WEBVTT

00:01.688 --> 00:03.688
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Instagram & Telegram: @Film2Media_Plus

00:05.229 --> 00:07.229
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Instagram & Telegram: @Film2Media_Plus

00:10.521 --> 00:13.311
‫بهش می‌گن «شعبده‌بازها علیه حیوون‌ها».‬

00:13.391 --> 00:16.521
‫یه نمایشِ صحنه‌ایِ محبوبه‬
‫توی کازینوی سوییت ببیلون،‬

00:16.601 --> 00:18.101
‫که الان سی‌امین سالشه.‬

00:18.601 --> 00:21.471
‫همه چی از وقتی شروع شد که یه خرگوش،‬
‫جو میلتونِ شعبده‌باز رو گاز گرفت‬

00:21.561 --> 00:23.431
‫اونم موقعِ بیرون کشیدنِ خرگوش از کلاه.‬

00:23.521 --> 00:26.521
‫مردم از دیدنِ اینکه یه حیوون‬
‫به یه شعبده‌باز آسیب بزنه خوششون اومد،‬

00:26.601 --> 00:28.811
‫و فیلمش کلی سر و صدا راه انداخت.‬

00:30.431 --> 00:33.681
‫درباره‌ی این خرگوشه شنیدی؟‬
‫یه شعبده‌باز رو تیکه‌پاره کرد.‬

00:33.771 --> 00:36.641
‫آره، لابد فکر کرده‬
‫مادرزنشه.‬

00:36.721 --> 00:38.351
‫امشب یه نمایشِ عالی داریم!‬

00:38.431 --> 00:40.771
‫لایل منندز اینجاست.‬

00:40.851 --> 00:44.101
‫کازینو فهمید چه سودی تو این کاره،‬
‫و طیِ دهه‌ها،‬

00:44.181 --> 00:47.181
‫نمایش کم‌کم تبدیل شد‬
‫به یه مبارزه‌ی کینه‌توزانه‌ی تمام‌عیار‬

00:47.271 --> 00:51.021
‫بینِ تردست‌ها و درنده‌های وحشی‬
‫که امروز می‌شناسیم و عاشقشیم.‬

00:52.931 --> 00:54.221
‫هوو!‬

00:54.311 --> 00:55.931
‫هاها! من...‬

00:56.021 --> 00:57.391
‫مورچه‌ها!‬

00:57.471 --> 00:58.971
‫دارن می‌رن پایینِ حلقم!‬

00:59.061 --> 01:01.681
‫باعثِ افتخارمه که نمایشی رو اجرا می‌کنم‬
‫که باعث می‌شه بقیه‬

01:01.771 --> 01:04.811
‫اجراکننده‌های تازه‌کار و حیوون‌های‬
‫عصبانی رو بشناسن.‬

01:12.851 --> 01:15.851
‫«شعبده‌بازها علیه حیوون‌ها»!‬

02:00.721 --> 02:04.021
‫این دوستم شیلاست.‬
‫می‌شناسمش. اینجا کار می‌کنه.‬

02:05.641 --> 02:09.561
‫باشه، ولی نظرت چیه؟‬
‫خیلی تابلوعه که حیوان‌آزاریه، نه؟‬

02:09.641 --> 02:10.561
‫خب...‬

02:10.641 --> 02:13.811
‫بی‌خیال، تابلوعه،‬
‫تازه داره بچه‌ها رو هم از راه به در می‌کنه.‬

02:13.891 --> 02:17.721
‫داشتم می‌اومدم اینجا، دیدم بچه‌ها‬
‫می‌پرن رو قورباغه‌ها و داد می‌زنن: «تادا!»‬

02:17.811 --> 02:20.561
‫من به عنوانِ حامیِ حیوون‌ها،‬
‫نمی‌تونم بذارم این نمایش‬

02:20.641 --> 02:22.061
‫حتی یه دهه‌ی دیگه هم ادامه پیدا کنه.‬

02:22.141 --> 02:25.641
‫خب، کشتنِ حیوون‌ها روی صحنه‬
‫توی وگاس قانونی بوده،‬

02:25.721 --> 02:28.971
‫از وقتی که اون کمدینِ معروف‬
‫همه‌ی اون پرنده‌ها رو به هم چسبوند‬

02:29.061 --> 02:31.061
‫تا یه «توپِ پرنده» درست کنه.‬

02:31.141 --> 02:33.891
‫ولی شاید یه راهی باشه.‬

02:33.971 --> 02:36.891
‫هر راهی! هیچ‌کسِ دیگه این پرونده رو قبول نمی‌کنه.‬

02:36.971 --> 02:38.521
‫تو آخرین انتخابِ منی.‬

02:38.601 --> 02:40.471
‫کاش مردم دیگه این حرفو نزنن.‬

02:40.561 --> 02:43.181
‫آها، بیا. بخش ۳۲-آ، پاراگرافِ نُه.‬

02:43.271 --> 02:45.221
‫«شورای گوشتِ نوادا حکم می‌ده‬

02:45.311 --> 02:49.561
‫گوشتِ تمامِ حیوون‌هایی که به صورتِ تجاری ذبح می‌شن‬
‫باید فروخته و مصرف بشه.»‬

02:49.641 --> 02:51.641
‫«هیچ گوشتی نباید هدر بره.»‬

02:51.721 --> 02:55.601
‫«این کار نزدِ کارنیتو، خدای گوشت،‬
‫یه عملِ وقیحانه محسوب می‌شه.»‬

02:55.681 --> 02:56.561
‫این یعنی چی؟‬

02:56.641 --> 03:00.181
‫یعنی اگه کارنیتو بخواد،‬
‫ما برنده‌ایم.‬

03:00.271 --> 03:02.721
‫- همکارهای محترم و گلم.‬
‫- اوم‌هوم.‬

03:02.811 --> 03:07.061
‫ما قراره همون شرکتی باشیم که‬
‫«شعبده‌بازها علیه حیوون‌ها» رو کله‌پا می‌کنه.‬

03:07.141 --> 03:09.271
‫لینکلن، نمی‌دونی‬
‫داری چیکار می‌کنی.‬

03:09.351 --> 03:11.771
‫نمیشه جلوی این نمایش رو گرفت.‬

03:11.851 --> 03:14.521
‫همین الان بی‌خیال شو‬
‫و خودت رو از یه دنیا دردسر نجات بده.‬

03:14.601 --> 03:17.141
‫شیلا، من همه‌ی اینا رو‬
‫خیلی جدی‌تر می‌گرفتم‬

03:17.221 --> 03:19.561
‫اگه فقط می‌تونستم‬
‫از شونه به بالات رو ببینم.‬

03:21.101 --> 03:22.721
‫همین الان از یه مراسمِ ختم اومدم.‬

03:23.221 --> 03:28.391
‫در ضمن، اگه یه پرونده به این بزرگی رو ببرم،‬
‫از هریسون چاک هم معروف‌تر می‌شم،‬

03:28.471 --> 03:31.891
‫همون وکیلی که از ماه شکایت کرد‬
‫چون باعث می‌شد مردم برن تو لک، و بُرد.‬

03:31.971 --> 03:34.851
‫آره. توی دهه‌ی ۷۰ یه آهنگِ محلی‬
‫درباره‌اش ساخته بودن.‬

03:34.931 --> 03:36.811
‫ازش برای شکنجه‌ی تروریست‌ها استفاده می‌کردن.‬

03:36.891 --> 03:38.811
‫تو از تروریست‌ها حمایت می‌کنی، شیلا؟‬

03:38.891 --> 03:40.971
‫نه! من... اه...‬

03:41.061 --> 03:43.431
‫باشه، ولی اون قضیه‌ی قانونِ گوشت رو فراموش کن.‬

03:43.521 --> 03:45.971
‫- اون بهترین سرنخ‌مونه.‬
‫- اون یه بن‌بسته.‬

03:46.061 --> 03:48.561
‫ببین، ممکنه به خاطرِ گفتنِ این حرف‬
‫رسماً منو بکشن،‬

03:48.641 --> 03:51.471
‫ولی اونا سال‌هاست که دارن‬
‫کلاهبرداریِ بیمه می‌کنن.‬

03:51.561 --> 03:53.141
‫هر بار که یه شعبده‌باز ناقص می‌شه،‬

03:53.221 --> 03:55.521
‫هزینه‌ی بستری شدن توی بیمارستان‌های گرون رو‬
‫از بیمه می‌گیرن،‬

03:55.601 --> 03:57.641
‫ولی از خدماتِ پزشکیِ ارزونِ خودشون استفاده می‌کنن.‬

03:57.721 --> 04:01.141
‫منم خوب می‌دونم. یکی از انگشت‌های من‬
‫در واقع یه پاستیلِ کرمیه که روش رنگ پاشیدن.‬

04:01.221 --> 04:02.521
‫شیلا، این عالیه.‬

04:02.601 --> 04:04.931
‫در همین حال، گلم، تو و آیرین برید آمارِ...‬

04:05.021 --> 04:06.931
‫نه، نمی‌شه رئیس.‬

04:07.021 --> 04:09.061
‫گواهینامه‌ام تعلیق شده.‬

04:09.141 --> 04:12.101
‫توی یه رستورانِ بیرون‌بر،‬
‫با دنده عقب گاز دادم.‬

04:12.181 --> 04:14.641
‫گفتن به خاطرِ، نقلِ قول می‌کنم، «زوالِ عقلِ پیریه»،‬

04:14.721 --> 04:18.971
‫حتی بعد از اینکه توضیح دادم فقط‬
‫به خاطرِ این بود که ترسیده بودم و گیج شده بودم.‬

04:19.471 --> 04:22.521
‫طبقِ معمول. و تو آیرین،‬
‫تو گواهینامه نداری؟‬

04:22.601 --> 04:25.141
‫نه. رانندگی مالِ پیرمردهای شلوار لی‌پوشیه‬

04:25.221 --> 04:28.521
‫که می‌خوان برن سیالیس و‬
‫گیتارِ فندر استراتوکستر بخرن.‬

04:28.601 --> 04:33.141
‫به خدا قسم! برید آموزشگاهِ رانندگی‬
‫و گواهینامه‌هاتون رو بگیرید.‬

04:33.221 --> 04:36.021
‫نه تنها بهتون نیاز دارم‬
‫که بتونید رانندگی کنید،‬

04:36.101 --> 04:38.021
‫بلکه حس می‌کنم اگه پیشِ من نیستید،‬

04:38.101 --> 04:41.101
‫حداقل باید مشغولِ یه کارِ‬
‫جالبِ بصری باشید.‬

04:43.601 --> 04:45.681
‫برید بیرون!‬

04:48.891 --> 04:50.601
‫این واقعاً وحشتناکه.‬

04:50.681 --> 04:51.931
‫می‌دونم!‬

04:52.471 --> 04:55.971
‫آخ! پاتوقِ قدیمیِ من.‬
‫می‌گم پاتوق چون...‬

04:56.061 --> 04:59.561
‫چون لابد گردنِ فلامینگوها رو له می‌کردی‬
‫یا یه همچین چیزی. دیگه دستم اومده چطوری حرف می‌زنی.‬

04:59.641 --> 05:01.181
‫نگاه کن! بارگاتزیِ بزرگ اینجاست!‬

05:01.271 --> 05:03.471
‫عالیه! منم، شیلا!‬

05:03.561 --> 05:05.521
‫امم، امضا نمی‌دم.‬

05:05.601 --> 05:07.471
‫خیلی بی‌ادب بود.‬

05:07.561 --> 05:08.681
‫نه، مشکلی نیست.‬

05:08.771 --> 05:11.101
‫ما شعبده‌بازها باید برای‬
‫ساعتِ کشتار حسابی شارژ بشیم.‬

05:12.601 --> 05:15.311
‫اوه، یعنی نمایش داره شروع می‌شه.‬
‫بیا بریم بشینیم.‬

05:18.311 --> 05:22.181
‫- اه، اینجا که شبیه اداره راهنمایی رانندگی نیست.‬
‫- آره، چون واقعاً نیست!‬

05:22.271 --> 05:26.431
‫اداره راهنمایی رانندگی حوصله‌سربره. یه جای خیلی بهتر برای گواهینامه گرفتن پیدا کردم.‬

05:26.521 --> 05:28.101
‫آتوورس؟‬

05:28.181 --> 05:30.221
‫آره، درست بعد از اینکه، اه...‬

05:30.311 --> 05:35.391
‫انجمن خفگیِ بزرگسالانم اسمش رو عوض کرد، پیداش کردم.‬

05:35.971 --> 05:37.561
‫آه. سلام.‬

05:37.641 --> 05:39.021
‫و خوش اومدید شهروندای جدید،‬

05:39.101 --> 05:42.851
‫به اولین و تنها تجربه‌ی کاملاً غوطه‌ورکننده‌ی آموزشگاه رانندگی در جهان.‬

05:42.931 --> 05:45.721
‫اسم من اف. مایلج ریچاردزه.‬

05:45.811 --> 05:49.811
‫از وقتی پسربچه بودم، با رویای برادوی جذب صحنه شدم،‬

05:49.891 --> 05:53.471
‫اما سرنوشت و کارگردانای انتخاب بازیگر نقشه‌های دیگه‌ای داشتن.‬

05:53.561 --> 05:57.971
‫پس وقتی پدرِ بی‌استعدادم فوت کرد و آموزشگاه رانندگی‌ش رو برام گذاشت،‬

05:58.061 --> 06:00.101
‫تنها کار منطقی رو انجام دادم.‬

06:00.181 --> 06:02.931
‫تبدیلش کردم به یه شهر کاملاً غوطه‌ورکننده پر از بازیگر‬

06:03.021 --> 06:06.311
‫تا مهارت‌های خودرویی رو به نوجوونا و الکلی‌ها یاد بدم،‬

06:06.391 --> 06:08.141
‫جایی که خودم شهردارشم.‬

06:08.221 --> 06:09.641
‫توی یه آموزشگاه رانندگی معمولی،‬

06:09.721 --> 06:13.021
‫وقتی اشتباه می‌کنی، از روی یه کله‌قندی رد می‌شی و هیچی یاد نمی‌گیری،‬

06:13.101 --> 06:14.851
‫اما توی آتوورس...‬

06:16.101 --> 06:17.971
‫اوه!‬

06:18.061 --> 06:22.721
‫...وقتی اشتباه می‌کنی، با عواقبِ قشنگ اجرا شده‌اش زندگی می‌کنی.‬

06:22.811 --> 06:24.721
‫- اوه!‬
‫- وای نه!‬

06:24.811 --> 06:28.721
‫اون دکتر بود و فقط یه روز با درمان سرطان فاصله داشت!‬

06:28.811 --> 06:32.431
‫رانندگی بی‌ملاحظه فقط اونو نکشت. میلیون‌ها نفر رو کشت.‬

06:32.521 --> 06:35.061
‫لعنتی، این خیلی احمقانه‌ست.‬

06:35.141 --> 06:37.141
‫مگه نه؟ می‌دونستم خوشت می‌آد.‬

06:37.221 --> 06:41.141
‫حالا، به افتخار شهردارتون، یعنی من، دست بزنید!‬

06:41.221 --> 06:42.471
‫ممنونم از خودم!‬

06:42.561 --> 06:46.431
‫- و حالا بهتون خوش‌آمد می‌گم...‬
‫- ...به آتوورس!‬

06:46.521 --> 06:48.601
‫- خودشه ایول! ها ها!‬
‫- وو! بزن بریم!‬

06:50.721 --> 06:53.271
‫از زمان‌های قدیم،‬

06:53.351 --> 06:56.471
‫انسان به دنبال مهار رازهای تاریک جادو بوده‬

06:56.561 --> 06:58.771
‫تا بزرگترین دشمنش رو شکست بده.‬

06:58.851 --> 07:01.351
‫حیوونا!‬

07:09.931 --> 07:14.181
‫- اوه، آره! واسه همین اومدیم اینجا!‬
‫- وو! دقیقاً!‬

07:14.271 --> 07:15.391
‫خانم‌ها و آقایان،‬

07:15.471 --> 07:20.721
‫سی‌امین سالگرد «جادوگرا علیه حیوونا» مبارک.‬

07:23.221 --> 07:24.221
‫ها ها!‬

07:25.721 --> 07:26.891
‫برو عقب، هیولا!‬

07:27.471 --> 07:28.351
‫جادو!‬

07:28.431 --> 07:29.971
‫برای جشن گرفتن،‬

07:30.061 --> 07:33.101
‫چندتا از جادوگرای معروف سینما رو آوردیم اینجا تا کمک کنن.‬

07:33.181 --> 07:35.891
‫اینم از هری پاتر، گندالف،‬

07:35.971 --> 07:39.681
‫و برنی میداف، جادوگرِ دروغ‌ها!‬

07:39.771 --> 07:43.431
‫- اکسپلیارموس!‬
‫- تو نمی‌تونی عبور کنی!‬

07:43.521 --> 07:45.141
‫ترفند پانزی!‬

07:48.271 --> 07:49.391
‫عالیه!‬

07:49.471 --> 07:51.721
‫اینم از شخصیت‌های شما.‬

07:51.811 --> 07:55.681
‫گلم، از این به بعد،‬
‫تو «جان دیوید پرسمن» هستی.‬

07:55.771 --> 07:58.101
‫۴۷ سالته، یه زن و دوتا بچه داری.‬

07:58.181 --> 08:00.851
‫تازه از شهر بزرگ به شهر کوچیک ما نقل‌مکان کردی،‬

08:00.931 --> 08:02.771
‫و داری برای اولین بار رانندگی یاد می‌گیری.‬

08:02.851 --> 08:03.721
‫آره. فهمیدم. من...‬

08:03.811 --> 08:05.811
‫بیشتر شب‌ها توی میخونه مشروب می‌خوری،‬

08:05.891 --> 08:08.601
‫و پر از این خشمِ بیهوده‌ای.‬

08:08.681 --> 08:12.061
‫با کارگرای بندر دعوا راه می‌ندازی که اصلاً قصد نداری توشون برنده بشی.‬

08:12.141 --> 08:15.641
‫کارگرای بندرِ مفت‌خور.‬
‫فقط با مشت‌هاشون بلدن حرف بزنن.‬

08:15.721 --> 08:17.311
‫باحاله! من کی‌ام؟‬

08:17.391 --> 08:19.721
‫تو «جوِ شیرفروش» هستی.‬

08:19.811 --> 08:21.681
‫تازگی‌ها یه اسب لگد زده تو سرت،‬

08:21.771 --> 08:25.681
‫و حالا باید دوباره رانندگی، آشپزی و همه‌چیز رو یاد بگیری.‬

08:25.771 --> 08:27.721
‫حتی دستشویی رفتن؟‬

08:27.811 --> 08:30.101
‫مخصوصاً دستشویی رفتن.‬

08:30.181 --> 08:33.431
‫و حالا، بدون معطلی...‬
‫همگی سرِ جاهاتون!‬

08:33.521 --> 08:35.351
‫سرِ جاهاتون، ای ناشی‌ها!‬

08:36.521 --> 08:37.431
‫خوش اومدید‬

08:38.561 --> 08:40.771
‫به آتوورس!‬

08:40.795 --> 08:42.795
‫بــــــــــامابین

08:54.311 --> 08:58.351
‫آه! حالا این شد یه دفتر کار که بشه ازش مدرک دزدید.‬

08:58.431 --> 09:00.101
‫چقدر جوِ خفنی داره!‬

09:00.181 --> 09:02.641
‫فکر کنم فرم‌ها رو توی اون فایلِ کشویی نگه می‌دارن.‬

09:02.721 --> 09:07.021
‫خیلی خب، ولی می‌خوام از این لحظه لذت ببرم.‬
‫نگاه کن این میز چقدر به‌هم‌ریخته‌ست.‬

09:08.431 --> 09:11.471
‫کلت، یه بطری ویسکی.‬
‫شیلا، فکر کنم انگشتت رو پیدا کردم.‬

09:11.561 --> 09:13.311
‫و اوه، این چیه؟‬

09:13.391 --> 09:18.681
‫فاکتورهای فروش گوشت به یه جایی به اسم «رستوران خوشمزه»؟‬

09:18.771 --> 09:21.971
‫اسم عجیبیه، ولی شاید واقعاً خوشمزه باشه.‬

09:22.061 --> 09:23.471
‫منطقی به نظر می‌رسه.‬

09:23.561 --> 09:25.271
‫بهت گفتم قضیه‌ی گوشت به بن‌بست می‌خوره.‬

09:25.351 --> 09:28.891
‫در همین حال، شیلای فوق‌العاده!‬
‫اینجا شهرِ کلاهبرداریِ بیمه‌ست.‬

09:28.971 --> 09:33.561
‫فاکتورهای پزشکی همه‌شون توسط یه نفر به اسم «گیلبرت بورزهِد» تایید شدن؟‬

09:33.641 --> 09:36.101
‫اون حتماً آدمِ نفوذی‌شونه.‬

09:36.181 --> 09:38.351
‫دمت گرم ملکه. نه، ببخشید.‬

09:39.681 --> 09:40.811
‫صبر کن!‬

09:47.061 --> 09:48.391
‫توی وگاس کوچه پس‌کوچه هم هست؟‬

09:48.471 --> 09:51.851
‫تو برو راست، من می‌رم چپ.‬
‫توی دفتر همدیگه رو می‌بینیم.‬

09:56.601 --> 09:58.641
‫اون چقدر می‌دونه؟‬

10:00.141 --> 10:02.431
‫ببخشید آقا.‬

10:02.521 --> 10:04.641
‫اداره پست داره تعطیل می‌شه،‬

10:04.721 --> 10:07.931
‫و من باید این جعبه‌ی دارو رو برای مادرم پست کنم.‬

10:08.021 --> 10:11.561
‫می‌شه لطفاً ماشینم رو برام پارک دوبل کنید؟‬

10:11.641 --> 10:15.431
‫اوه، متوجه‌ام. اه، مشکلی نیست شهروندِ خوب.‬

10:15.521 --> 10:17.101
‫و تو، خانمِ جوان،‬

10:17.181 --> 10:20.021
‫یکی پسرِ نوزادم رو دزدیده‬
‫و گفته می‌کشتش‬

10:20.101 --> 10:23.181
‫اگه توی این امتحانِ رانندگیِ چهارگزینه‌ای شرکت نکنی.‬

10:23.271 --> 10:25.351
‫آه. نویسندگی‌ش فوق‌العاده‌ست.‬

10:26.971 --> 10:31.851
‫ترفندِ پارکِ دوبل اینه که‬
‫اول یه چشمت رو ببندی و بعد...‬

10:33.101 --> 10:35.601
‫اوه لعنتی! یه لحظه.‬

10:35.681 --> 10:37.391
‫من... فقط باید... اوه!‬

10:37.971 --> 10:39.891
‫اه! هیچی از اینا بلد نیستم!‬

10:39.971 --> 10:41.311
‫منطقه‌ی کامیون‌های فراری؟‬

10:41.391 --> 10:43.641
‫از چی داری فرار می‌کنی، کامیون‌ها؟‬

10:43.721 --> 10:44.891
‫گه!‬

10:44.971 --> 10:49.431
‫اوم... هی، مامانم اون‌قدرها هم‬
‫به دارو احتیاج نداره.‬

10:49.521 --> 10:52.141
‫شاید همه‌مون بتونیم درباره‌ی اصولِ‬

10:52.221 --> 10:53.471
‫یه دورِ سه‌فرمانِ کتابی بحث کنیم...‬

10:53.561 --> 10:58.271
‫خفه شو! من به شماها نیاز ندارم!‬
‫آیرین، بیا از این شهرِ بی‌خود بزنیم بیرون.‬

10:58.351 --> 11:02.271
‫- ولی چراغ‌های مه‌شکن! ساعت ده و دو!‬
‫- خفه شو، ان‌پی‌سی!‬

11:02.351 --> 11:05.521
‫گلم، دارو رو گرفتم.‬
‫بیا بریم با اسلحه عوضش کنیم، ها؟‬

11:05.601 --> 11:07.641
‫- ایول!‬
‫- هوو! بزن بریم!‬

11:07.721 --> 11:09.221
‫هی!‬

11:09.311 --> 11:11.471
‫- آره همینه عزیزم! هوو!‬
‫- واو!‬

11:11.561 --> 11:14.221
‫رسیدیم به آدرسِ گیلبرت بورزهِد.‬

11:14.311 --> 11:16.221
‫♪ مهمونیِ پیتزا... ♪‬

11:18.311 --> 11:22.771
‫اگه اومدی منو بکشی، حدس بزن چی شده؟‬
‫قبلاً سم خوردم، احمق.‬

11:22.851 --> 11:26.561
‫چی؟ نه! ما... ما فقط می‌خوایم‬
‫چندتا سؤال ازت بپرسیم.‬

11:26.641 --> 11:28.561
‫اوه! اوه. بفرمایید تو.‬

11:31.721 --> 11:35.471
‫بذار حدس بزنم، دنبالِ‬
‫«شعبده‌بازها علیه حیوانات» هستید.‬

11:35.971 --> 11:37.971
‫دارید برای خودتون یه دشمنِ قدرتمند می‌تراشید.‬

11:38.061 --> 11:41.391
‫آره؟ خب، من فقط دشمن‌های قدرتمند دارم.‬

11:41.891 --> 11:45.311
‫قرار بود خیلی خفن به نظر بیاد،‬
‫ولی... فقط خودم رو ترسوندم.‬

11:45.391 --> 11:48.141
‫می‌دونستم این روز می‌رسه.‬
‫کلاهبرداری‌ش خیلی بی‌نقص بود.‬

11:48.221 --> 11:51.811
‫مجبور کردنِ شعبده‌بازها به جنگیدن با حیوون‌های عجیب‌وغریب،‬
‫بخیه زدن‌شون با کمترین هزینه،‬

11:51.891 --> 11:53.641
‫و به جیب زدنِ پولِ بیمه.‬

11:53.721 --> 11:56.271
‫پس تو آدمِ نفوذی‌شون بودی!‬

11:56.351 --> 11:59.601
‫که درکش می‌کنم.‬
‫من توی بدنِ مردهای زیادی بودم.‬

11:59.681 --> 12:03.101
‫ببین گیلبرت، تو می‌تونی با شهادت دادن‬
‫کمک کنی این برنامه رو زمین بزنیم.‬

12:03.181 --> 12:07.141
‫و من شخصاً صددرصد بهت تضمین می‌دم‬
‫که مصونیتِ کامل داشته باشی.‬

12:07.221 --> 12:09.931
‫- شیلا، ما نمی‌تونیم...‬
‫- قبوله، ولی محافظت می‌خوام.‬

12:10.021 --> 12:12.971
‫اگه اتفاقی برام بیفته،‬
‫پرونده‌تون تمومه. تموم!‬

12:15.681 --> 12:19.601
‫نه! پرونده‌ی ما!‬
‫و البته جونِ این مرد.‬

12:21.311 --> 12:27.061
‫انگار پرونده‌تون هم مثلِ من مرده‌ست،‬
‫منی که دارم می‌میرم.‬

12:27.141 --> 12:29.601
‫اوم، لینکلن، یه مشکلی داریم.‬

12:30.101 --> 12:33.811
‫آره، داشتم یه لین کویزین رو‬
‫روی اجاق گرم می‌کردم.‬

12:33.891 --> 12:36.311
‫اوه نه! آخرین حرف‌هام!‬

12:36.811 --> 12:38.221
‫باید بریم!‬

12:41.181 --> 12:44.141
‫♪ یه اسلایس، دو اسلایس، پیتزا نمی‌تونه... ♪‬

12:45.851 --> 12:48.931
‫خب، ما از بانکِ قلابی دزدی کردیم،‬
‫پنج‌تا خانواده‌ی قلابی رو از هم پاشوندیم،‬

12:49.021 --> 12:50.391
‫و توی سوپربولِ قلابی برنده شدیم.‬

12:50.471 --> 12:52.061
‫پسر، این آموزشگاهِ رانندگیِ خیلی پیچیده‌ایه.‬

12:52.141 --> 12:55.851
‫آره! می‌خوام ببینم می‌تونم کسی رو راضی کنم‬
‫با هم پیمانِ قتل-خودکشی ببندیم.‬

12:57.391 --> 12:59.641
‫سلام، شهروندهای جدید.‬

12:59.721 --> 13:04.311
‫شنیدم توی این شهرِ کوچیکِ ما‬
‫حسابی برای خودتون اسم و رسمی به هم زدید.‬

13:04.391 --> 13:07.061
‫اوم، می‌تونم بپرسم وقتی این تابلو رو می‌بینید‬
‫چیکار می‌کنید؟‬

13:07.141 --> 13:10.851
‫و یادآوری می‌کنم، زمانی که توی این شهر می‌گذرونید‬
‫قانوناً جزوِ الزاماتِ اداره‌ی راهنمایی رانندگیه...‬

13:10.931 --> 13:13.891
‫- این مزاحمتِ دولتیه!‬
‫- آره.‬

13:13.971 --> 13:15.561
‫هی، همگی!‬

13:15.641 --> 13:19.221
‫شهردارتون یه گشتاپویِ لعنتیه‬

13:19.311 --> 13:21.601
‫که سعی داره همه‌اش ما رو وادار کنه‬
‫درباره‌ی رانندگی حرف بزنیم.‬

13:21.681 --> 13:22.641
‫آره!‬

13:22.721 --> 13:25.471
‫می‌خوام چیزی رو بگم که همه‌مون داریم بهش فکر می‌کنیم.‬

13:25.561 --> 13:27.271
‫من باید این شهر رو اداره کنم.‬

13:27.351 --> 13:30.811
‫درود بر جان دیوید پرسمن!‬

13:30.891 --> 13:33.351
‫- اینجا چیکار کنیم؟‬
‫- از نقش خارج نشو.‬

13:33.431 --> 13:35.771
‫یه انتخابِ هدفمند بکن.‬

13:35.851 --> 13:40.721
‫به عنوانِ یه رقصنده‌ی شکست‌خورده که با قدرت مشکل داره،‬
‫می‌گم شهردار رو سرنگون کنیم؟‬

13:43.061 --> 13:46.101
‫ببرش، کلانتر میلک‌من جو!‬

13:46.181 --> 13:47.181
‫نه!‬

13:47.271 --> 13:49.061
‫همه‌تون پشیمون می‌شید!‬

13:49.141 --> 13:51.771
‫همه‌تون عالی دارید نقش بازی می‌کنید.‬
‫بهتون افتخار می‌کنم.‬

13:51.851 --> 13:54.391
‫بذارید این هیاهویِ وحشیانه شروع بشه!‬

13:56.771 --> 13:57.891
‫خب، نترسید.‬

13:57.971 --> 14:01.431
‫منظورم اینه که درسته، تنها شاهدمون‬
‫درست جلوی چشم‌مون کشته شد،‬

14:01.521 --> 14:05.561
‫ولی شاید همون مدارکِ بیمه برای‬
‫زمین زدنِ این عوضی‌ها کافی باشه.‬

14:05.641 --> 14:08.641
‫لعنتی، مدارک! می‌دونستم یه چیزی رو فراموش کردم.‬

14:08.721 --> 14:12.141
‫مدارک رو توی اون تریلرِ در حالِ سوختن جا گذاشتی؟‬

14:12.221 --> 14:14.771
‫هنوز آتیش نگرفته بود! من قوانینِ آتیش رو می‌دونم، لینکلن.‬

14:14.851 --> 14:16.471
‫هر روز باهاش سر و کار دارم.‬

14:16.971 --> 14:18.601
‫حدس می‌زنم دیگه تمومه.‬

14:18.681 --> 14:20.351
‫لزوماً نه.‬

14:20.431 --> 14:23.061
‫من هنوز رسیدهایِ گوشتِ حیوون‌هایِ باقی‌مونده رو دارم.‬

14:23.141 --> 14:24.891
‫چی؟ اونا رو نگه داشتی؟‬

14:24.971 --> 14:27.601
‫دارم بهت می‌گم لینکلن، این قضیه‌ی گوشت یه بن‌بسته.‬

14:27.681 --> 14:30.891
‫و من بن‌بست‌هایِ گوشتی رو خوب می‌شناسم.‬
‫من توی بدنِ مردهای زیادی بودم.‬

14:30.971 --> 14:36.221
‫ولی ببین، اونا هر هفته دقیقاً‬
‫همون مقدار گوشتِ گوریل رو می‌فروشن.‬

14:36.311 --> 14:39.351
‫داری بهم می‌گی اونا هر هفته دقیقاً به همون وزن‬

14:39.431 --> 14:41.391
‫گوشتِ حیوون می‌کشن؟‬

14:41.471 --> 14:42.431
‫تا آخرین گرم؟‬

14:42.521 --> 14:45.021
‫شاید! «کارنیتو» به روش‌هایِ مرموزی کار می‌کنه.‬

14:45.101 --> 14:47.931
‫این تنها سرنخی‌یه که برامون مونده، شیلا.‬

14:48.021 --> 14:50.101
‫توی این پرونده با من هستی یا نه؟‬

14:50.601 --> 14:51.721
‫معلومه که هستم.‬

14:51.811 --> 14:53.101
‫پس برون!‬

14:53.181 --> 14:58.391
‫به پلاک ۷۳۹ بلوارِ بابا بویی‬
‫توی منطقه‌ی کورنهولیو.‬

14:58.471 --> 15:01.641
‫- خدایا، همه‌چی توی این شهر احمقانه‌ست؟‬
‫- زبونت رو گاز بگیر!‬

15:01.721 --> 15:05.561
‫گروهبان بایرون کورنهولیو موقع دفاع‬
‫از آزادیِ تو کشته شد!‬

15:06.931 --> 15:08.891
‫ببین اینجا چقدر خلوته.‬

15:08.971 --> 15:11.931
‫منظورم اینه که، اینجا تابلوعه که یه پوششه.‬

15:12.021 --> 15:14.221
‫انقدر چیزایی که توی سریال «وایر»‬
‫شنیدی رو تکرار نکن.‬

15:14.311 --> 15:18.101
‫لععع...‬

15:18.811 --> 15:22.221
‫...نتی.‬

15:23.721 --> 15:26.561
‫این دیگه چه صیغه‌ایه؟ اینجا کاملاً خالیه.‬

15:26.641 --> 15:28.141
‫اون... صدای آهنگه؟‬

15:28.221 --> 15:30.601
‫لینکلن، جدی می‌گم.‬
‫یه حس خیلی بدی دارم‬

15:30.681 --> 15:32.061
‫نسبت به اینکه اگه بریم تو چه اتفاقی می‌افته...‬

15:33.931 --> 15:37.601
‫هاپ. پیتیکو. جیک‌جیک.‬

15:37.681 --> 15:39.851
‫صدای یه راسوه.‬

15:39.931 --> 15:42.521
‫سامسون، تو زنده‌ای؟‬

15:46.721 --> 15:48.391
‫شیلا، من... اوم...‬

15:48.891 --> 15:50.891
‫چرا منو زدی؟‬

15:50.971 --> 15:53.891
‫و چرا حس می‌کنم مغزم داره...‬

15:53.971 --> 15:55.311
‫اوم، به مشکل می‌خوره؟‬

15:55.391 --> 15:56.641
‫چون ضربه‌مغزی شدی.‬

15:56.721 --> 15:59.721
‫و مغزت داره خون‌ریزی می‌کنه.‬
‫چون نمی‌تونستی بیخیال بشی.‬

15:59.811 --> 16:02.931
‫هی، وایسا! اون گوریله، سام... یلتون.‬

16:03.021 --> 16:06.601
‫داشت به جای قبرستون، اسپاگتی درست می‌کرد. چرا؟‬

16:07.221 --> 16:11.141
‫چون هیچ‌کس حیوون‌ها رو نمی‌کشه.‬
‫اونا از من و تو هم بهتر زندگی می‌کنن!‬

16:11.221 --> 16:13.811
‫رستوران «دلیشس» فقط یه پوشش‬
‫برای قانونِ گوشت بود.‬

16:13.891 --> 16:16.521
‫پس «شعبده‌بازها علیه حیوون‌ها»...‬

16:16.601 --> 16:20.561
‫الکیه! همه‌اش الکیه.‬
‫بزرگ‌ترین کلکِ توی وگاسه.‬

16:20.641 --> 16:23.311
‫و اگه مردم بفهمن که توی اون نمایش‬
‫واقعاً حیوون‌ها رو نمی‌کشتن،‬

16:23.391 --> 16:25.311
‫همه‌چی از هم می‌پاشه.‬

16:25.391 --> 16:27.641
‫واسه همین وقتی فهمیدن داری فضولی می‌کنی،‬

16:27.721 --> 16:30.521
‫منو مأمور کردن که به مسیر اشتباه بکشونمت.‬

16:30.601 --> 16:32.601
‫من یه کلاهبرداریِ بیمه‌ایِ کاملاً ساختگی راه انداختم‬

16:32.681 --> 16:35.771
‫چون می‌دونستم یه همچین توطئه‌ای‬
‫قشنگ طعمه‌ی لینکلنه.‬

16:35.851 --> 16:38.771
‫مثل عکسِ امیلی بلانت‬
‫در حال بازیِ «سترلرز آو کاتان».‬

16:38.851 --> 16:41.351
‫اون بازی سرگرم‌کننده‌ست،‬
‫اونم یه زیباییِ جدی و خاصی داره.‬

16:41.431 --> 16:44.641
‫من «لانچ‌میت» رو استخدام کردم تا نقش اون آدم‌گنده رو بازی کنه‬
‫که ما رو از دفتر انداخت بیرون.‬

16:44.721 --> 16:47.811
‫و برای نقشِ گیلبرت بورس‌هد، استخدام کردم...‬

16:47.891 --> 16:48.811
‫بازم لانچ‌میت رو.‬

16:48.891 --> 16:49.891
‫قیمتش خیلی مناسبه.‬

16:49.971 --> 16:52.391
‫بعدش مرگش رو صحنه‌سازی کردم‬
‫و مدارکِ جعلی رو از بین بردم.‬

16:54.061 --> 16:58.141
‫و اسمش رو گذاشتی گیلبرت بورس‌هد‬
‫چون این یه کلمه‌ی مربوط به کالباسه!‬

16:58.221 --> 17:03.021
‫نه، واسه اینه که گیلبرت بورس‌هد‬
‫آناگرامِ «تلاش‌های بزرگ‌منشانه» است،‬

17:03.101 --> 17:06.271
‫و من این تلاشِ بزرگ‌منشانه رو کردم‬
‫تا از نمایشی که عاشقشم محافظت کنم.‬

17:06.351 --> 17:09.721
‫ولی ما، اوم... دوست‌های کاری هستیم.‬

17:09.811 --> 17:11.391
‫منظورت شریکه.‬

17:11.471 --> 17:13.721
‫شریک‌ها وقتی یکی‌شون می‌گه، گوش می‌دن:‬

17:13.811 --> 17:16.351
‫«هی پسر، بیخیالِ این شو.‬
‫فقط بهم اعتماد کن.»‬

17:16.431 --> 17:17.601
‫هیچ‌کس آسیب نمی‌دید،‬

17:17.681 --> 17:19.061
‫و یه مشت حیوونِ در حال انقراض‬

17:19.141 --> 17:21.931
‫می‌تونستن به خوردنِ ناهارهای‬
‫اسپاگتیِ ۵۰ دلاری‌شون ادامه بدن.‬

17:22.021 --> 17:25.021
‫حالا باید اون هیکلِ احمق و زودرسِ «هریتِ جاسوس» مآبت رو بدزدم‬

17:25.101 --> 17:26.561
‫تا وقتی که این دادگاه تموم بشه.‬

17:26.641 --> 17:30.681
‫- ۵۰ دلار؟ واسه پاستا؟‬
‫- الان این چیزیه که شوکه‌ات کرده؟‬

17:30.771 --> 17:32.471
‫خب، اسکی-لو،‬

17:32.561 --> 17:36.721
‫یه شریک می‌تونست خیلی راحت درباره‌ی گوریل‌ها و رستوران‌ها بهم بگه‬

17:36.811 --> 17:38.851
‫و منم کل قضیه رو بیخیال می‌شدم.‬

17:38.931 --> 17:41.931
‫ولی در عوض، مخفیانه انجامش دادی.‬

17:42.021 --> 17:47.891
‫به نظر می‌رسه هنوز بیشتر یه آدمِ شعبده‌بازی تا هم‌رزمِ قانون‌مدارِ من.‬

17:47.971 --> 17:53.811
‫شاید ضربه‌مغزی شده باشم، ولی این رو می‌دونم،‬
‫و یه چیز دیگه رو هم می‌دونم.‬

17:53.835 --> 17:55.835
‫ب . . ا م .. ا ب...ین

17:57.061 --> 17:58.471
‫- اوه!‬
‫- ها!‬

17:58.561 --> 18:01.391
‫- حتی با مغزِ خون‌آلود، بازم من باهوشه‌ام!‬
‫- ♪ پیتزا پارتی... ♪‬

18:01.471 --> 18:05.311
‫می‌خوام حقیقت رو به همه بگم و نمایشِ حیوون‌های احمقانه‌ات رو نابود کنم،‬

18:05.391 --> 18:06.521
‫و در ضمن، برو به جهنم!‬

18:06.601 --> 18:08.681
‫♪ پیتزا پارتی، خوش‌گذرونی... ♪‬

18:08.771 --> 18:11.221
‫نمی‌دونم از کدوم طرف برم، ولی بازم، برو به جهنم!‬

18:11.311 --> 18:12.471
‫♪ پیتزا! اسمش اینه... ♪‬

18:17.931 --> 18:22.061
‫شهردارتون به شکایت‌هاتون گوش می‌ده... همین الان.‬

18:22.771 --> 18:25.851
‫لرد جان دیوید پرسمن،‬
‫ما خیلی گرسنه‌ایم.‬

18:25.931 --> 18:28.641
‫می‌شه لطفاً برای غذا‬
‫از شهر خارج بشیم؟‬

18:28.721 --> 18:30.561
‫اگه به یه چهارراه برسیم--‬

18:30.641 --> 18:33.771
‫نفرِ بعدی که بخواد‬
‫به من رانندگی یاد بده‬

18:33.851 --> 18:37.021
‫یه ساعت رو توی ماشینِ زنبورها می‌گذرونه.‬

18:37.101 --> 18:40.221
‫لطفاً نه!‬
‫اونجا پرِ زنبوره و نیشت می‌زنن.‬

18:40.311 --> 18:44.021
‫آره، خب، پس جان دیوید پرسمنِ مقتدر رو‬
‫عصبانی نکن‬

18:44.101 --> 18:47.351
‫مبادا به سرنوشتِ شهردارِ قبلی‌تون دچار بشی.‬

18:50.061 --> 18:52.681
‫♪ آ هی، نانی نانی‬
‫و یه نانی نانی هی ♪‬

18:52.771 --> 18:55.311
‫♪ اوه، امروز چقدر احمقم ♪‬

18:55.391 --> 18:58.601
‫کافیه! همه‌تون گمشید بیرون.‬

18:58.681 --> 19:02.771
‫باید با کلانترم،‬
‫«میلک‌من جو»، مشورت کنم.‬

19:02.851 --> 19:05.181
‫عالی‌جناب، قضیه از این قراره.‬

19:05.271 --> 19:07.891
‫پلیس‌های مخفیِ شیرفروشِ من دارن مخالف‌ها رو جمع می‌کنن‬

19:07.971 --> 19:11.141
‫و بهشون آموزشِ دوباره می‌دن‬
‫تا بدون راهنما زدن، به چپ بپیچن.‬

19:12.311 --> 19:13.931
‫بگیرشون، میلک‌من جو!‬

19:14.021 --> 19:15.391
‫ولی می‌خوام فراتر برم.‬

19:15.471 --> 19:17.811
‫فکر کنم بتونیم کل شهر رو به سربازی بگیریم‬
‫و یه ارتش درست کنیم‬

19:17.891 --> 19:21.021
‫و قلمرومون رو تا نمایشگاهِ هنریِ‬
‫«میو ولف» در همسایگی‌مون گسترش بدیم.‬

19:21.101 --> 19:24.931
‫می‌خوام یه فارغ‌التحصیلِ «اوبرلین» رو‬
‫به عنوانِ شوهرِ جنگی برای خودم بگیرم.‬

19:25.021 --> 19:28.471
‫بذار ببینیم حسِ شوخ‌طبعی‌شون چقدر قویه‬

19:28.561 --> 19:30.641
‫بعد از اینکه برام یه هرم ساختن تا توش بمیرم.‬

19:30.721 --> 19:34.641
‫هه هه! پسر، خیلی خوش‌حالم که با تو اومدم اینجا، نه با یه آدم‌بزرگِ معمولی.‬

19:34.721 --> 19:36.811
‫بیا! بذار منجنیقی که دارم می‌سازم رو بهت نشون بدم.‬

19:41.221 --> 19:43.351
‫آه، بی‌خیال! اوه...‬

19:43.431 --> 19:45.391
‫لعنتی. چطوری باید...‬

19:45.471 --> 19:47.101
‫چطوری باید این وامونده رو درست کنم؟‬

19:51.021 --> 19:53.061
‫آیرین، باید تمومش کنیم.‬

19:53.141 --> 19:55.641
‫- چی؟‬
‫- ببین، این وضعیت اصلاً سالم نیست.‬

19:55.721 --> 19:57.101
‫داری بزرگ می‌شی،‬

19:57.181 --> 20:00.271
‫و این یعنی انجام دادنِ کارایی که اولش اصلاً راحت نیستن.‬

20:00.351 --> 20:05.101
‫من... من دارم پیر می‌شم، یعنی چیزایی که قبلاً راحت بودن دیگه نیستن.‬

20:05.181 --> 20:09.771
‫منظورم اینه که داشتیم با مسخره‌بازیای «اتووِرس» وقت‌گذرونی می‌کردیم تا باهاش روبرو نشیم.‬

20:09.851 --> 20:14.271
‫باید بچسبیم به کار و گواهینامه‌مون رو بگیریم، باشه؟‬

20:15.601 --> 20:20.021
‫هنوزم می‌تونیم یه ارتش از شیرفروش‌ها رو برای نابود کردنِ یه انجمن هنری بفرستیم؟‬

20:20.101 --> 20:22.811
‫البته! من که هیتلر نیستم!‬

20:30.721 --> 20:33.271
‫شعبده‌بازها علیه حیوانات! ‬

20:35.891 --> 20:38.931
‫هی، اون شیلاست که داره با رادنی و اسکریمی تمرین می‌کنه، ‬

20:39.021 --> 20:40.811
‫و یه سری مورچه که بهشون می‌گیم «پسرا».‬

20:40.891 --> 20:42.021
‫سلام کن، شیلا.‬

20:44.811 --> 20:48.771
‫خب بچه‌ها. امشب حرکتِ جدیدِ شیلا یعنی «کشتن با سقوط ماشین» رو امتحان می‌کنیم.‬

20:48.851 --> 20:51.061
‫خطرناکه، ولی به همه‌تون ایمان دارم.‬

21:00.431 --> 21:02.181
‫سقوطِ ماشینِ شیلا حسابی ترکوند.‬

21:02.271 --> 21:04.601
‫اون به‌زودی دنبالِ جایگاهِ تو می‌آد.‬

21:04.681 --> 21:06.851
‫آره، حتماً.‬

21:06.931 --> 21:10.181
‫شیلا جایگاهِ خودشو داره، و جایگاهش مدیریتِ نمایش نیست.‬

21:10.681 --> 21:14.771
‫ازش کار می‌کشیم و اونم می‌ره پیِ کارش، درست مثلِ بقیه‌ی شیلاها.‬

21:29.181 --> 21:32.311
‫باید حرفم رو باور کنی. همه‌اش الکیه.‬

21:32.391 --> 21:34.221
‫حیوانات عاشقِ این کارن.‬

21:34.311 --> 21:38.271
‫گوریل اسپاگتی می‌خوره و «بُرزهد» هم کالباسه.‬

21:38.351 --> 21:40.561
‫جناب قاضی، وکیلم داره...‬

21:40.641 --> 21:41.561
‫نمی‌دونم، جون می‌ده؟‬

21:41.641 --> 21:45.641
‫اجازه می‌دم ادامه بدید، ولی حواستون رو جمع کنید آقای گامب.‬

21:45.721 --> 21:48.811
‫تکنوازیِ احمقانه‌ی دخترم فقط ۳۰ دقیقه‌ی دیگه طول می‌کشه،‬

21:48.891 --> 21:50.681
‫و بعدش ممکنه دیگه این‌قدر صبور نباشم.‬

21:50.771 --> 21:56.311
‫سرِ اون مردِ سایه‌ایِ بزرگ الکی بود، و اون دنبالم کرد. بدجوری دنبالم کرد.‬

21:56.391 --> 22:01.311
‫شیلا فلامبه، شریکِ آقای گامب هستم و مدارکی برای ارائه دارم.‬

22:01.391 --> 22:04.021
‫شیلا، این کارو نکن. تو یه شعبده‌بازی.‬

22:04.101 --> 22:05.851
‫من یه قانون‌دارم!‬

22:07.141 --> 22:09.851
‫جناب قاضی، من نمی‌دونم این مدارک چی هستن‬

22:09.931 --> 22:12.891
‫یا چرا لامپ‌ها دارن جیغ می‌کشن،‬

22:12.971 --> 22:15.021
‫ولی بهش اعتماد دارم.‬

22:15.101 --> 22:17.891
‫هر چی که هست، مهمه.‬

22:17.971 --> 22:20.851
‫تازه، حیواناتی داره که لباس پوشیدن.‬

22:20.931 --> 22:23.931
‫مثلِ آدما؟ اعتراض رد شد!‬

22:24.021 --> 22:28.771
‫این حقیقتِ چیزیه که توی «شعبده‌بازها علیه حیوانات» می‌گذره.‬

22:33.891 --> 22:36.061
‫اونا با حیوانات مهربونن؟‬

22:36.141 --> 22:37.771
‫می‌خوام بمیرم!‬

22:37.851 --> 22:39.101
‫بدبخت شدیم!‬

22:39.681 --> 22:44.181
‫خب آقای گامب، شما متهمین رو به نقضِ قانونِ گوشت متهم کردید،‬

22:44.271 --> 22:47.061
‫یکی از مقدس‌ترین نهادهای ما.‬

22:47.141 --> 22:48.811
‫بعدش، به جای اینکه ادعاتون رو ثابت کنید،‬

22:48.891 --> 22:51.101
‫ثابت کردید که به هیچ حیوانی آسیب نمی‌رسه،‬

22:51.181 --> 22:52.681
‫هیچ گوشتی هدر نمی‌ره،‬

22:52.771 --> 22:55.641
‫و احتمالاً، به گوریل‌ها اسپاگتی داده می‌شه.‬

22:55.721 --> 22:57.271
‫من این پرونده رو مختومه اعلام می‌کنم‬

22:57.351 --> 23:01.181
‫و آقای گامب رو به خاطرِ تلف کردنِ وقتِ دادگاه، به توهین به دادگاه محکوم می‌کنم.‬

23:01.271 --> 23:04.561
‫یک آخرِ هفته توی ماشینِ زنبوری!‬

23:05.431 --> 23:07.721
‫کجا دارم می‌رم؟ جای خوبیه؟‬

23:07.811 --> 23:11.271
‫شیلا فلامبه، برای خودت یه دشمنِ خیلی خطرناک تراشیدی.‬

23:11.351 --> 23:12.221
‫نه بابا.‬

23:12.311 --> 23:14.561
‫- تو فقط بلدی چیزا رو الکی بکشی.‬
‫- بی‌خیال!‬

23:14.641 --> 23:18.351
‫«بارگاتزیِ بزرگ» جایگاهِ خودشو داره، و جایگاهش مدیریتِ نمایش نیست.‬

23:18.431 --> 23:21.181
‫چی؟ داری به چیزی اشاره می‌کنی که قبلاً گفتم؟‬

23:21.271 --> 23:23.601
‫من هر چی که تا حالا گفتم رو یادم نمی‌مونه.‬

23:23.681 --> 23:24.561
‫بخورش!‬

23:24.641 --> 23:26.721
‫آره، بخورش!‬

23:26.811 --> 23:31.221
‫سلام شیلا. بابتِ اون شن‌های توی صورتت متأسفم. خوش‌حالم که هنوز شریکِ تجاری هستیم.‬

23:34.021 --> 23:37.431
‫دوشنبه می‌آم دنبالت! خب، تو... به چیزی که می‌خواستی رسیدی؟‬

23:37.521 --> 23:40.971
‫خب، تو نمایشی رو نابود کردی که داشت به حیواناتش حال می‌داد،‬

23:41.061 --> 23:44.471
‫و حالا شنیدم که قراره همین‌طوری توی خیابون رهاشون کنن.‬

23:44.561 --> 23:47.521
‫آره، ولی تو می‌خواستی نمایش نابود بشه و شد،‬

23:47.601 --> 23:49.221
‫پس می‌شه ۲۰ هزار دلار.‬

23:49.311 --> 23:51.971
‫چک رو در وجهِ «گامب و فلامبه» بنویس.‬

23:53.931 --> 23:57.061
‫آقای شهردار، فکر کنم این مالِ شماست.‬

23:57.141 --> 23:58.431
‫اگه اجازه بدید،‬

23:58.521 --> 24:02.061
‫من و «جوِ شیرفروش» می‌خوایم توی شهرتون بمونیم‬

24:02.141 --> 24:04.931
‫و یاد بگیریم چطوری ایمن و مسئولانه رانندگی کنیم.‬

24:05.021 --> 24:07.721
‫هر دوتاتون تا آخرِ عمر ممنوع‌الورودید، در ضمن ۹۰ دقیقه پیش به پلیس زنگ زدم.‬

24:07.811 --> 24:12.021
‫احمق! پلیس‌های شیرفروشِ وفادارم هیچ‌وقت بهم خیانت نمی‌کنن.‬

24:12.891 --> 24:15.601
‫مشتش بوی دیوارِ گچیِ سوراخ‌شده می‌ده!‬

24:15.681 --> 24:17.681
‫- اون یه پلیسِ واقعیه! فرار کن!‬
‫- وای!‬

24:17.705 --> 24:19.705
‫بآآمابین

24:24.471 --> 24:28.271
‫خب. کلاچ رو آروم رها کن و گاز بده.‬

24:29.681 --> 24:32.471
‫عالیه، حالا مستقیم برو سمتِ‬

24:32.561 --> 24:34.851
‫سدِ بازیگرایی که سعی دارن راهمون رو ببندن.‬

24:34.931 --> 24:36.521
‫آره، خودشون می‌رن کنار.‬

24:37.561 --> 24:40.601
‫خوبه. حالا مستقیم از توی فنس رد شو برو سمتِ بیابون.‬

24:40.681 --> 24:42.931
‫پلیسا توی جاده دنبال‌مون می‌گردن.‬

24:44.351 --> 24:46.521
‫اوه، کمربندت رو یادت نره ببندی!‬

24:49.891 --> 24:52.221
‫♪ خوش می‌گذره ♪‬

24:52.311 --> 24:54.221
‫♪ پیتزا پارتی ♪‬

24:54.311 --> 24:55.681
‫♪ اوقاتِ خوش... ♪‬

24:55.705 --> 24:57.705
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Instagram & Telegram: @Film2Media_Plus

24:57.729 --> 24:59.729
‫بامابین؛ مرجع هرآنچه نمی‌یابید!
‫Bamabin.Com

25:05.521 --> 25:07.221
‫♪ با یه سسی شروع می‌شه که رنگِ خونه ♪‬

25:07.311 --> 25:09.391
‫♪ اونا جون‌شون رو فدا کردن‬
‫تا از ما محافظت و بهمون خدمت کنن ♪‬

25:09.471 --> 25:12.431
‫♪ اون خمیر، ورز داده شده و ور اومده‬
‫همون‌طور که اونا عشق‌شون رو ثابت کردن ♪‬

25:12.521 --> 25:14.931
‫♪ برای پرچمِ سرخ و سفید و آبی‬
‫وطن‌پرست‌ها هیچ‌وقت فراموش نمی‌کنن ♪‬

25:15.021 --> 25:16.891
‫♪ بهایِ آزادیِ ما‬
‫با مرگ پرداخت شد ♪‬

25:16.971 --> 25:19.431
‫♪ حالا آزادم که پارتی بگیرم‬
‫و با دوستام خوش بگذرونم ♪‬

25:19.521 --> 25:22.021
‫♪ بهم پیتزایِ پنیریِ کش‌سان بده‬
‫پارتیِ پیتزا تا آخرِ شب ♪‬

25:22.521 --> 25:24.431
‫♪ خوش گذروندن ♪‬

25:24.521 --> 25:26.221
‫♪ پارتیِ پیتزا ♪‬

25:26.311 --> 25:28.431
‫- ♪ اوقاتِ خوش ♪‬
‫- ♪ پارتی، اوقاتِ خوش ♪‬

25:28.521 --> 25:29.431
‫♪ اوقاتِ خوش ♪‬

25:30.521 --> 25:32.431
‫♪ خوش گذروندن ♪‬

25:32.521 --> 25:34.431
‫♪ پارتیِ پیتزا ♪‬

25:34.521 --> 25:36.431
‫♪ پارتی، پارتی ♪‬

25:36.521 --> 25:38.431
‫- ♪ اوقاتِ خوش ♪‬
‫- ♪ اوقاتِ خوش ♪‬

25:40.021 --> 25:42.021
‫♪ همبرگر نمی‌خوام ♪‬

25:42.521 --> 25:44.431
‫♪ یا یه عالمه سیب‌زمینی سرخ‌کرده ♪‬

25:45.021 --> 25:48.221
‫♪ وقتی با رفیقامم‬
‫تنها چیزی که می‌خوام همون پیتزاست ♪‬

25:48.721 --> 25:50.561
‫♪ ناچو نمی‌خوام ♪‬

25:50.641 --> 25:52.641
‫♪ یا پنیرِ ناچو ♪‬

25:52.721 --> 25:53.641
‫♪ اگه دارم وقت می‌گذرونم... ♪‬

25:53.665 --> 25:54.665
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Instagram & Telegram: @Film2Media_Plus
