزلی رو بزنیم و بکشیمش
‫- دنبال شکارچی می‌گردیم

05:03.441 --> 05:05.241
‫به درخواست شرکت ون نس ونچرز

05:05.321 --> 05:07.161
‫دستمزد خوبی هم می‌گیرید

05:07.241 --> 05:09.411
‫مهارتِ ردیابی‌ات به کارمون میاد، کوئنتین

05:09.491 --> 05:11.331
‫و یه خوکِ چاق، آقای پکستون

05:11.411 --> 05:12.291
‫به عنوان طعمه‌ی خرس

05:12.371 --> 05:15.871
‫ما داریم به سمت رود ساوس می‌ریم
‫و قراره با قبیله‌ی کایوس دیدار کنیم

05:16.461 --> 05:18.671
‫- باهاشون اسب مبادله کنیم
‫- اینجا لازمت دارن

05:20.961 --> 05:24.171
‫شاید لیلا باهام بیاد. مردمم رو ببینه

05:26.011 --> 05:28.381
‫خیلی خب، ساعت ده راهی می‌شیم

05:30.011 --> 05:32.891
‫از نیروی این پارگی‌ها مشخصه...

05:38.191 --> 05:40.401
‫که نشون میده سنش...

05:40.481 --> 05:45.441
‫- شکارچی‌ها!
‫- به نظرم پنج یا شش سالشه

05:48.401 --> 05:49.611
‫شکارچی‌ها

06:01.961 --> 06:05.091
‫می‌تونید با این کوپن‌ها هر کالا
‫و خدماتی از شهر دریافت کنید

06:05.171 --> 06:07.221
‫هدیه‌ی مادرمه

06:10.761 --> 06:13.221
‫کی این بچه قرتیِ پرمدعا رو
‫رئیس گروه شکار کرده؟

06:27.071 --> 06:29.571
‫شنیدم قراره بری دنبال خرس

06:29.651 --> 06:30.861
‫مواظب باش

06:32.161 --> 06:33.571
‫باشه... مواظبم

06:35.201 --> 06:37.541
‫با رهبری برادر قدرتمندت
‫هیچ خطری تهدیدمون نمی‌کنه

06:37.621 --> 06:39.961
‫همش هارت و پورته

06:40.961 --> 06:43.501
‫گرت اینجوری غم و اندوه رو از خودش دور می‌کنه

06:45.001 --> 06:46.671
‫به دل نگیر

06:48.421 --> 06:49.671
‫به عنوان یه لطف؟

06:50.681 --> 06:51.721
‫به من؟

06:59.521 --> 07:01.191
‫هر وقت آماده بودی، برادر

07:01.851 --> 07:04.941
‫و برای یه شکارِ امن و پربار دعا می‌کنم

07:16.531 --> 07:18.951
‫- اون برامون دعا می‌کنه
‫- شنیدم

07:20.291 --> 07:23.751
‫دوستان، همسایه‌ها، هم‌شهریان عزیز،

07:23.831 --> 07:27.251
‫سختی‌ها به نحوی ما رو دور هم جمع می‌کنن

07:27.841 --> 07:30.631
‫امروز، آنجلز ریج چنین پیوندی داره

07:32.431 --> 07:35.551
‫بیاید برای یک شکارِ پرثمر دعا کنیم

07:36.261 --> 07:38.181
‫و برگردیم سر کارهای روزمره‌مون

07:38.891 --> 07:40.391
‫خدا نگهدار همه‌تون

07:40.481 --> 07:42.521
‫- خدانگهدارتون!
‫- خدا خیرتون بده، خانم

07:48.981 --> 07:50.321
‫خوب رهبری‌شون کن، پسرم

07:50.401 --> 07:52.531
‫ولی خودت رو در معرض خطر قرار نده

07:53.201 --> 07:55.201
‫من شکار کردن بلدم، مادر

07:57.371 --> 07:58.581
‫بهم قول بده

08:00.501 --> 08:02.331
‫صحیح و سالم برمی‌گردم پیشت

08:03.411 --> 08:04.501
‫شکارچی‌ها!

08:11.511 --> 08:13.671
‫جنازه‌ی مرد بیچاره رو بذارید
‫توی کلبه‌ی قبرستون

08:13.761 --> 08:16.971
‫چفت رو محکم کنین وگرنه راکون‌ها
‫جنازه‌اش رو یه لقمه‌ی چرب می‌کنن

08:18.261 --> 08:20.891
‫کشیش، شهردار نیبلی کاتولیک بود

08:20.971 --> 08:23.141
‫پدر دافی باید مراسم ختمش رو برگزار کنه

08:23.231 --> 08:25.191
‫عه، بهش خبر میدم

08:25.271 --> 08:28.361
‫کشیشتون، حالا مونسینیور دافی شده

08:28.941 --> 08:30.151
‫مونسینیور!

08:31.861 --> 08:32.901
‫خانم‌ها

08:35.241 --> 08:37.491
‫خبرِ خیلی خوبی در مورد کشیشتونه

08:38.571 --> 08:40.621
‫مطمئنم کاملاً لایقش بوده

08:42.791 --> 08:45.081
‫خب، عجب روزی

08:46.211 --> 08:49.291
‫بچه‌هامون در زمانِ نیاز دور هم جمع میشن

08:51.381 --> 08:52.961
‫از نو شروع کردیم، آره؟

08:55.681 --> 08:58.761
‫این رو به گله‌ی گاوهایی بگو که
‫افتادن پایین صخره‌ی لعنتی‌ام

09:02.521 --> 09:04.231
‫اگه همکاری کنی...

09:05.691 --> 09:07.691
‫امنیتت رو تضمین می‌کنم

09:10.941 --> 09:13.571
‫امنیت؟ در ازای نقره‌ی خودم؟

09:15.531 --> 09:18.741
‫تو اخاذی رو ترقی جلوه میدی، کانستنس

09:21.411 --> 09:23.291
‫جوابم نه‌ست

09:25.711 --> 09:27.161
‫دوباره ازم نپرس

09:44.021 --> 09:45.521
‫خوش برگشتی، پدر

09:45.601 --> 09:46.731
‫ممنون

09:50.651 --> 09:54.481
‫ظاهراً نزدیک‌تر شدن به خدا
‫یه اسب و کت جدید لازم داره

09:54.571 --> 09:56.191
‫همش حقشه

09:56.281 --> 09:57.491
‫کشیش کالیر

09:57.571 --> 10:01.321
‫دعا می‌کنم سفرهات آروم‌تر از صبح ما بوده باشه

10:02.831 --> 10:04.241
‫فیونای عزیز

10:04.831 --> 10:06.121
‫دالیای نازنین

10:06.201 --> 10:07.461
‫پدر...

10:07.541 --> 10:09.291
‫مونسینیور دافی

10:09.921 --> 10:12.421
‫خیلی هیجان‌زده‌ام. خیلی بهت افتخار می‌کنم

10:13.421 --> 10:14.841
‫این صرفاً یه تغییر رنگه

10:15.461 --> 10:18.341
‫- کشیش سرنوشتِ شهردارمون رو بهت گفت؟
‫- البته

10:18.421 --> 10:20.051
‫چه پایانِ غم‌انگیزی

10:20.131 --> 10:22.091
‫گمونم پسرها رو بردن شکار؟

10:22.181 --> 10:23.141
‫آره

10:23.221 --> 10:27.351
‫از دیدنت خوشحالم، کشیش خوب

10:27.431 --> 10:29.521
‫و همچنین، مادام جیزل

10:29.601 --> 10:32.521
تسلط شما به زبان لاتین
‫توی نیایش فردا به کارمون میاد

10:32.611 --> 10:38.651
‫اوه، متأسفم... خدا خدمتِ خیلی بزرگ‌تری
‫از من و شاگردهام می‌طلبه

10:47.331 --> 10:50.461
‫از سرنوشتِ پسر ون نس خبری نشد؟

10:50.541 --> 10:51.671
‫همونی که گُم شده؟

10:53.581 --> 10:55.041
‫چیزی به ما گفته نشده

10:59.761 --> 11:01.761
‫برای شام به ما ملحق می‌شید؟

11:02.841 --> 11:05.851
‫خورشتت و یه دست بازیِ فیچل،

11:05.931 --> 11:08.521
‫دلیل واقعیِ سفرهای ماهانه‌ام به اینجاست

11:08.601 --> 11:10.601
‫ببین کی اینجاست

11:11.141 --> 11:12.481
‫مونسینیور تشریف آوردن

11:12.981 --> 11:14.401
‫افتخارِ شهرستان لاوث

11:14.481 --> 11:17.151
‫اگه مفتخر بودی، بطریِ محترمانه‌تری می‌ریختی

11:17.731 --> 11:20.151
‫چه آزارهایی که تحمل نمی‌کنیم

11:24.781 --> 11:26.661
‫با مراسم عشای ربانی و آخرین آیین مقدستون،

11:27.241 --> 11:29.501
‫توی این سفر وقتی برای اعتراف و آمرزش می‌مونه؟

11:29.581 --> 11:31.041
‫اوه، وقتِ کافی هست

11:31.121 --> 11:34.421
‫کشیش بهمون اجازه میده در حد نیازمون
‫از کلیساش استفاده کنیم

11:36.041 --> 11:39.131
‫یالا. بیا بریم توی اتاقت. بده من

11:53.231 --> 11:57.021
‫دو ردپا پیدا کردم که از پیچ‌های دورِ رودخانه
‫رفت و آمد می‌کردن

11:57.111 --> 11:58.361
‫گریزلی از اینجا خوشش میاد

11:58.441 --> 12:00.031
‫تله چند ساعت طول می‌کشه

12:00.611 --> 12:01.941
‫بهمون وقت میده طعمه بذاریم

12:02.531 --> 12:04.031
‫فکر می‌کردم خوک طعمه‌ست

12:04.111 --> 12:06.531
‫در امتداد ردپاها تیکه گوشت میذاریم

12:06.621 --> 12:08.411
‫جونور رو به سمتِ طعمه‌ی چرب می‌کشونیم

12:08.491 --> 12:11.331
‫کوئینت، تو، والتر و مایلز
‫یه ردپا رو دنبال کنید

12:11.411 --> 12:14.331
‫- من و آلبی اون یکی رو دنبال می‌کنیم
‫- الان از تو دستور می‌گیریم؟

12:15.331 --> 12:17.291
‫من به کدوم دسته کمک کنم؟

12:19.131 --> 12:22.261
‫می‌دونی، فکر کنم فرمانده‌مون
‫نیاز به آموزش در مورد خرس‌ها داره

12:22.341 --> 12:25.221
‫چطوره اینجا بمونی و یه قصه‌ی قشنگ
‫براش بخونی؟

12:27.471 --> 12:28.801
‫بهتره با ما بیای، پسرم

12:32.811 --> 12:36.731
‫نه، یکی باید جلوی گُم شدن یتیم‌هامون رو بگیره

12:37.441 --> 12:39.021
‫احشا رو بیارید

13:11.011 --> 13:12.891
‫چی اون رو به این وضع انداخته؟

13:14.311 --> 13:16.691
‫می‌خواد به شورشی‌های کایوس ملحق شه

13:17.231 --> 13:19.771
‫با اعتماد پدرش به پیمان مشکل داره

13:20.361 --> 13:22.731
‫پیمان‌ها برای هیچ ملتی مفید نبودن

13:23.571 --> 13:25.741
‫دیگه نگرانیِ تو نیست، خواهر

13:25.821 --> 13:27.071
‫تو ما رو ترک کردی...

13:28.071 --> 13:29.871
‫برای زندگی با غریبه‌ها

13:48.051 --> 13:49.261
‫اینجا منتظر بمون

14:43.111 --> 14:44.611
‫ببخشید که ترسوندمتون خانم

14:46.691 --> 14:48.941
‫نمی‌دونستم شنونده دارم

14:50.281 --> 14:52.031
‫اومدید به مادر سر بزنید؟

14:53.121 --> 14:55.831
‫اگه مادرتون خانم ون نسه

14:55.911 --> 14:57.791
‫لطفاً به نواختن ادامه بدید

14:58.541 --> 15:00.831
‫ایمپرمتو ۹۰ یکی از کارهای مورد علاقه‌ی منه

15:02.171 --> 15:03.541
‫شما شوبرت رو می‌شناسید

15:03.631 --> 15:05.631
‫فقط چون یه مرد یکم فرسوده به نظر میاد...

15:05.711 --> 15:07.251
‫نه، من...

15:07.341 --> 15:08.631
‫قصد قضاوت نداشتم

15:09.211 --> 15:11.681
‫البته که داشتی. حق هم داری

15:13.841 --> 15:14.851
‫لطفاً

15:15.721 --> 15:16.721
‫بشین

15:19.101 --> 15:22.391
‫بیشتر مردهای اینجا
‫حتی یه نغمه‌ی بچگونه هم بلد نیستن

15:56.221 --> 15:58.437
‫وندربیلت فردا به اینجا میاد،

15:58.461 --> 16:00.461
‫ولی تمام فکرم درگیرِ ویلمه

16:01.181 --> 16:02.271
‫می‌دونم

16:02.351 --> 16:05.851
‫نگرانم که به آقای روچ و افرادش
‫اعتماد چندانی نداری

16:06.981 --> 16:09.481
‫من هیچی از خودش یا گروهش نمی‌دونم

16:10.151 --> 16:13.321
‫غیر از فهرستِ طولانی جرائمی که
‫به خاطرشون تحت تعقیب هستن

16:14.661 --> 16:17.831
‫می‌دونم آقای روچ چالش‌های خاصی داره،

16:18.951 --> 16:20.911
‫ولی ما کارهایی در پیش داریم

16:21.001 --> 16:24.331
‫که شاید نیاز به کسی داشته باشن که بتونه
‫خط قرمزهایی رو رد کنه که ما نمی‌تونیم

16:24.921 --> 16:27.171
‫اگه افراد زیادی روی اون خطوط پا بذارن،

16:27.251 --> 16:29.291
‫تشخیص دادنشون برای همه سخت میشه

16:30.711 --> 16:32.761
‫از وفاداریت ممنونم، جک

16:34.091 --> 16:37.261
‫این روشِ مؤدبانه‌ی یه بانوی سفیدپوست
‫برای گفتن اینه که...

16:37.851 --> 16:40.101
‫«دهنم رو ببندم»

17:01.411 --> 17:02.831
‫آقای روچ؟

17:02.911 --> 17:04.081
‫اوه، مادر

17:05.251 --> 17:07.251
‫بهش گفتم پایین منتظر بمونه

17:07.331 --> 17:08.461
‫ممنون، جک

17:11.921 --> 17:15.341
‫عزیزم، میشه وسایل آقای نیبلی رو
‫برای خانواده‌اش جمع کنی

17:15.421 --> 17:16.681
‫چشم، حتماً

17:28.101 --> 17:31.611
‫امیدوارم با چیزی بیشتر از شناخت شوبرت اومده باشی

17:32.321 --> 17:33.821
‫بله، خانم

17:33.901 --> 17:37.201
‫ولی چیزهایی که فهمیدم
‫خاطرتون رو آسوده نمی‌کنن

17:38.951 --> 17:40.911
‫ما تمام اردوگاه‌های معدنی رو گشتیم،

17:40.991 --> 17:43.871
‫مالِ شما، مالِ کالگج و پول
‫و شرکت‌های کوچک‌تر

17:44.911 --> 17:46.751
‫زندان‌ها. بیمارستان‌ها

17:49.121 --> 17:50.131
‫هیچی پیدا نکردیم

17:52.751 --> 17:54.001
‫هیچ اثری از ویلم نیست

18:04.351 --> 18:05.431
‫خانم

18:07.681 --> 18:09.561
‫شما اهل کجایی، آقای روچ؟

18:11.941 --> 18:13.481
‫جاهای زیادی، خانم

18:14.071 --> 18:16.651
‫ترجیح میدم رمز و رازهایی که بهشون برمی‌خورم
‫بین صفحاتِ کتاب باشه

18:21.531 --> 18:23.161
‫بیشتر شمال شرقی

18:24.791 --> 18:26.451
‫خانواده‌ام زیاد یه جا بند نمی‌شدن

18:27.961 --> 18:30.751
‫و جذبه‌ی خطر بود که باعث شد به غرب بیای؟

18:31.751 --> 18:34.671
‫بیشتر برای خلوت و تنهایی اومدم

18:36.091 --> 18:38.341
‫جایی که هیچکس سؤال نمی‌پرسه

18:42.801 --> 18:44.471
‫سفر بخیر، آقای روچ

18:45.931 --> 18:47.931
‫روز خوبی داشته باشید، خانم

19:01.531 --> 19:02.451
‫بکش!

19:13.671 --> 19:14.631
‫اینجا

19:17.591 --> 19:18.461
‫اینجا

19:18.961 --> 19:20.171
‫و اینجا

19:23.391 --> 19:24.801
‫ردپاهای خونی‌تر

19:28.851 --> 19:30.271
‫به نظرت این به اندازه‌ی کافی خونیه؟

19:48.911 --> 19:50.871
‫چه عطر و بوی خوشی!

19:50.951 --> 19:52.411
‫گوشتِ خرگوش و سبزیجاته

19:52.501 --> 19:54.121
‫بفرما بشین، عزیزم

20:01.421 --> 20:02.881
‫باید به اندازه‌ی کافی گرم شده باشه

20:04.261 --> 20:05.841
‫بیا، کاسه‌ها رو ببر

20:07.221 --> 20:10.221
‫خواهرهات از شنیدن خبر انتصابت بال در میارن

20:10.311 --> 20:11.771
‫زیاد سراغت رو می‌گیرن

20:11.851 --> 20:15.351
‫میو هرگز اخراجت از سنت کاترین رو فراموش نمی‌کنه

20:15.941 --> 20:18.571
‫نزدیک بود مادرِ روحانی رو با طناب مهار خفه کنی

20:18.651 --> 20:21.031
‫اون عجوزه من رو هل داد توی دریاچه

20:21.111 --> 20:22.781
‫سعی کرد غرقم کنه

20:22.861 --> 20:25.281
‫مثلاً می‌خواست شنا یادم بده.
‫اون طناب نجاتم داد

20:25.361 --> 20:27.951
‫فکر می‌کردم به خاطر دزدیدن قاطرِ کشیش اخراج شدی

20:30.241 --> 20:31.751
‫من قاطر رو قرض گرفتم

20:32.581 --> 20:34.751
‫و واسه اون از مدرسه‌ی بانوی نیک ایمان اخراج شدم

20:35.291 --> 20:37.711
‫از سه تا مدرسه اخراج شدی، درسته؟

20:38.291 --> 20:40.131
‫دیگه کافیه

20:40.751 --> 20:43.381
‫توی بازیِ فیچل انتقامم رو می‌گیرم

20:43.471 --> 20:44.631
‫اوه!

20:44.721 --> 20:46.391
‫انتظار کمتر از اینم ندارم

20:48.471 --> 20:50.931
‫صومعه‌ی بوین ریور رو یادم رفت

20:51.521 --> 20:52.681
‫چهارتا مدرسه بود

20:53.181 --> 20:54.351
‫- واقعاً؟
‫- آره

20:54.431 --> 20:56.941
‫- مطمئنی؟ گُم شو
‫- آره

20:59.941 --> 21:02.531
‫خوک رو سلاخی کنین، طعمه بذارین
‫و کمین می‌کنیم

21:02.611 --> 21:03.781
‫منتظر شکار می‌مونیم

21:03.861 --> 21:05.701
‫همه چی آماده شده

21:09.031 --> 21:10.991
‫کنارِ رود سرش رو ببرید،
‫شاهرگش رو بزنید،

21:11.081 --> 21:12.871
‫بذارید خونش توی رود جاری شه،

21:12.951 --> 21:15.871
‫بعدش ردی از خونِ تازه تا تله بذارید

21:16.541 --> 21:18.171
‫کمکت می‌کنم، والتر

21:37.691 --> 21:39.271
‫سریع تمومش می‌کنم

21:41.401 --> 21:42.481
‫تکون نخور

22:04.961 --> 22:06.921
‫سند خرید زمینمون توسط پدرمه

22:07.921 --> 22:09.681
‫قبل از مرگش خریدش

22:09.761 --> 22:11.801
‫آره. انگوس تلر

22:12.801 --> 22:16.221
‫تو رو به دایه‌ی بداخلاق ایرلندی‌اش سپرد

22:16.891 --> 22:19.851
‫بعد از آتش‌سوزی بزرگ،
‫تا خوب شدنش ازش پرستاری کرد

22:20.651 --> 22:21.901
‫هیچوقت تنهاش نذاشت

22:23.321 --> 22:25.981
‫تأخیر احساسی کافیه، کیلیان دافی

22:28.031 --> 22:30.161
‫وقتِ مجازاتته

22:31.621 --> 22:33.581
‫تمام توانت رو نشون بده، بانوی آتشین

22:33.661 --> 22:35.161
‫حتماً

22:45.091 --> 22:46.671
‫دنبال قطعاتِ بیشتری از شوبرت می‌گردی؟

22:50.591 --> 22:54.891
‫انگار غفلتم تبدیل به دسته‌بندی دیوانه‌واری
‫از آهنگسازان مُرده شده

23:02.731 --> 23:04.731
‫مردی که امروز باهاش پیانو می‌زدی،

23:06.231 --> 23:07.401
‫آقای روچ،

23:09.071 --> 23:10.611
‫اون یه ردیابه،

23:11.611 --> 23:13.281
‫با افراد باتجربه،

23:14.071 --> 23:16.031
‫که استخدام شده دنبال ویلم بگرده

23:16.121 --> 23:17.791
‫چیزی هم پیدا کردن؟

23:20.251 --> 23:23.581
‫متأسفانه باید بگم پیداش نکردن

23:33.721 --> 23:35.101
‫اون مُرده، مادر؟

23:48.821 --> 23:51.991
‫علاقه‌ی پدرت به شوبرت
‫وجودت رو فرا گرفته

23:53.321 --> 23:54.741
‫من رو یاد اون میندازه

23:56.281 --> 23:57.281
‫آره

23:59.741 --> 24:01.251
‫منم دلم براش تنگ شده

24:04.421 --> 24:05.421
‫خیلی زیاد

24:25.811 --> 24:26.811
‫داغونت کردم!

24:26.901 --> 24:28.901
‫من بُردم. هفت بر پنج

24:29.481 --> 24:30.981
‫لعنتی

24:32.071 --> 24:33.781
‫نمی‌تونم شکستش بدم، دالیا

24:34.451 --> 24:35.911
‫پیروزی‌هات دارن روی هم جمع میشن

24:35.991 --> 24:37.661
‫نیم پوند واسه هر امتیاز

24:37.741 --> 24:39.491
‫اوه، این چیز خوبیه

24:39.581 --> 24:41.871
‫برای پول دادن به پیتر جایزه لازم دارم

24:41.951 --> 24:43.161
‫تا آزادی‌ام رو بخرم

25:02.391 --> 25:04.181
‫این از واتیکان اومده؟

25:05.061 --> 25:06.731
‫از جای خیلی محقرتری اومده

25:07.401 --> 25:10.521
‫از حوزه‌ام توی اورگان سیتی.
‫اسقف اعظم بلانشت

25:13.901 --> 25:15.151
‫این ترفیع مقام...

25:16.401 --> 25:19.241
‫یعنی سفرهای ماهانه‌ات به اینجا تموم میشه

25:20.451 --> 25:21.991
‫تا یه مدت نه، ولی آره

25:22.951 --> 25:24.961
‫قراره یه کلیسا توی سیاتل بگیرم

25:26.001 --> 25:28.751
‫یه جای سخت و بدقلق که
‫نیاز به دستِ محکم خدا داره

25:30.541 --> 25:31.801
‫دیگه وقتشه

25:33.211 --> 25:36.421
‫سال‌ها خدمتت به رسمیت شناخته شد

25:41.891 --> 25:43.391
‫یه بدهی پرداخت شده

25:43.891 --> 25:44.981
‫پولی که بردی

25:46.641 --> 25:50.811
‫این انتصاب جدید بهم مُزد کافی میده
‫که سال‌ها ضرر و زیانم رو جبران کنم

25:55.281 --> 25:56.441
‫بازی بود

26:00.571 --> 26:02.371
‫نمی‌تونم این رو قبول کنم

26:03.831 --> 26:05.161
‫در ازای خدمتت، فیونا

26:05.831 --> 26:07.661
‫این یه بازی عشق بود

26:08.251 --> 26:09.541
‫نه برای هدایا

26:14.591 --> 26:17.761
‫- شرمنده. کارم احمقانه بود...
‫- نه، سخاوتت رو می‌بینم

26:17.841 --> 26:20.261
‫جهالتم رو می‌بینی. این...

26:24.561 --> 26:26.431
‫و هنوز یه موعظه دارم که باید بنویسم

26:29.191 --> 26:30.601
‫از هردوتون ممنونم

26:31.191 --> 26:33.481
‫غذای خوشمزه و هم‌نشینی خوبی بود

26:34.151 --> 26:36.361
‫فردا اعترافتون رو می‌بینم

26:36.901 --> 26:37.991
‫شب بخیر، خانم‌ها

26:44.991 --> 26:46.291
‫محض رضای خدا

26:47.001 --> 26:48.371
‫کیلیان، صبر کن

26:54.251 --> 26:57.301
‫انتصابت واقعاً من رو خیلی سربلند کرد

26:58.211 --> 27:00.881
‫پول فقط یه یادآور سنگینه که الان

27:01.641 --> 27:05.351
‫مقام و منزلتت برای آدمی به سادگی من
‫دور از دسترس خواهد بود

27:05.431 --> 27:06.681
‫زنِ عزیز،

27:08.021 --> 27:09.681
‫منم که ساده‌ام

27:11.061 --> 27:13.561
‫تو چراغ راه منی، کشیش خوب

27:15.901 --> 27:18.231
‫ایمانم به خاطر تو محکم موند

27:20.571 --> 27:22.241
‫تو زنِ محکمی هستی، فیونا

27:23.491 --> 27:24.741
‫ایمانت راسخه

27:32.211 --> 27:34.131
‫فراتر از هدایتم

27:34.211 --> 27:35.881
‫فراتر از ضعفم

28:00.441 --> 28:01.991
‫چطور تعریفش می‌کنی؟

28:03.991 --> 28:05.371
‫تمام اتفاقاتی رو که افتاده؟

28:06.741 --> 28:08.491
‫کارهایی که کردیم؟

28:10.411 --> 28:12.411
‫اعتراف‌گاه جای رحمت خداست

28:13.921 --> 28:16.251
‫کشیش حقیقتِ ما رو به گوش خدا می‌رسونه،

28:16.331 --> 28:18.211
‫خدا از طریق اون گناهان رو می‌بخشه

28:19.591 --> 28:21.211
‫ولی چی میشه اگه حقیقتِ من...

28:23.881 --> 28:25.051
‫چی میشه اگه...

28:27.971 --> 28:29.221
‫کاری که...

28:30.391 --> 28:33.181
‫ویلم... با من کرد...

28:36.271 --> 28:37.811
‫خودم به سرِ خودم آورده باشم؟

28:40.651 --> 28:43.701
‫یعنی انتقامِ ما اشتباه بوده؟

28:48.661 --> 28:51.491
‫ویلم ون نس پسرِ غمگین و داغونی بود

28:53.911 --> 28:56.347
‫هرگز نمی‌تونست نورت رو به دست بیاره
‫برای همین سعی کرد خاموشش کنه

28:56.371 --> 28:58.001
‫خدا نذاشت این اتفاق بیفته

28:59.341 --> 29:01.171
‫خدا اون رو نکشت

29:03.051 --> 29:04.091
‫ما کشتیمش

29:06.801 --> 29:08.641
‫ما یه آدم رو کشتیم

29:13.391 --> 29:15.691
‫یه داستان ساده ازش برای کشیشمون تعریف کن

29:17.901 --> 29:19.731
‫زندگیت تهدید شد،

29:19.811 --> 29:21.941
‫دفاع از خود تنها انتخابت بود

29:25.651 --> 29:27.281
‫و تو بهش چی میگی؟

29:32.081 --> 29:33.411
‫یه کارِ عاشقانه بود

29:36.461 --> 29:40.751
‫برای محافظت از زندگی یه آدم خوب،
‫جونِ یه آدم بد رو گرفتم

29:41.841 --> 29:44.211
‫مرگِ ویلم گناه تو نیست

29:46.801 --> 29:48.971
‫هر باری که روی دوشت حس می‌کنی،
‫به خدا بده

29:50.681 --> 29:52.561
‫تعریف کردنش ما رو آزاد می‌کنه

30:31.431 --> 30:33.931
‫رطوبت بعد از نیمروز روی زمین می‌شینه

30:35.141 --> 30:36.221
‫ممنون

30:57.831 --> 31:01.581
‫تو مادری هستی که سنگینی
‫از دست دادن فرزند رو می‌فهمی

31:04.751 --> 31:09.881
‫غیبت ویلم داره قلب ما رو پاره پاره می‌کنه

31:11.761 --> 31:15.761
‫خیلی برام سخته...

31:17.391 --> 31:20.311
‫که قبول کنم سرنوشتِ پسرم...

31:23.021 --> 31:26.071
‫فقط تصمیم خدا بوده باشه

31:32.741 --> 31:36.451
‫مواقعی هست که ما هیچ دستی توی درست کردن
‫چیزی که ما رو از پا در میاره نداریم

31:38.751 --> 31:41.121
‫ایمان عملِ پرمشقتیه

31:42.331 --> 31:43.331
‫آره

31:47.251 --> 31:49.881
‫تسلیم شدن کارِ آسونی نیست

31:58.721 --> 32:00.891
‫ایمانت رو تحسین می‌کنم، فیونا

32:02.191 --> 32:03.191
‫بهش حسودی‌ام میشه

32:07.271 --> 32:09.321
‫تو رو به کشیشت می‌سپرم

32:10.031 --> 32:11.611
‫ویلم رو دعا می‌کنم

32:20.541 --> 32:21.911
‫مونسینیور

32:26.501 --> 32:27.421
‫فیونا

33:27.521 --> 33:28.731
‫خواهش می‌کنم

33:32.151 --> 33:34.401
‫من رو ببخش، پدر، چون گناه کردم

33:37.451 --> 33:42.041
‫تقریباً دو ماه از آخرین اعترافم می‌گذره

33:54.301 --> 33:56.221
‫از این طرف، آقای وندربیلت

33:58.591 --> 33:59.801
‫مواظب باشید، قربان

34:27.001 --> 34:28.711
‫چی گفت؟

34:29.371 --> 34:32.461
‫شرکتِ حمل و نقل آقای وندربیلت در خطره

34:34.501 --> 34:36.671
‫نمی‌تونه خطرِ ضرر و زیان رو به جون بخره

34:39.301 --> 34:42.431
‫اگه زوالِ ما سر و سامون نگیره،

34:43.761 --> 34:46.891
‫مجبور میشه سرمایه‌اش رو بیرون بکشه

34:56.361 --> 34:59.651
‫اگه جای کوئنتین بودم،
‫با دیدن اون خرس می‌ریدم به خودم

34:59.741 --> 35:02.321
‫بوت که میگه نشون میده به خودت

35:05.701 --> 35:07.251
‫ببخشید، دوستان

35:07.331 --> 35:10.251
‫وقتی پدرِ روحانی با اسبش راهی شد
‫اینا از بین وسایلش افتادن

35:10.921 --> 35:14.001
‫صداش کردم، ولی دیگه داشت چهار نعل می‌تاخت

35:14.091 --> 35:16.591
‫فکر کردم تو بدونی چطوری بهش برش گردونی

35:16.671 --> 35:19.091
‫- ممنون، آیزاک. به ما ملحق میشی؟
‫- لطف داری

35:23.051 --> 35:24.801
‫اونا به تو مربوط نیستن، مامان

35:24.891 --> 35:27.561
‫الان دستِ منن. معلومه که خواست خداست

35:31.691 --> 35:33.191
‫از طرف اسقف اعظمه

35:33.691 --> 35:36.231
‫پدر دافی به مقام مونسینیور ترفیع پیدا کرده

35:36.321 --> 35:37.821
‫خب، دیگه وقتش بود

35:47.701 --> 35:51.001
‫آیزاک، کشیش، از کدوم جاده از شهر خارج شد؟

35:52.121 --> 35:54.171
‫سمتِ غربی. به سمت معادن

35:54.711 --> 35:56.041
‫با من بیاید

35:57.131 --> 35:58.171
‫همین الان!

36:19.981 --> 36:21.821
‫یالا!

36:27.661 --> 36:29.371
‫کیلیان!

36:48.301 --> 36:49.761
‫اتفاقی افتاده؟

36:50.771 --> 36:53.521
‫آیزاک اینا رو بیرون کارآگاهش پیدا کرد

36:58.611 --> 37:00.731
‫حتماً خوب گره نزده بودم

37:04.741 --> 37:07.491
‫عجیبه که با این عجله اونا رو بهم برگردوندی

37:09.371 --> 37:11.701
‫این راه فقط به یک جا ختم میشه

37:12.371 --> 37:15.871
‫در جریان نبودم که خانواده‌ی ون نس
‫به آیین‌های کاتولیک نیاز داره

37:16.831 --> 37:18.041
‫اونا نیازی بهش ندارن

37:18.751 --> 37:21.711
‫یه احوالپرسی محترمانه از طرف اسقفمه

37:22.381 --> 37:24.761
‫اسقف اعظم فرانسوا بلانشت؟

37:25.341 --> 37:27.011
‫همون که نوشته:

37:27.721 --> 37:29.851
‫«با وضعیت فعلی بدهی‌هایمان

37:30.471 --> 37:32.431
‫قادر به فراهم کردن مزایای مالی نیستیم

37:32.521 --> 37:35.021
‫تا زمانی که یک کلیسا تحت هدایت شما قرار گیرد»

37:36.981 --> 37:39.771
‫اسب، لباس‌ها، پول...

37:40.441 --> 37:41.611
‫مالِ کلیسا نبود

37:43.231 --> 37:45.651
‫کی به عهد فقرت پایان داد، کیلیان؟

37:47.411 --> 37:48.661
‫خدای من

37:50.241 --> 37:51.411
‫کانستنس

37:54.161 --> 37:56.161
‫لعنتی

37:56.251 --> 37:58.791
‫درست عینِ آیات صفحات انجیل متی!

37:58.871 --> 38:00.841
‫سکه‌های نقره خیانت رو می‌خرن

38:00.921 --> 38:02.881
‫گناهانی که بهش اعتراف کردیم،
‫و حالا گناه اون

38:03.801 --> 38:05.341
‫علیه خودمون استفاده میشه!

38:08.051 --> 38:10.591
‫من از بزرگی اون گناهان خبر نداشتم

38:25.531 --> 38:26.861
‫خشمت بجاست

38:37.371 --> 38:38.621
‫گناهانِ من،

38:39.371 --> 38:41.041
‫قدیمی‌ترین گناهان انسان

38:42.591 --> 38:43.671
‫غرور

38:44.841 --> 38:46.051
‫حسادت

38:47.381 --> 38:48.551
‫طمع

38:58.061 --> 39:00.851
‫این که یک کشیش دچارشون بشه غیر قابل بخششه

39:02.771 --> 39:05.231
‫سزاوار یه مجازاتِ عادلانه و بی‌رحمانه‌ست

39:14.741 --> 39:16.331
‫بدون احساس گناه انجامش بده، پسرم

39:20.581 --> 39:22.251
‫خدا از قبل تو رو بخشیده

39:37.181 --> 39:39.101
‫این بار رو روی دوش بی‌گناه‌ها میذاری

39:40.771 --> 39:42.141
‫تو کشیش نیستی

39:43.271 --> 39:45.611
‫فقط یه بُزدل قلّاده به گردنی!

40:13.541 --> 40:21.117
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

40:21.141 --> 40:22.441
‫کارمون تمومه

40:22.465 --> 40:29.056
« ترجمه از سینـا صداقت »
.:: SinCities ::.

40:29.080 --> 40:37.080
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus
