WEBVTT

00:01.621 --> 00:07.788
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]
Telegram: @Film2Media_Plus</b>

00:07.813 --> 00:09.813
<b>«دانلود فیلم و سریال بدون سانسور از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]
Telegram: @Film2Media_Plus</b>

00:13.771 --> 00:16.851
‫اه. این غذاها اصلاً حشریم نمیکنه

00:23.101 --> 00:24.141
‫♪ اوه ♪‬

00:25.561 --> 00:26.561
‫♪ آه ♪‬

00:27.771 --> 00:28.681
‫♪ اوه ♪‬

00:30.101 --> 00:31.271
‫♪ ممم ♪‬

00:32.391 --> 00:33.561
‫♪ واو ♪‬

00:35.021 --> 00:36.141
‫♪ ممم ♪‬

00:37.221 --> 00:38.271
‫♪ اوه ♪‬

00:40.931 --> 00:41.811
‫ اوه!‬

00:45.141 --> 00:46.431
‫ممم.‬

00:49.431 --> 00:51.521
‫ازدواجمون نجات پیدا کرد!‬

00:51.601 --> 00:53.561
‫خرماهای نوادا.‬

00:53.641 --> 00:55.851
‫دهنتو باز کن و بخورشون! ‬

00:55.931 --> 00:57.141
‫- ‬
‫- ‬

00:57.221 --> 00:59.141
‫ مگه اینا‬
‫فوق‌العاده نیستن، مردم؟ نذارید...‬

00:59.221 --> 01:00.431
‫اوه، چقدر عالی بود!‬

01:00.521 --> 01:04.221
‫- من شهردار و کمدین، جرج والاس هستم!‬
‫- ‬

01:04.311 --> 01:07.521
‫خیلی خوشحالم که توی این روزِ تاریخی اینجام.‬

01:07.601 --> 01:11.431
‫دهه‌هاست که تبلیغ‌های «هات دیتس» داره از تلویزیونِ وگاس پخش می‌شه.‬

01:11.521 --> 01:14.391
‫و به‌خاطرِ همین نمادهای میوه‌ایِ جنسی و فوق‌العاده‌ست...‬

01:14.471 --> 01:17.971
‫...که بالاترین نرخِ تولد و کمترین نرخِ طلاق رو توی کلِ کشور داریم،‬

01:18.061 --> 01:21.181
‫و تقریباً همیشه در وضعیتِ حشری‌بودنِ شدید زندگی می‌کنیم.‬

01:21.271 --> 01:23.681
‫ پسر، «شریس»،‬
‫هرکی رو بخوای برات می‌کشم!‬

01:23.771 --> 01:26.101
‫در ضمن، از کشاورزهای محلی هم حمایت می‌کنن یا یه همچین چیزی. نمی‌دونم.‬

01:26.181 --> 01:32.221
‫و برای اولین‌بار توی ۳۰ سالِ گذشته، بالاخره ظاهرِ «هات دیتس» رو عوض کردن!‬

01:32.311 --> 01:34.271
‫ به «کانی‌لینگو»‬
‫یه شمشیرِ لرزان دادین؟‬

01:34.351 --> 01:36.391
‫- آره بابا، همه‌مون اون کارزار رو دیدیم!‬
‫- ‬

01:36.471 --> 01:39.351
‫خب حالا بدونِ معطلی، امیدوارم همه‌تون در جریانِ...‬

01:39.431 --> 01:42.771
‫...برندِ کاندوم یا کاندومِ زنانه یا سدِ دهانی‌تون باشید،‬

01:42.851 --> 01:45.021
‫یا دستکشِ لاتکس، یا اینکه می‌خواید حامله بشید،‬

01:45.101 --> 01:47.561
‫یا اصلاً بیماری‌های مقاربتی براتون مهم نیست،‬

01:47.641 --> 01:50.351
‫چون این شما و این هم «دیتس»های جدید!‬

01:50.431 --> 01:51.851
‫- ‬
‫- اه!‬

01:51.931 --> 01:54.811
‫- اوه، چیکار کردن؟‬
‫- اینا که... معمولی‌ان؟‬

01:54.891 --> 01:57.221
‫- اوه، پس سوراخ‌هاش کو؟‬
‫- لباسِ دکتر؟‬

01:57.311 --> 01:59.471
‫ دیگه هیچ‌وقت حشری نمی‌شم! ‬

01:59.561 --> 02:01.521
‫خیلی خب همگی، آروم باشید، آروم باشید.‬

02:01.601 --> 02:04.931
‫همگی آروم باشید، خب؟ قبل از اینکه کار به خشونت بکشه...‬

02:05.021 --> 02:07.181
‫- ‬
‫- خیلی خب! ها! یه مرغ!‬

02:50.601 --> 02:52.641
‫- اوم-هوم. آره.‬
‫- اسمِ «کانی‌لینگو» رو عوض کردن.‬

02:52.721 --> 02:58.971
‫گذاشتن دکتر «کانی‌لینگو فلپس»، متخصصِ غدد که عاشقِ موسیقیِ اپراست؟‬

02:59.061 --> 03:01.971
‫همه می‌دونن «کانی‌لینگو» توی قسمتِ ویژه‌ی جنگِ خلیجِ فارس،‬

03:02.061 --> 03:03.681
‫گوشِ میانی‌ش آسیب دید.‬

03:03.771 --> 03:06.351
‫اون اصلاً دانشکده‌ی پزشکی نرفته. رشته‌ش کون‌شناسی بوده.‬

03:06.431 --> 03:09.431
‫دارن سال‌ها پیشینه‌ی داستانیِ تثبیت‌شده رو پاک می‌کنن.‬

03:09.521 --> 03:10.391
‫ببخشید دیر کردم.‬

03:10.471 --> 03:13.561
‫پشتِ جمعیتی که داشتن مجسمه‌ی طلاییِ «شریس» رو پایین می‌کشیدن گیر کردم.‬

03:13.641 --> 03:15.351
‫به این زودی دارن مجسمه‌ها رو پایین می‌کشن؟‬

03:15.431 --> 03:19.221
‫فقط چند مرحله با چپه کردنِ ماشین‌ها فاصله داریم،‬

03:19.311 --> 03:22.971
‫و اگه بابا ماهی یه ماشین چپه نکنه، بدقلق می‌شه.‬

03:23.061 --> 03:24.891
‫روزِ شورش مبارک، اهلِ حال!‬

03:24.971 --> 03:27.271
‫ببخشید دیر کردم. اون بیرون کلی دعوا و مرافعه‌ست.‬

03:27.351 --> 03:29.271
‫اوه، باید بریم اون بیرون!‬

03:29.351 --> 03:31.221
‫باور کن «آیرین»، هیچ‌کس بیشتر از من‬

03:31.311 --> 03:34.021
‫بابتِ این قضیه خشمِ فروخورده نداره،‬

03:34.101 --> 03:35.931
‫اما اول باید این کارو انجام بدیم.‬

03:36.021 --> 03:38.811
‫کانونِ وکلای لاس‌وگاس برای همه‌ی شرکت‌ها‬

03:38.891 --> 03:40.851
‫یه سمینارِ مجازیِ اجباریِ منابعِ انسانی فرستاده‬

03:40.931 --> 03:42.931
‫که باید تا آخرِ امروز تمومش کنیم.‬

03:43.021 --> 03:44.771
‫نوشته تمِ «وگاسِ قدیم» رو داره.‬

03:44.851 --> 03:46.721
‫ نمی‌شه بعداً انجامش بدیم؟‬

03:46.811 --> 03:50.811
‫خب، اگه «گلم» سه ماه از جعبه‌ش به‌عنوانِ زیرپایی استفاده نکرده بود، می‌شد.‬

03:50.891 --> 03:54.641
‫حالا اگه تا آخرِ وقتِ اداری تمومش نکنیم، ممکنه پروانه‌مون رو باطل کنن.‬

03:54.721 --> 03:57.221
‫چرا پنج تا هدست هست؟ ما که کلاً چهار نفریم.‬

03:57.311 --> 03:59.851
‫آقای «گامب»، چیدنِ خودکارهاتون بر اساسِ سایزِ نوک‌شون تموم شد.‬

03:59.931 --> 04:01.601
‫ یه عروسکِ جن‌زده!‬

04:01.681 --> 04:04.641
‫نه آقا، من در واقع فقط یه جوونِ معمولی‌ام.‬

04:04.721 --> 04:05.891
‫«کوین»، دستیارِ حقوقیِ جدید.‬

04:05.971 --> 04:08.851
‫«کوین»، خوشحالم که قراره با ما شروع به کار کنی.‬

04:08.931 --> 04:09.931
‫از همبرگر خوشت می‌آد؟‬

04:10.021 --> 04:13.021
‫و از وقت‌هایی که ورزشکارهای تیم‌های رقیب به هم کمک می‌کنن از روی زمین بلند شن؟‬

04:13.101 --> 04:13.971
‫معلومه که خوشم می‌آد!‬

04:14.061 --> 04:17.721
‫تقریباً به اندازه‌ی سگ‌های گلدن ریتریور با دستمال‌گردنِ قرمز!‬

04:17.811 --> 04:20.101
‫- اوه، ایول!‬
‫- ‬

04:20.181 --> 04:22.021
‫- ‬
‫- مراقب باش!‬

04:22.101 --> 04:23.561
‫ببین، بالاخره این کارو می‌کنیم یا نه؟‬

04:23.641 --> 04:26.971
‫یه ماشینِ سوناتا با استیکرِ «دکتر هو» اونجاست که بدجوری منتظره چپه بشه.‬

04:27.061 --> 04:29.181
‫انجامش می‌دیم. همگی هدست‌ها رو بذارید.‬

04:32.971 --> 04:36.931
‫واو، چه وگاسی! واقعاً کثافت‌کاریش رو خوب درآوردن.‬

04:37.021 --> 04:37.971
‫آخ!‬

04:38.971 --> 04:41.101
‫من... چطوری تکون نخ‬

04:42.521 --> 04:44.061
‫ خانم‌ها و آقایان، ‬

04:44.141 --> 04:47.641
‫هیئتِ منابعِ انسانیِ لاس‌وگاس‬
‫تقدیم می‌کند‬

04:47.721 --> 04:52.311
‫تلفیقِ کامپیوتریِ‬
‫هر پنج شخصیتِ گروهِ رت پک.‬

04:52.391 --> 04:53.971
‫شاهزاده‌ی هیئت‌مدیره، ‬

04:54.061 --> 04:59.351
‫با اون چشم‌های شیشه‌ایِ آبیِ جویی بیشاپ‌گونه‌اش، ‬
‫روکو پروسکو! ‬

04:59.431 --> 05:02.721
‫♪ اوه، اون برات گزارش رد می‌کنه‬
‫فقط واسه یه زبون‌درازیِ ساده ♪‬

05:02.811 --> 05:07.271
‫♪ بده‌بستونی در کار نیست‬
‫فقط چند تا فرم واسه امضا کردن ♪‬

05:08.021 --> 05:11.101
‫♪ اوه، بانوی منابعِ انسانیِ من ♪‬

05:11.601 --> 05:13.521
‫ جمعِ حرفه‌ای به نظر می‌رسین‬
‫امشب اینجا.‬

05:13.601 --> 05:17.101
‫می‌خوام بازخوردِ شما رو‬
‫درباره‌ی اجرائم بشنوم.‬

05:17.601 --> 05:19.561
‫ کدوم دکمه رو‬
‫واسه اون زدی؟‬

05:19.641 --> 05:21.061
‫اوه، بی‌خیال. پیداش کردم.‬

05:21.141 --> 05:24.641
‫اگه مثلِ من باشین، لابد‬
‫از خودتون می‌پرسین «چرا روکو باید وجود داشته باشه؟»‬

05:24.721 --> 05:28.351
‫ببینین رفقا،‬
‫هیچ‌وقت خانواده‌ی کاریِ سمی‌تری‬

05:28.431 --> 05:29.471
‫از گروهِ رت پک وجود نداشته.‬

05:29.561 --> 05:33.811
‫پس حالا هشیاریِ اعضاش‬
‫بینِ مرگ و زندگی توی یه کامپیوتر زنده‌ست،‬

05:33.891 --> 05:36.771
‫و واسه شما آدم‌های خوب آواز می‌خونه.‬

05:37.431 --> 05:40.931
‫♪ اوه، این مخففِ هوم‌رانه‬
‫اما نمی‌تونی تا تهش بری ♪‬

05:41.021 --> 05:42.681
‫♪ اون می‌گه ازت محافظت می‌کنه ♪‬

05:42.771 --> 05:46.101
‫♪ اما در واقع واسه محافظت از‬
‫منافعِ شرکت وجود داره ♪‬

05:46.181 --> 05:48.521
‫♪ اوه، بانوی منابعِ انسانیِ من ♪‬

05:48.601 --> 05:51.351
‫- آره!‬
‫- ممنون که بهم برکت دادی.‬

05:51.431 --> 05:54.971
‫چرا هر کاری که می‌کنیم‬
‫همیشه این‌قدر انتزاعی و عجیب‌غریبه؟‬

05:55.061 --> 05:56.271
‫چرا نباشه؟‬

05:56.351 --> 06:00.061
‫امشب، روکوی پیر قراره محیطِ کارتون رو‬
‫از نظرِ سمی بودن تستِ استرس کنه.‬

06:00.141 --> 06:02.931
‫بیاین با چند تا اطلاعاتِ عمومیِ منابعِ انسانی‬
‫با تمِ گروهِ رت پک شروع کنیم.‬

06:05.061 --> 06:08.521
‫توی صحنه‌ی فیلمِ یازده یارِ اوشن،‬
‫فرانک سیناترا از کلِ تیمش خواست‬

06:08.601 --> 06:12.181
‫که لوئیس مایلستون رو‬
‫از پنجره‌ی طبقه‌ی چهاردهم آویزون کنن‬

06:12.271 --> 06:15.021
‫چون سعی کرده بود دیالوگ‌های بیشتری‬
‫به انجی دیکینسون بده.‬

06:15.101 --> 06:19.141
‫فکر می‌کنی تیمت چقدر توی‬
‫مدیریتِ چالش‌های غیرمنتظره خوبه؟‬

06:19.221 --> 06:20.721
‫فکر کنم خیلی خوب مدیریت می‌کنیم.‬

06:20.811 --> 06:22.641
‫ده از ده. می‌شه تمومش کنیم؟‬

06:22.721 --> 06:24.061
‫من باید الان اون بیرون در حالِ شورش باشم‬

06:24.141 --> 06:26.931
‫مثلاً، می‌دونی، مثلِ هر ملیتی که‬
‫توی شورش کردن بهترینه.‬

06:27.021 --> 06:28.311
‫حدس‌هام ایناست.‬

06:28.391 --> 06:32.851
‫اوه! باید اون حرف‌های نژادپرستانه رو قطع کنم‬
‫و دو امتیاز ازت کم کنم، عزیزم.‬

06:32.931 --> 06:36.431
‫بقیه‌تون چی؟‬
‫شما گربه‌های عجیب‌غریب محیطِ کارِ انسانی دارین؟‬

06:36.521 --> 06:39.851
‫من اینجا تازه‌واردم، اما تا الان،‬
‫همه به نظر خیلی محترم میان.‬

06:40.891 --> 06:44.311
‫خب، خیلی محترمانه به نظر نمی‌رسه‬
‫که به کارمندات چیزی نگی‬

06:44.391 --> 06:46.771
‫درباره‌ی یه آدمِ جدیدی که استخدام کردی‬
‫اونم بدونِ نظرِ اونا.‬

06:46.851 --> 06:48.061
‫می‌شه الان این بحث رو راه نندازیم؟‬

06:48.141 --> 06:50.641
‫فکر کردم خوشحال می‌شی‬
‫که یکی رو آوردم‬

06:50.721 --> 06:51.971
‫تا جورِت رو بکشه.‬

06:52.061 --> 06:53.851
‫کدوم جور؟ ما همیشه سرمون شلوغه.‬

06:53.931 --> 06:57.101
‫شاید اگه با هر دیوونه‌ای که از تو خیابون‬
‫پیدا می‌کنی کار نمی‌کردی این‌طوری نمی‌شد.‬

06:57.181 --> 06:59.971
‫در واقع، این برنامه می‌تونه شبیه‌سازی‌های‬
‫ویدئویی تولید کنه‬

07:00.061 --> 07:02.061
‫از هر اتفاقی که بهش اشاره می‌کنین.‬

07:02.141 --> 07:06.391
‫خوبه، چون من چند تا نمونه‌ی تصویریِ‬
‫فوق‌العاده تو ذهنمه.‬

07:07.641 --> 07:10.471
‫من اتفاقی ماشینی خریدم‬
‫که از روی برادرم رد می‌شه‬

07:10.561 --> 07:11.891
‫هر وقت که اون منو عصبانی می‌کنه.‬

07:11.971 --> 07:14.681
‫باید از تویوتا شکایت کنیم،‬
‫و باید از برادرم هم شکایت کنیم.‬

07:16.021 --> 07:18.971
‫- ما می‌تونیم کمکت کنیم.‬
‫- می‌خوام از آلتِ خودم شکایت کنم.‬

07:19.061 --> 07:20.601
‫می‌کشیمش پایین.‬

07:20.681 --> 07:23.271
‫کازینو می‌گه‬
‫نمی‌تونم بردهام رو نگه دارم‬

07:23.351 --> 07:26.061
‫چون در واقع دو تا بچه‌ام‬
‫توی یه بارونیِ بلند.‬

07:26.141 --> 07:28.931
‫که دقیقاً همون چیزیه که‬
‫می‌خوام اونا فکر کنن.‬

07:29.021 --> 07:31.271
‫پس چرا به ما نیاز داری؟‬

07:31.351 --> 07:34.181
‫خب معلومه، می‌خوام از آلتِ خودم‬
‫شکایت کنم.‬

07:34.271 --> 07:35.771
‫تخصصِ ماست.‬

07:35.851 --> 07:38.141
‫واو، به طرزِ ناراحت‌کننده‌ای دقیق بود.‬

07:38.221 --> 07:41.721
‫♪ دارم مغزهاتون رو اسکن می‌کنم، آه! ♪‬

07:41.811 --> 07:44.601
‫خب، من و لینکلن‬
‫خیلی هماهنگ با هم کار کردیم.‬

07:44.681 --> 07:48.561
‫اوه، مثلِ وقتی که توی مهمونیِ مشتری‌های باکلاس‬
‫همه رو انگشت‌به‌دهن کردی.‬

07:48.641 --> 07:50.931
‫رفقا، انگار یکی دیگه داریم.‬

07:52.931 --> 07:56.811
‫بگو ببینم، دوشیزه فلامبه،‬
‫از تولستوی خوشت می‌آد؟‬

07:56.891 --> 08:01.181
‫معلومه که آره!‬
‫باز، وودی، خرسِ بغلی.‬

08:01.681 --> 08:03.351
‫اون سگِ اسلینکیِ لعنتی!‬

08:03.431 --> 08:05.021
‫خب یه بار سوتی دادم.‬

08:05.101 --> 08:06.181
‫خب...‬

08:07.971 --> 08:11.601
‫اوه، شوخیِ جالبی بود دوشیزه فلامبه،‬
‫اما بیاین بحث رو عوض کنیم.‬

08:11.681 --> 08:13.101
‫از شوبرت خوشت می‌آد؟‬

08:13.181 --> 08:14.681
‫شیلا، منظورش...‬

08:14.771 --> 08:16.971
‫کفشِ دیلبرت هم الان یه شخصیت شده؟‬

08:17.061 --> 08:19.521
‫آه! داگبرت از این خوشش نمی‌آد.‬

08:20.141 --> 08:23.471
‫خب، این‌طوری هم نیست که آدابِ معاشرتِ‬
‫آیرین توی محلِ کار خیلی عالی باشه.‬

08:26.221 --> 08:28.471
‫آیرین، آتیش‌سوزی شده؟ چه خبره؟‬

08:28.561 --> 08:30.681
‫واو، خیلی خفن و بزرگونه به نظر می‌رسی.‬

08:30.771 --> 08:31.811
‫آه.‬

08:31.891 --> 08:34.851
‫من خیلی خفنم،‬
‫اونم به لطفِ سیگار کشیدن!‬

08:34.931 --> 08:39.521
‫اما حتماً خفن به نظر رسیدن‬
‫تنها فایده‌ی سیگار کشیدنه.‬

08:39.601 --> 08:41.141
‫خب، به کسی نگو،‬

08:41.221 --> 08:45.271
‫اما سیگار رازِ عضله‌های گنده‬
‫و دندون‌های بی‌نقصِ من هم هست.‬

08:45.351 --> 08:48.311
‫واو! اگه بچه بودم،‬
‫دلم می‌خواست دقیقاً مثلِ تو باشم.‬

08:48.391 --> 08:50.521
‫الان برمی‌گردم.‬
‫فقط می‌رم دودِ بیشتری بگیرم‬

08:50.601 --> 08:52.931
‫با کشیدنِ بقیه‌ی اینا‬
‫توی یه یخچالِ متروکه.‬

08:56.851 --> 09:00.351
‫خب، کاری که آیرین توی اون کلیپ کرد‬
‫واقعاً بی‌نقص بود،‬

09:00.431 --> 09:01.971
‫ولی بعضی وقتا هم گند می‌زنه.‬

09:02.061 --> 09:05.221
‫خب، تنها چیزی که می‌تونم بگم‬
‫اینه که به عنوان یه مدیر مرد،‬

09:05.311 --> 09:11.521
‫دارم تمام تلاشمو می‌کنم تا محیط امنی‬
‫برای پیشرفتِ تمام کارمندای زنم فراهم کنم.‬

09:11.601 --> 09:13.061
‫ ایول، دمت گرم!‬

09:13.141 --> 09:18.141
‫برنامه‌نویسیِ منابع انسانیِ من، بابت این شعارهای‬
‫توخالی و ناشیانه، ۱۰ امتیاز بهت می‌ده.‬

09:18.221 --> 09:22.311
‫حالا که حرف از لب و مشت‬
‫و خدمت و گوشت شد،‬

09:22.391 --> 09:26.221
‫بریم سراغ سوال بعدی‬
‫که درباره‌ی روابط عاطفی توی محیط کاره.‬

09:26.721 --> 09:29.851
‫♪ میوه‌ی ممنوعه‌ی رانِ یه رئیس ♪‬

09:29.931 --> 09:33.101
‫♪ یا پایِ یه نامه‌رسان‬
‫انجامش نده، آره ♪‬

09:33.181 --> 09:36.601
‫فرانک سیناترا با زنِ هامفری بوگارت‬
‫رابطه داشت،‬

09:36.681 --> 09:40.221
‫یعنی لورن باکال،‬
‫اونم وقتی بوگارتِ پیر داشت از سرطان می‌مرد.‬

09:40.311 --> 09:44.061
‫رابطه‌ی مخفیانه‌ای توی اداره هست‬
‫که لازم باشه لو بدید؟‬

09:44.141 --> 09:45.971
‫اه! معلومه که نه!‬

09:46.061 --> 09:49.771
‫خب، از لحاظ فنی... ما با هم سکس داشتیم.‬

09:49.851 --> 09:50.721
‫چی؟‬

09:50.811 --> 09:53.721
‫فقط یه بار اتفاق افتاد‬
‫و واقعاً چیز مهمی نیست.‬

09:56.641 --> 09:58.471
‫اتفاقاً خیلی هم موضوع مهمیه.‬

09:58.561 --> 10:01.601
‫حالا باید کلِ رابطه‌ی جنسی‌تون رو‬
‫کالبدشکافی کنیم،‬

10:01.681 --> 10:04.521
‫اونم با تمام جزئیات، دقیقاً بعد از این بخش.‬

10:04.601 --> 10:06.471
‫ آگهی بازرگانی هم داره؟‬

10:06.561 --> 10:07.681
‫ای بابا.‬

10:07.771 --> 10:12.271
‫باید یه ارائه‌ی خفن توی شرکت بدم‬
‫که دهنِ رئیس وا بمونه،‬

10:12.351 --> 10:14.391
‫ولی تنها چیزی که دارم یه ویدیوی ۲۰ دقیقه‌ایه‬

10:14.471 --> 10:18.101
‫که خیلی سریع و خلاصه‬
‫نکاتی که باید بگم رو توضیح می‌ده.‬

10:18.181 --> 10:20.771
‫- حتماً اخراج می‌شم.‬
‫- شاید هم نه.‬

10:20.851 --> 10:24.221
‫چی می‌گی اگه بهت بگم یه شرکتی هست‬
‫که اون‌قدر شجاعه که تجربه‌های‬

10:24.311 --> 10:27.471
‫شش ساعته‌ی واقعیت مجازیِ شرکتی‬
‫با تم‌های مختلف می‌سازه؟‬

10:27.561 --> 10:30.101
‫اه لعنتی، گندش بزنن! اول اینکه کوین وجود داره.‬

10:30.181 --> 10:34.271
‫حالا هم باید تبلیغ ببینم تا بشنوم‬
‫عموم داره درباره‌ی فعالیت‌های دودولش حرف می‌زنه؟‬

10:35.431 --> 10:38.971
‫خواهشمندم! منحرفای عزیزِ لوس‌وگاس،‬
‫غارت رو تموم کنید!‬

10:39.061 --> 10:41.721
‫خواهش می‌کنم، ای عوضیایِ کوچولویِ عجیب‌وغریب!‬
‫تمومش کنید!‬

10:43.471 --> 10:45.891
‫ای بابا، همین الان دارن غارت می‌کنن!‬

10:45.971 --> 10:49.931
‫به زودی توی کلِ لوس‌وگاس حتی یه ماشین هم‬
‫پیدا نمی‌شه که چپ نکرده باشن.‬

10:50.021 --> 10:51.771
‫خیلی خب، بسه دیگه. من رفتم.‬

10:53.021 --> 10:55.271
‫ چرا نمی‌تونم از این کوفتی بیام بیرون؟‬

10:55.351 --> 10:58.021
‫چون روی سرت قفل شده،‬
‫خوشگله.‬

10:58.101 --> 11:00.771
‫و تا وقتی برنامه رو تموم نکنی،‬
‫در نمی‌آد.‬

11:00.851 --> 11:03.181
‫مگه نشنیدی داشتم اون نوشته‌های ریز رو‬
‫با آواز برات می‌خوندم؟‬

11:03.271 --> 11:06.641
‫خروج زودهنگام از بازی‬
‫ممکنه باعث تشنج و...‬

11:06.721 --> 11:08.771
‫♪ اسهال بشه! ♪‬

11:08.851 --> 11:09.971
‫ لعنتی!‬

11:10.061 --> 11:11.471
‫یه امتیاز منفی!‬

11:12.601 --> 11:17.601
‫خیلی خب، ای رفقایِ باحال.‬
‫بیاید بریم سراغ مسائل جنسی.‬

11:20.561 --> 11:24.811
‫دوباره می‌گم، ما با هم نیستیم.‬
‫در ضمن، آیرین ۱۶ سالشه.‬

11:24.891 --> 11:26.271
‫ردیفش کردم، عزیزم.‬

11:28.311 --> 11:30.391
‫- هوا نیست!‬
‫- اوه، معلومه که هست.‬

11:30.471 --> 11:34.061
‫خب، برامون بگید چطوری شروع شد.‬
‫رابطه‌ی پولی بود؟‬

11:34.141 --> 11:36.931
‫پول، قول، یا لطفی رد و بدل شد؟‬
‫قضیه‌ی شیر چی؟‬

11:37.021 --> 11:38.521
‫تو از اون پسرایی هستی که با شیر حال می‌کنن؟‬

11:38.601 --> 11:41.141
‫جفتمون از بررسیِ مثلاً صد تا پرونده‬
‫حسابی کلافه شده بودیم،‬

11:41.221 --> 11:43.931
‫اونم برای قاضی‌ای که سرش رو بریده بودن،‬
‫واسه همین کاری رو کردیم که غریزی بود.‬

11:44.021 --> 11:45.641
‫معمولی‌ترین اتفاقِ دنیا بود.‬

11:45.721 --> 11:47.351
‫بعدش هم همه‌چی عادی موند. تمام.‬

11:47.431 --> 11:49.181
‫از نظر قانونی، باید ببینمش.‬

11:49.271 --> 11:51.811
‫- ‬
‫- اوه، لینکلن.‬

11:51.891 --> 11:54.521
‫جای جونورای کثیف توی یه‬
‫ساختمون اداریِ شیک نیست.‬

11:54.601 --> 11:56.851
‫یه مامور دفع آفات باید چیکار کنه؟‬

11:56.931 --> 12:00.021
‫خواهش می‌کنم خانم،‬
‫فقط سریع تمومش کن و منو له کن.‬

12:00.101 --> 12:01.561
‫یپ-یپ-یپ-یپ.‬

12:02.141 --> 12:03.391
‫آره!‬

12:04.641 --> 12:05.811
‫وای!‬

12:05.891 --> 12:09.061
‫من خاطرات جنسیِ چندین مردِ مزخرف رو‬
‫توی ذهنم دارم،‬

12:09.141 --> 12:11.181
‫ولی حتی منم می‌دونم این یکی خیلی عجیبه، بچه.‬

12:11.271 --> 12:14.681
‫بهم بگو شیلا، آیا آسیبِ جسمی یا شغلیِ دائمی‌ای‬

12:14.771 --> 12:16.181
‫از این رابطه به وجود اومد؟‬

12:16.271 --> 12:19.021
‫نه. نگران بودم لینکلن رفتارش عجیب بشه،‬
‫ولی نشد.‬

12:19.101 --> 12:20.471
‫فقط یه بار بود.‬

12:20.561 --> 12:25.771
‫مثل اون یه باری که توی جکوزی با الویرا،‬
‫ملکه‌ی شب، سکس داشتم.‬

12:26.721 --> 12:28.601
‫هان؟ هان؟‬

12:28.681 --> 12:31.141
‫اه! حتماً باید واقعی باشن؟ لعنتی!‬

12:31.221 --> 12:36.021
‫خب، اگه تلاشتون برای گول زدنِ روکویِ پیر‬
‫واسه ساختنِ فیلم پورن تموم شده،‬

12:36.101 --> 12:37.271
‫یه خبر خوب دارم.‬

12:37.351 --> 12:39.021
‫- ‬
‫- ‬

12:39.101 --> 12:41.971
‫♪ اوه، تبریک می‌گم ♪‬

12:42.061 --> 12:43.431
‫تو می‌دونستی؟‬

12:43.521 --> 12:46.771
‫منظورت رابطه‌ی اون دوتاست؟‬
‫معلومه که می‌دونستم.‬

12:46.851 --> 12:48.681
‫آره، یه جورایی ضایع بود.‬

12:48.771 --> 12:49.931
‫زجرکشت می‌کنم.‬

12:50.021 --> 12:52.601
‫ تهدید به مرگ، ۲۰ امتیاز منفی.‬

12:52.681 --> 12:56.351
‫قبل از اینکه بریم سراغ کار تیمی،‬
‫یه حقیقتِ جالبِ دیگه از گروه «رت پک».‬

12:56.431 --> 12:57.891
‫همه یه جورایی با بدرفتاریِ‬

12:57.971 --> 13:01.561
‫فرانک، دینو و بقیه با سمی دیویس جونیور‬
‫کنار اومدن.‬

13:01.641 --> 13:03.971
‫شما چطوری همدیگه رو اذیت کردید؟‬

13:04.641 --> 13:07.061
‫خب، اگه کسی شکایتِ دیگه‌ای نداره،‬
‫می‌تونیم بریم سراغ...‬

13:07.141 --> 13:07.971
‫- اوه، منم همین‌طور!‬
‫- منم.‬

13:08.061 --> 13:09.141
‫منم همین‌طور.‬

13:09.221 --> 13:11.311
‫- منم.‬
‫- کلیپ‌ها!‬

13:11.391 --> 13:15.721
‫این‌همه زحمت کشیدم تا گلم برنده بشه،‬
‫اون‌وقت اون داره همه‌ی افتخارشو به نام خودش می‌زنه.‬

13:15.811 --> 13:16.891
‫امکان نداره.‬

13:16.971 --> 13:20.021
‫گلم متواضع‌ترین آدمیه که‬
‫تا حالا به دنیا اومده.‬

13:20.811 --> 13:23.021
‫تبریک می‌گم گلم. واقعاً از پسش براومدی.‬

13:23.101 --> 13:23.971
‫بله.‬

13:24.561 --> 13:25.521
‫ما؟ واقعاً؟‬

13:25.601 --> 13:26.931
‫البته که بله.‬

13:27.431 --> 13:32.061
‫«وی» یعنی بله به فرانسوی.‬
‫من انجامش دادم! من بهترینِ دنیام!‬

13:32.681 --> 13:36.141
‫ شیلا!‬
‫دیگه نذار این آشغالای مستهجنت رو بفرستن دفتر!‬

13:36.221 --> 13:38.271
‫- چرا نمی‌ری پورن رو آنلاین ببینی؟‬
‫- چون من...‬

13:38.351 --> 13:40.561
‫پورن آنلاین هم هست؟ من باید برم!‬

13:40.641 --> 13:44.021
‫آیرین، من باید برم!‬
‫پورن آنلاین شده! به لینکلن بگو من مُردم!‬

13:45.851 --> 13:47.771
‫اوه آره!‬

13:47.851 --> 13:50.391
‫ آیرین، دیگه نذار این‬
‫آشغالای مستهجنت رو بفرستن دفتر.‬

13:51.061 --> 13:55.471
‫چه خبر آیرین؟ منم، کارتر.‬
‫بیا بریم تنیس بازی کنیم رفیق.‬

13:55.971 --> 13:57.101
‫وای خدای من، شیلا!‬

13:57.181 --> 14:00.601
‫برای میلیونمین بار، من توی اون فیلم‬
‫«دختران سفیدپوست» با جنسیت معکوست بازی نمی‌کنم،‬

14:00.681 --> 14:03.811
‫که به یه دلیلی،‬
‫اسمشو گذاشتی «چاک‌های سفیدپوست»؟‬

14:04.311 --> 14:07.971
‫کارتر! اینجایی پسر.‬
‫حاضری بریم تنیس؟‬

14:08.061 --> 14:10.771
‫باورم نمی‌شه‬
‫کسی اون آشغال رو دیده باشه.‬

14:10.851 --> 14:12.891
‫«چاک‌های سفیدپوست» توی هفته‌ی اول اکران داخلی‬
‫۳۱ میلیون دلار فروخت...‬

14:12.971 --> 14:14.771
‫- باید اسمشو می‌ذاشتن «آلت‌های سفیدپوست»!‬
‫- تو کارتری؟‬

14:14.851 --> 14:17.061
‫- قرار بود ساقدوشِ عروسیم باشه!‬
‫- ‬

14:17.141 --> 14:19.181
‫من دوستِ مردِ زیادی ندارم!‬

14:19.271 --> 14:22.141
‫- وقتِ فعالیته!‬
‫- ‬

14:22.221 --> 14:25.311
‫پسر، اون بخش‌هایی از‬
‫شخصیتِ چندگانه‌ام‬

14:25.391 --> 14:27.891
‫که دائم‌الخمرن، بدجوری تشنه‌شونه.‬

14:27.971 --> 14:30.141
‫وقتشه مهارت‌های ارتباطی‌تون رو امتحان کنیم.‬

14:30.221 --> 14:32.641
‫سفارشِ نوشیدنیِ من اینجا ظاهر می‌شه،‬

14:32.721 --> 14:35.061
‫و وظیفه‌ی شماست که‬
‫با همکاری هم آماده‌اش کنید.‬

14:35.141 --> 14:37.931
‫این مثل اون بازیِ آشپزیِ سرگرم‌کننده‌ست که‬
‫مطمئنم‬

14:38.021 --> 14:39.601
‫باعثِ طلاقِ برادرم شد.‬

14:39.681 --> 14:42.311
‫- ‬
‫- نه، وقت نداریم واردِ داستان‌های کوین بشیم.‬

14:42.391 --> 14:44.101
‫ببینید، می‌دونم همه‌مون یکم کلافه‌ایم،‬

14:44.181 --> 14:48.061
‫ولی می‌شه اینو تحمل کنیم‬
‫تا بتونیم کسب‌وکارمون رو حفظ کنیم؟‬

14:48.141 --> 14:51.271
‫- خب، زمانتون از همین الان شروع می‌شه.‬
‫- ‬

14:51.351 --> 14:53.311
‫خیلی خب شیلا،‬
‫تو برو بخشِ نمک زدن به لبه‌ی لیوان،‬

14:53.391 --> 14:56.931
‫آیرین، تو مسئولِ تزییناتی،‬
‫و کوین، تو هم کارِ کوبیدن رو انجام بده.‬

14:57.021 --> 14:58.021
‫- ‬
‫- ‬

14:58.101 --> 15:01.521
‫ کمکم کنید! می‌دونم‬
‫خنده‌دار به نظر می‌رسه، ولی واقعاً درد داره!‬

15:01.601 --> 15:04.601
‫باشه، باید جای گلم رو پر کنیم.‬
‫کوین، یکم پرتقال توسرخ می‌خوام.‬

15:04.681 --> 15:08.181
‫جای منو پر کنید؟ گلم؟‬
‫من که همه‌اش دارم کمک می‌کنم.‬

15:08.271 --> 15:12.561
‫آهان، باشه. بیا کمک‌هایی که‬
‫توی ماهِ گذشته کردی رو مرور کنیم.‬

15:12.641 --> 15:15.521
‫گلم، لطفاً این دفعه فقط مدارک رو‬
‫بایگانی کن.‬

15:15.601 --> 15:18.101
‫ انگار من خیلی راحت حواسم پرت می‌شه.‬

15:20.431 --> 15:22.311
‫هی، من به اون نیاز دارم تا باحال به نظر بیام!‬

15:22.391 --> 15:25.851
‫امیدوارم برای چند ساعت‬
‫جنگیدن آماده باشی، کلاغ!‬

15:25.931 --> 15:30.061
‫ همون کلکِ قدیمیِ‬
‫ماهی بیرون از پنجره.‬

15:30.811 --> 15:33.271
‫- ‬
‫- گلم.‬

15:33.351 --> 15:35.351
‫گلم، رفیق.‬

15:37.561 --> 15:39.181
‫گلم.‬

15:39.205 --> 15:41.205
‫ب . . ا م .. ا ب...ین

15:42.521 --> 15:43.931
‫گلم، اون رو بایگانی کردی...‬

15:44.021 --> 15:44.851
‫این دیگه چه کوفتیه؟‬

15:44.931 --> 15:46.141
‫ لینکلن، نترس،‬

15:46.221 --> 15:48.851
‫ولی ازت می‌خوام همین الان‬
‫شروع کنی به بوسیدنِ پاهای من‬

15:48.931 --> 15:51.641
‫تا بفهمن که نمی‌خوای سلطه‌ی منو‬
‫به چالش بکشی.‬

15:51.721 --> 15:56.851
‫اوه، و یه راه بهم بگو که یه شرکتِ حقوقی‬
‫نتونه از یه ارتشِ کلاغ استفاده کنه.‬

15:56.931 --> 15:59.811
‫آره، این یه مثالِ عالیه از اینکه گلم چقدر خفنه.‬

15:59.891 --> 16:01.391
‫حالا مگه چی شده اگه توی این بازی افتضاحه؟‬

16:01.471 --> 16:03.561
‫تقصیرِ اون نیست که‬
‫این‌قدر پیر و فرتوت شده.‬

16:03.641 --> 16:07.021
‫من پیر نیستم آیرین! ۶۳ سالمه! یعنی نسلِ ایکس!‬

16:07.101 --> 16:10.391
‫من نوازنده‌ی بیسِ اصلیِ‬
‫گروه «بیکینی کیل» بودم!‬

16:10.471 --> 16:12.601
‫من نمی‌دونم «بیکینی کیل» چیه!‬

16:12.681 --> 16:15.021
‫طبق گفته‌ی کاتلین هانا،‬
‫منم نمی‌دونستم.‬

16:15.101 --> 16:18.721
‫باشه، جدی آیرین، اگه کسی لازم باشه‬
‫به «بیکینی کیل» گوش بده، تویی.‬

16:18.811 --> 16:21.431
‫- دوم اینکه، ما داریم سعی می‌کنیم یه کسب‌وکار رو اداره کنیم.‬
‫- آره آیرین.‬

16:21.521 --> 16:24.061
‫تو بچه‌ی باهوشی هستی، ولی هنوز باید‬
‫یکم بزرگ بشی.‬

16:24.141 --> 16:26.721
‫منظورم اینه که تو همین سه ماه پیش‬
‫هنوز به بابا نوئل باور داشتی.‬

16:26.811 --> 16:29.021
‫اون یه نقطه‌ضعف بود. من پخته‌ام!‬

16:29.101 --> 16:30.101
‫اوه، واقعاً؟‬

16:30.721 --> 16:35.181
‫هیچ‌کس تا حالا این‌طوری بهم علاقه نشون نداده بود.‬
‫همه فکر می‌کنن من یه آدمِ عجیب‌وغریبم.‬

16:36.561 --> 16:39.811
‫تو از درون و بیرون زیبایی.‬

16:40.601 --> 16:42.971
‫- با من میای جشنِ رقص؟‬
‫- بازم؟‬

16:43.061 --> 16:44.971
‫آیرین، لطفاً، دیگه شرط نبند‬

16:45.061 --> 16:47.721
‫که می‌تونی خرخون‌ها رو‬
‫به پادشاه و ملکه‌ی جشن تبدیل کنی.‬

16:47.811 --> 16:50.181
‫آخریش هنوز داره اون بیرون گریه می‌کنه.‬

16:50.271 --> 16:55.351
‫- آیرین! آهنگِ موردعلاقه‌ت رو آوردم! عاشقم باش!‬
‫- ♪ خوش می‌گذره! پارتیِ پیتزا... ♪‬

16:55.431 --> 16:58.271
‫چرا فقط به من گیر می‌دید؟‬
‫همه‌ی شما...‬

16:58.851 --> 17:02.101
‫خبرِ خوب! اجاره‌ی این ماه جور شد.‬

17:04.721 --> 17:07.811
‫♪ تو تقریباً رفته بودی... ♪‬

17:07.891 --> 17:11.351
‫«پسرم، به این می‌گی رقصیدن‬
‫با زنِ آینده‌ت؟»‬

17:11.431 --> 17:13.601
‫«چرا نمی‌تونی مثلِ برادرت‬
‫زن‌ها رو راضی نگه داری؟»‬

17:13.681 --> 17:15.521
‫دارم تلاشمو می‌کنم، مامانی!‬

17:16.561 --> 17:19.431
‫این بهترین تولدِ عمرمه.‬

17:19.521 --> 17:23.521
‫می‌دونم سخته شیلا،‬
‫ولی گربه‌ها که تا ابد زنده نمی‌مونن.‬

17:23.601 --> 17:25.471
‫ ولی من وقت بیشتری می‌خواستم‬

17:25.561 --> 17:27.471
‫با اورتون «اوبی» ویکفیلد-جونزِ کوچولو!‬

17:27.561 --> 17:28.681
‫- ‬
‫- الو؟‬

17:28.771 --> 17:32.351
‫- شما «استادِ معما در صبحِ» رادیو ۹۲.۹ هستید؟ ‬
‫- ‬

17:32.431 --> 17:33.431
‫ لعنتی، چارلز! ‬

17:33.521 --> 17:37.391
‫بهت گفتم موقع‬
‫«جشنواره‌ی گوزِ جمعه با جایزه‌ی دوبل» بهم زنگ نزن!‬

17:37.471 --> 17:41.061
‫مطمئنم اونم نمی‌خواست تو ناراحت باشی.‬
‫دوستت داشت.‬

17:41.141 --> 17:43.431
‫- اوه، عالی شد! پس دارم در حقش کوتاهی می‌کنم!‬
‫- ‬

17:43.521 --> 17:48.601
‫ دکتر استینک و رادنیِ خیس‬
‫از رادیو ۱۰۳.۹ دبلیو-جی-آر-پی «دِ گروپ»؟ ‬

17:48.681 --> 17:51.221
‫- اه! باز هم چارلز! ‬
‫- ‬

17:51.721 --> 17:54.021
‫اگه باعث دلداریت می‌شه،‬
‫اون دستگاهی که‬

17:54.101 --> 17:57.561
‫برای تمرینِ نادیده گرفتنِ گلم ازش استفاده می‌کنیم‬
‫واقعاً داره جواب می‌ده.‬

17:57.641 --> 17:59.971
‫- ‬
‫- چارلز، به خدا قسم! ‬

18:00.061 --> 18:02.811
‫صبر کن، دکتر استینک؟ قطع نکن! ‬

18:02.891 --> 18:05.021
‫ نه! ‬

18:05.101 --> 18:08.851
‫این... این واقعاً حالمو بهتر می‌کنه.‬
‫می‌شه یه دستمال بهم بدی؟‬

18:10.181 --> 18:12.021
‫همه از بانک دستمال می‌دزدن.‬

18:12.101 --> 18:14.471
‫تو فقط از دست من و عموت عصبانی هستی‬
‫که روی هم ریختن‌مون رو ازت مخفی کردیم.‬

18:14.561 --> 18:18.681
‫فکر کردی من جنبه‌ی دونستنِ چیزا رو ندارم؟‬
‫من بازرسِ شرکتم!‬

18:18.771 --> 18:22.681
‫من اسلحه دارم! تنها کسی‌ام‬
‫که اسم واقعیِ گلم رو می‌دونه!‬

18:22.771 --> 18:24.931
‫و بدم می‌آد که اون بهم نمی‌گه!‬

18:25.021 --> 18:27.771
‫شیلا قبل از تو پنج تا‬
‫شریکِ کاریِ دیگه داشت!‬

18:28.271 --> 18:30.061
‫- چی؟‬
‫- اوه-هو-هو-هو! آره!‬

18:30.141 --> 18:33.561
‫اون نقشِ «شعبده‌باز-مدیرِ خلاق» رو‬

18:33.641 --> 18:34.891
‫توی کلِ شهر بازی کرده.‬

18:34.971 --> 18:38.141
‫لینکلن، واقعاً فکر نکردی‬
‫که اولین نفر بودی، نه؟‬

18:38.221 --> 18:40.471
‫دست خودم نیست که‬
‫آهنربایِ مردهایِ سفیدپوستِ بدبخت‌بیچاره‌ام.‬

18:40.561 --> 18:42.431
‫من اسمت رو روی تابلو زدم.‬

18:42.521 --> 18:45.601
‫فکر می‌کردم رابطه‌مون‬
‫از نظر کاری خاصه.‬

18:45.681 --> 18:47.811
‫حس‌هایِ جنسی‌ت رو به این موضوع ربط نده.‬

18:47.891 --> 18:49.681
‫اون رابطه هیچی نبود.‬

18:49.771 --> 18:52.181
‫منظورم اینه که آره، من باید خودمو مجبور کنم‬
‫عاشقِ طرف بشم‬

18:52.271 --> 18:56.311
‫تا بتونم باهاش بخوابم،‬
‫ولی واقعاً همیشه این کارو می‌کنم.‬

18:56.391 --> 18:59.471
‫خب، نظرت درباره‌ی این چیه؟‬
‫شاید تو بهترین رئیسی نباشی که تا حالا داشتم.‬

19:00.811 --> 19:04.601
‫تو یه آدمِ کنترل‌گری هستی که اون‌قدر غرقِ غصه‌ی مرگِ مامانتی‬
‫که نمی‌بینی چقدر محتاجِ توجهی.‬

19:04.681 --> 19:07.311
‫خبرِ جدید، رفیق. همه‌ی ما مامان‌هامون مُردن.‬

19:07.391 --> 19:10.771
‫- مالِ من نه!‬
‫- مامانت زنده‌ست؟ مگه چند سالشه، ۱۳۰؟‬

19:10.851 --> 19:14.811
‫- من همون حفره‌ی اصلیِ گروهِ «هول» هستم!‬
‫- اوه، سلام رفقا--‬

19:14.891 --> 19:17.771
‫هر وقت لینکلن پشت میزش خوابش می‌بره،‬
‫گلم پلاسمایِ خونش رو می‌دزده.‬

19:17.851 --> 19:20.561
‫- نه واسه فروختن، فقط واسه تماشا کردن.‬
‫- بچه‌ها--‬

19:20.641 --> 19:22.021
‫عمو لینکلن یه دوست‌دخترِ هوشِ مصنوعی داشت‬

19:22.101 --> 19:23.971
‫تا اینکه براش یه شعر نوشت‬
‫و اونم خودکشی کرد.‬

19:24.061 --> 19:25.811
‫- ببخشید!‬
‫- چی؟‬

19:25.891 --> 19:27.521
‫خب، فقط می‌خوام بهتون یادآوری کنم‬

19:27.601 --> 19:30.931
‫که اگه توی این چالش شکست بخورید،‬
‫مجوزتون باطل می‌شه.‬

19:31.021 --> 19:33.061
‫- اه، به درک! دیگه برام مهم...‬
‫- ‬

19:33.141 --> 19:35.851
‫- ‬
‫- ‬

19:35.931 --> 19:36.811
‫...نیست.‬

19:36.891 --> 19:39.021
‫خب، این یارو جدیده تونست‬
‫چالش رو تموم کنه‬

19:39.101 --> 19:41.271
‫در حالی که شما داشتید مثلِ مرغ قدقد می‌کردید.‬

19:41.351 --> 19:44.601
‫به نظر می‌آد این باید باعث حذف‌تون بشه،‬
‫ولی به یه دلیلی نمی‌شه!‬

19:44.681 --> 19:48.181
‫♪ تبریک می‌گم بابتِ کارِ تیمیِ عالی‌تون ♪‬

19:48.681 --> 19:51.971
‫- ‬
‫- لطفاً به خونه‌هاتون برگردید.‬

19:54.851 --> 19:56.641
‫خب، چپ کردنِ ماشین‌ها شروع شد،‬

19:56.721 --> 19:59.141
‫پس حالا باید تا شورشِ ماهِ بعد صبر کنم.‬

19:59.221 --> 20:03.181
‫بیاین این قضیه رو تمومش کنیم‬
‫تا دیگه هیچ‌وقت این آدم‌ها رو نبینم.‬

20:03.271 --> 20:08.181
‫دقیقاً. فقط پنج شش تا فعالیتِ دیگه‬
‫با تمِ «رت پک» مونده.‬

20:10.181 --> 20:11.681
‫- ♪ میت‌بال ♪‬
‫- ♪ لازانیا ♪‬

20:13.351 --> 20:16.061
‫گروهِ «رت پک» دوست داشتن‬
‫کار رو با تیکه‌انداختن به هم تموم کنن،‬

20:16.141 --> 20:19.811
‫ولی چون این یه برنامه‌ی کارِ تیمیِ منابعِ انسانیه،‬
‫به جاش به سلامتیِ هم می‌نوشیم.‬

20:19.891 --> 20:21.181
‫خب، شروع کن.‬

20:23.221 --> 20:25.021
‫من یه چیزی واسه گفتن دارم.‬

20:25.601 --> 20:26.811
‫شماها واقعاً افتضاحید،‬

20:26.891 --> 20:29.681
‫و من تا دو ترمِ تحصیلیِ دیگه با شما گیر افتادم.‬

20:30.471 --> 20:33.721
‫ولی می‌دونید با کیِ دیگه هم آدم گیر می‌افته؟ خانواده.‬

20:34.351 --> 20:38.021
‫و شما همه‌تون جوری همدیگه رو دیوونه می‌کنید‬
‫که فقط از دستِ خانواده‌ها برمی‌آد.‬

20:38.601 --> 20:41.061
‫آیرین ناراحته‬
‫چون همه‌تون رو الگوی خودش می‌دونه.‬

20:41.561 --> 20:44.141
‫گلم مشخصه که مجنونه، ولی باهوشه.‬

20:44.221 --> 20:46.971
‫مثلِ جان وین گیسی،‬
‫که تا جایی که یادمه،‬

20:47.061 --> 20:48.931
‫دلقکِ خیلی بااستعدادی بود.‬

20:49.521 --> 20:50.431
‫لینکلن، شیلا.‬

20:50.521 --> 20:52.851
‫- شماها تابلوعه که عاشقِ همدیگه‌اید.‬
‫- ‬

20:53.641 --> 20:54.971
‫- اوه آره!‬
‫- برو بریم، آیرین!‬

20:55.061 --> 20:56.471
‫خدایا! مرسی!‬

20:56.561 --> 20:59.811
‫- ببین، واسه همینه که آیرین سوگلیِ منه.‬
‫- صبر کن، من چی‌ام؟‬

20:59.891 --> 21:02.641
‫تو سوگلیِ منی.‬
‫واقعاً باهوش و قوی هستی.‬

21:02.721 --> 21:04.641
‫انگار دارم توی آینه نگاه می‌کنم.‬

21:04.721 --> 21:07.351
‫و لینکلنِ کوچولو، تو اولین شریکِ کاریِ من نیستی،‬

21:07.431 --> 21:09.851
‫ولی تنها کسی هستی که اسمم رو روی تابلو زدی‬

21:09.931 --> 21:11.471
‫و گذاشتی خودم باشم.‬

21:11.561 --> 21:13.561
‫داگبرت از این خوشش نمی‌آد.‬

21:14.641 --> 21:17.721
‫«شوبرت حالا دیگه زبون درآورده؟»‬

21:17.811 --> 21:19.351
‫- «من اَنگری-برت هستم.»‬
‫- ‬

21:19.431 --> 21:20.971
‫اوه، چقدر بی‌ادبانه!‬

21:21.061 --> 21:23.601
‫ببخشید. بیا، یه سیگار برگ بکش.‬

21:23.681 --> 21:26.681
‫بسته‌ی رنگو بخور، عوضیِ افاده‌ای!‬

21:26.771 --> 21:29.021
‫آخی. منم متأسفم، شیلا.‬

21:29.101 --> 21:30.311
‫من که معذرت‌خواهی نکردم.‬

21:30.391 --> 21:32.811
‫و از تو هم معذرت می‌خوام گلم، و همین‌طور آیرین.‬

21:32.891 --> 21:35.021
‫اینجا بدون شما عجیب‌الخلقه‌ها واقعاً مزخرف می‌شد.‬

21:35.101 --> 21:37.971
‫خب، چیزی که واقعاً به دردمون می‌خوره‬
‫این شکله که نشون می‌ده چطوری...‬

21:38.061 --> 21:39.931
‫ مشتری‌های عزیز، توجه کنید!‬

21:40.021 --> 21:41.561
‫به مناسبت اینکه بالاخره فهمیدم‬

21:41.641 --> 21:43.601
‫توی دفتر سیستم پیجینگ داریم،‬

21:43.681 --> 21:48.181
‫تا نیم ساعتِ آینده،‬
‫حراج داریم رویِ، اوم...‬

21:48.271 --> 21:50.891
‫کونِ... با... باسنِ... لینکلن.‬

21:50.971 --> 21:52.721
‫خیلی خب. بگذریم، این شکل...‬

21:52.811 --> 21:54.351
‫ لعنت بهت آیرین! کثافتِ آشغال!‬

21:54.431 --> 21:56.971
‫فقط یه بار فرصت داشتی اولین شوخیِ پشتِ بلندگو رو بکنی،‬
‫و گند زدی بهش!‬

21:57.061 --> 22:00.221
‫واسه همینه که هیچ دوستی هم‌سنِ خودت نداری.‬
‫واسه همینه که بابا رفت.‬

22:00.311 --> 22:01.471
‫لیاقتِ زنده موندن نداری.‬

22:01.561 --> 22:04.431
‫باید فقط تفنگِ گلم رو برداری‬
‫و همون کاری رو که...‬

22:04.521 --> 22:06.771
‫ تولدت مبارک!‬

22:06.851 --> 22:08.141
‫گرفتیمت! ‬

22:08.221 --> 22:09.721
‫خب، با تمامِ احترام،‬

22:09.811 --> 22:12.601
‫فکر کنم شکایتِ قتلِ غیرعمدِ همسرم رو‬
‫ببرم یه جای دیگه.‬

22:12.681 --> 22:14.891
‫آیرین، من واقعاً فکر می‌کنم تو آدمِ پخته‌ای هستی،‬

22:14.971 --> 22:18.931
‫واسه همینه که بازرسِ منی‬
‫نه یه کارآموزِ حال‌به‌هم‌زن.‬

22:19.021 --> 22:22.141
‫ولی قرار نیست بهت بگم‬
‫کی سکس می‌کنم. این عجیبه.‬

22:22.221 --> 22:24.061
‫اون مدل عجیبِ باحال مثلِ گلم هم نه.‬

22:24.141 --> 22:27.931
‫آهای! آیرین، واسه بزرگ شدن عجله نکن.‬

22:28.021 --> 22:31.101
‫دنیایِ بزرگسال‌ها پر از‬
‫هپاتیت و کلاغه،‬

22:31.181 --> 22:33.221
‫و آره، شاید یه ذره احمق باشی،‬

22:33.311 --> 22:36.851
‫ولی خیلی از اون موقعی‬
‫که من هم‌سنِ تو بودم جلوتری.‬

22:47.351 --> 22:49.931
‫ نفرین... نفرین!‬

22:52.391 --> 22:54.391
‫هیچ حرفِ قشنگی ندارم‬
‫که درباره‌ی هیچ‌کدومتون بزنم،‬

22:54.471 --> 22:56.181
‫و فکر می‌کنم‬
‫همه‌تون مشکلِ الکل دارین.‬

22:56.271 --> 22:58.521
‫- هفت ثانیه بیشتر وقت نمونده.‬
‫- اه، خیلی خب!‬

22:58.601 --> 23:01.721
‫همه‌تون رو مثلِ خانواده‌ام دوست دارم‬
‫و قدرِ حضورتون رو توی زندگیم می‌دونم،‬

23:01.811 --> 23:04.601
‫مخصوصاً گلم، که قصد دارم بعد از مرگش‬
‫توی زیرزمینم نگهش دارم،‬

23:04.681 --> 23:05.851
‫که احتمالاً به زودی اتفاق می‌افته.‬

23:05.931 --> 23:07.521
‫من از کالین فرث جوون‌ترم.‬

23:07.601 --> 23:09.521
‫- غیرممکنه.‬
‫- ‬

23:09.601 --> 23:11.971
‫خب، افتضاح بود بچه‌ها،‬

23:12.061 --> 23:14.391
‫ولی خوش‌شانسید که‬
‫امتیازها فقط واسه خنده‌ست،‬

23:14.471 --> 23:16.891
‫و نمره‌تون بر اساسِ میزانِ مشارکتتونه.‬

23:16.971 --> 23:19.601
‫اوه، گوه بخور، روکو پروسکو.‬

23:19.681 --> 23:21.391
‫ده امتیاز منفی!‬

23:22.681 --> 23:25.351
‫و حالا پایان نزدیک است‬

23:25.431 --> 23:28.471
‫دیگه بازی‌ای واسه انجام دادن نمونده‬

23:28.561 --> 23:31.311
‫از خداحافظیِ طولانی بدم می‌آد‬

23:31.391 --> 23:35.311
‫- پس به جاش، فقط می‌گم...‬
‫- ‬

23:35.391 --> 23:37.771
‫فکر کنم هدست‌ها همین الان باز شدن.‬

23:38.271 --> 23:41.101
‫صبر کنید، خواهش می‌کنم! قبل از اینکه برید،‬
‫کامپیوتر رو نابود کنید، خواهش...‬

23:43.311 --> 23:45.271
‫تمامِ چیزایی که درباره‌ام گفتی رو شنیدم.‬

23:45.351 --> 23:47.221
‫آره جونِ خودت. شورش رو از دست دادیم؟‬

23:47.721 --> 23:49.641
‫ خبرِ خوب، لاس‌وگاس!‬

23:49.721 --> 23:53.061
‫«هات دیتس» دوباره به همون حالتِ‬
‫حشری و سیری‌ناپذیرِ قبلی‌شون برگشتن!‬

23:53.141 --> 23:56.811
‫و واسه عذرخواهی، یه نفرِ پنجم رو هم اضافه کردن!‬

23:56.891 --> 24:00.221
‫- اسمش ربونکاست!‬
‫- ‬

24:00.311 --> 24:04.391
‫اون خاله‌ی «بوی چریس»ـه،‬
‫و این موضوع توی داستان تأثیر داره!‬

24:05.721 --> 24:07.931
‫‬

24:08.851 --> 24:10.351
‫آخ، متأسفم که از دستش دادیم.‬

24:10.431 --> 24:13.021
‫کی اهمیت می‌ده؟ الان دیگه ربونکا هست!‬

24:13.101 --> 24:14.641
‫خب، حالا چی؟‬

24:14.721 --> 24:19.891
‫خب، می‌بینم که اون بیرون هنوز یه ماشین هست‬
‫که چپ نکرده.‬

24:25.021 --> 24:26.271
‫- اون ماشینِ منه!‬
‫- آره!‬

24:26.295 --> 24:35.594
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]
Telegram: @Film2Media_Plus</b>
