WEBVTT

00:00.834 --> 00:06.584
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]
Telegram: @Film2Media_Plus</b>

00:06.609 --> 00:11.299
<b>«دانلود فیلم و سریال بدون سانسور از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]
Telegram: @Film2Media_Plus</b>

00:12.181 --> 00:16.561
‫پخش زنده از سالن پینت‌بال بزرگسالان و فضای مراسمات لاس‌وگاس،‬

00:16.641 --> 00:20.221
‫پنجاهمین دوره‌ی سالانه‌ی جوایز وکلای «چکش طلایی» تقدیم می‌کند،‬

00:20.311 --> 00:22.721
‫با حمایت سوپرمارکت‌های چینگلز.‬

00:22.811 --> 00:25.351
‫چینگلز، اسم خواربارفروشی‌های اینجاست.‬

00:25.431 --> 00:27.891
‫ستاره‌ها واقعاً جمع‌شون جمعه.‬

00:27.971 --> 00:32.101
‫اوه! از شهر شلوغ کارسون‌سیتی، باحال‌ترین وکلای نوادا اینجان،‬

00:32.181 --> 00:33.311
‫پرینگوس و بنچ.‬

00:33.391 --> 00:35.311
‫باعث افتخاره که آدم فقط مست باشه.‬

00:35.391 --> 00:36.891
‫ها ها! درستون رو بخونید.‬

00:36.971 --> 00:40.351
‫و اینم از نوظهورها، لینکلن گامب و شیلا فلامبه.‬

00:40.431 --> 00:44.471
‫اونا امسال حسابی درخشیدن، با اینکه اسم‌هاشون احمقانه است و شبیه اسم غذاست.‬

00:44.561 --> 00:46.471
‫شیلا، لباس از کی پوشیدی؟‬

00:46.561 --> 00:49.021
‫اوه، مارگو، من دهن‌لق نیستم.‬

00:49.101 --> 00:52.061
‫اوه! منظورت لباسم بود. کارِ «چاله لباس چینگلز»ـه.‬

00:52.141 --> 00:53.471
‫اوه، البته که همینه!‬

00:53.561 --> 00:56.851
‫خب لینکلن، این اولین مراسم چکش طلایی بعد از مرگ مادرت، مارسیا گامب، هست،‬

00:56.931 --> 00:59.221
‫که به طرز فجیعی از بین رفت.‬

00:59.311 --> 01:00.311
‫چه حسی داری؟‬

01:00.391 --> 01:02.311
‫مثل یه مورچه توی پیک‌نیک.‬

01:02.391 --> 01:03.851
‫یام، یام، یام، یام، یام!‬

01:03.931 --> 01:06.771
‫حالا که حرف از مادرت شد، هیجان‌زده‌ای که امشب،‬

01:06.851 --> 01:10.181
‫استیو نیکولز بالاخره قراره اون بزرگداشتی که حقش بود رو براش بگیره،‬

01:10.271 --> 01:11.771
‫اونم بعد از اون مراسم ختم فاجعه‌بار؟‬

01:11.851 --> 01:13.771
‫- اوه، من بهش نمی‌گفتم...‬
‫- یه کلیپ داریم.‬

01:13.851 --> 01:15.221
‫اهم.‬

01:15.311 --> 01:19.771
‫مادرم... اون... توی... خاص بود...‬

01:20.561 --> 01:22.521
‫«گند زدی پسرم!»‬

01:22.601 --> 01:25.931
‫«داری جلوی شیطان منو تحقیر می‌کنی؟»‬

01:26.021 --> 01:29.431
‫«نه، ما هیچ‌وقت ازدواج نمی‌کنیم!»‬

01:29.521 --> 01:30.431
‫ای بابا.‬

01:30.521 --> 01:33.681
‫از اون موقع خیلی پیشرفت کردم، مارسیا. یعنی، مارگو.‬

01:33.771 --> 01:35.431
‫به هر حال، اون دیگه قدیمی شده.‬

01:35.521 --> 01:38.101
‫ما کاندیدای بهترین شرکت سال و بهترین تبلیغ تلویزیونی هستیم، عزیزم.‬

01:38.181 --> 01:39.351
‫امشب شبِ ماست.‬

01:39.431 --> 01:44.891
‫شیلا فلامبه ملقب به «فیلمِ هایلایتِ انسانی»، و، اگه اشتباه نکنم، کلینتون جلی‌بین؟‬

01:44.971 --> 01:48.101
‫آره، حق با شیلاست. در ضمن، قول می‌دم که اون اسمم رو بلده.‬

01:48.181 --> 01:49.681
‫هی، اینو ببین!‬

01:49.771 --> 01:51.561
‫- ♪ آن، آن، آن-آن-آن ♪‬
‫- اون کیه؟‬

01:51.641 --> 01:52.891
‫وو! واو!‬

01:52.971 --> 01:55.721
‫شیلا! شیلا! شیلا!‬

01:55.811 --> 01:59.431
‫شیلانومیکس! جیرو در رؤیای شیلا!‬

01:59.521 --> 02:01.101
‫یو کی‌یرو شیلا بل!‬

02:01.181 --> 02:02.521
‫واسه اونایی که تازه به ما پیوستن،‬

02:02.601 --> 02:05.221
‫«فیلم هایلایت انسانی» داره حسابی جلب توجه می‌کنه‬

02:05.311 --> 02:07.471
‫اونم با استفاده‌ی دوباره از تکیه‌کلام‌های قدیمی‬

02:07.561 --> 02:10.311
‫و انجام رقصی که فقط می‌شه اسمش رو گذاشت «رقص شیلا».‬

02:10.391 --> 02:12.181
‫گوشت! چیزیه که واسه شیلاست!‬

02:12.271 --> 02:15.391
‫بله، بله، همه عاشقِ نیمه‌ی بهترِ شرکتِ گامب و فلامبه هستن.‬

02:15.471 --> 02:18.141
‫ولی یادتون نره، امشب متعلق به شریکِ مرحوممه،‬

02:18.221 --> 02:20.641
‫مارسیا گامب، و در نتیجه، من.‬

02:20.721 --> 02:23.351
‫توی هتل شیلا گیت دزدی شده!‬

02:23.431 --> 02:27.061
‫فقط منتظر بزرگداشتِ چندرسانه‌ایِ فوق‌محترمانه، پنج‌ستاره و سه‌حلقه‌ایِ من باشید‬

02:27.141 --> 02:28.311
‫برای مارسیای خدابیامرز.‬

02:28.391 --> 02:30.931
‫- این...‬
‫- اینم از... شیلا!‬

02:32.021 --> 02:34.771
‫شیلا، حالت خوبه؟ نکنه...‬

02:34.851 --> 02:38.141
‫کسم رو داغون کردم؟ معلومه که نه! چه سؤال احمقانه‌ای!‬

02:38.221 --> 02:39.681
‫- قراره...‬
‫- آخ!‬

02:39.771 --> 02:43.271
‫این صدای آرامشمه چون کسم خیلی... نرماله!‬

02:43.351 --> 02:45.521
‫...قراره خیلی غم‌انگیز باشه، رفقا.‬

02:45.601 --> 02:47.891
‫خب، بفرمایید، اینم از این.‬

02:47.971 --> 02:51.021
‫یه مراسم چکش طلاییِ جادوییِ دیگه توی وگاس.‬

03:33.811 --> 03:37.351
‫پسر، فکر می‌کردم امشب قراره از زیر سایه‌ی مادرم بیام بیرون.‬

03:37.431 --> 03:40.681
‫ولی انگار هنوز زیرشم و اون بالای سرم ایستاده،‬

03:40.771 --> 03:43.931
‫و تنها کاری که می‌تونم بکنم اینه که زل بزنم بین پاهای غول‌پیکرش.‬

03:44.021 --> 03:47.101
‫لینکلن، فکر کنم وقتشه به اون تاتوی یادگاری که برات زدم نگاه کنی،‬

03:47.181 --> 03:48.351
‫همونی که وقتی دوباره خواب بودی برات زدم.‬

03:50.931 --> 03:52.811
‫و امشب متعلق به ماست.‬

03:52.891 --> 03:56.141
‫پس فقط ریلکس باش، مست کن، خوش بگذرون و...‬

03:56.221 --> 03:58.181
‫...نگران نباش.‬

03:58.271 --> 04:00.351
‫حق با توئه. حالا اعتراف کن که کست رو داغون کردی.‬

04:00.431 --> 04:01.271
‫نه!‬

04:01.351 --> 04:03.601
‫هیچ اتفاق بدی تا حالا واسم نیفتاده.‬

04:03.681 --> 04:04.891
‫کسِ آسیب‌دیده، هان؟‬

04:04.971 --> 04:07.391
‫به این می‌گن یه...‬

04:07.471 --> 04:09.061
‫من... اه، چیزی به ذهنم نمی‌رسه.‬

04:09.141 --> 04:10.641
‫گلم، عالی شدی.‬

04:10.721 --> 04:12.641
‫انگار دیشب یکی تو خونه خوابیده!‬

04:13.141 --> 04:16.471
‫خب، من می‌رم با بقیه گرم بگیرم. شاید یه مشتریِ کله‌گنده‌ی جدید پیدا کردم.‬

04:16.561 --> 04:19.271
‫گلم، تو همه رو می‌شناسی. چی باید بدونم؟‬

04:19.351 --> 04:21.521
‫اوه... خب، اون استیو نیکولزه‌.‬

04:21.601 --> 04:24.221
‫فکر کنم یه جورایی وکیله.‬

04:24.311 --> 04:26.181
‫آره، می‌شناسمش گلم. دیگه کی؟‬

04:26.271 --> 04:28.181
‫بسیار خب، بذار ببینیم. اون بیلی گریمپل‌ـه.‬

04:28.271 --> 04:30.641
‫صاحب «لا بوش»ـه، همون کازینویی که تمِ دهن داره.‬

04:30.721 --> 04:34.771
‫اونم «شوبیز اینترتینمنت چیز»ـه. یه صندوق پوشش ریسک رو اداره می‌کنه.‬

04:34.851 --> 04:39.141
‫و، اوه، اونم آنیتا چینگلزه‌. بزرگترین مشتریِ مادرت بود.‬

04:39.221 --> 04:40.561
‫و اون یارو کیه؟‬

04:40.641 --> 04:43.181
‫- فکر کنم اسمش استیو نیکولزه‌.‬
‫- نه.‬

04:43.271 --> 04:44.971
‫اون یارو!‬

04:45.061 --> 04:47.681
‫باید برم. من، اه... کسم رو داغون کردم!‬

04:47.771 --> 04:48.851
‫چی؟ گلم!‬

04:48.931 --> 04:51.561
‫اگه واقعیت داشت،‬
‫نمی‌تونست اون‌طوری راه بره.‬

04:51.641 --> 04:52.601
‫فکر کنم.‬

04:52.681 --> 04:55.471
‫خب، شاید آیرین‬
‫و دوست‌پسر جدیدش نرمال باشن.‬

04:55.561 --> 04:59.221
‫آیرین دوست‌پسر داره؟‬
‫چیه، مثلاً موتور‌سواره یا گنگستر؟‬

04:59.311 --> 05:00.771
‫شورشیِ با علت یا بی‌علت؟‬

05:00.851 --> 05:04.971
‫- هی، شیلا! این گوردو چیپولینیه.‬
‫- هی.‬

05:05.061 --> 05:07.431
‫و البته، پاتریکِ معروف.‬

05:07.521 --> 05:09.771
‫از دیدنتون مفتخرم.‬

05:09.851 --> 05:12.891
‫موشو گامب، مادام فلامبه.‬

05:12.971 --> 05:14.971
‫وای خدای من.‬

05:15.061 --> 05:16.221
‫سلام گوردو. سلام پاتریک.‬

05:16.311 --> 05:19.181
‫کی می‌خواد چرخیدنمو ببینه؟‬

05:19.271 --> 05:21.931
‫- برنامه داره شروع می‌شه.‬
‫- همه ساکت باشین.‬

05:25.391 --> 05:28.391
‫♪ یه شب دیر‌وقت داشتم قانون‌بازی می‌کردم ♪‬

05:28.471 --> 05:31.771
‫♪ که چشمم به یه صحنه‌ی حقوقی افتاد ♪‬

05:31.851 --> 05:35.181
‫♪ چون چکشِ قاضی‬
‫شروع کرد به بالا رفتن ♪‬

05:35.271 --> 05:38.061
‫♪ و یهو، همه‌مون شهادت دادیم ♪‬

05:38.141 --> 05:39.811
‫♪ ما مَش رو انجام دادیم ♪‬

05:39.891 --> 05:41.311
‫♪ ما مَشِ وکیلی رو قانون‌بازی کردیم ♪‬

05:41.391 --> 05:42.641
‫♪ ما مَش رو انجام دادیم ♪‬

05:42.721 --> 05:45.391
‫- چه زیباییِ غیرقابل‌درکی.‬
‫- ♪ اون یه وکیل بود ♪‬

05:45.471 --> 05:48.971
‫- ♪ ما قانون‌بازی کردیم ♪‬
‫- ♪ قانون‌بازی کردیم ♪‬

05:49.061 --> 05:52.391
‫♪ قاضیِ شما ♪‬

05:54.471 --> 05:56.561
‫سلام، من شهردار جورج والاس هستم.‬

05:56.641 --> 05:59.641
‫همگی خوش اومدین‬
‫به پنجاهمین مراسم سالانه‌ی چکش‌های طلایی.‬

05:59.721 --> 06:03.561
‫با حمایتِ چینگلز‬
‫و تکرارِ سریالِ حقوقیِ «بول».‬

06:03.641 --> 06:06.931
‫اگه هنوز امتحان نکردین، راحت باشین و‬
‫گاوِ مکانیکیِ سریالِ «بول» رو سوار شین.‬

06:07.021 --> 06:09.221
‫ای‌ول!‬

06:09.311 --> 06:13.271
‫اینم البته برادرخونده‌ی منه،‬
‫لانچ‌میتِ عزیزمون.‬

06:13.351 --> 06:15.431
‫من پر از لوبیام!‬

06:16.521 --> 06:19.351
‫واو، تکیه‌کلامش! همین اولِ کاری!‬

06:19.431 --> 06:23.811
‫امشب چه جمعیتی داریم،‬
‫ولی بقیه بهتره برن خونه،‬

06:23.891 --> 06:28.061
‫چون دقیقاً سرِ جای همیشگیش،‬
‫برنده‌ی پنج دوره رو می‌بینم،‬

06:28.141 --> 06:31.021
‫وکیل مریل استریپ‬
‫از موسسه‌ی حقوقیِ استریپ.‬

06:31.101 --> 06:34.391
‫مریل، بذار یه بارم یکی دیگه برنده بشه!‬

06:35.521 --> 06:37.971
‫واقعاً همه‌ی بزرگان امشب اینجان.‬

06:38.061 --> 06:40.641
‫همین‌طور، شیلا فلامبه!‬

06:41.851 --> 06:45.021
‫داره می‌گه‬
‫شیلا جزوِ بزرگان نیست.‬

06:45.521 --> 06:47.771
‫شیلا حتی نمی‌دونست کاندید شده.‬

06:47.851 --> 06:51.601
‫فقط شنیده بود دارن به «کلف‌ترین هیئت‌منصفه»‬
‫جایزه می‌دن.‬

06:53.351 --> 06:55.141
‫به خاطرِ آلتِ کلفت‌نشده‌ی من!‬

06:55.221 --> 06:56.891
‫زیادی گفتی!‬

06:56.971 --> 06:59.431
‫اون یکی تکیه‌کلامش!‬

06:59.931 --> 07:02.431
‫اون لینکلن گامبه که با شیلا می‌بینم؟‬

07:03.891 --> 07:05.021
‫جدی می‌گم لینکلن.‬

07:05.101 --> 07:08.931
‫مرگِ مادرت اتفاقِ خیلی بزرگی بود.‬

07:09.021 --> 07:10.221
‫بیاین یه لحظه سکوت کنیم‬

07:10.311 --> 07:12.641
‫به خاطرِ مهم‌ترین آدمِ این اتاق‬
‫در حالِ حاضر،‬

07:12.721 --> 07:14.471
‫روحِ مارسیا گامب.‬

07:21.681 --> 07:24.931
‫ولی من هنوز پر از لوبیام!‬

07:26.271 --> 07:29.181
‫امشب یه برنامه‌ی واقعاً عالی‬
‫براتون داریم.‬

07:29.271 --> 07:32.891
‫پنجاهمین مراسم سالانه‌ی جی‌جی به‌زودی برمی‌گرده.‬

07:32.971 --> 07:35.271
‫برنامه تا پنج دقیقه‌ی دیگه‬
‫ادامه پیدا می‌کنه.‬

07:37.061 --> 07:38.181
‫امشب شبِ ماست!‬

07:38.271 --> 07:40.101
‫و دارم می‌آم سراغت، استیو.‬

07:41.641 --> 07:44.471
‫یا خدا، بعد از این‌همه مدت؟‬

07:49.221 --> 07:51.931
‫به‌به، سلام!‬

07:52.021 --> 07:55.561
‫اسمِ من، اوم... رابرت ای...‬

07:55.641 --> 07:58.471
‫- نگو لی.‬
‫- بهشون نگو اسمت رابرت ای. لی هست.‬

07:58.561 --> 08:02.351
‫رابرت ای. زامبی. صنعتگر.‬

08:02.431 --> 08:06.021
‫سرِ این میزِ قشنگ‬
‫داریم در موردِ چی گپ می‌زنیم؟‬

08:06.101 --> 08:08.471
‫خب، داشتیم در موردِ‬
‫گامب و فلامبه حرف می‌زدیم.‬

08:08.561 --> 08:12.061
‫اوه! لینکلن گامب، اون وکیلِ خیلی خوبیه.‬

08:12.141 --> 08:16.271
‫اون منو از کلی‬
‫دردسرِ حسابی نجات داده.‬

08:16.351 --> 08:18.521
‫می‌دونین، من از برده‌ها برای کار استفاده می‌کنم.‬

08:18.601 --> 08:21.061
‫البته برده‌داریِ سفیدپوستا. چیزِ بدی نیست.‬

08:21.141 --> 08:25.061
‫و لینکلن گامب منو‬
‫از آتیش دور نگه داشته،‬

08:25.141 --> 08:27.521
‫با سود بردن از برده‌های سفیدپوستم‬

08:27.601 --> 08:30.271
‫برای سال‌های سال.‬

08:30.351 --> 08:34.181
‫داری عالی خودتو مخفی می‌کنی‬
‫و برای لینکلن مشتری جور می‌کنی.‬

08:34.271 --> 08:36.391
‫عاشقتم، گلم! ‬

08:36.471 --> 08:38.851
‫منم عاشقتم!‬

08:38.931 --> 08:42.351
‫آه، اوه، یعنی، اوم، من عاشقِ یو‌تو هستم. اون گروهِ موسیقی.‬

08:42.431 --> 08:44.471
‫آره، این‌طوری قضیه جمع می‌شه.‬

08:44.561 --> 08:48.181
‫به هر حال، در موردِ برده‌های کودکِ سفیدپوستم.‬

08:48.271 --> 08:53.101
‫عصر بخیر. شما آدمای محترم‬
‫مردی به اسمِ گلم بلورچمن رو ندیدین؟‬

08:53.181 --> 08:54.521
‫قدش حدوداً ۱۸۰ سانتی‌متری می‌شه.‬

08:54.601 --> 08:56.971
‫شبیه یکی از اون موجوداتیه که‬
‫انجیل در موردشون هشدار داده.‬

08:57.061 --> 09:00.721
‫نه قربان. اگه می‌دیدم می‌فهمیدم.‬
‫من خیلی قدم بلنده.‬

09:04.431 --> 09:05.721
‫خواهش می‌کنم، گلم.‬

09:05.811 --> 09:08.061
‫گلم؟ چطور جرئت می‌کنی؟‬

09:08.141 --> 09:11.221
‫به دوئل دعوتت می‌کنم.‬

09:11.311 --> 09:13.061
‫نه! بس کنین!‬

09:13.141 --> 09:14.431
‫نمی‌تونم.‬

09:14.521 --> 09:18.431
‫و مارسیا فقط بهم نگاه کرد‬
‫و گفت: «ممنونم».‬

09:18.521 --> 09:19.391
‫آخی!‬

09:19.471 --> 09:23.931
‫می‌دونی استیون، اون روز داشتم سعی می‌کردم‬
‫یه آدامس‌بادکنکی بخرم،‬

09:24.021 --> 09:28.021
‫و به ذهنم رسید که با یه سکه‌ی ۵ سنتی‬
‫نمی‌شه آدامس خرید‬

09:28.101 --> 09:32.471
‫چون ارزشِ «گامب» بیشتر از»نیکولز» هست.‬

09:32.561 --> 09:34.431
‫خب، تصویرِ لینکلن روی سکه‌ی یک سنتیه،‬

09:34.521 --> 09:37.101
‫که تا جایی که یادمه‬
‫در مقابلِ سکه‌ی پنج سنتی بی‌ارزشه.‬

09:37.181 --> 09:38.971
‫تازه «نیکولز» هم جمع بسته شده.‬

09:41.601 --> 09:45.061
‫آه، بله. خب، جفرسون روی سکه‌ی پنج سنتیه،‬

09:45.141 --> 09:47.521
‫و اون بود که سینیِ گردون رو اختراع کرد،‬

09:47.601 --> 09:51.601
‫و توی دادگاه، تو توی شکایت کردن تنبلی...‬

09:51.681 --> 09:54.021
‫بقیه... کجا دارن می‌رن؟‬

09:54.101 --> 09:56.021
‫فکر کردی این یه مراسمِ اهدای جایزه‌ی عادیه؟‬

09:56.101 --> 09:58.101
‫اینجا میدونِ جنگه که توش مبارزه می‌کنیم‬

09:58.181 --> 10:00.521
‫تا ببینیم کی به عنوانِ جانشینِ ماریسا‬
‫توی یادها می‌مونه.‬

10:00.601 --> 10:02.931
‫و من قراره طوری یادش رو گرامی بدارم‬

10:03.021 --> 10:06.391
‫که مردم فکر کنن‬
‫تو فقط پیش‌خدمتِ ماریسا بودی.‬

10:06.471 --> 10:09.391
‫من فقط ۱۲ بار توی هالووین اون کارو کردم.‬

10:09.471 --> 10:11.351
‫خدای من،‬
‫برنامه هر لحظه ممکنه شروع بشه.‬

10:11.431 --> 10:14.601
‫- همگی برگردید سرِ جاهاتون!‬
‫- لعنتی، این خیلی بده! ‬

10:15.101 --> 10:17.521
‫و حالا نامزدهای بهترین آگهیِ بازرگانی.‬

10:17.601 --> 10:21.601
‫شیلا فلامبه و آیرین گامب‬
‫برای «ظهورِ لابرِت».‬

10:21.681 --> 10:24.351
‫برای یه نوشیدنی بمون. باید حرف بزنیم.‬

10:24.431 --> 10:26.851
‫♪ لابرِت، لابرِت‬
‫لابرِت بازی دربیار! ♪‬

10:29.221 --> 10:32.521
‫تو بهترین... مشتریِ مامانم بودی؟ یا دوستش؟‬

10:32.601 --> 10:34.221
‫برای ماریسا، جفتش یکی بود.‬

10:34.311 --> 10:37.601
‫مایک میلک برای «شیر تازه است».‬

10:38.101 --> 10:41.771
‫شنیدم مردم چی می‌گن.‬
‫«مایک میلک فقط قدش بلنده،»‬

10:41.851 --> 10:46.311
‫و «مایک میلک از قدِ بلندش استفاده می‌کنه‬
‫تا نرفتن به دانشکده‌ی حقوق رو بپوشونه.»‬

10:46.391 --> 10:49.471
‫خب، خطاب به بدخواهام،‬
‫می‌گم که، اینو ببینید.‬

10:50.311 --> 10:52.311
‫من الان عینکِ آفتابی‌ام.‬

10:52.391 --> 10:54.931
‫♪ عینکِ آفتابی ♪‬

10:55.601 --> 10:58.681
‫- ♪ عینکِ آفتابی، اوه، عینکِ آفتابی... ♪‬
‫- مامانت خیلی بهت افتخار می‌کرد.‬

10:58.771 --> 11:02.391
‫اون همیشه پز می‌داد که چطوری داره‬
‫تورو به یه نسخه‌ی کوچیک از خودش تبدیل می‌کنه.‬

11:02.471 --> 11:04.681
‫آره، راستش دارم سعی می‌کنم راهِ خودمو برم.‬

11:04.771 --> 11:08.971
‫از زیرِ سایه‌اش بیام بیرون،‬
‫دیگه ناخواسته بهش نگاهِ جنسی نداشته باشم و این حرفا.‬

11:09.061 --> 11:10.931
‫او! عزیزم، آخه چرا باید همچین کاری کنی؟‬

11:11.021 --> 11:14.971
‫کایل و اسکایل مانت،‬
‫«ما تقریباً همه‌کار می‌کنیم.»‬

11:16.311 --> 11:18.221
‫- من کایل مانت هستم.‬
‫- و منم اسکایل مانت هستم.‬

11:18.311 --> 11:22.471
‫و می‌دونید چی باعث شده ما‬
‫تیمِ وکلای دوقلوی شماره یکِ وگاس باشیم؟‬

11:22.561 --> 11:23.851
‫چی، برادرِ عزیزم؟‬

11:23.931 --> 11:25.471
‫ما همه‌کار می‌کنیم.‬

11:25.561 --> 11:26.971
‫حوادثِ لیز خوردن و افتادن.‬

11:27.061 --> 11:28.311
‫قصورِ پزشکی.‬

11:28.391 --> 11:29.521
‫آسیب‌های ناشی از لیزر.‬

11:29.601 --> 11:31.061
‫بدرفتاری در خانه‌ی سالمندان.‬

11:31.141 --> 11:33.891
‫تنها کاری که نمی‌کنیم‬
‫رابطه‌ی جنسی با همدیگه‌ست.‬

11:33.971 --> 11:35.431
‫ما حتی بهش فکر هم نکردیم.‬

11:35.521 --> 11:37.221
‫تمرکزِ ما روی شماست.‬

11:37.811 --> 11:39.351
‫کایل و اسکایل پرونده‌ی تخلیه‌ی منو قبول کردن‬

11:39.431 --> 11:42.141
‫بدونِ اینکه حتی یک بار با هم سکس کنن‬
‫یا حتی با هم ور برن.‬

11:42.221 --> 11:44.391
‫ما باختیم،‬
‫ولی هیچ کارِ مشکوکی در کار نبود.‬

11:44.471 --> 11:48.391
‫حتی اگه می‌خواستیم هم،‬
‫تختِ دوطبقه‌مون کارو خیلی سخت می‌کرد.‬

11:50.641 --> 11:54.931
‫درباره‌ی ادای احترامِ پنج‌ستاره، سه‌حلقه و چندرسانه‌ایِ استیو به ماریسا شنیدم.‬

11:55.021 --> 11:56.771
‫می‌دونستی اون یه هولوگرام داره؟‬

11:56.851 --> 11:59.061
‫استیو یه هولوگرام از مامانم داره؟‬

11:59.141 --> 12:00.681
‫پس بذار بهت بگم می‌خوام چیکار کنم.‬

12:00.771 --> 12:03.561
‫شرکتِ من حامیِ مالیِ این مراسمه. سوپرمارکت‌های چینگل.‬

12:03.641 --> 12:06.061
‫اینجا به خواربارفروشی‌ها‬
‫اینطوری می‌گن.‬

12:06.141 --> 12:08.221
‫بله. می‌خوام از نفوذم استفاده کنم.‬

12:08.311 --> 12:10.811
‫تو یه سخنرانیِ زیبا و صمیمانه ارائه می‌دی،‬

12:10.891 --> 12:13.181
‫اون گندی که توی مراسمِ تدفین زدی رو جبران می‌کنی،‬

12:13.271 --> 12:15.891
‫و شاید چینگل هم بیخیالِ‬
‫«استیو نیکولز و شرکا» بشه‬

12:15.971 --> 12:17.471
‫و بره سراغِ یه شرکتِ جوون و جاه‌طلب؟‬

12:17.561 --> 12:22.311
‫حتماً. یه یادبودِ صمیمانه‬
‫و بدونِ دردسر برای مامانم.‬

12:22.891 --> 12:23.771
‫مثلِ آب خوردنه.‬

12:23.851 --> 12:26.681
‫و برنده‬
‫برای بهترین تبلیغ...‬

12:27.271 --> 12:31.141
‫آیرین گامب و شیلا فلامبه‬
‫برای «ظهورِ لابرِت»!‬

12:35.351 --> 12:40.431
‫اوه پسر! من... من این جایزه رو تقدیم می‌کنم‬
‫به دوست‌پسرم، گوردو، با حضورِ پاتریک.‬

12:40.521 --> 12:42.971
‫خب، راستش...‬
‫من توی سخنرانی اصلاً خوب نیستم.‬

12:43.061 --> 12:44.811
‫نه مثلِ شیلا. شیلا!‬

12:44.891 --> 12:46.971
‫شیلا! شیلا!‬

12:47.061 --> 12:50.021
‫شیلا! شیلا! شیلا!‬

12:50.101 --> 12:52.101
‫شیلا! شیلا!‬

12:52.181 --> 12:53.971
‫شیلا!‬

12:57.931 --> 12:59.771
‫یه صدایِ عالی و جدید از شیلا!‬

12:59.851 --> 13:01.061
‫شیلا فوق‌العاده‌ست!‬

13:01.141 --> 13:02.601
‫شیلا بازی دربیار!‬

13:02.681 --> 13:04.181
‫آره! شیلا بازی دربیار!‬

13:05.811 --> 13:07.641
‫اون از شدتِ احساسات از خود بی‌خود شده!‬

13:07.721 --> 13:09.311
‫می‌تونم تا ابد اینو تماشا کنم!‬

13:09.391 --> 13:12.971
‫پنجاهمین مراسمِ سالانه‌ی جی‌جی‬
‫به‌زودی برمی‌گرده.‬

13:15.311 --> 13:18.811
‫خب... این اواخر هوا خیلی عجیب شده.‬

13:18.891 --> 13:20.851
‫ما بردیم! سخنرانی‌مو دیدی؟‬

13:20.931 --> 13:21.891
‫چی؟‬

13:21.971 --> 13:25.681
‫معلومه که دیدم!‬
‫عالی بودی، عزیزم.‬

13:25.771 --> 13:28.811
‫و تو چی، رفیق؟‬
‫دیدی شرکتت جایزه برد؟‬

13:28.891 --> 13:30.851
‫یا خیلی سرگرمِ‬
‫نوشتنِ بیانیه‌ت بودی؟‬

13:30.931 --> 13:34.221
‫من... هان؟ ببخشید. سخنرانی. برای مامان.‬

13:34.311 --> 13:36.391
‫خیلی بهش بستگی داره. چینگل.‬
‫باید برم دستشویی.‬

13:36.971 --> 13:41.221
‫نوشیدنی‌تونو تازه کنم، سرورم؟‬

13:41.311 --> 13:43.521
‫من یه پیش‌خدمتم به اسمِ، اوم...‬

13:43.601 --> 13:46.101
‫ژنرال استون‌وال... فلاورز.‬

13:46.181 --> 13:49.181
‫استون وال‌فلاورز!‬
‫بیخیالِ اون ژنرالی که گفتم شو، باشه؟‬

13:49.271 --> 13:51.221
‫گلم، چه خبره؟‬

13:51.311 --> 13:53.721
‫چرا داری وسطِ یه مراسمِ جوایز، از این‬
‫مسخره‌بازی‌هایِ مدلِ پیستاچیو دیسگایزی درمیاری؟‬

13:53.811 --> 13:55.221
‫

13:55.311 --> 13:56.471
‫خب، راستش...‬

13:57.391 --> 14:02.681
‫روزی روزگاری، یه کشاورزِ جوون و خوش‌بخت‬
‫با همسرش سارا زندگی می‌کرد.‬

14:02.771 --> 14:06.311
‫تا اینکه یه روز، کشاورز متوجه شد‬
‫چندتا از پیازهاش غیب شدن.‬

14:06.391 --> 14:08.601
‫فکر کرد کارِ جونوراست.‬

14:08.681 --> 14:10.891
‫جونورا؟ ازشون متنفرم!‬

14:10.971 --> 14:14.101
‫اما روزِ بعد،‬
‫چندتا از سیب‌زمینی‌هاش هم غیب شدن.‬

14:14.181 --> 14:19.391
‫حالا کشاورز تصمیم گرفت کشیک بده،‬
‫اما خوابش برد.‬

14:19.471 --> 14:20.641
‫وقتی بیدار شد، ‬

14:20.721 --> 14:25.681
‫دید سارا تویِ کاه‌ها کنارِ یه راهزنِ خوش‌تیپ خوابیده.‬

14:25.771 --> 14:30.271
‫یه دیگ خورشت هم بینشون بود‬
‫که با سبزیجاتِ اون درست شده بود.‬

14:30.351 --> 14:32.721
‫- سبزیجاتِ اون؟‬
‫- ممم.‬

14:32.811 --> 14:34.521
‫کشاورز تشنه‌یِ خون بود، ‬

14:34.601 --> 14:37.641
‫اما سارا متقاعدشون کرد‬
‫که قضیه رو تویِ دادگاه حل کنن.‬

14:37.721 --> 14:41.771
‫تویِ جایگاه، سارا فاش کرد که‬
‫اون راهزن شوهرِ اولش بوده، ‬

14:41.851 --> 14:44.311
‫که فکر می‌کرده تویِ ریزشِ کوه مرده.‬

14:44.391 --> 14:46.641
‫مردا داشتن خرخره‌یِ همدیگه رو می‌جویدن.‬

14:46.721 --> 14:49.971
‫واسه همین قاضی یه حکمِ قدیمی صادر کرد.‬

14:50.061 --> 14:53.101
‫دوئل در میدانِ شرف.‬

14:53.181 --> 14:55.561
‫این قانونی بود؟ مالِ کی هست اصلاً؟‬

14:55.641 --> 14:57.391
‫۱۹۹۶.‬

14:57.891 --> 15:02.311
‫قرار بود به محضِ اینکه یکی با دستکش‬
‫زد تو صورتِ اون یکی، شروع بشه.‬

15:02.391 --> 15:08.061
‫اما راهزن فرار کرد‬
‫و دیگه هیچ‌وقت دیده نشد.‬

15:08.141 --> 15:11.021
‫و با گذشتِ زمان، عصبانیتم فروکش کرد.‬

15:11.101 --> 15:13.431
‫اوه، اون کشاورزه تویِ داستان خودتی!‬

15:13.521 --> 15:16.811
‫آره! حتماً منو موقعِ اعلامِ نامزدها دیده.‬

15:16.891 --> 15:18.931
‫اومده اینجا منو بکشه!‬

15:19.021 --> 15:22.601
‫چرا نمی‌ری خونه که نتونه بزنه تو صورتت؟‬
‫خیلی احمقی؟‬

15:22.681 --> 15:24.601
‫می‌خواستم برنده شدنِ شماها رو ببینم!‬

15:24.681 --> 15:26.391
‫آخی! چقدر احمقانه.‬

15:26.471 --> 15:29.811
‫شیلا، شیلا!‬
‫تو ستاره‌یِ نوظهورِ امشبی،‬

15:29.891 --> 15:31.221
‫و ما می‌خوایم تو رو هم بیاریم‬

15:31.311 --> 15:33.851
‫تویِ اون بخشِ بزرگِ رقص و آواز‬
‫که تحرکِ بدنیِ زیادی می‌خواد.‬

15:33.931 --> 15:37.271
‫می‌خوای انجامش بدی،‬
‫یا دلیلی هست که نمی‌تونی؟‬

15:42.521 --> 15:45.021
‫چه خاطره‌یِ خوبی از مامانم می‌تونم تعریف کنم؟‬

15:46.181 --> 15:48.601
‫اردوگاهِ تابستونی؟ فکر نکنم.‬

15:48.681 --> 15:51.061
‫تابستون رو با مادرت می‌گذرونی‬

15:51.141 --> 15:53.891
‫تویِ همایشِ توانمندسازیِ آریانا هافینگتون‬

15:53.971 --> 15:56.771
‫مخصوصِ آدمایِ رو اعصابِ بی‌ملاحظه.‬

15:56.851 --> 15:58.311
‫خبرِ خوب لینکلن! ‬

15:58.391 --> 15:59.851
‫کلی مقاومت کرد، ‬

15:59.931 --> 16:03.181
‫اما رئیسِ دانشگاهت رو راضی کردم‬
‫که بذاره دستیارِ خوابگاهت بشم! ‬

16:03.271 --> 16:04.721
‫لینکلن، حدس بزن چی شده؟ ‬

16:04.811 --> 16:08.061
‫دکتر بهم قرص‌هایی داده که مطمئن بشیم‬
‫هیچ‌وقت مویِ زائد درنمیاری.‬

16:08.141 --> 16:11.931
‫چی؟ مامانم فقط غیرمستقیم گفته بود‬
‫که نمی‌خواد من مویِ زائد داشته باشم.‬

16:14.601 --> 16:15.971
‫چه خبره، عن‌چهره؟‬

16:16.061 --> 16:19.021
‫حدس بزن کی کلی پول خرجِ‬
‫تجهیزاتِ هولوگرامِ چینگلز کرده‬

16:19.101 --> 16:22.311
‫تا کاری کنه مامانت هر چی من می‌خوام بگه؟‬

16:22.391 --> 16:25.141
‫این غولِ کمرسفتِ همه‌کاره.‬

16:25.221 --> 16:27.681
‫فکر کردی یه سخنرانیِ کوچیک‬
‫کاری از پیش می‌بره؟‬

16:27.771 --> 16:29.721
‫امشب مالِ منه.‬

16:29.811 --> 16:34.221
‫استیو، این دیگه حتی واسه تو هم عجیبه.‬
‫تو زن و بچه و زندگی داری،‬

16:34.311 --> 16:37.391
‫و فکر کنم دارم می‌فهمم‬
‫که تو واقعاً نمی‌تونی کاری کنی اون هولوگرام‬

16:37.471 --> 16:40.521
‫چیزی بدتر از اون چیزایی که‬
‫الان باهاشون درگیرم بگه.‬

16:40.601 --> 16:42.851
‫آره؟ نظرت درباره‌یِ این چیه؟‬

16:42.931 --> 16:47.811
‫لینکلن، فقط می‌خوام بدونی که،‬
‫هر اتفاقی بیفته، بهت افتخار می‌کنم.‬

16:48.311 --> 16:51.141
‫صبر کن، همینه! فقط دروغ می‌گم.‬

16:51.221 --> 16:52.721
‫ممنون، استیو.‬

16:53.851 --> 16:55.431
‫اوه، خب...‬

16:55.521 --> 16:57.771
‫عجب اسکلیه. مگه نه، پرینگوس و بنچ؟‬

16:57.851 --> 16:59.811
‫آره، بیخیال بابا.‬

16:59.891 --> 17:01.771
‫موفق باشی با هولوگرامت یا هر چی.‬

17:01.851 --> 17:03.521
‫منو ضایع کردی!‬

17:03.601 --> 17:08.391
‫هی همگی،‬
‫حدس بزنین کی دستاشو نشسته!‬

17:09.141 --> 17:11.641
‫به مراسمِ جوایزِ جی‌جی خوش اومدین!‬

17:11.721 --> 17:15.521
‫حالا واسه یه بخشِ ویژه، یه اجرایِ موزیکال داریم‬

17:15.601 --> 17:18.721
‫برایِ... باورتون نمی‌شه... وکیلا!‬

17:28.061 --> 17:30.351
‫و جایزه‌یِ بهترین شاهدِ غافلگیرکننده...‬

17:30.431 --> 17:32.431
‫برایِ بهترین متصدیِ بارِ نقشِ مکمل...‬

17:32.521 --> 17:35.061
‫و جایزه‌یِ بهترین اعتراض می‌رسه به...‬

17:37.891 --> 17:39.601
‫سامسونِ گوریل!‬

17:39.681 --> 17:42.391
‫آقایِ اوراویولیو!‬

17:42.471 --> 17:44.721
‫کایل و اسکایل مانت!‬

17:44.811 --> 17:45.851
‫آه!‬

17:45.931 --> 17:49.771
‫و بعد مامان گفت:‬
‫«لینکلن، معلومه که بغلت می‌کنم.»‬

17:49.851 --> 17:53.101
‫«خجالت نمی‌کشم که جلویِ نامه‌رسان‬
‫این کارو بکنم.»‬

17:53.181 --> 17:54.971
‫نه، این خیلی تخیلیه.‬

17:55.061 --> 17:57.431
‫خب، به نظرت شیلا این مدت کجا بوده؟‬

17:57.521 --> 17:58.891
‫اونجاهاست.‬

18:04.471 --> 18:08.561
‫و حالا بالاخره نوبتِ بخشِ یادبودِ درگذشتگانه،‬

18:08.641 --> 18:09.721
‫که بعدش هم البته،‬

18:09.811 --> 18:13.391
‫ادایِ احترامِ همه‌جانبه و درجه‌یکِ استیو نیکولز به مارسیا گامب.‬

18:13.471 --> 18:15.771
‫و بهم گفتن که قراره یه سخنرانی هم بشنویم‬

18:15.851 --> 18:19.221
‫از طرفِ پیشخدمتِ مارسیا، کلینتون جلی‌بین؟‬

18:21.391 --> 18:24.311
‫♪ این برعکسشه ♪‬

18:24.851 --> 18:27.101
‫♪ پیش‌درآمد ♪‬

18:27.181 --> 18:30.721
‫♪ هر چی بره بالا باید بیاد پایین... ♪‬

18:30.811 --> 18:33.931
‫خب، هم خنده‌داره، هم شیرینه، هم غم‌انگیز.‬

18:34.021 --> 18:35.931
‫یه مشت چرت‌وپرتِ محضه. جواب می‌ده.‬

18:36.561 --> 18:38.141
‫یا خدا، این وحشتناکه.‬

18:38.221 --> 18:41.891
‫آره، انگار دور و برِ ما آدمایِ زیادی می‌میرن.‬

18:42.561 --> 18:44.101
‫♪ اونا دو تا چیزِ متفاوتن... ♪‬

18:44.181 --> 18:46.771
‫- خوبی؟ یه جوری هستی.‬
‫- عالی‌ام.‬

18:46.851 --> 18:49.021
‫یه سخنرانی دارم که ادایِ احترامِ واقعی به مادرمه.‬

18:49.101 --> 18:51.971
‫خوبه! اون‌وقت می‌تونی برایِ من کار کنی و دیگه با این...‬

18:52.061 --> 18:54.021
‫مشتری‌هایِ حال‌به‌هم‌زن و همکارایِ احمق معاشرت نکنی،‬

18:54.101 --> 18:55.391
‫همون‌طوری که مادرت همیشه می‌خواست.‬

18:55.471 --> 18:57.311
‫همکارایِ من احمق نیستن.‬

19:00.271 --> 19:03.351
‫تازه، فکر کنم گفتی مامان به کاری که می‌کنم افتخار می‌کنه.‬

19:03.431 --> 19:05.521
‫به کاری که می‌کنی. به برنده شدنت!‬

19:05.601 --> 19:07.311
‫اون از اینکه داری با کی این کارو می‌کنی خجالت می‌کشید.‬

19:07.391 --> 19:10.561
‫- ♪ این یه پیش‌درآمدِ متفاوته... ♪‬
‫- اوه، ممنونم.‬

19:10.641 --> 19:13.021
‫مادرم هنوز ازم خجالت می‌کشه.‬

19:13.101 --> 19:15.561
‫شیطان هنوزم باهاش ازدواج نمی‌کنه.‬

19:15.641 --> 19:18.271
‫لینکلن! دوستت شیلاست!‬

19:18.351 --> 19:20.521
‫پوسیت خراب شده!‬

19:20.601 --> 19:21.471
‫چی؟ !‬

19:21.561 --> 19:24.811
‫لطفاً وسطِ مراسمِ یادبود درباره پوسی داد نزن.‬

19:26.271 --> 19:29.391
‫لینکلن، هر کسی تو این زندگی یه پوسیِ خراب داره.‬

19:29.471 --> 19:32.101
‫پوسیِ خرابِ بعضیا، ترسشون از شکست خوردنه.‬

19:32.181 --> 19:34.061
‫برایِ بعضیا، اعتیاده.‬

19:34.141 --> 19:37.101
‫پوسیِ خرابِ بعضیا حتی واقعاً یه پوسیِ داغون و خرابه.‬

19:37.181 --> 19:38.351
‫البته من نه.‬

19:38.431 --> 19:40.101
‫پوسیِ خرابِ تو، مادرت بود.‬

19:40.181 --> 19:43.021
‫سالِ فوق‌العاده‌ای داشتیم! یه جایزه بردیم!‬

19:43.101 --> 19:45.021
‫آیرین داره با یه پسرِ عروسکی قرار می‌ذاره!‬

19:45.601 --> 19:48.471
‫و تو نتونستی از هیچ‌کدومش لذت ببری چون خیلی سرت شلوغِ...‬

19:48.561 --> 19:50.601
‫مخفی کردنِ اون پوسیِ خراب و داغون و ورم‌کرده‌ت بودی،‬

19:50.681 --> 19:54.311
‫که باز هم می‌گم، فقط تو این‌طوری هستی، نه من.‬

19:55.391 --> 19:58.181
‫واو! امسال آدمایِ زیادی مُردن.‬

19:58.271 --> 20:01.471
‫و حالا، برایِ گفتنِ چند کلمه درباره مادرش، لینکلن گامب.‬

20:01.495 --> 20:03.495
‫ب ا م ا ب یـ ن

20:07.431 --> 20:10.681
‫خب یه جاییم درد میکنه . صبر کن، یعنی...‬

20:11.181 --> 20:15.271
‫هر چی که امروز هستم رو مدیونِ مادرم، مارسیا گامب، هستم.‬

20:15.351 --> 20:17.021
‫آخی!‬

20:18.021 --> 20:19.521
‫و من داغونم.‬

20:19.601 --> 20:20.851
‫هان؟‬

20:20.931 --> 20:24.561
‫تمامِ عمرم داشتم سعی می‌کردم ثابت کنم‬

20:24.641 --> 20:26.721
‫که اون مادرِ خوبی بود.‬

20:27.221 --> 20:28.931
‫نبود.‬

20:29.021 --> 20:32.271
‫ولی بهترین وکیلی بود که این شهر به خودش دیده.‬

20:32.351 --> 20:35.771
‫اون حتی باعث شد اون استیو نیکولزِ عوضی هم موفق بشه.‬

20:35.851 --> 20:38.061
‫ولی اون مراقبِ من نبود.‬

20:38.141 --> 20:40.931
‫می‌دونید کی هست؟ برادرزاده‌یِ عجیبم، آیرین،‬

20:41.021 --> 20:43.771
‫که مثلِ خر زور داره و مثلِ دو تا خوک باهوشه.‬

20:43.851 --> 20:47.601
‫همکارم، گلم بلورچمن... اونجا.‬

20:47.681 --> 20:49.431
‫مثلِ یه پلیسِ بریتانیایی لباس پوشیده.‬

20:49.521 --> 20:51.891
‫تمامِ شب رو قایم شده بود و لباسایِ مبدل می‌پوشید،‬

20:51.971 --> 20:55.021
‫حدس می‌زنم چون نمی‌خواست جلویِ شما، یعنی...‬

20:55.101 --> 20:56.521
‫هم‌رده‌هایِ مادرم، منو خجالت‌زده کنه.‬

20:56.601 --> 20:59.471
‫ولی اون منو خجالت‌زده نمی‌کنه. اون حرف نداره.‬

20:59.561 --> 21:02.101
‫و بیشتر از همه، کارآموزم، کوین،‬

21:02.181 --> 21:03.811
‫که یادم رفت به این مراسم دعوتش کنم.‬

21:03.891 --> 21:08.271
‫و همین‌طور، شیلا دکتر دانکنستاین-فلامبه.‬

21:08.351 --> 21:13.391
‫در آخر، دیگه نمی‌خوام مادرم رو بت کنم.‬

21:14.021 --> 21:15.471
‫ولی همه‌یِ شما باید این کارو بکنید.‬

21:15.561 --> 21:18.641
‫اون همه‌چیز رو فدایِ حرفه‌یِ وکالت می‌کرد.‬

21:18.721 --> 21:19.811
‫منم مدرکش.‬

21:19.891 --> 21:23.061
‫پس این جایزه‌ها رو بکنید تو کونتون. ما داریم می‌ریم.‬

21:27.311 --> 21:29.931
‫از مامانم متنفرم! و از بچه‌هام.‬

21:30.771 --> 21:32.931
‫پسرم رو فرستادم مدرسه شبانه‌روزی‬

21:33.021 --> 21:35.811
‫چون اسمش یادم نمی‌اومد و نمی‌خواستم ازش بپرسم.‬

21:35.891 --> 21:38.851
‫ما با هم سکس نداشتیم.‬

21:38.931 --> 21:43.221
‫و باید اعتراف کنم که عاشقتم، آیرین گامب.‬

21:43.311 --> 21:48.681
‫این گوردویِ پست‌فطرت قدرتو نمی‌دونه. ولش کن و با من باش!‬

21:49.181 --> 21:52.561
‫اوه پاتریک، حتماً!‬

21:52.641 --> 21:54.061
‫ممم!‬

21:58.431 --> 22:02.141
‫اوه آره، اینم از استیو نیکولز و هولوگرامِ احمقش یا هر چی.‬

22:03.311 --> 22:06.221
‫♪ بعضی وقتا قانون می‌تونه ناامیدت کنه ♪‬

22:06.311 --> 22:09.311
‫♪ می‌تونه به گریه‌ت بندازه، می‌تونه اخماتو ببره تو هم ♪‬

22:09.391 --> 22:12.021
‫- ♪ ولی تو سیاهیِ شب کجا باید رفت... ♪‬
‫- هووو! ‬

22:12.101 --> 22:15.641
‫♪ تا برایِ مشکلاتِ حقوقیت کمکت کنه ♪‬

22:15.721 --> 22:18.221
‫♪ نیکولز و گامب... ♪‬

22:18.311 --> 22:21.431
‫♪ دو تا چیز تو جیبِ شما هستن ♪‬

22:24.061 --> 22:27.971
‫بیاید بچه‌ها. بریم یه میلک‌شیکِ شکلاتیِ تگری بزنیم.‬

22:28.061 --> 22:29.721
‫خب، حالا که اون تموم شد،‬

22:29.811 --> 22:32.101
‫جایزه‌یِ موسسه‌یِ برترِ سال می‌رسه به...‬

22:33.141 --> 22:34.771
‫...گامب و فلامبه!‬

22:37.221 --> 22:39.601
‫برو بگیرش. من دیگه بهش نیازی ندارم.‬

22:41.721 --> 22:43.971
‫تبریک می‌گم شیلا،‬

22:44.061 --> 22:47.271
‫و حالا، از دورِ افتخارِ قهرمانیت لذت ببر،‬

22:47.351 --> 22:50.351
‫رویِ گاوِ مکانیکی!‬

22:50.431 --> 22:52.271
‫چی...‬

22:52.351 --> 22:56.351
‫- ♪ گاو رو ببین! گاو رو ببین! ♪‬
‫- من بهترینم! ‬

22:57.431 --> 22:59.811
‫می‌دونی لینکلن، تو یه چیزی به من یاد دادی.‬

22:59.891 --> 23:02.471
‫می‌تونی تمامِ عمرت رو فرار کنی، ولی--‬

23:02.561 --> 23:04.811
‫خب، خب، خب.‬

23:04.891 --> 23:07.311
‫ببین کی اینجاست، گلم بلورچمن،‬

23:07.391 --> 23:10.101
‫یا شاید باید بگم گلن بلیکمن؟‬

23:10.181 --> 23:14.061
‫واو، برایِ عوض کردنِ اسمت به دو روشِ مختلف، واقعاً گند زدی.‬

23:14.141 --> 23:16.431
‫گلن بلیک‌من اونی بود که قلابی بود.‬

23:16.521 --> 23:19.471
‫بسه! می‌دونم اسلحه داری، گلن.‬

23:19.561 --> 23:23.141
‫بیا تمومش کنیم. صدف‌های سرد.‬

23:23.221 --> 23:25.141
‫گلم، مجبور نیستی این کارو بکنی!‬

23:25.221 --> 23:26.971
‫مجبورم، آیرین.‬

23:27.061 --> 23:31.431
‫همون‌طور که عموت گفت،‬
‫بعضی اشتباهات رو باید جبران کرد.‬

23:42.891 --> 23:45.311
‫تو بردی، گلم.‬

23:46.021 --> 23:50.471
‫به پسرم بگو از کد تخفیف dad۵۰ استفاده کنه‬

23:50.561 --> 23:52.561
‫برای شرط‌بندی جایزه‌دار توی...‬

23:54.101 --> 23:58.311
‫...سایت doghousesportsbook.com.‬

23:58.391 --> 24:00.601
‫مرتیکه‌ی احمقِ عوضی.‬

24:00.681 --> 24:04.101
‫من به‌خاطر تو از دوئل کردن نمی‌ترسیدم.‬

24:04.601 --> 24:09.311
‫فقط نمی‌خواستم دوباره اون قاتلِ درونم رو بیدار کنم.‬

24:13.351 --> 24:14.891
‫پاتریک، نه!‬

24:19.181 --> 24:20.811
‫- ♪ یه دستی دیدم... ♪‬
‫- بچه‌ها، ما موفق شدیم! ‬

24:21.931 --> 24:24.811
‫- ♪ یه رویایی دیدم... ♪‬
‫- راستش، دیگه هر چی بشه مهم نیست.‬

24:25.311 --> 24:29.521
‫♪ داشت از بین ابرها می‌رسید ♪‬

24:29.601 --> 24:31.141
‫♪ تا یه رویا رو به خطر بندازه... ♪‬

24:31.221 --> 24:32.521
‫اون مرده.‬

24:32.601 --> 24:34.811
‫- شب بخیر پاتریکِ عزیز.‬
‫- ♪ یه سایه‌ای از آسمون رد شد... ♪‬

24:34.891 --> 24:36.271
‫خیلی خب گوردو، کارمون تمومه.‬

24:36.351 --> 24:39.771
‫- ♪ و خورد به زمین... ♪‬
‫- پشمام! گلم، تو راهزن رو کشتی! ‬

24:39.851 --> 24:43.271
‫- ♪ درست مثل یه هیولا... ♪‬
‫- من خودم راهزن بودم.‬

24:43.351 --> 24:46.221
‫♪ پیرمرد دوباره برگشته... ♪‬

24:47.221 --> 24:50.101
‫در ادامه، همون برنامه تلویزیونی که منتظرش بودید.‬

24:50.181 --> 24:52.471
‫بعد از ده سال حماسی از پرونده‌های قضایی سنگین، ‬

24:52.561 --> 24:55.681
‫پوشیدن کت‌وشلوارهای برند،‬
‫و دید زدنِ زن‌ها توی لباسِ بدوِ تولد، ‬

24:55.771 --> 24:58.681
‫شاهزاده‌های وکیلِ کارسون‌سیتی،‬
‫پرینگوس و بنچ، ‬

24:58.771 --> 25:00.431
‫دارن می‌رن که به افق بپیوندن.‬

25:00.521 --> 25:03.141
‫اما نه قبل از یه شیطنتِ وحشیانه‌ی آخر.‬

25:03.221 --> 25:04.681
‫جایی نرید، بازنده‌ها.‬

25:04.771 --> 25:07.681
‫این فینالِ سریالِ‬
‫پرینگوس و بنچ هست.‬

25:07.705 --> 25:11.746
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]
Telegram: @Film2Media_Plus</b>

25:11.771 --> 25:13.681
‫♪ چون فکر می‌کرد شنیده ♪‬

25:13.771 --> 25:17.681
‫♪ که سایه این سرزمین رو ترک کرده ♪‬

25:19.771 --> 25:22.681
‫♪ پیرمرد دوباره برگشته ♪‬

25:25.271 --> 25:29.681
‫♪ پیرمرد دوباره برگشته ♪‬

25:31.471 --> 25:34.141
‫♪ جمعیت فقط جمع شدن ♪‬

25:34.971 --> 25:36.891
‫♪ صورت‌هاشون رو برگردوندن ♪‬

25:36.971 --> 25:38.061
‫
