WEBVTT

00:00.221 --> 00:06.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

00:07.021 --> 00:09.021
‫نذارید اون مرد...

00:09.229 --> 00:12.354
‫- عکس پا برای فروش!
‫- ببخشید آقا! من کورن‌ داگ میخوام...

00:12.521 --> 00:19.021
‫خب، به طور خلاصه، در ساعت ۱ بامداد،
‫تو دیدی که موکلم از بوفه‌ جنسی خارج شد.

00:19.062 --> 00:24.104
‫اون تو رو شناخت، نزدیک شد،
‫و در ادامه بهت گفت که تو، نقل قول میکنم...

00:25.354 --> 00:27.854
‫«بدجوری حشریش کردی.»

00:27.937 --> 00:31.021
‫و همون موقع بود که
‫صدای فریاد رو شنیدی...

00:31.104 --> 00:34.921
‫و در انتهای بلوک دیدی که
‫در واقع مرد دیگه ای داشت...

00:34.937 --> 00:37.937
‫توی کالسکه‌ ای که نوزاد شاکی
‫در اون بود، استفراغ میکرد...

00:38.021 --> 00:42.437
‫در کنار دو بازیگر که لباس «اِلمو» پوشیده بودن،
‫و یکی دیگه که، نقل قول میکنم...

00:42.521 --> 00:47.729
‫«اون یارو توی فیلم مایکل کلیتون.
‫فکر کنم اسمش مایکل کلیتون بود.»

00:47.812 --> 00:50.187
‫این بازگویی دقیقی از وقایعه؟

00:50.271 --> 00:52.187
‫و قبل از اینکه پاسخ بدی،
‫لطفاً بگو بله یا خیر، نه اینکه...

00:52.271 --> 00:53.562
!آره، عزیزم

00:53.646 --> 00:58.187
‫اون بازگوییِ ماجرایِ موردِ بحث،
‫حشریم میکنه، عزیزم.

00:58.271 --> 01:02.687
‫پس، موکلِ من نمیتونسته
‫همون کسی باشه که...

01:02.771 --> 01:04.687
‫ده ثانیه مونده به...

01:05.479 --> 01:07.562
‫همونی که رویِ بچهٔ شاکی بالا آورد.

01:07.646 --> 01:10.312
‫- آره!
‫- جرئت نکن بگی «آره، عزیزم».

01:10.396 --> 01:12.062
‫- پرتاب شد!
‫- آره، عزیزم!

01:13.187 --> 01:16.937
‫- تیمِ لاینز، اوم... اختلافِ امتیاز رو جبران کرد.
‫- وای، خدایِ من!

01:17.021 --> 01:23.021
‫جناب قاضی، حداقل میتونید به هیئت‌ منصفه بگید که
‫داد زدن و نگاه کردن به گوشی‌ هاشون رو تموم کنن؟

01:24.812 --> 01:27.854
‫اوه، اوم، هیئت‌ منصفه دیگه اون کار رو...
‫هر چی که ایشون گفت رو، انجام نمیده.

01:27.937 --> 01:30.062
‫عضوِ شماره هشتِ هیئت‌ منصفه،
‫میشه گوشیت رو کنار بذاری؟

01:30.146 --> 01:32.771
‫اعتراض دارم!
‫این گوشی نیست.

01:33.604 --> 01:35.312
‫وای! اون رو از کجا آوردی؟

01:35.396 --> 01:37.229
‫آه. سؤالِ دیگه‌ ای ندارم.

01:37.312 --> 01:40.521
‫اوهوم. آره، عالیه.
‫دفاعیاتِ نهایی!

01:40.604 --> 01:43.146
‫اوه، آره!

01:43.229 --> 01:46.312
‫اوم، برای ثبت در پرونده،
‫اون هم حشریم میکنه.

01:47.396 --> 01:48.521
‫- عزیزم.
‫- آه.

02:22.021 --> 02:28.021
<i>[ قانون برهنگی ]
[ فصل اول : قسمت اول ]</i>

02:30.604 --> 02:32.521
‫ما نه تنها کوتاه نمیایم،
‫و توافق نمیکنیم...

02:32.604 --> 02:36.312
‫بلکه برای پول شهریه دانشگاه
‫بچه‌ هاشون هم ازشون شکایت میکنیم!

02:36.896 --> 02:38.854
‫اونا «نیکولز و گامب» رو استخدام کردن.

02:38.937 --> 02:40.062
‫هوم.

02:41.729 --> 02:43.479
‫ای وای! نه!

02:43.562 --> 02:44.687
‫اوه!

02:46.687 --> 02:48.187
‫بهشون بگو توافق میکنیم.

02:48.271 --> 02:51.479
‫با «نیکولز و گامب» تماس بگیرید.
‫ما برای آدم‌ های معمولی حقشون رو میگیریم.

02:51.562 --> 02:54.979
‫♪ نیکولز و گامب همون دو تایی هستن
‫که توی جیبت داری ♪

02:55.062 --> 02:57.896
‫♪ و تو رو از مخمصه قانون نجات میدن ♪

02:57.979 --> 02:59.937
‫قبلاً اینطور بود...

03:00.021 --> 03:03.479
‫ولی حالا شریکم،
‫«مارشا گامب»، مُرده.

03:03.562 --> 03:04.437
‫مُرده!

03:04.521 --> 03:06.604
‫ولی دفتر وکالت من هم مُرده؟
‫ابداً، نه!

03:06.687 --> 03:08.479
‫برای همینه که دارم با اخراج کردنِ...

03:08.562 --> 03:10.896
‫پسرِ شریکِ مرحومم، «لینکلن گامب»،
‫بهره‌ وری رو بالا می‌برم.

03:10.979 --> 03:11.979
‫اخراج شد!

03:12.062 --> 03:15.104
‫اون افتضاحه. تازه، همیشه هم ازش متنفر بودم،
‫و میدونی چیه لاس‌ وگاس؟

03:15.187 --> 03:18.229
‫اون قراره از طریق همین تبلیغ
‫موضوع رو بفهمه!

03:18.312 --> 03:21.937
‫پس با لینکلن خداحافظی کنید،
‫و به مبالغ کلانِ توافقی سلام کنید...

03:22.021 --> 03:24.937
‫در ظاهر جدید دفتر حقوقیِ
‫«استیو نیکولز و شرکا».

03:25.021 --> 03:26.729
‫♪ اون لینکلن گامب رو اخراج کرد ♪

03:26.812 --> 03:30.771
‫میدونید، کاش دیگه اون تبلیغ رو پخش نمیکرد.
‫شش ماه گذشته.

03:30.854 --> 03:34.312
‫آره، ولی خیلی خنده‌ داره. دقیقاً بعد از
‫فوت مادربزرگ مارسیا اخراجت کردن.

03:34.396 --> 03:36.687
‫- خیلی بی‌ رحمانه‌ست.
‫- خفه شو آیرین. برو مدرسه.

03:36.771 --> 03:38.896
‫نه! اونا از قدرت من میترسن.

03:38.979 --> 03:41.062
‫چرا فقط ازش شکایت نمیکنی؟

03:41.146 --> 03:43.687
‫با همون کلک قدیمیِ
‫«معامله‌ اسب ساسکاتون» سراغش برو.

03:43.771 --> 03:46.521
‫ببین، فقط غمگین‌ ترین زنی که
‫میتونی پیدا کنی رو استخدام میکنی...

03:46.604 --> 03:49.062
‫بعد به هیئت منصفه میگی
‫که اون اسکوربوت داره.

03:49.146 --> 03:53.354
‫و این همون حرکت افسانه‌ ایِ «گلم بلورچمن» بود
‫که باعث شد پروانه‌ وکالتت باطل بشه؟

03:53.437 --> 03:55.812
‫میدونی که اون مال وقتیه
‫که با چاقو به اون یارو زدم!

03:55.896 --> 03:57.271
‫سعی کن یه ذره دلسوز باشی.

03:57.354 --> 04:01.687
‫باشه، خب، حالا که هیچ موکلی نداریم،
‫و منم یه شکست‌ خورده‌م، میرم توی دفترم...

04:01.771 --> 04:04.687
‫به آهنگ‌ های «دیو متیوز بند» گوش بدم،
‫و عکس تابوت توی گوگل سرچ کنم.

04:04.771 --> 04:07.854
‫بیخیال عمو لینک‌-لینک.
‫نمیتونه اونقدرها هم بد باشه.

04:07.937 --> 04:11.687
‫پولمون تموم شده.
‫میراث مادرم رو نابود کردم.

04:11.771 --> 04:13.312
‫موسسه رو از دست میدیم.

04:13.396 --> 04:16.937
‫«گلم» دوباره مجبور میشه بره روی قایق
‫اون میلیونرِ عجیب‌ غریب زندگی کنه.

04:17.021 --> 04:18.812
‫کشتی «اس‌ اس قصرِ درد»
‫اونقدرها هم بد نبود.

04:18.896 --> 04:22.979
‫غذا و تخت‌ خوابِ مناسبی داشت، و تنها کاری که
‫باید میکردم جنگیدن با بقیه‌ آدم‌ های ناامید بود...

04:23.062 --> 04:25.562
‫فقط برای این امتیاز که بتونم
‫یه طلوع خورشید دیگه رو ببینم.

04:25.646 --> 04:29.146
‫و بدون این شغل،
‫«آیرین» با آدم‌ های نابابی بُر میخوره.

04:29.229 --> 04:31.312
‫اون اصلاً تشخیص نمیده
‫که چی به صلاحشه.

04:31.396 --> 04:34.854
‫این درست نیست! هی، گلم، «پالاس»
‫با یه دونه «ل» نوشته میشه یا دو تا؟

04:34.937 --> 04:37.354
‫لینکلن، لینکلن.
‫دفتر وکالت قرار نیست تعطیل بشه!

04:37.437 --> 04:39.646
‫چرا، آخه داشتی میذاشتی
‫کلی از مشتری‌ ها از دست برن.

04:39.729 --> 04:43.104
‫چطوره من و آیرین
‫دنبال طلب‌ هامون بریم...

04:43.187 --> 04:47.854
‫و تو هم هر پرونده‌ ای که این تیک
‫گوشتِ خیس برامون میاره رو ببری؟

04:47.937 --> 04:51.021
‫سلام، من بَری شندلیر هستم.
‫اومدم لینکلن گامب رو ببینم.

04:51.104 --> 04:53.271
‫من تمام مدت همینجا بودم.

04:53.354 --> 04:54.604
‫نمیتونم بهت پولی بدم.

04:54.687 --> 04:57.979
‫مادرت پرونده‌م رو رایگان قبول کرد، ولی بعدش،
‫میدونی که، اون کامیون بزرگ بهش زد.

04:58.062 --> 04:59.937
‫- اون فوت کرد.
‫- و سرش هم از تنش جدا شد.

05:00.021 --> 05:01.729
‫- آره.
‫- داشتم تماس میگرفتم.

05:01.812 --> 05:04.646
‫ولی اون دختر ترسناکِ پشت
‫میز پذیرش مدام تهدیدم میکرد.

05:04.729 --> 05:08.146
‫آره. کارش همینه.
‫ولی با این حال، به طرز عجیبی بازرس خوبیه.

05:08.229 --> 05:10.437
‫باشه. خب، وقت دادگاهم فردائه.

05:10.521 --> 05:15.062
‫چی؟ فردا؟
‫خب، این واقعاً اوضاع رو بد میکنه.

05:15.146 --> 05:16.729
‫ولی در واقع،
‫اصلاً مهم نیست.

05:16.812 --> 05:18.896
‫اینطوری نیست که کار دیگه‌ ای
‫داشته باشم انجام بدم.

05:19.396 --> 05:21.854
‫پس بیا از اول شروع کنیم.
‫قضیه چیه؟

05:21.937 --> 05:24.021
‫باشه، خب...

05:24.104 --> 05:26.896
‫خانم‌ ها، آقایون همجنسگرا و دوجنسگرا!

05:26.979 --> 05:29.729
‫و بقیه!
‫گرایش جنسی یک طیفه!

05:29.812 --> 05:30.812
‫یک طیف!

05:30.896 --> 05:34.437
‫چرا مهمونی‌تون رو
‫به کلوپ براش‌ فایر نمی‌برید؟

05:34.521 --> 05:39.437
‫جایی که جذاب‌ ترین و خوش‌ هیکل‌ ترین
‫مردهای این طرفِ مرزهای جذابیت رو داریم؟

05:39.521 --> 05:44.979
‫تام ونکس، رودریگو وسوویوس،
‫کریستوفر عصبانی، بری شندلیر...

05:45.062 --> 05:51.146
‫آقای باسن، لرد گرینگلسبی،
‫و لانچ‌ میت همگی منتظرتونن!

05:51.229 --> 05:52.104
‫منتظرتونن!

05:52.187 --> 05:56.437
‫این جوون‌ های ترسیده
‫حاضرن هر کاری بکنن!

05:56.521 --> 05:59.562
‫مخصوصاً شب‌ های جمعه،
‫که فقط با ۵۰ دلار...

05:59.646 --> 06:01.687
‫این پسرهای خوک‌ مانندِ کثیف...

06:01.771 --> 06:03.729
‫سوییچ ماشین مشتری‌ ها رو میخورن؟

06:03.812 --> 06:05.646
‫سوییچ ماشین مشتری‌ ها رو میخورن.

06:05.729 --> 06:07.854
‫- و مردم از این کار خوششون میاد؟
‫- اوه آره.

06:07.937 --> 06:11.396
‫وقتی من و بقیه پسرها ریموت‌ هاشون رو میخوریم،
‫همه رو دیوونه میکنه.

06:11.479 --> 06:13.187
‫ولی این کار داره مریضمون میکنه...

06:13.271 --> 06:17.562
‫و قراردادها با این همه اصطلاحات قلمبه‌ سلمبه‌ حقوقی،
‫صراحتاً اجازه‌ این کار رو میدن.

06:17.646 --> 06:18.562
‫می‌بینی؟

06:18.646 --> 06:21.729
‫«ما میتونیم هر طور که بخوایم بهت آسیب بزنیم،
‫و تو برای بیشترش التماس میکنی.»

06:21.812 --> 06:23.687
‫به نظر بی‌ دلیل بدجنسانه میاد.

06:23.771 --> 06:28.021
‫ببین، حقیقت اینه که،
‫قانون واقعاً طرف کارگران جنسی نیست.

06:28.187 --> 06:32.421
‫منظورت مثل اینه که برای ما غیرقانونیه که
‫به هر کسی که خواست، مقداری از موهامون رو ندیم؟

06:32.479 --> 06:35.062
‫آره. و کی وکیل کلوپه؟

06:35.146 --> 06:38.729
‫خب، میشناسیش.
‫استیو نیکولز.

06:39.229 --> 06:40.729
‫استیو نیکولز.

06:40.812 --> 06:44.521
‫فکر کردم حتماً بعد از اینکه اخراجت کرد،
‫از اون یارو متنفری...

06:44.604 --> 06:46.896
‫اون هم وقتی که
‫سرِ مادرت... فوت کرد.

06:46.979 --> 06:50.937
‫♪ نیکولز و گامب، دو تا چیز توی جیبت ♪

06:51.021 --> 06:54.979
‫آه، خب، فکر میکنم احتمالاً
‫کارهای زیادی برای انجام دادن داری.

06:55.062 --> 06:57.229
‫پس اگه کارهای دیگه تمومه،
‫فردا می‌بینمت؟

06:57.312 --> 06:59.062
‫♪ اونا آزادت میکنن ♪

07:00.021 --> 07:01.979
‫♪ اونا آزادت میکنن ♪

07:02.896 --> 07:07.121
‫فقط محض اطلاعت، مؤسسه با تمام توانش
‫داره از پرونده‌ت حمایت میکنه.

07:07.229 --> 07:08.437
‫خب، این باعث دلگرمیه.

07:08.521 --> 07:11.146
‫میدونم این سازمان چقدر باکلاس و حرفه‌ ایه.

07:11.229 --> 07:12.771
‫شک نکن،
‫خیالت تخت.

07:12.854 --> 07:16.437
‫از نفوذم استفاده کردم تا پوشش
‫رسانه‌ ای زیادی برای این پرونده بگیرم.

07:16.979 --> 07:18.604
‫خبرگزاری‌ ها دارن با این موضوع حال میکنن.

07:18.687 --> 07:21.771
‫اسمش رو گذاشتن «رسواییِ رقصنده‌ ای
‫که نمیخواست ولی کلید خورد».

07:21.854 --> 07:24.229
‫خب، تبلیغات مجانی تا حالا
‫هیچ سگی رو نکشته.

07:24.312 --> 07:26.271
‫آه، آره، همون ضرب‌ المثل قدیمی.

07:26.354 --> 07:29.812
‫به هر حال، میخوام بدونی که این پرونده برای من...
‫جنبه شخصی داره.

07:29.896 --> 07:32.687
‫اگه لینکلن گامب اونقدر احمق باشه
‫که جلوی من پاش به دادگاه باز بشه...

07:32.771 --> 07:36.062
‫اون هم وقتی که رسانه‌ ها دارن تماشا میکنن،
‫از روی زمین محوش میکنم!

07:36.146 --> 07:39.104
‫اوه! دیگه کم‌ کم وقت دسره.

07:40.146 --> 07:41.854
‫اون یکی خانم برهنه‌ ای که
‫غذا سرو میکرد وقتش پر بود...

07:41.937 --> 07:44.729
‫ولی اگه بهش فکر کنی،
‫این سگ هم لخت و برهنه‌ست.

07:44.812 --> 07:46.687
‫وای، آره.
‫زدی به هدف.

07:46.771 --> 07:51.104
‫♪ همه‌ عروسک‌ ها کفش های کوچولو دارن ♪

07:52.604 --> 07:55.979
‫خب مامان.
‫من مایه‌ ننگ میراث توئم.

07:56.604 --> 08:02.271
‫«واقعاً هستی، برای همینه که الان
‫توی جهنمم و دارم حشره میخورم.»

08:02.354 --> 08:03.271
‫ولی مامان، من...

08:03.354 --> 08:09.146
‫«معلوم شد توی جهنم، به جای دستشویی،
‫باید از یه آتشفشان کوچولوی داغ استفاده کنیم.»

08:09.229 --> 08:10.187
‫«درد داره!»

08:10.271 --> 08:12.646
‫خیلی خب مامان.
‫فکر کنم برم مست کنم.

08:12.729 --> 08:14.937
‫«وایسا! نه! من رو اینجا تنها نذار!»

08:16.854 --> 08:17.812
‫شب بخیر، دنیس!

08:17.896 --> 08:19.396
‫شب بخیر، لینکلن.

08:19.896 --> 08:21.896
‫هی رفیق، من هنوز کورن‌ داگ میخوام!

08:21.979 --> 08:23.854
‫من شوت ملون میخوام!

08:26.729 --> 08:28.312
‫عضو هیئت منصفه شماره هشت؟

08:28.396 --> 08:30.354
‫خیلی خب، عقب نمونید!

08:30.437 --> 08:34.104
‫اینجا از اون جشنواره‌ های دهاتی ذرت‌ خوری آیووا نیست.
‫ما اینجا با سرعت پیش میریم.

08:34.187 --> 08:35.937
‫این کارتت بود؟

08:36.021 --> 08:37.604
‫نه.

08:37.687 --> 08:39.271
‫دقیق‌ تر نگاه کن.

08:39.354 --> 08:40.604
‫اوه!

08:40.687 --> 08:43.937
‫در ضمن، گوشی زنت رو هم چک کن.
‫داره بهت خیانت میکنه.

08:44.021 --> 08:47.562
‫اوه لعنتی، معرکه‌ست!
‫اصلاً کی این رو نوشتی؟

08:48.812 --> 08:51.229
‫اه، حالا باید برم.
‫بیا دیگه دارلین.

08:51.979 --> 08:56.771
‫خیلی خب. پلیسی این اطراف نیست،
‫پس وقت اجرای نهایی منه!

08:56.854 --> 08:58.812
‫خانم، یادته وقتی تازه شروع کردیم...

08:58.896 --> 09:00.562
‫ازت خواستم یه کارت
‫از این دسته‌ ورق انتخاب کنی؟

09:00.646 --> 09:01.687
‫یادته، مگه نه؟

09:01.771 --> 09:02.604
‫- اون... بود...
‫- نه، نه، نه!

09:02.687 --> 09:05.354
‫نکته اصلی اینجاست
‫که نباید بهم بگی.

09:05.437 --> 09:09.521
‫به هر حال، من از قبل میدونم.
‫شاهه! شاه گشنیز.

09:09.604 --> 09:12.771
‫خب، شعبده‌ بازی همینه.
‫یه جورایی ناامیدکننده‌ست، مگه نه؟

09:12.854 --> 09:16.104
‫ولی موضوع اینه.
‫من از شاه‌ ها متنفرم.

09:17.979 --> 09:19.729
‫همیشه متنفر بودم.

09:25.271 --> 09:27.229
‫تو! گلوله کجا متوقف شد؟

09:28.687 --> 09:31.896
‫می‌بینید؟
‫قضیه شاه‌ ها همینه.

09:31.979 --> 09:35.229
‫تمام ورق‌ ها طوری چیده شدن
‫که نذارن اونا صدمه ببینن.

09:37.771 --> 09:39.479
‫لعنتی، عضو شماره هشت هیئت‌ منصفه!

09:39.562 --> 09:43.621
‫خب، شاید رادنی از من بهتر باشه،
‫چون مجبور نیست با استرسِ...

09:43.729 --> 09:47.562
‫اداره کردن پنجمین شرکت بزرگ
‫کفش نوزاد آمریکا دست‌ و پنجه نرم کنه!

09:47.646 --> 09:51.062
‫شرکت کفش نوزاد رادنی
‫سومین شرکت بزرگه!

09:51.146 --> 09:51.979
‫دقیقاً!

09:52.771 --> 09:55.021
‫نفر اول لیست،
‫باب هندرسون.

09:55.104 --> 09:57.729
‫در واقع، اسمش باب هندرسون-تویوتاست.

09:57.812 --> 10:00.979
‫اسمش رو عوض کرد تا با اسم نمایندگیش یکی بشه،
‫ولی زیاد درباره‌ش فکر نکرده بود.

10:01.062 --> 10:03.271
‫چی، تو پرونده‌ این یارو رو بررسی نکردی؟

10:03.354 --> 10:05.562
‫نه. اون هفته توی اردوی ددلیفت بودم.

10:05.646 --> 10:09.187
‫هی، راستی، اصلاً پدر و مادرت
‫فکر میکنن کل روز داری چیکار میکنی؟

10:09.271 --> 10:10.229
‫اوه، نمیدونم.
‫یه کارهایی؟

10:10.312 --> 10:14.479
‫حدس میزنم فکر میکنن مدرسه‌م، یا پیش عمو لینک
‫کارآموزی میکنم، یا همینجوری برای خودم میگردم؟

10:14.562 --> 10:16.729
‫اونا حتی نمیدونن که من
‫سه سال زودتر فارغ‌ التحصیل شدم.

10:16.812 --> 10:20.687
‫ایول! باید کلاهبرداری رو از تو یاد میگرفتم،
‫نه اینکه بهت یاد بدم.

10:20.771 --> 10:23.437
‫عمراً! از کجا دیگه میتونستم اصطلاحات
‫باحالی مثل «ایول» رو یاد بگیرم؟

10:23.521 --> 10:25.312
‫- آخ.
‫- پس باب هنوز بهمون بدهکاره؟

10:25.396 --> 10:27.979
‫- برای این یارو چیکار کردیم؟
‫- هی، کمکش کردیم یه دعوای حقوقی رو حل و فصل کنه.

10:28.062 --> 10:31.562
‫به نمایشگاه باب هندرسون
‫تویوتا تویوتا تشریف بیارید...

10:31.646 --> 10:36.187
‫جایی که اگه بتونید معامله‌ بهتری برای
‫یه تویوتا پیدا کنید، میتونید من رو بکشید!

10:36.979 --> 10:40.312
‫اوه، گلم! دختر... درشت‌ جثه!
‫اوضاع چطوره؟

10:40.396 --> 10:43.021
‫اوضاع از این قراره که ما پولی رو
‫که بهمون بدهکاری میخوایم!

10:43.104 --> 10:45.896
‫پرونده‌ تو حتی یکی از اونایی بود
‫که توش برنده شدیم، یه جورایی.

10:45.979 --> 10:48.271
‫مجازات مشتریت رو
‫تا حد نقص عضو پایین آوردیم.

10:48.354 --> 10:49.604
‫خب، راستش موضوع اینه که...

10:49.687 --> 10:52.937
‫نه! دیگه خشونت بسه.
‫میرم پولتون رو بیارم.

10:53.729 --> 10:55.229
‫همون کافیه، هالک.

10:56.104 --> 10:57.604
‫وای، ۳۰ دلار.

10:57.687 --> 11:00.646
‫لحظه‌ شماری میکنم که برم باهاش
‫۱۵ سال پیش یه کاپشن بنجل بخرم.

11:00.729 --> 11:06.021
‫اون کلک یه جورایی احمقانه و بی‌ ملاحضه بود،
‫ولی در عین حال واقعاً خیره‌ کننده بود.

11:06.187 --> 11:08.687
‫خب، اینجا اینجور چیزها جواب میده.
‫میتونی پیش خودت نگهش داری.

11:08.771 --> 11:11.146
‫میشناسمت.
‫تو عضو شماره هشت هیئت‌ منصفه‌ ای.

11:11.229 --> 11:12.646
‫اوه، جناب وکیل.

11:12.729 --> 11:15.271
‫ببخشید، بخش خیلی کمی
‫از اون دادگاه رو بیدار بودم.

11:15.937 --> 11:18.229
‫عالیه. من لینکلن گامب هستم.

11:18.312 --> 11:19.687
‫شیلا فلامبه.

11:19.771 --> 11:22.979
‫شعبده‌ باز و سه سال قهرمان
‫رابطه‌ جنسیِ کلِ شهرستان.

11:24.021 --> 11:28.021
‫ببین، مطمئن بودم که
‫اون پرونده رو بُردم، ولی باختم.

11:28.104 --> 11:30.562
‫چطوره یه نوشیدنی مهمونت کنم،
‫و تو بهم بگی کجای کارم اشتباه بود؟

11:30.646 --> 11:32.937
‫خب، به نوشیدنی مجانی نه نمیگم...

11:33.021 --> 11:36.187
‫ولی بهت هشدار میدم،
‫من آدم خیلی نکته‌ سنجی نیستم.

11:36.271 --> 11:39.146
‫و نه‌ تنها صدات وقتی سعی میکنی
‫باهوش به نظر بیای روی اعصابه...

11:39.229 --> 11:40.521
‫بلکه به شدت هم آدم کسل‌ کننده‌ ای هستی.

11:40.604 --> 11:44.312
‫تمام طول دادگاه، حس میکردم
‫توی مراسم ختمِ تردک‌ های نمکی‌ ام!

11:44.396 --> 11:48.729
‫هی، شرط می‌بندم اگه تردک‌ های نمکی نابود بشن،
‫خیلی ها غصه‌ دار میشن.

11:49.229 --> 11:50.729
‫یکیش همین کره بادوم‌ زمینی.

11:50.812 --> 11:52.104
‫متوجه نمیشی، لینکلن.

11:52.187 --> 11:55.146
‫تو یه وکیل نیویورکی نیستی.
‫یا حتی یه وکیل اورلاندویی.

11:55.229 --> 11:58.937
‫تو یه وکیلِ وگاسی،
‫ولی فکر میکنی از وگاس سرتری.

11:59.021 --> 12:01.187
‫من از وگاس سرترم.
‫منظورم اینه که، اون یارو رو ببین.

12:02.646 --> 12:04.979
‫هی، منم احساس دارم.

12:05.062 --> 12:08.354
‫میدونی، تو حتی از همه‌ اون راننده اتوبوس‌ هایی
‫که به قتل رسوندم هم بی‌ ادب‌ تری.

12:08.979 --> 12:11.812
‫بذار بهت نشون بدم
‫وگاس واقعاً یعنی چی.

12:11.896 --> 12:13.812
‫میدونی چیه؟
‫اصلاً کی اهمیت میده؟

12:13.896 --> 12:17.646
‫هر کاری هم بکنم، مامان باز هم قراره
‫روی اون توالت آتشفشانی باشه.

12:17.729 --> 12:18.896
‫توالت آتشفشانی؟

12:18.979 --> 12:25.062
‫پیشخدمت بار، دو تا شات از شیرین‌ ترین،
‫ارزون‌ ترین و نئونی‌ ترین مشروبت رو بیار.

12:26.562 --> 12:30.562
‫این چیه؟
‫و چرا عکس «یونابامبر» روی بطری بود؟

12:30.646 --> 12:32.937
‫داری از همین الان
‫سوال های اشتباه می‌پرسی!

12:33.521 --> 12:36.437
‫و حالا وقتشه با دستگاه پخش موسیقی
‫آهنگی بذاریم که فریاد میزنه...

12:36.521 --> 12:38.437
‫«یه شب دیوونه‌ وار توی لاس‌ وگاس!»

12:42.854 --> 12:44.021
‫- اگبرت!
‫- چیه؟

12:44.104 --> 12:47.771
‫این یه آهنگ شاده از برنامه‌ ای
‫که همه میتونن ازش لذت ببرن.

12:47.854 --> 12:49.729
‫بیخیال.
‫بیا بنوشیم!

12:51.354 --> 12:54.104
‫♪ عجب رفتار وقیحانه‌ ایه ♪

12:54.896 --> 12:57.396
‫♪ به همون جایی برگشته که بهش تعلق داره ♪

12:57.896 --> 13:00.729
‫♪ همه دخترهای جوون با لب‌ های سرخ ♪

13:00.812 --> 13:04.396
‫♪ میگن «کلیولند معرکه‌ست، کلیولند معرکه‌ست» ♪

13:04.479 --> 13:07.104
‫♪ با یه سنجاق‌ قفلی توی گناه زندگی میکنه ♪

13:07.187 --> 13:10.854
‫♪ و میخونه «کلیولند معرکه‌ست، کلیولند معرکه‌ست» ♪

13:10.937 --> 13:13.562
‫♪ کلیولند معرکه‌ست، کلیولند معرکه‌ست ♪

13:13.646 --> 13:15.562
‫- ♪ کلیولند معرکه‌ست ♪
‫- ♪ کلیولند معرکه‌ست ♪

13:15.646 --> 13:16.979
‫♪ کلیولند معرکه‌ست ♪

13:17.062 --> 13:19.021
‫- ♪ کلیولند معرکه‌ست ♪
‫- ♪ کلیولند معرکه‌ست ♪

13:19.104 --> 13:22.187
‫- ♪ کلیولند معرکه‌ست ♪
‫- ♪ کلیولند معرکه‌ست، اوه ♪

13:22.271 --> 13:24.729
‫♪ اوه، اوه ♪

13:25.896 --> 13:27.021
‫♪ اوه ♪

13:27.104 --> 13:29.687
‫♪ همه بچه‌ هایی که توی فقر و فلاکت بزرگ میشن ♪

13:29.771 --> 13:32.937
‫♪ و میخونن «کلیولند معرکه‌ست، کلیولند معرکه‌ست...» ♪

13:35.562 --> 13:37.187
‫هی، اون قرص‌ ها دارن اثر میکنن؟

13:37.271 --> 13:38.396
‫♪ کلیولند معرکه‌ست... ♪

13:38.479 --> 13:41.729
‫هر جا شیلا میره دنبالش برید!

13:41.812 --> 13:43.229
‫♪ کلیولند معرکه‌ست... ♪

13:43.312 --> 13:44.771
‫- فکر کنم آره.
‫- ♪ کلیولند معرکه‌ست... ♪

13:44.854 --> 13:47.521
‫♪ کلیولند معرکه‌ست، کلیولند معرکه‌ست ♪

13:47.604 --> 13:49.687
‫♪ کلیولند معرکه‌ست ♪

13:49.771 --> 13:52.604
‫♪ چند تا صفحه از جنگ جهانی دوم دارم ♪

13:53.104 --> 13:55.521
‫♪ همونطوری گوششون میدم که پدربزرگم میداد ♪

13:56.354 --> 13:58.729
‫♪ اون اهل راک بود و منم همینطور ♪

13:58.812 --> 14:00.521
‫♪ اوه، کلیولند معرکه‌ست... ♪

14:00.604 --> 14:02.354
‫فهمیدم!

14:02.437 --> 14:05.062
‫♪ کلیولند معرکه‌ست ♪

14:05.729 --> 14:07.104
‫- ♪ کلیولند معرکه‌ست ♪
‫- هووو!

14:07.187 --> 14:08.687
‫♪ کلیولند معرکه‌ست... ♪

14:08.771 --> 14:10.021
‫♪ کلیولند معرکه‌ست... ♪

14:10.104 --> 14:12.271
‫- بهترین شب عمرمه، عزیزم!
‫- ♪ کلیولند معرکه‌ست... ♪

14:12.354 --> 14:15.479
‫زود باش! همین الان یه ایده عالی
‫برای تبلیغت به ذهنم رسید.

14:15.562 --> 14:18.646
‫- ♪ کلیولند معرکه‌ست، کلیولند معرکه‌ست ♪
‫- ♪ کلیولند معرکه‌ست ♪

14:18.729 --> 14:21.646
‫- ♪ کلیولند معرکه‌ست... ♪
‫- شیلا! در مورد این تبلیغ...

14:21.729 --> 14:24.562
‫- ♪ کلیولند معرکه‌ست... ♪
‫- خیلی معرکه‌ست!

14:24.646 --> 14:29.771
‫♪ اوهایو! هایو، هایو، هایو ♪
‫♪ هایو، هایو، هایو، هایو ♪

14:30.354 --> 14:32.312
‫ببین، خیلی هیجان‌ زده‌م
‫که من رو به اینجا آوردی...

14:32.396 --> 14:34.979
‫ولی چرا داریم توی این کلوب
‫رقصنده‌ های مرد صبحونه میخوریم...

14:35.062 --> 14:37.896
‫و نه اون کلوبی که دو تا چهار راه اون‌ ورتره،
‫و تخم‌ مرغ‌ های خوبی داره؟

14:37.979 --> 14:41.062
‫چون این احتمالاً آخرین پرونده منه.

14:41.146 --> 14:42.646
‫منظورت چیه، لینکلن؟

14:42.729 --> 14:45.354
‫لینکلن! مادرم این اسم رو روم گذاشت.

14:45.437 --> 14:48.521
‫به یاد قد بلندترین،
‫و بهترین وکیل تمام دوران.

14:48.604 --> 14:50.729
‫همیشه سعی کردم شایسته این اسم باشم.

14:50.812 --> 14:53.937
‫فکر کنم با اسم «گامب» بیشتر مشکل دارم،
‫که بتونم برازنده‌ش باشم.

14:54.021 --> 14:56.729
‫گامب. گامب...
‫وای، خدای من!

14:56.812 --> 14:58.271
‫مادرت اون، ام، ام...

14:58.354 --> 15:01.062
‫♪ نیکولز و گامب، دو تا چیز توی جیبت! ♪

15:01.146 --> 15:03.229
‫من با اون آهنگ باکره‌گیم رو از دست دادم!

15:03.312 --> 15:04.937
‫قدیم ها به خاطرش مسخره‌م میکردن.

15:05.021 --> 15:08.771
‫میخواستم چیزی فراتر از یه آهنگ تبلیغاتی،
‫و یه بیلبورد خنده‌ دار باشم.

15:08.854 --> 15:11.312
‫خب، من دستیارِ همه نمایش‌ های
‫شعبده‌ بازیِ شهر بودم.

15:11.396 --> 15:15.146
‫گرگز و رابرتز، گوستاو و کلینت،
‫جانیِ جهش‌ یافته، نابغه‌ جهنمی...

15:15.229 --> 15:16.312
‫حتی لانچ‌ میت.

15:16.396 --> 15:17.687
‫وقتی سعی کردم نمایش خودم رو اجرا کنم...

15:17.771 --> 15:20.979
‫اون شعبده‌ بازهای عوضی و مدعی،
‫من رو از کلوب مردونه‌شون طرد کردن.

15:21.062 --> 15:23.771
‫حالا توی خیابون‌ هام،
‫سگ‌ دو میزنم و جادو میکنم.

15:23.854 --> 15:25.687
‫«سگ‌ دو زدن و جادو کردن»،
‫اصطلاحیه که ما به کار می‌بریم.

15:25.771 --> 15:29.979
‫وایسا، این احمقانه‌ست.
‫من نمایش تو رو دیدم. فوق‌ العاده بودی!

15:30.062 --> 15:33.021
‫همه رو مثل موم توی
‫مشت... مشتِ، آه...

15:33.104 --> 15:36.521
‫چی؟ باسن؟ میخواستی بگی
‫همه رو توی مشتِ باسنم داشتم؟

15:36.604 --> 15:38.229
‫چرا باید همچین حرفی بزنی؟

15:38.812 --> 15:43.437
‫من ذکاوتِ حقوقیِ مامان رو دارم.
‫تو هم زرق و برق و جذابیتش رو داری.

15:43.521 --> 15:44.562
‫با هم، میتونیم...

15:44.646 --> 15:47.979
‫- سابقه اتهام رفتار غیراخلاقیم رو پاک کنی!
‫- با هم یکی بشیم تا مامانم بشیم!

15:48.062 --> 15:49.896
‫یه لحظه وایسا، چطور مال تو
‫حال‌ به‌ هم‌ زن‌ تر از مال منه؟

15:49.979 --> 15:54.687
‫بیا توی دفترم به عنوان، نمیدونم،
‫مدیر خلاقیت کار کن! بیا با هم تیم بشیم!

15:54.771 --> 15:57.479
‫بالاخره، رفیق!
‫آره، معلومه که آره.

15:57.562 --> 15:59.979
‫به شغلی نیاز دارم که روزی
‫بیشتر از ۳۰ دلار حقوق بده.

16:00.062 --> 16:02.021
‫در ضمن، به نظر آدم خوبی میای یا هر چی.

16:02.104 --> 16:04.354
‫- شریک؟
‫- شریک.

16:05.937 --> 16:10.729
‫همون دست دادن انفجاری قدیمی.
‫کل شب منتظر بودم این کار رو انجام بدم.

16:10.812 --> 16:12.562
‫خیلی سرگرم‌ کننده بود.
‫حالا، بیا بریم سراغ...

16:14.271 --> 16:15.604
‫خب، این پرونده‌ بزرگ جریانش چیه؟

16:15.687 --> 16:17.479
‫یه لحظه.
‫بذار بگم تیم بیاد اینجا.

16:17.562 --> 16:21.604
‫ما تیم داریم؟ هیچکدومشون مردهای
‫جوونِ چهار شونه‌ دانمارکی هستن؟

16:21.687 --> 16:24.687
‫از اونایی که تازه از مزرعه اومدن،
‫و با مرام آمریکایی ما غریبه‌ن؟

16:24.771 --> 16:26.979
‫شاید هم محتاج یه دستِ مقتدر
‫و با تجربه باشن تا...

16:27.062 --> 16:30.021
‫- نه. چی؟ نه!
‫- بگو گلم.

16:30.021 --> 16:31.021
[ پانزده دقیقه بعد ]

16:31.354 --> 16:34.104
‫آیرین، گلم، با شیلا فلامبه آشنا بشید.

16:34.187 --> 16:37.771
‫اون یه شعبده‌ بازه که با هم مست کردیم،
‫و حالا قراره وارد شرکت حقوقی‌مون بشه.

16:37.854 --> 16:38.896
‫- آره، منطقیه.
‫- البته.

16:38.979 --> 16:40.521
‫و اینم چیزی که باهاش سر و کار داریم.

16:40.521 --> 16:41.521
[ پانزده ثانیه بعد ]

16:41.521 --> 16:43.771
‫سوئیچ ماشینشون؟
‫مردم از اینجور چیزها خوششون میاد؟

16:43.854 --> 16:46.312
‫آره بابا!
‫اوه، سلام شیلا.

16:46.396 --> 16:48.604
‫- سلام لانچ‌ میت.
‫- خب، نقشه‌م اینه.

16:48.687 --> 16:52.479
‫وقتی دادگاه باز بشه،
‫مستقیم پیش قاضی میرم...

16:52.562 --> 16:55.646
‫و برای آماده‌ سازی پرونده،
‫زمان بیشتری میخوام.

16:55.729 --> 17:00.721
‫لینکلن! انگار از اون مست کردن تا حد بیهوشی،
‫و پوشیدن لباس نوزاد غول‌ پیکر اصلاً هیچی یاد نگرفتی.

17:00.771 --> 17:03.562
‫این اعضای هیئت‌ منصفه، توی مسیر هر روز صبحشون
‫از کنار دو تا کشتی در حال سوختن دزدان دریایی...

17:03.646 --> 17:06.979
‫ده تا فواره‌ رقصان،
‫و یه دلقک مرده رد میشن.

17:07.062 --> 17:10.687
‫اونا تحت‌ تاثیر یه مشت قانون صد ساله
‫توی یه کتاب قدیمی و کپک‌ زده قرار نمیگیرن.

17:10.771 --> 17:13.979
‫وایسا. نمایش؟
‫قوانین صد ساله؟

17:14.062 --> 17:16.396
‫- فکر کنم میدونم چطور قراره برنده بشیم.
‫- چطوری؟

17:16.479 --> 17:18.437
‫دارم میرم خرید.

17:28.312 --> 17:30.687
‫آقای گامب،
‫منتظرت بودیم...

17:30.771 --> 17:35.321
‫و واقعاً عصبانی میشدم،
‫اگه انقدر معرکه به نظر نمیرسیدی!

17:35.396 --> 17:37.312
‫سلام، جناب قاضی. ممنونم.

17:37.396 --> 17:39.271
‫سلام، لینکلن.
‫کجا بودی؟

17:39.354 --> 17:41.729
‫سرِ قبرِ مامانِ مُرده‌ت؟
‫چون اون مُرده.

17:42.312 --> 17:44.312
‫- اِم...
‫- شاش بخور، کثافت!

17:44.396 --> 17:45.771
‫آره، شاش بخور!

17:45.854 --> 17:48.187
‫شاش؟
‫کثافت؟

17:48.271 --> 17:50.521
‫حوصله‌م سر رفت!
‫اظهارات اولیه.

17:50.604 --> 17:52.896
‫- کی میخواد شروع کنه؟ اِم، تو چطور؟
‫- با کمال میل.

17:53.479 --> 17:57.604
‫خانم‌ ها و آقایون، و شاید چند تا
‫غیرِ خانم و آقا در هیئت منصفه...

17:58.771 --> 18:01.521
‫رقیب من قراره سعی کنه
‫ذهن شما رو مه‌ آلود کنه...

18:01.604 --> 18:05.937
‫با یه مشت قوانین قدیمیِ خسته‌ کننده،
‫و اسنادِ روشن‌ فکریِ الکی...

18:06.021 --> 18:08.687
‫ولی اون نمیتونه یه چیز رو عوض کنه.

18:08.771 --> 18:11.187
‫شما من رو میشناسید،
‫همون یارو توی تلویزیون!

18:11.271 --> 18:12.771
‫- اوه.
‫- اون مالِ تلویزیونه!

18:12.854 --> 18:16.646
‫و میدونید که بعد از ۳۰ سال،
‫من هیچ‌ وقت شما رو به بیراهه نمی‌برم.

18:16.729 --> 18:19.812
‫ما آدم‌ خوب هاییم.
‫اونا آدم‌ بدهان. تمام.

18:19.896 --> 18:22.521
‫- بهش عادت کنید!
‫- آره!

18:22.604 --> 18:23.979
‫بازنده مادر زاد.

18:24.062 --> 18:25.771
‫اوه، عالی بود!

18:27.937 --> 18:32.354
‫همشهری‌ های وگاسی من.
‫وگاسی‌ ها؟ وگاسی‌ ها.

18:32.437 --> 18:37.062
‫ما توی جایی که من ازش میام یه ضرب‌ المثل داریم.
‫قانون خیلی شبیه به «یونابامبر»ـه.

18:37.146 --> 18:40.562
‫درکش نکردن،
‫احتمالاً روش‌ هاش یکم زیادی خشنه...

18:40.646 --> 18:45.421
‫ولی در نهایت، یه «اولترا-جینِ»
‫بنفشِ نئونیِ معرکه درست میکنه.

18:45.437 --> 18:47.187
‫حالا دیگه از این یارو هم خوشم میاد.

18:48.896 --> 18:51.937
‫جمعه گذشته مجبورت کردن
‫چند تا کلید بخوری؟

18:52.021 --> 18:53.271
‫یه دوجینِ استریپری.

18:53.354 --> 18:54.729
‫و اون یعنی چند تا؟

18:55.437 --> 18:58.562
‫سی و چهار تا.
‫سی و چهار تا کلیده.

18:58.646 --> 19:01.062
‫- ممنونم، ای مرد شجاع.
‫- آخی!

19:01.146 --> 19:05.271
‫و میتونی از بخش سه،
‫خط ۴۲ قراردادت بخونی؟

19:05.854 --> 19:10.229
‫«باید کلیدها رو بخوری رفیق.
‫چاره‌ ای نداری، باید انجامش بدی.»

19:10.312 --> 19:12.687
‫- ولی این...
‫- سوال دیگه‌ ای ندارم.

19:12.771 --> 19:17.396
‫دکتر، از جواب دادن طفره نرو.
‫مردم باید کلید ماشین بخورن؟

19:17.479 --> 19:19.812
‫نه. نه، لعنتی.
‫نباید اینطور باشه.

19:19.896 --> 19:23.687
‫و تو در تغذیه تخصص داری؟
‫در مشکلات مربوط به معده؟

19:23.771 --> 19:27.021
‫نه. من فقط یه جراح مغز ساده‌م.

19:28.312 --> 19:31.937
‫آره. بچه‌ های مدرسه‌مون مدام مریض میشن.
‫ما عقل‌مون بیشتر از این نمیرسه.

19:32.021 --> 19:33.187
‫ما همه‌مون داریم کلید میخوریم...

19:33.271 --> 19:36.187
‫تا سعی کنیم مثل اون مردهای
‫رقصنده‌ شیک باکلاس به نظر بیایم.

19:36.271 --> 19:37.271
‫یه دختر مرد.

19:37.354 --> 19:39.604
‫موهاش بلوند بود و همه‌ چی.

19:39.687 --> 19:41.979
‫نظم! نظم در دادگاه! نظم!

19:42.062 --> 19:45.479
‫خب، این قطعاً یه نبرد حقوقی ماندگار بوده.

19:45.562 --> 19:47.104
‫بیاید اون دفاعیات پایانی رو بشنویم...

19:47.187 --> 19:50.521
‫ولی قبل از اون، نظرتون چیه
‫یه دست برای این پسرها بزنیم، ها؟

19:50.604 --> 19:52.312
‫همراهته؟

19:52.396 --> 19:55.687
‫آره، بیا، این هم همون اسلحه‌ ای که
‫گفتی قاچاقی داخل دادگاه بیارم.

19:55.771 --> 19:58.354
‫کتاب هم تقریباً آماده‌ست.
‫فقط یادت باشه بهم علامت بدی.

19:58.437 --> 20:01.062
‫در ضمن، همین الان بهت میگم
‫تا نتونی سرم داد بزنی.

20:01.146 --> 20:04.146
‫من و آیرین تمام پولی رو که
‫طلب داشتیم جمع کردیم...

20:04.229 --> 20:07.562
‫ولی بعدش همش رو خرج
‫این ساعت‌ های طلای باحال کردیم.

20:07.646 --> 20:10.146
‫بزن بریم!
‫باید ببینم آخرش چی میشه!

20:10.229 --> 20:12.896
‫لینکلن، کاری کردی طرف داره
‫از کفِ باکنت غذا میخوره.

20:12.979 --> 20:14.187
‫برو پادشاه رو بکش!

20:14.271 --> 20:17.396
‫آره، لینکلن. برو.
‫پادشاه رو بکش.

20:17.479 --> 20:22.062
‫استیو، من نمیدونم مشکل تو با من یا مادرم چیه،
‫ولی این رو خوب میدونم.

20:22.646 --> 20:24.229
‫خفه شو!

20:28.146 --> 20:33.321
‫گاوچرون‌ ها و زن‌ های گاوچرونِ هیئت منصفه،
‫میخوام براتون قصه‌ ای از این شهر کوچیکمون بگم.

20:33.437 --> 20:39.312
‫تصور کنید یه مشت گاوچرون
‫دور آتیشی زیر آسمون پر ستاره نشستن.

20:39.396 --> 20:41.479
‫«رفقا، نظرتون چیه؟»

20:41.562 --> 20:45.687
‫«این قطعه زمین برای ساختن
‫یه شهر مناسب به نظر میرسه؟»

20:45.771 --> 20:47.479
‫«فکر کنم همینطوره، پاپی.»

20:47.562 --> 20:52.062
‫«یه شهر فوق‌ العاده که آدم میتونه
‫تمام گناه‌ ها رو از تنش بیرون کنه،»

20:52.146 --> 20:56.062
‫«تا خدا با صاعقه اون رو به کشتن نده.»

20:56.146 --> 20:59.271
‫«دارم میمیرم، رفیق.»

21:01.479 --> 21:02.979
‫«شش‌ لولم رو بگیر.»

21:04.937 --> 21:08.729
‫«و یادت باشه چرا این شهر رو بنا کردیم.»

21:10.104 --> 21:14.354
‫«روحِ لاس... رو یادت باشه.»

21:15.896 --> 21:17.896
‫«وگاس.»

21:18.521 --> 21:21.687
‫روحِ لاس‌ وگاس.

21:21.771 --> 21:27.271
‫جایی که هر گاوچرونِ هفت‌ تیرکشی با چند تا
‫سکه میتونه هر کاری دلش خواست بکنه.

21:27.354 --> 21:29.729
‫خب، هر کاری به جز...

21:34.896 --> 21:35.979
‫اوه!

21:36.062 --> 21:40.921
‫خانم، میشه لطفاً اون قانون ضد گلوله و خدشه‌ ناپذیر رو
‫بخونی که جلوی شلیک معرکه‌ من رو گرفت؟

21:40.979 --> 21:43.562
‫«علاوه بر این،
‫تحت حمایت قانون برهنگی...

21:43.646 --> 21:46.187
‫هیچ مردی نباید هیچ وقت
‫به انجام عملی مجبور بشه...

21:46.271 --> 21:48.979
‫که به هر شکلی باعث
‫لذت‌ بردنِ یه زن بشه.»

21:49.062 --> 21:53.771
‫خانم‌ ها و آقایون،
‫من ختم این پرونده‌ جانانه رو اعلام میکنم.

21:53.854 --> 21:55.646
‫ایول!

21:55.729 --> 21:59.021
‫وای، خدای من!
‫واقعاً ترکوند!

21:59.104 --> 22:02.479
‫ما حتی نیازی نداریم حرف‌ های طرف مقابل رو بشنویم.
‫گاوچرون برنده‌ست!

22:02.562 --> 22:04.812
‫- چی؟
‫- هیئت منصفه موافقه!

22:04.896 --> 22:05.896
‫نه!

22:05.979 --> 22:08.687
‫من بدین‌ وسیله به شاکی...

22:09.187 --> 22:11.562
‫یک میلیون دلار اختصاص میدم.

22:11.646 --> 22:14.812
‫حالا کاغذهای رنگی که برای
‫مناسبت‌ های خاص نگه داشته بودیم رو بپاشید!

22:16.687 --> 22:19.437
‫و این صحنه‌ ای بود که
‫یکم پیش در پایان دراماتیکِ...

22:19.521 --> 22:22.146
‫پرونده‌ جنجالیِ «رقاص کلید میخوره
‫با اینکه نمیخواد» شاهد بودیم.

22:22.229 --> 22:26.521
‫کلوب‌ های شبانه در سراسر شهر دارن قراردادهاشون رو
‫برای پیدا کردن بندهای استثمارگرانه مشابه چک میکنن.

22:26.562 --> 22:29.312
‫بهبود شرایط کاری برای تمام
‫رقصندگان قهرمان شهرمون.

22:29.396 --> 22:31.896
‫برخی از تماشاگران از روند
‫محاکمه شکایت داشتن...

22:31.979 --> 22:34.187
‫سوالاتی می‌پرسیدن مثل :
‫«هیئت منصفه کِی انتخاب شد...

22:34.271 --> 22:36.729
‫وقتی که وکلا تا همین دیروز
‫از پرونده بی‌ خبر بودن؟»

22:36.812 --> 22:39.312
‫«چرا لینکلن مجبور نشد
‫هیچ مدرکی به دادگاه ارائه بده؟»

22:39.396 --> 22:42.604
‫و «اینا یکم زیاده‌ روی نبود؟
‫نمیشه توی دادگاه اسلحه شلیک کرد.»

22:42.687 --> 22:44.687
‫ولی خیلی زود به اونا برچسب
‫«خرخون های عصا قورت‌ داده» زدن...

22:44.771 --> 22:46.604
‫و بهشون گفته شد :
‫سر جاشون بتمرگن.

22:46.687 --> 22:49.104
‫در اخبار دیگر،
‫یک آگهی بازرگانی جدید داریم!

22:49.187 --> 22:54.521
‫برای مدتی خیلی طولانی، وگاس قبرستانی بوده
‫که حقیقت توش به گور سپرده میشه.

22:55.687 --> 22:58.812
‫ولی حالا، از وقتی که اون
‫استیو نیکولز پلید رو شکست داد...

22:58.896 --> 23:01.729
‫تا رقصندگان بی‌ گناه ما رو
‫از مسمومیت با کلید نجات بده...

23:01.812 --> 23:05.604
‫لینکلن گامب به یاری فقرا،
‫و درماندگان لاس‌ وگاس شتافته.

23:11.479 --> 23:15.354
‫من لینکلن گامب هستم،
‫و برای شما می‌جنگم!

23:15.979 --> 23:21.021
‫«پسرم وکیل خوبیه،
‫پس حالا دیگه میتونم به بهشت برم.»

23:21.062 --> 23:23.021
‫♪ چرخ‌ دنده‌ های عدالت تو رو می‌جون ♪

23:23.312 --> 23:27.021
‫♪ به لینکلن گامب زنگ بزن ♪
‫♪ و اون توی کار گره میندازه! ♪

23:27.021 --> 23:30.021
°°مترجم : احسان°°
○○@Ehsan_Cn○○

23:30.051 --> 23:35.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

23:35.051 --> 23:45.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus
