WEBVTT

00:00.230 --> 00:01.940
‫آنچه در سریال استرلینگ پوینت گذشت...

00:02.524 --> 00:06.194
‫خیلی خوردم،
‫بعدش هم با روری رفتم خونه.

00:06.278 --> 00:08.280
‫با روری رابطه داشتی؟

00:08.363 --> 00:09.406
‫- آنی؟
‫- بابا.

00:09.489 --> 00:10.991
‫- چی؟
‫- اینجا چیکار می‌کنی؟

00:11.074 --> 00:13.952
‫الانم با خودم می‌گم، نکنه
‫این قضیه رو با آلیس خراب کنه؟

00:14.035 --> 00:16.413
‫آلیس، بعضی وقت‌ها نمی‌تونم
‫بفهمم ازم متنفری یا نه.

00:16.496 --> 00:19.416
‫راستش حتی یه چیز هم نیست که
‫توی وجودت دوست نداشته باشم.

00:22.127 --> 00:23.587
‫خیلی زیبایی.

00:24.171 --> 00:26.673
‫من واقعاً بچگی نکردم،
‫انگار اصلاً حسش نکردم.

00:26.757 --> 00:28.800
‫ولی آنی، تو نیازی
‫نداری که کسی درستت کنه.

00:28.925 --> 00:30.135
‫چی شد، بابا؟

00:30.218 --> 00:32.512
‫مامانت دیگه نمی‌خواست
‫توی نیویورک زندگی کنه.

00:32.596 --> 00:35.724
‫درخواست طلاق داد و قبول
‫نکرد شماها رو برگردونه خونه.

00:36.308 --> 00:40.687
‫به نظرم میاد که توی
‫زندگیش خوشحال نبوده،

00:40.771 --> 00:43.523
‫برای همین اومده اینجا
‫تا اوضاع رو بهتر کنه...

00:43.607 --> 00:46.568
‫و اصلاً نمی‌فهمم چرا این کار
‫احمقانه به نظر می‌رسه.

00:46.651 --> 00:48.570
‫چون اومد اینجا
‫زد به سرش!

00:48.653 --> 00:51.615
‫خودت می‌دونی چه بلایی سر
‫گلدی اومد و قطعاً کار من نبود.

00:51.698 --> 00:53.408
‫اون بزرگ‌ترین
‫اشتباه زندگی‌ش بود.

00:53.492 --> 00:55.452
‫می‌دونم که دیگه دوستت نداشت.

00:57.704 --> 00:59.790
‫- لعنتی!
‫- عاشقش بودی؟

01:00.415 --> 01:01.875
‫رامونا بچه‌ی توئه؟

01:03.293 --> 01:05.587
‫جو باباته، رامونا.

01:06.087 --> 01:07.087
‫شما دوتا می‌دونستید؟

01:08.131 --> 01:10.634
‫گفتی: «دیگه رازی
‫بینمون نیست.»

01:10.717 --> 01:12.427
‫- نه...
‫- رامونا. هی، رامونا، صبر کن.

01:12.511 --> 01:13.845
‫رامونا.

01:14.805 --> 01:15.972
‫صبر کن!

01:16.556 --> 01:17.557
‫رامونا!

01:21.754 --> 01:28.354
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Instagram & Telegram: @Film2Media_Plus

02:02.310 --> 02:03.478
‫رامونا!

02:05.021 --> 02:06.147
‫رامونا!

02:06.231 --> 02:09.901
‫رامونا! دختر، کجایی؟

02:12.821 --> 02:14.155
‫رامونا!

02:14.239 --> 02:15.240
‫رامونا!

02:16.908 --> 02:18.577
‫دیگه کجا ممکنه رفته باشه؟

02:18.660 --> 02:20.287
‫راستش، هر جایی ممکنه باشه.

02:21.955 --> 02:24.332
‫واقعاً تا حالا این‌قدر
‫احساس بد بودن نکرده بودم.

02:24.916 --> 02:26.418
‫فکر می‌کنم
‫زندگیش رو خراب کردم.

02:27.794 --> 02:30.130
‫نه. آنی، نه.
‫ تقصیر تو نیست.

02:30.964 --> 02:32.257
‫کار باباهامونه.

02:33.508 --> 02:35.510
‫اون‌ها هستن که باید
‫احساس عذاب‌وجدان کنن.

02:39.723 --> 02:41.433
‫ خیلی که دور نرفته، نه؟

02:42.392 --> 02:44.394
‫فکر نکنم همچین کاری باهاشون بکنه.

02:47.522 --> 02:49.858
‫فکر نمی‌کنم همچین
‫کاری با خواهرش هم بکنه.

02:51.192 --> 02:52.192
‫پیداش می‌کنیم.

02:56.907 --> 02:57.907
‫رامونا!

02:58.366 --> 02:59.366
‫رامونا!

03:07.792 --> 03:10.462
‫درباره‌ی این فیلسوفی که توی
‫یه بشکه زندگی می‌کرد بهم بگو.

03:10.545 --> 03:14.341
‫- آره، اسمش دیوژن بود. اون...
‫- کی؟

03:14.424 --> 03:15.946
‫این چیزها رو از کجا می‌دونی؟

03:15.988 --> 03:18.470
‫توی خیابون دست‌شویی می‌کرد و این‌ها. کلاً...

03:18.553 --> 03:20.889
‫ سلام.

03:20.972 --> 03:22.974
‫- خبری شد؟
‫- نه.

03:23.058 --> 03:24.392
‫خبری دارید؟

03:24.476 --> 03:26.269
‫جو چی؟ اون کجاست؟

03:26.770 --> 03:30.148
‫فکر کنم اونم بیرونه
‫و داره دنبالش می‌گرده.

03:30.899 --> 03:32.359
‫خوبه. وظیفه‌شه.

03:36.905 --> 03:38.573
‫فکر می‌کنی داره
‫سیاه‌مون می‌کنه؟

03:38.657 --> 03:40.700
‫رامونا؟ صد در صد.
‫حالش خوبه.

03:40.784 --> 03:43.161
‫منم وقتی جوون بودم صد
‫بار از خونه فرار کردم.

03:43.995 --> 03:45.246
‫مامان، چت شده؟

03:45.330 --> 03:46.623
‫چی؟

03:46.706 --> 03:49.250
‫مسئولیت ناپدید شدن یه دختر
‫۱۷ ساله کاملاً با توئه.

03:49.334 --> 03:50.919
‫چطوری مسئولیتش با منه، عزیزم؟

03:51.002 --> 03:52.375
‫رامونا باید حقیقت رو
‫می‌دونست و من...

03:52.417 --> 03:54.047
‫تنها کسی بودم که
‫حاضر شد چیزی بهش بگه.

03:54.130 --> 03:57.050
‫- ولی این کار درست نبود.
‫- راستش به نظرم کارت حرف نداشت.

03:57.968 --> 04:00.679
‫حرکت خفنی بود،
‫براش احترام قائلم.

04:00.762 --> 04:01.760
‫ممنون، کانر. دیدی؟

04:01.802 --> 04:04.975
‫همه مثل شما فکر نمی‌کنن که
‫من بدترین آدم روی زمینم.

04:05.058 --> 04:07.686
‫- اون خواهرته، کانر.
‫- آره و من خواهر همجنس‌گرام رو دوست دارم.

04:08.687 --> 04:10.188
‫به استیون بگو من
‫توی اتاقک قایقم.

04:10.271 --> 04:11.773
‫باشه عزیزم.

04:13.024 --> 04:14.943
‫تازه مصرف ولبوترین رو
‫قطع کرده...

04:15.026 --> 04:17.195
‫و فکر کنم علاوه بر لکساپرو،
‫به اونم نیاز داره.

04:17.821 --> 04:19.823
‫ترکیب فوق‌العاده‌ایه.

04:19.906 --> 04:20.991
‫مگه نه؟

04:26.496 --> 04:28.456
‫- ربطی به تو نداره.
‫- آره، می‌دونم.

04:31.292 --> 04:32.919
‫- خیلی‌خب، خودت رو خالی کن.
‫- نه، از گریه کردن متنفرم.

04:33.003 --> 04:35.880
‫خوب نیست بریزی تو خودت.
‫بیا اینجا، لطفاً.

04:35.964 --> 04:38.925
‫من پیشتم، عزیزم.

04:39.009 --> 04:41.886
‫یعنی واقعاً رفته؟

04:41.970 --> 04:43.847
‫چون یه بار واقعاً
‫یه سال تمام غیبش زد.

04:44.514 --> 04:46.933
‫بیا منطقی فکر کنیم.
‫قایق رو برداشته،

04:47.017 --> 04:48.503
‫توی دریاچه‌ها هم
‫اثری ازش نیست...

04:48.545 --> 04:50.311
‫و مشخصه که
‫می‌خواد دور بشه...

04:50.395 --> 04:53.523
‫از همه‌ی آدم‌های اینجا،
‫که کاملاً هم بهش حق می‌دم.

04:54.024 --> 04:56.901
‫چک کردی ببینی ماشین گوردون
‫هنوز توی شهر پارک شده یا نه؟

04:56.985 --> 04:58.653
‫وای خدای من.

05:00.363 --> 05:01.489
‫یادم رفته بود
‫ماشینش دست اونه.

05:01.573 --> 05:03.408
‫- دختر...
‫- آره، راست می‌گی.

05:03.491 --> 05:05.827
‫معلومه که با اون رفته.
‫ولی کجا رفته؟

05:05.910 --> 05:08.163
‫احتمالاً رفته
‫خونه‌ش توی بَری.

05:09.164 --> 05:11.916
‫وای خدای من.
‫تو واقعاً یه نابغه‌ای.

05:13.168 --> 05:15.462
‫- ممنون. آره.
‫- فقط یه نتیجه‌گیری منطقی بود.

05:15.545 --> 05:18.631
‫به نظرت چقدر احتمال داره مامان‌هات
‫بذارن فودتراک رو برداریم؟

05:18.715 --> 05:20.508
‫- توی این دنیا غیرممکنه، عزیزم.
‫- چرا؟

05:20.592 --> 05:22.469
‫- تو تا حالا سه تا ماشین رو اسقاط کردی.
‫- نه، فقط یکی بود.

05:22.552 --> 05:25.346
‫سه تا بود. سه تا بود.
‫خودم اونجا بودم، سه تا بود.

05:25.430 --> 05:28.433
‫ولی یه نفر رو می‌شناسم
‫که ماشین داره.

05:39.110 --> 05:40.528
‫تادا!

05:46.117 --> 05:47.160
‫هر کدوم رو
‫می‌خوای انتخاب کن.

05:49.204 --> 05:50.747
‫آره. این خوبه.

05:51.331 --> 05:52.874
‫آره. خیلی‌خب. عالیه.

05:52.957 --> 05:54.584
‫این...
‫این ماشین محبوب بابامه.

05:54.667 --> 05:55.667
‫ممنون.

05:56.836 --> 06:01.591
‫خب، فقط محض یادآوری،
‫حرف «آر» مخفف...

06:01.674 --> 06:04.844
‫- «دنده عقب».
‫- دنده عقب. خودم می‌دونستم. باشه، عالیه.

06:05.428 --> 06:07.972
‫و «دی»؟ حرف «دی»...

06:08.640 --> 06:10.725
‫- دختر، «حرکت».
‫- فوق‌العاده‌ست.

06:11.726 --> 06:13.645
‫عالیه. موفق شدی.
‫توی امتحان قبول شدی.

06:13.728 --> 06:15.438
‫همینه. آفرین.

06:16.106 --> 06:18.233
‫اصلاً می‌دونی پشت چراغ
‫قرمز باید چیکار کنی؟

06:18.983 --> 06:20.401
‫به صرف شام دعوتش می‌کنی.

06:22.028 --> 06:24.948
‫این فرمون سمت چپی
‫دیگه چه صیغه‌ایه؟

06:27.158 --> 06:30.244
‫خیلی‌خب، کلاً
‫می‌شه ۱۷۵ دلار صاف.

06:30.286 --> 06:33.414
‫نقد پرداخت می‌کنین
‫یا کارت می‌کشین؟

06:33.498 --> 06:35.959
‫آخرین باری که اومدم اینجا،
‫پسرتون گفت فقط نقد قبول می‌کنین.

06:36.543 --> 06:38.503
‫مرد، اون واقعاً رو مخ بود.

06:38.586 --> 06:40.338
‫مجبور شدیم نیم ساعت
‫رانندگی کنیم...

06:40.421 --> 06:42.090
‫تا از یه عابربانک
‫پول بگیریم.

06:45.552 --> 06:50.431
‫آخ، ببخشید. حتماً سیستم قطع بوده.
‫معذرت می‌خوام.

06:50.515 --> 06:51.683
‫باید پیگیرش باشی.

06:51.766 --> 06:52.766
‫بهتره بررسیش کنید.

06:54.185 --> 06:55.185
‫بفرمایید.

06:56.563 --> 06:57.563
‫این‌ها رو هم همین‌طور.

07:08.366 --> 07:09.659
‫لطفاً.

07:09.742 --> 07:12.579
‫خبری ازش نشد؟

07:16.082 --> 07:17.709
‫نه، دارم با آنی دوباره
‫می‌رم بیرون دنبالش بگردم.

07:25.508 --> 07:27.635
‫مامانت نوار رو پیدا کرد.

07:27.719 --> 07:30.388
‫برا تو گذاشته بودمش.
‫فکر نمی‌کردم پیداش کنه.

07:33.808 --> 07:35.018
‫خبری، پیدا کرد.

07:37.270 --> 07:40.815
‫منم پول‌ها رو پیدا کردم.

07:42.483 --> 07:44.485
‫۷۳۴۵ دلار، آلیس؟

07:45.612 --> 07:47.864
‫این پول لعنتی از کجا اومده؟ چی...

07:47.947 --> 07:50.533
‫مواد می‌فروشی یا چی؟ چیکار...

07:50.617 --> 07:52.869
‫فکر می‌کنی من مواد می‌فروشم؟
‫واقعاً که.

07:52.952 --> 07:54.179
‫این‌قدر پرت و بی‌خبری که
‫واقعاً باورنکردنیه.

07:54.221 --> 07:56.289
‫از جواب دادن طفره نرو.

07:56.372 --> 07:58.791
‫- این رو کسی می‌گه که یه موضوع به این بزرگی رو...

07:58.875 --> 08:00.877
‫یک عمر ازمون مخفی کرده؟ منظورت چیه؟
‫ - ببین، گند زدم.  فکر می‌کنی خودم این رو نمی‌دونم؟

08:01.794 --> 08:04.881
‫ولی نمی‌خوام تو هم مثل من گند بزنی.

08:12.472 --> 08:14.682
‫داشتم... داشتم از مردم
‫پول اضافی می‌گرفتم.

08:14.766 --> 08:17.810
‫- چی؟
‫- آره، در حد ۵۰ دلار این‌ور اون‌ور. خب که چی؟

08:18.853 --> 08:19.853
‫چرا باید همچین کاری بکنی؟

08:19.896 --> 08:21.564
‫چون اگه نکنی احمقی.

08:21.648 --> 08:24.692
‫- آلیس، مودب باش.
‫- ۵۰ دلار برای این پولدارها چیزی نیست.

08:24.776 --> 08:27.445
‫ولی تکرار اون ۵۰
‫دلارها برای ما خیلیه.

08:27.528 --> 08:28.446
‫- وضعمون خوبه.
‫- نه!

08:28.529 --> 08:29.822
‫نه، اصلاً هم خوب نیست!

08:29.906 --> 08:31.844
‫مامان شب‌ها و روزهای
‫تعطیل کار می‌کنه چون...

08:31.886 --> 08:33.701
‫بندرگاه تفریحی به‌زور
‫داره خرجش رو درمیاره،

08:33.785 --> 08:36.704
‫تو هم قیمت‌ها رو بالا نمی‌بری
‫و اون‌طوری که باید، کار رو مدیریت نمی‌کنی.

08:36.788 --> 08:39.540
‫- آره، خب این پول برای چیه؟
‫- برای یه پشتوانه مالی لعنتی.

08:40.875 --> 08:42.168
‫ما به شش تا قایق فلزی
‫دیگه نیاز داریم.

08:42.252 --> 08:43.294
‫- باید سقف رو هم تعمیر کنیم.

08:43.336 --> 08:45.129
‫- آلیس، همه‌ی این‌ها رو ردیف می‌کنیم.

08:45.213 --> 08:47.340
‫- وضعمون خوبه.
‫- داری خودت رو گول می‌زنی، بابا.

08:47.423 --> 08:51.302
‫ظاهراً تمام عمر
‫همین‌طوری بودی.

08:53.721 --> 08:56.683
‫- تو بابای اونی.
‫- متأسفم. من...

08:56.766 --> 08:57.766
‫من...

08:58.476 --> 09:00.285
‫هیچ‌وقت نمی‌خواستم
‫این‌طوری برملا بشه.

09:00.327 --> 09:01.437
‫پس نقشه‌ت چی بود؟

09:02.021 --> 09:03.022
‫اصلاً نقشه‌ای داشتی؟

09:03.606 --> 09:04.774
‫- من...
‫- دیدی؟

09:06.276 --> 09:07.527
‫دقیقاً منظورم همینه.

09:10.321 --> 09:11.322
‫آلیس، فقط...

09:41.477 --> 09:42.477
‫باشه.

10:00.204 --> 10:03.750
‫اگه از دیدنت این‌قدر خوشحال نبودم،
‫الان خیلی عصبانی می‌شدم.

10:12.759 --> 10:14.135
‫لطفاً دیگه هیچ‌وقت
‫همچین کاری نکن.

10:17.263 --> 10:18.263
‫باشه.

10:24.937 --> 10:28.316
‫ببخشید.
‫می‌دونم خیلی ناراحت‌کننده‌ست.

10:28.858 --> 10:32.320
‫نه. هی، اصلاً برای این موضوع
‫عذرخواهی نکن، باشه؟

10:32.403 --> 10:33.404
‫باشه.

10:34.447 --> 10:37.283
‫یعنی اگه قراره عذرخواهی کنی،
‫فقط باید برای...

10:37.367 --> 10:40.078
‫برای چی؟ برای اینکه
‫اصلاً به دنیا اومدم؟

10:40.870 --> 10:41.704
‫نه.

10:41.788 --> 10:42.830
‫نه.

10:44.457 --> 10:45.457
‫هی، این کار رو نکن.

10:46.501 --> 10:46.686
‫ببین،

10:46.728 --> 10:50.088
‫تا آخر عمرت می‌تونی با بقیه
‫همین‌طوری باشی اگه دلت می‌خواد.

10:51.130 --> 10:55.843
‫می‌تونی غیب بشی، بری تو لک،
‫سکوت کنی، تنها باشی.

10:55.927 --> 10:58.638
‫هیچ‌کدوم از این‌ها اشکالی نداره،
‫هیچ قضاوتی هم در کار نیست.

11:00.681 --> 11:02.475
‫ولی نمی‌تونی من رو بپیچونی، باشه؟

11:05.561 --> 11:08.940
‫همین الان، توی همین لحظه،
‫چه حسی داری؟ بهم بگو.

11:16.197 --> 11:17.197
‫احساس می‌کنم مثل...

11:19.283 --> 11:21.786
‫یه مشکل اضافی‌ام که بقیه
‫باید باهاش سر و کله بزنن.

11:28.751 --> 11:30.211
‫خدایا، از برگشتن
‫به اینجا متنفرم.

11:32.296 --> 11:33.923
‫همه‌چیز خیلی تاریکه...

11:35.633 --> 11:38.344
‫و... ترسناک.

11:38.428 --> 11:40.638
‫تو چطور از اینجا نمی‌ترسی؟

11:42.390 --> 11:43.641
‫یا از من؟

11:50.523 --> 11:51.816
‫چون دوستت دارم.

11:56.904 --> 11:58.030
‫واقعاً دارم.

11:59.615 --> 12:01.868
‫واقعاً، خیلی دوستت دارم.

12:15.756 --> 12:16.883
‫منم دوستت دارم.

12:26.559 --> 12:27.727
‫می‌شه‌ لطفاً الان بریم خونه؟

12:27.810 --> 12:30.062
‫آره.

12:47.413 --> 12:48.413
‫آنی؟

12:51.542 --> 12:52.542
‫الو؟

12:54.128 --> 12:56.047
‫آلیس. سلام.

13:06.766 --> 13:07.766
‫اینجا رو دوست دارم.

13:08.392 --> 13:11.312
‫دیدی؟ چی بهت گفتم؟
‫همیشه آرومم می‌کنن.

13:12.230 --> 13:13.981
‫- کمدها رو؟
‫- آره دیگه.

13:15.900 --> 13:17.160
‫خدا رو شکر بالاخره
‫یه چیزی جواب داد،

13:17.202 --> 13:19.111
‫چون گزینه‌ی بعدیم
‫یه جلیقه‌ی رعدوبرق بود.

13:20.613 --> 13:22.240
‫ببخشید. چی؟

13:22.323 --> 13:24.659
‫- نمی‌دونی چیه؟
‫- جلیقه‌ی رعدوبرق؟

13:24.742 --> 13:25.742
‫یه چیزی مثل...

13:26.202 --> 13:28.037
‫یه جور جلیقه‌ست
‫برای سگ‌های مضطرب.

13:28.538 --> 13:31.082
‫مثلاً قراره حس یه بغل
‫خیلی سفت رو بده.

13:31.165 --> 13:32.833
‫- آهان. درسته.
‫- آره.

13:34.502 --> 13:35.711
‫به نظر خوب میاد، نه؟

13:36.837 --> 13:37.880
‫آره.

13:39.632 --> 13:40.632
‫جواب می‌ده؟

13:41.467 --> 13:43.761
‫ظاهراً. وقتی یکی
‫خریدم معلوم می‌شه.

13:50.726 --> 13:51.726
‫خب، پس بیا اینجا.

14:47.908 --> 14:49.785
‫چرا این‌قدر توی
‫این کار خوبی؟

14:53.956 --> 14:56.584
‫واقعاً نمی‌دونم
‫چطور به سوالت جواب بدم.

14:56.667 --> 14:58.085
‫اشکال نداره.
‫فقط دوباره انجامش بده.

15:32.078 --> 15:35.081
‫استیون، ما تنهاییم.

15:36.749 --> 15:39.460
‫توی یه جزیره،
‫پرت‌ترین جای کاناداییم.

15:41.879 --> 15:45.424
‫اگه نیازه حرف دلت رو بزنی،
‫باید بگی،

15:47.009 --> 15:48.803
‫چون می‌دونم الان
‫حالت اصلاً خوب نیست.

15:49.303 --> 15:50.638
‫چی باعث شده این‌طور فکر کنی؟

15:55.601 --> 15:56.936
‫فکر می‌کنی من
‫آدم‌بده‌ی داستانم؟

15:58.562 --> 15:59.814
‫فکر نمی‌کنم
‫اهمیتی داشته باشه.

16:01.941 --> 16:05.361
‫خب، دوباره من اینجام و دارم
‫برای خانواده‌م می‌جنگم.

16:05.444 --> 16:07.571
‫تلاش می‌کنم بچه‌هام رو برگردونم خونه. دوباره.

16:07.655 --> 16:10.616
‫آنی ازم متنفره،
‫دقیقاً مثل مادرش.

16:11.450 --> 16:13.619
‫برای همین، نمی‌دونم.
‫شاید اهمیت داشته باشه.

16:14.870 --> 16:18.374
‫آنی همیشه بچه‌ی سربه‌راهی بود،
‫ولی عصبانی بود،

16:18.457 --> 16:19.667
‫بیشتر هم از دست من.

16:20.876 --> 16:22.746
‫و فکر می‌کردم وقتی بزرگ بشه،

16:22.788 --> 16:25.047
‫می‌فهمه من آدم‌بده نیستم.

16:25.131 --> 16:27.299
‫من مامانش رو ازش نگرفتم. من...

16:28.592 --> 16:29.760
‫این خانواده رو
‫از هم نپاشیدم.

16:32.430 --> 16:35.641
‫توی مهدکودک، مجبور بود
‫نقاشی خانواده‌مون رو بکشه،

16:35.725 --> 16:40.146
‫پس نقاشی هر سه‌تامون رو کشید،
‫کانر، خودش و من، توی پارک.

16:41.689 --> 16:43.566
‫من داشتم کانر رو
‫توی تاب هل می‌دادم،

16:43.649 --> 16:46.610
‫ولی خودش اون‌طرف‌تر،
‫تک‌وتنها ایستاده بود.

16:47.903 --> 16:50.072
‫می‌گفت داشت دنبال
‫یه چیزی می‌گشت.

16:51.991 --> 16:53.533
‫یعنی حتی توی مهدکودک هم،

16:53.575 --> 16:55.870
‫می‌تونست چیزی که از دست
‫داده رو حس کنه، می‌دونی؟

16:55.953 --> 16:59.749
‫مادرش، خانواده‌ی واقعیش، خواهرش.

17:00.708 --> 17:03.252
‫هر فرصتی برای داشتن
‫یه بچگی معمولی.

17:04.128 --> 17:05.128
‫می‌فهمید.

17:06.881 --> 17:10.468
‫عزیزم، اون مثل یه انبار باروت بود.
‫بالاخره یه روز منفجر می‌شد.

17:12.178 --> 17:13.523
‫ولی همه جون سالم
‫به در بردن...

17:13.565 --> 17:16.640
‫و حالا می‌تونی
‫همه‌چیز رو از نو بسازی.

17:16.724 --> 17:18.517
‫- نمی‌دونم این اتفاق میفته یا نه.
‫- هی.

17:21.395 --> 17:23.105
‫عزیزم، تو تمام
‫تلاشت رو کردی.

17:24.315 --> 17:27.318
‫ولی مگه اصلاً
‫فرقی هم می‌کنه؟

17:35.117 --> 17:36.577
‫کل چیزی که برام
‫گذاشتی همین بود؟

18:06.398 --> 18:07.942
‫آخ، باشه. آی! آی!

18:08.025 --> 18:10.402
‫باشه، دق دلیت رو سر من خالی نکن،
‫مامانی، باشه؟

18:10.486 --> 18:12.655
‫کانر، به نظرت اون
‫واقعاً آلیس رو دوست داره؟

18:12.738 --> 18:14.949
‫نمی‌دونم. تنها دوست‌پسر
‫دیگه‌ش هم همجنس‌گرا بود.

18:15.032 --> 18:16.408
‫- راست می‌گی.
‫- خدایا، دلم برای اولیور تنگ شده.

18:16.492 --> 18:17.993
‫جالبه.

18:18.118 --> 18:20.871
‫باید بهش بگم کلاس پنجم
‫برونو گارسیا رو بوسیدم؟

18:20.955 --> 18:22.473
‫منم اون یارو رو
‫چند بار بوسیدم.

18:22.515 --> 18:24.208
‫هر کار دلت می‌خواد بکن.
‫هیچ‌کس اهمیت نمی‌ده.

18:24.291 --> 18:26.418
‫من اهمیت می‌دم.
‫خیلی هم اهمیت می‌دم.

18:26.502 --> 18:29.713
‫- ما از خیلی لحاظ به هم نزدیک بودیم.
‫- خیلی‌خب، اه.

18:29.797 --> 18:33.217
‫می‌خوام حس کنه می‌تونه
‫باهام حرف بزنه.

18:33.300 --> 18:36.095
‫من کلاً با شنیدن نظر بقیه مشکلی ندارم.
‫خودت می‌دونی.

18:36.679 --> 18:39.056
‫برای همین، خب،
‫اگه کاری کردم که...

18:39.139 --> 18:40.891
‫...باعث
‫شده ازم فاصله بگیره...

18:40.975 --> 18:42.643
‫...می‌خوام بدونم تا بتونم...

18:42.726 --> 18:45.396
‫خیلی‌خب، روری، روری، الانه که جیغ بکشم.
‫می‌شه جابه‌جا بشیم لطفا؟

18:45.479 --> 18:48.274
‫- حتماً رفیق.
‫- وای خدای من! وای دهنت سرویس!

18:48.357 --> 18:49.525
‫ببخشید.

18:53.153 --> 18:54.697
‫خیلی‌خب.
‫می‌خوای محکم فشار بدم؟

18:54.780 --> 18:57.950
‫آره، محکم فشار بده،
‫چون ماهیچه‌های باسنم خیلی گرفته‌ست.

18:58.033 --> 19:00.619
‫ببین پسر، رابطه‌ی این دوتا
‫هیچ‌وقت به جایی نمی‌رسه.

19:01.287 --> 19:03.956
‫خب، اَنی از اون
‫دخترهای ساده و،

19:03.998 --> 19:06.166
‫طبیعت‌دوست و معمولی
‫کانادایی نیست.

19:06.250 --> 19:07.167
‫داره فیلم بازی می‌کنه.

19:07.251 --> 19:09.211
‫- درسته.
‫- وقتی برگرده به شهر...

19:09.295 --> 19:11.589
‫و بفهمه کل تابستون رو
‫داشته وقت تلف می‌کرده،

19:11.672 --> 19:13.595
‫به‌جای اینکه یه زبون
‫جدید یاد بگیره...

19:13.637 --> 19:15.718
‫یا قضیه‌ی
‫فیثاغورس رو حل کنه،

19:15.801 --> 19:19.305
‫کلاً مغزش ارور می‌ده
‫و آلیس رو هم فراموش می‌کنه.

19:20.556 --> 19:22.474
‫تهش خودت نصیبش می‌شی، عزیزم.

19:29.315 --> 19:30.733
‫- وای خدای من!
‫- اوه!

19:33.527 --> 19:34.737
‫رامونا لی...

19:34.820 --> 19:36.906
‫- لی.
‫- لی. رامونا لی کمپبل!

19:37.740 --> 19:40.075
‫- دیگه هیچ‌وقت نباید این کار رو بکنی. هیچ‌وقت.
‫- متأسفم.

19:40.159 --> 19:41.911
‫نه. از نگرانی
‫داشتم دق می‌کردم.

19:41.994 --> 19:44.204
‫- همه‌مون داشتیم از نگرانی دق می‌کردیم.
‫- می‌دونم. متأسفم.

19:44.288 --> 19:46.373
‫- معذرت می‌خوام.
‫- خیلی معذرت می‌خوام، آخه من...

19:46.457 --> 19:48.451
‫باید درباره‌ی جو بهت می‌گفتم، ولی...

19:48.493 --> 19:49.084
‫بس کن. نه.

19:49.168 --> 19:50.753
‫کاملاً تقصیر اونه.

19:51.337 --> 19:54.924
‫راستش اگه بهش فکر کنی،
‫واقعاً دیوانه‌کننده‌ست.

20:01.347 --> 20:03.223
‫رفتم باری تا با وکیل
‫گوردون حرف بزنم.

20:05.225 --> 20:06.518
‫- خب.
‫- آره.

20:07.811 --> 20:10.325
‫می‌تونم از جو امضا بگیرم
‫برای یه سری کاغذبازی تا...

20:10.367 --> 20:12.858
‫قیمومیتش رو
‫لغو کنه یا هر چی.

20:14.693 --> 20:20.324
‫فقط، خب، این‌طوری می‌تونم بی‌خیال
‫همه‌چیز بشم و هر کاری دلم می‌خواد بکنم.

20:20.407 --> 20:22.743
‫مثلاً، نمی‌دونم،

20:24.453 --> 20:25.621
‫مستقل زندگی کنم...

20:26.914 --> 20:29.583
‫یا باهاش ازدواج کنم
‫و یه گربه بیاریم...

20:30.751 --> 20:34.505
‫و یه پناهگاه پروانه‌ها راه بندازیم
‫و تا آخر عمر به خوبی و خوشی زندگی کنیم.

20:35.714 --> 20:38.968
‫خیلی‌خب، می‌خوام به تک‌تک این‌ها برسم، ولی...

20:40.427 --> 20:42.210
‫مطمئنی که این همون
‫چیزیه که می‌خوای؟

20:42.252 --> 20:43.889
‫اینکه جو اصلاً
‫دخالتی نداشته باشه؟

20:44.682 --> 20:45.682
‫آره.

20:46.684 --> 20:48.644
‫آره. نه بابا،
‫بابای من گوردون بود.

20:49.979 --> 20:53.565
‫گند بزنن به این مسخره‌بازی دلسوزی‌های یهویی
‫الانش. خودم می‌تونم گلیمم رو از آب بکشم بیرون.

20:55.526 --> 20:57.736
‫خب، من هر تصمیمی
‫بگیری پشتتم.

20:58.737 --> 21:00.614
‫- ممنون.
‫- آره، حتماً.

21:02.825 --> 21:03.993
‫کی برت گردوند؟

21:05.661 --> 21:06.661
‫اونا.

21:07.746 --> 21:10.582
‫وقتی این رو گفتی
‫چشم‌هات برق زد.

21:10.666 --> 21:16.797
‫یعنی در این حد عاشقشی؟

21:19.800 --> 21:21.552
‫آره. آره.

21:21.635 --> 21:24.013
‫چطور متوجه شدی؟ چجوریه...

21:24.096 --> 21:27.599
‫چه حسی داره؟

21:33.480 --> 21:35.190
‫تا حالا زیر بارون
‫رفتی ماهیگیری؟

21:37.693 --> 21:39.236
‫نه. ببخشید. معلومه که نه.

21:40.904 --> 21:42.239
‫خب...

21:48.203 --> 21:49.413
‫اون حس رو می‌شناسی وقتی...

21:49.913 --> 21:51.592
‫...وقتی یکی یهو می‌پره
‫جلوت و زَهره‌ترکت می‌کنه...

21:51.634 --> 21:53.083
‫و نزدیکه شلوارت رو
‫خیس کنی...

21:53.167 --> 21:57.379
‫و فکر می‌کنی از شدت تپش قلب،
‫الانه که قلبت منفجر بشه؟

21:58.088 --> 22:01.091
‫و پنج ثانیه بعد، خوب می‌شی.

22:02.217 --> 22:03.510
‫ولی در عین حال حس می‌کنی...

22:05.179 --> 22:06.889
‫...هیچ‌وقت
‫این‌قدر سرحال نبودی.

22:09.308 --> 22:10.392
‫یه چیزی شبیه اینه.

22:24.865 --> 22:27.534
‫وای. هیچ روزی تعطیل نیستی، نه؟

22:31.747 --> 22:34.708
‫آخه چطور...
‫ما چطور با هم فامیلیم؟

22:35.292 --> 22:38.170
‫من خیلی از تو باحال‌ترم.
‫اصلاً عقلانی نیست.

22:38.253 --> 22:39.296
‫آره جون خودت.

22:39.379 --> 22:40.756
‫- آره. معلومه که هستی.
‫- آره دیگه.

22:40.839 --> 22:43.050
‫- این رو ازت قبول می‌کنم.
‫- دمت گرم.

22:47.221 --> 22:48.222
‫بهت برنخوره، ولی...

22:49.431 --> 22:50.808
‫جو بابای من نیست.

22:51.892 --> 22:53.852
‫یعنی اصلاً... اصلاً نیست.

22:56.396 --> 22:57.981
‫ولی می‌تونی برادر
‫ناتنی‌ام باشی.

23:00.651 --> 23:01.485
‫این یکی رو قبول می‌کنم.

23:01.568 --> 23:04.530
‫بذار درباره‌ی
‫این یکی فکر کنم.

23:04.613 --> 23:06.365
‫- باید فکر کنی؟
‫- آره، فکرام رو می‌کنم.

23:06.448 --> 23:08.575
‫وای. چه ضایع کردی پسر.

23:09.284 --> 23:10.410
‫خنجر زدی به قلبم.

23:12.704 --> 23:15.466
‫می‌دونی، تنها چیز
‫عجیب الان اینه که،

23:15.508 --> 23:18.460
‫خب، تازه فهمیدم
‫خواهر برادر دارم...

23:18.544 --> 23:22.589
‫و حالا برادر ناتنی و خواهرم،
‫دارن با هم...

23:22.673 --> 23:23.673
‫خیلی‌خب.

23:23.715 --> 23:26.844
‫- به‌به، رفتن تو کارش.
‫- خیلی‌خب، وقتشه رفع زحمت کنیم.

23:26.927 --> 23:28.637
‫- رفع زحمت؟ منظورت چیه؟
‫- داریم می‌ریم.

23:28.720 --> 23:30.764
‫آره، می‌خوایم بریم.
‫با این قایق می‌ریم.

23:30.848 --> 23:31.682
‫با این؟

23:31.765 --> 23:33.392
‫- آره.
‫- نه، نمی‌ریم.

23:33.475 --> 23:36.186
‫- چرا، می‌ریم.
‫- نه. پاهات رو از روی صندلی بردار.

23:36.270 --> 23:37.896
‫- ای بابا.
‫- بیا تو. بیا دیگه!

23:37.980 --> 23:40.649
‫این قایق خانواده‌ی گالاهره.
‫گالاهرها رو یادته؟

23:40.732 --> 23:42.651
‫- تام رو یادته؟
‫- برام مهم نیست. خیلی باحاله ها.

23:42.734 --> 23:45.404
‫بی‌زحمت پاهات رو از روی
‫صندلی‌ها بردار.

23:45.487 --> 23:47.447
‫- ای بابا.
‫- این خیلی باحاله. وایستا، می‌خوام...

23:47.948 --> 23:49.449
‫خیلی باحاله!

23:49.533 --> 23:51.321
‫- من حتی بلد نیستم این قایق رو برونم.
‫- چرا،

23:51.363 --> 23:52.911
‫بلدی.
‫کلیدش دقیقاً همون‌جاست.

23:59.334 --> 24:00.334
‫بابا؟

24:50.010 --> 24:53.138
‫- اوه. ببخشید.
‫- نه. لعنت بهش!

24:53.222 --> 24:54.723
‫وای...

24:54.806 --> 24:57.351
‫ببخشید. داشتم دنبال بابام می‌گشتم. خب...

24:59.061 --> 25:00.103
‫اون... من...

25:00.687 --> 25:02.231
‫فکر می‌کردم بلد
‫نیستی ساز بزنی.

25:03.649 --> 25:05.108
‫بلد نیستم. اون‌طوری...

25:05.192 --> 25:07.069
‫- نمی‌نواختم. آره.
‫- جداً؟ آخه...

25:07.945 --> 25:09.071
‫اون... فقط داشتم...

25:10.239 --> 25:11.281
‫می‌زدم...

25:12.199 --> 25:13.367
‫خب...

25:13.450 --> 25:15.994
‫به هر حال،
‫واقعاً واقعاً قشنگ بود.

25:16.620 --> 25:18.038
‫- ممنون.
‫- بابام اینجاست؟

25:19.122 --> 25:21.852
‫اون... فکر کنم مامانم
‫با قایق بردش بیرون،

25:21.894 --> 25:23.460
‫ولی زود برمی‌گردن.

25:23.543 --> 25:24.836
‫باشه. ممنون.

25:25.379 --> 25:26.213
‫خواهش می‌کنم.

25:26.296 --> 25:28.757
‫می‌خوای منتظر بمونی؟
‫می‌تونیم یه‌کم...

25:29.841 --> 25:31.301
‫می‌تونیم یه...

25:32.177 --> 25:34.096
‫من فقط وقتی خوابم
‫نمی‌بره گل می‌کشم.

25:34.763 --> 25:36.682
‫بهم این حس رو می‌ده
‫که انگار توی اخبارم.

25:36.765 --> 25:37.683
‫- عجب.
‫- آره.

25:37.766 --> 25:38.934
‫یا وقتی که...

25:39.559 --> 25:41.853
‫وقتی واقعاً نمی‌دونم
‫دست‌هام رو کجا بذارم.

25:46.984 --> 25:47.985
‫کی می‌ری؟

25:49.361 --> 25:51.697
‫- فردا.
‫- ممنون. وای.

25:51.780 --> 25:52.780
‫آره.

25:53.282 --> 25:57.327
‫کلاس‌هام تا دو هفته‌ی
‫دیگه شروع نمی‌شن،

25:57.411 --> 26:00.372
‫ولی مجبورت می‌کنن زودتر بری خوابگاه
‫تا کارهای اداری اونجا رو انجام بدی.

26:01.206 --> 26:03.959
‫درسته. کارهای خوابگاه.

26:04.543 --> 26:05.544
‫آره.

26:08.880 --> 26:11.049
‫خب...

26:11.133 --> 26:12.968
‫می‌تونی بهم بگی
‫اگه این حرکت،

26:14.511 --> 26:16.763
‫خیلی زیادی عجولانه‌ست، باشه؟

26:16.847 --> 26:20.392
‫ولی، خب،
‫بهترین دوست دوران دبیرستان بابام...

26:20.475 --> 26:23.020
‫توی هیئت‌مدیره‌ی وارتونه.

26:24.855 --> 26:27.107
‫آره. بالاخره تونستم
‫با بابام تلفنی حرف بزنم.

26:27.774 --> 26:28.942
‫داشتم باهاش صحبت می‌کردم...

26:29.026 --> 26:32.988
‫و گفت که شما دوتا رو
‫به هم معرفی می‌کنه،

26:34.031 --> 26:36.742
‫- تا درباره‌ی مراحل پذیرش با هم صحبت کنید.
‫- پسر! عجب چیزی.

26:36.825 --> 26:39.619
‫یا حتی، خب،
‫احتمالاً برات توصیه‌نامه هم می‌نویسه.

26:39.703 --> 26:42.831
‫یا بهترین شرایط رو برات جور می‌کنه تا وقتی
‫که می‌خوای درخواست بدی، کارت راحت باشه.

26:42.914 --> 26:45.083
‫و نمی‌خوام این‌طوری حس کنی که... خب...

26:46.293 --> 26:49.087
‫چون بابام به پسر اون کمک کرده بود.
‫براش یه کار...

26:49.629 --> 26:52.299
‫توی شرکت حقوقی رویایی‌ش توی دی‌سی جور کرد،
‫برای همین یه دین بهش داره.

26:53.467 --> 26:56.428
‫خلاصه، خب... آره.

27:07.105 --> 27:08.690
‫می‌دونی،
‫راستش شاید همین‌جا بمونم.

27:10.484 --> 27:11.484
‫که چیکار کنی؟

27:12.778 --> 27:14.237
‫که زندگی کنم.

27:17.908 --> 27:19.743
‫ولی اینجا که کسی
‫زندگی نمی‌کنه.

27:21.078 --> 27:21.953
‫چرا، مردم زندگی می‌کنن.

27:22.037 --> 27:24.498
‫نه، منظورم اینه که... می‌دونم.

27:28.210 --> 27:29.211
‫صبر کن، جدی می‌گی؟

27:35.425 --> 27:36.426
‫به خاطر آلیسه؟

27:41.264 --> 27:42.557
‫ببخشید، من...

27:42.641 --> 27:44.935
‫- نه...
‫- نه، نباید می‌گفتم...

27:45.018 --> 27:47.187
‫اشکال نداره، خوبه. خب...

27:47.270 --> 27:48.897
‫نمی‌دونم چطوری...

27:50.440 --> 27:52.726
‫الان دوروبَرم
‫خیلی شلوغه و درگیرم.

27:52.768 --> 27:54.111
‫آره، می‌دونم.

27:54.194 --> 27:56.029
‫نه، فقط...
‫توی وضعیت یه‌کم...

27:57.656 --> 27:59.616
‫مه‌آلودی‌ام. خب...

28:32.524 --> 28:33.608
‫سلام.

28:40.949 --> 28:41.949
‫خب...

28:42.784 --> 28:45.912
‫ببین رامونا، می‌دونم از دستم عصبانی هستی. فقط...

28:45.996 --> 28:49.124
‫می‌خواستم یه‌کم بهت فرصت بدم، می‌دونی؟

28:51.001 --> 28:53.211
‫فرصت دادن انگار تخصص اصلیته، نه؟

28:56.631 --> 28:58.925
‫می‌خواستم به خواسته‌ی
‫گوردون احترام بذارم.

28:59.009 --> 29:01.094
‫اون تازه دخترش رو
‫از دست داده بود...

29:01.178 --> 29:03.805
‫و تو نزدیک‌ترین کسی بودی که
‫از اون دختر براش مونده بود.

29:03.889 --> 29:06.808
‫اون پدر فوق‌العاده‌ایه. می‌دونستم...

29:08.393 --> 29:11.438
‫- می‌دونستم بهترین زندگی رو برات می‌سازه.
‫- و اگه اون نمی‌مرد چی؟

29:11.521 --> 29:13.148
‫اون‌وقت می‌خواستی چیکار کنی؟

29:16.985 --> 29:19.138
‫برنامه‌مان این بود
‫که من از کیت جدا بشم...

29:19.180 --> 29:20.947
‫و مامانت هم
‫از استیون جدا بشه...

29:21.031 --> 29:22.532
‫و می‌خواستیم با هم...

29:23.617 --> 29:26.328
‫می‌خواستیم همه‌تون رو
‫همین‌جا با هم بزرگ کنیم.

29:26.411 --> 29:28.497
‫بعد کیت و استیون هم
‫با این موضوع کنار می‌اومدن؟

29:29.456 --> 29:31.917
‫پس به جاش،
‫تو و گوردون تصمیم گرفتین...

29:32.000 --> 29:34.711
‫ما رو کل عمرمون
‫از هم دور نگه دارید.

29:35.629 --> 29:37.797
‫- چرا؟
‫- رامونا، قضیه خیلی پیچیده بود...

29:37.881 --> 29:40.217
‫و اوضاعمون هم خیلی داغون بود، می‌فهمی؟

29:41.134 --> 29:43.755
‫تنها کسی که باید باهاش...

29:43.797 --> 29:46.389
‫حرف می‌زدیم،
‫دیگه اینجا نبود.

29:48.308 --> 29:50.227
‫استیون هم خواسته‌های
‫خودش رو داشت.

29:50.310 --> 29:52.274
‫گوردون نمی‌خواست
‫سنگینی بار...

29:52.316 --> 29:53.939
‫اتفاقی که برای مامانت
‫افتاد رو به دوش بکشی.

29:54.022 --> 29:56.158
‫ما هم، حداقل اوایلش،

29:56.200 --> 29:59.152
‫فکر می‌کردیم این‌طوری
‫همه خوشحال‌تر می‌شن.

30:00.570 --> 30:01.570
‫ولی بعدش،

30:02.948 --> 30:06.243
‫می‌دونی، وقتی به مرور
‫زمان شوک قضیه از بین رفت...

30:08.954 --> 30:10.622
‫نمی‌دونم. واقعاً...

30:11.623 --> 30:12.999
‫داشت من رو نابود می‌کرد.

30:14.584 --> 30:17.504
‫داشت من رو می‌کشت.
‫هر روز خدا،

30:17.587 --> 30:20.173
‫احساس می‌کردم
‫دارم یه‌کم می‌میرم،

30:20.257 --> 30:23.593
‫چون می‌دونستم مامانت
‫هیچ‌وقت این رو نمی‌خواست.

30:24.469 --> 30:25.762
‫و گوردون هم این رو می‌دونست.

30:26.513 --> 30:31.101
‫برای همین تلاش کرد دوباره شماها رو
‫به هم وصل کنه. واقعاً تلاشش رو کرد.

30:34.271 --> 30:35.157
‫اگه گوردون...

30:35.199 --> 30:40.151
‫اگه گوردون به هر دلیلی تصمیم
‫می‌گرفت ویلا رو بفروشه،

30:40.235 --> 30:44.281
‫یا اگه ما هیچ‌وقت به موسکوکا نمی‌اومدیم، تو...

30:45.073 --> 30:46.533
‫تلاشی می‌کردی که پیدام کنی؟

30:46.616 --> 30:48.535
‫حتماً.

30:49.035 --> 30:50.662
‫شوخی می‌کنی؟
‫حتماً همین‌کار رو می‌کردم.

30:51.997 --> 30:56.751
‫خیلی وقت بود که داشتم به این لحظه
‫و این گفتگو فکر می‌کردم.

30:57.335 --> 31:00.672
‫همیشه برای پیدا کردن کلماتی که بتونم
‫باهاش توضیح بدم، کلنجار می‌رفتم.

31:01.298 --> 31:04.011
‫ولی تنها چیزی که
‫می‌دونم اینه که...

31:04.053 --> 31:06.511
‫همیشه حس می‌کردم پدرت هستم.

31:09.264 --> 31:10.515
‫آره، ولی نیستی.

31:13.643 --> 31:14.894
‫گوردون بابام بود.

31:17.564 --> 31:19.649
‫آره، اونم یه پدر فوق‌العاده.

31:21.359 --> 31:22.359
‫آره.

31:27.532 --> 31:28.742
‫باید این رو امضا کنی.

31:31.953 --> 31:32.953
‫این چی هست؟

31:34.664 --> 31:36.541
‫نمی‌خوام قیم من باشی.

31:39.878 --> 31:43.590
‫ببین رامونا، می‌دونم دلت نمی‌خواد کسی
‫بالاسرت باشه و به کارت کار داشته باشه.

31:44.341 --> 31:46.426
‫بذار این کار رو
‫برات انجام بدم.

31:46.509 --> 31:48.637
‫می‌تونم همه‌ی این کارها رو
‫راست‌وریس کنم...

31:48.720 --> 31:50.930
‫و مطمئن بشم که چک
‫ارثیه‌ی گوردون رو بگیری.

31:51.014 --> 31:53.273
‫حتی لازم نیست من رو
‫ببینی یا باهام حرف بزنی.

31:53.315 --> 31:54.267
‫نه، من این رو نمی‌خوام.

31:59.689 --> 32:00.690
‫نمی‌تونم.

32:00.774 --> 32:02.359
‫- بله؟
‫- نمی‌تونم.

32:03.735 --> 32:05.737
‫ببین، اگه این رو امضا کنم،
‫واقعاً بزرگ‌ترین اشتباه...

32:05.820 --> 32:07.947
‫زندگیم رو دوباره
‫تکرار کردم.

32:08.031 --> 32:11.159
‫و رامونا، من می‌تونم درستش کنم.
‫بذار درستش کنم.

32:11.242 --> 32:14.287
‫- من نمی‌خوام تو چیزی رو درست کنی!
‫- ببین، درکت می‌کنم.

32:14.996 --> 32:18.792
‫الان از من متنفری،
‫خیلی‌خب؛ ولی جوابم منفیه.

32:19.542 --> 32:22.128
‫گوردون من رو به عنوان
‫قیم تو انتخاب کرده.

32:22.212 --> 32:23.838
‫خواسته‌ی اون این بود.

32:23.922 --> 32:25.090
‫آره، ولی خودش که
‫دیگه اینجا نیست.

32:25.173 --> 32:27.300
‫پس چطور می‌تونی بگی
‫واقعاً خواسته‌ش همین بوده؟

32:28.677 --> 32:30.053
‫شاید تنها گزینه‌ش بودی.

32:30.136 --> 32:32.222
‫پس خودت بهم بگو.
‫فکر می‌کنی خواسته‌ی خودش چی بود؟

32:32.305 --> 32:33.022
‫نمی‌دونم،

32:33.064 --> 32:36.685
‫ولی اگه انتظار داری این قضیه
‫به رابطه‌ای بینمون ختم بشه،

32:37.602 --> 32:40.438
‫مطمئن باش این رابطه فقط
‫در حد ژنتیکی باقی می‌مونه.

32:41.606 --> 32:44.281
‫چون اگه حتی برای
‫یک ثانیه فکر کنی،

32:44.323 --> 32:46.361
‫که قراره ببخشمت، هیچ‌وقت،

32:47.779 --> 32:48.863
‫کاملاً در اشتباهی.

33:17.392 --> 33:18.392
‫من همین‌جام.

33:42.292 --> 33:46.254
‫«رامونای عزیزم، نوشتن
‫این نامه برام خیلی عجیبه،

33:46.337 --> 33:48.506
‫اونم درست بعد از اینکه توی
‫بازی واژه‌سازی من رو بردی.»

33:49.591 --> 33:53.787
‫«گذاشتن حرف «کیو» روی امتیاز سه
‫برابر حروف واقعاً بی‌رحمانه بود،

33:53.829 --> 33:55.555
‫ولی بخشیدمت.»

33:56.389 --> 34:00.518
‫«می‌خواستم... نه، نیاز داشتم بهت
‫بگم که چقدر بهت افتخار می‌کنم.»

34:02.270 --> 34:03.270
‫«تو من رو شگفت‌زده می‌کنی.»

34:04.564 --> 34:05.940
‫«هر روز من رو
‫شگفت‌زده می‌کنی.»

34:06.566 --> 34:10.069
‫«یک‌دندگی‌ت، حس شوخ‌طبعی‌ت،
‫قدرتی که داری.»

34:10.153 --> 34:13.100
‫«تو همیشه دقیقاً
‫خود خودت بودی...

34:13.142 --> 34:15.533
‫و من عاشق این آدم هستم.»

34:17.118 --> 34:19.829
‫«ممنونم که این افتخار رو
‫بهم دادی تا بزرگت کنم.»

34:22.207 --> 34:25.357
‫«این فرصت دوباره‌ای
‫برام بود تا بعد از...

34:25.399 --> 34:28.505
‫از دست دادن مامانت،
‫دوباره دختر داشته باشم.»

34:31.299 --> 34:34.177
‫«کاش شما دوتا می‌تونستین زمان
‫بیشتری رو با هم بگذرونین.»

34:35.804 --> 34:38.056
‫«می‌دونم کلی می‌تونستین
‫همدیگه رو بخندونین.»

34:40.266 --> 34:42.644
‫«متأسفم که چیزهایی
‫بود که بهت نگفتم.»

34:45.522 --> 34:47.607
‫«الان که به گذشته نگاه
‫می‌کنم همه‌چیز واضحه،»

34:49.567 --> 34:51.645
‫ولی می‌خوام بدونی
‫که در اون زمان،

34:51.687 --> 34:53.696
‫این کار درست‌ترین
‫تصمیم به نظر می‌رسید.»

34:54.197 --> 34:55.615
‫«شاید حتی تنها
‫تصمیم ممکن بود.»

34:57.116 --> 34:59.668
‫«ولی حالا می‌دونم که
‫خیلی اشتباه کردم...

34:59.710 --> 35:02.539
‫و از ته دل معذرت می‌خوام، عزیزم.»

35:04.249 --> 35:05.542
‫«ولی تو تنها نیستی.»

35:06.209 --> 35:10.630
‫«تو خانواده داری و امیدوارم
‫همدیگه رو پیدا کرده باشین»

35:11.130 --> 35:14.926
‫«و در کنار هم،
‫زمان‌های ازدست‌رفته رو جبران کنید.»

35:16.344 --> 35:21.307
‫«می‌دونم اون‌ها هم مثل
‫من قدرت رو می‌دونن.»

35:24.227 --> 35:25.395
‫«با عشق همیشگی،

35:27.272 --> 35:28.398
‫گوردون.»

36:03.600 --> 36:06.728
‫رامونا،
‫خیلی ناراحت‌کننده‌ست. متأسفم.

36:06.811 --> 36:08.771
‫آره،
‫ولی راستش اشکالی نداره.

36:09.355 --> 36:11.107
‫خیلی خوشحالم که خوندمش.

36:12.859 --> 36:15.987
‫حالا باید ببینیم، می‌دونی،
‫با جی‌جو چی پیش میاد.

36:16.070 --> 36:17.070
‫آره.

36:18.865 --> 36:22.368
‫خب، من توی تک‌تک
‫این مراحل کنارت هستم.

36:22.452 --> 36:24.120
‫هر... هر چیزی که
‫نیاز داشته باشی.

36:26.915 --> 36:29.208
‫می‌دونی، واقعاً واقعاً
‫بهت افتخار می‌کنم.

36:33.171 --> 36:34.171
‫واقعاً می‌گم.

36:39.802 --> 36:41.930
‫حست درباره‌ی برگشتن
‫به نیویورک چیه؟

36:43.306 --> 36:45.350
‫از بابات چه خبر جدیدی داری؟

36:45.433 --> 36:46.601
‫خب...

36:46.684 --> 36:49.270
‫می‌دونی چیه؟
‫راستش اصلاً خودم هم نمی‌دونم.

36:49.771 --> 36:52.231
‫امروز صبح رفتم ببینمش،
‫ولی اونجا نبود.

36:52.315 --> 36:54.275
‫- اوه.
‫- آره، برای همین...

36:54.817 --> 36:56.653
‫گذشته از اون،
‫واقعاً داغونم.

36:57.403 --> 37:00.323
‫ترجیح می‌دم بمیرم تا اینکه استرلینگ پوینت،
‫تو و... رو ترک کنم.

37:01.240 --> 37:02.659
‫- خودت که می‌دونی...
‫- و کی؟

37:04.327 --> 37:07.455
‫- نه، هیچی. چیزی نگفتم.
‫- آنی...

37:08.539 --> 37:09.539
‫چیه؟

37:10.458 --> 37:11.932
‫دارم موهام رو شونه می‌کشم...
‫وسط کارمم...

37:11.974 --> 37:13.211
‫- می‌خواستی بگی آلیس.

37:13.294 --> 37:14.379
‫- نه.
‫- آره، می‌خواستی بگی.

37:15.004 --> 37:16.547
‫- نه، نمی‌خواستم بگم.
‫- چرا، می‌خواستی بگی.

37:17.340 --> 37:19.092
‫- نه، نمی‌خواستم.
‫- چی؟

37:22.804 --> 37:23.846
‫همدیگه رو بوسیدیم.

37:23.930 --> 37:25.181
‫می‌دونم.

37:25.264 --> 37:26.432
‫- حرف نزن.
‫- توی کمد.

37:26.516 --> 37:27.976
‫- توی...
‫- کف زمین.

37:28.851 --> 37:31.312
‫- من رو کشید روی زمین.
‫- صبر کن.

37:31.396 --> 37:34.482
‫- خیلی به حس‌وحال خوبی بود.
‫- آره، جای معرکه‌ایه برای بوسیدن.

37:34.565 --> 37:36.067
‫کشیدن، البته
‫به یه شکل رمانتیک.

37:36.150 --> 37:38.152
‫مکان بی‌نظیری
‫برای بوسیدن بود.

37:38.695 --> 37:39.516
‫صبر کن،

37:39.541 --> 37:41.990
‫خیلی خوشحالم که دارم این رو بهت می‌گم.
‫جاش برای بوسیدن فوق‌العاده بود...

37:42.699 --> 37:44.993
‫و بوسه‌مون هم بی‌نظیر بود.

37:45.076 --> 37:46.160
‫- لعنتی!
‫- یه بوسه‌ی بی‌نقص...

37:46.244 --> 37:48.621
‫معلومه! شما دوتا حسابی
‫لفتش دادین تا به اینجا برسین.

37:48.705 --> 37:50.581
‫- آره، دقیقاً. آره.
‫- جونتون بالا اومد تا...

37:50.665 --> 37:51.791
‫- خب، بچرخ.
‫- باشه.

37:51.874 --> 37:56.337
‫ولی الان با خودم می‌گم،
‫آدم‌ها چه‌کار می‌کنن؟

37:56.421 --> 37:58.131
‫یعنی، بقیه چطور
‫این مراحل رو می‌گذرونن؟

37:58.923 --> 38:01.426
‫- چیکار می‌کنن؟ منظورت چیه؟
‫- اینکه با یکی باشن.

38:01.509 --> 38:03.803
‫البته، ما مسلماً
‫توی رابطه نیستیم.

38:03.886 --> 38:05.513
‫- درسته.
‫- ولی الان تازه به ذهنم رسیده...

38:05.596 --> 38:08.471
‫که واقعاً نمی‌دونم...

38:08.513 --> 38:11.602
‫توی این موقعیت باید
‫چیکار کنم یا چطوری باشم.

38:11.686 --> 38:12.464
‫می‌فهمی چی می‌گم؟

38:12.506 --> 38:15.064
‫احساس می‌کنم تو زمینه‌های
‫دیگه خودم رو خیلی خوب می‌شناسم.

38:15.148 --> 38:18.109
‫دوست دارم این‌طور فکر کنم. ولی تو این مورد،
‫با خودم می‌گم: «وای، من هنوز بچه‌م.»

38:18.192 --> 38:19.652
‫مثل یه بچه‌ی تازه‌متولدشده‌م.
‫یه احمقم.

38:19.736 --> 38:22.030
‫- نیستی، این‌طوری نگو.
‫- چیز بدی هم نیست البته.

38:22.113 --> 38:24.115
‫- فقط، وقتی توی اردوگاه بودیم...
‫- آره.

38:24.198 --> 38:27.577
‫...من پنهان‌ترین و عمیق‌ترین
‫افکارم رو باهاش در میان گذاشتم.

38:27.660 --> 38:30.038
‫- جدی؟
‫- ببخشید، فقط می‌خوام این رو بردارم...

38:30.747 --> 38:32.832
‫آها. عمیق‌ترین افکارم رو
‫باهاش در میان گذاشتم.

38:32.915 --> 38:34.751
‫- خب.
‫- زشت‌ترین و بدترین بخش‌هاش رو.

38:34.834 --> 38:37.462
‫همه‌چیز رو براش ریختم بیرون،
‫خب؟ دقیقاً پیش خودش.

38:37.545 --> 38:42.508
‫حالا واقعاً قراره جلوی
‫این آدم کاملاً بی‌دفاع باشم؟

38:42.592 --> 38:43.593
‫این‌طوری...

38:43.676 --> 38:44.927
‫- آره.
‫- می‌خوای موهات رو ببافم؟

38:45.011 --> 38:46.054
‫آره، حتماً.

38:46.137 --> 38:47.930
‫- و این همون حسیه که...
‫- چی؟

38:48.014 --> 38:49.807
‫این همون حسیه که همه
‫درباره‌ش حرف می‌زنن،

38:49.891 --> 38:52.894
‫همون حسی که واقعاً دنیا رو
‫دور سر آدم می‌چرخونه.

38:52.977 --> 38:55.605
‫وای خدای من!
‫بذار دیگه درباره‌ش حرف نزنم.

38:55.688 --> 38:58.066
‫حس می‌کنم این کار
‫برات مثل شکنجه‌ست.

38:58.149 --> 38:59.484
‫نه، این‌طور نیست.

38:59.567 --> 39:01.027
‫خب، آره، من...

39:02.236 --> 39:05.823
‫درکت می‌کنم.
‫واقعاً حس تخمیه که انگار...

39:05.907 --> 39:08.409
‫یکی قلبت رو بیرون
‫از بدنت نگه داشته...

39:08.493 --> 39:10.912
‫و هر لحظه ممکنه
‫اون رو له کنه...

39:11.704 --> 39:14.123
‫در هر زمان
‫و به هر دلیلی و خب...

39:15.124 --> 39:17.085
‫آره. آره، درکت می‌کنم.

39:17.168 --> 39:18.336
‫آره.

39:18.419 --> 39:19.295
‫آره.

39:19.378 --> 39:21.714
‫خب، چطوری این کار رو می‌کنی؟
‫من چطوری باید این کار رو بکنم؟

39:22.381 --> 39:25.009
‫اگه واقعاً می‌خوای بعد
‫از رفتنت باهاش در ارتباط باشی،

39:25.093 --> 39:26.719
‫باید براش اینترنت ردیف کنی.

39:26.803 --> 39:29.180
‫انگار این همون کاریه
‫که باید انجام بدم.

39:30.014 --> 39:31.427
‫لب گرفتن با یه پسر
‫جذاب توی کمد.

39:31.469 --> 39:32.225
‫اوم!

39:32.308 --> 39:33.643
‫و پیدا کردن خودم.

39:33.726 --> 39:36.604
‫- آره.
‫- آره، نه اینکه با یه پسر تو کمدی قرار بذارم...

39:36.687 --> 39:40.900
‫و جوراب‌های بابام رو مرتب
‫کنم تا اون‌ها رو قاطی نکنه.

39:40.983 --> 39:41.983
‫انگار، می‌شه...

39:42.276 --> 39:44.862
‫بذارین زندگی کنم!
‫می‌فهمی چی می‌گم؟

39:46.030 --> 39:48.658
‫صبر کن، چرا جوراب‌های
‫بابات رو براش چک می‌کنی؟

39:48.741 --> 39:51.702
‫چون کوررنگیه، برای همین
‫سرمه‌ای و مشکی رو با هم قاطی می‌کنه.

39:54.622 --> 39:57.333
‫یادت نره روی زبونت رو هم مسواک بکشی.
‫همیشه یادت می‌ره.

40:08.219 --> 40:10.763
‫- سلام. می‌تونم یه لحظه از لپ‌تاپت استفاده کنم؟
‫- سلام.

40:10.847 --> 40:12.250
‫وسط ثبت یه سفارشم.

40:12.292 --> 40:14.267
‫سعی دارم یه‌کم بیشتر
‫کنسرو ماهی بگیرم.

40:14.350 --> 40:16.602
‫برندی که دوست دارم قراره
‫ماکرل دودی جدیدی بده بازار...

40:16.686 --> 40:18.187
‫- باشه.
‫- ...برای همین می‌خوام... عالی شد.

40:18.271 --> 40:20.439
‫لطفاً مراقب وسیله‌های الکترونیکی‌ام باش، مرسی.

40:23.943 --> 40:27.446
‫داری کلاس زیست‌شناسی تابستونی
‫می‌گذرونی که من خبر ندارم؟

40:27.530 --> 40:29.157
‫چه خبره؟

40:35.830 --> 40:37.498
‫رامونا، چه خبره؟ حالت خوبه؟

40:39.584 --> 40:40.418
‫آره، خوبم.

40:40.501 --> 40:42.420
‫می‌دونی وقتی این کلمه رو
‫می‌گی چه حسی دارم.

40:42.503 --> 40:43.796
‫- خوبم.
‫- باشه.

40:45.590 --> 40:46.632
‫می‌تونم راحت حرف بزنم؟

40:47.383 --> 40:48.259
‫اوهوم.

40:48.342 --> 40:52.597
‫فکر کنم توی قایم شدن
‫واقعاً خیلی خوبی.

40:53.181 --> 40:53.987
‫به طرز ترسناکی
‫توش مهارت داری.

40:54.029 --> 40:56.350
‫وقتی بازی قایم‌موشک می‌کردیم،
‫هیچ‌کس نمی‌تونست پیدات کنه.

40:56.434 --> 40:59.145
‫خیلی‌خب. تو هیچ‌وقت از حرف زدن
‫درباره‌ی کنسرو ماهی دست می‌کشی؟

40:59.228 --> 41:00.354
‫داریم یه لحظه‌ی
‫صمیمی رو می‌گذرونیم.

41:01.022 --> 41:02.022
‫ببخشید.

41:03.482 --> 41:05.610
‫واقعاً نمی‌دونم
‫قضیه از چه قراره،

41:06.736 --> 41:10.323
‫ولی می‌فهمم که موضوع
‫مهمیه و می‌فهمم که واقعیه،

41:10.948 --> 41:13.957
‫پس، چی می‌شه اگه،
‫این‌بار به‌جای فرار کردن ازش،

41:13.999 --> 41:15.244
‫چی می‌شه اگه فقط...

41:16.787 --> 41:18.289
‫بری جلو و باهاش روبه‌رو بشی؟

41:21.125 --> 41:22.125
‫آره، ولی...

41:24.420 --> 41:25.838
‫- نمی‌دونم می‌تونم یا نه.
‫- می‌تونی.

41:27.506 --> 41:29.008
‫من این رو تو وجودت دیدم،
‫رامونا. می‌تونی.

41:31.010 --> 41:32.845
‫تو یکی از قوی‌ترین
‫آدم‌هایی هستی که می‌شناسم.

41:36.724 --> 41:38.684
‫و هیچ‌وقت مجبور نیستی
‫سختی‌ها رو تنهایی تحمل کنی.

41:41.270 --> 41:43.314
‫چرا این‌قدر فوق‌العاده‌ای؟ مسخره‌ست.

41:43.397 --> 41:45.149
‫نمی‌دونم.

41:45.233 --> 41:47.610
‫شاید مادرزادیه،
‫شایدم اثر ماهی ماکرله.

41:47.693 --> 41:49.237
‫آره.

41:49.320 --> 41:51.614
‫بابت این حرفم حتی عذرخواهی هم نمی‌کنم.
‫خیلی خوب بود.

41:51.697 --> 41:53.282
‫- آره.
‫- واقعاً، فوق‌العاده بود.

41:53.366 --> 41:54.366
‫اوهوم.

41:55.660 --> 41:56.660
‫حالت خوب می‌شه.

42:07.088 --> 42:09.465
‫اوه. سلام، رامونا. سلام.

42:10.049 --> 42:11.217
‫سلام.

42:11.300 --> 42:14.845
‫خب، واقعاً خوشحالم که
‫صحیح و سالم به خونه برگشتی.

42:16.097 --> 42:17.139
‫خوبه.

42:17.223 --> 42:19.702
‫راستش، خب،
‫می‌خواستم بزنم بیرون...

42:19.744 --> 42:22.019
‫و برم ببینم می‌تونم
‫با آنی حرف بزنم یا نه.

42:22.103 --> 42:23.604
‫من فقط...
‫می‌خوام با تو حرف بزنم.

42:25.314 --> 42:27.275
‫خیلی‌خب، حتماً. چه خبر؟

42:28.526 --> 42:29.819
‫باید توی یه لوله تف کنی.

42:31.237 --> 42:34.156
‫باشه. خب، می‌تونم بپرسم چرا؟

42:34.240 --> 42:35.491
‫چون...

42:36.826 --> 42:38.411
‫فکر کنم تو احتمالاً
‫بابای من باشی.

42:51.110 --> 42:56.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Instagram & Telegram: @Film2Media_Plus

42:56.051 --> 43:06.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Instagram & Telegram: @Film2Media_Plus
