WEBVTT

00:01.013 --> 00:05.237
برای نگاهی اختصاصی به درون
.‫ این قسمت، پس از پخش با ما همراه باشید

00:10.495 --> 00:12.711
...آنجه در قسمت قبل تالاماسکا گذشت

00:12.736 --> 00:15.221
‫اون 752 واقعیه، و تو لندنه.

00:15.246 --> 00:17.262
‫پرونده تحقیقات "سولداد مارسل".

00:17.287 --> 00:18.527
‫جای هیچ نگرانی‌ای نیست.

00:18.552 --> 00:20.754
‫تا وقتی که یه جایگزین بفرسته،
‫که حتماً می‌فرسته.

00:20.779 --> 00:22.195
.یه پله می‌خوایم بیاریمت پایین

00:22.220 --> 00:24.378
‫دیگه اون کاپیتان لعنتی نیستی.

00:24.403 --> 00:26.302
‫کار خودته.
.از این یارو خوشم میاد

00:26.327 --> 00:28.263
‫هیچوقت اسمت رو بهم نگفتی.
.هلن

00:28.288 --> 00:29.598
‫اسمت چیه؟
.گای

00:29.623 --> 00:30.487
‫کاوِز.

00:30.512 --> 00:32.992
‫ بدجوری تو دردسر افتادی.

00:42.228 --> 00:45.473
"اوکی، این یکی: "بزرگترین کویر

00:45.610 --> 00:46.704
چند حرفه؟

00:47.204 --> 00:48.140
شیش

00:48.541 --> 00:49.597
‫ صحرا؟

00:55.905 --> 00:58.277
اوکی بیست افقی... سه حرف

00:59.161 --> 01:00.681
"جاده‌ای در ایتالیا"

01:01.599 --> 01:02.803
بو رو حس می‌کنی؟

01:04.421 --> 01:06.619
!هی! اونجا وانیستا

01:10.712 --> 01:11.508
کلیـد؟

01:11.692 --> 01:12.429
آماده؟

01:12.454 --> 01:13.024
.سه

01:13.049 --> 01:13.528
.دو

01:13.553 --> 01:14.085
.یک

01:27.902 --> 01:29.311
!همین حالا زنگ بزن آتش‌نشانی

01:29.585 --> 01:32.659
!اوه خدای من، ممکنه همه چی رو از دست بدیم

01:46.969 --> 01:48.544
دفتـر مـرکـزی تـالامـاسکا

01:48.569 --> 01:49.691
آمستـردام

01:49.716 --> 01:50.824
سال 1972

01:53.739 --> 02:01.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

02:01.051 --> 02:05.021
... :: تـرجمه از     سعیـد پردیـس :: ...
‫.:: Saeed_Pardis ::.

02:22.466 --> 02:25.854
تـالامـاسکا

02:31.501 --> 02:33.919
‫ اول اونو زده، ‫بعدش هم خودشو.

02:33.944 --> 02:35.096
‫پرونده بسته‌ست.

02:35.781 --> 02:37.763
‫چقدر می‌خوای طولش بدی؟

02:38.465 --> 02:39.597
‫برو خونه دیگه.

02:39.621 --> 02:41.163
‫می‌تونم جمع و جورش کنم.

02:41.188 --> 02:42.652
‫مطمئنی از پسش برمیای؟

02:42.999 --> 02:44.975
‫خودت گفتی ‫پرونده بسته‌ست.

02:52.742 --> 02:54.473
‫اون آبجوهه که خودش خورده نمیشه.

02:54.891 --> 02:56.517
‫نباید خون بیشتری اینجا باشه؟

02:56.541 --> 02:58.154
‫دقیقاً داشتم به همین فکر می‌کردم.

02:58.901 --> 03:00.705
‫شاید جابجاش کردن.

03:01.021 --> 03:02.435
‫باید رَدِ کشیدگی می‌موند.

03:04.061 --> 03:06.242
‫با لومینول هم چیزی نشون نمی‌ده.

03:07.314 --> 03:09.011
‫دختره که جثه‌ش ریزه.

03:09.036 --> 03:10.336
‫نمی‌تونسته جابجاش کنه.

03:11.514 --> 03:14.450
‫یه تار مو روی بدن پسره پیدا کردم.

03:16.621 --> 03:18.773
‫به نظر نمیاد مال هیچکدوم از قربانیا باشه.

03:19.044 --> 03:20.518
‫بفرستش واسه دی‌ان‌ای.

03:20.543 --> 03:21.625
‫چشم، قربان.

03:22.503 --> 03:24.654
‫و جوابش هم صاف میاد پیش خودم، فهمیدی؟

03:25.381 --> 03:28.396
‫ببینیم دیشب دیگه کی ‫تو این آپارتمان بوده.

03:29.381 --> 03:33.597
.‫دختران واقعی، جذاب و وسوسه‌انگیز
.سکسی، سکسی

03:33.621 --> 03:36.237
‫لهستانیا سمت چپ، لهستانیا سمت راست.

03:36.261 --> 03:37.442
.وسوسه‌انگیز

03:38.221 --> 03:40.686
‫شاید زندگیتو عوض کنه، کی می‌دونه؟

03:46.821 --> 03:48.357
‫رقاص‌ها سمت راست.

03:51.781 --> 03:53.197
‫استریپ کلاب.

03:53.221 --> 03:55.637
‫آسیایی‌ها سمت چپ. لهستانی‌ها سمت راست.

03:55.661 --> 03:58.197
‫جذاب و وسوسه‌انگیز. سکسی، سکـ...

04:17.021 --> 04:18.621
"خانه‌ی پر از دروغ"

04:39.101 --> 04:40.137
.یا خدا

04:47.261 --> 04:48.865
‫اینجا چه گُهی داره اتفاق میفته؟

04:49.061 --> 04:50.716
‫بدجوری تو دردسر افتادی.

04:52.181 --> 04:53.757
‫چاییتو چجوری می‌خوری؟

04:53.781 --> 04:56.411
‫اونقدرام افتضاح نیست،
‫می‌دونی، خودش معجزه‌ست.

04:57.342 --> 05:00.118
‫اصلاً می‌فهمی ‫دیشب چی کشیدم؟

05:00.143 --> 05:03.076
‫ما از وضعیت باخبریم.
‫بابت اون دختر متاسفم.

05:03.101 --> 05:05.034
‫می‌دونم که با هم جور شده بودین.

05:05.059 --> 05:06.557
‫آره، دقیقاً همونجوری که نقشه کشیده بودی.

05:06.581 --> 05:08.237
‫نه، ما هم غافلگیر شدیم.

05:08.261 --> 05:10.437
‫"کاوِز پاپادوریس" آدم ما نبود.

05:10.461 --> 05:12.197
‫پس کی بود؟ نگو که نمی‌دونی.

05:12.221 --> 05:13.277
اون ‫یه جادوگر بود.

05:13.301 --> 05:14.317
‫یه جا...

05:17.101 --> 05:18.177
‫یه چی؟

05:18.202 --> 05:20.037
‫ عضو یه محفل خیلی قدیمی بود

05:20.061 --> 05:22.677
‫تو "سنت جانز وود"، "ریجنتز کانال".

05:22.701 --> 05:24.344
‫امشب براش مراسم آتیش‌افروزی دارن.

05:24.369 --> 05:26.157
‫اونا دوست دارن حواسشون به ما باشه.

05:26.181 --> 05:28.317
‫احتمالاً پاپادوریس هم
.واسه همین اون‌جا بوده

05:28.341 --> 05:31.797
‫استعداد خاصش
،اغواگری و اطلاعات کشیدن بود

05:31.821 --> 05:34.757
‫آدما رو به خودش جذب می‌کرد
‫تا اطلاعات بگیره.

05:34.781 --> 05:36.437
‫پس هر چی بهش گفتی، بهمون بگو.

05:36.461 --> 05:38.324
‫هیچی بهش نگفتم. زیاد حرف نزدیم.

05:38.349 --> 05:39.917
‫یعنی فقط کردی و وِلش کردی؟

05:39.941 --> 05:41.603
‫واقعاً که خیلی باکلاسی.

05:42.301 --> 05:43.355
‫بشین، گای.

05:43.380 --> 05:44.490
‫دیدم که خودشو دار زده.

05:45.640 --> 05:46.929
‫می‌فهمی چی میگم؟

05:48.035 --> 05:50.066
‫و اون یارو آرچی،
همونی ‫که منو فرستادین دنبالش،

05:50.091 --> 05:51.492
‫گلوی اونم بریده شده بود.

05:52.437 --> 05:54.214
‫و اصلاً قرار نبود اونجا باشم ‫که چیزی ببینم.

05:54.239 --> 05:55.397
‫نه، عیسی مسیحِ لعنتی.

05:55.421 --> 05:56.597
‫ممکنه مظنون بشم.

05:56.621 --> 05:58.517
‫نه، گای. رد پات پاک شده.

05:58.541 --> 05:59.546
‫جدی؟

06:02.981 --> 06:04.502
‫و بعدش چی، ها؟

06:05.981 --> 06:09.277
‫همینجوری ماست‌مالیش می‌کنین؟
وانمود می‌کنین هیچ‌وقت اتفاق نیفتاده؟

06:09.301 --> 06:11.074
‫خب، من یادم نمیره. می‌فهمین؟

06:12.541 --> 06:13.867
‫صورتش کبود شده بود.

06:15.101 --> 06:17.972
‫انگار که داشت... بهم نگاه می‌کرد.

06:19.781 --> 06:22.380
‫الان باید همه‌چیو برام بگی.

06:23.741 --> 06:25.115
‫ اینجا چه غلطی می‌کنم؟

06:26.301 --> 06:27.802
‫شما اینجا چه غلطی می‌کنین؟

06:29.941 --> 06:31.357
‫اصلاً قضیه چیه؟

06:34.181 --> 06:36.277
‫می‌تونی تنهامون بذاری، اولیو؟

06:48.301 --> 06:50.897
‫یه چیز خیلی مهم گم شده.

06:50.922 --> 06:52.898
‫اسم رسمی‌ای نداره.

06:53.141 --> 06:57.557
‫ما بهش می‌گیم 752.

07:04.461 --> 07:07.397
‫حس می‌کنم گند زدم، واقعاً گند زدم، نه؟

07:07.421 --> 07:08.917
‫اون زل زد تو چشمام و گفت،

07:08.941 --> 07:11.037
کاری که کردی واقعاً جرات می‌خواست،"

07:11.061 --> 07:13.197
‫که جلوی مافوق وایسی و حقیقتو بگی."

07:13.221 --> 07:14.891
‫پس اووِن اسم اینو میذاره ترفیع؟

07:14.916 --> 07:16.509
‫باید چیزی صداش کنه که هست، رفیق.

07:16.981 --> 07:18.964
‫قراره بشم نماینده‌ی مدیرکل.

07:19.396 --> 07:21.717
‫نمی‌دونستم
.تو جاکارتا هم "خونه‌ی مادر" دارن

07:21.741 --> 07:23.313
‫آره، خب، اندازه‌ی کل این شهر

07:23.338 --> 07:24.948
‫چیزایی هست که تو نمی‌دونی، رابی پسر.

07:26.061 --> 07:28.837
‫خب، اونجا بخشی از یه تیم پیشتازه.

07:28.861 --> 07:32.797
‫اونجا یه خورده مشکل ‫نامیراها رو داریم.

07:32.821 --> 07:35.837
‫آره، باید شروع کنیم ‫به جمع‌آوری اطلاعات.

07:35.861 --> 07:38.597
‫یه سال دیگه کل مجموعه باید راه بیفته.

07:38.621 --> 07:40.621
‫تلوتلو خوران راه میفته،
‫اونم با تویی که خط مقدمی.

07:43.045 --> 07:44.597
‫میرم یه آبجوی دیگه برات بگیرم.

07:44.621 --> 07:47.199
‫یه آبجوی دیگه؟ بی‌خیال.
‫بزنیم یه آبجوی دیگه. یالا، یالا.

07:53.021 --> 07:57.077
‫دست کشیدن روی سر، از نظر مردم جاکارتا،

07:57.101 --> 08:00.797
‫نشونه‌ی بدیُمن و نحسی محسوب میشه.

08:00.821 --> 08:01.991
‫این دیگه چه ...

08:15.821 --> 08:18.425
‫کتابخونه‌ی مرکزی شامل همه‌چیزهایی بود

08:18.450 --> 08:21.757
‫تالاماسکا تو هزار و خورده‌ای
سال اول فعالیتش یاد گرفته بود

08:21.781 --> 08:24.597
‫از زمان تأسیسمون در...
می‌تونی حدس بزنی؟

08:24.622 --> 08:26.309
.راز 752

08:28.541 --> 08:31.517
‫هر رساله، هر پوشه، هر پرونده،

08:31.541 --> 08:34.357
‫شجره‌نامه‌ها، دشمنی‌ها،
،اسم‌های جعلی، محل زندگی

08:34.381 --> 08:36.117
‫رسوایی‌ها، طلسم‌ها.

08:36.141 --> 08:38.922
‫بیشتر از هزار سال دانش دود شد رفت هوا.

08:39.701 --> 08:40.957
‫مگه اینکه نرفته باشه.

08:43.541 --> 08:45.997
‫مگه اینکه یکی
‫تونسته باشه یه پشتیبان ازش درست کنه.

08:46.021 --> 08:48.797
‫یه پشتیبان از یه کتابخونه‌ی کامل؟

08:48.821 --> 08:51.717
‫این همون چیزیه که 752 هست...

08:51.741 --> 08:55.643
‫یه کُدِکس، یه اطلس، یه جلد واحد که شامل

08:55.668 --> 08:58.037
‫تمام دانش انباشته‌شده‌ی تالاماسکاست،

08:58.061 --> 09:00.677
‫که مخفیانه توسط یه فرقه‌ی خودسر
‫از رهبرانمون ساخته شده

09:00.701 --> 09:02.380
‫و بعدش یه جایی قایم شده.

09:02.405 --> 09:05.397
یه لحظه وایسا.‫ یعنی میگی
هرچی که ‫تو اون کتابخونه‌ی عظیم بوده

09:05.421 --> 09:07.369
‫الان تو این یه دونه کتابه؟

09:07.394 --> 09:09.530
‫می‌دونم، عجیب غریب به نظر میاد،

09:09.555 --> 09:13.771
‫ولی 40 سال پیش هم
‫هیشکی فکر اینترنت رو نمی‌کرد.

09:15.677 --> 09:17.259
‫مردم نظریه‌های مختلفی دارن.

09:18.341 --> 09:20.862
‫بعضیا فکر می‌کنن یه کُده یا یه نقشه.

09:21.621 --> 09:23.477
‫بعضیا میگن میکروفیشه.

09:23.501 --> 09:25.837
‫تو دهه‌ی 70 آخرِ تکنولوژی بود.

09:25.861 --> 09:28.917
‫بعضیا فکر می‌کنن ‫یه شیء جادوییه،

09:28.941 --> 09:30.837
‫مثل جعبه‌ی پاندورا.

09:30.861 --> 09:34.729
‫و بعضیا... خب، بعضیا فکر می‌کنن
‫کل این داستان افسانه‌ست.

09:34.754 --> 09:36.232
‫ولی تو اینطور فکر نمی‌کنی.

09:36.826 --> 09:39.917
‫دانش تنها برگ برنده‌ایه که
.در برابر نامیراها داریم

09:39.941 --> 09:42.181
‫اگه 752 واقعاً وجود داشته باشه،

09:42.206 --> 09:44.717
‫اگه دست ما باشه، بزرگ‌ترین اهرم قدرته.

09:44.741 --> 09:46.557
‫و اگه نباشه، می‌ره دست یه نفر دیگه.

09:46.581 --> 09:48.477
‫اگه اون کتاب دست نااهلش بیفته،

09:48.501 --> 09:50.357
‫تالاماسکا به احتمال زیاد نابود میشه.

09:50.381 --> 09:52.517
‫و زندگی دیگه هیچوقت مثل قبل نمیشه،

09:52.541 --> 09:56.037
‫برای هیشکی، نه فانی‌ها، نه نامیراها.

09:56.061 --> 09:57.132
،باشه

09:57.157 --> 09:59.197
‫دیشب چه گُهی اتفاق افتاد؟

09:59.221 --> 10:01.506
‫ما دلیلی داریم که باور کنیم
.اون کتاب الان توی لندنه

10:02.101 --> 10:04.197
‫اومدن "آرچی" ‫جدیدترین مدرکیه

10:04.221 --> 10:06.437
‫که این تئوری رو تقویت می‌کنه.
.یه دختر مُرده

10:06.461 --> 10:08.077
‫این چه ربطی به "کاوِز" داره؟

10:08.101 --> 10:09.597
‫"آرچی" بیش از یک ساله

10:09.621 --> 10:10.823
‫دنبال ردِ 752 بوده.

10:10.848 --> 10:13.676
‫یه نفر یا یه چیزی اونو به اون دختره رسونده.

10:13.701 --> 10:14.717
‫چرا؟

10:17.181 --> 10:18.555
‫"آرچی" کی بود؟

10:18.981 --> 10:20.757
‫فکر می‌کنیم از طرف یه گروه حاشیه‌ای

10:20.781 --> 10:23.557
‫در "خانه‌ی مادر لندن" مأموریت گرفته بود.

10:23.581 --> 10:24.957
‫خب، "آرچی" کاوِز رو کُشته؟

10:24.981 --> 10:26.637
‫یا یکی دیگه جفتشونو کُشته؟

10:26.661 --> 10:27.917
‫نمی‌دونم.

10:30.581 --> 10:32.997
‫بهت نیاز داریم،
چون با اون دختر در ارتباط بودی

10:33.021 --> 10:34.965
‫تا جواب این قسمت ‫از معما رو پیدا کنی.

10:34.990 --> 10:36.587
‫اون یه هدف بوده.

10:36.941 --> 10:38.957
‫شاید چون چیزی داشته ‫که اونا دنبالش بودن.

10:38.981 --> 10:40.277
‫مثلاً، آره.

10:40.301 --> 10:41.677
‫اوکی، بذار درست متوجه بشم.

10:41.701 --> 10:44.050
‫پس، کاوِز...
.بله

10:44.075 --> 10:46.275
‫‫که تو گرفتن اطلاعات از آدما حرفه‌ایه، مُرده.

10:46.300 --> 10:48.298
‫آرچی، که تو گرفتن اطلاعات خیلی با استعداده،

10:48.323 --> 10:49.437
‫اونم مُرده.

10:49.461 --> 10:51.117
‫و منم اینجام با همون مهارت‌ها،

10:51.141 --> 10:53.117
‫می‌خوای برم همون منطقه فضولی کنم؟

10:53.141 --> 10:54.745
‫‫تو واقعاً بااستعدادی، گای.

10:54.770 --> 10:55.974
‫‫بس کن اینو نگو.

11:06.061 --> 11:07.061
‫‫باشه.

11:09.066 --> 11:10.918
فرض کنیم اون کتاب، اون چیز لعنتی

11:11.428 --> 11:12.468
‫میفته دستتون.

11:12.493 --> 11:13.683
‫باهاش چیکار می‌کنی؟

11:13.941 --> 11:16.724
‫نگهش می‌دارم تا نیفته دست کسایی
.که ممکنه باهاش به بقیه آسیب بزنن

11:19.101 --> 11:20.804
‫هیچ انگیزه‌ی پنهانی‌ای در کار نیست؟

11:22.061 --> 11:24.566
‫فکر می‌کنم هیچکس
‫نمی‌تونه این احتمال رو رد کنه

11:24.591 --> 11:26.549
‫که همه‌ی ما
.انگیزه‌های پنهانی داریم، گای

11:35.311 --> 11:37.908
‫خب؟
اون ماجرای کلاب اون شب چی بود؟

11:37.933 --> 11:40.351
‫باور کن،
.به تو خیلی بیشتر از من خوش گذشت

11:42.061 --> 11:44.697
‫من مسئول توام.
.داشتم کنترل‌ت می‌کردم

11:44.722 --> 11:46.698
‫اگه اینقدر
نگران بودی که ‫چی به کاوِز می‌گم،

11:46.723 --> 11:47.843
‫چرا بهم هشدار ندادی؟

11:47.868 --> 11:49.580
‫ببین، نمی‌دونستم هدفش چیه.

11:49.605 --> 11:51.278
‫فکر کردم بهتره بازی رو تا آخر ادامه بدیم.

11:51.303 --> 11:52.427
‫آره، خب، به‌نظرم اون باخت.

11:52.452 --> 11:53.452
،هی

11:53.874 --> 11:54.874
‫ببین...

11:55.189 --> 11:57.706
‫نمی‌دونستم که قراره کُشته بشه، اوکی؟

12:01.359 --> 12:02.895
‫حدس می‌زنم هلن برات

12:02.920 --> 12:05.032
‫تمام داستان و افسانه‌ی 752 رو تعریف کرده.

12:05.057 --> 12:06.553
‫چیه، باور نداری وجود داره؟

12:07.391 --> 12:08.676
‫اکثر آدما باور ندارن.

12:09.400 --> 12:13.046
‫ببین، چیزایی می‌دونه که من نمی‌دونم.
‫و به چیزایی دسترسی داره که من ندارم.

12:13.423 --> 12:15.082
‫خب اینجوری نیست که به حرفش شک کنم.

12:15.107 --> 12:17.057
‫خب... یه جورایی به نظر میاد شک داری.

12:19.341 --> 12:21.671
‫فقط زیادی بهش گیر داده، همین.

12:22.189 --> 12:24.926
‫یه کم رفتاراش... نمی‌دونم، عجیب شده.

12:25.992 --> 12:27.221
‫ سرگردونه.

12:27.502 --> 12:29.320
.معلومه که دست آدم‌های ماهری سپردنم

12:29.617 --> 12:31.033
‫هی، ببین.

12:31.597 --> 12:33.239
‫اگه اون کتاب وجود نداشته باشه و

12:33.264 --> 12:35.916
‫کتابخونه با اون همه اطلاعات
‫سوخته و به خاک تبدیل شده باشه،

12:36.857 --> 12:39.141
‫تالاماسکا چطور هنوز ‫این همه قدرت داره؟

12:39.165 --> 12:41.035
‫داریم در مورد
یه سبک زندگی حرف می‌زنیم

12:41.060 --> 12:43.355
‫که قرن‌هاست تقریباً
‫بدون تغییر وجود داشته،

12:43.984 --> 12:45.181
‫با آدم‌هایی که

12:46.262 --> 12:48.740
‫حافظه‌ی خیلی خیلی طولانی‌ای دارن.

12:51.597 --> 12:53.540
‫اگه می‌خوای یکی یه دروغی رو باور کنه،

12:53.565 --> 12:55.966
‫فقط کافیه بارها و بارها ‫بهش بگی...

12:55.995 --> 12:57.206
...بارها

12:57.422 --> 12:58.477
.و بارها

13:04.204 --> 13:06.520
‫ببخشید، راستش مسیرم از اون‌وره.

13:10.980 --> 13:12.220
.باهات تماس می‌گیرم

13:13.698 --> 13:14.961
‫یکم بخواب.

13:15.670 --> 13:16.917
‫آره، همین کارو می‌کنم.

13:18.392 --> 13:19.797
‫دقیقاً همین کارو می‌کنم.

13:22.993 --> 13:28.497
... :: تـرجـ‌مـه از :  سعیــ‌د پـردیــ‌س :: ...

14:06.803 --> 14:07.939
‫کتاب.

14:08.192 --> 14:09.192
‫کتاب.

15:18.740 --> 15:20.340
"تماس‌گیرنده ناشناس"

15:23.725 --> 15:24.917
‫الو؟

15:25.400 --> 15:26.457
‫ گای؟

15:27.629 --> 15:28.719
‫بله.

15:28.744 --> 15:30.640
‫فقط می‌خواستم مطمئن شم
‫اوضاع مرتبه.

15:31.913 --> 15:33.171
"آقای "اوسترهاوس

15:34.205 --> 15:36.013
‫خانواده در اولویته، درسته؟

15:36.038 --> 15:37.974
‫می‌تونی هر چقدر خواستی استراحت کنی.

15:38.181 --> 15:39.738
...نه، بله، ممنون که

15:41.039 --> 15:42.039
.تماس گرفتین

15:42.430 --> 15:43.641
‫خیلی لطف کردین.

15:44.221 --> 15:45.235
..‫ببین.

15:46.074 --> 15:48.100
‫اگه مسئله‌ی دیگه‌ای هست،

15:48.821 --> 15:51.177
‫مشکل مالی داری، یا خواستی در مورد

15:51.454 --> 15:53.839
‫بهتر شدن شرایط کارت صحبت کنیم، حتماً بگو.

15:53.864 --> 15:55.258
‫تو واقعاً واسه ما مهمی.

15:55.283 --> 15:56.876
‫ممنونم، ممنونم. نه.

15:57.391 --> 15:59.176
‫واقعاً قدردانم که زنگ زدین.

15:59.201 --> 16:00.417
‫باعث شد به خیلی چیزا فکر کنم.

16:00.442 --> 16:02.217
‫هر وقت خواستی زنگ بزن.
.اوکی، ممنون. بله

16:33.661 --> 16:35.480
‫ کاش اینجا بود.

16:40.959 --> 16:42.159
‫کمکی از دستم بر میاد؟

16:43.301 --> 16:46.220
‫من از دوستان... کاوِز بودم.

16:46.679 --> 16:48.113
‫تاحالا ندیدمت.

16:48.895 --> 16:50.253
‫دوست جدیدش بودم.

16:53.215 --> 16:54.365
‫متأسفم.

16:57.981 --> 16:59.557
‫قصد فضولی نداشتم، فقط...

16:59.581 --> 17:01.437
‫اگه خواستی می‌تونی ادای احترام کنی.

17:11.541 --> 17:14.437
‫ این کیه... این کیه... این غریبه کیه؟

17:14.461 --> 17:15.837
‫آره، این دیگه کیه؟

17:15.861 --> 17:17.077
‫ کاوِز رو می‌شناخت.

17:17.101 --> 17:18.237
‫یه دوست بود.

17:18.261 --> 17:20.179
‫معلومه از اون مدل دوستاش بوده.

17:20.905 --> 17:22.277
‫کجا باهاش آشنا شدی؟

17:23.171 --> 17:24.390
‫تو یه بار.

17:24.609 --> 17:25.637
.درسته

17:25.661 --> 17:26.637
‫همون‌طور که گفتم.

17:26.661 --> 17:27.661
.زبون‌دراز

17:39.741 --> 17:41.530
‫سخته باور کنم که رفته.

17:47.061 --> 17:48.129
‫این...

17:52.162 --> 17:55.757
‫خب معلومه که یه دورهمی... خانوادگیه.

17:55.781 --> 17:56.822
‫من میرم...

18:17.976 --> 18:19.040
‫هی.

18:19.392 --> 18:20.392
‫گای؟

18:22.541 --> 18:23.650
‫من دوریس‌ام.

18:25.213 --> 18:26.530
‫ ازت برام گفته بود.

18:28.537 --> 18:29.664
‫ گفته بود؟

18:32.981 --> 18:34.461
‫ تازه باهاش آشنا شده بودم.

18:36.074 --> 18:37.608
‫می‌گفت یه پسر حسابی و باحالی.

18:39.661 --> 18:42.477
‫البته همیشه قضاوتش درست نبود.

18:48.203 --> 18:49.254
‫بیا.

18:53.328 --> 18:55.611
‫اگه ندونی چی شده، از این‌جا که نگاه کنی

18:55.989 --> 18:57.527
‫انگار یه مهمونی شاده و خوشحال.

18:57.552 --> 18:59.018
‫ آره، مهمونی قشنگیه.

18:59.776 --> 19:01.352
‫یه مهمونی خیلی صورتی.

19:02.250 --> 19:03.603
‫ رنگ مورد علاقه‌ش بود.

19:04.821 --> 19:08.440
‫همسایه‌هاتون فکر نمی‌کنن... عجیبه؟

19:08.741 --> 19:10.492
‫بیشتر همسایه‌هامون کولی هستن.

19:11.261 --> 19:12.901
‫به نظر نمیاد براشون مهم باشه.

19:26.514 --> 19:27.746
‫داری چیکار می‌کنی؟

19:27.771 --> 19:28.798
‫هیچی.

19:30.301 --> 19:32.276
‫اگه می‌خوای چیزی بپرسی، راحت بپرس.

19:34.061 --> 19:35.836
‫تو... یعنی اونا... چی هستن؟

19:36.301 --> 19:37.536
‫مهمه؟

19:38.741 --> 19:40.738
‫می‌دونم چی هستی، لازم نیست بپرسم.

19:41.050 --> 19:42.847
‫تو یه دروغگویی.
تو تازه منو دیدی، باشه؟

19:42.872 --> 19:44.116
‫تو عضو تالاماسکایی.

19:45.061 --> 19:46.717
‫واسه همین دنبالت بود.

19:46.741 --> 19:49.451
‫اون جاسوس کوچولوی ما بود.
اون ‫معمولاً...

19:51.302 --> 19:53.878
‫معمولاً به امثال تو اعتماد نمی‌کرد.

19:53.903 --> 19:56.305
‫هیچ‌کدوم‌مون نمی‌کنیم.
‫ولی واقعاً ازت خوشش اومده بود.

19:56.621 --> 19:57.899
‫منم از اون خوشم اومده بود.

19:58.913 --> 20:00.300
‫خب، فکر می‌کردم اون...

20:02.007 --> 20:03.007
.اصیله

20:04.024 --> 20:05.189
‫اصیل؟

20:06.781 --> 20:07.885
‫چی؟

20:09.387 --> 20:11.837
‫این حرفو وقتی می‌زنن که دارن
‫راجع‌به یه گردنبند خاک‌خورده

20:11.861 --> 20:13.837
‫توی حراجی حرف می‌زنن.

20:14.811 --> 20:16.224
‫اون فراتر از این حرفا بود.

20:18.021 --> 20:19.129
‫اون...

20:23.221 --> 20:24.273
‫ باحال بود.

20:26.701 --> 20:27.997
‫قرمز شدی.

20:30.301 --> 20:32.712
‫تو به درد این کار نمی‌خوری.
.دوریس، صبر کن

20:32.737 --> 20:35.491
،کاوِز یه چیزی داشت، یه کتاب تو کوله‌پشتیش

20:37.535 --> 20:38.553
‫کتاب؟

20:38.578 --> 20:42.021
‫آره، یه کتاب چرمی، یه جورایی عجیب‌غریب.

20:42.046 --> 20:43.346
‫آره، دفتر خاطراتش بود.

20:45.943 --> 20:47.639
‫فقط عکسای قدیمی رو توش می‌چسبوند.

20:47.915 --> 20:49.372
‫خاطرات و از اینجور چیزا.

20:49.397 --> 20:50.408
،آره، خب

20:50.433 --> 20:52.285
همیشه با خودش می‌بردش؟

20:53.426 --> 20:54.801
...‫من... فکر می‌کنم

20:57.015 --> 20:58.430
یه نفر دنبال اون کتاب بود

20:58.455 --> 21:01.311
‫‫و فکر می‌کنم کاوِز
.بی‌خودی وسط ماجرا گیر افتاد

21:01.336 --> 21:04.558
‫و حالا قراره اون تالاماسکای خیرخواه
بیان قضیه رو حل کنن

21:04.583 --> 21:07.101
‫و عدالتی که کاوِز بیچاره
‫حقشه رو براش فراهم ‌کنن؟

21:08.388 --> 21:10.444
‫نمی‌شه بهشون اعتماد کرد، گای.

21:10.469 --> 21:11.649
‫می‌فهمی چی می‌گم؟

21:12.376 --> 21:13.883
‫نمی‌تونی بهشون اعتماد کنی.

21:14.252 --> 21:16.780
‫فقط یه نگاه بنداز به بلایی که
.سر سولِداد مارسل آوردن

21:18.321 --> 21:20.243
‫سولِداد مارسل دیگه کیه؟

22:12.018 --> 22:14.982
گزارش در مورد حرکات و رفت و آمدهای"
"دکتر آرتور جیمسون

22:16.662 --> 22:18.755
"مدیر مغز و اعصاب کودکان و تحقیقات فراحسی"

22:22.417 --> 22:24.764
"اشپورد گرینج، ساری "
"مرکز اطفال تالاماسکا"

22:53.412 --> 22:56.198
‫گفتی می‌خوای به محض اینکه
،آرچی گزارش داد، خبر داشته باشی

22:57.038 --> 22:59.162
‫الان خبردار شدیم، دیگه گزارش نمی‌ده.

22:59.805 --> 23:01.602
‫منظورم اینه که دیگه گزارش نمی‌ده...

23:02.378 --> 23:03.378
.هیچوقت

23:13.068 --> 23:16.604
‫شش هفته‌ست که تیم
.سیگنال‌هامون رو شب‌کار کردی

23:16.629 --> 23:19.005
‫مامورین میدانی‌مون حسابی خسته شدن.

23:19.030 --> 23:22.166
‫دیویدسون یه ماهه تو نایتزبریج به کمینِ نشسته

23:22.191 --> 23:23.436
‫و حتی نمی‌دونه چرا.

23:23.808 --> 23:26.474
.و شنیدم چکرز رو فرستادی جاکارتا

23:26.741 --> 23:29.261
‫منابع شعبه رو هم مصادره کردی

23:29.286 --> 23:31.476
اونم ‫واسه یه تعقیب‌وگریز بی‌نتیجه.

23:31.501 --> 23:33.717
‫روحیه‌ها پایین اومده. کل تیمم مضطربه.

23:33.742 --> 23:36.659
‫و حالا پلیس داره
‫در مورد مرگ "آرچی" تحقیق می‌کنه.

23:37.321 --> 23:40.389
‫می‌ترسم آمستردام دیگه بیشتر از این تحمل نکنه.

23:40.934 --> 23:41.934
.هوم

23:43.215 --> 23:45.129
‫فکر می‌کردم آمستردام اجازه می‌ده

23:45.154 --> 23:47.124
‫ هر "خونه مادر"ی ‫مستقل عمل کنه.

23:47.149 --> 23:49.790
‫تا یه حدی، بله، اما وقتی که سقوط می‌کنن،

23:49.815 --> 23:51.341
‫بدجوری سقوط می‌کنن.

23:51.614 --> 23:53.546
‫دوست داری دائم پشت سرتو نگاه کنی،

23:54.827 --> 23:56.700
‫منتظر بمونی آمستردام بیاد...

23:57.421 --> 23:58.863
دمار از روزگارت دربیاره؟

23:59.716 --> 24:02.060
‫چون فکر نمی‌کنم
.باید اون‌قدر قدرت داشته باشن

24:03.388 --> 24:05.302
واقعاً همه‌ی این ماجرا در مورد همینه؟

24:05.728 --> 24:06.728
قدرت؟

24:07.246 --> 24:08.302
‫بستگی داره.

24:08.530 --> 24:09.566
...یعنی

24:09.795 --> 24:11.517
‫از دید تو که نگاه کنیم،

24:12.096 --> 24:13.900
‫ماجرا درواقع برمی‌گرده به سرطان،

24:14.747 --> 24:15.790
درسته؟

24:22.447 --> 24:25.892
جاودانگی ممکنه
... سخت و دردسرساز باشه، ‫اما

24:28.717 --> 24:31.172
.واقعاً مرگ یه حروم‌زاده‌ست

24:32.213 --> 24:33.398
...‫و این

24:35.281 --> 24:36.961
.یه تعقیب و گریز بی‌نتیجه نیست

24:37.901 --> 24:39.715
‫فکر می‌کنی چرا آرچی کشته شد؟

24:40.314 --> 24:42.468
.واسه اینکه نزدیک شدیم. به همین دلیله

24:43.560 --> 24:45.639
‫کتاب اینجاست، تو لندن،

24:46.125 --> 24:48.461
‫و ما تنها کسایی نیستیم که اونو می‌خوایم.

25:05.470 --> 25:07.196
‫ولی باید قوی و محکم بمونیم.

25:08.840 --> 25:10.107
‫پاپَس نکشین.

25:10.907 --> 25:12.922
‫دست و پاتونو از ترس آمستردام گم نکنین.

25:13.261 --> 25:14.319
‫به من نگاه کن.

25:15.104 --> 25:16.956
‫غر زدن در مورد کارمنداتو تموم کن.

25:17.420 --> 25:18.509
‫باشه؟

25:31.412 --> 25:32.649
‫آفرین پسر.

25:32.674 --> 25:34.813
‫شیمی‌درمانی درستش نمی‌کنه، رفیق.

25:35.545 --> 25:37.401
‫و هی، چکرز... یعنی،

25:37.713 --> 25:39.148
‫شاید عاشق جاکارتا بشه.

25:54.740 --> 25:56.492
"سرویس امنیتی ام‌آی5"
"ریچل ویک‌فیلد"

26:12.245 --> 26:13.279
اوضاع ‫چطوره؟

26:13.774 --> 26:15.670
‫خب، دارم بازی "والی کجاست" رو

26:15.695 --> 26:17.671
‫با کل شهر لندن بازی می‌کنم.

26:17.991 --> 26:20.966
‫پس...
کار شرافتمندانه شخصیت می‌سازه

26:21.378 --> 26:23.821
.ولی برنامه ‌شبم رو هم به فنا داده

26:24.528 --> 26:25.624
‫یه قرار مهم.

26:28.167 --> 26:29.979
‫چرا هنوز داریم روی این تحقیق می‌کنیم؟

26:30.442 --> 26:33.112
‫فکر کردم همه چی تموم شده.
.قتل-خودکشی

26:33.840 --> 26:35.404
"بهش بگو "بررسی لازم

26:38.712 --> 26:41.108
‫ریج، باید یه چیزی رو امضا کنی.

26:41.133 --> 26:42.749
‫سرم شلوغه. بعداً انجام می‌دم.

26:42.774 --> 26:45.030
‫فکر کنم باید حالا بیای و انجامش بدی.

26:46.452 --> 26:48.292
‫حدود 10 دقیقه.
.باشه

26:50.235 --> 26:54.268
‫سلام خانم... مامور ویک‌فیلد.

26:54.293 --> 26:55.994
‫ام‌آی5، ریـج.

26:56.261 --> 26:59.085
‫می‌فهمم که به پرونده من علاقه‌مند شدین.

26:59.668 --> 27:01.124
‫مایلین بیاین به دفترم؟

27:01.149 --> 27:02.829
اون می‌خواد پرونده‌ی عکس‌های کالبدشکافیِ

27:02.860 --> 27:05.216
.اون قتل-خودکشی رو امضا کنین و تحویل بگیرین

27:05.241 --> 27:08.133
‫می‌تونم بپرسم
چرا به اون عکس‌ها نیاز دارین؟

27:08.158 --> 27:09.692
‫خب، هر چقدر دوست دارین بپرسین.

27:09.934 --> 27:11.718
‫ولی متاسفانه جوابی نمی‌تونم بدم.

27:14.868 --> 27:16.376
‫خودم سر صحنه بودم.

27:16.401 --> 27:17.897
‫مطمئنم می‌تونم اطلاعاتی بدم...

27:17.922 --> 27:19.898
‫فقط امضای شما لازمه. ممنون.

27:23.638 --> 27:24.812
‫ببخشید.

27:25.265 --> 27:27.352
می‌تونم مدرک شناسایی شما رو ببینم؟

27:27.377 --> 27:29.812
‫قبلاً بررسی شده، ریج. همه چی مورد تاییده.

27:31.060 --> 27:32.603
‫باید با کارآگاه هاف تماس بگیرم؟

27:34.167 --> 27:35.412
‫نه، نه.

27:36.320 --> 27:37.683
‫نیازی نیست.

27:39.350 --> 27:40.393
‫عالیه.

27:41.790 --> 27:43.332
‫از خدماتتون ممنونم.

27:50.394 --> 27:53.507
.ام‌آی5، ‫بیشتر شبیه ام‌آی10ئه

27:53.532 --> 27:55.736
‫یه نسخه از اون عکس‌ها برام چاپ کن.

27:55.761 --> 27:57.067
هوم؟
‫الان!

28:11.756 --> 28:13.452
‫داری اشتباه بزرگی می‌کنی.

28:13.477 --> 28:14.569
‫ یه پسرعمو دارم

28:14.594 --> 28:16.269
‫که تو پلیس متروپولیتن کار می‌کنه.

28:16.294 --> 28:17.758
‫خیلی مقامش بالاست. می‌دونی چرا؟

28:17.783 --> 28:19.142
.چون یه عوضیِ تمام‌عیاره

28:20.212 --> 28:21.788
‫هیچ رحم و مروتی نداره.

28:21.813 --> 28:23.003
‫حرفمو شنیدی؟

28:23.028 --> 28:24.226
‫میاد سراغت.

28:25.421 --> 28:27.818
‫تو و اون روانی عجیب غریب آمریکایی.

28:44.266 --> 28:45.697
‫باشه، باشه.

28:45.722 --> 28:48.618
‫می‌تونیم یه راه حلی پیدا کنیم،
من و تو، مگه نه؟

28:50.788 --> 28:52.404
‫چی... چی دوست داری؟

28:52.429 --> 28:55.180
‫چی دوست داری؟ م- مواد؟

28:55.677 --> 28:57.013
‫دختر؟ دختر؟

28:57.038 --> 28:59.558
من... ‫می‌تونم برات هر چیزی جور کنم.

29:00.183 --> 29:01.268
‫هر چیزی.

29:02.697 --> 29:03.697
...هر

29:06.984 --> 29:08.044
‫این کارو نکن.

29:09.928 --> 29:12.439
‫خواهش می‌کنم این کارو نکن.
‫منو نکُش، خواهش می‌کنم.

29:12.464 --> 29:13.796
‫من نمی‌خوام بکُشمت.

29:46.497 --> 29:48.553
‫آب... آب.

29:48.578 --> 29:50.324
‫یالا.
.آب، لطفاً

29:54.269 --> 29:55.365
‫بخور.

30:00.143 --> 30:01.639
.اینم از این

30:25.246 --> 30:26.897
‫حالا قسمت سختش شروع می‌شه.

30:45.264 --> 30:50.768
... :: تـرجـ‌مـه از :  سعیــ‌د پـردیــ‌س :: ...

33:08.073 --> 33:10.068
‫تو بهم گفتی که می‌تونی
‫با دنبال کردن یه نفر،

33:10.093 --> 33:11.525
‫خیلی چیزا در موردش یاد بگیری.

33:11.550 --> 33:13.740
‫لعنتی، نمی‌فهمم
‫تو این خراب‌شده چی کار می‌کنی.

33:14.622 --> 33:15.942
تو ‫اینجا چه کار می‌کنی؟

33:16.258 --> 33:17.499
‫چطور پیدام کردی؟

33:17.894 --> 33:20.110
‫تو رو جلوی آپارتمانت دیدم و دنبالت کردم.

33:20.135 --> 33:21.711
‫آپارتمانم؟ چطور...

33:21.736 --> 33:24.512
.چشمم خورد به یه ماشین مشکی جلوی پورکی

33:24.537 --> 33:26.703
‫پس الیو رو پیچوندم، برگشتم،

33:26.728 --> 33:28.354
‫و منتظر شدم تا بیای بیرون.

33:28.855 --> 33:30.698
‫بعد یه تاکسی گرفتم و دنبالت کردم.

33:31.683 --> 33:33.659
‫ولی البته، به راننده آدرس اشتباه دادی،

33:33.684 --> 33:36.300
‫چون سر از یه
چای فروشی تو "کامدن لین" درآوردم

33:36.325 --> 33:38.549
‫و باید از در پشتی فرار کرده باشی،

33:39.251 --> 33:40.670
‫چون اونجا بود که گمت کردم.

33:41.781 --> 33:42.781
،واسه همین

33:43.155 --> 33:44.470
محله رو زیر و رو کردم

33:44.893 --> 33:48.136
‫تا یه مغازه‌ی بی‌روح
‫با یه آپارتمان بالای سرش پیدا کردم

33:48.721 --> 33:50.402
‫که پرده‌هاش کشیده شده بود.

33:54.503 --> 33:55.726
‫و تمام.

33:56.441 --> 33:58.034
‫واقعا تحت تأثیر قرار گرفتم.

33:59.246 --> 34:01.078
‫تو بهم کتاب‌هایی دادی
که در مورد جاسوسی بخونم

34:01.103 --> 34:02.837
‫خوندمشون. ما کتاب دوست داریم.

34:02.862 --> 34:05.119
‫و درباره رعایت پروتکل چی گفتن؟

34:05.144 --> 34:08.200
ما باهات تماس می‌گیریم
.اینطوری کار می‌کنه

34:08.225 --> 34:09.584
‫اینجا چه جور جاییه؟

34:10.274 --> 34:12.834
‫اینجا یه مرکز تالاماسکاست. یا بوده.

34:13.191 --> 34:14.487
‫یه مرکز فوق سری.

34:21.925 --> 34:24.052
‫به نظر جای دنجی میاد.

34:24.378 --> 34:25.643
‫پر از انرژی مثبته!

34:25.990 --> 34:28.221
‫قبلاً اینجا چی کار می‌کردن،
‫توله‌سگ شکنجه می‌دادن؟

34:28.876 --> 34:31.092
‫از وقتی بچه بودم منو زیر نظر داشتن،

34:31.117 --> 34:32.272
‫درست مثل تو.

34:32.643 --> 34:35.345
‫فقط صرفاً منو زیر نظر نداشتن.

34:35.738 --> 34:37.714
‫وقتی هشت سالم بود منو آوردن اینجا.

34:37.739 --> 34:38.793
‫آوردنت اینجا؟

34:38.818 --> 34:40.434
‫آره، آوردنم که اینجا زندگی کنم.

34:40.785 --> 34:42.674
‫والدینت همین‌جوری ولت کردن بری؟

34:43.107 --> 34:44.970
‫حرف زیادی برای گفتن نداشتن.

34:46.116 --> 34:48.252
‫تالاماسکا تو اون سن
‫تو رو برای چی می‌خواست؟

34:48.277 --> 34:50.027
‫منو آوردن اینجا برای آزمایش.

34:51.577 --> 34:53.274
‫حدود بیست نفر بودیم.

34:57.742 --> 34:59.878
.تست نوار مغزی آماده‌ست

34:59.903 --> 35:00.903
.ببین

35:02.649 --> 35:04.841
می‌خواستن ببینن
ذهن من چی‌کار می‌تونه بکنه

35:04.866 --> 35:06.692
‫ توانایی خاصی دارم یا نه.

35:07.746 --> 35:10.043
‫حافظه، ریاضیات، شهود.

35:10.834 --> 35:13.563
‫همه‌ش بخشی از یه برنامه فوق‌محرمانه بود.

35:13.588 --> 35:15.460
‫ امواجش چطوره؟
‫ امواج بتا.

35:15.781 --> 35:16.978
چه جور برنامه‌ای بود؟

35:17.708 --> 35:19.204
‫هیچ‌وقت نفهمیدم.

35:24.492 --> 35:27.604
‫هرچی که دنبالش بودن،
.فکر کنم زیاد ازش نداشتم

35:28.492 --> 35:30.228
‫آخر سر منو فرستادن آمریکا.

35:30.705 --> 35:31.948
‫کمبریج، ماساچوست.

35:31.973 --> 35:33.389
‫عموم منو پذیرفت.

35:52.342 --> 35:54.304
‫فقط برای دو سال اینجا بودم.

35:55.610 --> 35:57.586
‫بقیه خیلی بیشتر موندن.

36:12.341 --> 36:15.854
‫پس تالاماسکا ازت
یه موش آزمایشگاهی درست کرده

36:16.248 --> 36:18.327
‫و بعد تو با خودت فکر می‌کنی،

36:18.818 --> 36:21.298
‫"آره، این همون کسیه که
‫وقتی بزرگ شدم  می‌خوام براش کار کنم."

36:32.143 --> 36:34.419
‫وقتی هیچی نداشتم،
.اونا یه زندگی بهم دادن

36:35.756 --> 36:37.553
‫یه هفته قبل از اینکه بیام اینجا،

36:37.578 --> 36:39.234
‫هردوی پدر و مادرم در جا مُردن

36:39.259 --> 36:41.266
‫وقتی ماشین‌مون خورد به تیر برق.

36:41.819 --> 36:43.939
‫بابام پشت فرمون بود. اهل مشروب بود.

36:48.428 --> 36:50.912
‫درست مثل مامان من که اهل مواد بود، نه؟

36:51.513 --> 36:54.221
‫این همون قسمتیه که می‌خوای
‫بهم بگی اونقدرام با هم فرقی نداریم؟

36:54.246 --> 36:57.629
‫بچه‌هایی که از خانواده‌های متلاشی میان
‫جاسوس‌های فوق‌العاده‌ای می‌شن.

36:57.654 --> 36:59.110
‫ما خوب بلدیم راز نگه داریم.

36:59.135 --> 37:01.170
‫راحت به آدما اعتماد نمی‌کنیم.

37:01.195 --> 37:03.838
‫مخصوصاً اونایی که
بارها و بارها ‫بهمون دروغ می‌گن.

37:08.186 --> 37:10.082
‫چی می‌خوای، گای؟ چرا دنبالم اومدی؟

37:10.107 --> 37:11.632
‫حقیقت رو می‌خوام. همشو.

37:11.657 --> 37:12.837
‫حقیقت؟

37:14.793 --> 37:15.879
‫خیلی‌خب.

37:20.358 --> 37:23.134
به ‫"خونه مادر لندن" نفوذ کردن.

37:23.159 --> 37:26.495
‫گرگوری اووِن، رئیس‌شون، عوض شده.

37:26.520 --> 37:29.638
‫اون داره از یه خون‌آشام
به اسم جسپر دستور می‌گیره

37:29.663 --> 37:33.584
‫که باور داریم داره از ‫نیروها
و منابع تالاماسکا استفاده می‌کنه

37:33.609 --> 37:35.651
‫تا چیزی به اسم هفت‌پنج‌دو رو پیدا کنه.

37:35.676 --> 37:37.259
‫می‌ترسیم خیلی بهش نزدیک شده باشه.

37:37.284 --> 37:39.357
‫برای همینه که تو رو
.این‌قدر سریع وارد ماجرا کردیم

37:39.382 --> 37:41.558
‫ولی با اتفاق‌هایی که این چند روز افتاده،

37:41.583 --> 37:44.178
‫باید سریع‌تر عمل کنی، باید نزدیک‌تر بشی.

37:44.203 --> 37:46.358
‫می‌خوایم بری داخل "خونه مادر".

37:46.383 --> 37:48.611
‫چطور این کارو بکنم؟
.در بزن برو تو

37:49.074 --> 37:50.259
‫همین‌جوری راحت؟

37:50.838 --> 37:52.759
تو ‫باهوشی، گای. حس درونیت قویه.

37:52.784 --> 37:53.871
‫می‌تونم یه نقشه بهت بدم،

37:53.896 --> 37:56.752
‫ولی مطمئنم هر کاری همون لحظه
تصمیم بگیری ‫خیلی بهتر جواب می‌ده.

37:56.777 --> 37:58.040
‫داری برام پاپوش درست می‌کنی.

37:59.915 --> 38:01.515
‫سولداد مارسل.

38:02.676 --> 38:05.052
‫یه دختر مرده دیگه، نه؟

38:05.077 --> 38:07.179
‫اون آدم بدبخت قبل از من کشته شد.

38:07.204 --> 38:09.655
‫به نظرت نباید
در موردش یه چیزی بهم می‌گفتی؟

38:09.680 --> 38:11.936
‫دادن اطلاعات بیشتر
‫تو رو در معرض خطر بیشتری قرار می‌داد.

38:11.961 --> 38:13.737
اوه، ‫واقعاً؟

38:15.312 --> 38:17.168
‫یعنی داشتی ازم محافظت می‌کردی؟
.آره

38:17.193 --> 38:18.972
دیگه ‫از چی داری ازم محافظت می‌کنی؟

38:19.500 --> 38:21.051
‫در مورد مادرم چی می‌دونی؟

38:22.592 --> 38:25.208
‫می‌دونم هنوز زنده‌ست
.و یه زمانی عضو تالاماسکا بوده

38:25.233 --> 38:26.962
‫هیچی نمی‌دونی. فکر می‌کنی می‌دونی

38:26.987 --> 38:28.343
‫پس روشنم کن!

38:28.881 --> 38:31.094
‫مادرم چه ربطی به هفت‌پنج‌دو داره؟

38:31.119 --> 38:32.735
‫چون مطمئنم یه ارتباطی هست.

38:32.760 --> 38:34.832
‫و مطمئنم به خاطر همینه که اینجام.

38:34.857 --> 38:37.273
‫مادرت کار خیلی بدی کرد. گمش کردیم.

38:37.298 --> 38:38.914
!گمشو
.اون یه فراریه

38:38.939 --> 38:41.115
‫تالاماسکا سال‌هاست دنبالشه.

38:41.140 --> 38:42.300
‫چرا؟ چی‌کار کرده؟

38:42.325 --> 38:44.869
‫گای، هر چی بیشتر بهت بگم،
‫خطر بیشتری تهدیدت می‌کنه.

38:44.894 --> 38:46.148
‫چرنده.

38:47.457 --> 38:49.709
‫من فقط یه طعمه‌ام. همین.

38:50.018 --> 38:52.874
‫داری ازم استفاده می‌کنی تا اونو بیرون بکشی.

38:52.899 --> 38:54.955
‫کل دلیل استخدام من همینه.

38:54.980 --> 38:56.634
‫موضوع پیچیده‌تر از این حرفاست، گای.

38:56.659 --> 38:58.493
‫آره، مطمئنم که هست، هلن.

38:58.518 --> 38:59.854
‫اصلاً اسم واقعیت هم این نیست، نه؟

38:59.879 --> 39:02.101
‫معلومه که نیست.
!لعنت بهت

39:03.847 --> 39:05.554
.دیگه تموم کردم، باشه؟ تمومه

39:05.579 --> 39:07.675
‫دارم برمی‌گردم نیویورک،
.همون کار کاوِت رو قبول می‌کنم

39:07.700 --> 39:08.883
‫متأسفم، گای،

39:09.792 --> 39:11.872
‫ولی اون گزینه دیگه روی میز نیست.

39:11.897 --> 39:12.915
‫دیگه نیست.

39:12.940 --> 39:14.727
‫دیگه نیست؟ یعنی چی؟

39:16.294 --> 39:19.028
‫فرض کن همین الان
.برم و دیگه هیچ‌وقت برنگردم

39:20.313 --> 39:21.427
‫چی می‌شه؟

39:21.452 --> 39:23.939
‫اگه جای تو بودم، این کارو نمی‌کردم.

39:25.108 --> 39:27.084
‫کاری که بهت محول کردم حیاتیـه،

39:27.109 --> 39:28.914
‫و وقت زیادی نداریم.

39:29.445 --> 39:32.146
‫برو به "خانه مادر"،
‫از آموزش‌هات استفاده کن،

39:32.583 --> 39:33.841
‫برو پیش "جاسپر"،

39:33.866 --> 39:37.362
‫و بفهم چقدر به هفت‌پنج‌دو نزدیک شده.

39:40.696 --> 39:43.112
‫واقعاً امیدوارم همه‌ی اینا
‫ارزششو برات داشته باشه.

40:14.514 --> 40:15.714
‫این مردِ توئه.

40:16.353 --> 40:19.306
‫این پسره تو تمام فیلم‌های آرچی حضور داره.

40:21.199 --> 40:22.584
‫اینجا دوباره هست.

40:24.843 --> 40:27.154
‫این بیچاره هیچ‌وقت نفهمید که دنبالشه.

40:35.331 --> 40:37.540
‫پس دیگه خبری از قتل-خودکشی نیست.

40:38.686 --> 40:41.088
‫پس این مرد مرموز کیه؟

40:55.285 --> 40:57.980
‫اینجا نسبتاً آرومه، نه؟

40:58.840 --> 41:01.216
‫آره، می‌تونه باشه.

41:01.241 --> 41:02.485
‫فکر کنم بستگی داره.

41:04.668 --> 41:06.236
‫خب، تو کار من،

41:06.261 --> 41:07.261
...وقتی

41:07.448 --> 41:08.874
‫ یه اتفاقی مثل این پیش میاد،

41:08.899 --> 41:10.655
.یه چیزی به اسم "پروفایل" درست می‌کنیم

41:10.680 --> 41:11.670
‫مثل یه داستانه.

41:11.695 --> 41:13.138
‫آره، می‌دونم پروفایل چیه.

41:13.763 --> 41:15.219
‫البته که می‌دونی، آره.

41:15.548 --> 41:16.681
‫همه چیز روبراهه؟

41:18.591 --> 41:19.643
‫آره.

41:21.336 --> 41:23.573
‫شماها اصلاً کی هستید؟

41:24.767 --> 41:25.825
‫فقط دوستیم.

41:26.113 --> 41:28.636
‫همه‌تون تو یه خونه قایقی زندگی می‌کنین؟

41:28.661 --> 41:30.500
‫یکم غیرعادیه، فکر نمی‌کنی؟

41:32.423 --> 41:33.492
‫ازدواج کردی؟

41:34.780 --> 41:35.871
‫نه.

41:36.180 --> 41:37.260
‫تنها زندگی می‌کنی؟

41:37.936 --> 41:38.945
‫آره.

41:39.375 --> 41:40.573
‫راضی هستی؟

41:42.424 --> 41:45.281
‫اگه غیرمعموله،
.شاید مشکلت از معمولی باشه

41:46.464 --> 41:48.905
‫می‌فهمم الان زمان سختیه.

41:49.312 --> 41:51.498
‫و می‌دونم شما دو تا با هم صمیمی بودین.

41:52.531 --> 41:54.257
‫اما من به کمکت نیاز دارم،

41:54.282 --> 41:55.570
‫چون کاوز به نظر نمیاد

41:55.595 --> 41:57.037
‫از اون دخترای جوونی باشه

41:57.062 --> 41:58.278
‫که به خودش آسیب بزنه.

41:58.303 --> 41:59.626
‫داستانش این‌جوری نیست.

41:59.651 --> 42:02.651
‫و اگه واقعاً اینطور نیست،
‫حیفه که اینجوری گفته بشه.

42:06.949 --> 42:08.349
‫به این نگاه کن.

42:10.183 --> 42:12.159
‫تصویر واضحی از صورتش نداریم،

42:12.184 --> 42:13.912
‫اما این کفش‌های ورزشی رو دیدی؟

42:15.062 --> 42:16.083
‫نه.

42:17.052 --> 42:18.699
‫نه، تا حالا ندیدمشون.

43:27.304 --> 43:30.520
‫متاسفم، اصلاً نمی‌فهمم
‫درباره چی حرف می‌زنی.

43:30.545 --> 43:32.121
‫تا کی می‌خوایم این بازی رو ادامه بدیم؟

43:32.601 --> 43:34.740
‫من مرد مسئولم.

43:34.765 --> 43:37.606
‫می‌فهمی؟
.داری با همون مرد حرف می‌زنی

43:37.631 --> 43:39.725
‫همون مردی که
به آرچی پول داد تا یه زن رو دار بزنه

43:39.750 --> 43:41.342
‫بعد اونو کشت تا دهنش رو ببنده؟

43:42.243 --> 43:44.883
‫نگران نباش، اوون.
.می‌دونم تقصیر تو نبود

43:47.449 --> 43:48.819
‫داری اون بالا گوش می‌دی؟

43:50.126 --> 43:52.035
‫می‌دونم گوش می‌دی. حسش می‌کنم.

43:53.653 --> 43:55.187
‫می‌خوای برم پیش پلیس؟

43:57.036 --> 43:58.493
‫یه پرونده قتل دوگانه بزرگ.

43:58.518 --> 44:00.809
‫مطمئنم خوشحال می‌شن
.یه سرنخ درست و حسابی داشته باشن

44:01.226 --> 44:03.553
‫می‌خوای بیان همه جای اینجا رو بگردن؟

44:04.346 --> 44:06.723
‫می‌خوای اسمت رو بهشون بدم، جاسپر؟

44:07.638 --> 44:11.074
‫درسته. اسم لعنتی‌ت رو می‌دونم، مرد.

44:11.432 --> 44:13.448
‫خب، مطمئنم نگهبان امنیتی شیفت شب ما

44:13.473 --> 44:15.289
‫از این کار تو خیلی خوشحال می‌شه...

44:40.526 --> 44:41.643
‫پلیس، ‌ها؟

44:45.483 --> 44:46.618
‫لطفاً این کارو نکن.

44:48.666 --> 44:50.242
‫باید اوون رو ببخشی.

44:50.267 --> 44:52.451
‫اون مرد خیلی مریضیه. سرطان داره.

44:53.082 --> 44:55.378
‫ولی یه ترتیبی داریم

44:55.403 --> 44:56.859
‫که همه چیز رو درست می‌کنه.

44:58.657 --> 45:00.101
‫کم‌کم. می‌دونی،

45:01.021 --> 45:02.377
.اگه بخواد همکاری کنه

45:06.576 --> 45:07.729
‫اینجا چیکار می‌کنی؟

45:07.754 --> 45:09.104
‫اومدم تو رو ببینم.

45:09.129 --> 45:11.267
‫باشه، حالا همدیگه رو دیدیم.
بعدش چی؟

45:12.418 --> 45:13.796
‫من عضو تالاماسکام.

45:14.436 --> 45:17.019
‫چند هفته پیش
تو نیویورک منو جذب کردن

45:17.857 --> 45:20.051
‫گرچه مدت‌ها بود منو زیر نظر داشتن.

45:22.064 --> 45:24.057
‫منو آوردن اینجا
‫چون یه مشکلی پیش اومده بود

45:24.082 --> 45:26.018
‫توی "خانه مادر لندن"
.اینطوری بهم گفتن

45:26.043 --> 45:27.313
‫بهم گفتن "آرچی" رو تعقیب کنم.

45:27.338 --> 45:29.794
‫دیدم اون با جادوگر چی کرد
.و یکی دیگه چی کارش کرد

45:29.819 --> 45:31.675
‫شاید اون یه نفر تو باشی. نمی‌دونم.

45:32.003 --> 45:34.412
‫نه، نه، می‌تونم بهت اطمینان بدم،
.کار من نیست

45:35.214 --> 45:36.492
‫هردوشون رو پیدا کردم.

45:38.555 --> 45:40.675
‫همه جا خون بود، "کاوِز" آویزون بود.

45:42.018 --> 45:44.194
اونا ‫ گفتن باید بهت نزدیک‌تر بشم.

45:44.761 --> 45:46.732
‫در خونتو بزنم، مثل کاری که الان کردم.

45:47.536 --> 45:50.308
‫خودمو جا کنم، شاید اینجا یه کار پیدا کنم،

45:50.333 --> 45:51.989
‫راهی پیدا کنم تا توجهت رو جلب کنم.

45:55.915 --> 45:57.505
‫خب، توجهت رو جلب کردم؟

46:00.616 --> 46:02.632
‫چرا همه اینا رو به من می‌گی؟

46:02.657 --> 46:04.180
‫چون بهم دروغ گفتن.

46:05.089 --> 46:06.209
.بارها و بارها

46:06.619 --> 46:07.877
‫سولداد مارسل.

46:07.902 --> 46:09.078
‫بهم نگفتن چه بلایی سرش اومده،

46:09.103 --> 46:10.389
‫ولی خودم فهمیدم.

46:12.005 --> 46:13.731
‫فکر کردن می‌تونن منو بفرستن اینجا

46:13.756 --> 46:15.027
...تا یه طعمه باشم

46:15.726 --> 46:16.726
.مثل اون

46:17.575 --> 46:19.555
‫فکر کردن من قابل تعویضم، مثل اون.

46:19.580 --> 46:22.157
‫فکر کردن همینجوری... قبول می‌کنم.

46:22.563 --> 46:23.771
‫ولی من این کارو نمی‌کنم.

46:24.526 --> 46:26.081
‫فکر کردن بچه اونام، ولی

46:26.406 --> 46:28.278
.من بچه کوفتی‌شون نیستم

46:29.517 --> 46:30.835
‫زندگی منو دزدیدن.

46:32.222 --> 46:33.581
‫مادرمو ازم گرفتن.

46:34.581 --> 46:35.933
‫تمام زندگیم، از بچگی،

46:36.734 --> 46:38.478
.فکر می‌کردم اون مُرده

46:38.503 --> 46:40.532
‫ولی نمرده بود. عضو تالاماسکا بود.

46:42.273 --> 46:44.138
‫می‌دونستن و بهم نگفتن.

46:46.219 --> 46:47.240
‫اون.

46:47.738 --> 46:48.749
‫هلن.

46:49.908 --> 46:51.021
..‫می‌دونست.

46:51.566 --> 46:52.956
‫و بهم نگفت.

46:54.772 --> 46:56.380
اون‫ ازم استفاده کرد.

46:57.018 --> 47:00.083
‫یه بچه بدون خانواده، بدون دوست.

47:02.606 --> 47:04.182
‫بهم یه شانس داد تا متعلق باشم،

47:04.207 --> 47:06.383
‫عضو چیزی باشم، عضو یه خانواده.

47:06.408 --> 47:08.064
‫اینطوری بهم گفت،

47:12.544 --> 47:13.741
‫همه‌ش چرنده.

47:15.273 --> 47:16.661
‫زندگیمو نابود کرد.

47:18.062 --> 47:19.540
‫اونا زندگیمو نابود کردن.

47:20.507 --> 47:21.985
‫دیگه تمومش کردم.

47:28.290 --> 47:29.392
،می‌خوام برم

47:29.973 --> 47:31.653
...چون به نظر نمیاد خیلی

47:33.512 --> 47:34.690
‫علاقه‌مند باشی.

47:37.199 --> 47:38.940
‫بهم نگفتی چی می‌خوای.

47:40.989 --> 47:42.266
‫می‌خوام تاوانش رو بدن…

47:44.120 --> 47:45.519
‫بابت کاری که با من کردن...

47:46.357 --> 47:47.523
‫با مادرم.

47:48.655 --> 47:51.391
‫و دقیقاً چطوری می‌خوای
کاری کنی که تاوانش رو بدن؟

47:53.588 --> 47:54.611
‫کتاب.

47:54.799 --> 47:55.856
‫کتاب؟

47:56.474 --> 47:57.875
‫همون هفت‌پنج‌دو.

47:59.247 --> 48:01.248
‫با چشمای خودم دیدمش.

48:05.010 --> 48:06.466
‫توی کوله‌ی جادوگره بود.

48:06.491 --> 48:08.042
‫اون لعنتی دستش بود.

48:12.527 --> 48:14.143
‫پس می‌دونی چه شکلیه.

48:14.168 --> 48:15.849
‫و می‌دونم پیش کیه.

48:16.211 --> 48:18.120
‫چون می‌دونم کی آرچی رو کشت.

48:21.310 --> 48:23.866
‫من و تو می‌تونیم بعد از همه اینا
‫با هم خوش بگذرونیم.

48:27.483 --> 48:29.204
‫خب، باهات تماس می‌گیرم.

48:29.559 --> 48:31.719
‫نه، نمی‌تونم بذارم تو این وقت شب

48:31.744 --> 48:33.101
‫بری تو خیابونا.

48:33.126 --> 48:34.954
‫نه تو این محله‌ی لعنتی.

48:34.979 --> 48:36.088
‫بمون.

48:40.336 --> 48:41.588
‫واقعا باید برم.

48:41.613 --> 48:42.641
‫اصرار می‌کنم.

49:16.070 --> 49:17.237
‫ سوراخ‌ها رو می‌بینی؟

49:18.077 --> 49:19.243
‫گاز گرفتن خون‌آشام.

49:19.984 --> 49:21.508
همون کسی که آرچی رو کشت

49:22.452 --> 49:24.238
‫همون کسیه که کتاب رو برداشته.

49:24.562 --> 49:26.298
‫ خواهرم همه چیز منه.

49:26.323 --> 49:28.900
‫همه کاری که تونستم کردم تا پیداش کنم.

49:28.925 --> 49:30.981
خودتو قاطی چه جهنمی کردی؟

49:31.202 --> 49:32.373
‫این دیگه چه کوفتیه؟!

49:39.090 --> 49:40.406
‫وقت نمایش، بچه.

49:45.658 --> 49:47.221
به ‫"خونه مادر لندن" نفوذ کردن.

49:47.566 --> 49:50.502
‫گرگوری اوون، نفر ارشد اونجا، عوض شده

49:50.527 --> 49:54.925
‫ داره از یه خون‌آشام
‫به اسم "جاسپر" دستور می‌گیره.

50:00.195 --> 50:02.928
«کاری در دست اقدام»
فصل اول. قسمت سوم

50:04.250 --> 50:06.285
‫"اوا سورهوگ"، که ‫کارگردان این قسمته،

50:06.310 --> 50:08.190
‫واقعاً می‌خواست
‫داستان رو با هیجان شروع کنیم.

50:09.069 --> 50:11.525
‫اصلاً می‌فهمی ‫دیشب چی کشیدم؟

50:11.550 --> 50:14.160
‫و واقعاً نشون بدیم که به اینجا تعلق نداره،

50:14.185 --> 50:16.481
‫و تالاماسکا قابل اعتماد نیست.

50:16.506 --> 50:18.242
‫بشین، گای.
‫دیدم که خودشو دار زده.

50:18.267 --> 50:21.611
‫هلن آماده‌ست که بذاره حرف‌هاشو خالی کنه.

50:21.636 --> 50:23.918
‫ اون یارو آرچی، همون کسی که
منو مجبور کردی تعقیبش کنم؟

50:23.943 --> 50:24.965
‫گلوش پاره شده بود.

50:24.990 --> 50:28.846
‫اما بعد باید بهش در مورد
‫هدف عمیق‌تری یادآوری کنی.

50:28.871 --> 50:30.965
‫اگه هفت‌پنج‌دو وجود داشته باشه،

50:30.990 --> 50:33.564
‫این نهایت اهرم فشاره.
‫برای ما، اگه دست ما باشه.

50:33.589 --> 50:35.325
‫یا برای کسی دیگه اگه دستش باشه.

50:35.350 --> 50:38.427
اون اهمیتی نمی‌ده چی برای ارائه داره
.داره وارد ماجرا می‌شه

50:38.452 --> 50:40.895
‫خب؟
اون ماجرای کلاب اون شب چی بود؟

50:40.920 --> 50:43.495
‫معلوم می‌شه که الیو رابط مستقیم اونه.

50:43.848 --> 50:44.848
...ببین

50:45.428 --> 50:47.725
‫ نمی‌دونستم قراره کشته بشه، باشه؟

50:48.250 --> 50:49.613
‫و بعد از مرگ کاوِز،

50:49.638 --> 50:52.696
‫جای طبیعی برای گای
‫اینه که بره به این مراسم ختم.

50:58.293 --> 51:01.309
‫ تو اپیزود 3، اولین نگاه واقعی رو

51:01.334 --> 51:03.910
.‫به گروه جادوگران روی خونه قایقی داریم

51:03.935 --> 51:07.732
‫و اینکه چطور
.اون بخش کوچیک کانال رو کنترل می‌کنن

51:08.557 --> 51:11.293
‫پیتر والپول، طراح صحنه شگفت‌انگیزمون،

51:11.318 --> 51:15.381
‫و تیمش، خونه قایقی رو تقریباً از صفر ساختن.

51:16.282 --> 51:17.938
‫چه زندگی دیوونه‌کننده‌ایه

51:17.963 --> 51:20.423
‫وقتی می‌تونی یه ایده عجیب ‫و غریب
تنهایی تو یه اتاق داشته باشی

51:20.448 --> 51:21.979
"‫و فکر کنی، "این هرگز جواب نمی‌ده.

51:22.004 --> 51:23.346
‫و بعد می‌بینی، و می‌گی، "واو،

51:23.371 --> 51:25.187
.‫یکی واقعاً منو جدی گرفت

51:25.212 --> 51:28.038
‫فراتر از اون چیزی رفت که حتی امیدوار بودم."

51:28.483 --> 51:30.899
این فقط یه صحنه زیبا بود
که کنار هم قرار گرفت

51:30.924 --> 51:32.540
‫و جوری تو اون محیط جا افتاد

51:32.565 --> 51:35.021
‫که به نظرم به نمایش ما عمق واقعی می‌ده

51:35.046 --> 51:36.917
‫و اون چیزی نیست که لزوماً انتظار داشته باشی

51:36.942 --> 51:38.706
‫وقتی به جادوگرها فکر می‌کنی.

51:38.924 --> 51:41.580
‫خیلی سرد بود، خیلی خیلی سرد،

51:41.605 --> 51:43.741
‫و اولین روز فیلم‌برداری من بود.

51:43.766 --> 51:47.021
همه صحنه‌ها در میداِی‌ویل با گروه جادوگران

51:47.046 --> 51:48.622
‫فوق‌العاده دیدنیه.

51:48.647 --> 51:50.503
‫گای با دوریس ملاقات می‌کنه.

51:50.528 --> 51:52.827
‫اون عزادار بهترین ‫دوستشه، "کاوِز"،

51:52.852 --> 51:56.038
‫و قراره خیلی چیزها رو
.درباره این رابطه بفهمیم

51:56.063 --> 51:57.399
‫ اکشن.

51:58.085 --> 52:00.747
‫من دوریس هستم.
.اون درمورد تو بهم گفته

52:00.772 --> 52:03.369
‫در ابتدا، بخشی از دوریس
‫نمی‌خواد هیچ کاری با اون داشته باشه،

52:03.394 --> 52:05.423
‫چون این می‌تونه براش خطرناک باشه.

52:05.448 --> 52:07.252
‫می‌دونم تو کی هستی. لازم نیست بپرسم.

52:07.277 --> 52:09.457
‫همین الان با من آشنا شدی، ‫باشه؟
.عضو تالاماسکایی

52:09.482 --> 52:13.058
‫بخشی دیگه از اون
.می‌بینه که‫ ذاتاً آدم خوبیه

52:13.083 --> 52:14.718
‫و این که قراره خودش رو بکشه.

52:14.743 --> 52:16.599
‫و شاید بخشی از اون فکر می‌کنه،

52:16.624 --> 52:19.340
‫نتونستم ‫کاوِز رو نجات بدم،
‫ولی شاید بتونم گای رو نجات بدم.

52:19.365 --> 52:21.219
‫تو برای این کار ساخته نشدی.

52:29.421 --> 52:34.157
‫این که هلن
‫پسره رو به دام جاسپر می‌فرسته،

52:34.182 --> 52:37.398
‫حتی بعد از باز شدن این در،

52:37.423 --> 52:40.035
‫و وقتی اونا با هم
‫در یه مسیر صمیمیت هستن،

52:40.060 --> 52:43.364
‫نشون می‌ده که
هلن ‫یه آدم آسیب‌دیده‌ست.

52:43.980 --> 52:45.596
‫پس، فرض کن همین حالا برم.

52:45.621 --> 52:47.117
‫دیگه برنگردم.

52:47.142 --> 52:49.698
‫واقعا اگه جای تو بودم این کارو نمی‌کردم.

52:50.708 --> 52:53.564
‫هلن می‌گه، تو خودت راهشو پیدا کن.
‫هر جور که بهش برسی،

52:53.589 --> 52:56.165
‫هر داستانی که بسازی خیلی بهتر از

52:56.190 --> 52:58.406
‫چیزیه که من بتونم برات بنویسم.

53:04.718 --> 53:06.820
‫جاسپر به همه گوش می‌ده.

53:07.117 --> 53:08.413
‫اینجا چه‌کار می‌کنی؟

53:08.438 --> 53:09.571
‫ اومدم تو رو ببینم.

53:09.596 --> 53:11.452
‫باشه، حالا همدیگه رو دیدیم. بعدش چی؟

53:11.477 --> 53:12.813
‫آیا بهشون باور داره؟

53:12.838 --> 53:14.420
‫من عضو تالاماسکام.

53:14.892 --> 53:18.148
‫ممکنه باور کنه، ممکنه نه.
.ولی مهم نیست

53:18.173 --> 53:20.149
‫اونا گفتن باید بهت نزدیک‌تر بشم.

53:20.174 --> 53:22.430
‫در خونتو بزنم، مثل کاری که الان کردم.

53:22.455 --> 53:24.231
‫ مثل اینه که،
دیگه چیزی برای از دست دادن ندارم

53:24.256 --> 53:26.232
‫پس همه کارت‌هامو روی میز می‌ذارم.

53:26.257 --> 53:27.673
‫اگه خواستی بردارش.

53:27.698 --> 53:28.954
‫به من گفته شده توسط هلن بیام،

53:28.979 --> 53:30.336
‫و همینو دارم می‌گم.

53:30.361 --> 53:32.118
‫چرا داری همه اینا رو به من می‌گی؟

53:32.143 --> 53:33.839
‫بذار ادامه بدن. من می‌فهمم

53:33.864 --> 53:35.720
‫که کجاها تو دنیای من جا می‌گیرن.

53:35.745 --> 53:38.001
‫من و تو می‌تونیم بعد از همه اینا
‫با هم خوش بگذرونیم.

53:38.026 --> 53:40.842
‫چون همه چیز حول اینه
‫که جاسپر چی می‌خواد به دست بیاره.

53:40.867 --> 53:42.843
.واقعا باید برم
.اصرار دارم

53:43.645 --> 53:48.501
‫بیل فیشنر که نقش جاسپر رو بازی می‌کنه، ‫‫
به طرز جنون‌آمیزی کاریزماتیکه

53:48.526 --> 53:50.862
‫که نمی‌تونی جلوی خودتو بگیری
‫و عاشقش نشی.

53:50.887 --> 53:53.162
‫نمی‌گم "شیفته" کلمه درستیه،

53:53.187 --> 53:56.917
‫اما فکر می‌کنم "جاسپر"
.واقعاً از این پسره گای خوشش میاد

53:57.281 --> 54:01.021
‫ترجمه شده توسط : سعیـد پردیـس

54:01.051 --> 54:11.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus
