WEBVTT

00:20.021 --> 00:30.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

00:47.569 --> 00:49.613
‫- سلام.‬
‫- سلام.‬

00:49.696 --> 00:51.156
‫- سلام.‬
‫- سلام.‬

00:51.239 --> 00:52.866
‫- مدیر سئو، سلام.‬
‫- سلام.‬

00:52.949 --> 00:54.493
‫- سلام.‬
‫- در داره بسته می‌شه.‬

00:55.410 --> 00:56.703
‫منتظرم بمون.‬

01:03.001 --> 01:04.586
‫بوی جاجانگمیون می‌دم؟‬

01:05.170 --> 01:06.004
‫یکم؟‬

01:12.260 --> 01:14.846
‫تا حالا خوشبوکننده‌ی لباس رو به موهات زدی؟

01:15.847 --> 01:17.015
‫اصلاً پیشنهادش نمی‌کنم.‬

01:17.974 --> 01:18.934
‫نه؟‬

01:58.473 --> 01:59.808
‫قسمت ۱۱‬

02:08.817 --> 02:10.694
‫- خوبه.‬
‫- این عالیه.‬

02:11.695 --> 02:14.364
‫ممنون. قصد نداشتم ناهار بخورم.‬

02:16.449 --> 02:18.785
‫آهان، راستی. اولین مقاله‌ات در چه حاله؟‬

02:18.869 --> 02:22.664
‫دارم روش کار می‌کنم، ولی تا تموم نشه‬
‫نمی‌دونم چطوری از آب درمیاد.‬

02:23.206 --> 02:24.124
‫موضوعش چیه؟‬

02:24.207 --> 02:26.751
‫موارد موفق و ناموفقِ اعضای گروه‌های آیدل...

02:26.835 --> 02:29.045
‫.. که بعداً بازیگر شدن.

02:33.383 --> 02:35.051
‫می‌تونی فقط روی موفق‌ها تمرکز کنی.‬

02:35.135 --> 02:38.221
‫اولش همین کار رو می‌خواستم بکنم،‬
‫ولی مدیر موارد ناموفق رو هم می‌خواست.‬

02:38.305 --> 02:40.557
‫نذار اولین مقاله‌ات رو اون کنترل کنه.‬

02:40.640 --> 02:41.892
‫فقط یه پیشنهاد داد.‬

02:41.975 --> 02:44.644
‫در واقع اینطوری بازدید بیشتری هم می‌گیرم.‬

02:45.979 --> 02:47.772
‫فقط می‌خواسته یه بچه‌ی بی‌گناه رو بدنام کنه.‬

02:48.273 --> 02:50.191
‫گل‌هایی که درست کردی رو بهش دادی؟‬

02:52.402 --> 02:55.196
‫بهش ندادم، ولی گذاشتم‌شون جلو چشمش.‬

02:55.280 --> 02:56.948
‫چیزِ پر زرق و برقی هم توش گذاشتی؟‬

02:57.991 --> 03:00.410
‫من با مدیر بخش فرق دارم.‬

03:00.493 --> 03:02.120
‫- حتماً.‬
‫- بیا، یکی دیگه هم بخور.‬

03:04.080 --> 03:05.332
‫همینطوری عالی ادامه بده.‬

03:06.082 --> 03:07.292
‫ممنون.‬

03:21.097 --> 03:22.933
‫دیدروکسین، همدیگه رو ببینیم؟‬
‫آن دا هه‬

03:23.934 --> 03:27.228
‫چرا مدام اینو برام می‌فرستی؟‬
‫مگه منو چقدر می‌شناسی؟‬

03:28.063 --> 03:29.356
‫غریبه هم نیستیم.‬

03:33.234 --> 03:36.571
‫مسخره‌ست که اومدم اینجا،‬

03:37.405 --> 03:39.449
‫ولی اومدم تا تکلیف رو برات روشن کنم.‬

03:39.532 --> 03:43.370
‫درسته. هیچی روشن نیست و سوالاتم هم داره بیشتر و بیشتر می‌شه.

03:44.579 --> 03:47.999
‫یه مکالمه‌ی تلفنی از دکتر کیم هه‌چان یادمه.

03:48.917 --> 03:52.253
‫داشت یه مدت با یه بازاریابِ دارویی حرف می‌زد.‬

03:52.921 --> 03:54.005
‫اسمش...‬

03:55.382 --> 03:56.466
‫.. دیدروکسین بود؟

03:58.301 --> 04:00.428
‫داشتم فکر می‌کردم نکنه به تو ربطی داشته باشه.

04:01.388 --> 04:03.014
‫زنت.‬

04:04.182 --> 04:07.352
‫شنیدم بعد از خوردنِ اون مریض شده؟‬

04:08.603 --> 04:12.190
‫چرا یه حسی ته دلم می‌گه داری یه چیزی رو قایم می‌کنی؟

04:17.195 --> 04:19.364
‫موندن اینجا اونقدرها هم بد نیست، نه؟‬

04:20.156 --> 04:21.950
‫می‌خوای برای یه مدت طولانی بمونی؟‬

04:23.243 --> 04:27.372
‫وقتی می‌بینی همکارهای بازیگرت...

04:27.455 --> 04:29.207
‫.. می‌رن کن و برلین،

04:29.290 --> 04:32.377
‫پیش خودت فکر نمی‌کنی که باید سخت کار کنی...

04:32.961 --> 04:34.295
‫.. یا یه زندگیِ با‌معنی داشته باشی؟

04:34.921 --> 04:37.590
‫تو به خاطر مصرف مواد با یه مردِ متاهل اینجایی،‬

04:38.091 --> 04:38.925
‫اونوقت حالا این حرفا رو می‌زنی؟‬

04:39.009 --> 04:40.176
‫مراقب حرف زدنت باش.‬

04:40.260 --> 04:41.553
‫تو مراقب باش.‬

04:42.220 --> 04:44.139
‫می‌خوای به جرم اعاده‌ی حیثیت ازت شکایت کنم؟‬

04:45.306 --> 04:48.059
‫من چون یه سگ خیلی بلند واق‌واق می‌کرد اومدم اینجا.‬

04:48.143 --> 04:49.769
‫اگه یه بار دیگه از این غلطا بکنی،‬

04:52.230 --> 04:53.481
‫برای یه مدت طولانی همینجا موندگار می‌شی.‬

04:59.821 --> 05:03.616
‫ستاره‌ی روی صحنه، محبوبِ روی پرده هم هست؟

05:04.909 --> 05:06.202
‫امشب شیفتی؟‬

05:07.620 --> 05:09.122
‫مگه نوبتِ دوجین نیست؟‬

05:09.205 --> 05:11.833
‫رفت بیرون یه چیزی بخره بخوریم.‬
‫داری می‌ری؟‬

05:11.916 --> 05:13.752
‫آره، همین دور و برا شام خوردم.‬

05:13.835 --> 05:15.587
‫چه عجیب، الکل نخوردی؟‬

05:16.463 --> 05:18.548
‫با کسی بودم که اشتهام رو کور کرد.‬

05:20.050 --> 05:22.969
‫راستی. واکنش‌ها به مقاله خیلی معمولی بود.‬

05:24.012 --> 05:24.846
‫درسته.‬

05:26.139 --> 05:27.474
‫داره بارون میاد. به سلامت بری خونه.‬

05:30.518 --> 05:31.436
‫برگرد سر کارت.‬

05:32.062 --> 05:35.815
‫تو و سئو جی‌وو خیلی به هم میاین.
‫همین اعصابم رو خورد می‌کنه.

05:37.192 --> 05:38.193
‫شب خوش.‬

06:58.982 --> 06:59.941
‫چی شده؟‬

07:01.317 --> 07:02.652
‫بیدارم کرد.‬

07:04.028 --> 07:05.238
‫داره سیل می‌باره.‬

07:08.867 --> 07:10.952
‫باید بهم زنگ می‌زدی. می‌اومدم دنبالت.‬

07:11.536 --> 07:14.581
‫منتظر موندن مضطربم می‌کنه. دوست ندارم.‬

07:15.415 --> 07:19.377
‫باشه. بیا.‬

07:25.550 --> 07:27.343
‫الان دیگه خوابم گرفت.‬

07:28.761 --> 07:30.430
‫داره خوابم می‌بره.‬

07:31.848 --> 07:34.017
‫بخواب. خوب بخوابی.‬

07:36.394 --> 07:38.354
‫داره بارون میاد، کیونگ‌دو.‬

07:39.522 --> 07:41.274
‫آره، بارونیه.‬

07:56.414 --> 07:59.209
‫- می‌رسونمت، نه نیار.‬
‫- باشه.‬

08:02.879 --> 08:04.672
‫هوا بعدِ بارون چه خوب شده.‬

08:07.759 --> 08:09.302
‫- چترم رو خشک کن.‬
‫- باشه.‬

08:14.933 --> 08:16.142
‫تماس ورودی‬
‫جین هان‌کیونگ‬

08:17.268 --> 08:18.811
‫جی-یون‬

08:25.276 --> 08:26.611
‫- الو؟‬
‫- الو؟‬

08:26.694 --> 08:31.324
‫مدیر پوشاک جاریم، سئو جی‌وو، طلاقِش رو برنامه‌ریزی کرده بود تا با معشوقه‌اش بره؟

08:31.407 --> 08:36.079
‫سئو جی‌وو دوباره درگیر یه رسوایی شد، اونم به خاطر داشتن رابطه‌ی پنهانی!

08:36.162 --> 08:40.792
‫فقط «آشناهای باشگاه بازیگری» می‌گه اون دوتا شایعه‌ی رابطه‌شون رو تکذیب کردن.

09:13.783 --> 09:14.784
‫کارِ چو جین‌اون بوده؟‬

09:16.619 --> 09:17.453
‫به من نگاه کن.‬

09:19.789 --> 09:20.665
‫یا کانگ مین‌وو؟‬

09:20.748 --> 09:22.041
‫به من نگاه کن، جی‌وو.‬

09:33.303 --> 09:34.470
‫می‌خوای چیکار کنی؟‬

09:35.930 --> 09:36.889
‫گوش کن.‬

09:38.141 --> 09:40.601
‫ما می‌ریم سرِ کار و وظیفه‌مون رو انجام می‌دیم.‬

09:41.477 --> 09:42.520
‫می‌فهمی چی می‌گم؟‬

09:43.646 --> 09:44.939
‫اما مردم...‬

09:45.023 --> 09:48.484
‫نگاه‌ها و حرف‌هاشون.‬
‫نگرانِ اونا نباش.‬

09:49.944 --> 09:51.237
‫حتماً کارِ راحتی نیست.‬

09:52.196 --> 09:55.366
‫ولی با این حال، باید طوری انجامش بدی که انگار زندگیت بهش بستگی داره.

09:57.535 --> 09:58.995
‫باید این کارو بکنی، باشه؟‬

10:00.830 --> 10:02.123
‫می‌تونی از پسش بربیای.‬

10:03.833 --> 10:04.751
‫مجبوری که بتونی.‬

10:18.348 --> 10:19.390
‫جی‌وو.‬

10:21.517 --> 10:22.685
‫می‌تونی این کارو بکنی، مگه نه؟‬

10:27.815 --> 10:32.153
‫ولی هنوز تایید نشده.‬
‫خبرِ دیگه‌ای هم هست؟ سرچ کن.‬

10:33.780 --> 10:35.281
‫هی، راسته؟‬

10:35.782 --> 10:38.201
‫منظورم همینه. فکر می‌کنی حقیقت داره؟‬

10:38.743 --> 10:41.662
‫من که اگه بودم، روم نمی‌شد حتی بیام سرِ کار.

10:43.998 --> 10:45.083
‫معاون لی.‬

10:52.173 --> 10:53.800
‫متوجه نشدی؟‬

10:54.509 --> 10:55.927
‫که یه خبرنگار داشت تعقیبت می‌کرد؟‬

10:57.929 --> 10:59.013
‫نه.‬

11:00.515 --> 11:01.391
‫جی‌وو چی گفت؟‬

11:03.768 --> 11:06.354
‫خیلی شوکه شده، اوضاعش اصلاً خوب نیست.‬

11:07.355 --> 11:08.773
‫انگار دردسرها تمومی نداره.‬

11:10.233 --> 11:11.067
‫نگرانم.‬

11:11.150 --> 11:12.735
‫نگرانِ توام. خودِ تو.‬

11:14.153 --> 11:15.071
‫من خوبم.‬

11:15.154 --> 11:16.697
‫بیا یه تکذیبیه آماده کنیم.‬

11:17.573 --> 11:21.285
‫چه اتهامِ مسخره‌ای. من می‌تونم شهادت بدم.‬
‫می‌خوای من بنویسمش؟‬

11:22.662 --> 11:24.038
‫لازم نیست این کارو بکنی.‬

11:27.667 --> 11:31.087
‫یکم بهم وقت بده که فکر کنم.‬

11:48.938 --> 11:49.814
‫راحت باش.‬

12:01.159 --> 12:02.535
‫آمار دادن کارِ خودته، مگه نه؟‬

12:02.618 --> 12:04.912
‫حتی پای به جون‌سو رو هم کشیدی وسط.‬

12:05.705 --> 12:06.622
‫مجبور بودم یه کاری بکنم.‬

12:06.706 --> 12:09.375
‫به خاطر اینه که فرصتت رو برای تست دی‌ان‌ای از دست دادی؟

12:10.835 --> 12:14.172
‫انگار مچم رو موقعِ موش‌مردگی بازی کردن گرفتی.

12:22.180 --> 12:23.514
‫اینا برگه‎‌های طلاقه.‬

12:24.765 --> 12:28.227
‫اگه پول لازم داری، کمکت می‌کنم.‬
‫می‌تونی با وکیلم صحبت کنی.‬

12:30.062 --> 12:32.565
‫- دلیلش چیه؟‬
‫- مگه نمی‌دونی؟‬

12:34.233 --> 12:38.404
‫مگه بهت خیانت کردم؟‬
‫یا مثلِ یه بنده خدای عوضی‌ای مواد زدم؟‬

12:39.322 --> 12:40.448
‫یا مگه کتکت می‌زنم؟‬

12:40.990 --> 12:43.784
‫من زنم رو مثلِ چشمهام می‌پرستم.‬

12:43.868 --> 12:45.745
‫چطور می‌تونی درخواستِ طلاقِ بدی لعنتی؟‬

12:48.498 --> 12:50.666
‫دیگه کافیه.‬
‫فقط اگه چیزی لازم داری بهم بگو.‬

12:50.750 --> 12:51.876
‫خانواده‌ام!‬

12:52.793 --> 12:55.922
‫خانواده‌ای که می‌خوام ازش محافظت کنم!‬
‫تو نمی‌خوای ازش محافظت کنی؟‬

13:01.260 --> 13:02.178
‫ببین، جی‌یون.‬

13:02.970 --> 13:04.138
‫می‌دونی،‬

13:06.224 --> 13:07.558
‫من یه زندگیِ معمولی می‌خوام.‬

13:09.227 --> 13:10.561
‫مادرم.‬

13:10.645 --> 13:13.648
‫اون زنِ کله‌شقیه، مگه نه؟‬

13:15.274 --> 13:19.153
‫من ازدواج کردم که از دستِ مامانِ کله‌شقم فرار کنم، اما زنم از اونم بدتر از آب دراومد.

13:19.820 --> 13:21.322
‫من فقط...‬

13:24.116 --> 13:25.618
‫.. یه زندگیِ معمولی می‌خوام.

13:27.328 --> 13:28.496
‫جی‌یون.‬

13:34.293 --> 13:36.921
‫بهم دست نزن.‬
‫چه غلطی داری می‌کنی؟‬

13:37.004 --> 13:40.007
‫جدی می‌گم. ولم کن.‬
‫ول کن! زیاد طول نمی‌کشه.‬

13:40.550 --> 13:41.634
‫واقعاً که...‬

13:43.970 --> 13:46.305
‫اونا نمی‌دونن من کی‌ام؟‬
‫بهشون نگفتی؟‬

13:50.017 --> 13:50.851
‫جی‌وو.‬

13:51.519 --> 13:53.229
‫چرا زانو غم بغل گرفتی؟‬

13:53.312 --> 13:55.815
‫- از این رابطه‌ی پنهانی خجالت می‌کشی؟‬
‫- برو بیرون.‬

13:55.898 --> 13:56.983
‫نمی‌تونم.‬

13:57.942 --> 13:59.610
‫بهت گفتم که نمی‌ذارم قسر در بری.

13:59.694 --> 14:02.238
‫به هر قیمتی که شده، به خاکِ سیاه می‌شونمت.

14:02.321 --> 14:05.616
‫خودت می‌دونی که حقیقت نداره.‬
‫چرا داری انرژی‌ت رو هدر می‌دی؟‬

14:06.367 --> 14:08.202
‫چقدر پررو. عقلت رو از دست دادی؟‬

14:10.162 --> 14:13.249
‫پاپوش برای طلاق؟‬
‫مگه چقدر احمقی که گولِ اینو بخوری؟‬

14:13.374 --> 14:14.250
‫احمق؟‬

14:15.042 --> 14:18.254
‫حالا دیگه حتی... داری از حدت فراتر می‌ری.‬

14:18.337 --> 14:19.422
‫واقعاً؟‬

14:23.676 --> 14:26.304
‫چو جین‌اون، فکر می‌کنی کی گزارشِ مواد زدنت رو داد؟

14:27.054 --> 14:29.473
‫فکر می‌کنی کی اون عکس‌ها رو پخش کرد؟‬

14:29.557 --> 14:33.060
‫کانگ مین‌وو پاپوشِ طلاق رو درست کرد.‬
‫بالاخره به لطفِ اون تونستم ازت جدا بشم.‬

14:35.104 --> 14:36.606
‫حرفِ دیگه‌ای هم داری؟‬

14:38.858 --> 14:43.863
‫جاریم بخشِ پوشاکِ مردانه رو تعطیل می‌کنه و روی پوشاکِ زنانه تمرکز می‌کنه.

14:43.946 --> 14:47.033
‫به دلیلِ رابطه‌ی پنهانیِ مدیر سئو جی‌وو و پاپوشِ طلاق،

14:47.116 --> 14:49.660
‫مردم شروع به تحریمِش کردن.‬

14:49.744 --> 14:53.122
‫معشوقِ خانم سئو، آقای الف، که گفته می‌شه خبرنگارِ یکی از رسانه‌هاست...

14:53.205 --> 14:55.207
‫.. هیچ واکنشی نشون نداده.

14:55.291 --> 14:57.543
‫از طرفی، تیمِ روابط عمومیِ جاریم اعلام کرد...

14:57.627 --> 15:00.963
‫.. که تا قبل از انتشارِ خبرِ موادِ شوهرِ سابقش، چو جین‌اون،

15:01.047 --> 15:03.466
‫اونا با هم در ارتباط نبودن. در صورتِ لزوم...‬

15:07.553 --> 15:10.056
‫تکرار سریال پخش نمی‌شه.

15:10.139 --> 15:13.559
‫این قرص معده‌ست.‬
‫دوتا بخور و اینم روش بخور.‬

15:16.520 --> 15:18.022
‫رفتی داروخونه؟‬

15:41.754 --> 15:45.591
‫هی، دوجین. شایعه شده عضو «الف» داره از گروهش می‌ره. چک کن.

15:46.801 --> 15:47.635
‫باشه.‬

15:59.146 --> 16:00.648
‫چرا شام نمی‌خوری؟‬

16:04.527 --> 16:05.528
‫این کارا بهت نمیاد.‬

16:08.614 --> 16:09.573
‫آقای معاون،‬

16:11.158 --> 16:12.618
‫چرا نمی‌گی که حقیقت نداره؟‬

16:16.080 --> 16:17.873
‫چی باید بگم؟‬

16:19.500 --> 16:20.876
‫«ما بعد از طلاقش با هم آشنا شدیم.»‬

16:20.960 --> 16:24.547
‫«من کسی بودم که سعی کردم جلوی اون مقاله درباره‌ی شوهر سابقش رو بگیرم.»

16:26.716 --> 16:28.926
‫اگه اینو بگم، مردم باور می‌کنن؟‬

16:35.850 --> 16:38.686
‫تا یکی بمیره، این قضایا تموم نمی‌شه.‬

16:38.769 --> 16:39.979
‫کیونگ‌دو!‬

16:41.063 --> 16:45.151
‫یا باید با یه خبر بزرگ‌تر لاپوشونی‌ش کنی وگرنه تموم نمی‌شه.

16:48.237 --> 16:49.113
‫این خوشمزه‌ست.‬

16:59.498 --> 17:00.791
‫قیمت سهام سقوط کرده.‬

17:02.293 --> 17:05.296
‫یعنی من فقط شنیدم.‬
‫می‌خواید چیکار کنید خانم سو؟‬

17:05.796 --> 17:08.966
‫سهام بالا و پایین می‌شه.‬

17:09.717 --> 17:11.051
‫من اینو فقط یه هیاهوی موقتی می‌بینم.‬

17:11.469 --> 17:12.303
‫هیاهو؟‬

17:12.970 --> 17:16.515
‫فقط بحث سقوط سهام نیست. وضعیت فروش رو دیدید؟

17:16.599 --> 17:20.770
‫مدیر سو جی‌وو، برنامه‌ای برای حل این مشکل دارید؟

17:23.147 --> 17:24.023
‫نه، ندارم.‬

17:28.235 --> 17:31.781
‫به گزارش‌هایی که حقیقت نداشتن، جواب دادم که حقیقت ندارن.

17:31.864 --> 17:33.240
‫اقدام دیگه‌ای نمی‌کنم.‬

17:33.324 --> 17:35.701
‫فکر نمی‌کنید این بی‌مسئولیتیه؟‬

17:40.706 --> 17:42.625
‫دردناکه که...

17:44.168 --> 17:46.045
‫.. می‌بینم قیمت سهام می‌ریزه و تحریم‌ها...

17:48.297 --> 17:49.757
‫.. به خاطر مسائل شخصی منه.

17:49.840 --> 17:52.176
‫مدیر سو جی‌وو، شما باید استعفا بدید.‬

17:52.885 --> 17:55.513
‫این کار هم آتیش رو خاموش نمی‌کنه،

17:55.596 --> 17:58.307
‫ولی باید جلوی پخش شدنِ آتیش رو بگیریم.

17:59.558 --> 18:00.976
‫من با این موافقت نمی‌کنم.‬

18:02.019 --> 18:04.814
‫اون نقش مهمی توی شروع کارمون به عنوان یه برند لوکس داشت.

18:05.439 --> 18:08.734
‫و هفته‌ی دیگه برای امضای قرارداد‬
‫می‌ره پاریس.‬

18:08.818 --> 18:12.279
‫چطور می‌تونیم بذاریم مسئول اصلی استعفا بده؟

18:12.363 --> 18:15.157
‫خلق کردن یه برند لوکس چه فایده‌ای داره؟

18:16.158 --> 18:17.451
‫اصلاً فروش می‌ره؟‬

18:20.996 --> 18:23.833
‫به عنوان یکی از اعضای خونواده‌ی مالک،‬

18:24.750 --> 18:26.001
‫عذرخواهی می‌کنم.‬

18:31.131 --> 18:34.009
‫همه‌اش تقصیر ماست.‬

18:39.515 --> 18:41.100
‫جسارتاً باید بگم...

18:41.183 --> 18:44.812
‫.. باید یه متخصص مدیریت جدید رو به عنوان مدیرعامل انتخاب کنیم، و من،

18:46.188 --> 18:47.022
‫مدیرعامل سو،‬

18:47.982 --> 18:48.816
‫و مدیر سو...‬

18:52.903 --> 18:54.697
‫.. همگی از مدیریت استعفا بدیم.

19:12.214 --> 19:16.844
‫داری خودخوری می‌کنی، یا با سکوتت باهاش موافقت می‌کنی؟

19:17.344 --> 19:18.387
‫خانم سو،‬

19:19.513 --> 19:21.181
‫من کاملاً واضح گفتم.‬

19:22.057 --> 19:23.475
‫گفتم یه بار نادیده می‌گیرم،‬

19:23.559 --> 19:27.104
‫ولی اگه دوباره خبر منفی‌ای درباره‌ی مدیر سو پخش بشه،

19:27.646 --> 19:28.647
‫دیگه کاری از دستم برنمیاد.‬

19:29.523 --> 19:31.400
‫- مدیر اجرایی چوی...‬
‫- در ضمن،‬

19:32.234 --> 19:34.904
‫که امنیت شما هم تضمین نمی‌شه.‬

19:36.447 --> 19:38.032
‫منظورم رو واضح رسوندم.‬

19:39.408 --> 19:40.242
‫خداحافظ.‬

19:51.670 --> 19:53.547
‫اومدم مدیر کانگ مین‌وو رو ببینم.‬

19:54.173 --> 19:55.382
‫یه لحظه صبر کنید، لطفاً.‬

19:59.637 --> 20:00.846
‫غیرمنتظره بود.‬

20:05.684 --> 20:06.727
‫اینطوریه؟‬

20:15.277 --> 20:19.198
‫امروز روز خوبی برای اینجا اومدن نیست.‬
‫جلسه‌ی هیئت مدیره تازه تموم شده.‬

20:21.075 --> 20:22.618
‫خونواده‌ی مالک باید کناره‌گیری کنن.‬

20:23.369 --> 20:25.454
‫همون‌هایی که این بلا رو سر شرکت آوردن.‬

20:26.705 --> 20:28.499
‫ما هم خجالت‌زده‌ایم.‬

20:31.919 --> 20:34.088
‫خیلی حرفا برای گفتن داری، نه؟‬

20:35.589 --> 20:39.009
‫ترسیدی؟ زبونت دراز شده.‬

20:40.511 --> 20:42.221
‫یه چیز رو اشتباه فهمیدی.‬

20:42.638 --> 20:45.182
‫بحث «اون‌ها» نیست، بحث «اون یه نفره».‬

20:46.100 --> 20:48.018
‫فقط خودِ خودتی، کانگ مین‌وو.‬

20:51.271 --> 20:54.942
‫اصلاً وقت این کارا رو داری؟‬
‫چرا اومدی منو ببینی؟‬

20:55.025 --> 20:59.405
‫کانگ مین‌وو، تیرات تموم شده، نه؟

21:01.490 --> 21:03.492
‫من تازه شروع کردم،‬

21:04.827 --> 21:06.912
‫و تنها چیزی که برات مونده اینه که به فنا بری.‬

21:09.373 --> 21:10.666
‫فقط جهت اطلاعت گفتم.‬

21:12.334 --> 21:15.421
‫یو دان‌بی که استعفا داد...‬
‫حواست باشه خوب قایمش کنی.‬

21:19.174 --> 21:20.968
‫ترس ورت داشته؟‬

21:21.969 --> 21:23.595
‫نمی‌فهمم چی می‌گی.‬

21:27.391 --> 21:29.351
‫واقعاً که از یه خونواده‌ی تحصیل‌کرده‌ای،

21:30.436 --> 21:33.272
‫خیلی باکلاس حرف می‌زنی لعنتی.‬

22:23.697 --> 22:27.493
‫شوکه شدی؟ ترسیدی، جی‌وو؟‬

22:32.122 --> 22:35.626
‫تو چی؟ برات سخت نیست؟‬

22:36.418 --> 22:37.586
‫خب...‬

22:41.215 --> 22:42.883
‫.. حس می‌کنم سلبریتی شدم.

22:44.510 --> 22:48.514
‫چون همه دارن نگام می‌کنن، یه جورایی احساس غرور می‌کنم.

22:49.389 --> 22:51.016
‫چطور می‌تونی الان شوخی کنی؟‬

22:53.644 --> 22:56.897
‫زود تموم می‌شه.‬
‫فقط یکم دیگه طاقت بیار.‬

22:58.023 --> 23:00.275
‫من توی نوشتن مقاله‌های تکذیبیه ماهرّم.‬

23:06.240 --> 23:07.699
‫نگرانتم.‬

23:14.373 --> 23:15.374
‫ممنون.‬

23:40.691 --> 23:41.733
‫تعطیل کردین؟‬

23:47.990 --> 23:50.909
‫بهت گفتم رژیم نگیر. بازم رژیم گرفتی؟

23:52.452 --> 23:56.206
‫الان کلی گرفتاری دارم. به نظرت لاغر شدم؟

23:56.623 --> 23:58.876
‫تو... دیگه با من اینطوری بازی نکن.‬

23:59.543 --> 24:03.297
‫مامان، بابا، بیاین یه جلسه‌ی خانوادگی داشته باشیم.‬
‫بشینین.‬

24:05.924 --> 24:08.051
‫خیلی خب. بشینین.

24:10.762 --> 24:11.889
‫ارز دیجیتال خریدی؟‬

24:12.472 --> 24:14.850
‫اون اهل این کارا نیست.‬

24:14.933 --> 24:17.686
‫کوین؟ من سرم شلوغ‌تر از این حرفاست.‬

24:24.818 --> 24:25.819
‫بابا،‬

24:26.653 --> 24:31.033
‫اون چیزی که هر دومون می‌دونستی ولی هیچ‌وقت چکش نکردیم.

24:33.243 --> 24:34.578
‫دیگه وقتشه در موردش حرف بزنیم.‬

24:40.000 --> 24:41.043
‫مامان، قضیه اینه که...‬

24:45.714 --> 24:48.425
‫خشک‌شوییِ سومانگ‬

25:21.792 --> 25:23.210
‫اینجا دلت نمی‌گیره؟

25:25.629 --> 25:28.507
‫حس می‌کنم یکی داره نگاهم می‌کنه. کلافه‌ام کرده.

25:28.590 --> 25:32.552
‫باید بازیگر می‌شدی.‬
‫آخه کی میاد دنبال تو راه بیفته و عکس بگیره؟‬

25:43.272 --> 25:44.856
‫باورم نمی‌شه.‬

25:45.565 --> 25:47.776
‫آدم از این همه خفقان می‌میره.‬

25:48.735 --> 25:50.028
‫سه‌یونگ،‬

25:51.446 --> 25:53.573
‫می‌دونی چی بیشتر از همه خفه‌ام می‌کنه؟‬

25:55.742 --> 25:59.162
‫نگرانِ شرکت و خواهرم هم هستم، اما...‬

26:02.124 --> 26:03.417
‫.. کیونگ‌دو...

26:05.836 --> 26:08.797
‫اینکه ممکنه از کیونگ‌دو جدا بشی؟‬

26:13.552 --> 26:15.470
‫این بیشتر از همه منو می‌ترسونه.‬

26:27.816 --> 26:29.401
‫با وجود من، به‌زودی معروف می‌شی.‬

26:29.484 --> 26:30.986
‫برام مهم نیست.‬

26:32.863 --> 26:34.531
‫مقاله‌ام دوباره رد شد.‬

26:35.782 --> 26:38.952
‫- انگار تأثیری نداشته.‬
‫- اولین مقاله همیشه سخت‌ترینه.‬

26:39.745 --> 26:41.997
‫داری برام ناهار می‌خری که از دلم دربیاری؟‬

26:42.080 --> 26:44.041
‫- تو می‌خری.‬
‫- اونم برام فرقی نمی‌کنه.‬

26:47.044 --> 26:50.130
‫- در مورد یه چیز دیگه بنویس.‬
‫- در موردِ چی؟‬

26:51.715 --> 26:53.091
‫خب، فضا اینطوریه.‬

26:54.259 --> 26:56.136
‫غم‌انگیزترین «شایعه‌ی بی‌اساسِ»...

26:57.387 --> 26:58.221
‫.. دنیا.

27:01.058 --> 27:02.559
‫اگه بگی یه چیزی بی‌اساسه،‬

27:03.060 --> 27:06.730
‫فکر می‌کنی مردم راحت باور می‌کنن و می‌گن «واقعیت نداشت، بی‌اساس بود»؟

27:06.813 --> 27:09.107
‫بی‌اساس بودنش باید دلیلِ محکمی داشته باشه.

27:09.191 --> 27:12.903
‫من در موردِ عجیب‌ترین شایعه‌ی بی‌اساسِ دنیا نمی‌نویسم.

27:15.238 --> 27:17.324
‫حتماً به اندازه‌ی کافی مستأصل نیستی.‬

27:19.076 --> 27:21.161
‫- پولِ اینو من می‌دم. بنویسش.‬
‫- علاقه‌ای ندارم.‬

27:21.244 --> 27:25.499
‫مدیر دوباره از کوره درمی‌ره.‬
‫اگه یه خبرگزاریِ دیگه زودتر پخشش کنه، کارمون تمومه.‬

27:25.582 --> 27:26.792
‫ولی آخه چرا من؟‬

27:34.174 --> 27:35.175
‫این چیزیه که...

27:36.510 --> 27:37.803
‫.. یه «تی‌جی» باید بنویسه.

27:39.888 --> 27:42.015
‫بذار با داستانِ خشک‌شویی‌مون شروع کنم.‬

27:49.523 --> 27:50.649
‫دارم ضبطش می‌کنم.‬

28:01.034 --> 28:04.579
‫پدرم تصادفِ شدیدی کرد...

28:05.914 --> 28:09.292
‫.. و شرکتی که مقصر بود، غرامتِ خیلی زیادی بهش داد.

28:10.127 --> 28:12.170
‫اونم با اون پول این خشک‌شویی رو راه انداخت.‬

28:17.175 --> 28:19.636
‫خوبه که دخترت تو هوای خوب ازدواج کرد.‬

28:19.719 --> 28:20.554
‫۶ سال پیش‬

28:20.637 --> 28:22.431
‫- دامادش که عالی به نظر می‌رسید.‬
‫- آره، همینطوره.‬

28:23.390 --> 28:25.058
‫کیونگ‌دو، تو هم باید دیگه ازدواج کنی.‬

28:25.851 --> 28:26.935
‫آره، باید بکنم.‬

28:28.437 --> 28:31.523
‫انگار وضعِ خشک‌شویی خوبه.‬

28:32.065 --> 28:35.360
‫فقط در حدیه که اموراتمون بگذره.‬

28:36.153 --> 28:37.779
‫اولین بارته میای اینجا؟‬

28:38.572 --> 28:42.993
‫راست می‌گه. تو که همین نزدیکی‌ها می‌شینی.
‫باید بیشتر بیای.

28:43.076 --> 28:45.912
‫چون حسودیم می‌شد، نمی‌خواستم بیام.

28:48.707 --> 28:50.959
‫آخه حسودی به یه خشک‌شوییِ کوچیک واسه چیه دیگه؟‬

28:51.543 --> 28:56.173
‫هان‌سو با پولِ بادآورده کسب‌وکارِ خودشو راه انداخته،‬

28:56.256 --> 28:59.384
‫ولی من چه تو گرما چه تو سرما، دارم سرِ ساختمون کار می‌کنم.

29:00.385 --> 29:02.762
‫داشت یکم حسودیم می‌شد.‬

29:02.846 --> 29:06.683
‫ای بابا. چطور می‌تونی به اون بگی پولِ بادآورده؟

29:07.559 --> 29:11.104
‫می‌دونی که هان‌سو داشت می‌مرد، پاهاش هنوزم خوب نشده.

29:11.188 --> 29:12.355
‫هی.‬

29:12.981 --> 29:16.359
‫ولی راست می‌گه دیگه.‬
‫غرامت کجاش پولِ بادآورده‌ست؟‬

29:16.443 --> 29:17.777
‫نام‌سوک، فکر کن.‬

29:17.861 --> 29:22.657
‫کی واسه کار کردن توی جاده، این همه پول بهش می‌ده؟

29:22.741 --> 29:26.661
‫بقیه‌ی کسایی که با اون مصدوم شدن، فقط غرامتِ دولتی گرفتن.

29:26.745 --> 29:28.413
‫- فقط هان‌سو...‬
‫- هی.‬

29:28.955 --> 29:31.791
‫مدیر کیم. مستی‌ها.‬

29:33.710 --> 29:35.462
‫درسته. آره.‬

29:36.046 --> 29:39.341
‫اوه، لعنتی. خیلی زیاده‌روی کردم.‬

29:40.926 --> 29:43.887
‫حالا که کیونگ‌دو الکل رو ترک کرده، نباید مست می‌اومدم اینجا.

29:43.970 --> 29:45.388
‫ببخشید، کیونگ‌دو.‬

29:45.472 --> 29:46.973
‫نه. مشکلی نیست.‬

29:48.808 --> 29:50.644
‫خب، دیگه من باید برم.‬

29:50.727 --> 29:52.479
‫داری می‌ری؟‬

29:52.562 --> 29:56.566
‫نام‌سوک، ببین، دفعه‌ی بعد، با یه کادو میام.

29:56.650 --> 29:58.860
‫لازم نیست چیزی بگیری. به سلامت برسی خونه.

29:58.944 --> 29:59.945
‫آره، خداحافظ.‬

30:00.028 --> 30:01.363
‫- خداحافظ.‬
‫- آره.‬

30:01.446 --> 30:02.989
‫- خداحافظ.‬
‫- خداحافظ.‬

30:05.242 --> 30:07.035
‫عزیزم، اون مَرده چی می‌گفت؟‬

30:07.118 --> 30:10.080
‫کی می‌دونه؟ چرت‌وپرت‌های بعدِ مستی بود.‬

30:14.626 --> 30:15.544
‫مدیر کیم.‬

30:18.380 --> 30:19.965
‫چیزی جا گذاشتم؟‬

30:20.715 --> 30:22.133
‫نه، چیزی جا نذاشتین.‬

30:23.635 --> 30:24.970
‫درباره‌ی اون چیزی که داشتین می‌گفتین.‬

30:26.721 --> 30:30.183
‫داشتم چرت و پرت می‌گفتم.‬
‫حرف‌های زمان مستی بود، می‌دونی که؟‬

30:30.267 --> 30:31.393
‫فقط شوخی بود.‬

30:31.476 --> 30:32.936
‫نه، آخه...‬

30:33.019 --> 30:36.439
‫.. می‌دونستم یه جای کار می‌لنگه و مشکوکه.

30:36.982 --> 30:41.069
‫شنیدم که به آقای پارک و آقای سو خسارت زیادی ندادن.

30:43.363 --> 30:44.739
‫ولی چرا فقط بابای من...‬

30:46.408 --> 30:49.578
‫بی‌خیال. هر چی بوده تموم شده.‬

30:50.537 --> 30:53.081
‫خب، یه نفر اون پولو داده.‬

30:53.164 --> 30:55.584
‫یه نفر اون پولو برای پدرت داده.‬

30:56.167 --> 30:59.170
‫به منم یکم پول دادن تا دهنمو ببندم.

30:59.254 --> 31:00.088
‫کی؟‬

31:00.171 --> 31:02.299
‫نمی‌دونم.‬

31:02.966 --> 31:06.595
‫کارت ویزیت اون مردی که اون موقع اومده بود رو دیدم...

31:08.388 --> 31:09.264
‫.. جاریم؟

31:10.140 --> 31:13.977
‫اسم شرکتش... جاریمِ فلان بود...

31:15.270 --> 31:16.855
‫.. وای، چی بود...

31:20.191 --> 31:24.487
‫۵ سال پیش‬

31:30.452 --> 31:34.372
‫درگذشت سئو وون‌سوک
‫رئیس پوشاک جاریم

31:37.208 --> 31:40.295
‫مراسم ختم در سالن 2 بیمارستان دانشگاه یونگ‌سه برگزار می‌شود.

33:08.925 --> 33:10.885
‫از نزدیک به نظر میاد قدتون بالای یک و نود باشه.

33:10.969 --> 33:12.178
‫۳ سال پیش‬

33:12.262 --> 33:13.304
‫اون‌قدرها هم بلند نیستم.‬

33:13.388 --> 33:15.348
‫تناسب اندامتون عالیه.‬

33:16.599 --> 33:19.978
‫می‌شه اول چندتا عکس بگیریم و بعد بریم سراغ مصاحبه؟

33:20.061 --> 33:21.855
‫- آره، به نظر من که خوبه.‬
‫- باشه.‬

33:25.608 --> 33:30.071
‫خب، می‌تونین ژست بگیری؟ آره، همین خوبه.

33:34.451 --> 33:36.411
‫سالگرد فوت‬

33:46.838 --> 33:48.381
‫- خوش اومدید.‬
‫- سلام.‬

33:52.427 --> 33:54.095
‫همین یکی. اینو می‌برم.‬

33:54.763 --> 33:56.848
‫- همه‌اش رو با هم می‌خواید؟‬
‫- بله.‬

33:56.931 --> 33:57.891
‫یه لحظه صبر کنید، لطفاً.‬

34:04.481 --> 34:05.690
‫۲ سال پیش‬

34:05.774 --> 34:09.110
‫ایستگاه بعدی، کوه دوبونگ‌سان.‬

34:09.194 --> 34:11.196
‫سالگرد فوت‬

34:18.203 --> 34:19.287
‫سلام.‬

34:20.663 --> 34:22.373
‫همون لباسی که تنِ مانکنه رو می‌خوام.‬

34:22.457 --> 34:25.251
‫- باشه. یه لحظه صبر کنید، لطفاً.‬
‫- ممنون.‬

34:30.507 --> 34:31.508
‫- سلام.‬
‫- سلام.‬

34:31.591 --> 34:32.717
‫۱ سال پیش‬

34:32.801 --> 34:34.886
‫همون لباسی که تنِ مانکنه رو برمی‌دارید؟

34:35.512 --> 34:37.180
‫- بله.‬
‫- یه لحظه صبر کنید، لطفاً.‬

34:42.727 --> 34:45.355
‫رسوایی آقای «الف» با سئو جی‌وو بی‌اساس است (رسمی)

34:45.980 --> 34:47.816
‫اون چهار دست کت و شلوار‬

34:48.441 --> 34:51.110
‫راه من برای ادای احترام بود.‬

35:14.717 --> 35:15.677
‫این چیه؟‬

35:30.984 --> 35:31.943
‫ممنون.‬

35:47.667 --> 35:49.043
‫می‌خوای بیای پایین؟‬

35:50.628 --> 35:51.838
‫این یه خبر اختصاصیه.‬

35:53.464 --> 35:56.342
‫تیم سرگرمی دونگ‌وون کارشون رو خوب بلدن.

35:56.843 --> 35:58.845
‫معاون تیم داره خبر اختصاصی خودشو منتشر می‌کنه.

36:01.139 --> 36:05.560
‫هان‌کیونگ. همین الانشم برام سخته. انقدر غر نزن.

36:08.021 --> 36:09.314
‫دارم می‌گم ممنون.‬

36:17.655 --> 36:18.781
‫فقط...‬

36:20.241 --> 36:21.910
‫.. هیچ کاری نکن.

36:26.164 --> 36:29.959
‫اگه کاری نکنم، جی‌وو و مدیرعامل سئو اخراج می‌شن.

36:30.043 --> 36:31.711
‫اون دیگه به تو ربطی نداره.‬

36:32.337 --> 36:35.798
‫بیا با واقعیت روبرو بشیم. اونا پولدارن،‬
‫پس چرا شما دوتا نمی‌رید خارج زندگی کنید؟‬

36:36.591 --> 36:40.845
‫موندن اینجا چه فایده‌ای داره؟‬
‫حتی بعد ۱۸ سال هم نمی‌تونی بی‌خیال بشی!‬

36:40.929 --> 36:43.014
‫پس یعنی اون تا آخر عمرش یه آدم خیانتکار بمونه؟

36:47.060 --> 36:48.436
‫هان‌کیونگ، مگه نمی‌دونی؟‬

36:49.103 --> 36:50.813
‫مگه این حوزه رو نمی‌شناسی؟‬

36:51.522 --> 36:57.028
‫حتی اگه صد بار هم گزارش بدیم که حقیقت نداره، چیزی عوض نمی‌شه.

36:57.779 --> 37:00.156
‫مردم چیزی رو باور می‌کنن که دلشون می‌خواد.‬

37:00.990 --> 37:02.700
‫یعنی به همینجا ختم می‌شه؟‬

37:02.784 --> 37:06.120
‫کلی مقاله‌ی فیک برای گرفتن بازدید همه‌جا پر می‌شه.

37:06.204 --> 37:10.083
‫از اون ویدیو و اون مقاله استفاده می‌کنن‬
‫تا ویدیوها و مقاله‌های بیشتری بسازن.‬

37:11.209 --> 37:15.296
‫اون موقع دیگه حتی آدم‌های درگیر هم‬
‫گیج می‌شن که حقیقت چیه.‬

37:16.673 --> 37:19.425
‫«بهتره پنهان بشی. بهتره بمیری!»‬

37:24.055 --> 37:25.723
‫می‌دونی که غیرممکنه.‬

37:36.359 --> 37:37.777
‫اون می‌دونه؟‬

37:38.361 --> 37:39.737
‫این یعنی جدایی.‬

37:44.283 --> 37:46.160
‫عشقت باز هم محکوم به شکسته.‬

37:47.578 --> 37:48.746
‫لعنتی.‬

38:42.258 --> 38:43.926
‫می‌خوای پیشت بخوابم؟‬

38:46.429 --> 38:47.346
‫ذوق کردی؟‬

38:55.521 --> 38:57.231
‫پس نگهش داشته بودی.‬

38:57.315 --> 38:58.733
‫تمام این مدت پیشت بود.‬

38:58.816 --> 39:01.277
‫حتماً برای مدت طولانی نگهش دار.‬

39:08.826 --> 39:12.205
‫گودو هیچ‌وقت نمیاد، ولی تو میای، مگه نه؟‬

39:12.288 --> 39:15.625
‫من هیچ‌جا نمی‌رم.‬
‫همیشه کنارت می‌مونم.‬

39:15.708 --> 39:18.544
‫حتماً خیلی دلتنگ زنش بوده که همچین شعری نوشته.

39:25.468 --> 39:26.719
‫بغلم کن.‬

39:34.352 --> 39:38.272
‫اگه می‌گفتم منتظرت می‌مونم،  میومدی؟

39:38.356 --> 39:40.399
‫معلومه که میومدم.‬

39:40.483 --> 39:42.902
‫از اینکه کنارمی از خوشحالی دارم می‌میرم.‬

39:43.611 --> 39:46.447
‫حس می‌کنم بالاخره دارم زندگی می‌کنم.‬

39:48.324 --> 39:49.784
‫دوستت دارم، کیونگ‌دو.‬

39:49.867 --> 39:51.327
‫دیگه ترکم نکن.‬

39:53.037 --> 39:53.871
‫وگرنه می‌میرم.‬

40:22.817 --> 40:26.112
‫معاونِ مدیر حالش خوب نیست؟‬
‫دیروز که خوب به نظر می‌رسید.‬

40:31.868 --> 40:32.994
‫چه خبره؟‬

40:34.620 --> 40:35.454
‫خبرنگار نام.‬

40:36.664 --> 40:38.416
‫- بله.‬
‫- کی قراره منتشر بشه؟‬

40:38.499 --> 40:40.668
‫برای ۹ صبحِ فردا برنامه‌ریزی شده.‬

40:41.377 --> 40:42.211
‫باشه.‬

40:47.008 --> 40:49.302
‫چی؟ چی شده؟‬

41:12.533 --> 41:13.784
‫می‌خوای با من بخوابی؟‬

41:14.493 --> 41:17.288
‫بیا انجامش بدیم، کیونگ‌دو!‬

41:19.582 --> 41:21.667
‫- بیا انجامش بدیم.‬
‫- ای بابا...‬

41:59.664 --> 42:01.207
‫آقای کیم، قدیما...‬

42:01.999 --> 42:02.833
‫بله؟‬

42:04.627 --> 42:07.463
‫.. از رانندگی تو این جاده خوشحال می‌شدم.

42:08.965 --> 42:11.342
‫لابد چون می‌رفتم کیونگ‌دو رو ببینم، نه؟‬

42:14.011 --> 42:15.680
‫این جاده رو دوست دارم.‬

42:24.021 --> 42:25.147
‫خب، راستش...‬

42:26.565 --> 42:28.609
‫.. باید باهاش بیای.

42:29.151 --> 42:32.530
‫اگه جی‌وو موقع برگشت رانندگی کنه،‬
‫خیلی خطرناکه.‬

42:35.700 --> 42:36.534
‫کیونگ‌دو.‬

42:36.617 --> 42:38.369
‫من فقط نگرانِ اونم. خودم خوبم.‬

42:39.829 --> 42:42.248
‫دیگه نه لب به الکل می‌زنم، نه خودمو گم می‌کنم.‬

42:43.749 --> 42:44.667
‫این کار رو نمی‌کنم.

42:49.505 --> 42:52.258
‫فکر می‌کردم بالاخره شما دوتا قراره کنارِ هم خوشبخت بشید.

43:59.158 --> 44:00.326
‫پس...‬

44:04.205 --> 44:05.623
‫.. داری می‌ری، مگه نه؟

44:11.170 --> 44:12.296
‫فکر کنم...‬

44:14.256 --> 44:15.508
‫.. باید برم.

44:27.812 --> 44:29.647
‫اگه دوباره الکل رو شروع  کنم، می‌مونی.‬

44:31.357 --> 44:32.233
‫این کار رو نکن.‬

44:32.316 --> 44:34.568
‫اگه دوباره دردسر درست کنم، نمی‌ری.‬

44:34.652 --> 44:36.862
‫- می‌دونم این کار رو نمی‌کنی.‬
‫- اگه بکنم چی؟!‬

44:41.075 --> 44:42.326
‫اگه...‬

44:44.787 --> 44:49.083
‫.. اگه الکل بخورم، قرص بخورم، دردسر درست کنم و دوباره زندگیم از هم بپاشه...

44:55.256 --> 44:58.050
‫.. اونوقت چی؟
‫بازم می‌خوای ترکم کنی؟‬

45:00.886 --> 45:02.721
‫می‌دونم دیگه این کارا رو نمی‌کنی.‬

45:08.686 --> 45:09.854
‫نه.‬

45:11.230 --> 45:13.107
‫نمی‌ری. نمی‌تونی بری.‬

45:23.367 --> 45:24.785
‫حتی نمی‌تونم بهش فکر کنم.‬

45:28.247 --> 45:29.707
‫حتی نمی‌تونم تصور کنم...‬

45:33.127 --> 45:35.421
‫.. که از این به بعد چطوری باید ادامه بدم.

45:37.756 --> 45:42.178
‫صبح‌ها که بیدار می‌شدم، همه‌ی فکرم پیشِ تو بود.

45:45.681 --> 45:48.225
‫تا قبل از اینکه باهات آشنا بشم،‬

45:49.059 --> 45:50.686
‫اصلاً متوجهِ گل‌فروشیِ محله‌مون نشده بودم.‬

45:57.776 --> 45:59.403
‫حتی کرمِ ضدآفتاب خریدم.‬

46:02.323 --> 46:04.492
‫تا جلوی تو خوب به نظر بیام.‬

46:06.619 --> 46:07.870
‫تو آینه نگاه می‌کنم...

46:09.371 --> 46:10.915
‫.. و به پوستم می‌رسم.

46:17.254 --> 46:19.381
‫وقتی یه مَردی بوی خوب می‌ده،‬

46:21.342 --> 46:23.260
‫ازش می‌پرسم چه ادکلنی می‌زنه.‬

46:27.014 --> 46:29.016
‫تو کلِ عمرم هیچ‌وقت این کار رو نکرده بودم.‬

46:31.769 --> 46:33.729
‫چون تنها چیزی که برام مهمه تویی.‬

46:35.689 --> 46:39.693
‫خودمم از اینکه این‌قدر با خودم غریبه شدم، شوکه‌ام.

46:43.072 --> 46:44.073
‫اوه...‬

46:46.784 --> 46:48.285
‫.. عشق یعنی همین؟

46:51.789 --> 46:53.249
‫حتی وقتی بارون میاد خوشحالم...‬

46:55.376 --> 46:56.835
‫.. یا حتی وقتی باد می‌وزه.

47:00.839 --> 47:02.174
‫دقیقاً.‬

47:03.592 --> 47:05.052
‫پس نمی‌تونی بری.‬

47:07.471 --> 47:08.722
‫تو نمی‌ری.‬

47:17.731 --> 47:19.358
‫از اون شب‌هایی عصبانیم که...‬

47:21.860 --> 47:23.946
‫.. تو بغلم خوابت برد.

47:29.368 --> 47:31.662
‫اگه می‌دونستم، اصلاً نمی‌خوابیدم.

47:35.624 --> 47:37.585
‫باید فقط نگات می‌کردم...

47:38.836 --> 47:40.254
‫.. و محکم بغلت می‌کردم.

47:52.641 --> 47:55.144
‫از وقتی که اینجا شروع کردیم...‬

48:02.067 --> 48:03.694
‫.. دلم برای تک‌تکِ ثانیه‌هاش تنگ شده.

48:06.864 --> 48:08.490
‫همین الانم دلم برات تنگ شده، جی‌وو.‬

48:18.083 --> 48:19.752
‫این کار رو نکن، کیونگ‌دو.‬

48:22.212 --> 48:24.506
‫نرو، کیونگ‌دو.‬

48:30.262 --> 48:32.848
‫خودت که می‌دونی. خواهش می‌کنم.‬

48:36.727 --> 48:38.562
‫نمی‌تونم.‬

48:40.147 --> 48:41.732
‫نمی‌تونم.‬

48:45.819 --> 48:46.820
‫بیا...‬

48:49.239 --> 48:50.616
‫.. خوب زندگی کنیم.

48:54.995 --> 48:56.246
‫این بار،‬

48:59.333 --> 49:00.334
‫بیا...‬

49:02.252 --> 49:03.796
‫.. با خاطره‌ی خوش جدا بشیم...

49:05.964 --> 49:07.257
‫.. و خوشبخت بشیم.

49:12.137 --> 49:14.223
‫با کلی خاطره از عشقمون،‬

49:17.059 --> 49:18.060
‫به راهمون ادامه بدیم.‬

51:46.166 --> 51:49.002
‫رسواییِ آقای «الف» با «سئو جی‌وو بی‌اساس است» (رسمی)

51:56.260 --> 51:59.805
‫رئیسِ فقیدِ شرکتِ جاریم، «سئو وون‌سوک»، به پدرِ «الف» کمک کرده بود.

52:07.771 --> 52:11.024
‫«مدیر سئو جی‌وو از این موضوع بی‌اطلاع است»‬

52:12.693 --> 52:15.904
‫«الف» برای ادای احترام به رئیسِ فقید، «سئو وون‌سوک»، چهار دست کت‌وشلوار خرید.

52:24.913 --> 52:28.333
‫«کمک به مدیر سئو جی‌وو‬
‫وظیفه‌ی منه.»‬

52:28.417 --> 52:32.129
‫حمایت‌ها از پوشاکِ جاریم همچنان ادامه دارد.

52:34.131 --> 52:35.382
‫غرور نداری؟‬

52:35.465 --> 52:37.092
‫- تو هیچ‌وقت عوض نمی‌شی.‬
‫- منظورت چیه؟‬

52:37.175 --> 52:39.553
‫چطور می‌تونی برندِ منو بپوشی؟‬

52:41.138 --> 52:43.056
‫اینو گرفتم که پیشرفت کنی. مشکلیه؟

52:45.434 --> 52:47.853
‫شخص «الف» چهار دست کت‌وشلوار می‌خره...
‫برای ادای احترام به مرحوم رئیس سو وون-سوک‬

52:55.319 --> 52:58.614
‫مرحوم سو وون‌سوک‬

52:59.823 --> 53:01.575
‫این گل‌های صدتومنی شبیه مامانن.‬

53:02.868 --> 53:05.537
‫بابا، فقط تویی که اینطوری فکر می‌کنی.‬

53:06.830 --> 53:08.498
‫اصلاً شبیه مامان نیستن.‬

53:17.674 --> 53:20.552
‫درخواستم رو قبول کردی.‬

53:22.262 --> 53:25.974
‫هنوز دیر نشده. بیا بریم خونه.‬

53:26.058 --> 53:28.018
‫چمدون‌هام رو فرستادم.‬

53:29.519 --> 53:31.188
‫می‌تونیم پسشون بگیریم.‬

53:32.022 --> 53:32.940
‫دردسر داره.‬

53:33.565 --> 53:35.943
‫پس بعد از اینکه یکم استراحت کردی برمی‌گردی؟‬

53:36.818 --> 53:37.778
‫نه.‬

53:40.322 --> 53:41.657
‫نمی‌خوام برگردم.‬

53:42.199 --> 53:43.492
‫چرا؟‬

53:43.575 --> 53:46.828
‫مامانت، بابات و خواهرت، همه اینجان.‬

53:57.464 --> 53:59.216
‫بابا، دوسم داری؟‬

53:59.716 --> 54:01.259
‫این چه سوالیه؟‬

54:02.260 --> 54:04.930
‫کیه که دخترشو دوست نداشته باشه؟ وروجک.‬

54:29.538 --> 54:32.791
‫نرو. همین‌جا بمون، باشه؟‬

54:34.459 --> 54:35.794
‫می‌رم...‬

54:39.631 --> 54:40.966
‫.. فعلاً می‌رم...

54:45.345 --> 54:47.305
‫.. و اگه نتونستم طاقت بیارم، برمی‌گردم.

54:48.306 --> 54:50.058
‫چرا می‌خوای تا وقتی که دیگه نتونی طاقت بیاری صبر کنی؟‬

54:55.772 --> 54:56.773
‫بابا.‬

55:03.572 --> 55:04.573
‫من خیلی...

55:05.449 --> 55:07.034
‫.. بهت مدیونم.

55:08.285 --> 55:10.037
‫حالا که واسه خودت خانمی شدی، داری خداحافظی می‌کنی؟‬

55:13.749 --> 55:16.334
‫ولی یه خواهش دیگه هم دارم.‬

55:21.214 --> 55:24.176
‫من واقعاً...‬

55:31.475 --> 55:34.186
‫.. من واقعاً، واقعاً خیلی دوسش دارم بابا.

55:34.269 --> 55:37.314
‫ولی الان نمی‌تونم کنارش بمونم.‬

55:40.984 --> 55:42.819
‫نمی‌خوام برای اونم یه بارِ اضافی باشم.‬

55:52.913 --> 55:54.498
‫کیونگ‌دو داره...‬

55:56.708 --> 55:58.210
‫.. دوران خیلی سختی رو می‌گذرونه.

56:07.886 --> 56:08.762
‫پس...‬

56:10.931 --> 56:12.349
‫.. لطفاً بابا...

56:18.855 --> 56:22.651
‫.. می‌شه مراقب کیونگ‌دو باشی؟

56:30.575 --> 56:32.577
‫خیلی بی‌چشم‌وروئم، نه؟‬

56:33.203 --> 56:36.665
‫ای بابا، نمی‌دونم چرا داری می‌ری نیویورک...

56:38.208 --> 56:40.418
‫.. وقتی حتی نمی‌تونی زبون مادریتو درست‌وحسابی حرف بزنی.

56:41.086 --> 56:43.171
‫بین پدر و فرزند خجالت و بی‌چشم‌ورویی معنا نداره.‬

56:59.104 --> 57:00.647
‫ممنون بابا.‬

57:02.899 --> 57:04.192
‫دلم برات تنگ می‌شه.‬

57:12.284 --> 57:14.452
‫اگه این کارو کنی، تکلیف من چی می‌شه؟‬

57:16.496 --> 57:19.541
‫می‌دونستم پدرشوهرم آدم خوبیه، اما...‬

57:19.624 --> 57:21.585
‫.. تعریف‌ها و داستان‌های قشنگ درباره‌اش تمومی نداره.

57:22.169 --> 57:26.214
‫این چیزی نیست که بشه با خنده ازش گذشت.‬
‫مگه جو رو حس نمی‌کنی؟‬

57:26.298 --> 57:30.343
‫«خودم رو وقف جاریم می‌کنم»، «خیلی افتخار می‌کنم»،‬
‫«طرفدار خواهرهای سئو هستم.»‬

57:30.427 --> 57:31.469
‫خب که چی؟‬

57:31.553 --> 57:34.514
‫دیگه راهی برای فروش شرکت نیست.‬
‫دیگه نمی‌شه توجیهش کرد.‬

57:34.598 --> 57:38.560
‫اینا مال گذشته‌ست. من از کجا باید می‌دونستم؟‬

57:39.352 --> 57:40.187
‫پس بهم بگو.‬

57:40.896 --> 57:44.399
‫چطور تویی که تمام عمرت کنارش بودی، نمی‌دونستی؟‬

57:47.194 --> 57:48.153
‫پس،‬

57:49.321 --> 57:51.823
‫وقتی کل چیزی که داشتی همین بود، این بازی رو شروع کردی؟‬

57:51.907 --> 57:55.368
‫حالا که مدیرعامل سئو جلسه گذاشته، باید اول حرف‌های اون رو بشنویم.‬

58:01.541 --> 58:03.460
‫بذارید فقط یه چیزی بپرسم.‬

58:04.794 --> 58:07.130
‫بیشتر شماهایی که اینجایید، با  رئیس مرحوم کار کردید...

58:07.214 --> 58:10.383
‫.. از همون موقعی که «جاریم» فقط «نساجی جاریم» بود.

58:11.009 --> 58:12.510
‫هنوزم به این اتفاقات...

58:13.470 --> 58:16.681
‫.. به چشم ریسک‌های مربوط به مالک نگاه می‌کنید؟

58:19.226 --> 58:23.730
‫پس همه‌تون با انتصاب یه مدیرعامل جدید موافقید؟‬

58:25.607 --> 58:27.275
‫تمام چیزی که پدرم همیشه می‌خواست این بود که...

58:27.359 --> 58:32.155
‫.. همه با لباس‌های «جاریم» شاد باشن و به آرامش برسن. همین.

58:33.448 --> 58:36.243
‫با درس‌هایی که از اون تو گوشت و خونم دارم،‬

58:36.326 --> 58:39.955
‫شب و روز برای «جاریم» سخت کار کردم.‬

58:40.956 --> 58:42.207
‫معتقدم که کارهای خوب...

58:43.583 --> 58:45.627
‫باعث می‌شه یه کار خوب دیگه اتفاق بیفته.

58:49.923 --> 58:52.884
‫فکر می‌کنید این تنها داستان خوبیه که درباره‌ی رئیس مرحوم وجود داره؟‬

58:54.052 --> 58:58.265
‫قبلاً کسی سعی کرده بود مالک «مانزار» بشه.‬

58:59.641 --> 59:03.687
‫و حتی سعی کردن با طراح‌های «مانزار» یه برند جدید راه بندازن.‬

59:03.770 --> 59:06.189
‫چی؟ منظورت چیه؟‬

59:06.982 --> 59:08.400
‫کسی از بین خودمون بود؟‬

59:08.483 --> 59:09.609
‫بله، از بین خودتون.‬

59:11.403 --> 59:15.031
‫اینم شهادت‌نامه‌های طراح‌هایی که به خاطر همین موضوع استعفا دادن.‬

59:20.453 --> 59:23.164
‫پدرم طوری از کنارش گذشت که انگار هیچ‌وقت اتفاق نیفتاده.‬

59:23.248 --> 59:24.749
‫شهادت‌نامه و مدارک‬

59:24.833 --> 59:28.211
‫اون روز، با مدیر اجرایی، چوی جین‌سوک، ملاقات کردم...

59:28.295 --> 59:32.090
‫.. تا ازش بخوام کسی باشه که «جاریم» بتونه بهش تکیه کنه و براش سوجو ریختم.

59:32.632 --> 59:34.592
‫چون گذشته‌ها گذشته.‬

59:35.093 --> 59:37.637
‫اما تایید شده که اون با تک‌تک مدیرها ملاقات کرده...

59:37.721 --> 59:41.975
‫.. و با فرضیه‌های تاییدنشده، اون‌ها رو برای فروش «جاریم» تحریک کرده.

59:43.476 --> 59:44.728
‫نشونمون بده.‬

59:48.690 --> 59:50.567
‫این مرد، به جون‌سو،‬

59:51.151 --> 59:54.237
‫از خرید و فروش شرکت‌ها کمیسیون می‌گیره.‬

59:54.321 --> 59:55.488
‫برام سواله که...

59:56.781 --> 01:00:00.285
‫.. چرا مدیر کانگ و مدیر اجرایی چوی باهاش ملاقات کردن؟

01:00:04.789 --> 01:00:05.957
‫مدیر اجرایی چوی.‬

01:00:08.918 --> 01:00:12.213
‫یه سوءتفاهم کوچیک پیش اومده.‬

01:00:13.256 --> 01:00:14.090
‫من فقط داشتم...‬

01:00:14.174 --> 01:00:16.926
‫آه، فقط دنباله‌روی مدیر کانگ مین‌وو رو بودی؟‬

01:00:17.719 --> 01:00:18.970
‫مدیر کانگ مین‌وو،‬

01:00:19.971 --> 01:00:21.765
‫اون جلسه درموردِ چی بود؟‬

01:00:24.225 --> 01:00:27.395
‫اگه با هم در ارتباط باشیم، ممکنه به رابطه‌ی خوبی ختم بشه.

01:00:27.479 --> 01:00:29.147
‫فقط یه غذای معمولی بود، بدونِ هیچ هدفِ خاصی.‬

01:00:29.230 --> 01:00:31.191
‫آه، که اینطور.‬

01:00:36.196 --> 01:00:37.364
‫امروز،‬

01:00:39.074 --> 01:00:44.579
‫درموردِ رسوایی‌ای که «منزار» در گذشته داشت، ساکت نمی‌مونم...

01:00:44.662 --> 01:00:47.957
‫.. و درخواستِ اخراجِ مدیر اجرایی، چوی جین‌سوک رو می‌دم.

01:00:51.169 --> 01:00:52.003
‫بذارین بهتون یادآوری کنم...

01:00:52.587 --> 01:00:56.674
‫.. که من حقِ اخراجِ مدیران اجرایی رو دارم.

01:01:12.440 --> 01:01:13.608
‫لعنتی!‬

01:01:22.867 --> 01:01:26.079
‫رفتی پیشِ بابا؟‬

01:01:31.042 --> 01:01:35.171
‫بابا حتی توی بهشت هم ازم محافظت می‌کنه.‬

01:01:37.507 --> 01:01:40.385
‫فکر کنم یه آدمِ خوب، حتی بعد از مرگش هم کارهای خوب می‌کنه.‬

01:01:41.511 --> 01:01:42.554
‫آره.‬

01:01:45.181 --> 01:01:46.558
‫یه مردِ خوبِ دیگه هم هست.‬

01:01:48.768 --> 01:01:51.396
‫کیونگ‌دو «جاریم» رو نجات داد...

01:01:52.355 --> 01:01:53.898
‫.. و همینطور من رو.

01:02:01.573 --> 01:02:03.074
‫ببین چقدر باهوشه.‬

01:02:03.616 --> 01:02:07.412
‫فقط با چهار تا کت‌وشلوار، قضیه‌ی خیانت و نقشه‌ی طلاق رو،

01:02:09.122 --> 01:02:10.498
‫همه‌اش رو جمع‌وجور کرد.‬

01:02:10.582 --> 01:02:14.335
‫چون حقیقت نداشتن.‬
‫وظیفه‌ی یه خبرنگاره که حقیقت رو فاش کنه.‬

01:02:14.419 --> 01:02:16.713
‫یعنی بی‌اساس بودن همون حقیقته؟‬

01:02:17.255 --> 01:02:20.800
‫این یه گزارشِ دروغه.‬
‫فقط یه گزارشِ دروغِ تکون‌دهنده‌ست.‬

01:02:29.934 --> 01:02:30.768
‫سخته؟‬

01:02:36.900 --> 01:02:38.359
‫راستش، به زور دارم ادامه می‌دم.‬

01:02:40.904 --> 01:02:43.907
‫فکر می‌کنی بتونی بری پاریس؟‬
‫یا می‌خوای من برم؟‬

01:02:45.992 --> 01:02:49.954
‫من می‌رم. لوکاس گفت که‬
‫کنجکاوِ داستانِ عشقیِ منه.‬

01:02:50.747 --> 01:02:51.706
‫فکر کنم متوجه شده.‬

01:02:53.875 --> 01:02:57.337
‫شنیدم آدمِ رمانتیکیه.‬
‫از «جاریم» حتی بیشتر از قبل خوشش میاد.‬

01:03:01.174 --> 01:03:04.135
‫باید به کیونگ‌دو درموردِ وضعیتِ شرکت بگی.

01:03:05.512 --> 01:03:06.930
‫اون به یه راهِ تنفس نیاز داره.‬

01:03:09.516 --> 01:03:10.350
‫باشه.‬

01:03:24.280 --> 01:03:26.366
‫نام‌سوک، تو نمیای؟‬

01:03:35.083 --> 01:03:37.460
‫چون ناراحتم نمیرم.‬

01:03:38.795 --> 01:03:40.713
‫منم اخلاقِ خودمو دارم.‬

01:03:42.757 --> 01:03:45.552
‫من دو تا بچه دارم یا سه تا؟‬

01:03:46.844 --> 01:03:48.346
‫من فقط یه پسر دارم.‬

01:03:49.889 --> 01:03:52.850
‫فقط یکی دارم. بذارین خوشحال زندگی کنه.‬

01:03:53.768 --> 01:03:55.603
‫مگه انتظارِ زیادیه؟‬

01:04:00.316 --> 01:04:04.279
‫نمی‌تونی این کار رو بکنی.‬
‫تو باید بهتر از این‌ها بدونی.‬

01:04:19.168 --> 01:04:21.296
‫مامان، بابا.‬

01:04:21.379 --> 01:04:22.213
‫عزیزِ من.‬

01:04:22.297 --> 01:04:24.257
‫چرا ساکتین؟‬

01:04:24.841 --> 01:04:26.217
‫دارین دعوا می‌کنین؟‬

01:04:26.676 --> 01:04:28.386
‫نه. غافلگیر شدی؟‬

01:04:29.304 --> 01:04:31.055
‫- می‌خوای بری بخوابی؟‬
‫- آره.‬

01:04:31.598 --> 01:04:34.684
‫بیا بریم بخوابیم.‬
‫بیا پیشِ مامانی بخواب، عزیزم.‬

01:04:51.034 --> 01:04:51.868
‫شب‌بخیر.‬

01:04:54.120 --> 01:04:55.496
‫خوش‌شانسم.‬

01:04:57.373 --> 01:05:01.419
‫که با کسی که دوستش دارم ازدواج کردم‬
‫و ازش یه بچه دارم.‬

01:05:04.714 --> 01:05:05.882
‫خوش‌شانسم.‬

01:05:08.968 --> 01:05:09.802
‫من رفتم.‬

01:05:34.035 --> 01:05:34.994
‫بیا.‬

01:05:36.329 --> 01:05:37.538
‫خسته نباشی.‬

01:05:40.625 --> 01:05:41.834
‫همینطوری؟‬

01:05:43.670 --> 01:05:45.380
‫یه وعده غذا هم کافی بود.‬

01:05:45.838 --> 01:05:48.383
‫فقط دارم بهت نشون می‌دم که حالم خوبه.‬
‫هوسِ الکل نکردم.‬

01:05:49.092 --> 01:05:51.844
‫اول از همه، اولین مقاله‌ام پر از دروغه.

01:05:51.928 --> 01:05:53.304
‫هی.‬

01:05:53.388 --> 01:05:54.722
‫بی‌اساس نیست.‬

01:05:55.598 --> 01:05:58.685
‫از این‌جور مقاله‌ها وجود داره.‬
‫اغلب هم تو تیمِ سرگرمی.‬

01:05:59.310 --> 01:06:01.145
‫هی، رو اعصابش نرو.‬

01:06:01.229 --> 01:06:03.940
‫اگه روی زخمش نمک بپاشی، دیوونه می‌شه.

01:06:04.857 --> 01:06:08.361
‫- چطور تونستین ما رو نادیده بگیرین؟‬
‫- ناامید شدم.‬

01:06:08.444 --> 01:06:10.113
‫- این دیگه چه صیغه‌ایه؟‬
‫- ما هم بهتون ملحق می‌شیم.‬

01:06:10.196 --> 01:06:11.197
‫از کجا فهمیدین؟‬

01:06:11.280 --> 01:06:12.657
‫تعقیبت کردیم.‬

01:06:12.740 --> 01:06:17.078
‫چطوره که فقط شماها منو می‌پایین؟‬
‫هیچ پسرِ جذابی این‌ورا نیست؟‬

01:06:17.704 --> 01:06:18.830
‫هان‌کیونگ.‬

01:06:19.914 --> 01:06:20.748
‫من همین‌جام.‬

01:06:22.709 --> 01:06:23.835
‫دیوونه شدی؟‬

01:06:23.918 --> 01:06:25.670
‫چقدر رو اعصابه.‬

01:06:29.590 --> 01:06:31.509
‫معاون مدیر، امشب الکل می‌خورین؟

01:06:32.427 --> 01:06:35.847
‫معاون مدیر داره دردش رو با آبِ تصفیه‌شده تسکین می‌ده.

01:06:36.431 --> 01:06:37.765
‫اون سطحش با شما فرق می‌کنه.‬

01:06:37.849 --> 01:06:38.808
‫تو…‬

01:06:38.891 --> 01:06:41.060
‫- .. منو چی فرض کردی؟ یه آدمِ ولگرد؟‬
‫- آره.‬

01:06:42.562 --> 01:06:44.063
‫شما یه ولگردین.

01:06:44.147 --> 01:06:45.898
‫هستی دیگه. هر روز میای تیمِ ما.‬

01:06:45.982 --> 01:06:47.650
‫خب، همگی.‬

01:06:48.651 --> 01:06:49.819
‫بیاین بزنیم به سلامتی.‬

01:06:50.319 --> 01:06:52.488
‫تسلیت برای داستانِ عشقیِ شکست‌خورده‌ی لی کیونگ‌دو.

01:06:52.572 --> 01:06:53.531
‫به سلامتی.

01:06:59.078 --> 01:07:02.123
‫اه، واسه همینه که تیمِ سرگرمی رو اعصابه.

01:07:02.707 --> 01:07:03.750
‫بشین.‬

01:07:04.292 --> 01:07:05.293
‫چوب‌های غذاخوری رو بده به من.‬

01:07:05.376 --> 01:07:08.004
‫خبرنگار نام. بیا برگردیم سراغِ اون قضیه‌ی سطحِ متفاوت.

01:07:08.087 --> 01:07:09.630
‫بسه دیگه!‬

01:07:15.511 --> 01:07:17.680
‫حرفی داری؟‬
‫واسه چی هنوز اینجایی؟‬

01:07:19.682 --> 01:07:21.559
‫با کانگ مین‌وو چیکار کنیم؟‬

01:07:22.393 --> 01:07:23.811
‫قشقرق راه می‌ندازه.‬

01:07:24.270 --> 01:07:26.481
‫قشنگ از پسش برمیاد.‬

01:07:26.564 --> 01:07:29.901
‫لعنتی، هیچ مدرکی علیهش پیدا نمی‌کنم.‬
‫باید مچشو بگیرم.‬

01:07:29.984 --> 01:07:32.612
‫می‌خوای برم آن دا هه رو ببینم؟‬

01:07:34.197 --> 01:07:38.868
‫پیدا کردن یو دان‌بی سریع‌تره‬
‫یا اینکه از زیر زبون آن دا هه حرف بکشیم بیرون؟‬

01:08:28.668 --> 01:08:29.752
‫شب بخیر.‬

01:09:39.864 --> 01:09:41.240
‫تیم سرگرمی روزنامه‌ی دونگ‌وون.‬

01:09:41.324 --> 01:09:42.158
‫سلام.‬

01:09:42.909 --> 01:09:43.743
‫بله.‬

01:09:44.744 --> 01:09:46.037
‫باشه، یه لحظه گوشی دستتون.‬

01:09:46.954 --> 01:09:48.956
‫معاون، با شما کار دارن.‬

01:09:49.749 --> 01:09:50.583
‫باشه.‬

01:09:54.337 --> 01:09:55.421
‫لی کیونگ‌دو هستم.‬

01:09:55.880 --> 01:09:56.714
‫منم، آن دا هه.‬

01:09:59.508 --> 01:10:00.343
‫سلام.‬

01:10:00.426 --> 01:10:01.677
‫دیدروکسین.‬

01:10:02.970 --> 01:10:04.430
‫فکر کنم یه چیزایی می‌دونم.‬

01:10:10.978 --> 01:10:11.979
‫همین الان بیا اینجا.‬

01:10:20.021 --> 01:10:28.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

01:10:28.021 --> 01:10:36.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

01:10:43.219 --> 01:10:47.390
‫سالن ترحیم‬

01:11:53.414 --> 01:11:56.083
‫کاش می‌شد از پیرمردِ ماه التماس کرد...‬

01:11:56.167 --> 01:12:00.171
‫.. که توی زندگیِ بعدی،سرنوشت‌هامون با هم عوض بشه...

01:12:00.254 --> 01:12:02.923
‫لی کیونگ‌دو؟‬
‫مثل طول و عرض جغرافیایی؟‬

01:12:03.007 --> 01:12:04.759
‫- طول، عرض، کیونگ‌دو.‬
‫- کیونگ‌دو.‬

01:12:04.842 --> 01:12:05.801
‫کیونگ‌دو.‬

01:12:08.262 --> 01:12:09.180
‫جی‌وو.‬

01:12:09.805 --> 01:12:11.932
‫- بیشتر از هزار فرسنگ اون‌طرف‌تر...‬
‫- بیشتر از هزار فرسنگ اون‌طرف‌تر...‬

01:12:12.016 --> 01:12:13.017
‫.. من می‌میرم...

01:12:13.100 --> 01:12:14.101
‫.. من می‌میرم...

01:12:14.185 --> 01:12:15.269
‫.. و تو زنده می‌مونی.

01:12:15.352 --> 01:12:16.187
‫.. و تو زنده می‌مونی.

01:12:16.270 --> 01:12:17.188
‫چرا؟‬

01:12:17.730 --> 01:12:19.607
‫- می‌خوای با یه زنِ دیگه ازدواج کنی؟‬
‫- چی؟‬

01:12:20.941 --> 01:12:22.777
‫اون‌وقت عمقِ...

01:12:24.779 --> 01:12:26.197
‫.. غم و غصه‌ام رو می‌فهمی.
