WEBVTT

00:02.146 --> 00:04.146
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Instagram & Telegram: @Film2Media_Plus

00:04.170 --> 00:06.170
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Instagram & Telegram: @Film2Media_Plus

00:22.891 --> 00:26.561
‫خب، هیچ‌کدوم از اینا با عقل جور درنمی‌آد.‬

00:27.101 --> 00:31.311
‫آهان، حالا بهتر شد.‬
‫الان دیگه همه می‌فهمن چه خبره.‬

00:31.391 --> 00:33.101
‫چیزی برای اضافه کردن دارید، آقای میلک؟‬

00:33.181 --> 00:35.601
‫این درخواست در حال حاضر‬
‫صرفاً یه تشریفات اداریه.‬

00:35.681 --> 00:39.391
‫موکلم، آقای کرینگل،‬
‫تمام مدارکِ لازم رو ارائه داده‬

00:39.471 --> 00:43.101
‫و با اثر انگشت‌هایی که یه جورایی شبیه‬
‫دونه‌های برفن، همه‌شون رو تایید کرده.‬

00:43.181 --> 00:44.931
‫هو هو هو، جناب قاضی.‬

00:45.021 --> 00:46.391
‫بله، همین‌طوره.‬

00:46.471 --> 00:49.021
‫خب، اگه اعتراض دیگه‌ای نیست،‬

00:49.101 --> 00:53.431
‫بدین‌وسیله صلاحیتِ انحصاریِ بابا نوئل بودن‬
‫در ایالتِ نوادا رو اعطا می‌کنم‬

00:53.521 --> 00:56.561
‫به این آقا، یعنی کریستوفر کراس کرینگل،‬

00:56.641 --> 00:59.601
‫و اون رو به عنوان تنها بابا نوئلِ‬
‫واقعی و رسمی اعلام می‌کـ...‬

00:59.681 --> 01:01.221
‫اعتراض دارم.‬

01:01.891 --> 01:03.601
‫هو هو این کیه؟‬

01:03.681 --> 01:05.971
‫لینکلن گام هستم، جناب قاضیِ فرانکن‌اشتاینی.‬

01:06.061 --> 01:09.471
‫موکلم، هری کریمنز،‬
‫بابا نوئلِ واقعیه،‬

01:09.561 --> 01:12.431
‫و این حق رو داره که‬
‫به اعتراضش رسیدگی بشه.‬

01:12.521 --> 01:13.771
‫آقای کریمنز.‬

01:13.851 --> 01:16.431
‫مدرکی داری که‬
‫ادعات رو ثابت کنه؟‬

01:16.521 --> 01:19.221
‫با یه ماشینِ قرمز تا اینجا رانندگی کردم!‬

01:19.891 --> 01:20.721
‫همین کافیه!‬

01:20.811 --> 01:22.561
‫این دادگاه تعیین می‌کنه که‬

01:22.641 --> 01:27.181
‫کدوم یکی از این مردا‬
‫بابا نوئلِ واقعیه.‬

01:27.271 --> 01:29.061
‫اوه، و البته...‬

01:29.141 --> 01:31.101
‫هالووین مبارک!‬

01:31.125 --> 01:34.825
‫بامابین؛ مرجع هرآنچه نمی‌یابید!
‫Bamabin.Com

02:15.851 --> 02:18.021
‫♪ هالووین دیگه‬
‫همین نزدیکی‌هاست ♪‬

02:19.351 --> 02:22.181
‫♪ همه دارن خفاش‌هاشون رو آویزون می‌کنن ♪‬

02:22.271 --> 02:23.971
‫عاشقِ هالووینم.‬

02:24.061 --> 02:26.811
‫تنها شبِ ساله که‬
‫می‌تونم به بچه‌ها شکلات بدم،‬

02:26.891 --> 02:28.891
‫و کسی هم چپ‌چپ نگام نکنه.‬

02:29.471 --> 02:30.351
‫چیه؟‬

02:30.431 --> 02:32.851
‫من بچه‌ها رو دوست دارم‬
‫اونا باید شکلات بخورن

02:32.931 --> 02:35.021
‫چرا همه بدترین فکرها رو‬
‫در موردم می‌کنن،‬

02:35.101 --> 02:37.521
‫فقط به خاطر ریخت و قیافمه...

02:38.021 --> 02:41.391
‫می‌خوام خوشگلت کنم، عزیزم.‬

02:42.391 --> 02:45.101
‫خب آیرین، برنامه‌ی خاصی‬
‫برای قاشق‌زنی هالووین داری؟‬

02:45.181 --> 02:48.141
‫نه بابا، دیگه واسه این کارا بزرگ شدم.‬
‫ولی لباسم رو انتخاب کردم‬

02:48.221 --> 02:50.351
‫واسه اینکه یواشکی برم بیرون‬
‫و به ماشین‌ها سنگ پرتاب کنم.‬

02:50.431 --> 02:51.601
‫مامورِ تحویلِ دی‌اچ‌ال.‬

02:51.681 --> 02:53.061
‫همه دی‌اچ‌ال رو دوست دارن‬

02:53.141 --> 02:56.271
‫چون معمولاً یه چیزِ خوب‬
‫مثلاً از اروپا برات میاره.‬

02:56.351 --> 02:59.471
‫من همیشه برای پیدا کردنِ یه لباس‬
‫که در شأنم باشه مشکل دارم.‬

02:59.561 --> 03:00.721
‫داشتم به «خدا» فکر می‌کردم،‬

03:00.811 --> 03:03.931
‫ولی بعدش نظرم رفت روی «مورگان»،‬
‫دوست‌دخترِ نوجوان و جذابِ خدا.‬

03:04.021 --> 03:05.811
‫به هر حال، خوش‌حالم که یه نفر داره خوش می‌گذرونه.‬

03:05.891 --> 03:07.601
‫دایی ات این اواخر بدجوری غرقِ کار شده.‬

03:07.681 --> 03:09.061
‫منظورت معتاد به کاره؟‬

03:09.141 --> 03:10.061
‫نه.‬

03:10.141 --> 03:13.101
‫کارت تموم نشد؟ هر لحظه ممکنه‬
‫یه مشتریِ کله‌گنده از راه برسه.‬

03:13.181 --> 03:16.851
‫قهوه هست؟ جاروبرقی داریم؟‬
‫بی‌خیال، با دست جمعش می‌کنم.‬

03:16.931 --> 03:19.891
‫واو، لینکلن، ما همین الان یه پرونده رو بردیم.‬

03:19.971 --> 03:23.181
‫حق داریم یه کم استراحت کنیم. فهمیدم!‬
‫بیا هشت ماه بریم تایلند.‬

03:23.271 --> 03:25.521
‫بی‌خیال! اون‌قدر به خودت ایمان داشته باش‬
‫که این‌قدر درمانده نباشی.‬

03:25.601 --> 03:30.311
‫ایمان به خود مالِ قاتل‌های زنجیره‌ای‬
‫و بچه‌های جاد آپاتوئه.‬

03:30.391 --> 03:32.771
‫من توی دنیای واقعی زندگی می‌کنم،‬

03:32.851 --> 03:36.641
‫جایی که کارها فقط وقتی درست می‌شن‬
‫که خودمون درست‌شون کنیم.‬

03:36.721 --> 03:38.521
‫این اسکلت‌ها باید کراوات بزنن؟‬

03:38.601 --> 03:39.471
‫فقط دارم می‌گم،‬

03:39.561 --> 03:42.181
‫مجبور نیستی وکالتِ هر دیوونه‌ای رو‬
‫که میاد دمِ در قبول کنی.‬

03:42.271 --> 03:44.021
‫دیوونه‌ی دمِ در.‬

03:44.101 --> 03:45.351
‫اینجا دفترِ حقوقیِ گامه؟‬

03:45.931 --> 03:47.521
‫باید یه نفر رو نابود کنم.‬

03:48.561 --> 03:51.891
‫کریس کرینگلِ واقعی.‬
‫درباره‌ی این یارو شنیدم.‬

03:51.971 --> 03:56.561
‫یه راهِ گریز پیدا کرده تا توی نیویورک‬
‫قانوناً بابا نوئل اعلام بشه.‬

03:56.641 --> 03:59.271
‫حالا هم ایالت به ایالت می‌گرده‬
‫و همین کار رو تکرار می‌کنه.‬

03:59.351 --> 04:00.471
‫ولی نه اینجا!‬

04:00.561 --> 04:02.971
‫من توی وگاس به دنیا اومدم و بزرگ شدم.‬

04:03.061 --> 04:06.931
‫سخت کار کردم تا ثروتم رو اینجا‬
‫با پیدا کردنش توی بیابون به دست بیارم.‬

04:07.021 --> 04:09.851
‫اگه قرار باشه کسی بابا نوئلِ ما باشه،‬
‫اون منم.‬

04:09.931 --> 04:11.521
‫و اینجاست که پای شما میاد وسط.‬

04:11.601 --> 04:13.181
‫خب، آقای کریمنز...‬

04:13.271 --> 04:15.021
‫هری. هری کریمنز.‬

04:15.101 --> 04:18.181
‫شبیه «مری کریسمس»ئه،‬
‫ولی نه خیلی زیاد.‬

04:18.721 --> 04:20.061
‫خب، این یه جنگِ تمام‌عیاره.‬

04:20.141 --> 04:22.931
‫وکیلِ کرینگل همونیه که ما‬
‫توی حرفه‌ی وکالت بهش می‌گیم‬

04:23.021 --> 04:24.221
‫یه «تهدیدِ دوجانبه».‬

04:24.311 --> 04:26.891
‫یه وکیلِ پرخاشگر و قدبلند.‬

04:26.971 --> 04:29.021
‫به کمکِ حقوقی نیاز دارید؟‬

04:29.101 --> 04:32.221
‫من رو استخدام کنید، مایک میلک، وکیلِ قدبلند.‬

04:32.721 --> 04:36.811
‫من برای آدم‌های کوچیک می‌جنگم چون‬
‫از نظرِ من، همه‌ی آدما کوچیکن.‬

04:36.891 --> 04:40.221
‫وقتی عدالت از دسترستون دوره، من اینجام.‬

04:41.471 --> 04:43.181
‫وکیلِ قبلیِ من ۱۸۰ سانتی بود،‬

04:43.271 --> 04:45.311
‫و آره، پرونده‌ی غرامتِ کارم رو برد،‬

04:45.391 --> 04:49.221
‫ولی وقتی کنارِ مایک دیدمش،‬
‫حالم بد شد و اخراجش کردم.‬

04:49.311 --> 04:51.061
‫اون خیلی قدبلنده!‬

04:51.141 --> 04:54.061
‫پس با مایک میلک، وکیلِ قدبلند تماس بگیرید.‬

04:54.561 --> 04:56.311
‫♪ با شماره‌ی یک-قدبلند-صد تماس بگیرید ♪‬

04:56.391 --> 04:58.521
‫شماره‌اش اینه: یک-قدبلند-صد. ق-د-ب-ل-ن-د.‬

04:58.601 --> 05:00.141
‫♪ ق-د-ب-ل-ن-د ♪‬

05:00.221 --> 05:01.391
‫به‌زودی می‌بینمت، هری.‬

05:01.471 --> 05:04.521
‫ممنون، لینکلن.‬
‫پسرِ خیلی خوبی هستی.‬

05:04.601 --> 05:06.311
‫ها ها. دقیقاً همون چیزی که بابا نوئل می‌گه.‬

05:06.971 --> 05:08.891
‫آره. بابا نوئل.‬

05:08.971 --> 05:11.221
‫لینکلن، ببین، من کسی نیستم که بخوام‬
‫یه آدمِ عوضی رو قضاوت کنم.‬

05:11.311 --> 05:13.851
‫بیشتر از سونیک ازم حلقه‌ی طلا ریخته بیرون.‬

05:13.931 --> 05:16.391
‫ولی مطمئنی می‌خوای به این یارو کمک کنی‬
‫بابا نوئلِ ما بشه؟‬

05:16.471 --> 05:19.101
‫چرا؟ فقط به خاطرِ قیافه و رفتاراش؟‬

05:19.181 --> 05:20.391
‫ممنونم!‬

05:20.471 --> 05:23.601
‫تازه، طرف خرپوله‌ و ما هم به پول نیاز داریم.‬

05:23.681 --> 05:27.351
‫خب، یه پیرمرد یه لقبِ تشریفاتی می‌گیره‬
‫به جایِ یه پیرمردِ دیگه،‬

05:27.431 --> 05:28.931
‫ما هم پولمونو می‌گیریم.‬

05:29.021 --> 05:34.021
‫ولی چطوری بفهمیم از نظرِ قانونی‬
‫چی باعث می‌شه یکی بابا نوئل بشه؟‬

05:34.101 --> 05:36.521
‫ماراتنِ فیلم‌های کریسمسی!‬

05:36.601 --> 05:38.391
‫مامانم همه‌شون رو روی دی‌وی‌دی داره.‬

05:38.471 --> 05:41.061
‫«سقوطِ بابا نوئل»،»چطور میگو کریسمس رو دزدید»، ‬

05:41.141 --> 05:44.141
‫«دختران سفید ۲»،‬
‫«کریسمسِ دختران سفید»، حتی «جان‌سخت».‬

05:44.221 --> 05:47.721
‫وای! آره! «جان‌سخت» یه فیلمِ کریسمسیه.‬

05:47.811 --> 05:49.601
‫قبلاً هیچ‌وقت بهش فکر نکرده بودم.‬

05:49.681 --> 05:51.641
‫- بهت افتخار می‌کنم.‬
‫- آفرین.‬

05:53.471 --> 05:57.891
‫خب، بیرون ۴۶ درجه‌ست،‬
‫واسه همین توی جین مارشمالو ریختم.‬

05:57.971 --> 06:00.641
‫آخ، واقعاً چه زندگیِ فوق‌العاده‌ایه.‬

06:00.721 --> 06:03.181
‫تقریباً به همون اندازه‌ی اوراقِ قرضه‌ی جنگی فوق‌العاده‌ست.‬

06:03.271 --> 06:06.101
‫همگی اوراقِ قرضه‌ی جنگی بخرید! ‬

06:06.181 --> 06:07.431
‫- بعدی کدومه؟‬
‫- اوه!‬

06:07.521 --> 06:10.811
‫- نظرت درباره‌ی «مجرد و آماده‌ی زنگوله زدن» چیه؟‬
‫- اوم... نه، اون یکی خیلی ضدحاله.‬

06:10.891 --> 06:12.351
‫همه می‌دونن بابا نوئلِ واقعی‬

06:12.431 --> 06:14.971
‫هیچ‌وقت از خانمِ نوئل طلاق نمی‌گیره‬
‫و نمی‌ره دنبالِ دیت کردن.‬

06:15.061 --> 06:18.101
‫اونم وقتی که زنش با این‌همه سفر رفتناش کنار می‌آد.‬

06:19.351 --> 06:21.141
‫خوب گفتی آیرین. «بابا نوئلِ واقعی».‬

06:21.221 --> 06:23.221
‫دقیقاً.‬

06:23.931 --> 06:24.811
‫صبر کن، چی؟‬

06:24.891 --> 06:28.221
‫صبر کن، چی؟ مگه تو... یعنی، من فقط فکر کردم.‬

06:28.311 --> 06:31.141
‫آیرین، تو درباره‌ی بابا نوئل می‌دونی دیگه، نه؟‬

06:31.221 --> 06:33.141
‫تو مثلاً بین ۱۳ تا ۱۹ سالته.‬

06:33.221 --> 06:34.851
‫تو بهم گفتی دندان‌پزشکِ واقعیِ من‬

06:34.931 --> 06:36.931
‫احتمالاً توی «کش‌اپ» درخواستِ پول نمی‌کنه.‬

06:37.021 --> 06:38.721
‫چی؟‬

06:38.811 --> 06:41.141
‫خفه شو! معلومه که درباره‌ی بابا نوئل می‌دونم.‬

06:41.221 --> 06:44.061
‫من هر چی بزرگترا می‌دونن رو می‌دونم،‬
‫مثلِ... هات‌اسپات‌های بوینگو.‬

06:44.141 --> 06:47.431
‫هی، همه‌ی ما وقتی بچه‌تریم چیزای احمقانه‌ای رو باور می‌کنیم.‬

06:47.521 --> 06:50.561
‫لعنتی، من تا قبل از اینکه برم ارتش، کینگ‌کنگ رو باور داشتم.‬

06:50.641 --> 06:54.311
‫آیرین، من... حدس می‌زنم مامانت فکر کرده تو باهوش‌تر از اینی که به این حرفا نیاز داشته باشی،‬

06:54.391 --> 06:57.811
‫ولی بابا نوئل فقط یه قصه‌ست که پدر و مادرا به بچه‌هاشون می‌گن‬

06:57.891 --> 07:00.311
‫تا بتونن دورانِ کودکیِ خودشون رو دوباره زنده کنن.‬

07:00.391 --> 07:03.391
‫چون توی دنیای بزرگترا، هیچ‌کس چیزی بهت نمی‌ده،‬

07:03.471 --> 07:07.061
‫پس مجبوری واسه هر دیوونه‌ی شلخته‌ای که استخدامت می‌کنه کار کنی‬

07:07.141 --> 07:10.561
‫تا اینکه بالاخره توی قبرِ زودرسِ خودت بیفتی.‬

07:10.641 --> 07:13.721
‫واو، چقدر الهام‌بخش. کریسمس مبارک.‬

07:13.811 --> 07:15.311
‫خب، تلویزیون دیگه بسه.‬

07:15.391 --> 07:18.601
‫گلم، شیلا، اون هیئتِ منصفه قراره «کرینگل» رو درسته قورت بدن.‬

07:18.681 --> 07:22.851
‫ازتون می‌خوام یه جادوی کریسمسی واسه طرفِ خودمون جور کنید.‬

07:22.931 --> 07:25.561
‫حله.‬
‫خب، بابا نوئل همه‌چیز رو می‌بینه، درسته؟‬

07:25.641 --> 07:29.431
‫چطوره ازش بخوایم اولین باری که هیتلر جلق زد رو توصیف کنه؟‬

07:29.931 --> 07:31.641
‫نه اون، و کلاً هیچ‌چیزی شبیه به اون.‬

07:31.721 --> 07:35.561
‫آیرین، هر آتویی که می‌تونی از کرینگل پیدا کن. هیچ‌کس اون‌قدرها هم کامل نیست.‬

07:35.641 --> 07:36.811
‫اوم-هوم. حتماً!‬

07:36.891 --> 07:39.681
‫یعنی، احمقانه‌ست اگه باور کنیم این دنیا جادویی توش داره،‬

07:39.771 --> 07:41.721
‫پس می‌رم همون چیزی که باقی مونده رو هم نابود کنم.‬

07:41.811 --> 07:45.271
‫خوبه. منم می‌رم دنبالِ کریمونز.‬
‫یه جلسه‌ی دادرسی داریم که باید به هم بریزیمش.‬

07:52.811 --> 07:54.971
‫زنگِ درِ ضبط‌کننده، برداشتِ اول.‬

07:55.061 --> 07:58.521
‫لعنتی، زنگِ قدیمی گند زد به ضبطِ زنگِ جدید.‬

07:58.601 --> 08:00.521
‫هر کی اون بیرون باشه رو می‌کشم.‬

08:00.601 --> 08:03.351
‫- هر کی این بیرون باشه رو می‌کشم.‬
‫- اوه!‬

08:03.971 --> 08:05.891
‫اوه، آقای گامب، بفرمایید تو.‬

08:06.721 --> 08:08.351
‫داشتم قهوه درست می‌کردم.‬

08:08.431 --> 08:10.431
‫ببخشید که اینجا ریخت‌وپاشه.‬

08:10.521 --> 08:12.471
‫امون از دستِ این الف‌های تنبلِ لعنتی.‬

08:12.561 --> 08:14.811
‫درسته.‬

08:15.641 --> 08:17.271
‫آقای کریمونز، باید راه بیفتیم.‬

08:17.351 --> 08:19.141
‫درخواستِ کرینگل واسه امروز صبح برنامه‌ریزی شده.‬

08:19.931 --> 08:23.601
‫مزخرفه. همیشه واسه گشتن توی کارگاهِ بابا نوئل وقت هست.‬

08:29.391 --> 08:31.521
‫اینا دخترای منن.‬

08:32.021 --> 08:33.771
‫هیس، امیلی!‬

08:33.851 --> 08:36.931
‫ببخشید، اصلاً خنده‌شون بند نمی‌آد.‬

08:37.021 --> 08:38.351
‫اِ...‬

08:38.431 --> 08:40.021
‫تله‌ها حتماً پر شدن.‬

08:40.101 --> 08:43.221
‫می‌دونم که باید تخم‌مرغ‌ها رو قبل از اینکه از کنترل خارج بشن بخوری،‬

08:43.311 --> 08:46.061
‫ولی کی این‌همه سیخ کردن رو لازم داره؟‬

08:46.141 --> 08:50.181
‫ها-ها. آره. ببینید آقای کریمونز، اگه می‌خوایم این پرونده رو ببریم،‬

08:50.271 --> 08:54.771
‫باید بتونید یه تأثیرِ حداقل غیرِوحشتناک روی مردم بذارید.‬

08:54.851 --> 08:59.721
‫خب، این کار واسه بابا نوئلِ واقعی باید راحت باشه.‬

08:59.811 --> 09:01.221
‫اوه، متأسفم.‬

09:01.311 --> 09:03.521
‫تو بابا نوئل رو باور نداری‬

09:03.601 --> 09:07.021
‫و در نتیجه، پولی که داره بهت پیشنهاد می‌ده رو هم نمی‌خوای؟‬

09:07.101 --> 09:11.471
‫چی؟ معلومه که می‌خوام.‬
‫همون‌طور که اون «ام‌اندام» گفت:»اون واقعاً وجود داره».‬

09:11.561 --> 09:14.181
‫بابا نوئل بوی دروغ رو حس می‌کنه، بچه.‬

09:14.271 --> 09:19.311
‫تا وقتی این قضیه تموم بشه، باورت می‌شه.‬
‫همه‌تون باورتون می‌شه.‬

09:19.391 --> 09:24.061
‫هر چی نباشه، اگه من بابا نوئل نبودم،‬
‫چطوری می‌تونستم از این دودکش برم بالا؟‬

09:28.771 --> 09:31.681
‫نگاه کن! ماشینِ قرمز، لینکلن! مثلِ بابا نوئل!‬

09:31.771 --> 09:33.181
‫قرمز!‬

09:33.271 --> 09:38.221
‫این دادگاه تعیین می‌کنه که کدوم یکی‬
‫از این مردا بابا نوئلِ واقعیه.‬

09:38.721 --> 09:39.811
‫ایول!‬

09:39.891 --> 09:42.891
‫صبر کن تا به برادرم، یعنی خودِ شیطون بگم.‬

09:48.931 --> 09:50.771
‫- الو؟‬
‫- اوه، سلام.‬

09:50.851 --> 09:53.851
‫من مامانِ میکایلا هستم،‬
‫از دبستانِ کید راک.‬

09:53.931 --> 09:57.351
‫باورت می‌شه؟ میکایلا اون‬
‫مشقِ لعنتیشو جا گذاشته.‬

09:57.431 --> 09:59.721
‫می‌تونم یه لحظه با جفری صحبت کنم؟‬

09:59.811 --> 10:01.101
‫فیلم بازی نکن، خواهر.‬

10:01.181 --> 10:03.641
‫میکایلا تو کلِ عمرش هیچ‌وقت‬
‫مشقاشو فراموش نکرده.‬

10:03.721 --> 10:05.521
‫- تو کی هستی؟‬
‫- آیرین.‬

10:05.601 --> 10:08.061
‫آمارِ یه مردِ چاقو می‌خوام.‬
‫اسمش کرینگله.‬

10:08.141 --> 10:09.721
‫کرینگل.‬

10:09.811 --> 10:12.141
‫این اسمیه که‬
‫هیچ‌وقت نمی‌خواستم دوباره بشنوم.‬

10:12.221 --> 10:15.271
‫تو توی میشیگان براش شهادت دادی.‬
‫روی زانوش نشستی و بهش گفتی بابا نوئل.‬

10:15.351 --> 10:16.971
‫می‌خوام بدونم قیمتش چی بود.‬

10:17.061 --> 10:18.181
‫برای اون یا برای من؟‬

10:18.271 --> 10:21.391
‫اون پیرمرد به یه بچه نیاز داشت‬
‫تا هیئت‌منصفه رو متقاعد کنه که بابا نوئله.‬

10:21.471 --> 10:24.061
‫بهم گفت کادویی که‬
‫همیشه می‌خواستم رو برام می‌آره.‬

10:24.141 --> 10:26.431
‫بابا نوئل می‌تونه هر اسباب‌بازی‌ای رو بسازه، مگه نه؟‬

10:26.521 --> 10:27.931
‫من یه بازیِ ویدیوییِ سفارشی می‌خواستم‬

10:28.021 --> 10:30.601
‫که توش سگِ مرده‌ام، برامبلز،‬
‫ناپدریمو می‌خوره.‬

10:30.681 --> 10:33.891
‫کریسمس از راه رسید،‬
‫و فکر می‌کنی زیرِ درخت چی منتظرم بود؟‬

10:33.971 --> 10:37.021
‫«سیاه‌چالِ کسرهای روپرت گرینت!»‬

10:37.101 --> 10:39.021
‫یه بازیِ آموزشی!‬

10:39.521 --> 10:43.771
‫اونجا بود که فهمیدم سرم کلاه رفته.‬
‫بابا نوئلی وجود نداره.‬

10:43.851 --> 10:47.141
‫فقط یه بچه‌ی احمق ممکنه جورِ دیگه فکر کنه.‬

10:47.221 --> 10:51.641
‫اوه، فهمیدم. پس به ایستگاهِ آخرِ‬
‫قطارِ سریع‌السیرِ قطبی رسیدی، هان؟‬

10:51.721 --> 10:54.061
‫چرا بزرگترا دروغ می‌گن و اسمشو می‌ذارن عشق؟‬

10:54.141 --> 10:57.021
‫چرا روپرت گرینت کسرها رو قتل‌عام می‌کنه؟‬
‫کی می‌دونه؟‬

10:57.101 --> 10:59.181
‫فقط حواست به پشتِ سرت باشه، بچه.‬

11:05.471 --> 11:07.391
‫یا عیسی مسیح!‬

11:11.811 --> 11:14.021
‫داری چه غلطی می‌کنی؟‬

11:14.101 --> 11:18.471
‫داریم یه گوزنو به پرواز در می‌آریم.‬
‫جادوی کریسمس می‌خواستی دیگه، احمق!‬

11:18.561 --> 11:21.471
‫این یه جورایی از اون‬
‫ایده‌ی هیتلر هم بدتره.‬

11:21.561 --> 11:23.971
‫آیرین، لطفاً بهم بگو‬
‫که یه خبرِ خوب داری.‬

11:24.061 --> 11:26.721
‫خب، کرینگل به یه بچه توی میشیگان دروغ گفته‬
‫تا شهادتشو تضمین کنه.‬

11:26.811 --> 11:29.891
‫- عالیه.‬
‫- ولی به جز اون، پاکِ پاکه.‬

11:29.971 --> 11:34.221
‫اون حتی چهره‌ی تبلیغاتیِ کریسمس کولاست،‬
‫تنها نوشابه‌ای که کلِ سال تمِ کریسمس داره.‬

11:34.311 --> 11:35.931
‫آیرین، خوابیدی اصلاً؟‬

11:36.021 --> 11:39.971
‫شبیه من شدی وقتی که از دایمتپ‌های‬
‫تاریخ‌مصرف‌گذشته برای خودم دایمتپ درست می‌کنم.‬

11:40.061 --> 11:42.391
‫مغزم یه لحظه هم آروم نمی‌گیره.‬

11:42.471 --> 11:44.811
‫دیگه به چه چیزایی باور دارم‬
‫که واقعی نیستن، هان؟ هان؟‬

11:44.891 --> 11:46.311
‫یعنی کبوترها واقعاً گریه نمی‌کنن؟‬

11:46.391 --> 11:48.471
‫یعنی ستاره‌های پورن واقعاً‬
‫عاشقِ هم نیستن؟‬

11:48.561 --> 11:52.311
‫یعنی جِی‌اِف‌کِی توسطِ پتن اسوالت ترور نشد؟‬

11:52.391 --> 11:55.471
‫اوه عزیزم. همه می‌دونن‬
‫که کارِ استیو هاروی اسوالد بود.‬

11:55.561 --> 11:57.391
‫تو چی، لینکلن؟‬
‫قضیه‌ی هری چیه؟‬

11:57.471 --> 11:59.391
‫اوم... اونم عالیه.‬

11:59.471 --> 12:03.221
‫بچه‌ها رو هم به بیمارستان‌ها اهدا می‌کنه.‬
‫اوم، به گشتن ادامه بده. حتماً یه چیزی هست.‬

12:03.311 --> 12:05.311
‫یعنی رعد و برق صدای بولینگ بازی کردنِ خدا نیست؟‬

12:05.391 --> 12:08.221
‫یعنی دیوید بویی واقعاً نرفته‬
‫توی یه مزرعه اون سرِ شهر زندگی کنه؟‬

12:09.521 --> 12:12.021
‫یعنی اصلاً زندایا همون میچیه؟‬

12:13.181 --> 12:15.521
‫خانم‌ها و آقایان،‬
‫چی باعث می‌شه یه اسم قانونی باشه؟‬

12:15.601 --> 12:18.931
‫بعضی‌ها به اسمِ جیم شناخته می‌شن،‬
‫ولی اسمِ واقعیشون جیمزه.‬

12:19.971 --> 12:23.891
‫تنها چیزی که مهمه اینه که اون اسم‬
‫توسطِ دولتِ آمریکا به رسمیت شناخته بشه.‬

12:23.971 --> 12:25.221
‫بیاریدشون تو، بچه‌ها.‬

12:29.271 --> 12:31.141
‫همه‌شون خطاب به بابا نوئل نوشته شدن.‬

12:31.221 --> 12:34.641
‫بنابراین، اداره‌ی پست،‬
‫که شاخه‌ای از دولتِ فدراله،‬

12:34.721 --> 12:40.021
‫این مرد، یعنی کریس کرینگل رو،‬
‫به عنوانِ تنها بابا نوئلِ واقعی به رسمیت می‌شناسه.‬

12:40.101 --> 12:43.601
‫خب، من که قانع شدم.‬
‫آقای گامب، اظهاراتِ اولیه‌تون.‬

12:45.141 --> 12:49.061
‫می‌خوام داستانِ یه مردِ دیگه رو‬
‫براتون بگم. مردی به اسمِ گلم.‬

12:49.141 --> 12:50.221
‫سلام!‬

12:50.311 --> 12:54.851
‫گلم اخیراً این ماگ رو هدیه گرفته که‬
‫روش نوشته: «بهترین پدربزرگِ دنیا».‬

12:54.931 --> 12:57.561
‫گلم، تو‬
‫بهترین پدربزرگِ دنیایی؟‬

12:57.641 --> 12:59.811
‫- نه.‬
‫- می‌بینید خانم‌ها و آقایان؟‬

12:59.891 --> 13:02.431
‫فقط چون یه چیزی یه جا نوشته شده،‬
‫معنیش این نیست که واقعیت داره.‬

13:02.521 --> 13:05.471
‫اعتراض دارم. بی‌ربطه.‬
‫هر کسی می‌تونه یه ماگ بخره.‬

13:05.561 --> 13:08.521
‫جز اینکه گلم این ماگِ مخصوص رو‬

13:08.601 --> 13:10.641
‫موقعی که توی زندانِ فدرال بود دریافت کرد،‬

13:10.721 --> 13:13.061
‫اونم در حالی که یه کارمندِ فدرال شخصاً بهش تحویلش داد.‬

13:14.101 --> 13:16.141
‫گلم، برای چی زندان بودی؟‬

13:16.221 --> 13:20.101
‫دفتر خاطراتِ نوه‌ام رو‬
‫به منحرف‌های خارجی فروختم.‬

13:21.431 --> 13:24.811
‫آیا اینا شبیه کارهای‬
‫بهترین پدربزرگِ دنیاست؟‬

13:24.835 --> 13:26.835
‫بــــــــــامابین

13:33.641 --> 13:37.561
‫مرسوله‬
‫برای موسیو کریس کرینگل.‬

13:39.351 --> 13:41.221
‫فکر کنم دنور امسال‬
‫تا فینال بره.‬

13:41.311 --> 13:43.811
‫مگه اینکه گند بزنن،‬
‫اونوقت بالتیمور تا آخرش می‌ره.‬

13:43.891 --> 13:47.311
‫هی، مامورِ تحویل،‬
‫نظراتِ ورزشیِ شما چیه؟‬

13:47.391 --> 13:51.181
‫شرمنده، من ورزش‌های رایج رو‬
‫به خاطرِ مسائلِ سیاسی دنبال نمی‌کنم.‬

13:51.271 --> 13:53.891
‫این شد یه نظرِ پخته و بزرگونه.‬

14:02.061 --> 14:04.971
‫رانت‌خواری؟ بچه‌های نامشروع؟‬

14:05.061 --> 14:08.141
‫یه... یه عکس که توش داره توی سینما‬
‫غذای چینی می‌خوره‬

14:08.221 --> 14:11.101
‫در حالی که یه تقویم دستشه‬
‫که روش نوشته ۲۵ دسامبر؟‬

14:11.181 --> 14:14.311
‫این دقیقاً همون مدرکِ کثیفیه که‬
‫عمو لینکلن لازم داره.‬

14:14.391 --> 14:17.021
‫تا جادوی بابا نوئل رو‬
‫برای همه‌ی بچه‌ها نابود کنه.‬

14:17.101 --> 14:18.391
‫هی، یه لحظه صبر کن!‬

14:18.471 --> 14:20.931
‫ورزش همیشه ذاتاً‬
‫سیاسی بوده.‬

14:51.391 --> 14:53.471
‫اه، کفش‌های جیرِ مسخره!‬

14:54.681 --> 14:56.431
‫مرسی از مسخره کردنتون. خیلی مرسی.‬

14:56.521 --> 14:58.971
‫یه دورِ دیگه‬
‫برای بهترین مشتری‌هام...‬

14:59.061 --> 15:01.021
‫...که خیلی زیاد دوستشون دارم.‬

15:01.101 --> 15:03.221
‫ممنون، آقای او-راویولیو.‬

15:03.311 --> 15:05.561
‫خب بچه‌ها، دادگاه خوب شروع شد،‬

15:05.641 --> 15:08.391
‫ولی توی شهادت‌ها واقعاً عقب افتادیم.‬

15:08.471 --> 15:10.311
‫بهترین بخشِ بابا نوئل بودن‬

15:10.391 --> 15:13.181
‫شادی آوردن برای بچه‌های کلِ دنیاست.‬

15:14.561 --> 15:17.971
‫بهترین بخشِ بابا نوئل بودن اینه که به جغد تبدیل بشی‬

15:18.061 --> 15:20.851
‫تا بتونم لباس تا کردنِ زن‌های متأهل رو تماشا کنم.‬

15:22.101 --> 15:25.721
‫باشه، ولی اصلاً لباس تا کردنِ یه زنِ متأهل رو دیدی؟‬

15:25.811 --> 15:28.021
‫می‌دونم چی می‌گی.‬

15:28.101 --> 15:31.851
‫آه، شیلا، واقعاً اینجا به یه معجزه نیاز داریم.‬

15:31.931 --> 15:33.851
‫- چیزی تو چنته داری؟‬
‫- می‌دونم.‬

15:33.931 --> 15:37.971
‫می‌دونی که چقدر خودکشی توی کریسمس زیاده؟ شاید، اوم...‬

15:38.061 --> 15:40.811
‫ممم. ببین لینکلن، دارم تمامِ تلاشم رو می‌کنم.‬

15:40.891 --> 15:43.141
‫جادوی کریسمس برای من زیادی پاک و معصومانه‌ست.‬

15:43.221 --> 15:46.021
‫آره، فکر کنم بی‌خیالِ این کاری که این هفته دارم انجام می‌دم بشم.‬

15:46.101 --> 15:48.681
‫- این چه وضعیه شیلا؟‬
‫- ببخشید.‬

15:48.771 --> 15:51.391
‫هی گلم، می‌خوای بریم با استیو نیکولز شوخی‌های هالووین بکنیم و اذیتش کنیم؟‬

15:51.471 --> 15:53.851
‫معلومه که می‌خوام! شوخی و اذیت کردن تو خونِ منه.‬

15:53.931 --> 15:58.351
‫در واقع اسمم «پرنکین»ـه، که به آلمانی یعنی»خدا این بچه رو به حالِ خودش رها کرده».‬

15:59.601 --> 16:01.891
‫عالی شد. گلم و شیلا رفتن دنبالِ شوخی و اذیت کردن،‬

16:01.971 --> 16:04.271
‫بازرسم هنوز به بابا نوئل باور داره،‬

16:04.351 --> 16:05.811
‫و منم دوباره تک و تنها موندم.‬

16:05.891 --> 16:09.311
‫می‌شه فقط یه کارمند داشته باشم که نیاز به پرستار نداشته باشه؟‬

16:09.391 --> 16:11.771
‫آدم‌بزرگ می‌خوای؟ باشه.‬

16:11.851 --> 16:14.971
‫آیرین، تو اصلاً اجازه داری اینجا باشی؟‬

16:15.061 --> 16:19.221
‫اوه! چرا؟ چون یه بچه‌ی ساده‌لوحم، نه؟‬

16:19.311 --> 16:22.221
‫خب، پس لابد به مدارکِ این بچه‌ی ساده‌لوح هم نیازی نداری.‬

16:22.311 --> 16:25.471
‫از همین الان، من ۱۰۰ درصد یه آدم‌بزرگم.‬

16:25.561 --> 16:28.221
‫می‌خوام مقاله‌های رایگان رو توی پنجره‌ی ناشناس بخونم،‬

16:28.311 --> 16:30.971
‫به پادکست‌های جناییِ گوگولی گوش بدم،‬

16:31.061 --> 16:32.931
‫و موقع پیام دادن از گیف استفاده کنم.‬

16:33.021 --> 16:34.431
‫آیرین، نه!‬

16:34.521 --> 16:37.271
‫بابا نوئل، چطوری واردِ آزمایشگاهِ علوم شدی‬

16:37.351 --> 16:39.561
‫توی مدرسه‌ی دولتیِ بوستون؟‬

16:39.641 --> 16:42.351
‫وای، واقعاً کفگیرم به تهِ دیگ خورده.‬

16:42.431 --> 16:48.181
‫هو هو! خب معلومه، از طریقِ دودکشِ معروفِ مدرسه‌ی دولتیِ بوستون!‬

16:48.271 --> 16:50.641
‫همینه. همون دور و برا.‬

16:52.101 --> 16:57.181
‫اینم از داستانِ اولین باری که آدولف هیتلر جلق زد.‬

16:58.271 --> 17:00.311
‫سؤالِ دیگه‌ای ندارم، جناب قاضی.‬

17:02.101 --> 17:04.311
‫خب هری، می‌دونم این پرونده پر از دست‌انداز بوده.‬

17:04.391 --> 17:07.221
‫- چطور مگه؟‬
‫- ولی یه نقشه دارم. تماشا کن.‬

17:07.311 --> 17:10.641
‫جناب قاضی، من درخواستِ مسابقه‌ی بابا نوئل‌ها رو دارم.‬

17:10.721 --> 17:12.811
‫آره، ایده‌ی خوبیه.‬

17:12.891 --> 17:16.061
‫اوه، لابد از همون اول باید همین کار رو می‌کردیم.‬

17:16.141 --> 17:17.061
‫اجازه می‌دم.‬

17:17.891 --> 17:21.681
‫شبِ قبل از کریسمس بود، توی قلعه غوغایی بود‬

17:22.271 --> 17:25.721
‫هیولاهام داشتن با هم سرِ کریسمس کل‌کل می‌کردن‬

17:25.811 --> 17:28.681
‫درخت با چیزهای ترسناک تزیین شده بود‬

17:28.771 --> 17:32.181
‫مثلِ دندون‌های گرگینه و بال‌های خون‌آشام...‬

17:32.271 --> 17:33.891
‫تعطیلاتِ هیولاها بود...‬

17:33.971 --> 17:36.271
‫- هالووین مبارک!‬
‫- داشتن نقشه‌های پلید می‌کشیدن‬

17:36.351 --> 17:39.641
‫- تعطیلاتِ هیولاها بود‬
‫- مثلِ هیولاهای خوب رفتار نمی‌کردن‬

17:39.721 --> 17:43.221
‫- تعطیلاتِ هیولاها بود‬
‫- یه طعمه‌ی جدید پیدا کرده بودن‬

17:43.311 --> 17:47.101
‫- تعطیلاتِ هیولاها بود‬
‫- نقشه کشیده بودن سورتمه‌ی بابا نوئل رو بزنن‬

17:47.181 --> 17:48.561
‫داشتن یه لیست می‌سا...‬

17:48.641 --> 17:52.181
‫شماها اون بالا چیکار می‌کنید؟ ناهار یه ساعت پیش تموم شد.‬

17:52.271 --> 17:54.601
‫همه توی مسابقه‌ی بابا نوئل‌ها منتظرتونن.‬

17:54.681 --> 17:57.021
‫- تعطیلاتِ هیولاها‬
‫- داشتن نقشه‌های پلید می‌کشیدن...‬

17:57.101 --> 17:59.061
‫اووه!‬

17:59.141 --> 18:01.391
‫مثلِ هیولاهای خوب رفتار نمی‌کردن...‬

18:01.471 --> 18:02.971
‫تعطیلاتِ هیولاها بود‬

18:03.061 --> 18:05.471
‫یه طعمه‌ی جدید پیدا کرده بودن...‬

18:05.561 --> 18:09.311
‫- تعطیلاتِ هیولاها بود‬
‫- نقشه کشیده بودن سورتمه‌ی بابا نوئل رو بزنن‬

18:09.391 --> 18:10.931
‫- مومیایی باید علامت می‌داد‬
‫- اووه‬

18:11.021 --> 18:12.931
‫- از روی سقفِ قلعه‬
‫- گرگینه‌ی جینگول‌بِلی پرید‬

18:13.021 --> 18:15.021
‫اولین صدایِ یه...‬

18:24.521 --> 18:27.851
‫فقط من اینطوری فکر می‌کنم یا ما واقعاً بهترین کرم‌ریزهای روی زمینیم؟‬

18:27.931 --> 18:31.311
‫هوم، مگه نه؟ ولی اذیت کردنِ استیو مثلِ آب خوردنه.‬

18:31.391 --> 18:33.471
‫من یه هفته بعد از افتتاحِ اونجا، دیگه نرفتم.‬

18:33.561 --> 18:38.681
‫می‌فهمم چی می‌گی. انگار اصلاً ارزشِ اذیت کردن هم نداره.‬

18:38.771 --> 18:41.771
‫مگر اینکه بهترینِ بهترین‌ها رو اذیت کنی.‬

18:43.521 --> 18:45.351
‫توی مسابقه‌ی بابا نوئل‌ها مساوی شدیم.‬

18:45.431 --> 18:47.771
‫همه چیز به دفاعیاتِ آخر بستگی داره.‬

18:47.851 --> 18:51.311
‫یه آخرین شانس دارم تا پرونده، اعتبارم،‬

18:51.391 --> 18:53.351
‫و هر چی از بچگیِ آیرین باقی مونده رو نجات بدم.‬

18:53.431 --> 18:58.221
‫آره، قرار بود یکی از همین آخرهفته‌ها بریم اورلاندو،‬

18:58.311 --> 19:00.141
‫ولی خب دنیس رو که می‌شناسی.‬

19:00.221 --> 19:02.181
‫باید راگبی‌ش رو تماشا کنه!‬

19:02.271 --> 19:03.311
‫یه لحظه.‬

19:03.391 --> 19:05.681
‫چرا کراشِ دورانِ مدرسه‌ام داره بهم زنگ می‌زنه؟‬

19:05.771 --> 19:07.101
‫اشعیا دندریج از کلاسِ اول...‬

19:07.181 --> 19:08.101
‫آخ! اه!‬

19:08.181 --> 19:12.101
‫ها! گولِ حقه‌ی قدیمیِ «تیغه‌ی فنری توی موبایل‬

19:12.181 --> 19:15.811
‫و همچنین کراشِ دورانِ کودکی که در واقع زنگ نمی‌زنه» رو خوردی.‬

19:15.891 --> 19:17.271
‫خیلی خب. بد نبود، گلم.‬

19:17.351 --> 19:19.971
‫بگو ببینم، به نوشیدنیت دست نزدی.‬

19:20.061 --> 19:22.681
‫شاید برم یه تازه‌اش رو بگیرم.‬

19:24.101 --> 19:29.181
‫ها-ها! شوخیِ صندلیِ پرتاب‌شونده‌ی ۳۰۰۰ دلاری، ای هالو! اون نوشیدنی فقط یه طعمه بود.‬

19:30.931 --> 19:35.141
‫آره. سمِ ماهیِ بادکنکی. گازپاچو برای دو نفر، آقای رئیس‌جمهور.‬

19:38.311 --> 19:39.311
‫هه.‬

19:40.641 --> 19:42.271
‫اشکالی نداره بیام پیشت؟‬

19:42.351 --> 19:45.351
‫آقای کرینگل؟ من... فکر نمی‌کنم‬
‫قرار باشه با هم حرف بزنیم.‬

19:45.431 --> 19:48.851
‫آره.‬
‫یکم شیطنت کردم، نه؟‬

19:48.931 --> 19:50.721
‫اگه تو چیزی نگی، منم نمی‌گم.‬

19:51.771 --> 19:53.771
‫امروز حسابی معرکه گرفتی.‬

19:53.851 --> 19:57.641
‫چرا داری استعدادت رو برای دفاع از‬
‫اون معتادِ سیفلیسی هدر می‌دی؟‬

19:57.721 --> 20:01.021
‫ببین رفیق، بعضی وکیلا‬
‫حق انتخاب دارن که موکلشون کی باشه.‬

20:01.101 --> 20:03.931
‫من باید برای هر سانتایی‬
‫که منو بخواد کار کنم.‬

20:04.021 --> 20:06.311
‫هو هو هو! همه‌اش همینه؟‬

20:06.391 --> 20:10.471
‫- خب، هر کسی می‌تونه موکلت باشه.‬
‫- منظورت چیه؟‬

20:10.561 --> 20:13.561
‫تو واقعاً خودت رو باور نداری، مگه نه؟‬

20:13.641 --> 20:18.101
‫این همه سگ‌دو زدن، دنبال پرونده‌های تصادفی گشتن،‬
‫همه‌اش نگران اینی که نکنه این آخرین کارت باشه.‬

20:18.181 --> 20:20.931
‫شرکت «کریسمس کولا» دنبال‬
‫یه مشاور حقوقیِ جدید می‌گرده.‬

20:21.021 --> 20:26.271
‫حقوق شش‌رقمیِ بالا، اتاقِ نبش.‬
‫فقط کافیه کار درست رو انجام بدی.‬

20:26.351 --> 20:28.811
‫داری سعی می‌کنی بهم رشوه بدی‬
‫تا پرونده رو ببازم؟‬

20:28.891 --> 20:34.271
‫من بهت نشون دادم دنیا چطوری می‌چرخه.‬
‫تا قبل از اینکه من واقعیش کنم، هیچ سانتایی وجود نداشت!‬

20:34.351 --> 20:36.181
‫من. قدرت یعنی این.‬

20:36.271 --> 20:38.181
‫و این قدرت می‌تونه یه هدیه باشه، لینکلن،‬

20:38.271 --> 20:41.641
‫برای پسربچه‌هایی که حرف‌گوش‌کن باشن.‬

20:42.391 --> 20:44.141
‫واو. واقعاً که واو.‬

20:44.221 --> 20:47.931
‫هر چی به آیرین درباره‌ی‬
‫گند بودنِ دنیای بزرگترا گفتم...‬

20:48.021 --> 20:50.311
‫همه‌اش به‌خاطر آدمایی مثل توئه.‬

20:50.391 --> 20:53.181
‫بچه‌های این شهر لایق یه سانتای بهترن.‬

20:53.271 --> 20:55.351
‫آیرین لایق بهتر از ایناست.‬

20:55.431 --> 20:58.721
‫- من آدمای زندگیِ تورو نمی‌شناسم.‬
‫- دقیقاً مثل شیلا حرف می‌زنی.‬

20:58.811 --> 21:00.601
‫می‌دونی، شاید کریمنز دیوونه باشه،‬

21:00.681 --> 21:03.021
‫ولی حداقل واقعاً به یه چیزی باور داره.‬

21:03.101 --> 21:04.391
‫منم همین‌طور.‬

21:04.471 --> 21:06.561
‫اینکه فردا توی دادگاه‬
‫دهنت رو سرویس می‌کنم.‬

21:06.641 --> 21:08.181
‫کریسمس مبارک، عوضی.‬

21:08.271 --> 21:09.561
‫امروز ۳۰ اکتبره.‬

21:09.641 --> 21:12.931
‫خب، پس هالووین مبارک، جنابِ محترم.‬

21:15.771 --> 21:17.471
‫هری، حس می‌کنم یه آدمِ دیگه شدم.‬

21:17.561 --> 21:19.721
‫نکنه سه تا روح هم اومدن سراغِ تو؟‬

21:19.811 --> 21:22.811
‫نه، ولی حاضرم یه دفاعیه‌ی پایانیِ پرشور بدم‬

21:22.891 --> 21:25.391
‫که هیئت‌منصفه رو راضی کنه‬
‫و تورو بکنه سانتا.‬

21:25.471 --> 21:27.311
‫عالیه! از انرژیت خوشم می‌آد.‬

21:27.391 --> 21:30.221
‫فقط اینکه، به جاش می‌خوام‬
‫خودم دفاعیه‌ی پایانی رو بگم.‬

21:30.311 --> 21:31.521
‫چی؟ ولی...‬

21:31.601 --> 21:33.141
‫ولی می‌بازیم. من می‌بازم.‬

21:33.221 --> 21:37.021
‫آیرین هم کاملاً می‌ره توی این فازِ خسته‌کننده‌ی‬
‫بزرگسالانه‌ی نسلِ هزاره‌اش.‬

21:38.851 --> 21:40.891
‫لینکلن، تو این پرونده رو قبول کردی‬

21:40.971 --> 21:43.891
‫چون نه به خودت باور داشتی نه به سانتا.‬

21:43.971 --> 21:48.771
‫ولی ادامه دادی چون تهِ دلت‬
‫می‌دونستی توی این دنیا جادو وجود داره،‬

21:48.851 --> 21:50.931
‫و این چیزیه که ارزشِ جنگیدن داره.‬

21:51.021 --> 21:54.391
‫تنها چیزی که ازت می‌خوام، یه قدمِ بلندِ دیگه است.‬

21:56.141 --> 21:59.271
‫برای هر کسی توی این دادگاه‬
‫که هنوز باور نداره،‬

21:59.351 --> 22:03.431
‫آقای کریمنز، یعنی همون سانتا کلاوس،‬
‫خودش دفاعیه‌ی پایانی رو ارائه می‌ده.‬

22:06.061 --> 22:08.271
‫من یه عذرخواهی به جنابِ قاضی بدهکارم.‬

22:09.311 --> 22:13.021
‫یه هدیه‌ای بود که می‌خواستی، مگه نه؟‬
‫یه چیزِ خیلی خاص.‬

22:13.971 --> 22:17.601
‫یه کریسمس، زیرِ درخت رو نگاه کردی‬
‫و اونجا نبود.‬

22:17.681 --> 22:19.681
‫از اون موقع دیگه بهم باور نداشتی.‬

22:20.181 --> 22:23.101
‫خب، داشتم توی کارگاه‌ام می‌گشتم،‬

22:23.181 --> 22:27.311
‫و یه چیزی پیدا کردم که می‌خوام قبل از‬
‫تصمیم‌گیریت بهت بدم.‬

22:27.391 --> 22:32.391
‫چیزی که باید همون سال‌ها پیش‬
‫توی کریسمس بهت می‌دادم.‬

22:37.771 --> 22:41.931
‫اوه! غیرممکنه!‬
‫باورکردنی نیست، ولی واقعاً خودشه!‬

22:42.021 --> 22:44.681
‫دقیقاً همون هدیه‌ای که همیشه می‌خواستم.‬

22:44.771 --> 22:47.271
‫۳۰ هزار دلار!‬

22:47.351 --> 22:48.431
‫چی؟‬

22:48.521 --> 22:51.851
‫و اگه اعضای هیئت‌منصفه لطف کنن‬
‫و زیرِ صندلی‌هاشون رو نگاه کنن،‬

22:51.931 --> 22:54.641
‫فکر کنم اونا هم چند تا هدیه پیدا کنن.‬

22:54.721 --> 22:56.931
‫ببخشید که یکم دیر شد.‬

22:57.021 --> 23:00.021
‫۲۵ هزار دلار!‬

23:00.101 --> 23:02.021
‫۱۸ هزار دلار.‬

23:02.101 --> 23:04.141
‫۴۰ هزار دلار؟‬

23:04.221 --> 23:08.311
‫اوه سانتا، تو واقعاً نامه‌ام رو گرفتی.‬
‫واقعاً واقعاً گرفتیش.‬

23:08.391 --> 23:10.851
‫جنابِ قاضی، فقط سانتای واقعی می‌تونه‬
‫از هدیه‌هایی خبر داشته باشه‬

23:10.931 --> 23:12.971
‫که همه‌ی این آدما تهِ دلشون می‌خواستن.‬

23:13.061 --> 23:15.021
‫موافقم. هیئت‌منصفه، شما هم موافقید. عالیه.‬

23:15.101 --> 23:20.221
‫این دادگاه به نفعِ آقای کریمنز،‬
‫تنها سانتای ایالتِ نوادا، رأی می‌ده.‬

23:20.311 --> 23:22.811
‫ما اعتراض داریم. این رسماً رشوه‌خواریه.‬

23:22.891 --> 23:25.681
‫اوه، دقیقاً مثل یه «اسکروچِ» واقعی حرف زدی.‬

23:25.771 --> 23:28.061
‫آقای کرینگل، مرخصید.‬

23:28.085 --> 23:30.085
‫بـ.امـآبین

23:33.311 --> 23:35.811
‫سلام به همگی. خیلی خب، خیلی خب، آروم باشید!‬

23:35.891 --> 23:40.181
‫خب، امروز من، جرج والاس،‬
‫شهردارِ لاس‌وگاس،‬

23:40.271 --> 23:44.721
‫کلیدِ شهر رو به هری کریمنز،‬
‫ملقب به سانتا کلاوس، تقدیم می‌کنم.‬

23:46.721 --> 23:49.271
‫این، البته، نمادِ یه کلیدِ واقعی‬
‫و کوچیک‌ترِ شهره.‬

23:49.351 --> 23:52.641
‫کلیدِ واقعیِ شهر که هری،‬
‫در جایگاهِ سانتا کلاوس،‬

23:52.721 --> 23:56.101
‫می‌تونه باهاش هر وقت خواست‬
‫واردِ خونه‌ی هر کدوم از ما بشه!‬

23:56.181 --> 23:59.061
‫قراره حسابی باهاش کارهای عجیب‌غریب بکنم.‬

23:59.141 --> 24:02.181
‫سانتای وگاس می‌گه‬
‫یه کاسه از دندوناتون رو بدید به بابا!‬

24:02.271 --> 24:04.561
‫آ-وو-وو-وو!‬

24:04.641 --> 24:07.391
‫هوم. نمی‌دونستم‬
‫دارم توی این بخش هم کمک می‌کنم.‬

24:07.471 --> 24:10.561
‫متأسفم آیرین. باور داشتن به چیزها‬
‫اصلاً احمقانه نیست.‬

24:10.641 --> 24:14.721
‫می‌دونم. در واقع ثابت کردی سانتا واقعیه‬
‫و یه آدمِ عجیبیه.‬

24:15.891 --> 24:19.471
‫دنیا پر از جادوئه،‬
‫فقط به یه روشِ حال‌به‌زن و چندش‌آور.‬

24:19.561 --> 24:21.681
‫به دنیای بزرگسالی خوش اومدی.‬

24:22.601 --> 24:26.391
‫هی کریس، هر چی که باشه،‬
‫واقعاً شبیه سانتایی.‬

24:26.471 --> 24:29.061
‫برو بابا، لینکلن گامب. من خودِ سانتام.‬

24:30.391 --> 24:34.521
‫نوادا هم می‌تونه باسنِ مثلِ ژله‌ام رو ببوسه!‬

24:34.601 --> 24:36.221
‫هیا!‬

24:40.641 --> 24:42.391
‫خداحافظ، بابا نوئل!‬

24:42.471 --> 24:44.311
‫خداحافظ، لرد کونگ!‬

24:44.391 --> 24:45.771
‫هی، گلم چِشه؟‬

24:45.851 --> 24:47.641
‫اوه، تا خرخره پیوت مصرف کرده.‬

24:50.351 --> 24:52.681
‫اون یارو چی؟ حالش خوبه؟‬

24:55.181 --> 24:56.101
‫احتمالاً نه.‬

24:56.181 --> 25:00.181
‫بگذریم، حالا باید گلم رو بذارم دمِ‬
‫ترسناک‌ترین خونه‌ی جن‌زده‌ی وگاس.‬

25:00.271 --> 25:03.391
‫هالووین مبارک‬
‫از طرفِ عروسِ فرانکن‌شوخی!‬

25:03.471 --> 25:05.271
‫آره راست می‌گی، هالووینه.‬

25:05.351 --> 25:08.351
‫خیلی ضایع‌ست که کلِ هفته رو‬
‫چسبیده بودم به کریسمس.‬

25:08.431 --> 25:10.101
‫خب دیگه!‬

25:11.601 --> 25:14.101
‫- هدیه یا شیطنت!‬
‫- ببخشید، اصلاً شکلات ندارم.‬

25:14.181 --> 25:18.221
‫گلم بلورچمن سلام رسوند!‬

25:18.311 --> 25:21.061
‫♪ دنبالِ شر می‌گشتن ♪‬

25:22.561 --> 25:25.351
‫♪ مثلِ هیولاهای سربه‌راه نبودن ♪‬

25:26.391 --> 25:29.411
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Instagram & Telegram: @Film2Media_Plus
