WEBVTT

00:02.813 --> 00:05.213
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Instagram & Telegram: @Film2Media_Plus

00:05.646 --> 00:08.046
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Instagram & Telegram: @Film2Media_Plus

00:10.021 --> 00:12.681
‫وقتی داری این مرد رو به خاطر رانندگی در مستی محکوم می‌کنی،‬

00:12.771 --> 00:15.891
‫ازت می‌خوام یادت باشه‬

00:15.971 --> 00:19.181
‫چه ضربه‌ای به این جامعه زده.‬

00:19.271 --> 00:22.021
‫جسمی، آره، ولی روحی هم همین‌طور.‬

00:22.101 --> 00:23.971
‫- اعتراض دارم.‬
‫- به چه دلیلی؟‬

00:24.061 --> 00:25.391
‫به دلیلِ، اوم...‬

00:26.221 --> 00:28.431
‫به این دلیل که ما رفیقای قدیمیِ گلف هستیم.‬

00:29.061 --> 00:29.931
‫وارده.‬

00:30.431 --> 00:32.221
‫فکر می‌کنم مناسب‌ترین مجازات‬

00:32.311 --> 00:36.431
‫واسه راننده‌ی مستی که ماشینش رو کوبیده‬
‫به یه آشپزخونه‌ی خیریه‌ی شلوغ اینه که...‬

00:36.521 --> 00:40.851
‫محکومت می‌کنم که مربیِ‬
‫یه تیم بسکتبال نوجوانان بشی.‬

00:40.931 --> 00:43.181
‫- چی؟‬
‫- اوه، ایول!‬

00:43.205 --> 00:45.205
‫با*ما*بین

01:24.811 --> 01:26.521
‫این بی‌عدالتیه.‬

01:26.601 --> 01:30.641
‫نیکولز از اتهام رانندگی در مستی قسر در میره، مربیِ‬
‫یه مشت بچه‌ی طردشده‌ی دوست‌داشتنی می‌شه،‬

01:30.721 --> 01:32.181
‫و کلی هم تبلیغات مثبت واسه خودش جمع می‌کنه.‬

01:33.221 --> 01:34.471
‫دیگه بسه.‬

01:34.561 --> 01:36.431
‫منم بلدم مربی‌گری کنم،‬

01:36.521 --> 01:40.891
‫یعنی مربیِ تیم بسکتبالِ‬
‫بچه‌های داغونِ خودم می‌شم.‬

01:41.771 --> 01:42.931
‫فهمیدیم.‬

01:43.021 --> 01:47.851
‫حالا واسه مربی‌گریِ این بچه‌ها، به کسی نیاز دارم‬
‫که از آمادگی جسمانی سردر بیاره،‬

01:47.931 --> 01:51.601
‫یا شاید یکی که اون‌قدر کلک‌باز باشه‬
‫که بتونه نقشه‌های خفن بکشه.‬

01:51.681 --> 01:54.021
‫کی توی کلک زدن خوبه؟‬

01:55.101 --> 01:56.771
‫معلومه، باری شندلیر.‬

01:56.851 --> 01:58.471
‫اهم.‬

01:58.561 --> 02:03.561
‫ببین لینکلن، من به جز یه هفت‌تیرِ کوچیک‬
‫به اسم «دکتر پرابلمز»، چیزای دیگه‌ای هم تو چنته دارم.‬

02:03.641 --> 02:07.721
‫من ۳۰ سال تجربه توی‬
‫راست‌وریس کردنِ ورزشِ بچه‌ها دارم‬

02:07.811 --> 02:09.771
‫و یه چاقو به اسم «لیتل استینکر».‬

02:09.851 --> 02:10.851
‫بذار کمکت کنم.‬

02:10.931 --> 02:13.811
‫خیلی خب گلم. بیا این ۲۰۰ دلار.‬
‫فقط برو خوش باش.‬

02:13.891 --> 02:18.271
‫ایول! بیا بریم تا پشیمون نشده.‬
‫بیاین بچه‌ها!‬

02:21.771 --> 02:23.811
‫تو اصلاً هیچی از بسکتبال نمی‌دونی.‬

02:23.891 --> 02:25.431
‫همین الان اسم یه بازیکن ان‌بی‌ای رو بگو. زود باش.‬

02:25.521 --> 02:30.431
‫پارلز. آقای پارلز. اگ‌من.‬
‫پلاب... این. پلابینز.‬

02:30.521 --> 02:33.811
‫باشه، پس یه نفرو می‌شناسی،‬
‫ولی خب همه می‌شناسن.‬

02:34.521 --> 02:35.931
‫بی‌خیال، بذار مربی بشم.‬

02:36.021 --> 02:38.561
‫باید از این دفتر با این‌همه‬
‫کاغذبازی‌های حقوقیِ خسته‌کننده‬

02:38.641 --> 02:39.891
‫و منگنه‌های قانونی بزنم بیرون.‬

02:39.971 --> 02:43.311
‫باشه، ولی یکی باید اون چیزِ‬
‫وحشتناکی که خریدی رو پیدا کنه.‬

02:43.391 --> 02:44.391
‫چه چیزی؟‬

02:46.681 --> 02:47.681
‫هی، طرفدارای شیلا.‬

02:47.771 --> 02:49.891
‫یادتونه گفتم می‌خوام یه کارِ‬
‫بزرگ انجام بدم‬

02:49.971 --> 02:51.351
‫تا اینجا رو معروف کنم؟‬

02:51.431 --> 02:54.521
‫خب، هشتگِ بی‌بی‌برترام رو چک کنین!‬
‫ترکونده و داره همه‌جا پخش می‌شه!‬

02:54.601 --> 02:58.021
‫شیلا، تو یه بچه رو دزدیدی؟‬
‫یه بچه به اسم برترام؟‬

02:58.101 --> 02:59.351
‫چی؟ نه.‬

02:59.431 --> 03:02.811
‫بی‌بی‌برترام یه رباتِ اسباب‌بازیِ سخنگویِ بامزه‌ست‬
‫که از داروخونه خریدم.‬

03:03.391 --> 03:04.771
‫من بی‌بی‌برترام هستم! ‬

03:04.851 --> 03:09.431
‫و می‌گم کار کردن واسه آدمای احمقه.‬

03:09.521 --> 03:10.971
‫اون وحشتناکه.‬

03:11.061 --> 03:13.521
‫شیلا فلامبه، محاصره شدی.‬

03:13.601 --> 03:14.721
‫البته دزدیدمش.‬

03:15.601 --> 03:17.811
‫- اوه، آره.‬
‫- اوه، آره.‬

03:17.891 --> 03:19.971
‫برترام فوق‌العاده‌ست.‬

03:20.061 --> 03:22.521
‫- کجا قایمش کردی؟‬
‫- یادم نمیاد!‬

03:22.601 --> 03:25.681
‫- اوه! من پیداش می‌کنم عمو.‬
‫- عالیه. تو بیابون دفنش کن.‬

03:25.771 --> 03:29.471
‫منو با، مثلاً، اوم...‬
‫مدل‌های بیکینی دفن کن، بابا جون.‬

03:29.561 --> 03:31.221
‫اون حرف نداره.‬

03:31.311 --> 03:33.061
‫خیلی خب، اول از همه.‬

03:33.141 --> 03:34.931
‫من از شما بچه‌ها خوشم نمیاد.‬

03:35.431 --> 03:38.431
‫فقط یه چیز واسم مهمه. شغلم.‬

03:38.521 --> 03:39.391
‫باشه.‬

03:39.471 --> 03:40.521
‫- بی‌خیال.‬
‫- آره جونِ خودت.‬

03:40.601 --> 03:42.101
‫من چطوری قراره مربیِ شما باشم؟‬

03:42.181 --> 03:45.471
‫این یکی بی‌ادبه، اون یکی بددهنه،‬
‫این یکی مادرِ مجرد داره،‬

03:45.561 --> 03:48.431
‫و تو هم که کلاً تو فازِ‬
‫گاوچرون‌ها هستی.‬

03:48.521 --> 03:51.391
‫- این اصلاً جواب نمی‌ده.‬
‫- چطوری شریک!‬

03:51.471 --> 03:53.601
‫دلت خوشه‌ها بچه.‬

03:53.681 --> 03:56.561
‫من فقط با وکلایِ‬
‫بالغ و باکلاس شریک می‌شم.‬

03:56.641 --> 03:58.601
‫♪ دو دنیای متفاوت ♪‬

03:58.681 --> 04:01.561
‫- من یه تیم بسکتبالِ نونهالان می‌خوام.‬
‫- آدم‌فروش راه نمی‌دیم.‬

04:01.641 --> 04:04.021
‫اوه. عجب بدبختی‌ای شد.‬

04:04.101 --> 04:06.061
‫دیگه تیمی واسمون نمونده چون‬
‫یه قاضیِ محلی‬

04:06.141 --> 04:09.061
‫همین‌طوری راننده‌های مست رو محکوم می‌کنه‬
‫که مربیِ بسکتبالِ نوجوانان بشن.‬

04:09.141 --> 04:12.271
‫می‌تونی صبر کنی تا یکی از مربی‌های‬
‫فعلی موقع رانندگی در مستی مصدوم بشه.‬

04:12.351 --> 04:15.641
‫محکوم کردنشون به مربی‌گریِ بچه‌ها‬
‫اصلاً بازدارنده نبوده.‬

04:15.721 --> 04:16.971
‫پس من از ورزش جا موندم.‬

04:17.061 --> 04:19.351
‫انگار دوباره شدم همون‬
‫بچه‌ای که تو خونه درس می‌خوند.‬

04:19.431 --> 04:21.351
‫اوه، تو تو خونه درس می‌خوندی؟‬

04:21.431 --> 04:23.771
‫آره. کلِ تجربه‌ی درس خوندن تو خونه.‬

04:23.851 --> 04:27.061
‫سه کلاس جهشی خوندم، ولی هنوزم‬
‫از غریبه‌ها و خورشید می‌ترسم.‬

04:27.141 --> 04:29.601
‫واسه آموزشِ مسائل جنسی، فیلمِ «مقاصد بی‌رحمانه» رو دیدم.‬

04:29.681 --> 04:31.971
‫- کی رو بردی جشن فارغ‌التحصیلی؟ خدمتکارتون رو؟‬
‫- نه!‬

04:32.061 --> 04:33.641
‫اون نمی‌خواست دوستیمون خراب بشه.‬

04:33.721 --> 04:35.971
‫خب، بچه‌هایی که تو خونه درس می‌خونن‬
‫تیم ندارن‬

04:36.061 --> 04:38.771
‫چون دولت قانوناً‬
‫اون‌ها رو به عنوان بچه به رسمیت نمی‌شناسه.‬

04:38.851 --> 04:41.851
‫پس اگه واقعاً می‌خوای مربی‌شون بشی،‬
‫خودت می‌تونی یه تیم راه بندازی.‬

04:41.931 --> 04:44.771
‫اوم. مربیِ بچه‌هایی بشم که‬
‫اون‌قدر عجیب‌وغریب و طردشده‌ان‬

04:44.851 --> 04:47.971
‫که حتی نمی‌تونن توی یکی از‬
‫تیم‌های عجیب‌وغریبِ دیگه باشن.‬

04:48.061 --> 04:50.351
‫این همون چیزیه که عکست رو می‌بره‬
‫روی جلدِ مجله‌ی «برلی لیگال»،‬

04:50.431 --> 04:52.931
‫مجله‌ای که به زندگیِ وکلا‬
‫خارج از دادگاه می‌پردازه.‬

04:54.311 --> 04:57.021
‫مربی نیکولز،‬
‫شما واسه صبحانه دماغتونو می‌خورین؟‬

04:57.101 --> 04:59.181
‫نه! من غذا می‌خورم!‬

04:59.271 --> 05:02.101
‫♪ شما بچه‌های وروجک ♪‬

05:02.181 --> 05:04.681
‫شما بچه‌ها دارین کم‌کم‬
‫ابهتِ منو می‌شکنین.‬

05:05.271 --> 05:06.431
‫به‌زودی.‬

05:06.931 --> 05:11.391
‫خب، وقتِ شکارِ یه بچه‌ست.‬
‫خطرناک‌ترین بازی.‬

05:11.471 --> 05:16.721
‫کاش این دستگاهِ کپی یه...‬
‫یه دستگاهِ کوفتیِ مارگاریتا بود یا...‬

05:16.811 --> 05:18.561
‫یا یه همچین چیزی.‬

05:18.641 --> 05:20.141
‫دمت گرم، بی‌بی.‬

05:20.641 --> 05:21.521
‫بذار ببینیم.‬

05:21.601 --> 05:24.021
‫برترامِ کوچولو همراهِ شیلا‬
‫توی اون عروسی بود،‬

05:24.101 --> 05:28.891
‫و عمو لینکلن ازش استفاده کرد تا جلوی‬
‫مردهای قلدر ایستادن رو تمرین کنه.‬

05:28.971 --> 05:30.771
‫بچه شیشه‌شو می‌خواد.‬

05:30.851 --> 05:32.641
‫شیشه‌ی آبجو.‬

05:32.721 --> 05:34.641
‫من یه بچه‌ی مستم.‬

05:34.721 --> 05:36.221
‫صبر کن، داره تکون می‌خوره؟‬

05:36.245 --> 05:38.245
‫بـ.امـآبین

05:38.391 --> 05:43.061
‫خب خانما، کدومتون از گلم حامله‌ست‬
‫و قراره بچه‌ی پولی بیاره؟‬

05:45.721 --> 05:47.141
‫این دیگه چه کوفتیه؟‬

05:47.221 --> 05:53.311
‫صدف‌های داغ. من گلم هستم.‬
‫وکیلم. کمکم کنین جایزه‌مو پیدا کنم.‬

05:54.351 --> 05:58.221
‫دیگه وقتش بود این خراب‌شده بفهمه‬
‫مردم چی می‌خوان.‬

05:58.311 --> 06:02.141
‫- بیا برقصیم خوشگل‌تیپ.‬
‫- بیا برقصیم خوشگل‌تیپ.‬

06:02.601 --> 06:06.181
‫خب، تیمِ مدرسه‌درخانه. جمع شین دور هم.‬

06:06.271 --> 06:08.391
‫اون مرده کیه؟‬

06:09.521 --> 06:11.561
‫آروم باش شیلا. حواسم هست.‬

06:11.641 --> 06:14.811
‫بیاین بیرون، خطری نداره.‬
‫قرار نیست درباره‌ی تکامل بهتون چیزی یاد بدیم.‬

06:16.221 --> 06:20.391
‫من مربی‌تونم، لینکلن گامب.‬
‫ببینین، منم یکی از خودتونم.‬

06:22.931 --> 06:26.271
‫وقتی اسمتونو می‌گم، دستتونو ببرین بالا.‬
‫اسکوئیرل بارلی.‬

06:26.351 --> 06:30.021
‫سلام مربی. می‌شه آمپول‌های‬
‫مختلفِ حیاتی‌مو بهم بزنین؟‬

06:30.101 --> 06:32.101
‫کارهای پزشکی‬
‫تو حیطه‌ی مربی شیلاست.‬

06:32.181 --> 06:34.271
‫حرف نباشه. نفر بعدی، تپ والدن.‬

06:34.351 --> 06:35.391
‫اوه!‬

06:35.471 --> 06:39.391
‫آیا برای شخصیتِ والای شما‬
‫زحمتی نمی‌شه‬

06:39.471 --> 06:45.311
‫اگه با اجازه‌ی شما، به خوندنِ‬
‫یه بیت شعر مشغول بشم؟‬

06:45.391 --> 06:46.561
‫اه... اه...‬

06:46.641 --> 06:50.221
‫همانا، در پایانِ، اه... تمریناتت.‬

06:50.891 --> 06:53.061
‫میلدرد کرامبلز؟‬

06:53.141 --> 06:58.061
‫اوم، جناب مربی، می‌دونستین یه زنبور‬
‫بال‌هاشو ۱۱۴۰۰ بار در دقیقه تکون می‌ده؟‬

06:58.141 --> 06:59.061
‫بله!‬

06:59.141 --> 07:02.561
‫و اسمِ جفتتون چنسلی جانسونه؟‬

07:03.141 --> 07:05.891
‫- بله خانم.‬
‫- شماها برادرین؟‬

07:05.971 --> 07:07.141
‫- آره.‬
‫- نه.‬

07:07.221 --> 07:09.771
‫لینکلن، انگار این بچه‌ها رو‬
‫از میزِ حراجیِ‬

07:09.851 --> 07:11.021
‫توی مرکزِ تنظیمِ خانواده آوردن.‬

07:11.101 --> 07:13.811
‫نه، فقط یه ذره عجیب‌غریبن.‬

07:13.891 --> 07:16.181
‫مثل تیمِ نیکولز.‬

07:16.271 --> 07:18.641
‫- ♪ داریم دور هم جمع می‌شیم... ♪‬
‫- همینه، حالا!‬

07:18.721 --> 07:20.971
‫♪ با قدرتِ رقص ♪‬

07:22.141 --> 07:25.061
‫خب، من دیگه اون درسِ بزرگِ فیلم‌ها رو‬
‫یاد گرفتم‬

07:25.141 --> 07:26.811
‫که تنها چیزی که مهمه، خوش گذروندنه.‬

07:26.891 --> 07:29.811
‫پس مربی شیلا تمامِ‬
‫کارهای بسکتبال رو انجام می‌ده.‬

07:29.891 --> 07:32.221
‫حالا، اه... برین خوش بگذرونین.‬

07:39.181 --> 07:42.721
‫اوم، مربی‌ها، من طبق معمول‬
‫توی لباسِ زنبورداری‌م بالا آوردم.‬

07:42.811 --> 07:46.271
‫در ضمن، دماغم داره خون می‌آد.‬
‫در ضمن، وقتی می‌میریم چی می‌شه؟‬

07:46.351 --> 07:48.771
‫- خب، اول چشمات...‬
‫- وقتِ استراحت و آب خوردنه.‬

07:49.851 --> 07:52.891
‫لینکلن، الان برمی‌گردم.‬
‫یه ایده‌ی فوق‌العاده به ذهنم رسید.‬

07:56.471 --> 07:58.521
‫اه، به نظر می‌آد توی، اه...‬

07:58.601 --> 07:59.931
‫کشویِ م... مخفیِ گلمه.‬

08:02.811 --> 08:03.851
‫نُچ نُچ نُچ!‬

08:03.931 --> 08:05.721
‫کلمه‌ی جادویی رو نگفتی.‬

08:05.811 --> 08:07.061
‫نُچ نُچ نُچ!‬

08:07.141 --> 08:08.471
‫- نُچ نُچ...‬
‫- خواهش می‌کنم!‬

08:08.561 --> 08:11.141
‫لعنتی! از این مزخرفاتِ گلم متنفرم.‬

08:11.221 --> 08:13.101
‫گوشتش کجاست عزیزم؟‬

08:13.181 --> 08:15.891
‫گوشت همونیه که واسه شامه! ها ها!‬

08:17.931 --> 08:19.641
‫شما این‌طوری خوش می‌گذرونین؟‬

08:20.681 --> 08:23.931
‫توی کتابِ قانون هیچ‌چیزی نیومده‬
‫که بگه یه سگ نمی‌تونه بسکتبال بازی کنه.‬

08:24.931 --> 08:28.561
‫گناهه که سگ‌ها‬
‫لباسِ آدم‌ها رو بپوشن.‬

08:28.641 --> 08:32.181
‫از زمانِ شورای دوم واتیکان به بعد دیگه نه.‬
‫پسر، شما بچه‌ها به خوش‌گذرونی آلرژی دارین؟‬

08:35.561 --> 08:39.561
‫خب، واسه امروز دیگه ترشحاتِ بدنی‬
‫کافیه. همگی خسته نباشین.‬

08:39.641 --> 08:41.601
‫توی مسابقه دهنشونو سرویس می‌کنیم.‬

08:41.681 --> 08:42.931
‫- این مسابقه نبود؟‬
‫- خیانتکار!‬

08:43.021 --> 08:45.271
‫نه، نه. این یه تمرینِ شاد بود.‬

08:45.351 --> 08:48.641
‫مسابقه‌ی شادمون فرداست،‬
‫جلوی بچه‌های یه تیمِ دیگه.‬

08:49.221 --> 08:54.811
‫- بچه‌مدرسه‌ای‌های واقعی؟ فرزندانِ نیمکت؟‬
‫- آره. خوش می‌گذره.‬

08:56.641 --> 08:59.101
‫خیلی خوشحالم که بازی رو توی نیمه تموم کردن.‬

08:59.181 --> 09:02.181
‫تا حالا ندیده بودم از تابلوی امتیازات استفاده کنن‬
‫تا نشون بدن‬

09:02.271 --> 09:04.561
‫تیم‌ها چند بار دماغِ همدیگه رو خون انداختن‬
‫به جای اینکه امتیاز رو بزنن.‬

09:04.641 --> 09:07.351
‫خب، ممنون که گذاشتی‬
‫بچه‌هات چند تاشو فیلم بازی کنن.‬

09:07.431 --> 09:09.391
‫آه، مشکلی نبود.‬

09:09.891 --> 09:11.851
‫به هر حال، من باید برم یه کم در حالتِ مستی رانندگی کنم.‬

09:12.351 --> 09:14.181
‫حداقل این فقط بسکتبالِ نونهالانه،‬

09:14.271 --> 09:16.851
‫و هیچ‌کس واقعاً براش مهم نیست‬
‫کی می‌بره یا می‌بازه.‬

09:28.431 --> 09:30.141
‫اه!‬

09:30.221 --> 09:31.561
‫لعنت به تو.‬

09:31.641 --> 09:35.311
‫به اندازه‌ی کافی وقت و پولِ زحمت‌کشیده‌مو‬
‫توی قمار هدر دادم.‬

09:35.391 --> 09:38.561
‫وقتشه تیکه‌های زندگیِ داغونمو‬
‫جمع‌وجور کنم.‬

09:39.061 --> 09:41.101
‫لعنت به تو! من هیچ‌وقت همچین کاری نمی‌کنم.‬

09:42.311 --> 09:43.931
‫پاداشِ لغزش!‬

09:44.021 --> 09:46.431
‫حالا شد یه مسابقه‌ی درست‌وحسابی.‬

09:49.351 --> 09:52.601
‫واو، واسه من والوئیجیِ خودمو ساختن.‬

09:52.681 --> 09:54.811
‫اسمش چیه؟ چیزِ خوبیه؟‬

09:54.891 --> 09:57.681
‫منم، گلالوئیلم!‬

09:57.771 --> 09:58.641
‫نه.‬

10:01.141 --> 10:04.771
‫تو مایه‌ی خجالتی.‬
‫پدر فقط برنده‌ها رو دوست داره.‬

10:04.851 --> 10:07.601
‫پولِ بیشتری بنداز تا بهت افتخار کنم.‬

10:08.351 --> 10:12.101
‫ببخشید، لطفاً. کی اینو ساخته؟‬

10:12.891 --> 10:15.811
‫و از کجا آخرین حرف‌های پدرم موقعِ مرگ رو می‌دونن؟‬

10:16.311 --> 10:17.391
‫خب، بگذریم.‬

10:23.931 --> 10:27.141
‫- چی میل دارید؟‬
‫- شش تا ذرتِ خامه‌ایِ غول‌پیکر و باترمیلک.‬

10:27.221 --> 10:30.271
‫حله! شش تا «لذتِ بچه‌خانگی‌ها»!‬

10:30.351 --> 10:32.351
‫هی، شماها ژتون می‌خواید برای بازی؟‬

10:32.431 --> 10:35.391
‫جناب، ما تا اینجا سفر نکردیم‬

10:35.471 --> 10:38.101
‫که دنبالِ بازی‌های ویدئویی باشیم.‬

10:38.181 --> 10:42.561
‫تنها هدفِ ما به دست آوردنِ شیر و ذرتِ مهربانیِ بشریه.‬

10:42.641 --> 10:44.971
‫شیر و ذرت!‬

10:45.061 --> 10:47.601
‫شیر و ذرت! شیر و ذرت!‬

10:47.681 --> 10:51.271
‫شیر و ذرت!‬
‫شیر و ذرت! شیر و ذرت!‬

10:51.351 --> 10:53.971
‫شیر و ذرت! شیر و ذرت!‬

10:54.061 --> 10:55.681
‫سلام عوضی. خوب به نظر می‌رسی.‬

10:55.771 --> 10:56.971
‫تیمت در چه حاله؟‬

10:57.061 --> 11:00.811
‫ممکنه باخته باشیم، ولی بهشون خوش گذشت،‬
‫و واقعاً فقط همین مهمه.‬

11:00.891 --> 11:04.061
‫پسر، من قبل از تو اینو می‌دونستم.‬
‫عادلانه نیست.‬

11:04.141 --> 11:07.061
‫در ضمن، معلوم شد باختن خیلی افتضاحه‬
‫و اصلاً هم خوش نمی‌گذره.‬

11:11.681 --> 11:14.311
‫خیلی چیزا باید یاد بگیری، پسرم.‬
‫دلم برات می‌سوزه.‬

11:14.391 --> 11:17.271
‫دست از این آرامشِ درونی بردار. ما با هم دشمنیم.‬

11:18.971 --> 11:21.931
‫تمومش کن! و قضیه‌ی تو و مامانِ اون بچه چیه؟‬

11:22.021 --> 11:23.101
‫تو متأهلی.‬

11:23.181 --> 11:27.311
‫اوه، لینکلن. خیلی پرت و پلایی.‬
‫تو فصلِ مسابقات موفق باشی، رفیق.‬

11:27.391 --> 11:30.021
‫تو آدم‌بده‌ای، نه من!‬

11:30.101 --> 11:32.351
‫صبر کن تا یه جوری توی فینال با هم روبرو بشیم‬

11:32.431 --> 11:35.811
‫و بچه‌های من معنای واقعیِ درد رو‬
‫به بچه‌های تو نشون بدن.‬

11:35.891 --> 11:38.391
‫می‌فهمم که شبیه آدم‌بده‌ها حرف می‌زنم.‬

11:39.391 --> 11:40.311
‫لعنت بهش.‬

11:41.061 --> 11:44.431
‫«اسلایس‌-او» پیتزافروش،‬
‫رفیقِ صمیمیِ»برترامِ» کوچولوئه.‬

11:45.471 --> 11:46.971
‫این دو تا رباتِ مهمونی حتی می‌تونن...‬

11:47.061 --> 11:48.521
‫♪ بگو هی-هی! ♪‬

11:48.601 --> 11:50.221
‫♪ هی! ♪‬

11:50.311 --> 11:51.811
‫...با هم حرف بزنن.‬

11:51.891 --> 11:54.431
‫اوه، عالیه!‬
‫می‌تونم از این برای پیدا کردنش استفاده کنم.‬

11:55.221 --> 11:57.141
‫وای خدای من.‬

11:57.221 --> 12:01.141
‫برترام خودش یه تنه یه مهمونیه.‬

12:01.221 --> 12:03.391
‫چی می‌شه اگه یکی‌تون با خودش تفنگ بیاره توی زمین؟‬

12:03.471 --> 12:05.641
‫می‌تونیم موقعِ وحشت و شلوغی، چند تا گل بزنیم.‬

12:05.721 --> 12:08.891
‫مربی لینکلن، بابام می‌گه تفنگ فقط برای محافظت از مزرعه‌ی لوبیاست‬

12:08.971 --> 12:10.271
‫در برابرِ دولت.‬

12:10.351 --> 12:13.101
‫آره، مالِ منم همین‌طور. اه، منظورم اینه که بابای هردومون یکیه.‬

12:13.181 --> 12:15.101
‫نه، نیست.‬

12:15.181 --> 12:17.811
‫کاش حداقل یکی‌تون، سریع یا قوی بودید.‬

12:17.891 --> 12:19.681
‫اوم، «دخترِ اسبی» چطور؟‬

12:19.771 --> 12:24.061
‫دخترِ اسبی از بابام قوی‌تره.‬
‫اون بود که بابام رو فرستاد پیشِ فرشته‌ها.‬

12:24.141 --> 12:27.221
‫بهتون گفتم، دیگه دوستِ خیالی توی تیم نداریم.‬

12:27.311 --> 12:30.851
‫همین الانشم «اریکِ خوک‌نما»،‬
‫«توماسِ گریان» و «گلالوئیلم» رو داریم.‬

12:30.931 --> 12:32.641
‫دخترِ اسبی کاملاً واقعیه.‬

12:32.721 --> 12:37.181
‫اسب‌های وحشی بزرگش کردن و توی زمین‌های‬
‫نزدیکِ محوطه‌ی خونوادگیِ ما پرسه می‌زنه.‬

12:38.021 --> 12:39.561
‫اسب‌ها بزرگش کردن، هان؟‬

12:39.641 --> 12:42.391
‫دیگه از این «بچه‌خانگی‌تر» نمی‌شه.‬

12:46.521 --> 12:49.271
‫ای بابا، چقدره که اینجا نشستم؟‬

12:49.351 --> 12:52.021
‫باید برم دستشویی.‬

12:54.101 --> 12:57.181
‫- چی می‌خوای؟‬
‫- کجا داری می‌ری، گلم‌جامین؟‬

12:57.271 --> 12:59.521
‫امیلی ملدرسون؟ !‌‬

12:59.601 --> 13:01.851
‫همراهِ جشنِ فارغ‌التحصیلیِ دبیرستانم؟‬

13:01.931 --> 13:05.141
‫اوه، کلی سؤال دارم، ولی اول باید برم جیش کنم.‬

13:05.221 --> 13:08.681
‫لازم نیست برای جیش کردن بری، پسرِ نادون.‬

13:08.771 --> 13:11.681
‫«نعمتِ گلم» هر چیزی که لازم داری رو داره.‬

13:14.181 --> 13:17.271
‫در ضمن، من تو رو بابتِ اون تصادف مقصر نمی‌دونم.‬

13:17.351 --> 13:18.891
‫ولی من می‌دونم.‬

13:27.521 --> 13:29.601
‫جمع شید دورم، تیم. یه سورپرایز داریم.‬

13:29.681 --> 13:30.851
‫اوه-هو-هو!‬

13:30.931 --> 13:33.771
‫قرقاولِ زیرِ سرپوش؟‬

13:33.851 --> 13:38.221
‫حتی بهتر. بازیکنِ پستِ «سنترِ» جدیدمون رو‬
‫بهتون معرفی می‌کنم: دخترِ اسبی.‬

13:41.311 --> 13:42.971
‫آره!‬

13:50.681 --> 13:53.021
‫اون قدرتِ پر از خشمِ «ران آرتست» رو داره‬

13:53.101 --> 13:55.601
‫با ظرافتِ روانِ «متا ورلد پیس».‬

13:55.681 --> 13:57.601
‫بازیکنِ کمکی‌مون رو پیدا کردیم.‬

13:58.101 --> 14:00.931
‫♪ ما به سمتِ افتخار می‌ریم... ♪‬

14:01.021 --> 14:04.271
‫♪ آره، ما به سمتِ افتخار می‌ریم... ♪‬

14:04.351 --> 14:06.221
‫آره!‬

14:06.311 --> 14:09.391
‫♪ ما به سمتِ پیروزی می‌ریم ♪‬

14:09.471 --> 14:12.101
‫♪ به سمتِ افتخار ♪‬

14:12.181 --> 14:13.931
‫فوق‌العاده‌ست!‬

14:14.021 --> 14:17.891
‫باورم نمی‌شه یه عجیب‌الخلقه‌ی قوی پیدا کردیم‬
‫تا جلوی اون ضعیف‌ها رو بگیره.‬

14:17.971 --> 14:20.851
‫شاید هنوزم با یه معجزه بتونیم به فینال برسیم.‬

14:20.931 --> 14:23.561
‫دارن بهش می‌گن برعکسِ معجزه.‬

14:23.641 --> 14:27.061
‫هواپیمای حاملِ چهار تیمِ برترِ‬
‫بسکتبالِ کودکانِ شهر‬

14:27.141 --> 14:29.061
‫سقوط کرده و هیچ‌کس زنده نمونده.‬

14:29.561 --> 14:30.601
‫و در اخبارِ شرط‌بندی،‬

14:30.681 --> 14:33.681
‫این سقوط باعث شده فقط دو تیم زنده بمونن‬
‫تا برای فینال بازی کنن.‬

14:33.771 --> 14:36.971
‫تیمِ مربی، قهرمانِ محلی و وکیل، «استیو نیکولز»‬

14:37.061 --> 14:40.931
‫و تیمِ مربی، بازنده‌ی محلی و پسرِ خوبِ‬
‫ساکنِ مرکزِ آموزشِ مدلینگ،‬

14:41.021 --> 14:41.891
‫لینکلن گامب.‬

14:42.391 --> 14:44.141
‫آخ، چه تراژدی‌ای.‬

14:46.641 --> 14:49.971
‫این دستگاه مهساز لعنتی.‬
‫آه، همیشه خرابه.‬

14:52.221 --> 14:56.271
‫می‌شه اون عکسم رو که با جام خوش‌تیپ‌ترین وکیل وگاس دارم برداری؟‬

14:56.351 --> 14:59.431
‫معلوم شد همه‌اش شوخی یه ایستگاه رادیویی بوده.‬

14:59.521 --> 15:04.431
‫برای همه نوشیدنی بگیرین! تیمم همین الان بهم‬
‫جام خوش‌تیپ‌ترین مربی وگاس رو داد.‬

15:04.521 --> 15:06.431
‫چه تجربه‌ی دگرگون‌کننده‌ای بود،‬

15:06.521 --> 15:09.931
‫که کلی هم تبلیغات خفن برای شرکتم جور کرد!‬

15:11.721 --> 15:15.811
‫زن‌مم خیلی پایه‌ی رابطه‌ی سه‌نفره با مامان‌های مجرده.‬

15:15.891 --> 15:17.561
‫عاشقِ زندگی‌ام!‬

15:19.521 --> 15:20.811
‫آقای اوراویولیو؟‬

15:20.891 --> 15:23.021
‫فکر کنم دستگاه مهسازتون دوباره قاطی کرده.‬

15:23.101 --> 15:27.601
‫دستگاه مهساز؟ لینکلن، من ۳۰ ساله که‬
‫دستگاه مهساز ندارم!‬

15:33.561 --> 15:36.271
‫خدای من!‬
‫چهار روزه داره یه کله بازی می‌کنه.‬

15:36.351 --> 15:38.601
‫یه بار هم نبرده،‬
‫ولی هی داره پول می‌ریزه توش.‬

15:38.681 --> 15:42.351
‫ایده‌ی دستگاه اسلاتِ سفارشیِ تو‬
‫یه وسیله‌ی بازیِ بی‌نقص ساخته.‬

15:42.431 --> 15:44.681
‫- ایول!‬
‫- بشنوین! بشنوین! هورا! آره!‬

15:44.771 --> 15:45.931
‫من چه کار کردم؟‬

15:46.021 --> 15:49.391
‫نمی‌تونم با وجدان راحت وسیله‌ای‬
‫به این قدرتمندی رو وارد بازار کنم.‬

15:49.471 --> 15:53.181
‫تنها دلخوشیم اینه که هیچ راهی نبود‬
‫بفهمم دارم برای آدم‌بده‌ها کار می‌کنم.‬

15:53.271 --> 15:56.641
‫هورا! مواد شیمیایی‌ای که کنار پیش‌دبستانی ریختیم منفجر شدن،‬

15:56.721 --> 15:59.181
‫دقیقاً همون‌طوری که با صدای بلند آرزو کرده بودم.‬

16:00.271 --> 16:05.311
‫به مسابقات قهرمانی بسکتبال نونهالان‬
‫منطقه‌ی لاس‌وگاس بزرگ خوش اومدین.‬

16:05.391 --> 16:09.681
‫- من شخصیت محلی، لانچ‌میت هستم.‬
‫- منم شهردار، جورج والاس.‬

16:09.771 --> 16:11.101
‫وو هو هو!‬

16:11.181 --> 16:14.351
‫پسر، جوِ توی این سالن بدجوری هیجان‌انگیزه!‬

16:14.431 --> 16:16.021
‫از زمان اوجِ‬

16:16.101 --> 16:20.311
‫آقای پارلز «مرد تخم‌مرغی» پالبینز،‬
‫همچین درامایی ندیده بودیم.‬

16:20.391 --> 16:22.771
‫حالا بریم توی زمین برای شروع بازی.‬

16:22.851 --> 16:25.061
‫خیلی خب تیم، یادتون باشه چی بهتون گفتم.‬

16:25.141 --> 16:28.181
‫اسکوئیرل، تو به لاستیک حساسیت داری،‬
‫پس توپ رو زیاد نگه ندار.‬

16:28.271 --> 16:29.561
‫تپ، یه وقت نری ول بچرخی،‬

16:29.641 --> 16:32.771
‫مهم نیست توی این صبحِ تابستونی چقدر پرنده‌ی خوش‌رنگ و لعابی ببینی.‬

16:32.851 --> 16:36.271
‫و چنسلیس، هر کاری می‌کنی بکن،‬
‫ولی توی چشمای من نگاه نکن.‬

16:37.351 --> 16:38.601
‫باشه؟ بریم!‬

16:38.625 --> 16:40.625
‫ب . . ا م .. ا ب...ین

17:02.351 --> 17:04.471
‫خب، وسیله‌ی برگشتم به خونه هم پرید.‬

17:17.101 --> 17:18.811
‫واو!‬

17:27.391 --> 17:29.851
‫نه! همین الان تمومش می‌کنم!‬

17:33.061 --> 17:35.221
‫منو نکش.‬

17:35.311 --> 17:37.431
‫من هیچ‌وقت فرانسه نرفتم…‬

17:37.521 --> 17:42.521
‫…جایی که خانومای لخت ر…‬

17:42.601 --> 17:43.641
‫مرد.‬

17:44.311 --> 17:45.641
‫آزادی.‬

17:45.721 --> 17:48.431
‫همون‌طوری که براش ساخته شدی زندگی کن.‬

17:48.521 --> 17:50.431
‫آزاد از خیانتِ من.‬

17:50.521 --> 17:52.811
‫کثافت! داشتم بازی می‌کردم!‬

17:53.521 --> 17:56.721
‫ولی این بازی شیطانی بود.‬
‫۴۰ هزار دلار ازت گرفت.‬

17:56.811 --> 17:59.471
‫آره، ولی من اون یارو والوئیجی کوچولو رو دوست داشتم.‬

17:59.561 --> 18:03.851
‫منو یاد همسایه‌های ایتالیاییم می‌انداخت‬
‫که همیشه جایزه‌هام رو می‌دزدیدن.‬

18:03.931 --> 18:05.681
‫ولی من...‬

18:05.771 --> 18:08.811
‫اوه! جایزه‌ی هاکونا ماتاتا!‬

18:09.811 --> 18:11.141
‫بزن بریم خوشگل‌پسر.‬

18:14.721 --> 18:16.851
‫خیلی خب بچه‌ها،‬
‫لازم نیست خودتون رو ببازین.‬

18:16.931 --> 18:22.391
‫من تا حالا همچین نیمه‌ی افتضاحی ندیده بودم، ‬
‫منی که لانچ‌میتِ چندشم.‬

18:22.891 --> 18:24.721
‫همون‌طور که داشتم می‌گفتم، سرتون رو بالا--‬

18:24.811 --> 18:29.641
‫به عنوان شهردار، به پلیس‌ها می‌گم‬
‫که مطمئن بشن این بچه‌ها زندگیِ بدی داشته باشن.‬

18:29.721 --> 18:32.181
‫جناب مربی، می‌شه بهم اجازه بدین‬

18:32.271 --> 18:35.971
‫یه شعر بخونم تا روحیه‌ی داغونمون رو عوض کنم؟‬

18:36.061 --> 18:37.311
‫می‌دونی چیه؟ آره.‬

18:37.391 --> 18:39.101
‫این دقیقاً شبیه اونجای فیلمه‬

18:39.181 --> 18:42.221
‫که از یه مهارتِ نادیده گرفته شده استفاده می‌کنی‬
‫تا اوضاع رو نجات بدی.‬

18:49.931 --> 18:51.521
‫سیب‌ها، اوم...‬

18:51.601 --> 18:52.601
‫اوم...‬

18:52.681 --> 18:54.351
‫بیب‌ها... بیب‌ها...‬

18:54.431 --> 18:56.561
‫اوه نه! دارم چی می‌گم؟‬

18:57.601 --> 19:00.471
‫همه‌تون راست می‌گین.‬
‫این تیم افتضاحه.‬

19:00.561 --> 19:02.771
‫دارم به این فکر می‌کنم که‬
‫خدا از بچه‌هایی که توی خونه درس می‌خونن متنفره.‬

19:02.851 --> 19:05.891
‫خب بچه‌ها، من باید برم‬
‫قبل از اینکه بفهمن دارم باهاتون حرف می‌زنم.‬

19:05.971 --> 19:08.811
‫حالا، ازت می‌خوام وقتی سرِ کارم فصل هشت رو بخونی،‬

19:08.891 --> 19:10.681
‫و یادت باشه، اگه چیزی لازم داشتی،‬

19:10.771 --> 19:15.181
‫می‌تونی به شماره‌های رندوم زنگ بزنی‬
‫تا بالاخره یکی کمکت کنه.‬

19:15.205 --> 19:17.205
‫بIمIبین

19:26.271 --> 19:28.021
‫جا برای یکی دیگه دارین؟‬

19:28.101 --> 19:30.141
‫البته. نوبت توئه.‬

19:40.311 --> 19:43.771
‫هی رفیق، تمرین می‌خواد.‬
‫فردا بیا دوباره امتحان می‌کنیم.‬

19:43.851 --> 19:44.851
‫ممنون.‬

19:45.521 --> 19:47.721
‫راستی، فکر می‌کنی وقتی مامان‌هامون بمیرن،‬

19:47.811 --> 19:50.101
‫قبل از خاکسپاری‌شون لخت می‌بینیمشون؟‬

19:50.181 --> 19:51.721
‫چی... چی؟‬
‫با*ما*بین

19:51.811 --> 19:52.971
‫هی، متأسفم بچه.‬

19:53.061 --> 19:55.221
‫من مهربونم و این حرفا، ولی تو باید بری.‬

19:57.721 --> 19:59.101
‫بچه‌ها، معذرت می‌خوام.‬

19:59.181 --> 20:03.221
‫فکر می‌کردم اونا تیمِ خبیثن،‬
‫و ما هم تیمِ ضعیفِ دوست‌داشتنی.‬

20:03.311 --> 20:05.601
‫ولی اشتباه بود. ما دوست‌داشتنی نیستیم.‬

20:06.931 --> 20:07.971
‫ما یه چیزِ دیگه‌ایم.‬

20:08.971 --> 20:10.891
‫ما بچه‌هایی هستیم که توی خونه درس خوندیم.‬

20:11.681 --> 20:15.431
‫اون بچه‌های دیگه بزرگ می‌شن و می‌شن فروشنده‌ی ماشین، مدیر رستوران،‬

20:15.521 --> 20:16.811
‫و پرستارِ مرد.‬

20:16.891 --> 20:20.141
‫اونا دورهمیِ کباب می‌گیرن‬
‫و دوستاشون رو دعوت می‌کنن تا بازی رو ببینن.‬

20:20.641 --> 20:21.601
‫ولی ما نه.‬

20:21.681 --> 20:26.101
‫ما می‌ریم نمایشگاهِ خزنده‌ها و بازسازیِ جنگِ کره،‬

20:26.181 --> 20:28.021
‫و هیچ‌وقت توی این دنیا احساس راحتی نمی‌کنیم.‬

20:28.101 --> 20:32.271
‫چون هیچ‌وقت بهمون اجازه ندادن‬
‫که واقعاً توش بزرگ بشیم.‬

20:33.311 --> 20:37.471
‫پس نه، ما نمی‌تونیم‬
‫توی بسکتبال یا زندگی برنده بشیم،‬

20:37.561 --> 20:39.721
‫ولی یه کاری هست که می‌تونیم بکنیم.‬

20:39.811 --> 20:44.771
‫می‌تونیم بریم اون بیرون،‬
‫و تمام خشم و نفرت درونی‌مون رو‬

20:44.851 --> 20:47.061
‫که توی قلب‌های آموزش‌دیده‌در‌خونه‌مون لونه کرده، تخلیه کنیم،‬

20:47.141 --> 20:49.521
‫و کاری کنیم اون بچه‌های خوش‌تیپ و پرطرفدار‬

20:49.601 --> 20:52.601
‫آرزو کنن که ای‌کاش هیچ‌وقت‬
‫پاشون رو توی زمین بازی با ما نمی‌ذاشتن.‬

20:53.101 --> 20:54.561
‫خب، شما چی هستین؟‬

20:54.641 --> 20:56.431
‫بچه‌های معمولی‬

20:56.521 --> 20:59.681
‫یا هیولاهای آموزش‌دیده‌در‌خونه؟‬

21:00.601 --> 21:04.061
‫♪ هیولاهای آموزش‌دیده‌در‌خونه‬
‫هیولاهای آموزش‌دیده‌در‌خونه ♪‬

21:04.141 --> 21:05.811
‫♪ هیولاهای آموزش‌دیده‌در‌خونه ♪‬

21:05.891 --> 21:07.931
‫♪ هیولاهای آموزش‌دیده‌در‌خونه... ♪‬

21:14.471 --> 21:16.681
‫♪ هیولاهای آموزش‌دیده‌در‌خونه ♪‬

21:16.771 --> 21:18.891
‫♪ هیولاهای آموزش‌دیده‌در‌خونه... ♪‬

21:18.971 --> 21:20.431
‫♪ هیولاهای آموزش‌دیده‌در‌خونه ♪‬

21:20.521 --> 21:22.101
‫♪ هیولاهای آموزش‌دیده‌در‌خونه ♪‬

21:22.181 --> 21:23.471
‫یاه!‬

21:28.391 --> 21:31.851
‫تاریک‌ترین روز‬
‫توی تاریخ بسکتبال نونهالان.‬

21:31.931 --> 21:35.601
‫این بازی زودتر از موعد تموم شد،‬
‫و تیمِ لینکلن محروم شد‬

21:35.681 --> 21:38.721
‫از ورزش‌های جوانان‬
‫در کل ایالتِ نوادا.‬

21:38.811 --> 21:40.851
‫باشه، ولی این باخت حساب می‌شه؟‬

21:40.931 --> 21:43.391
‫راستش، از نظر فنی،‬
‫توی تمام ورزش‌های وگاس،‬

21:43.471 --> 21:46.471
‫می‌شه با ناک‌اوت برنده شد، پس نه.‬

21:46.561 --> 21:48.601
‫- ولی خب معلومه که باید خجالت بکشین.‬
‫- ما بردیم!‬

21:50.561 --> 21:54.471
‫دیگه هیچ‌وقت مجبور نیستیم ورزش کنیم،‬
‫تازه، معمولی‌ها هم ازمون می‌ترسن!‬

21:54.561 --> 21:56.391
‫بهتون افتخار می‌کنم هیولاها.‬

21:56.471 --> 21:59.431
‫بیاین بریم‬
‫یکم آب‌پرتقال و ماهی سفید بخوریم.‬

21:59.521 --> 22:02.431
‫آب‌میوه و ماهی!‬
‫آب‌میوه و ماهی!‬

22:02.521 --> 22:04.561
‫آب‌میوه و ماهی! آره!‬

22:05.641 --> 22:07.561
‫به خاطر این کار نابودت می‌کنم.‬

22:07.641 --> 22:11.641
‫آخ، ها ها!‬
‫گند زدم به رشدِ شخصیتت!‬

22:11.721 --> 22:14.021
‫ای وای! زدی داغونش کردی!‬

22:14.101 --> 22:16.311
‫لعنتی! ای لعنت بهش!‬

22:16.891 --> 22:18.891
‫فکر کنم یکم، اوم...‬

22:18.971 --> 22:22.681
‫جوگیرِ عطشِ خون‌ریزیِ‬
‫ورزشِ بچه‌ها شدم.‬

22:22.771 --> 22:25.681
‫اشکالی نداره عوضی. این هفته همه‬
‫روی یه چیزی قفلی زده بودن.‬

22:25.771 --> 22:28.021
‫- تمِ این هفته همین بود.‬
‫- آره!‬

22:28.101 --> 22:31.021
‫آره! حتی ویلیام هم قفلی زده بود.‬

22:31.101 --> 22:34.391
‫ویلیام کسیه که یه دستگاهِ کامل‬
‫درباره‌ی صورتِ من ساخت.‬

22:34.471 --> 22:38.221
‫با صدای یه دخترِ مرده حرف می‌زد،‬
‫و منم توش دستشویی کردم.‬

22:38.311 --> 22:40.851
‫حتماً. فقط یه سؤال، آیرین.‬

22:40.931 --> 22:43.311
‫این دیگه چه کوفتیه؟‬

22:43.391 --> 22:46.101
‫فقط یه اسباب‌بازیه. اون... اون امنه.‬

22:46.181 --> 22:48.971
‫اسباب‌بازی‌ها باحالن. برای بچه‌ها توی هر سنی باحالن.‬

22:49.061 --> 22:50.851
‫از هشت ساله تا ۸۰ ساله.‬

22:50.931 --> 22:52.471
‫وای، وای، وای، وای!‬

22:52.561 --> 22:53.641
‫ها ها! آره!‬

22:53.721 --> 22:54.721
‫سورپرایز!‬

22:54.811 --> 22:56.971
‫تمام مدت داشتم با گوشیم‬
‫کنترلش می‌کردم.‬

22:57.061 --> 22:59.471
‫شکنجه کردنِ تو چیزی بود که‬
‫این هفته روش قفلی زده بودم.‬

22:59.561 --> 23:03.391
‫شاید دفعه‌ی بعد، قبل از اینکه‬
‫یکی از «مانتین دیو»های شیلا رو بخوری، دو بار فکر کنی.‬

23:03.471 --> 23:04.811
‫- اون گلم بود.‬
‫- اوه!‬

23:06.851 --> 23:08.471
‫ووه! ببخشید.‬

23:24.601 --> 23:26.471
‫«قانونِ استریپ» تأیید می‌کنه که آموزش‌در‌خونه‬

23:26.561 --> 23:29.641
‫اغلب بهترین راهکار‬
‫برای بچه‌های کاملاً معمولیه.‬

23:29.721 --> 23:32.351
‫ولی خب، گاهی اوقات هم‬
‫برای آدم‌عجیب‌غریب‌هاست.‬

23:32.431 --> 23:34.141
‫و دوقلوها!‬

23:34.165 --> 23:36.765
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Instagram & Telegram: @Film2Media_Plus

24:23.771 --> 24:24.771
‫
