WEBVTT

00:02.079 --> 00:06.119
‫دوباره می‌پرسم!
‫واسه چی رفته بودی پیشِ دکتر اوردیا؟

00:06.280 --> 00:09.599
‫حالم خوب نبود
‫از دوستـم خواستم که باهام بیاد

00:09.760 --> 00:13.880
‫پیغام پدرت برای برنامۀ خارج شدنت
‫از کشور چی بوده؟

00:14.040 --> 00:17.159
‫به خدا هیچ پیغامی در کار نبود!

00:23.079 --> 00:27.440
‫پس چرا اون همه ارز خارجی
‫توی اتاقـت داشتی؟

00:29.000 --> 00:34.360
‫دروغ گفتن به پلیس امنیـتی جُرمه دخترجون

00:34.520 --> 00:36.800
‫خبر نداشتم بابام گذاشتدشون اونجا

00:36.960 --> 00:41.400
‫دروغگو! اوردیا قرار بوده یه پیغومی
‫رو برای آمریکایی‌ها به سر مرز ببره

00:41.559 --> 00:45.480
‫- کجا؟
‫- ای کاش بابام فکر اینجاش رو می‌کرد

00:46.599 --> 00:51.079
‫اما هیچ نقشه‌ای در کار نبود
‫من خبر نداشتم که می‌خواد پناهنده بشه!

00:52.800 --> 00:54.400
‫جدی؟

00:56.440 --> 00:59.360
‫پس بابا جونت تو رو ول کرده به امون خدا؟

00:59.520 --> 01:01.720
‫حرفـت یعنی همین دیگه؟

01:05.480 --> 01:08.599
‫اگه خیلی دوستت داشته،
‫چطوری حاضر شده همچین کاری بکنه؟

01:08.760 --> 01:13.480
‫امکان نداره
‫می‌دونی از کجا فهمیدم؟

01:15.840 --> 01:17.320
‫نگاه کن

01:18.760 --> 01:21.480
‫چون فلیکس همه‌چیز رو بهم گفته

01:21.639 --> 01:24.199
‫همونطوری که تو قراره بهم بگی

01:28.000 --> 01:30.679
‫حتما یه چیزی دیده یا شنیده!

01:30.840 --> 01:32.880
‫باید از زیر زبونـش بکشیم بیرون!

01:33.040 --> 01:35.400
‫شرط می‌زنم مثل مامانـش ضعیفــه

01:37.159 --> 01:40.160
‫فقط یه بچه‌ست النا

01:42.440 --> 01:44.040
‫فقط یه بچه‌ست!

01:44.200 --> 01:46.600
‫بچۀ یه خائن!

01:50.760 --> 01:54.720
‫حاضرم دست به هرکاری بزنم
‫تا مطمئن بشم ویکتور داره زجر می‌کشه،

01:54.880 --> 01:58.520
‫ولی نمی‌تونم این کار رو با ایلانا بکنم!

01:58.680 --> 02:03.360
‫اگه اون حرومزاده‌های «رادیو اروپای آزاد» از این بابت
‫خبردار بشن، به همۀ دنیا خبر می‌دن

02:03.520 --> 02:06.920
‫که من هیولایی‌ام
‫که بچه‌های معصوم رو شکنجه می‌کنم

02:07.080 --> 02:11.520
‫معصوم نیست!
‫هرکی که با ویکتور بوده بی‌گناه نیست!

02:11.680 --> 02:16.440
‫فقط باید کاری کنیم که ویکتور
‫خبردار بشه دخترش داره عذاب می‌بینه

02:42.423 --> 02:45.682
‫[در 1958 ارتش جماهیر شوروی رومانی را ترک کرد]

02:53.400 --> 02:56.920
‫[در 1964 رومانی شوروی را
‫از سیاست‌های خارجی خود جدا کرد]

02:57.908 --> 03:00.747
‫[در 1965 نیکولای چائوشسکو به قدرت رسید]

03:10.287 --> 03:14.188
‫[در 1967 رومانی سفارت‌خانه‌ای در آلمان غربی تأسیس کرد]

03:14.213 --> 03:17.453
‫[در 1969 رئیس جمهور آمریکا نیکسون،
‫به رومانی سفر کرد]

03:23.386 --> 03:28.214
‫[در 1977 چائوشسکو به مذاکرات صلح بین مصر و اسرائیل سرعت بخشید]

03:44.520 --> 03:49.820
‫«جاسوس برتر»
‫«فصل اوّل، قسمت پنجم»

03:52.760 --> 03:59.120
‫منابعمون توی بخارست اعلام کردن
‫که نیروهای امنیتی برای بازجویی بردنـش

03:59.280 --> 04:00.600
‫برای اینکه به من برسن،
‫دارن چنین کاری می‌کنن

04:00.760 --> 04:03.680
‫مطمئنم خیلی زود آزادش می‌کنن

04:03.840 --> 04:06.760
‫منظورت چیه؟
‫مگه چند وقتـه که اونجاست؟

04:06.920 --> 04:09.400
‫- کل شب
‫- چی؟

04:09.560 --> 04:12.400
‫به فرنک زنگ بزن، باید باهاش صحبت کنم

04:12.560 --> 04:15.480
پرونده‌ات دیگه دست فرنک نیست

04:16.560 --> 04:19.480
‫پس به هرکی که مسئولـه زنگ بزن!

04:19.640 --> 04:24.760
‫- باید یه معامله‌ای بکنم، یالا!
‫- چشم قربان

04:24.784 --> 04:40.568
<b>«ارائــه‌ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.Top ]</b>

04:40.592 --> 04:56.376
<b>«فیلم2مدیا را در تلگرام دنبال کنید»
@Film2Media_Plus</b>

04:56.400 --> 04:59.520
‫شماره ثبت نشده

05:00.840 --> 05:02.680
‫لعنتی

05:02.704 --> 05:12.536
ترجمه و زیرنویس از
iredprincess

05:12.560 --> 05:14.800
‫شماره ثبت نشده

05:14.960 --> 05:16.640
‫لعنتی!

05:19.560 --> 05:21.600
‫می‌خواستی حرف بزنی؟

05:21.760 --> 05:25.840
‫اطلاعات مهمی دارم که می‌تونه باعث
‫به خطر افتادن مذاکرات صلح کمپ دیوید بشه

05:26.000 --> 05:29.200
‫- مثل چی؟
‫- مثل یه حمله؟

05:29.360 --> 05:31.360
‫حمله؟

05:31.520 --> 05:34.480
‫اگه می‌خوای حرفت رو باور کنم،
‫باید جزئیات بیشتری بهم بگی

05:34.640 --> 05:36.560
‫نه تا وقتی‌که رئیس‌جمهورتون بهم قول بده

05:36.720 --> 05:40.800
‫تا 24 ساعت دیگه سوار هواپیمایی
‫به مقصد واشنگتن می‌شم

05:40.960 --> 05:45.640
‫و دخترم رو تا کریسمس به آمریکا برسونه
‫همین کریسمس

05:45.800 --> 05:50.600
‫متاسفانه شما در جایگاهی نیستی
‫که برای ما شرط و شروط بذاری

05:51.600 --> 05:55.440
‫فقط این پیغوم رو به رایلی برسون
‫خودش می‌دونه باهاش چیکار بکنه

05:58.320 --> 06:01.080
‫ببین دیگه داری بهم توهین می‌کنی

06:04.560 --> 06:10.280
‫می‌دونی، هرکسی توی لنگلی،
‫از جمله جورج،

06:11.600 --> 06:14.480
‫داره اعتبارت رو زیرسوال می‌بره

06:14.640 --> 06:18.040
‫پس اگه قرار باشه پیغام‌رسون
‫مسخرۀ تو باشم...

06:20.680 --> 06:23.800
‫باید کاری کنی باور کنم که حرف‌هات واقعی‌ان

06:31.360 --> 06:33.160
‫والتر

06:35.280 --> 06:37.760
‫اینجا زندگی خوبی داری

06:37.920 --> 06:39.440
‫اما زندگیت رو ازت می‌گیرن

06:39.600 --> 06:42.440
‫وقتی‌که مذاکرات صلح کمپ دیوید توی
‫شیفتِ تو از دست بره

06:42.600 --> 06:44.760
‫چون به جای اینکه اطلاعات مربوط به

06:44.920 --> 06:49.280
‫یک حملۀ مرگبار رو دنبال کنی،
سعی داشتی ‫با یه کمونیست درگیر حواشی بشی

06:49.440 --> 06:51.480
‫ببین، آنیتا اومده دنبالـت

06:51.640 --> 06:55.520
‫بهت قول می‌دم، اردو بهت خوش بگذره

06:55.680 --> 06:58.720
‫حتی ممکنه رو آتش نون بپزید!

06:58.880 --> 07:00.200
‫- سلام آنیتا
‫- سلام

07:00.360 --> 07:02.000
‫سلام بچه‌ها

07:04.240 --> 07:08.200
‫خوب رفتار کن باشه؟
‫ولی زیادی خوب هم نباش

07:08.360 --> 07:11.000
‫به حرف مشاورینـم گوش بده

07:11.160 --> 07:13.640
‫مامان عاشقتـه

07:15.240 --> 07:18.960
‫از سفرت لذت ببر فرشتۀ کوچولوی من

07:23.360 --> 07:25.320
‫خیله‌خب، حالا برو سوار شو

07:25.480 --> 07:27.360
‫جا هست؟

07:33.960 --> 07:36.160
‫خداحافظ، خوش بگذره

07:42.080 --> 07:43.560
‫مکس!

08:00.320 --> 08:01.640
‫من موی دماغتـم،

08:01.800 --> 08:03.920
‫پرونده رو ازم گرفتی
‫بعد حالا که بهم نیاز داری، می‌تونم برگردم؟

08:04.080 --> 08:06.800
‫خب خودت گفتی طرف آدم توئه،
‫پس هنوزم باید پاش وایسی

08:06.960 --> 08:10.680
‫ببین، فقط برو باهاش صحبت کن
‫و وادارش کن بهت اطلاعات بده

08:10.840 --> 08:13.640
‫- نه
‫- یه دلیلی برای باور کردن حرف‌هات بهمون بده

08:13.800 --> 08:16.080
‫- می‌تونید باور نکنید اصلا؟
‫- ویکتور

08:16.240 --> 08:19.080
‫مخفی کردن چنین اطلاعات مهمی از ما
‫ممکنه باعث بشه لنگلی واسش سوال پیش بیاد

08:19.240 --> 08:21.520
‫که آیا ما با همدیگه هستیم یا نه، نیستیم؟

08:23.160 --> 08:26.520
‫جالبه، این سوال برای خودم هم پیش اومده

08:26.680 --> 08:29.200
‫اینجا نگه داشتنـم واقعا هیچ اطمینانی درمورد

08:29.360 --> 08:31.640
‫مقاصد سازمان سیا بهم نمی‌ده

08:31.800 --> 08:34.240
‫- تو دروغ گفتی
‫- تو هم همینطور

08:34.400 --> 08:36.920
‫با این حال من الان پا پیش گذاشتم
‫و دارم از خودم مایه می‌ذارم

08:37.080 --> 08:40.680
‫بخواید یا نخواید، بررسی بکنید یا نکنید،
‫تصمیمش با خودتونه

08:40.840 --> 08:42.360
‫می‌خوای معامله کنی؟

08:42.520 --> 08:44.720
‫می‌خوای با دختر عزیزتر از جونت
‫توی دنیای آزاد

08:44.880 --> 08:46.720
‫بوقلمونِ کریسمس بزنی به بدن؟

08:46.880 --> 08:48.200
‫پس باید متقاعدمون بکنی

08:48.360 --> 08:51.680
‫که باهامون بازی نمی‌کنی ارتشبد گودانو

08:55.240 --> 08:57.560
‫یه حزبِ عرب توی بُن هستن

08:57.720 --> 09:00.640
‫که آمادۀ نابود کردنِ مذاکراتِ
‫صلحِ رئیس‌جمهورِ شما هستن

09:03.280 --> 09:06.880
‫- اسم یا آدرسی داری؟
‫- فقط یه اسم

09:08.600 --> 09:10.600
‫چائوشسکو مثل «فورت ناکس» ازشون محافظت می‌کنه
‫(محل نگهداری شمش های طلای خزانه داری امریکا واقع در شمال ایالت کنتاکی)

09:10.760 --> 09:12.960
‫آخه فکر کرده چطوری می‌تونیم
‫خونواده‌اش رو از اونجا بیاریم بیرون؟

09:13.120 --> 09:15.480
‫خونواده‌اش نه، فقط دخترش

09:15.640 --> 09:19.320
‫این کمونیست‌ها همشون
‫یه مُشت حرومزادۀ سنگ‌دل‌ان

09:19.480 --> 09:21.480
‫- اگه بلوف بزنه چی؟
‫- خدا می‌دونه

09:21.640 --> 09:24.160
‫اگه ذره‌ای حقیقت داشته باشه،
‫باید جدی بگیریمش

09:24.320 --> 09:25.920
‫ولی چرا الان زبون وا کرده؟

09:26.080 --> 09:28.160
‫دخترش رو گرفتن،
‫خودشم که اینجا گیره

09:28.320 --> 09:30.880
‫اگه این اطلاعات رو برای
‫روز مبادا نگه داشته،

09:31.040 --> 09:32.560
‫گمونم وضعیتی بدتر از این براش پیش نمیاد

09:32.720 --> 09:35.640
‫باشه، تو به جورج زنگ بزن،
‫من با آلمانی‌ها صحبت می‌کنم

09:35.800 --> 09:40.040
‫- چرا من؟ من آدم درستی نیستم
‫- دقیقا بخاطر همین

09:40.200 --> 09:42.160
‫همینجوریشم ازت متنفره

09:46.040 --> 09:48.320
‫چرا زودتر از این حرف‌ها
‫از این موضوع باخبر نشدید؟

09:48.480 --> 09:51.960
‫یه پناهنده باید بهتون بگه
‫تو حیاط پشتیــتون چه کوفتی می‌گذره؟

09:52.120 --> 09:55.000
‫مگه ما خبر داشتیم مصری‌ها می‌تونستن
‫خیلی راحت شوروی‌ها رو بندازن بیرون؟

09:55.160 --> 09:58.600
‫- مسئله این نیست
‫- دقیقا مسئله همینجاست!

09:58.760 --> 10:01.720
‫و اگه باعث می‌شه احساس بهتری پیدا کنی، باید
‫بگم که ظاهرا اصلا آلمانی‌ها روحشونـم خبر نداشته

10:01.880 --> 10:03.480
‫اما، می‌دونی، می‌فهمم

10:03.640 --> 10:05.560
‫می‌خوای کلا من رو مقصر جلوه بدی؟
‫باشه، اشکالی نداره

10:05.720 --> 10:07.520
‫کلی وقت داریم

10:07.680 --> 10:11.080
‫فرنک این موضوع رئیس‌جمهور رو
‫به هم می‌ریزه

10:11.240 --> 10:13.040
‫باید مطمئن بشیم

10:13.200 --> 10:16.320
‫منظورم اینه که واقعا حرفی که
‫گودانو زده رو باور می‌کنی؟

10:16.480 --> 10:18.440
‫فکر نکنم دیگه بتونیم
‫در این مورد بحث کنیم

10:18.600 --> 10:22.320
‫شک دارم گودانو خیلی راحت بخواد
‫قمار کنه سرِ...

10:22.480 --> 10:26.200
‫سرِ آیندۀ خودش و دخترش

10:26.360 --> 10:29.760
‫باشه، انجامش بدید
‫من کارتر رو راضی می‌کنم

10:47.120 --> 10:52.400
‫دنیا از پشتِ پنجره جور دیگه‌ست، مگه نه؟

10:52.560 --> 10:54.800
‫گمون کنم

10:56.400 --> 10:59.920
‫هی ببین، تیتر اول روزنامه‌ها شدی

11:01.040 --> 11:03.160
‫ماشین قشنگیـه

11:03.320 --> 11:04.840
‫پناهندۀ اهل رومانی،
‫ویکتور گودانو کیست؟

11:09.520 --> 11:13.400
‫مطمئنم به محض اینکه از
‫این آشفتگی رد بشیم،

11:13.560 --> 11:15.840
‫خونواده‌ات بهت ملحق می‌شن

11:17.120 --> 11:19.760
‫دیگه از هیچ چیزی مطمئن نیستم

11:21.320 --> 11:25.320
‫می‌تونم بهت اعتماد کنم جان؟

11:25.480 --> 11:27.840
‫می‌تونی یه لطفی در حقم بکنی؟

11:28.000 --> 11:31.320
‫روز شنبه توی سفارتخونه
‫یه کنفرانسی برگزار می‌شه

11:31.480 --> 11:33.440
‫از این موضوع برای وارد شدن استفاده می‌کنیم
‫و گودانو رو می‌بریم

11:33.600 --> 11:36.200
‫می‌دونم کجا ببریمش

11:36.360 --> 11:39.760
‫- برای کنفرانس کارت شناسایی دارن؟
‫- بله

11:39.920 --> 11:41.680
‫خوبه

11:41.840 --> 11:44.200
‫می‌خوام صد در صد مطمئن بشم
‫همه‌چیز توی سفارتخونه

11:44.360 --> 11:46.560
‫دقیقا طبق نقشه پیش می‌ره

11:46.720 --> 11:50.920
‫می‌خوام بدونم اینجا همونقدر که
‫به نظر می‌رسه محافظت شده هست یا نه

11:51.080 --> 11:55.680
‫که هیچ پلیس نظامی و دریایی‌ای
‫اونجا پرسه نمی‌زنه

11:55.840 --> 11:57.640
‫ما نقشۀ نیروهای دریایی

11:57.800 --> 11:59.880
‫و نگهبان‌های سه طبقه
‫از جمله طبقۀ ویکتور رو داریم

12:00.040 --> 12:04.520
‫وقت ناهار، عادت‌هاشون،
‫و اینکه چند وقت یکبار شیفتشون عوض می‌شه

12:04.680 --> 12:06.400
‫ساعات ورود و خروج‌های رسمیـشون دستمونه

12:06.560 --> 12:09.880
‫- حالا تنها کاری که باید انجام بدیم، تاییدشونه
‫- خوبه

12:10.040 --> 12:12.200
‫و حواست به اون میکروفن باشه

12:12.360 --> 12:15.240
‫شاید اطلاعات ارزشمندی مستقیما
‫از سازمان سیا به دستـمون برسه

12:15.400 --> 12:16.720
‫چشم

12:17.840 --> 12:20.320
‫نباید شکست بخوریم

12:25.320 --> 12:28.320
‫یه راهی برای خارج کردنتـون
‫از اون جهنم پیدا می‌کنم

12:28.480 --> 12:31.120
‫تا چند ماه دیگه میاید پیشـم

12:31.280 --> 12:33.000
‫توی آمریکا

12:45.200 --> 12:47.480
‫ماشین قشنگیـه

12:47.640 --> 12:51.600
‫- قرارمون سرجاشه، اسمش رو بهم بگو
‫- کارتر قول داده؟

12:51.760 --> 12:55.240
‫جورج قول داد، ولی خودش کارتر رو راضی می‌کنه

12:55.400 --> 12:57.760
‫- مطمئنی؟
‫- نه

12:57.920 --> 13:00.320
‫ولی هیچکدوممون پیشنهاد بهتری نداره

13:05.080 --> 13:09.320
‫- بهم قول بده
‫- قول می‌دم

13:18.800 --> 13:20.760
‫عمر فهیم

13:27.200 --> 13:28.920
‫الو؟

13:29.080 --> 13:32.440
‫شرمنده سافیا
‫نمی‌تونم صحبت کنم، باید برم

13:33.960 --> 13:36.040
‫باشه، مشکلی نیست خانم اینگرید

13:36.200 --> 13:39.960
‫مادر گوستاو مریض شده
‫و گوستاو به سفر کاری رفته،

13:40.120 --> 13:42.240
‫پس باید به دیدنـش برم

13:42.400 --> 13:44.080
‫از شنیدنش ناراحت شدم

13:44.240 --> 13:49.240
‫نه، من شرمنده‌ام
‫می‌دونم که دوران سختی رو داری پشت‌سر می‌ذاری

13:51.160 --> 13:52.480
‫همه‌چیز مرتبـه؟

13:54.080 --> 13:58.080
‫عمر و جبار بدون اینکه حرفی بزنن، رفتن

13:58.240 --> 14:00.040
‫فکر کنم...

14:01.080 --> 14:04.000
‫به نظرم شاید بیخودی
‫شلوغـش کردم

14:05.000 --> 14:08.400
‫نه اینطور نیست، گوش کن

14:08.560 --> 14:13.040
‫پسرت رو بگیر و تا جایی‌که می‌تونی از
‫هردوتاشون دور شو

14:14.480 --> 14:17.320
‫باید قطع کنم
‫یادت نره چی بهت گفتم

14:17.480 --> 14:21.280
‫پسرم مدرسه‌ست
‫نمی‌دونم چطوری...

14:21.440 --> 14:23.320
‫بهم گوش بده

14:25.440 --> 14:27.880
‫دقیقا کاری که می‌گم رو بکن

14:28.800 --> 14:30.960
‫احمد رو از مدرسه بگیر

14:31.120 --> 14:34.920
‫تا جایی‌که قدرت حمل داری، وسایلت رو جمع کن
‫و بعدش برو

14:37.880 --> 14:40.040
‫قاطی جمعیت شو

14:40.200 --> 14:42.800
‫اگه احساس کردی کسی دنبالتـه،
‫توی یه فروشگاه مخفی شو

14:42.960 --> 14:46.600
‫بعدش تا جایی که می‌تونی،
‫به مسیرت ادامه بده

14:46.760 --> 14:48.840
‫امیدوارم وقتی که برگشتم،
‫دوباره ببینمت

15:53.960 --> 15:56.560
‫حالت چطوره؟ اذیتـت کردن؟

15:56.720 --> 15:59.120
‫- چطوری بابا حاضر به انجام چنین کاری شده؟
‫- به من نگاه کن

15:59.280 --> 16:01.320
‫می‌دونست چه بلایی به سرمون میاد

16:01.480 --> 16:05.200
‫بهت قول می‌دم، یه راهی پیدا کنم

16:08.160 --> 16:10.400
‫- چیزی نمی‌شه
‫- چطوری؟

16:10.560 --> 16:13.440
‫نمی‌بینی که اینجا زندونی شدیم؟

16:13.600 --> 16:16.200
‫می‌رم بالا طبقه، دست از سرم بردار!

17:33.000 --> 17:35.760
‫قبول کرده
‫اما فقط بخاطر اینکه وحشت کرده

17:35.920 --> 17:37.720
‫کوچکتـرین موضوع می‌تونه
‫مذاکرات صلح رو نابود کنه

17:37.880 --> 17:41.480
‫- همه‌مون وحشت‌زده‌ایم
‫- چیز زیادی برای مذاکره نمونده

17:42.600 --> 17:43.960
‫بن شهرِ کوچکیـه

17:44.120 --> 17:47.040
‫فرنک به آلمانی‌ها خبر داده، نیروها دارن
‫همۀ گوشه کناره‌ها رو می‌گردن

17:47.200 --> 17:49.760
‫و اخلاقیاتِ گودانو رو زیر سوال بُرده

17:49.920 --> 17:52.040
‫خوشش نیومد که سر چنین
‫اطلاعاتی معامله کرده

17:52.200 --> 17:55.000
‫سیاست حول محور معامله کردن می‌چرخه
‫و بیخیال...

17:55.160 --> 17:59.960
‫اون می‌خواد دخترش از اونجا بیاد بیرون
‫و ما هم می‌خوایم کمپ دیوید امنیت داشته باشه

18:00.120 --> 18:02.120
‫دو سر بُرده

18:47.720 --> 18:53.040
‫به آپارتمان حمله شده
‫گمونم تعقیبـم کردن

19:16.000 --> 19:17.680
[پروندۀ محرمانۀ عمر فهیم]

19:24.160 --> 19:25.760
‫من عمر رو دیدم

19:25.920 --> 19:29.160
‫چند سال پیش توی یکی از
‫کمپ‌های آموزشیِ ما بوده

19:30.680 --> 19:32.680
‫اونجا با اسم «اسماعیل» اومده بود

19:34.840 --> 19:37.960
‫پلیس آلمان گمـشون کرد اما چیزهایی
‫که برعلیه‌شون داشت رو بهمون داد

19:40.680 --> 19:42.240
‫می‌شناسیش؟

19:44.120 --> 19:45.920
‫می‌دونیم خدمتکارِ اینگریده

19:47.160 --> 19:50.240
‫سافیا توی حمله دست داشته؟

19:50.400 --> 19:54.680
‫اگه باشه پس حتما اینگریدت
‫هم از این موضوع خبر داشته، درسته؟

19:54.840 --> 19:57.640
‫و اگه اینگرید خبر داشته باشه، سوال اصلی
‫اینه که آیا استازی‌ها پشت پرده‌ان؟

19:57.800 --> 19:59.600
‫- یا فقط خودش
‫- با عقل جور درنمیاد

19:59.760 --> 20:03.080
‫اینگرید هیچ نقشی توی این ماجرا داره

20:03.240 --> 20:06.880
‫- از کجا انقدر مطمئنی؟
‫- من می‌شناسمش

20:07.040 --> 20:08.800
‫خیلی خوب هم می‌شناسمش

20:11.200 --> 20:14.400
‫گمونم هرکسی که اطلاعات عمر رو بهت داده
‫می‌خواسته این موضوع به گردن اینگرید بیفته

20:50.452 --> 21:26.456
ترجمه و تنظیم از
iredprincess‫

21:26.480 --> 21:28.920
‫چقدر بده اوضاع؟

21:29.080 --> 21:31.840
‫گودانو به حرف اومده؟

21:32.000 --> 21:34.440
‫تا جایی که خبر داریم، هنوز نه

21:34.600 --> 21:37.160
‫خبری از دوستِ روسیـمون نشد؟

21:39.600 --> 21:43.960
‫نه، هنوز داریم طبق برنامه پیش می‌ریم

21:44.120 --> 21:46.080
‫باید فردا بشه

21:46.240 --> 21:48.520
‫به پلیس اطلاعاتی دادن

21:48.680 --> 21:51.600
‫یه اسمی گیرشون اومده
‫اما هنوز دستـشون به جایی نرسیده

21:51.760 --> 21:54.920
‫ما کار خودمون رو کردیم،
‫اسلحه‌هام دستِ اون‌هاست

21:55.080 --> 21:56.880
‫باید ببینیم آخرش چی می‌شه

21:58.800 --> 22:02.640
‫و از خانم وان وایزنوف خبر جدیدی نشد؟

22:02.800 --> 22:07.040
‫اطلاعات آلمان خبر داره که استازیه
‫ولی ما همچنان در امانیـم

22:09.280 --> 22:10.960
‫فکر کنم فراری شده

22:16.320 --> 22:20.080
‫چه بهتر، اگه لازم شد
‫می‌تونه قربانیِ خوبی از آب دربیاد

22:21.200 --> 22:22.680
‫درسته

22:22.840 --> 22:25.440
‫پرونده‌ای که از من داره رو دیدم،
‫چیزی نیست

22:25.600 --> 22:27.640
‫از هیچی خبر نداره

22:29.840 --> 22:32.480
‫پس رسما فراری شده،

22:32.640 --> 22:36.600
‫یا دیوونه شده،
‫یا اصلا هردو

23:38.160 --> 23:40.920
‫به به، ترفندهای خودتون رو داریدها

23:41.080 --> 23:44.560
‫به این ترفند می‌گن دست گذاشتن
‫توی ظرفِ شیرینی

23:51.120 --> 23:55.000
‫حتما اطلاعات درست و حسابی بهشون دادی

23:56.120 --> 23:59.760
‫وقتی همۀ اطلاعاتم رو می‌ریزم رو دایره،
‫سعی کن واشنگتن باشی

24:01.560 --> 24:04.360
‫عه؟ مثلا چه اطلاعاتی؟

24:05.400 --> 24:08.800
‫مثلا اینکه چقدر از وست
‫تکنولوژی دزدیدیم

24:08.960 --> 24:12.440
‫و برنامۀ ما و شوروی برای
‫استفاده ازشون چیه

24:21.280 --> 24:26.040
‫- دارن نیروهای امنیتی رو تشدید می‌کنن؟
‫- بخاطر کنفرانسِ فرداست

24:27.560 --> 24:30.360
‫- پس فقط بخاطر من نیست
‫- وای نه

24:30.520 --> 24:32.560
‫هنوزم از دیدِ عموم مخفی نگه می‌دارنت

24:32.720 --> 24:35.560
‫نصفِ کارکنانِ اینجا اصلا
‫از موقعیتـت خبر ندارن

24:35.720 --> 24:41.760
‫- خب فکر می‌کنن من کی هستم؟
‫- رفیق بسکتبالیستِ اهل رومانیِ فرنک؟

24:41.920 --> 24:44.600
‫این کنفرانس واسه چی انقدر ویژه‌ست؟

24:44.760 --> 24:47.640
‫بخاطر اینکه آدم‌های مهم زیادی قراره بیان

24:47.800 --> 24:51.520
‫مثل ساشا کنوین، می‌دونی دیگه،
‫همون بسکتبالیستِ اسرائیلی

24:51.680 --> 24:53.120
‫امیدوارم بتونم ازش امضا بگیرم

25:25.040 --> 25:27.600
‫به محض اینکه به عنوان گارسون شناسایی بشن،
‫قابلیت دسترسی به همه‌جا رو خواهند داشت

25:27.760 --> 25:30.160
‫تا زمانی‌که یه سینی دستشون باشه،
‫اونجا مشکلی ندارن

25:30.320 --> 25:32.720
‫فقط یکی از این‌ها برمی‌دارم

25:42.200 --> 25:45.760
‫از اینجا امکان دسترسی به
‫راهروهای بخش اداری رو خواهیم داشت

25:45.920 --> 25:49.920
‫من جمله طبقۀ فرنک جکسون،
‫جایی که دفترش هست

25:51.240 --> 25:53.720
‫برنامه داریم حرکات افرادی که
‫می‌تونن وارد جناحی که

25:53.880 --> 25:56.840
‫گودانو نگهداری می‌شه رو زیرنظر بگیریم

25:57.000 --> 26:03.480
‫همۀ راهروها، خروجی‌ها و پلکان‌ها
‫و همه‌چیز رو داریم بررسی می‌کنیم

26:03.640 --> 26:05.960
‫قبل رسیدن به اتاق گودانو،
‫دو تا آسانسور هست

26:06.120 --> 26:08.480
‫باید بررسی کنیم سیمپسون
‫و جکسون دارن

26:08.640 --> 26:10.600
‫از اونی که به جناحشون نزدیکتره
‫استفاده می‌کنن یا نه

26:12.080 --> 26:14.720
‫به محض اینکه درمورد
‫رفت و آمد افراد گودانو اطلاعات کسب کردیم،

26:14.880 --> 26:19.400
‫می‌تونیم نقشۀ فراری رو بریزیم
‫که کمترین خطرِ دیده شدن رو داشته باشه

26:21.160 --> 26:23.360
حدس زدیم که اتاق گودانو کجاست

26:23.520 --> 26:25.440
‫باید ببینیم وارد شدن به اونجا چقدر آسونه

26:25.600 --> 26:28.160
‫مامور پونارو کلِ جناح شرقی رو بررسی می‌کنه،

26:28.320 --> 26:31.120
‫تا اتاق ویکتور رو پیدا کنه

26:33.520 --> 26:37.040
‫- اسلحه چی؟
‫- داره، امروز مخفیش می‌کنه

26:37.200 --> 26:40.280
‫ولی نقشه‌مون فقط بیرون آوردنـشه

26:49.320 --> 26:51.120
‫یکی از اون‌ها بهم بده

26:59.880 --> 27:02.280
‫رئیس‌جمهور قبول کرد

27:17.080 --> 27:20.720
‫- امکان نداره عمر دست تنها باشه
‫- موافقم

27:23.440 --> 27:26.560
‫می‌دونی، آموزش سربازهای عربی با ما بوده

27:26.720 --> 27:31.280
‫ممکنه بتونم کمک کنم
‫یا که حداقل واست گلچین کنم

27:34.240 --> 27:36.480
‫مانعم نشو

27:36.640 --> 27:40.080
‫می‌دونم چی در خطره
‫و می‌دونی که می‌تونم کمک کنم

27:46.920 --> 27:49.120
‫باشه

27:49.280 --> 27:51.120
‫یه کاری هست که می‌خوام واسم بکنی

27:53.200 --> 27:55.360
‫فکر می‌کردم باشه

27:58.160 --> 28:02.040
‫جان لطف کرد اجازه داد این پیغوم
‫رو برای دخترم ضبط کنم

28:02.200 --> 28:04.360
‫می‌تونی به دست ایلانا برسونیش؟

28:08.920 --> 28:11.720
‫به دستـش توی رومانی برسونم؟

28:11.880 --> 28:13.840
‫مطمئنم یه راهی پیدا می‌کنی

28:14.000 --> 28:17.640
‫یه راهی برای خارج کردنتـون
‫از اون جهنم پیدا می‌کنم

28:17.800 --> 28:20.480
‫تا چند ماه دیگه میاید پیشـم

28:20.640 --> 28:22.840
‫توی آمریکا

28:23.000 --> 28:25.640
‫بهش قول دادی که این نوار
‫رو به دست دخترش می‌رسونیم؟

28:25.800 --> 28:28.200
‫چون می‌دونی که،
‫اصلا کار آسونی نیست

28:28.360 --> 28:30.560
‫من هیچ قولی بهش ندادم

28:30.720 --> 28:33.680
‫فقط می‌خواستم که خودش رو تخلیه کنه

28:33.840 --> 28:37.120
‫و چه خبر از دوست‌هامون توی رومانی؟

28:37.280 --> 28:40.200
‫که 24 ساعته تحت نظرن

28:40.360 --> 28:42.600
‫پس واقعا نمی‌تونیم این نوار
‫رو به دستش برسونیم

28:42.760 --> 28:44.560
‫احتمال زیاد نه

28:46.920 --> 28:49.080
‫چی قراره بهش بگیم؟

28:52.920 --> 28:54.640
‫هیچی

29:19.320 --> 29:21.560
‫کل شب بازجوییش کردن

29:21.720 --> 29:24.360
‫می‌تونه تحمل کنه، دخترِ قدرتمندیه

29:24.520 --> 29:26.360
‫چه کوفتی به سرمون اومد بوریس؟

29:26.520 --> 29:28.840
‫ویکتور به سیا رفته؟
‫با عقل جور درنمیاد

29:29.000 --> 29:31.400
‫نقشه‌مون این نبود
‫ولی نگران نباش، داریم...

29:31.560 --> 29:33.360
‫من نگران اون نیستم

29:36.120 --> 29:39.000
‫من نگران بچه‌ام هستم

29:41.960 --> 29:43.320
‫کی قراره ازش مراقبت بکنه؟

30:34.440 --> 30:40.160
‫شبی که از همدیگه جدا شدیم،
‫با تاکسی به خونه رفتم

30:42.120 --> 30:44.240
‫وقتی که رسیدم،
‫از راننده خواستم

30:44.400 --> 30:47.640
‫که اجازه بده یه دقیقه توی ماشین بمونم

30:49.880 --> 30:53.240
‫آهنگمون «وسوسه» داشت
‫از رادیو پخش می‌شد

30:59.480 --> 31:02.080
‫احساس کردم که یه نشونه‌ست

31:02.240 --> 31:06.200
‫فقط یه نشونه که برای تصمیم گرفتن
‫بهش نیاز داشتم

31:08.680 --> 31:12.360
‫از راننده خواستم من رو به اونجا برگردونه

31:14.840 --> 31:20.000
‫اما وقتی که ما رسیدیم،
‫تو رفته بودی

31:25.320 --> 31:28.560
‫همیشه به این موضوع فکر می‌کنم
‫که اگه اونجا پیدات می‌کردم،

31:28.720 --> 31:31.600
‫زندگیـم چطور می‌شد

31:38.320 --> 31:41.200
‫ما یه قولی به همدیگه دادیم بوریس

31:43.200 --> 31:46.600
‫من سر قولـم موندم
‫و ویکتور رو بهت دادم

31:53.000 --> 31:54.960
‫حالا دیگه نوبتِ توئه

31:57.320 --> 32:02.400
‫فقط تویی که می‌تونی بچه‌ام رو نجات بدی
‫خواهش می‌کنم!

32:03.440 --> 32:05.480
‫چطور می‌تونم بهت نه بگم؟

32:09.200 --> 32:11.440
‫اما تو هم باید بهم کمک بکنی

32:13.200 --> 32:15.720
‫یکم دلم براشون می‌سوزه

32:15.880 --> 32:20.680
‫واقعا؟ بخاطر چی؟ خونه‌شون رو نگاه کن

32:21.640 --> 32:24.040
‫من بیشتر دلم به حال خودم می‌سوزه

32:26.520 --> 32:29.240
‫داره چیکار می‌کنه؟

32:29.400 --> 32:33.200
‫- دیوونه شده؟
‫- چی؟ لباس‌های گودانوئه؟

32:33.360 --> 32:35.280
‫چه کوفتی شده؟

32:44.920 --> 32:47.920
‫- بنزینـه؟
‫- اون چه کوفتیه دیگه؟

32:52.080 --> 32:53.880
‫نه، وایسا!

32:54.040 --> 32:56.160
‫هم‌رزم گودانو، این کار رو نکنید!

32:57.520 --> 33:00.560
‫چی... هم‌رزم گودانو، خواهش می‌کنم!

33:01.560 --> 33:03.520
‫چه...؟

33:04.440 --> 33:07.400
‫هم‌رزم گودانو، خواهش می‌کنم،
‫واقعا نیازی نیست که...

33:07.560 --> 33:09.200
‫نه، هم‌رزم گودانو

33:09.360 --> 33:12.840
‫- وسایلش رو آتش نزنید لطفا
‫- گمشو!

33:13.000 --> 33:16.240
‫دخترش رو بیار، دیوونه شده!
‫هم‌رزم گودانو، خواهش می‌کنم!

33:25.400 --> 33:27.800
‫خانم گودانو!

33:27.960 --> 33:29.840
‫کجایید؟

33:30.920 --> 33:32.560
‫خواهش می‌کنم

33:36.280 --> 33:39.320
‫- نمی‌تونم پیداش کنم
‫- پشت رو نگاه کن! برو!

33:46.240 --> 33:49.160
‫یک، یک، پنج
‫آدلا گودانو دیوونه شده

33:49.320 --> 33:53.360
‫نمی‌تونیم دخترش رو پیدا کنیم که
‫آرومش کنه، یه نفر رو بفرستید

34:00.240 --> 34:03.680
‫- نوار رو بهش رسوندید؟
‫- داریم روش کار می‌کنیم

34:03.840 --> 34:07.080
‫- حالش خوبه؟
‫- تا جایی که خبر داریم بله

34:08.720 --> 34:12.360
‫الان اطلاعات آلمان این وسایل
‫رو از خونۀ عمر آورده

34:19.000 --> 34:20.880
‫جبار حسن

34:21.040 --> 34:23.320
‫این یارو رو می‌شناسی؟

34:23.480 --> 34:26.240
‫اولین بار توی مصر دیدمش

34:26.400 --> 34:30.040
‫اول به عنوان رابط به بخارست اومد،
‫بعدش برای آموزش

34:30.200 --> 34:32.360
چیکاره‌ست؟

34:32.520 --> 34:35.680
‫معلم بوده، حقوق خونده
‫و خیلی باهوشه

34:35.840 --> 34:39.800
‫سال 1971 از بیخ و بُن تغییر کرد
‫یه سازندۀ بمبِ کاربلده

34:39.960 --> 34:43.600
‫- به نظرت با عمر هم‌دسته؟
‫- مغز متفکرشونه به نظرم

34:44.800 --> 34:46.800
‫باید پیداش کنیم

34:46.960 --> 34:50.840
‫گزارش رادیویی کمپ دیوید
‫معاملۀ بین مصر و اسرائیل

34:51.000 --> 34:54.000
‫اخیرا بهمون اطلاع دادن مذاکرات
‫صلحِ کمپ دیوید

34:54.160 --> 34:57.720
‫با میانجی‌گریِ رئیس‌جمهور کارتر،
‫مانع بزرگی رو پشت‌سر گذاشته

34:57.880 --> 35:01.800
‫سادات، رئیس‌جمهور مصر در نظر داشت
‫که به طور کلی مذاکرات رو ترک کنه

35:01.960 --> 35:06.720
‫تغییر نظر ایشون، نشانۀ روشنی
‫از امیدِ دوباره‌ست

35:11.440 --> 35:14.520
‫قربان؟ پشت خطی دارید
‫ممنون

35:18.640 --> 35:20.120
‫- بله؟
‫- وقتـشه

35:20.280 --> 35:22.880
‫فردا، قبل از اینکه خیلی دیر بشه،
‫انجامش می‌دیم

35:23.040 --> 35:26.160
‫مذاکرات صلح مانع بزرگی رو پشت‌سر گذاشت

35:26.320 --> 35:32.320
‫و بیش از پیش به توافق بین
‫مصر و اسرائیل نزدیکتـر شدیم

35:32.480 --> 35:35.240
‫وقتی که خارجش کردید،
‫به منطقۀ محفوظ شده ببرید

35:35.400 --> 35:39.320
‫- و همونجا بهش رسیدگی کنید
‫- خودم بهش رسیدگی می‌کنم

35:39.480 --> 35:43.680
‫- تو باید اونجا باشی وقتی...
‫- آخرش میام

35:43.840 --> 35:45.920
‫تا اولین نفر گزارشت رو ببینم

37:48.280 --> 37:50.120
‫آخه چطوری تونست ناپدید بشه؟

37:52.040 --> 37:54.720
‫هم‌رزم نیکولای چائوشسکو،
‫اومدم که گزارش بدم

37:54.880 --> 37:57.040
‫ما داریم از همه بازجویی می‌کنیم

37:57.200 --> 37:59.840
‫رسما قول می‌دم
‫که مقصر رو پیدا کنم

38:00.000 --> 38:02.120
‫نمی‌تونه ناپدید بشه که!

38:02.280 --> 38:05.080
‫آخه چطوری کسی اصلا ندیدتش؟

38:09.280 --> 38:13.240
‫یه مُشت احمقید شما؟

38:13.400 --> 38:17.400
‫همشون رو دستگیر کنید!
‫مرزها رو ببندید!

38:17.560 --> 38:23.200
‫هیچ قطار، ماشین و هواپیمایی بدونِ بازرسی
‫نباید خارج بشه!

38:23.360 --> 38:25.120
‫گمشو!

39:12.200 --> 39:15.200
‫این یکی رو نگاه کن

39:16.800 --> 39:18.600
‫مشکلی نداره

39:19.720 --> 39:23.160
‫...برخلاف اصول 242،
‫در مجموع،

39:23.320 --> 39:26.680
‫ظاهرا مذاکرات صلح کمپ دیوید
‫داره به سمت موفقیت پیش می‌ره

39:26.704 --> 40:36.648
<b>«فیلم2مدیا را در تلگرام دنبال کنید»
@Film2Media_Plus</b>

40:36.672 --> 41:16.672
ترجمه و زیرنوس از
iredprincess

41:46.640 --> 41:50.400
‫ببخشید، ماشینـم روشن نمی‌شه

41:50.560 --> 41:53.800
‫اما باید از اینجا عبور کنم
‫یه موضوع خانوادگیِ مهمه

41:53.960 --> 41:55.880
‫پاسپورتـتون لطفا

42:09.560 --> 42:11.880
‫پاسپورتتـون منقضی شده

42:12.880 --> 42:15.600
‫امکان نداره
‫می‌شه دوباره بررسی کنید؟

42:15.760 --> 42:18.760
‫شرمنده، نمی‌تونم اجازه بدم برید

42:26.640 --> 42:28.040
‫جلوش رو بگیرید!

42:29.400 --> 42:31.800
‫اسلحه‌هاتون رو بذارید زمین!

42:35.760 --> 42:37.360
‫تکون نخور!

42:39.640 --> 42:41.840
‫چیزی نیست، من مسلح نیستم!

42:43.400 --> 42:45.960
‫به دوستان آلمان غربیـتون بگید
‫که تفنگ‌هاشون رو بذارن کنار!

42:46.120 --> 42:49.120
‫خونواده‌ام توی آلمان شرقی هستن!

42:49.144 --> 42:58.424
<b>«ارائــه‌ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.Top ]</b>
