WEBVTT

00:00.601 --> 00:04.351
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]
Telegram: @Film2Media_Plus</b>

00:04.376 --> 00:10.076
<b>«دانلود فیلم و سریال بدون سانسور از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]
Telegram: @Film2Media_Plus</b>

00:10.101 --> 00:13.811
‫ده سال پیش، ‬
‫موقعِ یه عملِ ساده‌ی آپاندیس، ‬

00:13.891 --> 00:17.931
‫دیلترتون تیمبلِ چهار ساله‬
‫برای مدتِ کوتاهی روی تختِ اتاقِ عمل مُرد‬

00:18.021 --> 00:19.431
‫و رفت به بهشت.‬

00:20.021 --> 00:21.891
‫بعد یه معجزه اتفاق افتاد.‬

00:23.311 --> 00:25.971
‫اون برگشت.‬

00:26.891 --> 00:29.641
‫خانم‌ها و آقایان،‬
‫بیاید یه جوری تشویق کنید‬

00:29.721 --> 00:34.471
‫که صداش تا بهشت برسه‬
‫برای دیلترتون تیمبل!‬

00:37.971 --> 00:42.601
‫خانم‌ها و آقایان، بهشت واقعیه!‬

00:43.811 --> 00:45.891
‫حالا، کی می‌خواد درباره‌ی ندای خدا بشنوه؟‬

00:47.971 --> 00:50.221
‫سگِ منم توی بهشته؟‬

00:50.311 --> 00:51.521
‫بله.‬

00:51.601 --> 00:54.931
‫سگِ همه توی بهشته،‬
‫حتی سگِ هیتلر.‬

00:55.021 --> 00:57.971
‫و سگ‌ها توی بهشت می‌تونن شکلات بخورن.‬

00:58.061 --> 00:59.101
‫می‌دونستم.‬

00:59.181 --> 01:02.351
‫توی بهشت هم باید پیر بمونم؟‬

01:02.431 --> 01:04.061
‫نه، نه.‬

01:04.141 --> 01:06.851
‫همه توی بهشت‬
‫تیکه‌های ناب و همه‌چی‌تمومن.‬

01:06.931 --> 01:08.891
‫دارم درباره‌ی داف‌های کم‌سن و سالِ بیست حرف می‌زنم.‬

01:10.681 --> 01:14.971
‫ببخشید، ولی هر چقدر هم تجملات باشه،‬
‫آیا هوشیاریِ ابدی‬

01:15.061 --> 01:18.141
‫در نهایت به یه جور شکنجه‌ی طولانی‬
‫تبدیل نمی‌شه؟ چون که...‬

01:18.221 --> 01:20.271
‫اِم، توی بهشت،‬
‫هر جا که بخوای می‌تونی پرواز کنی،‬

01:20.351 --> 01:23.101
‫و، اِم، کلم بروکلی مزه‌ی‬
‫دنده‌کبابِ باربیکیوی جک دنیلز رو می‌ده.‬

01:24.351 --> 01:25.851
‫این دیگه دهنمو بست!‬

01:25.931 --> 01:29.931
‫خیلی خب. قبل از اینکه برم،‬
‫می‌خوام بهترین دوستم رو بیارم روی صحنه.‬

01:30.021 --> 01:30.931
‫بابام!‬

01:33.221 --> 01:35.021
‫سلام، مؤمنان.‬

01:35.101 --> 01:39.971
‫می‌دونید، من به این بچه خیلی افتخار می‌کنم‬
‫که حقیقتِ بهشت رو،‬

01:40.061 --> 01:42.971
‫که خودش دیده، به گوشِ میلیون‌ها نفر رسونده.‬

01:43.061 --> 01:48.931
‫اما به خاطرِ تأثیرِ خبیثانه‌ی شهرهای پیاده‌محور، آمارِ بازدیدکننده‌ها اومده پایین.‬

01:49.021 --> 01:52.181
‫اونا دارن سعی می‌کنن‬
‫حقیقتِ بهشت رو از شما مخفی کنن.‬

01:53.681 --> 01:55.101
‫نگران نباشید!‬

01:55.181 --> 01:58.811
‫برای دهمین سالگردِ‬
‫سفرِ سرنوشت‌سازِ دیلترتون به بهشت،‬

01:58.891 --> 02:02.431
‫ما یه عملِ غیرضروری‬
‫و پرخطر رو برنامه‌ریزی کردیم‬

02:02.521 --> 02:05.181
‫تا دیلترتون بتونه دوباره بمیره‬

02:05.271 --> 02:09.061
‫و حقایقِ بیشتری رو از بهشت بفهمه!‬

02:09.141 --> 02:12.851
‫حالا، بیاید به افتخارِ‬
‫گروه موسیقیِ ستارگانِ بهشتِ هولوگرامی دست بزنیم.‬

02:19.811 --> 02:22.391
‫♪ اوه عزیزم، این همون چیزیه که دوست دارم ♪‬

03:07.471 --> 03:11.221
‫اَه، این بدترین جلسه‌ی‬
‫رسیدگی به ورشکستگیِ عمرم بود.‬

03:11.311 --> 03:14.391
‫آخی. غصه نخور. موتور کراست‬
‫نزدیک بود از روی چاله‌ی روغن رد بشه.‬

03:14.471 --> 03:19.101
‫می‌شه یه پرونده داشته باشیم‬
‫که از کنترل خارج نشه؟‬

03:20.971 --> 03:24.431
‫همین چند روز پیش، یه استخون از بدنم افتاد،‬
‫کاملاً خشک. فکر می‌کنی...‬

03:24.521 --> 03:27.351
‫هی، اِم، این خانوم رو پیدا کردم‬
‫که داشت توی لابی گریه می‌کرد.‬

03:27.431 --> 03:29.431
‫اسم‌ش دبرا تیمبله.‬
‫درخواستِ طلاق داره.‬

03:29.521 --> 03:33.311
‫یس! طلاق! یه پرونده‌ی خانوادگیِ خوب و نرمال.‬

03:33.391 --> 03:35.391
‫در ضمن، سلام، برای شرایطت متأسفم.‬

03:35.471 --> 03:37.391
‫باید حضانتِ پسرم رو بگیرم.‬

03:37.471 --> 03:40.391
‫پدرش داره بهش فشار می‌آره‬
‫که برای کلیسا خودکشی کنه.‬

03:40.471 --> 03:43.141
‫- آخ‌آخ... اوه اوه!‬
‫- عجب اوضاعی.‬

03:43.221 --> 03:46.311
‫- این دیگه خیلی بده!‬
‫- بچه‌ها، لطفاً.‬

03:46.391 --> 03:49.681
‫ببخشید بابتِ اینا، خانوم.‬
‫بگذریم، داشتید چه چیزِ عجیبی می‌گفتید؟‬

03:49.771 --> 03:52.811
‫پسرم، دیلترتون تیمبل.‬
‫همون پسری که بهشت رو دیده؟‬

03:52.891 --> 03:56.431
‫اوه، این همون بچه‌ایه که بهم‬
‫درباره‌ی ماشینِ خدا گفت. خیلی سرعتیه.‬

03:56.521 --> 03:58.471
‫این قضیه دیگه خیلی داره زیاده‌روی می‌شه.‬

03:58.561 --> 04:01.771
‫من همین الان گفتم که پرونده‌های نرمال می‌خوام.‬

04:01.851 --> 04:04.851
‫می‌دونم توی اتاق نبودی، ولی باز هم.‬
‫در هر صورت، نمی‌تونیم...‬

04:04.931 --> 04:07.221
‫...بگیم نه! خانوم، قبوله، ما هستیم!‬

04:07.311 --> 04:08.851
‫شیلا، یه لحظه بیا کنار.‬

04:08.931 --> 04:10.431
‫اصلاً خبر داری‬

04:10.521 --> 04:13.681
‫چه جنجالِ رسانه‌ای‌ای راه می‌افته‬
‫سرِ یه موضوعِ مذهبیِ...‬

04:13.771 --> 04:17.141
‫لینکلن، من این بچه رو می‌شناسم.‬
‫خودم هم جای این بچه بودم.‬

04:17.221 --> 04:19.391
‫می‌دونم فرار کردن از یه‬
‫کودکیِ سرکوب‌شده یعنی چی.‬

04:25.681 --> 04:28.181
‫این پرونده عالی از آب درمی‌آد!‬

04:28.271 --> 04:30.101
‫- نوبتِ توئه، برجِ هفت.‬
‫- کثافت!‬

04:30.641 --> 04:33.351
‫ما توی این خونه‬
‫به این‌جور چیزا اعتقاد نداریم.‬

04:33.431 --> 04:35.891
‫ما به این اعتقاد داریم.‬

04:36.891 --> 04:38.931
‫♪ تو باورنکردنی هستی ♪‬

04:39.431 --> 04:41.141
‫حالا فهمیدی چرا باید این کارو بکنیم؟‬

04:41.221 --> 04:45.181
‫نه، ولی دیگه جونی برام نمونده‬
‫که بخوام باهات بحث کنم.‬

04:45.271 --> 04:46.971
‫شیلا باز هم برنده شد!‬

04:47.061 --> 04:49.971
‫اوکی، خانمِ تیمبل،‬
‫ما می‌خوایم یه طلاقِ کلاسیک، نرمال،‬

04:50.061 --> 04:52.021
‫و بدونِ کلک و مسخره‌بازی رو پیش ببریم.‬

04:52.101 --> 04:53.351
‫ایشون هم که معرف حضورتون هست، شیلا،‬

04:53.431 --> 04:56.021
‫همکارِ جادوییم که مسئولِ نمایش و جلبِ توجهه.‬

04:56.101 --> 04:57.521
‫آبراکادازل!‬

04:57.601 --> 04:59.891
‫ساعتِ جهنمه، و منم شیطانم! ‬

04:59.971 --> 05:01.351
‫اولین ایده.‬

05:01.431 --> 05:04.311
‫یه شعبده‌بازیِ بزرگ انجام می‌دم‬
‫که داستانِ بهشتِ اون رو رد کنه‬

05:04.391 --> 05:05.931
‫و همین‌طور وجودِ خدا رو.‬

05:06.021 --> 05:07.851
‫نه! پرونده‌ی طلاقه.‬

05:07.931 --> 05:11.521
‫ماجرای بابانوئل رو که داشتیم.‬
‫دیگه سراغِ خدا نمی‌ریم. تکراری می‌شه.‬

05:11.601 --> 05:13.271
‫بهترین راه برای گرفتنِ حضانت‬

05:13.351 --> 05:16.521
‫اینه که دیلترتون‬
‫دبرا رو به ترنت ترجیح بده.‬

05:16.601 --> 05:20.431
‫اوکی، خب، شاید بتونم کاری کنم‬
‫که اون بابای سمی و کنترل‌گرش رو پس بزنه.‬

05:20.521 --> 05:24.141
‫- مثلِ فیلمِ «هانی بوی».‬
‫- آخ، چه ارجاعِ سینماییِ به‌روزی.‬

05:24.221 --> 05:26.061
‫آیرین، تو نوجوونی، یه جورایی.‬

05:26.141 --> 05:28.931
‫به شیلا کمک کن تا به سبکِ «وارسیتی بلوز» گند بزنه به»هانی بوی».‬

05:29.021 --> 05:32.141
‫خب، گلم چی؟‬
‫اون با این بچه‌ی عسلی چیکار می‌کنه؟‬

05:33.101 --> 05:37.141
‫همین‌جا بمون که اگه یه وقت‬
‫اتفاقِ مهم‌تری افتاد، باخبر باشی. حله.‬

05:38.721 --> 05:44.271
‫خب، اینم از این.‬
‫کوین، دستیارِ حقوقیِ جدید. همه‌فن‌حریف.‬

05:45.271 --> 05:48.221
‫نگاش کن، ‬
‫داره برای نابودیم نقشه می‌کشه.‬

05:48.311 --> 05:51.521
‫بیا بهش نشون بدیم‬
‫که تو پسرِ بد و باحالِ این‌جایی.‬

05:51.601 --> 05:55.431
‫خب، کی یه پسرِ بد و باحاله؟ ‬
‫معلومه! بارت سیمپسون! خب، عالیه.‬

05:55.521 --> 05:57.561
‫بارت چه کارای باحالی می‌کنه؟ ‬

05:57.641 --> 06:00.891
‫اوم... تنها چیزی که یادمه اینه که‬
‫باباش هومر همه‌اش گلوشو فشار می‌ده.‬

06:00.971 --> 06:04.771
‫تازه، توی فیلما، دودولشو نشون می‌دن.‬
‫چیزِ دیگه‌ای هست؟ نه؟ خب.‬

06:06.101 --> 06:07.431
‫ببخشید. چه اتفاقی داره می‌افته؟‬

06:08.931 --> 06:10.311
‫بابام گلومو فشار می‌ده!‬

06:10.891 --> 06:13.101
‫اوه، عالی شد. مانستر؟‬

06:13.181 --> 06:15.021
‫خیلی بیش از حد مثبته!‬

06:16.521 --> 06:17.891
‫اوه، سلام.‬

06:17.971 --> 06:23.601
‫می‌دونی که قانون می‌تونه جای ترسناکی باشه‬
‫جایی که هیچ‌کس به چیزای مثبت اهمیت نمی‌ده.‬

06:23.681 --> 06:28.891
‫چیزایی مثل شربتِ آبلیمو یا لیموناد‬
‫یا... حقیقت. خب، من اهمیت می‌دم.‬

06:29.471 --> 06:32.431
‫اسمم «مَت مانستر» تلفظ می‌شه.‬

06:34.141 --> 06:35.521
‫پدربزرگ مانستر؟‬

06:35.601 --> 06:38.811
‫درسته که فقط چون‬
‫یکی قیافه‌اش یکم شبیه غوله،‬

06:38.891 --> 06:40.681
‫معنیش این نیست که آدمِ بدیه؟‬

06:40.771 --> 06:45.351
‫درسته، پسرِ گلم.‬
‫هرچند خوشبختانه این برای من مشکلی نیست.‬

06:45.431 --> 06:49.221
‫توی دفترِ وکالت به جنگِ بی‌عدالتی برید‬

06:49.311 --> 06:52.351
‫دفترِ «مانستر» و»وی‌یان».‬

06:52.431 --> 06:54.971
‫ما اهلِ لوئیزیانا هستیم، می‌دونی که.‬

06:55.601 --> 06:59.141
‫جنابِ قاضی، موکلِ من‬
‫به جداییِ آشتی‌ناپذیر استناد می‌کنه،‬

06:59.221 --> 07:01.431
‫مداخله در حقِ ملاقات، و...‬

07:01.521 --> 07:03.851
‫خدا نمی‌خواد این طلاق اتفاق بیفته.‬

07:03.931 --> 07:06.471
‫اون می‌خواد دیلترتون کلامِ خدا رو پخش کنه.‬

07:06.561 --> 07:07.891
‫یا عیسی مسیح! از الان؟‬

07:07.971 --> 07:09.641
‫همیشه عیسی.‬

07:09.721 --> 07:12.391
‫جنابِ قاضی،‬
‫می‌خوایم این ویدئوی قدیمی از برنامه‌ی دیلترتون رو‬

07:12.471 --> 07:15.351
‫به عنوان مدرک ارائه بدیم.‬

07:15.431 --> 07:18.811
‫اعتراض دارم جنابِ قاضی.‬
‫چه ربطی داره؟ این پرونده‌ی طلاقه.‬

07:18.891 --> 07:23.891
‫نه! ذوق و شوقِ من و بیش‌فعالیِ بزرگسالی‌ام‬
‫هر دوتاش تأثیر داره، آقای گامب.‬

07:23.971 --> 07:26.891
‫اعتراض وارده! داریم فیلم می‌بینیم!‬

07:26.971 --> 07:29.681
‫بگو دیلترتون.‬
‫بهشون بگو چی دیدی.‬

07:29.771 --> 07:32.271
‫اوم، بتمن اون‌جا بود، ‬

07:32.351 --> 07:34.521
‫و داشت به آدم‌بدا شلیک می‌کرد، ‬

07:34.601 --> 07:36.471
‫و آدم‌بدا مُردن.‬

07:36.561 --> 07:41.681
‫منظورِ دیلترتون اینه که خدا مثلِ بتمنه‬
‫چون به عدالت باور داره.‬

07:41.771 --> 07:44.681
‫آره، و مینیون‌ها و پیکاچو.‬

07:44.771 --> 07:45.681
‫و؟ ‬

07:45.771 --> 07:47.681
‫اوم، و خدا گفت، ‬

07:47.771 --> 07:52.271
‫توی بهشت، خانواده‌ها همیشه پیشِ هم هستن.‬

07:52.351 --> 07:53.311
‫آخی!‬

07:53.391 --> 07:54.561
‫- آخی!‬
‫- خواهش می‌کنم!‬

07:54.641 --> 07:57.601
‫این مشخصاً ویدئوی‬
‫شست‌وشوی مغزیِ یه بچه توسطِ پدرشه.‬

07:57.681 --> 08:01.061
‫نه اگه اون پسر‬
‫داره حقیقت رو درباره‌ی خدا می‌گه!‬

08:01.141 --> 08:03.061
‫- که نمی‌گه.‬
‫- ثابتش کن!‬

08:03.141 --> 08:04.641
‫یا خدا! داره اتفاق می‌افته!‬

08:04.721 --> 08:06.891
‫جنابِ قاضی، این یه پرونده‌ی طلاقه!‬

08:06.971 --> 08:07.851
‫متأسفم رفیق.‬

08:07.931 --> 08:11.561
‫به نظر می‌رسه اگه حضانت رو می‌خوای،‬
‫باید یه کارِ خیلی بزرگ بکنی.‬

08:11.641 --> 08:13.471
‫برو به درک، شیلا.‬

08:13.561 --> 08:16.891
‫من به دادگاه اعلام می‌کنم‬
‫که خدا وجود نداره.‬

08:16.971 --> 08:19.391
‫یس!‬

08:19.471 --> 08:23.641
‫دوباره می‌گم، خدا گفت امتیازهای بهشت رو‬
‫می‌شه توی مرکزِ فرشته‌ها نقد کرد،‬

08:23.721 --> 08:27.521
‫اما اگه با ژتون‌های قدیس فعالشون کنی‬
‫سه برابر چرخشِ ابری گیرت می‌آد.‬

08:27.601 --> 08:29.721
‫اما اونا منتقل نمی‌شن به...‬

08:29.811 --> 08:32.221
‫- نقشه چیه؟‬
‫- دنبالِ یه نقطه‌ضعف می‌گردم.‬

08:32.311 --> 08:34.931
‫هوم. چی باعث شد من جلوی پدر و مادرم وایستم؟‬

08:35.021 --> 08:36.601
‫♪ تو باورنکردنی هستی ♪‬

08:36.681 --> 08:38.271
‫♪ اوه! ♪‬

08:40.891 --> 08:42.771
‫اسپایک رادیسون!‬

08:47.271 --> 08:48.391
‫نه، شیلا!‬

08:48.471 --> 08:49.971
‫بی‌خیال شو، شیلای بزرگ.‬

08:50.061 --> 08:53.101
‫اون بچه دیگه زیادی باحاله.‬

08:53.181 --> 08:54.561
‫♪ تو باورنکردنی هستی ♪‬

08:54.641 --> 08:57.891
‫معلومه!‬
‫کلیدِ شورش، یه بچه‌ی بزرگ‌تر و باحاله.‬

08:57.971 --> 09:00.521
‫- اما همچین کسی رو از کجا پیدا کنم؟‬
‫- ...بهشت منحصربه‌فرده...‬

09:00.601 --> 09:01.561
‫ببخشید، چی؟‬

09:01.641 --> 09:04.181
‫داشتم با چاقوی ضامن‌دارم حرکاتِ نمایشی می‌زدم.‬

09:05.061 --> 09:07.971
‫اجرای بدی بود؟ عیب نداره، دفعه‌ی بعد جبران می‌کنی.‬

09:08.061 --> 09:11.221
‫چی؟ بیخیال، من ترکوندم.‬
‫تو دیگه کی هستی؟‬

09:11.311 --> 09:12.931
‫کی، من؟‬

09:13.021 --> 09:14.471
‫من مظهرِ پیرسینگِ بینی‌ام، رفیق.‬

09:14.561 --> 09:17.221
‫من مظهرِ فیلمای رده‌ی سنیِ بزرگسال‬
‫و گفتنِ کلمه‌ی «مزخرفه» هستم.‬

09:17.311 --> 09:20.271
‫من همون زندگیِ خفنی‌ام که می‌تونی داشته باشی‬
‫اگه همه‌ی این اراجیف رو ول کنی.‬

09:20.351 --> 09:21.521
‫ممنونم غریبه‌ی باحال،‬

09:21.601 --> 09:24.311
‫اما تو داری یه پوسته‌ی خالی‬
‫از لذت‌های سطحی رو توصیف می‌کنی.‬

09:24.391 --> 09:28.431
‫همون‌طور که حزقیال در چاهِ دمشق گفت،‬
‫«به پدرت و تمامِ مقامات احترام بذار،‬

09:28.521 --> 09:31.681
‫آره، چون جونِ پلیس‌ها همیشه مهمه.»‬

09:31.771 --> 09:33.681
‫دعا می‌کنم تو هم به آرامشِ مشابهی برسی.‬

09:33.771 --> 09:36.021
‫ام... اما... اما من باحالم!‬

09:36.101 --> 09:37.891
‫و دیگه چی؟‬

09:37.971 --> 09:40.061
‫گفتی این یه پرونده‌ی ساده‌ست.‬

09:40.141 --> 09:43.931
‫حالا پسرم رو پس نمی‌گیرم‬
‫مگر اینکه ثابت کنی خدا واقعی نیست.‬

09:44.021 --> 09:46.391
‫ببین خانم، من که نخواستم این‌طوری بشه.‬

09:46.471 --> 09:49.561
‫الان تنها چیزی که مهمه اینه که نذاریم‬
‫این قضیه از کنترل خارج بشه‬

09:49.641 --> 09:52.271
‫و تبدیل به یه سیرکِ رسانه‌ایِ بزرگ بشه.‬

09:52.351 --> 09:54.181
‫مارگو والبرگر، اتفاقاتِ وگاس.‬

09:54.271 --> 09:57.471
‫آقای گامب، درسته که‬
‫خواستارِ برکناریِ پاپ شدید؟‬

09:57.561 --> 10:01.271
‫فکر می‌کنم مذهب می‌تونه به زندگیِ‬
‫بعضی از آدما معنا بده.‬

10:02.931 --> 10:04.221
‫- هووو!‬
‫- اه.‬

10:04.311 --> 10:08.521
‫آقای او-راویولیو، می‌شه لطفاً تلویزیون رو‬
‫بزنی یه کانال دیگه؟ اصلاً هر چی غیر از این.‬

10:08.601 --> 10:12.601
‫اوه، دلت می‌خواد، نه؟‬
‫ای ملحدِ شیطان‌پرست! تف!‬

10:12.681 --> 10:15.641
‫ممکنه مدام بین ایرلندی‬
‫و ایتالیایی بودن تغییر موضع بدم،‬

10:15.721 --> 10:18.771
‫ولی در هر صورت، یه کاتولیکِ بی‌جنبه‌ام.‬

10:18.851 --> 10:21.311
‫- حالا هم بزن به چاک!‬
‫- می‌دونی چیه؟ باشه.‬

10:21.391 --> 10:23.971
‫این‌بار سعی کردم طبیعی رفتار کنم.‬
‫واقعاً سعی کردم.‬

10:24.061 --> 10:26.851
‫یه شرورِ بی‌خدا می‌خوای؟‬
‫بیا، اینم از این.‬

10:28.391 --> 10:31.391
‫خب، نقشه‌ی بارت سیمپسونی‬
‫زیاد خوب پیش نرفت.‬

10:31.471 --> 10:34.681
‫اصلاً فکرش رو نمی‌کردم.‬
‫دیگه چه چیزی مردم رو تحت‌تأثیر قرار می‌ده؟ ‬

10:34.771 --> 10:39.811
‫بذار ببینم. البته! قرار گذاشتن. فقط کافیه‬
‫اون رو با «دوست‌دخترم» آشنا کنم.‬

10:39.891 --> 10:44.851
‫بگو ببینم کوین.‬
‫با «دوست‌دخترم» آشنا شدی؟ خانمِ...‬

10:44.931 --> 10:49.101
‫زنِ متأهل، خوبه.‬
‫حالا برای کامل کردنِ فامیلیش.‬

10:50.021 --> 10:51.681
‫دات بلوری؟‬

10:51.771 --> 10:52.971
‫خانمِ دات بلوری.‬

10:53.061 --> 10:56.431
‫داره می‌آد این کیسه‌ی‬
‫کاغذهای خردشده رو ببره‬

10:56.521 --> 10:59.271
‫و این کت‌وشلوار رو‬
‫از خشک‌شوییِ شیلا‬

10:59.351 --> 11:03.811
‫و این لوازم آرایشِ قرمزی‬
‫که به آیرین قرض داده بود.‬

11:03.891 --> 11:06.891
‫اِ، فکر کنم صدای‬
‫اومدنش رو می‌شنوم.‬

11:07.931 --> 11:10.141
‫وای خدا! چشمام!‬

11:10.221 --> 11:14.431
‫رنگ داره می‌ره توی مغزم!‬
‫خاطراتم دارن قرمز می‌شن!‬

11:14.521 --> 11:15.521
‫آخ!‬

11:20.351 --> 11:23.221
‫بچه‌ی بیچاره.‬
‫اگه بچه‌های باحال نمی‌تونن نجاتش بدن، پس چی می‌تونه؟‬

11:28.971 --> 11:31.771
‫ویپت! چقدر باکلاس و بزرگونه‌ست.‬

11:33.771 --> 11:36.311
‫شعبده‌باز بودن انتخابِ شغلیِ خوبیه.‬

11:36.391 --> 11:37.931
‫♪ تو باورنکردنی هستی ♪‬

11:38.021 --> 11:40.221
‫البته! من یه نابغه‌ام.‬

11:40.311 --> 11:42.721
‫کارِ بچه‌های باحال نبود.‬
‫کارِ موادِ باحال بود.‬

11:45.721 --> 11:48.811
‫اوه، هی رفیق. گل می‌خوای؟‬

11:48.891 --> 11:51.851
‫اینا باعث می‌شن حسِ فوق‌العاده‌ای داشته باشی‬

11:51.931 --> 11:54.521
‫و در عین حال انگار توی دردسری!‬

11:54.601 --> 11:55.721
‫نه، ممنون.‬

11:55.811 --> 11:58.431
‫«نه، ممنون»؟‬
‫چته بچه؟‬

11:58.521 --> 12:00.311
‫داریم بهت موادِ مجانی‬
‫می‌دیم.‬

12:00.391 --> 12:02.471
‫لعنتی.‬

12:02.561 --> 12:05.641
‫کشیش وایت رو به جایگاه فرامی‌خونم.‬

12:05.721 --> 12:11.681
‫کشیش، آیا خدا می‌تونه سنگی بسازه‬
‫که اون‌قدر بزرگ باشه که حتی خودش هم نتونه تکونش بده؟‬

12:11.771 --> 12:12.891
‫البته که می‌تونه.‬

12:12.971 --> 12:15.061
‫خب، پس...‬

12:15.141 --> 12:20.351
‫...اگه نتونه سنگ رو تکون بده، دیگه دقیقاً‬
‫قادرِ مطلق نیست، مگه نه؟‬

12:20.431 --> 12:22.771
‫اوم... اون... اون نیست! نمی‌تونه!‬

12:22.851 --> 12:25.521
‫تو از کجا این سؤالِ ممنوعه رو بلدی؟‬

12:26.431 --> 12:32.351
‫برای شاهدِ بعدی، هیولای اسپاگتیِ‬
‫تک‌شاخِ پرنده رو به جایگاه فرامی‌خونم.‬

12:32.431 --> 12:33.471
‫نه--‬

12:34.351 --> 12:37.221
‫عالی بود.‬
‫شاید واقعاً برنده‌ی این پرونده بشیم.‬

12:37.311 --> 12:40.771
‫آره، با ۳۰۰ سالِ دیگه‬
‫بحث‌های مذهبیِ شدید،‬

12:40.851 --> 12:43.391
‫شاید بتونیم توی این‬
‫جلسه‌ی حضانت برنده بشیم.‬

12:43.471 --> 12:44.931
‫بفرما، شروع شد.‬

12:45.021 --> 12:48.971
‫لینکلن گامب، تری گراس،‬
‫رادیوی عمومیِ ملی.‬

12:49.061 --> 12:52.521
‫چه حسی داره که‬
‫جدیدترین جنجال‌برانگیزِ لیبرال باشی،‬

12:52.601 --> 12:55.271
‫مثلِ کلارنس دارو، گلوریا استاینم،‬

12:55.351 --> 12:58.471
‫یا مو مو، نهنگی‬
‫که میلیونرها رو غرق می‌کنه؟‬

12:58.561 --> 13:02.561
‫جنجال‌برانگیزِ لیبرالِ نخبه؟ من؟‬

13:03.351 --> 13:07.891
‫تریِ کثیف،‬
‫شخصیتِ دومِ حال‌به‌هم‌زنِ تری گراس،‬

13:07.971 --> 13:10.851
‫رادیوی عمومیِ شرمگاهی.‬

13:10.931 --> 13:13.181
‫چه حسی داره که خفن‌ترین تیکه‌عن باشی‬

13:13.271 --> 13:14.811
‫با بزرگ‌ترین دودول توی مهمونیِ شاش؟‬

13:14.891 --> 13:18.771
‫اوم... آره.‬
‫فکر کنم از ملحد بودن خوشم بیاد.‬

13:18.851 --> 13:20.271
‫♪ تو باورنکردنی هستی ♪‬

13:20.351 --> 13:21.811
‫- ♪ اوه! ♪ - فقط برام سخته که‬

13:21.891 --> 13:25.811
‫پیرمردِ ریشویی رو باور کنم‬
‫که توی ابرها زندگی می‌کنه.‬

13:25.891 --> 13:28.391
‫برقِ خونه از کجا می‌آد؟ رعدوبرق؟‬

13:28.471 --> 13:29.771
‫- احتمالاً.‬
‫- ♪ اون چی بود؟ ♪‬

13:29.851 --> 13:33.521
‫«من لینکلن گامب هستم، وکیلِ ملحد.»‬

13:33.601 --> 13:35.851
‫- «هر چی می‌خوای بپرس.»‬
‫- ♪ با سؤالاتت بهم فشار می‌آری ♪‬

13:35.931 --> 13:38.521
‫- ♪ می‌خوای بهم بگی دروغ نگم... ♪‬
‫- دقیقاً!‬

13:38.601 --> 13:40.471
‫♪ همیشه می‌پرسی‬
‫که همه‌ی اینا برای چیه ♪‬

13:40.561 --> 13:42.391
‫♪ به جواب‌های من گوش نده... ♪‬

13:42.471 --> 13:47.311
‫البته که مذهب جایگاهِ خودش رو‬
‫توی موسیقیِ گاسپل و جنگِ ستارگان داره،‬

13:47.391 --> 13:51.471
‫ولی یه پیام برای هر کسی‬
‫که توی قلبش ایمان داره، دارم.‬

13:51.561 --> 13:52.641
‫سعی کن عقب نمونی.‬

13:52.721 --> 13:54.431
‫بزرگ‌ترها دارن حرف می‌زنن.‬

13:55.521 --> 13:58.431
‫این خنده‌دارترین چیزی بود که تا حالا شنیدم،‬

13:58.521 --> 14:00.601
‫منی که زنمِ جان کرازینسکی‌ام.‬

14:00.681 --> 14:02.221
‫♪ تو باورنکردنی هستی ♪‬

14:02.311 --> 14:03.721
‫سؤالِ من درباره‌ی بهشت اینه که‬

14:03.811 --> 14:07.771
‫آیا مردِ بی‌خدای وحشتناکی مثلِ لینکلن گامب‬
‫اصلاً می‌تونه بره بهشت؟‬

14:07.851 --> 14:08.971
‫نه، درسته؟‬

14:09.061 --> 14:10.471
‫خب، خدا بخشش رو موعظه می‌کنه...‬

14:10.561 --> 14:13.311
‫به‌خاطرِ شکایتِ در جریانِ آقای گامب،‬

14:13.391 --> 14:18.271
‫ما از نظرِ قانونی نمی‌تونیم به هیچ سؤالی‬
‫درباره‌ی خدا، بهشت یا انجیل جواب بدیم.‬

14:19.271 --> 14:22.221
‫ولی خیالتون راحت باشه، ما برنده می‌شیم،‬

14:22.311 --> 14:27.351
‫و پسرم دوباره‬
‫از «پلکانِ بهشت» بالا می‌ره‬

14:27.431 --> 14:29.221
‫وقتی که بخره...‬

14:29.311 --> 14:32.271
‫♪ یه بلیط برای بهشت... ♪‬

14:32.351 --> 14:34.681
‫البته! داشتیم زیادی سخت می‌گرفتیم.‬

14:34.771 --> 14:36.061
‫هیچ‌چیزی به گردِ پایِ حالِ خوشِ‬

14:36.141 --> 14:38.561
‫شورشِ نوجوونی علیه یه والدِ مزخرف نمی‌رسه،‬

14:38.641 --> 14:40.021
‫و این یارو خیلی رو اعصابه.‬

14:40.101 --> 14:42.851
‫هر بچه‌ای دلش می‌خواد به بزرگ‌ترها‬
‫بگه برن به جهنم!‬

14:42.931 --> 14:46.681
‫آره، راست می‌گی!‬
‫هی شیلا، برو به جهنم، ای ملکه‌ی باسن!‬

14:46.771 --> 14:48.641
‫- ملکه‌ی باسن.‬
‫- ♪ اوه ♪‬

14:48.721 --> 14:49.771
‫♪ این دیگه چه... ♪‬

14:49.851 --> 14:54.271
‫چطوری من برنده‌ی مسابقه‌ی ملکه‌ی باسنِ تعطیلاتِ بهاریِ ام‌تی‌وی سال ۹۸ نشدم؟‬

14:55.101 --> 14:58.351
‫باشه، می‌خوام باهاش روراست باشم. فعلاً.‬

14:58.431 --> 15:02.311
‫- قدوس، به باسنِ بی‌نقصم نگاه کن.‬
‫- ♪ تو بهم فشار میاری... ♪‬

15:04.521 --> 15:06.101
‫یه ثانیه دیگه برمی‌گردم، غول‌تشن.‬

15:09.021 --> 15:12.311
‫سلام دوباره. لباسایِ خفنت کجان؟‬

15:12.391 --> 15:14.431
‫- از شرِ اون لباسِ مبدل خلاص شدم.‬
‫- واقعاً؟‬

15:15.101 --> 15:17.271
‫ببین، می‌دونم از همون اول مچم رو گرفتی.‬

15:17.351 --> 15:21.221
‫واقعاً فکر می‌کنم بابات خیلی عوضیه و باید بره به جهنم، که خب... درکت می‌کنم.‬

15:21.311 --> 15:24.021
‫بابایِ منم همین‌طوره. لازم نیست به‌خاطرش بمیری.‬

15:24.101 --> 15:25.311
‫اون همینه که هست.‬

15:25.391 --> 15:28.141
‫فقط شانس آوردم که یه پدرِ دیگه دارم که بیشتر هوامو داره‬

15:28.221 --> 15:29.311
‫و مراقبمه.‬

15:29.391 --> 15:31.021
‫لعنتی، تو واقعاً نمی‌ترسی.‬

15:31.101 --> 15:33.431
‫آره، هرچند که از وادیِ سایه‌ی مرگ می‌گذرم،‬

15:33.521 --> 15:36.521
‫اسلحه همراهمه و سرِ جام می‌ایستم.‬

15:36.601 --> 15:40.271
‫و آیرین، محضِ اطلاع بگم، بابایِ منم واقعاً عوضیه و می‌ره به جهنم.‬

15:40.351 --> 15:43.601
‫♪ یه بلیط به مقصدِ بهشت ♪‬

15:44.391 --> 15:45.811
‫خدا حفظت کنه، آیرین.‬

15:45.891 --> 15:48.391
‫توی یه زندگیِ دیگه، شاید می‌تونستی زنِ خوبی واسم باشی.‬

15:48.471 --> 15:49.931
‫چی؟‬

15:52.181 --> 15:53.521
‫اون فسادناپذیره!‬

15:53.601 --> 15:54.891
‫اوه!‬

15:54.971 --> 15:57.721
‫همین الان دیدم یه موش خورد به ماشین ولی نترکید.‬

15:57.811 --> 15:59.601
‫جنابِ قاضی، برایِ آخرین شاهدم،‬

15:59.681 --> 16:02.851
‫می‌خوام از دیلترتون تیمبل دعوت کنم بیاد جایگاهِ شهود.‬

16:04.351 --> 16:07.641
‫بهم بگو دیلترتون، از اونجایی که انگار جوابِ همه‌چیزو می‌دونی،‬

16:07.721 --> 16:11.561
‫اگه خدا واقعیه، چرا همین الان منو نمی‌کشه؟‬

16:11.641 --> 16:14.181
‫خب، اون خدایِ صلحه.‬

16:14.271 --> 16:18.271
‫خفه شو و اعتراف کن! خدا واقعی نیست. من پادشاهِ آتئیست‌هام!‬

16:18.351 --> 16:22.601
‫هرچقدر دلم بخواد می‌تونم خدایِ احمق رو مسخره کنم و هیچ اتفاقی--‬

16:22.681 --> 16:24.101
‫آخ!‬

16:24.181 --> 16:26.601
‫اعتراض دارم! اون بهم حمله کرد!‬

16:26.681 --> 16:29.891
‫جنابِ قاضی، از اونجایی که خدا سرش گرمِ محافظت از سربازاست،‬

16:29.971 --> 16:33.141
‫منو فرستاد تا این مرد رو بزنم زمین.‬

16:33.221 --> 16:35.391
‫اعتراض وارده نیست! کیش و مات، آتئیست!‬

16:35.471 --> 16:36.771
‫ای بابا.‬

16:36.851 --> 16:39.721
‫صبرم لبریز شده تا این داستانو واسه فک و فامیلم ایمیل کنم‬

16:39.811 --> 16:41.181
‫همونایی که باهام حرف نمی‌زنن.‬

16:41.271 --> 16:44.311
‫من جوابِ همه‌چیزو ندارم. خدا داره.‬

16:44.391 --> 16:47.601
‫واسه همینه که باید بمیرم و برم جوابا رو بگیرم.‬

16:47.681 --> 16:51.141
‫- وگرنه نقشه‌ی خدا غیرقابلِ درکه.‬
‫- چه بهانه‌ی خوبی.‬

16:51.221 --> 16:53.181
‫نه، اصلاً هم خوب نیست.‬

16:53.271 --> 16:57.221
‫سخت‌ترین چیزی که خدا از بنده‌هاش می‌خواد اینه که وقتی غایب به نظر می‌رسه، بهش ایمان داشته باشن،‬

16:57.311 --> 17:00.101
‫و با وجودِ قرن‌ها سکوت، هنوز میلیاردها نفر باورش دارن.‬

17:00.181 --> 17:02.271
‫می‌دونی لینکلن، مامانت توی بهشته.‬

17:02.351 --> 17:05.721
‫داری می‌گی به اینم باور نداری؟‬

17:08.641 --> 17:10.391
‫این فوق‌العاده‌ست!‬

17:10.471 --> 17:12.521
‫♪ من به خدا باور ندارم ♪‬

17:12.601 --> 17:15.561
‫- ♪ ولی باور دارم که مستم ♪‬
‫- این بچه یه تختش کمه!‬

17:15.641 --> 17:19.141
‫راست می‌گه. نمی‌تونیم حریفش بشیم. بُردن توی دادگاه دیگه با خودته.‬

17:19.221 --> 17:21.601
‫نمی‌تونم. اون منو شکست داد. تمومه.‬

17:21.681 --> 17:24.891
‫دچارِ بحرانِ... بی‌ایمانی شدم؟‬

17:24.971 --> 17:27.891
‫خدا واقعیه و از من متنفره.‬

17:27.971 --> 17:29.891
‫هی، برو بیرون ناله کن رفیق.‬

17:40.931 --> 17:42.931
‫اصلاً چه فایده‌ای داره کاری انجام بدیم‬

17:43.021 --> 17:45.811
‫اگه یه بهشتِ ابدی منتظرمونه،‬

17:45.891 --> 17:49.851
‫که یه موجودِ برتر که بی‌قید و شرط دوستمون داره، بهش حکومت می‌کنه؟‬

17:49.931 --> 17:51.311
‫اوه، باز شروع شد.‬

17:51.391 --> 17:54.891
‫می‌دونی، همه گیر دادن به بهشت و جهنم.‬

17:54.971 --> 17:56.221
‫خب، آره دیگه.‬

17:56.311 --> 17:59.181
‫ببین داداش. احتمالاً زندگیِ بعد از مرگی وجود نداره.‬

17:59.271 --> 18:00.521
‫منظورم اینه که، بهش فکر کن.‬

18:00.601 --> 18:03.021
‫آدم از شکنجه کردنِ کسی که بهش خیانت کرده خسته می‌شه،‬

18:03.101 --> 18:04.971
‫مثلاً بعدِ چهار روز، مگه نه؟‬

18:05.061 --> 18:07.061
‫خدا هم که خیلی از تو باهوش‌تره.‬

18:07.141 --> 18:09.141
‫من یه بچه‌ی تیزهوش بودم.‬

18:09.221 --> 18:12.181
‫در عینِ حال، دلت می‌خواد کلِ ابدیت رو‬

18:12.271 --> 18:14.431
‫با آدمایی بگذرونی که زندگیشون رو وقفِ تو کردن؟‬

18:14.521 --> 18:18.141
‫وحشتناک می‌شه! تا حالا جلسه‌ی پرسش و پاسخ با یه کارگردانو دیدی؟‬

18:18.221 --> 18:19.971
‫یا خدا!‬

18:20.061 --> 18:23.271
‫اگه زندگیِ بعد از مرگ مهم بود، اصلاً چرا باید اینجا می‌بودیم؟‬

18:23.351 --> 18:27.431
‫خدا احتمالاً می‌خواد به صدایِ خنده‌ی یه سگ اهمیت بدی،‬

18:27.521 --> 18:31.271
‫یا مثلاً به آدمایی که توی زندگی می‌بینی، یا یه همچین چیزایِ چرت و پرتی.‬

18:31.351 --> 18:35.181
‫آدمایی که توی زندگی می‌بینیم. مثلِ شیلا. راست می‌گی.‬

18:35.271 --> 18:38.771
‫اون خیلی مهم‌تر از خداست. ممنون، پدر.‬

18:42.391 --> 18:43.391
‫- بله؟‬
‫- سلام.‬

18:43.471 --> 18:45.351
‫اوه، آقایِ پاپ!‬

18:45.431 --> 18:46.471
‫اخراج؟‬

18:47.061 --> 18:49.771
‫شیلا، تو از همون اول راست می‌گفتی.‬

18:49.851 --> 18:51.471
‫می‌دونم باید چیکار کنیم.‬

18:51.561 --> 18:53.391
‫نابود کردنِ دیلترتون تیمبل.‬

18:53.471 --> 18:55.561
‫- برایِ نجات دادنش!‬
‫- برایِ نجات دادنش.‬

18:55.641 --> 18:57.561
‫دبرا، با اینکه همه‌ی اینا رو خراب کنیم مشکلی نداری؟‬

18:57.641 --> 18:59.061
‫هر کاری برایِ نجاتِ پسرم.‬

18:59.141 --> 19:03.601
‫پس شیلا، فکر می‌کنی بتونی یه کلکِ بزرگ و احمقانه‌ی آتئیستی بزنی تا ثابت کنی خدا وجود نداره؟‬

19:03.681 --> 19:06.351
‫معلومه! لینکلن، من یه باتریِ ماشین لازم دارم.‬

19:06.431 --> 19:09.431
‫آیرین، ازت می‌خوام کلی آتو از این آدمایی که می‌گم پیدا کنی.‬

19:10.061 --> 19:12.971
‫ایمان یه چیزِ کاملاً شخصیه،‬

19:13.061 --> 19:14.891
‫من کی باشم که بخوام به کسی بگم‬

19:14.971 --> 19:18.431
‫چه دینی رو دنبال کنه یا نکنه؟‬

19:18.521 --> 19:21.221
‫من! همونیم که می‌گم! بزن بریم، شیلا!‬

19:23.351 --> 19:27.101
‫چرا می‌تونی‬
‫اسکلتم رو ببینی؟‬

19:29.971 --> 19:33.521
‫این زن مرده!‬
‫ولی این یکی رو ببین.‬

19:35.851 --> 19:37.771
‫من همین الان ۲۰ ثانیه توی بهشت بودم.‬

19:37.851 --> 19:39.891
‫و اصلاً شبیه اون چیزی‬
‫که دیلترتون توصیف کرد نیست.‬

19:39.971 --> 19:41.521
‫نه تختِ پادشاهیِ طلایی‌ای هست!‬

19:41.601 --> 19:44.431
‫نه جامی از نوشابه‌ی‬
‫«مانتین دیو» بهشتی.‬

19:44.521 --> 19:46.721
‫تو هیچ مدرکی نداری!‬

19:46.811 --> 19:47.681
‫ندارم؟‬

19:47.771 --> 19:51.221
‫داورِ شماره چهار، قلِت اونجا بود.‬
‫همونی که توی رحم جذب شد.‬

19:51.311 --> 19:53.271
‫و خیلی هم شاکیه.‬

19:53.351 --> 19:56.561
‫داورِ شماره نه، سگِ دورانِ بچگی‌ت‬
‫«باکلز» اون بالا بود.‬

19:56.641 --> 19:58.521
‫اون دید که بدون مسواک زدن‬
‫رفتی توی تخت‌خواب.‬

19:58.601 --> 19:59.971
‫یه جرمِ بی‌نقص بود!‬

20:00.061 --> 20:01.971
‫اوه، خواهش می‌کنم! این هیچی رو ثابت نمی‌کنه!‬

20:02.061 --> 20:04.601
‫اوه، خدا کلی حرف درباره‌ی تو داشت.‬

20:04.681 --> 20:08.101
‫گفت هیچ‌وقت ندیدتت،‬
‫ولی به نظرش یه باکره‌ی واقعی میای،‬

20:08.181 --> 20:09.601
‫و اینکه داستانت...‬

20:09.681 --> 20:10.851
‫♪ باورنکردنیه ♪‬

20:10.931 --> 20:11.971
‫اوهو! هو-هو!‬

20:12.061 --> 20:14.311
‫- همین الان دیدم که شامِ آخر رو گرفت!‬
‫- آره! آره!‬

20:14.391 --> 20:15.221
‫آره! آره!‬

20:15.311 --> 20:19.221
‫لینکلن گامب مأمورِ دروغگویِ شیطانه.‬

20:19.311 --> 20:20.601
‫چی؟‬

20:20.681 --> 20:22.601
‫اون منو با وعده‌هایِ لذتِ جنسی‬

20:22.681 --> 20:24.931
‫و ذخایرِ عظیمِ طلایِ ملحدانه‌اش‬

20:25.021 --> 20:28.221
‫از کلیسا دور کرد و فریبم داد.‬

20:28.311 --> 20:30.851
‫دبرا، داری چه غلطی می‌کنی؟‬
‫داشتیم برنده می‌شدیم.‬

20:30.931 --> 20:32.351
‫اوه-هو-هو-هو.‬

20:32.431 --> 20:36.681
‫این کلکِ کوچیکت، یاد گرفتنِ رازهایِ هیئتِ منصفه‬
‫برایِ جعلِ ملاقات با خدا،‬

20:36.771 --> 20:39.601
‫کافی بود تا دوباره سرِ عقل بیام.‬

20:39.681 --> 20:41.891
‫چون تو از خدا متنفری!‬

20:41.971 --> 20:44.021
‫اینطوری نیست. من از خدا متنفر نیستم.‬

20:44.101 --> 20:47.681
‫تایپیست، یکی از جمله‌هایِ لینکلن رو‬
‫تصادفی بخون.‬

20:47.771 --> 20:52.101
‫«من خیلی از خدا متنفرم»، لینکلن گامب،‬
‫دشمنِ شماره یکِ خدا.‬

20:52.181 --> 20:54.521
‫این نباید حساب بشه. مالِ قبلاً بود.‬

20:54.601 --> 20:58.431
‫به اندازه‌ی کافی شنیدم.‬
‫درخواستِ طلاق رد شد. خدا وجود داره!‬

20:58.521 --> 21:03.061
‫دیلترتون، وقتی دیدیش،‬
‫لطفاً بهش بگو چاکریم!‬

21:03.141 --> 21:04.311
‫چشم قربان.‬

21:04.811 --> 21:08.271
‫- پس همه‌اش بی‌فایده بود؟‬
‫- اوه، هی، اونقدرها هم بد نیست.‬

21:08.351 --> 21:10.681
‫تونستی از شرِ اون‬
‫تربیتِ مذهبیِ افراطی‌ت خلاص بشی.‬

21:10.771 --> 21:13.681
‫تربیتِ مذهبیِ افراطی؟‬
‫داری درباره‌ی چی حرف می‌زنی؟‬

21:23.811 --> 21:25.721
‫♪ تو باورنکردنی هستی ♪‬

21:25.811 --> 21:27.851
‫پدر و مادرم نمی‌خواستن‬
‫من مسیحی بشم.‬

21:27.931 --> 21:31.521
‫اونا می‌خواستن من یه تکنسینِ آزمایشگاهِ‬
‫خسته‌کننده با بیمه‌یِ بازنشستگی باشم.‬

21:31.601 --> 21:34.471
‫- اما... خاطراتت!‬
‫- اونا رو واسه خودم نگه داشته بودم!‬

21:34.561 --> 21:37.431
‫خب گلم.‬
‫وقتشه که سنگِ تموم بذاری.‬

21:37.521 --> 21:40.771
‫کوین چند سالشه؟ بیست و خرده‌ای؟‬

21:40.851 --> 21:42.061
‫جوونا از چی خوششون میاد؟‬

21:42.641 --> 21:44.271
‫آها... فرهنگِ روشن‌فکریِ افراطی!‬

21:44.351 --> 21:46.891
‫باید یه کارِ به‌شدت روشن‌فکرانه بکنی‬

21:46.971 --> 21:49.721
‫که تا سال‌ها تویِ کتاب‌هایِ تاریخ‬
‫درباره‌اش بنویسن.‬

21:49.811 --> 21:52.931
‫یک، دو،‬
‫حالا می‌دونی باید چیکار کنی.‬

22:01.351 --> 22:03.641
‫هی، می‌دانم که من یه شیطانم.‬

22:03.721 --> 22:06.391
‫فقط یه سری کاغذبازی دارم‬
‫که باید امضاشون کنی.‬

22:06.471 --> 22:09.641
‫- خیلی رو داری که اومدی ایـ...‬
‫- تنهامون بذار.‬

22:12.021 --> 22:13.931
‫خدا می‌گه بفرمایید بشینید.‬

22:14.641 --> 22:17.431
‫نقشت رو عالی بازی کردی، لینکلن.‬
‫حق داشتم که تو رو انتخاب کنم.‬

22:17.521 --> 22:19.141
‫اما، پدر و مادرت، اونا...‬

22:19.221 --> 22:21.351
‫هر چی بهشون گفته بشه انجام می‌دن.‬

22:21.431 --> 22:26.061
‫خدا می‌گه تویِ این خانواده حرفِ اول و آخر رو من می‌زنم،‬
‫و می‌گم وقتِ فیلم دیدنه.‬

22:26.141 --> 22:27.971
‫صبر کن، داری درباره‌ی چی حرف می‌زنی؟‬

22:28.061 --> 22:31.931
‫جاودانگیِ واقعی. پرده‌یِ نقره‌ایِ سینما.‬

22:32.021 --> 22:34.181
‫یه گیشه‌یِ پرفروش.‬

22:34.271 --> 22:38.641
‫اما برایِ رسیدن به اون، به یه داستانِ خوب نیاز داشتم.‬
‫یه داستانِ واقعی.‬

22:38.721 --> 22:42.061
‫داستانِ یه وکیلِ خبیث‬
‫که سعی می‌کنه، نمی‌دونم،‬

22:42.141 --> 22:45.271
‫تویِ دادگاه ثابت کنه‬
‫که خدایی وجود نداره.‬

22:45.851 --> 22:46.811
‫من... اما...‬

22:46.891 --> 22:51.101
‫خیلی راحت خودت رو غرقِ نقشِ‬
‫لولویِ لیبرال‌ها کردی.‬

22:51.181 --> 22:52.181
‫نمی‌بینی؟‬

22:52.271 --> 22:56.021
‫اونجایی که فقط جایِ پایِ یک نفر بود،‬
‫همون موقعی بود که داشتم کارگردانی‌ت می‌کردم.‬

22:56.601 --> 23:00.561
‫مهم نیست بعد از مرگ کی منتظرمونه،‬
‫من خدایِ تو هستم، لینکلن گامب.‬

23:00.641 --> 23:04.221
‫حالا برو.‬
‫تازه فهمیدم خودارضایی چیه.‬

23:08.021 --> 23:11.601
‫خدا بهم گفت که لازم داره‬
‫چیزایی که تویِ بهشت دیدم رو به مردم بگم.‬

23:11.681 --> 23:14.391
‫تختِ پادشاهی‌ش. اون کامارو. همه‌اش رو.‬

23:14.471 --> 23:16.601
‫- ♪ من عاشقِ عیسی هستم... ♪‬
‫- فقط شجاع باش پسرم.‬

23:16.681 --> 23:20.141
‫دنیا از آدم‌هایی مثلِ ما متنفره،‬
‫آدم‌هایی که ایمان دارن،‬

23:20.221 --> 23:22.681
‫و با هر چی که دارن‬
‫با ما می‌جنگن.‬

23:22.771 --> 23:26.311
‫جنابِ قاضی، مدارک روشنه.‬
‫پسره داره دروغ می‌گه.‬

23:26.391 --> 23:28.721
‫- ♪ من عیسی رو می‌خوام... ♪‬
‫- خدا مرده.‬

23:28.811 --> 23:30.311
‫دلم واسه مامان تنگ شده.‬

23:30.391 --> 23:33.311
‫- با ایمان برِش می‌گردونیم.‬
‫- ♪ که با من قدم بزنه... ♪‬

23:33.391 --> 23:35.681
‫تویِ بهشت با پرنسس دایانا‬
‫پینت‌بال بازی کردم.‬

23:36.271 --> 23:37.141
‫آره.‬

23:39.851 --> 23:43.641
‫- اما من نمی‌خوام طلاق بگیرم.‬
‫- چرا؟ فکر می‌کنی خدا از دستت عصبانی می‌شه؟‬

23:43.721 --> 23:46.811
‫نه، من... منم قبلاً مثلِ تو بودم، و بعدش خدا مامانم رو کشت‬

23:46.891 --> 23:49.351
‫و تمامِ آلتِ تناسلی‌م رو با موادِ شیمیایی سوزوند.‬

23:49.431 --> 23:53.101
‫اگه اون واقعاً وجود داشت،‬
‫چرا باید همچین کاری می‌کرد؟‬

23:53.181 --> 23:56.391
‫- خانواده تنها چیزیه که مهمه.‬
‫- بس کن!‬

23:56.471 --> 24:00.811
‫تنها چیزی که مهمه اینه که همه رو‬
‫مثل خودم بدبخت کنم، لینکلن گامب.‬

24:01.471 --> 24:02.351
‫مگه نه، گلم؟‬

24:03.271 --> 24:04.771
‫صدف‌های داغ!‬

24:04.851 --> 24:06.431
‫وای خدای من!‬

24:06.521 --> 24:07.931
‫می‌تونی اونو بخونی؟‬

24:08.021 --> 24:09.471
‫لطفاً این کارو نکن. تمومش کن.‬

24:20.601 --> 24:25.021
‫چرا زیر قسم چیزی رو که همه‌مون می‌دونیم نمی‌گی، دیلترتون؟‬

24:25.101 --> 24:26.391
‫خدا اصلاً واقعی نیست.‬

24:26.971 --> 24:30.311
‫نه. من اینو نمی‌گم. هیچ‌وقت اینو نمی‌گم.‬

24:32.181 --> 24:34.021
‫چون خدا واقعیه.‬

24:34.101 --> 24:36.891
‫خدا واقعیه.‬

24:37.521 --> 24:41.101
‫درجه‌بندی PG برای «ستایش خدا»، ‬
‫به‌زودی در سینمایی نزدیکِ خدا.‬

24:41.601 --> 24:43.101
‫انگار باید با این بجنگم؟‬

24:43.181 --> 24:47.181
‫تلگراف! چکِ حق‌الامتیاز‬
‫برای لینکلن گامب به مبلغِ ده میلیون دلار!‬

24:47.271 --> 24:49.271
‫این فیلم به مردم امید می‌ده.‬

24:49.351 --> 24:52.431
‫صبر کن، مگه همه‌ی اینا برای این نبود که جلوی‬
‫خودکشیِ اون بچه رو روی صحنه بگیریم؟‬

24:52.521 --> 24:54.311
‫اون فقط یه کلک برای فروختنِ فیلم بود.‬

24:54.391 --> 24:57.431
‫مطمئنم‬
‫یه جایی داره بهمون می‌خنده.‬

24:59.061 --> 25:02.141
‫دیلترتون تیمبل پیشِ خداست.‬

25:02.641 --> 25:04.721
‫همین الان برمی‌گرده.‬

25:05.271 --> 25:06.101
‫مگه نه، دکتر؟‬

25:07.721 --> 25:08.931
‫همه سرِ جاتون بشینید.‬

25:11.891 --> 25:14.141
‫هر لحظه ممکنه.‬

25:16.221 --> 25:18.271
‫خداحافظ، عزیزم! ‬

25:18.351 --> 25:20.021
‫الان نه، بیگ باپر! ‬

25:20.045 --> 25:27.951
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]
Telegram: @Film2Media_Plus</b>
